WEBVTT

00:07.511 --> 00:12.511
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:24.371 --> 00:26.371
‫اون اعماق جنگل‌های پاناما…

00:28.041 --> 00:30.591
‫بقا فقط جنگیدن با طبیعت وحشی نیست

00:31.731 --> 00:33.611
‫باید بلد باشی با آدما سر کنی

00:35.461 --> 00:37.221
‫شانزده تا غریبه

00:38.011 --> 00:40.391
‫پرت شدن وسط دنیایی که فقط یه قانون داره

00:41.061 --> 00:42.771
‫باید تیمی به خط پایان برسین

00:43.311 --> 00:46.811
‫تا برنده بشین و جایزه یک میلیون دلاری رو
‫بین خودتون تقسیم کنین

00:46.841 --> 00:48.801
‫پول بدجوری آدما رو ‫به جنون می‌کشه

00:48.821 --> 00:50.941
‫قانون بازی فقط همینه

00:50.971 --> 00:54.181
‫اون پفیوزای بقیه کمپ‌ها،
‫از هر جونور درنده‌ای خطرناک‌ترن

00:54.511 --> 00:57.721
‫ما می‌خوایم با شماها دست‌به‌یکی کنیم
‫تا تیم چارلی رو کلا از بازی محو کنیم

00:58.031 --> 00:59.031
‫هدف چیه؟

00:59.051 --> 01:01.761
‫باید بیشتر از بقیه تیم‌ها
‫توی زمین بازی دووم بیارین

01:01.781 --> 01:05.081
‫- بهت چی گفته بودم؟
‫- به هر قیمتی که شده، حتی با کثافت‌کاری

01:05.101 --> 01:07.121
‫دلم می‌خواد
‫کفشاش رو تو آتیش بسوزونم

01:07.141 --> 01:09.191
‫حق انتخاب دارین که ‫تیمتون رو ول کنین

01:09.211 --> 01:11.171
‫- یالا بریم!
‫- می‌خوام بزنم چاک، برم یه تیم دیگه

01:11.191 --> 01:14.481
‫اومدم اینجا که ببرم. خسته شدم از بس
‫با یه مشت آدم دست‌وپاگیر سر و کله زدم

01:14.511 --> 01:17.781
‫یا اینکه ممکنه هر لحظه
‫مجبور بشین غزل خداحافظی رو بخونین

01:17.801 --> 01:18.981
‫داداش، باید شر رو کم کنی بری

01:19.641 --> 01:22.971
‫هر چی تعداد تیم کمتر باشه،
‫سهم پول شما بیشتره

01:23.001 --> 01:24.811
‫اصلاً چشم دیدن این جنده رو ندارم

01:25.141 --> 01:27.981
‫اینجوری 50 هزار تای دیگه می‌ره
‫تو جیب من، جیب تو و جیب اون

01:28.001 --> 01:29.621
‫شاید مجبور شیم دکمه‌تو بزنیم

01:29.651 --> 01:31.061
‫تو یه سلیطه خودخواهی!

01:31.481 --> 01:34.001
‫- شماها اصلاً شرف سرتون می‌شه؟
‫- دمتون گرم بچه‌ها، عالی بود

01:34.031 --> 01:35.531
‫وفاداری، بالاتر از همه‌چیزه

01:35.551 --> 01:37.451
‫یا اینکه می‌خواید بی‌رحمانه بازی کنین؟

01:37.991 --> 01:39.911
‫هیچ‌جای این بازی عادلانه نیست

01:39.931 --> 01:43.891
‫کدوم روش شما رو
‫به اون جایزه یه میلیونی می‌رسونه؟

01:43.921 --> 01:45.931
‫آخرش از این کارت بدجوری پشیمون می‌شی

01:45.951 --> 01:48.621
‫- این یه تاکتیک جنگیه
‫- باید دار و ندارشون رو بالا بکشیم

01:48.651 --> 01:50.041
‫تصمیم گرفتم برگردم خونه

01:52.131 --> 01:53.801
‫جون سالم بدر بردن در بلایای طبیعی

01:53.821 --> 01:55.951
‫- تیم پزشکی اومد!
‫- دارم یه نفر رو حذف می‌کنن!

01:55.971 --> 01:57.811
جون سالم بدر بردن از خنجر از پشت

01:57.831 --> 02:00.131
‫واقعاً واسشون راحته
که ‫زیر قول و قرارشون بزنن؟

02:00.161 --> 02:02.591
‫دیگه اون هره‌کرها و
‫لاس‌زدن‌های رفاقتی تموم شد، ورق برگشت

02:02.611 --> 02:04.101
‫اون یه تیکه گوه کثیفه

02:05.061 --> 02:06.481
‫و از همه مهم‌تر…

02:07.011 --> 02:09.391
‫می‌خوام دهنشون سرویس شه و زجر بکشن

02:10.001 --> 02:12.131
جون سالم بدر بردن تو دل جنگل

02:14.721 --> 02:16.241
"‏16 بازیکن"

02:17.021 --> 02:18.701
"اَبی"

02:19.321 --> 02:21.051
"بِن"

02:21.951 --> 02:23.861
"برکستون"

02:24.741 --> 02:26.121
"بِرِت"

02:26.751 --> 02:28.821
"وضع قوانین با خودشون "

02:29.201 --> 02:30.921
"دیـو"

02:31.461 --> 02:33.161
"هـال"

02:33.871 --> 02:35.631
"لـِیا"

02:36.471 --> 02:38.171
"مدی"

02:38.971 --> 02:40.781
"بازی نهایی بقا"

02:41.181 --> 02:42.981
"مارشال"

02:43.751 --> 02:45.671
"مـاری"

02:45.981 --> 02:47.681
"مورگن"

02:48.171 --> 02:49.981
"نیکی"

02:50.581 --> 02:52.441
"فقط یه تیم از عهده‌ش‌ برمیاد"

02:53.111 --> 02:54.611
"فارو"

02:55.551 --> 02:57.451
"سارا"

02:58.051 --> 02:59.691
"شان"

03:00.331 --> 03:02.151
"وس"

03:06.141 --> 03:08.571
«زنده ماندن: جنگل»

03:18.391 --> 03:20.021
‫شانزده تا غریبه

03:20.971 --> 03:23.641
‫همین الان تو یه جزیره استوایی دورافتاده ‫پیاده شدن

03:23.661 --> 03:25.231
‫جایی تو حواشی سواحل پاناما

03:26.971 --> 03:30.181
‫راستش حس می‌کنم تمام عمرم داشتم
‫واسه همچین چیزی تمرین می‌کردم

03:30.211 --> 03:31.631
‫بدون اینکه خودم حتی متوجه باشم

03:31.831 --> 03:34.001
‫اینجا قراره خیلی چیزا
‫درباره خودم بهم یاد بده

03:34.021 --> 03:36.861
‫هیچ‌جوره نمی‌شه یه همچین جهنمی رو
‫تو زندگی واقعی شبیه‌سازی کرد

03:38.361 --> 03:40.411
‫همه‌شون پیشینه‌های
منحصربه‌فرد خودشون رو دارن

03:40.821 --> 03:43.521
‫من پنج سال تو لیگ ملی فوتبال آمریکا بازی کردم

03:43.551 --> 03:45.381
‫منم مامور سابق فدرالم

03:45.411 --> 03:47.951
‫من تا حالا پنج تا مسابقه
‫کُشتی با تمساح رو بردم،

03:47.981 --> 03:49.641
‫و الانم اینجام تا مسابقه بقا رو ببرم

03:50.661 --> 03:53.921
‫ما واسه یه میلیون دلار اینجاییم،
‫و اون پول مال منه

03:53.941 --> 03:57.531
‫بدجوری مصممم که برگردم خونه،
‫به مادرم زنگ بزنم و بگم:

03:57.551 --> 03:59.781
‫"دیدی؟ ما بردیم‫ دیگه همه‌چیز ردیف می‌شه"

04:02.801 --> 04:07.801
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

04:30.031 --> 04:34.161
‫"به مسابقه بقا خوش اومدین،
‫بازی بقا که فقط یه قانون داره"

04:34.181 --> 04:38.341
‫"برای بردن جایزه یک میلیون دلاری،
‫حتماً باید عضو یه تیم باشین"

04:40.671 --> 04:44.671
‫"هر زمان که بخواین می‌تونین با شلیک یه منور
‫به آسمون، خودتون رو از بازی حذف کنین"

04:45.481 --> 04:47.851
‫"هر موقع هم که بخواین
"می‌تونین تیمتون رو عوض کنین

04:48.551 --> 04:52.771
‫"اگه تیمتون رو ول کنین، یا با رای اکثریت
‫اعضای تیم دکمه‌تون زده بشه و اخراج بشین،"

04:52.791 --> 04:55.961
‫"24 ساعت وقت دارین تا
‫یه تیم دیگه شما رو قبول کنه،"

04:55.991 --> 04:58.701
‫"وگرنه کلا از صفحه بازی ‫حذف می‌شین"

05:02.231 --> 05:06.671
‫"هر کمپ، مازادِ یکی از منابع اولیه و
‫حیاتی برای بقا رو در اختیار داره"

05:06.691 --> 05:09.361
‫- رفیق، چی؟
‫- یعنی می‌خوان برامون چیزی بفرستن پایین؟

05:09.391 --> 05:10.431
!اوه

05:10.461 --> 05:12.091
‫یه محموله دیگه! یه آبی!

05:13.331 --> 05:15.111
‫"آبی، سرپناه"

05:15.141 --> 05:16.641
‫داره می‌ره اون سمتی

05:17.921 --> 05:20.891
‫- سبز
‫- "سبز، آتیش"

05:21.211 --> 05:24.461
‫- به نظر من آتیش از همه‌چیز مهم‌تره
‫- ولی باید یه جا باشه که رو زمین نخوابی

05:24.491 --> 05:25.791
‫- زرد!
‫- زرد!

05:26.801 --> 05:28.631
‫"زرد، شکار"

05:28.661 --> 05:30.241
‫"کدوم رو انتخاب می‌کنین؟"

05:30.271 --> 05:33.691
‫- پسر، ولی اینجا کلا سه تا...
‫- این یعنی تعداد اعضای تیم‌ها برابر نیست

05:33.711 --> 05:34.891
‫"برید سراغش"

05:35.661 --> 05:37.051
‫"بازی همین الان شروع می‌شه"

05:40.021 --> 05:41.181
‫یعنی همین الانِ الان؟

05:41.401 --> 05:42.641
‫آره، فکر کنم باید راه بیفتیم

05:42.671 --> 05:44.921
‫- شماها دارین بابت کدوم می‌رید؟
‫- نمی‌دونم والا

05:44.941 --> 05:46.521
‫درست کردن وسایل شکار کار سختیه

05:46.541 --> 05:48.801
...‫- اصلاً نمی‌شه ساختش. پس شکار
‫- ولی سرپناه رو می‌شه خودمون بسازیم

05:48.821 --> 05:51.471
‫هر سه تیم کمپ خط ساحلیِ ‫مشترکی دارن،

05:51.491 --> 05:54.041
‫و فاصله هر کدوم از هم 2.5 کیلومتره

05:54.061 --> 05:56.441
‫راستش من از اون
درخت‌های خرمای اون‌ور خوشم اومده

05:56.461 --> 05:59.231
‫- انتخاب ضایعیه، نه؟
‫- من می‌رم سراغ سرپناه. سرپناه؟

05:59.261 --> 06:01.351
‫- من می‌رم واسه آبی
‫- منم آتیش رو برمی‌دارم

06:01.961 --> 06:03.801
‫بدجوری گیج و منگ به نظر می‌رسی

06:04.151 --> 06:05.441
‫فکر کنم برم واسه شکار

06:05.461 --> 06:07.251
‫منم می‌رم واسه سرپناه

06:07.271 --> 06:12.101
‫راستش بدجوری بین آتیش و شکار
‫گیر کرده بودم و دودل بودم،

06:12.121 --> 06:14.631
‫ولی یه حس قوی‌تری
داشت منو به سمت شکار می‌کشید

06:14.661 --> 06:17.991
‫حس می‌کردم بقیه هیکلی‌تر و
‫روفرم‌تر به نظر می‌رسن

06:18.021 --> 06:20.601
‫همین‌طور که بازیکن‌ها
...توی زمین بازی پخش می‌شن

06:20.631 --> 06:22.121
‫- بپر. باریکلا!
‫- خودشه، تونستی!

06:22.151 --> 06:23.061
‫ایول!

06:23.091 --> 06:25.321
‫…اولین کارشون اینه که
جای بارهای ‫ارسالیِ منابع رو

06:25.341 --> 06:27.561
‫توی همون کمپی که
خودشون انتخابش کردن، پیدا کنن

06:28.531 --> 06:30.161
‫نقطه قوت هر کدوم از شماها چیه؟

06:30.191 --> 06:32.691
‫- شکار. واسه همین دارم می‌رم اون‌وری
‫- شکار؟ رو منم حساب کن

06:32.711 --> 06:35.141
‫شکار با کمون
‫واسه من یه جورایی خودِ زندگیه

06:35.161 --> 06:36.611
‫هر روزِ خدا کارم همینه،

06:36.641 --> 06:38.931
‫اگه هم یه روز انجامش ندم،
‫شب و روز دارم بهش فکر می‌کنم

06:39.571 --> 06:41.121
‫رنگ... رنگِ ما کدوم بود؟

06:41.391 --> 06:43.371
‫- زرد
‫- زرد. اوکی

06:43.391 --> 06:46.211
‫- چرا حس می‌کنم قراره اینجا بترکونیم؟
‫- دهن بازی رو سرویس می‌کنیم

06:46.781 --> 06:50.531
‫خودم می‌دونستم که دلم می‌خواد
‫توی تیمی از شکارچی‌های ماهر باشم،

06:50.561 --> 06:53.391
‫چون من اصلاً شکارچی مادرزاد نیستم

06:53.421 --> 06:56.671
‫واسه همین می‌دونستم که واسه
‫جور کردن غذا حتماً به کمک نیاز دارم

06:56.701 --> 06:59.831
‫شماها اون‌ور تو کمپ آتیش،
‫کلی شکم گشنه دارین که باید سیر کنین!

06:59.851 --> 07:01.851
‫هی، کاری نکن به انتخاب خودشون ‫شک کنن

07:03.111 --> 07:04.461
‫هی. یالا راه بیفتین

07:04.481 --> 07:07.191
‫- سریع یه آتیش دست‌وپا کنین
‫- ردیفه، فکر خوبیه

07:07.211 --> 07:10.341
‫این مهم‌ترین تصمیمی بود که
‫قراره تو کل این بازی بگیرم

07:10.361 --> 07:12.281
‫اون جلو یه راه بازه
‫می‌تونیم از اونجا میون‌بر بزنیم

07:12.311 --> 07:14.591
‫واسه خود من شخصاً،
‫آتیش تنها انتخاب ممکن بود

07:15.071 --> 07:17.541
‫شک ندارم کلید رسیدن به اون جایزه
‫یک میلیون دلاری، همین آتیشه

07:17.561 --> 07:19.011
‫بقیه تیم‌ها که آتیش ندارن...

07:19.041 --> 07:21.041
‫- من که از این تیم کاملاً راضیم
‫- آره خدایی

07:21.061 --> 07:22.901
قشنگ دهنشون سرویسه

07:23.961 --> 07:25.021
"روز اول"

07:25.041 --> 07:27.011
‫بیاین این صندوق رو پیدا کنیم بچه‌ها

07:27.041 --> 07:30.481
‫- صدای رعدوبرق میاد. بارون تو راهه
‫- آره، منم شنیدم

07:30.511 --> 07:32.841
‫به نظر من بقیه آدما واقعاً...

07:33.801 --> 07:35.141
‫اُسکلن که نرفتن سراغ سرپناه

07:35.161 --> 07:36.881
‫آخه چرا... یعنی چی اصلاً؟

07:37.721 --> 07:39.721
‫قطعاً اومده بود همین سمتی که داریم می‌ریم

07:39.751 --> 07:41.841
‫اوه، وایسا. یه چیزی لای درختاست

07:41.861 --> 07:43.951
‫- همون چیز آبیه‌ست!
‫- باریکلا، خوب دیدیش

07:43.981 --> 07:46.801
‫- ببینیم اینجا چی داریم؟
‫- یه صندوق گنج گیر آوردیم

07:47.881 --> 07:48.911
خیلی‌خب

07:48.941 --> 07:50.401
‫ببینیم تو این وامونده چی هست

07:50.421 --> 07:54.601
‫توی هر صندوق یه سری تجهیزات استاندارده
که به هر سه تا کمپ داده شده

07:54.621 --> 07:55.621
‫ببینیم چی داریم

07:56.031 --> 07:57.241
اوه خدای من

07:57.271 --> 07:58.351
‫آها، خودشه

07:58.381 --> 08:00.381
‫- یه چاقوی مشتی اینجاست
‫- آره والا

08:00.741 --> 08:03.321
‫- یه قمه. نیگاش کن تو رو خدا‫
عجب تیزه پدرسگ -

08:03.351 --> 08:04.681
‫- عالیه
‫- یا علی!

08:04.711 --> 08:05.881
‫- خیلی خفنه
‫- آره

08:05.901 --> 08:07.161
‫- کار راه اندازه
‫- واقعاً؟

08:07.881 --> 08:09.341
‫یه قابلمه هم داریم

08:09.371 --> 08:12.661
‫- اینم جعبه کمک‌های اولیه
‫- خدا کنه کارمون به این یکی نکشه

08:12.691 --> 08:16.351
‫- اینا هم جیره‌های آب اضطراریه
‫- سعی کنیم اصلاً به اینا دست نزنیم

08:16.381 --> 08:17.961
‫- آره
‫- اوه اوه

08:17.991 --> 08:20.201
‫- یه کیف ضدآب با سایز کاملاً مناسب
‫- آره

08:20.221 --> 08:21.431
‫اینم کلت منوره

08:21.461 --> 08:23.621
‫اگه بازیکنی ‫بخواد از بازی بکشه کنار...

08:23.641 --> 08:25.911
‫اصلاً به این لعنتی نیاز پیدا نمی‌کنیم
بذارش سر جاش

08:25.941 --> 08:27.941
‫...باید یه منور تو آسمون شلیک کنه

08:27.961 --> 08:29.871
‫- بذارش کنار
‫- تیم برنده ماییم

08:29.901 --> 08:32.821
‫هیچ‌کدوممون منور نمی‌زنیم و
همه‌مون قراره ببریم، پس یالا بریم

08:33.141 --> 08:36.351
‫علاوه بر این، به هر تیم
یه سری تجهیزات اختصاصی داده می‌شه

08:36.371 --> 08:38.711
‫که بقیه کمپ‌ها ازشون بی‌بهره‌ان

08:38.731 --> 08:40.131
‫- خب...
‫- چی؟

08:40.161 --> 08:43.701
‫واسه امتیاز شکارِ تیم آلفا، سه تا کمون
همراه با تیر بهشون داده می‌شه

08:43.731 --> 08:44.981
‫همین‌جوری داره وسیله درمیاد

08:45.011 --> 08:48.141
‫واسه امتیاز آتیشِ تیم براوو
بهشون پارچه زغالی می‌دن

08:48.171 --> 08:49.881
‫آره، واسه روشن کردن آتیش عالیه

08:49.901 --> 08:51.151
‫همراه با پوشال‌های خشک...

08:51.181 --> 08:52.221
‫بنازم، بریم

08:52.251 --> 08:53.831
‫- و سنگ چخماق
‫- سه تا سنگ چخماق

08:53.861 --> 08:55.361
‫امیدوارم همه سنگ چخماق‌ها رسیده باشه

08:55.981 --> 08:59.051
و واسه امتیاز سرپناهِ تیم چارلی
...بهشون برزنت می‌دن

08:59.081 --> 09:01.021
‫- این که خیلی سنگین و کلفته
‫- و طناب چتر...

09:01.041 --> 09:02.251
‫- عالیه
‫- و میخ...

09:02.271 --> 09:03.281
‫ردیفه

09:03.301 --> 09:04.131
‫و ریسمان

09:04.151 --> 09:06.761
‫اینا واسه ساختن یه سرپناه
‫بالای سطح زمین خیلی به کار میان

09:06.781 --> 09:09.501
‫در نهایت، اون تهِ ‫صندوق تجهیزات،

09:09.521 --> 09:11.351
‫به هر سه تا تیم یه نامه داده شده...

09:11.371 --> 09:12.671
‫ یه نامه اینجاست!

09:12.691 --> 09:15.161
‫که اولین چالش غیرمنتظره بازی رو رو می‌کنه

09:15.181 --> 09:17.421
‫روخونی من زیاد خوب نیست
‫کی می‌خواد زحمت خوندنش رو بکشه؟

09:17.451 --> 09:19.441
‫- خیلی‌خب
‫- "به تیم آلفا خوش اومدین"

09:19.461 --> 09:21.711
‫- "به تیم براوو خوش اومدین"
‫- "به تیم چارلی خوش اومدین"

09:21.741 --> 09:24.601
‫"تجهیزات اولیه برای بقای شما بهتون داده شده"

09:24.621 --> 09:26.581
‫"همین‌طور به شما
‫تجهیزات شکار داده شده..."

09:26.611 --> 09:27.821
‫"تجهیزات آتیش..."

09:27.841 --> 09:31.221
‫"و تجهیزات سرپناه
که هیچ تیم دیگه‌ای ‫توی زمین بازی نداره"

09:32.711 --> 09:35.921
‫"اگه این نامه دست شماست
"باید اعضای تیمتون رو انتخاب کنین

09:35.951 --> 09:39.061
‫"هر تیم باید پنج تا بازیکن داشته باشه
"فقط و فقط پنج تا

09:39.841 --> 09:41.901
‫"انتخاب شما از همین الان شروع می‌شه"

09:42.321 --> 09:43.701
‫خب، پس اون قراره ما رو انتخاب کنه

09:43.731 --> 09:45.491
‫- ولی ما کلا پنج نفریم که
‫- ملسه، ردیف شد

09:45.521 --> 09:48.311
‫- کیا رو داریم؟
‫- یک، دو، سه، چهار، پنج

09:48.341 --> 09:49.831
‫بریم که رفتیم، تیم چارلی

09:53.091 --> 09:54.191
‫ای بابا

09:54.221 --> 09:56.351
‫- ولی ما شش نفریم
‫- آره

09:56.921 --> 09:58.591
‫تصمیم نهایی با خودته

09:59.561 --> 10:04.211
‫توی نامه نوشته: "اگه داری اینو می‌خونی،
‫باید پنج تا بازیکنت رو انتخاب کنی،"

10:04.241 --> 10:06.121
‫این یعنی باید
دکمه یه نفر رو بزنم و حذفش کنم

10:06.151 --> 10:07.921
‫قشنگ تو منگنه‌ای

10:09.001 --> 10:11.581
‫من از اون مردای آلفای قلدر نیستم
که بخوام ‫الکی بیفتم جلو،

10:11.611 --> 10:14.701
‫دلداری بدم و قپی در کنم، اصلاً تو کتم نمی‌ره،

10:14.721 --> 10:18.541
‫ولی خواه‌ناخواه خودم به سمت
‫نقش رهبری کشیده می‌شم،

10:18.561 --> 10:23.571
‫واسه همین می‌خوام مطمئن شم که ‫می‌تونیم
خفن‌ترین کمپ کل مسابقه رو راه بندازیم

10:23.591 --> 10:25.471
‫پس اولین حرکتم باید این باشه که،

10:25.501 --> 10:28.661
‫توی چند ثانیه
تا جایی که می‌شه این آدما رو بشناسم

10:28.691 --> 10:31.301
‫و بعدش شوتش کنم بیرون از زمین بازی

10:32.771 --> 10:34.891
‫خب، بیاید درباره مهارت‌هاتون صحبت کنیم

10:35.131 --> 10:35.971
‫بگو می‌شنوم

10:35.991 --> 10:39.931
‫راستش حدود شش هفت سال
توی منطقه اورگلیدز کار کردم

10:39.951 --> 10:42.451
‫به آدما یاد می‌دادم چطور مثل
بومی‌ها توی دل طبیعت زنده بمونن

10:42.471 --> 10:44.521
‫نمایش با تمساح و تورهای تفریحی راه می‌انداختم

10:44.541 --> 10:46.901
‫نمی‌دونم می‌خواد دست رو کی بذاره
داره به من نگاه می‌کنه

10:46.931 --> 10:50.681
‫بدجوری بیضه‌چسبون شدم اینجا. ولی من
تو فلوریدا کشتی‌گیر تمساح بودم

10:50.711 --> 10:54.631
‫و فکر کنم یه سری از اون تجربه‌ها
توی این محیط گرم و شرجی به کارم بیاد

10:55.091 --> 10:57.361
‫پس یه کشتی‌گیر تمساح داریم
خوشم اومد. خیلی‌خب

10:57.381 --> 10:59.181
‫- دو تا کشتی‌گیر تمساح داریم
‫- بابا بنازم

10:59.201 --> 11:02.821
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره. توی یه پناهگاه حیات وحش کار می‌کنم

11:02.841 --> 11:04.011
واو

11:04.321 --> 11:08.321
‫آدما وقتی اولش باهام آشنا می‌شن
لابد ‫فکر می‌کنن من یه آدم خاکی،

11:08.351 --> 11:10.481
‫آروم و منطقی‌ام

11:10.501 --> 11:15.661
‫ولی من یه مشت تفریح عجیب‌وغریب دارم
‫که هیچ‌کس دیگه‌ای واقعاً انجامشون نمی‌ده

11:15.681 --> 11:17.061
‫من یه تیرانداز با کمونم

11:17.081 --> 11:20.991
‫غواص آزاد هم هستم، تازه بلدم چطوری
‫با نیزه ماهی بگیرم و نیزه خودمم بسازم

11:21.021 --> 11:23.231
‫می‌تونم واسه ساختنِ
سرپناه هم چیزمیز درست کنم

11:23.261 --> 11:26.261
‫و کلی از میوه‌های مختلف این محیط رو
‫راحت شناسایی کنم

11:26.281 --> 11:28.041
‫- خیلی‌خب، حله
‫- مخلصیم، دمت گرم

11:28.061 --> 11:31.971
‫این اَبی، قشنگ دارم حس یه آدم سفت و سخت
‫و پوست‌کلفت رو ازش می‌گیرم

11:32.001 --> 11:35.271
‫از همین اول کار بگم، اون قطعاً اولین
کسی نیست ‫که دلم بخواد از تیم بندازمش بیرون

11:35.291 --> 11:39.171
‫- تو چی تو چنته داری؟ از مهارت‌هات بگو
‫- اهل طبیعت‌گردی سنگینم، یه شکارچی قهار

11:39.201 --> 11:41.991
‫این مارشال قشنگ خوراکِ
‫خالی کردن سهمیه شکارمونه

11:42.021 --> 11:45.401
‫تا حالا بالای 40 تا گوزن، 20 تا
گراز و 10 تا بوقلمون زدم

11:45.431 --> 11:46.451
‫این خودش یه آپشنه

11:46.471 --> 11:48.661
‫فارو هم بهم می‌گه که
کارش کشتی گرفتن با تمساح‌هاست

11:48.681 --> 11:52.781
‫اصلاً خودم می‌تونستم تک‌تک اینا رو از روی
‫زمین بازی سوا کنم، بگم: "همینا رو می‌خوام."

11:52.801 --> 11:53.961
خیلی‌خب

11:54.281 --> 11:56.101
‫منم همین‌طور، خوراکم زندگی تو طبیعته

11:56.121 --> 11:58.501
‫پنج ساله دارم توی
ون و قایق بادبانی زندگی می‌کنم

11:58.521 --> 12:01.701
‫- واسه همین کلا پلاسِ بیرون و اهل کمپم
‫- اوکی، خفن شد

12:01.721 --> 12:04.261
‫من تو کل عمرم حتی یه بارم شکار نرفتم،

12:04.281 --> 12:06.281
‫از تمساح و کروکودیل هم سگ‌لرزه می‌گیرم

12:06.311 --> 12:07.471
...می‌دونی

12:07.491 --> 12:10.921
‫کارم اینه که تو سواحل کالیفرنیا بالا پایین برم
و روی زمین‌های کشاورزی کار کنم

12:10.951 --> 12:12.471
‫خلاصه که این‌طوریاست

12:13.011 --> 12:15.771
‫ولی بدجوری دست‌به‌آچار و سگ‌جونم

12:15.791 --> 12:18.961
‫یعنی رسماً باید دستمو
با قمه یا یه چیزی قطع کنین

12:18.991 --> 12:20.601
‫تا بتونین منو از این بازی بندازین بیرون

12:20.961 --> 12:22.711
‫عالیه، دمت گرم. اسمت چیه؟

12:22.731 --> 12:24.141
‫- مری
‫- مری، منم شان

12:25.131 --> 12:28.201
‫توی دلم دارم فکر می‌کنم:
"الان باید به این یارو چی بگم؟"

12:28.221 --> 12:32.981
‫می‌دونی؟ الان داره دوروبرش رو نگاه می‌کنه
و رفتاراش بدجوری مرموز و مشکوکه

12:33.001 --> 12:34.861
‫قشنگ تابلوئه، خایه‌داره

12:34.891 --> 12:37.621
و... ‫منم فقط خودم بودم، بی‌آلایش

12:37.651 --> 12:40.851
‫من کل عمرمو توی باتلاق‌های
فلوریدا به دنیا اومدم و بزرگ شدم

12:40.871 --> 12:44.211
‫بهش گفتم من یه جونور باتلاقی‌ام
از شهر مایاکا توی فلوریدا

12:44.241 --> 12:47.111
‫بقیه رسماً بهم می‌گن "هرکول"

12:47.141 --> 12:51.181
‫ماهیگیری، شکار و جمع کردن گیاه رو فوتِ آبم
بلدم طناب درست کنم و سرپناه بسازم

12:51.211 --> 12:52.261
‫خلاصه که...
‫- خیلی‌خب

12:52.291 --> 12:55.961
‫وقتی این هرکوله اومد وسط
"تو دلم می‌گفتم: "مری رو انتخاب کن

12:57.811 --> 12:58.851
‫اوم...

13:01.831 --> 13:02.881
‫انتخاب سختیه

13:02.911 --> 13:05.411
‫منم قبلاً توی مناطق
...استوایی زندگی کردم، واسه همین

13:05.871 --> 13:07.021
‫اوکی، ایول

13:07.531 --> 13:09.201
‫می‌تونم بگم اینجا قشنگ محیط خودمه

13:09.221 --> 13:11.011
‫- آره، واسه منم همین‌طور
‫- عالیه

13:11.041 --> 13:13.211
‫در مورد جمع کردن خوراکی، بقیه چی بارتونه؟

13:13.231 --> 13:16.571
‫من به این وضعیت جوی عادت دارم
و میوه‌های منطقه رو راحت رو هوا می‌زنم

13:16.591 --> 13:20.751
‫من الان ۱۷ ساله که
خوره و عشقِ گیاه‌شناسی‌ام

13:20.771 --> 13:23.701
‫- قشنگ می‌دونم چی باید کوفت کنیم و بخوریم
‫- منم می‌خواستم دقیقاً همینو بگم

13:23.721 --> 13:25.081
‫من خودم تمساح خونگی داشتم

13:25.111 --> 13:28.201
‫خب، منم توی کارهای دستی مهارت دارم
می‌تونم برگ‌های خرما رو به هم ببافم

13:28.561 --> 13:30.731
‫- منم بافتن بلدم
‫- خفنه

13:31.331 --> 13:34.791
‫وقتی توی کاستاریکا چرخ می‌زدی
می‌رفتی از بازار خرید می‌کردی؟

13:34.811 --> 13:37.201
‫یا اینکه خودت می‌رفتی
تو دل طبیعت چیزمیز جمع می‌کردی؟

13:37.221 --> 13:39.671
‫- بیشتر می‌رفتم بازارهای محلیِ کشاورا‫
اوکی، حله -

13:40.731 --> 13:43.771
‫واقعاً تصمیم سختیه که بخوای
‫یه نفرو از تیم شوت کنی بیرون،

13:43.801 --> 13:45.761
‫ولی من خودمو می‌کشم کنار، چون...

13:45.791 --> 13:48.141
‫99.9 درصد مطمئنم که...

13:48.511 --> 13:50.191
‫ دکمه من یکی رو نمی‌زنه

13:50.221 --> 13:52.591
‫من از اوناش نیستم که
تهِ صف وایسم و ‫سرسری ازم رد بشن

13:53.641 --> 13:56.601
خیلی‌خب. خودتون که می‌دونین
‫چقدر تصمیم سختیه

14:03.951 --> 14:06.691
‫- مجبورم دکمه‌تو بزنم. شرمنده
‫- اوکی، منطقیه. حرفی نیست

14:06.721 --> 14:08.011
‫- موفق باشی
‫- ممنون

14:08.041 --> 14:10.041
‫به مری نگاه کردم و...

14:10.491 --> 14:14.241
‫اون خودش گفت که کلی تجربه
‫توی اینجور جاهای استوایی داره،

14:14.271 --> 14:17.061
‫ولی تجربه‌ش در حدِ
بازار محلی رفتن و ‫کارهای توریستی بود

14:17.091 --> 14:20.381
‫فکر نمی‌کنم این چیزا اینجا به درد بخوره
پس مری باید شر رو کم می‌کرد

14:20.411 --> 14:23.091
‫اول قراره کجا بری؟ کمپ شکار یا سرپناه؟

14:23.111 --> 14:26.871
‫- احتمالاً مستقیم برم سراغ کمپ سرپناه
‫- قطعاً باید اول بری اونجا

14:26.891 --> 14:28.111
‫خب، برات آرزوی موفقیت دارم

14:28.131 --> 14:30.301
‫- به دل نگیریا، باشه؟
‫- نه بابا، همه‌چیز ردیفه

14:30.331 --> 14:31.881
‫- موفق باشی مری
‫- جیگرتو، موفق باشی

14:31.901 --> 14:34.531
‫- از آشنایی باهات خوشحال شدم
‫- همه‌تون خیلی گلید، خلاصه که آره

14:34.561 --> 14:39.181
‫توی نامه نوشته بود که هر تیم
‫فقط اجازه داره پنج تا بازیکن داشته باشه

14:39.441 --> 14:43.611
‫واسه همین
من قشنگ شوت شدم ‫کف خیابون،

14:43.641 --> 14:44.971
‫یا بهتره بگم وسط جنگل

14:45.001 --> 14:46.261
‫فعلاً خداحافظ، مری

14:47.411 --> 14:49.261
‫اصلاً و ابداً عادلانه نیست

14:49.921 --> 14:51.711
‫فکر کنم وقتشه آستینامو بالا بزنم

14:51.741 --> 14:53.231
‫ما که همدیگه رو نمی‌شناسیم

14:53.261 --> 14:56.841
‫من کلا پنج، شاید
ده دقیقه بود که ‫کنار این آدما بودم

14:57.371 --> 15:00.161
‫الان مجبورم مثل
یه توله‌سگ ولگرد و بی‌صاحب

15:00.191 --> 15:03.731
‫از این تیم به اون تیم پلاس بشم
‫تا شاید یه جا پناهم بدن،

15:03.761 --> 15:05.981
‫که حس بدجور خفت‌باریه

15:07.341 --> 15:11.071
‫بدجوری استرس دارم
که چطوری خودمو ‫به یه تیم دیگه تحمیل کنم

15:13.641 --> 15:15.181
‫ولی پا پس نمی‌کشم

15:15.201 --> 15:17.871
‫هنوز 24 ساعت وقت دارم
‫قبل اینکه مجبور شم منور بزنم و بکشم کنار

15:20.631 --> 15:24.641
‫همین‌طور که مری داره
به حرکت بعدیش فکر می‌کنه تا توی بازی بمونه

15:24.661 --> 15:27.791
‫تیم چارلی، یعنی تنها تیمی
‫که توی تجهیزاتش برزنت داره،

15:27.821 --> 15:30.831
‫دنبال یه جای توپ می‌گردن
‫تا ساختن سرپناه‌شون رو شروع کنن

15:31.881 --> 15:33.721
"تیم چارلی، سرپناه"

15:31.881 --> 15:33.721
‫تیم چارلی داره میاد، عزیزم

15:33.741 --> 15:35.871
‫به نظرم همین‌جا خیلی ردیفه

15:35.901 --> 15:36.921
‫ اوکی

15:36.941 --> 15:39.141
‫‫- رو شن‌ها جای دنج و خوبیه
‫- اوکی

15:39.161 --> 15:42.751
‫من فقط می‌خوام یه سر به این‌ور بزنم
پایه‌ای بیای با هم یه نگاهی بندازیم؟

15:44.461 --> 15:48.131
‫ببین، اینجا خطر سقوط نارگیل هم نداره
‫بچه‌ها، این... این حرف نداره

15:48.871 --> 15:50.751
‫اینجایی که وایسادیم خیلی نمناک‌تره

15:50.771 --> 15:52.851
‫خب ما که قرار نیست ‫رو زمین بخوابیم

15:52.881 --> 15:56.991
من برم اون‌ورم چک کنم، ولی تا اینجای کار
دلم نمی‌خواد آدمِ رو اعصاب و بهونه‌گیری باشم

15:57.011 --> 15:58.201
‫رای من همین‌جاست

15:58.221 --> 16:00.601
‫من دیگه شروع می‌کنم به
‫تمیز کردن دوروبرِ اینجا

16:01.021 --> 16:02.481
‫باید انرژی کمتری بسوزونی

16:02.501 --> 16:04.851
‫کلا سه ساعت وقت داری که
‫همین‌جا سرپناه رو علم کنی

16:05.221 --> 16:08.311
‫الان نظر خودت چیه؟
راستش من به تخصصت ایمان دارم

16:08.331 --> 16:12.131
‫- می‌خوای رک و راست، بی‌رودربایستی بهت بگم؟
‫- آره بگو، اصلاً تعارف نکن

16:12.161 --> 16:15.711
‫دارم می‌گم اینجا خیسه
ولی اون تیکه اون‌ور خشک‌تره

16:15.741 --> 16:19.081
‫نکته مثبتش اینجاست بچه‌ها،
‫مجبور نیستیم کل بازی رو همین‌جا لنگر بندازیم

16:19.101 --> 16:21.471
‫اگه دیدیم جاش حال نمی‌ده
می‌تونیم جابه‌جا شیم

16:21.501 --> 16:25.791
‫اوکی. پس فعلاً بیاید شروع کنیم
‫یه خروار بامبو جمع کنیم بچه‌ها

16:27.381 --> 16:29.691
‫اسم من ساراست
ولی رفقا " پرانرژی" صدام می‌زنن

16:30.461 --> 16:34.431
‫نمی‌دونم والا، کلا پرانرژی‌ام دیگه
چطور بگم؟ قضیه به همین سادگیه

16:34.451 --> 16:37.401
‫تا شماها سرگرم اون کارید، منم برم
‫سراغ جمع کردن برگ و بوته‌های سبز

16:37.421 --> 16:39.411
‫اینجوری حداقل بیش‌فعالیم عود نمی‌کنه،

16:39.431 --> 16:42.741
‫چون اگه یهو حواسم پرت شه و
فاز بیش‌فعالی بگیرم، ‫باید شماها منو بیارید تو باغ

16:43.141 --> 16:45.851
‫اگه بخوام در مورد مهارت‌های خالص بقا بگم...

16:46.751 --> 16:49.871
‫این یکی شبیه یه هزارپای غول‌آساست
نیگا چقدر گنده بکـه پدرسگ

16:49.901 --> 16:54.321
‫من به خودم از 10 نمره، یه 6.9...

16:54.341 --> 16:56.601
‫- آره، خودشه!
‫- این دیگه چه صیغه‌ایه؟

16:56.621 --> 16:59.341
‫...یا نهایت یه 7.5 می‌دم

16:59.361 --> 17:02.071
‫آره، 7.5. آخه تا دلت بخواد
‫مستندهای "برگریلس" رو دیدم، اوکی؟

17:02.091 --> 17:05.311
‫می‌خوام یه ایستگاه واسه نارگیل‌ها درست کنم
‫تلاشمو می‌کنم یه چیزی با برگا ببافم

17:05.331 --> 17:07.211
‫اوکی، بذارید رک و راست بگم

17:07.231 --> 17:09.951
‫همون 6.9 یا نهایتاً 7 از 10

17:09.971 --> 17:11.651
‫باید یه عالمه چوب جمع کنم

17:11.671 --> 17:12.921
‫من به خودم ایمان دارم

17:12.951 --> 17:14.271
‫این برزنت رو پهن کنید رو زمین

17:14.301 --> 17:15.841
‫آدمِ کارِ سخت هم هستم

17:15.871 --> 17:19.801
‫بچه‌ها می‌شه اون صندوق رو بیارین؟
‫بذاریدش دقیقاً همین‌جا

17:20.221 --> 17:22.601
‫من از نظر بدنی، ذهنی و روحی ‫کاملاً آماده‌ام

17:22.621 --> 17:23.721
‫ولی خب، باید دید چی می‌شه

17:23.751 --> 17:26.311
‫قشنگ اون تیکه‌ای که وسط جنگل
‫دارم زارزار گریه می‌کنم رو تصور کنین

17:27.021 --> 17:29.651
‫داداش هرکول، هر وقت دستت بند نبود،

17:29.671 --> 17:32.831
‫اون‌ور یه خروار برگ و بوته جمع کردم
‫که قشنگ لنگِ اون بازوهای کلفت‌ته

17:33.931 --> 17:35.901
‫چون سابقه بازیِ لیگ فوتبال آمریکایی رو دارم،

17:35.921 --> 17:39.381
‫فکر کنم مهارت‌هایی که اونجا یاد گرفتم
اینجا بدجوری به کارم بیان؛

17:39.411 --> 17:41.941
‫مخصوصاً اینکه
چطوری مهره مفیدی واسه تیم باشم

17:41.971 --> 17:44.161
‫راست، چپ، راست، چپ

17:44.191 --> 17:46.791
‫من توی تیم‌های خفن زیادی بودم
تیم‌های داغون هم کم ندیدم

17:46.811 --> 17:50.251
‫واسه همین دنبال آدم‌های بااراده‌ام؛
‫کسایی که بتونن خودشون رو با شرایط وفق بدن

17:50.281 --> 17:53.041
و واسه رسیدن به هدفی که داریم جلو برن -
!یا خدا -

17:53.071 --> 17:56.341
‫بچه‌ها، حواستون باشه
‫توی خوردن آب نارگیل زیاده‌روی نکنین،

17:56.371 --> 17:57.861
‫وگرنه قشنگ به اسهال می‌افتین

17:57.881 --> 18:00.721
‫هنوز دارم تلاش می‌کنم
‫هم‌تیمی‌هام رو بشناسم

18:00.741 --> 18:02.911
‫این یکی دیگه خرچنگه یا سوسک؟

18:02.941 --> 18:06.361
‫ولی خب، سارا
...یه مقدار بیش از حد پرجنب‌وجوشه

18:06.381 --> 18:07.381
‫ایول!

18:07.411 --> 18:09.081
‫شام امشب ردیف شد، پسرا!

18:09.101 --> 18:11.531
و بعضی وقت‌ها هم
‫یه کم حواس‌پرت و قاطی می‌زنه

18:11.561 --> 18:14.251
‫من خودم از اونام که ‫خیلی فک می‌زنم

18:14.281 --> 18:16.211
‫همیشه هم عذاب وجدان می‌گیرم
چون دست خودم نیست

18:16.241 --> 18:19.461
‫من به شخصه فکر می‌کنم
‫هرچی کمتر حرف بزنیم، سنگین‌تریم

18:19.491 --> 18:21.411
‫راستی، کسی می‌تونه یه چاقو بیاره این‌ور؟

18:21.431 --> 18:22.471
‫اوکی

18:22.501 --> 18:24.591
‫نمی‌دونم آینده قراره چطوری پیش بره

18:24.621 --> 18:26.621
‫مطمئن نیستم چه نقشه‌هایی قراره پیاده بشه

18:26.641 --> 18:28.311
‫باید مثل نیزه به هم ببافیمش

18:28.341 --> 18:29.921
‫- آره
‫- بگو هرکول انجامش بده

18:29.951 --> 18:32.771
‫ولی اینو بگم که
‫توی این بازی، ملاک رای اکثریته،

18:32.791 --> 18:35.171
‫واسه همین هر رفتاری که به ضررِ

18:35.201 --> 18:37.661
‫کل تیم باشه، جاش اینجا نیست
و باید غزل خداحافظی رو بخونه

18:37.681 --> 18:40.521
‫- بچه‌ها، یه نفر داره میاد این‌ور
‫- نه بابا، جدی؟

18:41.161 --> 18:43.571
‫بیاد اینجا قشنگ برجک‌هاش
می‌زنه بالا و حالش جا میاد

18:43.601 --> 18:45.771
‫- چطوره واسه امشب راهش بدیم؟
‫- نه بابا

18:45.791 --> 18:48.101
‫- نه، عمراً، اصلاً حرفشم نزن
‫- نه، سهمیه ما فقط پنج نفره

18:48.131 --> 18:50.041
‫- سلام بچه‌ها
‫- سلام، اوضاع چطوره؟

18:50.061 --> 18:51.151
‫شکر، خوبه

18:51.171 --> 18:52.211
‫شما چطورین؟

18:53.271 --> 18:54.361
‫می‌گذره

18:54.381 --> 18:57.081
‫چطوره بگیم واسه اون کاره کمکمون...
نه، ولش کن اصلاً

18:57.111 --> 19:00.401
‫راستش اومدم اینجا ببینم
‫می‌تونم تیمم رو عوض کنم یا نه

19:00.421 --> 19:01.511
‫چرا؟

19:01.531 --> 19:04.871
‫وقتی توی تیممون نامه رو خوندیم
اونا اجازه داشتن فقط پنج تا بازیکن نگه دارن

19:04.891 --> 19:07.241
‫- عجب شانس تخمی‌ای
‫- واسه همین منو دک کردن بیرون

19:07.261 --> 19:09.971
‫- چه عجیب و غریب
‫- من اهل کارولینای شمالی‌ام

19:10.001 --> 19:11.831
‫- کجای کارولینای شمالی؟
‫- ویلمینگتون

19:11.861 --> 19:13.441
‫اوکی، منم مال دارهام هستم، چه خوب

19:13.471 --> 19:14.701
‫به‌به، عالیه

19:14.731 --> 19:16.191
‫پس همشهری از آب دراومدیم

19:16.461 --> 19:19.221
‫نکته‌ش اینجاست که واسه ما هم
‫توی نامه دقیقاً همینو نوشته بود

19:19.251 --> 19:21.041
‫اوکی، پس شما هم الان یه تیم پنج نفرین؟

19:21.071 --> 19:22.781
‫- آره، ما هم از قبل پنج نفریم
‫- اوکی

19:22.801 --> 19:24.701
‫ما این انتخاب رو داریم
که همین پنج نفر بمونیم

19:24.721 --> 19:28.101
‫یا اینکه یکی از اعضای خودمون رو دک کنیم
‫و این خانوم رو جاش بیاریم

19:28.121 --> 19:29.831
‫به نظرم بهتره پای تیم خودمون بمونیم

19:29.851 --> 19:32.371
‫- آره
‫- آره، تازه ما اول اومدیم اینجا

19:32.391 --> 19:33.871
‫آره. نه بابا، همه‌چیز ردیفه

19:33.901 --> 19:36.331
‫می‌دونی، ملاک رای اکثریته
‫راستش می‌تونیم رای‌گیری کنیم...

19:37.681 --> 19:38.711
‫صبرکن ببینم، چی؟

19:38.731 --> 19:40.901
‫که اگه دلمون خواست،
‫توی تیم نگهش داریم. می‌دونی که

19:40.931 --> 19:43.761
‫- فقط خواستم پیشنهادش رو بدم
‫- اگه کاریه که دلت می‌خواد انجام بدی، باشه

19:43.791 --> 19:45.181
‫فقط محض پیشنهاد گفتم

19:45.201 --> 19:48.191
‫می‌خوای جایگاه خودتو دو دستی به باد بدی؟
‫داری شوخی می‌کنی؟

19:48.221 --> 19:51.361
‫می‌دونم تازه روز اوله
ولی اصلاً برام ‫قابل قبول نیست که

19:51.391 --> 19:54.181
‫تیممون به اتفاق آرا
به حذف کردنِ ‫یه نفر رای بده

19:54.211 --> 19:56.631
‫چی می‌خوای بگی داداش؟
‫نکنه با من مشکلی داری؟

19:57.041 --> 19:59.681
‫این وس قشنگ داره فازهای عجیب‌وغریب
‫و مرموزی بهم میده

19:59.701 --> 20:01.771
‫این یعنی یکی از خودِ ما
‫باید غزل خداحافظی رو بخونه

20:01.801 --> 20:04.701
‫- فکر می‌کردم ترکیبمون اینجا خیلی قویه...
‫- آره

20:04.731 --> 20:06.641
‫- آره
‫- آره، هیچ‌کس هیچ‌جا نمیره

20:06.661 --> 20:08.541
‫ولی یه نارگیل بهش می‌دیم
پیاده‌روی طولانی‌ای در پیش داره

20:08.561 --> 20:11.041
‫- نمی‌خوایم بدنش کم‌آب بشه
‫- این نارگیل هم به خاطر زحمتی که کشیدی

20:11.061 --> 20:14.181
‫ببینید، همه‌مون نظرات متفاوتی
‫درباره نحوه پیشبرد کارها داریم

20:14.771 --> 20:15.981
‫پس من خودمو می‌کشم کنار

20:17.021 --> 20:19.321
‫ولی در حال حاضر، ‫هنوز اول بازیه

20:19.341 --> 20:23.051
‫واسه همین هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم
‫تا خودمو تو دل تیم جا کنم و پا رو دم کسی نذارم

20:23.621 --> 20:26.971
‫در حالی که تیم چارلی نقشه داره از تمام
‫تجهیزات ساخت سرپناه‌شون استفاده کنه

20:26.991 --> 20:28.491
‫تا شبِ اول دستِ بالا رو داشته باشه،

20:28.911 --> 20:32.541
‫تیم آلفا تصمیم می‌گیره ابزار شکاری رو که
‫انتخاب کرده، فعلاً بذاره کنار،

20:32.561 --> 20:35.671
‫تا زمانی که یه سرپناه درست‌وحسابی
‫و آتیش راه بیندازه

20:35.701 --> 20:37.911
‫بچه‌ها، من عاشق اینجام. نیگا

20:37.931 --> 20:40.191
‫- پسر...
‫- دقیقاً همینو می‌خواستم

20:41.551 --> 20:43.041
‫ همین‌جا آب هم داریم

20:43.061 --> 20:45.231
‫این تیکه هم کاملاً صافه و زمینش نرمه

20:45.261 --> 20:46.721
‫آقا، اینجا معرکه‌ست

20:47.091 --> 20:51.211
‫راستش می‌تونیم از بعضی از این درختا
‫واسه مهار کردنِ ابزار و تجهیزات استفاده کنیم

20:51.231 --> 20:52.841
‫- اینا رو همین‌جا پیاده کنیم؟
‫- آره

20:53.141 --> 20:55.231
‫- شماها با این جا موافقین؟
‫- آره

20:55.261 --> 20:57.011
‫من به عنوان یه مامور فدرال سابق،

20:57.031 --> 21:00.841
‫زمان زیادی رو صرف یادگیری این کردم ‫که چطور
با آدما حرف بزنم و اعتمادشون رو جلب کنم

21:00.871 --> 21:04.781
‫واسه همین خوشحال می‌شم
‫که نقش رهبری تیمم رو به عهده بگیرم

21:04.801 --> 21:08.441
‫می‌تونیم برگ‌های بلند رو کف زمین واسه زیرانداز پهن
کنیم و از بقیه‌ش هم واسه سقف استفاده کنیم

21:08.471 --> 21:09.661
خیلی‌خب، خوش اومد -
بزن بریم -

21:09.691 --> 21:13.371
‫من زمان زیادی رو توی طبیعت
‫و تو شرایط چالش‌برانگیز مختلف گذروندم

21:13.401 --> 21:15.931
‫به توانایی خودم توی مهارت‌های بقا،

21:15.961 --> 21:19.581
‫شکار و ماهیگیری کاملاً ایمان دارم و می‌تونم
‫کالری لازم رو واسه ادامه دادن تامین کنم

21:19.611 --> 21:23.361
‫پس هر کی که قمه یا چاقو داره، دست به کار شه
و تجهیزات ساخت‌وساز رو بیاره

21:23.391 --> 21:24.461
‫- آره
‫- اوکی

21:24.481 --> 21:26.371
‫به نظرتون بریم لب ساحل
واسه جمع کردن برگ خرما؟

21:26.391 --> 21:29.071
آره، ‫شماها تمرکزتون رو بذارین روی چوب‌ها
مدی هم می‌تونه با ما بیاد

21:29.091 --> 21:29.931
‫حله

21:34.101 --> 21:35.601
‫اسم من مَدی هستش

21:35.631 --> 21:37.041
‫اهل ویرجینیای غربی‌ام

21:37.071 --> 21:40.601
‫من یه شکارچی‌ام و بندبند وجودم
‫با گوشت و خونِ طبیعت عجین شده

21:41.571 --> 21:45.191
‫بردن این بازی برام
بی‌نهایت حیاتیه، نه فقط واسه خودم

21:45.221 --> 21:49.551
‫بلکه واسه اینکه بتونم به خانواده‌ام کمک کنم
‫و زندگی بهتری رو براشون بسازم

21:49.571 --> 21:52.061
‫واقعاً دلم نمی‌خواد ناامیدشون کنم

21:52.081 --> 21:55.171
‫خب، پس یکی از این کمون‌ها 25 پوندیه،

21:55.191 --> 21:57.781
‫و اون یکی که ۳۵ پوندیه رو من برمی‌دارم

21:58.331 --> 22:01.321
‫معلومه که وقتی تجهیزات شکار رو
‫به آتیش و سرپناه ترجیح می‌دی،

22:01.931 --> 22:03.471
‫هیچ تضمینی توی شکار نیست

22:03.501 --> 22:06.341
‫وقتی با یه برزنت راهی می‌شی
یعنی امشب سقف رو بالا می‌بری

22:06.371 --> 22:10.041
‫وقتی با یه چخماق راهی می‌شی
شانس بالایی داری که آتیش روشن کنی

22:10.061 --> 22:13.531
‫زود برمی‌گردیم. حواست قشنگ
به این باشه، به امان خدا ولش نکنین

22:13.561 --> 22:15.771
‫- خیالت تخت، اگه کسی بیاد کله‌پا‌ش می‌کنم
‫- اوکی

22:15.791 --> 22:17.501
‫ولی وقتی با یه کمون راهی می‌شی

22:17.521 --> 22:21.081
یعنی لذت آنی رو
‫فدای موفقیت بلندمدت کردی

22:21.101 --> 22:23.301
‫این بیشترین انرژی‌ایه
که ‫تا یه مدت خواهیم داشت،

22:23.321 --> 22:25.311
‫پس باید نهایت استفاده رو ازش ببریم

22:25.331 --> 22:29.341
‫خودمون می‌دونستیم کمپ شکار، از اون
کمپ‌هاییه که باید واسه‌ش جون بکنی

22:30.871 --> 22:34.191
‫باید واسه آتیش روشن کردن
و سرپناه ساختن قشنگ عرق بریزی

22:34.221 --> 22:35.841
‫یه تیرک اصلیِ توپ پیدا کردم

22:35.871 --> 22:38.151
‫دمت گرم، بریم‫خودشه، حرف نداره. عالیه

22:38.171 --> 22:42.081
‫بذار اون کیسه ضدآب رو بردارم و تا جایی که
می‌تونم توش رو پر از چوب خشک کنم

22:42.101 --> 22:43.101
‫اوکی

22:43.131 --> 22:48.591
‫کمپ ما نسبت به تیم براوو و چارلی،
‫خیلی از ساحل دورتره

22:48.611 --> 22:50.691
‫حتی یه درخت خرمای
صاحاب‌مرده هم این دوروبر نیست

22:50.711 --> 22:52.831
‫مجبوریم بیشتر بریم سمت ساحل

22:52.851 --> 22:54.901
‫این کار خودش چالش‌های خاص خودشو داره

22:54.921 --> 22:57.621
‫واسه آوردن بامبو باید تا لب ساحل بریم

22:57.641 --> 23:01.061
‫واسه پیدا کردن چهارتا برگ خرما که
به درد بخوره، باید حتی از اونم جلوتر بریم

23:01.091 --> 23:03.701
‫کفشام رسماً خیسِ آب شدن

23:04.241 --> 23:05.411
‫واقعاً سخته

23:06.161 --> 23:07.501
‫بدجوری دهنمون سرویس شد

23:07.531 --> 23:10.481
‫کلا سه ساعت و نیم تا تاریکی وقت داشتیم...

23:10.501 --> 23:13.801
‫- باید بریم بامبوی بیشتری بیاریم
‫-تازه بارونم داره میاد

23:14.551 --> 23:16.161
‫ای بابا... ملس شد

23:16.191 --> 23:18.271
‫- ای وای
‫- سرپناهمون اصلاً اوضاعش خوب نیست

23:18.301 --> 23:19.721
‫یعنی الان سقف نداریم؟

23:19.741 --> 23:23.171
‫دیگه کلافه شدم. سر اون قضیه‌ی
بامبوها رسماً خودمو جِر دادم

23:23.191 --> 23:26.351
‫می‌دونی، واقعاً هیچ سرپناهی نداریم

23:26.381 --> 23:28.621
‫تا اینجای کار، نه سقفی هست و نه آتیشی

23:28.961 --> 23:30.971
‫بچه‌ها، کل زوری که
می‌تونستم بزنم همین بود. شرمنده

23:30.991 --> 23:34.081
‫خیلی زود فهمیدیم
...که با این فرمان زیاد جلو نمی‌ریم

23:34.101 --> 23:37.281
‫اوه خدای من
امشب باید قشنگ چسبِ همدیگه بخوابیم

23:37.311 --> 23:40.171
‫می‌دونم. کلا بامبوی زیادی هم دیگه نمونده

23:41.241 --> 23:45.131
‫راستش توی این وضعیت، یه جفت
دستِ کمکیِ اضافه بدجوری به کارمون میاد

23:45.491 --> 23:47.541
‫هی بچه‌ها. تموم شد

23:47.561 --> 23:48.801
‫کارِ سرپناه تمومه

23:48.821 --> 23:50.161
‫این عالیه

23:51.491 --> 23:52.611
‫سلام، سلام

23:53.221 --> 23:54.321
‫اوضاع چطوره؟

23:59.491 --> 24:02.031
‫ما اون‌قدر تمرکزمون رو
گذاشته بودیم روی ساختن سرپناه

24:02.051 --> 24:03.611
‫که اصلاً به این قضیه فکر هم نکردیم

24:03.631 --> 24:05.891
‫که ممکنه یه آدمِ اخراجی
و تک‌افتاده سر و کله‌ش پیدا بشه

24:05.911 --> 24:09.481
‫بعد از اینکه هالی اون نامه رو خوند
که می‌گفت اونا فقط باید پنج نفر باشن

24:09.501 --> 24:11.971
‫فهمیدم که بازی قشنگ مثل صندلی‌بازیه

24:11.991 --> 24:14.431
‫روی زمین بازی به اندازه همه آدم‌ها جا نیست

24:15.221 --> 24:18.491
‫می‌دونم که شماها
همین الانشم یه تیم پنج نفره دارین

24:18.511 --> 24:21.831
‫ولی خب... من جای دیگه‌ای رو ندارم که برم

24:21.851 --> 24:24.601
‫نمی‌دونم، شاید بتونم
امشب رو حداقل بهتون کمک کنم

24:24.631 --> 24:28.101
‫وقتی رسیدم به کمپ آلفا
دیدم اصلاً سرپناه درستی ندارن

24:28.121 --> 24:31.881
‫فقط چهارتا برگ خرما جمع کرده بودن
و پهن کرده بودن کف زمین

24:31.911 --> 24:34.451
‫با خودم گفتم این می‌تونه
همون فرصت طلاییِ من باشه

24:34.471 --> 24:36.041
‫واسه چی از تیم انداختنت بیرون؟

24:36.471 --> 24:40.121
‫حس می‌کنم به خاطر این بود که مهارت‌های
من و یه دختر دیگه خیلی شبیه هم بود

24:40.151 --> 24:44.061
‫چیزایی مثل بافتن برگ‌های خرما
و کارهای دستی و اینجور چیزا

24:44.081 --> 24:45.631
‫که خب واسه من بدشانسی بود

24:45.651 --> 24:48.811
‫چون حتی یه فرصت عادلانه هم بهم
داده نشد تا بتونم مهارت‌هام رو ثابت کنم

24:48.841 --> 24:51.171
‫عجب شانس تخمی‌ایی آوردی دختر

24:51.201 --> 24:53.821
‫این دختر طفلکی که
به نظر ‫آدم فوق‌العاده‌ای میاد

24:53.841 --> 24:55.261
‫کمک حال‌مون هم که می‌تونه باشه

24:55.281 --> 24:58.661
‫ولی خب در نهایت، ما الان
ترکیب و هماهنگیِ ‫خیلی خوبی توی تیم داریم،

24:58.691 --> 25:02.551
‫و اصلاً نیازی نداریم که بخوایم ‫به اعتمادِ
بین اعضای تیممون خدشه‌ای وارد کنیم

25:02.581 --> 25:04.331
‫واقعاً شرایط... شرایط سختیه

25:04.351 --> 25:05.361
‫اوهوم

25:06.311 --> 25:09.011
‫باعث افتخاره که امشب رو پیش ما بمونی
فقط قضیه بد موقعی پیش اومده

25:09.041 --> 25:11.121
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم
اگه جای تو بودم ‫چیکار می‌کردم

25:11.151 --> 25:13.861
‫ولی خب با کمال میل می‌تونی
‫امشب رو کنار ما بگذرونی

25:13.891 --> 25:15.651
‫واسه روزهای آینده نمی‌تونم قولی بدم،

25:16.091 --> 25:18.581
آره، دمتون گرم، همه‌چیز ردیفه
حالا ببینیم چی می‌شه

25:19.061 --> 25:22.061
‫- امیدوارم یه آتیش کوچیک هم راه بندازیم
‫- خوشحالم که اینجام

25:22.091 --> 25:26.121
‫مری اومد پیشمون و من بدجوری باهاش
‫احساس همدردی می‌کنم،

25:26.151 --> 25:28.361
‫چون واقعاً ناعادلانه از تیم شوتش کردن بیرون

25:28.381 --> 25:30.471
‫حتی فرصت نکرد مهارت‌هاش رو نشون بده

25:30.491 --> 25:34.491
و ‫به نظرم آدما خیلی راحت
‫از روی ظاهر بقیه رو قضاوت می‌کنن

25:34.521 --> 25:37.731
‫خب اکثر مردم فکر می‌کنن من از خواب
بیدار می‌شم که برم سالن کاشت ناخن

25:37.751 --> 25:40.741
‫یا آرایش کنم و هشت ساعت خودمو تو آینه ببینم

25:40.761 --> 25:43.221
‫ولی مدام توی مسابقات دو ماراتن شرکت می‌کنم

25:43.241 --> 25:46.491
‫والیبال، بسکتبال و فوتبال بازی کردم...
‫اسب‌سواری و مسابقه دور بشکه‌ها هم همین‌طور

25:46.521 --> 25:49.101
‫شدیداً اهل رقابتم و اصلاً از باختن خوشم نمیاد

25:49.131 --> 25:50.971
‫واسه همین هیچ‌کس رو دست‌کم نمی‌گیرم

25:51.361 --> 25:54.531
‫برگ‌های خرما رو می‌خوای ببافی یا
می‌خوای همین‌طوری صاف پهن‌شون کنی

25:54.551 --> 25:56.971
‫و روی هم بچینی‌شون
تا جلو بارون رو بگیره؟ نقشه‌ت چیه؟

25:56.991 --> 25:58.211
‫هر چی صلاح بدونی

25:58.231 --> 25:59.911
‫- این کارا اصلاً تو تخصص من نیست
‫- اوکی

25:59.931 --> 26:02.181
‫پس اگه ایده بهتری داری، خودت دست به کار شو

26:02.211 --> 26:05.541
‫می‌خوای بری لب رودخونه
دست و روت رو بشوری؟ یه کم خنک شی؟

26:05.561 --> 26:07.541
‫آره حتماً. چقدر عالی که اینجا رودخونه دارین

26:07.561 --> 26:08.671
‫- آره
‫- واو

26:14.211 --> 26:15.681
‫مجمع‌الجزایر مروارید در پاناما،

26:15.711 --> 26:18.481
‫سالانه شاهد بارش بیش از 250 سانتی‌متر بارونـه،

26:19.141 --> 26:21.331
‫که همین موضوع اینجا رو
در دسته جنگل‌های بارونی قرار میده

26:23.051 --> 26:26.601
‫و این بازیکن‌ها درست در آستانه
شروع فصل موسمی پا به اینجا گذاشتن

26:31.011 --> 26:34.071
‫بدون داشتن یه سرپناه درست‌وحسابی
...واسه در امان موندن از رگبارهای قریب‌الوقوع

26:34.791 --> 26:36.361
‫اینو دقیقاً بذار همین‌جا

26:36.741 --> 26:39.571
‫...بازیکن‌ها در معرض خطراتی مثل سرمازدگی،

26:39.951 --> 26:42.411
‫عفونت قارچی و عفونت‌های پوستی قرار می‌گیرن،

26:42.991 --> 26:45.101
‫که این یعنی
تحلیل رفتنِ شدید و بی‌وقفه روحیه‌شون

26:50.251 --> 26:51.831
‫می‌خوایم چندتا از اینا رو قطع کنیم

26:52.291 --> 26:54.051
‫تا بتونیم ببریم‌شون کمپ و

26:54.081 --> 26:57.201
احتمالاً چندتا چیز رو
واسه سرپناه به هم ببافیم و محکم کنیم

26:57.221 --> 27:02.351
‫آفتاب داره غروب می‌کنه و باید
هرچه سریع‌تر یه سرپناهی دست‌وپا کنیم

27:02.611 --> 27:04.701
‫تجربه‌ت توی ساخت سرپناه‌های یک‌طرفه چطوره؟

27:04.721 --> 27:05.901
‫قبلاً از اینا ساختی؟

27:05.931 --> 27:09.471
‫خب، چند باری توی جنگل‌های کلرادو درست کردم

27:09.501 --> 27:10.681
‫- اوکی
‫- آره

27:10.711 --> 27:13.761
‫ولی خب، همین‌طور که
دارم کنار تیم کار می‌کنم

27:13.791 --> 27:15.961
‫تلاشم اینه که
آمارشون رو دربیارم و بشناسم‌شون

27:16.211 --> 27:17.681
‫این یکی می‌شه تیرک افقی

27:17.921 --> 27:23.121
‫چون استراتژی من اینه که
بازی رو فقط با دو نفر به آخر برسونم

27:24.281 --> 27:25.951
‫ولی خب، ملاک رای اکثریته،

27:25.981 --> 27:28.931
‫واسه همین نیاز به
کلی نقشه‌کشی و سیاست داره

27:28.951 --> 27:32.061
‫تا بتونم بقیه رو با خودم همراه کنم،

27:33.211 --> 27:35.751
‫و متقاعدشون کنم که به حذف بقیه رای بدن؛

27:35.781 --> 27:40.571
‫تا جایی که فقط ما دو تا بازیکنِ آخرِ
تیم براوو باشیم که می‌خوایم تا تهش بریم

27:40.601 --> 27:43.891
‫اون جایزه یک میلیون دلاری رو ببریم
و همه‌چیز رو نصف‌نصف تقسیم کنیم

27:43.921 --> 27:46.511
‫آره واقعاً. اگه بتونیم کل این‌جا رو
...تمیز کنیم و جارو بزنیم

27:46.761 --> 27:49.931
‫و امیدوارم اون دو نفر، خانوم باشن

27:50.431 --> 27:53.811
‫مورگن تنها زنِ دیگه‌ایه که توی تیم‌مونه

27:53.831 --> 27:55.831
‫فقط باید یه کم بیشتر بشناسمش

27:55.861 --> 27:58.631
‫اون‌ور چندتا درخت خرمای مشتی دیدیم

27:58.651 --> 28:00.151
‫آره، تا می‌تونی جمع کن بیار

28:00.181 --> 28:02.641
‫- می‌خوای منم بیام با هم بیاریم‌شون؟
‫- نه، خودم می‌تونم

28:03.111 --> 28:05.651
‫شان، پایه‌ای با قمه بریم
چندتا برگ خرما قطع کنیم؟

28:05.671 --> 28:07.091
‫- آره
‫- حله

28:07.121 --> 28:08.151
‫هوم

28:09.241 --> 28:10.701
خیلی‌خب، کلی بامبو اینجاست

28:10.731 --> 28:13.521
‫آره، اینم چندتا دیگه. به نظرم
همه‌شون رو همین‌جا دپو کنیم

28:14.461 --> 28:17.541
‫راستش وقتی اومدم اینجا، اصلاً
دلم نمی‌خواست با هیچ دختری هم‌تیمی بشم

28:17.571 --> 28:19.241
‫من خودم از بچگی پسرونه بزرگ شدم

28:19.261 --> 28:23.361
‫من و دخترا هیچ‌وقت اون‌قدری که
با پسرا جور بودم، با هم نمی‌ساختیم

28:23.381 --> 28:26.321
‫ولی خب تا وقتی اونا مشکلی با من
نداشته باشن، منم باهاشون کاری ندارم

28:26.351 --> 28:28.641
‫جونمی جون! دارم می‌رم روشون. باریکلا

28:28.921 --> 28:31.121
‫- اگه تند می‌رم بهم بگو
‫- نه، خوبی

28:31.141 --> 28:33.431
‫اون یکی روی سگم رو
"خودم بهش می‌گم "غول عضلانی

28:33.461 --> 28:35.861
همون موقع که فاز لاتی و مردونه‌م می‌زنه بالا

28:36.651 --> 28:37.671
‫عاشقشم

28:38.801 --> 28:41.611
‫در حالی که تیم براوو تمام تمرکزش رو
‫فقط گذاشته روی سرپناهش...

28:41.961 --> 28:44.681
"تیم آلـفا، شـکار"

28:41.961 --> 28:44.681
‫توی نخِ اینم که براوو
الان اوضاع سرپناه‌ش دقیقاً چطوریه

28:44.701 --> 28:46.421
‫...تیم آلفا اعضای خودش رو تقسیم می‌کنه

28:46.451 --> 28:49.821
‫به این امید که قبل از تاریکیِ هوا
هم سرپناه داشته باشه و هم آتیش

28:49.841 --> 28:52.641
‫- پشه‌ها دارن می‌خورنش؟ پشتش رو نیگا‫
فکر کنم آره -

28:52.661 --> 28:54.541
‫- پشه‌ها رسماً ریدن بهم؟
‫- یه کم آره

28:54.571 --> 28:57.201
‫مخصوصاً چون سرپناهمون در و پیکر نداره

28:57.221 --> 28:59.931
‫و آتیش هم نداریم
پشه‌ها زنده زنده تکه‌پاره‌مون می‌کنن

28:59.961 --> 29:02.001
‫مطمئنی دلت می‌خواد امشب رو پیش ما بمونی؟

29:02.711 --> 29:03.821
‫آره

29:03.851 --> 29:07.651
‫با وجود این رودخونه که اینجاست
...قطعاً بهشتِ پشه‌هاست، ولی خب

29:07.681 --> 29:08.841
‫- آره
‫- آره واقعاً

29:09.851 --> 29:11.531
‫الان وسط یه نبرد سخت و سربالایی‌ام

29:11.561 --> 29:13.271
‫کلا 24 ساعت وقت دارم،

29:13.291 --> 29:16.921
‫و این آخرین شانس منه
تا بتونم خودمو توی یه تیم جا کنم

29:16.951 --> 29:20.381
‫برگ خرمای بیشتری که بیاریم
جامون واسه خوابیدن نرم و گرم می‌شه

29:20.401 --> 29:24.451
‫فقط می‌خواستم به آلفا نشون بدم
که پایه‌ام تا پا به پاشون سگ‌دو بزنم

29:30.661 --> 29:33.711
‫می‌خواستم بهشون ثابت کنم که
می‌تونم مهره مفیدی براشون باشم

29:33.741 --> 29:36.071
‫خبر خوب دخترا
همه‌تون بدجوری خطی و رو فرمید

29:36.101 --> 29:39.021
‫اینم می‌دونم که
اونا شدیداً به یه سرپناه نیاز دارن

29:39.381 --> 29:41.001
‫و منم که استادِ کارهای قلاب‌بافی‌ام

29:41.031 --> 29:42.941
‫عاشق حصیربافی و این‌جور کارهام،

29:42.961 --> 29:45.921
‫واسه همین شاید بتونم
کمک‌شون کنم تا یه چیزی سر هم کنن

29:45.951 --> 29:49.581
‫یه کم پهن‌تر بگیریش، اون‌وقت
یه حصیرِ طولانی‌تر این وسط درمیاد

29:49.601 --> 29:50.961
‫- افتاد؟
‫- اوهوم

29:50.991 --> 29:52.741
‫من اصلاً این آدما رو نمی‌شناسم

29:52.761 --> 29:55.761
‫چطوره اول یه کم با اره جاش رو بندازی
و بعد قشنگ با ضربه ببُریش؟

29:55.781 --> 29:58.911
‫تنها شانس من در حال حاضر
اینه که با یه نفر لینک بشم

29:58.941 --> 30:01.771
‫تا با رای اکثریت بتونیم
یه بازیکن دیگه رو شوت کنیم بیرون

30:01.801 --> 30:05.261
‫به نظرت اگه بغلش رو یه کم بتراشی
کمک می‌کنه که بیشتر بره داخل؟

30:05.291 --> 30:08.601
‫دارم لبه‌ش رو می‌رم که به نظرم
قشنگ چفتِ اون شیار شده

30:08.631 --> 30:11.671
‫دارم سعی می‌کنم
...با تک‌تک اعضا ارتباط بگیرم

30:11.701 --> 30:14.291
‫می‌خوای من از وسط شروع کنم؟
کارِ تو رو خراب نمی‌کنه؟

30:14.311 --> 30:16.121
‫نه بابا، اگه بتونی کمک کنی که عالیه

30:16.551 --> 30:18.801
‫...تا بتونم متقاعدشون کنم که منو راه بدن

30:20.511 --> 30:21.701
‫داره خوب پیش می‌ره

30:21.931 --> 30:23.031
‫دمت گرم

30:23.431 --> 30:26.281
‫این حرفم تهِ خودخواهیه، ولی امیدوارم
تیم چارلی هم نتونه آتیش روشن کنه

30:28.961 --> 30:31.341
"تیم چارلـی، سرپنـاه"

30:28.961 --> 30:31.341
‫بدون شک توی یه اقلیم استوایی هستیم

30:31.361 --> 30:32.481
‫آره داداش

30:32.941 --> 30:36.891
‫در حالی که تیم چارلی از تمام تجهیزات سرپناه‌شون
‫به نحو احسن به نفع خودشون استفاده کردن...

30:37.431 --> 30:41.191
‫قراره قشنگ واسه این کار مایه بذاریم و امیدوارم
امشب یه شامی واسه خوردن داشته باشیم

30:41.811 --> 30:43.151
‫- دهنت سرویس
‫- ای بابا

30:43.171 --> 30:47.501
‫...اونا بدون داشتن سنگ چخماق مدرن، باید واسه
‫روشن کردن آتیش به روش‌های بدوی تکیه کنن

30:48.071 --> 30:50.321
‫ما امشب آتیش داریم. بهم ایمان داشته باشین

30:50.351 --> 30:51.891
‫من که بهت ایمان کامل دارم

30:52.241 --> 30:54.701
‫من تتوکارِ آرایش دائم صورتم،

30:54.951 --> 30:57.801
‫واسه همین ممکنه آدما منو دست‌کم بگیرن

30:57.831 --> 31:00.181
‫گفتی توی این کار بدجوری خفنی، آره؟

31:00.201 --> 31:03.831
‫من واقعاً خیلی تمرین کردم، ولی بهتون
قول میدم ‫که راه درستش دقیقاً همینه

31:03.851 --> 31:05.191
‫قشنگ فوتِ آبشم

31:05.211 --> 31:07.711
‫واسه اینکه خودمو برای این مسابقه ‫آماده کنم،

31:07.741 --> 31:09.991
‫یه متخصص تغذیه پیدا کردم،

31:10.021 --> 31:12.441
‫یه مربی بدنسازی، یه استاد تیراندازی با کمون،

31:12.461 --> 31:16.051
‫و در کنارشون یه مربی بقا در شرایط بدوی

31:18.301 --> 31:19.761
‫- دود!
‫- داره دود می‌کنه!

31:20.231 --> 31:23.291
‫بعد از اون همه
تمرینی که ‫توی جنگل انجام دادم،

31:23.321 --> 31:26.321
‫قطعاً توی مهارت‌های بقای خودم
‫احساس شایستگی می‌کنم

31:26.351 --> 31:27.601
‫شش!

31:27.881 --> 31:30.971
‫- هفت، هشت...
‫- یالا، لِیلا!

31:31.201 --> 31:32.271
‫نُه...

31:32.301 --> 31:33.961
‫- ادامه بده
‫- ده!

31:34.421 --> 31:35.811
!یالا، آفرین

31:35.841 --> 31:37.801
‫همه‌چیز بستگی به آزمون و خطا داره

31:39.981 --> 31:43.031
"تیم براوو، آتیش"

31:39.981 --> 31:43.031
‫در کمپ براوو، با وجود سنگ چخماق‌هایی
...که توی کیت‌شون دارن

31:43.231 --> 31:44.941
‫- باریکلا، خودشه
‫- عالیه، عالیه، عالیه

31:45.271 --> 31:47.441
‫...اونا می‌تونن خیلی راحت آتیش روشن کنن

31:54.461 --> 31:55.611
‫آتیش!

31:55.641 --> 31:57.911
‫- رفقا، آتیش رو این‌طوری درست می‌کنن
‫- ایول، معرکه‌ست!

31:58.391 --> 32:02.311
‫داشتنِ آتیش یه حس بدوی داره
که بدجوری به آدم قدرت میده

32:03.351 --> 32:07.361
‫تیم براوو تبدیل به اولین تیم روی زمین بازی
می‌شه که از خوردن پروتئین آب‌پز لذت می‌بره

32:08.441 --> 32:09.891
‫- به‌به...
‫- آره!

32:10.111 --> 32:12.911
‫- طعمش خوبه؟
‫- یه کم پس‌مزه خرچنگ میده

32:12.941 --> 32:15.691
‫این خودش یه جور غذای اعیونیه
مثل بعضی از رستوران‌های سوشی

32:17.621 --> 32:19.431
‫- برگ‌های خرما رو آوردم!
‫- دمت گرم

32:19.461 --> 32:21.731
‫کارِت عالی بود! خیلی‌خب
بیاید کار سقف رو تموم کنیم

32:21.751 --> 32:22.631
‫آره

32:22.651 --> 32:25.771
‫- تو خودت بچه داری؟
‫- آره، ده تا بچه دارم

32:25.791 --> 32:28.001
‫- ده تا بچه داری؟
‫- البته آدمیزاد نیستن

32:28.031 --> 32:29.581
‫- آها
‫- همه‌شون حیونِ خونگی‌ان

32:29.611 --> 32:32.111
‫- ما با همدیگه حیوانات رو نجات میدیم
‫- اوه، چقدر عالی!

32:33.261 --> 32:36.581
‫تا اینجای کار، تیم‌مون بدجوری با هم
چفت شده و حس خوبی داره

32:36.601 --> 32:39.451
‫همه دارن کار می‌کنن، همه دارن عرق می‌ریزن،

32:39.481 --> 32:42.691
‫چون می‌خوایم سرپناهمون رو
قبل از غروب آفتاب سریع بالا ببریم

32:42.721 --> 32:45.661
‫تا جایی که می‌تونیم باید برگ‌های
خرما رو قبل از شروع بارون روی هم بچینیم

32:45.681 --> 32:47.621
‫- می‌دونم. واسه اینکه...
‫- هرچی بیشتر باشه بهتره

32:47.641 --> 32:49.261
‫تا جایی که می‌شه جلو نفوذ آب رو بگیریم

32:49.611 --> 32:51.981
‫این دقیقاً همون تیمیه

32:52.011 --> 32:55.121
‫که می‌دونم قراره منو تا آخرِ مسابقه بقا جلو ببره

32:55.571 --> 32:58.861
‫روز داره کم‌کم به آخر می‌رسه
از اوضاع سرپناه راضی هستی؟

32:58.881 --> 33:01.381
‫- یه جورایی عاشق سرپناهمون شدم
‫- منم موافقم

33:03.251 --> 33:05.471
‫با تاریک شدنِ هوای جزیره،

33:05.811 --> 33:09.771
‫تیم‌ها سرپناه‌های خودشون رو محکم می‌کنن
و آماده یه شبِ بارونی می‌شن

33:10.161 --> 33:12.771
‫- برنامه‌مون واسه خوابیدن کجاست؟
‫- درست همین‌جا، بابا

33:12.801 --> 33:14.021
‫آره، دورهمیِ پسرونه‌ست

33:14.051 --> 33:16.371
‫خب، پس دخترا هم همین‌جا می‌خوابن

33:16.761 --> 33:18.971
‫راستی تو... تو کجا می‌خوابی؟

33:19.001 --> 33:21.291
‫هر جا که صلاح بدونین و منو جا بدین، حله

33:21.311 --> 33:23.971
‫راستی می‌تونی وسایلتو برداری بیاری این‌ور،

33:23.991 --> 33:26.431
‫و قشنگ کنار من و دیو بخوابی

33:26.641 --> 33:27.851
‫اوکی، حله

33:29.001 --> 33:32.211
‫در حالی که تیم چارلی
...قید آتیش روشن کردن رو واسه امشب زده

33:33.141 --> 33:34.341
‫اوه!

33:34.361 --> 33:35.951
‫...با شروع بارش بارون،

33:35.981 --> 33:39.271
‫ابزار انتخابی‌شون یعنی برزنت‌ها، بدجوری
به نفع‌شون تموم شده و بهشون برتری داده

33:39.301 --> 33:43.051
‫اگه خودم بخوام بگم، ما الان
توی تیم چارلی حسابی جامون گرم و نرمه

33:43.081 --> 33:46.241
‫چندتا نم‌نم بارون میاد، ولی واسه
یه سرپناه اصلاً چیز بدی نیست

33:46.261 --> 33:47.931
‫داداش، صددرصد

33:47.961 --> 33:49.091
‫اینجا رسماً ویلای منه

33:49.121 --> 33:50.491
‫شاید تیم براوو آتیش داشته باشه...

33:50.521 --> 33:53.601
‫آره راستی، اوضاع آتیش چطوره؟
لازمه هیزم بیشتری به پاش بریزیم؟

33:53.631 --> 33:56.611
‫- اصلاً هیزم ریختن تو بارون فایده‌ای داره؟
‫- نه بابا، بی‌خیال

33:56.631 --> 34:00.761
‫...اما خیلی زود دارن می‌فهمن که
‫سرپناه‌شون نیاز به بازسازی و تعمیر داره

34:00.791 --> 34:01.941
‫موش آب‌کشیده شدم

34:02.431 --> 34:04.981
‫واسه همینم هست که
...باید کارِ اون‌طرف رو تموم کنیم

34:05.011 --> 34:06.841
‫- آره
‫- واسه روزهای شدیداً بارونی

34:06.871 --> 34:08.991
‫آره، دهنم سرویس شده، بدجور

34:09.291 --> 34:10.371
‫کم آوردم دیگه

34:10.391 --> 34:14.421
‫کمپ آلفا قید هر دو تا چیز رو واسه امشب زده؛
‫هم سقف و هم آتیش...

34:14.441 --> 34:16.351
‫نه آتیشی، نه سرپناهی

34:16.371 --> 34:18.711
‫الانم که خیسِ خالی‌ام و دارم می‌لرزم

34:19.001 --> 34:21.831
‫...و دارن دنبال راه‌های جایگزین می‌گردن
‫تا بتونن خودشونو گرم نگه دارن،

34:21.861 --> 34:23.481
‫اونم وسط این رگبارِ سیل‌آسا

34:23.511 --> 34:26.141
‫باریکلا. این شد یه چیزی. برو اون تو

34:26.161 --> 34:28.801
‫- این خوبه. این‌طوری خیلی بهتره
‫- اوکی

34:29.501 --> 34:31.501
‫هر جور که خودت راحتی جابه‌جا شو

34:31.531 --> 34:33.361
‫- قانون بقاست دیگه
‫- آفرین، خودشه

34:33.391 --> 34:34.571
‫چقدر بامزه‌ان!

34:35.651 --> 34:38.021
‫فکر کنم سعی می‌کنن دمای بدنشون رو حفظ کنن

34:38.051 --> 34:39.671
‫ولی خب، مثلاً اون یه مرده

34:41.091 --> 34:44.641
‫و این دختره هم الان توی یه موقعیتِ استیصال و ناچاری

34:45.391 --> 34:47.391
‫فکر نکنم بن واسش
ریش‌سفیدی کنه و ضمانتش رو بکنه

34:48.271 --> 34:49.521
‫امیدوارم که نکنه

34:50.641 --> 34:53.431
‫بعید می‌دونم راهی باشه
که بشه این اوضاع رو بهترش کرد

35:04.221 --> 35:06.291
"روز دوم"

35:09.791 --> 35:11.161
"شاخص گرما: بالای 38 درجه سانتیگراد"

35:12.041 --> 35:15.641
‫دیشب در کمال غافلگیری
بدجوری نکبت‌بار و سخت گذشت

35:16.111 --> 35:19.921
‫- با این برگ‌های خرما کار رو درآوردیم
‫- دقیقاً

35:19.941 --> 35:22.691
‫ولی خب، دیروز واسه جمع کردنِ
اینا هم رسماً سرویس شدیم

35:22.721 --> 35:23.551
‫آره

35:23.581 --> 35:26.041
‫شب اول واسه ما خیلی سهمگین بود

35:26.061 --> 35:30.281
‫تقریباً کل شب رو
بدون اینکه سقفی بالای سرمون باشه

35:30.301 --> 35:31.581
‫زیر بارون شدید گذروندیم

35:31.601 --> 35:35.911
‫هرچند گند بود، ولی می‌دونستیم
که از اینجا به بعد اوضاع بهتر می‌شه

35:37.621 --> 35:38.791
‫اوه، این واقعاً خوبه

35:42.661 --> 35:43.871
‫ چسبید، مگه نه؟

35:44.711 --> 35:48.751
‫من تسلیم نمی‌شم. این آخرین شانس‌مه
تا بتونم خودم رو توی یه تیم جا کنم

35:49.261 --> 35:52.851
‫دیشب، بغل کردنِ کسی که اصلاً
نمی‌شناختمش یه کم ضایع و معذب‌کننده بود

35:52.871 --> 35:55.211
‫ولی خب به نظر میاد بن همه‌کاره و لیدرِ تیمه

35:55.231 --> 35:58.781
‫توی شرایط بقا هم مجبوری
هر کاری که لازمه رو انجام بدی

35:58.801 --> 36:02.201
‫من یه بار رفته بودم کنیا، اونجا
آب نارگیلِ تخمیرشده درست می‌کردن

36:02.221 --> 36:03.511
‫باید چیز خیلی مشتی‌ باشه

36:03.541 --> 36:07.321
بعدش آره دیگه، قشنگ سر می‌کشی‌ش و
مستقیم از خود نارگیل می‌خوری؛ رسماً عرق خالص

36:08.601 --> 36:10.731
من یه دخترِ پی‌نا کولادام
(یعنی ذائقه‌ام شیرین و تابستونیه)

36:10.751 --> 36:12.891
‫واسه همین فکر کنم تنها شانسِ الانم اینه که

36:12.921 --> 36:16.651
‫بن پادرمیونی کنه تا توی بازی بمونم
و یه نفر دیگه رو بندازن بیرون

36:17.321 --> 36:18.981
‫پسر، قشنگ داره ردیف می‌شه

36:19.011 --> 36:20.141
‫- واو
‫- جدی؟

36:20.781 --> 36:22.241
‫- آره؟
‫- خیلی عالیه

36:22.631 --> 36:25.541
‫خب، نظرت چیه که...
این دختره هم بیاد بهمون اضافه بشه؟

36:26.381 --> 36:27.661
‫می‌دونی، خب...

36:28.201 --> 36:30.241
‫اگه می‌تونست آتیش رو راه بندازه
خیلی خفن می‌شد

36:30.271 --> 36:33.481
‫آره، ولی خب خودت که می‌بینی
اصلاً به نظر نمیاد داره تلاشی می‌کنه

36:35.831 --> 36:38.421
‫- قلب مهربونی داره
‫- آره، نمی‌دونم. من که...

36:38.441 --> 36:40.141
‫اون همون اول یه جورایی بهم...

36:41.581 --> 36:42.731
‫صدام خیلی بلنده؟

36:42.761 --> 36:45.081
‫توی همون ساحل
همون اول حس و فازِ بدی بهم داد

36:45.111 --> 36:47.681
‫- فازِ بد؟
‫- آره، اصلاً ازش خوشم نیومد

36:48.831 --> 36:51.621
‫این دختره، حکم یه نیروی کمکیِ اضافه رو داشت

36:51.641 --> 36:53.681
‫که شدیداً هم بهش نیاز داشتیم

36:53.711 --> 36:56.121
‫یه پتوی فوق‌العاده واسه بن درست کرد

36:56.151 --> 36:58.611
‫البته منظورم از پتو، خودش بود

36:59.221 --> 37:00.371
‫نکته اصلی اینجاست

37:00.401 --> 37:03.031
‫اگه اون بیاد توی تیم ما
یکیمون باید غزل خداحافظی رو بخونه

37:03.051 --> 37:04.961
‫و اون یه نفر قطعاً من نیستم

37:05.511 --> 37:07.051
‫خب، بقیه نظرشون چیه؟

37:07.071 --> 37:08.811
‫ام، به نظرم مری طفلکی فقط بدشانسی آورد

37:08.841 --> 37:10.741
‫این اتفاق می‌تونست واسه هر کدوم از ما بیفته

37:10.761 --> 37:11.571
آره

37:11.591 --> 37:12.991
‫این یه مسابقه بی‌رحمانه‌ست...

37:13.011 --> 37:15.231
‫اون واقعاً دختر خوبیه
به عنوان یه انسان خیلی ازش خوشم میاد

37:15.261 --> 37:16.831
‫آره، منم به عنوان یه آدم دوسِش دارم

37:16.851 --> 37:18.381
‫که دقیقاً با روحیات من جوره

37:18.411 --> 37:21.431
‫ضدحال شد که شوتش کردن بیرون
ولی خب دلم اون‌قدرا هم واسش نمی‌سوزه

37:21.451 --> 37:23.841
‫توی یه همچین موقعیت‌هایی
من قاضیِ خیلی سخت‌گیری‌ام

37:23.871 --> 37:28.141
‫من یه بوکسور حرفه‌ای
و قهرمان سابق سبک‌وزن جهانم

37:28.571 --> 37:30.951
‫توی تنها باختی که داشتم
حریفم دماغم رو شکوند

37:30.981 --> 37:33.311
‫ولی من با وجود اون همه خون‌ریزی،

37:33.331 --> 37:34.851
‫بازم تا آخر مسابقه به جنگیدن ادامه دادم

37:35.201 --> 37:38.421
‫اینجا باید بجنگی، و به نظر میاد
اون اصلاً روحیه جنگندگی نداره

37:38.441 --> 37:39.441
‫نه، نداره

37:39.831 --> 37:41.751
‫پس خلاصه‌ش کنم...

37:41.771 --> 37:44.241
‫- نظر من که هنوز همونه
‫- نگهش نمی‌داریم

37:44.261 --> 37:46.551
‫من که قطعاً جام رو دو دستی
تقدیم کسی نمی‌کنم، این از این

37:46.581 --> 37:47.831
‫آره، موافقم

37:48.161 --> 37:49.711
‫مری خیلی دختر گلی بود،

37:49.741 --> 37:52.341
‫ولی در نهایت، اینجا بحثِ تیم وسطه،

37:52.371 --> 37:55.961
‫و اگه اکثریت تصمیم بگیرن که
به حذفش رای بدن، پس همین می‌شه

37:56.931 --> 37:58.181
‫سلام

37:58.211 --> 38:01.161
‫خب... فکر کنم دیگه وقتِ خداحافظیه

38:01.191 --> 38:04.311
‫مسئله اصلاً شخصی نیست
ما واقعاً ازت خوشمون اومد

38:04.341 --> 38:07.081
‫اگه می‌شد یه تیمِ شش نفره باشیم
...خیلی دوست داشتیم پیشمون بمونی، ولی

38:08.841 --> 38:10.801
‫-  می‌خوام بغلت کنم
‫- آخی...

38:10.821 --> 38:12.011
‫چقدر تو ماهی

38:12.041 --> 38:15.661
‫خب اینم بخشی از بازیه. من واقعاً
حتی فرصتِ امتحان کردن هم پیدا نکردم

38:17.781 --> 38:20.691
‫دلم واستون تنگ می‌شه بچه‌ها
اون‌ور می‌بینمتون

38:20.711 --> 38:21.751
خداحافظ

38:25.931 --> 38:28.211
‫واقعاً حالم گرفته شد
که اولین نفر من بودم که حذف شدم

38:28.231 --> 38:33.341
‫اینکه حتی نتونی بیشتر از 24 ساعت
تلاش کنی، ‫رسماً ناامیدکننده و زجرآوره

38:33.371 --> 38:35.011
‫چون به نظرم تازه بعد از 24 ساعته که

38:35.041 --> 38:37.711
‫مسابقه واقعاً شروع می‌شه
و شکل جدی به خودش می‌گیره

38:39.541 --> 38:41.861
‫- واقعاً واسش آرزوی موفقیت می‌کنم
‫- منم همین‌طور

38:43.341 --> 38:46.881
‫فکر نکنم الان هیچ‌کس دلش بخواد جای اون باشه‫

38:52.041 --> 38:53.041
‫بزنش بره

38:54.031 --> 38:55.411
‫- وای خدا...
‫- آخی...

39:00.701 --> 39:02.041
‫- اوه اوه
‫- نه!

39:02.061 --> 39:04.271
‫- چی بود؟ منور اول بود؟
‫- منوره!

39:04.301 --> 39:05.291
‫عمراً

39:05.321 --> 39:06.821
‫آقا، خودشه!

39:06.841 --> 39:08.941
‫- این یه منوره! بزن بریم!
‫- آره!

39:08.961 --> 39:11.631
‫- کارِ تیم آلفا بوده، شک ندارم. کار خودشونه
‫- آلفا

39:11.661 --> 39:13.161
‫مری توی تیم آلفا بود، مگه نه؟

39:13.181 --> 39:14.681
‫- قطعاً کارِ مری‌یه
‫- بزن بریم، دمت گرم

39:14.711 --> 39:16.401
‫روی قایق بهت خوش بگذره دختر

39:16.431 --> 39:19.681
‫راستش دروغ چرا، از دیدنِ بالا رفتنِ
اولین منور حسابی به وجد اومدم

39:19.711 --> 39:22.201
‫اما خب، هیچ‌وقت نمی‌دونی
چرخ روزگار چطوری قراره بچرخه

39:22.221 --> 39:23.561
‫به نفعت یا علیه‌ت

39:23.581 --> 39:25.971
‫و توی این مورد، مری بدجوری بدشانسی آورد

39:26.001 --> 39:29.091
‫این خودش ثابت می‌کنه که توی این بازی
باید منتظر غیرمنتظره‌ترین چیزها باشی

39:29.491 --> 39:30.611
‫ساینورا

39:31.841 --> 39:34.401
‫- بچه‌ها ما هنوز توی بازی‌ایم، هنوز هستیم
‫- یالا

39:34.431 --> 39:37.111
‫دیگه از این کمپ منوری بالا نمی‌ره
اوضاع‌مون ردیف می‌شه

39:37.131 --> 39:38.051
‫چه بد شد

39:38.071 --> 39:40.761
‫- بیاید سعی کنیم اون آتیش رو راه بندازیم
‫- ولی خب، همین‌طوریشم یه نفر کمتر شد

39:41.091 --> 39:42.101
‫یه نفر کم شد

39:48.861 --> 39:51.111
‫- یکی غزل خداحافظی رو خوند
‫- یکی کم شد. بزن بریم

39:51.141 --> 39:52.181
‫روز دوم

39:53.361 --> 39:56.421
‫من کلاً آدمی‌ام که
دودوتا چهارتا می‌کنم و منطقی می‌سنجم

39:56.781 --> 40:01.961
‫واسه همین وقتی دیدم مری منور زد
قشنگ چرخ‌دنده‌های مغزم به کار افتادن

40:01.981 --> 40:04.141
‫نکنه بازی یهو
یه چرخش یا سورپرایز دیگه داشته باشه؟

40:04.171 --> 40:07.981
‫واسه همین یه موضوع مهمی هست که
می‌خواستم راجع بهش باهات صحبت کنم

40:08.001 --> 40:08.961
‫بگو، جانم

40:08.991 --> 40:11.251
‫راستش وقتی پام رو گذاشتم
توی این مسابقه، دلم می‌خواست

40:11.271 --> 40:13.781
‫یه تیمِ کاملاً دخترونه تا آخر بازی بالا بیاد،

40:13.811 --> 40:16.521
‫ولی خب تیم براوو
بیشترش پسره و اونا دست بالا رو دارن

40:16.551 --> 40:19.261
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم
که همیشه از قبل آماده‌ام

40:19.281 --> 40:22.581
‫پس شاید وقتش رسیده باشه
که یه توافق کوچیک با مورگن بکنم

40:22.601 --> 40:24.701
‫تا بتونیم امنیتِ جفتمون رو
توی این مسابقه تضمین کنیم

40:24.971 --> 40:26.601
‫منظورم اینه که جفتمون دلمون می‌خواد...

40:27.571 --> 40:30.191
‫- اولین زن‌هایی باشیم که، می‌دونی...
‫- صددرصد

40:30.221 --> 40:31.581
‫توی مسابقه بقا برنده می‌شن

40:31.601 --> 40:34.601
‫- ما قراره اولین زن‌های برنده باشیم
‫- من که به این قضیه ایمان کامل دارم

40:34.621 --> 40:40.121
‫اما خب، اگه یه بازیکنِ دیگه مجبور بشه
تیممون رو ترک کنه چی؟

40:40.141 --> 40:42.741
‫- می‌دونی؟ درست مثل همون اتفاقی که قبلاً افتاد؟
‫- آره

40:43.581 --> 40:47.501
‫اگه همین الان با هم ائتلاف کنیم و قرار بذاریم
که مثلاً اگه عذرِ یکی‌مون رو خواستن

40:47.531 --> 40:49.821
‫اون یکی هم همراهش بره،

40:51.001 --> 40:52.151
‫قشنگ با هم بزنیم بیرون،

40:52.171 --> 40:53.801
‫و یه تیم دونفره واسه خودمون راه بندازیم،

40:53.821 --> 40:56.391
‫فقط واسه اینکه اون یکی هم
...توی بازی جاش امن بمونه

40:57.091 --> 40:58.101
‫این عالیه

40:58.731 --> 41:00.521
‫ابی شروع می‌کنه به صحبت کردن با من که

41:00.541 --> 41:03.151
یه جورایی یه ائتلاف زیرپوستی
بین خودمون راه بندازیم

41:03.701 --> 41:07.461
‫ولی من توی دلم می‌گم: «نه بابا!»

41:07.481 --> 41:09.101
‫با خودم می‌گم: «عمراً، اصلاً و ابداً»

41:09.121 --> 41:11.831
‫راستش، اگه قرار باشه پسرا انتخاب کنن،

41:11.861 --> 41:15.201
‫احتمالاً ترجیح میدن
پسرا توی تیم بمونن، مگه نه؟

41:15.221 --> 41:19.351
‫اونا احتمالاً یکی از ما دو تا رو
واسه اخراج از تیم انتخاب می‌کنن

41:19.381 --> 41:22.571
‫الان کلا روز دومه، ولی می‌دونم
که پسرا ازم خوششون میاد

41:22.591 --> 41:24.691
‫می‌دونم اونا منو یکی مثل خودشون می‌بینن

41:24.711 --> 41:26.731
‫اون روی سگم
یعنی «غول عضلانی» رو بهشون نشون دادم

41:26.761 --> 41:28.221
‫واسه همین رسماً با پسرا ایاغم

41:28.241 --> 41:32.231
‫اگه پسرا مجبور بشن به حذفِ کسی رای بدن
خوب می‌دونم که اون یه نفر من نیستم

41:32.251 --> 41:35.551
‫و راستش، چون هنوز اوایل بازیه
چیزی نگفتم و زبون به دهن گرفتم

41:35.571 --> 41:40.441
‫ولی این توافق چیزی نبود که
حتی بخوام یک ثانیه هم بهش فکر کنم

41:40.461 --> 41:43.421
‫به نظرم واقعاً باید ببینیم شرایط چطوری
پیش می‌ره و همون موقع تصمیم بگیریم

41:43.451 --> 41:45.131
‫آره دقیقاً. موافقم

41:45.521 --> 41:47.881
‫- اوکی، بیاید به فکر خرچنگ‌ها باشیم
‫- پاتوقِ خرچنگ‌ها کجاست؟

41:47.901 --> 41:49.601
خب، ‫دقیقاً همین دور و براست...

41:49.631 --> 41:52.421
‫یه جورایی... توی اون بیشه این‌وره

41:54.071 --> 41:58.231
‫با عکس‌العملی که مورگن نشون داد
فکر نکنم اصلاً با من توی یه ‌فاز باشه

41:58.261 --> 42:01.531
‫پس... این قضیه استراتژی منو عوض می‌کنه

42:01.551 --> 42:04.181
‫فقط باید منتظر بمونم و ببینم بعدش چی می‌شه

42:04.211 --> 42:07.421
‫باید مدام شرایط رو حلاجی کنم و چاره بیندیشم

42:07.441 --> 42:09.651
‫تا بالاخره بفهمم چه استراتژی‌ای

42:09.671 --> 42:12.301
‫می‌تونه منو تا آخر این مسابقه برسونه

42:13.131 --> 42:14.931
‫- اوه نه، نیگا، نیگا، نیگا!
‫- چی؟

42:14.951 --> 42:18.661
‫بچه‌ها، اینم از کوکتل خرچنگ‌مون
شرمنده کوچولوها، ولی امشب قراره بخوریم‌تون

42:18.681 --> 42:20.711
‫پسر شماها چقدر غول‌پیکرین

42:21.641 --> 42:24.141
‫- همه‌تون می‌رید قاطیِ کوکتل
‫- خیلی عجیبه که اینا همدیگه رو می‌خورن

42:24.161 --> 42:25.631
‫- چیزِ عجیبی نیست؟
‫- آره واقعاً

42:29.341 --> 42:31.261
‫طی سه روز آینده،

42:31.661 --> 42:34.401
‫شرایط بی‌رحم و طاقت‌فرسای جنگل‌های پاناما...

42:34.431 --> 42:36.001
‫اینجا رسماً یه جنگل بارونیـه

42:36.031 --> 42:37.381
‫تک‌تک تیم‌ها رو به چالش می‌کشه

42:37.411 --> 42:39.161
‫دارم سگ‌پز می‌شم از گرما
حسابی عرق از سر و روم می‌باره

42:39.191 --> 42:41.571
‫و مزیتی که انتخاب کردن رو به چالش بکشه

42:41.591 --> 42:43.231
"تیم براوو، آتیش"

42:43.251 --> 42:46.091
‫تیم براوو به لطفِ داشتنِ آتیشِ مداوم...

42:48.331 --> 42:51.661
‫تونسته به آب آشامیدنی فراوان
و پروتئین پخته دسترسی داشته باشه

42:51.681 --> 42:53.811
‫- اوه آره، این یکی رو نیگا‫
آره والا -

42:53.841 --> 42:56.061
‫- امشب جشن کوکتل خرچنگ داریم
‫- کوکتل خرچنگ

42:56.091 --> 42:58.921
‫همین قضیه بهشون اجازه داده
تا وقت و انرژی‌شون رو

42:58.951 --> 43:00.651
‫صرفِ مستحکم کردنِ سرپناه‌شون کنن

43:00.681 --> 43:02.301
‫دست همگی درد نکنه، عالی بود

43:02.331 --> 43:03.741
‫سرپناه ما لنگه نداره

43:03.761 --> 43:04.991
‫بچه‌ها کارمون حرف نداره

43:06.021 --> 43:08.481
‫اما تیم آلفا که امتیازِ شکار رو انتخاب کرده بود...

43:08.731 --> 43:11.241
‫توی کل عمرم هیچ‌وقت
اینقدر خیس و یخ‌زده نشده بودم

43:11.261 --> 43:12.321
‫آره واقعاً

43:12.341 --> 43:14.221
‫در برابر بارون قشنگ بی‌دفاع مونده

43:14.241 --> 43:16.391
‫اصلاً واسه یه همچین بازی‌ پا پیش نذاشته بودم

43:16.411 --> 43:17.901
‫بدجوری الان عقب افتادیم

43:18.921 --> 43:19.991
‫تیر و کمون...

43:20.841 --> 43:24.891
‫مهارت‌های شکارمون عملاً به هیچ دردی
نمی‌خورن، چون نمی‌تونیم شکارمون رو بپزیم

43:25.571 --> 43:26.871
‫این‌طوری اصلاً فایده نداره

43:28.331 --> 43:32.001
‫اون‌ورِ جزیره
تیم چارلی کاملاً از بارون در امان بوده

43:33.871 --> 43:35.251
‫دمش گرم!

43:35.281 --> 43:37.441
‫اما با گذشت چهار روز از مسابقه...

43:37.671 --> 43:39.201
‫اوضاع چطوری پیش می‌ره، سرکار خانم؟

43:39.611 --> 43:41.821
‫...لیا هنوز نتونسته حتی یه جرقه آتیش روشن کنه

43:41.851 --> 43:44.771
‫این دو شبِ گذشته چشمهام روی هم نرفته

43:44.791 --> 43:48.431
‫بیشتر از همه، نگرانِ برپا کردنِ آتیش بودم

43:49.321 --> 43:51.721
‫غذا هم که هیچی نخوردیم

43:52.531 --> 43:54.101
‫آب‌مون هم شدیداً جیره‌بندی و کمه

43:55.111 --> 43:58.531
‫واسه کسی که ادعای تخصص
توی آتیش داشت، اصلاً وارد به نظر نمی‌رسید

43:58.551 --> 44:01.111
‫- حتی نمی‌تونه یه آتیش روشن کنه
‫- آره می‌دونم، عرضه نداره

44:07.371 --> 44:08.561
‫وس حالش خوبه؟

44:08.821 --> 44:09.841
‫اه

44:10.331 --> 44:11.501
‫پسر، وای خدا

44:11.521 --> 44:14.441
‫نمی‌دونم این روزا
چی به خوردِ این مردا می‌دن

44:15.211 --> 44:17.131
‫ولی اینا اصلاً مردِ عمل نیستن و بخاری ندارن

44:17.961 --> 44:21.391
‫اولویتِ شخصیِ من الان فقط
بالا آوردنِ این سرپناه از روی زمینه

44:21.841 --> 44:25.341
‫لیا رو هم گذاشتیم که
به هر قیمتی شده آتیش رو راه بندازه

44:25.371 --> 44:29.461
‫اون‌وقت وس اونجا لنگر انداخته، تنبلی می‌کنه
و دست به سیاه و سفید نمی‌زنه

44:29.481 --> 44:30.971
‫واقعاً رو اعصاب و کلافه‌کننده‌ست

44:36.291 --> 44:39.291
‫اصلاً نمی‌دونم چطوری باید
با این قضیه کنار بیام. لال مونی بگیرم بهتره؟

44:46.101 --> 44:47.931
‫کار تیمی، رویاها رو می‌سازه

44:48.811 --> 44:51.471
‫امروز احتمالاً کار تموم نمی‌شه
از الان بهتون گفته باشم

44:51.501 --> 44:52.501
‫چی؟

44:52.521 --> 44:55.521
‫یک ساعته دارم
تنهایی اینا رو کول می‌کشم و میارم

44:56.071 --> 44:58.851
‫اوکی، خسته نباشی. خب حالا چی؟
می‌خوای بازم تیکه بندازی؟

44:58.881 --> 45:01.311
‫می‌خوای از بالا به پایین نگاه کنی
یا تیکه و کنایه بارمون کنی؟

45:01.341 --> 45:03.301
‫- داداش، من...
‫- خب این دیگه عقلِ سلیمه

45:03.321 --> 45:05.091
‫«هی وس، میای توی این کار بهم کمک کنی؟»

45:05.121 --> 45:07.911
‫داداش، من که نباید واسه هر کارِ
کوچیکی ازت خواهش و تمنا کنم

45:07.931 --> 45:11.831
‫سارا قطعاً در مورد وس
راست می‌گفت که خیلی مایه نمی‌ذاره

45:11.861 --> 45:15.411
‫اصلاً فکر نمی‌کنم واسه زحمت کشیدن
و کارِ سخت به اینجا اومده باشه

45:15.431 --> 45:18.441
‫به غیر از دستور دادن به من و
سوال پیچ کردنم، راه دیگه‌ای بلد نیستی؟

45:18.461 --> 45:21.571
‫چطوره همون‌طوری که خودت احترام می‌خوای
به منم احترام بذاری؟ ها؟ احترام می‌خوای؟

45:21.591 --> 45:24.221
‫مدام واسه من سینه سپر می‌کنی
و ادعای مردونگی می‌کنی. انگار که

45:24.241 --> 45:26.341
‫مثلاً فازت چیه... داداش؟
!من داداشت نیستم

45:26.361 --> 45:29.591
‫می‌تونی مثل یه آدمیزاد باهام صحبت کنی:
«وس، من توی این کار به کمک نیاز دارم»

45:29.611 --> 45:32.481
‫هرچند دلم واسش می‌سوزه،

45:33.081 --> 45:35.411
‫ولی یاد گرفتم
که فقط روی کارِ خودم تمرکز کنم

45:36.001 --> 45:38.631
‫و شاید بهتره هر دفعه
خودمو درگیرِ بحث و جدل نکنم

45:38.651 --> 45:41.231
‫من واقعاً دارم
تمام تلاشم رو می‌کنم تا تیمی کار کنیم

45:41.261 --> 45:42.871
‫- مدام داری حرف...
‫- فازِ مظلوم‌نمایی ورداشتی

45:42.901 --> 45:45.321
‫- واسه هر چیزی خودتو قربانی نشون می‌دی
‫- مدام داری می‌پری وسط حرفم

45:45.341 --> 45:47.481
‫- «من که همش دارم سوال می‌پرسم.»
‫- مدام داری می‌پری وسط حرفم

45:47.511 --> 45:49.391
‫دارم سعی می‌کنم
مثل دو تا آدم با هم حرف بزنیم

45:49.411 --> 45:51.391
‫اگه می‌خوای نطق کنی، بفرما، میدون واسه تو

45:53.811 --> 45:57.351
‫به نظرم سارا قطعاً حس می‌کنه
که حرف‌هاش شنیده نمی‌شه

45:57.381 --> 46:00.591
‫اما خب، وقتی ۲۴ ساعته داری فک می‌زنی
توقع نداشته باش همیشه بهت گوش بدن

46:00.611 --> 46:05.751
‫از اون‌ورم قشنگ معلومه که وس
بعضی وقت‌ها زود آمپر می‌چسبونه

46:05.771 --> 46:08.571
‫آخه نمی‌شه مثل دو تا آدمِ عاقل
یه بحثِ سازنده داشته باشیم؟

46:09.131 --> 46:11.971
‫شنیدنِ نق‌نق و جروبحثِ بقیه واقعاً رو مخمه

46:11.991 --> 46:14.901
‫واسه همین... من کشیدم کنار

46:15.241 --> 46:18.621
‫- آخرین چیزی که بهت گفتم این بود که...
‫- داداش، تو واقعاً تهِ بی‌شعوری و گستاخی هستی

46:18.651 --> 46:20.931
‫- مشکلی نیست، هر چی می‌خوای بگو
‫- نه خیرم، اصلاً هم اوکی نیست

46:20.961 --> 46:24.641
‫وس هم که واسه خودش غولیه، عمراً
باج به شغال نمی‌ده و زیر بارِ این حرف‌ها نمی‌ره

46:24.661 --> 46:26.661
‫چون این دختره اصلاً بلد نیست
کی باید زیپ دهنش رو بکشه

46:26.691 --> 46:27.851
‫تو داری از کار تیمی حرف می‌زنی...

46:27.881 --> 46:30.151
‫تو توی این تیم یه عضوِ غریبه
و طردشده‌ای. داری خالی می‌بندی

46:30.181 --> 46:31.911
‫- دستت درد نکنه، چی گفتی؟
‫- تو آدمِ دورویی هستی

46:31.941 --> 46:35.161
‫من توی تیم‌های زیادی بودم، خوب می‌دونم
که یه مهره خرابکار می‌تونه مثل سرطان باشه

46:35.181 --> 46:37.181
‫و قشنگ کل سیستم رو از هم بپاشونه

46:37.211 --> 46:39.161
‫ما توی تیم چارلی
اجازه نمی‌دیم یه همچین اتفاقی بیفته

46:39.191 --> 46:41.441
‫داداش، الان داری مثل بچه‌ننه
کارهای بچه‌گونه می‌کنی

46:41.461 --> 46:43.921
‫- هر اسمی می‌خوای روش بذار
‫- رسماً مثل یه بچه‌ننه واقعی

46:43.941 --> 46:46.151
‫آره، اصلاً مثل یه بچه‌ننه هم
دارم می‌رم پی کارم، پس خیلی ممنون

46:46.181 --> 46:48.241
‫راستش، این رفتار اصلاً توی کتِ من نمی‌ره

46:48.261 --> 46:50.031
‫دیگه با من دهن به دهن نشو، رفیق

46:50.061 --> 46:53.131
‫توی این مسابقه، حرفِ اول و آخر رو
اکثریت می‌زنه، واسه همین وقتش که برسه

46:53.161 --> 46:55.431
‫من اولین نفری می‌شم که پا پیش می‌ذاره

46:55.451 --> 46:58.351
‫تا قضیه رای دادن به حذفِ سارا رو ردیف کنه

46:59.001 --> 47:03.091
‫من دارم این همه جون می‌کَنم و مدام
با احتیاط رفتار می‌کنم که به کسی برنخوره، اما

47:03.111 --> 47:05.151
‫ هیچ‌کس ازم دفاع نکرد...

47:06.041 --> 47:10.461
‫اینکه هیچ‌کدوم در برابر یه همچین رفتاری
صداشون درنیومد، واقعاً نگران‌کننده‌ست

47:16.471 --> 47:20.061
‫اون‌طرفِ خط ساحلی، اعضای تیم آلفا
دارن واسه سرپناه‌شون برگ خرما جمع می‌کنن

47:20.091 --> 47:23.851
‫این دیگه قراره تا یه مدت
آخرین کارِ سنگین و بارکشی‌مون باشه

47:23.881 --> 47:27.461
‫چون نمی‌تونیم این‌قدر انرژی بسوزونیم
اونم وقتی که هیچی غذا نخوردیم

47:27.911 --> 47:30.971
‫نیازِ مبرم‌شون به غذا
ساعت به ساعت داره حیاتی‌تر می‌شه

47:31.341 --> 47:33.841
‫شماها دقیقاً دارین همون کاری رو
می‌کنین که دیروز می‌کردم

47:34.531 --> 47:36.331
‫آره، دارین بدجوری به خودتون فشار میارین

47:36.351 --> 47:39.971
‫من تا حالا پنج روزِ تمام بدون غذا سر نکردم

47:40.001 --> 47:43.311
‫این شدیدترین دردِ ناشی از گرسنگی‌یه
که توی کل عمرم تجربه کردم

47:43.331 --> 47:45.791
‫هنوزم قراره این‌ور و اون‌ور رو
دنبال خوراکی بگردیم، مگه نه؟

47:45.811 --> 47:46.811
‫می‌شه گشت

47:46.841 --> 47:51.221
‫واسه همین شدیداً دلم می‌خواد برم شکار
ولی بدجوری به آتیش نیاز داریم، بدجور

47:51.241 --> 47:53.831
‫به نظرم حداقل باید شانس‌مون رو امتحان کنیم

47:54.641 --> 47:56.851
‫دنبال یه چیزی واسه خوردن

47:57.781 --> 48:00.161
‫منظورت... اوه
منظورت یه چیزی مثل این یاروئه؟

48:02.541 --> 48:03.551
‫آره

48:04.271 --> 48:05.781
‫نمی‌دونم. خودت چی فکر می‌کنی؟

48:07.071 --> 48:10.101
‫نگرانم اگه آتیش نداشته باشیم
فقط حروم بشه و از بین بره

48:10.131 --> 48:11.421
‫تا چقدر دووم میاره؟

48:12.511 --> 48:14.261
‫توی این هوا، نهایتاً یک شب

48:14.281 --> 48:15.991
‫من که بدجوری خون جلو چشمام رو گرفته

48:17.371 --> 48:19.121
‫تو فقط شکارش کن، یه فکری واسش می‌کنیم

48:31.591 --> 48:33.131
‫اگه بکشیمش، باید چیکارش کنیم؟

48:40.951 --> 48:42.911
‫- زدش!
‫- ایول!

48:42.941 --> 48:44.311
‫وای خدای من

48:45.071 --> 48:46.901
‫ولی اصلاً نمی‌دونم قراره چطوری بخوریمش

48:47.611 --> 48:48.901
‫بزن بریم!

48:49.511 --> 48:51.261
‫حالا باید باهاش چیکار کنیم؟

48:51.281 --> 48:52.281
‫پاکش کنیم

48:53.241 --> 48:54.271
‫بذاریمش توی نمک‌سود

48:54.701 --> 48:58.631
‫توی این موقعیت، فشار زیادی رومونه
‫تا بتونیم یه آتیشی روشن کنیم،

48:58.871 --> 49:01.751
‫چون اولین وعده غذایی‌مون رو به دست آوردیم،

49:01.771 --> 49:04.441
‫ولی چون آتیش نداریم، ‫نمی‌تونیم بخوریمش

49:04.471 --> 49:06.341
‫بیا همین‌طوری پیاده بریم اون‌ور و...

49:06.371 --> 49:07.871
‫- آره، من تجهیزات رو آماده کردم
‫- حله

49:07.891 --> 49:11.581
‫بیا اول با این شروع کنیم که:
‫«حاضرین تیر و کمون بدیم، بهمون آتیش بدین؟»

49:11.601 --> 49:13.911
‫در ضمن، الان دیگه وقتِ مرگ یا زندگیه

49:13.931 --> 49:17.051
‫اگه امشب آتیش گیرمون نیاد،
‫مجبوریم اون پرنده رو بندازیم دور

49:17.081 --> 49:18.951
‫وقت داره تلف می‌شه. پایه‌ای این کارو بکنیم؟

49:18.981 --> 49:20.271
‫- من که پایه‌ام
‫- بزن بریم

49:20.301 --> 49:22.741
‫موفق باشید بچه‌ها‫
دست پُر برگردین، برید به امید خدا

49:24.231 --> 49:29.061
‫تصمیم تیم آلفا واسه پیاده‌رویِ دو و نیم
کیلومتری تا کمپ مجاور یعنی تیم براوو

49:29.361 --> 49:31.741
‫که تنها تیمِ صاحبِ آتیش توی این مسابقه‌ست،

49:31.991 --> 49:35.951
‫باعثِ ثبتِ اولین تعاملِ رسمیِ تیم با تیم
از شروعِ بازی می‌شه

49:36.661 --> 49:40.781
‫باارزش‌ترین دارایی توی این بازی
همین ابزارهای روشن کردنِ آتیشه

49:40.991 --> 49:42.621
‫شک ندارم که براوو اون‌ها رو داره

49:43.121 --> 49:47.471
‫خب، اهدافِ امروز اینه که امیدوارم بتونیم معامله
رو همون‌طوری که نقشه کشیدیم پیش ببریم

49:51.011 --> 49:53.271
‫اونا کی‌ان؟ دارن میان سمتِ ما؟

49:54.131 --> 49:56.841
‫دیدن که داریم میایم،
‫و منم دارم استرس می‌گیرم

49:57.121 --> 49:58.031
‫بچه‌ها، بچه‌ها!

49:58.061 --> 50:00.241
‫بهتر نیست یه آتیشِ
درست و حسابی بهشون نشون بدیم؟

50:00.261 --> 50:02.431
‫- آره‫
بیاید مستقیم بریم سمت‌شون -

50:02.461 --> 50:05.581
‫چشمتون روز بد نبینه، دیدیم دو تا مهمون
دارن از بین علف‌های تیز رد می‌شن

50:05.601 --> 50:06.991
‫و از طرفِ آلفا میان سمتِ ما

50:07.021 --> 50:09.861
‫نمی‌دونم قضیه چیه، ولی
می‌خوام این حس رو بهشون بدم

50:09.881 --> 50:12.671
‫که اونا اصلاً
به گردِ پای قدرتِ تیم براوو هم نمی‌رسن

50:13.051 --> 50:14.371
‫خوب فوتش کن جون بگیره

50:15.741 --> 50:16.901
‫چه خبرها؟

50:17.421 --> 50:18.421
‫سلامتی، داداش

50:18.451 --> 50:20.741
‫خواستیم بیایم یه سری بزنیم
‫ببینیم بقیه دنیا دستِ کیه

50:20.771 --> 50:23.151
‫- خوشم اومد
‫- کمپِ خوبی ردیف کردین

50:23.701 --> 50:24.991
‫چشم‌روشنی هم آوردین؟

50:26.251 --> 50:28.811
‫- مشکلی ندارین بیایم تو؟
‫- نه بابا، بفرمایید، خوش اومدین

50:30.381 --> 50:32.461
‫ما هم رفتیم همون‌جایی که دود بلند می‌شد

50:32.491 --> 50:35.661
‫سرپناه‌شون خیلی ردیف بود،
‫یه آتیشِ مشتی هم روشن کرده بودن،

50:35.691 --> 50:40.801
‫و قشنگ معلوم بود که
یک سر و گردن ‫از تیمِ آلفا بالاترن

50:40.831 --> 50:43.141
‫واسه همین، این نگران‌کننده‌ست

50:43.501 --> 50:45.631
‫- چطورین؟ من بن هستم
‫- خوشبختم. فارو

50:45.661 --> 50:47.891
‫- فارو؟
‫- شان. بن، از دیدنت خوشبختم

50:47.921 --> 50:49.151
‫- مَدی
‫- خوشبختم

50:49.171 --> 50:50.911
‫- شان. از دیدنت خوشبختم
‫- سلام بچه‌ها، مورگنم

50:50.941 --> 50:52.901
‫- اشکال نداره همین‌جا ولو شیم؟
‫- نه بابا، بفرمایید

50:52.921 --> 50:55.381
‫داریم دود راه می‌اندازیم
تا پشه‌ها برن پی کارشون

50:55.401 --> 50:58.061
‫آخ، قشنگ درکت می‌کنم ‫داداش
اینا بدجوری امونِ آدم رو می‌بُرن

50:58.091 --> 51:01.581
‫بساطِ خوبی پهن کردین، ولی دیشب
بارونِ بدجوری یه بند میومد

51:01.611 --> 51:04.651
‫- اصلاً قطع نمی‌شد
‫- واسه من که خوب بود، حال داد

51:05.491 --> 51:07.831
‫- پشه‌ها بدجوری رو مخن، جدی می‌گم
‫- جدی؟

51:07.861 --> 51:10.861
‫- قشنگ کلافه‌مون کردن
‫- مگه دود ندارین که از شرشون در امان باشین؟

51:11.201 --> 51:13.831
‫- ما دودی نداریم که جلودارشون باشه
‫- نه؟

51:18.941 --> 51:21.391
‫- هنوز آتیش روشن نکردین؟
‫- نه

51:21.421 --> 51:23.041
‫- یا خدا‫
آره می‌دونم -

51:23.351 --> 51:26.241
‫ولی می‌دونین چیکار کردیم؟
‫امروز اولین شکارمون رو زدیم

51:26.261 --> 51:28.061
‫- چی زدین؟
‫- یه مرغ دریایی شکار کردیم

51:28.081 --> 51:29.701
‫- باریکلا!
‫- آره، پاکش هم کردیم

51:29.731 --> 51:33.521
‫الانم گذاشتیمش توی نمک‌سود
‫صابون به شکم‌مون زدیم که بپزیم و بخوریمش

51:33.551 --> 51:34.721
‫عالیه

51:34.741 --> 51:35.931
‫اوه، اونجا یه ماره!

51:36.521 --> 51:38.991
‫- پناه بر خدا، اونو نگاه کن
‫- بگیرش، بگیرش، نذار بره!

51:42.531 --> 51:43.551
‫اینو نگاه کن

51:43.571 --> 51:46.121
‫- شماها که از مار نمی‌ترسین، می‌ترسین؟
‫- می‌تونم بگیرمش؟

51:46.141 --> 51:48.231
‫- اتفاقاً خیلی هم آروم و اهلیه
‫- چطوری رفیق؟

51:48.251 --> 51:51.551
‫پسر، درست هم‌زمان با اومدنِ شما
یه مار هم پیداش شد. حتماً یه نشونه‌ست

51:51.571 --> 51:54.681
‫- حالا نمی‌دونم نشونه خوبیه یا بد
‫- ها! این یه مارِ باحال و دوست‌داشتنیه

51:54.711 --> 51:56.461
‫برداشتِ اولم از تیمِ براوو اینه که...

51:56.491 --> 51:59.801
‫فکر نمی‌کنم اصلاً توی فاز و اتمسفرِ ما باشن

51:59.821 --> 52:02.621
‫خب ما واسش احترام قائلیم
پس ولش می‌کنیم بره

52:03.051 --> 52:05.261
‫من که کلاً رفیقِ خزندگانم

52:05.291 --> 52:07.421
‫اینا حیواناتی‌ان که همیشه عاشق‌شون بودم

52:07.441 --> 52:10.821
‫واسه من مثل... چه می‌دونم،
مثل سگ یا گربه خونگیِ بقیه آدم‌هاست

52:10.851 --> 52:12.181
‫فعلاً خداحافظ، رفیق

52:12.561 --> 52:14.811
‫ما اینجا رسماً داریم از گرسنگی تلف می‌شیم،

52:14.841 --> 52:17.211
‫اون‌وقت یه مار قشنگ صاف اومده توی کمپِ اینا،

52:17.231 --> 52:19.471
‫بعد تا چشم به هم زدی، گذاشتن رفت

52:19.491 --> 52:22.911
‫شماها که آتیش دارین، می‌تونستین
واسه شام یه پروتئینِ مشتی بزنین بر بدن

52:22.931 --> 52:24.391
‫ولی ردش کردن رفت

52:25.511 --> 52:26.891
‫اوه، بچه‌های آلفان

52:27.201 --> 52:29.581
‫- خبری شد؟ چیزی گرفتین؟
‫- آره بابا، چند تا حلزون دریایی زدیم

52:29.601 --> 52:30.651
‫ایول، بزن بریم!

52:30.681 --> 52:32.431
‫بریم که داشته باشیم. حلزون دریایی

52:32.461 --> 52:33.611
‫حلزون دریایی!

52:33.921 --> 52:37.641
‫خب، واسه من قشنگ مثل روز روشنه که ما
خیلی بیشتر از اونا کفگیرمون به تهِ دیگ خورده

52:37.791 --> 52:39.631
‫خیلی‌خب، پیشنهادِ ما اینه

52:39.941 --> 52:41.481
‫ما یه تیر و کمون داریم

52:41.511 --> 52:43.241
‫یه دونه اضافه‌ش رو واسه شما آوردیم

52:43.271 --> 52:46.861
‫ما در ازاش آتیش می‌خوایم و اینم می‌دونیم
که شما چند تا چخماقِ اضافه دارین

52:48.991 --> 52:50.571
‫یه پکیجِ کاملِ تیر و کمونه

52:50.601 --> 52:51.681
‫عالیه

52:51.711 --> 52:53.791
‫- قشنگ آماده استفاده‌ست واستون
‫- دستتون درد نکنه

52:53.821 --> 52:54.991
‫خب نظرتون چیه؟

52:56.861 --> 52:59.151
‫به نظرم این چیزیه که
باید اول خودمون درباره‌ش گپ بزنیم

52:59.171 --> 53:04.081
‫احتمالاً فردا، بعد از اینکه
فکرامون رو کردیم، جوابتون رو می‌دیم

53:08.711 --> 53:11.211
‫ولی قطعاً گزینه‌ایه که
خیلی جدی روش فکر می‌کنیم

53:11.741 --> 53:14.181
‫اما ما می‌خواستیم
همین امروز معامله رو جوش بدیم

53:15.861 --> 53:18.531
‫- آخه یه مرغ دریایی داریم که باید پخته بشه
‫- آره

53:18.551 --> 53:20.151
‫آره دیگه، یه مرغ دریایی

53:20.171 --> 53:21.931
‫- باریکلا!
‫- آره، پاکش هم کردیم

53:22.261 --> 53:25.841
‫ولی خب... آره
صابون به شکم‌مون زدیم که بخوریمش

53:25.871 --> 53:27.081
‫- بزن بریم
‫- آره

53:27.221 --> 53:30.431
‫فقط می‌خوایم این کارو به‌عنوان یه حرکتِ
دوجانبه و از روی حسن نیت انجام بدیم

53:30.461 --> 53:32.501
‫یه معامله پایاپای و کاملاً عادلانه

53:33.061 --> 53:34.811
‫یه تیر و کمون در ازای یه مقدار آتیش

53:34.841 --> 53:37.671
‫این‌طوری هم دست برادری می‌دیم
که کلاً یه بازیِ تمیز رو پیش ببریم

53:41.541 --> 53:44.441
‫آره، بذار یه چند لحظه با هم صحبت کنیم
بعد جوابتون رو می‌دیم

53:44.471 --> 53:45.931
‫- همین الان سریع برمی‌گردیم
‫- آره

53:47.241 --> 53:49.371
‫بیاید بریم اون‌ور که بتونیم راحت گپ بزنیم

53:50.651 --> 53:51.651
‫نظرت چیه؟

53:52.451 --> 53:53.631
‫اوم...

53:54.121 --> 53:58.331
‫راستش به نظر من قضیه اینه که
این لزوماً یه حرکتِ از روی حسن نیت نیست

53:58.361 --> 53:59.711
‫چون اونا بدجوری به آتیش نیاز دارن

53:59.741 --> 54:03.141
‫آره، در موردِ آتیش بحث می‌کنیم
ولی فکر کنم هنوز خیلی زوده

54:03.161 --> 54:05.411
‫- بهشون اجازه می‌دیم همین‌جا بپزنش
‫- ولی نصفش رو می‌خوایم

54:05.441 --> 54:07.351
‫اما بازم یه خورده وقت می‌خوایم
تا درباره‌ش حرف بزنیم

54:07.381 --> 54:10.891
‫اونا می‌دونن ما یه چیزی شکار کردیم که می‌خوایم
امشب بپزیمش، واسه همین لفت دادنش تا فردا

54:11.251 --> 54:13.241
‫عمداً ما رو توی موقعیتِ بدی قرار میده

54:13.271 --> 54:16.561
‫به نظرم باید با جزئیاتِ بیشتری بپرسی
که همراهِ این تیر و کمون چیا هست

54:16.591 --> 54:19.461
‫اگه تمایلی به قبول کردنش نداریم
اصلاً بابِ این بحث رو باز نکن

54:20.061 --> 54:22.171
‫ولی ما که دلمون می‌خواد
تیر و کمون رو داشته باشیم

54:22.201 --> 54:24.741
‫با این مزیتی که داریم
...اگه بتونیم بدونِ نیاز به اونا آتیش

54:24.771 --> 54:25.931
‫خیلی‌خب، بچه‌ها

54:27.671 --> 54:28.671
‫خب، چه خبر؟

54:28.701 --> 54:30.371
‫راستش ما با هم صحبت کردیم،

54:30.391 --> 54:33.031
‫و خب، می‌دونی، هنوز اوایلِ بازیـه

54:33.491 --> 54:36.131
‫که بخوایم منابعِ باارزش‌مون رو از دست بدیم

54:36.151 --> 54:40.891
‫واسه همین فکر کردیم اگه نمی‌خواید
اون شکارتون حروم بشه و از بین بره

54:40.921 --> 54:43.481
‫با کمال میل می‌تونین
بیاریدش اینجا. همین‌جا بپزینش

54:43.501 --> 54:45.711
‫گوشتش رو هم
با هم شریک می‌شیم. نصف نصف

54:48.751 --> 54:51.971
‫و بعدش... می‌تونیم
سر فرصت بعداً بیشتر درباره‌ش گپ بزنیم

54:56.981 --> 54:58.461
‫شما خودتون نظرتون چیه؟

54:58.981 --> 55:02.771
‫من به شخصه اصلاً
حاضر نیستم اولین شکارمون رو

55:02.791 --> 55:04.671
‫پای چیزی بدم
که هیچ تضمینی پشتش نیست

55:04.691 --> 55:07.821
‫«شکاراتون رو با ما شریک بشید
«ما هم بهتون چخماق می‌دیم

55:07.841 --> 55:09.471
‫به نظر من که این یه معامله عادلانه‌ست

55:10.111 --> 55:14.121
‫اما می‌تونم بپرسم دلیلتون واسه اینکه می‌خواین
همه چخماق‌ها رو پیش خودتون نگه دارین چیه؟

55:18.001 --> 55:20.921
‫ما تیر و کمون رو دوست داریم
ولی نه به اندازه چخماق

55:20.941 --> 55:22.681
‫- تهِ قضیه همینه
‫- خیلی‌خب

55:23.261 --> 55:25.551
‫پس اگه تیر و کمون اون‌قدرها براتون ارزش نداره،

55:25.571 --> 55:27.721
‫چیز دیگه‌ای هست
که بتونیم باهاش بهتون کمک کنیم؟

55:31.341 --> 55:32.511
‫بذار یه چیزی بهت بگم

55:32.961 --> 55:34.421
‫هر چقدر بیشتر دست‌دست کنیم،

55:34.851 --> 55:37.531
شانس‌مون واسه روشن کردنِ آتیش بالاتر می‌ره

55:37.561 --> 55:39.561
‫- که اون‌وقت دیگه معامله‌ای در کار نیست
‫- باشه، حله

55:41.271 --> 55:42.311
‫بیا بریم داداش

55:42.341 --> 55:44.411
‫ما اصلاً نمی‌خوایم فضا رو خصمانه کنیم

55:44.441 --> 55:45.521
‫ چرت و پرته

55:45.901 --> 55:48.441
‫ما اومدیم اینجا و می‌گیم:
«هر کی بهتره برنده شه»

55:48.471 --> 55:50.431
‫اون‌وقت شما می‌گید:
«خب به درک، برید پی کارتون»

55:50.451 --> 55:53.221
‫- ما اصلاً چنین حرفی نزدیم
‫- می‌دونی چیه؟ این کارتون خیلی نامردیه

55:56.781 --> 56:00.021
‫ترجمه شده توسط :     سعیـد پردیـس

56:00.051 --> 56:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

56:05.051 --> 56:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
