WEBVTT

00:00.391 --> 00:20.391
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

01:20.415 --> 01:22.250
اون خانمه
!حي و حاضره

01:35.681 --> 01:37.683
: يادمه بابام هميشه مي‌گفت

01:37.683 --> 01:39.934
،تويِ اين دنيا"
".سه تا مانع عليه تو هستن

01:39.934 --> 01:42.187
البته معمولاً هر مردِ سياهي"
"... دو تا مانع داره

01:42.187 --> 01:45.148
،يکيش اينکه فقط سياهه"
".و يکيش اينکه مذکره

01:45.148 --> 01:46.816
،ولي وقتي سياه هستي"
"... مذکر هستي، و گِي هستي

01:46.816 --> 01:48.860
اونوقت ديگه"
".روزگارِ سختي داري

01:48.860 --> 01:50.237
و مي‌گفت : "اگه قصد داري
"... اين هر 3 تا باشي

01:50.237 --> 01:51.363
"... مجبوري از اونچيزي که"

01:51.363 --> 01:53.198
تا حالا تصورش رو کردي"
".قوي‌تر باشي

02:05.419 --> 02:06.878
اجازه هست
درو باز کُنم؟

02:06.878 --> 02:08.171
اجازه هست
!اون در رو هم باز کُني

02:14.672 --> 02:20.172
«« پاريــــس مــي‌ســـوزد »»

02:38.535 --> 02:40.537
!از کفِ صحنه بريد کنار

02:40.537 --> 02:42.497
!از کفِ صحنه بريد کنار

02:43.707 --> 02:45.208
!يادش بگيريد

02:45.208 --> 02:49.045
!و خوب هم يادش بگيريد

02:56.637 --> 02:58.472
!باريکلا، «هيثر» خانم

02:58.472 --> 02:59.889
!اااااااوه

03:13.281 --> 03:15.866
!واي دختر
!اون مادر رو بديد به من

03:16.281 --> 03:18.366
!رقصِ پاشنه‌هاش رو

03:30.044 --> 03:33.214
ازم مي‌خواين بگم کي هستم
و از اين صحبت‌ها؟

03:33.214 --> 03:35.834
،من «پپر لا به‌يژا» هستم
... و من

03:36.114 --> 03:37.134
!اوه

03:37.678 --> 03:39.845
،من «پپر لا به‌يژا» هستم

03:39.845 --> 03:43.475
.«مادرِ افسانه‌ايِ «خانه‌يِ لا به‌يژا

03:43.475 --> 03:45.977
.البته نه موسسش
.کريستال» موسسش بود»

03:45.977 --> 03:48.522
.من فقط حالا اداره‌اش مي‌کُنم

03:48.522 --> 03:51.817
.«به همراه «سافت گلاو

03:51.817 --> 03:54.277
«و برام مهمه که «مادر
،من باشم

03:54.277 --> 03:56.446
... چون بچه‌کوچولوهايِ زيادي اونجا هستن

03:54.277 --> 03:56.446
.که بايد ازشون مراقبت کُنم

03:56.446 --> 03:57.739
،هرچند به حرفم گوش نمي‌دن

03:57.739 --> 04:00.200
و عليه اقتدارم
.جفتک مي‌ندازن

04:00.200 --> 04:01.535
ولي بازم فکر مي‌کُنم
.دارم خيلي خوب اداره‌اش مي‌کُنم

04:01.535 --> 04:02.910
.اونها منو دوست دارن

04:02.910 --> 04:05.246
من، يکي از اون
،محبوب‌ترين‌هاش هستم

04:05.246 --> 04:07.290
.و الان 2 دهه‌ست که حضور دارم

04:07.290 --> 04:09.417
.يعني، حکمراني مي‌کُنم

04:09.417 --> 04:12.546
آخه مي‌دونيد، من جايزه‌بزرگ‌هايِ بيشتري
.نسبت به بقيه کسب کردم

04:16.550 --> 04:19.427
... افرادِ گِي، آدم‌ها

04:19.427 --> 04:22.305
... همه زيرِ يه سقف جمع مي‌شن

04:22.305 --> 04:26.059
و تصميم مي‌گيرن که بينِ خودشون
.يه مسابقه برگزار کُنن

04:26.059 --> 04:27.894
.مجلسِ رقص

04:30.731 --> 04:33.859
،من به يه مجلسِ رقص رفتم
... يه جايزه گرفتم

04:33.859 --> 04:36.110
.و حالا همه مي‌خوان منو بشناسن

04:38.196 --> 04:42.158
،اين فيلم درباره‌يِ محافلِ رقصه

04:42.158 --> 04:44.494
و همينطور اون افرادِ گِي که
،دست‌اندرکارش هستن

04:44.494 --> 04:47.539
و اينکه چطور
... زندگيِ هر شخصي

04:47.539 --> 04:50.500
.اونو به اين محافل کشونده

04:50.500 --> 04:53.754
مثلِ عبور از ميونِ آينه
.تويِ سرزمينِ عجايب مي‌مونه

04:53.754 --> 04:58.633
... وقتي به اونجا مي‌رين حس مي‌کُنين
... حس مي‌کُنين که 100 درصد صحيحه که

04:58.633 --> 05:00.385
.يه گِي هستين

05:00.385 --> 05:02.011
و اين همون چيزيه که
.تويِ دنيا اينطور نيست

05:02.011 --> 05:03.889
و اين همون چيزيه که
.تويِ دنيا اينطور نيست

05:03.889 --> 05:05.557
و اين همون چيزيه که
.تويِ دنيا اينطور نيست

05:05.557 --> 05:07.350
،ولي مي‌دونيد
.دنيا بايد اينطوري باشه

05:07.350 --> 05:10.019
مردمِ اين جامعه، به تماشايِ
،مسابقه‌يِ فوتبال يا بسکتبال مي‌رن

05:10.019 --> 05:11.646
.اين تفريح و سرگرمي‌شونه

05:11.646 --> 05:13.981
.ولي مي‌دونيد، مجلسِ رقص متعلق به ماست
.ما خودمون رو مهيايِ مسابقه‌يِ رقص مي‌کُنيم

05:13.981 --> 05:15.692
حتي شايد ما بيشتر از هر کسِ ديگه‌اي که
... خودش رو مهيايِ هر چيزِ ديگه‌اي مي‌کُنه

05:15.692 --> 05:18.486
وقتِ‌مون رو صرفِ مهيا شدن
.برايِ مسابقه‌يِ رقص مي‌کُنيم

05:18.486 --> 05:20.280
مي‌دونيد، انگار مجلسِ رقص
.جهانِ خودِ ماست

05:20.280 --> 05:21.989
... برايِ ما، مجلسِ رقص

05:21.989 --> 05:24.826
،به اين دليل اينقدر به واقعيت نزديکه
... چونکه ما رو مي‌کِشونه به

05:24.826 --> 05:27.078
... تمامِ اون شهرت‌ها و ثروت‌ها

05:27.078 --> 05:28.996
و ستاره‌شدن‌ها
.و مرکزِ توجه شدن‌ها

05:28.996 --> 05:32.375
من هميشه طرزِ زندگيِ
.ثروتمندها رو مي‌ديدم

05:32.375 --> 05:34.419
،و هر چه بيشتر احساسش مي‌کردم
،مي‌دونيد

05:34.419 --> 05:36.296
انگار با سيلي
.مي‌زد تويِ صورتم

05:36.296 --> 05:38.047
: با خودم مي‌گفتم
".بايد همچين زندگي‌اي داشته باشم"

05:38.047 --> 05:39.507
... چون هيچوقت از فقير بودن

05:39.507 --> 05:41.175
.احساسِ راحتي نمي‌کردم
.اصلاً نمي‌کردم

05:41.175 --> 05:45.555
يا حتي حس مي‌کردم که طبقه‌يِ متوسط
.متناسبِ من نيست

05:45.555 --> 05:47.974
... با ديدنِ ثروتمندها

05:47.974 --> 05:50.012
با ديدنِ طرزِ زندگيِ
... اشخاصِ طبقه‌يِ ممتاز

05:50.174 --> 05:52.312
... اون خونه‌هايِ عظيم

05:52.312 --> 05:54.149
: پيشِ خودم فکر مي‌کردم
"... اين آدم‌ها 42 تا اتاق دارن"

05:54.312 --> 05:56.149
".تويِ خونه‌هاشون"

05:56.149 --> 05:57.961
!وايِ خدايِ من"
"!اين ديگه چه جور خونه‌ايه؟

05:58.149 --> 05:59.861
"!اونوقت ما 3 تا اتاق داريم"

05:59.861 --> 06:01.839
پس چطوريه که اونها مي‌تونن"
"همچين چيزي داشته باشن و ما نمي‌تونيم؟

06:01.961 --> 06:03.239
هميشه حس مي‌کردم
.سرم کلاه رفته

06:03.239 --> 06:06.159
هميشه حس مي‌کردم که در موردِ
.همچين چيزهايي، سرم کلاه رفته

06:06.159 --> 06:09.579
اين فضا در اختيارتون قرار مي‌گيره
.تا هر کاري که قصد داريد انجام بديد

06:09.579 --> 06:11.623
: حالا رده‌بندي‌ها از اين قراره

06:11.623 --> 06:15.418
«ملکه‌يِ دگرپوش»
.رده‌يِ اول از بينِ 17 رده

06:15.418 --> 06:18.379
و برايِ دخترها هم
.رده‌يِ 18 از بينِ 30 رده

06:18.379 --> 06:20.799
درخصوصِ تمامِ شماهايي که
... قرار نيست رويِ صحنه بيايين

06:20.799 --> 06:25.136
لطفاً متوجه باشيد که
... ما هم همه‌مون يه زماني

06:25.136 --> 06:29.098
آرزو داشتيم که رويِ کفِ صحنه‌يِ
.يه مجلسِ رقص پا بذاريم

06:29.098 --> 06:31.351
پس واسه‌يِ حمايت‌کُننده‌ها و
... شرکت‌کُننده‌هايِ مسابقه، مي‌دونيد

06:31.351 --> 06:34.479
يه کفِ مرتب
.من‌بابِ تشويق بزنيد

06:34.479 --> 06:36.063
چونکه اينطوري تمامِ اين
... مادرجنده‌هايِ بدکاره‌تون

06:36.063 --> 06:38.023
!قطعاً تشويق مي‌شن

06:38.023 --> 06:39.860
!حرفم رو باور کُنيد

06:39.860 --> 06:41.820
،ما که قرار نيست گوشه‌گيري کُنيم
!فقط بايد دوآتيشه باشيم

06:41.820 --> 06:44.656
اون مجالسِ رقص
... کمابيش مثلِ رويايِ ما

06:44.656 --> 06:46.282
.از سوپراستار شدن مي‌مونن

06:46.282 --> 06:48.660
«مي‌دونيد، مثلِ «اسکار
.يا يه چيزي تويِ اين مايه‌ها

06:48.660 --> 06:51.371
،يا فرار کردن از همه چيز
.با مُدل شدن

06:51.371 --> 06:52.956
مي‌دونيد، خيلي از اين بچه‌هايي که
... تويِ مجالسِ رقص هستن

06:52.956 --> 06:55.082
.يه دو قروني هم ندارن

06:55.082 --> 06:57.335
حتي خيلي‌هاشون
.غذا هم نمي‌خورن

06:57.335 --> 06:59.253
اونها با شکمِ گرسنه
.به مجالسِ رقص ميان

06:59.253 --> 07:01.214
اونها تويِ پناهگاهِ
... زيرِ 21 ساله‌ها مي‌خوابن

07:01.214 --> 07:04.759
يا تويِ اسکله‌ها مي‌خوابن
.يا هر جايي که بشه

07:04.759 --> 07:06.427
اونها خونه‌اي ندارن
.که برن داخلش

07:06.427 --> 07:08.596
در عوض مي‌رن اون بيرون
... و يه چيزهايي مي‌دزدن

07:08.596 --> 07:10.932
و بعدش سر و وضعِ‌شون رو درست مي‌کُنن
... و برايِ همون يه شب ميان به مجلسِ رقص

07:10.932 --> 07:12.057
.و روياشون رو زندگي مي‌کُنن

07:14.477 --> 07:16.604
،اين مجالسِ رقص
!اصلِ جنس هستن

07:16.604 --> 07:20.608
.هر چي که بخوايد باشيد، هستيد

07:20.608 --> 07:23.486
بنابراين شما تويِ يه مجلسِ رقص
... شانسِ اينو داريد که غرورتون

07:23.486 --> 07:25.488
،وسوسه‌انگيزي‌تون
... زيبايي‌تون، ذکاوتِ‌تون

07:25.488 --> 07:26.865
دلربايي‌تون و دانشِ‌تون رو
.به نمايش بذاريد

07:26.865 --> 07:30.284
شما مي‌تونيد به هر چيزي تبديل بشيد
... و هر کاري بکُنيد

07:30.284 --> 07:33.454
،درست همينجا، درست همين حالا
.و اين اصلاً هم زيرِ سوال بُرده نمي‌شه

07:33.454 --> 07:38.334
،من اومدم، من ديدم
.من پيروز شدم

07:38.334 --> 07:39.961
.مجلسِ رقص اينه

07:39.961 --> 07:41.546
به اين خانم
!چيزي که مي‌خواد رو بديد

07:41.546 --> 07:43.130
تا اونم تويِ تمامِ مجالسِ رقص
!براتون چيزي که شما مي‌خوايد رو بياره

07:43.130 --> 07:45.132
!پس چرا اينقدر لالموني گرفتين؟

07:45.132 --> 07:47.635
به گمونم
.از هيجان خوشم مياد

07:47.635 --> 07:50.680
مي‌دونيد، و از اون تشويق‌کردن‌ها و جيغ‌زدن‌هاشون
.وقتيکه شما کارِتون رو خوب انجام مي‌دين

07:50.680 --> 07:55.142
.و همينه که منو مجذوب کرده
.چون من رقابت رو دوست دارم

07:55.142 --> 07:57.478
.آخه باعث مي‌شه قوي‌تر بشم

07:57.478 --> 07:59.689
.باعث مي‌شه بيشتر فکر کُنم

07:59.689 --> 08:02.525
باعث مي‌شه دوباره برگردم و
.مجذوبِ‌شون کُنم

08:04.069 --> 08:05.653
.موضوع فقط بدست‌آوردن نيست

08:05.653 --> 08:09.490
.بلکه ... بلکه بخشيدن هم هست

08:09.490 --> 08:12.660
چون حس مي‌کُنم
... کُلي خوشي مي‌بخشم

08:12.660 --> 08:15.121
به کُلي از مردمي که
.به مجالسِ رقص ميان

08:15.121 --> 08:17.457
و اونها از ديدنش لذت مي‌برن، و منم از اينکه
.واسه‌شون رويِ صحنه قدم بزنم لذت مي‌برم

08:17.457 --> 08:22.087
،خلاصه اين ... فلسفه‌يِ منه
.اگه بشه اينطور بگم

08:23.838 --> 08:25.381
افسانه‌اي شدن
... مثلِ اين مي‌مونه که

08:25.381 --> 08:27.926
اصلاً هدفِ اونها
.افسانه‌اي شدنه

08:27.926 --> 08:30.428
: مي‌دونيد، بذاريد اينطور بهتون بگم
".من افسانه‌اي هستم، و شما نيستين"

08:30.428 --> 08:33.056
،يعني مي‌دونيد
.اين بهشون حسِ خوبي مي‌ده

08:33.056 --> 08:34.724
!«مثلِ «اسکار -
!«درسته، مثلِ «اسکار -

08:34.724 --> 08:36.309
مثلِ همديگه مي‌مونن، مي‌دونيد؟

08:36.309 --> 08:37.435
،با افسانه شدن
!انگار «اسکار» گرفتين

08:37.435 --> 08:38.603
.مثلِ همديگه مي‌مونن

08:40.981 --> 08:43.190
در واقع من خودمو
.يه افسانه‌يِ واقعي نمي‌دونم

08:43.190 --> 08:46.778
هرچند خيلي زياد تويِ مجالسِ رقص
،کنارِ بچه‌هايِ افسانه‌اي بودم

08:46.778 --> 08:49.238
و خودمو به
.بچه‌هايِ افسانه‌اي چسبوندم

08:49.238 --> 08:50.782
... اما خودم واقعاً

08:50.782 --> 08:53.284
من يکي از اون بچه‌هايِ افسانه‌ايِ
.درجه‌يکِ آينده هستم

08:53.284 --> 08:54.995
چونکه هم بچه‌هايِ افسانه‌ايِ
... فعلي وجود دارن

08:54.995 --> 08:56.370
.و هم بچه‌هايِ افسانه‌ايِ آينده

08:54.995 --> 08:56.370
.درسته

08:56.370 --> 08:57.497
و ما يکي از اون بچه‌هايِ
.افسانه‌ايِ آينده هستم

08:57.497 --> 08:58.915
آخه سابقه‌يِ ما طولاني‌تره
... نسبت به

08:58.915 --> 09:00.834
.کساني که الان اينجا هستن

09:00.834 --> 09:03.711
... و ما چيزِ خودمون رو داريم
.ما تويِ مجالسِ رقص، جايگاه خودمونو داريم

09:09.050 --> 09:12.053
چقدر طول مي‌کِشه تا
آستين‌رکابي‌هامون رو بپوشيم؟

09:12.053 --> 09:13.763
.يه ساعت

09:13.763 --> 09:15.765
يه ساعت؟ -
.آره -

09:15.765 --> 09:17.892
!از اين کارها نکُن

09:17.892 --> 09:20.812
معمولاً لباس پوشيدن
.يه ساعت طول نمي‌کِشه

09:20.812 --> 09:22.689
.مخصوصاً آستين‌رکابي

09:22.689 --> 09:25.108
.نُچ! هيچکس همچين سرعتي نداره

09:25.108 --> 09:27.861
!«کيم پن‌داويس»

09:27.861 --> 09:29.946
.شعارِ مخصوص : افسانه‌يِ آينده

09:32.448 --> 09:34.261
من و «کيم» هميشه
... با همديگه بوديم

09:34.348 --> 09:36.661
... و کمابيش اين منم که

09:36.661 --> 09:39.998
،اين منم که نوچه‌يِ «کيم» هستم

09:39.998 --> 09:42.416
«چون با «کيم
،به مجالسِ رقص مي‌رم

09:42.416 --> 09:44.085
،تويِ کارها کمکش مي‌کُنم
،تويِ اُتو زدن کمکش مي‌کُنم

09:44.085 --> 09:46.087
چون اگه همراهش به مجالسِ رقص نرم
... و واسش اُتو نزنم

09:46.087 --> 09:47.964
منظورم اينه که اونوقت
.لباس‌هاش اينجا چروکيده مي‌شن

09:47.964 --> 09:50.633
يا مجبوره همونجا
.لباس‌هاش رو اُتو بزنه

09:50.633 --> 09:53.094
... ولي مي‌دونيد

09:53.094 --> 09:55.513
خيلي کمک مي‌کُنه که
... يه نفر دمِ‌دستتِ‌تون باشه

09:55.513 --> 09:57.598
: و کنارتون باشه تا بهتون بگه
".آره، تو از پسش برمياي"

09:57.598 --> 09:59.001
تو گُل مي‌کاري! فقط بايد بري اونجا"
"... و اون کاري رو انجام بدي

09:59.098 --> 10:00.601
".که معمولاً انجام مي‌دي"

10:00.601 --> 10:02.896
من از اين قضيه
چي گيرم مياد؟

10:02.896 --> 10:07.441
،فقط و فقط، مي‌دونيد
.لذت و ارضايِ خاطر

10:07.441 --> 10:09.110
.همين و بس
... نه اينکه

10:09.110 --> 10:11.362
مي‌دونيد، من واقعاً
.چيزِ زيادي نمي‌خوام

10:11.362 --> 10:14.657
،و بعدش هم، هر از گاهي
.مي‌تونم لباسش رو بپوشم

10:14.657 --> 10:16.450
!ايول

10:16.450 --> 10:17.785
!بچرخونيد

10:17.785 --> 10:19.746
اون منتظره
... ميونِ پر و بال‌ها

10:19.746 --> 10:23.290
و مي‌دونيد که بايد بديد راه
... «به «پپر لا به‌يژا

10:23.290 --> 10:25.501
... «پپر لا به‌يژا»

10:25.501 --> 10:27.754
... «پپر لا به‌يژا»

10:27.754 --> 10:29.089
بهش بديد کمي راه
... واسه قدم زدن حالا

10:29.089 --> 10:30.715
.ليز تيلور» خيلي معروفه»

10:30.715 --> 10:32.550
... «پپر لا به‌يژا»

10:32.550 --> 10:33.760
.پپر لا به‌يژا» هم همينطوره»

10:33.760 --> 10:35.970
... «لا به‌يژا»

10:38.598 --> 10:41.184
،از يه لحاظ
.منم همينطور هستم

10:41.184 --> 10:45.939
ولي به يه ميزانِ
.خيلي متفاوت‌تر

10:45.939 --> 10:47.776
قرار نيست هيچ مجله‌اي
... منو پوششِ خبري بده وقتيکه

10:47.939 --> 10:49.776
.اولين اجرام رو انجام مي‌دم

10:49.776 --> 10:53.113
ولي همينم
.واسه خودش شهرتيه

10:53.113 --> 10:54.572
.هرچند شهرتِ کوچيکيه

10:54.572 --> 10:57.533
ولي اونو جذبش مي‌کُنيد
.و مالِ خودتون مي‌کُنيد

10:57.533 --> 10:59.368
.و ازش خوشِ‌تون مياد

10:59.368 --> 11:02.038
،از ستايش‌ها خوشِ‌تون مياد
... و کف‌زدن‌ها

11:02.038 --> 11:04.999
.و مردمي که تشويقِ‌تون مي‌کُنن

11:04.999 --> 11:06.876
.فريبنده‌ست

11:06.876 --> 11:09.712
شبيه به يه‌جور
.نشئگيِ جسمانيه

11:09.712 --> 11:11.756
،و مي‌دونيد
.نشئه‌يِ قشنگي هم هست

11:13.133 --> 11:15.635
،و نشئه‌يِ اعتيادآوريه
.مثلِ تمامِ نشئگي‌ها

11:15.635 --> 11:18.221
يعني آخرش معلوم مي‌شه
.که اينطوريه

11:18.221 --> 11:22.600
ولي نشئه‌ايه که
.واستون ضرري نداره

11:22.600 --> 11:27.021
اگه همه به اين مجالسِ رقص مي‌رفتن
... و موادِ کمتري مصرف مي‌کردن

11:27.021 --> 11:29.983
،دنيايِ باحالي مي‌شد
نمي‌شد؟

11:29.983 --> 11:33.278
البته که الان دارم سر و وضعم رو آماده مي‌کُنم
.تا يه نمايش اجرا کُنم

11:33.278 --> 11:34.737
چون من هميشه اين کارو
.بطورِ حرفه‌اي انجام مي‌دم

11:34.737 --> 11:36.739
.حتي وقتي رقاص بودم

11:36.739 --> 11:39.845
الان دارم سعي مي‌کُنم بخاطر بيارم
... اولين بار کِي رفتم به

11:39.939 --> 11:42.245
.يه مجلسِ رقص

11:42.245 --> 11:47.583
،که از اون مجالسِ رقصِ ابتدايي بود
،وقتيکه همه فقط رويِ صحنه راه‌مي‌رفتن

11:47.583 --> 11:51.004
و حتي مثلاً 4 يا 5 تا
... جايزه هم مي‌دادن

11:51.004 --> 11:52.839
.با يه رده‌بنديِ خيلي محدود

11:52.839 --> 11:56.259
،و بچه‌ها حالا
... اکثرشون

11:56.259 --> 11:58.845
يعني 75 درصدِ بچه‌هايي که
... تويِ مجالسِ رقص مي‌بينيد

11:58.845 --> 12:04.017
نمي‌دونستن مجلسِ رقص چيه
!اگه خبرش برق از چشم‌هاشون نپرونده بود

12:04.017 --> 12:05.935
وقتيکه اولين بار شروع کردم
... برم مجالسِ رقص

12:05.935 --> 12:07.228
،موضوع تماماً درباره‌يِ «ملکه‌هايِ زنانه‌پوش» بود
ملکه‌يِ زنانه‌پوش : عموماً مردي که لباسِ زنانه مي‌پوشد]
و به‌نحوي اغراق‌آميز و معمولاً به‌منظورِ سرگرمي
[.و يا کارِ هنري، رفتارهايِ زنانه انجام مي‌دهد

12:07.228 --> 12:08.771
و اونها علاقه داشتن
... که شبيه به

12:08.771 --> 12:10.439
،دخترانِ نمايشِ» لاس وگاسي به نظر بيان»
دخترانِ نمايش يا شو-گِرل : هرگونه هنرمندِ مونثِ رقص يا نمايش که]
از طريقِ پوشيدنِ لباس‌هايِ بدن‌نما يا حتي برهنگي، تأکيدِ خاصي
[.بر زيباييِ ظاهري و اندامِ او مي‌شود

12:10.439 --> 12:13.109
،و همينطور شبيه پُشت‌خالکوبي‌کرده‌ها، دُم‌دارها، پر و بال‌دارها
.منجوق‌آويزون‌کرده‌ها و اينجور چيزها

12:13.109 --> 12:17.113
،اما همچنانکه دهه‌يِ 70 سپري مي‌شد
.اونهام شروع به تغيير کردن

12:17.113 --> 12:18.774
و شروع کردن به پايين اومدن
... تا سطحي که فقط بخوان شبيه به

12:18.913 --> 12:20.074
،ستاره‌هايِ باشکوه سينما بشن

12:20.074 --> 12:22.035
.«مثلِ «مرلين مونرو» و «اليزابت تيلور

12:22.035 --> 12:25.038
و حالا از اونم متمايل شدن به اينکه
... سعي کُنن شبيه مُدل‌ها بشن

12:25.038 --> 12:26.706
... «مثلِ «ايمان» و «کريستي برينکلي

12:26.706 --> 12:28.624
.و «مود آدامز» و تمامِ اون بچه‌ها

12:28.624 --> 12:31.502
هرکسي نمي‌تونست
،يه «دخترِ نمايشِ» لاس وگاسي باشه

12:31.502 --> 12:33.129
هرکسي نمي‌تونست
،يه کُپه پر و بال به خودش ببنده

12:33.129 --> 12:34.755
يا يه کلاه بزرگِ پردار
.سرش بذاره

12:34.755 --> 12:36.924
بنابراين رده‌بندي‌ها رو
.ترتيب دادن تا همه بتونن بيان

12:36.924 --> 12:40.345
اين چيزيه که واقعاً باعث شد
.مجالسِ رقص تغيير کُنن

12:40.345 --> 12:42.013
.بنابراين مشارکت‌ها بيشتر شد

12:42.013 --> 12:45.432
حالا هر کسي که
... به يکي از اين مناسبت‌ها مي‌ره

12:45.432 --> 12:47.060
ديگه تقريباً
.داخلش شرکتم مي‌کُنه

12:47.060 --> 12:49.729
نهايتاً بعد از يک سال
... حضور در مجالسِ رقص

12:49.729 --> 12:52.397
همه‌شون رويِ راهرويِ نمايش
... پا هم مي‌ذارن

12:52.397 --> 12:54.483
حالا تويِ هر رده‌‌اي
.که مي‌خواد باشه

12:54.483 --> 12:56.236
خواه مي‌خواد
... بدنِ قشنگي داشته باشه

12:56.236 --> 12:59.072
... يا خيلي شيک باشه

12:59.072 --> 13:01.157
... يا خيلي خوشگل باشه

13:01.157 --> 13:04.785
يا ظاهرش خيلي
.واقعي به نظر بياد

13:04.785 --> 13:07.580
به هر حال هميشه برايِ هر کسي
.يه چيزهايي وجود داره

13:07.580 --> 13:09.207
و همين باعث مي‌شه که
.همه مدام به اونجا بيان

13:09.207 --> 13:12.626
... و خيلي شبيه
.خيلي شبيه طبيعت مي‌مونه

13:12.626 --> 13:14.419
.من خودم خيلي طرفدارِ طبيعتم

13:14.419 --> 13:16.923
جوون‌ها هميشه خودشون رو
... به در و ديوار مي‌زنن تا

13:16.923 --> 13:18.925
پير‌پاتال‌ها رو
.از سرِ راه بردارن

13:18.925 --> 13:20.260
به همين دليله
،که تغيير مي‌کُنن

13:20.260 --> 13:22.553
تا از تمامِ اين رده‌بندي‌هايِ
،ديوونه‌کُننده عبور کُنن

13:22.553 --> 13:26.182
که من هيچوقت حاضر نيستم
.خودم رو بخاطرش بکُشم

13:26.182 --> 13:29.602
.دخترِ خوشگلِ آينده ... 1986

13:29.602 --> 13:31.729
!بياريدش رويِ کفِ صحنه

13:31.729 --> 13:33.731
حالا دارن جلويِ رسانه‌ها
!ژست مي‌گيرن

13:33.731 --> 13:37.402
،تماشاچي‌هايِ محترم
!لطفاً بريد عقب و بذاريد هوا بخورن

13:39.237 --> 13:42.823
رده‌بنديِ بعدي ... بالاترين مُدِ
،لباس‌ورزشيِ زمستاني

13:42.823 --> 13:45.576
«پوکونوس»
.«در برابرِ «کَت‌اسکيلز

13:47.245 --> 13:48.871
!بدنش سکسي نيست؟

13:48.871 --> 13:50.539
کسي هست که بخواد
رويِ صحنه پا بذاره؟

13:50.539 --> 13:52.083
بعضي از بچه‌ها
... ازم مي‌پرسيدن

13:52.083 --> 13:53.918
منظورم از «خانم‌کيک‌پنيري» چيه؟

13:53.918 --> 13:56.087
منظور اينه که فقط نبايد
،تن و بدن داشت

13:56.087 --> 13:57.964
.بلکه بايد سکسي هم بود

13:57.964 --> 14:00.465
،کُلي آدم هست که تن و بدن دارن
.ولي سکسي نيستن

14:00.465 --> 14:03.219
!بدنِ باشکوه

14:03.219 --> 14:08.724
!بدن ... بدن ... بدن

14:08.724 --> 14:14.563
: بدني که مي‌گه
"!بيا هر از چندي منو ببين، آقا پسر"

14:14.563 --> 14:16.274
.رفتن به مدرسه

14:16.274 --> 14:17.691
.مدرسه

14:17.691 --> 14:19.777
.ابتدايي

14:19.777 --> 14:20.945
.دبيرستان

14:20.945 --> 14:22.696
.دانشگاه

14:22.696 --> 14:25.699
!نه اينجا

14:25.699 --> 14:26.826
.مدرسه

14:31.956 --> 14:35.042
شبيه دختري به نظر برسيد
.که داره به مدرسه مي‌ره

14:35.042 --> 14:37.003
آيا شبيه دختري به نظر مي‌رسه
که داره به مدرسه مي‌ره؟

14:42.342 --> 14:44.135
.شهر و کشور

14:44.135 --> 14:46.887
.منحصراً تمام و کمال

14:46.887 --> 14:50.599
!«دوپري»! «دوپري»! «دوپري»

14:50.599 --> 14:52.268
.حالا کُت‌شلوارهاشون رو پوشيدن

14:52.268 --> 14:55.938
... گفتم مردانِ خوش‌پوشِ دهه‌يِ 1980

14:55.938 --> 14:59.692
کُت‌شلوارهاشون رو پوشيدن
.و کفش‌هايِ بي‌بند پاشون کردن

14:59.692 --> 15:02.736
در زندگيِ واقعي، شما نمي‌تونيد
... به شغلي مثلِ مديرِ اجرايي دست پيدا کُنيد

15:02.736 --> 15:05.365
مگر اينکه سوابقِ تحصيلي
... داشته باشيد

15:05.365 --> 15:07.283
.و همينطور فرصت

15:07.283 --> 15:09.535
ولي اين حقيقت که شما
... مديرِ اجرايي نيستين

15:09.535 --> 15:12.372
.صرفاً بخاطرِ جايگاه اجتماعيِ زندگي‌تونه

15:12.372 --> 15:14.499
.واقعيتِ محض همينه

15:14.499 --> 15:17.126
،سياه‌پوست‌ها برايِ اينکه به جايي برسن
.روزگارِ سختي دارن

15:17.126 --> 15:20.671
و اونهايي هم که به جايي مي‌رسن
.معمولاً از راه‌راست چنين کاري مي‌کُنن

15:20.671 --> 15:24.258
تويِ سالنِ رقص، شما مي‌تونيد
.هر چيزي که بخوايد باشيد

15:24.258 --> 15:25.843
شما واقعاً
،يه مديرِ اجرايي نيستين

15:25.843 --> 15:27.678
اما شبيه يه مديرِ اجرايي
.به نظر مي‌رسين

15:27.678 --> 15:30.014
و بنابراين دارين صريحاً
... به دنيا نشون مي‌دين که

15:30.014 --> 15:32.141
".من مي‌تونم يه مديرِ اجرايي باشم"

15:32.141 --> 15:33.642
،اگه فرصتش رو داشتم"
".مي‌تونستم يکي از اونها باشم

15:33.642 --> 15:35.602
چون مي‌تونم شبيه"
".يکي از اونها باشم

15:35.602 --> 15:37.563
.و اين مثلِ متحقق کردنش مي‌مونه

15:37.563 --> 15:40.191
همتاهايِ شما
... و دوست‌هاتون بهتون مي‌گن

15:40.191 --> 15:42.068
اوه، تو مديرِ اجراييِ"
"!معرکه‌اي مي‌شدي

15:42.068 --> 15:45.446
آيا شبيه يه تاجرِ
!دهه‌يِ هشتادي هست يا نه؟

15:45.446 --> 15:49.242
!پاريسيِ آخرين مُد
!گُلِ سرسبدِ مُدل‌ها

15:49.242 --> 15:51.827
!آواز بخون! آواز بخون

15:51.827 --> 15:54.455
!آواز بخون! آواز بخون! آواز بخون
!آواز بخون! آواز بخون

15:54.455 --> 15:57.458
!مُدل! باريک! ترکه‌اي

16:00.461 --> 16:02.505
!تراشيده

16:02.505 --> 16:03.714
!مُدل

16:03.714 --> 16:07.550
رده‌بندي اينطور مي‌شه : بهترين ملکه‌يِ دگرپوش
.در اولين حضور در مجلسِ رقصِ زنانه‌پوشي

16:08.428 --> 16:11.654
!مي‌دونيد که منظورم چيه -
!مي‌دونيد که منظورِ «پاريس» چيه -

16:11.680 --> 16:13.057
!دقيقاً! ملکه‌يِ دگرپوش

16:13.057 --> 16:14.350
!ملکه‌يِ دگرپوش

16:14.350 --> 16:15.309
!ملکه‌يِ دگرپوش

16:15.309 --> 16:16.936
!ملکه‌يِ دگرپوش -
!دگرپوش -

16:19.146 --> 16:23.025
بهترين در اولين حضور در مجلسِ رقصِ زنانه‌پوشي؛
!اين همون چيزيه که مي‌خواستمش

16:28.989 --> 16:31.992
،صحنه‌يِ مربوط به نمايشِ نظامي
.يه صحنه‌يِ اساسيه

16:31.992 --> 16:33.327
... چون نمي‌ره به سراغِ

16:33.327 --> 16:36.122
يه مُشت مارِ بوآ و بوقلمونِ
... تيپ‌زده‌يِ پُرزرق و برق

16:36.122 --> 16:39.083
و منجوق‌آويزون‌کرده‌ها و
.سنگِ مصنوعي‌آويزون‌کرده‌هايِ پُر سر و صدا

16:39.083 --> 16:41.961
.اين ديگه يه رده‌بنديِ اساسيه

16:41.961 --> 16:44.671
... هر چقدر طبيعي‌تر باشين

16:44.671 --> 16:48.050
اعتبارِ بيشتري برايِ
.آرايشِ ظاهرتون داده مي‌شه

16:48.050 --> 16:50.386
!خيله خُب ديگه
... اين يه حقيقتِ شناخته‌شده‌ست

16:50.386 --> 16:54.265
که زن‌ها غروب‌ها موقعِ شام
!قطعاً کيف دستِ‌شون مي‌گيرن

16:54.265 --> 16:57.477
.درباره‌اش هيچ بحثي نيست

16:57.477 --> 16:59.479
... شما اينو تويِ کانالِ 7 مي‌بينيد

16:59.479 --> 17:02.815
«مابينِ «تماميِ فرزندانِ من
!«و «مخاطره

17:02.815 --> 17:05.109
،«تويِ «جهاني ديگر»، «دالاس
.و کُلي جاها

17:05.109 --> 17:07.027
کيف‌دستيِ غروب‌ها
.يه ضرورته

17:07.027 --> 17:11.157
.شما بايد يه چيزي دستِ‌تون باشه
.هيچ خانمي شب‌ها شکي درش نداره

17:11.157 --> 17:14.827
،همين بچه‌هايِ فعلي
... بچه‌هايي که جوون هستن

17:14.827 --> 17:17.497
،ادايِ تلويزيون رو درميارن
مي‌دونيد؟

17:17.497 --> 17:21.000
من تويِ چندين مجلسِ رقص
،حضور داشتم

17:21.000 --> 17:23.336
... و اونها عملاً يه رده‌بندي دارن

17:23.336 --> 17:26.088
،«به اسمِ «سلاله
[نامِ سريالي تلويزيوني در دهه‌يِ 1980]

17:26.088 --> 17:29.425
مي‌دونيد، و ازتون مي‌خوان
.شبيه «آلکسيس» يا «کريستل» باشيد

17:33.304 --> 17:37.308
و به گمونم اين دقيقاً
.منطقِ همين دوره‌ست

17:37.308 --> 17:40.769
،وقتي من داشتم بزرگ مي‌شدم
،همه مي‌خواستن مثلِ «مارلين ديتريش» باشن

17:40.769 --> 17:42.313
.«يا «بتي گرِي‌بل

17:44.148 --> 17:45.816
... خوشبختانه من نمي‌دونستم که

17:45.816 --> 17:48.902
واقعاً مي‌خوام شبيه
.لنا هورن» باشم يا نه»

17:48.902 --> 17:50.904
،وقتي بزرگ مي‌شدم
... البته، مي‌دونيد که

17:52.823 --> 17:55.242
به ستاره‌هايِ سياه‌پوست
.انگ زده مي‌شد

17:57.119 --> 18:00.206
پس هيچکس نمي‌خواست
.شبيه «لنا هورن» باشه

18:00.206 --> 18:03.000
همه مي‌خواستن شبيه
.مرلين مونرو» باشن»

18:16.305 --> 18:18.516
"... چيزي رو که مي‌کُني پيدا"

18:18.516 --> 18:20.100
... وقتي شما يه مرد هستيد و يه زن

18:20.100 --> 18:22.562
.مي‌تونيد همه کاري بکُنيد

18:22.562 --> 18:24.230
حتي مي‌تونيد تويِ خيابون‌ها
... تقريباً سکس هم بکُنيد

18:24.230 --> 18:26.607
.اگه بخوايد

18:26.607 --> 18:27.858
: حداکثر حرفي که ديگران مي‌زنن اينه که
"!يه لاپا هم به ما بده"

18:27.858 --> 18:30.152
مي‌دونيد؟

18:30.152 --> 18:32.863
،اما وقتيکه يه گِي باشيد
.هر کاري بکُنيد، رصد مي‌شه

18:32.863 --> 18:34.948
،طرزِ ظاهرتون رصد مي‌شه
،طرزِ لباس‌پوشيدنِ‌تون رصد مي‌شه

18:34.948 --> 18:37.117
،طرزِ صحبت‌کردنِ‌تون
.طرزِ رفتار‌کردنِ‌تون

18:37.117 --> 18:40.120
يعني منو ديدن؟"
"حالا درباره‌ام چه فکري مي‌کُنن؟

18:41.747 --> 18:44.250
"... چيزي رو که مي‌دوني، آه"

18:44.250 --> 18:45.751
"... اوه‌هو، ها"

18:45.751 --> 18:48.087
"... واقعي بودنه"

18:48.087 --> 18:49.963
قادر بودن به
.قاطيِ ديگران شدن

18:51.674 --> 18:53.217
.عينيت» يعني اين»

18:54.635 --> 18:58.013
"... برايِ واقعي بودنه"

18:58.013 --> 19:01.392
مي‌دوني که عشقِ تو"
"... عشقِ منه

19:01.392 --> 19:04.228
اگه بتونيد از زيرِ چشم‌هايِ
... ناآزموده عبور کُنيد

19:04.228 --> 19:06.063
... يا حتي چشم‌هايِ آزموده

19:06.063 --> 19:08.357
و از اين حقيقت دست نکشيد
... که شما يه گِي هستيد

19:08.357 --> 19:09.650
همون زمانه که
.عينيت» دارين»

19:09.650 --> 19:11.444
.«فَنجي»

19:11.444 --> 19:13.696
شبيه به اون پسره‌ست
... که احتمالاً چند دقيقه پيش از

19:13.696 --> 19:15.364
،اومدنِ‌تون به مجلسِ رقصِ پاريس
!جيبِ‌تون رو زد

19:18.492 --> 19:23.247
«ايده‌يِ «عينيت
... اينه که تا جايِ ممکن

19:23.247 --> 19:25.207
شبيه همتاهايِ مستقيمِ خودتون
.به نظر برسين

19:25.207 --> 19:27.752
بنداز تاس رو
!و بدزد برنج رو

19:27.752 --> 19:28.961
!درست همينجا
!بيا، عزيز

19:30.212 --> 19:32.089
!بله، بابايي

19:32.089 --> 19:33.299
من کوپنِ غذا و
!کارتِ دعوتم رو گرفتم

19:33.299 --> 19:35.217
.خيله خُب

19:35.217 --> 19:38.387
.خاک، ذغال، بتونه، صابون، قرصِ ضدِ اسيدِ معده
!حالا همه مالِ ايشونه

19:38.387 --> 19:40.180
... هرچقدر واقعي‌تر به نظر برسيد

19:40.180 --> 19:43.726
معنيش اينه که شبيه
يه زنِ واقعي هستيد؛

19:43.726 --> 19:47.229
.يا شبيه يه مردِ واقعي هستيد

19:47.229 --> 19:48.897
.يه مردِ درست‌حسابي

19:53.026 --> 19:55.529
آهاي عزيزِ دلي که
!سيگار دستته

19:55.529 --> 19:57.864
تو مثلِ يه دخترِ لوطيِ محله
!داري روم تأثير مي‌ذاري

19:57.864 --> 20:00.576
!لوطي همينه

20:00.576 --> 20:02.244
مي‌دونيد، دخترهايي که
... اون گوشه هستن

20:02.244 --> 20:03.704
دارن درباره‌يِ
.مردِ شما حرف مي‌زنن

20:03.704 --> 20:06.373
کسي که بتونه آويزون بشه
... با سرسختيِ هر چه تمام‌تر

20:06.373 --> 20:09.418
.اين يه جهش يا هجو نيست

20:09.418 --> 20:11.170
مي‌شه لطفاً امتيازش رو بدونيم؟

20:11.170 --> 20:14.298
نه، اين عملاً قادر بودن
.به اينطوري بودنه

20:14.298 --> 20:16.342
.«برندا اکستراواگانزا»

20:16.342 --> 20:19.679
!شبيه يه دخترِ لوطيِ محله

20:19.679 --> 20:21.305
!لوطي

20:21.305 --> 20:23.474
!دخترِ لوطيِ عيني

20:23.474 --> 20:25.768
مي‌دونيد، از اونهايي که مي‌تونه
!داداش کوچولويِ نازنينش رو ببره مدرسه

20:25.768 --> 20:28.895
مي‌دونيد، از اونهايي که
"!مثلاً مي‌گه : "هي

20:28.895 --> 20:31.023
يه مُشت از اون ياروها رو ديدم"
"!که داشتن تويِ خيابون قدم مي‌زدن

20:31.023 --> 20:34.485
... اين واقعاً حالتِ برگشتن داخلِ

20:31.023 --> 20:34.485
.خلوتگاه رو داره

20:34.485 --> 20:36.403
!ده! ده

20:36.403 --> 20:38.280
!ده! ده

20:38.280 --> 20:39.782
کسِ ديگه‌اي هم هست؟

20:39.782 --> 20:42.660
خُب دخترها، بالاخره
!تصميمِ‌مون رو گرفتيم؟

20:42.660 --> 20:44.620
اونها به جامعه‌اي که
... درونش زندگي مي‌کُنن

20:44.620 --> 20:47.039
،چيزي رو مي‌دن که مي‌خوان ببينن
،جاييکه موردِ چون و چرا قرار نمي‌گيرن

20:47.039 --> 20:50.459
نه اينکه مجبور باشن متحملِ
... پيش‌داوري‌هايي درباره‌يِ زندگي‌شون

20:50.459 --> 20:51.752
.و سبکِ زندگي‌شون بشن

20:51.752 --> 20:53.713
شما مي‌تونيد با اعتماد به نفس
،قدم بزنيد

20:53.713 --> 20:55.840
.و با هر کسِ ديگه‌اي قاطي بشيد

20:55.840 --> 20:57.966
تمامِ خطاها رو
،از ذهن پاک مي‌کُنيد

20:57.966 --> 21:00.594
،تمامِ معايب رو
.تمامِ تقبيح‌ها رو

21:00.594 --> 21:02.888
تا توهمِ خودتون رو
.به کمال برسونيد

21:02.888 --> 21:07.184
.«برني ... دايِن»

21:07.184 --> 21:08.894
،مادرم فهميد که من جايزه بردم

21:08.894 --> 21:10.979
ولي من بهش گفتم اونها رو
.تويِ مسابقه‌يِ بسکتبال بردم

21:10.979 --> 21:13.607
و يکي‌شون رو هم
.بابتِ دوميداني بردم

21:13.607 --> 21:16.026
من داشتم با دوست‌دخترم
.تويِ خيابونِ 145ام قدم مي‌زدم

21:16.026 --> 21:19.071
،يه شلوارِ سفيدِ چسبون پوشيده بودم
،يه پيراهنِ توريِ نازک

21:19.071 --> 21:20.989
.با موهايِ دُم‌اسبي

21:20.989 --> 21:22.991
و پدرم منتظرِ چراغ‌سبز
.تويِ ماشينش نشسته بود

21:22.991 --> 21:25.494
.بعدش منو ديد
.و منو شناخت

21:25.494 --> 21:27.913
،و مستقيماً رفت خونه‌مون
،قبل از اينکه بتونم خودمو برسونم اونجا

21:27.913 --> 21:30.082
: و به مادرم گفت

21:30.082 --> 21:32.167
"!پسرت يه زنه"

21:32.167 --> 21:34.420
مادرم اون موقع
.از اين حرف جا نخورد

21:34.420 --> 21:36.004
اما خُب شايد
... چند ماه بعدش بود

21:36.004 --> 21:38.799
که متوجه شد
... من سينه دارم

21:38.799 --> 21:41.301
و همه‌يِ مصيبت‌ها شروع کردن به
!جفت و جور شدن

21:41.301 --> 21:44.012
.مادرم واقعاً نابود شد

21:44.012 --> 21:46.056
چطور ممکنه پستون‌هايِ تو"
"!از مالِ من بزرگ‌تر شده باشه؟

21:46.056 --> 21:47.974
نُک‌سينه‌هات هم دارن"
"!رُشد مي‌کُنن

21:47.974 --> 21:50.060
تو داري درست جلويِ چشم‌هام"
"!تبديل به زن مي‌شي

21:50.060 --> 21:51.604
ديگه نمي‌تونم"
"!سرم رو بالا بگيرم

21:51.604 --> 21:53.105
"!شرمم مياد"

21:53.105 --> 21:54.440
.هرچند هنوز عاشقم بود

21:54.440 --> 21:56.609
!ولي آخ که چقدر نق مي‌زد

21:56.609 --> 22:00.112
واي خدايا! مخصوصاً بخاطرِ
!اون لباس‌هايِ زنونه

22:00.112 --> 22:02.989
و موقعي که لباس‌هايِ زنونه رو
... تويِ کمدم مخفي کردم

22:02.989 --> 22:04.700
،و مادرم پيداشون کرد
.همه‌شون رو نابود کرد

22:04.700 --> 22:06.159
.حتي يه کُتِ پوستِ‌سمورم رو آتش زد

22:06.159 --> 22:08.704
!و من ... آخ
!نابود شدم

22:08.704 --> 22:10.664
حتي يه بار مادرم عطري که
... دوست داشتم به لباسم بزنم

22:10.664 --> 22:12.792
... عطرِ «جانگل گاردنيا» رو

22:12.792 --> 22:14.828
: بو کشيد و گفت
".اين که کُتِ دخترونه نيست"

22:14.892 --> 22:16.128
".اين کُتِ توئه"

22:16.128 --> 22:18.338
بعد بردش طبقه‌يِ پايين
... تويِ حيات‌خلوتِ ساختمون

22:18.338 --> 22:20.048
.و آتشش زد

22:20.048 --> 22:22.342
و من همونجا ايستاده بودم
.و عينهو يه بچه گريه مي‌کردم

22:22.342 --> 22:24.428
تا مادامي که سبيل داشته باشم
... و اينجور چيزها

22:24.428 --> 22:26.764
.مادرم حسابي لوسم مي‌کُنه

22:26.764 --> 22:28.098
ولي اصلاً دوست نداره
.لباسِ دخترونه تنم کُنم

22:28.098 --> 22:29.475
.اصلاً تويِ کَتش فرو نمي‌ره

22:32.018 --> 22:33.896
اونها وقتيکه ديگه
... غيرِ قابلِ شناسايي هستن

22:33.896 --> 22:35.815
يعني وقتيکه از اون سالنِ رقص
... بيرون ميان

22:35.815 --> 22:38.191
و زيرِ نورِ آفتاب پا مي‌زارن
... و به مترو مي‌رن

22:38.191 --> 22:41.027
و واردِ منزل مي‌شن و بازم لباس‌هايِ
... هميشگي‌شون رو به تن دارن

22:41.027 --> 22:43.405
و ديگه هيچ خوني
... تويِ بدنِ‌شون جريان نداره

22:43.405 --> 22:47.159
.ملکه‌هايِ ضعيفه‌يِ عيني» هستن»

22:47.159 --> 22:51.246
که اين معمولاً نوعي رده‌بندي
.برايِ ملکه‌هايِ جوونه

22:51.246 --> 22:53.958
.بعضي‌ها مي‌گن ما بيمار هستيم

22:53.958 --> 22:55.250
.ما ديوونه هستيم

22:55.250 --> 22:57.169
... بعضي‌هام فکر مي‌کُنن

22:57.169 --> 22:58.297
... که ما باشکوه‌ترين

22:58.469 --> 23:00.297
موجوداتِ خاصِ
.رويِ زمين هستيم

23:03.216 --> 23:07.012
منم دوست داشتم يه دخترِ
.لوسِ سفيدپوست مي‌بودم

23:07.012 --> 23:09.389
،اونها به هر چي که بخوان مي‌رسن

23:09.389 --> 23:11.391
.هر وقت که طالبش بشن

23:11.391 --> 23:15.646
اونها واقعاً مجبور نيستن
،با مشکلاتِ مالي دست و پنجه نرم کُنن

23:15.646 --> 23:18.649
و وسايلِ قشنگ
.و لباس‌هايِ‌ قشنگ دارن

23:18.649 --> 23:22.319
و لزومي نداره باهاشون
.مشکلي داشته باشن

23:22.319 --> 23:26.323
حس نمي‌کُنم هيچ چيزِ مردونه‌اي
،درباره‌يِ من وجود داشته باشه

23:26.323 --> 23:30.202
به غير از شايد همون چيزي که
،اون پايين، وسطِ پاهام دارم

23:30.202 --> 23:32.997
،که وسيله‌يِ کوچولويِ شخصيِ خودمه
... بنابراين

23:32.997 --> 23:35.833
به گمونم به همين دليله که
... مي‌خوام جنسيتم رو تغيير بدم

23:35.833 --> 23:38.878
.تا خودم رو کامل کُنم

23:38.878 --> 23:42.006
،حدوداً 13-14 ساله بودم

23:42.006 --> 23:44.383
و عادت داشتم اين کارها رو
،دور از چشمِ خانواده‌ام انجام بدم

23:44.383 --> 23:46.092
يعني از همينجور
،لباس‌ها مي‌پوشيدم

23:46.092 --> 23:48.012
تا اينکه آخرش منو
.با لباسي که تنم بود گير انداختن

23:48.012 --> 23:50.389
و منم نمي‌خواستم
.باعثِ شرمندگي‌شون بشم

23:50.389 --> 23:51.515
.پس خونه رو ترک کردم

23:51.515 --> 23:53.642
!پيش به سويِ اُپرا -
... به نيويورک رفتم -

23:53.642 --> 23:55.769
.و اينجور کارهام رو ادامه دادم

23:58.397 --> 24:00.858
... وقتيکه يه نفر طرد مي‌شه

24:00.858 --> 24:03.610
،از طرفِ پدر و مادرش
... و خانواده‌اش

24:03.610 --> 24:06.822
،وقتي به دنيايِ بيرون پا مي‌ذاره
.شروع به جستجو مي‌کُنه

24:06.822 --> 24:08.323
کسي رو جستجو مي‌کُنه
.که اون خلاء رو پُر کُنه

24:08.323 --> 24:11.201
من خودم اينو
،از راه تجربه مي‌دونم

24:11.201 --> 24:16.080
چون منم با بچه‌هايي سر و کار داشتم که
... به سمتم ميومدن و خودشون رو بهم مي‌چسبوندن

24:16.080 --> 24:19.960
،طوريکه انگار من مادرشون هستم
.يا پدرشون هستم

24:19.960 --> 24:22.963
،چون مي‌تونستن باهام صحبت کُنن
.آخه من يه گِي هستم، و اونهام گِي هستن

24:22.963 --> 24:25.215
و از همونجاست که اون همه
... حضور در مجالسِ رقص

24:25.215 --> 24:28.552
و قضيه‌يِ مادرانگي
.واردِ ماجرا مي‌شه

24:28.552 --> 24:33.265
چون والدينِ‌شون نسبت بهشون
.خيلي سختگيري کرده بودن

24:33.265 --> 24:36.351
پس چشمِ‌شون به من بود
.تا اون خلاء رو پُر کُنن

24:39.312 --> 24:40.272
چند سالته؟

24:40.272 --> 24:42.232
.من 15 سالمه -
ساعت چنده؟ -

24:44.192 --> 24:45.652
!اونجا رو باش،  بچه‌محل
!ساعتي که اونجاست رو نگاه کن

24:45.652 --> 24:47.529
.ساعت 2:26 صبحه -
!... اونوقت شماها -

24:47.529 --> 24:48.864
تو چند سالته؟ -
.من؟ 13 سالمه -

24:48.864 --> 24:50.574
!چي؟ 13؟

24:50.574 --> 24:51.575
!آره ديگه -
منزلِ‌تون کجاست؟ -

24:51.575 --> 24:53.368
.من تويِ «هارلِم» زندگي مي‌کُنم

24:53.368 --> 24:54.745
پس حالا چرا اينجايي؟
مادرت کجاست؟

24:54.745 --> 24:57.247
!دارم مي‌پلکم ديگه
.مادرم ندارم

24:57.247 --> 24:58.999
،ولي تمامِ آدم‌ها مادر دارن
.وگرنه ما الان اينجا نبوديم

24:58.999 --> 25:00.542
مادرت کجاست؟ -
.رفته -

25:00.542 --> 25:02.210
خُب، پدرت کجاست؟ -
!اونم رفته -

25:02.210 --> 25:03.295
پس با کي زندگي مي‌کُني؟

25:03.295 --> 25:04.296
.با يکي از دوست‌ها

25:04.296 --> 25:05.631
تو هم همينطور؟

25:05.631 --> 25:07.215
«من با مادرم تويِ «برونکس
.زندگي مي‌کُنم

25:07.215 --> 25:07.792
اونوقت دارين
... همينطور مي‌پلکين

25:07.815 --> 25:08.592
... انگار که تويِ

25:08.592 --> 25:10.302
!همينطور مي‌پلکيم ديگه
.يا اينطرف يا اونطرف

25:10.302 --> 25:12.304
ولي خيلي از اين بچه‌هايي که
... حالا باهاشون آشنا مي‌شم

25:12.304 --> 25:14.723
از پس‌زمينه‌يِ اجتماعيِ
... خيلي غم‌انگيزي ميان، مي‌دونيد

25:14.723 --> 25:17.309
،از خونه‌هايِ مخروبه
.يا اصلاً هيچ خونه‌اي ندارن

25:17.309 --> 25:19.311
و عده‌يِ انگشت‌شماري ازشون
... که خانواده دارن

25:19.311 --> 25:20.729
وقتي خانواده‌شون مي‌فهمن
... که گِي هستن

25:20.729 --> 25:22.106
.روشون بکُلي ضربدر مي‌زنن

25:22.106 --> 25:24.066
.«خانه»

25:24.066 --> 25:25.484
خانه»؟»

25:25.484 --> 25:27.360
.خانه»؟ بذار ببينم»

25:27.360 --> 25:29.362
بذار ببينم مي‌تونيم
.واضح توضيحش بديم يا نه

25:29.362 --> 25:31.448
،خانواده‌هايي وجود دارن
.مي‌شه چنين چيزي گفت

25:31.448 --> 25:33.325
... خانواده‌هايي وجود دارن

25:33.325 --> 25:35.869
برايِ کُلي از بچه‌هايي که
.خانواده‌اي ندارن

25:38.538 --> 25:40.624
.ولي اين معنايِ جديدي از «خانواده»ست

25:40.624 --> 25:42.292
،هيپي‌ها» هم خانواده داشتن»

25:42.292 --> 25:45.087
و هيچکس هيچ فکري
.در موردش نمي‌کرد

25:45.087 --> 25:47.965
ولي مسئله بر سرِ
،يه مرد و يه زن و بچه‌ها نيست

25:47.965 --> 25:50.634
که ما داخلش بزرگ مي‌شيم
.و اونو به‌عنوانِ «خانواده» مي‌شناسيم

25:50.634 --> 25:55.055
بلکه مسئله بر سرِ گروهي از
.موجوداتِ انساني با رابطه‌اي متقابله

26:07.317 --> 26:08.861
مي‌دونيد «خانه» چيه؟

26:08.861 --> 26:11.071
حالا براتون مي‌گم
.که «خانه» چيه

26:11.071 --> 26:14.616
خانه» يه دار و دسته‌يِ»
.گِي خيابونيه

26:14.616 --> 26:16.827
ولي جاييکه دار و دسته‌هايِ خيابوني
... پاداشِ‌شون رو از راه

26:16.827 --> 26:19.329
جنگ‌هايِ خيابوني
،دريافت مي‌کُنن

26:19.329 --> 26:23.667
يه «خانه‌يِ گِي» تويِ مراسمِ رقص
.جنگِ خيابوني راه‌مي‌ندازه

26:23.667 --> 26:27.129
و شما تويِ مجلسِ رقص، جنگ‌هايِ خيابوني بر پا مي‌کُنيد
.بوسيله‌يِ رقابت بر سرِ رده‌بندي

26:31.591 --> 26:36.763
،اين «خانه‌»ها به اين دليل راه افتادن
.چون هر آدمي طالبِ نام و آوازه‌ست

26:36.763 --> 26:39.808
مردمي که اين «خانه‌»ها
... اسمِ‌شون رو از اونها گرفتن

26:39.808 --> 26:44.188
رقابت‌کُننده‌هايِ رقصي بودن که
.بخاطرِ برنده‌شدن شهرت پيدا کرده بودن

26:47.566 --> 26:50.069
!بجنبونيد
.«پاريس» ... «دوپري»

26:50.069 --> 26:52.404
!بجنبونيد
... «پاريس»

26:52.404 --> 26:54.698
بعد از اينکه اولين «خانه‌»ها
... در تعدادِ اندک شروع به کار کردن

26:54.698 --> 26:56.950
و اسمِ آدم‌هايي که برنده‌يِ جايزه شده بودن
... روشون گذاشته شد

26:56.950 --> 26:59.327
خودِ اون آدم‌ها هم
.خانه‌»هايي داير کردن»

26:59.327 --> 27:01.747
مثلاً يه گروه جديد از بچه‌ها
،همينطوري «خانه‌»اي داير مي‌کردن

27:01.747 --> 27:04.624
بعدش رويِ اون ساختمون
،اسمِ خودشون رو مي‌ذاشتن، که جواب مي‌داد

27:04.624 --> 27:06.919
،«خانه‌يِ اکستراواگانزا»
.«خانه‌يِ سن لوران»

27:06.919 --> 27:08.795
.«اُوِرنه‌س»

27:08.795 --> 27:10.214
.«پن‌داويس»

27:10.214 --> 27:11.381
.«آدونيس»

27:11.381 --> 27:12.674
.«لا مِي»

27:12.674 --> 27:13.884
.«پن‌داويس»

27:13.884 --> 27:16.386
!«البته که «سن لوران

27:18.722 --> 27:20.724
.«دوپري»

27:20.724 --> 27:23.435
،اونها منو مي‌ديدن
،و همه منو دوست داشتن

27:23.435 --> 27:26.270
تمامِ سايرِ بچه‌هايِ
،«خانه‌يِ اکستراواگانزا»

27:26.270 --> 27:29.399
و تصميم گرفتن که : "خُب، اگه مي‌خواي
"... عضوِ «اکستراواگانزا» بشي

27:29.399 --> 27:31.651
بايد واسمون تويِ يه"
".مسابقه‌يِ رقص قدم بزني

27:31.651 --> 27:33.653
"... و اگه جايزه رو قاپيدي"

27:33.653 --> 27:36.615
اونوقت ديگه"
".عضوِ «اکستراواگانزا» شدي

27:36.615 --> 27:38.825
،قرار بر اين بود که با هر کسي
.همين کار انجام بشه، با همه

27:38.825 --> 27:40.953
... ولي

27:40.953 --> 27:42.829
در موردِ من
.اينطوري نبود

27:42.829 --> 27:46.208
من همينطوري عضوِ
.اکستراواگانزا» شدم»

27:46.208 --> 27:48.334
.«هکتور اکستراواگانزا»

27:48.334 --> 27:50.087
اين همون کسيه که
.اون «خانه» رو راه‌اندازي کرد

27:50.087 --> 27:53.715
اون اولين مردِ گِي‌اي بود
.که تويِ عمرم ديدم

27:53.715 --> 27:55.175
اولين باري که منو
... به روستا برد

27:55.175 --> 27:56.927
.سالروزِ تولدم بود

27:56.927 --> 27:59.846
.تازه 15 ساله شده بودم

27:59.846 --> 28:04.726
.و همونجا واسم يه جشن بر پا کرد

27:59.846 --> 28:04.726
.برام يه کيک آورد

28:04.726 --> 28:08.563
و با کُلي ملکه‌هايِ زنانه‌پوش
.و دگرپوش آشنا شدم

28:08.563 --> 28:12.192
،که اصلاً باورم نمي‌شد همچين کسايي هم وجود دارن
.چون خيلي زيبا بودن

28:12.192 --> 28:14.527
و همين يه جورايي
.چسبيد ته ذهنم

28:14.527 --> 28:15.946
،و به گمونم دليلش همينه

28:15.946 --> 28:17.906
چون يه جورايي منو برانگيخت که بخوام
.حتي بيشترم از اين کارها بکُنم

28:17.906 --> 28:20.492
اونها با همديگه
.مثلِ خواهر رفتار مي‌کُنن

28:20.492 --> 28:23.703
.خواهر ... يا برادر

28:23.703 --> 28:25.914
... يا مادر يا

28:28.000 --> 28:30.794
: مي‌دونيد، مثلاً من مي‌گم
"!اوه، اون خواهرمه"

28:30.794 --> 28:33.005
،چون اونم يه گِي‌ه
.و منم همينطورم

28:33.005 --> 28:36.340
و اون يه ملکه‌يِ زنانه‌پوشه
.و از اينجور چيزها

28:36.340 --> 28:38.426
.مادرِ من «اَنجي اکستراواگانزا»ست

28:38.426 --> 28:41.721
.و پدرم هم «ديويد اکستراواگانزا»ست

28:41.721 --> 28:44.766
«خانه‌يِ اکستراواگانزا»
.کارهايِ زيادي واسم انجام داده

28:44.766 --> 28:46.977
کاري کرده که حس کُنم
.انگار خانواده‌اي دارم

28:46.977 --> 28:48.937
.ما هميشه با هميم
... و ما هميشه

28:48.937 --> 28:51.690
،اگرم با هم نباشيم
.هميشه تلفني با هم صحبت مي‌کُنيم

28:51.690 --> 28:53.608
.اسمِ من «اَنجي اکستراواگانزا»ست

28:53.608 --> 28:57.196
.من مادرِ «خانه‌يِ اکستراواگانزا» هستم

28:57.196 --> 28:58.664
،خُب، وقتي مجلسِ رقصي برپاست
... من هميشه براي هر کسي که

28:58.796 --> 29:00.364
،تويِ خونه‌مه
.يه کاري انجام مي‌دم

29:00.364 --> 29:02.075
،موهايِ اين يکيو شونه مي‌کُنم
.اون يکيو آرايش مي‌کُنم

29:02.075 --> 29:04.410
مي‌دونيد؟
... کفش‌هاشون رو انتخاب مي‌کُنم

29:04.410 --> 29:06.412
.و يا زيورآلاتِ‌شون رو
.هميشه بهشون مشاوره مي‌دم

29:06.412 --> 29:09.291
مي‌دونيد، منظورم اينه که
... تا جايي که چيزي بدونم

29:09.291 --> 29:11.501
و هر چيزي که تويِ زندگيِ گِي‌ها
.بلد شده باشم

29:11.501 --> 29:13.753
مي‌دونيد، وقتي 14 سالم بود
،از خونه‌ام فرار کردم

29:13.753 --> 29:16.882
... و انواع و اقسامِ چيزها رو ياد گرفتم
.خوب و بد

29:16.882 --> 29:19.425
،اينکه چطور تويِ دنيايِ گِي‌ها زنده بمونم
.مي‌دونيد، که يه جورايي مشکلم هست

29:19.425 --> 29:23.513
!«قدرتِ «اکستراواگانزا

29:23.513 --> 29:25.891
!سينه‌هاش رو من واسش خريدم
!پولِ‌شون رو من دادم

29:25.891 --> 29:29.561
!پولِ سينه‌هامو اين داده -
!پولِ کاشتِ اين سينه‌ها رو من دادم -

29:29.561 --> 29:30.603
بلرزون واسشون
!سينه‌ها رو، ماماني

29:30.603 --> 29:31.563
،بلرزون اون سينه‌ها رو
!ماماني

29:31.563 --> 29:33.565
!پولِ سينه‌هامو اين داده

29:33.565 --> 29:34.692
تمامِ چيزي که واسه کريسمس"
"... مي‌خواد اين دختره

29:34.725 --> 29:35.692
"!هست دو تا سينه‌اش که اون جلوئه"

29:35.694 --> 29:39.404
!همين دو تا سينه‌اش که اون جلوئه"
"!همين دو تا سينه‌اش که اون جلوئه

29:44.951 --> 29:46.703
مادرِ ما حتي بهمون
!شير هم مي‌ده

29:46.703 --> 29:48.914
!عجب زنِ خوبيه
!غذامون رو هم مي‌ده

29:48.914 --> 29:53.585
،مادرِ من هست يه ملکه‌يِ زنانه‌پوش"
"!ببينيد چي مي‌گم من

29:53.585 --> 29:56.046
... «از طرفِ «خانه‌يِ اکستراواگانزا

29:56.046 --> 29:57.756
... «تقديم به «مادرِ سال

29:57.756 --> 30:00.092
تا بچه‌هاش رو
!صحيح و سالم نگهداره

30:00.092 --> 30:04.054
مي‌شه «اَنجي اکستراواگانزا» رو
رويِ سکو داشته باشيم؟

30:06.723 --> 30:10.977
!بجنبون واسمون، دختر خانم
!بجنبون و از راهرويِ مسابقه بيا اينجا

30:10.977 --> 30:13.479
،اين از طرفِ «آندره کريستين»-ه
!دختر خانم

30:13.479 --> 30:15.274
وقتي سالروزِ تولدم
... از راه مي‌رسه

30:15.274 --> 30:17.859
هميشه يه هديه‌يِ جشنِ‌تولد
.از «اَنجي» دريافت مي‌کُنم

30:17.859 --> 30:19.945
چيزي که هرگز از مادرِ حقيقيم
.دريافت نکردم

30:19.945 --> 30:22.614
و مثلاً وقتيکه منو از خونه
... بيرون انداختن

30:22.614 --> 30:25.284
،اَنجي» بهم اجازه داد پيشش بمونم»
... تا وقتيکه خودمو جمع و جور کردم

30:25.284 --> 30:26.993
.و شروع به کار کردم

30:26.993 --> 30:28.745
اون هميشه
.غذام رو مي‌داد

30:28.745 --> 30:31.290
البته گاهي اوقات
... مي‌تونه کون‌پاره‌کُن باشه

30:31.290 --> 30:33.417
ولي با هيچ مادرِ ديگه‌اي
.عوضش نمي‌کُنم

30:34.667 --> 30:36.962
!«نينجا»

30:36.962 --> 30:38.840
مي‌دونيد، شما بايد چيزي
... برايِ ارائه‌کردن داشته باشين

30:38.962 --> 30:40.840
.تا رهبر بشين

30:40.840 --> 30:42.842
مادري که معمولاً
... تبديل به مادر مي‌شه

30:42.842 --> 30:45.220
معمولاً به اين دليله که
.تويِ گروه، بهترينه

30:45.220 --> 30:47.973
،من «ويلي نينجا» هستم
.«مادرِ «خانه‌يِ نينجا

30:47.973 --> 30:50.058
!چيزي که مي‌خواد رو بهش بديد

30:50.058 --> 30:52.978
،من مادرِ «خانه‌يِ نينجا» هستم

30:52.978 --> 30:56.481
.چون مي‌گن که من بهترين رقاصِ «وُگ» هستم
وُگ : رقصي مدرن متشکل از مجموعه‌اي ژست‌هاي]
[سبک‌دار همراه با حرکاتِ زاويه‌اي، خطي و استوار

30:56.481 --> 30:57.941
... برايِ مادرِ «خانه» شدن

30:57.941 --> 30:59.484
.بايد قدرتمندترين باشيد

30:59.484 --> 31:01.278
يه خانواده‌يِ واقعي رو
،در نظر بگيرين

31:01.278 --> 31:03.613
اين خودِ مادره که
،سخت‌کوش‌ترين کارگره

31:03.613 --> 31:06.074
و مادر بيشترين حرمت
.و احترام رو هم جلب مي‌کُنه

31:06.074 --> 31:09.744
،تا مادامي که اسمم رويِ خونه‌ام باشه
... «خانه‌يِ نينجا»

31:09.744 --> 31:12.622
نينجا»ها به سختي ضربه مي‌زنن»
،و به سرعت

31:12.622 --> 31:14.916
درست مثلِ يه
.آدم‌کُشِ نامرئي

31:14.916 --> 31:18.837
.و اين چيزيه که ما هستيم
.ما برايِ آدم‌کُشي مياييم

31:18.837 --> 31:20.839
،«خانه‌يِ لا به‌يژا»
... يه خونه‌يِ افسانه‌ايه

31:20.839 --> 31:22.590
.بالاتر از تمامِ‌شون

31:22.590 --> 31:24.634
،من بيشترين اعضاء رو دارم
.و محبوب‌ترين هستم

31:24.634 --> 31:27.012
نيويورک سيتي» کُشته‌مُرده‌يِ اينه که»
.لا به‌يژا» بشه»

31:27.012 --> 31:30.056
... بنابراين
.همين خودش گويايِ خودشه

31:30.056 --> 31:32.267
و من دوآتشه‌ترين مادر
.از بينِ همه‌شون هستم

31:32.267 --> 31:33.685
لا به‌يژا»؟»
... عمراً اگه بخوام

31:33.685 --> 31:35.103
«تويِ اون «خانه
.آفتابي بشم

31:35.103 --> 31:37.314
.شرمنده
.من اون «خانه» رو نمي‌بينم

31:37.314 --> 31:40.275
تنها دليلي که «خانه»يِ خودم
... پن‌داويس» رو مي‌بينم»

31:40.275 --> 31:43.610
.بخاطرِ «کيم» و «اِيويس»-ه
.چون جفتِ‌شون اونجا رويِ صحنه قدم زدن

31:43.945 --> 31:47.573
و نمي‌دونيد تويِ آخرين رقص، «اِيويس» چطوري
!اون کونِ خدالعنت‌کرده‌اش رو به‌رُخ مي‌کِشيد

31:47.573 --> 31:49.784
.«اسمِ‌شون رو گذاشتن «رقابت

31:49.784 --> 31:52.078
،ولي حرفم رو باور کُنيد
.اونها «جنگ» هستن

31:52.078 --> 31:55.540
و اون مادرهام اغلب
.جنگ‌ها رو رهبري مي‌کُنن

31:55.540 --> 31:57.376
.هيجان به‌شدت بالا مي‌ره

31:57.376 --> 32:00.712
.و خيلي هم پُرتنش هستن
.اينجور ماجراها خيلي پُرتنش هستن

32:00.712 --> 32:02.964
ولي به گمونم همينه که اونها رو
.مفرح و بامزه مي‌کُنه

32:02.964 --> 32:05.509
مثلِ يه فيلمِ خوب
... که اگه هيجاني داخلش نباشه

32:06.592 --> 32:08.261
.ازش لذتي نمي‌برين

32:08.261 --> 32:10.305
من چندان زياد درباره‌يِ بچه‌هايِ
،مجالسِ رقص صحبت نمي‌کُنم

32:10.305 --> 32:13.016
چون مي‌خوام اونها
.درباره‌يِ من صحبت کُنن

32:13.016 --> 32:14.893
چون من هنوز
.رويِ صحنه قدم نزدم

32:14.893 --> 32:17.603
،و مثلاً، خُب
... ويليامز» مي‌گه»

32:17.603 --> 32:20.232
.مي‌خوام که تو رويِ صحنه‌يِ سالنِ رقصِ من قدم بزني"
".مي‌خوام که تو رويِ صحنه‌يِ سالنِ رقصِ من قدم بزني

32:20.232 --> 32:22.859
: و من مدام به «ويليامز» مي‌گم
".هر وقت بخوام رويِ صحنه قدم بزنم، قدم مي‌زنم"

32:22.859 --> 32:24.444
و فقط وقتي رويِ صحنه قدم مي‌زنم"
".که خودم بخوام، نه وقتيکه تو بخواي

32:24.444 --> 32:26.196
فقط وقتي رويِ صحنه قدم مي‌زنم"
".که خودم بخوام

32:26.196 --> 32:29.949
ولي فعلاً تا الانش نمي‌دونم
.کِي قراره رويِ صحنه قدم بزنم

32:29.949 --> 32:34.079
فکر کُنم مثلاً يه جورايي حول و حوشِ
.زمانِ برگزاريِ مسابقه‌يِ رقاص‌هايِ افسانه‌اي

32:34.079 --> 32:35.830
!ولي از من نشنيده بگيريد

32:35.830 --> 32:38.624
منظورم اينه که
... عملاً ايجادِ نفرت مي‌کُنه

32:38.624 --> 32:40.460
.بينِ اشخاص

32:40.460 --> 32:42.670
مثلِ يه جنگِ رويِ
.صحنه مي‌مونه

32:42.670 --> 32:44.506
!مثلِ جنگِ جهانيِ سوم

32:44.506 --> 32:46.425
ولي تنها نکته‌اش اينه که
.اونها گِي هستن

32:53.765 --> 32:56.935
.حالا، موسيقي رو قطع کُنيد
!گفتم همين حالا

32:56.935 --> 33:01.689
: گفتم
!"پوشاکِ مردونه"

33:01.689 --> 33:04.234
به نظر مي‌رسيد که اون
.يه کُتِ پوستِ‌روباه مردونه پوشيده

33:04.234 --> 33:06.528
پس به اين بچه بگيد
!پوشاکِ مردونه‌اش کجا رفته؟

33:06.528 --> 33:07.779
!پولش رو من دادم، مادر

33:07.779 --> 33:09.155
!يه مرد خريدتش

33:09.155 --> 33:10.198
دگمه‌هاش از سمتِ راست
!باز و بسته مي‌شن

33:10.198 --> 33:11.991
... آقايونِ داورها

33:11.991 --> 33:14.453
دگمه‌هاش از سمتِ راست
!باز و بسته مي‌شن

33:14.453 --> 33:16.996
يه نفر اومده بود و
... به مجريِ مراسم گفته بود

33:16.996 --> 33:18.248
!تو داور هستي؟

33:18.248 --> 33:19.916
!که اون يه کُتِ زنونه‌ست

33:19.916 --> 33:21.918
به نظرم يه جورايي
... احمقانه ميومد

33:21.918 --> 33:24.170
.اينطوري ايرادِ بي‌جا گرفتن

33:24.170 --> 33:26.131
!«اوهو! اين «سايه‌افکني‌ه

33:26.131 --> 33:28.592
!دارن «سايه‌افکنش» مي‌کُنن
!اصلاً باورم نمي‌شه

33:28.592 --> 33:30.427
!يه دقيقه صبر کُنيد
!يه دقيقه صبر کُنيد

33:30.427 --> 33:32.387
!يه دقيقه صبر کُنيد
!يه دقيقه صبر کُنيد ديگه

33:32.387 --> 33:35.265
.بياييد جنجال به‌پا نکُنيم

33:35.265 --> 33:39.144
!«خُب ديگه، «ديويد
!«ديويد»! «ديويد»

33:39.144 --> 33:42.188
من اين يه چيزو
.تويِ مجالسِ رقص، غلط ديدم

33:42.188 --> 33:44.399
چون بعد از اونکه
... اين رده‌بندي‌ها رو وضع کردن

33:44.399 --> 33:46.192
بعدش سعي مي‌کُنن
... برايِ تعبيرِ دقيقش

33:46.192 --> 33:48.861
.سخت‌گير و مقيد بشن

33:48.861 --> 33:52.865
و صرفاً يک نکته کافيه
.تا شرکت‌کُننده بي‌اعتبار بشه

33:52.865 --> 33:55.327
،مثلِ تويِ يکي از مسابقاتِ المپيک
... که يه داورِ روس

33:55.327 --> 33:59.080
فاش کرد که
... يکي از مربي‌هايِ آمريکايي

33:59.080 --> 34:00.957
تويِ زمينِ بازي
... پا گذاشته

34:00.957 --> 34:04.336
و همين برايِ مسابقه‌دهنده
.در حُکمِ سلبِ صلاحيت بود

34:04.336 --> 34:06.338
درست مثلِ گيردادن‌هايِ
.مجالسِ رقص

34:06.338 --> 34:08.965
بنابراين معايبِ کوچيکي
... مثلِ اين

34:08.965 --> 34:11.551
چونکه اينم
.«بخشي از «سايه‌افکني‌ه

34:11.551 --> 34:14.262
هدف اينه که اگه تونستيد
.از ميدون به‌درشون کُنيد

34:14.262 --> 34:16.014
،هر جور که تونستيد بزنيدشون کنار
.نامرد بازي دربياريد

34:16.014 --> 34:17.223
!اين که کُپي‌کاري بود

34:17.223 --> 34:18.766
!کجاش رو مي‌گي؟

34:18.766 --> 34:20.310
!کجاش رو مي‌گي؟

34:20.310 --> 34:22.562
!تمومش کُن
!رقص بي‌رقص

34:22.562 --> 34:25.315
«سايه‌افکني»
.از «تفسير» ناشي مي‌شه

34:25.315 --> 34:27.400
.اول «تفسير» از راه مي‌رسه

34:27.400 --> 34:30.445
... تفسير»، فُرمِ هنريِ»

34:30.445 --> 34:33.365
.واقعيِ اهانته

34:33.365 --> 34:35.700
خُب، پس مي‌خواين درباره‌يِ
تفسير» صحبت کُنين؟»

34:35.700 --> 34:37.577
پس بياييد درباره‌يِ
.تفسير» صحبت کُنيم»

34:37.577 --> 34:40.121
تو چت شده، «پدرو»؟

34:40.121 --> 34:42.374
قصد داري بهش تن بدي؟
... قصد داري به

34:42.375 --> 34:45.251
يه نوع تغييرِ روانشناختي در زندگيت
تن بدي؟

34:45.251 --> 34:46.794
اون دوباره به
.مرد بودن برگشته

34:46.794 --> 34:48.754
آره، دوباره به
!مرد بودن برگشتي

34:48.754 --> 34:50.882
،اين پوست رو لمس کُن
!دلبندم

34:50.882 --> 34:52.842
،اين پوست رو لمس کُن
!قند و عسلم

34:52.842 --> 34:53.968
!تمامِ اين پوست رو لمس کُن

34:53.968 --> 34:55.595
باشه؟

34:55.595 --> 34:58.014
تو اصلاً نمي‌توني
.باهاش کنار بياي

34:58.014 --> 35:01.100
!تو فقط يه اورانگوتانِ گُنده‌بک هستي

35:01.100 --> 35:02.644
شما به‌شکلِ هوشمندانه‌اي
... يه پارگي رو وصله کردين

35:02.644 --> 35:05.564
ولي همه مي‌خندن و
... قهقهه مي‌زنن

35:05.564 --> 35:08.233
،چون اون عيب رو ازتون پيدا کردن
،و گنده‌اش مي‌کُنن

35:08.233 --> 35:10.276
و بعدش يه «تفسيرِ» درست‌حسابي
.ازتون صورت مي‌گيره

35:10.276 --> 35:12.278
من هم يه آدمم
.درست مثلِ شما

35:12.278 --> 35:14.364
،اگه منو خط‌خطي کُنين
.درست مثلِ خودتون خونريزي مي‌کُنم

35:14.364 --> 35:15.532
و خوني که از بدنم مي‌ره
.درست همرنگِ خونِ شماست

35:15.532 --> 35:17.075
،ولي وقتيکه چنين چيزي پيش مياد
... مابينِ جهانِ گِي‌ها

35:17.075 --> 35:18.618
،و جهانِ منطقي

35:18.618 --> 35:20.953
اونوقت ديگه اين واقعاً
.نوعي «تفسير» نيست

35:20.953 --> 35:24.082
،بلکه بيشتر يه اهانته
.يه مبارزخوانيِ زشتِ شرورانه‌ست

35:24.082 --> 35:26.167
!مي‌بينيد، مي‌بينيد؟
!خواهرم داره درست از اونجا مي‌ره

35:26.167 --> 35:28.169
ولي حتي نمي‌خواد
!تصديق کُنه که خواهرِ منه

35:28.169 --> 35:30.296
!دختره‌يِ هم‌جنس‌باز

35:30.296 --> 35:33.466
ولي اينطوريه که اونها
.معنايِ چطور «تفسير» کردن رو بسط مي‌دن

35:33.466 --> 35:36.428
!اونيم که اونجاست، شوهرمه

35:36.428 --> 35:38.221
!و اونيم که اونجاست، دوست‌دخترمه

35:38.221 --> 35:40.223
ممکنه اُبنه‌اي يا ملکه‌يِ زنانه‌پوش
.خطابِ‌تون کُنن

35:40.223 --> 35:42.308
ولي شمام لقبي برايِ
.خطاب‌قراردادنِ‌شون پيدا مي‌کُنين

35:42.308 --> 35:46.312
ولي بعدش وقتيکه همه با هم
... سر به‌سر شدين

35:46.312 --> 35:49.608
اونوقت مجبوريد بريد
.سروقتِ نکاتِ خوب

35:49.608 --> 35:52.235
،به عبارتِ ديگه، اگه من يه ملکه‌يِ سياه باشم
... و شمام يه ملکه‌يِ سياه باشين

35:52.235 --> 35:53.562
پس نمي‌تونيم به همديگه
،ملکه‌يِ سياه خطاب کُنيم

35:53.635 --> 35:54.862
چون جفتِ‌مون
.ملکه‌يِ سياهيم

35:54.862 --> 35:56.615
،و ديگه «تفسير» نيست
.بلکه يه حقيقته

35:56.615 --> 35:58.617
بنابراين اونوقت درباره‌يِ
.شکل و شمايلِ مضحکِ‌تون صحبت مي‌کُنيم

35:58.617 --> 36:00.785
.صورتِ شُل و وِلِ‌تون

36:00.785 --> 36:02.495
.لباس‌هايِ نخ‌نماتون

36:02.495 --> 36:03.829
!بذار ببينم تو چي هستي -
!دروغ نباف، بابا -

36:03.829 --> 36:05.081
!بذار ببينم! اوه -
!رنگي در کار نيست -

36:05.081 --> 36:06.249
!چرا! رنگه! رنگه

36:06.249 --> 36:07.959
!اصلاً هم رنگ نيست، مادرجنده

36:07.959 --> 36:10.795
!چي شد؟
!اين يارو حتي از مادرِ منم بيشتر آرايش کرده

36:10.795 --> 36:13.839
اونوقت «تفسير» تبديل به
... فُرمِ بسط‌يافته‌اي مي‌شه

36:13.839 --> 36:16.050
و تبديل به
.سايه‌افکني» مي‌شه»

36:16.050 --> 36:19.345
: سايه‌افکني» اينه»
".من بهت نمي‌گم که تو زشتي"

36:19.345 --> 36:22.807
،ولي مجبورم نيستم بهت بگم"
".چون خودت مي‌دوني که زشتي

36:22.807 --> 36:24.559
.و «سايه‌افکني» اينه

36:27.228 --> 36:28.980
!بادش کُنيد

36:28.980 --> 36:30.898
!غوطه‌ور بشيد

36:30.898 --> 36:33.359
!فِرِش بديد

36:33.359 --> 36:35.111
!بادش کُنيد

36:35.111 --> 36:37.697
!غوطه‌ور بشيد

36:37.697 --> 36:39.616
«رقصِ «وُگ
... درست مثلِ اين مي‌مونه که

36:39.616 --> 36:42.243
دو تا چاقو بردارين
.و همديگه رو خط‌خطي کُنين

36:42.243 --> 36:44.537
ولي از طريقِ نوعي
.فُرمِ رقصيدن

36:44.537 --> 36:48.458
!بادش کُنيد! غوطه‌ور بشيد
!فِرِش بديد! «وُگ» برقصيد

36:48.458 --> 36:49.668
!غوطه‌ور بشيد

36:49.668 --> 36:53.879
... بريد
!بچر ... خو ... نيدش

36:53.879 --> 36:55.923
«رقصِ «وُگ» از «سايه‌افکني
،نشأت گرفته

36:55.923 --> 36:58.259
چون رقصي بوده که
... دو نفر انجامش مي‌دادن

36:58.259 --> 36:59.469
به اين دليل که از همديگه
.خوشِ‌شون نميومده

36:59.469 --> 37:01.137
... و در عوضِ دعوا

37:01.137 --> 37:03.264
با رقصيدن رويِ کفِ محوطه‌يِ رقص
.نفرِ مقابل رو، از رو مي‌بردن

37:03.264 --> 37:05.517
و هر کس حرکاتِ بهتري
... انجام مي‌داده

37:05.517 --> 37:07.310
اساساً به بهترين نحو، رقيب رو «سايه‌افکن» مي‌کرده
.و تحت‌الشعاع قرار مي‌داده

37:07.310 --> 37:09.312
!لمس در کار نباشه

37:09.312 --> 37:11.773
!هيچکدومِ‌تون

37:11.773 --> 37:14.317
!اگه لمس کُنين، کله‌تون رو مي‌کَنم
!از همين الان بهتون گفته باشم

37:14.317 --> 37:16.569
مي‌تونين فُرمِ پانتوميميِ
.وُگ» رو در نظر بگيرين»

37:16.569 --> 37:18.613
و اين چيزيه که عموماً
.گاهي اوقات خودمم انجامش مي‌دم

37:18.613 --> 37:20.865
مثلاً دستم رو به شکلِ
... جعبه‌يِ پودر و آينه

37:20.865 --> 37:22.701
.يا جعبه‌يِ لوازم‌آرايش درميارم

37:22.701 --> 37:24.661
و مثلاً يعني دارم صورتم رو
... سُرخاب مي‌زنم

37:24.661 --> 37:27.372
،سايه‌چشم مي‌ندازم و از اينجور چيزها
.اونم با نوايِ موسيقي

37:27.372 --> 37:29.999
بعدش معمولاً جعبه‌يِ لوازم‌آرايش رو
... اينطرف و اونطرف مي‌گردونم

37:29.999 --> 37:32.001
تا اشخاص
،چهره‌يِ خودشون رو ببينن

37:32.001 --> 37:33.919
منظورم اينه که مثلاً يعني
... دستم تقريباً يه آيينه‌ست

37:33.919 --> 37:35.588
.تا اونها داخلش نگاه بندازن

37:35.588 --> 37:38.132
بعد شروع مي‌کُنم به
،آرايش کردنِ چهره‌هاشون

37:38.132 --> 37:40.176
چون چيزي که همين حالا
... رويِ چهره‌شون دارن

37:40.176 --> 37:42.011
!نياز به يه گريمِ پُرشور داره

37:42.011 --> 37:46.474
بنابراين رقصِ «وُگ»، فُرمي ايمن برايِ
.سايه‌افکني» و تحت‌الشعاع قرار دادنه»

37:46.474 --> 37:48.560
!«پاريس» ... «دوپري»

37:48.560 --> 37:51.479
!بجنبونيد
!«پاريس» ... «دوپري»

37:51.479 --> 37:53.481
!بجنبونيد
!هوووو

37:53.481 --> 37:54.816
!خيله خُب، خانم‌خانم‌ها

37:54.816 --> 37:56.401
!مانعِ «پاريس» نشو

38:07.453 --> 38:09.539
!يالا، عزيزم
!از وقتت استفاده کُن

38:09.539 --> 38:12.083
!به داورها نشونش بده

38:12.083 --> 38:14.168
داورها، فُرم و استيل رو
!داشته باشين

38:14.168 --> 38:16.838
!بجنبونش
!بذار خودش گويايِ خودش باشه

38:16.838 --> 38:19.382
[اسمش از مجله‌يِ «وُگ» [مُد
،گرفته شده

38:19.382 --> 38:22.385
چون بعضي از
... حرکاتِ اين رقص

38:22.385 --> 38:24.929
مشابه ژست‌هايِ
.داخلِ اون مجله هستن

38:24.929 --> 38:26.556
!بجنبونش لعنتي رو

38:28.182 --> 38:31.644
اين اسم، في‌نفسه
.يه بيانيه‌ست

38:31.644 --> 38:33.521
منظورم اينه که شما
... به يه مسابقه‌يِ رقص نمي‌رين

38:33.521 --> 38:35.273
.تا مثلِ دختر‌خانم‌ها برقصين

38:35.273 --> 38:37.859
.به هيچ وجه

38:37.859 --> 38:41.070
حالا از همه‌تون مي‌خوام
!بريد رويِ کفِ صحنه

38:41.070 --> 38:43.114
!«نيويورک» و «جرزي»

38:45.324 --> 38:48.494
!آهاي بيدار باش
!يالا

38:48.494 --> 38:50.914
!ووووو

38:50.914 --> 38:53.374
!داداش
!اين «سن لوران»-ه

38:53.374 --> 38:54.876
.«آدونيس»

38:54.876 --> 38:56.586
.«اُوِرنه‌س»

38:56.586 --> 38:57.670
.«بابي لا مِي»

39:02.842 --> 39:04.218
کاشکي منم بلد بودم
!همچين کاري بکُنم

39:04.218 --> 39:05.678
[صدايِ خنده]

39:07.513 --> 39:10.558
!آووخ
!بجنبونيدش! بجنبونيدش

39:10.558 --> 39:13.603
!بجنبونيدش! بجنبونيدش
!بجنبونيدش

39:15.438 --> 39:17.189
... «مثلِ رقصِ «برِيک

39:17.189 --> 39:23.445
اين رقص هم از
.خطِ «هيروگليف» نشأت مي‌گيره که مربوط به مصرِ باستانه

39:23.446 --> 39:25.325
و همينطور
... بعضي فُرم‌هاش

39:25.646 --> 39:27.325
.از ورزشِ ژيميناستيک مياد

39:27.325 --> 39:29.746
تلاشِ هر دويِ اينها
... برايِ ارائه‌يِ خطوطي بي‌نقص

39:29.825 --> 39:31.746
... از بدن

39:31.746 --> 39:33.917
.و حالت‌هايِ خامِ‌شه
... ولي اين رقص

39:33.946 --> 39:35.917
.يک گام پيش‌تر مي‌ره

39:35.917 --> 39:38.585
فعلاً شروع کرده به اينکه
،برايِ خودش اسم و رسمي به‌هم بزنه

39:38.585 --> 39:40.630
ولي من مي‌خوام
،شهرتِ جهاني پيدا کُنه

39:40.630 --> 39:42.715
،و مي‌خوام که هر وقت گُل کرد
.من نفرِ اولش باشم

39:42.715 --> 39:47.929
من مي‌خوام رقصِ «وُگ» رو، نه فقط به
... مجلسِ رقصِ «پاريس مي‌سوزد» ببرم

39:47.929 --> 39:50.264
بلکه مي‌خوام
... به پاريسِ واقعي هم ببرمش

39:50.264 --> 39:53.309
و پاريسِ واقعي رو
.به آتش بکشم

39:53.309 --> 39:54.936
.اين کاريه که مي‌خوام بکُنم

39:54.936 --> 39:58.773
،و نه فقط اونجا رو
.بلکه کشورهايِ ديگه رو هم همينطور

39:58.773 --> 40:01.734
.اسمِ «خانه»يِ من «نينجا»ست

40:01.734 --> 40:04.236
و واقعاً دوست دارم
... کُلِ «خانه»ام رو بردارم

40:04.236 --> 40:06.238
... و به ژاپن برم

40:06.238 --> 40:09.826
،و واقعاً آزاد از قيد و بند اجراش کُنم
.و اونجايي‌ها رو مجبور کُنم که قبولش کُنن

40:09.826 --> 40:11.410
من مي‌خوام
.يه ستاره‌يِ بزرگ بشم

40:13.162 --> 40:18.417
و کلاً تويِ هر گوشه و کنارِ دنيا
.شناخته بشم

40:21.128 --> 40:24.883
مي‌دونيد، شايد به‌عنوانِ
... يه طراحِ رقص

40:24.883 --> 40:27.176
... يه رقاصِ مشهور

40:27.176 --> 40:30.471
،يه خواننده
.يا تمامِ اينها

40:30.471 --> 40:32.431
اينکه مجالسِ رقص
،چه ربطي به اين داره

40:32.431 --> 40:34.559
،مخصوصاً در زمينه‌يِ رقص

40:34.559 --> 40:37.061
خُب شايد مهارتم رو
... کمي بيشتر تکميل کُنه

40:37.061 --> 40:39.689
... برايِ يادگيريِ چيزهايِ جديد

40:39.689 --> 40:41.607
... ايده‌هايِ جديد

40:41.607 --> 40:43.776
.تا به جهانِ واقعي بيارمشون

40:46.696 --> 40:51.242
زندگيِ من واقعاً
.باورنکردني بوده

40:51.242 --> 40:52.994
اگه قرار بود
... امروز يا فردا بميرم

40:52.994 --> 40:55.621
نمي‌تونستم بگم که
.زندگيِ هيجان‌انگيزي نداشتم

40:55.621 --> 40:59.083
... من يه زندگيِ افسان
.و من ثروتمند نيستم، اينو خاطرتون باشه

40:59.083 --> 41:01.878
فقط تصورش رو بکُنيد
... که اگه کُلي دلار داشتم

41:01.878 --> 41:03.796
!اوه، برايِ دنيا هم بهتر مي‌شد

41:03.796 --> 41:06.549
،اگه من ثروت داشتم، و اگه شهرت داشتم
... حرفم رو باور کُنيد

41:06.549 --> 41:09.635
تمامِ شماهايي که اينجا هستين
،ثروتمند مي‌شدين

41:09.635 --> 41:10.970
چون من خيلي
!دست‌و‌دل‌باز هستم

41:10.970 --> 41:12.764
،مي‌دونيد
... من نمي‌تونم

41:12.764 --> 41:14.849
من لذتي نمي‌برم از اينکه
... کُلي پول داشته باشم

41:14.849 --> 41:18.811
،يا مثلاً ميليونر باشم
و تلمبارش کُنم، مي‌دونيد؟

41:18.811 --> 41:21.022
من اونو با تمامِ عزيزهام
.تقسيمش مي‌کردم

41:21.022 --> 41:22.398
مي‌دونيد، و نمي‌خواستم که اونهام
.پول‌ها رو واسه خودشون نگه دارن

41:22.398 --> 41:24.191
و بعدش همه‌مون
.بايد مي‌رفتيم

41:24.191 --> 41:26.318
دوست داشتم يه هواپيما دربست مي‌کردم
.و همگي به پاريس پرواز مي‌کرديم

41:31.783 --> 41:36.746
.د-و-ل-ت-م-ن-د-ي

41:36.746 --> 41:38.372
.دولتمندي

41:42.752 --> 41:45.296
.شما مالکِ همه چيز هستين

41:48.967 --> 41:51.510
.همه چيز مالِ شماست

42:08.945 --> 42:13.866
.اين آمريکايِ سفيده

42:16.077 --> 42:19.497
... هر مليتِ ديگه‌اي

42:19.497 --> 42:23.001
... که از زمره‌يِ سفيد نيست

42:23.001 --> 42:27.546
اينو مي‌دونه و تا روزي که بميره
.قبولش مي‌کُنه

42:27.546 --> 42:31.634
اين رويا و آرزويِ هرکسي
... به‌عنوانِ يه اقليته

42:31.634 --> 42:36.722
که زندگيش و ظاهرش
.درست مثلِ يه شخصِ سفيدپوست باشه

42:36.722 --> 42:39.976
لازمه‌يِ بودن در آمريکا
.داشتنِ اينچنين تصويريه

42:39.976 --> 42:41.936
هر رسانه‌اي رو
... که در نظر بگيريد

42:41.936 --> 42:46.357
،از تلويزيون تا مجلات
... تا سينما و تا فيلم‌ها

42:46.357 --> 42:48.860
منظورم اينه که بيشترين چيزي که
اقليت‌ها تماشا مي‌کُنن چيه؟

42:48.860 --> 42:50.653
،«سلاله» و «کُلبي‌ها»

42:50.653 --> 42:53.531
.«و «تماميِ فرزندانِ من
.همين سريال‌هايِ آبکي

42:53.531 --> 42:56.617
که هرکدوم از کاراکترهاشون
.يه ميليون دلار درآمد دارن

42:56.617 --> 42:59.286
وقتي دارن بهتون يه آگهيِ تبليغاتيِ
... بيسکوييت‌عسليِ «گراهامز» نشون مي‌دن

42:59.286 --> 43:02.373
«يا خميردندونِ «کرِست
... «يا شوينده‌يِ «پاين-سول

43:02.373 --> 43:04.458
همه تويِ خونه‌يِ
.خودشون هستن

43:04.458 --> 43:07.252
ولي بچه‌هايِ کوچولو برايِ بازي با
... «اسباب‌بازي‌هاي کارخونه‌يِ «فيشر-پرايس

43:07.252 --> 43:10.048
زمينِ بازيِ
.درست و حسابي‌اي ندارن

43:10.048 --> 43:13.134
.و فقط دورِ چمن‌ها مي‌گردن

43:13.134 --> 43:15.928
.ديگه چه برسه به استخر

43:15.928 --> 43:18.848
.آمريکايِ سفيد اينه

43:18.848 --> 43:20.599
و موقعي که
... پايِ اقليت‌ها در بين باشه

43:20.599 --> 43:23.394
... مخصوصاً سياه‌ها

43:23.394 --> 43:26.605
ما به‌عنوانِ مردمي
... با گذشته‌يِ 400 ساله

43:26.605 --> 43:30.068
بزرگ‌ترين نمونه‌يِ
... اصلاحِ رفتاري

43:30.068 --> 43:33.362
.در تاريخِ تمدن هستيم

43:33.362 --> 43:36.074
ماييم که همه چيز
... ازمون گرفته شده

43:36.074 --> 43:41.579
و با اين وجود، کاملاً ياد گرفتيم
.که چطور به بقا ادامه بديم

43:41.579 --> 43:44.665
به همين دليله که تويِ
... محافلِ سالن‌هايِ رقص

43:44.665 --> 43:46.834
... کاملاً واضحه

43:46.834 --> 43:51.672
که اگه شما طرزِ زندگيِ متعاليِ
... سفيدها رو تجسم ببخشين

43:51.672 --> 43:54.884
... يا ظاهرشون رو

43:54.884 --> 43:59.972
يا لباس‌پوشيدن
... و صحبت‌کردنِ‌شون رو

43:59.972 --> 44:02.808
.اونوقت نابغه هستين

44:05.144 --> 44:08.522
من فکر مي‌کُنم که اگه فقط مي‌تونستم
... تويِ تلويزيون يا سينما يا اينجور چيزها باشم

44:08.522 --> 44:12.068
،در عوضِ پول
.به همون کار مي‌چسبيدم

44:12.068 --> 44:13.611
البته منم قطعاً
.پول رو دوست دارم

44:13.611 --> 44:15.613
چون تجملي که باهاش
.همراهه رو دوست دارم

44:15.613 --> 44:18.282
... اما

44:18.282 --> 44:21.410
.دوست دارم پولدار بشم

44:21.410 --> 44:24.371
،و اگر نه پولدار
.خوشنود و در آسايش باشم

44:24.371 --> 44:26.457
مي‌دونيد؟

44:26.457 --> 44:28.751
.دوست دارم کسي بشم

44:28.751 --> 44:30.419
منظورم اينه که
.الانم کسي هستم

44:30.419 --> 44:33.839
فقط دوست دارم
.کسي باشم که ثروتمنده

44:33.839 --> 44:37.093
شما که قصد ندارين بهم بگين
!تويِ سوپرمارکت ديدينش؟

44:37.093 --> 44:40.138
: و نمي‌خواين بگين که
"!اون يه لکاته‌ست؟"

44:40.138 --> 44:43.682
زن‌ها از مسيرِ خودشون خارج نمي‌شن
.چونکه زن هستن

44:43.682 --> 44:46.144
ولي من از مسيرِ خودم خارج شدم
،چونکه زن نبودم

44:46.144 --> 44:49.272
و حس مي‌کردم مي‌خوام
.تا جايي که بتونم، بهترين باشم

44:49.272 --> 44:51.649
!اينم از دخترِ ترکه‌ايِ‌ ويرجينيايي

44:51.649 --> 44:53.609
اين قضيه برايِ من
.بازي يا تفريح نبود

44:53.609 --> 44:55.278
اين چيزيه که مي‌خوام
.زندگيش کُنم

44:55.278 --> 44:58.239
که خودش شخصاً
!اينجا حضور به‌هم رسونده

44:58.239 --> 44:59.949
... ايشالّا اگه خدا بخواد

44:59.949 --> 45:02.495
خيلي‌خيلي اميدوارم
... که تا سالِ 1988 تبديل به

45:02.499 --> 45:04.495
يکي از زن‌هايِ
... تمام‌و‌کمالِ

45:04.495 --> 45:05.621
!ايالاتِ متحده بشم

45:08.749 --> 45:11.627
تمامِ اين مدل‌هايِ
.رويِ ديوارو نگاه کُنيد

45:11.627 --> 45:14.255
.تک‌تکِ‌شون باشکوه هستن

45:14.255 --> 45:16.841
.تک‌تکِ‌شون زيبا هستن

45:16.841 --> 45:19.969
اما تک‌تکِ‌شون
.ظاهرِ خودشونو دارن

45:19.969 --> 45:22.680
.اين بُتِ من «پولينا»ست

45:22.680 --> 45:25.224
اميدوارم يه روزي
.کنارش باشم

45:25.224 --> 45:26.934
اگه همچين اتفاقي
... برام رُخ مي‌داد

45:26.934 --> 45:28.853
فکر کُنم خوشبخت‌ترين
،آدمِ دنيا مي‌شدم

45:28.853 --> 45:33.149
يا کاش فقط مي‌دونستم که مي‌تونم
... خودمو با «پولينا» مقايسه کُنم

45:33.149 --> 45:35.734
،کنارش بايستم
.و باهاش عکس بگيرم

45:35.734 --> 45:38.570
و به اين عکسش نگاه مي‌کُنم
،و به خودم مي‌گم چقدر وسوسه‌انگيزه

45:38.570 --> 45:41.240
.و چقدر افسونگره

45:41.240 --> 45:44.702
به اون عکسش نگاه مي‌کُنم و به خودم مي‌گم
.چقدر سکسي و تحريک‌کُننده‌ست

45:44.702 --> 45:46.829
به اين عکسش
... نگاه مي‌کُنم

45:46.829 --> 45:50.708
و با خودم فکر مي‌کُنم چقدر کودکانه‌ست
.و حالتِ دخترکوچولوها رو داره

45:50.708 --> 45:53.002
مي‌دونيد، و به اين عکسشم
.به همين منوال نگاه مي‌کُنم

45:53.002 --> 45:56.339
و به اين عکسش نگاه مي‌کُنم
.و به فکرِ زيباييِ شيطنت‌آميز مي‌افتم

45:56.339 --> 45:58.007
مي‌دونيد؟
.من اينطوريه که مي‌بينمش

45:58.007 --> 45:59.967
،من تحسينش مي‌کُنم

45:59.967 --> 46:03.971
،مي‌دونيد
... موهايِ قرمزِ آتشيش رو و

46:03.971 --> 46:05.806
.و همه چيزش رو

46:07.225 --> 46:08.934
اگه واقعاً به اندازه‌يِ کافي
... سخت تلاش نکُنين

46:08.934 --> 46:11.687
.اونوقت منم سخت‌گير مي‌شم

46:11.687 --> 46:14.481
اصلاً خيال نکُنيد من آدمي هستم
.که نمي‌تونم همچين کاري بکُنم

46:14.481 --> 46:16.108
چون برايِ مربي بودن
... و آموزش دادن به دخترها

46:16.108 --> 46:17.860
لازمه که بلد باشم
.چطوري همچين کاري بکُنم

46:17.860 --> 46:19.778
من برايِ اجراهايِ مختلف
.تدريس مي‌کُنم

46:19.778 --> 46:21.822
مثلاً برايِ موسسه‌يِ فنونِ مُدلينگ
،به مُدل‌ها تدريس مي‌کُنم

46:21.822 --> 46:23.657
و همينطور به دخترهايي که از طرفِ
.بنگاه‌هايِ مختلفي معرفي مي‌شن

46:23.657 --> 46:26.534
اونها از طريقِ تبليغاتِ سينه‌به‌سينه‌اي
.که انجام مي‌شه، پيشم ميان

46:34.536 --> 46:36.439
«کار کردن با زن‌هايِ «نيويورک سيتي
... کمي مشکل‌تره از

46:36.514 --> 46:38.630
.کار کردن با اکثرِ زن‌ها

46:38.630 --> 46:41.342
اساساً سعيِ من بر اينه که
... زنانگي‌شون رو دوباره تجديد کُنم

46:41.342 --> 46:43.010
و کمي متانت و وقار
.درونِ‌شون ايجاد کُنم

46:43.010 --> 46:45.346
مي‌دونيد، اينکه اونها
... آخرش تبديل به مُدل مي‌شن يا نه

46:45.346 --> 46:48.224
،دونستنش قشنگه
.چون برايِ مردها جذاب‌تره

46:48.224 --> 46:50.059
طرزِ راه رفتنِ
اون خانم رو ديدين؟

46:50.059 --> 46:53.520
اساساً هدف اينه که بطورِ طبيعي
.تحرکِ بيشتري به باسنِ‌تون بديد

46:53.520 --> 46:54.730
.ولي نمکش رو زياد نکُنيد

47:04.489 --> 47:06.658
احتمالاً يه دختر
.چيزيو که مي‌خواد بدست مياره

47:06.658 --> 47:08.411
مي‌دونيد، حتي با وجودِ اينکه
... تويِ يه دنيايِ مردونه حضور داره

47:08.411 --> 47:10.996
بازم مي‌تونه
،حقوقِ برابري داشته باشه

47:10.996 --> 47:13.040
ولي بايد بتونه از طريقِ بکار بردنِ
.حيله‌هايِ زنانه‌ش، مردها رو به بازي بگيره

47:13.040 --> 47:15.126
بدونِ بکار بردنشون نمي‌تونه
.در دنيايِ مردانه کاري از پيش ببره

47:15.126 --> 47:17.795
: مجريِ مراسم
به نظرتون
دلچسب نيستن؟

47:17.795 --> 47:20.923
.يه نگاه به سر تا پاشون بندازيد
!قبول نداريد؟

47:20.923 --> 47:23.134
اين «عينيت» داره يا نه؟

47:29.848 --> 47:32.684
... «خانمِ «اوکتاويا
حس نمي‌کُنيد کارش «عينيت» داره؟

47:32.684 --> 47:35.478
!کجاهايي آبجي؟
!آها، پس اونجايي

47:36.939 --> 47:41.110
"... چيزي رو که مي‌کُني پيدا، آه"

47:41.110 --> 47:45.323
"... چيزي رو که مي‌کُني احساس حالا"

47:45.323 --> 47:47.158
"... مي‌خوام من تمامش رو"

47:47.158 --> 47:48.659
"... مي‌گيرم من تمامش رو"

47:48.659 --> 47:51.370
!«لا به‌يژا»

47:51.370 --> 47:53.164
!«کَندي لا به‌يژا»

47:53.164 --> 47:55.333
،عينهو «عينيتِ» روز باش
!عزيز جون

47:55.333 --> 47:57.042
حالا داره به‌عنوانِ يه زن
.مي‌ره مدرسه

47:57.042 --> 47:59.086
!بريد تويِ بحرشون

47:59.086 --> 48:04.008
بريد تويِ بحرِ هر‌جفتِ‌شون
.و ببينيد کدوم يکي‌شون واقعي‌تره

48:04.008 --> 48:05.968
گوشتِ تنِ‌شون يا هر چي که
!لازم باشه رو حس کُنيد

48:05.968 --> 48:08.053
دلچسب هستن يا نه؟

48:09.721 --> 48:11.723
!دلچسبه

48:11.723 --> 48:13.516
!بيا، بيا، بيا

48:13.516 --> 48:16.561
«اول به خانمِ «اوکتاويا
.امتيازدهي کُنيد

48:16.561 --> 48:18.647
برايِ دريافتِ امتيازاتت
.بيا جلوتر

48:18.647 --> 48:21.650
!ده، ده، ده، ده، ده

48:21.650 --> 48:23.861
.«و امتيازِ «تِنيل

48:23.861 --> 48:26.905
"... چيزي رو که مي‌کُني احساس حالا"

48:26.905 --> 48:28.907
"... حس مي‌کُنم دارم نيازش حالا"

48:28.907 --> 48:30.784
!نُه، ده، ده

48:30.784 --> 48:32.077
"!اوه"

48:32.077 --> 48:34.537
"... واقعي بودنه"

48:34.537 --> 48:36.790
.«جايزه‌يِ بزرگ، برايِ «اوکتاويا

48:36.790 --> 48:38.250
.«و مقامِ اول، «تِنيل

48:43.339 --> 48:45.299
آدم‌هايي هستن که کُلِ روز
.تويِ منزل مي‌شينن

48:45.299 --> 48:48.969
،ولي پتانسيل دارن
خيله خُب؟

48:48.969 --> 48:51.305
منظورم اينه که بعدش به مجالسِ رقص مي‌رن
... و ثابت مي‌کُنن که عملاً پتانسيلِ

48:51.305 --> 48:53.807
،فروختنِ پوشاک رو دارن
خيله خُب؟

48:53.807 --> 48:56.601
: ولي با خودشون مثلاً اينطوري مي‌گن
"... حالا که من چنين پتانسيلي دارم"

48:56.601 --> 48:59.397
"... سالنِ رقص بهم مي‌گه که"
... خيله خُب

48:59.397 --> 49:02.733
سالنِ رقص بهم مي‌گه که"
".من کسي هستم

49:02.733 --> 49:04.985
ولي وقتي سالنِ رقص تعطيل مي‌شه
... و به منزل ميان

49:04.985 --> 49:07.612
مجبورن خودشون رو متقاعد کُنن
،که کسي هستن

49:07.612 --> 49:09.490
و همينجاست که
.از دست مي‌رن

49:09.490 --> 49:13.911
"... هر کسي هست دنبالِ چيزي"

49:13.911 --> 49:17.081
روياهايِ شيرين"
"... مي‌شن ساخته اينطوري

49:17.081 --> 49:19.750
کي هستم من"
"که کُنم ناسازگاري؟

49:19.750 --> 49:22.711
.اين تويِ يه مجله هم بوده

49:22.711 --> 49:26.090
اسمِ اون مجله چيه؟

49:26.090 --> 49:27.967
روياهايِ شيرين"
"... مي‌شن ساخته اينطوري

49:27.990 --> 49:28.967
!بيا جلو

49:28.967 --> 49:32.179
کي هستم من"
"که کُنم ناسازگاري؟

49:32.179 --> 49:33.722
"... مسافرت کُن دنيا رو"

49:33.722 --> 49:35.391
... زماني بود که

49:35.391 --> 49:37.560
مي‌تونستين کُلي وقت
... صرف کُنين

49:37.560 --> 49:39.770
برايِ درست کردنِ ساز و برگِ لباس
.و آماده‌شدن برايِ چيزي

49:39.770 --> 49:41.939
ولي حالا همه چيز
،خيلي سريع از راه مي‌رسه

49:41.939 --> 49:45.109
.و علائق به‌سرعت تغيير مي‌کُنن

49:45.109 --> 49:47.610
من از مکتبِ قديمِ
... جامه‌هايِ فاخر ميام

49:47.610 --> 49:50.322
با پر و بال
!و منجوق

49:50.322 --> 49:52.116
.که حالا ديگه متداول نيست

49:52.116 --> 49:54.493
حالا همه چيز به طراح‌ها
،بستگي داره

49:54.493 --> 49:56.078
و موضوع اين نيست که
،چه چيزي خلق مي‌کُنين

49:56.078 --> 49:58.163
موضوع اينه که
.چه چيزي مي‌تونين کسب کُنين

50:00.207 --> 50:02.000
نظرتون چيه؟

50:03.626 --> 50:04.836
زيبا نيست؟

50:08.549 --> 50:12.470
.قيمتش 559 دلاره
.اونم واسه يه لباسِ ساده

50:12.470 --> 50:15.222
،اگه رويِ شما لقب گذاشته بشه
... انگار معنيش اينه که شما

50:15.222 --> 50:18.267
،که شما مايه‌دارين
.در حاليکه واقعاً اينطور نيستين

50:18.267 --> 50:20.603
چون هر دله‌دزدي
.مي‌تونه لقب داشته باشه

50:20.603 --> 50:22.146
شما مي‌تونين رويِ راه‌رويِ
... مخصوصِ مسابقه قدم بذارين

50:22.146 --> 50:25.524
برايِ چيزي حدودِ 14.99 دلار
.يا 49.99 دلار

50:25.524 --> 50:28.152
: و بگيد
".من دوست‌داشتني‌ام"

50:28.152 --> 50:30.154
و انتظارِ برنده شدن
.داشته باشين

50:30.154 --> 50:32.156
[صدايِ مرغانِ دريايي و امواجِ آب]

50:32.156 --> 50:34.408
.باشه، شرحش مي‌دم
.روفتن» رو توضيح مي‌دم»

50:34.408 --> 50:38.661
روفتن» يعني شما»
،مي‌رين تويِ يه مغازه

50:38.661 --> 50:41.165
... و

50:41.165 --> 50:44.251
همينطوري دنبالِ ... دنبالِ چيزي مي‌گردين
،که مي‌خواين پيدا کُنين

50:44.251 --> 50:45.668
.دنبالِ هر چيزي که باشه

50:45.668 --> 50:47.879
.روفتن» همون دزديه»

50:47.879 --> 50:50.215
.دزديِ عمومي

50:50.215 --> 50:52.801
،هر طوري که انجام بشه
.بازم دزديه

50:52.801 --> 50:54.553
... شما دارين هر روز کار مي‌کُنين

50:54.553 --> 50:57.139
تا با هر زحمتي، فلان لباس و
.لوازم‌آرايش رو بخرين

50:57.139 --> 50:59.975
،و موقعيکه رويِ صحنه قدم مي‌زنين
".انگار دارين مي‌گين : "اين من هستم

50:59.975 --> 51:02.394
... ولي حالتِ چهره‌تون

51:02.394 --> 51:05.314
و همينطور شيوه‌يِ بازنماييِ
... لباس و لوازم‌آرايشِ‌تون

51:05.314 --> 51:08.192
عملاً نشونِ مي‌ده که
.دزديدينش يا خريدينش

51:08.192 --> 51:09.360
عملاً مي‌شه تشخيص داد؟

51:09.360 --> 51:12.070
.عملاً مي‌شه تشخيص داد

51:12.070 --> 51:15.157
،همجنس‌بازي در نوعِ خودش يه خُل‌وچِل‌بازيه
.هر جور که در نظر بگيرين

51:15.157 --> 51:16.699
!اشتباه نکُنيدها

51:16.699 --> 51:18.743
... اول، يه حالتِ
.آره، يه حالتِ خُل‌وچِل‌بازي داره

51:18.743 --> 51:21.622
... يهويي پيش مياد
.يعني خلافِ قاعده پيش مياد

51:21.622 --> 51:24.958
،اول ميره سراغِ همجنس‌بازها
.بعد دخترها، و بعدش پسرها

51:24.958 --> 51:27.002
.چون پسرها از همه احمق‌ترن

51:27.002 --> 51:28.753
بلد نيستن چطور
.درست خُل‌وچِل‌بازي کُنن

51:28.753 --> 51:32.090
خلاصه همجنس‌بازها
.دست به خُل‌وچِل‌بازي مي‌زنن

51:32.090 --> 51:34.926
منظورم اينه که هيچوقت نمي‌شه جلوشو گرفت
.تا وقتيکه سال‌ها بگذره

51:34.926 --> 51:36.719
،و بعدش، منظورم اينه که
: درباره‌تون اينطوري مي‌گن

51:36.719 --> 51:39.973
اوه، گُه توش! اين همجنس‌بازه داره"
"!واسم خُل‌وچِل‌بازي درمياره

51:39.973 --> 51:41.933
،اينه که هر وقت با بچه‌ها مي‌ريم بيرون
!حسابي صفا مي‌کُنيم

51:41.933 --> 51:44.228
همينطوري خودمونو به حماقت مي‌زنيم
!و بقيه رو سرِ کار مي‌ذاريم

51:44.228 --> 51:46.938
.اما فکر کُنم بهترين ماجرايي که داشتيم با «روي راجرز» بود
[خواننده و بازيگرِ قرنِ بيستمِ آمريکا]

51:46.938 --> 51:48.691
!خيلي باحال بود

51:48.691 --> 51:50.317
چون بالاخره آدم بايد
!يه چيزي بخوره ديگه

51:50.317 --> 51:52.777
بابتِ اون ساندويچه
چقدر پول دادين؟

51:52.777 --> 51:54.196
،يادم نمياد
.شايد 5 دلار

51:54.196 --> 51:56.990
حدودِ 5 دلار؟

51:56.990 --> 52:00.536
!ولي، اشتباه نکُنيدها
!ما 5 دلارتون رو پس مي‌ديم

52:00.536 --> 52:04.122
... من دو تا چيزبرگر

52:00.536 --> 52:04.122
!با نون‌اضاف خوردم

52:04.122 --> 52:07.668
،دو تا کباب، يه کوکاکولا
... يه نوشابه‌ليمويي، يه آب‌پرتقال

52:07.668 --> 52:09.294
.جوجه و چيپس

52:09.294 --> 52:11.380
!همينطور عقب‌جلو مي‌رفتيم
!تويِ اون صف زندگي کردم

52:11.380 --> 52:14.299
... و آخرش ترتيبِ حدوداً
... حدوداً

52:14.299 --> 52:17.219
بگو حدوداً 200 دلار
!خوراکي رو داديم

52:17.219 --> 52:20.264
ببينيد، اونها پنير رو
!رويِ گوشت مي‌ذارن

52:22.974 --> 52:24.935
... اميدوارم از اين به بعد

52:24.935 --> 52:28.272
روي راجرز» طرزِ غذا خوردنش رو»
... عوض نکُنه

52:28.272 --> 52:30.148
،چون اگه اين کارو بکُنه
... اونم بعد از اين مصاحبه

52:30.148 --> 52:34.570
!من حسابي دلخور مي‌شم
!من حسابي دلخور مي‌شم

52:34.570 --> 52:36.863
... من حسابي

52:36.863 --> 52:38.823
دارم بهتون مي‌گم که
!حسابي آزرده‌خاطر مي‌شم

52:38.823 --> 52:41.868
،واقعاً آزرده‌خاطر مي‌شم
!چون دارم جدي مي‌گم

52:41.868 --> 52:44.747
،آخه چه جايِ ديگه‌اي هست که بتونيد بريد داخلش
... هر کاري خواستيد بکُنيد

52:44.747 --> 52:46.331
و بدونِ پول دادن
بيايين بيرون؟

52:46.331 --> 52:48.875
... کارلا اکستراواگانزا» گفت»

52:48.875 --> 52:51.836
مي‌شه لطفاً کفش‌هايِ ورنيِ
... سايزِ هفتش رو

52:51.836 --> 52:53.171
!بهش برگردونيد؟

52:55.340 --> 52:58.260
.جايزه هم براش گذاشته

52:58.260 --> 53:00.845
اون کفش‌هايِ
.پاشنه‌بلندش رو مي‌خواد

53:00.845 --> 53:02.889
اون گفت که بُردنِ کفش‌هاش
.هيچ فايده‌اي نداره

53:02.889 --> 53:05.267
.پس برشون گردونيد

53:05.267 --> 53:08.312
،معمولاً اونها موقعِ روز، مي‌زنن بيرون
... همينطوري مي‌زنن بيرون

53:08.312 --> 53:11.064
تا سعي کُنن
... يکي‌دو‌تا محل رو تيغ بزنن

53:13.400 --> 53:17.028
تا برايِ مجلسِ رقص چيزميز جور کُنن؛
.يا اينکه مي‌رن سرِ يه کاري

53:17.028 --> 53:18.447
خيلي‌هاشون فعلاً
.همچين شغلي‌م ندارن

53:18.447 --> 53:20.823
،البته کار مي‌کُنن
.فکر نکُنيد تنبلن

53:20.823 --> 53:24.161
،«تويِ «نيويورک سيتي
.يا بايد کار کرد، يا از گشنگي تلف شد

53:24.161 --> 53:26.871
،پس بايد کار کرد
،هر جور کاري که بشه

53:26.871 --> 53:28.666
.قانوني يا غيرِ قانوني

53:28.666 --> 53:32.586
ولي بايد کار کرد
.تا زنده موند

53:32.586 --> 53:36.465
... قراره که «تِنيل دوپريِ» افسانه‌اي

53:36.465 --> 53:40.135
،«و پدرِ «خانه‌يِ ابوني
... «مکس دبوشياک»

53:40.135 --> 53:44.973
اجرايِ زنده‌يِ شبانه‌يِ
... جهنم و مجازات» رو ارائه بدن»

53:44.973 --> 53:47.810
... «در ساختمانِ «ايمپريال اِلکز

53:47.810 --> 53:50.937
واقع در خيابانِ 160 غربي
،شماره‌يِ 129

53:50.937 --> 53:52.897
!که درست همينجاست

53:52.897 --> 53:56.067
درها رأسِ ساعتِ 5 بامداد
.باز مي‌شن

53:56.067 --> 53:58.654
شروعِ مراسمِ مسابقه‌يِ رقص
.رأسِ ساعتِ 7 بامداده

54:01.323 --> 54:03.492
"... بکُن کمکي به من"

54:03.492 --> 54:06.537
مسابقه‌يِ پسرها
... معمولاً ديرتر برگزار مي‌شه

54:06.537 --> 54:09.291
چون حقيقتش اينه که
... ما منتظرِ دخترهايِ کارگر هستيم

54:09.337 --> 54:11.291
.تا خودشونو به اينجا برسونن

54:11.291 --> 54:13.418
و اون دخترها
الان کارِشون چيه؟

54:13.418 --> 54:15.629
... خُب، پول درميارن ديگه
،برايِ شرکت درمسابقه‌يِ رقص

54:15.629 --> 54:18.507
يا اينکه دارن
،لباس‌هاشون رو آماده مي‌کُنن و زيورآلاتِ‌شون رو

54:18.507 --> 54:21.301
،يا اينکه، مي‌دونيد
.تمامِ اين کارها رو همزمان با هم انجام مي‌دن

54:21.301 --> 54:22.594
شغلِ‌شون چيه؟

54:22.594 --> 54:25.389
،معمولاً «دخترانِ نمايش» هستن

54:25.389 --> 54:27.307
،معمولاً همينن، مي‌دونيد
.دخترانِ نمايش» هستن»

54:27.307 --> 54:29.892
!پس اينطور

54:27.307 --> 54:29.892
.آره، مي‌دونيد

54:29.892 --> 54:33.188
،خُب، بستگي داره
.بستگي داره

54:33.188 --> 54:34.815
من زياد از شغل‌هاشون
،سردرنميارم

54:34.815 --> 54:38.235
،ولي معمولاً «دخترانِ نمايش» هستن
.معمولاً

54:38.235 --> 54:41.405
نکته‌اي که بهم کمک کرد
... بيشترين پولم رو دربيارم

54:41.405 --> 54:44.491
،از طريقِ آژانسِ خدماتِ جنسي
.اين بود که من خيلي کوچولو هستم

54:44.491 --> 54:47.828
.من خيلي ظريف و ريزه‌ميزه هستم

54:47.828 --> 54:52.290
با موهايِ طلايي
... و پوستِ روشن

54:52.290 --> 54:55.377
و چشم‌هايِ سبز
.و اندامِ کوچولو

54:55.377 --> 54:58.422
و دست‌هايِ مشتري‌ها
... از دست‌هايِ من بزرگ‌تر بودن

54:58.422 --> 55:00.758
موقعيکه دستم رو تويِ
.دستِ‌شون مي‌گرفتن و از اين کارها

55:00.758 --> 55:02.885
،مي‌دونيد
... انگار حس مي‌کردن

55:02.885 --> 55:06.221
که در کنارِ يه چيزِ کامل
،و کوچولويي هستن

55:06.221 --> 55:08.599
،نه کسي که از خودشون بزرگ‌تره

55:08.599 --> 55:11.435
چون به‌گمونم يه‌جورايي
.همچين کسي آشفته‌شون مي‌کُنه

55:14.730 --> 55:17.775
اکثرِ ملکه‌هايِ زنانه‌پوشي که
... درگيرِ مجالسِ رقص هستن

55:17.775 --> 55:21.737
... حدودِ 90 درصدشون «هاستلر» هستن
هاستلر : مردِ روسپي که مي‌تواند]
[هم فاعل باشد و هم مفعول

55:21.737 --> 55:24.030
و به‌گمونم از همين راهه
... که پول درميارن

55:24.030 --> 55:26.867
،برايِ شرکت در مجالسِ رقص
.و خريدنِ هر چيزي که لازم داشته باشن

55:26.867 --> 55:29.994
،منم قبلاً تويِ نيويورک، «هاستلر» بودم
.و از اين راه پول درمياوردم

55:29.994 --> 55:33.081
يه‌بار با يارويي دمخور شدم
... که با پستون‌هام بازي کرد

55:33.081 --> 55:36.126
و همونجا
.رويِ زمين درازم کرد

55:36.126 --> 55:38.879
بعد چيزم رو لمس کرد و ديدش
!و اونوقت يه‌جورايي کلاً چِت کرد

55:38.879 --> 55:42.257
!گفت : "اي همجنس‌بازِ کيري
"!تو يه ناقص‌الخلقه هستي

55:42.257 --> 55:45.051
تو مبتلا به ايدز هستي"
"!و قصد داري بهم ايدز منتقل کُني

55:45.051 --> 55:47.005
!عجب! مگه ديوونه‌اي؟"
"!تو يه اُبنه‌اي هستي

55:47.005 --> 55:48.305
"!بايد بکُشمت"

55:48.305 --> 55:50.682
،مي‌دونيد
.از اينجور حرف‌ها ديگه

55:50.682 --> 55:53.894
و يه‌جورايي
.واقعاً وحشت‌زده شدم

55:53.894 --> 55:56.187
پس همينطوري از پنجره
.پريدم بيرون

55:56.187 --> 55:58.816
کيفم رو قاپيدم و همينطوري
.از پنجره پريدم بيرون

55:58.816 --> 56:01.192
پس مي‌بينيد که حالا ديگه دوست ندارم
.کارِ «هاستلر»ي انجام بدم

56:01.192 --> 56:04.154
،ولي البته از عواقبش هم مي‌ترسم

56:04.154 --> 56:07.073
،از ايدز
.و نمي‌خوام بهش مبتلا بشم

56:07.073 --> 56:10.828
مثلاً بعداً همين امشب
... قراره با يه نفر ملاقات کُنم

56:10.828 --> 56:13.580
،يکي از دوست‌هام
.يکي از دوست‌هايِ قديميِ خيلي خوبم

56:13.580 --> 56:17.208
،اون جوونه، خيلي خوبه، جذابه
.و جوونکِ خوش‌تيپيه

56:17.208 --> 56:22.881
و قراره بعداً همين امشب
،منو واسه شام ببره بيرون

56:22.881 --> 56:26.551
يا برايِ مهمانيِ نوشخواريِ
.بعد از نصفِ‌شب

56:26.551 --> 56:29.805
مي‌دونم که
،بهم کمي پول مي‌ده

56:29.805 --> 56:34.392
فقط واسه اينکه شايد برايِ خودم
... يه جفت کفش و يه لباسِ قشنگ بخرم

56:34.392 --> 56:36.728
تا وقتي دفعه‌يِ بعد
... منو مي‌بينه

56:36.728 --> 56:41.525
،منو زيباتر و زيباتر ببينه

56:41.525 --> 56:44.653
يعني همون جوري که
.دوست داره منو ببينه

56:44.653 --> 56:46.989
ولي مجبور نيستم
... باهاش برم تويِ رختخواب

56:46.989 --> 56:49.449
.يا از اينجور کارها

56:49.449 --> 56:51.952
گاهي اوقات، اونها جداً
،توقعِ الطافِ جنسي دارن

56:51.952 --> 56:54.245
ولي اين يه موضوعيه
،بينِ خودم و اونها

56:54.245 --> 56:56.915
پس ديگه تمايلي ندارم
... درباره‌يِ اين صحبت کُنم که

56:56.915 --> 56:58.792
.از اون کارهام مي‌کُنن يا نه

56:58.792 --> 57:03.588
،ولي اکثرِ اوقات، 99 درصدِ وقت‌ها
.از اون کارها نمي‌کُنن

57:03.588 --> 57:07.009
،يعني 95 درصدِ وقت‌ها
.از اون کارها نمي‌کُنن

57:07.009 --> 57:10.888
... ولي يه‌جورايي حس مي‌کُنم

57:10.888 --> 57:15.851
،اگه کسي متأهل باشه
... مثلاً يه زنِ اهلِ حومه‌يِ شهر

57:15.851 --> 57:20.397
يه زنِ معمولي
... که با شوهرش ازدواج کرده

57:20.397 --> 57:25.652
و زنه بخواد از مردش درخواست کُنه که واسش
... ماشين‌لباسشويي يا دستگاه خُشک‌کُن بخره

57:25.652 --> 57:28.488
برايِ اينکه کاري کُنه
... مرده اونها رو واسش بخره

57:28.488 --> 57:31.533
،مطمئنم که به هر حال
... زنه مجبوره با مردش بره تويِ رختخواب

57:31.533 --> 57:35.662
،تا به مرده چيزي رو که مي‌خواد بده
.تا خودشم به چيزي که مي‌خواد برسه

57:35.662 --> 57:39.666
پس عاقبت، آخرِ قضيه
.يه‌جور تموم مي‌شه

57:45.296 --> 57:49.133
اگه پول تويِ جهانِ امروز
... اينقدر مهم نبود

57:49.133 --> 57:51.762
،برايِ زنده موندن

57:51.762 --> 57:56.307
به‌گمونم غير از چيزهايي که
.همين حالا دارم، هيچي نمي‌خواستم

57:56.307 --> 57:59.019
... ولي از اونجايي که پول مهمه

57:59.019 --> 58:02.397
اميدوارم که قيافه‌يِ ظاهرم کاري بکُنه
.پول به جيبم سرازير بشه

58:02.397 --> 58:03.523
مي‌دونيد؟

58:05.108 --> 58:06.944
من واقعاً دارم
.به‌سختي کار مي‌کُنم

58:06.944 --> 58:10.405
و قصد دارم حتي
.سخت‌تر هم کار کُنم

58:10.405 --> 58:13.408
!آره! اينم از اين

58:13.408 --> 58:15.493
!دوست‌داشتنيه
!عليرغمِ هر چيز

58:15.493 --> 58:17.037
!عاليه

58:17.037 --> 58:18.747
!از اين بهتر نمي‌شه

58:18.747 --> 58:20.415
حتي زيباتر هم مي‌شه
... اگه مثلاً کنارِ نور

58:20.415 --> 58:22.751
،يعني اگه، مي‌دوني
.کنارِ نور بايستي

58:22.751 --> 58:25.503
: من مي‌خوام مردم اينطوري بهم نگاه کُنن
".اين «اوکتاويا»يِ مُدله"

58:25.503 --> 58:27.631
".اين «اوکتاويا»يِ هنرپيشه‌ست"

58:27.631 --> 58:30.216
،اين بهترين دخترِ سوپرمُدلِ دنيا"
".اوکتاويا»ست»

58:30.216 --> 58:33.177
!اين تمومي نداره؟
!اين کاتالوگِ ژست‌ها؟

58:33.177 --> 58:36.890
ولي مي‌تونم بيشتر از اونچيزي که
.بتوني تحمل کُني، همينطور ادامه بدم

58:36.890 --> 58:39.142
.آره، درست همينطوري

58:36.890 --> 58:39.142
.اوهوم. اوهوم

58:39.142 --> 58:43.229
من نمي‌خوام آخر و عاقبتم بشه
... يه ملکه‌يِ زنانه‌پوشِ پير

58:43.229 --> 58:45.148
... بدونِ هيچ مال و منالي

58:45.148 --> 58:47.525
غير از تلاش برايِ بُردنِ
.جايزه‌بزرگِ يه مراسمِ رقص

58:47.525 --> 58:49.027
،نه، پات رو جمع کُن
.مثلِ دفعه‌يِ قبل

58:49.027 --> 58:51.113
.آره، همينطوري

58:51.113 --> 58:52.489
يه‌کم بيشتر بپيچ
،سمتِ راست

58:52.489 --> 58:53.865
صورتت همينطوري
.به اينطرف باشه، آره

58:53.865 --> 58:56.994
!خودشه
!از اين بهتر نمي‌شه

58:56.994 --> 58:59.579
فکر نمي‌کُنم که دنيا
،باهام منصفانه رفتار کرده

58:59.579 --> 59:01.205
.لااقل، هنوز نه

59:01.205 --> 59:02.707
!دوست‌داشتنيه
!دوست‌داشتنيه

59:04.793 --> 59:08.212
من تا حالا يه مرد بودم، و البته
.مردي که با زن‌ها پهلو‌به‌پهلو مي‌زنه

59:08.212 --> 59:09.422
ولي تا حالا
.هيچوقت يه زن نبودم

59:09.422 --> 59:13.176
هيچوقت حتي فقط واسه يک ماه
.همچين کارکردي نداشتم

59:13.176 --> 59:15.012
.من هيچوقت حامله نبودم

59:15.012 --> 59:18.140
مي‌دونيد، پس هيچوقت نمي‌تونم بگم
.يه زن چطور احساسي داره

59:18.140 --> 59:20.142
من فقط مي‌تونم بگم
... مردي که مثلِ يه زن رفتار مي‌کُنه

59:20.142 --> 59:22.102
،يا مثلِ يه زن لباس مي‌پوشه
.چطور احساسي داره

59:22.102 --> 59:23.895
هيچوقت هم نخواستم
.تغييرِ جنسيت بدم

59:23.895 --> 59:27.941
اين فقط يه‌کمي بيش از اندازه
زياده‌روي کردنه، مي‌دونيد؟

59:27.941 --> 59:30.193
چون اگه بعدها تويِ زندگي، به صرافتش بيفتين
... که تصميمِ‌تون رو عوض کُنين

59:30.193 --> 59:32.529
.نمي‌تونين
.کاري که شد، ديگه شده

59:32.529 --> 59:35.782
من خيلي از بچه‌ها رو مي‌شناسم
... که تغييرِ جنسيت دادن

59:35.782 --> 59:39.243
: چون اينطور احساسي داشتن
اوه، با من خيلي بد رفتاري شده"
".که يه ملکه‌يِ زنانه‌پوش هستم

59:39.243 --> 59:41.997
"... اگه کُس داشته باشم"
،بابتِ اين کلمه معذرت مي‌خوام

59:41.997 --> 59:43.748
اونوقت به‌شکلي افسانه‌اي"
".باهام رفتار مي‌شه

59:43.748 --> 59:45.834
ولي کُلاً با زن‌ها
.بد رفتار مي‌شه

59:45.834 --> 59:47.335
،مي‌دونيد
،اونها رو کتک مي‌زنن

59:47.335 --> 59:49.337
،بهشون دستبرد مي‌زنن
.باهاشون مثلِ سگ برخورد مي‌شه

59:49.337 --> 59:52.174
... بنابراين داشتنِ مهبل

59:52.174 --> 59:54.467
به اين معني نيست که قراره شما
.يه زندگيِ افسانه‌اي داشته باشين

59:54.467 --> 59:57.220
،حتي در واقع ممکنه بدتر هم بشه
.مي‌دونيد

59:57.220 --> 59:58.722
بنابراين هيچوقت
،توصيه‌اش نمي‌کُنم

59:58.722 --> 01:00:00.515
و خودِ منم هيچوقت
،همچين کاري نکردم

01:00:00.515 --> 01:00:03.101
و خيلي شاکر هستم
،که اينقدر باهوش بودم

01:00:03.101 --> 01:00:05.311
... چونکه هم تا همين حالاش

01:00:05.311 --> 01:00:07.564
و هم تويِ اين 40 و اندي سالِ بعدي
... که قراره زنده باشم

01:00:07.564 --> 01:00:09.566
!قصد دارم زندگي کُنم

01:00:09.566 --> 01:00:11.275
و اون بچه‌هايي هم که نمي‌تونن
... اين حقيقت رو بپذيرن

01:00:11.275 --> 01:00:14.237
،که من هنوزم قيافه‌يِ جووني دارم
!هه! دنده‌شون نرم

01:00:14.237 --> 01:00:18.033
،نه هيچ پُفي، نه هيچ چين و چروکي
!فقط قشنگ و دوست‌داشتني

01:00:22.370 --> 01:00:24.122
.آمريکا عاليه

01:00:24.122 --> 01:00:26.290
اگه پول داشته باشي
.مي‌توني هر کاري که مي‌خواي بکُني

01:00:26.290 --> 01:00:28.043
و مسلماً مي‌توني
.هر چيزي که مي‌خواي باشي

01:00:28.043 --> 01:00:30.253
.منو نگاه کُنيد

01:00:30.253 --> 01:00:33.339
... من سالِ 1984

01:00:33.339 --> 01:00:37.177
.بيني‌م رو عمل کردم

01:00:37.177 --> 01:00:39.345
استخونِ گونه‌ام رو
.برجسته کردم

01:00:39.345 --> 01:00:42.224
عملِ کاشتِ چونه
.و کاشتِ پستون انجام دادم

01:00:42.224 --> 01:00:44.308
آره، واسشون بگو
!که چطوريه

01:00:44.308 --> 01:00:48.396
... مهم‌ترين فاکتورِ زندگيِ من

01:00:48.396 --> 01:00:50.273
که همين تازگي
... به انجام رسيده

01:00:50.273 --> 01:00:53.068
اينه که من يه عملِ جراحيِ
.تراجنسيتي داشتم

01:00:53.068 --> 01:00:55.028
معنيش اينه که من
.تغييرِ جنسيت دادم

01:00:55.028 --> 01:00:56.780
.من ديگه مرد نيستم

01:00:56.780 --> 01:00:58.573
.من زن هستم

01:00:58.573 --> 01:01:01.284
.و احساسِ فوق‌العاده‌اي دارم

01:01:01.284 --> 01:01:04.328
!و خيليم خوشحالم -
!بايدم نيش و کنايه بزنه -

01:01:04.328 --> 01:01:06.998
و يه‌جورايي احساس مي‌کُنم انگار
... بخشي از زندگيم که يه رازِ نهفته بود

01:01:06.998 --> 01:01:08.625
.حالا ديگه بسته شده

01:01:08.625 --> 01:01:10.460
و ديگه مي‌تونم
.درِ اون پستو رو ببندم

01:01:10.460 --> 01:01:12.503
ديگه هيچ اسکلتي
.اونجا وجود نداره

01:01:12.503 --> 01:01:14.714
... و من مثلِ بادي که

01:01:14.714 --> 01:01:16.633
رويِ اين ساحل مي‌وزه
!آزاد و رها هستم

01:01:22.097 --> 01:01:25.058
به غير از اون صداش
!که هنوزم همونطوريه

01:01:25.058 --> 01:01:27.102
!آه

01:01:27.102 --> 01:01:29.604
آزاد و رها
.مثلِ اين ساحل

01:01:29.604 --> 01:01:32.774
"... من همين هستم که هستم"

01:01:32.774 --> 01:01:37.445
من مخلوقي خاص"
".از آنِ خود هستم

01:01:39.447 --> 01:01:41.783
امروز عرضه‌يِ اجناسِ اشانتيون
.در باجه‌يِ محصولاتِ «ديور» انجام مي‌شه

01:01:41.783 --> 01:01:44.368
«نمونه‌يِ ادوکلنِ «پويزن
.از محصولاتِ شرکتِ «ديور»، خانم‌ها

01:01:44.368 --> 01:01:47.497
«نمونه‌يِ ادوکلن‌هايِ «اِلگانس
.«و «پويزنِ» شرکتِ «ديور

01:01:47.497 --> 01:01:49.624
مي‌شه امتحانش کُنم؟

01:01:49.624 --> 01:01:51.542
.بله، اين ادوکلنِ «پويزن»-ه

01:01:53.461 --> 01:01:54.587
.خيلي عاليه

01:01:54.587 --> 01:01:55.630
خيلي خوشبوئه، آره؟

01:01:59.467 --> 01:02:00.885
دوستان، لطفاً
.يه‌جا نايستيد

01:02:00.885 --> 01:02:02.304
ما داريم سعي مي‌کُنيم
.راهروها رو خلوت کُنيم

01:02:02.304 --> 01:02:05.515
.لطفاً يه‌جا نايستيد

01:02:05.515 --> 01:02:07.767
جستجويِ خانمِ «فورد» برايِ
،سوپرمُدلِ سال، در حالِ برگزاريه

01:02:07.767 --> 01:02:10.312
که هفتمين جستجو
.از اين نوعه

01:02:10.312 --> 01:02:13.148
خانمِ «فورد» همراه دو نفر از مُدل‌هايِ
.درجه‌يکِ‌شون اينجا حضور دارن

01:02:13.148 --> 01:02:15.483
و ما داريم با نامزدهايي
... مصاحبه مي‌کُنيم

01:02:15.483 --> 01:02:18.402
که اميدوارن
.سوپرمُدلِ سال بشن

01:02:18.402 --> 01:02:21.614
حضورِ مُدل‌ها برايِ جلبِ مشتري
،خيلي مفيدِ فايده‌ست

01:02:21.614 --> 01:02:24.367
،و اونها هيچوقت نبايد بگن لباس‌ها افتضاح هستن
،حتي اگرم اينطور باشن

01:02:24.367 --> 01:02:27.411
،چون دستِ آخر
.هيچ چيزِ کاملي وجود نداره

01:02:27.411 --> 01:02:30.207
اونها، اونها بايد حتي لباس‌هايي
... با پايين‌ترين کيفيت رو

01:02:30.207 --> 01:02:32.000
«مثلِ يکي از محصولاتِ «ديور
.جلوه بدن

01:02:32.000 --> 01:02:34.669
و بنابراين نمي‌تونن
: همينطوري بگن

01:02:34.669 --> 01:02:37.755
".اين بدترين چيزيه که تا حالا ديدم"

01:02:37.755 --> 01:02:39.423
مي‌دونيد، اونها بايد
.خوب جلوه‌اش بدن

01:02:39.423 --> 01:02:41.759
بايد خيلي خيلي
.روحِ همکاري داشته باشن

01:02:41.759 --> 01:02:43.427
.و بايد شاد و بشاش باشن

01:02:43.427 --> 01:02:45.555
هيچکس دوست نداره وقتي واردِ اينجا مي‌شه
از مشکلاتِ شما بشنوه، مي‌دونيد؟

01:02:45.555 --> 01:02:48.016
وقتي مردم ازتون مي‌پرسن
... چه احساسي دارين

01:02:48.016 --> 01:02:49.559
،نبايد مثلاً بهشون بگين مريض هستين
.چون در واقع براشون هيچ اهميتي نداره

01:02:49.559 --> 01:02:51.144
پس ازش صرفنظر کردي؟

01:02:51.144 --> 01:02:53.646
.يک، دو، سه

01:02:53.646 --> 01:02:56.066
ولي همچنانکه اين چهره‌هايِ دهه‌يِ هشتادي
... صف کشيده بودند

01:02:56.066 --> 01:02:58.318
پاهايِ علاقمندانِ دهه‌يِ هشتادي هم
... اندکي در انتظار ماندند

01:02:58.318 --> 01:02:59.944
آن هم به‌مدتِ نيم‌ساعت
... در اطرافِ اين ساختمان

01:02:59.944 --> 01:03:01.571
.و تمامِ مسير تا خيابانِ سوم

01:03:01.571 --> 01:03:03.240
... چون يکي از اين خانم‌هايِ جوان

01:03:03.240 --> 01:03:05.533
مي‌تواند تبديل به
.سوپرمُدلِ دنيا بشود

01:03:05.533 --> 01:03:06.659
هيجان‌انگيز نيست؟

01:03:08.536 --> 01:03:09.746
.دوباره امتحان مي‌کُنيم

01:03:12.665 --> 01:03:17.212
،چطور کارهايي از اين نوع
با مسئله‌يِ رهاييِ زنان تطبيق پيدا مي‌کُنه؟

01:03:18.588 --> 01:03:20.257
در موردِ مردها چطور؟

01:03:20.257 --> 01:03:21.758
يا وقتي اونها مي‌شنون
... که شما يه مُدل هستين

01:03:21.758 --> 01:03:23.551
عکس‌العملِ‌شون نسبت به شما
چه تغييري پيدا مي‌کُنه؟

01:03:23.551 --> 01:03:25.845
... همونطور که قبلاً هم پرسيدم

01:03:25.845 --> 01:03:28.181
آيا اين کار، با جنبشِ رهاييِ زنان
مطابقتي هم پيدا مي‌کُنه؟

01:03:28.181 --> 01:03:29.933
مي‌شه چند نفرتون رو
اينجا داشته باشم؟

01:03:29.933 --> 01:03:31.893
مي‌تونم چند تا خانمِ ديگه
داشته باشم؟

01:03:31.893 --> 01:03:33.811
سلام، حالت چطوره؟

01:03:31.893 --> 01:03:33.811
خوبم، حالِ تو چطوره؟

01:03:33.811 --> 01:03:35.563
.خوبم. از ملاقاتت خوشوقتم
.من «شاري» هستم

01:03:35.563 --> 01:03:37.190
،«شاري»
.اسمِ منم «ژانت»-ه

01:03:37.190 --> 01:03:38.400
.«سلام، «ژانت
پس تو هم مي‌خواي مُدل بشي؟

01:03:38.400 --> 01:03:39.442
.آره

01:03:39.442 --> 01:03:41.778
پس نياز به فُرمِ
.تقاضانامه داري

01:03:41.778 --> 01:03:43.863
.من عملاً تويِ اين مسابقه شرکت داشتم
.اينطوري بود که کارمو شروع کردم

01:03:43.863 --> 01:03:46.157
.اين من هستم -
!باورم نمي‌شه -

01:03:46.157 --> 01:03:47.491
.آره، اين مالِ 5 سال پيشه -
!هنوزم فوق‌العاده به‌نظر مي‌رسي -

01:03:47.491 --> 01:03:48.785
.متشکرم
.خيلي متشکرم

01:03:48.785 --> 01:03:52.080
ما 75 هزار عکس رو
.بررسي مي‌کُنيم

01:03:52.080 --> 01:03:54.332
،خُب مي‌دوني
... اين مقدارِ ميانگينه که

01:03:54.332 --> 01:03:56.876
برايِ هر مسابقه
.بررسي مي‌کُنيم

01:03:56.876 --> 01:03:59.421
اين دخترها به چه چيزي تبديل شده‌ان؟
... آيا اونها

01:03:59.421 --> 01:04:01.214
آيا اونها هنوز همون دخترهايِ قبلي هستن؟
چقدر تفاوت پيدا کرده‌ان؟

01:04:01.214 --> 01:04:05.009
اين دخترها نسبت به ديروز يا پريروز
.تفاوتي پيدا نکردن

01:04:05.009 --> 01:04:09.347
،هر کسي که جوان باشه
.اميد و رويايي داره

01:04:09.347 --> 01:04:11.515
و من فکر نمي‌کُنم که تا به‌حال
... هيچوقت تفاوتي بوجود اومده باشه

01:04:11.515 --> 01:04:12.683
.در تاريخِ جهان

01:04:16.104 --> 01:04:19.607
من معتقدم که آينده‌يِ درخشاني
... اون بيرون وجود داره

01:04:19.607 --> 01:04:23.486
... با يه عالمه چيزهايِ زيبا

01:04:23.486 --> 01:04:26.281
... يه عالمه مردهايِ خوش‌تيپ

01:04:26.281 --> 01:04:28.283
.يه عالمه زرق‌و‌برق

01:04:28.283 --> 01:04:31.161
.من يه ماشين مي‌خوام

01:04:31.161 --> 01:04:34.080
.مي‌خوام با مردي باشم که عاشقشم

01:04:34.080 --> 01:04:37.125
يه منزلِ قشنگ مي‌خوام
،«دور از «نيويورک

01:04:37.125 --> 01:04:40.586
«تويِ «پيک‌اسکيلز
،«يا شايد «فلوريدا

01:04:40.586 --> 01:04:43.214
،يه جايِ دور
.جايي که هيچکس منو نشناسه

01:04:43.214 --> 01:04:46.217
.مي‌خوام جنسيتم رو تغيير بدم

01:04:46.217 --> 01:04:49.512
مي‌خوام يه زندگيِ
،معمولي و شاد داشته باشم

01:04:49.512 --> 01:04:52.974
حالا خواه با ازدواج کردن
... و به‌فرزندي‌پذيرفتنِ بچه

01:04:52.974 --> 01:04:57.479
.و خواه با مشهور و پولدار شدن

01:04:57.479 --> 01:05:00.898
مي‌خوام با لباسِ سفيد
.تويِ کليسا عروسي کُنم

01:05:02.233 --> 01:05:04.861
گاهي اوقات مي‌شينم
.و به مجله‌ها نگاه مي‌کُنم

01:05:04.861 --> 01:05:07.655
و سعي مي‌کُنم خودمو
... رويِ جلدشون تصور کُنم

01:05:07.655 --> 01:05:10.533
.يا حتي داخلِ‌شون

01:05:10.533 --> 01:05:13.828
،مي‌خوام يه زنِ کامل باشم

01:05:13.828 --> 01:05:18.208
و مي‌خوام يه مُدلِ حرفه‌اي
... جلويِ دوربين‌ها باشم

01:05:18.208 --> 01:05:21.294
.تويِ اوجِ دنيايِ مُدلينگ

01:05:21.294 --> 01:05:25.256
،من چيزهايِ خيلي بيشتري مي‌خوام
... مي‌خوام

01:05:25.256 --> 01:05:30.094
مي‌خوام اسم و رسمم
.به شهرتِ محصولاتِ خانگي بشه

01:05:30.094 --> 01:05:35.058
: مي‌خوام همه بهم نگاه کُنن و بگن
".اون «اوکتاويا»ست که داره مي‌ره"

01:05:35.058 --> 01:05:38.686
.من اينو مي‌خوام
.اين چيزيه که من مي‌خوام

01:05:38.686 --> 01:05:40.522
.و قصد دارم بهش برسم

01:05:48.071 --> 01:05:49.447
!اي وايِ من

01:05:51.157 --> 01:05:56.662
!«اِمي اکستراواگانزا»

01:05:59.249 --> 01:06:03.169
!«اِمي اکستراواگانزا»

01:06:03.169 --> 01:06:05.129
... که داره

01:06:05.129 --> 01:06:06.548
!وُگ» مي‌رقصه»

01:06:09.551 --> 01:06:11.677
!«وُگ»! «وُگ»

01:06:11.677 --> 01:06:13.471
!«وُگ»! «وُگ»

01:06:13.471 --> 01:06:14.847
!«اِمي»

01:06:17.308 --> 01:06:21.604
من قبلاً موسيقيِ «رَپ» رو
... معرفي کرده بودم

01:06:21.604 --> 01:06:24.232
همراه رقصي که
... باهاش انجام مي‌شه

01:06:24.232 --> 01:06:26.817
،به مردمِ ژاپن

01:06:26.817 --> 01:06:28.486
.و اونها واقعاً عاشقش شدن

01:06:28.486 --> 01:06:31.364
،خانم‌ها و آقايان
،اين رقصِ «وُگ» هست

01:06:31.364 --> 01:06:33.991
،فُرمي از رقص که در «هارلِم» ريشه داره
[هارلِم : محله‌اي‌ در شهرِ نيويورک]

01:06:33.991 --> 01:06:35.868
نوعي جست‌و‌خيز بر رويِ
،راهرويِ نمايشِ مُدلينگ

01:06:35.868 --> 01:06:38.913
که ديشب هم
.اجراهايِ بسياري ازش انجام شد

01:06:40.331 --> 01:06:43.251
،رقصِ «وُگ» يک رويکرده
.يک سبکه

01:06:43.251 --> 01:06:44.794
... اون ... اون

01:06:44.794 --> 01:06:47.422
نوعي جلوه‌گري کردنه
.که رسميت پيدا کرده

01:06:47.422 --> 01:06:49.048
ولي نه بدونِ
.ارزشِ سرگرم‌کُننده‌اش

01:06:49.048 --> 01:06:52.760
يه فُرمِ هنريِ بسيار تماشايي
.و خيلي مهمه

01:06:52.760 --> 01:06:54.095
.خيلي مهم

01:06:54.095 --> 01:06:57.181
،خيلي شديد نمايشيه
... و پُر از انرژي

01:06:57.181 --> 01:06:58.933
!اوه، خيلي محشره

01:06:58.933 --> 01:07:01.644
به‌علاوه‌يِ اينکه شايد برايِ
... «وُگ کردنِ» [ترويجِ] رقصِ «وُگ»

01:07:01.644 --> 01:07:04.140
اين رقصِ دوست‌داشتني، توسطِ طراحانِ صنعتِ مُد
،موردِ حمايتِ مالي قرار گرفته

01:07:04.144 --> 01:07:05.440
... «و بنيادِ «ايدز

01:07:05.440 --> 01:07:08.651
،مبلغي بالغ بر 350 هزار دلار
... به‌منظورِ تحقيقات

01:07:08.651 --> 01:07:11.279
و پناه‌دادن به بي‌خانمان‌هايِ
.مبتلا به «ايدز»، بودجه تخصيص داده

01:07:11.279 --> 01:07:14.282
خودِ من که هيچوقت تا بحال
.چيزي مثلِ اين نديدم

01:07:14.282 --> 01:07:17.076
،من «کاني کولينز» هستم
.«از اخبارِ شبکه‌يِ 4، «منهتن

01:07:17.076 --> 01:07:21.872
دو سال پيش، من تويِ يه فروشگاهِ
،اغذيه‌يِ سالم» کار مي‌کردم»

01:07:21.872 --> 01:07:25.627
و هنوز تدريس مي‌کردم و سعي داشتم
.سبکِ خاصِ خودمو اجرا کُنم

01:07:25.627 --> 01:07:29.922
ولي حالا يه‌جورايي انگار جايِ پايِ من
... تويِ درگاه هر خونه‌يِ کوچيکي

01:07:29.922 --> 01:07:31.424
که بتونيد فکرشو بکُنيد
.وجود داره

01:07:31.424 --> 01:07:33.968
... اوم

01:07:33.968 --> 01:07:36.554
من حالا دارم رويِ کُلي از
... راهروهايِ نمايش حضور پيدا مي‌کُنم

01:07:36.554 --> 01:07:39.015
«و برايِ «ملکوم مک‌لارن
،مي‌رقصم و برنامه اجرا مي‌کُنم

01:07:39.015 --> 01:07:42.268
،و همينطور برايِ اشخاصِ مختلفِ ديگه
،طراحيِ رقص مي‌کُنم

01:07:42.268 --> 01:07:44.604
و به خيلي‌ها کمک مي‌کُنم
.بصورتِ ترکيبي با همديگه نمايش بدن

01:07:44.604 --> 01:07:46.063
پس اوضاع برام
.خيلي خوب پيش مي‌ره

01:07:46.063 --> 01:07:49.108
!نبود اصلاً آسون، نه"
"... يک، دو، سه

01:07:49.108 --> 01:07:51.486
اين گوشواره‌اي که
... اينجا دارم رو

01:07:51.486 --> 01:07:53.279
... از ژاپن آوردمش

01:07:53.279 --> 01:07:55.448
: همونطور که مي‌تونيد ببينيد روش نوشته
.«طراح‌خانه‌يِ مُد»

01:07:55.448 --> 01:07:57.241
.الان خودم نمي‌تونم بقيه‌اش رو بخونم
،ولي يه علامتِ قيچي هم داره

01:07:57.241 --> 01:08:00.828
: و البته اينو هم روش نوشته
.«جونيور گوتيه، 89»

01:08:00.828 --> 01:08:02.705
چون البته اين آرمِ
.طراح‌خانه‌يِ «گوتيه»ست

01:08:02.705 --> 01:08:06.083
.توجه داشته باشيد که من خريدمش
،و هنوز رسيدِ پرداختش رو دارم

01:08:06.083 --> 01:08:08.294
.که البته نمي‌دونم کجاست
!ولي من خريدمش

01:08:14.217 --> 01:08:17.845
اين رقص‌ها، ضرب‌آهنگِ
... آهسته‌تري پيدا کردن

01:08:17.845 --> 01:08:19.389
.در مقايسه با چيزي که سابقاً بودن

01:08:19.389 --> 01:08:21.724
حالا وقتي به مردم مي‌گم
... که اين رقص‌ها چطورين

01:08:21.724 --> 01:08:24.018
همه‌شون مي‌ذارن مي‌رن، چون اين
.چيزي نيست که انتظارش رو دارن، مي‌دونيد

01:08:24.018 --> 01:08:26.667
انگار يه‌جورايي حس مي‌کُنن
.که يه‌کمي سرخورده‌کُننده‌ست

01:08:26.718 --> 01:08:27.397
مي‌دونيد؟

01:08:27.397 --> 01:08:30.316
،و مي‌گن : "چقدر طولاني بود
".چقدر کِش‌دار بود، چقدر کسل‌کُننده بود

01:08:30.316 --> 01:08:32.235
اوکي، رقص‌ها هميشه
،طولاني و کِش‌دار هستن

01:08:32.235 --> 01:08:34.320
.ولي هيچوقت کسل‌کُننده نيستن

01:08:34.320 --> 01:08:37.365
من يه‌جورايي واقعاً دلم برايِ
.عناصرِ رقصِ خيابوني تنگ شده

01:08:37.365 --> 01:08:39.242
... منظورم اينه که
،ولي همه چيز تغيير مي‌کُنه

01:08:39.242 --> 01:08:42.662
و همه چيز بطرزِ چشمگيري هم
.داره تغيير مي‌کُنه

01:08:42.662 --> 01:08:46.999
مي‌دونيد، حتي «نيويورک» هم
.ديگه مثلِ سابق نيست

01:09:09.897 --> 01:09:12.108
"... اوه، فرزند"

01:09:13.777 --> 01:09:15.488
: من هميشه بهش مي‌گفتم
"... «ونوس»"

01:09:15.489 --> 01:09:17.488
تو خيلي بيش از حد"
".خطر مي‌کُني

01:09:17.488 --> 01:09:18.989
تو با مردمِ تويِ خيابون‌ها"
".خيلي غيرِمحتاط هستي

01:09:18.989 --> 01:09:20.824
".آخرش يه اتفاقي برات ميفته"

01:09:20.824 --> 01:09:23.578
.اما «ونوس» بود ديگه
.هميشه خطر مي‌کرد

01:09:23.578 --> 01:09:25.496
.هميشه داخلِ ماشين‌هايِ غريبه‌ها مي‌شد

01:09:25.496 --> 01:09:29.459
،هميشه کاري رو مي‌کرد که مي‌خواست
.تا چيزي رو بدست بياره که مي‌خواست

01:09:30.918 --> 01:09:34.297
من برايِ نمايشِ «کريسمس» تويِ
.خانه‌يِ سالي» ثبتِ‌نام کرده بودم»

01:09:34.297 --> 01:09:38.342
که «دي.تي» با عکسي از
.صحنه‌يِ قتلش، اومد پيشم

01:09:38.342 --> 01:09:40.136
و اونها ديگه داشتن
،جسدش رو مي‌سوزوندن

01:09:40.136 --> 01:09:42.680
چون هيچکس برايِ
،تعيينِ هويتِ جسد نيومده بود

01:09:42.680 --> 01:09:45.391
و من خودم بودم که
... خبرِ تمامِ اين اتفاقات رو

01:09:45.391 --> 01:09:46.892
.به خانواده‌اش رسوندم

01:09:46.892 --> 01:09:49.395
در واقع، جسدش رو
،بعد از 4 روز پيدا کردن

01:09:49.395 --> 01:09:52.982
در حاليکه خفه شده بود، اونم از زيرِ تختخوابِ
.«يه هتلِ زهوار‌در‌رفته تويِ «نيويورک سيتي

01:09:52.982 --> 01:09:54.400
!من گشنه‌مه

01:09:54.400 --> 01:09:56.068
ما عادت داشتيم
،با همديگه لباس بپوشيم

01:09:56.068 --> 01:09:58.613
همديگه رو صدا مي‌زديم و به‌هم مي‌گفتيم
،که قصدِ پوشيدنِ چي رو داريم

01:09:58.613 --> 01:10:00.083
مي‌دونيد، اون يه‌جورايي
،مثلِ دستِ راستِ من بود

01:10:00.113 --> 01:10:01.783
.تا جايي که به من مربوط باشه

01:10:01.783 --> 01:10:03.909
دلم واسش تنگ شده. هر بار که
.جايي مي‌رم، دلم واسش تنگ مي‌شه

01:10:03.909 --> 01:10:06.245
«راستش «ونوس
... اصلي‌ترين

01:10:06.245 --> 01:10:08.706
،اصلي‌ترين دخترِ «خانه»يِ من بود
.به عبارتِ ديگه

01:10:08.706 --> 01:10:10.667
... ولي اينم بخشي از زندگيه

01:10:10.667 --> 01:10:14.712
مادامي که به‌عنوانِ يه ترنسکشوال تويِ
.نيويورک سيتي» باشين و بخواين زنده بمونين»

01:10:20.009 --> 01:10:23.346
من هميشه اميد داشتم
.يه ستاره‌يِ بزرگ بشم

01:10:26.641 --> 01:10:28.351
ولي بعدش بهتر به
.مسائل نگاه کردم

01:10:28.351 --> 01:10:31.395
،چون همينطور که پا به سن مي‌ذارين
.سقفِ آرزوهاتون رو پايين‌تر ميارين

01:10:31.395 --> 01:10:34.524
: و همينطور با خودم مي‌گم
".خُب آره، ولي شايد هنوزم بتوني تأثيرگذار باشي"

01:10:34.524 --> 01:10:37.026
هرکسي مي‌خواد
،چيزي از خودش به جا بذاره

01:10:37.026 --> 01:10:39.903
،تأثيري
.يا اثري بر رويِ دنيا

01:10:39.903 --> 01:10:42.906
... بعدش فکر مي‌کُنين

01:10:42.906 --> 01:10:45.326
... رويِ دنيا اثري مي‌ذارين

01:10:47.911 --> 01:10:50.247
اگه فقط مسيرتون رو
... تا آخر بريد

01:10:52.709 --> 01:10:55.419
و چند تايي آدم خواهند بود
.که اسمِ‌تون يادشون بمونه

01:10:56.462 --> 01:10:58.422
اونوقت اثري از خودتون
.به جا گذاشتين

01:11:00.675 --> 01:11:03.845
مجبورم نيستين جلويِ تمامِ دنيا
.خَم بشين

01:11:05.929 --> 01:11:09.058
فکر مي‌کُنم بهتر اينه که
.فقط ازش لذت ببرين

01:11:11.935 --> 01:11:14.188
... تکليفِ‌تون رو ادا کُنيد

01:11:15.398 --> 01:11:17.650
.و ازش لذت ببرين

01:11:19.402 --> 01:11:23.113
اگر هم پيکاني پرتاب کُنين
... که واقعاً اوج بگيره

01:11:23.113 --> 01:11:25.115
!هورا به شما

01:11:42.007 --> 01:11:45.928
"... چيزي رو که مي‌کُني پيدا، آه"

01:11:45.928 --> 01:11:50.558
"... چيزي رو که مي‌کُني احساس حالا"

01:11:50.558 --> 01:11:54.604
"... چيزي رو که مي‌دوني، آه"

01:11:54.604 --> 01:11:57.106
"... واقعي بودنه"

01:11:58.608 --> 01:12:01.861
"... چيزي رو که مي‌کُني پيدا، آه"

01:12:01.861 --> 01:12:03.279
"... فکر مي‌کُنم که عاشقتم"

01:12:03.279 --> 01:12:06.407
"... چيزي رو که مي‌کُني احساس حالا"

01:12:06.407 --> 01:12:08.659
!«دوربين رو بيارين نزديک‌تر، خانمِ «دو ميل
[کنايه‌اي از «سيسيل دو ميل» کارگردانِ مشهورِ هاليوودي]

01:12:08.659 --> 01:12:11.746
،من برايِ نمايِ نزديک آماده‌ام
!و هر چيزِ ديگه

01:12:11.746 --> 01:12:13.581
"... واقعي بودنه"

01:12:16.542 --> 01:12:19.462
"... اوووووووه"

01:12:19.462 --> 01:12:23.006
"... عشقِ تو هست واقعي حالا"

01:12:23.006 --> 01:12:26.677
مي‌دوني که عشقِ تو"
"... عشقِ منه

01:12:26.677 --> 01:12:28.888
"... عشقِ من، عشقِ توئه"

01:12:28.888 --> 01:12:30.848
"... و عشقِ ما هست اينجا"

01:12:30.848 --> 01:12:34.059
،اوکي، لباس‌ورزشيِ زمستاني

01:12:34.059 --> 01:12:36.854
،و ترجيحاً از پوستِ خز باشه
... ولي اگه نيست، مي‌دونيد

01:12:36.854 --> 01:12:39.816
.مي‌تونه از اليافِ طبيعي هم باشه

01:12:39.816 --> 01:12:41.852
ولي اگه انتخابِ‌تون
... پولي‌استر» باشه»

01:12:41.854 --> 01:12:43.152
!خدا کمکِ‌تون کُنه

01:12:43.152 --> 01:12:44.779
!مي‌دونيد که بچه‌ها چطورين

01:12:44.779 --> 01:12:47.197
"... واقعي بودنه"

01:12:50.033 --> 01:12:52.662
"... اوووووووه"

01:12:52.662 --> 01:12:56.958
"... عشقِ تو هست واقعي حالا"

01:12:56.958 --> 01:12:59.961
مي‌دوني که عشقِ تو"
"... عشقِ منه

01:12:59.961 --> 01:13:02.546
"... عشقِ من، عشقِ توئه"

01:13:02.546 --> 01:13:05.048
"... و عشقِ ما هست اينجا تا بمونه"

01:13:05.048 --> 01:13:08.344
اوکي، شما به آخرِ حرفِ‌تون
... او» اضافه مي‌کُنين»

01:13:08.344 --> 01:13:10.721
... ولي بايد حرفِ اول رو بردارين

01:13:10.721 --> 01:13:12.974
،يا حروفِ اول رو
.تا اينکه صدادارش کُنين

01:13:12.974 --> 01:13:15.100
"... چيزي رو که مي‌کُني احساس حالا"

01:13:20.314 --> 01:13:23.066
"... واقعي بودنه"

01:13:24.652 --> 01:13:27.989
"... چيزي رو که مي‌کُني پيدا، آه"

01:13:27.989 --> 01:13:29.532
"... فکر مي‌کُنم که عاشقتم"

01:13:29.532 --> 01:13:31.742
"... چيزي رو که مي‌کُني احساس حالا"

01:13:31.742 --> 01:13:33.786
"... حس مي‌کُنم که بهت دارم نياز"

01:13:33.786 --> 01:13:37.331
"... چيزي رو که مي‌دوني، آه"

01:13:37.331 --> 01:13:38.791
"... واقعي بودنه"

01:13:38.791 --> 01:13:41.502
"... بايد واقعي بود"

01:13:41.502 --> 01:13:43.337
"... واقعي بودنه"

01:13:43.337 --> 01:13:45.715
"... بايد واقعي بود"

01:13:45.715 --> 01:13:48.759
"... واقعي بودنه"

01:13:56.934 --> 01:14:00.563
.من دنبالِ هيچي نيستم
.به نظرِ من تمامِ مردها سگ هستن

01:14:00.563 --> 01:14:02.857
.دارم صادقانه مي‌گم

01:14:02.857 --> 01:14:05.735
مي‌دونيد، هر مردي دير يا زود
.شروع به واق‌واق مي‌کُنه

01:14:10.280 --> 01:14:12.909
.من آدمِ آرومي هستم

01:14:12.909 --> 01:14:14.535
... و اگه باورتون مي‌شه

01:14:14.535 --> 01:14:16.662
مي‌دونيد، من مالکِ اون جزيره‌اي
!که درست اونطرفه هم هستم

01:14:16.662 --> 01:14:20.207
"... چيزي رو که مي‌کُني احساس حالا"

01:14:20.207 --> 01:14:24.545
"... چيزي رو که مي‌دوني، آه"

01:14:24.545 --> 01:14:27.130
"... واقعي بودنه"

01:14:28.716 --> 01:14:32.803
"... چيزي رو که مي‌کُني پيدا، آه"

01:14:32.803 --> 01:14:37.058
"... چيزي رو که مي‌کُني احساس حالا"

01:14:37.058 --> 01:14:41.311
"... چيزي رو که مي‌دوني، آه"

01:14:41.311 --> 01:14:44.147
"... واقعي بودنه"

01:14:45.524 --> 01:14:47.526
"... واقعي بودنه"

01:15:02.458 --> 01:15:04.794
اونها مي‌خوان با آدم‌هايي
.از نوعِ خودشون باشن

01:15:04.794 --> 01:15:06.879
.درسته. اونها مي‌خوان گِي باشن

01:15:06.879 --> 01:15:08.798
،چون تا حدي، دوست دارن
... خيلي دوست دارن

01:15:08.798 --> 01:15:09.974
آره ديگه، خيلي دوست دارن
... که دوباره

01:15:09.974 --> 01:15:11.174
.درست مثلِ يه اجتماع بشن

01:15:11.174 --> 01:15:13.970
... تويِ يه اجتماعِ مذهبي

01:15:13.970 --> 01:15:15.722
همه‌شون مي‌خوان
،با همديگه نماز بخونن

01:15:15.722 --> 01:15:16.722
درسته؟

01:15:16.722 --> 01:15:19.141
خُب اين اجتماعِ گِي‌هام
... ممکنه بخوان که

01:15:19.141 --> 01:15:23.020
يا اينکه ... يا اينکه
.مثلاً بخوان با همديگه باشن

01:15:58.263 --> 01:16:01.600
!خيله خُب! خيله خُب

01:16:26.917 --> 01:16:30.171
!بلرزونش! بلرزون

01:17:01.077 --> 01:17:03.412
.خُب «نيويورک سيتي» اينه

01:17:03.412 --> 01:17:06.331
و زندگيِ گِي‌ها
.اينطوري‌هاست

01:17:06.355 --> 01:17:18.355
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:17:18.379 --> 01:17:30.379
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
