WEBVTT

00:00.041 --> 00:02.921
‫لطفاً توجه داشته باشید که این برنامه
‫همچنین شامل

00:02.921 --> 00:05.001
‫صحنه‌هایی با موضوع خشونت جنسی است.

00:10.021 --> 00:14.021
‫« آنچه گذشت »

00:10.041 --> 00:13.841
‫من در مزرعه‌ی هوپ هیل به‌دنیا اومدم،
‫سال ۱۷۳۳.

00:13.841 --> 00:15.721
‫۲۹۲ سالمه.

00:15.721 --> 00:16.881
‫متیو!

00:16.881 --> 00:18.401
‫متیو...

00:19.921 --> 00:21.801
‫قرار شده برگردم به بریستول.

00:21.801 --> 00:24.601
‫و به تو هم توصیه می‌کنم همین کار رو بکنی.
‫به‌عنوان همسرم.

00:27.121 --> 00:28.201
‫متیو.

00:28.201 --> 00:30.041
‫تو رو تا بازداشتگاه بخش
‫همراهی می‌کنن

00:30.041 --> 00:32.161
‫و اونجا با مجازات مناسب روبرو میشی.

00:32.161 --> 00:34.321
‫من جادوگر اوبیا نیستم.
‫بهم توهین نکن!

00:41.881 --> 00:45.001
‫ما اینجاییم تا در مورد وصیت‌نامه‌ی آلفرد
‫و ارث‌ و میراث الیور حرف بزنیم.

00:45.001 --> 00:46.561
‫قرار نیست پسش بگیری.

00:46.561 --> 00:48.561
‫- قفلش کردی؟
‫- نه.

00:49.921 --> 00:51.081
‫گیر کرده.

00:52.481 --> 00:55.561
‫- اون کوجوـه؟
‫- فکر کنم می‌خواد بهم صدمه بزنه.

00:55.561 --> 00:56.921
‫صبر کن!

00:58.021 --> 01:09.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

01:41.081 --> 01:42.761
‫کالسکه پشت ساختمون نگه داشت.

01:55.041 --> 01:56.521
‫توی انگلیس موفق باشی.

01:57.601 --> 02:00.841
‫♪ وقتی به جایی که ازش اومدم نگاه می‌کنم ♪

02:00.841 --> 02:04.001
‫♪ به جایی که سفرم شروع شد برمی‌گردم ♪

02:04.001 --> 02:08.241
‫♪ واقعاً باید بگم که من قوی‌ام ♪

02:08.241 --> 02:11.041
‫♪ ستایش مخصوص خداوند متعاله ♪

02:11.041 --> 02:14.521
‫♪ وقتی بهت میگم
‫♪ که از کجا اومدم

02:14.521 --> 02:17.641
‫♪ به جایی که سفر شروع شد برمی‌گردم ♪

02:17.641 --> 02:21.681
‫♪ واقعاً باید بگم که من قوی‌ام، قوی‌ام ♪

02:21.681 --> 02:23.521
‫♪ کل ستایش‌ها ♪

02:27.521 --> 02:30.561
‫♪ برای خداوند متعال، برای خداوند متعال ♪

02:30.561 --> 02:33.201
‫♪ برای خداوند متعال ♪

02:34.321 --> 02:37.161
‫♪ برای خداوند متعال، برای خداوند متعال ♪

02:37.841 --> 02:38.971
‫♪ برای خداوند متعال ♪

02:39.001 --> 02:41.001
‫« تسخیر »

02:47.841 --> 02:50.401
‫الیور؟ الیور!

02:50.401 --> 02:51.921
‫صدام رو می‌شنوی؟

02:53.441 --> 02:54.481
‫لعنتی.

02:57.761 --> 02:59.001
‫اوکی.

03:03.601 --> 03:04.961
‫یه چیزی بنوش.

03:08.321 --> 03:09.641
‫چی شد؟

03:10.201 --> 03:11.801
‫نمی‌دونم...

03:15.201 --> 03:16.641
‫بهم حمله شد؟

03:29.601 --> 03:30.801
‫داره میاد.

03:32.001 --> 03:33.281
‫داری چیکار می‌کنی؟

03:34.281 --> 03:36.001
‫خبرم دارم از خودم دفاع می‌کنم.

03:36.001 --> 03:37.921
‫چطوری می‌تونست از اون بیرون بهت حمله کنه؟

03:37.921 --> 03:39.241
‫اون یه جادوگر اوبیاست.

03:40.641 --> 03:43.601
‫این تقاص کاریـه که اجداد من
‫با اجداد اون کردن.

03:44.441 --> 03:48.161
‫- از توی کشو یه چاقو بردار.
‫- نه! الیور! محض رضای خدا!

03:48.161 --> 03:49.961
‫نمی‌دونم اینجا چه خبره،

03:49.961 --> 03:53.241
‫ولی اگه قرار باشه همدیگه رو
‫بکشید، دیگه از حد گذشته، اوکی؟

03:53.241 --> 03:55.601
‫بیخیال درخواست تجدیدنظر شو و برو.

03:57.881 --> 03:59.441
‫راه‌حلت اینه؟

04:00.201 --> 04:01.961
‫فقط بیخیالش شو.

04:09.481 --> 04:11.041
‫وای خدا!

05:22.761 --> 05:24.001
‫یالا دیگه!

05:29.201 --> 05:31.001
‫- مادرتو!
‫- کوجو؟

05:33.921 --> 05:35.361
‫بیا! بیا!

05:55.441 --> 05:57.041
‫برو! برو! برو!

06:03.321 --> 06:04.801
‫اون پسر رو بگیر!

06:07.201 --> 06:09.121
‫تکون بخور!

06:12.601 --> 06:15.401
‫وای وای وای! یا خدا.

06:56.041 --> 06:57.881
‫- هی؟
‫- هی؟

06:57.881 --> 06:59.241
‫حالت خوبه؟

07:03.521 --> 07:05.641
‫- کف سرت رو بهم نشون بده.
‫- چی؟

07:05.641 --> 07:07.081
‫کف سرت رو بهم نشون بده!

07:08.201 --> 07:10.241
‫دوباره ازت نمی‌پرسم!

07:10.241 --> 07:11.761
‫- موهات رو بزن کنار!
‫- اوکی! اوکی!

07:13.241 --> 07:14.801
‫دست‌هات رو بهم نشون بده.

07:14.801 --> 07:16.521
‫دست‌هات رو، انگشت‌هات رو.

07:18.001 --> 07:19.481
‫دنبال چی می‌گردی؟

07:19.481 --> 07:22.281
‫یه نشونه. یه زخم. دهنت رو باز کن.

07:26.961 --> 07:28.681
‫الیور یه نشونه داشت.

07:29.801 --> 07:31.561
‫یه زخم روی انگشتش هست.

07:32.601 --> 07:34.721
‫لای در گیر کرده بود.

07:37.961 --> 07:39.961
‫- این جادوی اوبیاست؟
‫- نه...

07:42.641 --> 07:44.201
‫این اوبیا نیست.

07:45.441 --> 07:47.361
‫این یه چیز دیگه‌ست.

07:50.121 --> 07:51.481
‫تسخیر شده.

07:53.201 --> 07:54.841
‫توسط چی؟

07:58.201 --> 07:59.521
‫خواهرم.

08:28.481 --> 08:30.841
‫من دنبال شوهرم می‌گردم؟

08:30.841 --> 08:33.961
‫شارلوت؟

08:38.401 --> 08:40.521
‫اون که غرق در تاریکی شده بود،

08:40.521 --> 08:42.961
‫نمی‌تونست حتی دست خودش رو جلوی صورتش ببینه.

08:43.761 --> 08:47.881
‫و همون‌طور که غبار کنار می‌رفت،
‫متوجه پیکری زیر نور شمع شد...

08:48.841 --> 08:52.921
‫و بعد دوباره صدای مأمور قطار رو شنید،

08:52.921 --> 08:54.361
‫که پچ‌پچ می‌کرد...

08:56.561 --> 08:58.521
‫آه!

09:01.961 --> 09:04.361
‫خانم کانات.

09:06.121 --> 09:07.961
‫حالتون، حالتون بهتره؟

09:07.961 --> 09:09.201
‫ببخشید؟

09:11.361 --> 09:13.281
‫مگه مریض نبودید؟

09:16.521 --> 09:17.641
‫نه؟

09:26.081 --> 09:27.401
‫رام.

09:34.881 --> 09:38.441
‫خانم کانات،
‫اجازه می‌دید آقای ویت رو بهتون معرفی کنم.

09:38.441 --> 09:42.121
‫ایشون همراه شوهرم توی
‫هیئت مدیره‌ی موزه‌ی جدید بریتانیا هستن.

09:46.601 --> 09:49.641
‫آقای کانات، میشه یه داستان
‫روحی دیگه برامون بگید؟

09:50.761 --> 09:52.241
‫آقای ویت؟

09:52.241 --> 09:53.481
‫وای نه.

09:54.561 --> 09:56.121
‫شما چی؟

09:56.121 --> 10:00.681
‫تا حالا اتفاقی گذرتون به اون
‫جادوگرهای قدیمی کورومانتی افتاده؟

10:04.561 --> 10:06.521
‫من یه جادوگر اوبیا رو می‌شناختم.

10:07.401 --> 10:09.001
‫بیشتر برامون بگو.

10:10.281 --> 10:12.361
‫اون ذهن پدرم رو مسموم کرد.

10:12.361 --> 10:13.801
‫به چه هدفی؟

10:13.801 --> 10:15.201
‫که دلش رو به دست بیاره.

10:15.201 --> 10:18.481
‫شاید پدر بزرگوار شما فقط از
‫اون مردک بیچاره خوشش می‌اومده.

10:20.601 --> 10:23.801
‫اون برده رو مثل
‫هم‌خون خودش می‌دونست، جناب.

10:23.801 --> 10:25.641
‫این فراتر از خوش اومدنه.

10:26.921 --> 10:29.241
‫من دیدم که زبونی رو از رگ بریدن،

10:29.241 --> 10:31.921
‫و جوری باهاش برخورد کردن که
‫انگار فقط یه دندون‌درد ساده‌ست.

10:33.521 --> 10:36.681
‫من زنی رو دیدم که تبدیل
‫به انبوهی از پشه‌ها شد،

10:36.681 --> 10:38.841
‫و به تمام کسانی که پوست
‫سفید داشتن حمله کرد،

10:38.841 --> 10:41.041
‫در حالی که جمعیتی از کاکاسیاه‌ها
‫رو کاملاً نادیده گرفت.

10:46.121 --> 10:47.801
‫اوبیا کاملاً واقعیه.

10:49.041 --> 10:51.001
‫همه‌ی ما دلیلی برای ترسیدن ازش داریم.

11:00.361 --> 11:02.921
‫خانم کانات. معذرت می‌خوام.

11:03.721 --> 11:05.081
‫باعث خجالتتون شدم.

11:09.721 --> 11:13.161
‫مشتاقم در مورد این
‫جادوگر اوبیا بیشتر بشنوم.

12:15.961 --> 12:19.361
‫اگه قراره انقدر پسر بدی باشی
‫به بابات میگم،

12:19.361 --> 12:21.281
‫و اونوقت خبری از شام نیست!

12:37.001 --> 12:39.601
‫خانم.

12:57.721 --> 12:59.641
‫لاتینت بهتر شده.

13:01.041 --> 13:02.441
‫نظرت چی بود؟

13:02.441 --> 13:04.681
‫اووید. مسخ.

13:05.481 --> 13:06.801
‫این فقط یه داستانه.

13:07.921 --> 13:10.281
‫آقای ویت، من بابت آموزش‌هاتون سپاسگزارم،

13:10.281 --> 13:12.081
‫ولی چهار ماه گذشته.

13:12.081 --> 13:15.241
‫شما به من گفتید کاکاسیاه‌ها
‫تنها کسانی نیستن که جادوگری بلدن.

13:15.241 --> 13:18.241
‫و هدف این جلسات مطالعه‌ی جادوی آیینی بود.

13:18.241 --> 13:20.041
‫نه لاتین مدرسه‌ای.

14:03.681 --> 14:05.521
‫بیشتر لاتین. آلمانی.

14:06.481 --> 14:08.041
‫کمی یونانی.

14:08.041 --> 14:11.481
‫فکر کردم قبل از اینکه بخونیش،
‫باید بتونی درکش کنی.

14:12.921 --> 14:14.401
‫این چیه؟

14:14.401 --> 14:17.641
‫یه گریموار.
‫جادوی آیینی اوایل اروپا.

14:18.321 --> 14:22.081
‫در حلقه‌ی اطرافیان من،
‫اعتقاد بر اینه که به‌شدت قدرتمنده،

14:22.081 --> 14:25.521
‫هرچند من هنوز مردی رو ندیدم
‫که بتونه از قدرتش استفاده کنه.

14:29.481 --> 14:31.241
‫تا حالا زنی اون رو خونده؟

16:40.641 --> 16:42.401
‫حتی نمی‌خوای بهم دست بزنی؟

16:43.801 --> 16:45.841
‫بس کن. بس کن.

16:50.561 --> 16:53.521
‫این یه قرارداد بود.
‫خودت خوب این رو می‌دونی.

16:53.521 --> 16:55.041
‫تو جایگاه خودت رو داری.

16:55.041 --> 16:56.841
‫هر دوی ما از این وصلت نفع بردیم...

16:56.841 --> 16:58.001
‫چه نفعی؟

16:59.441 --> 17:01.681
‫من دفترهای کل رو دیدم.
‫ما زیر قرض و بدهی‌ایم.

17:01.681 --> 17:04.321
‫تو یه مست قماربازی و...

17:04.321 --> 17:06.401
‫چی می‌خوای، شارلوت؟

17:09.161 --> 17:13.841
‫محبتی که مجبور نباشم براش التماس کنم
‫یا با کسی رقابت کنم.

17:15.161 --> 17:16.721
‫اینکه بهم توجه بشه.

17:17.561 --> 17:19.041
‫اینکه کسی رو داشته باشم...

17:20.481 --> 17:23.201
‫که فقط برای من باشه.

17:33.001 --> 17:35.481
‫پدرم هرگز حرف محبت‌آمیزی بهم نزد.

17:36.441 --> 17:39.841
‫می‌دونم نخواستنی بودن چه حسی داره.

17:39.841 --> 17:42.801
‫نمی‌تونم مجبورت کنم
‫حسی به من داشته باشی که نداری.

17:42.801 --> 17:46.081
‫این رو خوب می‌فهمم.
‫اونقدری که تو فکر می‌کنی احمق نیستم.

17:46.081 --> 17:49.241
‫پس چرا اصرار داری مثل
‫یه سگ فحل بهم بچسبی!

17:49.241 --> 17:52.041
‫چون راه دیگه‌ای ندارم که بچه‌دار بشم.

17:54.201 --> 17:55.801
‫تو این رو بهم مدیونی.

17:57.001 --> 17:59.201
‫تو همه‌چیز رو از من گرفتی.

18:00.801 --> 18:02.561
‫حداقل این یکی رو بهم بده.

21:00.441 --> 21:04.561
‫♪ یه روز چه تغییری ایجاد می‌کنه ♪

21:08.241 --> 21:11.601
‫♪ ۲۴ ساعت کوتاه ♪

21:16.601 --> 21:20.001
‫♪ خورشید و گل‌ها رو با خودش آورد ♪

21:27.681 --> 21:29.001
‫من اون کار رو کردم؟

21:29.961 --> 21:31.521
‫نگرانش نباش، مرد.

21:32.481 --> 21:34.161
‫پس یعنی تسخیر شده؟

21:34.161 --> 21:36.401
‫- زامبی.
‫- اون با من حرف زد.

21:36.401 --> 21:39.201
‫ما همون بحثی رو داشتیم
‫که ده دقیقه قبلش داشتیم.

21:39.201 --> 21:42.161
‫تو میگی اون کوبیده شد به سقف،

21:42.161 --> 21:45.241
‫و بهت حمله کرد و اگه من
‫نیومده بودم، می‌کشتـت.

21:45.241 --> 21:46.681
‫نمی‌دونم چطوری کار می‌کنه، می‌دونی؟

21:46.681 --> 21:49.721
‫ولی اگه میگی اون آدم عوض شده
‫و اون زخم رو داره...

21:51.201 --> 21:52.481
‫پس خود خودشه.

21:53.521 --> 21:54.761
‫شارلوته.

21:55.561 --> 21:57.241
‫آنجلو اون زخم رو داشت.

21:59.401 --> 22:03.001
‫تا وقتی اون بتونه چیزی رو از ما جدا کنه،
‫همه‌مون در خطریم.

22:03.881 --> 22:06.401
‫مو، ناخن، پوست.

22:07.001 --> 22:09.321
‫اون رو دور نگه داشته بودن. مهار شده بود.

22:10.401 --> 22:13.681
‫نمی‌دونم، من و آنجلو تنها کسانی بودیم که

22:13.681 --> 22:14.881
‫در مورد اون صندوق خبر داشتیم.

22:14.881 --> 22:17.281
‫- اون توی صندوق بود؟ توی اتاق‌خواب؟
‫- دیدیش؟

22:17.281 --> 22:20.441
‫درست وقتی رسیدم اونجا من...

22:22.241 --> 22:23.721
‫بازش کردی؟

22:23.721 --> 22:26.961
‫چرا؟ اون پیچیده شده بود.

22:26.961 --> 22:28.161
‫محکم!

22:29.481 --> 22:31.641
‫پنهان شده بود. فقط یه جعبه بود.

22:32.241 --> 22:34.161
‫- یه جعبه‌ی خالی!
‫- تو آزادش کردی.

22:34.921 --> 22:36.801
‫و اون جسمش رو تسخیر کرد و کشتـش.

22:36.801 --> 22:40.001
‫دلیل اینکه دوستت مرده
‫اینه که خودش رو کشت.

22:40.001 --> 22:42.881
‫اون نمی‌خواست زنده بمونه.
‫این تقصیر من نیست!

22:42.881 --> 22:45.561
‫اون مجبورش کرد خودش رو بکشه!

22:47.681 --> 22:49.081
‫آنجلو آدم خوبی بود.

22:49.761 --> 22:52.041
‫اون به فکر آدم‌ها بود.

22:53.761 --> 22:54.921
‫تو چی؟

22:54.921 --> 22:57.881
‫تو هیچوقت به‌خاطر انجام
‫کار درست نیومدی اینجا.

22:57.881 --> 23:01.001
‫تو، تو یه فرصت دیدی.

23:01.001 --> 23:03.481
‫و اومدی اینجا تا طمع خودت رو سیر کنی.

23:03.481 --> 23:06.201
‫پس آره. تقصیر توئه.

23:08.401 --> 23:10.441
‫برو! برگرد پیش اون!

23:15.401 --> 23:17.161
‫و ببین چه بلایی سرت میاد!

23:21.561 --> 23:22.881
‫زن! تکون بخور!

23:31.361 --> 23:33.761
‫سوار شو.

23:39.641 --> 23:40.961
‫در ماشینم رو نکوب.

24:14.201 --> 24:17.601
‫آقای کانات، بیا این‌ور. بیا تو.

24:35.921 --> 24:38.601
‫وسایلت رو جمع کن. می‌برمت فرودگاه.

24:38.601 --> 24:40.561
‫چه بلایی سر الیور میاد؟

24:42.081 --> 24:46.481
‫من جادوگر اوبیا نیستم، می‌دونی.
‫نمی‌دونم.

24:46.481 --> 24:49.361
‫ببین...

24:52.721 --> 24:54.041
‫یا خدا.

25:00.481 --> 25:02.481
‫- من خوبم، مرد.
‫- مطمئنی؟

25:02.481 --> 25:04.121
‫خوبم. برو، برو وسایلت رو جمع کن.

25:09.001 --> 25:10.681
‫میای بالا پیش من؟

25:30.081 --> 25:31.401
‫می‌تونی بیای.

25:42.001 --> 25:44.241
‫گفتی الیور یه زامبی بود.

25:46.921 --> 25:48.921
‫وقتی گفتم زامبی...

25:51.241 --> 25:54.441
‫منظورم اون چیزی نیست که توی
‫فیلم‌های ترسناک می‌بینی، می‌فهمی؟

25:58.161 --> 25:59.521
‫مثل...

26:01.041 --> 26:04.841
‫از دست دادن درک خود می‌مونه.

26:05.601 --> 26:09.201
‫فکر می‌کنی بدترین چیز
‫اینه که مال کسی باشی.

26:10.681 --> 26:12.921
‫ولی بعد، از تمام کسانی که برات عزیزن،
‫بیشتر عمر می‌کنی.

26:14.561 --> 26:16.161
‫ب، عالیه، ابی.

26:18.041 --> 26:20.161
‫اون آدم رو دیوانه می‌کنه.

26:22.201 --> 26:24.561
‫ولی تو از دیوانگی هم بیشتر عمر می‌کنی.

26:24.561 --> 26:25.721
‫سارا!

26:26.481 --> 26:27.721
‫متیو.

26:27.721 --> 26:29.481
‫از غم هم بیشتر عمر می‌کنی.

26:30.521 --> 26:31.881
‫از حماقت.

26:34.521 --> 26:37.241
‫از گرسنگی و افکار خودکشی.

26:45.601 --> 26:49.761
‫من... زندگی رو نمی‌خوام.

26:52.361 --> 26:53.841
‫ازش متنفرم.

26:56.121 --> 26:57.921
‫ولی باهاش دست‌وپنجه نرم می‌کنم.

26:59.601 --> 27:02.001
‫بدبخت و آزاد بودن بهتره،

27:03.041 --> 27:05.041
‫تا اینکه یه برده‌ی ابدی باشی.

27:45.681 --> 27:46.961
‫دروغه.

31:26.641 --> 31:28.481
‫آروم باش!

31:38.281 --> 31:39.761
‫اوه عشق من...

31:41.401 --> 31:43.881
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

32:05.041 --> 32:06.841
‫پدرش کی می‌رسه؟

32:08.961 --> 32:10.281
‫کمی رام بیار.

32:17.681 --> 32:21.121
‫دلیلی نمی‌بینم که با شما
‫صادق نباشم، آقای اوکانل.

32:21.801 --> 32:25.281
‫شوهرم یه قماربازه.
‫من باید بدهی‌های طلبکارهام رو بدم.

32:25.921 --> 32:27.641
‫به همین خاطر برگشتم.

32:27.641 --> 32:32.601
‫تا بر گسترش کارمون نظارت کنم و،
‫خب، چشم‌انداز جفتمون رو بهتر کنم.

32:35.641 --> 32:38.121
‫تا الان من شش روز در هفته
‫اون‌ها رو به کار می‌گرفتم.

32:38.121 --> 32:39.961
‫خب، هفته هفت روزه.

32:39.961 --> 32:42.961
‫اون‌ها نمی‌تونن بدون استراحت کار کنن.

32:44.161 --> 32:45.441
‫آره؟

32:49.761 --> 32:52.841
‫آیا شما مرد خداترسی هستید، آقای اوکانل؟

32:55.321 --> 32:56.561
‫خب.

32:58.321 --> 33:01.961
‫من و شما،
‫شعبده‌هایی دیدیم که قدرتمندتر از...

33:01.961 --> 33:03.801
‫از هرچی که پای منبر شنیدم بهتر بود.

33:07.641 --> 33:10.241
‫سارا! بیا!

33:20.761 --> 33:22.441
‫روسریت رو بردار.

33:30.681 --> 33:32.401
‫ترسیدی کوچولو؟

33:47.721 --> 33:50.641
‫اوه، عزیز دلم.

33:51.921 --> 33:53.801
‫پسر عزیز من.

34:14.441 --> 34:16.921
‫- حاضری؟
‫- می‌دونی که الان باید بریم.

34:16.921 --> 34:21.881
‫ببین، درک می‌کنی
‫چرا دارم با این قضیه دست‌وپنجه نرم می‌کنم.

34:21.881 --> 34:22.961
‫مگه نه؟

34:22.961 --> 34:24.761
‫دروغ نمیگم.

34:24.761 --> 34:27.041
‫گفتی سیصد سالته.

34:27.041 --> 34:29.081
‫شارلوت طلسمم کرده.

34:30.761 --> 34:31.961
‫باشه.

34:33.601 --> 34:34.841
‫عجله کن.

34:35.881 --> 34:37.201
‫تو ماشین منتظر می‌مونم.

34:45.721 --> 34:46.881
‫- الو؟
‫- بابا؟

34:55.921 --> 34:58.121
‫چه مرگتونه؟
‫از دفترت بهم زنگ زدن!

34:58.121 --> 35:00.681
‫گفتن یه اتفاق جدی افتاده
‫و بدون هماهنگی غیبت کردی!

35:00.681 --> 35:02.081
‫پلیس!

35:03.721 --> 35:06.361
‫گوش کن. دارم میام خونه، باشه.

35:07.161 --> 35:09.161
‫ولی اگه تا ۲۴ ساعت دیگه خبری ازم نشد،

35:09.161 --> 35:10.561
‫با سفارت تو جامائیکا تماس بگیر.

35:10.561 --> 35:12.241
‫چی؟

35:12.241 --> 35:13.641
‫- در رو باز کن!
‫- کلودیا؟

35:13.641 --> 35:15.121
‫پلیس! در رو باز کنید!

35:15.121 --> 35:16.441
‫- کلودیا؟
‫- پلیس.

35:16.441 --> 35:18.801
‫در رو باز کن و با دست‌های بالا بیا بیرون.
‫همین حالا!

35:18.801 --> 35:20.601
‫باشه، دارم میام!

35:20.601 --> 35:23.241
‫تکون نخور! دست‌ها پشت سر!

35:23.241 --> 35:25.121
‫برگرد!
‫انگشت‌هات رو تو هم قفل کن!

35:25.121 --> 35:26.361
‫اتاق پاکه!

35:30.641 --> 35:32.201
‫خانم، باید ساختمون رو ترک کنیم.

35:32.201 --> 35:34.121
‫وایسا، صبر کن.
‫می‌خوام بدونم چه خبره.

35:39.521 --> 35:40.761
‫مقاومت نکن.

35:46.641 --> 35:48.081
‫کلودیا مکنزی،

35:48.081 --> 35:51.721
‫به جرم معاونت در جرم با یک مجرم،

35:51.721 --> 35:54.161
‫- و ضرب‌وشتم شدید بازداشت میشی.
‫- چی؟

35:54.161 --> 35:55.801
‫منم از دیدن دوباره‌ات خوشحالم.

35:57.081 --> 35:58.801
‫یالا بریم. بریم.

36:01.201 --> 36:03.441
‫کلودیا؟ کلودیا!

36:23.281 --> 36:25.361
‫دختر، به چی زل زدی؟

36:35.961 --> 36:38.081
‫می‌سوزه.

36:39.801 --> 36:41.081
‫می‌سوزه.

37:12.121 --> 37:14.001
‫می‌سوزه.

37:22.681 --> 37:26.481
‫من دیروز عصر با وکیلم، کلودیا مکنزی،
‫تماس گرفتم

37:26.481 --> 37:29.521
‫تا یه سوال معمولی بپرسم،
‫ولی تماسمون قطع شد.

37:32.441 --> 37:36.001
‫کمی بعد از تماس، اون بدون اطلاع قبلی
‫توی هوپ هیل ظاهر شد

37:36.001 --> 37:38.081
‫و اصرار کرد که فوراً اونجا رو ترک کنیم.

37:39.361 --> 37:42.721
‫چند دقیقه بعد از رسیدنش،
‫برق‌ها قطع شد

37:42.721 --> 37:44.761
‫و دیدیم که تمام خروجی‌ها بسته شدن.

37:44.761 --> 37:47.721
‫همون موقع بود که متوجه
‫یه نفر توی بخش ضمیمه شدم،

37:47.721 --> 37:49.681
‫که فکر می‌کنم کوجو ایست بود،

37:49.681 --> 37:52.921
‫همون مردی که در حال حاضر
‫باهاش اختلاف قانونی دارم.

37:54.041 --> 37:58.361
‫خانم مکنزی گفت که اون مرد
‫داره سعی می‌کنه ما رو بترسونه

37:58.361 --> 38:01.521
‫و پیشنهاد داد برای آروم کردنش،
‫از درخواستمون صرف‌نظر کنیم.

38:02.561 --> 38:04.001
‫من مخالفت کردم.

38:04.001 --> 38:07.321
‫اون از تصمیم من مضطرب
‫و آشفته به نظر می‌رسید،

38:07.321 --> 38:10.161
‫و همون موقع بود که
‫رفتارش تهدیدآمیز شد.

38:11.401 --> 38:13.921
‫اون با یه قوطی کنسرو زد به من
‫و سرم به جایی خورد.

38:13.921 --> 38:17.841
‫بعد کوجو ایست وارد خونه شد
‫و با یه سیخ شومینه شروع کرد به کتک زدنم.

38:18.601 --> 38:20.921
‫بعد از اون دیگه چیزی یادم نمیاد.

38:22.241 --> 38:23.601
‫می‌تونم ببینمش؟

38:25.841 --> 38:27.801
‫مضطرب و آشفته بودی؟

38:30.721 --> 38:31.881
‫نظری ندارم.

38:31.881 --> 38:34.441
‫تحت فشار و اجبار عمل می‌کردی؟

38:34.441 --> 38:35.841
‫نظری ندارم.

38:38.961 --> 38:44.281
‫ما مسئله‌ی آدم‌ربایی و گروگان‌گیری
‫اتباع خارجی رو خیلی جدی می‌گیریم.

38:46.041 --> 38:49.761
‫پس اگه چیزی هست که باید بهم بگی،
‫الان وقتشه.

38:51.041 --> 38:52.521
‫نظری ندارم.

38:55.041 --> 38:59.961
‫میشه گفت علاقه‌ی شما به آقای ایست
‫صرفا جنبه‌ی حرفه‌ای داشته؟

39:01.161 --> 39:02.521
‫نظری ندارم.

39:04.561 --> 39:07.281
‫وقتی داشتی وسایلت رو جمع می‌کردی،
‫بیرون هتلت منتظر بود.

39:07.281 --> 39:09.041
‫قصد داشتید با هم اونجا رو ترک کنید؟

39:09.041 --> 39:10.681
‫داری زیاده‌روی می‌کنی، کارآگاه.

39:12.041 --> 39:13.561
‫اون کجاست، کلودیا؟

39:17.641 --> 39:19.121
‫مرکز، به نیروهای ضربت.

39:22.601 --> 39:24.361
‫توجه تمام واحدها.

39:24.361 --> 39:26.841
‫ماشین کوجو ایست شناسایی شد.

39:26.841 --> 39:29.841
‫مظنون باید مسلح و خطرناک فرض بشه.

39:41.441 --> 39:44.081
‫خوش‌تیپ،
‫همین‌الان یه چیزی ازم بخر.

39:59.721 --> 40:01.601
‫همونجا وایسا! وایسا! وایسا!

40:01.601 --> 40:03.161
‫وایسا! وایسا!

40:04.321 --> 40:06.521
‫توی بازار گوشت‌فروشاست!

40:17.041 --> 40:19.241
‫آقای کانات می‌خواد باهات حرف بزنه.

40:19.921 --> 40:21.241
‫ابداً. اصلاً راه نداره.

40:23.281 --> 40:27.121
‫ببین، باهاشون راه بیا.
‫یه کم تمایل برای همکاری نشون بده.

40:27.121 --> 40:29.161
‫چرا باید با اون حرف بزنم؟

40:33.121 --> 40:34.681
‫فکر کنم می‌خواد کمکت کنه.

40:35.401 --> 40:37.801
‫پلیس می‌خواد علیه‌ات شکایت کنه.

40:37.801 --> 40:39.881
‫شاید بخواد ازت در برابر اون محافظت کنه.

40:39.881 --> 40:42.961
‫اون مرد اصلاً نمی‌خواد
‫از من محافظت کنه.

40:45.681 --> 40:47.601
‫خانم مکنزی،

40:47.601 --> 40:52.361
‫مطمئنم هرچیزی که تجربه کردید،
‫بسیار ناخوشایند بوده.

40:52.361 --> 40:55.601
‫با این حال، هدف من
‫تضمین آزادی شماست.

40:56.441 --> 40:59.441
‫و معتقدم که واقعاً مجبوری
‫باهاش حرف بزنی.

41:13.001 --> 41:14.321
‫سلام.

41:16.321 --> 41:19.481
‫فکر می‌کنم آقای کانات با اومدنش به اینجا
‫شخصیت بالایی از خودش نشون داده

41:19.481 --> 41:21.081
‫تا امروز سعی کنه بهت کمک کنه.

41:21.081 --> 41:22.521
‫تو با یه سیخ شومینه زدی بهم.

41:22.521 --> 41:25.921
‫چی؟ چرا باید همچین کاری بکنم؟

41:25.921 --> 41:28.481
‫تو وکیل منی. ما هر دو تو یه جبهه‌ایم.

41:28.481 --> 41:31.961
‫من اصلاً فکر آسیب زدن بهت هم به سرم نمی‌زد.

41:31.961 --> 41:33.561
‫پس این رو چطوری توضیح میدی؟

41:34.241 --> 41:36.161
‫خب، تو این رو چطوری توضیح میدی؟

41:37.601 --> 41:40.521
‫لعنتی. شاید کار منه.

41:40.521 --> 41:44.241
‫شاید اشتباه می‌کنم؟
‫حالم اصلاً ردیف نیست.

41:44.241 --> 41:47.321
‫و این چند هفته‌ی اخیر
‫خیلی بهم سخت گذشته.

41:47.321 --> 41:48.681
‫بابام. و...

41:50.561 --> 41:51.921
‫دلم برای پسرم تنگ شده.

41:54.921 --> 41:58.441
‫ولی اگه...
‫اگه کاری کردم یا چیزی گفتم

41:58.441 --> 42:01.761
‫که باعث ناراحتیت شده،
‫معذرت می‌خوام، باشه؟

42:03.041 --> 42:05.521
‫فقط یادم نمیاد همچین کاری کرده باشم.

42:07.561 --> 42:09.681
‫ولی اگه تو میگی این اتفاق افتاده، پس...

42:09.681 --> 42:12.081
‫پس... شاید یه حقیقتی توش باشه.

42:13.281 --> 42:16.201
‫ببین، من بهت اعتماد دارم
‫و به قضاوتت ایمان دارم.

42:17.561 --> 42:19.081
‫ولی به اون اعتماد ندارم.

42:20.761 --> 42:23.601
‫منظورم اینه که، اون پیله‌کردنش به اینکه...

42:23.601 --> 42:26.041
‫چی می‌گفت؟ سیصد سالشه؟

42:27.001 --> 42:28.881
‫اون اصلاً از من خوشش نمیاد.

42:30.161 --> 42:31.561
‫چرا باید خوشش بیاد؟

42:31.561 --> 42:34.521
‫من تنها مانع بین اون و پنجاه میلیون پوندم.

42:35.601 --> 42:38.201
‫اولین باری که من رو دید،
‫سعی کرد تا می‌خورم کتکم بزنه.

42:38.921 --> 42:40.561
‫منظورم اینه که با همچین کسی طرفیم.

42:41.681 --> 42:45.721
‫متیو، اون فقط... یه آدم فریبکار و حساب‌گره

42:45.721 --> 42:47.921
‫و تنها چیزی که براش مهمه
‫اینه که به خواسته‌اش برسه.

42:51.201 --> 42:52.481
‫متیو؟

43:00.081 --> 43:01.481
‫متیو کیه؟

43:07.081 --> 43:09.721
‫خیلی‌خب، بسه! همین‌الان تمومش کنید!

43:11.241 --> 43:12.361
‫متاسفم.

43:26.841 --> 43:28.521
‫الو؟ آهای؟

43:29.241 --> 43:30.601
‫چیه؟

43:30.601 --> 43:32.041
‫اون چه کاری بود؟

43:32.041 --> 43:34.681
‫هیچ پیشرفتی نکردید.
‫نمی‌تونید پیداش کنید.

43:34.681 --> 43:35.921
‫ماشینش دست ماست.

43:35.921 --> 43:38.601
‫منتظریم تیم تشخیص هویت
‫داخل ماشین رو بررسی کنن.

43:41.321 --> 43:42.801
‫پس حالت بهتر شده؟

43:45.721 --> 43:47.001
‫هوم.

43:47.521 --> 43:53.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

43:53.051 --> 44:03.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
