WEBVTT

00:22.124 --> 00:25.561
سارا سیلورمن
لکه ی گرد و غبار

00:25.586 --> 00:30.539
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:30.564 --> 00:34.434
دخترا و پسرا
دعوت میکنیم که روی صحنه بیان

00:35.168 --> 00:36.737
سارا سیلورمن

00:41.475 --> 00:43.182
سلام

00:53.320 --> 00:54.866
ممنونم

01:03.297 --> 01:04.565
خیلی ممنونم

01:04.631 --> 01:07.248
خوشحالم که شما اینجایین

01:07.534 --> 01:13.074
بابت دستگاه های فلزیاب ازتون معذرت میخوام
تقصیر من بود

01:13.140 --> 01:17.544
یه چیزی توییت کرده بودم،
که باعث شده بعضی از مردم

01:17.611 --> 01:21.281
دلشون بخواد که من رو بکشن

01:21.348 --> 01:23.517
...و

01:24.451 --> 01:28.059
من معذرت میخوام که پیشنهاد کودتای نظامی دادم

01:28.380 --> 01:31.474
میدونستم که یه کم دست نیافتنیه

01:32.526 --> 01:36.863
میدونی، وقتی کمدین باشی
باید فکر همه چی رو بکنی

01:36.888 --> 01:40.212
قبل از اینکه چیزی رو
توی توییتر بذاری

01:40.271 --> 01:42.891
ما فکر کردیم کی هستیم؟ رئیس جمهوریم؟

01:47.808 --> 01:50.177
لزومی نداشت

01:50.577 --> 01:52.282
ولی ممنونم

01:53.547 --> 01:56.374
من... من آدم تجملی ای نیستم

01:57.651 --> 02:01.310
میدونی.. از این وانسی ها (نوعی لباس مجلل) نمیپوشم.

02:02.556 --> 02:06.526
من دوستانی دارم که عاشق
طلا و جواهرن و من اونا رو دوست دارم

02:06.593 --> 02:11.164
ولی من واقعا ارزش
طلا و جواهر رو نمیفهمم

02:11.231 --> 02:15.135
با این حال... من یه اتاق شیک هتل رو دوست دارم

02:15.922 --> 02:17.738
من یه وان حموم احتیاج دارم

02:17.804 --> 02:19.531
من علایق خودم رو دارم

02:19.773 --> 02:21.341
من یه بار توی راه بودم،

02:21.408 --> 02:25.436
و این فرصت رو پیدا کردم
که توی چند تا هتل شیک اقامت داشته باشم

02:25.579 --> 02:34.015
و من خیلی کم غر میزنم. چون خیلی
میترسم از اینکه به یک یهودی غرغرو تبدیل شم

02:36.390 --> 02:38.540
که یک کلیشه کلیه

02:39.159 --> 02:44.698
بر اساس حقایق و الگو ها

02:44.765 --> 02:48.593
و با استدلال به این الگو ها

02:49.457 --> 02:52.167
چرا داری فرهنگ خودت رو میفروشی سارا؟

02:52.192 --> 02:53.526
ببخشید

02:55.275 --> 02:58.170
آیا بهش خندیدن؟
آره. باشه

02:59.880 --> 03:02.559
با این حال من انتقاد کردم

03:02.716 --> 03:04.918
اینجوری بودم که: "همه چی عالیه

03:05.185 --> 03:06.705
خیلی ازتون ممنونم

03:06.853 --> 03:09.079
ام... ولی من

03:09.356 --> 03:13.187
به نظرم اومد که یه ذره

03:14.661 --> 03:16.897
...منی روی

03:17.586 --> 03:19.981
چیزی که فکرکنم بهش میگن لحاف

03:20.381 --> 03:22.317
و یا پتو هست

03:22.602 --> 03:23.970
و همینطور

03:24.638 --> 03:29.290
یه مقداری هم روی میز عسلی

03:30.744 --> 03:36.014
و همچنین یه مقداری هم روی سینه هام

03:38.385 --> 03:40.139
من معذرت میخوام

03:41.888 --> 03:43.809
...میدونین. فقط

03:44.015 --> 03:45.752
من متنفرم که غر بزنم.

03:45.777 --> 03:48.513
...اگه میشد که جوری ارتقائش بدی

03:49.429 --> 03:50.797
این کارو میکردم

03:51.380 --> 03:54.029
وقتی اینجوری حرف میزنم
میتونین صدام رو بشنوین؟

03:54.501 --> 03:56.301
این سیستم صدای خوبیه

03:56.336 --> 03:58.648
میتونی صدام رو بشنوین وقتی اینجوری حرف میزنم؟

04:00.774 --> 04:04.678
من وقت لیزر برداشتن مو داشتم

04:04.745 --> 04:06.012
...و

04:07.332 --> 04:11.216
تو کار منو تحسین کردی؟
چه عجب

04:12.167 --> 04:13.787
وقت لیزر کردن مو داشتم

04:13.854 --> 04:16.690
و مدت زمان زیادی براش صبر کردم

04:16.757 --> 04:21.021
دلم میخواست علم در اوج خودش باشه

04:22.362 --> 04:27.288
میدونی... ما به مریخ سفر کردیم
طرفای آگوست ۲۰۱۲

04:32.506 --> 04:35.264
شگفت زده شدین که من تاریخش رو یادمه؟

04:36.108 --> 04:38.116
...چیزی که میخوام بگم اینه که

04:38.910 --> 04:42.079
ما در سال ۲۰۱۲ به مریخ رفتیم

04:42.104 --> 04:44.456
من چهار سال دیگه هم صبر کردم

04:45.585 --> 04:51.297
و بعد من دنبال بهترین
مرکز لیزر گشتم

04:51.322 --> 04:54.721
اونم در فاصله سه تا خیابون اونورتر از خونه خودم
و بعد رفتم اونجا

04:56.730 --> 04:58.857
بود Laseraway اسمش

04:59.466 --> 05:00.466
...و

05:01.492 --> 05:03.260
...اون چیزی نبود که من

05:03.294 --> 05:05.705
فکرکنم خیلی ساده بودم،
من فکر کردم که میری اونجا

05:05.772 --> 05:09.342
و مو هات رو لیزر میکنی.
ولی فرآیند خیلی طولانی تری بود

05:09.409 --> 05:13.126
برای هر بخشی از موهای بدنت
که میخوای برشون داری

05:13.151 --> 05:17.584
شما باید بری تو هشت تا جلسه مختلف شرکت کنی

05:17.675 --> 05:19.189
...میدونی... سر هر قسمت

05:19.319 --> 05:23.690
برای من درست از زیر نافم

05:23.715 --> 05:25.467
تا خود زمین بود

05:25.492 --> 05:28.716
و بعد هم میومد بالا تا وسط کمرم

05:28.741 --> 05:32.340
و...با مزه نیس که همیچن چیزی بامزس؟
و همزمان دروغ هم هست

05:32.365 --> 05:34.150
دست هام رو هم لیزر کردم

05:34.510 --> 05:36.612
...ولی

05:36.870 --> 05:39.215
من نمیتونم به شما دروغ بگم

05:39.539 --> 05:40.539
نمیتونم

05:40.564 --> 05:43.451
اینطوریه که اونا مجبورت میکنن قبلش هزینش
رو پرداخت کنی

05:43.476 --> 05:46.519
که من الان که فکرش رو میکنم
میبینم که خیلی هم منطقیه

05:46.544 --> 05:49.516
چون... به شدت درد داره

05:49.583 --> 05:54.054
جلسه دوم اینطوری ای که
"من با کمال میل ۳۰۰۰ دلار میدم

05:54.120 --> 05:56.957
فقط برا اینکه دیگه نیام اینجا
این یه معاملس

05:56.982 --> 05:58.236
خیلی درد داره

05:58.261 --> 06:01.190
...و من
من احساس میکنم که آستانه‌ی درد بالایی دارم

06:01.215 --> 06:04.731
فکر کنم بیشتر خانوم ها
آستانه‌ی درد بالایی دارن

06:04.756 --> 06:09.604
من تا حالا سه بار مشت خورده تو صورتم
و اون یه داستان دیگه برا یه موقع دیگس

06:09.629 --> 06:10.629
...ولی من

06:10.772 --> 06:13.982
یه مدل دیگه ای از درده
انگار که هیچوقت قرار نیست تموم بشه

06:14.007 --> 06:15.016
مثل آسیب عصبی

06:15.041 --> 06:18.893
اون ها بهت توپ های ضد استرس میدن
و تو اون ها رو فشار میدی

06:18.918 --> 06:22.522
و تا موقعی که تو میای
انگشت هات رو باز کنی

06:22.916 --> 06:26.553
به هرم های پودری تبدیل شدن
(از بین رفتن)

06:26.620 --> 06:29.422
خیلی درد داره

06:29.489 --> 06:33.426
یادمه به خودم میگفتم
"تو یه زن بالغی

06:33.451 --> 06:36.346
اون پول توئه، میتونی حرومش کنی
تو اون پول رو خودت بدست آوردی

06:36.371 --> 06:38.373
از پنجره پرتش کن بیرون
اصلا مهم نیست

06:38.398 --> 06:43.870
و همینطور که داشتم برمیگشتم سمت ماشینم
بعد از دومین جلسه

06:44.109 --> 06:48.314
من دقیقا میتونم همون کلماتی رو
که داشتم به خودم میگفتم به یاد بیارم

06:48.394 --> 06:51.360
همیطور که داشتم میرفتم سمت ماشین میگفتم که

06:51.711 --> 06:55.352
چیزی که تو الان تجربه کردی یه ضربه
روحی شدید بود

06:56.052 --> 06:58.375
این تجربه‌ی تکان دهنده ای بود

06:58.400 --> 07:02.420
و در همون لحظه بود که یه پیغام
از طرف دوست پسرم دریافت کردم که

07:02.445 --> 07:05.015
اون موقع با یونیسف رفته بود گواتمالا

07:05.659 --> 07:07.861
...و گفته بود که

07:08.274 --> 07:11.135
من صبح رو با زنی گذروندم که

07:11.160 --> 07:14.369
کشته شدن پسرش رو به چشم دیده بود

07:15.435 --> 07:18.515
منم جواب دادم فکر میکنی همچین چیزی بده؟

07:18.819 --> 07:20.654
...چون من

07:24.751 --> 07:26.888
من از لحاظ دیدگاهی مشکل دارم

07:26.913 --> 07:30.784
احساس میکنم با تجربه کردن چیزی یاد نمیگیرم

07:33.053 --> 07:37.757
من داشتم تو لس آنجلس برا خودم
قدم میزدم و مردم رو قضاوت میکردم

07:37.782 --> 07:41.069
و این بهترین حالت من نیست
من بهش افتخار نمیکنم

07:41.094 --> 07:42.904
ولی این چیزی بود که اتفاق افتاد

07:42.929 --> 07:45.825
و من یادمه تو ذهنم داشتم میگفتم که

07:45.880 --> 07:49.817
شما بدبخت های کوته فکر مادی گرایی هستین

07:49.936 --> 07:51.071
شما نمیفهمین چی میگم

07:51.137 --> 07:53.606
با کیف های ۱۵۰۰ دلاریشون

07:53.631 --> 07:56.053
یه کیفه دیگه. یه سری آت و آشغال رو میخوای بریزی توش

07:56.081 --> 07:57.946
یه کوله پشتی بگیر. خیلی احمقی

07:58.011 --> 07:59.980
میفهمین چی میگم؟
اینجوری بودم که: "شما ها نمیفهمین

08:00.046 --> 08:03.850
ما یه سری آدم خودخواهیم که
وانمود میکنیم که از ذرات خاکی

08:03.917 --> 08:07.120
که روی هم قرار گرفتن ساخته نشدیم
و داریم با محیطمون برخورد میکنیم

08:07.187 --> 08:08.636
ما هیچی نیستیم

08:08.722 --> 08:11.441
و دقیقا لحظه‌ی بعدش اینو میگم

08:11.543 --> 08:13.629
"دلم میخواد عکسم روی پول باشه"

08:13.960 --> 08:16.229
واقعا دلم میخواد

08:19.032 --> 08:22.127
احساس میکنم لیاقتم اینه که
صورتم روی پول باشه. تمام

08:22.152 --> 08:23.445
...من فقط

08:23.803 --> 08:26.994
من دلم میخواد صورت پریودم روی پول باشه.

08:27.674 --> 08:30.522
نه خیلی بی احساس تره. اینجوریه

08:39.853 --> 08:42.589
همین الان صدای خنده‌ی خواهرم رو شنیدم

08:43.738 --> 08:45.640
اون مٌرده

08:45.675 --> 08:48.678
نه. اینجاس. شوخی کردم. اینجاس

08:55.301 --> 08:58.805
من چندین سال یه سگ داشتم

08:58.872 --> 09:01.485
و اون بهترین دوست من بود

09:01.574 --> 09:04.018
و من همیشه باهاش حرف میزدم

09:04.043 --> 09:07.227
هر وقت خونه بودم باهاش حرف میزدم

09:07.580 --> 09:11.526
و بعد مرد و من دیگه باهاش حرف نزدم

09:11.551 --> 09:12.551
منطقیه

09:13.481 --> 09:16.833
یا نه؟ نمیدونم
میگم که آیا اصن معنی میده یا نه؟

09:17.223 --> 09:20.985
نقشش توی مکالمه به همین اندازه ایه
که الان توی

09:22.806 --> 09:25.360
یه جعبه روی میزم هست

09:28.227 --> 09:30.203
داستان از این قراره

09:30.270 --> 09:33.940
من دیگه با خودم حرف نزدم،
به خاطر اینکه دیگه سگی توی اتاق نبود.

09:34.007 --> 09:35.188
این مسخرس

09:37.243 --> 09:40.346
الان هم یه سگ جدید دارم. به اسم مری

09:40.460 --> 09:42.690
من از جایی نجاتش دادم

09:42.715 --> 09:44.435
یا بهتره بگم اینجوری فکر میکنم که
اون منو نجات داد

09:44.460 --> 09:47.020
نمیدونم کدوم مدل گفتنش خوشایند تره

09:47.295 --> 09:50.231
ولی دارمش به هر حال

09:52.058 --> 09:54.794
و اون تمام دنیای منه

09:55.228 --> 09:58.364
و من خیلی دوستش دارم

09:58.631 --> 09:59.632
اون همه چیز منه

09:59.699 --> 10:01.334
جوونه و سرشار از زندگی

10:01.382 --> 10:03.578
و عاشق سنجاب هاست

10:03.603 --> 10:05.989
و من رو هم درگیر این علاقه اش کرده

10:06.014 --> 10:08.750
اون خیلی بغلیه و ما با هم بازی میکنیم

10:08.775 --> 10:10.310
و شب بغل دست هم میخوابیم...

10:11.765 --> 10:15.436
من یه لحظه حرفم رو اینجا متوقف میکنم
و برمیگردم به اون

10:16.082 --> 10:21.232
حرفی که در مورد سنجاب ها زدم.
من تو کمدی به اون شوخی پرت و پلا میگم.

10:21.621 --> 10:23.656
من میدونستم که میخندین وقتی که گفتم

10:23.723 --> 10:27.158
اون با سنجاب ها درگیره و منم باهاشون درگیر کرده

10:27.760 --> 10:31.172
ولی شما رفتین سراغ همون شوخی اصلی

10:31.197 --> 10:33.374
اون یه شوخی پرت و پلاس
باعث میشه باحال تر به نظر بیاد

10:33.399 --> 10:37.937
الان خرابش کردم چون برگشتم سراغش
و دارم در موردش حرف میزنم

10:37.962 --> 10:39.122
الان خراب شده دیگه

10:39.147 --> 10:41.216
دیگه شوخی پرت و پلا نیست.
ولی بود

10:41.708 --> 10:43.843
این احتمالا کلا برا دو نفر توی جمعیته

10:43.910 --> 10:47.506
...ولی با این حال من میگم که شوخی پرت و پلا باحاله

10:48.047 --> 10:50.049
باحال بودنش هم اینطوریه که

10:50.717 --> 10:53.962
مثلا من دارم بسکتبال بازی میکنم
و درجریان بازی

10:53.987 --> 10:56.237
یه شوت سه امتیازی قشنگ میزنم

10:56.756 --> 10:59.574
و بعدش شما حتی لبخند هم نمیزنی

11:00.894 --> 11:03.483
و صاف برمیگردی سر دفاع

11:03.696 --> 11:06.865
باحالیش به اندازه همون شوخی پرت و پلاس.خب

11:07.800 --> 11:09.435
واقعا؟

11:09.702 --> 11:11.670
تا الان بهش نخندیده بود کسی

11:13.039 --> 11:15.041
مجبور نبودین نخندینا حالا

11:15.108 --> 11:17.440
به خندیدنتون ادامه بدین

11:17.677 --> 11:19.078
...بعد

11:19.779 --> 11:22.657
حقیقتش من جدی درگیر سنجاب ها شدم

11:22.682 --> 11:24.893
و الان میخوام شما ها رو هم درگیرش کنم

11:24.918 --> 11:26.189
شوخی نمیکنم

11:26.217 --> 11:27.524
صبر کنین ببینین

11:27.820 --> 11:30.511
یه چیز بامزه در مورد سنجاب ها یاد گرفتم که

11:31.457 --> 11:34.548
که خیلی هیجان زده ام که بهتون بگم.
من... من نمیتونم...

11:35.094 --> 11:36.896
خب. اینجوریه که

11:38.698 --> 11:39.799
...سنجاب ها

11:41.901 --> 11:47.117
نمیتونن ۸۰ درصد فندق هایی رو که
قایم میکنن، پیدا کنن

11:49.442 --> 11:51.443
شوخی میکنین؟

11:53.846 --> 11:57.282
آیا این بهترین چیزیه که
تا به حال تو زندگیتون شنیدین؟

11:59.886 --> 12:02.877
اولا که حیوون ها قرار نیست اشتباه کنن

12:03.022 --> 12:04.190
اما دوما

12:04.972 --> 12:07.427
...من یه چیزی فهمیدم که قراره مغزتون رو

12:07.493 --> 12:11.934
جمجمه تون رو نگه دارین چون قراره مغزتون
منفجر بشه

12:14.033 --> 12:16.216
اینطوریه که درخت ها کاشته میشن

12:16.402 --> 12:18.422
مسخره میکنین واقعا؟

12:20.940 --> 12:23.583
اینطوریه که درخت ها کاشته میشن

12:23.740 --> 12:26.487
خدا، هستی، طبیعت، یا هر کوفت و زهرمار دیگه‌ای

12:26.512 --> 12:29.994
این موجود وحشناک

12:30.992 --> 12:34.805
و متوهم و معتاد به کوکائین رو به وجود آورده

12:35.029 --> 12:37.799
که فکر میکنه همه دنبال
دونه های بلوطشن

12:37.824 --> 12:40.464
هیشکی دونه های بلوط تو رو نمیخواد

12:41.614 --> 12:44.238
هیچ کس دیگه ای تو این دنیا بلوط نمیخوره

12:44.263 --> 12:45.656
فقط تویی

12:46.811 --> 12:49.319
که میرن همه جا قایمشون میکنن

12:49.675 --> 12:53.284
و اینا اونقد نئشه ی کوکائینن که

12:55.274 --> 13:00.198
فقط میتونن دو تا از ده تا دونه ای رو که
قایم کردن پیدا کنن

13:02.882 --> 13:05.118
سنجاب ها درخت میکارن

13:05.597 --> 13:07.061
تو اسرائیل

13:07.086 --> 13:10.597
درسته. اینه خودم اضافه کردم.
این یکی درست نیس. خودم اضافش کردم

13:15.061 --> 13:16.901
خب. مری سگ منه

13:17.063 --> 13:18.848
و من دوستش دارم

13:19.065 --> 13:21.233
و اون منو درگیر سنجاب ها کرد

13:21.401 --> 13:24.437
...و اون خیلی جوون و پر انرژیه، ولی

13:25.800 --> 13:27.714
داره میمیره

13:29.308 --> 13:31.878
و معلوم نیست چی میشه

13:33.179 --> 13:39.064
شاید دو هفته دیگه
شاید دوازده سال دیگه

13:39.852 --> 13:42.463
ولی بالاخره اتفاق میوفته
و این داره خیلی منو درگیر میکنه

13:42.488 --> 13:43.931
و قلب من نمیتونه تحملش کنه

13:43.956 --> 13:46.401
من اشتباه کردم
نباید یه سگ دیگه میگرفتم

13:46.426 --> 13:47.426
خیلیه

13:52.398 --> 13:53.398
...من

13:54.110 --> 13:57.884
منو قضاوت نکنین
...الان میرم میکشمش اصن. فقط

14:00.432 --> 14:02.972
کاریه که باید انجام بدم

14:08.281 --> 14:11.094
...میدونین چیه؟ در دفاع از خودم

14:11.384 --> 14:13.547
...در طول تاریخ

14:14.053 --> 14:18.917
اگه همین فردا وقتی من کشتمش بمیره
...که این کار رو هم میکنم

14:21.227 --> 14:25.040
یا اینکه دوازده سال دیگه به مرگ طبیعی بمیره

14:25.331 --> 14:28.009
هیچ تاثیری در تاریخ نمیذاره

14:28.034 --> 14:30.221
دقیقا همون موقع هستش

14:30.503 --> 14:32.038
پس حق با منه

14:32.105 --> 14:33.105
...و من

14:34.974 --> 14:38.453
و اون الکی هم نمیمیره
چون من به صلیب میکشمش

14:38.478 --> 14:41.522
خدای من! چقد بامزه میتونه باشه

14:41.547 --> 14:44.559
اینو نگفتم بهتون. اون کوچولوئه
و پاهای بلندی داره

14:44.584 --> 14:48.454
و پاهاش به طور طبیعی به این فرم درمیان

14:48.521 --> 14:52.325
من مجبور میشم دست هاش رو هم بشکنم

14:52.392 --> 14:54.227
این کارو میکنم

14:54.961 --> 14:58.240
گوش کنین. اگه قراره تبدیل به
یه اسطوره شین باید زجر بکشین

14:59.065 --> 15:03.378
فکر میکنین مسیح معروف میشد اگه
مثل یه حیوان خانگی معمولی میمرد؟

15:03.403 --> 15:04.403
نه

15:05.138 --> 15:07.912
...مسیح. پسر خدا

15:08.374 --> 15:10.418
که برای گناهان شما کشته شد

15:10.443 --> 15:14.940
وقتی که مرد خوابیده بود
دور و ورش هم پر از اسباب بازی های مورد علاقش بود؟

15:14.965 --> 15:17.534
مسخرس

15:20.319 --> 15:21.929
من...باشه

15:21.954 --> 15:23.595
یه خورده بخشنده میشم

15:23.956 --> 15:27.470
و یه داستانی رو براتون تعرف میکنم که یه
داستان واقعیه

15:27.994 --> 15:32.092
و در مورد یکی از خواهرامه
من سه تا خواهر دارم

15:32.532 --> 15:34.075
و این در مورد یکیشونه

15:34.100 --> 15:37.003
...نمیگم کدوم یکی، ولی

15:38.037 --> 15:40.114
اسمش جودینه

15:42.642 --> 15:45.340
جودین میرفت دانشگاه بوستون

15:45.545 --> 15:49.600
و اگه با دانشگاه بوستون آشنا باشین
میدونید خوابگاهش مختلطه

15:49.625 --> 15:52.294
که الان البته اکثر خوابگاه ها همینطورین

15:52.552 --> 15:56.940
ولی اون ها توی خوابگاه های مختلط
دستشویی های مختلط دارن

15:57.523 --> 16:02.028
و جودین در مست ترین حالتش بود توی سال
اول دانشگاهش

16:02.094 --> 16:04.682
...مثل بقیه سال اولی ها

16:05.031 --> 16:11.630
و اون تلوتلو خوران برگشته بود به اتاقش
و تلاشش رو کرده بود و شلوارش رو دراورده بود

16:11.655 --> 16:16.314
و بعدش هم با یه تیشرت و شورتی که پاش
بود خوابش برده بود

16:17.176 --> 16:20.436
و چند دقیقه بعد اتاق دور سرش چرخیده بود و

16:20.510 --> 16:24.725
اون دویده بود سمت دستشویی و شروع کرده
بود به بالا اوردن

16:24.750 --> 16:26.803
و داشته همینطور بالا میاورده

16:27.119 --> 16:30.389
و موقع بالا اوردن احساس کرده که

16:30.456 --> 16:34.628
یه نفر داره شورتش رو از پاش درمیاره

16:35.007 --> 16:38.573
ولی نمیتونسته برگرده و جلوش رو بگیره

16:38.598 --> 16:41.214
چون خیلی شدید داشته بالا میاورده

16:41.501 --> 16:46.080
و داشته همینطور بالا میاورده
و داشتن شورتش رو از پاش در میاوردن

16:46.105 --> 16:49.401
و همینجوری داشتن درش میاوردن تا جایی
که به زمین رسیده

16:50.288 --> 16:52.520
و بعد وقتی بالا اوردنش تموم میشه

16:52.545 --> 16:55.715
سرش رو برمیگردونه که ببینه کی اونجا بوده

16:56.048 --> 16:58.168
ولی کسی رو نمیبینه

16:58.351 --> 17:01.957
به خاطر اینکه داشته تو خودش خراب کاری میکرده

17:01.982 --> 17:15.855
دیلی شو، تنها مرجع تخصصی دانلود تاک شو، استندآپ
و تله واقعیت با زیرنویس فارسی اختصاصی
www.Dailyshow.pro

17:16.435 --> 17:19.601
این داستان واقعیه

17:24.136 --> 17:25.846
...من میخوام بگم

17:27.613 --> 17:31.130
اسم این خنده رو خنده‌ی "راحتی خیال" میذارم

17:31.450 --> 17:33.905
یا خنده‌ی رهایی

17:34.996 --> 17:38.090
من میدونم که من روی صحنه ام

17:38.115 --> 17:41.102
ولی شما باید بدونین که برای من شما روی
صحنه هستین

17:41.127 --> 17:44.297
و خیلی صحنه‌ی زیبایی بودین

17:44.363 --> 17:47.240
شما خیلی احساس همدردی میکردین

17:47.366 --> 17:48.609
خیلی نگران بودین

17:48.634 --> 17:52.033
یه سنگینی ای رو میتونستین تو داستان احساس کنین

17:52.238 --> 17:53.706
خیلی قشنگ بود

17:53.773 --> 17:55.608
و میدونین، من میفهمم

17:55.675 --> 17:57.785
که خیال کردین که قراره بهش تجاوز بشه

17:57.810 --> 18:01.232
و اون هم فکر میکرد که قراره بهش تجاوز بشه

18:02.496 --> 18:05.536
اون فکر میکرد که قراره بهش تجاوز بشه

18:05.618 --> 18:08.598
...و من خیلی به این قضیه فکر کردم. و من

18:09.088 --> 18:14.620
فکر کنم این یکی از تنها سناریو هایی باشه
که میتونی برگردی

18:14.860 --> 18:17.455
و به یه شورت نگاه کنی

18:20.166 --> 18:23.124
که پر از گه خودته

18:25.249 --> 18:28.239
و با خودت بگی "خدا رو شکر"

18:28.326 --> 18:29.894
خدای من

18:33.312 --> 18:36.172
ذوق کنی و خوشحال شی

18:43.422 --> 18:44.732
خواهرم اومده بود ملاقاتم

18:44.757 --> 18:48.868
نه اون خواهری که تو شلوارش خراب کاری کرده بود.
خواهر بزرگم اومده بود

18:48.893 --> 18:52.026
با این حال مطمئنم اونم تو شلوارش خراب کاری میکنه

18:52.498 --> 18:56.369
بالاخره اونم یه "سیلورمن" ه

18:59.605 --> 19:01.831
اون خواهر بزرگم، سوزی بود

19:01.856 --> 19:03.526
اون خاخامه
( عالم یهودی)

19:04.176 --> 19:05.982
توی اورشلیم زندگی میکنه

19:06.278 --> 19:08.823
خدای من! یه کمدین بی خدا

19:08.848 --> 19:12.852
و یه خاخام با خدا با هم خواهرن؟

19:12.918 --> 19:17.164
اینکه چه حسی داره همچین وضعیتی
چیزیه که تو ماشین میتونین در موردش حرف بزنین

19:17.189 --> 19:19.667
سوزی اومده بود اینجا

19:19.692 --> 19:23.704
و به من گفت: " سارا، من فردا دارم
میرم  دوستم امبر رو ببینم"

19:23.729 --> 19:26.040
و بعدش کلی در مورد امبر برا من تعریف کرد

19:26.079 --> 19:28.142
به نظر اون امبر خیلی فوق العادس

19:28.167 --> 19:30.339
و اون توی اتیوپی به دنیا اومده و بزرگ شده

19:30.364 --> 19:33.138
اون به تنهایی یه پرورشگاه رو کنترل میکنه

19:33.172 --> 19:34.582
خیلی الهام بخشه

19:34.607 --> 19:36.517
فردا ساعت ۸ صبح میخوام ببینمش

19:36.542 --> 19:38.361
میشه از آپارتمان تو برای ملاقات استفاده کنیم؟

19:38.386 --> 19:40.421
و من هم گفتم: البته

19:40.446 --> 19:43.030
کلید که داری، من هم خوابم ولی به هر حال

19:43.055 --> 19:46.078
بعد صبح فرداش، کلیدش رو جا گذاشته بود

19:46.103 --> 19:49.296
و دیدم داره در میزنه و رفتم که جواب بدم

19:49.321 --> 19:51.732
انگار چشمام رو با چسب به هم
چسبونده بودن

19:51.757 --> 19:54.602
و وقتی در رو باز کردم گفت سارا این امبره

19:54.627 --> 19:56.662
و من هم گفتم : خوشحالم از دیدنت امبر

19:56.687 --> 19:59.575
و کلی ازت تعریف شنیدم و اومدم دستش رو بگیرم که

19:59.600 --> 20:02.870
دیدم دستش یه قلاب بود

20:04.203 --> 20:05.371
...و

20:07.059 --> 20:09.522
ربطی به داستان نداره ولی در کل بگم که

20:09.547 --> 20:11.585
جفت دستاش قلاب بودن

20:12.578 --> 20:15.675
ولی... دیگه کار از کار گذشته بود

20:15.700 --> 20:18.016
من فقط تکونش دادم

20:18.818 --> 20:21.038
من با قلابش دست دادم

20:23.148 --> 20:25.453
و خیلی لحظه‌ی اشتباهی ای هم بود

20:25.478 --> 20:28.502
من مطمئنم بیشتر خوشش میومد اگه من میگفتم

20:28.527 --> 20:31.605
"او! تو دست هات قلابن.
خیلی خوب میشد اگه میفهمیدم باید چی کار کنم

20:31.630 --> 20:35.359
و اونم میگفت که خیلی خوب شد که باهام روراستی

20:35.384 --> 20:36.844
هیچکس هیچوقت باهام روراست نیست

20:36.869 --> 20:38.704
آره تو میتونی باهام دست بدی. حالا هرچی

20:38.771 --> 20:43.066
و بعدش هم تبدیل به دوست های واقعی میشدیم
و کلی هم با هم شوخی داشتیم

20:43.275 --> 20:46.039
...و این اون مدلیه که توی مغز من هست. ولی

20:47.346 --> 20:51.560
یه جوری با قلابش دست دادم که انگار
داشتم میگفتم

20:51.751 --> 20:54.518
قلابت واسه من مثل دست میمونه

20:54.543 --> 20:55.563
خداحافظ

20:55.588 --> 20:57.376
و بعدش هم برگردم بخوابم

20:57.590 --> 21:00.700
و تظاهر کنم که همش یه خواب بوده

21:01.482 --> 21:03.604
ولی آخه خاخام لامصب! (خواهرش)

21:03.629 --> 21:07.325
اون فکر کنم ۹ تا چیز مختلف در مورد امبر به
من گفت

21:10.280 --> 21:14.757
دو تاشون باید این میبود که اون دستاش
از قلابه، نه؟ من عوضی بازی درنمیارم اینجا

21:16.308 --> 21:17.308
حداقل

21:18.500 --> 21:19.979
اون دست هاش از قلابه

21:20.045 --> 21:21.309
اون فوق العادس

21:21.347 --> 21:22.690
تو اتیوپی زندگی میکنه

21:22.715 --> 21:24.425
...اون به تنهایی یه پرورشگاه رو

21:24.450 --> 21:26.227
این خیلی منطقی تره

21:26.452 --> 21:28.959
خیلی باهوشه. خیلی الهام بخشه

21:29.054 --> 21:31.757
...ولی یادت باشه که

21:32.424 --> 21:34.040
دست هاش از قلاب ساخته شده

21:36.740 --> 21:38.732
ولی سوزی اینطوری نیست

21:38.757 --> 21:39.874
اون هیچ رنگی رو نمیبینه
(نژادپرست نیست)

21:39.899 --> 21:41.902
اون حتی دست ها رو هم نمیبینه

21:41.952 --> 21:43.920
به همین اندازه فوق العادس

21:48.374 --> 21:49.475
من... من...

21:50.541 --> 21:52.970
من خیلی آدم شهوت گرایی هستم

21:53.712 --> 21:57.057
شما همیشه میتونین با یه آدم شهوتگرا
حرف بزنین

21:57.082 --> 22:00.961
چون اونا تویه صحبت هاشون

22:00.986 --> 22:04.275
در استند آپ بعدیشون ازش استفاده میکنن

22:04.300 --> 22:05.843
یه جور راهنماییه

22:06.759 --> 22:08.098
...من اینطوری ام

22:08.164 --> 22:10.671
من میدونم خیلی باحاله که
موقع سکس چرت و پرت بگی

22:10.696 --> 22:12.965
و من هم اینو امتحان کردم

22:13.032 --> 22:16.293
و به درد من نمیخوره چون من

22:16.936 --> 22:20.406
احساس میکنم واقعیت بهم این اجازه رو نمیده

22:20.596 --> 22:21.825
...انگار

22:22.575 --> 22:27.922
...مثلا:" خدای من چقدر کیرت
اوو...هیچی... سایه بود

22:30.310 --> 22:34.500
کاری که من میکنم خیلی دیوانه وار تره

22:35.245 --> 22:38.723
من دوست دارم بعد از سکس حرف های
عجیب غریب بزنم

22:39.792 --> 22:42.244
وقتی همه چیز خیلی آروم شده

22:43.507 --> 22:46.608
برم تو صورتش، خیلی آروم بهش بگم

22:49.001 --> 22:52.018
فکرمیکنی چه اتفاقی میوفته اگه همین الان
برم بیمارستان

22:52.043 --> 22:53.487
و یه تست تجاوز بدم؟

22:55.407 --> 22:57.352
آره، چی فکر میکنی با خودت؟

23:01.278 --> 23:05.125
فکر میکنی که منی تو رو توی بدنم پیدا میکنن؟

23:05.150 --> 23:06.481
چون من پیدا میکنم

23:07.052 --> 23:08.520
واقعا پیدا میکنم

23:12.625 --> 23:15.402
شاید بهتره پشتم رو بخارونی تا
خوابم ببره، نه؟

23:15.427 --> 23:18.502
به نظرت این ایده ي خوبیه مادر به خطا؟

23:21.643 --> 23:25.730
دوست پسرم خارجیه. برا همین
میتونم بعدش تو صورتش نگاه کنم و بگم

23:25.814 --> 23:29.138
آمریکا بهترینه

23:31.977 --> 23:34.097
اونم میگه:" بهترین تو چی؟

23:34.713 --> 23:36.893
نگران اونش نباش

23:37.516 --> 23:39.930
برامون مهمه که بهترین باشیم

23:41.153 --> 23:43.781
حتی اگه تو "دیابت نوجوانان" باشه

23:48.685 --> 23:49.995
حکمش چیه؟

23:50.062 --> 23:53.032
من نمیدونم چجور آدمایی اینجان

23:53.999 --> 23:59.471
برای نوازش های بعد از آمیزش یا اگه احمق
باشین بهتره بگم نوازش های بعد سکس

23:59.905 --> 24:02.032
...چی کار باید

24:02.508 --> 24:06.178
...باید با انگشت هایی که

24:06.445 --> 24:09.212
کردم تو کونش باید چی کار کنم؟

24:11.770 --> 24:14.088
یه راست میاریشون بغلت؟

24:14.406 --> 24:17.142
یا... زیر بالش؟

24:17.472 --> 24:19.633
یا اینکه قطعشون میکنی؟

24:19.658 --> 24:21.493
یه تیکه از جا قطعشون کنی

24:21.560 --> 24:24.931
این اتفاقیه که برا دست های امبر افتاده بود

24:27.833 --> 24:29.101
دارم شوخی میکنم

24:29.168 --> 24:30.469
بیخیال

24:31.837 --> 24:32.905
آروم باشین

24:32.971 --> 24:36.315
به خاطر مین هایی بود که تو ۷ سالگی
رفته بود روش

24:39.041 --> 24:43.749
ببینین. بعضی وقتا دوست دارم یه جوک رو
با یه حقیقت تلخ تمومش کنم

24:46.504 --> 24:48.651
مرسی جودین
(اشاره به داستان خواهرش که ریده بود)

24:53.944 --> 24:55.671
داری میترکونی سارا

24:58.931 --> 25:03.802
ما به دختر هامون عروسک های باربی میدیم
فقط برا اینکه اون ها یه تصوری

25:03.869 --> 25:08.515
از بدن داشته باشن که دست نیافتنی هستش

25:08.540 --> 25:11.144
که در نتیجه بفهمن که با گه فرق زیادی ندارن

25:11.169 --> 25:13.254
و باید خودشون رو بکشن

25:13.350 --> 25:15.085
انقدر مهمه

25:15.526 --> 25:18.418
که باید آمورشش رو از سن پایین شروع کرد

25:18.684 --> 25:20.652
...مطمئن نیستم

25:20.979 --> 25:25.657
کی این عروسک های باربی یا برتز رو طراحی میکنه
(برتز: نوعی عروسک شبیه عروسک های باربی)

25:25.724 --> 25:28.924
یا هر کدوم دیگه از عروسک های کارگر جنسی رو

25:29.628 --> 25:32.782
مطمئن نیستم از کی داریم مراقبت میکنیم

25:34.381 --> 25:37.136
...زشت بودنش کجاس یا

25:37.202 --> 25:38.871
خب. باربی ها...

25:38.937 --> 25:42.282
اندازه پاهاشون دو برابر اندازه بقیه بدنشونه

25:42.307 --> 25:45.577
همیشه روی نوک انگشت هاشون راه میرن

25:45.644 --> 25:47.769
فقط میتونن کفش پاشنه بلند بپوشن

25:47.916 --> 25:50.057
حتی اگه بخوان هم نمیتونن کفش های تخت بپوشن

25:50.082 --> 25:53.655
وقتی ساعت ۳ صبح سر توالت نشسته
هنوزم کفش پاشنه بلند پاشه

25:53.786 --> 25:55.472
چون اون یه "خانومه"

25:57.790 --> 25:59.792
سینه هاش

26:02.227 --> 26:05.939
اون فقط قسمت های گنده و چاق و براق سینه
رو داره

26:05.964 --> 26:08.617
که مرد ها باهاش خودارضایی میکنن

26:09.234 --> 26:12.194
ما باید از دختر هامون

26:12.483 --> 26:15.530
در برابر سرسینه هایی که منبع تغذیه ان
مراقبت کنیم

26:15.574 --> 26:17.383
خیلی زشته واقعا

26:17.643 --> 26:19.243
سر سینه ندارن

26:21.713 --> 26:25.793
ما نمیتونیم اجازه بدیم دخترامون
چیزی که منبع تقذیه هست رو ببینن

26:25.818 --> 26:29.426
فقط قسمتی که میتون مثل ساندویچ
دور آلت مرد باشه

26:33.859 --> 26:35.363
بدون هیچ موی زائدی

26:36.361 --> 26:37.763
اون یه چیز دست یافتنیه

26:37.830 --> 26:39.097
شما راست میگین

26:39.883 --> 26:42.176
میدونین چیه
مرسی که مجبورم میکنین صادق باشم

26:42.201 --> 26:43.944
این مهمه. همچین چیزی قابل دست یافتنه

26:43.969 --> 26:46.371
هر کسی از پسش برنمیاد

26:47.206 --> 26:50.108
مردم همیشه دنبال لب های آنجلینا جولی ان

26:50.175 --> 26:53.987
حالا منم نمیخوام لاف بزنم
ولی منم لب هام مثل لب های آنجلینا جولیه

26:54.012 --> 26:56.029
ولی حالا اونقدر هم شبیهش نیست

26:56.215 --> 26:58.725
ولی مال من توی شورتمه

26:58.750 --> 26:59.972
...ولی

27:00.024 --> 27:04.631
www.Dailyshow.pro

27:04.656 --> 27:07.500
واسه همین من همیشه

27:07.726 --> 27:10.540
دوست دارم پشم هام

27:10.565 --> 27:13.262
خیلی ظریف و مثلثی و قشنگ باشن

27:13.879 --> 27:18.072
خیلی منطقی به نظر نمیاد ولی توی ذهن قشنگه

27:21.173 --> 27:23.393
من یه شو در مورد اینکه

27:26.798 --> 27:29.040
هنر بازتابی از زندگیه انجام دادم

27:30.182 --> 27:34.786
خب؟
و زندگی، هنر رو آگاه میکنه

27:34.853 --> 27:35.988
...و بعد

27:36.054 --> 27:40.968
ولی احساس نمیکنم که فیلم ها اونطور که
باید زندگی زن ها رو بازتاب میدن

27:40.993 --> 27:43.370
بیشتر بازتاب تصور مرد ها از زندگیه

27:43.395 --> 27:46.298
یه خورده داره اوضاع بهتر میشه
ولی حتی توی فیلم های پورن

27:46.365 --> 27:49.710
وقتی شما یه زن رو در حال خود ارضایی میبینین

27:49.735 --> 27:52.946
همیشه خیلی سکسی و قشنگ به پشت خوابیده

27:52.971 --> 27:57.833
اون هیچوقت روی شیکمش نخوابیده
با چشم ها و چونه‌ی داغون، که اینطوری هم هست

27:59.244 --> 28:00.683
همینجوریه

28:06.012 --> 28:09.988
ما از فیلم ها و تلویزیون میفهمیم که عشق چیه

28:10.055 --> 28:12.079
و عشق رو برای ما خراب کرده

28:12.190 --> 28:15.702
کمدی های عاشقانه و تمام این مزخرفات
عشق رو برای ما خراب کرده

28:15.727 --> 28:19.990
به ما یاد داده که ما آدم های ناقصی هستیم

28:20.177 --> 28:24.211
که نیاز داریم اون یه نفری رو توی
این دنیا پیدا کنیم که ما رو تکمیل میکنه

28:24.236 --> 28:26.680
من به شما قول میدم
هزاران نفر هستن که

28:26.705 --> 28:30.195
گزینه های مناسبی برای تک تک شما ها هستن

28:30.640 --> 28:32.786
و من نمیخوام که کامل بشم
نمیخوام

28:32.811 --> 28:36.957
من دارم هر روز کلی کار میکنم
که یه آدم کامل باشم، میدونین؟

28:36.982 --> 28:38.892
من نمیخوام که تو رو تکمیل کنم

28:38.917 --> 28:40.585
من میخوام خودت کامل باشی
(از یه لفظ استفاده میکنه که به مغنی سوراخ هستش)

28:40.610 --> 28:44.313
...من میخوام تو بیای
الان فهمیدم که گفتم سوراخ

28:48.126 --> 28:51.238
یه چیز دیگه ای هم که باربی نداره

28:55.367 --> 28:58.445
میدونم که خیلی میتونه دید فمنیستی ای باشه

28:58.470 --> 29:00.915
چرا باربی یه سوراخ نداره؟

29:07.012 --> 29:10.286
من نمیدونم اون چی هست اصن
یه چیز خصوصیه

29:10.311 --> 29:15.862
آوامــووی

29:15.887 --> 29:18.966
من یه کار خیریه ای چند سال پیش اینجا
انجام دادم

29:18.991 --> 29:23.170
با کمک دوستم که رئیس یه سازمان حمایت از زنانه
(Lady parts justice)

29:23.195 --> 29:24.997
یه سر بهش بزنین

29:25.063 --> 29:28.986
من به نظرم اساسا یه جور

29:29.011 --> 29:31.003
حمایت از حق انتخاب بود

29:31.028 --> 29:34.806
ولی در واقع فقط یه چیزی بود برای
زن های اهل تگزاس

29:34.831 --> 29:37.384
چون در اون موقع هر مرکز سقط جنینی که

29:37.409 --> 29:40.454
توی تگزاس بود داشت بسته میشد
و فقط ۵ تاشون باقی مونده بودن

29:40.479 --> 29:43.123
...از اون موقع تا حالا خیلی بدتر شده ولی

29:43.148 --> 29:45.917
و ما فقط میخواستیم پول جمع کنیم

29:45.942 --> 29:47.751
که به زن های تگزاس بدیم

29:47.776 --> 29:50.422
که اون ها بتونن یه پرستار بچه بگیرن

29:50.447 --> 29:53.100
در حالی که اون ها ۱۲ ساعت رانندگی میکنن
که برن بچشون رو سقط کنن

29:53.125 --> 29:57.537
یا اینکه برن ماموگرافی یا نمونه برداری
یا هر چی

29:57.562 --> 30:03.290
ما این شو رو انجام دادیم
و عده ای معترض هم بیرون بودن

30:03.315 --> 30:08.940
میدونین آدم های حامی حق زندگی
آدم های کلیسا و این حرفا، افراد عضو ان پی آر
(مجموعه ای شبکه های رادیویی)

30:09.007 --> 30:10.817
ان پی آر نه

30:10.842 --> 30:13.196
NRA
(انجمن ملی سلاح گرم)

30:14.880 --> 30:17.404
اون ها خیلی با هم فرق دارن

30:20.419 --> 30:23.053
آدم های آشغال کاملا متفاوت

30:25.684 --> 30:27.968
و اونا اون بیرون داشتن اعتراض میکردن

30:27.993 --> 30:32.788
و من مشکلی باهاشون ندارم
چون خودم هم مثل اونا هستم

30:32.813 --> 30:33.874
هممون مثل همیم

30:33.899 --> 30:36.076
میدونین، من محصول اون تربیتی ام که شدم

30:36.101 --> 30:41.473
من توسط یه مشت آزادی خواه یهودی
دموکرات بزرگ شدم

30:41.498 --> 30:44.273
و الان هم یکی از اونام
و دلم میخواد  فکر کنم

30:44.298 --> 30:46.987
که خودم به اینجایی که هستم رسیدم
ولی اینطور نیست

30:47.012 --> 30:49.159
من محصول اون تربیتی ام که روم انجام شده

30:49.184 --> 30:51.958
و این آدم ها هم توسط افرادی بزرگ شدن که
دوستشون دارن

30:51.983 --> 30:55.996
که به بچه هاشون گفتن:" یه سری آدم
اون بیرونن که میخوان نوزاد ها رو بکشن"

30:56.021 --> 30:58.773
و اگه من جای اون بچه ها بودم میگفتم:
"ما باید جلوشون رو بگیریم"

30:58.798 --> 31:01.435
و اونوقت منم اون بیرون داشتم اعتراض میکردم

31:01.460 --> 31:05.862
بعد من رفتم بیرون و میخواستم یه
سلامی بهشون بکنم

31:05.887 --> 31:10.859
و خیلی خوش برخورد باهاشون رفتار کنم

31:11.269 --> 31:16.375
و رفتم گفتم:" هی! سلام. اومدم بگم که

31:16.441 --> 31:21.113
این عالی نیست که ما داریم تو کشوری زندگی میکنیم
که من میتونم یه همیچن برنامه ای داشته باشم

31:21.138 --> 31:23.223
چون چیزیه که بهش اعتقاد دارم

31:23.248 --> 31:27.001
و تو میتونی بهش اعتراض کنی
چون چیزیه که تو بهش اعتقاد داری

31:27.026 --> 31:30.592
و ما میتونیم در آرامش یه جا زندگی کنیم؟

31:30.622 --> 31:33.233
و اون گفت:" وای خدا! تو راست میگی

31:33.258 --> 31:35.852
شوخی میکنم . اون گفت
تو میری به جهنم

31:35.877 --> 31:38.133
و منم گفتم " از دیدنتون خوشحال شدم

31:39.931 --> 31:45.212
اما اونجا یه دختر کوچولوی ۹ ساله
بود که یه ژاکت صورتی پوشیده بود

31:45.237 --> 31:48.969
و اون یه علامت گنده که تقریبا
دو برابر خودش بود گرفته بود دستش

31:49.174 --> 31:53.533
که روش نوشته بود:
"سقط جنین یک قتل خونین است"

31:53.678 --> 31:58.864
و کلمه‌ی "خونین" با رنگ قرمزی که چکه میکرد
نوشته شده بود

31:58.942 --> 32:04.593
و اون اولین باری بود که با خودم گفتم
اونا باید برن فروشگاه های مخصوص

32:04.618 --> 32:08.070
تا تجهیزات لازم رو بخرن

32:12.838 --> 32:14.885
خدا از تو متنفره

32:16.067 --> 32:19.616
و من گفتم که
"تو واقعا فکر میکنی خدا تنفر میورزه؟"

32:19.671 --> 32:22.228
و اون گفت:" آره اون از تو متنفره"

32:22.253 --> 32:25.768
و بعدش من یه جوک در مورد پی پی بهش گفتم

32:26.083 --> 32:27.922
اونم اینجوری خنده اش گرفت

32:30.774 --> 32:33.618
کلا وسیله‌ی خوبیه برای ایجاد اتحاده
(منظورش جک درباره ی پی پیه)

32:34.553 --> 32:40.049
ولی اون راست میگفت
سقط جنین یه روز کامل رو از بین میبره

32:41.660 --> 32:45.276
و زندگی ای که داخل بدنت جریان داره
رو از بین میبره

32:48.497 --> 32:53.079
ببینین، من میدونم که این دو تا
شوخی آخر، شوخی های هوشمندانه ای نبودن

32:53.104 --> 32:56.291
اون ها هیچ چیز عمیقی برای گفتن ندارن
و فقط بازی با کلماتن

32:56.316 --> 32:58.806
.ولی من اون ها رو دوست دارم

32:59.110 --> 33:01.941
به اندازه‌ی تمام جنین های سقط شده خودم

33:04.562 --> 33:06.060
اینو داشته باشین فعلا

33:06.085 --> 33:07.294
به تگزاس تبریک میگم

33:07.319 --> 33:10.555
اون ها تقریبا سومین ایالتی بودن که

33:11.289 --> 33:14.459
ولی بعدش یه قاضی جلوشون رو گرفت

33:14.794 --> 33:18.781
شما باید اینو بدونین. و من شما رو
مقصر نمیدونم که از این قانون باخبر نیستین

33:18.806 --> 33:19.841
چون که

33:19.931 --> 33:24.069
همش خشونت پشت خشونت بوده که میومده سراغمون

33:24.094 --> 33:26.213
ولی شاید باورتون نشه ولی این درسته که

33:26.238 --> 33:30.389
یه قانونی توی این ایالت ها هست
که شما اگه سقط جنین داشته باشی

33:30.414 --> 33:32.149
یا بچت رو بندازی

33:32.344 --> 33:36.314
باید هزینه‌ی یه مجلس ختم رو پرداخت کنی

33:36.381 --> 33:38.168
برای اون بافت جنین

33:39.084 --> 33:39.784
چی؟

33:40.051 --> 33:41.051
چی؟

33:42.354 --> 33:43.354
دیوانه کنندس

33:44.222 --> 33:45.524
و زشت

33:45.590 --> 33:49.427
و من به شدت دلم میخواد که
توی اون مراسم ختم سخنرانی کنم

33:49.452 --> 33:57.244
دیلی شو، تنها مرجع تخصصی دانلود تاک شو، استندآپ
و تله واقعیت با زیرنویس فارسی اختصاصی
www.Dailyshow.pro

33:57.269 --> 33:59.889
اون همونطور که زندگی مکیرد از دنیا رفت

34:03.041 --> 34:07.780
اندازه‌ی یه دونه کنجد بود
که هیچ قدرت ادراک و تشخیصی هم نداشت

34:09.147 --> 34:11.896
و الان به خاک بازمیگرده

34:12.517 --> 34:13.618
...جایی که

34:14.586 --> 34:18.049
نمیدونم...
شاید توسط یه جیرجیرک خورده میشه

34:21.192 --> 34:24.195
به هر حال
این مراسم خیریه

34:25.764 --> 34:30.168
مسئله اینجاس که، دین میدونه که

34:30.235 --> 34:33.255
البته دین نه.
بهتره الان بگیم دولت

34:33.280 --> 34:37.284
میدونه که چه کار سختیه که

34:37.309 --> 34:42.247
که یک دفعه سقط جنین رو ممنوع اعلام کنه

34:42.314 --> 34:47.360
کاری که اونا میکنن اینه که آروم آروم از
گوشه ضربه میزنن

34:47.385 --> 34:52.399
اون ها قوانین کوچیک درست میکنن، قوانین ریاکارانه
که با کمک اون ها به هدفی که میخوان برسن

34:52.424 --> 34:56.728
خب... کلینیک شما باید راهرویی

34:56.795 --> 34:58.738
به عرض ۱۸ فوت داشته باشه

34:58.763 --> 35:01.430
و کلینیک ها در جواب میگن که

35:01.700 --> 35:05.570
ما تالار نداریم... خیلی خرج داره که ما نمیتونیم تقبل کنیم

35:05.637 --> 35:08.548
خب پس حالا که اینطوره باید ببندینش، نه؟

35:08.573 --> 35:12.118
خیلی ظالمانه و ریاکارانس

35:12.143 --> 35:14.850
مثل این میمونه که چراغ های ماشینت رو
بشکنن و بگن

35:14.875 --> 35:16.756
"تو نمیتونی رانندگی کنی

35:16.781 --> 35:19.451
چراغ هات شکسته."
دقیقا همینطوریه

35:19.851 --> 35:22.554
و اشتباهاتی که انجام میشه

35:23.321 --> 35:28.134
و قوانین بچه‌گانه ای که در مورد سقط جنین
وضع میشه که در اون زن ها باید به کارشون فکر کنن

35:28.159 --> 35:30.503
برو خونه و سه روز به این کار فکر کن

35:30.528 --> 35:33.829
آره فکر کنم قبلا بهش فکر کردم! ریدم تو اون
قیافت

35:33.854 --> 35:34.874
یا مثلا

35:34.899 --> 35:39.571
دستگاه های فراصوتی که فرو میکنن تو بدنت

35:39.638 --> 35:44.476
و مجبورت میکنن به تصویر جنینت نگاه کنی

35:44.542 --> 35:47.278
و حالا اینو داشته باشین

35:47.345 --> 35:51.540
چون یه حقیقت دیگه در این مورد دارم که
عاشقش میشین

35:51.614 --> 35:55.153
این صحت داره
دانشمند ها دو دهه است که این قضیه رو میدونن

35:55.178 --> 35:56.945
اگه به علم اعتقاد دارین

35:57.012 --> 35:58.646
...که

35:59.012 --> 36:00.418
اینجوریه که

36:00.725 --> 36:04.276
اسپرم ها قدرت بویایی دارن

36:04.636 --> 36:08.745
میدونم. میدونم اسپرم ها قدرت بویایی دارن.
همه ما میدونیم که اسپرم ها قدرت بویایی دارن

36:08.900 --> 36:10.669
ولی

36:10.735 --> 36:14.639
سلول های اسپرم ( صدف های کنار دریا)

36:14.706 --> 36:16.875
سارا تمرکز کن

36:17.509 --> 36:18.983
این شب بزرگیه

36:20.945 --> 36:22.514
اینو جدی میگم با این حال

36:22.580 --> 36:26.967
اسپرم ها قدرت بویایی دارن

36:27.752 --> 36:30.921
اون ها حس بویایی دارن و این حقیقت داره

36:31.189 --> 36:36.271
و شما میدونین این به چه معناس؟
یعنی اسپرم ها زنده هستن (زندگی میکنن)

36:37.228 --> 36:39.769
و شما میدونین این چه معنی ای داره؟

36:41.266 --> 36:44.315
ما باید این مزخرفات رو قانونی کنیم

36:46.404 --> 36:49.570
ما باید از نوزادان مراقبت کنیم

36:49.595 --> 36:53.076
من دقیقا میخوام که نوزادانی که به دنیا
نیومده اند رو نجات بدم

36:53.101 --> 36:55.971
این تمام نگرانی منه و قراره این کار رو
انجام بدیم

36:56.076 --> 36:59.559
دفعه بعدی که تصمیم گرفتین توی یه
جوراب ورزشی خودارضایی کنین

36:59.584 --> 37:02.253
یا توی چاه حمومتون یا

37:02.278 --> 37:06.674
نمیدونم چرا، احساس میکنم تو از اون آدم هایی هستی
که میریزی روی شکم

37:06.699 --> 37:08.968
مهم نیست به هر حال

37:08.993 --> 37:11.894
مهم نیست چجوری خودارضایی میکنین

37:11.919 --> 37:13.481
کسی قرار نیست اینجا قضاوت کنه

37:13.565 --> 37:15.375
راست گفتم، نه؟

37:15.400 --> 37:17.363
یه حسی عجیبی دارم در این مورد

37:19.308 --> 37:23.325
وای! اگه این که قدرت ماورایی
بود که میتونست به دنیا کمک کنه

37:23.350 --> 37:24.350
...ولی

37:25.300 --> 37:28.129
این کاریه که قراره انجام بدین
قبل از اینکه خودارضایی کنین

37:28.154 --> 37:29.889
به هر روشی که این کارو میکنین

37:29.914 --> 37:33.060
احساس میکنم باید ادامه بدم... مثلا

37:33.309 --> 37:37.379
تو از اون آدم هایی هستی که بدون دست
کارش رو با تشک انجام میده

37:37.404 --> 37:39.293
انگار همینطوری صاف خوابیدی

37:41.183 --> 37:43.528
یه بار چشمک بزن اگه درسته... میدونستم

37:43.595 --> 37:45.211
شما منو سرگرم میکنین

37:45.236 --> 37:46.725
شما آدم های خوبی هستین

37:46.909 --> 37:48.452
خب. بسه سارا

37:49.000 --> 37:53.125
قبل از اینکه انجامش بدین،
یه سر بیاین کلینیک

37:53.371 --> 37:55.815
ما یه دونه از این لول های بلند و باریک

37:55.840 --> 37:59.862
که مثل میل بافتی میمونه و سرش دوربین داره رو

37:59.911 --> 38:04.624
از طریق مجاری ادرارتون یا همون سوراخ آلتتون

38:04.649 --> 38:06.543
میکنیم تو. تصورش کنین

38:06.568 --> 38:10.401
و بعدش میفرستیمی توی بیضه هاتون

38:10.479 --> 38:12.665
بعدش هم دستگاه فراصوت رو میاریم

38:12.690 --> 38:15.360
و شما میتونین ببینین

38:15.827 --> 38:19.101
زندگی ای که توی تخم هاتون جریان داره رو

38:21.833 --> 38:23.953
من مطمئنم که

38:24.636 --> 38:28.429
بیشتر مرد ها بعد از این اتفاق دیگه خودارضایی
نمیکنن

38:28.454 --> 38:30.540
و این خیلی قشنگه

38:36.335 --> 38:38.024
دنیای شو خیلی عجیب غریبه

38:38.049 --> 38:40.894
نمیدونم چرا اینجور مواقع یاد من میاد

38:40.919 --> 38:44.873
من تو یه قسمت از سریال "همسر خوب" نقشی
داشتم.

38:44.898 --> 38:47.734
خب؟ یه جور درام قانونیه

38:47.759 --> 38:49.173
و خیلی جالب بود

38:49.198 --> 38:53.006
شاید به خاطر این بود که من نشسته بودم
و صحنه هایی که ضبط میکردن رو نگاه میکردم

38:53.031 --> 38:56.908
شما باورتون نمیشه که این تجارت چجوری کار میکنه
دیوانه کنندس

38:56.933 --> 38:58.168
...مثلا

38:58.306 --> 39:00.747
بزارین ببینیم میتونم توصیفش کنم یا نه

39:00.772 --> 39:05.727
یه صحنه توی یه اتاق جلسه بزرگ بود
چون سریال یه "درام قانونیه".

39:05.752 --> 39:07.954
و یه تعدای شخصیت توش وجود داشت

39:07.979 --> 39:10.790
و همه اینا مشغول صحبتن و یه اتفاقاتی داره میفته

39:10.815 --> 39:16.329
تو اولین صحنه ای که ضبط میکنن
یه تصویر عریض از کل صحنه میگیرن

39:16.354 --> 39:18.765
که همه نقش ها و همه چی توش هست

39:18.790 --> 39:21.634
این کار رو چند بار تکرار میکنن
بعد تصویر رو میبرن جلو

39:21.659 --> 39:24.802
و بعدش یه صحنه خیلی نزدیک رو میگیرن که

39:24.827 --> 39:27.096
فقط 3 تا از شخصیت ها رو میتونین توش ببینین

39:27.131 --> 39:31.119
و وقتی اون ها صحنه رو ترک میکنن
ما توی ذهنمون کل صحنه رو میبینیم

39:31.144 --> 39:32.612
چون که قبلا کلش رو دیدیم

39:32.637 --> 39:36.886
اما در واقعیت وقتی دارن این صحنه رو ضبط میکنن
بقیه افراد اصلا توی اتاق نیستن

39:36.997 --> 39:38.365
انگار که پر شده از

39:38.509 --> 39:41.152
یه سری تخته بازتاب دهنده و دوربین و چراغ

39:41.177 --> 39:44.246
و میدونین، بقیه این مزخرفات

39:44.287 --> 39:46.157
من همه لغت ها رو بلد نیستم

39:47.552 --> 39:50.232
فیلمبردار و همه این چیزا

39:50.688 --> 39:54.000
کریستن برنسکی میگه

39:54.025 --> 39:57.427
"من اون مدارک رو دوشنبه صبح روی میزم میخوام."

39:59.797 --> 40:04.229
و اون کت دامن پوشیده و پاشنه بلند پاشه

40:04.574 --> 40:10.541
کریستن برنسکی یه جا گوله شده
چون که نمیتونه بره بیرون

40:10.566 --> 40:12.997
چون کلی خرت و پرت سر راهشه

40:13.044 --> 40:14.921
و باید تا جایی که میتونه بیاد پایین

40:14.946 --> 40:18.591
تا برای بقیه‌ی صحنه جلوی نور رو نگیره

40:18.616 --> 40:21.722
برای بقیه‌ی بازیگر هایی که
توی صحنه ان باید به این روز دربیاد

40:21.747 --> 40:23.356
بعدش جاش چارلز گفت

40:23.655 --> 40:26.516
"اون کارش عالیه. دوشنبه میبینمتون."

40:29.494 --> 40:32.148
هر چیزی که میبینین اینجوریه

40:35.632 --> 40:37.177
من الان آروغ زدم

40:37.202 --> 40:38.747
منم آدمم

40:46.425 --> 40:49.886
من... سه هفته پیش
پشت یه چراغ قرمز بودم

40:51.082 --> 40:53.117
نه. یه دقه اینو داشته باشین
خب؟

40:54.185 --> 40:57.789
من وقتی ۱۰ سالم بود رفتم به یه
کلاس بازیگری در "نیو همشایر" ء

40:59.232 --> 41:00.826
اینا با همن

41:01.688 --> 41:05.104
و اول از همه اینکه معلم بازیگریه خیلی بدجنس بود

41:05.129 --> 41:06.973
یادمه که یه بار گفت

41:06.998 --> 41:09.683
یکی از کار هامون این بود که
آهنگ مورد علاقمون رو

41:09.708 --> 41:11.672
اجراش کنیم

41:11.852 --> 41:14.956
و بعد من آهنگ مورد علاقم رو که

41:19.424 --> 41:21.396
آهنگ "باورت رو از دست نده" بود بردم

41:21.421 --> 41:22.455
ببخشید

41:22.480 --> 41:27.436
فکر میکردم که منظورش از اجرا، لب خوانی
بود

41:27.461 --> 41:28.810
واسه همین اینجوری بودم

41:29.687 --> 41:32.901
و اون به شدت از دستم عصبانی شد

41:33.218 --> 41:37.525
و میدونین،توی سن 10 سالگی
دوست داشتم این قابلیت رو داشتم که بگم

41:37.795 --> 41:41.160
"میدونی چیه؟
احساس میکنم یه مسکلی براش پیش اومده.

41:41.933 --> 41:43.276
مشکل از اونه

41:44.001 --> 41:46.212
ولی نه.وقتی ده سالم بودن همچین چیزی رو نمیدونستم

41:46.237 --> 41:48.505
فکر کردم که یه آشغال به تمام معنام

41:48.530 --> 41:50.659
ولی این داستانی نیست که من میخواستم تعریف کنم

41:50.684 --> 41:53.565
روز اول کلاس بازیگری گفتش که

41:54.178 --> 41:55.799
بازیگری

41:56.695 --> 41:59.892
دوباره بازی کردن است

41:59.917 --> 42:02.164
و من با خودم گفتم
این جمله اصن یعنی چی؟"

42:02.189 --> 42:03.890
دوباره؟

42:03.915 --> 42:06.032
من معنی دوباره رو میدونستم

42:06.057 --> 42:08.152
پس میگفتم، دوباره بازی کردن؟

42:08.177 --> 42:09.177
به هر حال

42:09.594 --> 42:11.895
سه هفته پیش پشت یه چراغ قرمز بودم

42:12.094 --> 42:13.094
و داشتم میگفتم که

42:13.709 --> 42:16.255
اوو... منظورش واکنش بوده

42:17.168 --> 42:18.569
درسته

42:18.636 --> 42:19.636
آره

42:20.738 --> 42:23.926
من با این موافقم
بازیگری یعنی واکنش نشون دادن

42:24.142 --> 42:26.182
باید درست تلفظش میکردی

42:28.713 --> 42:30.242
درک

42:31.215 --> 42:32.796
دیر و نهفته

42:33.051 --> 42:36.458
این زمینه اون کاریه که من انجام میدم

42:36.754 --> 42:40.591
پنهان... درک پنهان... مثل

42:41.192 --> 42:43.694
من از وقتی ۶ سالم بود

42:44.595 --> 42:47.598
باید میرفتم به یه کمپی

42:48.132 --> 42:52.336
و خیلی برام مزخرف و سخت بود

42:52.361 --> 42:56.069
چون که تا ۱۵ سالگی رخت خوابم رو خیس میکردم

42:56.325 --> 42:57.884
بنابراین مثل یه کابوس بود برام

42:57.909 --> 43:02.037
به خاطر همین کلی چیز یاد گرفتم
مثل همکاری نکردن یه طرفه

43:03.714 --> 43:08.717
یه رخت خواب مسافرتی رو مینداختم روی یه سری
ملحفه خیس در حالی که خودم بوی ادرار میدادم

43:08.742 --> 43:11.647
و تظاهر میکردم که هیچ اتفاقی نیفتاده

43:13.124 --> 43:17.439
کدوم پدر مادری که دائم بچش جاش رو
خیس میکنه میفرسته به یه کمپ آخه؟

43:17.464 --> 43:19.281
اون باید یه هیولا باشن. نه

43:19.749 --> 43:21.163
اون ها هیولا نیستن

43:21.666 --> 43:23.127
داستان اینه

43:23.701 --> 43:25.388
پدر من

43:26.137 --> 43:30.177
پدرش هر روز میگرفتش به بار کتک

43:30.374 --> 43:36.724
و بعد طی دوران مدرسه میفرستادنش مدرسه
غیر یهودی ها

43:36.749 --> 43:38.924
میفرستادنش پانسیون. ببخشید

43:39.617 --> 43:41.386
میفرستادنش پانسیون

43:41.411 --> 43:43.291
و بعد توی پانسیون

43:43.654 --> 43:46.375
اونجا هم میگرفتنش به بار کتک

43:46.400 --> 43:48.102
چون یهودی بود

43:48.183 --> 43:49.818
چون اون زمانی بود که مثلا

43:50.661 --> 43:52.644
آمریکا عالی بود

43:53.030 --> 43:54.030
...و

43:58.803 --> 44:00.843
و بعد توی... خب

44:00.905 --> 44:03.274
خیلی خوب بود

44:04.942 --> 44:07.063
و بعد توی تابستون

44:07.088 --> 44:11.257
میرفت کمپ و شکوفا میشد

44:11.282 --> 44:15.685
مثل یه ستاره میدرخشید و
به هر چیزی که میخواست میرسید

44:15.720 --> 44:18.397
و... والدین فقط فکر میکنن که

44:18.422 --> 44:21.175
میدونین... اون فقط فکر میکرد که
" کمپ فوق العادس

44:21.200 --> 44:23.552
شخصیتش رو شکل میده و ازش لذت میبره

44:23.577 --> 44:25.864
چون برای من اینجوری بود
میدونین؟

44:26.063 --> 44:28.156
پس، من مجبور بودم که به کمپ برم

44:28.266 --> 44:31.686
و اون به عنوان جایزه به من کتاب های جک میداد

44:31.920 --> 44:33.212
چون من عاشق جک بودم

44:33.237 --> 44:36.376
و همچینین، شاید یه چند تا دوستی هم از
اون راه پیدا میکردم

44:36.401 --> 44:38.611
یادمه تابستونی که ۸ سالم بود

44:38.809 --> 44:42.018
چون وقتی ۷ سالم بود تازه خوندن یاد گرفته بودم

44:42.224 --> 44:46.219
وقتی رفته بودم ورمانت یکی توی تماشاچی ها
گفت که من ۴ سالم بود

44:46.244 --> 44:48.060
خوش به حالت. من ۷ سالم بود

44:48.085 --> 44:50.206
من وقتی ۷ سالم بود خوندن رو یاد گرفتم

44:50.586 --> 44:52.298
خب، ۸ سالم بود و خیلی ذوق زده بودم

44:52.323 --> 44:54.267
کتاب داشتم. قرار بود بخونم

44:54.292 --> 44:56.853
و پدر من هیچ گونه محدودیتی نداره

44:56.878 --> 45:00.114
من نمیدونم اصن یه نگاهی به این کتاب ها
انداخته بود یا نه

45:00.431 --> 45:04.972
ولی اسم کتاب ها "جک های واقعا بی مزه" ی 1 و 2
بود

45:05.782 --> 45:09.333
و من اولین جک که توی اولین صفحه بود
رو یادمه

45:09.358 --> 45:12.218
یه پاراگراف بود ولی من میتونم تو ۲ ثانیه
توضیحش بدم

45:12.243 --> 45:15.279
این بود
شنل قرمزی، یه مشت چرت و پرت

45:15.304 --> 45:18.132
و بعد گرگ سیاه بد گفت که
من میخوام بخورمت

45:18.157 --> 45:20.760
و بعد شنل قرمزی گفت
بخور، بخور، بخور

45:20.785 --> 45:23.028
هیشکی این روزا هیشکی رو نمیکنه؟

45:23.053 --> 45:25.278
و اینجوری بودم که:" این یعنی چی اصن؟

45:31.896 --> 45:34.716
و بعدش که ۳۰ سالم شد گفتم یا مسیح

45:34.810 --> 45:36.608
خیلی جک زشت و نامناسبیه

45:37.935 --> 45:41.871
...پدرم... پدرم اینطوری نیست که
اون هیچ قید و بندی نداره

45:41.896 --> 45:43.816
...اون خیلی آدم مناسبی
...اون خیلی

45:43.841 --> 45:46.346
مثل رفیقای مردش با ما رفتار میکرد

45:46.371 --> 45:49.907
یادمه یه بار وقتی من خیلی کوچیک بودم

45:49.932 --> 45:52.099
اون با مامانم رفته بودن سر یه قرار 4نفره
(قراری که 2 زوج با هم میذارن)

45:52.124 --> 45:55.728
و وقتی برگشتن خونه
اومد توی پذیرایی روبرویی و ولو شد

45:55.753 --> 45:57.897
یه جور نیمکت توی پذیرایی روبه‌رویی بود

45:57.922 --> 46:00.766
منم اونجا نشسته بودم و ازش پرسیدم
که چی شد و چه خبر بود

46:00.791 --> 46:02.902
اونم گفت که
افتضاح بود

46:02.927 --> 46:05.204
قرار بود با خانواده استرلینگ ملاقات کنیم

46:05.229 --> 46:07.206
ولی فقط آقای استرلینگ اومد

46:07.231 --> 46:09.604
و گفت خانوم استرلینگ وقت پریودشه

46:09.629 --> 46:12.377
و وقتی پریود میشه حالش خیلی خراب میشه

46:12.402 --> 46:15.179
منم گفتم لازم نبود اینا رو بهم بگی

46:19.743 --> 46:21.487
گفتم بابا من میفهمم

46:21.512 --> 46:24.828
قد یه بچه ۵ ساله
و اصلا لازم نیست که همچین چیزی رو بدونم

46:27.051 --> 46:28.319
ولی پدر من

46:29.141 --> 46:30.763
کمپ جایی بود که اون پیشرفت کرد

46:30.788 --> 46:33.357
و آدم های اونجا هنوز هم بهترین دوستاشن

46:33.382 --> 46:35.616
بهترین دوستاش دوست های کمپشن

46:35.843 --> 46:40.273
نزدیک ۸۰ سالش بود که یه دورهمی با همدیگه داشتن

46:40.298 --> 46:45.177
و اون یه عکسی از همشون داره
از وقتی که مشاور کمپ شدن

46:45.202 --> 46:47.446
و فوق العدس. مال سال ۱۹۵۳ ئه

46:47.471 --> 46:49.991
و من گفتم.
"پدر تو باید اینو برام بفرستی."

46:50.016 --> 46:53.252
و همراهش برام یه فهرستی از
اینکه این آدم ها کی هستن

46:53.277 --> 46:55.488
و الان چی کار میکنن برام فرستاد

46:55.513 --> 46:58.516
این "فیل هالمن" ئه و الان قاضی شده

46:58.541 --> 47:00.259
این "آرنی گلدستین" ئه

47:00.284 --> 47:02.947
رئیس قماش خونه‌ی مارتین

47:02.972 --> 47:04.757
این "دنی گولد" ئه

47:05.222 --> 47:09.999
دنی گولد یه بار برای "پانچی کریمر" ساک
زد و ما همه نگاه کردیم

47:10.516 --> 47:12.096
این "سای شوارتز" ئه

47:12.121 --> 47:14.165
اون توی رستوران "شاه صدف" کار میکنه

47:14.231 --> 47:16.300
این اینطوریه... اون این کارس

47:16.325 --> 47:18.069
این "موریس سایمون" ئه

47:18.094 --> 47:20.104
این "پانچی کریمر" ئه

47:20.838 --> 47:22.448
این کاره اس و فلان و بیسار

47:22.473 --> 47:25.594
و من گفتم
"بابا این چه حرفاییه که میزنی"

47:26.043 --> 47:27.278
اصن نمیفهمه

47:29.280 --> 47:33.617
اون تا موقعی که یه مشاور بشه میرفت کمپ

47:33.766 --> 47:37.788
و تو خیالمون مشاور ها خیلی آدم های
عاقل و بالغی ان

47:37.860 --> 47:40.266
ولی اونا مثل بچه های ۱۶ ساله میمونن.

47:40.291 --> 47:44.531
بعد برای هر یک از اعضای کمپ
باید هر هفته یه فرمی رو پر میکردن

47:44.562 --> 47:46.514
باید هر هفته یه فرمی رو پر میکردن

47:46.539 --> 47:49.208
و توش میپرسید که آیا اون رفتارش خوب بوده یا نه؟

47:49.233 --> 47:51.352
آیا درست میخوابه؟
آیا دندون هاش رو مسواک میزنه؟

47:51.377 --> 47:53.012
دستشویی میره؟

47:53.037 --> 47:56.340
و بعد زیرش نوشته بود ش/س

47:56.602 --> 47:58.994
و پدر من نمیدونست که اون چه معنی ای میده

47:59.019 --> 48:01.487
و خیلی هم خجالت میشکید که از کسی بپرسه

48:01.512 --> 48:04.938
و از منطق خودش استفاده میکرد و میگفت

48:04.963 --> 48:09.412
خب این که بعد از دستشویی اومده پس معنیش
باید این باشه که

48:09.956 --> 48:12.057
شل بود یا سفت؟

48:17.328 --> 48:19.929
واسه همین یه تابستون کامل

48:24.401 --> 48:28.677
پدرم به اعضای کمپش میگفت که هر بار که

48:29.607 --> 48:31.870
مدفوع میکنن بیان خبرش کنن

48:33.944 --> 48:36.836
که اون بره نگاهشون کنه

48:40.273 --> 48:42.375
و بعد به سختی حدس بزنه

48:44.054 --> 48:46.295
که آیا شل بود یا سفت

48:47.784 --> 48:49.534
خیلی دوست دارم این قضیه رو

48:50.350 --> 48:54.639
معنیش اینه که یه سری آدم پیر به جلسات مشاوره
میرن

48:55.132 --> 48:56.481
و میگن

48:56.992 --> 49:01.939
من یه مشاور داشتم توی کمپ
که همش درگیر مدفوع من بود

49:04.300 --> 49:06.832
شما مورد آزار جنسی واقع شدین

49:09.713 --> 49:12.936
ولی معنی اون قسمت نامه به خانه بود

49:15.137 --> 49:16.929
ولی خدا رو شکر که اون نپرسید

49:16.954 --> 49:18.856
خیلی شرم آور بود

49:22.250 --> 49:25.212
والدین من وقتی ۷ سالم بود از هم طلاق گرفتن

49:25.238 --> 49:28.674
و مادرم برگشت دانشگاه که مدرکش رو بگیره

49:28.699 --> 49:30.631
و خواهر هام بزرگتر بودن

49:30.656 --> 49:32.978
و راحبه ها از من مراقبت میکردن

49:33.003 --> 49:36.345
من میرفتم به یه جایی شبیه صومعه

49:36.370 --> 49:37.548
ولی شبیه

49:38.209 --> 49:41.492
خونه ملکه ویکتوریا بود که راحبه ها اونجا بودن

49:41.517 --> 49:43.022
و اونجا یه مرکز مراقبت روزانه داشتن

49:43.047 --> 49:45.941
و از اون موقع تا حالا من راحبه های
بی نظیری رو ملاقات کردم

49:45.966 --> 49:48.669
ولی اونا اینجوری نبودن. اونا یه مشت جنده بودن

49:49.286 --> 49:50.387
جدی میگم

49:50.454 --> 49:51.689
اونا ما رو میزدن

49:51.755 --> 49:55.092
و من تا حالا کتک نخورده بودم

49:55.117 --> 49:57.192
و خیلی ازشون میترسیدم

49:57.217 --> 50:01.073
مثلا وقتی که زمان خواب میرسید
اگه ما روی تشک های کوچیکمون نخوابیده بودیم

50:01.098 --> 50:02.641
اونا ما رو میزدن.

50:02.666 --> 50:05.002
و بعد برای نهار

50:05.027 --> 50:07.746
ما میرفتیم به جنگل
چون توی نیو همشایر بودیم

50:07.771 --> 50:11.565
و اون ها به ما ساندیچ کره بادوم زمینی
و مارمالاد میدادن

50:11.590 --> 50:14.986
و ما باید همش رو میخوردیم
وگرنه اونا میزدنمون

50:16.383 --> 50:18.774
و من عاشق کره بادوم زمینی و مارمالاد بودم

50:19.959 --> 50:21.585
ولی این فرق داشت

50:21.652 --> 50:23.439
این کره بادوم زمینی و مربا بود

50:23.721 --> 50:25.007
و مربا

50:25.522 --> 50:27.806
من تا اون موقع مربا نخورده بودم

50:27.831 --> 50:30.267
و... خیلی فرق دارن

50:30.794 --> 50:33.936
یه تیکه هایی توش داره

50:35.983 --> 50:39.178
و ما باید همش رو میخوردیم وگرنه اونا میزدنمون

50:39.203 --> 50:40.604
من خیلی میترسیدم

50:41.272 --> 50:44.453
چون فکر نمیکردم که میتونم مشت بخورم در
اون لحظه

50:44.708 --> 50:46.510
و... صبر کنین

50:46.577 --> 50:48.264
اینو داشته باشین

50:48.646 --> 50:51.522
اینو داشته باشین تا یه چیزی بهتون بگم

50:52.116 --> 50:56.892
این رفتار انسانه
که ما ازش داستان ترسناک میسازیم

50:57.187 --> 50:58.815
داستان ترسناک

50:59.356 --> 51:00.557
داستان ترسناک

51:00.624 --> 51:01.759
داستان ترسناک

51:01.825 --> 51:03.193
داستان ترسناک

51:04.395 --> 51:05.395
ترسناک

51:05.729 --> 51:07.498
داستان ترسناک میسازیم ازش

51:08.365 --> 51:10.100
خیلی تکرارش کردم

51:12.136 --> 51:14.505
ما برا خودمون داستان ترسناک میسازیم

51:14.571 --> 51:17.174
که فقط وضع عادی انسانه

51:17.741 --> 51:21.553
مثلا ما میگیم
من باید این چاله رو رد کنم

51:21.578 --> 51:24.854
قبل از اینکه اون ماشین بزنه به من، وگرنه میمیرم

51:25.549 --> 51:27.493
فقط تو نیستی که این کارو میکنی

51:27.518 --> 51:29.228
همه این کارو میکنن

51:29.253 --> 51:33.340
روانپزشک من میگه ما اینجوری
با فناپذیریمون کنار میایم

51:33.691 --> 51:38.856
خلاصه من داشتم این ساندویچ کره
بادوم زمینی و مربا رو میخوردم

51:39.396 --> 51:43.100
و داشتم برا خودم داستان ترسناک تعریف میکردم

51:43.300 --> 51:45.518
و داستان ترسناکش این بود که

51:45.769 --> 51:49.982
این مربا خون پریود راحبه هاست

51:50.007 --> 51:55.788
www.Dailyshow.pro

51:55.813 --> 51:59.748
ولی من باید همش رو  میخوردم
چون که میترسیدم من رو بزنن

51:59.878 --> 52:01.491
اینجوری میخوردمش

52:02.820 --> 52:05.285
و بعد قورتش میدادم
من نمیدونم چی

52:06.724 --> 52:08.862
باعث شد من فکر کنم که

52:09.560 --> 52:15.643
مربا یه تیکه هایی از کبد رو توش داشته باشه

52:18.869 --> 52:22.801
باشه. من سعی میکنم یه داستانی رو براتون
تعریف کنم

52:23.277 --> 52:24.759
یه تابستونی نزدیک بود من بمیرم

52:24.784 --> 52:26.585
واقعا داشتم میمردم

52:26.610 --> 52:28.447
من توی راه بودم

52:28.844 --> 52:30.456
گلودرد وحشتناکی داشتم

52:30.481 --> 52:31.987
خیلی جدی نگرفتمش

52:32.483 --> 52:35.039
تبدیل شد به یه جور سرما خوردگی

52:35.253 --> 52:38.010
و بعد که برگشتم خونه دوباره تبدیل شد به گلودرد

52:38.111 --> 52:40.866
و گفتم که حالا که اومدم خونه بهتره برم دکتر

52:40.913 --> 52:42.505
که هیچوقت هم نمیرم

52:42.530 --> 52:44.078
خلاصه رفتم دکتر

52:44.395 --> 52:47.206
و اون کلی من رو منتظر گذاشت

52:47.231 --> 52:50.313
میخواستم بیخیالش بشم ولی بالاخره موندم اونجا

52:50.727 --> 52:52.711
یه نگاهی به گلوم انداخت و گفت

52:52.736 --> 52:54.954
"همین الان باید بریم اورژانس"

52:55.097 --> 52:59.334
یه جور ورم چرکی روی

52:59.777 --> 53:03.866
حلقم بود. جایی که شما تنفس میکنی

53:04.181 --> 53:08.717
و این ورم جوری بود که اگه یک میلیمتر دیگه
رشد میکرد

53:08.742 --> 53:12.189
جلوی تنفسم رو میگرفت و من میمردم

53:12.256 --> 53:14.166
یا اینکه منفجر میشد

53:14.191 --> 53:17.077
و توش کلی سم بود که اون منو میکشت

53:18.495 --> 53:21.789
نترسین. خیلی نادره
برای شما اتفاق نمیفته

53:21.814 --> 53:23.942
شاید هم بیفته

53:23.967 --> 53:24.967
ولی

53:25.741 --> 53:27.805
خلاصه ، مجبور شدم برم بیمارستان

53:27.871 --> 53:33.510
و بعد اون ها یه جور دارو

53:33.535 --> 53:35.879
بهم تزریق کردن

53:35.946 --> 53:39.346
که یه ذره حالم رو قبل از جراحی آروم کنه
(حالت بیهوشی)

53:39.550 --> 53:41.560
و یه جوری که من نفهمم

53:41.585 --> 53:45.606
داشتن به دوستم امی و دوست پسرم
مایکل میگفتن که

53:45.631 --> 53:48.300
این یه عمل جراحی خطرناکه

53:48.325 --> 53:50.502
و شاید زنده نمونه

53:50.527 --> 53:52.838
خیلی ریسکش بالاس و از این حرفا

53:52.863 --> 53:55.607
در حالی که من حالم خوب بود

53:55.632 --> 53:59.244
و داشتم میگفتم که به اندازه کافی منگ نشدم
(داروی بیهوشی کم بوده)

53:59.269 --> 54:01.313
داشتم غر میزدم که به اندازه کافی منگ نشدم

54:01.338 --> 54:06.585
و من میتونم بهتون بگم دقیقا چه اتفاقی افتاد
چون که امی انقدر عوضی بود که

54:06.610 --> 54:09.546
این قضیه رو ضبط کرد
(فیلم گرفت)

54:09.571 --> 54:10.655
...بعد

54:11.862 --> 54:14.602
شما منو میدیدین که داشتم میگفتم
به اندازه کافی منگ نشدم

54:14.627 --> 54:16.424
و اونا داشتن میگفتن که کافیه

54:16.449 --> 54:19.665
و بعد بهشون ثابت کردم که
به اندازه کافی منگ نشدم

54:19.690 --> 54:23.466
با توضیح دادن مسئله جدایی انگلستان از بریتانیا

54:24.683 --> 54:27.748
خیلی دقیق و ظریف بود
و من کلی نظر داشتم راجع بهش

54:27.773 --> 54:29.508
خیلی عالی بود

54:29.533 --> 54:32.509
شما میتونستین صدای متخصص بیهوشی
رو بشنوین که داشت میگفت

54:32.534 --> 54:34.475
وای چقدر خوب حرف میزنه

54:36.340 --> 54:39.693
و بعد شما میدیدین که داشتن
من رو با ویلچر میبردن

54:39.718 --> 54:43.722
و مایکل و امی هم نمیتونستن با من بیان

54:43.747 --> 54:46.567
نمیتونستن از در های اتاق جراحی یا هر چی که بود بگذرن

54:46.592 --> 54:51.047
همونطوری که داشتم میرفتم برگشتم به مایکل یه
چیزی گفتم که ما دوست داریم به همدیگه بگیم

54:51.072 --> 54:53.936
وقتی که در های آسانسور یا چیز دیگه ای دارن بسته میشن

54:53.961 --> 54:56.449
"من میخوام با آدم های جدیدی رابطه داشته باشم"

54:58.434 --> 55:03.591
آخرین چیزی که توی فیلم میبینین
اینه که من زل زدم به گوشیش و دارم میگم

55:03.616 --> 55:06.685
این فیلم رو به طور آهسته تو فیلم یادبود
مرگ من نشون بدین

55:06.710 --> 55:07.955
...بعد

55:08.939 --> 55:12.509
بعد من اون عمل جراحی رو داشتم

55:12.576 --> 55:14.711
و زنده موندم

55:15.546 --> 55:18.490
ولی واقعا هفته‌ی سختی بود

55:18.515 --> 55:22.904
چون فکرم کنم فشار خون خیلی پایینی دارم

55:22.929 --> 55:26.064
و اون ها نمیتونستن من رو بیهوش کنن

55:26.089 --> 55:28.367
و من مجبور بودم که

55:28.392 --> 55:32.572
وقتی که جراحی تموم شده بود
یه لوله تنفسی توی گلوی من گذاشته بودن

55:32.696 --> 55:36.575
و از اونجایی که طبیعت انسانه که وقتی بیداره

55:36.600 --> 55:40.165
که وقتی یه چیزی تو حلقشه رو بشکه بیرون

55:40.190 --> 55:43.236
اونا مجبور شدن که دست های من رو ببندن

55:43.640 --> 55:45.884
و هر بار که من بیدار میشدم

55:45.909 --> 55:48.779
میخواستم که این لوله رو از تو حلقم بکشم بیرون

55:48.845 --> 55:51.682
و میدیدم که دست هام بستس

55:51.748 --> 55:54.745
و بعد فکر میکردم که، همون طور که بقیه هم
فکر میکنن

55:54.850 --> 55:58.276
توی اون شرایط انگار داعش منو دستگیر کرده

55:59.056 --> 56:00.566
و خیلی ترسناک بود

56:00.591 --> 56:03.477
و یه خواهری باید میومد کنارم و میگفت

56:03.502 --> 56:05.537
عزیزم. همه چی روبه‌راهه
تو فقط یه جراحی داشتی

56:05.562 --> 56:08.807
اونا مجبور شدن که دست هات رو
و بعد من میفهمیدم قضیه رو

56:08.832 --> 56:12.260
و بعد خوابم میبرد و یه دقیقه بعد دوباره
بیدار میشدم

56:12.285 --> 56:14.120
همه چی دوباره از اول اتفاق میفتاد

56:14.145 --> 56:15.346
و خیلی ترسناک بود

56:15.372 --> 56:17.507
یه کابوس بود. من یادم نیست

56:17.574 --> 56:21.878
بیدار بودم. ولی اصلا یادم نمیاد

56:21.903 --> 56:24.456
و یه چند تا داستان بامزه هم بود

56:24.481 --> 56:25.481
مثلا

56:27.337 --> 56:28.760
خیلی خارش داشتم

56:28.785 --> 56:30.963
و دارویی که به من میدادن خیلی خارش میاورد

56:30.988 --> 56:32.698
ولی دست هام بسته بود

56:32.723 --> 56:34.775
و خواهر هام با پرستار ها دعوا میکردن

56:34.800 --> 56:37.636
که فقط یه دستم رو باز بزارن که من بتونم
خودمو بخارونم

56:37.661 --> 56:39.239
و بالاخره این کار رو کردن

56:39.630 --> 56:41.164
...و

56:41.932 --> 56:44.876
من احساس کردم که اونجام میخاره

56:44.901 --> 56:48.146
و بعدش کلی احساس راحتی کردم

56:48.171 --> 56:51.550
و بعد دوستم جان که اون گوشه وایساده بود

56:51.575 --> 56:54.330
و فکر کنم که اصلا خودم یادم نیست
این قضیه رو و برام تعریف کردن

56:54.355 --> 56:55.823
من دستم رو کشیدم بیرون

56:55.848 --> 56:58.260
و بعدش به جان تعارفش کردم

56:59.683 --> 57:02.474
و یه باز دیگه که دست هام رو بسته بودن

57:02.719 --> 57:03.874
...و

57:05.522 --> 57:06.937
و تعارفش کردم؟

57:07.758 --> 57:10.154
و بعد اون اینجوری بود که

57:11.695 --> 57:13.878
توی ذهنم اینجوریه. یادم نیست

57:15.465 --> 57:17.134
و یه بار دیگه

57:18.001 --> 57:20.938
بهم گفتن که یه پرستار تو اتاقه

57:21.004 --> 57:24.975
و با وجود اینکه انگار دست و یا دهنی نداشتم

57:25.042 --> 57:28.028
ولی بهش فهموندم که یه کار ضروریه

57:28.053 --> 57:31.732
باید یه چیزی رو بهش میگفتم
اونا بهم یه مداد و کاغذ داده بودن

57:31.757 --> 57:35.527
و من داشتم مینوشتم و خیلی چیز مهمی هم بود

57:35.552 --> 57:37.796
و بعد که تموم شد نوشتنم و نشونش دادم

57:37.821 --> 57:41.840
و بعدش نگاه کرد و دید نوشتم
"تو با مادرت زندگی میکنی؟"

57:41.875 --> 57:43.502
با یه نقاشی کیر

57:45.095 --> 57:46.095
...و

57:47.931 --> 57:51.764
ثابت شدس که وقتی بخش آگاه ذهنتون
از کار افتاده

57:51.789 --> 57:54.258
کلی ایده های خلاقانه به ذهنتون میرسه

57:56.807 --> 57:59.438
دوستان ما به پایان نمایش رسیدیم

58:02.179 --> 58:06.206
داشتین سر وصدا میکردین چون
شگفت زده شده بودین که من این لغت رو میدونم

58:06.483 --> 58:07.483
مرسی

58:08.485 --> 58:11.855
شما خیلی خوبی

58:13.857 --> 58:14.857
خواهش میکنم

58:20.070 --> 58:24.015
مثلا دفعه دیگه که اومدین برا من ذوق زده بشین

58:24.040 --> 58:25.809
شما میتونین همچین کاری بکنین

58:29.106 --> 58:30.640
خب. پایان نمایش

58:30.707 --> 58:32.030
درست تلفظش کردم؟

58:34.244 --> 58:38.191
حالا الان باید یه صحنه ای از تو ضبط کنیم
که اینطوری میکنی

58:41.852 --> 58:44.126
آره. ما اینجاییم

58:45.088 --> 58:47.643
ام... مسیح داره برمیگرده

58:48.058 --> 58:50.536
نه... داره میریزه رو کمرم

58:50.561 --> 58:52.496
همینجوریه

58:53.830 --> 58:56.535
آب بود. اون تبدیلش کرد به منی

58:56.560 --> 58:59.496
چقد هوشمندانس این

59:04.054 --> 59:06.131
من نمیدونم که خدایی وجود داره یا نه

59:06.156 --> 59:08.544
یعنی نمیتونم تصور کنم که خدایی وجود داره

59:08.569 --> 59:10.288
ولی نمیدونم

59:10.313 --> 59:11.747
شما هم همینطور. میدونین؟

59:11.772 --> 59:14.963
ولی اگر خدایی وجود داره
خداییه که

59:14.988 --> 59:17.357
هیچ مشکلی با قتل نداره

59:17.554 --> 59:22.659
با گرسنگی کودکان یا کلاس رقص

59:22.726 --> 59:26.203
میدونین. با تمام خشونت های زندگی

59:26.802 --> 59:27.831
من میرم

59:27.856 --> 59:29.207
کلاس رقص اسپین خیلی خوبه

59:29.232 --> 59:33.627
اگه شما دوست دارین که  ۷۰ بار در دیقه مشت
بزنن توی مهبلتون

59:34.237 --> 59:37.107
در حالی که

59:37.174 --> 59:38.642
مرسی Steve Agee

59:40.143 --> 59:46.372
در حالی که اقیانوسی از آدم های سفید
دارن اون کلمه بده رو میگن
(کاکاسیاه - یه لفظ نژادپرستانه)

59:49.286 --> 59:52.469
به خاطر اینه که اونجا موسیقی هیپ هاپ پخش میشه

59:52.494 --> 59:54.267
لازم بود بگم همچین چیزی رو؟

59:54.292 --> 59:55.861
خدای من

59:57.160 --> 01:00:00.425
فکر میکردین این اون کاریه که اونجا انجام میدن

01:00:03.266 --> 01:00:05.634
منم میتونم با این کار کالری بسوزونم؟

01:00:05.659 --> 01:00:06.659
آره

01:00:09.239 --> 01:00:10.574
احساس میکنم که

01:00:10.886 --> 01:00:13.567
احساس شیاد یودن میکنم
چون انگار خیلی زیاد در مورد

01:00:13.743 --> 01:00:15.854
خدا و مسیح و اینجور چیزا حرف میزنم

01:00:15.879 --> 01:00:19.090
و من احساس خجالت میکنم از همچین اعترافی
ولی باید اعتراف کنم که

01:00:19.189 --> 01:00:21.484
من کتاب مقدس مسیحی ها رو نخوندم

01:00:21.881 --> 01:00:23.753
تلاشم رو کردم. تلاشم رو کردم

01:00:23.820 --> 01:00:26.807
در دفاع از خودم باید بگم که قابل خوندن نیست

01:00:27.857 --> 01:00:29.759
حوصله سر بره

01:00:30.427 --> 01:00:31.728
خیلی مبهم هستش

01:00:31.753 --> 01:00:34.272
اما اونقدری که فکرش رو میکنی هم عمیق نیست

01:00:34.413 --> 01:00:39.763
یه چیزی تو مایه های یه قسمت خیلی مزخرف از
سریال "بازی تاج و تخت" میمونه

01:00:43.506 --> 01:00:46.042
گیم آف ترونز دوباره کی پخش میشه؟

01:00:46.109 --> 01:00:47.377
...تا -
ژوئن -

01:00:47.444 --> 01:00:49.079
- آپریل؟
- ژوئن.

01:00:49.145 --> 01:00:50.146
- ژوئن.
- ژوئن؟

01:00:50.213 --> 01:00:52.042
ژوئن که تازه تموم شده

01:00:52.415 --> 01:00:53.783
خدای من

01:00:53.850 --> 01:00:55.010
من خیلی دوستش دارم

01:00:55.091 --> 01:00:56.361
همه چی تموم نیست

01:00:56.854 --> 01:00:58.288
با این حال همه چی تموم نیست

01:00:58.355 --> 01:01:02.759
انگار که... انگار که هر کی 400 کیلو
زره تنش کرده

01:01:04.127 --> 01:01:06.372
ولی هیچی از اینجا تا اینجا تنش نیست

01:01:06.896 --> 01:01:08.980
اونا فقط همین تیکه رو برای نفس کشیدن دارن

01:01:10.100 --> 01:01:13.543
شما میدونین دلیل اول مرگ
توی گیم آف ترونز چیه؟

01:01:13.570 --> 01:01:15.356
ضربات شمشیر توی گردن

01:01:15.872 --> 01:01:17.736
گردن هایی که زده میشن

01:01:18.808 --> 01:01:20.811
سر هایی که قطع میشن

01:01:22.178 --> 01:01:26.540
به نظر من یه آهنگری در زمان گذشته هست
که باید از سر کارش اخراج بشه

01:01:29.219 --> 01:01:32.922
برنامه ای که ازش برای رفتن به
توییتر استفاده میکنم

01:01:33.767 --> 01:01:35.959
با گفتن این جمله خیلی پیر به نظر اومدم

01:01:36.026 --> 01:01:38.753
برنامه ای که ازش برای رفتن به توییتر
استفاده میکنم

01:01:39.296 --> 01:01:42.374
یه طوریه که میتونم باهاش توییت ها رو
زمان بندی کنم

01:01:42.399 --> 01:01:45.893
که دوستش دارم چون بعضی وقت ها
دو-سه تا توییت به ذهنم میرسه

01:01:45.918 --> 01:01:47.532
و نمیخوام خرابش کنم

01:01:47.557 --> 01:01:48.896
بینشون فاصله میندازم

01:01:49.736 --> 01:01:53.170
چندین سال پیش، تقریبا همون سالی که
توییتر سخته شد

01:01:53.910 --> 01:01:55.935
من یه توییت رو زمان بندی کردم

01:01:57.013 --> 01:02:01.284
من برای ساعت ۸:۰۵ به وقت پاسفیک
زمان بندیش کردم

01:02:01.351 --> 01:02:03.123
چرا باید همچین چیزی یادم باشه؟

01:02:03.887 --> 01:02:06.960
چون که در ساعت ۸ به وقت پاسفیک

01:02:07.524 --> 01:02:10.832
ما بن لادن رو دستگیر کردیم و کشتیمش

01:02:12.128 --> 01:02:14.712
توی توییتر طوفانی به پا شد

01:02:16.066 --> 01:02:18.013
ساعت ۸:۰۵

01:02:20.052 --> 01:02:21.841
من این رو توئیت کردم

01:02:23.217 --> 01:02:26.538
"چرا مدفوع سگ های من وقتی میان بیرون سردن؟"

01:02:34.351 --> 01:02:37.922
بزارین بهتون یادآوری کنم
من اون توییت رو برای زمان بندی گذاشتم

01:02:38.119 --> 01:02:40.078
انقدر که فکر کردم خوبه

01:02:41.286 --> 01:02:44.494
احساس میکنم یه کم شبیه "پیتر سلرز" توی
فیلم  "حضور داشتن" شدم

01:02:44.519 --> 01:02:49.248
انگار مردم بیشتر از اون چیزی که من خودم
فکرش رو میکنم فکر میکنن که من آدم عمیقی هستم

01:02:49.273 --> 01:02:52.422
باهاتون شرط میبندم که یه سری آدم بودن که
اون توییت رو دیدن و گفتن

01:02:52.447 --> 01:02:57.679
میدونی چیه؟! اون کار خشنی بود
ولی این وظیفه ما بود
(مرتبط کردن عن سگ با قتل بن لادن با بازی کلمات)

01:02:57.704 --> 01:03:04.522
دیلی شو، تنها مرجع تخصصی دانلود تاک شو، استندآپ
و تله واقعیت با زیرنویس فارسی اختصاصی
www.Dailyshow.pro

01:03:04.547 --> 01:03:06.911
خب. من اینطوری قراره تمومش کنم

01:03:09.265 --> 01:03:12.030
حدس میزنم مخاطب هام توی این جمعیت خیلی
بی خدا هستن

01:03:12.055 --> 01:03:16.426
من جاهای مختلفی بودم و دوست دارم
با این سوال شو رو تموم کنم که

01:03:16.451 --> 01:03:18.870
الان احساس گردن کلفتی میکنم
چون خیلی بی خدایی هست

01:03:18.895 --> 01:03:21.239
معمولا وقتی بقیه‌ی جاهای کشور هستم

01:03:21.264 --> 01:03:23.088
من اون بی خدائه محسوب میشم

01:03:23.113 --> 01:03:25.032
و بعد احساس عوضی بودن نمیکنم

01:03:25.568 --> 01:03:29.013
ولی آیا کسی اینجا هست که به خدا اعتقاد
داشته باشه؟

01:03:29.038 --> 01:03:32.641
نه اینکه اعتقاد دارم یه چیزی هست
منظورم یه دین درست و برنامه ریزی شدس

01:03:32.805 --> 01:03:36.654
مثلا مسیحی، مسلمان، یهودی یا هر چیز دیگه ای

01:03:36.679 --> 01:03:40.561
پنج ثانیه وقت دارین که دستتون رو بلند کنین
اگه همچین شرایطی دارین

01:03:40.687 --> 01:03:42.085
آره، منم فکرش رو نمیکردم

01:03:42.152 --> 01:03:43.417
واقعا؟

01:03:43.486 --> 01:03:46.990
میتونی یه کم بیای نزدیک تر

01:03:47.390 --> 01:03:49.292
فقط بیا نزدیک صحنه

01:03:49.692 --> 01:03:51.060
دین تو چیه؟

01:03:51.127 --> 01:03:53.496
ام... فکر میکنم مسیحی هستم

01:03:55.498 --> 01:03:58.034
فکر میکنی که مسیحی هستی؟

01:03:58.059 --> 01:04:00.528
کلمات مختلفی هست که ما میتونیم استفاده کنیم

01:04:00.553 --> 01:04:01.679
من پیرو مذهب پروتستان هستم

01:04:01.704 --> 01:04:04.469
میتونم خودم رو جزو پیروان کلیسای لوتران حساب کنم

01:04:05.099 --> 01:04:06.151
خب

01:04:06.176 --> 01:04:07.176
باشه

01:04:08.278 --> 01:04:09.712
اسمتون چیه، آقا؟

01:04:09.979 --> 01:04:11.481
- تروی
- سلام تروی

01:04:11.548 --> 01:04:13.627
- سلام
- مرسی که این کار رو انجام دادی

01:04:13.697 --> 01:04:14.865
این خیلی شجاعانس

01:04:14.925 --> 01:04:17.028
ما در لس آنجلس هستیم و بی خدا های
زیادی اینجا هستن

01:04:17.053 --> 01:04:19.055
من بی خدا ها و میکشونم بیرون

01:04:19.122 --> 01:04:22.091
برا همین دلم نمیخواد احساس کنی که
قلدر بازی دراوردم

01:04:22.158 --> 01:04:24.994
مشکلی نیست
من داوطلبانه دستم رو بلند کردم

01:04:25.061 --> 01:04:26.629
گفتی اسمت چیه؟ تروی

01:04:26.696 --> 01:04:29.032
- تروی
- اوکی. جالب شد

01:04:29.098 --> 01:04:30.098
باشه، تروی

01:04:30.533 --> 01:04:32.302
من دارم میمیرم که این سوال رو ازت بپرسم

01:04:32.368 --> 01:04:34.925
خیلی هیجان زده ام که یه آدم با خدا اینجا هست

01:04:35.305 --> 01:04:37.040
خب. تو مسیحی هستی

01:04:37.106 --> 01:04:38.427
- درسته
- مذهب پروتستان

01:04:40.410 --> 01:04:41.644
این یه سواله

01:04:43.646 --> 01:04:47.083
که فکر میکنم یکی از سوالات خیلی بزرگ هم هست

01:04:47.150 --> 01:04:48.251
باشه

01:04:48.318 --> 01:04:49.318
بله یا خیر

01:04:50.487 --> 01:04:54.490
آیا تو به خدا اجازه میدی که بریزه تو دهنت؟

01:05:00.330 --> 01:05:01.998
- نه. نه
- نه؟

01:05:02.065 --> 01:05:03.542
- نه
-باشه. برو بشین سر جات

01:05:03.566 --> 01:05:05.101
خدای من . نه

01:05:05.168 --> 01:05:06.202
خیلی ممنونم

01:05:06.269 --> 01:05:07.269
مرسی تروی

01:05:07.570 --> 01:05:09.606
نه. این دیوانه کنندس

01:05:09.672 --> 01:05:11.984
و حالا این تک هم نیست

01:05:12.214 --> 01:05:14.652
اینم بگم بهتون. این فقط جواب یه نفر هم نیست

01:05:14.677 --> 01:05:18.147
به نظر من اصولا بابد جواب بله باشه

01:05:18.615 --> 01:05:22.318
ولی اینم باید بهتون بگم که من
دارم سرتاسر کشور رو میگردم

01:05:22.385 --> 01:05:26.155
و حداقل ۸۰ ٪ مردم جوابشون مثل تروی منفیه

01:05:26.222 --> 01:05:29.392
بنابراین بابت یکتا نبودنت بهت تبریک میگم

01:05:29.459 --> 01:05:32.795
و با این وجود اشتباه هم میکنی به نظر من

01:05:33.062 --> 01:05:36.065
من فکر میکنم که این خلی غیر قابل ملاحظه است

01:05:36.132 --> 01:05:40.036
مثل این میمونه که تروی تو تا الان
میگفتی که خدا

01:05:40.803 --> 01:05:44.073
من میدونم که ایدز و تجاوز وجود داره

01:05:44.140 --> 01:05:46.643
و همچنین قحطی و کشتار دسته جمعی و قتل

01:05:46.709 --> 01:05:50.313
ولی من میدونم که تو نقشه ای داری
و من هم خدمتگذار تو هستم

01:05:50.338 --> 01:05:52.158
تا جایی که تو میخوای آبت رو بریزی تو دهنمون

01:05:52.227 --> 01:05:53.634
اینجاش رو دیگه نیستم

01:05:57.053 --> 01:05:58.878
خیلی غیر قابل ملاحظه است

01:06:01.257 --> 01:06:05.595
خدا به ابراهیم گفت که پسرش رو بکشه

01:06:06.396 --> 01:06:08.231
و میدونین ابراهیم چی گفت؟

01:06:08.298 --> 01:06:10.421
هیچ مشکلی نیست. ممد

01:06:10.800 --> 01:06:12.426
پاشو بیا اینجا ببینم

01:06:15.338 --> 01:06:19.537
من میدونم که کتاب مقدس رو نخوندم
ولی همه میدونن که پسر ابراهیم اسمش ممد بوده

01:06:21.477 --> 01:06:24.814
و ابراهیم قرار بوده که پسرش رو بکشه

01:06:25.081 --> 01:06:28.434
و درست بلافاصله قبل از اینکه بکشتش
خدا برمیگرده میگه:"شوخی کردم بابا

01:06:28.718 --> 01:06:30.682
میشه آبم رو بریزم دهنت

01:06:36.826 --> 01:06:41.096
ابراهیم هم برمیگرده میگه
آیا این یه امتحان الهیه؟

01:06:41.831 --> 01:06:44.434
خدا هم همیگه: آره... صد البته

01:06:48.371 --> 01:06:51.974
و بعد خدا آبش رو میریزه دهن ابراهیم

01:06:51.999 --> 01:06:56.237
خیلی داره تخیلی میشه دیگه
ولی خدا آبش رو ریخت تو دهن ابراهیم

01:06:58.214 --> 01:06:59.835
و ابراهیم هم گفت

01:07:00.283 --> 01:07:05.254
وای. من یه لحظه فکر کردم در مورد
این کار هم لحظه‌ی آخر بیخیال میشی و انجامش نمیدی

01:07:05.321 --> 01:07:09.089
مثل همون قضیه کشتن پسرم
یا فکر کنم اینجوری میگفت

01:07:09.158 --> 01:07:12.262
مثل همون قضیه کشتن پسرم

01:07:16.699 --> 01:07:19.927
خدا هم میگه: من کار های فوق العاده ای میکنم

01:07:20.603 --> 01:07:21.871
خیلی ازتون ممنونم

01:07:21.903 --> 01:07:38.664
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]
