WEBVTT

00:00.000 --> 00:30.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

00:30.000 --> 01:00.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

01:09.582 --> 01:12.957
آقا پسرتان از لندن رسیدند

01:16.545 --> 01:18.253
پدر.

01:18.505 --> 01:21.505
جان. جان.

01:22.590 --> 01:25.215
تو به زودی از وصیت نامه من مطلع میشوی

01:25.800 --> 01:29.969
ملاک از نورلند که از من باقی خواهد ماند

01:30.137 --> 01:34.680
می خواهم  همونطور باقی بمونه و بین دو خانوادم تقسیم نشه

01:34.848 --> 01:37.057
پدر آروم باشید براتون خوب نیست

01:37.225 --> 01:40.434
تمامیت نورلند

01:40.603 --> 01:44.771
توسط قانون الان مال توئه

01:45.440 --> 01:50.984
و من برای تو و "فَنی" خوشحال هستم.

01:52.444 --> 01:56.738
اما نامادری تو...همسر و دختران من،

01:56.907 --> 01:59.490
من برای آنها فقط 500 پوند در سال جهت گذران زندگی میگذارم که

01:59.658 --> 02:04.368
خیلی کم هست و هیچ چیز برای جهزیه دختران نمیمونه.

02:06.079 --> 02:09.288
تو باید به آنها کمک کنی

02:10.665 --> 02:15.251
ـ البته
ـ تو باید قول بدی این کار رو می کنی

02:16.878 --> 02:19.212
من قول می دم، پدر.

02:19.880 --> 02:21.964
قول میدهم

02:22.757 --> 02:25.633
به آنها کمک کنی؟
منظورت چیه؟ بهشون کمک کنی؟

02:26.092 --> 02:28.926
همسر عزیزم منظورم اینه که به آنها سالی سیصد هزار پوند بدهم

02:29.094 --> 02:33.263
طبق وصیت نامه باید بهشون مقداری درآمد بیشتر اختصاص بدیم

02:33.431 --> 02:36.806
چنین هدیه ای باعث میشه به قولی که به پدرم دادم عمل کنم

02:36.974 --> 02:40.267
بدون درخواست یکم براشون زیاده

02:40.436 --> 02:41.936
هر چه سریعتر انجام بشه بهتره

02:47.066 --> 02:50.525
البته که اون هیچ مبلغی رو قید نکرده

02:51.693 --> 02:53.693
[♪♪♪]

02:53.757 --> 02:56.299
هزار و پانصد...هزار و پانصد چطوره؟

02:56.364 --> 03:02.012
کدوم برادری اینقدر با خواهر های تَنی اش مهربونه حالا  نا تَنی که دیگه بماند

03:02.076 --> 03:03.617
بیشتر از این هم نباید انتظار داشته باشند

03:03.994 --> 03:08.496
سوال اینجاست که تو چقدر بهشون پیشنهاد میدی؟

03:11.791 --> 03:14.165
صد پوند در سال به مادرشون تا موقعی که زنده س

03:14.335 --> 03:18.461
این خیلی بهتر از اینه که یکجا   هزار و پونصد پوند از دست بدیم

03:18.629 --> 03:23.507
اگه اون تا 15 سال دیگه زنده بمونه ما کاملا ورشکست میشیم

03:24.842 --> 03:28.927
آدمایی که اینطوری از کسی پول میگیرن ممکنه تا ابد زندگی کنند

03:31.304 --> 03:33.638
مطمئنا با 20 پوند هم میتونم به قولی که به پدرم دادم عمل کنم

03:33.806 --> 03:35.973
حق کاملا با توئه

03:36.392 --> 03:41.977
درواقع من متقاعد شدم که پدرت اصلا نمیخواست به اونا پول بده

03:42.145 --> 03:47.648
حالا قراره 500 پوند سالیانه بگیرن
دیگه چی میخوان؟

03:47.857 --> 03:49.440
اینطوری معنی نداره که خونه رو اشغال کنند

03:49.608 --> 03:53.777
اونا نه کالسکه دارند،نه اسب به ندرت مهمان دارند و نه کسی باهاشون معاشرت میکنه

03:53.945 --> 03:56.320
میدونی چقدر راحت تر زندگی خواند کرد

03:57.239 --> 04:00.447
اونا خیلی بیشتر از این بهت بدهکارن که چیزی رو بهت بدن

04:03.994 --> 04:06.995
[پیانو نغمه ای مینوازد]

04:23.132 --> 04:26.133
ماری آن میشه یه چیز دیگه بنوازی؟

04:26.301 --> 04:29.509
مامان از بعد از صبحانه داره گریه میکنه

04:35.515 --> 04:38.516
[موزیک دیگری آغاز میشود]

04:39.560 --> 04:42.624
منظورم یه چیز عزادارانه تر بود عزیزکم

04:44.606 --> 04:47.835
برای دیدن خانه ایکه مال ما هست میان؟

04:47.899 --> 04:51.047
این آدم رو نمی سوزونه الینور؟؟

04:51.485 --> 04:53.402
مامان ما جای دیگه ای نداریم که بریم

04:53.570 --> 04:56.361
جان و فَـنی به زودی از لندن میرسند

04:56.425 --> 04:58.675
تو انتظار داری من همینجا بمونم و بهشون خوش آمد بگم؟

04:58.948 --> 05:00.322
لاشخورها

05:14.126 --> 05:18.170
من شروع به گشتن دنبال یه خانه ی جدید میکنم

05:20.005 --> 05:23.672
از حالا به بعد باید اومدنشون رو تحمل کنیم

05:26.259 --> 05:28.885
مارگارت تو اونجایی؟
بیا پایین

05:29.053 --> 05:31.887
جان و فَـنی به زودی می رسند

05:33.889 --> 05:38.558
ـ چرا اونا میان توی نورلند زندگی کنند؟
اونها که توی لندن خونه دارند

05:38.726 --> 05:44.061
ـ چون خانه از پدر به پسر میرسه عزیزکم
نه از پدر به دختر

05:44.229 --> 05:46.314
این قانونه

05:47.608 --> 05:49.816
اگه بیای
می ریم با طلس تو بازی می کنیم

05:49.984 --> 05:53.818
اون دیگه مال من نیست
اطلس اوناست

06:00.033 --> 06:01.908
بفرمایید بنشینید

06:03.201 --> 06:05.951
همونطور که میدونید
ما داریم دنبال خانه ی جدیدی می گردیم

06:06.120 --> 06:10.913
و وقتی از اینجا بریم فقط میتونیم توماس و بِتسی رو نگه داریم

06:11.667 --> 06:14.833
متاسفیم که مجبوریم بقیه شما رو مرخص کنیم

06:15.001 --> 06:22.254
اما مطمئنیم که میتونید یک خانم داشوود دیگه پیدا کنید
یک خانم با انصاف و بخشنده

06:22.256 --> 06:26.842
چیزی که برام مهمه اینه که چقدر طول میکشه که از اینجا نقل مکال کنند

06:49.108 --> 06:50.440
خانم فراس چطورند؟

06:51.860 --> 06:53.944
مادرم همیشه در سلامت کامل هستند

06:54.445 --> 06:58.947
برادرم رابرت هم این فصل پیش ایشون هست
اون محبوب ترین مرد مجرد لندن به حساب میاد

06:59.116 --> 07:00.448
اون برای خودش درشکه شخصی داره

07:05.285 --> 07:07.202
شما دو برادر دارید درسته؟

07:07.370 --> 07:11.622
بله .ادوارد بزرگتره
مادرم کاملا به اون وابسته س

07:11.791 --> 07:14.709
اون از تنگه پیلموث سفر میکنه و بین سفرش چند روزی اینجا میمونه

07:20.463 --> 07:22.797
البته اگر شما بپذیرید

07:23.674 --> 07:25.882
جان عزیزم...

07:26.300 --> 07:28.551
اینجا الان دیگه خونه ی توئه

07:32.096 --> 07:35.806
فَـنی کلید کمد نقره ها رو می خواست

07:35.975 --> 07:38.558
فَـنی با نقره ها چیکار داره؟

07:38.726 --> 07:41.977
احتمالا میخواد فضولی کنه و بشمارشون

07:42.145 --> 07:43.602
تو داری چیکار می کنی؟

07:43.771 --> 07:45.312
هدیه برای خدمتکارهاس

07:45.480 --> 07:50.691
تو مارگارت رو ندیدی؟
همش خودش رو قایم می کنه

07:50.860 --> 07:54.923
حداقل اون میتونه از فَـنی فرار کنه ما که نمیتونیم اینکار رو هم بکنیم

07:54.987 --> 07:57.653
تو که داری تلاشت رو میکنی
تاحالا حتی یک کلمه هم باهاش حرف نزدی

07:57.822 --> 08:02.157
چرا زدم
بهش آره یا نه رو گفتم

08:15.752 --> 08:17.793
صبح بخیر فَـنی

08:20.338 --> 08:22.588
صبح بخیر دوشیزه ماری آن

08:23.299 --> 08:26.467
نقره ها چطور بودند؟
همه اصل بودند؟

08:26.634 --> 08:31.303
خب، تا کی باید منتظر افتخار لذت همراهی برادرتون باشیم؟

08:31.471 --> 08:33.763
موعد آمدن ادوارد فرداست

08:33.930 --> 08:35.555
اوه... و خانم داشوود عزیزم

08:35.723 --> 08:37.932
از مصاحبت با او زیاد نمیشه لذت برد اون زیاد نخواهد ماند

08:38.100 --> 08:41.517
متعجب میشم اگه  مارگارت اتاقش رو به برادرم واگذار کنه

08:41.686 --> 08:47.522
منظره ی اون اتاق باید خوب باشه و من میخوام که ایشان نورلند رو به بهترین وجه ببینند

09:10.164 --> 09:14.625
خانم داشوود
دوشیزه داشوود,دوشیزه مری آن

09:14.793 --> 09:17.376
برادر من
ادوارد فراس

09:19.337 --> 09:21.295
لطفا بفرمایید بنشینید

09:24.299 --> 09:26.217
دوشیزه مارگارت کجاست؟

09:26.384 --> 09:30.052
دارم به وجود داشتنش شک میکنم

09:30.220 --> 09:36.222
ما رو ببخشید آقای فراس کوچکترین دخترم
در مورد غریبه ها خجالتیه

09:37.225 --> 09:38.974
ـ طبیعیه

09:39.142 --> 09:43.977
ـ من خودم از روبه رو شدن با غریبه ها خجالت میکشم
از نظر من رفتارش احتیاج به عذر خواهی نداره

09:44.729 --> 09:46.939
از منظره خوشتون اومد آقای فراس؟

09:49.817 --> 09:51.983
خیلی زیاد

09:52.151 --> 09:55.402
اصطبلتون زیباست و قشنگ نگه داری شده

09:55.571 --> 09:59.113
اصطبل؟
ادوارد پنجره ی اتاقت رو به دریاچه باز میشه

09:59.740 --> 10:03.241
فَـنی اشتباها
یکی از اتاقهای خانوادگی رو به من دادن

10:03.409 --> 10:05.618
اما من موقعیتم رو عوض کردم

10:05.786 --> 10:07.910
خوشحال هستم که دراتاق مهمان مستقر باشم

10:10.915 --> 10:12.081
چای

10:14.041 --> 10:16.625
اونطور که من فهمیدم همه شون غارتگر هستند

10:16.793 --> 10:20.378
دوشیزه مارگارت همیشه بالای درخت یا زیر مبلمان هست

10:20.547 --> 10:23.881
و به سختی می تونم یه لغت مدنی برای ماری آن پیدا کنم

10:24.340 --> 10:27.423
فَنـی عزیزم
اونا تازه پدرشون رو از دست دادند

10:27.592 --> 10:30.301
زندگیشون دیگه هیچ وقت مثل سابق نمیشه

10:31.095 --> 10:33.804
عذر موجهی نیست

10:36.850 --> 10:38.932
کتابخانه

10:42.353 --> 10:44.602
بیشترشون خارجی هستند

10:45.188 --> 10:47.772
راستی؟ عالیه

10:47.940 --> 10:49.857
هیچوقت بوی کتاب رو دوست نداشتم

10:50.024 --> 10:51.774
اوه....

10:51.943 --> 10:55.403
نه احتمالا این بوی خاکه

10:55.571 --> 10:57.737
شنیدم شما نقشه هایی برای درختستان گردو دارید

10:57.905 --> 11:01.782
اوه...آره
باید یه راه مجزا از معبد یونانی براش بسازیم

11:01.950 --> 11:05.033
مارگارت:اوه..
اوه...به نظر جالب میاد

11:05.202 --> 11:07.244
ممکنه مکانش رو به من نشون بدید

11:14.208 --> 11:16.417
خیلی گرونه

11:16.585 --> 11:20.085
و ما به چهار اتاق خواب نیاز نداریم میتونیم اتاقها رو شریک بشیم

11:20.714 --> 11:22.755
این یکی پس

11:22.923 --> 11:26.757
ماری آن ما فقط 500 پوند در سال داریم

11:26.925 --> 11:29.010
ما امروز یکم بیشتر پرس و جو می کنیم

11:29.177 --> 11:30.635
[در زدن]

11:34.265 --> 11:36.765
میبخشید مُسَدِع اوقاتتون شدم

11:36.932 --> 11:41.142
ولی فکر میکنم چیزی که دنبالش میگردید را پیدا کردم

11:42.312 --> 11:43.936
اوه...

11:50.358 --> 11:54.651
عزیزکم نمیخوای بیای بیرون؟
ما کل روز تو رو ندیدیم

12:01.867 --> 12:03.158
[صدای در زدن]

12:04.493 --> 12:07.452
اوه...دوشیزه داشوود

12:07.621 --> 12:13.290
ببخشید شما به صورت اتفاقی اطلس معتبر دارید؟

12:13.458 --> 12:18.586
ـ فکر کنم داشته باشیم
ـ من باید محل رود نیل رو چک کنم

12:18.754 --> 12:20.753
خواهرم به من گفت
توی آمریکای جنوبیه

12:20.921 --> 12:22.671
[پوزخند مارگارت]

12:23.548 --> 12:25.130
اوه

12:25.300 --> 12:26.840
نه

12:27.009 --> 12:30.092
نه ایشون اشتباه کردند

12:30.261 --> 12:32.887
فکر کنم توی بلژیک باشه

12:33.055 --> 12:34.595
بلژیک؟

12:34.764 --> 12:38.015
مطمئنا نه
شما باید با رود ولگا اشتباه گرفته باشیدش

12:38.184 --> 12:40.850
ولگا البته ولگا

12:41.018 --> 12:44.226
همانطور که می دانیم از ولادیواستوکا شروع میشه که توی ویملدونه

12:44.395 --> 12:45.729
ویمبلدون. دقیقا.

12:45.897 --> 12:48.438
از جاییکه دانه های قهوه  میان

12:48.607 --> 12:52.359
مبدا رود نیل حبشه ست

12:53.151 --> 12:54.734
درسته؟

12:55.904 --> 12:57.112
چقدر جالب
حال شما چطوره؟

12:57.280 --> 13:00.864
ـ ادوارد فراس
ـ مارگارت داشوود

13:01.033 --> 13:03.199
از آشنایی باشما خیلی خوشبختم

13:03.368 --> 13:05.117
اینجا به این ملک متصل میشه که

13:05.285 --> 13:08.535
میتونم بگم پر خواستار ترینه

13:08.704 --> 13:10.537
من فردا تا اونجا با اسب سواری میکنم و با اون...اسمش چی بود صحبت میکنم

13:10.706 --> 13:11.914
اون کی بود؟

13:12.082 --> 13:14.123
ـ گیبسونـ
ـ گیبسونـ

13:14.291 --> 13:16.541
اون باید از فروش ملکش به اندازه کافی خوشحال باشه

13:16.710 --> 13:20.420
اون بیشتر از ارزش اونجا پول طلب خواهد کرد که خیلی بده

13:21.380 --> 13:24.547
[صدای ورقه]

13:49.650 --> 13:51.358
آه!

13:51.526 --> 13:54.234
آیا من به شما صدمه زدم؟
ـ نه ... نه

13:59.322 --> 14:02.657
[صدای پیانو]

14:56.113 --> 14:59.113
متشکرم. مرا ببخشید.

15:00.532 --> 15:03.700
این موسیقی مورد علاقه پدرم بود.

15:07.620 --> 15:12.456
برای کمک به مارگارت متشکرم
اون از وقتی شما اومدید عوض شده

15:12.623 --> 15:15.623
قابلی نداشت اصلا قابلی نداشت
من از مصاحبت با اون لذت میبرم

15:15.793 --> 15:19.961
اون خانه ی درختی اش روبه شما نشان داده؟
ـ هنوز نه

15:20.128 --> 15:24.380
آیا افتخار میدید دوشیزه داشوود؟

15:26.383 --> 15:30.051
هوا بیرون بسیار خوبه
ـ با کمال میل

15:31.887 --> 15:34.512
مارگارت همیشه می خواسته سفر کنه.

15:34.680 --> 15:37.055
می دونم خیلی زود فکر سفر کردن به چین به سرش میزنه

15:37.224 --> 15:38.639
فکر کنم من هم به عنوان خدمتکار باهاش برم

15:38.808 --> 15:42.477
اما باید بدونید من خیلی بد سفرم

15:43.478 --> 15:45.519
وظایف شما چه خواهد بود؟

15:45.688 --> 15:49.939
مبارزه با شمشیر و سابیدن کف کشتی

15:50.108 --> 15:52.859
کدومش رو الان انجام میدهید؟

15:53.027 --> 15:54.735
سابیدن کشتی البته اگه بتونم تصورش کنم

15:54.903 --> 15:56.902
[ادوارد و الینور میخندند]

16:02.241 --> 16:07.077
چیزی که همیشه میخواستم یه
زندگی خصوصی ساکت و آروم بوده

16:07.244 --> 16:09.162
اما مادر من مصمم است
که من رو متمایز از دیگران ببینه

16:09.330 --> 16:12.163
به عنوان؟؟
ـ به عنوان هر چیزی حالا

16:12.832 --> 16:15.166
یه سخنران ممتاز،یه سیاستمدار

16:15.334 --> 16:19.668
حتی یک سفیر...البته اگر یه درشکه عالی داشته باشه

16:19.837 --> 16:21.795
ـ آرزوی شما چیه؟

16:23.340 --> 16:27.674
ـ من کلیسا رو ترجیح می دهم
اما این به اندازه کافی برای مادر من خوب نیست

16:27.884 --> 16:32.594
اون ارتش رو هم ترجیح میده
ولی ارتش برای من لقمه بزرگتر از حده

16:32.762 --> 16:35.805
آیا در لندن می مونید؟
ـ من از لندن متنفرم

16:35.972 --> 16:42.142
زندگی در ییلاق ایده آل من هست
یه محل کوچک که بتونم کارهای مفید انجام بدهم

16:42.311 --> 16:46.479
مرغ و جوجه نگه دارم و موعظه های کوتاه کنم

16:48.815 --> 16:51.065
[♪♪♪]

16:51.234 --> 16:53.359
ـ شما از ایده آل ها و احساساتتون صحبت میکنید

16:54.319 --> 16:57.195
تصور کنید چقدر بد هست
وقتی کسی هیچ امیدی نداشته باشه

16:57.363 --> 17:01.197
و هیچ انتخابی برای شغل مورد علاقش

17:02.867 --> 17:05.575
بنابراین شرایط ما کاملا مشابه هم هست

17:07.245 --> 17:10.537
به جز اینکه شما آینده خودتون رو به ارث می برید

17:12.665 --> 17:15.206
ما حتی نمی تونیم خرج خودمون رو در بیاریم

17:17.043 --> 17:19.460
شاید مارگارت درست میگفت
ـ درست می گفت؟

17:19.628 --> 17:21.585
دزدی دریایی شدن تنها راه حل ماست.

17:24.673 --> 17:27.048
سابیدن کف کشتی چی دقیقا؟

17:28.884 --> 17:32.802
ادوارد زمزمه میکند:
هیچ صدای خدایی طوفان را آرام نکرد
هیچ نور مساعدی نتابید

17:32.971 --> 17:37.597
آن هنگام که دست مساعدت موثری به سویمان دراز نشد
ما هلاک شدیم هر یک به تنهایی

17:38.808 --> 17:43.935
اما من در دریای خشن تری فرو رفتم
و در خلیج عمیق تری از او غرق شدم

17:44.563 --> 17:45.895
نه، ادوارد، گوش کن.

17:46.564 --> 17:51.440
هیچ صدای خدایی طوفان را آرام نکرد
هیچ نور مساعدی نتابید

17:51.608 --> 17:55.860
آن هنگام که دست مساعدت موثری به سویمان دراز نشد
ما هلاک شدیم هر یک به تنهایی

17:56.028 --> 17:58.279
نمیتونید ناامیدی اون رو حس کنید؟

17:58.905 --> 17:59.946
[آه]

18:00.114 --> 18:01.113
دوباره تلاش کنید

18:06.369 --> 18:12.581
هیچ صدای خدایی طوفان را آرام نکرد
هیچ نور مساعدی نتابید

18:12.999 --> 18:18.418
آن هنگام که دست مساعدت موثری به سویمان دراز نشد
ما هلاک شدیم هر یک به تنهایی

18:21.254 --> 18:22.754
مری آن:مامان

18:26.090 --> 18:29.967
نگاه کن این تازه رسیده

18:31.136 --> 18:36.346
" خرسند میشوم که خانه ی بارتون کاتیج را"
هر زمان که نیاز داشتید به شما پیشنهاد بدهم"

18:36.515 --> 18:38.599
این از طرف پسر عموی من
سر جان میدلتون هست

18:38.766 --> 18:40.892
حتی الینور باید اجاره اش رو قبول کنه

18:41.059 --> 18:42.435
الینور هنوز اینو ندیده؟

18:42.603 --> 18:45.436
نه...میرم صداش کنم
ـ نه صبر کن

18:45.605 --> 18:47.188
بذار یکم دست نگه داریم

18:47.355 --> 18:48.688
ـ چرا؟

18:48.857 --> 18:50.231
ـ من فکر می کنم ...

18:50.399 --> 18:54.942
من باور دارم که ادوارد و الینور تعلق خاطری نسبت به هم دارند

18:55.110 --> 18:59.612
ظالمانست که بخواهم به این زودی حرف رفتن بزنم
دونشایر خیلی دور هست

19:00.407 --> 19:03.616
چرا اینقدر ماتم گرفتی؟
تو انتخابش رو رد می کنی؟

19:03.783 --> 19:05.950
به هیچ وجه.

19:06.119 --> 19:10.954
ادوارد بسیار دوست داشتیه
..ـ دوست داشتنی... اما؟

19:11.122 --> 19:13.539
یه چیزایی وجود داره

19:13.707 --> 19:16.708
او بیش از حد متین و موقره
خواندن دیشبش...

19:16.877 --> 19:20.294
الینور احساسی مثل تو نداره
تودار بودن ادوارد شایسته ی الینوره

19:20.462 --> 19:22.212
آیا اون میتونه عاشقش باشه؟

19:22.379 --> 19:26.798
آیا روح آدم میتواند با چنین علاقه ی مودبانه ای راضی شود

19:26.966 --> 19:31.801
عاشق بودن یعنی سوختن در آتش
مثل ژولیت،وینور،الوویس

19:31.969 --> 19:36.471
اونها همگی به سرنوشت رقت انگیزی دچار شدند
ـ رقت انگیز؟به خاطر اینکه برای عشق مُردند؟

19:36.640 --> 19:39.682
چطور می تونی همچین حرفی بزنید؟
چه چیزی از این باشکوهتر؟

19:39.850 --> 19:42.976
ـ من فکر می کنم
احساسات رمانتیک تو یکم از حد گذشته

19:46.438 --> 19:49.356
[♪♪♪]

19:49.649 --> 19:52.900
آیا عشق فقط یک خواهش است یا یک احساس؟

19:53.068 --> 19:56.819
نه...
عشق یک حقیقت ابدی و عاری از گناه است

19:57.029 --> 20:01.155
عشق شکوفه ای نیست
که در جوانی از شاخسار زندگی فرو بیافتد

20:01.323 --> 20:04.658
چرا که عشق در زمین بایر خواهد رویید
همانجا که هیچ آبی در آن جاری نیست

20:04.825 --> 20:08.410
و نه اشعه ای از نور
که تاریکی نا امید کننده را بفریبد

20:08.995 --> 20:10.495
هوم؟

20:11.706 --> 20:14.122
چه حیف ادوارد هیچ شور و شوق برای خوندن نداشت.

20:14.290 --> 20:17.333
تو ازش خواستی بخونه و بعد دستپاچه اش کردی

20:17.501 --> 20:19.209
من؟
ـ بله

20:21.003 --> 20:27.340
رفتارت صمیمیه ولی تو  خوشت میاد نقص های اون رو بزرگنمایی کنی

20:28.092 --> 20:34.345
من فکر می کنم همه چیز اون دلپذیر و با ارزشه.

20:35.347 --> 20:37.721
سرانجام
یه تعریف

20:38.182 --> 20:43.309
من طرفدارش میشم اگه
تو بگی که قراره جای برادرم باشه

20:43.477 --> 20:46.186
من بدون تو چیکار کنم آخه؟

20:46.355 --> 20:47.938
بدون من؟

20:48.106 --> 20:52.607
من مطمئن هستم تو خیلی خوشبخت خواهی شد
اما قول بده نمی خواهی جای دوری زندگی کنی

20:52.776 --> 20:55.985
ماری آن، مسئله این نیست...
اینه که...

20:56.152 --> 20:58.362
هیچ مدرکی وجود نداره.

20:58.530 --> 21:00.571
تو عاشقش هستی؟

21:03.534 --> 21:07.660
انکار نمی کنم که من خیلی خیلی متعالی به اون فکر می کنم

21:07.828 --> 21:09.786
که من ...

21:10.997 --> 21:13.872
کاملا اونو محترم و ارجمند میدونم

21:14.541 --> 21:17.959
از اون خوشم میاد...
ـ محترم میدونم؟ازش خوشم میاد؟؟

21:18.127 --> 21:20.752
دوباره از این کلمات استفاده کن تا بذارم از اتاق برم

21:20.920 --> 21:23.129
خیلی خوب. من رو ببخش.

21:23.297 --> 21:28.632
احساسات منو باور کن که دارند قوی تر میشوند و
از چیزی که در باورت بگنجه فراتر میروند

21:31.011 --> 21:34.053
آیا عشق فقط یک خواهش خیالی است یا یک احساس؟

21:34.221 --> 21:38.014
یا یک فراس؟
ـ برو بخواب

21:39.642 --> 21:44.019
"انکار نمی کنم که من خیلی خیلی متعالی به اون فکر می کنم

21:44.979 --> 21:48.814
کاملا اونو محترم و ارجمند میدونم

21:50.899 --> 21:53.566
که من او را دوست دارم. "

22:12.749 --> 22:17.250
ما خیلی خوشحال هستیم که شما ادوارد به نورلند دعوت کردید

22:17.418 --> 22:20.835
اون پسر عزیزیه
ما خیلی شیفته ی اون شدیم

22:21.004 --> 22:22.962
ما هم براش خیلی آرزوها داریم

22:23.130 --> 22:24.795
مادرم انتظار خیلی زیادی از اون داره

22:24.964 --> 22:26.214
و خیلی مراقب شغل اونه

22:26.382 --> 22:27.715
ـ طبیعیه

22:27.883 --> 22:29.258
ـ و در ازدواجش

22:29.426 --> 22:32.092
اون مصمم هست که اون و رابرت هر دو
ازدواج موفقی داشته باشند

22:32.261 --> 22:33.887
ـ البته

22:34.055 --> 22:36.929
اما من امیدوارم ایشون بخواهند
که اونها به خاطر عشق ازدواج کنند

22:38.223 --> 22:40.599
عشق چیز خوبیه

22:40.768 --> 22:45.353
اما قلب همیشه ما رو
به مسیر درست راهنمایی نمی کنه

22:46.562 --> 22:51.273
می دونید خانم داشوود عزیز
ادوارد آدم دلسوز و احساساتیه

22:51.441 --> 22:53.941
که زنان بی پول آرزوش رو دارند

22:54.486 --> 22:56.902
و با وجود داشتن رابطه بدون درک کافی هم

22:57.070 --> 22:58.611
از حرفش بر نمی گرده

22:58.780 --> 23:01.447
او به سادگی از شکستن قولش عاجزه

23:01.823 --> 23:04.282
اما این منجر به تباهی اش خواهد شد

23:05.118 --> 23:10.745
من براش نگرانم
مادرم آشکارا گفته پشتیبانی از اون رو پس خواهد گرفت

23:10.913 --> 23:16.791
باید از رفتار دلسوزانه اش دست برداره
و جوری که شایسته است رفتار کنه

23:19.211 --> 23:21.795
ـ  کاملا حرفتون رو متوجه می شم

23:26.966 --> 23:28.716
به دونشایر

23:28.884 --> 23:32.301
پسر عموی من، سـِر جان میدلتون، به ما یک خانه کوچک پیشنهاد داده.

23:32.470 --> 23:34.428
سـِر جان میدلتون؟؟

23:34.596 --> 23:37.721
اون باید یک مالک باشه.

23:37.890 --> 23:43.310
او بیوه ست و با مادر زنش در بارتون پارک زندگی میکنه
و بارتون کاتیج رو به ما پیشنهاد داده

23:43.478 --> 23:47.354
اوه، یک کلبه؟ چقدر جذاب.
یه کلبه ی کوچیک همیشه بسیار گرم و نرمه.

23:48.439 --> 23:49.939
اما ...

23:50.483 --> 23:52.440
شما که تا قبل از تابستان نخواهید رفت؟

23:52.608 --> 23:57.402
ادوارد عزیزم ما نمی تونیم بیش از این
از مهربونی خواهرتون سوء استفاده کنیم

23:57.570 --> 24:00.072
شما برای ماندن پیش ما خواهید آمد ادوارد ؟

24:00.614 --> 24:01.989
خیلی خوشحال میشم

24:02.157 --> 24:05.533
مادرمون خیلی وقته منتظر ادوارد هست

24:06.494 --> 24:08.159
هر چقدر  زودتر میتونید پیش ما تشریف بیارید

24:09.266 --> 24:12.309
یادتون باشه ما همیشه مقدمتون رو گرامی میداریم

24:20.253 --> 24:22.044
[زمزمه]

24:38.474 --> 24:40.014
نمیتونین اونو همراه خودتون ببرید؟

24:40.184 --> 24:43.017
نمی تونیم خرجش رو بدهیم

24:44.686 --> 24:47.895
شاید بتونه توی آشپزخونه قابل استفاده باشه .

24:48.897 --> 24:50.106
منو ببخشید

24:54.110 --> 24:56.652
دوشیزه داشوود...

24:58.864 --> 25:00.780
الینور ...

25:02.240 --> 25:03.780
من باید با شما صحبت کنم.

25:08.328 --> 25:12.370
مطلب مهمی هست که باید به شما بگم

25:14.123 --> 25:19.584
درباره ی.....
دوران تحصیلم به شما بگم

25:23.380 --> 25:24.880
تحصیل تون؟؟

25:25.381 --> 25:27.132
بله.

25:27.549 --> 25:33.302
اونجا یه جای خیلی دور افتاده در پیلموث بود

25:34.637 --> 25:36.304
واقعا؟
ـ بله

25:36.473 --> 25:37.930
آیا شما میدونید کجاست؟
پیلموث!؟

25:38.099 --> 25:39.098
بله
ـ نه

25:39.266 --> 25:41.725
اوه. خب ...

25:42.810 --> 25:45.227
من چهار سال آنجا بودم

25:46.353 --> 25:49.897
در  مدرسه ای که توسط آقای پرات اداره میشد.

25:53.775 --> 25:56.443
پرات؟
ـ دقیقا. پرات

25:56.612 --> 25:58.861
و ... ...

25:59.030 --> 26:01.155
در حالی که من آنجا بودم ...

26:02.115 --> 26:04.073
ایشون صاحب یک....

26:04.241 --> 26:06.491
اون یک...
ـ ادوارد

26:06.910 --> 26:08.367
ـ ادوارد

26:09.579 --> 26:13.330
من همه جا رو دنبالت گشتم
همین الان به تو در لندن نیاز هست

26:13.602 --> 26:15.038
ـ منکه دارم این بعد از ظهر
دارم می رم اونجا

26:15.416 --> 26:19.083
نه امکان نداره
مادر همین الان تو رو خواسته

26:23.087 --> 26:25.004
ببخشید.

26:36.556 --> 26:39.556
[♪♪♪]

26:56.361 --> 26:59.569
ادوارد قول داده که برایم اطلس را به بارتون بیاره.

26:59.738 --> 27:01.321
او این کار را خواهد کرد؟

27:02.282 --> 27:05.158
من شرط میبندم در کمتر از دو هفته این کار رو انجام خواهد داد.

27:06.826 --> 27:08.826
ادوارد عزیز.

27:30.009 --> 27:33.552
ـ سلام
ـ خانم داشوود

27:33.720 --> 27:36.095
ـ مخلوقات بیچاره.

27:36.264 --> 27:39.472
[صدای سم اسب]

27:39.641 --> 27:41.474
سِر جان.

27:50.023 --> 27:55.484
خانمها عزیز!مطابق قولی که دادم بفرمایید!

27:55.944 --> 28:01.571
اوه...سِر جان شما خیلی مهربونید
نه اینطور نیست ...نه... هیس..

28:01.740 --> 28:05.658
این هم مادر زن عزیز من خانم جنینگز

28:05.826 --> 28:09.326
بیا پایین هاپو
این باید خانم داشوود باشه

28:09.495 --> 28:11.829
سفرتون قابل تحمل بود؟
طفلکیهای بیچاره

28:11.997 --> 28:15.497
چرا اول نیومدین به بارتون پارک؟

28:15.666 --> 28:20.668
ما شاهد بودیم که شما رسیدید
جان رو وادار کردم کالسکه رو خبر کنه

28:20.837 --> 28:25.337
اون نمیتونست صبر کنه
خیلی کم کسی به ما سر میزنه

28:25.506 --> 28:28.506
اوه، من احساس می کنم که خیلی وقته میشناسمتون.

28:28.675 --> 28:31.342
مخلوقات دلپذیر
درست نمیگم؟

28:31.510 --> 28:35.344
شما باید  هر روز در بارتون پارک با ما غذا بخورید
خانوم. جنینگز: آه، هر روز

28:35.513 --> 28:36.679
سِر جان عزیز ما نمیتونیم

28:36.847 --> 28:38.263
ـ نه، نه، نه.

28:38.432 --> 28:42.851
من بهانه نمیپذیرم
اینجور مواقع اصلا کر میشم

28:43.019 --> 28:44.518
اما من اصرار میکنم

28:44.686 --> 28:47.687
پس بذارید فقط دوسه روز با شما شام بخوریم

28:47.855 --> 28:49.687
نه، نه، نه متشکرم

28:51.232 --> 29:13.540
اونها دوست داشتنی ترین دختر هایی هستند که تا به حال دیدم نتونستی شوهرشون بدی؟ نباید تاخیر کنی
ـ مردجوونی این اطراف بهشون اظهارلطف نکرده؟
ـ تا مایلها هیچ جوون شیک پوشی نبود

29:13.706 --> 29:18.416
بیا ماما بذار اونا در آرامش باشند...
و هر وقت آماده بودین کالسکه رو برامون پس بفرستید خداحافظ

29:18.585 --> 29:21.502
متشکرم.
ـ از ما تشکر نکنید

29:21.670 --> 29:22.753
روز خوبی داشته باشی.

29:23.046 --> 29:25.671
بیا پسر...... بیا

29:28.383 --> 29:30.507
[لرزیدن]

29:42.393 --> 29:44.685
پاهات سرده

29:59.112 --> 30:02.113
[♪♪♪]

30:10.745 --> 30:12.078
چی کار می کردی؟

30:12.247 --> 30:14.581
گردنت اینقدر کثیف شده که میتونی روش سیب زمینی بکاری

30:15.499 --> 30:18.416
سرده...  خیلی سرده

30:19.377 --> 30:21.752
ابگرم
ممنون الینور

30:22.754 --> 30:24.336
داغه

30:29.509 --> 30:34.094
براندون کجا میتونه باشه
امیدوارم اسبش چلاق نشده باشه

30:34.261 --> 30:38.138
کلنل براندون بهترین مرد مجرد این ناحیه ست

30:38.306 --> 30:39.305
اوه موافقم

30:39.474 --> 30:44.352
اون میتونه کارهای زیادی براتون انجام بده
و سنش برای دوشیزه داشوود مناسب هست

30:45.687 --> 30:49.438
ولی من به جرات میگم اون قلبش رو توی ساسکس جا گذاشته

30:50.524 --> 30:55.818
من میبینمت دوشیزه ماری آن
فکر کنم یه راز رو کشف کردم

30:55.984 --> 30:58.778
تو داری بو میکشی تو از منم بدتر به یه موضوع اشاره می کنی

31:01.447 --> 31:06.366
آیا یه نونوای مجرده؟
شمع ساز؟

31:06.535 --> 31:07.575
ازت حرف میکشم

31:07.952 --> 31:10.119
اون خیلی خوب از آدم حرف میکشه

31:10.286 --> 31:14.330
هیچ کدوم از ما اینجا هیچ رازی نداریم

31:14.498 --> 31:16.456
اگر هم داشته باشیم زیاد نمی تونیم حفظش کنیم

31:16.625 --> 31:18.792
[خنده]

31:19.627 --> 31:23.669
او معاون کشیش منطقه س یا
یا شاید یک ستوان خوش تیپ

31:24.130 --> 31:26.839
یه سرنخ بهمون بده
اون یونیفورم می پوشه؟

31:27.006 --> 31:29.006
آه..اون هیچ شغلی نداره

31:29.551 --> 31:32.509
شغلی نداره؟ پس یک نجیب زاده است؟

31:32.969 --> 31:36.970
مارگارت، تو خوب می دونی
چنین فردی اصلا وجود نداره.

31:37.140 --> 31:40.306
وجود داره و اسم فامیلش هم با"ف"شروع میشه

31:40.474 --> 31:41.765
مارگارت... اوه

31:41.933 --> 31:45.184
با"ف"؟
این امیدوار کننده تره

31:45.353 --> 31:47.478
ف.ف.ف. فاستر؟

31:47.646 --> 31:52.314
اینجا یکی داریم فارست؟
ـ بله
ـ فاترینکی،فاگرتی

31:52.483 --> 31:54.858
فورتسکیو،؟
فاندانت؟

31:56.318 --> 32:00.695
سر جان، ممکن هست من از پیانو شما استفاده کنم؟

32:01.948 --> 32:03.613
بله البته.

32:03.991 --> 32:05.365
خدای من.

32:05.533 --> 32:09.159
ما جلوی رسوم شما رو اینجا نمیگیریم عزیزم

32:09.327 --> 32:10.536
لطفا اون رو ببخشید ...

32:10.704 --> 32:13.287
منم با یه سرگرمی موافقم

32:13.456 --> 32:15.914
یادم نمیاد آخرین بار کی اینجا یه خانم خوانده

32:17.584 --> 32:22.774
[آواز ماری آن]

33:34.762 --> 33:38.222
دوست داشتنی بود عزیزم، ... براندون!؟

33:38.389 --> 33:41.223
بیا و با همسایه های زیبا و جدیدمون دیدار کن

33:41.391 --> 33:47.393
چه حیف که دیر کردید کلنل. شما حتما آواز پرنده خوش صدای ما دوشیزه ماری آن رو نشنیدید-

33:47.938 --> 33:49.896
خیلی حیف شد

33:50.064 --> 33:54.942
خانم داشوود ایشون دوست عزیز من سرهنگ براندون است
ما در جبهه ی هند شرقی خدمت میکردیم

33:55.109 --> 33:57.901
فردی بهتر از اون در جهان نیست

33:58.070 --> 34:00.319
شما در هند شرقی بودید؟

34:00.489 --> 34:02.823
بله
چطوری بود

34:02.990 --> 34:05.074
گرم....
مثل؟

34:05.742 --> 34:09.159
هوا پر از ادویه جات بود
چقدر دوست داشتنی.

34:10.787 --> 34:14.287
دوشیزه داشوود الان نوبت شماست که ما رو سرگرم کنید

34:14.456 --> 34:15.580
وای نه
سرجان

34:15.748 --> 34:20.416
و من معتقدم که  می دانم  شما روی چه کوکی خواهید خواند.

34:20.627 --> 34:22.252
اِف ماژور

34:36.471 --> 34:39.806
تو حق نداری فرضیات خودتو نمایش بدی

34:39.974 --> 34:42.266
آنها فرضیات نیست.
تو  خودت به من گفتی

34:44.185 --> 34:45.935
من هیچی بهت نگفتم

34:46.103 --> 34:47.770
وقتی اومد  اونا خودشون میبیننش

34:47.938 --> 34:51.398
ربطی نداره
تو نباید راجع به چنین چیزایی جلوی غریبه ها صحبت کنی

34:51.566 --> 34:55.149
هر کس دیگری بود.
خانم جنینگز هر کسی نیست

34:55.318 --> 35:00.279
من ازش خوشم میاد اون راجع به همه چیز صحبت میکنه
ما هیچ وقت راجع به این چیزها حرف نمی زنیم

35:00.446 --> 35:03.822
هیس، لطفا
کافیه ، مارگارت

35:03.991 --> 35:08.450
ااگر نمی تونی صحبت درباره مسائل رو مهار کنی
بهتره از این به بعد فقط درباره ی آب و هوا صحبت کنی

35:12.539 --> 35:14.955
مطمئنا از حالا به بعد به اندازه کافی نی
برای سبد درست کردن داریم.

35:15.123 --> 35:17.164
مادر، خیلی نی کندیم.

35:18.834 --> 35:20.833
[قروچه]

35:48.521 --> 35:51.522
[♪♪♪]

35:54.109 --> 35:56.483
می دونید اونها چه می گویند؟

35:56.943 --> 36:02.279
هوم...کلمه اش اینه
شما به یه شریک واقعی نیاز دارید

36:02.448 --> 36:06.407
و چرا که نه، من می گم؟ یک مرد مثل تو در بهار زندگی خودش.

36:06.575 --> 36:09.451
اون خانم جوان باید خیلی خوشبخت باشه

36:09.620 --> 36:13.287
ماری آن داشوود به من همونقدر فکر میکنه که به تو

36:13.455 --> 36:16.289
براندون پسر من،درباره ی خودت اینقدر بد فکر نکن

36:16.458 --> 36:19.166
و برای اون هم کیس های بهتر وجود داره.

36:21.501 --> 36:24.502
[♪♪♪]

36:43.184 --> 36:44.767
اوه نه.

36:45.186 --> 36:46.393
اوه

36:47.312 --> 36:49.312
مبهوت کنندس

36:49.480 --> 36:50.980
چه جفت فوق العاده ای

36:51.148 --> 36:53.357
مرد ثروتمنده و خانم زیباست

36:54.359 --> 36:55.691
چند وقته کلنل رو میشناسید؟

36:55.859 --> 37:01.528
خدا حفظت کنه از وقتی من آمدم اینجا 15 سال قبل

37:01.697 --> 37:06.532
ملکش از اینجا چهار مایل فاصله داره
و اون و جان خیلی صمیمی هستند

37:06.951 --> 37:11.744
اون همسر نداره بچه هم نداره
چون یه گذشته ی تراژیک داشته.

37:12.746 --> 37:15.746
زمانی عاشق دختری بود
بیست سال پیش از این

37:15.916 --> 37:18.874
پرستار خانوادش بود
اما اونها اجازه ندادند باهاش ازدواج کنه

37:19.542 --> 37:22.543
بر چه اساسی؟
ـ پول. لیزا فقیر بود

37:22.921 --> 37:24.878
وقتی پدرش پی به عشق اونها برد

37:25.046 --> 37:28.254
دختره رو از خونه پرت کرد بیرون
و پسره هم اساسش رو جمع کرد و به ارتش پیوست

37:28.423 --> 37:31.299
فکر کنم اگه جان نبود اون به خودش صدمه می زد

37:32.885 --> 37:34.677
سر اون خانم چی اومد؟

37:34.844 --> 37:38.388
زندگی اش از این مرد به اون مرد طی شد

37:38.556 --> 37:40.723
از جامعه ی خوشنام هم ناپدید شد

37:41.725 --> 37:45.893
وقتی براندون از هند برگشت
خدا میدونه چقدر دنبال اون گشت

37:46.061 --> 37:49.312
و فقط زمانی پیداش کرد که در یک نوانخانه در حال مرگ بود

37:49.689 --> 37:52.856
یک بار، من فکر کردم دختر من شارلوت ممکنه اون رو خوشحال کنه.

37:53.024 --> 37:55.733
اما همون بهتر که هر جا هست باشه

37:55.901 --> 38:01.112
اما حالا به او نگاه کن!
خیلی توی باغ اومده!

38:03.615 --> 38:08.783
فکر کنم باید براش چاره ای بیاندیشم
اوه..نه...لطفا خانم جنینگز کلنل رو به حال خودش بذارید

38:08.952 --> 38:12.744
نه، نه، نه، عزیزم. همه خواستگاران نیاز به یک کمک کوچک دارند.

38:13.872 --> 38:17.665
کلنل برادون خیلی وقته ندیده بودیم شما پیانو بزنید

38:17.833 --> 38:21.167
احتمالا ساده ترین دلیلش اینه عزیزم
که موزیسین بهتری اینجا داریم

38:21.335 --> 38:25.461
براندون عزیز ما علاقه تون به موسیقی رو با دوشیزه ماری آن سهیم بشوید

38:25.630 --> 38:29.131
ایشون بسیار خوب پیانو مینوازند

38:29.299 --> 38:35.094
اوه زود باشید شما خیلی بیشتر از دوشیزه مری آن ملودی های غمگین بلدید

38:35.929 --> 38:41.098
باید برای ما یه قطعه ی دونفری بنوازید
بذارید شما ها رو در کنار هم ببینیم

38:41.266 --> 38:43.640
من هیچ قطعه دونفری بلد نیستم

38:44.059 --> 38:45.851
من رو ببخشید کلنل.

38:47.270 --> 38:49.352
[خانوم جنینگز  می خنده]

38:52.107 --> 38:58.235
ما هیچ وقت آرامش نخواهیم داشت؟
اجاره اینجا خیلی کمه ولی شرایط اینجا خیلی سخته

38:58.403 --> 39:03.613
خانم جنینگز هیچ کاری نداره جز اینکه دختر های دیگران رو شوهر بده

39:03.781 --> 39:06.449
یه بسته رسیده

39:06.617 --> 39:08.117
بسته؟
ـ  نگاه کن

39:08.285 --> 39:09.325
اوه خدای من.

39:09.493 --> 39:11.910
[همهمه]

39:12.079 --> 39:17.457
این خیلی مسخره است.وقتی که یک مرد از  شوخ طبعی در امان باشه، ضعف و ناتوانی نمیتونه از اون محافظت کنه

39:17.624 --> 39:19.583
ضعف و ناتوانی؟
اگر براندون ضعیف  ناتوان است،

39:19.752 --> 39:20.834
پس منم الان لب گور هستم.

39:21.002 --> 39:22.877
این یک معجزه ست.که شما هنوز زنده هستین

39:23.045 --> 39:29.360
اون خودش درباره ی درد روماتیسم شونه ش شکایت نکرد؟
گفت کمی درد گرفتگی داره اگه جمله ش درست یادم باشه

39:34.178 --> 39:37.928
اما ادوارد گفت که خودش اینو میاره.

39:39.765 --> 39:43.516
خانم داشوود عزیز دوشیزه داشوود دوشیزه ماریان و کاپیتان مارگارت

39:43.684 --> 39:47.310
باعث افتخاره منه که این اطلس رو به صاحب اصلیش پس بدهم

39:47.479 --> 39:53.814
تجارت اجازه ی همراهی با این اطلس رو  به من نداد
این من رو بیشتر از شما ناراحت میکنه

39:53.982 --> 39:58.276
خاطرات من از محبت شما
باقی می ماند

39:58.444 --> 40:02.613
خدمتگذار  همیشگی و جانسپارتان
ای.سی فراس

40:02.781 --> 40:06.698
چرا خودش نیومد؟
اون گفته که سرش شلوغه عزیزم

40:06.867 --> 40:08.909
اون گفت که میاد

40:09.077 --> 40:10.451
چرا نیومد؟

40:10.619 --> 40:11.869
میخوام ببرمت یکم قدم بزنی

40:12.037 --> 40:13.829
نه..من همین الان قدم زدم
بازم نیاز داری راه بری

40:13.997 --> 40:16.121
میخواد باران ببارد.
بارون نمیاد

40:16.290 --> 40:20.167
تو همیشه همینو میگی
و همیشه هم بارون میاد

40:20.752 --> 40:24.337
میترسم خانم جنینگز همنشین بدی براش باشه

40:31.343 --> 40:33.717
باید دلت براش تنگ شده باشه الینور

40:34.511 --> 40:37.012
ما که نامزد نبودیم مامان

40:37.971 --> 40:41.431
ولی مطمئنم که اون عاشقت بود عزیزم

40:41.599 --> 40:44.100
من به هیچ وجه مطمئن نیستم.

40:44.267 --> 40:46.352
و با اون برتری که اون داشت

40:46.520 --> 40:50.521
ما باید احمق باشیم که مطمئن باشیم
مانعی برای

40:50.688 --> 40:55.108
ازدواج اون با یه دختر بدون مقام و جهیزیه وجود نداره
دختری که حتی استطاعت خرید شکر رو هم نداره

40:55.275 --> 41:00.694
اما قلبت باید بهت بگه که..
بهتر برای یه بار هم شده از مغزمون استفاده کنیم

41:10.161 --> 41:14.663
این هوا اصلا برامون خوب نیست
چرا هست...اینقدر شکایت نکن

41:14.831 --> 41:18.039
باعث میشه سرفه ام بگیره
باعث نمیشه که سرفه ات بگیره

41:18.250 --> 41:19.750
خواهش میکنم میشه برگردیم؟

41:19.918 --> 41:23.877
این دوست داشتنیه. بیا، نفس عمیق بکش!

41:25.088 --> 41:28.296
اون طرف نرده ها....
یه زمین پر از خرگوش هست

41:28.465 --> 41:31.341
من نمیخوام خرگوشها رو ببینم
ـ چرا تو میخوای

41:36.388 --> 41:41.640
آه... هیچ لذتی توی دنیا بالاتر از این هست؟
بهت گفتم بارون میگیره

41:41.808 --> 41:44.267
هنوزم یکم آسمان آبیه
بذار یکم طعم این آسمانِ آبی رو بچشیم

41:44.434 --> 41:46.226
فکر نکنم که مناسب باشه که بدوئیم

41:49.437 --> 41:50.895
آه!
ماری آن!

41:52.356 --> 41:55.274
صدمه دیدی؟
آخ!

41:57.402 --> 42:01.486
من نمیتونم راه برم باید بدوی و بری کمک بیاری

42:01.655 --> 42:04.488
تا اونجایی که بتونم تند می دوم

42:14.164 --> 42:18.248
مارگارت!

42:18.417 --> 42:20.000
[فریاد می زند]

42:24.588 --> 42:27.922
نترس.
اون بهت صدمه نمیزنه.

42:32.467 --> 42:35.259
صدمه دیدیدن؟
فقط مچ پام.

42:36.762 --> 42:39.596
اجازه دارم ببینم
شکستگی وجود داره یا نه؟

43:00.112 --> 43:02.111
نشکسته

43:02.447 --> 43:06.531
حالا میتونین بازوتون رو
دور گردن من بندازین

43:09.701 --> 43:12.452
اجازه میدهید تا خانه اسکورتتان کنم

43:17.415 --> 43:19.123
سر انجام

43:19.792 --> 43:22.626
اون زمین خورد و ایشون تا اینجا حملش کردند

43:22.794 --> 43:24.127
چی؟

43:25.630 --> 43:28.504
اوه...ماری آن صدمه دیدی؟

43:28.673 --> 43:32.257
فقط یه پیچ خوردگی قوزک پاست
نگران نباشید مامان

43:32.426 --> 43:36.428
جدی نیست
من یه نگاهی به استخوان پا انداختم کاملا خوب بود

43:36.596 --> 43:38.763
اقا من نمیدونم چطور از شما تشکر کنم

43:38.931 --> 43:41.973
اصلا بهش فکر نکنید
من افتخار دارم در خدمت باشم

43:42.141 --> 43:46.351
نمیخواهید بنشینید؟
مایل نیستم توی این هوای بارانی اینجا رو ترک کنم

43:46.894 --> 43:50.354
اما به من اجازه میدید که فردا  برگردم
و جویای احوال بیمار بشم؟

43:50.772 --> 43:52.647
ما باید مشتاق این ملاقات باشیم

43:53.066 --> 43:55.107
مهربانی شما رو  می رسونه
شما رو تا خارج خونه همراهی میکنم

43:55.275 --> 43:56.858
متشکرم.

43:57.068 --> 43:59.985
مارگارت، کلاه جنتلمن رو بهشون بده.

44:00.153 --> 44:01.654
متشکرم.

44:02.822 --> 44:05.530
اسمش...اسمش
اسم اش

44:05.698 --> 44:08.492
هیس
ممکنه بگید چه کسی اینقدر با ما لطف کرده؟

44:08.660 --> 44:11.451
جان ویلابی
از آلنهام در خدمتم

44:12.329 --> 44:14.746
جان ویلابی از آلنهام

44:17.540 --> 44:20.166
چه مرد تاثیر گذاری

44:20.793 --> 44:23.210
اون منو جوری بلند کرد که انگار وزنم بیشتر
از یه برگ خشک نیست

44:23.379 --> 44:25.170
آیا او انسان است؟

44:26.338 --> 44:30.130
هر وقت درد داشتی بهم بگو
مامان اون هیچ دردی رو حس نمیکنه

44:30.841 --> 44:33.841
مارگارت،از بتسی بخواه که کمپرس آب سرد بیاره لطفا.

44:34.010 --> 44:37.094
با سرعت هر چه تمامتر
لطفا چیز مهمی نگید

44:37.263 --> 44:38.511
برو دیگه...

44:38.681 --> 44:41.847
اون خودش رو خیلی خوب معرفی کرد اینطور نیست؟

44:42.015 --> 44:45.308
خیلی مودب،با جرات
و هوشمند و پر احساس

44:45.476 --> 44:48.519
و ثروتمند.
ده کلمه در نهایت.
اوه، الینور

44:48.687 --> 44:52.272
و اون فردا میاد
ـ لباستو عوض کن وگرنه سرما میخوری

44:52.439 --> 44:54.022
سرما خوردگی چه اهمیتی داره
وقتی چنین مردی توی دنیا هست

44:54.191 --> 44:58.859
وقتی بینیت ورم بکنه بهش اهمیت میدی
ـ حق با توئه کمکم کن الینور

45:01.779 --> 45:07.364
آقای ویلابی ارزش به دست آوردن رو داره دوشیزه داشوود
دوشیزه ماری آن نباید همه ی مردها رو برای خودش برداره

45:07.533 --> 45:09.783
اما شما از آقای ویلابی چی میدونید سِر جان؟

45:10.703 --> 45:14.328
جوان آراسته و نجیب
اینجا سواری جسورتر از او وجود نداره

45:14.496 --> 45:16.871
ولی علائق و سلایقش  چیه؟
علایق؟

45:17.040 --> 45:19.581
چه چیز مورد پسندشه؟
احساساتش ،حرفه ش چیه؟

45:21.294 --> 45:22.834
خب ...

45:23.461 --> 45:28.046
یه زن باهوش نکته سنج مراقبشه
دیروز همراهش بود؟

45:28.214 --> 45:30.881
آلنهام کجاست سر جان؟
آلنهام؟

45:31.050 --> 45:35.719
ملک کوچک قشنگیه سه مایل به طرف شرق
ویلابی اونجا رو از خویشاوندهای بزرگترش به ارث میبره

45:35.886 --> 45:38.387
اسم اون خانم لیدی آلنه

45:38.596 --> 45:40.596
[پارس سگ]

45:44.684 --> 45:48.394
این کلنل براندونه
من باید برم بیرون و مراقب باشم

45:50.147 --> 45:51.437
سلام،کلنل.

45:51.606 --> 45:57.151
شما دارید برای ویلابی دیده بانی میکنید
و تو به براندون الان فکر نمی کنی

45:57.736 --> 45:59.443
بفرمایید داخل

46:01.487 --> 46:03.405
کلنل
صبح بخیر براندون

46:03.573 --> 46:05.156
صبح به خیر.

46:05.324 --> 46:07.115
بیمار ناتوان چطور هستند؟

46:07.283 --> 46:09.742
آه، از شما بسیار متشکرم، کلنل.

46:09.909 --> 46:11.034
الینور، لطف میکنی؟

46:11.202 --> 46:14.411
دوشیزه ماری آن نمی تونم به این فکر نکنم که چرا شما
برای ویلابی کلاهتون رو از سر برمیدارید

46:14.580 --> 46:17.914
وقتی یک همچین پیروزی بزرگی به دست آوردید

46:18.124 --> 46:21.417
من به هیچ وجه مایل نیستم
کلاهم رو برای احترام به کسی بردام

46:21.752 --> 46:23.961
برادرزاده خانم آلن؟

46:24.129 --> 46:26.503
اون هرسال از ملکش در اینجا دیدن میکنه

46:28.089 --> 46:31.965
ایشون ملک قشنگی از خودش داره دوشیزه داشوود

46:32.134 --> 46:35.052
دامنه تپه مگنا در سامرست.

46:35.219 --> 46:40.472
من اگر جای شما بودم ایشون رو تسلیم خواهر کوچکر نمی کردم
که اینطور خوشحال باشند

46:40.639 --> 46:42.264
مری آن

46:42.766 --> 46:46.893
ندو.
خودشه بیا، براندون.

46:47.061 --> 46:51.437
ما می دونیم که چه وقت ما رو نمی خوان
بذار اونو بسپاریم به خانمها

46:52.190 --> 46:53.814
خیلی متشکرم که به ما سر زدید

46:56.360 --> 46:59.610
ماریان، کلنل و سِر جان دارند تشریف میبرند.

46:59.778 --> 47:03.112
بدرود، سر جان. کلنل ،ممنونم برای گل ها.

47:06.449 --> 47:08.199
[سر جان من من]

47:14.580 --> 47:15.578
حال شما چطوره کلنل؟

47:15.748 --> 47:18.164
حال اون چطوره؟
حال شما بهتره انگار

47:18.332 --> 47:20.832
بفرمایید داخل
اونها منتظر شما هستند

47:21.001 --> 47:22.459
بیا

47:32.801 --> 47:33.967
بسه

47:37.638 --> 47:43.973
آقای ویلابی چقدر دیدار دوباره ی شما خوش آینده
ـ خوشوقتی از منه مطمئن باشید

47:44.141 --> 47:46.350
دوشیزه ماری آن که سرما نخوردند؟

47:46.811 --> 47:49.352
شما اسم منو فهمیدید
البته

47:49.521 --> 47:52.146
این منطقه پر از جاسوس های منه

47:52.314 --> 47:55.148
و تا زمانی که شما نتونید
به دامن طبیعت برگردید

47:55.316 --> 47:56.690
طبیعت باید برای شما به ارمغان آورده بشه.

47:57.652 --> 48:00.111
اوه، چه زیبا.

48:00.278 --> 48:01.694
اینها گل گلخانه ای نیستند.

48:03.656 --> 48:07.366
می بینم که گلهای من اولین و زیبا ترین گلهای تقدیمی نیستند

48:07.534 --> 48:10.492
من ترسیدم،من اینها رو
از زمینهای آماده به خدمت فراهم کردم

48:10.660 --> 48:14.744
من همیشه گل های وحشی رو ترجیح می دهم
من هم دقیقا منتظر  همین بودم

48:14.913 --> 48:16.663
الینور، میشه؟
آه بله. ببخشید.

48:16.831 --> 48:19.164
قدردانی ما فراتر از کلمات است.

48:19.333 --> 48:20.499
اما این من که هستم سپاسگزار هستم.

48:20.668 --> 48:23.543
اغلب از کنار این کلبه می گذشتم و افسوس میخوردم که چرا خالی مونده

48:23.711 --> 48:27.504
بعد که شنیدم گرفته شده

48:27.673 --> 48:32.758
علاقه ی ویژه ای حس کردم که هیچ چیز
نمیتونست علتش رو مشخص کنه ولی وجود من سرشار از شادی ملاقات شما شده

48:32.926 --> 48:34.926
اوه، الینور، بذارشون اینجا.

48:35.094 --> 48:36.342
لطفا بفرمایید بنشنید آقای ویلابی

48:37.138 --> 48:39.054
آه، کی غزلیات شکسپیر میخونه؟

48:39.263 --> 48:41.263
ماری ان
. من می خونم.

48:43.474 --> 48:46.934
ماری آن برای ما میخونه.
و کدوم مورد علاقه ی شما هستند؟

48:47.102 --> 48:50.562
آه ... بدون شک،شماره ی 116 است.

48:50.729 --> 48:54.522
مگذار پیوند اذهان خالصانه را مانعی باشد

48:54.691 --> 48:58.443
آن عشق،عشق نیست که دگرگون شود

48:58.610 --> 49:02.027
یا خمیده شود آنهنگام که آن را برمی چینند

49:02.863 --> 49:04.195
چطور ادامه پیدا میکنه

49:04.739 --> 49:05.738
آه..نه

49:05.907 --> 49:07.865
این نشانه ی تغییر ناپذیری است که

49:08.033 --> 49:10.283
که به نظر میرسد تند باد
که به نظر میرسد طوفان

49:10.452 --> 49:13.702
طوفان درسته
من باور دارم که طوفان درسته

49:13.872 --> 49:15.621
اجازه بدهید من پیداش کنم.

49:15.789 --> 49:17.831
این عجیب و غریب شما اینو میخونین.

49:17.999 --> 49:22.458
من همیشه همراهم دارمش
ـ اوه...چه زیبا

49:23.669 --> 49:25.668
[خنده ]

49:31.175 --> 49:33.383
پس تا فردا .

49:37.554 --> 49:42.556
کتاب غزلیات جیبی من هم مال شما
طلسمیه در برابر صدمات آینده

49:42.766 --> 49:45.558
خداحافظ. متشکرم.

49:51.230 --> 49:53.856
کارت خوب بود، ماری آن.

49:54.024 --> 49:57.608
باید شکسپیر و اسکات
و همه اشعارشون رو یاد بگیری

49:57.776 --> 50:00.568
ملاقات بعدی علاقه ی اونو درباره ی طبیعت و وابستگی های رومانتیک نشون میده

50:00.737 --> 50:04.154
و بعد دیگه چیزی برای صحبت کردن برات باقی نمیمونه
و رابطه تون تموم میشه

50:04.322 --> 50:10.159
گمان می کنم من درباره ی آداب دانی اشتباه کردم.
من باید از آب و هوا صحبت می کردم.

50:10.327 --> 50:14.745
نه ولی آقای ویلابی نمیتونه
در مورد هواخواهی تو تردید کنه

50:14.913 --> 50:17.914
چرا باید تردید کنه
چرا باید توجه ام به اون رو پنهان کنم

50:18.082 --> 50:21.708
به خاطر دلایل به خصوص
اینکه ما خیلی کم در مورد این مرد میدونیم

50:21.876 --> 50:24.210
فقط  زمان میتونه صمیمیت بین دو نفر رو معلوم کنه

50:24.377 --> 50:29.379
هفت سال هم نمیتونه بعضی آدمها رو نسبت به هم آشنا کنه
ولی برای بعضی ها هفت روز کافیه

50:29.547 --> 50:31.297
البته در این مورد مثل اینکه هفت ساعت

50:31.467 --> 50:34.258
من حس میکنم از قبل آقای ویلابی رو میشناختم

50:34.427 --> 50:37.762
اگه احساسات من هم مثل احساسات تو سطحی بود
شاید میتونستم پنهانش کنم

50:37.929 --> 50:41.596
ماری آن منصفانه نیست
متاسفم الینور منظوری نداشتم

50:41.765 --> 50:43.849
خودت رو توی زحمت ننداز ماری آن

50:48.269 --> 50:50.728
من اونو  درک نمی کنم.

50:52.730 --> 50:55.731
[♪♪♪]

51:09.784 --> 51:11.784
[قروچه]

51:19.375 --> 51:21.291
ماری آن

51:24.628 --> 51:29.129
تموم نشده؟
نه صبور باش

51:41.013 --> 51:44.473
مطمئنا نمی خوای انکار کنی که گوشت گاو به خوبیه شکره

51:44.642 --> 51:48.142
هیچی قیمتش زیر ده پنی نیست ما باید صرفه جویی کنیم

51:48.311 --> 51:49.644
میخوای از گرسنگی رو به مرگ بشیم

51:49.853 --> 51:53.897
نه فقط گوشت گاو نخوریم

51:57.901 --> 51:59.609
[ گفت و گوی نامفهوم ]

52:20.666 --> 52:22.499
[ فریاد مردم ]

52:36.678 --> 52:41.013
اگر در رفتار من ناشایستگی وجود داشت خودم ازش مطلع میشدم

52:41.180 --> 52:47.182
رفتارت تو رو در معرض توجه وحرفهای بی ربط مردم قرار میده
نمیخوای در رفتارت تجدید نظر بکنی؟

52:48.227 --> 52:53.355
اگر حرف در آوردن از طرف خانم جنینگز باشه ،اون برای همه ما یه حرفی داره

52:53.523 --> 52:55.565
صبح بخیر

52:55.733 --> 52:57.815
صبح به خیر، کلنل.

52:59.277 --> 53:05.614
دوشیزه داشوود دوشیزه ماری آن
من اومدم یک دعوتنامه رو تقدیمتون کنم

53:08.992 --> 53:12.367
یک پیک نیک در املاک من در دلفورد

53:12.536 --> 53:16.538
اگر مایل هستید به ما بپیوندید
پنجشنبه ی آینده ست

53:17.998 --> 53:21.875
دختر خانم جنینگز و شوهرش هم به اینجا سفر خواهند کرد

53:25.004 --> 53:27.046
خرسند خواهیم شد سرهنگ

53:29.006 --> 53:32.214
من هم همچنین، البته
آقای ویلابی هم در میهمانی خواهند بود

53:34.052 --> 53:36.385
من هم از ملحق شدن بهتون خوشحال می شم کلنل

53:42.223 --> 53:44.849
صبحتون بخیر باشه دوشیزه داشوود
صبح شم هم بخیر باشه کلنل

53:45.017 --> 53:48.392
صبح بخیر آقای ویلابی
کلنل ما رو دعوت کردند به دلفورد ویلابی

53:48.561 --> 53:49.560
عالی ست.

53:49.728 --> 53:52.896
من شنیدم شما یه پیانوی عالی دارید

53:53.065 --> 53:55.398
یه براوود گراند
یه برادوود گراند؟

53:55.566 --> 53:59.026
پس من باید برای همه شما بزنم.
ما مشتاقانه منتظر هستیم

53:59.194 --> 54:01.985
روز بخیر. راه بیافت راه بیافت.

54:02.570 --> 54:04.278
خداحافظ.

54:14.245 --> 54:16.245
خواهر شما بسیار خوشحال به نظر می رسه

54:16.413 --> 54:18.081
بله.

54:18.248 --> 54:21.666
مری آن دوست نداره
احساساتش رو مخفی کنه

54:22.584 --> 54:27.462
تعصب رومانتیکش باعث میشه
نزاکت رو فراموش کنه

54:28.421 --> 54:33.215
اون کاملا معصوم هست
من نظرم اینه که نسبتا معصوم هست

54:33.384 --> 54:37.511
هر چه زودتر با راه و رسم
دنیا اشنا بشه بهتره

54:42.474 --> 54:44.598
بانویی بسیار شبیه به خواهر شما میشناختم

54:44.766 --> 54:47.475
با همین خلق و خو
بدون فکر کارها رو انجام میداد

54:47.644 --> 54:53.355
که مجبور شد راه و رسم دنیا رو بهتر بشناسه

54:53.522 --> 54:57.941
که نتیجه اش فقط ویرانی و تباهی
و ناامیدی بود

54:59.527 --> 55:02.694
آرزو نکنین راه و رسم دنیا رو بهتر  بشناسه دوشیزه داشوود

55:05.739 --> 55:08.782
چمنزار ملک کلنل براندون
برای بادبادک بازی عالیه

55:08.950 --> 55:13.618
ما باید بادبادکت رو امتحان کنیم
بهش روبان های قشنگ وصل کردی؟

55:16.288 --> 55:21.374
تصور کن من چقدر سورپرایز شدم وقتی شارلوت
و شوهرش با لوسی اومدند

55:21.543 --> 55:24.418
آخرین کسی که  انتظار  دیدنش رو  داشتم.

55:24.586 --> 55:29.629
اون اومده برای تفریح به ما بپیونده
امکانی برای اینجور خوشگذرونی ها در خونه براش وجود نداره

55:29.798 --> 55:33.465
من خیلی وقته که شما رو ندیدم خانم جنینگز
نتونستم موقعیت رو غنیمت ندونم

55:33.634 --> 55:37.885
چه آب زیر کاهی هستی!اون میخواست دوشیزه داشوود رو ببینه نه دلفورد رو مامان

55:38.554 --> 55:42.681
هیچی نشنیدم ازش جز اینکه
دوشیزه داشوود اینطوری دوشیزه داشوود اونطوری

55:42.849 --> 55:44.931
حالا که اونا رو دیدی دربارشون چی فکری میکنی لوسی ؟

55:45.100 --> 55:48.810
از وقتی شما به اینجا اومدین مادرم در نامه هاش جز شما درباره ی چیزی حرف نزده

55:49.437 --> 55:52.687
اونا شبیه به همون چیزی هستن که اون تعریف کرده بود ؟
ابدا

55:52.855 --> 55:56.440
اوه...شما امروز خیلی گستاخ شدی آقای پالمر

55:56.608 --> 55:59.859
اون قبلا متین تر بود
براش خیلی سخته که

56:00.027 --> 56:02.819
همه رو وادار کنه ازش خوششون بیاد و دوستش داشته باشند
اون کاملا شوکه کننده ست

56:02.988 --> 56:04.571
من چیز نا معقولی نگفتم

56:05.281 --> 56:08.990
آقای پالمر خیلی بامزه هستند. او مدام شوخ میکنه      .

56:09.159 --> 56:13.368
اوه! اوناهاش داره میاد! در حال حاضر تو باید ببینید، شارلوت.

56:20.666 --> 56:23.292
سلام آقای ویلابی!

56:23.460 --> 56:26.711
شما باید با دختر من، شارلوت، و آقای پالمر آشنا بشید.

56:27.172 --> 56:31.173
حالتون چطوره؟
و دختر عموی کوچک ما دوشیزه لوسی استیل...

56:31.674 --> 56:34.175
به  میهمانی ما خوش آمدید دوشیزه.

56:34.342 --> 56:37.093
دور بزن بریم بچرخیم پسرا بزن بریم

56:40.346 --> 56:43.514
ممکن هست کنار شما بنشینم دوشیزه داشوود؟

56:44.016 --> 56:47.850
خیلی منتظر بودم با شما آشنا بشم
هیچ چیز به جز ستایش شما نشنیدم

56:48.770 --> 56:51.186
خوشحال میشم

56:51.353 --> 56:53.855
اما سِرجان و خانم جنینگز
بیش از حد تعارف کردند

56:54.023 --> 56:55.688
اوه نه
مطمئنم نا امید نمیشوید

56:55.857 --> 56:58.733
منبع ستایش شما کس دیگه بوده

56:58.901 --> 57:01.359
کسی که اصلا تعارف و اغراق نمیکنه

57:02.570 --> 57:04.820
این چی میتونه باشه؟

57:15.662 --> 57:17.496
کلنل براندون اینجا هستند؟
ـ اینجام

57:17.664 --> 57:19.039
ایشون اینجا هستند

57:27.629 --> 57:30.922
اسبم،سریع
ـ چی شده براندون؟

57:31.090 --> 57:33.924
باید برم لندن
ـ امکان نداره

57:34.092 --> 57:35.216
ضروریه.

57:35.384 --> 57:41.054
ما بدون میزبانمون نمیتونیم پیک نیک بگیریم
فردا به شهر برید

57:41.222 --> 57:44.097
یا صبر کنید تا ما برگردیم
شش ساعت دیرتر میرسید

57:44.265 --> 57:47.975
نمیتونم حتی یک دقیقه رو هم از دست بدم

57:48.144 --> 57:51.520
منو ببخشید
امیدوارم چیز جدی ای نباشه کلنل

57:53.480 --> 57:57.315
.خدای من
این خیلی غیر معموله

57:59.401 --> 58:02.902
تاسف آوره این بی نزاکتی جناب براندون

58:03.071 --> 58:05.780
برخی نمی تونند یک جمع شاد رو تحمل کنند.

58:06.447 --> 58:10.365
شماها خیلی ظالمین
کلنل براندون برای از دست دادنش افسوس میخوره

58:10.534 --> 58:11.950
چرا؟

58:12.327 --> 58:16.745
همه پشت سرش درباره ی اون چیز های خوب میگن
ولی کسی یادش نمیمونه با خود اون حرف بزنه

58:16.913 --> 58:18.246
دقیقا
ـ بی معنیه

58:18.414 --> 58:21.290
اون بسیار در بارتون پارک مورد احترامه

58:21.458 --> 58:24.501
کدوم یکی از اینا کافیه؟ قابل سرزنش هست
ـ واقعا ویلابی

58:26.754 --> 58:31.422
بیا...بیا.. آقای گستاخ
من تو و راههای نابکارانه ات رو میشناسم

58:31.590 --> 58:34.423
زود باشید دوشیزه داشوود
مرد شیک پوشتون رو انتخاب کنید

58:34.592 --> 58:38.261
هیچ رازی بین دوست ها نیست
بذارید رازهاتون رو از درونتون دربیارم

58:38.428 --> 58:44.682
دوشیزه ماری آن من شما رو برای ازدواج با کلنل متقاعد خواهم کرد
تا وقت چای یا من کلاه خودمو قورت میدم

58:46.476 --> 58:47.976
برفرض محال اگر بتونید با چنین آدمی ازدواج کنید

58:49.018 --> 58:50.935
چرا از اون خوشتون نمیاد؟

58:52.438 --> 58:55.647
چون وقتی هوای خوب میخوام
اون یه تهدید برای بارندگیه

58:57.066 --> 59:02.486
اون توی بلند پروازی من اختلال بوجود آورده
و نمیتونم متقاعدش کنم مادیان قهوه ای منو بخره

59:02.654 --> 59:05.989
اوه
و اگه این راضی تون میکنه

59:06.156 --> 59:09.949
من اعتقاد دارم که شخصیت اون
با وجود تمام چیزهایی که گفتم قابل سرزنش کردن نیست،

59:10.117 --> 59:11.950
پس  من آماده ام که اینو اعتراف کنم.

59:12.119 --> 59:18.162
در مقابل یک همچین اقرار دردناکی
نمیتونید وادارم کنید این امتیاز رو انکار کنم

59:18.330 --> 59:21.956
همونقدر از اون خوشم نمیاد که در مقابل

59:26.962 --> 59:28.962
از این کلبه خوشم میاد

59:30.548 --> 59:33.299
من نقشه هایی برای بهبودش دارم جناب ویلابی.

59:33.925 --> 59:36.384
حالا این چیزیه که من هم هیچوقت بهش رضایت نمیدم

59:37.761 --> 59:39.553
حتی یه سنگ به
دیوارهاش اضافه بشه

59:41.472 --> 59:46.725
اگه من به اندازه کافی ثروتمند بودم
کامب ماگنا رو خراب می کردم و اون رو مثل این کلبه دوباره میساختم

59:46.893 --> 59:49.018
با پلکان تنگ و تاریک
و هال خفه

59:49.185 --> 59:50.977
و آتشی که دود میده

59:51.729 --> 59:53.604
مخصوصا آتشی که دود میده

59:54.772 --> 59:57.147
بنابراین میشه وقتی در کامب هستم
به اندازه وقتی در بارتون هستم خوشحال باشم

59:58.984 --> 01:00:02.569
اما علاقه ی من به اینجا به اندازه ایه که
هیچ جای دیگه ای قابل رقابت با آن نیست

01:00:05.489 --> 01:00:07.780
قول بدید هرگز تغییرش ندید

01:00:13.286 --> 01:00:16.786
من افتخار دارم خانمی با کمالات شما

01:00:16.954 --> 01:00:20.122
افتخار بدهند و من رو تا دروازه همراهی کنند

01:00:20.291 --> 01:00:22.791
این دقیقا چیزیه که الینور خواهد گفت

01:00:22.958 --> 01:00:25.125
و حق هم خواهد داشت

01:00:25.961 --> 01:00:29.671
دوشیزه ماری ان به من افتخار میدهید
فردا با هم صحبتی داشته باشیم....

01:00:30.048 --> 01:00:31.464
به تنهایی؟

01:00:31.965 --> 01:00:35.842
اوه ویلابی ما همیشه تنها هستیم
ـ اما چیزی هست

01:00:36.344 --> 01:00:39.053
مسئله ی خیلی به خصوصی هست
که دوست دارم از شما بپرسم

01:00:40.931 --> 01:00:42.888
البته.

01:00:43.806 --> 01:00:46.933
از ماما میخوام که
من رو از رفتن به کلیسا معاف کنند

01:00:48.353 --> 01:00:50.102
متشکرم.

01:00:51.812 --> 01:00:53.771
پس تا فردا

01:00:56.774 --> 01:00:58.482
دوشیزه ماری آن

01:01:09.075 --> 01:01:11.032
اه، تقوا.

01:01:11.243 --> 01:01:17.372
خموش و هراسان به درون قلبهای همه آنانی که آوایم را امروز میشنوند نفوذ کرده

01:01:17.539 --> 01:01:19.246
فکر میکنی اون زانو میزنه
وقتی داره ازش تقاضای ازدواج میکنه

01:01:19.415 --> 01:01:21.706
هیسسس....

01:01:21.874 --> 01:01:24.208
اونا همیشه زانو میزنند

01:01:26.836 --> 01:01:28.836
[سر و صدا]

01:01:31.215 --> 01:01:33.048
[گریه]

01:01:38.720 --> 01:01:41.261
چی شده عزیزکم؟

01:01:42.014 --> 01:01:45.556
ویلابی چی شده

01:01:45.725 --> 01:01:47.642
من باید ...

01:01:47.810 --> 01:01:50.143
من رو ببخشید خانم داشوود

01:01:50.311 --> 01:01:51.937
من فرستاده شده ام ...

01:01:52.105 --> 01:01:57.524
چیزی که باید بگم اینه که لیدی آلن اختیار  ثروتشون روٍ به عموزاده شون دادند

01:01:57.692 --> 01:01:59.649
و من رو به لندن فرستادند.

01:02:00.068 --> 01:02:03.486
کی؟امروز صبح؟
ـ تقریبا همین الان

01:02:03.654 --> 01:02:08.489
چه نا امید کننده
امیدوارم کسب و کارتون زیاد شما رو اونجا نگه نداره نه؟

01:02:09.533 --> 01:02:15.119
شما خیلی بامحبت هستید ولی....
اصلا نمیدونم میتونم فورا به دونشایر برگردم یانه

01:02:15.912 --> 01:02:18.453
من به ندرت بیش از یک بار در سال
به آلنهام دعوت میشم

01:02:18.623 --> 01:02:21.915
چه بد ویلابی
میتونید منتظر دعوت ما از بارتون کاتیج باشید

01:02:23.835 --> 01:02:26.752
مشغولیات من درحال حاضر
در اولویت هستند

01:02:28.255 --> 01:02:30.921
جرات ندارم درباره ی خودم تملق گویی کنم

01:02:32.090 --> 01:02:36.174
مردد بودن این دم آخر احمقانه ست
خودم رو بیشتر  از این عذاب نمیدم

01:02:37.344 --> 01:02:39.678
ویلابی برگرد

01:02:40.513 --> 01:02:44.847
مارگارت به بتسی بگو
یه فنجون چای برای ماری آن درست کنه

01:02:45.016 --> 01:02:48.684
چی چیزی غلط پیش رفت عزیزم؟
ـ از من هیچ سوالی نپرسید

01:02:48.852 --> 01:02:51.852
لطفا، منو به حال خودم بذارید.

01:02:57.483 --> 01:02:59.441
باید باهم حرفشون شده باشه

01:02:59.609 --> 01:03:01.608
بعید به نظر می رسه

01:03:03.112 --> 01:03:08.114
احتمالا این لیدی آلن
تمایل اون به ماری آن رو رد کرده

01:03:08.323 --> 01:03:10.282
و براش دعوتنامه فرستاده
که بخواد اون روبه این بهانه از اینجا دور کنه

01:03:10.451 --> 01:03:13.284
پس چرا اون بیشتر توضیح نداد

01:03:13.452 --> 01:03:16.202
به نظر نمی رسید که ویلابی اهل پنهان کاری باشه

01:03:16.620 --> 01:03:17.953
به چی شک کردی؟

01:03:18.123 --> 01:03:21.519
چرا اون اینطور گناهکارانه رفتار کرد؟

01:03:21.583 --> 01:03:25.710
چی داری میگی الینور
فکر میکنی اون داشته برای خواهرت نقش بازی میکرده؟

01:03:25.878 --> 01:03:27.627
نه، اون عاشقشه مطمئنم

01:03:27.795 --> 01:03:28.794
البته که عاشقشه!

01:03:30.922 --> 01:03:34.548
آیا اون درباره ی بازگشتش
هیچ اطمینانی بهش داده؟

01:03:34.717 --> 01:03:37.426
نمیتونین ازش بپرسین که اون بهش پیشنهاد ازدواج داده یا نه؟

01:03:37.594 --> 01:03:42.804
مطمئنا نه
من نمیتونم مجبورش کنم بیاد اعتراف کنه تو هم حق نداری با ماری آن اینکار رو بکنی

01:03:42.973 --> 01:03:46.807
باید بهش اعتماد داشته باشیم تا اون خودش به وقتش به ما بگه

01:03:48.435 --> 01:03:51.895
یه چیز پنهانی توی رفتار اون
موقع رفتن از اینجا بود

01:03:52.063 --> 01:03:53.563
تو قراره به چیزهای بد درباره ی اون فکر کنی؟

01:03:53.731 --> 01:03:54.772
من چنین قصدی ندارم.

01:03:54.939 --> 01:03:58.607
من ترجیح می دهم درباره ی اون خوب فکرکنم
اون سزاوار کمتر از این نیست

01:03:58.775 --> 01:04:00.816
از طرف هیچ کدوم از ما

01:04:00.985 --> 01:04:03.986
ماما  من خیلی طرفدار ویلابی هستم

01:04:04.154 --> 01:04:07.489
مامان مامان

01:04:12.243 --> 01:04:14.785
اون نمیذاره من برم تو

01:04:17.997 --> 01:04:21.623
[ گریه ی همه]

01:04:30.964 --> 01:04:33.965
[♪♪♪]

01:04:46.266 --> 01:04:48.266
صحبت از دو]ر]

01:04:58.025 --> 01:04:59.483
همه: آه!

01:05:00.192 --> 01:05:03.360
اوه اگه فقط این بارون بند میومد

01:05:03.529 --> 01:05:05.029
اگه تو فقط بس میکردی

01:05:06.948 --> 01:05:11.824
این شما بودین که اونو از دست من در آوردین آقای پالمر
و معامله خوبی هم انجام دادید

01:05:11.992 --> 01:05:17.995
و حالا من باید شلاقتون بزنم
چون نمیتونید اونو به من پس بدید.

01:05:19.915 --> 01:05:25.209
دوشیزه مری آن بیا و با ما بازی کن
با نگاه کردن به آسمون اون برنمیگره

01:05:25.377 --> 01:05:29.753
اون برای شام هم هیچ چیزی نخورد
ـ همه ما این روزها سرگردان هستیم

01:05:32.423 --> 01:05:37.884
دوشیزه داشوود عزیز احتمالا الان
ما میتونیم بحثمون رو با هم داشته باشیم

01:05:38.052 --> 01:05:39.927
بحثمون؟

01:05:40.096 --> 01:05:43.054
سوال به خصوصی هست که مدت زیادیه میخوام از شما بپرسم

01:05:43.222 --> 01:05:45.222
شما ممکنه فکر کنید من گستاخ هستم.

01:05:45.391 --> 01:05:47.641
من چنین تصوری نمیکنم
ـ ولی این سوال عجیبیه

01:05:47.809 --> 01:05:49.059
مرا ببخشید، نمیخواستم شما رو به دردسر بیاندازم.

01:05:49.227 --> 01:05:51.435
نه نه دوشیزه استیل عزیزم
ـ دوشیزه داشوود اگه فقط

01:05:51.603 --> 01:05:55.104
آقای ویلابی رفته باشه به خونه اش توی کومب ماگنا
ما می تونیم دوشیزه مری آن رو ببریم که اونو ملاقات کنی

01:05:55.273 --> 01:05:56.897
ما فقط نیم مایل دورتر از اونجا زندگی میکنیم

01:05:57.065 --> 01:05:59.774
پنج و نیم مایل .
ـ نه

01:05:59.942 --> 01:06:03.819
نمیتونم باور کنم اینقدر دور باشه چون میتونی از خونه ی ما اونجا رو ببینی
واقعا پنج و نیم مایله؟

01:06:03.988 --> 01:06:05.612
نه نمی تونم باور کنم

01:06:06.197 --> 01:06:08.322
سعی کن.

01:06:09.366 --> 01:06:13.159
شما اجازه دارید هر سوالی که میخواهید از من بپرسید .

01:06:13.327 --> 01:06:14.785
متشکرم.

01:06:15.662 --> 01:06:21.706
تا به حال با مادر همسر برادرتون ملاقات کردید؟
خانم فراس؟

01:06:21.874 --> 01:06:24.500
با مادر فَـنی ؟

01:06:24.668 --> 01:06:28.085
نه، من هرگز اون رو ملاقات نکردم.

01:06:28.254 --> 01:06:31.045
حتما فکر می کنید که عجیبه که من این رو بپرسم

01:06:31.715 --> 01:06:34.215
کاش جرات داشته باشم اینو بگم

01:06:34.758 --> 01:06:40.845
لوسی اگه ایشون دارند چیزی درباره ی
آقای ف معروف به تو میگن باید به ما هم بگی

01:06:42.764 --> 01:06:45.181
میایید با من یه دور بزنیم دوشیزه داشوود

01:06:45.433 --> 01:06:47.390
آه، البته.

01:06:50.603 --> 01:06:55.771
من هیچ ایده ای نداشتم که شما با این خانواده در تماسید.

01:06:55.981 --> 01:07:00.482
مطمئنا در حال حاضر با خانم فراس هیچ رابطه ای ندارم

01:07:00.942 --> 01:07:03.276
اما وقتی زمانش برسه

01:07:03.446 --> 01:07:08.071
اون وقت با هم رابطه ی تنگاتنگی خواهیم داشت

01:07:08.239 --> 01:07:10.198
منظورتون چیه؟

01:07:13.827 --> 01:07:17.953
شما با برادر فَـنی
رابرت سَر و سِری دارید؟

01:07:18.413 --> 01:07:20.747
کوچکتره؟
نه

01:07:20.915 --> 01:07:22.832
هرگز اون رو در زندگیم  ملاقات نکردم.

01:07:23.001 --> 01:07:25.792
نه..... با ادوارد.

01:07:26.961 --> 01:07:29.961
ادوارد؟ادوارد فراس؟

01:07:31.130 --> 01:07:35.841
من و ادوارد توی این پنج سال اخیر
به صورت مخفیانه نامزد شدیم

01:07:39.970 --> 01:07:41.303
شما ممکنه حسابی شگفت زده شید

01:07:42.805 --> 01:07:47.642
من فقط  به این خاطر به این موضوع اشاره کردم که
به شما اعتماد داشتم که راز ما رو نگه میدارید

01:07:47.809 --> 01:07:49.517
ادوارد از اینکه به شما گفتم ناراحت نخواهد شد

01:07:50.269 --> 01:07:52.977
اون شما رو دقیقا مثل خواهر خودش میبینه

01:07:55.689 --> 01:07:57.439
متاسفم.

01:07:58.358 --> 01:08:00.316
قطعا ما ...

01:08:00.485 --> 01:08:05.402
مطمئنا ما منظورمون به یه آقای فراس نیست

01:08:05.572 --> 01:08:11.991
اوه چرا دقیقا یکی هستن
اون چهار سال تحت سرپرستی عموی من، آقای پرات، در پلیموث بود.

01:08:12.159 --> 01:08:14.243
اون هرگز ازش حرفی نزده؟

01:08:14.410 --> 01:08:18.036
بله. بله، من معتقدم اون گفته.

01:08:20.749 --> 01:08:24.416
من می خواستم تایید مادرش رو داشته باشم،

01:08:25.126 --> 01:08:27.627
اما ما
خیلی همدیگر رو دوست داشتیم

01:08:29.088 --> 01:08:31.838
گرچه فکر میکنم شما اونو به اندازه ی
من نمیشناسید دوشیزه داشوود

01:08:32.006 --> 01:08:34.381
باید توانایی اون رو ببینید

01:08:34.549 --> 01:08:37.259
که چطور زنی رو وادار میکنه خالصانه بهش علاقه مند بشه

01:08:39.553 --> 01:08:43.513
من نمی توانم وانمود کنم
که برای ما هر دو ما سخت نبوده
.

01:08:43.682 --> 01:08:47.516
ما به ندرت میتونیم
همدیگر رو یکی دوبار در سال ببینیم

01:08:58.024 --> 01:09:00.525
خیلی به هم ریختید دوشیزه داشوود
حالتون خوبه؟

01:09:00.693 --> 01:09:02.026
کاملا خوبم ممنونم

01:09:02.568 --> 01:09:05.027
من شما رو از خودم رنجوندم
ـ برعکس

01:09:05.195 --> 01:09:08.530
من باید بدونم  شما دارید درباره ی چی صحبت میکنید.

01:09:08.698 --> 01:09:12.533
اگر کسی بفهمه، برای اون خیلی بد میشه
.قول بدید چیزی نمیگین

01:09:12.702 --> 01:09:15.952
دوشیزه داشوود کاملا مجذوب شده

01:09:17.705 --> 01:09:19.496
من به شما قول می دم.

01:09:19.665 --> 01:09:24.041
چی تونسته شما رو اینطور مجذوب کنه دوشیزه داشوود

01:09:24.209 --> 01:09:25.375
به همه ی ما بگید!

01:09:25.544 --> 01:09:29.545
ما داشتیم درباره ی لندن صحبت میکردیم
تفریحات و سرگرمی هاش

01:09:29.713 --> 01:09:32.672
شنیدی شارلوت

01:09:32.840 --> 01:09:36.215
وقتی شما و دوشیزه لوسی مشغول پچ پچ بودین
شارلوت و من یه نقشه ریختیم

01:09:36.384 --> 01:09:38.259
بهترین نقشه ی جهان!

01:09:38.427 --> 01:09:42.970
من زودتر به لندن میرم و
و تو رو دعوت میکنم لوسی

01:09:43.140 --> 01:09:46.140
و هر دوتا دوشیزه داشوود ها هم
به من می پیوندید

01:09:46.308 --> 01:09:48.599
ایده پر زرق و برقیه
لندن؟

01:09:50.852 --> 01:09:53.686
منم میتونم برم
ـ می دونی که تو هنوز خیلی جوونی

01:09:53.855 --> 01:09:59.983
شما همه تون میایید به خونه ی من در چلسی
ویک فصل لذت بخش رو تجربه خواهیم کرد

01:10:00.151 --> 01:10:02.776
می تونم منم برم
من به زودی 12 سالم میشه لطفا

01:10:02.944 --> 01:10:06.946
آقای پالمر شما مایل هستید دوشیزه داشوود ها به لندن بیان؟

01:10:07.114 --> 01:10:10.072
منم به قصد همین کار به دونشایر اومدم

01:10:11.451 --> 01:10:14.951
خانم جنینگز شما مهربان هستید، اما ما نمی توانیم مادر را ترک کنیم.

01:10:15.120 --> 01:10:18.954
اوه... مادرت میتونه به خوبی از شما چشم پوشی کنه
ـ البته که میتونم

01:10:19.122 --> 01:10:24.082
البته که میتونه
ـ من نمی تونستم بیشتر از این خوشحال بشم..این دقیقا چیزه که آرزوشو داشتم

01:10:24.250 --> 01:10:29.627
من هیچ نوع امتناع رو نمیپذیرم دوشیزه داشوود
بیایین با هم یه معامله بکنیم

01:10:29.795 --> 01:10:36.257
اگر من شما سه تا رو تا عید فرشته ميكائيل عروس نکنم،
تقصیر کار من نیستم

01:10:44.140 --> 01:10:47.724
هرگز تا به حال در عمرم اینقدر از خانم جنینگز ممنون نبودم

01:10:47.893 --> 01:10:53.269
اوه الینور من ویلابی رو میبینم و تو هم ادوارد رو

01:10:53.438 --> 01:10:55.355
خوابیدی؟

01:10:56.648 --> 01:10:58.773
با تو توی اتاق مگه میشه بخوابم

01:10:59.649 --> 01:11:04.318
باورم نمیشه که تو همونقدر که در ظاهر نشون میدی از درون هم آروم باشی

01:11:04.487 --> 01:11:07.279
آه... من هرگز امشب خوابم نخواهد برد

01:11:07.448 --> 01:11:11.074
تو و دوشیزه استیل درباره ی چی
امشب اینهمه حرف میزدین

01:11:12.075 --> 01:11:14.950
چیز مهمی نبود

01:11:18.288 --> 01:11:21.289
[♪♪♪]

01:11:32.756 --> 01:11:39.175
فکر میکنید من چطور بدون شارلوت
توی این خونه ی بزرگ زندگی کنم

01:11:41.096 --> 01:11:46.139
من برای ادوارد نامه نوشتم هنوز نمیدونم
چند دفعه ممکنه بتونم اونو ملاقات کنم

01:11:46.307 --> 01:11:49.433
پنهان کاری ما حیاتیه
اون هم هیچ وقت نمیتونه تماس بگیره

01:11:49.602 --> 01:11:51.976
نمی تونم تصورش کنم

01:11:52.144 --> 01:11:56.938
خیلی سخته تنها این مایه ی آرامشمه که
علاقه ی اون در تمام این مدت پایدار بوده

01:11:57.107 --> 01:11:59.816
شما خوش شانس هستید،
با این نامزدی طولانی،

01:11:59.983 --> 01:12:01.983
هیچ وقت شک و تردید رابطه تون رو خراب نکرده

01:12:02.193 --> 01:12:05.443
اووه......من طبیعت حسودی دارم

01:12:05.612 --> 01:12:09.364
اگه اون بیشتر از یک بار
درباره ی یک خانم جوان صحبت کنه

01:12:09.824 --> 01:12:13.242
اما اون هیچ وقت یک لحظه هم برام نگرانی درست نکرده

01:12:14.618 --> 01:12:18.119
تصور بکنید که اون چقدر خوشحال خواهد شد
وقتی بفهمه ما با هم دوست هستیم

01:12:21.206 --> 01:12:24.207
[♪♪♪]

01:12:24.834 --> 01:12:27.751
بفرما دلت برای من تنگ نشده بود پیجن؟
خیلی زیاد خانم

01:12:27.919 --> 01:12:29.545
هه همیشه همینو میگی
و من هیچ وقت باور نکردم

01:12:29.712 --> 01:12:33.880
امیدوارم همه چیز مطابق دستوراتم بوده باشه...نه؟
کاملا عالی خانم فکر کنم بخواهید دستور بدید ذغال تهیه کنیم

01:12:34.048 --> 01:12:35.674
درباره ی ذغال با من صحبت نکن

01:12:35.842 --> 01:12:40.009
اوه تو هم اینجایی پوتر اینطور که میبینم هنوز زندست
چای پیجن چای بیار

01:12:40.177 --> 01:12:41.344
بله خانم.
سلام، عزیزان من.

01:12:41.513 --> 01:12:42.554
[زمزمه]

01:12:42.721 --> 01:12:47.473
خوب، تو وقتت رو اصلا  تلف نکردی دوشیزه مری آن
اینو بده به پیجن...... رازت رو.

01:12:49.351 --> 01:12:51.726
بذار امیدوار باشیم اونا قطعا نامزد شدند

01:12:51.894 --> 01:12:54.186
خانم جنینگز می گه خواهرت
لباس عروسی اش رو در شهر خواهد خرید.

01:12:54.355 --> 01:12:57.480
در واقع، دوشیزه استیل، من در این باره چیزی نمیدونم.

01:12:59.275 --> 01:13:03.152
جان و فَـنی هم توی شهر هستند.
فکر کنم ما ممکنه مجبور باشیم به دیدنشون بریم.

01:13:08.698 --> 01:13:10.698
[در زدن]

01:13:12.868 --> 01:13:15.201
فکر میکنم در کناری رو زدن

01:13:15.369 --> 01:13:16.743
بله حق با توئه.

01:13:16.911 --> 01:13:20.204
ماری آن لطفا برای دو دقیقه بشین

01:13:20.372 --> 01:13:22.330
داری منو عصبی می کنی

01:13:23.709 --> 01:13:25.750
[در زدن]

01:13:28.628 --> 01:13:31.379
عصر به خیر، آقا.
ـ عصر به خیر دوشیزه ماری آن اینجا هستند؟.

01:13:33.256 --> 01:13:35.089
هیس

01:13:38.760 --> 01:13:42.179
اوه الینور...اون ویلابیه

01:13:42.680 --> 01:13:44.805
فکر کنم خودشه

01:13:49.726 --> 01:13:51.267
اوه

01:13:52.228 --> 01:13:54.102
منو ببخشید کلنل

01:13:55.063 --> 01:13:57.397
کلنل

01:13:59.442 --> 01:14:01.901
چقدر از دیدارتون خوشحالم

01:14:02.611 --> 01:14:04.068
این مدت تماما
لندن بودید

01:14:04.236 --> 01:14:06.737
من رو ببخشید دوشیزه داشوود

01:14:08.448 --> 01:14:12.824
من گزارشاتی شنیدم
که....

01:14:15.077 --> 01:14:18.829
دوشیزه داشوود یک بار برای همیشه به من بگید

01:14:19.497 --> 01:14:24.166
بالاخره همه چیز بین خواهرتون
و آقای ویلابی حل شد؟

01:14:27.211 --> 01:14:32.588
کلنل هیچ کدوم از اونها
از هیچ نظر منو از چیزی مطلع نکردند

01:14:33.048 --> 01:14:36.591
من درباره ی علاقه ی متقابل اون دو شک ندارم

01:14:38.761 --> 01:14:41.219
از شما متشکرم دوشیزه داشوود

01:14:43.180 --> 01:14:46.805
برای خواهرتون
آرزوی تمام خوشی های قابل تصور رو دارم

01:14:48.100 --> 01:14:54.436
برای آقای ویلابی هم
امیدوارم سعی خودش رو بکنه که لیاقت خواهرتون رو داشته باشه

01:14:56.147 --> 01:14:57.438
منظورتون چیه؟

01:15:00.442 --> 01:15:02.609
منو ببخشید...من

01:15:06.988 --> 01:15:08.780
منو ببخشید.

01:15:14.451 --> 01:15:17.118
[همهمه]

01:15:21.040 --> 01:15:24.457
ادوارد عزیز ما کجاست جان؟
انتظار داشتیم هر روز اونو ملاقات کنیم

01:15:24.625 --> 01:15:27.626
و ممکنه بپرسم ادوارد عزیز ما کیه؟
بله کیه؟

01:15:27.795 --> 01:15:31.087
برادرم خانم جنینگز
جناب آقای ادوارد فراس

01:15:31.256 --> 01:15:36.173
البته!این همون فراس هست که با ف شروع میشه

01:15:41.595 --> 01:15:44.137
هیچ پیغامی نرسیده پیجن
ـ نه

01:15:44.305 --> 01:15:47.431
اصلا پیغامی نرسیده؟ هیچ کارتی؟
ـ نه خانم

01:15:47.600 --> 01:15:52.978
بهت پیشنهاد میکنم درباره ی پیامهات پرس و جو نکنی
البته که نه من انتظار چنین چیزی رو ندارم خانم جنینگز

01:15:53.145 --> 01:15:56.312
من آشناهای کمی در شهر دارم

01:16:13.577 --> 01:16:19.246
حتی یه کلمه ی دیگه هم نمیخوام درباره ی استخوان ران چیزی بدونم پیجن
تو کارت رایت باید اینو بین خودتون حل کنید

01:16:19.414 --> 01:16:21.371
پیغامی نیست خانم

01:16:21.540 --> 01:16:25.000
نگران نباشید، عزیزم.

01:16:25.167 --> 01:16:30.253
این آب و هوای خوب  مردهای ورزشکار رو در ییلاق نگه میداره

01:16:30.421 --> 01:16:34.755
اما برف و سرما به زودی اونها رو
به شهر بر می گردونه بستگی به هوا داره

01:16:34.924 --> 01:16:37.550
البته
.به این فکر نکرده بودم.

01:16:37.718 --> 01:16:39.926
ممنونم خانم جنینگز

01:16:40.095 --> 01:16:42.511
و دوشیزه داشوود
باید قلبش رو آروم کنه

01:16:42.679 --> 01:16:48.473
از زن برادرتون دعوتنامه برای آقای ف
جهت شرکت در مهمانی رقص امشب فرستاده شده

01:16:49.435 --> 01:16:53.603
عزیزم مراقب باش اسبا اینجا بودن

01:16:54.937 --> 01:16:59.648
بارون هم داره شروع میشه
حالا دنبالم بیایید

01:17:09.157 --> 01:17:11.114
[موزیک باله پخش میشود]

01:17:16.494 --> 01:17:18.953
نه نه این دیوونگیه
[همهمه ی جمعیت]

01:17:28.461 --> 01:17:32.296
مامان..این خیلی خوشحال کنندس

01:17:34.341 --> 01:17:38.799
جاسوسی کردی ببینی کسی هست ما بشناسیم یانه؟
ـ نه آقای پالمر دید بهتری نسبت به من داره از اون بپرس

01:17:38.968 --> 01:17:42.386
آقای پالمر؟ شما کسی که ما میشناسیم دیدید؟

01:17:42.554 --> 01:17:43.887
متاسفانه خیر.

01:17:44.056 --> 01:17:49.162
چطور میتونید ما رو دست بندازید
اونجا خانم آقای جان داشوود هست خودم میتونم ببینمش

01:17:49.225 --> 01:17:52.225
ســــــلام خانم داشوود

01:17:53.354 --> 01:17:55.562
بیاین اینجا عزیزان من

01:17:59.232 --> 01:18:02.150
شما اینجایید

01:18:02.318 --> 01:18:05.402
خانوم جنینیگز
ـ اوه خدایا چقدر گرمه اینجا
ـ موافقم

01:18:05.570 --> 01:18:06.944
اعتقاد راسخ دارم که تو تنها نیومدی؟هان؟

01:18:07.112 --> 01:18:11.864
البته که نه جان فقط رفته برادم رو همراهی کنه اونا دارند یخ میخورند

01:18:12.075 --> 01:18:18.328
برادرت!من میشناسمشون!بالاخره
یه خبر خوب

01:18:18.496 --> 01:18:21.497
دوشیزه داشوود من دارم غش میکنم

01:18:21.665 --> 01:18:23.665
خانم جنینگز، از دیدنتون خوشحال  هستم.

01:18:24.875 --> 01:18:29.169
ممکنه برادر خانومم رو بهتون معرفی کنم
آقای رابرت فراس

01:18:31.254 --> 01:18:34.254
دوشیزه داشوود،دوشیزه استیل، دوشییزه مری آن

01:18:35.591 --> 01:18:39.508
خانمهای عزیز من،سرانجام
همدیگه رو ملاقات کردیم.

01:18:41.303 --> 01:18:45.345
پس شما باید برادر کوچکترشون باشید
آقای ادوارد اینجا نیستند

01:18:45.515 --> 01:18:47.347
دوشیزه داشوود دنبالشون میگشت

01:18:47.516 --> 01:18:50.475
ایشون سرشون خیلی شلوغ بود
که به این مهمانی بی مناسبت بیان

01:18:50.644 --> 01:18:54.436
و هیچ آشنای خاصی هم اینجا ندارن که وقتشون رو به خاطرش تلف کنند

01:18:55.230 --> 01:18:56.605
[ خنده خانوم. جنینگز ]

01:18:56.773 --> 01:19:00.817
متوجه شدم اما نمی دونم مردای جوون  این دوره زمونه چشونه؟همشون قایم شدند؟

01:19:01.901 --> 01:19:07.529
بیاین آقای رابرت در غیاب برادرتون
شما باید با دوشیزه داشوود دوستداشتنی ما برقصید

01:19:12.784 --> 01:19:15.702
باعث افتخار منه

01:19:20.956 --> 01:19:26.625
شاید خانم استیل بپذیرند زوج رقص رزرو من باشند؟

01:20:07.279 --> 01:20:10.904
شما در دونشایر اقامت دارید دوشیزه داشوود؟

01:20:11.158 --> 01:20:12.323
بله.

01:20:14.660 --> 01:20:18.745
در یک کلبه؟
ـ  بله.

01:20:19.872 --> 01:20:23.998
من بیش از حد علاقه مند به پیدا کردن یک کلبه هستم.

01:20:25.542 --> 01:20:30.003
اگر  پولی برای پس انداز داشتم
باید یک کلبه برای خودم می ساختم

01:20:42.512 --> 01:20:43.887
آقای ویلابی .

01:20:45.098 --> 01:20:48.891
حالتون چطوره دوشیزه داشوود؟
خیلی خوبم ممنونم

01:20:49.058 --> 01:20:52.350
خانواده تون چطورند؟
ما همه کاملا خوب هستیم جناب ویلابی

01:20:55.396 --> 01:20:58.022
ممنون از احوال پرسی گرم و مهربانانه تون

01:21:00.691 --> 01:21:02.941
ویلابی

01:21:06.279 --> 01:21:08.279
[ زمزمه ازدحام ]

01:21:13.742 --> 01:21:15.366
خدا رو شکر ویلابی

01:21:18.871 --> 01:21:21.245
با من دست نمیدین؟

01:21:22.998 --> 01:21:24.706
حالتون چطوره دوشیزه ماری آن؟

01:21:28.377 --> 01:21:30.295
ویلابی چی شده؟

01:21:31.046 --> 01:21:33.254
چرا نیومدین من رو ببینین؟

01:21:34.423 --> 01:21:38.216
در لندن نبودین ؟
نامه های من به دستتون نرسید؟

01:21:39.219 --> 01:21:43.220
افتخار دریافت اطلاعاتی که
برام فرستاده بودید رو داشتم

01:21:45.223 --> 01:21:49.891
به خاطر خدا ویلابی به من بگو چی شده؟

01:21:52.228 --> 01:21:54.561
متشکرم. من مورد لطف شما قرار گرفتم.

01:21:56.104 --> 01:21:59.272
اگه عذر من رو بپذیرید من باید به مهمانی برگردم

01:22:20.746 --> 01:22:24.289
برو پیشش الینور
مجبورش کن همین الان برگرده پیش من.

01:22:25.792 --> 01:22:27.583
ماری آن تو باید از اون دوری کنی

01:22:31.254 --> 01:22:32.754
اونا رو میشناسی؟؟

01:22:33.422 --> 01:22:35.798
آشنایانی از ییلاق هستند.

01:22:37.717 --> 01:22:42.386
البته
دیدم مُد دهاتشون رو پوشیدند

01:22:45.557 --> 01:22:47.473
بیا بریم، عزیزکم.

01:22:48.516 --> 01:22:49.723
بیا بریم.

01:22:56.479 --> 01:22:59.105
من نمی فهمم
من باید باهاش صحبت کنم. .

01:22:59.274 --> 01:23:01.065
شما اینجایید عزیزای من

01:23:01.233 --> 01:23:06.318
خدای من
بیا عزیزم. تو به هوای تازه نیاز داری

01:23:18.787 --> 01:23:22.163
لوسی!لوسی.. بیا عزیزم. ما باید بریم.

01:23:22.331 --> 01:23:23.497
اوه، خیلی زود داریم میریم

01:23:23.666 --> 01:23:27.959
این باعث خوشحالیه ماست که
فامیل جوان شما رو تا خانه همراهی کنیم

01:23:28.127 --> 01:23:31.169
چقدر مهربان
این لطف شما رو میرسونه

01:23:31.337 --> 01:23:33.462
در واقع اون در طول شب هم براش پیغام میفرستاده

01:23:33.630 --> 01:23:35.255
بله، در واقع.

01:23:47.307 --> 01:23:51.933
ماری آن لطفا به من بگو
ـ از من سوالی نپرس

01:23:52.102 --> 01:23:54.394
به من اصلا اعتماد نداری

01:23:54.562 --> 01:23:59.355
منو سرزنش میکنی؟
چطور تو خودت به هیچ کس  اعتماد نمی کنی؟

01:24:00.566 --> 01:24:06.026
من چیزی برای گفتن ندارم
ـ منم همینطور دیگه انگار هیچ کدوم از ما چیزی برای گفتن نداره

01:24:06.194 --> 01:24:10.322
من، چون چیزی رو پنهان نمیکنم
و تو چون کسی رو لایق حرف زدن نمیدونی.

01:24:17.953 --> 01:24:23.414
خانوم چارتیز باید لیست مهمانانش رو محدودتر میکرد
اونجا خیلی گرم بود

01:24:23.582 --> 01:24:25.831
خوشحالم زود اونجا رو ترک کردیم

01:24:27.585 --> 01:24:29.335
بفرمایید حالا

01:24:34.673 --> 01:24:40.884
نزاع عاشقان سریع التیام پیدا میکنه.
این نامه کار خودشو میکنه قول میدم.

01:24:41.052 --> 01:24:42.844
من باید برم بیرون.

01:24:43.262 --> 01:24:47.847
واقعا امیدوارم بیشتر از این
اون رو منتظر نذاره دوشیزه داشوود

01:24:48.015 --> 01:24:50.891
خیلی اذیت کنندس که میبینم اینقدر سرگردون و بیچارست

01:24:53.353 --> 01:24:56.937
دوشیزه داشوود چقدر از جانب خانواده ی ادوارد
به من خوش آمد گفتند

01:24:57.105 --> 01:25:00.773
من شگفت زده شدم که چرا شما هیچ وقت نگفتید
که همسر برادرتون چقدر دلپذیر و مطبوع هستند

01:25:00.942 --> 01:25:03.650
همینطور آقای رابرت
خیلی خوش برخورد و مهربون بودند

01:25:03.860 --> 01:25:08.779
احتمالا این خوش شانسی به خاطره اینه که
هیچ کدوم چیزی از نامزدی شما ها نمیدونستند
می بخشید

01:25:18.078 --> 01:25:19.953
مادام عزیز من

01:25:20.120 --> 01:25:25.206
من بسیار ناراحت هستم از اینکه
بالاخره دیدم چقدر شما را ناراحت کردم و رنجاندم

01:25:25.375 --> 01:25:31.211
ارزش و اعتباری که برای خانواده ی شما قائل هستم بسیار صادقانه است
اگر باعث شدم بیش از آنچه ابراز کردم باور کنید

01:25:31.380 --> 01:25:35.089
خودم را سرزنش میکنم که مراقب نبودم

01:25:35.256 --> 01:25:38.257
عواطف من در جای دیگری مشغول اند.

01:25:38.425 --> 01:25:44.302
بسیار پشیمان و متاسف هستم که نامه ها و طره ی مویی که
شما به من بخشیدید را باز پس میفرستم

01:25:44.471 --> 01:25:46.638
من و غیره
جان ویلابی

01:25:46.806 --> 01:25:49.015
اوه، ماری آن.

01:25:51.476 --> 01:25:53.560
عزیزترینم ...

01:25:56.355 --> 01:25:58.729
بهتر شد که برای یک بار هم که شده
فهمیدیم قصدش دقیقا چیه

01:25:58.898 --> 01:26:03.984
فکر کن  قبل از اینکه اون تمومش کنه نامزد میشدید

01:26:04.151 --> 01:26:06.402
ما نامزد نبودیم

01:26:07.153 --> 01:26:12.029
ولی تو براش نامه مینوشتی
من فکر میکردم اون بهت یه چیزایی گفته و بعد رفته

01:26:12.198 --> 01:26:13.573
نه

01:26:13.741 --> 01:26:15.408
اونقدرا که تو فکر میکنی بی ارزش نیست

01:26:15.576 --> 01:26:19.285
بی ارزش نیست؟
آیا اون به تو گفت که عاشقته؟

01:26:19.453 --> 01:26:21.246
بله.

01:26:22.081 --> 01:26:23.581
نه

01:26:23.749 --> 01:26:25.332
هرگز مشخصا نگفت.

01:26:25.500 --> 01:26:28.166
هر روز مواقعی بود که اشاره میکرد
اما هیچ وقت مشخصا نگفت

01:26:28.335 --> 01:26:33.421
گاهی اوقات من فکر میکردم هست، اما هرگز نبود
اون هیچ عهدی رو نشکسته. .

01:26:33.588 --> 01:26:38.215
اون کاری کرد همه ی ما باور کنیم که عاشقته

01:26:38.425 --> 01:26:44.261
بود!عاشقم بود همونقدر که من عاشقش بودم

01:26:44.846 --> 01:26:46.262
[در زدن]

01:26:47.265 --> 01:26:52.100
من باید برمیگشتم
حالت چطوره دوشیزه ماری آن؟

01:26:52.268 --> 01:26:57.103
اوه بیچاره حالش خیلی بد به نظر میاد
جای تعجب نداره دوشیزه داشوود ولی حقیقته

01:26:57.272 --> 01:27:00.814
همینجا توی خیابون خانوم مورتون
یکی از دوستان خوب من به من گفت

01:27:00.983 --> 01:27:05.651
قراره به زودی تا آخر ماه ازدواج کنه
با دوشیزه گری که در ماه 50 هزار پوند درآمد داره

01:27:06.612 --> 01:27:12.364
اگر درست باشد، اون به هیچ دردی نمیخوره
کسی که از دوست جوان من سو استفاده کرده.

01:27:12.532 --> 01:27:17.951
و من با تمام وجودم آرزو میکنم همسرش قلبش رو جریحه دار کنه

01:27:18.494 --> 01:27:22.996
اوه عزیزم
اون تنها مرد جوانی نیست که با ارزش باشه

01:27:23.165 --> 01:27:27.499
با صورت زیبایی که تو داری
احتیاجی به ستایشگران نخواهی داشت

01:27:30.587 --> 01:27:33.629
بهتره بذاریم اشکاشو بیرون بریزه و کار رو تموم کنه

01:27:35.798 --> 01:27:39.799
میرم دنبال چیزی بگردم که اونو شاد کنه

01:27:40.469 --> 01:27:42.134
زیتون دوست داره؟

01:27:44.096 --> 01:27:45.888
نمیدونم

01:27:46.723 --> 01:27:48.388
[صدای درب اتاق]

01:27:53.311 --> 01:27:56.269
ظاهرا، آنها هرگز نامزد نشده بودند.

01:27:56.479 --> 01:28:00.898
دوشیزه گری 50 هزار پوند عایدی داره
ماری آن عملا بی پوله و یه پنی هم نداره

01:28:01.066 --> 01:28:03.857
نمی تونه انتظار داشته باشه اون مرد از پول بگذره

01:28:04.026 --> 01:28:06.026
اما من برای مری آن ناراحتم.

01:28:06.195 --> 01:28:09.987
اون شکوفه ی جوانی اش رو از دست خواهد داد
و ترشیده میشه مثل الینور

01:28:11.490 --> 01:28:17.701
عزیزم فکر کنم باید بذاریم اونا بیان و
چند روزی پیش ما بمونن هر چی باشه ما خانواده ایم

01:28:17.869 --> 01:28:20.328
و پدر من ...
عشق من،

01:28:20.496 --> 01:28:26.373
از صمیم قلب از اونها دعوت میکردم که بیان اما
قبلا از دوشیزه استیل خواستم

01:28:26.542 --> 01:28:30.335
نمی تونیم خانوم جنینگز رو از مصاحبت
با همه ی اونها به یکباره محروم کنیم

01:28:30.878 --> 01:28:34.087
میتونیم خواهرات رو
یه سال دیگه دعوت کنیم میدونی که

01:28:34.256 --> 01:28:37.881
و دوشیزه استیل از سخاوت تو
بیشتر سود خواهد برد

01:28:38.592 --> 01:28:39.591
دختر بیچاره.

01:28:39.759 --> 01:28:41.884
فکر بسیار عالی ایه.

01:28:44.346 --> 01:28:45.970
صدای در زدن

01:28:46.722 --> 01:28:49.139
کلنل براندون اومدند شما رو ببینند دوشیزه داشوود

01:28:49.892 --> 01:28:51.432
کلنل

01:28:52.352 --> 01:28:55.185
خیلی ممنونم که اومدید

01:28:55.812 --> 01:28:57.228
خواهرتون چطورند؟

01:28:57.396 --> 01:28:59.688
هرچه سریعتر باید اونو به خونه برگردونم

01:29:00.565 --> 01:29:04.525
پالمرها می تونند ما رو تا خونشون در کلیولند،که
یک روز از بارتون فاصله داره ببرند.

01:29:04.693 --> 01:29:08.278
اجازه بدید خودم شخصا از کلیولند تا بارتون شما رو همراهی میکنم

01:29:08.446 --> 01:29:12.198
باید اعتراف کنم این دقیقا همون چیزی بود
که امیدوار بودم شما پیشنهاد کنید

01:29:13.282 --> 01:29:16.117
ماری آن خیی رنج میکشه

01:29:16.785 --> 01:29:21.120
چیزی که برام در آوره اینه که اون خیلی سخت سعی میکنه
به آقای ویلابی حق بده

01:29:21.288 --> 01:29:24.039
اما شما که خلق و خوی اونو میشناسین

01:29:27.501 --> 01:29:29.458
شاید ...

01:29:29.794 --> 01:29:31.961
من ...

01:29:32.379 --> 01:29:38.298
ممکنه من اتفاقی رو براتون شرح بدم که
هیچ چیزی نیست جز اینکه  آرزو دارم گفتنش مفید باشه

01:29:38.467 --> 01:29:41.218
شما چیزی از آقای ویلابی میدونید
که میخواهید به من بگید؟>

01:29:52.144 --> 01:29:54.977
وقتی آخرین بار بارتون رو ترک کردم

01:29:56.104 --> 01:29:58.645
نه، باید بیشتر به عقب برگردم.

01:30:00.107 --> 01:30:02.399
بدون شک ...

01:30:03.234 --> 01:30:04.899
بدون شک،

01:30:05.068 --> 01:30:09.695
خانم جنینگز شما رو از
رویدادهای گذشته ی من مطلع کرده.

01:30:09.864 --> 01:30:13.698
نتیجه غم انگیز ارتباط من با زن جوانی به نام الیزا

01:30:18.245 --> 01:30:21.245
چیزی که احتمالا گفته نشده اینه که

01:30:22.080 --> 01:30:27.457
بیست سال قبل ،پیش اینکه اون بمیره
الیزا بچه ی نامشروعی به دنیا آورد

01:30:28.418 --> 01:30:31.419
پدر بچه هرکسی بود
اونا رو ترک کرد و رفت

01:30:32.713 --> 01:30:38.841
وقتی الیزا در بستر مرگ بود،اون به من
التماس کرد از بچه اش مراقبت کنم

01:30:39.301 --> 01:30:44.032
من الیزا رو از جهت های دیگه نا امید کرده بودم
نمیتونستم این بار درخواستش رو رد کنم

01:30:44.638 --> 01:30:49.952
من بچه رو گرفتم اسم این دختر بث هست
و اونو سپردم به خانواده ای در روستا که ازش مراقبت کنند

01:30:50.016 --> 01:30:54.747
جایی که می دونستم ازش مواظبت میشه
و هر وقت تونستم برای دیدنش رفتم

01:30:55.561 --> 01:30:59.062
اون خیلی خودسر بزرگ شد

01:30:59.231 --> 01:31:04.609
و، خدا مرا ببخش، من آزادی بیش از حد بهش دادم.

01:31:05.819 --> 01:31:09.154
تقریبا یک سال پیش او ناپدید شد.
ـ ناپدید شد؟

01:31:09.322 --> 01:31:14.032
من گروه جست و جویی تشکیل دادم اما برای
هشت ماه بدترین چیزها رو تصور کردم

01:31:14.200 --> 01:31:19.911
اون روز پیک نیک در دلفورد
اولین خبر رو از اون شنیدم

01:31:21.121 --> 01:31:24.955
اون همراه یه بچه بود

01:31:25.917 --> 01:31:31.501
و ولگردی که اونو همینطوری
بدون هیچ رد و نشونی از خودش رها کرد

01:31:32.630 --> 01:31:34.254
آه، خدای بزرگ.

01:31:37.633 --> 01:31:39.466
آیا منظورتون ویلابی هست؟

01:31:43.762 --> 01:31:49.744
پیش از اینکه من بتونم با اون رو به رو بشم
بانو آلن از رفتارش مطلع شد و اونو از خونه ی شما دور کرد و به لندن فرستاد

01:31:49.745 --> 01:31:54.456
بله اون روز صبح اون ما رو ترک کرد بدون هیچ توضیحی

01:31:54.519 --> 01:31:57.519
بانو آلن میراثش رو لغو کرده و اونو بدون پول رهاش کرده

01:31:57.687 --> 01:32:02.022
و اون با بدهکاری های زیاد در خطر این افتاد که
تنها داراییش  کامب مگنا رو هم از دست بده

01:32:03.275 --> 01:32:05.901
بنابراین اون ماری آن رو رها کرد..  ...

01:32:06.653 --> 01:32:09.070
به خاطر دوشیزه گری و 50 هزارپوند پولش

01:32:13.658 --> 01:32:16.283
آیا بث هنوز در شهره؟

01:32:16.910 --> 01:32:21.204
بخاطر رازش ترجیح داده به روستا برگرده

01:32:28.210 --> 01:32:32.669
نمیخواستم مسئولیت این بار رو روی دوش
شما هم بذارم دوشیزه داشوود از اعماق قلبم

01:32:32.837 --> 01:32:38.507
باور دارم وقتش که بشه این درس
باعث پشیمونیه خواهرتون میشه

01:32:48.556 --> 01:32:53.976
من شخصیت آقای ویلابی رو
مثل یک مرد افسار گسیخته توصیف کردم

01:32:54.686 --> 01:33:00.272
اما از بانو آلن متوجه شدم که اون روز قصد داشته پیشنهاد ازدواج بده و

01:33:01.482 --> 01:33:04.565
من نمی تونم انکار کنم که نیتش نسبت به ماری آن

01:33:05.236 --> 01:33:08.111
شرافتمندانه  بوده

01:33:10.239 --> 01:33:15.283
من احساس می کنم که اون با مری آن ازدواج میکرد .

01:33:15.450 --> 01:33:16.700
اگر به خاطر

01:33:17.535 --> 01:33:19.576
پول نبود

01:33:20.370 --> 01:33:23.121
[♪♪♪]

01:33:25.082 --> 01:33:29.625
عزیزکم حق داشتم بهت بگم
ـ البته

01:33:32.796 --> 01:33:37.381
رفتارش در گذشته هرچی بوده
و روشش در حاضر هر چی که هست

01:33:37.549 --> 01:33:40.924
تو ممکنه به این فکر کنی که اون عاشقت بود

01:33:42.385 --> 01:33:44.552
اما نه به اندازه ی کافی

01:33:46.013 --> 01:33:47.929
نه به اندازه ی کافی

01:33:54.394 --> 01:33:56.019
[درب باز می شود]

01:33:57.271 --> 01:34:00.856
اینم  کسی که شما رو خوشحال میکنه دوشیزه داشوود

01:34:03.942 --> 01:34:08.319
خواهر عزیز شما چطورند؟

01:34:08.486 --> 01:34:10.404
بی چاره.

01:34:10.573 --> 01:34:15.490
نمی دونم چیکار می کردم اگه یه مرد
اینطور بی ملاحضه با من رفتار میکرد

01:34:15.659 --> 01:34:18.075
از اقامتتون نزد جان و فـَنی لذت بردید دوشیزه استیل؟

01:34:18.244 --> 01:34:21.829
آه، من هرگز در تمام زندگیم
اینقدر خوشحال نبودم دوشیزه داشوود.

01:34:21.997 --> 01:34:25.165
فکر کنم زن برادرتون یه فکرهایی درباره ی من داره

01:34:25.333 --> 01:34:29.208
اوه باید میومدم و براتون میگفتم
نمیتونین تصور کنین چه اتفاقی افتاد

01:34:29.377 --> 01:34:30.418
نه نمی تونم.

01:34:30.586 --> 01:34:34.962
دیروز من
به مادر ادوارد معرفی شدم.

01:34:35.131 --> 01:34:37.882
اون مالک یه زمین پهناوره

01:34:38.050 --> 01:34:41.760
هنوز ادوارد رو ندیدم اما حس میکنم
به زودی این اتفاق خواهد افتاد

01:34:41.927 --> 01:34:42.926
[در زدن]

01:34:43.095 --> 01:34:44.802
بفرمایید داخل

01:34:47.056 --> 01:34:50.931
آقای ادوارد فراس به دیدن شما اومدند دوشیزه داشوود

01:34:52.934 --> 01:34:54.351
اوه

01:34:55.603 --> 01:34:57.936
ازشون بخواین تشریف بیارن داخل

01:35:03.775 --> 01:35:05.608
از این طرف قربان

01:35:23.915 --> 01:35:25.289
آقای فراس

01:35:26.500 --> 01:35:27.499
دوشیزه داشوود

01:35:34.422 --> 01:35:37.130
چه ملاقات خوشایندی
دوشیزه داشوود چطور میتونم

01:35:37.298 --> 01:35:39.840
البته که شما دوشیزه استیل رو میشناسید

01:35:44.720 --> 01:35:47.846
البته حالتون چطوره دوشیزه استیل؟

01:35:48.515 --> 01:35:51.140
من خوبم متشکرم آقای فراس

01:35:53.685 --> 01:35:55.727
بفرمایید بنشینید

01:35:57.437 --> 01:35:58.479
متشکرم.

01:35:58.814 --> 01:36:00.188
بله.

01:36:01.899 --> 01:36:07.819
باید شگفت زده شده باشید که من رو اینجا پیدا کردید آقای فراس
من در خانه ی خواهرتون منتظرتون بودم

01:36:09.613 --> 01:36:13.531
اجازه بدهید من  ماری آن رو هم بیارم جناب فراس. اون
خیلی نارحت میشه که مصاحبت با شما رو از دست بده

01:36:13.698 --> 01:36:14.697
ادوارد؟

01:36:15.909 --> 01:36:18.575
ادوارد! من صداتون رو شنیدم.

01:36:19.912 --> 01:36:25.872
بالاخره ما رو پیدا کردید
ـ منو ببخشید ماری آن از موعد ملاقات من با شما خیلی گذشته

01:36:26.041 --> 01:36:29.250
رنگتون پریده
حالتون خوب نیست؟

01:36:29.419 --> 01:36:32.336
به فکر من نباشید میبینید که الینور حالش خوبه

01:36:32.504 --> 01:36:35.547
این باید برای هر دوی ما کافی باشه

01:36:35.714 --> 01:36:39.090
موافقم و از اقامتتون در لندن لذت میبرید دوشیزه ماری آن

01:36:39.258 --> 01:36:43.009
نه اصلا
تنها لذتی که وجود داشته دیدن شما بوده

01:36:43.177 --> 01:36:45.636
درست نمیگم الینور؟

01:36:47.973 --> 01:36:49.848
چرا پیش تر از این به دیدن مون نیومدید؟

01:36:50.974 --> 01:36:52.932
در جای دیگه ای مشغول بودم

01:36:53.268 --> 01:36:55.352
جای دیگه ای مشغول بودین؟

01:36:55.520 --> 01:36:57.999
اما اونجا کجاست؟ وقتی آدم جایی رو داره که میشه دوستانش روملاقات کنه

01:36:58.063 --> 01:37:01.523
دوشیزه ماری آن احتمالا شما فکر می کنید مردان جوان
هرگز نباید به مشغولیاتشون افتخار کنند

01:37:01.857 --> 01:37:03.064
نه، کاملا.

01:37:03.234 --> 01:37:07.819
صفت خودخواهی در ادواردکمتر از هر کس دیگه ای که
من توی عمرم دیدم میتونه وجود داشته

01:37:11.322 --> 01:37:13.739
ادوارد شما نمیخواین بنشینید؟

01:37:14.116 --> 01:37:16.867
الینور به من کمک کن ایشون رو ترغیب کنم

01:37:25.498 --> 01:37:28.040
منو ببخشید من باید برم

01:37:28.209 --> 01:37:29.709
شما که تازه رسیدید

01:37:29.877 --> 01:37:34.378
عذر منو بپذیرید ولی من یه ماموریت فوری از طرف فـَنی دارم

01:37:34.546 --> 01:37:38.630
در این زمینه ممکنه منو در برگشت به
خانه ی خواهرتون همراهی کنید آقای فراس

01:37:41.801 --> 01:37:43.843
باعث افتخار منه

01:37:46.305 --> 01:37:47.888
دوشیزه داشوود

01:37:48.599 --> 01:37:50.056
ماری آن.

01:38:04.193 --> 01:38:06.818
چرا شما ازش نخواستی بمونه؟

01:38:07.570 --> 01:38:10.278
اون باید دلایل خودشو برای رفتن داشته باشه

01:38:10.446 --> 01:38:13.030
دلیلش بدون شک سرد بودن توئه

01:38:13.198 --> 01:38:17.240
اگر من جای ادوارد بودم فکر می کردم
تو به هیچ عنوان به من اهمیت نمی دی

01:38:21.204 --> 01:38:24.038
دوشیزه ماری آن بیچاره اون روز حالش خیلی بد بود

01:38:24.207 --> 01:38:27.749
وقتی به اون فکر میکنم میترسم که نکنه
من هرگز ازدواج نکنم

01:38:27.917 --> 01:38:31.502
مزخرفه.... تو خیلی بهتر از
دخترهای داشوود ازدواج خواهی کرد

01:38:33.004 --> 01:38:36.254
اما من هیچ جهیزیه ای ندارم.

01:38:36.423 --> 01:38:41.883
ویژگی های مهم دیگه ای هست
که در تو وجود داره

01:38:42.052 --> 01:38:46.930
متعجب نمیشم اگه تو
با کسی ازدواج کنی که از انتظاراتت فاصله ی زیادی داره

01:38:47.097 --> 01:38:50.432
امیدوارم اینطور باشه

01:38:52.141 --> 01:38:56.101
یک مرد جوانی وجود داره.

01:38:56.270 --> 01:39:00.604
آها....خوشحالم اینو میشنوم
اون آینده و تربیت خوبی داره؟

01:39:00.774 --> 01:39:06.359
بله هر دو رو داره. ولی خانواده ش
قطعا با وصلت ما مخالفت میکنند

01:39:06.527 --> 01:39:11.153
هیس.. اونا به محض اینکه تو رو ببینند
موافقت میکنند عزیزم

01:39:11.322 --> 01:39:14.240
این یه راز خیلی بزرگه

01:39:14.449 --> 01:39:18.534
من به هیچ کس در جهان
به خاطر ترس از برملا شدنش اینو  نگفته ام.

01:39:19.702 --> 01:39:22.620
من کاملا آدم محتاطی هستم

01:39:23.747 --> 01:39:26.121
اگه جراتش رو داشته باشم که بگم

01:39:27.917 --> 01:39:32.335
من بهت اطمینان میدم
که مثل یه قبر ساکت هستم

01:39:37.173 --> 01:39:38.798
اون برادرتون ادوارد هست

01:39:39.967 --> 01:39:42.300
مار توی آستینم پرورش می دادم

01:39:42.468 --> 01:39:44.343
[فریاد]

01:39:46.721 --> 01:39:50.514
بسه..
گمشو!

01:39:50.558 --> 01:39:53.558
[♪♪♪]

01:40:05.402 --> 01:40:08.235
اوه عزیزان من
چه بلوایی به پا شده

01:40:08.403 --> 01:40:12.779
آقای ادوارد فراس... همون که من براش جوک میساختم و باهاش تورو اذیت میکردم دوشیزه داشوود

01:40:12.948 --> 01:40:16.992
با لوسی استیل پنج ساله نامزد شده

01:40:17.158 --> 01:40:21.160
بیچاره آقای فراس... مادرش که خیلی هم
به خاطر امتیازاتش مغروره

01:40:21.329 --> 01:40:25.622
درخواست کرده  که اون به خاطر
محروم شدن از ارث نامزدیشو بهم بزنه
.

01:40:25.790 --> 01:40:29.001
اما اون رد کرده که قولش به لوسی رو بشکنه

01:40:29.167 --> 01:40:33.335
اون جلوش وایساد ، مرد خوب
. و بدون حتی یک پنی از ارث محروم شد

01:40:33.503 --> 01:40:37.338
اون زن هم تمام ارث رو غیر قابل فسخ به حساب آقای رابرت واریز کرده

01:40:37.507 --> 01:40:39.674
ولی من نمیتونم صبر کنم باید برم پیش لوسی

01:40:39.842 --> 01:40:44.176
همسر برادرتون به اون فحاشی کرده
و بهش حمله ی عصبی دست داده

01:40:46.178 --> 01:40:47.679
چند وقته میدونی؟

01:40:52.350 --> 01:40:55.268
از آن شب که خانم جنینگز ما رو به لندن دعوت کرد.

01:40:55.728 --> 01:40:57.685
چرا به من نگقتی؟

01:40:58.604 --> 01:41:01.062
لوسی اینو بهم گفت چون به من اعتماد کامل داشت

01:41:02.190 --> 01:41:05.108
نمی تونستم قولم رو بشکنم
ـ ادوار عاشق توئه

01:41:05.276 --> 01:41:08.569
اون به من هیچ قولی نداد
اون سعی کرد درباره ی لوسی به من بگه

01:41:08.737 --> 01:41:10.694
اون نمیتونه باهاش ازدواج کنه

01:41:11.947 --> 01:41:14.865
میخوای وادارش کنی بلایی بدتر از چیزی
که ویلابی سر تو آورد سر لوسی بیاره؟

01:41:14.949 --> 01:41:16.364
نه

01:41:16.701 --> 01:41:18.867
اما نمی خوام  اون با کسی که عاشقش نیست ازدواج کنه

01:41:19.036 --> 01:41:23.287
ادوارد این قول رو مدتها قبل داده بود
مدتها قبلتر از اینکه منو ببینه

01:41:23.455 --> 01:41:27.372
اگر چه ممکنه که از جهاتی پشیمون شده باشه
اما به این اعتقاد دارم که اون خوشحال خواهد بود

01:41:27.541 --> 01:41:32.043
که وظیفه اش رو انجام داده
و زیر قولش نزده ...به هر حال

01:41:32.711 --> 01:41:35.212
به هر حال
این...

01:41:36.089 --> 01:41:41.007
سحر انگیزه به این ایده فکر کنی که
خوشحالی یک نفر بستگی به وجود کس دیگه ای داره

01:41:41.176 --> 01:41:44.719
همیشه همه چیز ممکن نیست ما باید قبول کنیم

01:41:45.553 --> 01:41:50.556
ادوارد با لوسی ازدواج خواهد کرد
و من و تو بر میگردیم به خونه

01:41:51.266 --> 01:41:54.224
همیشه تسلیم وپذیرش

01:41:54.977 --> 01:41:58.562
همیشه ملاحظه و شرافت و وظیفه

01:41:58.730 --> 01:42:01.730
الینور، قلبت کجاست؟

01:42:02.899 --> 01:42:07.400
تو درباره ی قلب من چی میدونی؟
یا از چی به جز دردهای خودت خبر داری؟

01:42:07.568 --> 01:42:13.363
ماری آن این فشار برای هفته ها روی  من بوده
بدون اینکه اجازه داشته باشم
دربارش با هیچ موجود زنده ای حرف بزنم

01:42:13.365 --> 01:42:18.700
و کسایی که مجبورم کردند امیدم رو کم و کمتر کنم

01:42:20.078 --> 01:42:25.038
من بارها و بارها ستایش و تمجید لوسی رو تحمل کردم
در حالیکه می دونستم برای ابد از ادوارد جدا شدم

01:42:25.206 --> 01:42:31.084
و باور کن ماری آن اگر به خاطر سکوت نبود باز هم باید یه مدرک دیگه برای قلب شکسته ام تهیه میکردم
حتی برای تو

01:42:35.922 --> 01:42:37.462
[من من کردن]

01:42:40.800 --> 01:42:41.799
[ماری آن گریه می کند]

01:42:55.644 --> 01:42:57.018
اوه

01:42:58.145 --> 01:43:02.063
من شنیده ام که فقط به خاطر نامزدیش
دوست شما آقای فراس

01:43:02.232 --> 01:43:05.650
ارثیه ی متعلق به خودش رو به طور غیر قابل برگشتی
به برادرش واگذار کرده

01:43:06.443 --> 01:43:11.029
درست مطلع شدم؟ همینطوره؟
ـ دقیقا همینطوره خب

01:43:11.906 --> 01:43:14.447
آیا شما با آقای فراس آشنایی دارید؟

01:43:15.409 --> 01:43:18.326
نه، ما هرگز همدیگه رو ندیدیم.

01:43:19.494 --> 01:43:23.328
اما این ظلم رو به خوبی میشناسم

01:43:24.247 --> 01:43:29.874
اینکه جلوی دو جوان رو برای رسیدن به هم بگیرند.

01:43:33.336 --> 01:43:37.338
من پیشنهادی دارم که ممکنه
اجازه بده اون سریعتر با دوشیزه استیل ازدواج کنه

01:43:39.383 --> 01:43:44.218
به این خاطر که این جنتلمن به خانواده ی شما نزدیک هست
احتمالا شما بتونید این پیشنهاد رو بهشون برسونید

01:43:46.638 --> 01:43:48.513
اوه

01:43:48.681 --> 01:43:53.391
کلنل من مطمئن هستم خیلی خوشحال خواهند شد که
اینو از زبون خود شما بشنوند

01:43:55.059 --> 01:43:56.642
فکر نکنم

01:43:58.146 --> 01:44:00.729
رفتارشون ثابت میکنه خیلی مغرور هستند .

01:44:01.565 --> 01:44:04.566
از نوع خوبش البته

01:44:06.485 --> 01:44:09.026
من احساس میکنم اینطوری بهتره.

01:44:13.740 --> 01:44:14.990
[در زدن]

01:44:15.658 --> 01:44:17.782
آقای ادوارد فراس.

01:44:23.204 --> 01:44:25.289
آقای فراس

01:44:25.457 --> 01:44:26.997
دوشیزه داشوود

01:44:28.833 --> 01:44:31.834
متشکرم که پاسخ پیغام من رو در اسرع وقت دادید.

01:44:32.003 --> 01:44:34.669
از رسیدن پیغام شما خیلی سپاسگذار شدم

01:44:36.089 --> 01:44:38.506
دوشیزه داشوود خدا می دونه درباره ی من چی فکر میکنین

01:44:38.570 --> 01:44:40.862
ـ آقای فراس.
ـ من حق ندارم حرف بزنم خودم میدونم

01:44:40.925 --> 01:44:44.385
من خبر های خوبی دارم .

01:44:44.553 --> 01:44:46.052
لطفا بنشینید

01:44:52.475 --> 01:44:56.142
فکر کنم شما دوست ما سرهنگ براندون رو میشناسید

01:44:56.686 --> 01:44:57.894
بله اسمشون رو شنیدم

01:44:58.061 --> 01:45:00.771
کلنل براندون از من خواستند که بگم

01:45:00.938 --> 01:45:04.189
درباره ی تمایل شما به ملحق شدن به کلیسا خبر دارند

01:45:04.358 --> 01:45:09.860
خوشحال میشن که به شما یک قلمرو کشیشی در ملکشون دلفورد پیشنهاد کنند

01:45:10.028 --> 01:45:13.780
با این امید که شما قادر بشید با دوشیزه استیل ازدواج کنید

01:45:16.408 --> 01:45:18.201
کلنل براندون؟

01:45:18.368 --> 01:45:19.743
بله.

01:45:19.911 --> 01:45:25.789
ایشون نگران موقعیت ظالمانه ای که
شما در اون قرار گرفتین بودند

01:45:28.583 --> 01:45:31.541
کلنل براندون به من یه قلمرو کشیشی میبخشند؟؟

01:45:33.045 --> 01:45:35.045
این امکان داره؟؟

01:45:36.923 --> 01:45:38.672
بی مهری خانواده شما

01:45:38.840 --> 01:45:42.341
باعث شده شما از پیدا کردن دوست
در جای دیگه. شگفت زده بشین

01:45:44.053 --> 01:45:45.718
نه

01:45:46.846 --> 01:45:48.888
از فهمیدن دوستی شما متحیر نشدم

01:45:49.680 --> 01:45:54.558
نمی تونم نادان باشم و مطمئنم که
که این موقعیت رو به شما مدیونم ...حسش میکنم

01:45:54.726 --> 01:45:58.811
اگه میتونستم این رو توضیح میدادم
اما من سخنران خوبی نیستم

01:45:58.979 --> 01:46:05.107
شما اشتباه میکنید
شما فقط و فقط به شایستگی خودتون مدیون هستید
من دستی در این موضوع ندارم

01:46:09.653 --> 01:46:13.238
کلنل براندون باید مردی باشه بسیار با ارزش و قابل احترام

01:46:13.405 --> 01:46:16.824
او مهربان ترین و از بهترین مردان است.

01:46:20.744 --> 01:46:25.288
میشه بپرسم چرا کلنل خودشون این رو از من نخواستند؟

01:46:26.248 --> 01:46:31.124
فکر میکنم حس کرد بهتره اینو از یک دوست بشنوید

01:46:36.463 --> 01:46:40.048
دوستی شما مهم ترین چیزیه که من در زندگی داشتم.

01:46:45.178 --> 01:46:47.427
و همیشه هم خواهید داشت

01:46:52.641 --> 01:46:54.474
مرا ببخشید.

01:46:56.143 --> 01:47:01.396
آقای فراس افتخار شما قولیه که دادید
این بیش از همه چیز ارزش داره

01:47:01.564 --> 01:47:06.023
من آرزو می کنم هر دوی شما بسیار خوشحال باشید.

01:47:12.573 --> 01:47:13.947
دوشیزه داشوود

01:47:29.876 --> 01:47:32.877
[♪♪♪]

01:47:45.720 --> 01:47:49.846
چه شانس عالی برای لوسی و ادوارد که میتونن
یه ملک کشیشی اینقدر نزدیک بارتون پیدا کنند

01:47:50.014 --> 01:47:54.266
میتونیم همیشه بریم دیدنشون
این شما رو خوشحال خواهد کرد دوشیزه ماری آن

01:47:54.435 --> 01:47:59.353
هیچ وقت از هیچ کس اینقدر بیزار نبودم که از آقای ویلابی. مرد غیر قابل تحمل

01:47:59.521 --> 01:48:03.355
فکر کن میتونیم خونه ی غیر قابل تحملشو از روی تپه هامون ببینیم

01:48:03.524 --> 01:48:07.025
باید از جکسون بخوام درختهای خیلی بلند روی تپه بکاره

01:48:07.610 --> 01:48:09.318
تو همچین کاری نخواهی کرد

01:48:09.737 --> 01:48:14.405
من شنیدم در لباس عروسی دوشیزه گری
همه چیز از بهترین جنس به کاربرده شده

01:48:14.824 --> 01:48:17.824
[♪♪♪]

01:48:26.331 --> 01:48:29.790
اوه خانم بانتینگ ما خیلی سخت به چای نیاز داریم

01:48:29.958 --> 01:48:31.958
متشکرم کلنل

01:48:39.799 --> 01:48:42.508
من فکر نمی کنم از  وقتی لندن رو ترک کردیم
اون حتی نفس کشیده باشه

01:48:42.676 --> 01:48:44.551
باید یه راه دیگه ای برای رفتن به خونه پیدا کنیم

01:48:44.719 --> 01:48:47.677
راه دیگه ای وجود نداره.

01:48:47.846 --> 01:48:51.264
من میخوام برم قدم بزنم و
فقط چند دقیقه در آرامش باشم الینور

01:48:51.432 --> 01:48:55.016
فکر کنم میخواد بارون بگیره
ـ دوشیزه داشوود بیاین تو و چای بخورید

01:48:55.184 --> 01:48:58.435
نه بارون نمی گیره
ـ تو همیشه همین رو میگی و همیشه هم بارون میباره

01:48:59.355 --> 01:49:02.356
تا توی باغ میرم نزدیک خونه

01:49:22.036 --> 01:49:24.703
همه ی ما به توماس کوچولو مون افتخار میکنیم کلنل

01:49:24.872 --> 01:49:31.291
باباش جور دیگه ای باهاش رفتار می کنه
ـ به ندرت پدری رو دیدم که اینطوری بچه رو بگیره

01:49:36.171 --> 01:49:39.172
[♪♪♪]

01:49:43.093 --> 01:49:48.595
هیس اوه دوشیزه داشوود اینجایید بیاین و توماس کوچولو رو ببینین

01:50:04.108 --> 01:50:06.608
من نمی توانم ماری آن رو ببینم.

01:50:17.157 --> 01:50:20.158
[♪♪♪]

01:50:46.137 --> 01:50:51.472
عشق آن عشق نیست که دگرگون شود
آن هنگام که تغییرات پدیدار شوند

01:50:53.016 --> 01:50:56.933
و یا خمیده شود آن هنگام که آن را بر میچینند

01:50:58.603 --> 01:51:03.229
اوه نه
این نشانه ی تغییر ناپذیریست که

01:51:03.983 --> 01:51:08.151
بر پایه ی تند باد
هرگز متزلزل نخواهد شد

01:51:10.737 --> 01:51:12.736
ویلابی

01:51:25.748 --> 01:51:27.497
ماری آن؟

01:51:27.957 --> 01:51:33.542
وقتی برگردند حسابی خیس شدند
ممنونم به خاطر نظری که دادی عزیزم

01:51:34.545 --> 01:51:38.046
نگران نباشید دوشیزه داشوود ، براندون پیداش میکنه.

01:51:38.631 --> 01:51:41.715
همه ما می توانیم حدس بزنیم که کجا میتونه رفته باشه.

01:51:50.514 --> 01:51:52.556
دوشیزه داشوود
ـ اوه، متشکرم
.

01:52:02.522 --> 01:52:04.814
[♪♪♪]

01:52:12.280 --> 01:52:15.572
صدمه ندیده اما باید اونو گرم نگه داریم

01:52:16.532 --> 01:52:21.659
شارلوت
آتش توی اتاق من روشنه نگران نباشید

01:52:47.512 --> 01:52:49.095
دوشیزه داشوود

01:52:49.514 --> 01:52:52.223
من فکر می کنم ماری آن
به دکتر نیاز داشته باشه.

01:53:12.737 --> 01:53:15.531
خودتون را از پا در آوردین کلنل

01:53:15.698 --> 01:53:19.574
نگران نباشین با یکی دو روز موندن توی رختخواب
حالش خوب میشه

01:53:19.742 --> 01:53:23.660
میتونید به هریس اعتماد کنید کلنل من تا به حال پزشکی به خوبی اون ندیدم

01:53:26.373 --> 01:53:29.415
تشخیصتون چیه؟
تب واگیر داره.

01:53:29.583 --> 01:53:33.584
و بیشتر از اون چیزی که انتظار داشتم
در این جوون جدی شده

01:53:33.752 --> 01:53:40.047
من توصیه میکنم بچه تون رو سریعا از اینجا ببرید خانم پالمر
ـ خانم بانتینگز !

01:53:48.221 --> 01:53:53.722
دوشیزه داشوود عزیز من
خیلی بیشتر از اونچه بتونم بگم متاسفم

01:53:53.892 --> 01:53:56.267
اگر ترجیح میدهید من بمونم
من در خدمتگذاری حاضرم

01:53:57.561 --> 01:54:00.102
آقای پالمر شما بسیار مهربون هستید

01:54:00.271 --> 01:54:04.231
اما کلنل براندون و دکتر هریس
مراقب ما هستند .

01:54:04.399 --> 01:54:07.150
ممنون برای همه کارهایی که انجام دادین

01:54:20.827 --> 01:54:23.411
[نفس نفس]

01:54:36.087 --> 01:54:38.461
اون به آن خوبی که میخواستم نیست

01:54:53.933 --> 01:54:56.018
من چیکار میتونم بکنم؟

01:54:58.603 --> 01:55:00.436
کلنل پیش  از این هم خیلی کارها انجام دادین

01:55:00.605 --> 01:55:04.606
کاری به من واگذار کنید دوشیزه داشوود
وگرنه دیوونه میشم

01:55:05.191 --> 01:55:08.275
برای اون ساده تر میشد
اگه مادرش اینجا بود

01:55:09.860 --> 01:55:11.110
البته.

01:55:21.619 --> 01:55:24.620
[♪♪♪]

01:55:54.141 --> 01:55:55.808
من باید مخلوط افیون  بیشتری بیارم.

01:55:56.935 --> 01:55:59.602
نمیتونم تظاهر کنم که شرایط خواهرتون
... دوشیزه داشوود

01:55:59.771 --> 01:56:02.562
خیلی جدی نیست

01:56:08.484 --> 01:56:10.651
شما باید خودتون رو آماده کنید.

01:56:11.694 --> 01:56:13.986
من به زودی باز خواهم گشت.

01:56:31.959 --> 01:56:33.667
ماری آن.

01:56:34.670 --> 01:56:37.295
ماری آن، لطفا سعی کن.

01:56:40.215 --> 01:56:41.923
ماری آن

01:56:45.010 --> 01:56:47.677
لطفا سعی کنید.

01:56:55.059 --> 01:56:56.724
اوه

01:56:59.688 --> 01:57:01.604
نمیتوانم ...

01:57:02.481 --> 01:57:04.982
من نمی توانم بدونتو کاری کنم.

01:57:08.401 --> 01:57:09.734
اوه، لطفا.

01:57:13.029 --> 01:57:17.990
من سعی کردم هر چیزی رو. تحمل کنم
سعیمو میکنم ...

01:57:19.617 --> 01:57:23.202
اما لطفا، عزیزکم ...

01:57:27.707 --> 01:57:30.248
ماری آن دوست داشتنی من

01:57:34.420 --> 01:57:37.045
منو تنها نذار.

01:58:32.668 --> 01:58:34.418
الینور.

01:58:58.895 --> 01:59:00.770
[اسب نزدیک می شود]

01:59:00.937 --> 01:59:02.562
مادرم.

01:59:09.944 --> 01:59:12.111
مامان..مامان

01:59:12.279 --> 01:59:15.905
اون از خطر نجات پیدا کرده

01:59:21.452 --> 01:59:23.993
[من من کردن]

01:59:24.287 --> 01:59:27.537
آه، مریم من.

01:59:29.290 --> 01:59:32.499
الینور کجاست؟
ـ  من اینجا هستم

01:59:33.085 --> 01:59:35.294
عزیزکم، من اینجا هستم.

01:59:40.507 --> 01:59:42.465
کلنل براندون

01:59:50.888 --> 01:59:52.806
متشکرم.

01:59:54.766 --> 01:59:57.140
[♪♪♪]

02:00:25.538 --> 02:00:28.080
[براندون دکلمه شعر]

02:00:35.211 --> 02:00:40.923
اون به دلربایی ویلابی نیست
اما اون جذابیت خاصی داره

02:00:41.966 --> 02:00:47.677
اگه یادت باشه یه چیزی توی چشمای ویلابی بود
که من دوستش نداشتم

02:00:52.014 --> 02:00:55.765
نه زمین
و نه هیچ چیز دیگری .

02:00:55.933 --> 02:00:59.435
چرا که به هیچ وجه از یک مکان دو رودخانه جریان نخواهد داشت

02:00:59.603 --> 02:01:03.479
تا به یکدیگر برسند  .

02:01:04.731 --> 02:01:09.525
چرا که چیزی برای از دست دادن وجود ندارد

02:01:10.986 --> 02:01:12.943
که ممکن است پیدا شود

02:01:18.032 --> 02:01:20.366
می تونیم فردا ادامه بدیم؟

02:01:20.534 --> 02:01:23.118
نه، چون من باید برم.

02:01:23.286 --> 02:01:26.036
برید ؟کجا؟

02:01:26.705 --> 02:01:29.456
نمی تونم به شما بگم.

02:01:29.624 --> 02:01:31.124
یه رازه

02:01:35.795 --> 02:01:37.962
خیلی که نمی مونید نه؟

02:01:56.142 --> 02:01:57.725
اونجا

02:02:00.145 --> 02:02:03.897
اونجا بود که من افتادم و اونجا بود
که اولین بار ویلابی رو دیدم

02:02:06.233 --> 02:02:09.734
ویلابی بیچاره همیشه افسوس تورو میخوره

02:02:11.111 --> 02:02:15.529
اما این به این معنا نیست که اگه من رو انتخاب میکرد راضی بود نه؟

02:02:16.907 --> 02:02:20.407
اونوقت زنی رو که عاشقش بود داشت اما پول نداشت

02:02:21.659 --> 02:02:27.662
به زودی میفهمه که بین کسی که به خاطر کیف پولش اونو بخواد
با کسی که به خاطر قلبش اونو بخواد فرق هست

02:02:31.626 --> 02:02:35.752
اگه پشمونی الان اون به اندازه ی نصف رنجی باشه
که من دارم میکشم براش کافیه

02:02:37.420 --> 02:02:39.587
رفتار خودت رو با اون مقایسه می کنی؟

02:02:40.215 --> 02:02:41.714
نه

02:02:43.300 --> 02:02:46.051
با اونچیزی که باید میبود مقایسه اس میکنم

02:02:47.344 --> 02:02:49.385
با رفتار تو.

02:02:55.266 --> 02:02:57.558
[مارگارت فرانسوی حرف میزند]

02:02:59.102 --> 02:03:00.602
[در زدن]

02:03:01.813 --> 02:03:05.419
اوه توماس
ـ من این گوشت گردن ها رو برای شما آوردم خانم

02:03:06.399 --> 02:03:09.066
گوشت گاو  در اکستر خیلی گرانتر  است.

02:03:09.235 --> 02:03:11.526
به هر حال، اینا برای ماری آن هست
ـ ممنوم.

02:03:13.112 --> 02:03:15.487
اکستر خیلی شلوغ بود؟
ـ البته خانم

02:03:15.656 --> 02:03:20.219
با خانوم برینتزی صحبت کردم اون به من گفت که خانوم اوتیگتون یه سکته ی دیگه کرده

02:03:20.283 --> 02:03:26.662
و خانم مردن مجبور شده کالز رو به خاطر مستیش یبیرون کنه

02:03:26.829 --> 02:03:30.289
اوه.. و آقای فراس هم ازدواج کرده
ولی البته حتما شما اینو خودتون میدونستید

02:03:30.457 --> 02:03:32.374
اما، الینور ...

02:03:35.752 --> 02:03:38.628
کی به شما گفت که آقای فراس ازدواج کردند توماس ؟

02:03:38.797 --> 02:03:43.277
من خودم خانمِِ آقای فراس رو دیدم
خانم لوسی که قبلا فامیلیشون استیل بوده

02:03:43.341 --> 02:03:46.425
اون و آقای فراس در مسافرخانه در لندن جدید توقف کرده بودند

02:03:46.594 --> 02:03:51.179
داشتم نگاه میکردم و رد میشدم که دیدم
اون دوشیزه استیل هست پس کلاهمو برداشتم

02:03:51.347 --> 02:03:56.266
اون جویای احوال شما شد خانم
و همینطور همه ی شما خانم های جوان
مخصوصا دوشیزه داشوود بزرگ

02:03:56.433 --> 02:04:00.289
از من خواست بهترین سلامها رو از طرف خودشون و آقای فراس به شما برسونم

02:04:00.353 --> 02:04:03.603
و براتون یه برش کیک هم فرستاد

02:04:05.648 --> 02:04:11.150
پس خانم فراس خوب به نظر میومدند؟
ـ اوه بله دوشیزه ماری آن
ایشون گفت که خوشبخته

02:04:11.319 --> 02:04:16.154
و همانطور که او همیشه یک خانم خوش برخورد بود،
من براش آرزوی سعادت کردم.

02:04:16.823 --> 02:04:18.990
ممنونم توماس

02:04:51.138 --> 02:04:55.265
این چیه توماس؟؟
مطمئن نیستم ولی هر چی که هست سنگینه

02:04:56.183 --> 02:05:00.059
دنبال یه آلت موسیقی گشتم که مناسب اتاق پذیرایی تان باشد

02:05:00.123 --> 02:05:06.210
یکی دو روز دیگر باز خواهم گشتو انتظار دارم
آنچه در پیوست میاید را آموخته باشید
دوست جانسپار شما کریستوفر براندون

02:05:06.274 --> 02:05:10.608
آه، عزیزم، نگاه کنید. این کاملا متناسبه.

02:05:12.028 --> 02:05:14.695
بفرمایید دوشیزه ماری آن

02:05:15.697 --> 02:05:17.488
واکشی چای.

02:05:18.073 --> 02:05:20.157
اون باید تو رو خیلی دوست داشته باشه.

02:05:20.325 --> 02:05:24.409
این فقط برای من نیست، مال همه ی ماست.

02:05:31.916 --> 02:05:33.916
[ماری آن  میخواند]

02:06:03.522 --> 02:06:05.063
[ضربات]

02:06:12.362 --> 02:06:15.279
کلنل براندون اینجاست ماری آن.

02:06:25.412 --> 02:06:27.536
من فکر نمی کنم کلنل باشه.

02:06:27.705 --> 02:06:32.916
باید خودش باشه اون گفت ممکنه امروز برسه
تو باید آهنگ جدیدت رو براش بزنی ماری آن

02:06:33.418 --> 02:06:35.250
ادوارد!

02:06:36.087 --> 02:06:38.461
اون ادوارد هست!

02:06:41.256 --> 02:06:44.757
آروم باش ما باید آروم باشیم

02:06:46.760 --> 02:06:48.760
[پچ پچ]

02:07:06.108 --> 02:07:08.649
آقای فراس به دیدنتون اومدند خانم

02:07:12.820 --> 02:07:14.902
ادوارد

02:07:15.071 --> 02:07:16.987
چقدر از دیدنتون خوشحالم

02:07:17.532 --> 02:07:19.073
خانوم داشوود

02:07:20.242 --> 02:07:23.200
دوشیزه ماری آن
مارگارت

02:07:23.869 --> 02:07:24.867
دوشیزه داشوود

02:07:34.419 --> 02:07:36.335
امیدوارم حال همگی خوب بوده باشه

02:07:37.045 --> 02:07:40.671
متشکرم ادوارد. ما همه خیلی خوبیم.

02:07:45.759 --> 02:07:50.802
از هوای خوب داریم لذت میبریم
خب هوای خوبی داریم دیگه...

02:07:52.347 --> 02:07:56.056
خوشحالم اینو میشنوم
جاده ها خیلی .......

02:07:56.516 --> 02:07:58.183
خشک بودند.

02:08:02.230 --> 02:08:06.064
براتون آرزوی خوشی خیلی زیاد میکنم ادوارد

02:08:06.941 --> 02:08:08.315
متشکرم.

02:08:24.786 --> 02:08:28.287
امیدوارم خانم فراس حالشون خوب باشه

02:08:30.833 --> 02:08:34.083
نسبتا. متشکرم.

02:08:39.005 --> 02:08:41.756
خانم فراس در ملک کشیشی جدید هستند؟

02:08:43.174 --> 02:08:47.301
نه، مادر من در شهر هستند.

02:08:47.677 --> 02:08:51.178
منظورم این بود که جویای احوال خانمِِ ادوارد فراس باشم

02:08:54.682 --> 02:08:56.515
خب، پس شما ...

02:08:57.392 --> 02:08:58.767
شما نشنیده اید نه؟

02:09:00.895 --> 02:09:04.854
فکر کنم... فکرکنم منظورتون برادرم باشه منظورتون خانمِِ رابرت فراس هست

02:09:07.566 --> 02:09:09.440
خانمِِ آقای رابرت فراس؟

02:09:10.194 --> 02:09:11.526
بله.

02:09:13.487 --> 02:09:15.612
من ...

02:09:16.031 --> 02:09:19.448
من نامه ای از دوشیزه استیل دریافت کردم،

02:09:19.616 --> 02:09:23.867
یا بهتره بگم از خانوم فراس

02:09:24.035 --> 02:09:26.536
که با من مکاتبه کرده بودند و  بودند و

02:09:26.704 --> 02:09:31.664
عواطفشون رو نسبت به برادر من رابرت معطوف کردند

02:09:32.583 --> 02:09:36.375
به نظر می رسه که آنها در لندن
بسیار با هم رفت و آمد داشتند و .

02:09:37.796 --> 02:09:43.173
با در نظر گرفتن عوض شدن شرایط من، من احساس کردم

02:09:43.341 --> 02:09:47.217
ایشون صراحتا نامزدی بین ما رو لغو کردند

02:09:48.136 --> 02:09:52.262
در هر حال، آنها چند هفته گذشته در شهر پلیموث ازدواج کردند.

02:09:58.310 --> 02:10:00.227
پس شما ...

02:10:03.230 --> 02:10:04.605
با هم ازدواج نکرده؟

02:10:06.941 --> 02:10:08.898
نه

02:10:36.753 --> 02:10:38.586
الینور،

02:10:39.213 --> 02:10:42.588
من لوسی رو وقتی دیدم که خیلی جوون بودم

02:10:42.757 --> 02:10:48.593
شغلی داشتم و هرگز نباید احساس میکردم

02:10:49.595 --> 02:10:52.513
رفتار من در نورلند بسیار اشتباه بود.

02:10:52.680 --> 02:10:56.265
اما من خودم رو قانع کردم که شما احساس می کنید که
برای من فقط یه دوسط معمولی هستید

02:10:56.433 --> 02:11:00.268
و فقط منم که این احساس رو دارم و دارم ریسک میکنم.

02:11:00.728 --> 02:11:04.104
بدون هیچ انتظاری اینجا اومده بودم

02:11:04.272 --> 02:11:07.314
الان هم فقط اومدم اظهار بکنم که اختیار این رو دارم

02:11:08.900 --> 02:11:14.861
که قلب من
حالا و همیشه

02:11:16.905 --> 02:11:18.655
از آن شما خواهد بود

02:11:23.285 --> 02:11:25.285
[♪♪♪]

02:11:28.914 --> 02:11:30.497
[زمزمه]

02:11:33.500 --> 02:11:36.292
اون کنارش نشسته
ـ مارگارت بیا پایین .

02:11:36.461 --> 02:11:38.294
میشه تمومش کنی؟
ـ دیگه چی؟.....دیگه چی؟

02:11:38.461 --> 02:11:40.837
اوه، ماری ان.
ـ  بهمون بگو

02:11:41.006 --> 02:11:42.338
صبر کنین.

02:11:42.507 --> 02:11:44.424
اون زانو زده

02:11:45.000 --> 02:12:05.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

02:12:05.000 --> 02:12:25.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
