WEBVTT

00:00.000 --> 00:15.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Loak ✧ Sarang ✧ vita ✧ ANNA ✧ Fatemeh ✧ Khorshid ✧ Azadeh ✧ Purella ✧
✧ ادیت: heaven ✧

01:37.520 --> 01:42.910
⋆✦  تیغــ⚔️ـه‌ی بهـــ🌸ـار  ✦⋆

01:43.729 --> 01:45.990
༺🌸 شکوفه‌ی نهم ⚔️༻

01:46.950 --> 01:48.350
<i>ارباب، نمی‌ترسین</i>

01:48.470 --> 01:49.430
<i>که با یه اشتباه</i>

01:50.120 --> 01:51.450
<i>کسی که چاقو دستشه</i>

01:51.680 --> 01:53.280
<i>خودش زخمی بشه؟</i>

01:54.680 --> 01:56.150
...هر چی سرسخت‌تر باشن

01:57.750 --> 01:59.000
بیشتر ازشون خوشم میاد

02:15.120 --> 02:15.680
بیا بخور

02:16.190 --> 02:17.520
نذار هدر بره

02:38.240 --> 02:39.770
الان، یه کم عجولانه
و بی‌ادبانه رفتار کردم

02:47.150 --> 02:48.520
ترسیده بودم

02:49.030 --> 02:50.760
برای همین اونطوری واکنش نشون دادم

03:03.520 --> 03:05.240
ارباب خیلی بزرگوارن

03:05.240 --> 03:07.240
از من که دلخور نمی‌شن، مگه نه؟

03:07.280 --> 03:09.210
طوری که شما می‌گین، بانوی من

03:09.280 --> 03:11.810
جوریه که انگار خودم
باعث و بانی این ماجرا بودم

03:12.190 --> 03:12.720
بخورین

03:35.750 --> 03:36.960
واقعا نگرانم

03:37.030 --> 03:38.800
نکنه اون هم گرفتار این ماجرا بشه

03:40.630 --> 03:41.710
...اون بچه‌ی بیچاره

03:42.190 --> 03:43.790
از بچگی سختی کشیده

03:44.000 --> 03:46.200
و تقریبا هیچوقت رنگ خوشی رو ندیده

03:46.910 --> 03:48.430
من که یه پیرزنم

03:48.870 --> 03:51.210
فقط می‌خوام در امان باشه

03:51.230 --> 03:53.000
و صحیح و سالم بمونه

04:03.840 --> 04:04.710
مادرزن

04:07.080 --> 04:08.210
اگه چیزی دارین

04:08.430 --> 04:09.690
که می‌خواین به یون یا بدین

04:10.080 --> 04:11.540
من براتون می‌برمش

04:13.030 --> 04:13.750
واقعا؟

04:17.000 --> 04:17.829
باشه

04:18.000 --> 04:18.800
چه خوب

04:26.310 --> 04:27.830
وقتی بهار از راه برسه

04:28.070 --> 04:29.870
کل شهر پر از پرزهای بید می‌شه

04:30.070 --> 04:31.920
اون از بچگی سرفه می‌کرده

04:31.920 --> 04:34.950
و از همه بیشتر کومکوات‌های نمکی
من رو دوست داره

04:36.680 --> 04:38.000
شیرینی یام هم همینطور

04:38.830 --> 04:40.430
عسل زیادی توش نریختم

04:40.720 --> 04:41.920
ترسیدم خیلی شیرین بشه

04:41.920 --> 04:43.320
و گلوش رو اذیت کنه

04:43.830 --> 04:44.680
این بچه

04:44.680 --> 04:47.240
هیچوقت یاد نگرفت
کی باید دست از خوردن بکشه

04:47.240 --> 04:48.950
اگه اتفاقی دیدینش

04:49.310 --> 04:51.630
لطفا چند بار دیگه از طرف من
بهش یادآوری کنین

04:52.150 --> 04:52.630
باشه

04:52.950 --> 04:54.210
یادم می‌مونه

04:55.630 --> 04:56.680
راستی

04:56.920 --> 04:59.480
چند شیشه شربت فریتیلاریا هم هست

04:59.480 --> 05:00.270
خودم درستش کردم

05:00.430 --> 05:02.950
فریتیلاریا رو

05:02.950 --> 05:03.920
با آب برف آب‌شده جوشوندم

05:04.240 --> 05:05.870
برای سرفه معجزه می‌کنه

05:10.240 --> 05:12.850
اینا براتون زیادی سنگین نیست؟

05:13.240 --> 05:13.840
نه، اصلا

05:14.510 --> 05:15.560
هر چی می‌خواین بفرستین

05:15.560 --> 05:16.560
فقط بدینشون به من

05:18.830 --> 05:20.560
می‌رم داخل بیارمشون

05:20.800 --> 05:21.860
راستی، مادرزن

05:22.800 --> 05:24.430
همه‌ی اون آبنبات‌های ازگیلی رو

05:24.430 --> 05:25.560
که گفتین هم می‌برم

05:27.480 --> 05:29.000
همه‌اشون رو می‌تونین بخورین؟

05:29.870 --> 05:31.430
با برادرهام تقسیم می‌کنم

05:31.750 --> 05:34.409
سال‌هاست دلشون می‌خواد
دست‌پختتون رو امتحان کنن

06:10.680 --> 06:12.010
اشکالی نداره، بانوی ارشد

06:12.600 --> 06:13.310
نگران نباشین

06:13.310 --> 06:14.170
خواهر ارشد

06:15.560 --> 06:16.420
خواهر چهارم

06:18.070 --> 06:18.800
خوبی؟

06:18.830 --> 06:19.490
حالت چطوره؟

06:19.800 --> 06:21.190
نگران نباش، خواهر ارشد

06:21.190 --> 06:22.310
اصلا آسیب ندیدم

06:22.310 --> 06:23.280
اون دایه‌ای که باهاتون رفته بود

06:23.280 --> 06:25.040
تا تخت رو مرتب کنه، برگشت

06:25.040 --> 06:27.430
و گفت ارباب یان نگهتون داشته
تا غذای دارویی بخورین

06:27.430 --> 06:30.030
من و بانوی ارشد از ترس
نصفه جون شدیم

06:31.360 --> 06:33.420
اذیتت که نکرد، مگه نه؟

06:33.510 --> 06:34.430
...اون

06:35.750 --> 06:36.870
باهام کاری نداشت

06:39.190 --> 06:40.240
خیالم راحت شد

06:40.870 --> 06:44.000
قبلا ارباب یان فقط دنبال پول بود

06:44.150 --> 06:46.750
پس این بار چرا این همه
سر و صدا به پا کرده؟

06:47.800 --> 06:49.200
همه می‌دونن جنگ جون

06:49.390 --> 06:51.320
حتی بلد نیست
درست با چرتکه حساب کنه

06:52.040 --> 06:54.950
چطور ممکنه خودش نقشه‌ی جابه‌جایی
غلات امدادرسانی رو کشیده باشه؟

06:54.950 --> 06:56.000
چیزی که یان روی می‌خواد

06:56.600 --> 06:58.260
مقصر اصلی نیست

06:59.480 --> 07:00.340
!ارباب

07:02.720 --> 07:03.580
ارباب

07:05.070 --> 07:07.400
شی جنگ جون رو بازداشت کردیم

07:07.870 --> 07:08.430
خوبه

07:09.190 --> 07:11.850
نامه‌ای برای بزرگ خاندان شیه بفرست

07:12.070 --> 07:13.870
نمی‌خوام دوری راه

07:14.040 --> 07:15.640
باعث بشه از خبرهای خونه بی‌خبر بمونن

07:16.920 --> 07:17.720
اطاعت

07:21.620 --> 07:22.780
⌞ دالان چین یوئه ⌝

07:26.430 --> 07:27.950
توی این خاندان

07:27.950 --> 07:30.430
فقط بانوی ارشده که واقعا دلش به حالتون می‌سوزه

07:30.430 --> 07:32.430
همین الان با عجله اومدن دنبالم

07:32.430 --> 07:34.560
می‌خواستن باهام بیان و برتون گردونن

07:34.600 --> 07:35.200
!بانوی چهارم

07:36.280 --> 07:37.810
⌞ عمارت فو یو ⌝

07:37.950 --> 07:38.750
بانوی ارشد دوم

07:38.870 --> 07:39.560
بانوی چهارم

07:40.000 --> 07:43.070
تو از همه توی این خاندان کاربلدتر و زرنگ‌تری

07:43.070 --> 07:44.950
با توجه به رابطه‌ای که با ارباب یان داری

07:44.950 --> 07:47.040
این بار حتما می‌تونی یه چیزی بهش بگی

07:47.040 --> 07:47.630
مگه نه؟

07:48.830 --> 07:49.270
...تو

07:49.630 --> 07:51.560
باید به برادر دومت کمک کنی

07:51.680 --> 07:53.310
برادر دومت توی تمام عمرش حتی جرأت نکرده

07:53.310 --> 07:55.120
به یه مورچه هم آسیب بزنه

07:55.120 --> 07:57.950
محاله کسی رو کشته باشه تا ردش رو پاک کنه
یا غله رو جابه‌جا کرده باشه

07:57.950 --> 07:59.600
واقعا براش پاپوش درست کردن

08:00.870 --> 08:01.680
بانوی ارشد دوم

08:02.190 --> 08:04.250
اینطور نیست که نخوام نجاتش بدم

08:04.310 --> 08:05.110
...فقط

08:05.600 --> 08:08.600
این ماجرا به آینده‌ی کل خاندان مربوط می‌شه

08:08.720 --> 08:10.980
با چندتا کلمه که نمی‌شه حلش کرد

08:11.310 --> 08:14.000
تازه، دیوان بازپرسی

08:14.120 --> 08:15.360
روش‌های خیلی خوبی داره

08:15.360 --> 08:18.510
می‌تونن کاری کنن یه نفر قسم بخوره
که اجدادش تا هشت نسل همگی شورشی بودن

08:18.510 --> 08:20.120
با اخلاق و روحیه‌ی برادر دوم

08:20.120 --> 08:23.050
چند دور شکنجه رو می‌تونه تحمل کنه؟

08:24.680 --> 08:25.310
...اونا

08:25.310 --> 08:26.320
واقعا انقدر بی‌رحمن؟

08:26.720 --> 08:27.600
بله

08:27.750 --> 08:29.190
شاید چند روز دیگه

08:29.390 --> 08:30.870
برادر دوم خودش اعتراف کنه

08:30.870 --> 08:32.630
که خودش باعث بدبختی این خاندان شده

08:32.630 --> 08:34.120
اون موقع، حتی اگه من

08:34.120 --> 08:35.630
با هر زبونی که بلد باشم التماس کنم

08:35.630 --> 08:37.890
دیگه چیزی رو می‌تونم درست کنم؟

08:38.630 --> 08:39.240
...خب

08:45.240 --> 08:46.040
بانوی ارشد دوم

08:47.360 --> 08:49.560
مادرم وقتی زنده بود، همیشه می‌گفت

08:49.840 --> 08:51.320
کسی که برای یکی پاپوش می‌دوزه

08:51.320 --> 08:54.250
از هر کسی بهتر می‌دونه که اون آدم بی‌گناهه

08:56.550 --> 08:57.440
شما که خودتون

08:57.910 --> 09:00.240
باید بهتر از هر کسی این رو بفهمین

09:00.630 --> 09:03.510
مگه اینکه ارباب یان خودش حاضر بشه کوتاه بیاد

09:03.510 --> 09:04.390
وگرنه

09:05.120 --> 09:06.630
هیچ راه نجاتی نیست

09:09.670 --> 09:10.510
بانوی چهارم

09:10.600 --> 09:11.030
...تو

09:15.030 --> 09:16.200
بچه ‌پررو

09:16.600 --> 09:18.600
فکر کردی حریف تو یکی نمی‌شم؟

09:23.320 --> 09:25.670
آبروی خاندان شیه

09:26.000 --> 09:29.080
انقدر عمیقه که می‌تونه دوازده‌تا ناظر رو هم غرق کنه

09:29.510 --> 09:31.550
چند بار باید بهت بگم؟

09:31.550 --> 09:32.680
یادت نیست؟

09:33.720 --> 09:35.390
چند وعده غذای خوب خوردی

09:35.390 --> 09:36.910
همه‌ چیز یادت رفته؟

09:36.910 --> 09:39.370
چرا اصلا باید توی اون ماجرا دخالت می‌کردی؟

09:39.670 --> 09:40.480
پدر

09:40.960 --> 09:42.870
همه توی هنگ‌ تانگ می‌دونن

09:42.960 --> 09:44.630
برادر دوم خاندان شیه چه جور آدمیه

09:44.630 --> 09:46.600
محاله اون عقل و جرأت این کار رو داشته باشه

09:46.600 --> 09:47.840
که نقشه‌ی جابه‌جایی غله رو بکشه

09:47.840 --> 09:49.080
واضحه که براش پاپوش دوختن

09:49.080 --> 09:50.030
دقیقا

09:50.720 --> 09:53.150
اوضاع مقامات توی هنگ ‌تانگ افتضاحه

09:53.720 --> 09:56.420
دست هیچکدومشون پاک نیست

09:56.630 --> 09:59.000
حتی اگه اون کار مشخص رو نکرده باشن

09:59.000 --> 10:00.440
باز هم توی این ماجرا گیر افتادن

10:00.440 --> 10:02.270
!در هر صورت، کارش تمومه

10:02.600 --> 10:04.260
تو چرا باید به فکر اون باشی؟

10:04.270 --> 10:05.870
اگه با شیه چینگ‌ یوان ازدواج کنم چی؟

10:06.840 --> 10:08.480
اون وقت خاندان ما و خاندان شیه

10:08.480 --> 10:09.410
با هم فامیل می‌شن

10:09.550 --> 10:12.010
اون موقع هم می‌تونین بشینین و هیچ کاری نکنین؟

10:13.000 --> 10:15.130
یه زن فتنه‌گر چشمت رو گرفته؟

10:16.790 --> 10:19.240
فقط چند بار اون دختر رو دیدی

10:19.790 --> 10:21.590
ولی همین حالا عاشق و دلباخته شدی؟

10:22.030 --> 10:23.230
...دوباره بهت می‌گم

10:23.750 --> 10:25.750
دختر چهارم خاندان شیه

10:25.750 --> 10:28.150
کسی نیست که هر وقت دلت خواست
!بتونی باهاش ازدواج کنی

10:28.150 --> 10:28.750
!آره

10:28.750 --> 10:31.270
!شاید اون رو نشناسم، ولی تو رو خوب می‌شناسم

10:31.480 --> 10:32.440
خودم دیدم

10:32.440 --> 10:34.270
چطور بزرگ شدی

10:34.270 --> 10:35.960
می‌دونم چه جور زنی

10:35.960 --> 10:37.960
باعث می‌شه پیشرفت کنی و چه جور زنی

10:38.750 --> 10:40.270
زندگیت رو به باد می‌ده

10:43.080 --> 10:44.680
...یه چیز دیگه هم ازت می‌پرسم

10:45.750 --> 10:48.240
نظر خاندان شیه رو هم درباره‌ی این موضوع پرسیدی؟

10:48.240 --> 10:49.360
پس همین الان یکی رو می‌فرستم

10:49.360 --> 10:50.670
!با هدایای نامزدی بره خواستگاری

10:50.670 --> 10:51.630
!می‌زنم می‌کشمت

10:51.630 --> 10:53.240
...من... من

11:02.200 --> 11:03.000
پدر

11:03.320 --> 11:04.910
مگه تو هم وقتی از مادر
خواستگاری می‌کردی مثل من نبودی

11:04.910 --> 11:06.480
و مدام مزاحمش نمی‌شدی؟

11:06.480 --> 11:07.440
چرا نمی‌تونی باور کنی

11:07.440 --> 11:09.080
که احساسات منم همونقدر صادقانه‌ست؟

11:09.080 --> 11:09.870
درسته، مادر؟

11:09.870 --> 11:10.270
...تو

11:13.240 --> 11:15.030
!مادرت با بقیه‌ی زن‌ها فرق داره

11:15.030 --> 11:17.120
مادرت بهترین زن زیر آسمان این دنیاست

11:17.120 --> 11:18.750
!و منم تونستم باهاش ازدواج کنم

11:33.390 --> 11:35.510
باید یادت باشه چی بهت گفتم

11:38.870 --> 11:40.480
!واقعا زدیش

11:40.600 --> 11:41.510
!ترسوندنش کافی بود

11:41.510 --> 11:42.390
...چرا واقعا زدیش

11:42.510 --> 11:43.910
!واقعا زدیش

11:55.630 --> 11:56.870
یه چیزی هست

11:57.600 --> 11:59.000
که مطمئن نیستم بگم یا نه

11:59.630 --> 12:01.760
وقتی یان روی اومد اقامتگاه شیه

12:02.630 --> 12:04.270
دنبال دفتر حساب بود

12:06.240 --> 12:07.970
چ‍... چی گفتی؟ دفتر حساب؟

12:08.790 --> 12:11.190
مگه دفتر حساب توی رودخونه از بین نرفته؟

12:14.510 --> 12:15.270
برادر

12:15.630 --> 12:17.320
بهت دروغ گفتم

12:17.630 --> 12:19.740
اون شب که مباشر املاک مرد

12:19.740 --> 12:21.800
دفتر حساب اصلا توی رودخونه نیفتاد

12:21.960 --> 12:23.960
قایمش کردم

12:24.720 --> 12:27.270
فقط می‌خواستم، یه راه فرار برای خودم بذارم

12:27.510 --> 12:29.440
هیچوقت توی وفاداری به تو سست نشدم، برادر

12:29.440 --> 12:31.510
پس دروغ گفتی

12:31.840 --> 12:33.770
و گفتی دفتر حساب توی رودخونه

12:33.870 --> 12:34.600
از بین رفته؟

12:36.960 --> 12:37.720
...خب

12:38.440 --> 12:38.910
...برادر

12:38.910 --> 12:40.320
چلمنگ

12:40.910 --> 12:42.440
با من بازی می‌کنی، ها؟

12:43.080 --> 12:44.870
می‌کشمت، احمق نفهم

12:44.910 --> 12:46.150
!خودت رو با خوردن مشروب مجازات کن

12:46.150 --> 12:47.550
می‌خورم، می‌خورم

12:53.030 --> 12:53.630
برادر

12:53.630 --> 12:55.390
مگه پسر دوم خاندان شیه

12:55.390 --> 12:57.250
...عاشق تماشا و تحسین اون نقاشی

12:57.720 --> 13:00.500
شب‌نشینی بهاری در کوهستان نیست؟

13:00.720 --> 13:03.030
پس مخفیانه دفتر حساب رو توش قایم کردم

13:03.030 --> 13:04.690
و ازش خواستم برام نگهش داره

13:06.200 --> 13:08.630
ولی فکر نمی‌کردم، چند روز پیش مادرش

13:08.630 --> 13:09.440
اون رو ازش بگیره

13:11.720 --> 13:13.550
خیلی پررو شدی، نه؟

13:13.790 --> 13:16.440
انقدری که برای یه زن پاپوش درست می‌کنی
تا بتونی تقصیرها رو بندازی گردنش؟

13:16.440 --> 13:17.750
جرات نمی‌کنم، برادر

13:17.750 --> 13:19.200
فقط می‌خواستم

13:19.200 --> 13:20.720
بی‌سروصدا قایمش کنم

13:21.270 --> 13:23.200
فقط این مشکل رو پیش‌بینی نکرده بودم

13:23.200 --> 13:23.910
می‌بینی

13:23.910 --> 13:27.030
پس چرا همین الان نمی‌ری
دفتر حساب رو پس نمی‌گیری؟

13:28.360 --> 13:29.670
نمی‌تونم

13:31.030 --> 13:32.360
شیه جنگ جون گفت

13:32.910 --> 13:34.870
مادرش دفتر حساب رو سوزونده

13:35.000 --> 13:36.260
انگار که مثلا من باور می‌کنم

13:37.080 --> 13:38.910
ی‍... یان روی

13:39.270 --> 13:40.870
!یه عوضی تمام عیاره

13:41.360 --> 13:43.750
همه‌ی اون شایعه‌ها درباره‌ی اون
...و بانوی چهارم شیه و هر چیز دیگه‌ای

13:43.750 --> 13:46.150
!اون در اصل فقط داره ما رو بررسی می‌کنه

13:46.600 --> 13:47.550
...و... و

13:47.550 --> 13:49.240
...و پسر دوم خاندان شیه هم

13:49.240 --> 13:50.600
به اون هم نمی‌شه اعتماد کرد

13:50.600 --> 13:52.630
دیر یا زود ما رو لو می‌ده

13:53.150 --> 13:53.840
برادر

13:54.600 --> 13:55.870
باید از قبل نقشه بکشیم

13:57.240 --> 13:58.030
می‌دونم

14:02.030 --> 14:02.910
برادر

14:03.480 --> 14:04.440
...من

14:07.440 --> 14:09.080
قبلا آدم خاصی نبودم

14:10.120 --> 14:11.630
فقط یه ماهی‌فروش حقیر

14:12.150 --> 14:13.680
بدون خوراک و پوشاک بودم

14:13.910 --> 14:16.030
و نزدیک بود کل خانواده‌ام از گرسنگی بمیرن

14:16.030 --> 14:17.230
اگه تو نبودی

14:17.720 --> 14:19.120
امروز اینجا نبودم

14:19.270 --> 14:21.510
الان من رو ببین... توی طلا و نقره غرقم

14:21.510 --> 14:23.510
می‌تونم از خوردن بهترین غذاها لذت ببرم

14:23.510 --> 14:26.480
از اون روستای ماهیگیری کوچیک

14:26.910 --> 14:28.120
تا هنگ تانگ دنبالت اومدم

14:29.870 --> 14:30.670
هنوز امیدوارم

14:31.240 --> 14:32.770
یه روزی بتونم با تو

14:33.630 --> 14:34.480
به پایتخت برم

14:41.600 --> 14:42.360
...برادر

14:44.870 --> 14:45.840
ناامیدت کردم

14:48.120 --> 14:49.030
برادر

14:49.600 --> 14:50.270
!برادر

14:50.480 --> 14:51.540
چیکار می‌کنی؟

14:52.000 --> 14:54.320
من زندگیم رو مدیون توام، برادر

14:54.600 --> 14:55.930
ولی همه چیز مربوط به

14:56.150 --> 14:57.270
دفتر حساب رو خراب کردم

14:57.670 --> 15:00.120
زندگیم بی‌ارزشه

15:00.600 --> 15:02.930
فقط می‌ترسم که تو رو هم با خودم پایین بکشم

15:18.950 --> 15:19.950
⌞ شیه جنگ جون توی روندهای قاچاق هم دست داشته  ⌝

15:19.950 --> 15:20.950
⌞ برنج کهنه و کپک زده رو، با غلات کمک‌رسانی تازه‌ی دربار عوض کرده⌝

15:26.490 --> 15:27.490
⌞ شیه جنگ جون توی روندهای قاچاق هم دست داشته  ⌝

15:27.490 --> 15:28.620
⌞ برنج کهنه و کپک زده رو، با غلات کمک‌رسانی تازه‌ی دربار عوض کرده⌝

15:34.470 --> 15:37.740
⌞ متهم، گو بائو فنگ ⌝

15:42.030 --> 15:42.960
بائو فنگ

15:47.720 --> 15:49.120
سهمت از سود امسال رو

15:50.550 --> 15:52.410
فرستادم برای همسرت

16:04.440 --> 16:05.200
سرورم

16:06.030 --> 16:08.510
همه توی خاندانت، پیر و جوون

16:10.150 --> 16:12.000
حالشون خوبه

16:13.750 --> 16:14.720
بائو فنگ

16:16.840 --> 16:18.120
می‌تونی

16:19.240 --> 16:20.550
با آرامش بری

16:44.240 --> 16:45.200
ارباب وی؟

16:46.000 --> 16:46.630
ارباب وی

16:46.960 --> 16:48.360
من واقعا نکشتمش

16:48.390 --> 16:50.790
گ...گو بائو فنگ وقتی رسیدم اونجا مرده بود

16:50.790 --> 16:51.650
برادرزاده‌ی خوب من

16:51.910 --> 16:53.030
من همه‌اش رو می‌دونم

16:54.630 --> 16:55.630
به من گوش کن

16:56.550 --> 16:58.030
الان، هیچ چاره‌ای نداری

16:58.030 --> 17:00.230
جز اینکه به مغز متفکر بودن اعتراف کنی

17:00.240 --> 17:01.360
شنیدم

17:02.440 --> 17:05.349
یان روی دیوان بازپرسی رو دستش گرفته

17:05.349 --> 17:07.150
اگه امروز شکنجه‌ات نکنن

17:07.310 --> 17:09.640
فردا قطعا بهت رحم نمی‌کنن

17:09.920 --> 17:11.640
اگه می‌خوای خودت رو

17:12.829 --> 17:14.290
از درد و رنج جسمی نجات بدی

17:14.829 --> 17:16.480
اعتراف رو امضا کن

17:18.550 --> 17:20.010
همین که پدرت برگرده

17:20.160 --> 17:22.420
حتما یه راهی پیدا می‌کنم تا بیارمت بیرون

17:29.680 --> 17:30.480
برادرزاده‌ی خوب

17:31.590 --> 17:32.920
وقتی موقعش برسه

17:33.550 --> 17:35.880
فقط بگو با گو بائو فنگ دعوات شد

17:35.880 --> 17:37.440
و اتفاقی کشتیش

17:44.720 --> 17:46.680
ارباب وی، عجب گذشت زمان پاکی

17:46.960 --> 17:48.830
کمکش کرده این موقع شب یه داستان درست کنه

17:48.830 --> 17:50.070
چرا بلند نمی‌گین

17:50.070 --> 17:51.510
که ما هم بشنویم؟

17:53.510 --> 17:54.310
شماها واقعا

17:54.590 --> 17:56.350
افراد دست راست ارباب یان هستین

17:56.960 --> 17:59.440
حتی این موقع شب هم، هنوز
دارین به وظایفتون می‌رسین

17:59.440 --> 18:01.590
من نگران پرونده‌ام

18:01.960 --> 18:02.960
برای همین شخصا اومدم متهم رو ببینم

18:02.960 --> 18:04.830
و راضیش کنم قبل از اینکه دیر بشه برگرده

18:04.830 --> 18:05.430
اینجوریه؟

18:05.680 --> 18:08.540
فکر کنم شما می‌خواستین از این فرصت استفاده کنین

18:08.590 --> 18:11.250
تا بذارین ارباب جوان دوم شیه گوشت قربونی بشن

18:13.200 --> 18:14.860
زندان جای عادی‌ای نیست

18:15.640 --> 18:17.400
اگه یه اتفاق ممنوعه رخ بده

18:17.400 --> 18:18.400
و خونی ریخته بشه

18:18.880 --> 18:19.960
آخرش خوب تموم نمی‌شه

18:20.270 --> 18:21.870
ارباب وی، شما باید برگردین

18:22.510 --> 18:23.310
بسیار خب پس

18:25.960 --> 18:26.720
برادرزاده‌ی خوب

18:29.070 --> 18:30.600
مراقب خودت باش

18:51.270 --> 18:51.960
مادر

18:55.030 --> 18:57.400
اون نگهبان‌های مسلح بیرون

18:57.960 --> 18:59.680
چندین بار عوض شدن

18:59.680 --> 19:01.270
چیکار باید بکنیم؟

19:01.550 --> 19:02.440
برای چی ترسیدی؟

19:02.960 --> 19:04.440
اون روزهای قدیم، شوهرم

19:04.720 --> 19:06.200
به همه جاهای دور و نزدیک سفر می‌کرد

19:06.680 --> 19:08.550
همه چیز رو دیده بود

19:09.200 --> 19:10.930
حالا که کار به اینجا کشیده

19:11.880 --> 19:14.830
حتما یه راهی برای گذر ازش هم هست

19:16.000 --> 19:18.070
ولی شایعات اون بیرون

19:18.350 --> 19:20.010
دارن مثل آتیش همه جا رو می‌گیرن

19:20.510 --> 19:22.680
مردم اختیار دهن خودشون رو دارن

19:23.110 --> 19:24.920
نمی‌تونی جلوشون رو بگیری

19:25.480 --> 19:27.000
که پشتت حرف نزنن

19:27.350 --> 19:30.550
توی بدترین شرایط، حداقل
چند روز دیگه هم بهمون می‌خندن

19:30.550 --> 19:32.440
بهمون ضرری که نمی‌زنه

19:33.110 --> 19:33.880
بله

19:36.960 --> 19:38.070
بانوی چهارم

19:41.830 --> 19:43.750
توی روغن موی امروز

19:44.310 --> 19:47.110
چوب صندل سفید قاطی کردی؟

19:47.510 --> 19:48.720
بله، مادربزرگ

19:49.240 --> 19:51.270
سه قطره هم دانه‌ی بیوتا ریختم

19:51.270 --> 19:52.510
به آرامش ذهن کمک می‌کنن

19:52.510 --> 19:54.200
برای همین امشب می‌تونین

19:54.200 --> 19:55.550
راحت بخوابین

19:56.480 --> 19:58.200
تو بچه‌ی خوبی هستی

19:58.750 --> 20:00.920
برعکس اونایی که آدم رو ناامید می‌کنن

20:01.200 --> 20:03.030
و فقط برام دردسر درست می‌کنن

20:05.640 --> 20:06.680
بانوی بزرگ؟

20:09.830 --> 20:10.790
!بانوی بزرگ

20:13.200 --> 20:14.070
!بانوی بزرگ

20:16.880 --> 20:18.410
بانوی چهارم، تو هم اینجایی

20:18.440 --> 20:20.790
این دو روز ذهنم خیلی آشفته بود

20:20.960 --> 20:22.030
و نتونستم حتی بیام

20:22.590 --> 20:24.160
بعد از شام بهتون عرض ادب کنم

20:24.160 --> 20:25.510
تو همیشه ذهنت درگیره

20:25.510 --> 20:27.350
نه فقط این دو روز

20:27.720 --> 20:29.030
پسرت

20:29.480 --> 20:31.310
برای ما خیلی دردسر درست کرده

20:32.000 --> 20:34.260
بانوی ارشد، سرزنشتون کاملا به‌ جاست

20:37.070 --> 20:38.200
چینگ یوان عزیزم

20:38.480 --> 20:41.030
این بار باید کمکم کنی

20:42.200 --> 20:44.590
و به ارباب جوان دوم هم کمک کنی

20:45.200 --> 20:46.240
اون همیشه

20:46.350 --> 20:48.510
از تو تعریف می‌کنه

20:48.640 --> 20:51.550
و به همه می‌گه قلب مهربونی داری

20:51.920 --> 20:55.510
این بار که دیگه نمی‌تونی بذاری جلوی
چشم‌هات بمیره، مگه نه؟

20:55.960 --> 20:58.110
بانوی ارشد، شما چی فکر می‌کنین؟

20:58.440 --> 20:59.510
این دستبند

20:59.510 --> 21:00.970
ارزش چندانی نداره

21:01.000 --> 21:02.270
بانوی ارشد دوم، مسئول

21:02.270 --> 21:04.720
شش تا مزرعه و هشت تا مغازه‌ست

21:05.350 --> 21:08.150
حالا که بانوی ارشد دوم با خلوص نیت این دستبند رو بهت داده

21:08.200 --> 21:09.350
قبولش کن

21:10.440 --> 21:11.240
آره، آره

21:11.480 --> 21:13.440
ببین چقدر بهت میاد

21:15.240 --> 21:16.270
مدت‌هاست شنیدم

21:16.270 --> 21:18.200
که توی اداره‌ی امور خاندان خیلی خوب عمل می‌کنین

21:18.200 --> 21:20.530
و امروز بالاخره خودم از نزدیک دیدمش

21:21.270 --> 21:23.530
فقط حیف که من زیاد باهوش نیستم

21:23.720 --> 21:26.450
وگرنه، واقعا دوست داشتم ازتون یاد بگیرم

21:28.550 --> 21:29.750
ما که خانواده‌ایم

21:30.070 --> 21:31.600
لازم نیست انقدر تعارف کنی

21:31.880 --> 21:33.400
این زرنگیه تو

21:33.590 --> 21:35.520
همون چیزیه که توجه بانوی ارشد رو جلب کرده

21:36.000 --> 21:37.000
تو هم باید یاد بگیری

21:37.400 --> 21:38.510
باید از بانوی ارشد دوم یاد بگیری

21:38.510 --> 21:40.000
و خوب تلاش کنی

21:40.310 --> 21:43.440
تا توی آینده بتونی به خاندان شیه هم کمکی بکنی

21:47.590 --> 21:48.240
درسته

21:48.640 --> 21:51.000
اگه واقعا می‌خوای یاد بگیری

21:51.070 --> 21:53.240
می‌تونی اداره‌ی داروخونه‌ی خیابون جنوبی رو

21:53.590 --> 21:55.320
به عهده بگیری و از اونجا شروع به تمرین کنی

21:55.510 --> 21:57.200
بالاخره قرار بود

21:57.310 --> 21:58.910
یه روز مال خودت بشه

21:59.160 --> 22:00.000
!عالیه

22:00.510 --> 22:01.590
ممنونم، بانوی ارشد دوم

22:01.590 --> 22:04.650
لطف و نیت خیرتون رو بی‌جواب نمی‌ذارم

22:08.960 --> 22:10.490
حالا که قراره این کار رو بکنی

22:11.000 --> 22:12.510
پس خوب انجامش بده

22:13.830 --> 22:14.640
بانوی ارشد دوم

22:24.440 --> 22:25.200
باشه

22:29.440 --> 22:30.770
!نکن... منو نکش

22:30.880 --> 22:31.680
!منو نکش

22:32.440 --> 22:33.920
ارباب جوان دوم شیه

22:33.920 --> 22:35.110
چرا باید تو رو بکشم؟

22:35.110 --> 22:37.000
هنوز باهات کار دارم

22:37.480 --> 22:38.310
حالت چطوره؟

22:38.310 --> 22:39.680
بعد از این‌ همه مدت که حبس بودی

22:39.680 --> 22:40.540
تشنه‌ای

22:40.640 --> 22:42.570
یا یه چیزی برای خوردن می‌خوای؟

22:43.070 --> 22:43.830
بفرما

22:44.350 --> 22:45.750
ارباب جوان دوم شیه

22:46.400 --> 22:47.330
چی می‌خوای؟

22:58.200 --> 22:59.480
این چیه؟

23:17.480 --> 23:18.540
هندونه‌ی تازه

23:21.920 --> 23:22.750
یه کم بخور

23:35.480 --> 23:36.140
شیرینه؟

23:48.000 --> 23:48.960
ارباب یان

23:50.790 --> 23:52.850
تو هم می‌خواین مجبورم کنی اعتراف کنم

23:53.000 --> 23:54.400
که من مغز متفکر این ماجرا بودم؟

23:56.240 --> 23:57.160
تو هم؟

24:00.750 --> 24:02.920
نمی‌دونم کی می‌خواد وادارت کنه اعتراف کنی

24:03.960 --> 24:06.400
ولی اتفاقا، الان یه‌ سری مدرک جدید پیدا شده

24:06.400 --> 24:08.330
که می‌تونه ثابت کنه تو اونو نکشتی

24:09.480 --> 24:10.750
تو انقدر مهربون شدی؟

24:12.640 --> 24:14.510
اگه اینجا بمیرم، از خوشحالی بال درمیاری

24:14.920 --> 24:17.450
جنگ جون، چطور می‌تونی انقدر بد درباره‌ی من فکر کنی؟

24:18.200 --> 24:20.720
واقعا می‌خوام کمکت کنم بی‌گناهیت رو ثابت کنی

24:21.110 --> 24:22.640
برای همین می‌خوام

24:22.640 --> 24:25.970
همه‌ چیز رو درباره‌ی نقشه‌ای که
تو و گو بائو فنگ با هم کشیدین رو بهم بگی

24:26.000 --> 24:28.130
اینطوری، می‌تونم تصمیم درستی بگیرم

24:31.000 --> 24:31.830
آره

24:32.510 --> 24:33.510
می‌دونم

24:34.350 --> 24:35.830
در مورد اون روز

24:36.680 --> 24:38.680
وقتی دستور دادم تو رو توی اقامتگاه خاندان شیه دستگیر کنن

24:38.960 --> 24:40.510
واقعا چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

24:41.160 --> 24:43.400
من به فرمان امپراتور مشغول رسیدگی به این پرونده بودم

24:43.400 --> 24:46.070
طبیعیه، که باید به عالیجناب جواب پس می‌دادم، مگه نه؟

24:46.070 --> 24:47.400
فقط کافیه کمکم کنی بفهمم

24:47.400 --> 24:49.600
مغز متفکر واقعیه پشت این ماجرا کیه

24:49.720 --> 24:51.120
اون وقت تضمین می‌کنم جونت رو نجات بدم

24:53.350 --> 24:54.200
تو؟

24:54.480 --> 24:55.830
تو همیشه دروغ می‌گی

24:56.550 --> 24:58.750
دفعه‌ی قبل هم وقتی از مادربزرگم پول و غله خواستی

24:58.750 --> 25:01.280
همین حرف رو زدی

25:01.510 --> 25:02.840
این بار فرق داره

25:03.110 --> 25:04.110
بهت قول می‌دم

25:04.480 --> 25:06.400
فقط کافیه با ما همکاری کنی و دردسر درست نکنی

25:06.880 --> 25:07.960
تا بتونم آزادت کنم

25:12.720 --> 25:13.480
بنویس

25:21.160 --> 25:22.000
زود باش

26:10.680 --> 26:11.590
چه نقاشیه خوبیه

26:16.200 --> 26:17.640
واقعا حیفه

26:19.310 --> 26:21.550
هندونه‌ای که از گور دسته‌جمعی درآوردم

26:21.550 --> 26:22.640
به هدر رفت

26:28.830 --> 26:29.690
ارباب

26:30.160 --> 26:32.270
شیه جنگ‌ جون برای مسخره کردن شما یه مرغ کشید

26:32.680 --> 26:34.610
و شما اصلا عصبانی نشدین؟

26:34.880 --> 26:36.110
چرا باید عصبی بشم؟

26:36.440 --> 26:38.440
کسی که منتظرش بودم هیچوقت اون نبود

26:38.440 --> 26:40.100
بلکه نجات‌دهنده‌ی خاندان شیه بود

26:41.200 --> 26:42.440
نجات‌دهنده؟

26:43.370 --> 26:45.770
⌞ اقامتگاه هنگ تانگ شیه ⌝

26:46.110 --> 26:47.200
به دستور ارباب یان

26:47.200 --> 26:48.750
هیچکس حق ورود و خروج از اقامتگاه شیه رو نداره

26:48.750 --> 26:50.160
من وارث مرزبان دان یانگ‌ام

26:50.160 --> 26:51.620
چطور جرأت می‌کنین جلوم رو بگیرین؟

26:51.880 --> 26:52.540
!برین کنار

26:53.790 --> 26:54.720
!ارباب جوان لی

26:54.920 --> 26:55.680
!ارباب جوان لی

26:55.680 --> 26:56.200
!از جلوی راهم برین کنار

26:59.720 --> 27:01.050
!می‌خوام یه چیزی بگم

27:01.240 --> 27:02.110
!ارباب جوان لی

27:02.110 --> 27:03.590
ارباب جوان لی، لطفا کار رو برای ما سخت نکنین

27:03.590 --> 27:04.480
من برای خواستگاری اومدم

27:04.480 --> 27:05.110
نه برای آزاد کردن زندانی‌ها

27:05.110 --> 27:05.880
!ارباب جوان لی

27:05.880 --> 27:07.210
چرا جلوم رو می‌گیرین؟

27:11.790 --> 27:12.720
بانوی بزرگ شیه

27:13.110 --> 27:14.040
ارباب جوان لی

27:15.030 --> 27:17.000
برای چی اومدین؟

27:22.070 --> 27:23.400
من، لی سونگ شین

27:23.750 --> 27:25.160
با مرواریدهای شرقی به‌ عنوان پیشکش ازدواج اومدم

27:25.160 --> 27:27.960
تا از دختر خاندان شیه خواستگاری کنم

27:29.960 --> 27:30.790
پسر خوب

27:31.350 --> 27:33.150
همه می‌دونیم توی دلت چی می‌گذره

27:33.640 --> 27:34.720
چینگ روی ما هم

27:35.070 --> 27:36.240
شب و روز منتظر بوده

27:36.240 --> 27:37.590
تا با تو ازدواج کنه

27:38.160 --> 27:39.920
...ولی الان توی این شرایط

27:39.920 --> 27:41.320
بانوی ارشد، اشتباه متوجه شدین

27:42.400 --> 27:43.600
کسی که می‌خوام باهاش ازدواج کنم

27:43.640 --> 27:46.370
دختر چهارم خاندان شما، چینگ یوانه

28:12.830 --> 28:13.920
چون جی

28:15.160 --> 28:16.090
چی گفتی؟

28:34.440 --> 28:35.240
!بانوی من

28:44.640 --> 28:45.640
ارباب جوان لی

28:46.480 --> 28:49.340
می‌دونین خاندان ما الان توی چه وضعی قرار داره؟

28:53.920 --> 28:55.580
دقیقا به همین خاطر اومدم

28:55.830 --> 28:57.090
و نمی‌ترسین؟

28:57.440 --> 28:58.640
از چی باید بترسم؟

28:58.920 --> 29:00.160
اگه با چینگ‌ یوان ازدواج کنم

29:00.550 --> 29:02.070
با جونم ازش محافظت می‌کنم

29:02.070 --> 29:04.670
و نمی‌ذارم کسی کوچک‌ترین آسیبی بهش بزنه

29:04.880 --> 29:06.480
و در مورد خانواده‌ی مادریش هم

29:06.480 --> 29:08.810
حتما از اون‌ها هم حمایت می‌کنم

29:09.480 --> 29:10.310
بانوی بزرگ

29:10.750 --> 29:13.150
اون تنها پسر مرزبان دان‌ یانگه

29:13.480 --> 29:14.830
اگه باهاش ازدواج کنه

29:15.070 --> 29:16.400
ازدواج مناسب براش می‌شه

29:16.550 --> 29:17.920
...دیگه لازم نیست با اون

29:17.920 --> 29:20.180
اقامتگاه شیه امروز حسابی شلوغه

29:20.680 --> 29:21.400
چی؟

29:21.960 --> 29:24.020
چی باعث شده تنها پسر عزیز

29:24.550 --> 29:26.110
مرزبان دان‌ یانگ بدون دعوت به اینجا بیاد؟

29:26.110 --> 29:27.880
می‌خواین راجع به چیزی صحبت کنین؟

29:27.880 --> 29:28.410
دقیقا

29:29.440 --> 29:33.240
اومدم تا از دختر چهارم خاندان شیه خواستگاری کنم

29:34.000 --> 29:35.800
هدایای چشمگیری آوردین

29:36.030 --> 29:37.960
فقط نمی‌دونم بانوی چهارم شیه

29:38.030 --> 29:39.360
مرواریدهای شرقی رو بیشتر دوست داره

29:40.270 --> 29:41.000
یا یشم رو

29:48.440 --> 29:49.240
بانوی چهارم

29:50.480 --> 29:51.960
نظرت چیه؟

29:56.030 --> 29:57.590
ازدواج با تصمیم پدر و مادره"

29:57.590 --> 29:59.070
"و به دست یه دلال ازدواج انجام می‌شه

29:59.070 --> 30:00.720
حالا که پدر خونه نیست

30:00.720 --> 30:04.380
طبیعتا تصمیم رو کامل به شما می‌سپارم، مادربزرگ

30:11.640 --> 30:13.100
ازدواج مسئله‌ی مهمیه

30:13.480 --> 30:15.010
نمی‌شه سرسری گرفتش

30:15.440 --> 30:17.240
حتی اگه چینگ‌ یوان موافق باشه

30:18.000 --> 30:18.920
باز هم باید

30:19.590 --> 30:22.000
بزرگ‌ترهای دو خاندان تأییدش کنن

30:23.160 --> 30:25.290
بانوی بزرگ، این یعنی اجازه می‌دین؟

30:25.920 --> 30:26.320
عالیه

30:27.000 --> 30:27.860
پس الان می‌رم خونه

30:28.030 --> 30:29.290
و به پدر و مادرم خبر می‌دم

30:29.640 --> 30:30.240
خواهر چهارم

30:30.830 --> 30:32.160
فعلا اینا رو یه جای امن نگه دارین

30:32.310 --> 30:32.970
!منتظرم بمونین

30:33.720 --> 30:34.650
!ارباب جوان لی

30:38.000 --> 30:39.530
بانوی چهارم شیه، انگار

30:39.920 --> 30:42.320
فقط مرواریدهای شرقی رو دوست دارین، اما یشم رو نه

30:43.880 --> 30:44.480
!ارباب یان

30:44.480 --> 30:45.000
!برین

30:47.310 --> 30:48.840
همه‌اتون می‌تونین برگردین و استراحت کنین

30:50.440 --> 30:51.030
من

30:51.750 --> 30:54.010
می‌خوام با بانوی چهارم شیه صحبت کنم

30:58.960 --> 30:59.880
ون جو

31:00.680 --> 31:02.680
کمکم کن برگردم که سوتراها رو رونویسی کنم

31:36.510 --> 31:37.790
!ای حروم‌زاده

31:38.200 --> 31:39.350
!ای حروم‌زاده

31:39.350 --> 31:41.110
!پدر، لطفا دیگه شلاقش نزن

31:41.110 --> 31:42.710
!من بودم که دزدکی بیرون رفتم

31:43.350 --> 31:45.240
کمرت رو آسیب زدی، دیگه بس کن

31:45.240 --> 31:47.100
کمرت هم که آسیب دید

31:47.680 --> 31:48.410
حالت خوبه‌؟

31:51.680 --> 31:52.310
پدر

31:53.000 --> 31:54.600
من بودم که دزدکی بیرون رفتم

31:54.720 --> 31:56.030
لطفا تنبیه‌اش نکن

31:56.030 --> 31:57.440
!ای حروم‌زاده

31:58.920 --> 32:00.680
بارها و بارها بهت دستور دادم

32:01.240 --> 32:03.700
که نذاری ارباب جوان
!از محوطه بیرون بره

32:04.640 --> 32:05.960
چرا گوش ندادی؟

32:07.110 --> 32:08.640
و حالا ببین چی شده

32:08.960 --> 32:11.420
رفته پیش خاندان شیه
!و آبروم رو برده

32:12.270 --> 32:13.130
ارباب

32:13.200 --> 32:14.000
اشتباه کردم

32:14.000 --> 32:15.260
دوباره انجامش نمی‌دم

32:15.550 --> 32:17.310
من به هر قیمتی که شده
با شیه چینگ یوان ازدواج می‌کنم

32:17.310 --> 32:19.510
...از.‌‌.. ازدواج -
اگه اجازه ندی -

32:19.680 --> 32:21.680
بهتره انقدر من رو کتک بزنی تا بمیرم

32:24.830 --> 32:27.030
تو واقعا یه عاشق احمقی

32:28.200 --> 32:29.880
واقعا فکر می‌کنی اون دختر خاندان شیه

32:30.160 --> 32:32.490
یه زیباروی ملایم و فهمیده‌ست؟

32:33.000 --> 32:36.750
اون چاقوی استخوان‌تراش
!توی دست یان رویه

32:36.920 --> 32:38.070
وقتی باهاش درگیر بشی

32:38.070 --> 32:40.070
!نمی‌فهمی چطور مردی

32:40.640 --> 32:43.040
خواهر چهارم هیچوقت با یان روی همدست نمی‌شه

32:43.110 --> 32:43.720
به هر حال

32:44.160 --> 32:45.760
من با هیچکس جز اون ازدواج نمی‌کنم

32:45.880 --> 32:46.940
اگه موافقت نکنی

32:47.440 --> 32:49.040
!خودم رو از گرسنگی می‌کشم

32:50.480 --> 32:51.160
!باشه

32:51.590 --> 32:52.510
!از گرسنگی بمیر

32:52.510 --> 32:54.910
من هم فقط وانمود می‌کنم
!که همچین پسری نداشتم

32:55.510 --> 32:56.240
!سی آر

32:57.510 --> 32:59.240
مراقب ارباب جوان باش

32:59.920 --> 33:01.650
توی حیاط پشتی زندانیش کن

33:01.920 --> 33:04.350
نذار دوباره از اقامتگاه بیرون بره

33:04.350 --> 33:06.310
اگه باز هم بیرون بره

33:07.240 --> 33:09.100
...اون پاهات رو می‌شکنم

33:12.790 --> 33:13.240
...شما

33:15.160 --> 33:15.880
!برو بیرون

33:35.510 --> 33:36.370
خواهر دوم

33:37.400 --> 33:38.400
حالت خوبه؟

33:40.270 --> 33:42.130
بگو، اون زن

33:42.270 --> 33:44.440
چه حقه‌های کثیفی استفاده کرد

33:46.070 --> 33:48.550
که برادر چون جی رو
اینطوری محسور خودش کرده؟

33:50.030 --> 33:51.160
منم نمی‌دونم

33:52.070 --> 33:53.470
احتمالا همون حقه‌هایی که

33:53.750 --> 33:55.480
که روی ارباب یان استفاده می‌کرد

33:56.310 --> 33:57.720
تظاهر می‌کنه بی‌گناه و بی‌آزاره

33:57.720 --> 33:59.380
ولی در واقع کلی نقشه داره

33:59.830 --> 34:01.090
همین الان، حتی دیدمش

34:01.240 --> 34:02.350
که ارباب یان رو توی راهرو

34:03.400 --> 34:05.200
دنبال خودش می‌کشید و ولش نمی‌کرد

34:15.400 --> 34:16.360
شیه چینگ یوان

34:16.920 --> 34:18.920
خیلی وقته دارم دنبالت می‌کنم

34:19.190 --> 34:20.920
ولی هیچ جوابی ازت نگرفتم

34:21.800 --> 34:24.190
واقعا فکر می‌کنی من سگ نگهبانتم؟

34:25.710 --> 34:26.510
بذار ازت بپرسم

34:27.960 --> 34:30.360
وقتی به بانوی بزرگ شیه گفتی
واقعا صادق بودی

34:31.150 --> 34:33.480
که ازدواجت دست پدر و مادرته؟

34:33.510 --> 34:35.639
از اونجایی که می‌دونین
من یه عروسک خیمه‌شب‌بازیم

34:35.960 --> 34:37.760
چرا باید اهمیت بدین

34:38.110 --> 34:39.710
که دست کی نخ‌های من رو می‌کشه؟

34:41.800 --> 34:44.590
در هر صورت
قطعا دست شما نیست

34:53.280 --> 34:54.230
!شیه چینگ یوان

34:54.550 --> 34:56.989
!امروز نشونت می‌دم

34:59.360 --> 35:00.230
چیه؟

35:00.920 --> 35:02.890
بانوی دوم شیه، حالا نوبت شماست

35:03.000 --> 35:04.460
که خانواده‌ی خودت رو کتک بزنی؟

35:04.480 --> 35:06.210
خانواده‌ی شما خیلی جالبه

35:06.630 --> 35:07.480
ارباب یان

35:08.190 --> 35:10.320
شما هیچوقت چشم‌پوشی نمی‌کنین

35:10.480 --> 35:11.270
ولی امروز

35:11.480 --> 35:13.110
می‌تونین تحمل کنین که شیه چینگ یوان

35:13.110 --> 35:15.640
درست زیر دماغتون
دل به یکی دیگه بسته؟

35:16.710 --> 35:18.110
واقعا دوست دارم بشونم

35:18.880 --> 35:21.010
که چطوری دل به یکی دیگه بسته

35:21.400 --> 35:23.860
خیلی وقته که چشمش دنبال چون جیه

35:23.860 --> 35:25.570
مخفیانه بهش نزدیک شد

35:26.000 --> 35:27.530
و حتی بی‌شرمی رو تا اینجا رسوند

35:27.670 --> 35:29.320
که آویز یشمی رو که چون جی بهم داده بود رو

35:29.320 --> 35:30.530
قایم کرد

35:32.110 --> 35:33.320
با چشم‌های خودم دیدم

35:33.320 --> 35:35.110
من بودم که کمک کردم
آویز یشم برگرده

35:35.110 --> 35:36.370
!کاملا درسته

35:41.150 --> 35:43.480
گفتی این آویز یشم از سمت کی بوده؟

35:44.840 --> 35:45.370
...از طرف

35:46.400 --> 35:49.200
از طرف ارباب جوان لی بود
که به خواهر دوم داده بود

35:52.440 --> 35:54.510
تو از شیه چینگ یوان دزدیدیش

35:55.630 --> 35:56.440
!ندزدیدم

36:05.110 --> 36:07.370
پس تو بودی که با چیزی که بهت دادم

36:07.880 --> 36:09.200
مثل یه اسباب‌بازی بی‌ارزش رفتار کردی

36:11.070 --> 36:12.920
خواهر دوم، از اونجایی که ازش خوشت اومد

36:12.920 --> 36:13.840
می‌تونی داشته باشیش

36:17.800 --> 36:18.670
حالا که اینجوریه

36:18.960 --> 36:21.800
چرا دستبندی هم
که بانوی ارشد بهم داد رو

36:21.800 --> 36:22.760
برنمی‌داری؟

36:24.550 --> 36:26.350
در هر صورت، اونا یه سری چیز هستن

36:27.320 --> 36:28.850
که بقیه زورکی بهم دادن

36:50.330 --> 36:54.510
⌞ همدلی میان خویشاوندان ⌝

36:55.400 --> 36:57.130
باز جرات می‌کنی که گریه کنی؟

36:57.510 --> 36:59.240
ببین توی چه موقعیتی هستیم

36:59.320 --> 37:00.840
چرا باهاش در افتادی؟

37:01.150 --> 37:04.010
شیه چینگ یوان اول برای -
!خواهر دوم پاپوش درست کرد
!کافیه -

37:06.110 --> 37:07.970
واقعا فکر می‌کردم اون آویز یشم

37:08.110 --> 37:09.590
از طرف برادر چون جی بوده

37:10.550 --> 37:11.680
کی فکرش رو می‌کرد

37:12.320 --> 37:15.320
نشونه‌ی رابطه‌ی نامشروعش
!با یان روی باشه

37:17.710 --> 37:18.710
دیگه یه کلمه هم حرف نزن

37:28.480 --> 37:30.610
سه روز توی اتاقت حبس می‌شی

37:30.960 --> 37:33.160
و باید صد بار از سوترا قلب رونویسی کنی

37:33.880 --> 37:34.550
بله

37:39.190 --> 37:40.120
...مادربزرگ

37:52.800 --> 37:53.670
...تو

37:55.400 --> 37:57.360
⌞ عمارت دان یوئه ⌝

37:59.860 --> 38:02.520
⌞ دالان چین یوئه ⌝

38:03.070 --> 38:05.130
کل شب رو اینجا نموندی، موندی؟

38:07.670 --> 38:08.840
برای موضوع آویز یشم

38:08.840 --> 38:11.190
مادربزرگ همین الانش هم
خواهر دوم و خواهر سوم رو تنبیه کرده

38:11.190 --> 38:13.440
هنوز عصبانی نیستین ارباب، هستین؟

38:13.440 --> 38:14.030
نه

38:15.360 --> 38:17.290
پس ارباب چی می‌خواین؟

38:18.880 --> 38:19.960
زن

38:20.400 --> 38:22.030
قلبت واقعا مثل آهن یخه و سنگدلی؟

38:22.670 --> 38:24.280
مادربزرگت دوتا خواهرهات رو تنبیه کرد

38:24.280 --> 38:25.670
تا راضیم کنه

38:25.880 --> 38:26.670
و اون وقت تو

38:27.110 --> 38:28.440
مقصر اصلی

38:31.110 --> 38:34.440
باز تونستی تا صبح خیلی آروم بخوابی
با خیال کاملا راحت

38:34.670 --> 38:35.960
نمی‌ترسی من

38:36.880 --> 38:37.960
کل اعضای خانواده‌ات رو

38:37.960 --> 38:39.030
دستگیر کنم؟

38:39.510 --> 38:40.320
این کار رو می‌کنین؟

38:51.440 --> 38:52.550
آ یان

38:53.070 --> 38:53.920
زود باشین

38:54.920 --> 38:57.150
این کاسه سوپ زنجبیل گرم رو بخورین

38:57.150 --> 38:58.710
حتما سرما خوردین

38:59.630 --> 39:00.550
!و تو

39:00.550 --> 39:01.190
واقعا که

39:01.190 --> 39:03.960
صبح‌ها هوا خیلی سرده
اون وقت انقدر سبک لباس پوشیدی

39:03.960 --> 39:06.110
اگه سرما بخوری چی؟ -
مادربزرگ، خوبم -

39:06.110 --> 39:06.840
سردم نیست

39:22.480 --> 39:23.190
بخورش

39:25.110 --> 39:27.440
فکر نمی‌کنی یه توضیح بهم بدهکاری؟

39:28.880 --> 39:29.740
ارباب

39:30.030 --> 39:32.000
من برای خودم عقل و اختیار دارم

39:32.550 --> 39:33.630
چه از یکی خوشم بیاد

39:33.630 --> 39:35.110
چه ازش خوشم نیاد

39:35.480 --> 39:36.630
حق و تصمیم خودمه

39:36.880 --> 39:38.810
به هیچکس هیچ توضیحی بدهکار نیستم

39:43.150 --> 39:44.760
حتی اگه نمی‌خواستیش

39:45.710 --> 39:48.570
نباید به یکی دیگه می‌دادیش، درسته؟

39:50.550 --> 39:51.880
در اصل می‌خواستم بندازمش دور

39:52.480 --> 39:53.800
ولی اینکه اون گرفتش

39:53.800 --> 39:54.860
انگاری هیچ فرقی

39:55.190 --> 39:56.590
با دور انداختنش نداره

40:00.400 --> 40:01.280
شیه چینگ یوان

40:02.550 --> 40:04.210
واقعا مجبوری انقدر عصبانیم کنی؟

40:08.230 --> 40:09.070
نه

40:09.920 --> 40:11.650
فقط قضیه اینه که، توی اون لحظه

40:12.070 --> 40:14.670
واقعا حس کردم
نیازی به اون آویز یشم ندارم

40:29.320 --> 40:30.500
پس خوب گوش کن

40:32.320 --> 40:33.320
بعدا بهش نیاز پیدا می‌کنی

40:34.020 --> 40:37.680
♪تمام عشق توی قلبمو به تو می‌دم♪

40:37.710 --> 40:43.740
♪راه‌هامون هیچ‌وقت واقعا از هم جدا نشدن♪

40:45.960 --> 40:46.820
!ارباب

40:50.360 --> 40:51.220
ارباب

40:51.320 --> 40:52.380
کالسکه‌ی شیه شو
