WEBVTT

00:00.043 --> 00:20.043
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Stella ✧ bunny ✧ Spring ✧ Souppy ✧ Kento ✧ Violet ✧

01:37.590 --> 01:42.900
⋆✦  تیغــ⚔️ـه‌ی بهـــ🌸ـار  ✦⋆

01:43.610 --> 01:45.950
༺🌸 شکوفه‌ی سیزدهم ⚔️༻

01:46.200 --> 01:50.120
خانواده‌ی ما به این راحتی تا اینجا نرسیده

01:50.470 --> 01:51.789
برای اینکه دیگه تحقیر نشیم

01:51.789 --> 01:53.789
:همیشه فقط یه راه وجود داشته

01:54.150 --> 01:55.200
مبارزه

01:59.150 --> 02:00.070
بانوی بزرگ

02:00.640 --> 02:01.790
...چینگ ‌یوان

02:11.520 --> 02:12.520
بانوی چهارم

02:13.150 --> 02:14.120
بلند شو

02:20.840 --> 02:21.910
حالا

02:22.240 --> 02:23.310
...از تو می‌پرسم

02:23.960 --> 02:25.680
فردا به

02:25.910 --> 02:29.190
اپرای جنوبی می‌ری یا نه؟

02:41.840 --> 02:42.470
می‌رم

02:51.600 --> 02:55.260
<i>توی این روزگار پرآشوب♪
♪آدم‌ها از ارواح هم خائن‌ترن</i>

02:56.500 --> 03:00.460
<i>هیچکس با گوشت و خون♪
♪خود آدم قابل مقایسه نیست</i>

03:01.610 --> 03:05.900
<i>♪سخته بفهمی چی دروغه و چی راست♪</i>

03:06.690 --> 03:07.580
<i>♪شر به سزای عملش می‌رسه♪</i>

03:08.360 --> 03:09.740
<i>♪اون سگ پست بالاخره مرد♪</i>

03:10.730 --> 03:13.320
<i>♪بذار برم جلوتر و یه نگاهی بندازم♪</i>

03:13.470 --> 03:15.200
بانوی من، شما واقعا بی‌نظیرین

03:16.070 --> 03:18.190
وقتی بانو هو دعوت‌نامه رو پیدا کرد

03:18.190 --> 03:19.750
فکر کردم نمی‌تونیم بیایم

03:19.750 --> 03:20.680
اصلا انتظار نداشتم

03:20.750 --> 03:22.070
که بتونین بانوی بزرگ رو راضی کنین تا خودشون

03:22.070 --> 03:24.190
اجازه بدن بیایم اپرا ببینیم

03:24.190 --> 03:25.360
راستش، مادربزرگ هم

03:25.360 --> 03:27.590
دلش نمی‌خواد من با
ارباب جوان لی ازدواج کنم

03:27.590 --> 03:28.990
فقط مسئله اینه که الان

03:29.150 --> 03:31.680
با حبس شدن صیغه می
توی محوطه‌ی لیو ‌هوا

03:31.680 --> 03:33.750
کسی نیست که به کارهای عمارت رسیدگی کنه

03:33.750 --> 03:36.360
و توی این وضعیت مادربزرگ نمی‌تونه
تصمیم بگیره کی باید جاش رو بگیره

03:36.360 --> 03:38.070
اگه خواهر دوم ازدواج خوبی داشته باشه

03:38.070 --> 03:39.800
و بانوی ارشد اول منو سمت خودش بکشه

03:41.520 --> 03:42.750
اونوقت مادربزرگ

03:42.750 --> 03:44.070
دیگه مهره‌ای برای بازی نداره

03:47.240 --> 03:48.280
برادر چون ‌جی

03:48.560 --> 03:49.960
بیا فقط از اپرا لذت ببریم

03:49.960 --> 03:51.090
دیگه بهش نگاه نکن

03:52.070 --> 03:53.240
اون دختره‌ی حيله‌گر

03:53.360 --> 03:55.020
خیلی وقته پیش به ارباب یان داده شده

03:55.360 --> 03:56.190
خواهر دوم

03:56.190 --> 03:57.790
اینطوری در موردشون حرف نزنین

04:09.910 --> 04:10.870
برادر چون ‌جی

04:11.680 --> 04:13.080
بیا حواسمون رو بدیم به اپرا

04:17.160 --> 04:17.680
نگاه کنین

04:19.040 --> 04:21.140
اون دوتا بچه چقدر به هم میان

04:23.870 --> 04:24.920
باشه، باشه

04:27.070 --> 04:28.390
بیا از اپرا لذت ببریم

04:37.950 --> 04:39.830
بانو هو خیلی آب‌زیرکاهه

04:40.480 --> 04:42.150
وارث با میل خودش ما رو دعوت کرد

04:42.600 --> 04:45.390
ولی اون از قصد نشوندش کنار بانوی دوم

04:45.390 --> 04:47.040
و ما رو انداخت ردیف عقب

04:49.190 --> 04:50.250
مهم نیست

04:50.360 --> 04:51.480
همونیه که می‌خواستم

04:51.830 --> 04:53.890
منو از دردسر بزرگی نجات داد

04:54.030 --> 04:54.760
<i>♪وو جونگ♪</i>

04:55.450 --> 04:58.640
<i>♪بذار کل ماجرا رو برات بگم♪</i>

05:04.480 --> 05:06.920
!آفرین -
!آفرین -

05:07.190 --> 05:08.630
خیلی خوب بود

05:37.920 --> 05:40.920
!آفرین

05:54.000 --> 05:57.630
من چینگ ‌یوان هستم، دختر چهارم
بازرس ارتش شیه از هنگ ‌تانگ

05:57.630 --> 05:59.560
به ارباب ادای احترام می‌کنم

06:01.560 --> 06:04.310
همه‌ی چیزهایی که
روی میز بود رو دیدی، مگه نه؟

06:05.920 --> 06:08.190
من اون روز ناخواسته
به ارباب بی‌احترامی کردم

06:08.190 --> 06:10.920
برای همین این تنقلات گیاهی رو به عنوان
عذرخواهی مخصوص ارباب درست کردم

06:10.920 --> 06:11.950
می‌خواستم بدونم

06:12.510 --> 06:14.440
طعمش از نظر ارباب چطوره

06:14.510 --> 06:16.170
حالا که تنقلات گیاهی هستن

06:17.630 --> 06:18.750
بهم بگو

06:19.240 --> 06:21.240
از چه ترکیبی استفاده کردی؟

06:22.040 --> 06:23.390
من گون

06:24.000 --> 06:24.830
کدونوپسیس

06:25.160 --> 06:25.830
پینلیا

06:26.310 --> 06:27.110
و کرم خاکی رو جوشوندم

06:27.390 --> 06:28.680
و عصاره‌اش رو با مواد داخلش قاطی کردم

06:28.680 --> 06:31.120
بر اساس ترکیب جوشونده‌ی
دفع‌کننده‌ی رکود خون

06:31.120 --> 06:32.830
این قراره مشکل

06:32.830 --> 06:34.360
آبسه‌ی ریه و نارسایی قلبی ارباب رو درمان کنه

06:34.360 --> 06:35.630
که ناشی از خلط و رکود خون توی رگ‌ها

06:35.630 --> 06:38.070
و راکد شدن انرژی ریه‌ست

06:38.070 --> 06:40.600
که باعث از کار افتادن پنج اندام اصلی می‌شه

06:48.150 --> 06:50.630
حتی پسر خودم هم نمی‌دونه

06:51.150 --> 06:54.210
که من از آبسه‌ی ریه
و نارسایی قلبی رنج می‌برم

06:54.390 --> 06:55.430
کی

06:56.480 --> 06:58.390
بهت در مورد

06:58.950 --> 07:00.190
بیماریم گفت؟

07:00.720 --> 07:02.250
اون روز، بیرون غرفه

07:02.720 --> 07:05.630
متوجه شدم صدای ارباب گرفته

07:06.040 --> 07:07.630
و انگشت‌هاتون ورم کرده

07:07.630 --> 07:09.310
و با اینکه اواخر بهار بود

07:09.310 --> 07:10.870
ولی ارباب، هنوز به سرما حساس بودین

07:10.870 --> 07:12.270
و به گرم‌کننده‌ی دست نیاز داشتین

07:12.480 --> 07:13.680
اینا علائم

07:14.720 --> 07:17.050
سرمای شدید درونی و نارسایی اندام‌هاست

07:18.000 --> 07:19.130
اگه حدسم درست باشه

07:19.630 --> 07:21.360
ارباب از دنیا کناره‌گیری نکردین

07:21.360 --> 07:23.750
به خاطر ذات عجیب و گوشه‌گیرتون
اونطور که بقیه می‌گن

07:23.750 --> 07:25.680
بلکه، 5 سال پیش، ارباب

07:26.070 --> 07:27.950
متوجه شدین که بیماری‌های قدیمیتون

07:27.950 --> 07:29.160
روی هم جمع شده و تبدیل
به یه بیماری جدی شده

07:29.160 --> 07:30.600
و این همون چیزیه که یهو شما رو تغییر داد

07:30.600 --> 07:31.430
!چطور جرأت می‌کنی

07:32.920 --> 07:34.310
و فقط از روی همین

07:34.310 --> 07:37.510
به خودت اجازه دادی نتیجه بگیری
که من یه بیماری لاعلاج دارم؟

07:40.190 --> 07:40.990
فقط این نیست

07:41.870 --> 07:44.000
برای اینکه بتونم با ارباب ملاقات کنم

07:44.000 --> 07:45.659
کل زندگیتون رو بررسی کردم

07:48.390 --> 07:50.750
می‌دونم توی سن 14 سالگی
به میدون جنگ رفتین

07:50.750 --> 07:52.950
و موقع دستگیری مهاجم‌های شمالی
شش ضربه‌ی چاقو خوردین

07:52.950 --> 07:54.190
با وجود زخم‌های وحشتناکتون

07:54.190 --> 07:55.560
صدها نفر از دشمن‌ها رو کشتین

07:55.560 --> 07:56.680
و پرچم رو بالا نگه داشتین

07:56.680 --> 07:58.070
در حالی که تنهایی منتظر نیروی کمکی بودین

07:58.070 --> 07:59.630
و این براتون زخم‌هایی به جا گذاشت
که هیچوقت واقعا خوب نشدن

07:59.630 --> 08:01.630
می‌دونم وقتی تلاش می‌کردین شاهزاده هان
به عنوان ولیعهد انتخاب بشه

08:01.630 --> 08:03.600
کل شب رو توی برف زانو زدین

08:03.600 --> 08:05.160
و اون سرمای استخون‌سوز رو تحمل کردین

08:05.160 --> 08:06.630
و به یه بیماری ریوی مبتلا شدین

08:06.630 --> 08:09.090
اینم می‌دونم که برای محافظت از مردم اینجا

08:09.310 --> 08:11.950
فرماندهی سربازها رو نگه داشتین
در حالی که قدرت سیاسی رو رها کردین

08:11.950 --> 08:13.240
سال‌هاست خودتون رو حبس کردین

08:13.240 --> 08:14.770
و از دیدن غریبه‌ها امتناع می‌کنین

08:26.560 --> 08:28.240
کی تو رو فرستاده؟

08:31.920 --> 08:32.630
برادر چون ‌جی

08:32.630 --> 08:33.270
نگاه کن

08:33.390 --> 08:34.919
حتی می‌تونه پشتک هم بزنه

08:38.960 --> 08:39.750
!وای خدای من

08:44.360 --> 08:45.690
حتی اگه نگفته باشی

08:45.750 --> 08:47.000
خودم می‌دونم

08:47.750 --> 08:48.510
این

08:49.240 --> 08:50.150
یان رویه

08:56.960 --> 08:58.910
حالا که سرورم قبلا حدسش رو زدن

08:58.910 --> 09:00.370
دیگه پنهانش نمی‌کنم

09:02.120 --> 09:03.120
درسته

09:04.000 --> 09:06.120
ارباب یان بهم دستور دادن که

09:06.120 --> 09:07.120
هر جوری شده

09:07.480 --> 09:10.210
باید یه راهی پیدا کنم که حضوری سرورم رو ببینم

09:12.840 --> 09:14.080
ارباب یان من رو فرستادن

09:14.360 --> 09:15.560
که ازتون نیرو بخوام

09:24.960 --> 09:26.510
همه‌ی این مدت، فکر می‌کردم

09:27.480 --> 09:29.280
...هر قدمی که برمی‌داری از قبل حساب‌شده‌ست

09:33.910 --> 09:35.000
برای اینکه

09:35.270 --> 09:36.630
با پسرم ازدواج کنی

09:37.080 --> 09:38.510
‌‌‌‌...ولی هیچوقت انتظار نداشتم

09:42.670 --> 09:43.910
که تبدیل بشی به سخنگوی

09:43.910 --> 09:46.220
یه مقام فاسد

09:47.240 --> 09:49.000
که هر جا می‌ره

09:49.270 --> 09:50.960
آذوقه‌ی مردم رو به زور می‌گیره

09:50.960 --> 09:52.200
و ثروت مردم رو غارت می‌کنه

09:56.910 --> 09:57.770
سرورم

09:58.150 --> 09:59.080
من معتقدم

09:59.360 --> 10:00.240
ارباب یان

10:00.240 --> 10:02.630
همون مقام فاسدی نیست که همه فکر می‌کنن

10:02.630 --> 10:03.510
هدف اصلیشون

10:03.510 --> 10:04.960
هیچ فرقی با چیزی که

10:04.960 --> 10:05.910
شما بهش پایبند بودین نداره

10:05.910 --> 10:07.770
فقط راه‌هاتون با هم فرق داره

10:08.240 --> 10:09.600
حرفت تموم شد؟

10:21.240 --> 10:21.840
!آفرین

10:21.840 --> 10:23.840
چه نمایش خوبیه، مگه نه؟

10:24.150 --> 10:26.600
اولین باره همچین نمایش خوبی می‌بینم

10:26.600 --> 10:27.720
!آفرین

10:54.320 --> 10:55.200
من یان روی‌ام

10:56.120 --> 10:57.650
درود بر شما، سرورم

10:59.510 --> 11:01.370
بالاخره خودتون رو نشون دادین

11:01.750 --> 11:04.480
از همون اول می‌دونستم اینجا قایم شدین
و به حرف‌هامون گوش می‌دین

11:05.080 --> 11:05.790
فقط یه امتحان کردم

11:06.120 --> 11:07.650
و خودتون رو لو دادین

11:07.670 --> 11:09.670
سرورم داشتن از من فرار می‌کردن

11:09.720 --> 11:11.850
پس چاره‌ای نداشتم جز اینکه به این متوسل بشم

11:12.240 --> 11:13.790
ارباب یان، شما

11:13.790 --> 11:15.750
شبیه یه دوست قدیمی منین

11:17.840 --> 11:19.080
خیلی شبیهشین

11:23.200 --> 11:23.870
واقعا؟

11:25.200 --> 11:27.000
نمی‌دونم کدوم آشنای قدیمی

11:27.240 --> 11:30.300
همچین تاثیر عمیقی روی سرورم گذاشته

11:37.550 --> 11:39.080
هنگ‌ تانگ

11:39.870 --> 11:41.030
خیلی وقته تا مغز استخوان پوسیده

11:41.030 --> 11:42.080
هیچکس نمی‌تونه نجاتش بده

11:42.720 --> 11:44.320
من بیماریم رو پنهان کردم

11:44.320 --> 11:47.840
تا ثبات فرماندهی نظامی هنگ‌ تانگ رو تضمین کنم

11:48.200 --> 11:50.120
و جلوی هرج‌ومرج توی منطقه رو بگیرم

11:50.120 --> 11:52.080
اینطوری، فکر کنم

11:52.080 --> 11:54.080
...حداقل یه کار خوب برای مردم هنگ‌ تانگ کردم

11:54.080 --> 11:56.340
حداقل دست‌خالی نمی‌مونن

11:56.630 --> 11:57.390
ارباب یان

11:58.000 --> 12:00.130
این بار دقیقا با چه هدفی

12:00.150 --> 12:01.870
برای درخواست نیرو اومدین؟

12:04.870 --> 12:05.870
من به هنگ‌ تانگ

12:06.440 --> 12:07.720
فقط برای 3 چیز اومدم

12:09.870 --> 12:10.870
امدادرسانی به آسیب‌دیده‌ها

12:13.030 --> 12:14.230
سرکوب راهزن‌ها

12:15.550 --> 12:17.000
و ریشه‌کن کردن فساد

12:17.000 --> 12:18.530
دقیقا برای همین

12:19.240 --> 12:21.300
اومدم از سرورم نیرو بخوام

12:21.960 --> 12:23.790
چرا باید بهتون اعتماد کنم؟

12:24.360 --> 12:26.120
سال‌ها بیماریتون رو تحمل کردین
و خودتون رو سرپا نگه داشتین

12:26.120 --> 12:27.650
و از دیدن غریبه‌ها امتناع کردین

12:27.750 --> 12:30.210
همه‌اش برای اینکه آرامش هنگ‌ تانگ حفظ بشه

12:30.510 --> 12:32.150
چرا از این فرصت استفاده نکنیم و کاملا

12:32.150 --> 12:33.600
این بازرس حمل‌ و نقل جیانگ‌ نان

12:33.600 --> 12:34.870
که بلای جون مردمه رو

12:35.390 --> 12:36.480
برای همیشه ریشه‌کن نکنیم؟

12:39.630 --> 12:41.240
طوری حرف می‌زنین انگار خیلی آسونه

12:41.960 --> 12:43.790
چه موفق بشه چه نشه

12:43.870 --> 12:45.870
شما فقط گرد و خاک رداتون رو تکون می‌دین

12:46.150 --> 12:47.960
و برمی‌گردین پایتخت که گزارش بدین

12:47.960 --> 12:49.000
ولی من چی؟

12:49.670 --> 12:51.120
من باید اینجا بمونم

12:51.120 --> 12:52.240
گندکاری شما رو جمع کنم

12:52.600 --> 12:53.870
و همه‌ی خرابکاری‌هاتون رو درست کنم

12:54.910 --> 12:56.360
شما غلات رو به زور می‌گیرین، ثروت جمع می‌کنین

12:56.360 --> 12:57.670
و خون مردم رو می‌مکین

12:57.670 --> 12:59.530
کیه که توی هنگ‌ تانگ نفرینتون نمی‌کنه

12:59.550 --> 13:01.550
که یه مقام فاسد و شرورین؟

13:03.360 --> 13:05.080
...اگه همینجا بکشمتون

13:07.600 --> 13:09.360
هیچ عواقبی هم برام نداره

13:09.720 --> 13:11.480
مردم حتی تشویقم هم می‌کنن

13:11.790 --> 13:13.600
پس چرا این کار رو نکنم؟

13:18.320 --> 13:19.200
این مرد

13:19.270 --> 13:20.480
واقعا قابل تحسینه

13:20.790 --> 13:22.720
سرورم واقعا چشم خوبی دارن

13:22.720 --> 13:23.240
درسته؟

13:23.240 --> 13:24.600
خوب بازی می‌کنه، نه؟

13:24.600 --> 13:25.440
برادر چون‌ جی

13:25.440 --> 13:26.120
نگاه کن

13:26.360 --> 13:28.020
ببین، یه نفر دیگه داره میاد

13:28.490 --> 13:29.200
♪<i>بیا</i>♪

13:32.570 --> 13:33.370
♪<i>دست بکش</i>♪

13:34.220 --> 13:34.750
♪<i>من مردم</i>♪

13:40.510 --> 13:41.370
سرورم

13:41.870 --> 13:42.510
می‌دونم

13:43.480 --> 13:46.010
همین الان قصد نداشتین چینگ‌ یوان رو بکشین

13:46.600 --> 13:48.320
فقط می‌خواستین من رو بیرون بکشین

13:50.870 --> 13:52.200
حالا من دقیقا اینجام

13:52.960 --> 13:55.290
سرورم هر کاری بخوان می‌تونن با من بکنن

13:57.840 --> 14:01.240
ولی حتی اگه سرورم یه مقام فاسد مثل من رو بکشن

14:02.200 --> 14:04.930
می‌تونین همه‌ی مقام‌های فاسد هنگ‌ تانگ رو هم بکشین؟

14:16.630 --> 14:17.490
سرورم

14:17.910 --> 14:19.960
حالا که ارباب یان اومدن ازتون نیرو بخوان

14:19.960 --> 14:21.490
حتما نقشه‌ای دارن

14:22.000 --> 14:23.550
شما دوتا یه هدف رو دنبال می‌کنین

14:23.870 --> 14:25.720
یه نفر تنهایی ممکنه نتونه از پسش بربیاد

14:25.720 --> 14:27.520
ولی اگه شما دوتا نیروتون رو یکی کنین

14:27.550 --> 14:29.750
شاید پیروزی دست‌یافتنی باشه

14:31.440 --> 14:32.300
سرورم

14:33.480 --> 14:34.410
همه‌اش بستگی داره به اینکه

14:35.270 --> 14:37.670
حاضر باشین ریسکش رو بپذیرین

14:52.390 --> 14:53.990
هر چیزی گفتی حقیقت داره؟

14:54.670 --> 14:55.720
هر کلمه‌اش

14:56.030 --> 14:57.320
اون دختر پلید

14:57.480 --> 15:00.680
کل خانواده‌امون رو آواره و بی‌چیز کرد

15:02.030 --> 15:02.870
بانوی دوم

15:03.480 --> 15:05.910
لطفا محتوای این نامه‌ی اعتراف رو با دقت ببینین

15:05.910 --> 15:08.240
برای زمین زدنش کاملا کافیه

15:11.670 --> 15:12.510
فهمیدم

15:33.750 --> 15:34.480
ارباب سوم

15:34.960 --> 15:36.160
خیلی وقته ندیدمت

15:36.240 --> 15:37.120
ارباب وی

15:37.630 --> 15:39.030
بازم معامله‌ی خوبی

15:39.200 --> 15:40.270
برای ما دارین؟

15:40.480 --> 15:42.790
شنیدم قبلا

15:42.790 --> 15:44.080
یه مقدار غلات دولتی رو
بالا کشیدین

15:44.080 --> 15:45.910
ولی نتونستین راهی برای فروشش
پیدا کنین

15:45.910 --> 15:47.910
حالا یه فرصت طلایی پیش اومده

15:48.390 --> 15:49.870
هشتم ماه آینده

15:49.870 --> 15:51.670
دربار سلطنتی می‌خواد
غلات جمع‌آوری کنه

15:51.670 --> 15:53.400
ارباب سوم، غلات دست شماست

15:53.750 --> 15:55.320
و من و ارباب شیه

15:55.720 --> 15:57.920
راه‌های رسمی فروشش رو داریم

15:58.120 --> 16:00.750
اون موقع فقط کافیه چند نفر از افرادتون

16:00.750 --> 16:02.210
خودشون رو جای تاجر غلات جا بزنن

16:02.240 --> 16:03.630
و غلات رو جداگونه بفروشن

16:03.630 --> 16:05.670
وقتی معامله انجام شد
و پول رو تقسیم کردیم

16:05.670 --> 16:07.450
به قدری ثروتمند می‌شیم

16:07.480 --> 16:09.540
که تا آخر عمر هم نمی‌تونیم
همه‌اش رو خرج کنیم

16:11.200 --> 16:12.400
اما، ارباب سوم

16:12.480 --> 16:14.210
یه کار کوچیک دیگه هم هست

16:14.360 --> 16:15.560
وقتی معامله تموم شد

16:16.030 --> 16:18.670
باید کار یکی رو برام تموم کنین

16:20.870 --> 16:22.600
اینکه دیگه کار همیشگیمونه

16:22.840 --> 16:24.300
جای نگرانی‌ای نیست

16:25.840 --> 16:26.630
ارباب شیه

16:27.200 --> 16:28.390
نظر شما چیه؟

16:30.270 --> 16:31.150
ارباب وی

16:32.360 --> 16:34.020
رازداری کلید موفقیته

16:34.720 --> 16:38.320
شما این همه جنایتکار بی‌رحم رو
دور هم جمع کردین

16:38.630 --> 16:39.870
اگه اوضاع از کنترل خارج بشه

16:39.870 --> 16:41.320
کار همه‌امون تمومه

16:42.030 --> 16:44.750
متاسفم، ولی

16:44.960 --> 16:46.480
من نمی‌تونم توی این کار دخالت کنم

16:46.480 --> 16:47.320
...طبق همون قانون همیشگی

16:47.550 --> 16:49.600
من چیزی ندیدم

16:49.960 --> 16:51.440
و چیزی هم نمی‌دونم

16:51.550 --> 16:53.320
...‌من و شما دیگه وارد این بازی شدیم

16:53.320 --> 16:55.510
چطور می‌تونین وسط راه
کنار بکشین؟

16:55.840 --> 16:56.790
یادتون نره

16:57.080 --> 16:58.480
شما الان طرف چه کسی هستین

17:13.270 --> 17:13.930
ارباب سوم

17:15.400 --> 17:16.920
ایشون ارباب شیه هستن

17:26.550 --> 17:28.410
زمین لغزنده‌ست
مواظب باشین

17:29.790 --> 17:30.510
بانوی بزرگ

17:31.070 --> 17:33.750
واقعا قصد نداشتم
تقصیرها رو بندازم گردن بانوی چهارم

17:33.750 --> 17:35.680
چونگ‌‌ تای هم امروز
برای انجام کاری رفته بود بیرون

17:35.680 --> 17:37.790
که سر راهش با غرفه‌دار روبه‌رو شده

17:37.790 --> 17:40.400
منم اینطوری بود که از این قضیه‌ی جدی
با خبر شدم

17:40.400 --> 17:40.860
...خب

17:41.200 --> 17:43.480
راستش جرأت نداشتم
همینطوری برای خودم نتیجه‌گیری کنم

17:44.030 --> 17:45.430
برای همین زحمتتون دادم
که بیاین اینجا

17:45.920 --> 17:47.240
باید شاهدها و مدرک‌ها رو

17:47.240 --> 17:48.640
با چشم خودتون ببینین

17:48.640 --> 17:51.160
تا معلوم بشه
همه‌اش یه سوءتفاهمه یا نه

17:51.160 --> 17:53.410
دیگه سعی نکن منو تحت تاثیر بذاری

17:53.880 --> 17:55.790
الان فقط می‌خوام
مدارک رو با چشم‌های خودم ببینم

18:02.510 --> 18:03.240
بانوی بزرگ

18:03.240 --> 18:04.160
!ولم کنین

18:07.160 --> 18:08.160
بگو دیگه

18:11.550 --> 18:13.640
توی ده سال گذشته
بانوی چهارم و این زن

18:13.640 --> 18:16.750
با حقه‌بازی سر مردم کلاه می‌ذاشتن
و پولشون رو بالا می‌کشیدن

18:16.750 --> 18:18.080
اونا فقط یه مشت شیاد بی‌شرمن

18:18.920 --> 18:20.120
!چرند نگو

18:20.270 --> 18:22.240
حتی توی لیو جو هم مرتکب جرم شدن

18:22.240 --> 18:23.400
و سابقه‌ی کیفری دارن

18:23.400 --> 18:24.200
!نه

18:24.480 --> 18:25.680
!دروغ نگو

18:26.590 --> 18:28.790
یه همدست دیگه هم دارن

18:29.160 --> 18:30.560
ولی هنوز هویتش معلوم نیست

18:31.240 --> 18:32.840
فقط می‌دونیم مَرده

18:35.200 --> 18:35.960
بانوی بزرگ

18:36.400 --> 18:38.200
وقتی غرفه‌دار اینا رو بهم گفت

18:38.200 --> 18:40.030
منم اولش باور نکردم

18:41.210 --> 18:43.240
...تا وقتی که یهویی بانو دونگ رو دیدم

18:44.720 --> 18:46.270
قیافه‌اش یادتونه؟

18:47.550 --> 18:49.440
همه‌ی اون اسب‌هایی که توی آتیش‌سوزی اقامتگاه

18:49.880 --> 18:51.550
...گم شدن رو

18:51.550 --> 18:53.920
از اون خریده بودیم

19:01.310 --> 19:02.270
خاندان شیه

19:02.910 --> 19:04.710
یون دوی شما رو انتخاب کرده

19:05.110 --> 19:06.280
بعدازظهر

19:06.960 --> 19:08.890
با چند اسب دیگه

19:09.110 --> 19:10.640
به اقامتگاه خاندان شیه رفتن

19:17.510 --> 19:20.830
حالا هم بانوی چهارم
همین زن رو

19:20.830 --> 19:23.070
به‌ عنوان غرفه‌دار جدید کسب‌ و کارش
استخدام کرده

19:24.550 --> 19:25.640
بانوی بزرگ

19:25.920 --> 19:26.480
...خب

19:27.790 --> 19:28.240
...راستش من

19:28.510 --> 19:28.960
خب

19:29.160 --> 19:31.360
دیگه واقعا نمی‌تونم با اطمینان چیزی بگم

19:31.480 --> 19:32.520
نمی‌دونم

19:33.030 --> 19:35.630
بانوی چهارم اونو به عنوان جاسوس

19:35.790 --> 19:37.110
فرستاده اینجا

19:37.550 --> 19:38.920
یا اینکه واقعا

19:39.030 --> 19:40.400
توی این دنیا

19:40.680 --> 19:42.480
این‌ همه اتفاق تصادفی وجود داره

19:48.750 --> 19:49.640
بانوی بزرگ

19:49.640 --> 19:50.440
بانوی بزرگ

19:50.550 --> 19:52.270
!باید حقم رو بگیرین

19:52.310 --> 19:54.270
!تک‌ تک حرف‌هایی که زدم حقیقته

19:55.590 --> 19:56.590
این اعتراف‌نامه هم

19:56.590 --> 19:57.520
مدرک همه چیزه

20:04.900 --> 20:07.080
⌞ اعتراف‌نامه، شهرستان پینگ، لیو جو ⌝

20:09.030 --> 20:09.590
اون روز

20:10.200 --> 20:12.180
فهمیدم

20:12.310 --> 20:15.460
...که بانوی چهارم یه شیاده

20:17.000 --> 20:17.680
و

20:18.030 --> 20:20.110
اصلا از خون خاندان شیه نبوده

20:20.110 --> 20:22.230
⌞ چن یون ‌یا ⌝  ⌞ دونگ فانگ ‌چون ⌝

20:20.310 --> 20:22.110
!بعد هم منو از غرفه انداخت بیرون

20:22.240 --> 20:22.920
بانوی بزرگ

20:23.110 --> 20:24.640
!باید حقم رو بگیرین

20:25.590 --> 20:27.250
!به حرف‌های چرتش گوش ندین

20:27.550 --> 20:28.550
بانوی بزرگ

20:29.000 --> 20:31.060
می‌دونم شنیدن این حرف‌ها
شاید خوشایند نباشه

20:31.400 --> 20:32.890
ولی من قبلا هم گفتم

20:33.480 --> 20:34.510
بانوی چهارم

20:34.950 --> 20:36.690
همیشه عضوی از خاندان چن بوده

20:37.030 --> 20:38.830
هیچوقت واقعا یکی از ما نبوده

20:39.510 --> 20:40.760
حالا اینطور به نظر میاد

20:40.830 --> 20:43.480
که از بیخ و بن یه شیاده

20:44.680 --> 20:48.280
حتی نمی‌شه گفت عضو واقعی
خاندان آبرومند چنه

20:50.270 --> 20:51.480
خب

20:53.030 --> 20:54.240
خیلی خب

20:55.640 --> 20:59.680
!بانوی چهارم این خاندان
یه روباه دسیسه‌گره

21:07.640 --> 21:08.510
بانوی من

21:10.000 --> 21:11.560
همه منتظرن

21:14.160 --> 21:16.420
از روزی که پام رو
توی این خاندان گذاشتم

21:18.030 --> 21:19.160
می‌دونستم

21:20.440 --> 21:21.640
این روز از راه می‌رسه

21:23.750 --> 21:25.210
...فقط انتظار نداشتم

21:27.830 --> 21:28.960
انقدر زود باشه

21:29.960 --> 21:32.110
تقصیر رو نمی‌شه
گردن شخص دیگه‌ای انداخت

21:32.270 --> 21:33.440
کی فکرش رو می‌کرد

21:33.440 --> 21:35.500
که بانوی چهارم خونه‌ی ما

21:35.550 --> 21:37.830
یه شیاد باشه که می‌خواد از خاندانمون پول بالا بکشه

21:37.830 --> 21:38.960
مگه نه؟

21:39.680 --> 21:42.310
فقط حیف که بچه‌ی واقعیمون

21:43.000 --> 21:45.830
سال‌ها پیش توی آتیش‌سوزی مرد

21:48.160 --> 21:48.790
ارباب

21:49.590 --> 21:52.480
اگه بانوی چهارم واقعا یه شیاد باشه

21:53.200 --> 21:54.920
باید باهاش چیکار کنیم؟

21:55.160 --> 21:56.790
دیگه چی برای تصمیم گرفتن مونده؟

21:56.790 --> 21:58.550
معلومه دیگه، باید این شیاد رو بندازیم بیرون

22:01.240 --> 22:02.570
هر چی ارباب بگن، همون کار رو می‌کنیم

22:05.310 --> 22:06.920
!بانوی چهارم رسیدن

22:22.880 --> 22:23.640
پدر

22:24.270 --> 22:25.070
مادربزرگ

22:25.510 --> 22:27.960
می‌تونم بپرسم چرا امروز من رو احضار کردین؟

22:28.350 --> 22:29.240
بانوی چهارم

22:30.160 --> 22:31.720
این دختر رو می‌شناسی؟

22:37.000 --> 22:38.000
خواهر فانگ‌ چون؟

22:39.750 --> 22:40.550
مادربزرگ

22:40.790 --> 22:43.590
چرا دوست عزیزم رو اینجا بستین؟

22:44.680 --> 22:45.680
نشونش بده

22:52.260 --> 22:53.530
⌞ نامه‌ی اعتراف — شهرستان مپینگ، استان بیو جو ⌝

22:52.310 --> 22:55.480
الان یکی اومده و علیه تو شهادت داده

22:55.480 --> 22:57.080
و گفته تو و بانو دونگ

22:57.400 --> 23:00.240
وقتی بچه بودین، با هم توی لیو جو مردم رو
فریب می‌دادین و کلاه سرشون می‌ذاشتین

23:00.830 --> 23:05.200
و بعد از بزرگ شدن هم نقشه کشیدی
تا وارد خاندان ما بشی

23:05.550 --> 23:06.640
درسته؟

23:11.680 --> 23:12.480
مادربزرگ

23:12.680 --> 23:13.310
پدر

23:14.200 --> 23:17.590
من از بچگی خواهر با فانگ‌ چون بزرگ شدم

23:17.960 --> 23:19.400
ولی نمی‌فهمم

23:19.680 --> 23:22.170
این چه ایرادی داره

23:22.960 --> 23:24.750
من وقتی خیلی کوچیک بودم مادرم رو از دست دادم

23:24.750 --> 23:25.920
و دیگه خونه‌ای نداشتم

23:26.550 --> 23:28.440
اگه خواهر فانگ‌ چون کمکم نکرده بود

23:28.750 --> 23:30.220
شاید خیلی وقت پیش مرده بودم

23:32.070 --> 23:33.650
این تقصیر اون نبود

23:33.960 --> 23:35.960
اگه قراره کسی رو سرزنش کنین
من رو سرزنش کنین

23:36.440 --> 23:38.970
من رو سرزنش کنین که اون موقع
که توی خیابون‌ها سرگردون بودم

23:39.310 --> 23:41.710
هیچکس حاضر نبود بهم پناه بده

23:44.200 --> 23:48.070
من از بچگی تنها بودم

23:48.920 --> 23:51.920
اگه برای دفع بدشانسی به من نیاز نداشتین

23:52.070 --> 23:54.750
هیچوقت من رو به این خاندان برنمی‌گردوندین

23:54.750 --> 23:57.610
دیگه چه نقشه‌ای می‌تونسته پشت این کار باشه؟

24:05.510 --> 24:06.590
وقتی بچه بودم

24:07.590 --> 24:09.520
تنها چیزی که می‌خواستم داشتن یه خونه بود

24:10.310 --> 24:12.000
ولی هیچوقت فکر نمی‌کردم

24:12.110 --> 24:14.000
بعد از اینکه بالاخره به خونه برگشتم

24:14.000 --> 24:14.860
چیزی که انتظارم رو می‌کشه

24:15.920 --> 24:17.720
چیزی جز جز شک و تردید نباشه

24:22.270 --> 24:24.550
اگه بانوی چهارم واقعی تمام عمرش رو
سرگردون بوده

24:24.550 --> 24:26.010
و کسی رو نداشته که بهش تکیه کنه

24:26.030 --> 24:28.960
فقط باید مادرش رو سرزنش می‌کرد
که مرتکب قتل شده

24:28.960 --> 24:30.200
خودش باعث این وضعیت شد

24:30.200 --> 24:31.070
چیه؟ می‌خوای

24:31.070 --> 24:33.000
بانوی بزرگ رو سرزنش کنی که
اون موقع لطف کرد

24:33.000 --> 24:34.000
و جونش رو بخشید

24:34.270 --> 24:36.330
و از اقامتگاه بیرونش کرد؟

24:37.070 --> 24:38.680
اینجا نشستی و داری مظلوم‌نمایی می‌کنی

24:38.680 --> 24:41.440
...ولی انگار نمی‌دونی که ما حقیقت رو می‌دونیم

24:41.440 --> 24:44.350
بانوی چهارم واقعی
سال‌ها پیش توی آتیش‌سوزی مرده

24:46.510 --> 24:47.750
!تو فقط یه شیادی

24:47.750 --> 24:49.810
بانوی ارشد دوم، چرا به من تهمت می‌زنین؟

24:56.640 --> 24:57.640
...پدر

25:00.480 --> 25:01.830
اونا هویت من رو انکار می‌کنن

25:02.720 --> 25:04.270
شما هم هویتم رو انکار می‌کنین؟

25:05.350 --> 25:06.200
دخترم

25:07.550 --> 25:09.270
نمی‌خوام باورش کنم

25:10.160 --> 25:11.680
ولی این قضیه مشکوکه

25:12.110 --> 25:15.900
یکی شهادت داده که تو دختر واقعی من نیستی

25:16.240 --> 25:20.920
باید این قضیه رو واضح توضیح بدی

25:32.920 --> 25:33.880
...پدر

25:35.000 --> 25:37.130
پدر، شما هم من رو یادتون نمیاد

25:38.000 --> 25:39.200
نه سال پیش

25:40.200 --> 25:43.270
توی یه شب برفی، با شما روبه‌رو شدم

25:43.720 --> 25:45.440
از وقتی بچه بودم

25:47.640 --> 25:48.920
اون تنها باری بود که

25:50.240 --> 25:51.750
با شما وقت گذروندم

25:55.750 --> 25:57.030
!زود باش، بیا من رو بگیر

25:57.030 --> 25:57.880
بازنده کوچولو

25:58.030 --> 25:59.280
!صبر کن منم بیام

26:01.000 --> 26:02.110
!بیا من رو بگیر

26:02.200 --> 26:03.570
...بازنده کوچولو، تو

26:06.300 --> 26:07.430
بچه‌ی کی هستی؟

26:11.070 --> 26:12.180
عمو

26:12.680 --> 26:13.680
ببخشید

26:26.160 --> 26:26.880
میمون کوچولو

26:26.880 --> 26:28.000
چرا انقدر یواش می‌دوئی؟

26:28.000 --> 26:28.680
!بیا من رو بگیر

26:28.680 --> 26:29.830
!بازنده کوچولو

26:30.720 --> 26:31.520
!بیا من رو بگیر

26:32.070 --> 26:33.690
!همونجا وایسا

26:34.550 --> 26:35.350
!وایسا

26:44.110 --> 26:44.830
پدر

26:45.680 --> 26:46.920
یادتون نمیاد؟

26:54.680 --> 26:58.310
توی گذشته اتفاقات زیادی افتاده

27:04.350 --> 27:08.590
واقعا نمی‌تونم همه‌اشون رو به یاد بیارم

27:15.160 --> 27:18.060
اون موقع جین چون‌ چینگ توی آتیش‌سوزی مرد

27:18.200 --> 27:20.760
از آتیشی که حتی یه آدم بزرگ هم
نمی‌تونست ازش فرار کنه

27:20.960 --> 27:22.300
چطور ممکنه تویی که یه بچه بودی

27:22.510 --> 27:23.780
ازش جون سالم به در برده باشی؟

27:23.880 --> 27:26.010
!واقعا یادم نیست چطوری فرار کردم

27:26.400 --> 27:27.850
اون موقع خیلی کوچیک بودم

27:28.110 --> 27:29.840
چطور ممکنه یادم مونده باشه؟

27:31.270 --> 27:33.000
بانوی ارشد چهارم توی اون آتیش‌سوزی مرد

27:33.680 --> 27:36.210
چرا خواهر چهارم رو مجبور می‌کنین
گذشته رو دوباره به یاد بیاره؟

27:37.160 --> 27:37.640
مادر

27:38.350 --> 27:40.750
شاید همه‌ی اینا یه سوءتفاهم باشه

27:40.750 --> 27:41.720
تو دخالت نکن

27:49.160 --> 27:49.960
بانوی ارشد دوم

27:51.790 --> 27:53.310
می‌دونم چرا امروز

27:53.340 --> 27:54.940
این نمایش رو راه انداختین

27:57.030 --> 27:58.360
چون ترسیدین

28:01.270 --> 28:03.680
می‌ترسین چیزهایی رو که تمام این سال‌ها
پنهون کردین رو

28:03.680 --> 28:05.880
فاش کنم

28:08.070 --> 28:09.000
ولی امروز

28:10.070 --> 28:12.110
خودتون مجبورم کردین که حقیقت رو

28:12.110 --> 28:13.310
جلوی همه فاش کنم

28:15.790 --> 28:16.600
پدر

28:16.880 --> 28:17.680
مادربزرگ

28:18.240 --> 28:21.310
مادرم اون موقع کسی رو نکشت

28:23.640 --> 28:25.100
کسی که با گیاه فرفیون

28:25.790 --> 28:28.060
!صیغه‌ شیا رو مسموم کرد، اون بود

28:34.510 --> 28:36.030
من به صیغه‌ شیا آسیبی نزدم

28:36.030 --> 28:37.640
اول گندکاری‌های خودت رو جمع کن

28:37.640 --> 28:39.160
بعد من رو متهم کن

28:39.160 --> 28:41.030
هر چیزی که بانوی چهارم گفت

28:42.880 --> 28:44.580
کاملا حقیقت داره

28:45.680 --> 28:47.640
از کی تا حالا تو اینجا حق اظهارنظر داری؟

28:49.510 --> 28:51.700
درسته، من حق اظهارنظر ندارم

28:51.830 --> 28:53.200
ولی دیگه نمی‌تونم ببینم

28:53.200 --> 28:56.060
!که چینگ‌ یوان بیشتر از این بی‌خود متهم بشه

28:57.070 --> 28:57.880
امروز می‌خوام

28:59.000 --> 29:00.330
حقیقت رو بگم

29:02.880 --> 29:04.160
جین چون‌ چینگ

29:05.830 --> 29:07.070
!اون رو نکشته

29:11.880 --> 29:12.810
منظورت چیه؟

29:13.310 --> 29:14.440
همه‌ چیز رو بگو

29:16.310 --> 29:17.000
مادر

29:18.510 --> 29:19.270
ارباب

29:20.480 --> 29:22.790
من در حق خاندان کوتاهی کردم

29:24.240 --> 29:25.970
اون موقع، صیغه می بود

29:26.030 --> 29:27.750
که ازم فرفیون خواست

29:52.270 --> 29:54.030
حتما اون به سوی‌ آر داده

29:55.270 --> 29:56.110
سوی آر

29:58.310 --> 29:59.000
!سوی آر

30:01.790 --> 30:02.440
بگو ببینم

30:03.240 --> 30:04.700
صیغه شیا چطور مرد؟

30:08.590 --> 30:09.310
!حرف بزن

30:11.200 --> 30:12.160
...این

30:14.310 --> 30:17.440
بانوی چهارم بود که یه کاسه
داروی تقویتی برای بارداری بهم داد

30:18.000 --> 30:20.550
نمی‌دونستم قراره به کسی آسیب بزنه

30:21.830 --> 30:23.310
هیچوقت تصور نمی‌کردم

30:23.640 --> 30:26.790
صیغه شیا انقدر یهویی به خاطرش بمیره

30:29.110 --> 30:31.510
و چون‌ چینگ به اشتباه به قتل متهم شد

30:31.510 --> 30:33.310
از خونه بیرون انداخته شد

30:34.680 --> 30:36.160
من خیلی ضعیف بودم

30:36.350 --> 30:39.640
هیچوقت جرأت نکردم حقیقت رو به کسی بگم

30:40.070 --> 30:41.270
تموم این سال‌ها

30:41.750 --> 30:43.810
با عذاب وجدان زندگی کردم

30:43.920 --> 30:46.720
شب و روز عذاب می‌کشیدم

30:47.880 --> 30:48.960
ولی خدا رو شکر

30:49.270 --> 30:50.930
خدا رو شکر، آسمان همه‌ چیز رو می‌بینه

30:51.350 --> 30:53.310
بازگشت چینگ‌ یوان به خونه

30:53.310 --> 30:55.770
بالاخره بهم فرصت داد تا حقیقت رو بگم

30:58.830 --> 30:59.590
پدر

31:00.680 --> 31:01.480
مادربزرگ

31:02.440 --> 31:03.310
چند روز پیش

31:03.590 --> 31:05.310
من و بانوی سوم یه دورهمی کوچیک داشتیم

31:05.310 --> 31:06.640
اون زیاد نوشید

31:06.960 --> 31:09.720
و حقیقت اون موقع رو لو داد

31:09.720 --> 31:10.740
یه جورایی

31:11.310 --> 31:13.110
به گوش بانوی دوم رسید

31:13.880 --> 31:14.680
بعد بانوی دوم

31:15.070 --> 31:17.270
امروز این نمایش رو راه انداخت

31:18.750 --> 31:20.750
...می‌خواد منم مثل مادرم بشم

31:20.790 --> 31:22.320
از خونه بیرون انداخته بشم

31:22.550 --> 31:24.240
و تا آخر عمرم بدنام باشم

31:24.240 --> 31:25.900
!و هیچ کجا نتونم طلب عدالت بکنم

31:30.270 --> 31:32.510
حالا که حقیقت بالاخره آشکار شده

31:32.510 --> 31:33.130
پدر

31:35.440 --> 31:36.240
مادربزرگ

31:38.110 --> 31:40.110
باید برای مادرم عدالت بخواین

31:40.350 --> 31:41.000
بدون هیچ مدرکی

31:41.000 --> 31:42.550
از چه عدالتی حرف می‌زنی؟

31:42.550 --> 31:43.400
من به بانوی چهارم

31:43.400 --> 31:44.550
و بانوی پنجم آسیبی نزدم

31:46.680 --> 31:47.880
چ...چرا

31:48.510 --> 31:50.160
همه دارین به من نگاه می‌کنین؟

31:51.350 --> 31:53.610
چ...چرا چیزی در مورد اون نمی‌گین؟

31:57.310 --> 31:59.310
د...دیوونه شدی؟

31:59.440 --> 32:01.840
چرا من رو وارد گندکاری خودت می‌کنی؟

32:01.860 --> 32:03.930
!تو در مورد فرفیون بهم گفتی

32:06.750 --> 32:08.110
چی داری می‌گی؟

32:08.110 --> 32:09.270
!همه‌اتون، تمومش کنین

32:11.550 --> 32:13.730
عجب خاندان نفرین‌شده‌ای

32:15.550 --> 32:16.420
بانوی دوم

32:16.480 --> 32:19.810
ادعا می‌کنی من دختر پدر نیستم

32:20.270 --> 32:21.640
مدرکی داری؟

32:23.680 --> 32:25.790
اگه اون داستان‌هایی که ساختی

32:25.790 --> 32:26.850
به عنوان مدرک حساب می‌شن

32:27.880 --> 32:31.110
پس شهادتی که بانوی سوم الان داد

32:31.720 --> 32:33.270
کافیه که بندازنت زندان

32:33.270 --> 32:35.000
!و با جونت تاوانش رو بدی

32:35.030 --> 32:35.750
اگه انقدر مطمئنی

32:35.750 --> 32:36.950
!بذار مدرکت رو ببینیم

32:39.640 --> 32:41.270
اقامتگاه خاندان شیه امروز

32:41.480 --> 32:43.030
باز هم امروز انقدر شلوغه

32:48.030 --> 32:48.890
شما دوتا، بلند شین

32:52.750 --> 32:55.310
من توی اداره‌ی خانواده‌ام شکست خوردم

32:55.920 --> 32:58.200
خدمتکار‌ها و بانوان دارن جنجال راه میندازن

32:58.200 --> 33:00.200
و آبروی خاندان رو می‌برن

33:00.640 --> 33:03.880
و هیچ ادب و نجابتی باقی نمونده

33:04.270 --> 33:05.550
ارباب یان، بی‌دلیل نیست

33:05.550 --> 33:08.510
که می‌تونین آزادانه توی
اقامتگاه من رفت و آمد کنین

33:08.510 --> 33:10.970
انگار دارین توی قلمروی بدون نگهبان راه می‌رین

33:11.200 --> 33:13.000
ارباب شیه، زیادی بزرگش می‌کنین

33:13.000 --> 33:14.720
ما هر دو به امپراتور خدمت می‌کنیم

33:15.000 --> 33:17.530
از این نظر تقریبا خانواده‌ محسوب می‌شیم، نه؟

33:20.510 --> 33:22.400
توی این روز خوب

33:22.720 --> 33:24.440
من یه هدیه‌ی بزرگ

33:24.550 --> 33:26.280
برای تموم کسایی که اینجان آماده کردم

33:27.400 --> 33:28.880
چه جور هدیه‌ای؟

33:29.640 --> 33:30.550
افراد

33:31.180 --> 33:32.040
!هدیه رو بیارین

33:36.550 --> 33:39.310
دیشب، یه دزد گرفتم

33:39.310 --> 33:41.040
که برای خاندان شما کار می‌کنه

33:41.350 --> 33:42.200
بانوی دوم، نجاتم بدین

33:42.200 --> 33:43.000
چون‌ تای؟

33:43.830 --> 33:45.160
...شما -
بانوی دوم -

33:45.310 --> 33:46.590
از این به بعد

33:46.920 --> 33:48.320
بهتره مراقب باشین

33:48.400 --> 33:50.790
باید بدونین، "سخت‌ترین دزدی
که باید در برابرش مراقبت کنین

33:50.790 --> 33:52.520
"همونیه که زیر سقف خودتونه

33:53.240 --> 33:54.720
ای تخم جن

33:54.720 --> 33:55.590
مگه باهات خوب رفتار نکردم؟

33:55.590 --> 33:56.640
با این حال پول دزدیدی؟

33:56.640 --> 33:57.790
من واقعا پول ندزدیدم

33:57.790 --> 34:00.320
فقط داشتم پول رو برای بانوی دوم می‌رسوندم

34:02.750 --> 34:04.550
چ...چه پولی رو می‌رسوندی؟

34:05.070 --> 34:07.000
!من هیچوقت ازت نخواستم پول برسونی

34:07.920 --> 34:09.850
ارباب جوان دوم، نامه‌اتون

34:10.030 --> 34:11.110
بلند بخونش

34:16.000 --> 34:17.360
با احترام به بانو"

34:17.360 --> 34:18.670
ساعت 7:45 امشب

34:18.730 --> 34:19.920
هنوز آشنای قدیمیت

34:19.920 --> 34:21.400
سوی آر رو یادت میاد؟

34:21.400 --> 34:24.760
لطفا تا فردا شب 50 تیل نقره آماده کن

34:25.360 --> 34:27.420
"وگرنه، همه با هم سقوط می‌کنیم

34:31.070 --> 34:32.440
سوی آر کیه؟

34:32.960 --> 34:34.280
به چه حقی تا فردا شب

34:34.280 --> 34:35.550
از مادرم 50 تیل نقره می‌خواد؟

34:35.550 --> 34:37.440
وگرنه، همه با هم سقوط می‌کنیم"؟"

34:37.440 --> 34:38.969
!داره مادرم رو تهدید می‌کنه

34:39.440 --> 34:40.880
ارباب جوان دوم، لطفا آروم باشین

34:40.880 --> 34:42.540
من الان می‌رم بانوی دوم رو پیدا کنم

35:02.190 --> 35:03.320
ارباب یان، ممنونم

35:03.360 --> 35:05.360
که مدرکی که می‌خواستم رو آوردین

35:24.360 --> 35:25.200
خوبی؟

35:26.480 --> 35:27.010
خوبم

35:30.000 --> 35:31.550
پدر، مادربزرگ

35:32.510 --> 35:34.710
دوست عزیزم الان می‌تونه بره، نه؟

35:38.230 --> 35:38.920
برو

35:40.550 --> 35:41.080
زود باش

36:03.190 --> 36:04.110
!ولم کنین

36:05.510 --> 36:06.300
!ولم کنین

36:06.590 --> 36:07.510
!بذارین برم

36:07.760 --> 36:08.880
!ولم کنین

36:09.000 --> 36:11.800
بانوی چهارم خاندان شیه راضی هستی؟ -
!ولم کنین -

36:12.400 --> 36:14.060
ممنون، ارباب یان -
!ولم کنین -

36:17.070 --> 36:18.030
ارباب یان

36:19.920 --> 36:23.710
ممنونم که امروز

36:24.110 --> 36:26.550
این خدمتکار دزد رو

36:27.230 --> 36:28.560
آوردین به عمارتمون

36:28.920 --> 36:31.050
ارباب، اگه کار دیگه‌ای ندارین

36:31.150 --> 36:34.630
نباید از وظایف رسمیتون دور نگهتون داریم

36:35.320 --> 36:36.150
اصلا

36:36.710 --> 36:38.110
با این نمایش درخشان

36:38.110 --> 36:40.630
چطور ممکنه قبل از دیدن پایانش برم؟

36:40.630 --> 36:42.830
پس بانوی بزرگ، لطفا من رو زود دست به سر نکنین

36:45.710 --> 36:47.760
بانوی چهارم خاندان شیه، همین حالا گفتین

36:48.400 --> 36:49.930
این زن شاهده

36:50.480 --> 36:53.670
این یعنی شما هم خبر دارین؟

36:57.280 --> 36:58.610
ارباب یان، راست می‌گین

36:58.960 --> 37:01.510
من نامه‌ای که چون تای گرفت رو نوشتم

37:02.190 --> 37:03.000
از هویت سوی آر

37:03.000 --> 37:05.110
ندیمه‌ی داروسازی که قبلا به
مادرم خدمت می‌کرد، استفاده کردم

37:05.110 --> 37:07.320
نامه‌ی باج‌خواهی رو به بانوی ارشد دوم نوشتم

37:07.320 --> 37:08.030
سوی آر

37:08.510 --> 37:09.760
تنها شاهدیه که اون موقع علیه مادرم

37:09.760 --> 37:10.960
برای قتل شهادت داد

37:11.840 --> 37:13.000
اون نامه رو

37:13.230 --> 37:14.800
برای پول ننوشتم

37:15.190 --> 37:17.110
بلکه برای تله‌گذاری

37:17.510 --> 37:20.480
و بیرون کشیدن قاتل واقعی نوشتم

37:23.670 --> 37:25.190
می یینگ هوا

37:25.710 --> 37:27.070
!چطور جرات کردی

37:31.070 --> 37:32.360
زنیکه‌ی ناسپاس

37:32.360 --> 37:33.620
کی بهت جرات داد؟

37:34.070 --> 37:35.800
خودخواهانه چنین گناه بزرگی کردی

37:35.800 --> 37:37.640
و حالا من رو هم می‌کشی توی ماجرا؟

37:39.320 --> 37:40.780
اشتباه کردم، بانوی ارشد دوم

37:40.960 --> 37:41.710
چون تای

37:42.150 --> 37:43.070
نترس

37:43.070 --> 37:45.000
دقیقا کی بهت دستور داد این کار رو بکنی؟

37:45.070 --> 37:46.070
راستش رو بگو

37:50.320 --> 37:51.630
هر خطایی که چون تای کرده باشه

37:51.630 --> 37:53.670
می‌تونین هر جور که می‌خواین
...قضاوت و مجازاتش کنین

37:53.670 --> 37:55.230
چرا میندازینش گردن من؟

37:56.280 --> 37:57.320
علاوه بر این

37:57.550 --> 37:59.090
هنوز نفهمیدیم

37:59.190 --> 38:00.760
!که این "چینگ یوان" واقعیه یا جعلیه

38:00.760 --> 38:01.360
!بسه

38:03.150 --> 38:04.530
با وجود ارباب یان اینجا

38:05.230 --> 38:07.090
هنوز جرات می‌کنین انقدر گستاخ باشین؟

38:14.880 --> 38:15.630
باشه پس

38:16.920 --> 38:18.320
خودم تصمیم می‌گیرم

38:18.840 --> 38:19.590
دونگ لین

38:22.190 --> 38:24.370
این خدمتکار لعنتی رو ببرین

38:24.590 --> 38:26.150
!و طبق قوانین خاندان مجازاتش کنین

38:26.150 --> 38:27.010
بله، بانوی بزرگ

38:27.510 --> 38:28.000
...نه

38:28.360 --> 38:29.670
بانوی ارشد دوم، نجاتم بدین

38:29.670 --> 38:30.590
من پول ندزدیدم

38:30.590 --> 38:32.390
بانوی ارشد دوم، نجاتم بدین

38:32.590 --> 38:34.840
!بانوی ارشد دوم، لطفا نجاتم بدین

38:34.840 --> 38:35.880
!بانوی ارشد دوم

38:43.110 --> 38:43.760
همین بود؟

38:45.110 --> 38:47.310
خاندان شیه‌ی شما واقعا جالبه

38:47.400 --> 38:50.260
فکر می‌کردم ماجرای امروز فقط
یه پرونده‌ی درون خاندانی کوچیکه

38:50.630 --> 38:52.550
انتظار نداشتم تبدیل به

38:52.630 --> 38:54.760
یه پرونده‌ی جدی مربوط به جون آدم‌ها بشه

38:55.440 --> 38:56.550
حالا چیکار کنیم

38:56.550 --> 38:57.480
ارباب شیه؟

39:02.030 --> 39:03.760
انقدر پیچیده نیست

39:04.710 --> 39:06.570
ارباب یان، اشتباه متوجه شدین

39:06.920 --> 39:10.720
اینا فقط مسائل جزئی بین زن‌های داخل خاندانمونه

39:10.880 --> 39:12.800
وقتی همسر، صیغه‌ها و دخترهام

39:12.800 --> 39:14.400
با هم درگیر می‌شن

39:14.510 --> 39:16.640
همیشه مسئله‌ی مرگ و زندگیه

39:16.920 --> 39:21.070
می‌گن حتی فرشته‌ها هم
نمی‌تونن دعوای خانوادگی رو حل کنن

39:23.110 --> 39:25.510
پرونده‌ی بانوی ارشد چهارم

39:25.960 --> 39:28.020
قبلا بدون بحث حل شده

39:28.440 --> 39:30.320
حالا، ماجرای چندتا خدمتکار

39:30.320 --> 39:32.450
فقط یه مسئله‌ی درون خاندانی جزئیه

39:32.960 --> 39:35.110
خودم می‌تونم کامل حلش کنم

39:35.480 --> 39:37.610
لازم نیست نگرانش باشین

39:57.630 --> 39:58.590
!بیاین، زود باشین

39:58.920 --> 39:59.960
!محکم‌تر ببندینشون

40:00.960 --> 40:01.800
!خوب محکمشون کنین

40:01.800 --> 40:02.670
مواظب باشین

40:03.800 --> 40:04.600
!و این طرف

40:05.510 --> 40:06.510
!بیاین بریم

40:09.920 --> 40:10.550
!زود باشین

40:12.440 --> 40:13.280
ارباب وی

40:14.030 --> 40:15.480
همه‌ی غله رو بهت تحویل دادم

40:15.480 --> 40:16.540
پول کجاست؟

40:16.760 --> 40:18.020
انقدر عجله نکن

40:18.760 --> 40:21.490
طبل بالای برج شهر قبلا به صدا دراومده

40:21.960 --> 40:22.960
پول

40:23.400 --> 40:24.600
به زودی می‌رسه

40:27.190 --> 40:28.070
ارباب

40:28.550 --> 40:30.150
طبل بالای برج شهر به صدا دراومده

40:30.150 --> 40:32.150
حتما اتفاق مهمی افتاده

40:34.510 --> 40:35.480
...امروز هشتمه

40:35.480 --> 40:37.510
روزی که دربار غله جمع می‌کنه

40:37.510 --> 40:38.230
اشتباهه

40:40.280 --> 40:42.630
این علامت جمع‌آوری غله نیست

40:42.630 --> 40:44.190
یه فرمان سلطنتی

40:44.190 --> 40:46.190
برای باز کردن انبارها و پخش غله‌ست

40:46.190 --> 40:47.360
پخش غله؟

40:48.190 --> 40:50.450
مگه قرار نبود جمعش کنین؟

40:51.630 --> 40:52.920
به دستور ارباب یان

40:52.940 --> 40:54.320
!انبارها رو باز کنین و غله پخش کنین

40:54.320 --> 40:55.560
به دستور ارباب یان

40:55.630 --> 40:57.400
!انبارها رو باز کنین و غله پخش کنین

40:57.400 --> 40:58.070
این صدای پخش غله‌ست

40:58.070 --> 40:59.330
...به دستور ارباب یان

40:59.350 --> 40:59.710
واقعا؟

40:59.710 --> 41:01.280
!انبارها رو باز کنین و غله پخش کنین

41:01.280 --> 41:03.540
!این صدای پخش غله‌ست

41:04.670 --> 41:05.800
!غیرممکنه

41:06.440 --> 41:08.600
انبارهای دولتی خالیه

41:08.800 --> 41:10.800
غله از کجا میاد؟

41:10.800 --> 41:12.000
!غله رسید

41:12.840 --> 41:14.000
!واقعا رسید! واقعا اینجاست

41:14.000 --> 41:15.000
!همونجا

41:15.480 --> 41:16.590
!زود باشین، زود باشین

41:28.960 --> 41:29.890
چی گفتی؟

41:31.590 --> 41:32.760
پخش غله؟

41:33.760 --> 41:34.760
!غیرممکنه

41:35.320 --> 41:36.590
چه غله‌ای می‌تونن پخش کنن؟

41:36.590 --> 41:37.760
غله‌ای ندارن

41:37.760 --> 41:39.760
پس چه غله‌ای رو می‌تونه پخش کنه؟

41:39.760 --> 41:40.760
غله‌ی کیه؟

41:41.320 --> 41:41.880
ارباب

41:42.030 --> 41:45.690
غله‌ای که جمع کردین
همه‌اش بین پناهنده‌ها پخش شده

41:50.170 --> 41:51.230
پول کجاست؟

41:52.480 --> 41:54.000
دارم ازت می‌پرسم... پول کجاست؟

41:54.000 --> 41:54.710
پول؟
