WEBVTT

00:03.001 --> 00:06.584
بالأخره مِه از میان رفت

00:06.876 --> 00:11.626
وسرانجام، همه چیز عیان شد

00:11.876 --> 00:15.584
...ولی چرا هنوز هم

00:15.834 --> 00:22.376
به نظر می‌رسد، همه چیز...
خیس از تداومِ اشک‌هایِ سوگواری است

00:22.400 --> 00:34.400
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

03:38.084 --> 03:42.334
مشغله ذهنی در این دوره از زندگی
اجازه نمی‌داد شب‌ها رویا ببینم

03:44.834 --> 03:49.459
در زمانی که بی‌خیالِ زندگی شده بودم
تا به آرامی تمام شود

03:51.251 --> 03:54.251
به‌طور غیر منتظره، من دوباره خواب "ماچاندینگ" را دیدم

03:55.292 --> 03:58.292
...من چهره "چن" را در رویا دیدم

03:59.542 --> 04:02.751
که پیر نشده بود

04:06.084 --> 04:10.751
و بعد دیدم که چطور گلوله از بدنی که
هنوز جوان مانده بود عبور کرد و تن‌اش را درید

04:11.376 --> 04:17.834
انفجار ناگهانی اسلحه و خارج شدن گلوله از آن
و این‌بار [در رویا] این من بودم که مورد اصابت گلوله قرار گرفتم

04:18.584 --> 04:22.584
ارتعاش درد را در سینه‌ام حس کردم

04:27.042 --> 04:32.542
:و من شنیدم که اون بهم گفت
کو"، من خیلی سردمه"

04:38.834 --> 04:42.667
زمانی، خودم را جوانِ مُترقی‌خواهی میدیدم

04:43.376 --> 04:46.584
اما الان، دنیای عجیب و جدیدی روبه‌رویم قرار گرفته

04:47.917 --> 04:50.126
من مجبورم این واقعیت را بپذیرم

04:50.376 --> 04:54.084
که به پیرمردی، پژمرده و فرتوت تبدیل شدم

04:55.209 --> 05:01.001
۱۶سال زندانی بودن
و ۱۸ سال انزوای خود خواسته

05:02.251 --> 05:07.126
در این ۳۴ سالی که گذشت
در حالی که جامعه مرا به شکل بی‌رحمانه‌ای طَرد کرد

05:08.417 --> 05:12.751
من هم به نوبه خودم، آنرا رها کردم

05:13.417 --> 05:16.667
دنیا مرا فراموش کرده است

05:39.709 --> 05:47.209
"شهروندِ خاص، "کو

05:48.376 --> 05:55.751
:شرکت تولیدی
WAN Jen Films Production

05:56.959 --> 06:01.667
:ارائه شده توسط
RUAN Ju-jing, CHANG Xi-he

06:03.001 --> 06:07.626
:تهیه کننده
WAN Jen

06:08.959 --> 06:13.959
:تهیه کنندگان
LIAO Ching-sung

06:15.001 --> 06:21.084
:بازیگران
LIN Yang, SU Ming-ming

06:22.292 --> 06:29.792
:بازیگران مهمان
CHEN Chiu-yen, KO I-Chen, HSING Feng

06:30.959 --> 06:38.584
:فیلم‌نامه
WAN Jen, LIAO Ching-sung
:صداگذاری
WU Nien-jen

06:39.667 --> 06:46.334
:کارگردان
WAN Jen

07:00.084 --> 07:05.084
!بابا! بابا

08:25.667 --> 08:30.667
بابا، چرا برای معاینه نرفتی؟

08:31.251 --> 08:33.251
خیلی لج‌بازی

08:34.417 --> 08:38.417
دکتر بهم گفت همون ناراحتی قلبی‌ته چیز جدیدی نیست
فقط باید بیشتر استراحت کنی

08:39.001 --> 08:41.584
الان، من بیمارستان می‌برمت

08:44.501 --> 08:48.209
تو به‌صورت خودخواسته خانه سالمندان رو ترک کردی
اصلاً مواظب خودتت نیستی

08:50.084 --> 08:53.667
چرا بعد این‌همه مدت الان تصمیم گرفتی
اونجارو ترک کنی

09:15.959 --> 09:20.251
!پسرم! پسرم

10:56.126 --> 10:59.334
پدرجان، این یه کارت اعتباری و اینم
یه تلفن همراه برای شما

11:00.501 --> 11:03.376
و اینم داروتون
دکتر گفت باید به‌طور منظم مصرف کنید

11:03.542 --> 11:05.751
نباید زیاد بیرون برید و
بیشتر تو خونه استراحت کنید

11:06.167 --> 11:12.001
یکی از همین روزا شمارو برای کاتتریزاسیون قلبی
می‌برم، باشه؟
کاتتریزاسیون قلبی: عبوریک کاتتر به‌درون قلب ازمیان )
یک رگ به منظورتزریق یک ماده برای تصویربرداری و
( به دست آوردن نمونه ها یا اندازه گیری فشار

11:13.834 --> 11:20.001
من یه تلویزین، روزنامه و مجله میخوام
میتونی ترتیب اینارو برام بدی؟

12:15.042 --> 12:16.834
جمعیت بیش از بیش دارن بی‌تاب میشن

12:16.959 --> 12:20.626
و به‌صورت غیر منتظره، به‌سمت دفتر ریاست جمهوری
حرکت کردن

12:20.709 --> 12:21.834
این تغییر وقایع، غیر قابل پیشبینی بود

12:21.917 --> 12:23.834
حتی هدایت وسایل نقلیه حزب مترقی‌خواه و دموکرات‌ها
به سمت دفتر، غیر قابل کنترل بود

12:24.001 --> 12:25.376
و پلیس زمانی برای واکنش به این حرکت نداشت

12:25.459 --> 12:29.001
پس از آن‌که توده مردم با شورشی عظیم
جلوی دفتر ریاست جمهوری رسیدند

12:29.084 --> 12:30.751
...درگیری بین نگهبانان دفتر و

12:30.834 --> 12:33.292
کسانی که خواستار آزادی تظاهرکنندگان بودند
بالا گرفت

12:33.376 --> 12:36.334
چند نفر از میان جمعیت بمب‌های دودزایی را که
بطرف‌شان پرتاب شده بود را به سمت نگهبانان پرتاب کردند

12:46.917 --> 12:47.834
در این هرج و مرج

12:47.917 --> 12:51.251
رئیس شعبه یک، "ژونگ ژِنگ" از اداره پلیس
دچار زخم‌های شدیدی شد

12:51.334 --> 12:53.209
در حال حاضر، او در بخش اورژانس بیمارستان تایوان
بستری شده است

12:53.292 --> 12:54.042
در همین حال

12:54.126 --> 12:57.209
بارها به جمعیت اخطار داد DPP
که آرامش خود را حفظ کنند

12:57.292 --> 12:59.167
اما مردم به این اخطارها گوش نمی‌دهند

12:59.251 --> 13:01.501
در این کشمَکِش، هر دو طرف خیابان
بیش از ده دقیقه بسته شده بود

13:01.584 --> 13:05.167
تصمیم گرفتند DPP ماشینهای
به‌سمت ساختمان قوه مقننه "یوان" عقب‌نشینی کنند

13:05.251 --> 13:08.084
هدایت کنند Zhongshan S. Rd. تا جمعیت را به سمت

13:08.167 --> 13:09.626
تا به این‌صورت، تَنِش سیاسیِ موج دوم از جمعیت را
به‌طور موقت به تعویق بیاندازند

13:09.709 --> 13:11.292
این یک رویاروییِ دو طرفه بود

13:11.376 --> 13:14.126
که پلیس را کاملاً غافلگیر کرد

15:38.626 --> 15:43.417
۳۴سال... چه شب‌های طولانی و بی‌پایانی بود

15:44.709 --> 15:50.334
انگار که بعد از ۳۴ سال از خوابِ عمیقی
بیدار شده بودم

15:50.626 --> 15:54.084
یک صدا در گوشم و یک چهره در مقابل دیدگانم

15:54.459 --> 15:57.251
همچنان مرا در لابه‌لای این شهر به این‌سو
و آن‌سو می‌کشانَد

15:57.751 --> 16:02.001
و مرا در میان کوچه‌های آشنا و ناآشنا، هدایت می‌کند

16:03.542 --> 16:07.542
دقیقاً، قبل از ظهر، بالأخره مرا به "ماچاندینگ" هدایت کرد
ماچاندینگ: پارکی که در دوران حکومت ژاپن )
( در تایپه، تایوان تأسیس شد

16:08.876 --> 16:11.834
صدای تیری که در "ماچاندینگ" شلیک شد به
دهشتناکیِ همان صدای تیری بود که قبلاًدر گوشم پیچیده بود

16:12.792 --> 16:15.501
انگار که همه‌چیز همین دیشب اتفاق افتاده است

16:17.417 --> 16:22.292
شعارهایی که توسط دوستانم، قبل از اعدام‌شان
فریاد کشیده شده بود

16:22.584 --> 16:25.959
هنوز هم با تمام قدرت، در گوشم به ارتعاش در می‌آید

16:27.626 --> 16:33.376
اما همان‌طور که وحشت‌زده ایستاده بودم

16:33.542 --> 16:36.501
فقط می‌توانستم سبزی کورکننده چمن‌زار را ببینم

16:37.292 --> 16:42.376
بر روی همان خاکی که زمانی
به برکه‌ای از خون جوانان تبدیل شده بود

16:42.876 --> 16:47.917
و امروزه، جوانان بر روی همان خاک
می‌رقصند و با خنده آواز سر می‌دهند

16:48.667 --> 16:53.001
:آنها با زبان بی زبانی می‌گویند
«دیگر هیچ‌کس از اتفاقات "ماچندینگ" خبر ندارد»

16:53.584 --> 16:57.834
و امروزه، نام آن‌را "پارک جوانان" گذاشته‌اند

18:45.876 --> 18:51.626
"یو" ! "یو"

19:33.959 --> 19:36.376
چی باعث شده اینجا بیایی؟

19:37.459 --> 19:41.751
یو"، تو این مدت اوضاعت چطور بود؟"

19:42.251 --> 19:44.251
!فقط خوردن و منتظر مرگ بودن، همش، همین

19:44.792 --> 19:47.209
و کارکردن برای یکی از این گروه‌هایی که تو
مراسم تشییع‌جنازه نمایش در میارن

19:47.376 --> 19:50.959
اما حالا برای عروسی‌ها هم می‌نوازم
حتی برای مناسبات دولتی

19:51.167 --> 19:53.542
الانم که با شروع شدن انتخابات و اجرا براشون
به منبع درآمدام اضافه هم شده

19:53.876 --> 19:56.376
در واقع، نوار ضبط شده آهنگ رو میذارم
و بصورت جعلی اجرا می‌کنم

19:56.459 --> 20:00.376
لبام‌و جمع میکنم، انگشتام‌و حرکت میدم و
پول میاد تو جیبم

20:01.417 --> 20:03.751
..."درباره "چن

20:04.209 --> 20:06.626
هر وقت تو رو می‌بینم
این ماجرا به یادم میوفته

20:06.709 --> 20:10.834
وقتی کلاس سوم بودیم

20:10.917 --> 20:13.501
ما به فروشگاه بزرگ "کیکوموتو" برای
یه سفر پژوهشی رفته بودیم

20:13.584 --> 20:15.292
همون‌جا برای اولین بار سوار آسانسور شدیم

20:15.542 --> 20:18.167
یه عالمه با آسانسور بالا، پایین رفتیم

20:18.334 --> 20:21.001
تو سیرمونی نداشتی، یادته؟

20:21.459 --> 20:25.209
میخوام درمورد "چن" ازت بپرسم

20:28.792 --> 20:30.501
ببین، "چن" دیگه مُرده

20:31.209 --> 20:33.792
این ماجرا برای خیلی وقت پیشه
پرسیدن چه فایده‌ای داره؟

20:36.667 --> 20:39.334
اون گروه مطالعه‌ای که شما بچه‌ها تشکیل دادید

20:40.042 --> 20:41.751
براتون ۱۶ سال محکومیتِ زندان به ارمغان آورد

20:43.167 --> 20:46.667
به من محکومیتِ ۸ ساله دادن
فقط برای اینکه باهاتون یه صحبت کوتاه داشتم

20:48.709 --> 20:51.292
خواهرِ پروفسور "وو" بدشانس‌تر بود

20:51.417 --> 20:54.917
اون، چند فنجان چای برامون ریخت و
به ۳ سال زندان محکوم شد

20:57.501 --> 21:00.084
"درباره "چن

21:00.584 --> 21:04.709
تو یه کپی از لیست قُضاتِش داری
چرا نمیری یکی یکی از اونا بپرسی؟

21:07.209 --> 21:12.542
به این فقط فکر کن که، تو زندان "جزیره سبز" ما
هم‌کلاسی قدیمی هم بودیم

21:13.126 --> 21:18.709
درسته، و در روزهای استعمار ژاپن
مگه ما رفیقِ ارتش امپراطوری نبودیم؟

21:18.917 --> 21:22.417
یادته؟
مارو به جزایر دریای جنوب اعزام کردند

21:23.542 --> 21:25.251
پنج نفر از روستای ما انتخاب شدند

21:25.626 --> 21:28.501
کل روستا، اعم از پیر و جوون
پرچم‌های ژاپنی رو تکون می‌دادن

21:28.876 --> 21:30.917
و برای بدرقه به ایستگاه قطار اومده بودن

21:31.709 --> 21:36.042
ما ازبرای بهشتی شدن، موظفیم با گناه‌کاران بجنگیم

21:36.251 --> 21:40.209
سربازان ما، شجاع و وفادار و بی‌نظیر هستند

21:40.376 --> 21:44.792
و در میان تشویق پرشور جمعیت
...مارو به قرارگاه‌ها اعزام می‌کنند

21:58.251 --> 22:00.251
هنوزهم اون رژه نظامی رو یادته؟

26:24.626 --> 26:29.626
نوزدهمین نمایشگاه ژاپن، سال۱۹۴۴
یادواره شهدای کشور

27:35.292 --> 27:37.126
زیر سکوی پارلمان، درگیری بالا گرفت

27:37.209 --> 27:39.417
و به‌زودی زد و خورد، در همه طرف شروع شد

27:39.501 --> 27:42.376
که شامل پنجاه تا شصت نفر از
و احزاب مخالف بودند KMT از احزاب

28:28.959 --> 28:33.251
چن چنگ-آی
مرد، ۳۵ سال، پزشک
مجازاتِ اعدام

28:33.584 --> 28:38.334
کو-آی شنگ
مرد، ۳۰ سال، معلم
حبسِ ابد

28:38.626 --> 28:41.959
لین وِن-یانگ
مرد، ۳۲ سال، خبرنگار
حبسِ ابد

28:43.542 --> 28:47.876
وو شنگ-کو
مرد، ۳۱ سال، پرُفِسور
۱۸سال حبس

28:48.459 --> 28:52.626
یو مینگ-شون
مرد، ۲۸ سال، موزیسیَن
۱۲سال حبس

28:53.251 --> 28:58.251
وو شنگ-کو
زن، ۱۸ سال، دانش‌آموز
۳سال حبس

28:58.501 --> 29:03.292
موارد ذکر شده در بالا
معاند با نظام می‌باشند

29:03.584 --> 29:08.251
و همه بر این اساس محکوم می‌شوند

29:08.334 --> 29:11.709
تحت قوانین حکومت نظامی

29:45.334 --> 29:50.709
زندگی به سمتِ پیری می‌گراید، در حالی که یک
قلبِ مُرده را حمل می‌کند

29:51.167 --> 29:56.542
روحِ آن مرحوم، کجا رفته است؟

29:57.167 --> 30:03.209
و چهره‌اش در رویاهای من
تنها چیزی است که اکنون باقی مانده است

34:01.001 --> 34:06.001
رأی‌گیریِ باز برگزار کنید، دیگر نیازی به نیروگاه هسته‌ای نیست

34:13.084 --> 34:19.834
!مرگ بر قانون‌گذاران! بگذارید مردم تصمیم بگیرند

35:32.459 --> 35:34.042
"آقای "کو

35:38.751 --> 35:40.126
پرفسور "وو" خونه هست؟

35:40.209 --> 35:42.876
بله، لطفاً بنشینید

36:05.917 --> 36:08.917
خیلی وقته ندیدمتون
کمی چای بنوشید

36:09.251 --> 36:10.542
متشکرم

36:10.626 --> 36:13.042
لطفاً یکم صبر کنید، میرم صداش کنم الان

36:39.251 --> 36:40.292
رفیق قدیمی

36:40.417 --> 36:41.376
"آقای "کو

36:43.959 --> 36:49.292
مگه تو خانه سالمندان زندگی نمی‌کردی؟
چی شد که از اونجا بیرون اومدی؟

36:50.167 --> 36:51.626
چه خبر؟

36:53.584 --> 36:55.126
من به دیدن "یو" رفتم

36:55.251 --> 36:59.417
اون گفت که تو درباره اعدام "چن" تو
اون سال اطلاعاتی داری

36:59.751 --> 37:02.001
اون موقع، واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

37:24.667 --> 37:26.667
اون دوباره رفت تو دنیای خودش

37:27.584 --> 37:31.042
اون از سال گذشته به این روز افتاده

37:31.292 --> 37:34.709
وقتی برای اولین بار از زندان بیرون اومد
به‌نظر حالش خوب بود

37:35.417 --> 37:39.626
اون به من گفت که اون‌و
فریب دادن، برای پیوستن به گروه مطالعه

37:39.959 --> 37:42.334
و اینکه دیگه نمیخواد بی‌پروا درباره‌اش حرف بزنه

37:43.376 --> 37:45.584
در حال حاضر حکومت نظامی لغو شده

37:46.584 --> 37:49.001
اما مهم نیست که چند بار این‌و بهش بگم
حرفم‌و باور نمی‌کنه

37:50.376 --> 37:58.584
اون مدام میگه که دولت یه دستگاه الکترونیکی
تو مغزش نصب کرده

37:59.417 --> 38:04.376
و هروقت به سیاست فکر میکنه
دولت بلافاصله اونو تشخیص میده

38:05.251 --> 38:08.792
این روزها هم، این هدفون رو تو گوشش میذاره و
تمام روز به موسیقی گوش میده

38:09.876 --> 38:12.376
من نمیدونم، چطور شد که
کارش به اینجا ختم شد

38:43.167 --> 38:47.167
سرزمین اصلی ما، سرزمین مادریِ ما است

38:47.334 --> 38:51.126
سرزمین اصلی ما، قلمروِ ما است

38:51.459 --> 38:53.459
سرزمین مادریِ ما

38:53.626 --> 38:55.542
قلمروِ ما

38:55.667 --> 38:59.709
نمی‌تواند توسط راهزنانِ کمونیستی اشغال بشه

38:59.876 --> 39:03.626
نمی‌تواند توسط شیادان شوروی تجزیه بشه

39:03.917 --> 39:07.917
ما باید برگردیم تا آن‌را پس بگیریم
ما باید برگردیم تا آن‌را پس بگیریم

39:08.126 --> 39:11.917
بیائید، آن‌را پس بگیریم
بیائید، آن‌را پس بگیریم

39:12.042 --> 39:17.917
ما سرزمین اصلی خود را پس می‌گیریم
سرزمین اصلی ما را پس بگیرید

41:54.959 --> 41:58.709
جوانی و آرمان‌گرایی، واقعاً چه مفهومی داره؟

41:59.501 --> 42:01.459
برای پیرمردی مثل من

42:01.959 --> 42:04.459
کسی که فقط گذشته دارد
و قادر به دیدن آینده نیست

42:05.126 --> 42:08.251
همه اونا مثل تصاویر گمشده، تو ذهن من جریان دارند

42:15.542 --> 42:17.209
برای همین، وقتی اون ساختمان‌و دیدم

42:17.417 --> 42:20.126
که امروزه فروشگاه بزرگ "شیرِجنگل" صداش می‌زنند

42:20.667 --> 42:22.834
من دقیقاً این حس بهم دست داد

42:23.501 --> 42:28.292
جنگل، مکانی که معبد "هنگان شرقی" در
دوران استعماری ژاپن قرار داشت

42:29.001 --> 42:32.917
جایی که دفتر امنیت عمومی
تحت فرماندهی پادگان تایوان در سال۱۹۵۰ بود

42:34.292 --> 42:39.209
در آن مکان بود که
من تمام شکنجه‌های شناخته شده در این دنیا را متحمل شدم

42:39.876 --> 42:42.959
تمام اَشکالی از هتک حرمت، که برای به زانو
در آوردن مردی، توسط اشخاص دیگر انجام می‌شود

42:43.459 --> 42:47.542
اما حالا، تمام آنچه در حافظه من باقی مانده است

42:47.751 --> 42:51.376
فقط یک کلمه است - درد

42:55.209 --> 42:56.792
هنوز هم به یاد دارم

42:56.876 --> 43:00.709
یک روز پس از کشیدن دَه ناخنِ انگشتانِ من

43:01.542 --> 43:06.042
در حالی که از شدت درد، نیمه هشیار دراز کشیده بودم
یک آهنگ را از تئاتری که در بیرون اجرا می‌شد، شنیدم

43:06.126 --> 43:12.167
یا شاید هم استودیوی ضبط صدا بود
یک آهنگ بسیار دلنشین و زیبا

43:13.542 --> 43:14.542
اما از سلول کناریِ من

43:14.626 --> 43:18.626
صدای تکان دهنده فریاد شکنجه شدنِ یک مرد می‌آمد

43:19.667 --> 43:23.376
به ناگه، من کل این سناریو را مضحک دیدم

43:24.376 --> 43:29.917
در سلول تاریک خودم
انقدر خندیدم تا اشک از چشمام جاری شد

43:31.501 --> 43:37.376
و اون موقع، بالأخره فهمیدم
دِگرسویِ درد، چه چیزی وجود داره

43:38.709 --> 43:42.251
« کِرختی»

43:55.042 --> 44:00.459
پس از آن از خیابان "چیانگ کای-شِک" عبور کردم
که امروزه اسمش "چونگ سِئو" شده

44:01.501 --> 44:02.709
و مکان‌هایی که در دهه ۵۰ بود

44:02.792 --> 44:07.917
تعداد بی‌شماری از رُفقا
به ادامه زندگی در زندان یا مرگ محکوم شدند

44:12.167 --> 44:17.834
دادگاه نظامی تحت فرماندهی پادگان تایوان
که انبار ارتش در دوران استعمار ژاپن بود

44:18.251 --> 44:21.751
الان به یک هتل پنج ستاره تبدیل شده

44:24.251 --> 44:28.209
من فقط از آنجا رد می‌شدم، اما

44:29.001 --> 44:36.209
به‌نظر می‌رسید از داخل
صدای به هم خوردن ظروف نقره‌ای می‌آید

46:17.876 --> 46:23.292
"چن"

46:39.417 --> 46:43.334
علامت دادن با حرکات اشاره، برای مقاله ۲، بخش یک
(علامت "چن" برای "کو" با دستان دست‌بند خورده)

46:43.417 --> 46:47.459
مجازات مرگ، تحت لوایِ قوانین نظامی

46:48.584 --> 46:51.001
"نیم‌رُخِ "چن

46:52.376 --> 46:56.917
آخرین خاطره من، در این عُمرِ مشقت‌بارم خواهد بود

46:57.376 --> 47:01.751
همان زمان که شلیک گلوله به صدا درآمد
قلب من ایستاد

47:02.376 --> 47:08.167
به مثابهِ جسدی، سرگردان
در این دنیا رها شدم

48:10.001 --> 48:11.792
نمیخواد نگران باشی

48:12.584 --> 48:15.501
ما فقط در شهر خودمان، یکی از
نامزدها را حمایت می‌کنیم

48:15.709 --> 48:18.417
کاریه که همه می‌کنند

48:19.959 --> 48:21.626
پسرعموی من، لطف زیادی برای من کرده

48:22.042 --> 48:24.042
حالا برای گرفتن یک جایگاه در کُنگره شهر
داره به این در و اون در میزنه

48:24.209 --> 48:26.459
بدون شک باید ازش حمایت کنم

48:28.126 --> 48:31.167
مگه بهم قول نداده بودی خودت‌رو درگیر سیاست نکنی؟

48:31.459 --> 48:35.459
الان زمانه فرق کرده
الان، بهترین زمان برای درگیر شدن تو این بازی‌ها است

48:36.001 --> 48:38.751
این یک سرمایه‌گذاری در یک چشم‌اندازِ بلند مدته
فهمیدی؟

48:41.834 --> 48:43.334
شرایط ما الان خوبه

48:43.834 --> 48:44.751
اما این جمله رو نشنیدی مگه

48:44.834 --> 48:47.834
«پول ارباب همه انتخاباته»

48:49.001 --> 48:50.584
قطعاً بَرنده میشیم

48:54.542 --> 48:56.334
چرا انقدر از سیاست می‌ترسی؟

48:56.876 --> 48:59.459
قرار نیست اتفاقی که برای پدر، مادرت افتاد
اینبار هم تکرار بشه

48:59.834 --> 49:02.834
اونا یه آرمان احمقانه رو دنبال کردن که چیزی درباره‌اش
نمیدونستن و از روی هیجان تصمیم گرفتن

49:02.959 --> 49:05.084
...در حقیقت، سیاست فقط

49:18.709 --> 49:21.084
سیاست فقط تجارته، از چی باید بترسی؟

49:21.709 --> 49:24.501
فقط خودت رو خوب نشون بده
تو زمان‌هایی باید اینکارو بکنی

49:25.042 --> 49:26.584
تو چند جلسه انگیزشی برای سرباز‌ها شرکت کن

49:26.959 --> 49:29.542
توی بازدید از یتیم خانه، به سر
چند تا یتیم دست نوازش بکِش

49:30.001 --> 49:32.376
چند تا نوار قرمز تو مراسمات افتتاحیه برش بده

49:32.709 --> 49:35.709
و منم با مسائلی که به این‌جور چیزا مربوطه
سرو کار خواهم داشت

49:36.751 --> 49:40.542
از چی ترسیدی؟
فکر کردی میخوام بهت آسیب برسونم؟

49:41.917 --> 49:44.251
چرا شما زن‌ها نمیخواین چیزیو بفهمین؟

50:17.584 --> 50:18.584
همه جا رو بگردید

50:22.001 --> 50:23.209
زود باشید بگردید

50:33.751 --> 50:34.751
کامل بگردید

51:14.292 --> 51:15.667
بابا

51:20.876 --> 51:22.167
بابا

55:55.001 --> 56:02.334
چن چنگ-آی"؟ "چن چنگ-آی"، فکر نکنم"
این اسم رو بلد باشم

56:03.251 --> 56:06.501
در اون زمان من فقط مسئول دستگیری مردم بودم

56:06.917 --> 56:10.126
در واقع شماها که تایوانی‌ اصیل بودید، کشت و کشتار
زیاد، پای شمارو نگرفت

56:10.542 --> 56:13.917
و خیلی از ماها که سرزمین مادریمونه، تو اون شرایط
اگه بخوایم برای وطنمون دلسوزی کنیم

56:14.167 --> 56:17.626
یکم گله و ناله می‌کنیم و
چند تا هم شعار می‌دیم

56:18.084 --> 56:21.751
و اگرم بفهمن نهایت
پنج تا هشت سال زندان برامون می‌بٌرن

56:23.334 --> 56:25.084
گروه مطالعه‌ای که شما بچه‌ها تشکیل دادید

56:25.667 --> 56:29.251
خوندن چنین کتاب‌هایی
توی اون برهه از زمان؟

56:29.376 --> 56:35.001
فکرشو بکن، این یه جنایت بود
در برابر دولت، دقیقاً اینجارو تخریب می‌کرد
(اشاره به ذهن)

56:39.042 --> 56:40.292
شما خودتون میدونید جملات طعنه‌آمیز یعنی چی؟

56:40.417 --> 56:44.376
الان اگه به همان کتاب‌فروشی‌ها تو
خیابان "چانگ-چینگ" برید

56:44.626 --> 56:47.917
قفسه‌ها پر از همین کتاب‌های طعنه‌آمیز هستند

56:54.501 --> 56:59.876
اون زمان، اینجور تصور میشد که
خیلی از مردم جاسوس کمونیست‌ها هستند

57:00.876 --> 57:03.792
اونا خیلیارو به اشتباه گرفتند و
خیلی از افراد اصلی هم قِسِر در رفتن

57:04.209 --> 57:06.084
بعد از اینکه افراد اصلی فرار کرد
چه اتفاقی افتاد؟

57:07.584 --> 57:09.334
در واقع اونا نیاز داشتن که یه
تعداد رو قربانی کنند

57:09.584 --> 57:12.126
بنابراین برای شماها با برگزاری چند جلسه
گروهی مطالعه

57:12.501 --> 57:14.126
و مرور چند کتاب

57:14.292 --> 57:16.334
۱۶سال حبس بریدند

57:18.042 --> 57:19.751
درسته، کمی غیر منصفانه بود

57:21.542 --> 57:24.292
از اینا بگذریم، "چنگ چن-آی" کجا دفن شده؟

57:26.042 --> 57:29.167
کجا دفن شده؟ من اونو نمی‌دونم

57:29.417 --> 57:33.626
اما اون موقع شنیدم که
دو تا سه هزار نفر مردند

57:34.334 --> 57:38.167
اجسادی که شناخته شده نبودند
در گورستان دسته‌جمعی در "لیوژانگلی" دفن شدند

57:38.376 --> 57:41.459
بعضیاشونم تو همون اطراف گورستان نیروی هوایی
"شنکنگ"

57:41.542 --> 57:45.251
اما، واقعاً نمیدونم

57:48.042 --> 57:49.667
نوشیدنیت‌و بخور

57:51.917 --> 57:56.501
مدت‌ها پیش از فرماندهی پادگان بازنشسته شدم

57:56.959 --> 58:03.334
الانم با کمک همسر و دخترم این دکه
نودل فروشی رو می‌چرخونم

58:03.459 --> 58:06.126
زندگیمو تقریباً اداره می‌کنم

58:06.334 --> 58:08.001
راستی همسرت چطوره؟ کجاست الان؟

59:57.292 --> 59:59.917
چرا به بابا درباره انتخابات گفتی؟

01:00:00.001 --> 01:00:01.251
من هیچی نگفتم

01:00:01.417 --> 01:00:03.626
من نمیدونم کی بهش گفته، از کجا بدونم

01:00:08.084 --> 01:00:09.667
هر کاری دوست داری بکن
میبینی که برام مهمه یا نه

01:00:10.042 --> 01:00:15.042
اگه اتفاقی بیوفته
من مثل مادرم نمیتونم احمق باشم

01:01:54.167 --> 01:01:55.792
"شو-هویی"

01:02:02.417 --> 01:02:03.959
"شو-هویی"

01:04:39.626 --> 01:04:42.709
طلاق‌نامه

01:07:22.167 --> 01:07:25.001
الو؟ الو؟

01:07:25.667 --> 01:07:27.209
"سلام خانوم "تسای

01:07:28.376 --> 01:07:29.292
بله ، کیه؟

01:07:29.376 --> 01:07:31.417
ما خبر داریم که شوهر شما به جنوب اومده

01:07:31.542 --> 01:07:33.126
بهتره تا دیر نشده بهش بگید که برگرده

01:07:34.167 --> 01:07:36.917
در غیر این‌صورت، خانوادتون
دچار مشکلات زیادی میشه

01:07:39.292 --> 01:07:41.709
ما یه فکس براتون فرستادیم
متوجه شدید که؟

01:07:42.709 --> 01:07:44.709
خودتون می‌دونید که معنیش چیه، درسته؟

01:07:55.042 --> 01:07:56.751
همتون خیلی دوست دارید با سیاست سروکار داشته باشید

01:07:56.917 --> 01:07:58.751
این چه وضعیه، حتماً میخواد شهید بشه؟

01:12:30.209 --> 01:12:33.876
کو"، هنوزم تو خونه سالمندان زندگی می‌کنی؟"

01:12:33.959 --> 01:12:36.501
یا پیش دخترتی؟

01:12:36.792 --> 01:12:38.042
هر دوش

01:12:39.292 --> 01:12:42.834
باید بگم که
دخترت واقعاً لحظات سختی رو گذروند

01:12:44.334 --> 01:12:46.834
بعد از این‌هم اتفاقات ناگوار
سعی کرد به زندگیش ادامه بده

01:12:49.709 --> 01:12:54.751
اما هیچ چیز قابل مقایسه با عذابِ
سی و چند سالۀ زندان بودنت نیست

01:12:58.042 --> 01:13:06.126
سخت‌ترین زمان برای من
زمانی بود که والدینم فوت کرد

01:13:06.584 --> 01:13:11.042
من تو زندان "جزیره سبز" محبوس بودم
و نمی‌تونستم برای تشییع جنازه‌اشون برگردم

01:13:12.001 --> 01:13:17.501
برای من، به‌عنوان پسرشون
غیر قابل تحمل‌ترین گناه رو تو وجودم احساس کردم

01:13:17.751 --> 01:13:22.376
اما اینجا، تو این خانه موروثی قدیمی زندگی می‌کنم

01:13:22.584 --> 01:13:26.334
ذهن من نسبتاً آرام شده

01:13:30.126 --> 01:13:35.751
یک‌بار برای بازدید از قلعه "زیلاندیا" در "تاینان" رفته بودم

01:13:37.667 --> 01:13:40.126
با یه مرد میان‌سال آشنا شدم

01:13:40.667 --> 01:13:47.709
اون گفت که اگر در قرن ۱۷ ، "کوکسینگا" هلندی‌هارو
شکست نمی‌داد
(کوکسینگا: سیاستمدار اهل دودمان مینگ بود)

01:13:48.542 --> 01:13:51.542
امکان داشت که ما الان به‌عنوان شهروند هلندی
شناخته بشیم

01:13:54.459 --> 01:14:00.417
:و بعد، مادرش هم گفت
اگه ژاپنی‌ها تو  جنگ جهامی دوم

01:14:00.626 --> 01:14:02.626
پیروز می‌شدند

01:14:02.959 --> 01:14:07.209
ما همگی الان شهروند ژاپنی بودیم
و آیا این فوق‌العاده نبود

01:14:07.917 --> 01:14:11.084
آه! چرا این مردم دوست دارند
خارجی بشن؟

01:14:12.042 --> 01:14:16.459
عزت‌نفس‌شون برای تایوانی بودن کجا رفته؟

01:14:22.709 --> 01:14:30.751
لین" بیشتر از سی ساله که"
از زمان مرگ "چن" می‌گذره

01:14:31.501 --> 01:14:35.751
اما من نمی‌دونم چرا به این سادگیا
نمی‌تونم فراموشش کنم

01:14:36.251 --> 01:14:38.709
دلیلش چی میتونه باشه؟

01:14:44.792 --> 01:14:46.459
اون زمان یه مردی بود که

01:14:47.001 --> 01:14:52.334
انگشتاش زیر یه سنگ بزرگ موند
و تکه تکه شد

01:14:53.126 --> 01:14:58.792
دکتر اون‌و عمل کرد
و تمام دستش‌رو قطع کرد

01:14:59.751 --> 01:15:04.042
اما بعد از عمل، اون دوباره
پیش دکتر برگشت

01:15:04.876 --> 01:15:07.209
و گلایه می‌کرد که پنج انگشتش
هنوزم درد میکنه

01:15:07.417 --> 01:15:08.834
:دکتر تو جوابش گفت
چطوری هنوزم چنین دردی رو احساس می‌کنی؟

01:15:08.917 --> 01:15:10.876
وقتی که دیگه انگشتانت رو نداری؟

01:15:11.209 --> 01:15:15.251
بله، اون انگشتاش‌و از دست داده بود

01:15:16.709 --> 01:15:19.709
به اینجا بستگی داره که درد رو احساس ‌کنی

01:15:22.667 --> 01:15:26.334
من تقریباً مطمئن بودم، "چن" رو دیدم
که تونست با موفقیت فرار کنه

01:15:26.626 --> 01:15:29.959
پس چرا عاقبت کار این شد، من خواسته‌ام
این نبود

01:15:30.376 --> 01:15:34.709
برای همینم باید بفهمم که قبر "چن" کجاست

01:15:35.126 --> 01:15:38.251
هر راهنمایی یا پیشنهادی داری، لطفاً بهم بگو

01:15:59.834 --> 01:16:03.584
چن"، من باعث مرگ "چن" شدم"

01:16:04.751 --> 01:16:08.709
اون زمان، خیلی راحت فرار کرده بود

01:16:09.167 --> 01:16:12.709
و من دیگه توانایی تحمل شکنجه‌های
نگهبانان دفتر امنیت عمومی رو نداشتم

01:16:13.209 --> 01:16:14.792
برای همینم اسم "چن" رو اعتراف کردم

01:16:15.709 --> 01:16:16.959
انتظار نداشتم

01:16:17.584 --> 01:16:22.834
که بعد از دستگیری، با رضایت کامل
اعتراف کنه که رهبریمون رو به‌عهده داشته

01:16:23.501 --> 01:16:28.917
اون زندگیش‌رو برای نجات دادن ما فدا کرد

01:16:30.126 --> 01:16:33.251
در مقایسه با اون

01:16:33.667 --> 01:16:38.626
من چقدر ضعیف و حقیر و سُست‌عُنصر بودم

01:16:39.626 --> 01:16:41.126
بعد از آزادی از زندان

01:16:41.501 --> 01:16:43.376
من حتی نتونستم جرأت این‌و به‌دست بیارم

01:16:43.667 --> 01:16:47.167
تا با والدین و خانواده "چن" روبرو بشم

01:16:47.959 --> 01:16:52.834
لین" گفت: چند سال پیش که به دیدنشون رفته بود"

01:16:53.501 --> 01:16:56.334
والدین"چن" فوت کرده بودن

01:16:56.792 --> 01:16:59.334
همسر و بچه‌هاشم ناپدید شده بودند

01:17:00.001 --> 01:17:04.042
همسایه‌ها بهش گفته بودن که
"بعد از اعدام "چن

01:17:04.501 --> 01:17:08.417
خونوادش، کلاً هر نوع رابطه و آشنایی با
اون رو نفی می‌کردن

01:17:09.542 --> 01:17:10.917
لین" گفت"

01:17:11.542 --> 01:17:16.542
حداقل ما می‌تونستیم تو غم اونا شریک باشیم
باهاشون همدردی کنیم، نمی‌تونستیم؟

01:17:18.501 --> 01:17:22.626
بعد از اونم یه لیست به من داد

01:17:23.334 --> 01:17:26.042
اسامی اعدامی‌های اون سال
توش ذکر شده بود

01:17:26.126 --> 01:17:28.584
با محل دفنشون

01:17:29.209 --> 01:17:32.001
اون گفت: تو سی سال گذشته

01:17:32.542 --> 01:17:35.834
چن" به تنهایی اونجا آرمیده بود"

01:17:36.209 --> 01:17:40.709
حتماً، اون تو اون مکان پَرت، خیلی تنها بوده

01:17:41.501 --> 01:17:45.959
من مطمئنم، اگه الان یه سر بهش بزنی
روحش خیلی خوشحال میشه

01:19:38.334 --> 01:19:41.126
کل خونه رو به هم ریختین
افرادشون طبقه بالارو هم دارن میگردن

01:19:41.209 --> 01:19:42.209
پدر بزرگ

01:19:42.334 --> 01:19:43.751
میشه الان بیای؟

01:19:44.001 --> 01:19:46.251
میخواهید پشت تلفن باهاش صحبت کنید؟ بفرمائید

01:19:46.334 --> 01:19:47.709
جناب، اون میخواد باهاتون حرف بزنه

01:19:48.417 --> 01:19:49.917
لطفاً اگه میشه یه لحظه با خودش حرف بزنید

01:19:50.417 --> 01:19:52.459
نمیخواد باهات حرف بزنه

01:19:52.626 --> 01:19:54.792
نمیدونم، کل خونه رو به هم ریختن

01:19:54.876 --> 01:19:56.792
نمیدونم چکار باید بکنم

01:19:59.584 --> 01:20:03.292
تیان-تسای"؟ اونو قبلاً دستگیر کردن"

01:20:04.501 --> 01:20:07.001
میتونی همین الان بیای اینجا؟

01:20:09.751 --> 01:20:12.459
من فقط یه زنم
نمی‌دونم تو این وضعیت چکار باید بکنم

01:20:12.542 --> 01:20:15.501
اینجا درب و داغون شده، کل خونه رو به گند کشیدن

01:20:15.834 --> 01:20:19.459
لطفاً، التماست می‌کنم همین الان بیای

01:20:19.876 --> 01:20:22.292
داری میای؟ متشکرم

01:20:24.959 --> 01:20:27.126
به وسایل من دست نزن

01:20:29.417 --> 01:20:31.667
چی میخوای؟

01:20:53.376 --> 01:20:56.542
مامان، مامان

01:20:57.792 --> 01:20:59.376
من دارم  میرم مدرسه

01:22:03.001 --> 01:22:06.209
از ساعت ۸ صبح تا ۴ بعد از ظهر فردا

01:22:06.292 --> 01:22:09.084
در حوزه اصلی تایوان، ۶۶۰۵ رأی شمارش شده و

01:22:09.167 --> 01:22:11.959
و نماینده‌های شهرستان‌ها هم۳۸۵۱ رأی رو گزارش دادن

01:22:12.042 --> 01:22:14.584
این اولین انتخابات محلی است که
بعد از برداشته شدن محدودیت مدرک

01:22:14.667 --> 01:22:16.667
برگزار می‌شود

01:22:16.751 --> 01:22:20.167
برای همینم تبِ انتخابات بالا گرفته

01:22:20.251 --> 01:22:23.542
اما همه فعالیت‌های تبلیغاتی، از امشب تا ۱۰ صبح
باید به اتمام برسد

01:22:23.626 --> 01:22:24.709
با این حال در هفته گذشته

01:22:24.792 --> 01:22:27.542
ادعاهایی مبنی بر خرید و فروش رأی بوده

01:22:27.626 --> 01:22:29.584
بازرسان رسیدگی به تخلفات را مجبور کرده‌اند

01:22:29.667 --> 01:22:32.167
تا بازرسی‌های خود را در این زمینه افزایش دهند

01:22:32.251 --> 01:22:33.459
در مقایسه با انتخابات گذشته

01:22:33.542 --> 01:22:35.542
گزارشات درباره خرید و فروش رأی
سیر صعودی داشته است

01:22:35.626 --> 01:22:37.376
تقریباً سه برابر بیشتر از انتخابات قبلی

01:22:37.459 --> 01:22:39.542
ما تا الان شواهد قابل توجهی را

01:22:39.626 --> 01:22:42.709
از شریک جرم‌ها بدست آورده‌ایم

01:22:42.792 --> 01:22:46.834
و فهرستی از اسامی آنها تهیه کرده‌ایم

01:22:47.084 --> 01:22:49.251
به دلیل افزایش موارد خرید و فروش رأی

01:22:49.334 --> 01:22:50.751
که از تمامی مناطق گزارش شده

01:22:50.834 --> 01:22:53.459
دفتر تحقیقات امروز حمله
غافلگیرانه‌ای را آغاز کرد

01:22:53.542 --> 01:22:56.709
برای باز کردن پرونده تقلب احتمالی در انتخابات

01:22:56.792 --> 01:22:59.959
موضوع تحقیق
تاجر معروف "تسای تیان-تسای" بود

01:23:00.084 --> 01:23:02.917
منابع ما خبر دادند که چندین بازپرس

01:23:03.001 --> 01:23:04.792
تحقیقاتی را در تایپه

01:23:04.876 --> 01:23:06.334
از شرکت و محل اقامتِ "تسای" انجام دادند

01:23:06.417 --> 01:23:08.501
و چندین دفتر و اسناد حسابداری توقیف شدند

01:23:08.667 --> 01:23:11.042
امروز بعد از ظهر وقتی "تسای" به دفترِ اداره آمد

01:23:11.126 --> 01:23:12.459
آرامش خودش‌و حفظ کرده بود

01:23:12.542 --> 01:23:14.334
اگرچه از پاسخ دادن به هر سوالی طفره رفت

01:23:14.417 --> 01:23:15.792
او در حال تمسخر، برای تبلیغاتِ رایگان

01:23:15.917 --> 01:23:19.376
از رئیس دفتر تشکر کرد

01:23:19.501 --> 01:23:21.126
با این‌حال او در لفافه حرفش را زد

01:23:21.209 --> 01:23:22.876
:و گفت
«کی تا حالا تو انتخابات پول خرج نکرده؟»

01:23:23.126 --> 01:23:25.251
مقامات حاضر نشدند محتویات مکالمه
خود با "تسای" را فاش کنند

01:23:25.334 --> 01:23:29.334
اما طوری وانمود کردند که مُهر تأییدی
...بر تحقیقات جدی‌شان باشد

01:24:18.209 --> 01:24:22.417
بابا! بازم برای دیدن دوستات
میخوای بری بیرون؟

01:24:26.126 --> 01:24:30.459
تو هیچ وقت عوض نمیشی و
فقط به خودت فکر می‌کنی

01:24:31.792 --> 01:24:34.459
تو هیچ‌وقت به من یا مامان اهمیت ندادی

01:24:38.167 --> 01:24:42.626
من هیچ‌وقت نتونستم بفهمم
چرا خودت‌و تو دردسر انداختی و با مامان ازدواج کردی

01:24:42.959 --> 01:24:45.667
در حالی که فقط دنبال آرمان‌های خودت بودی

01:24:48.209 --> 01:24:52.209
اصلاً خبر داری، وقتی که برای اولین بار
دستیگر و زندانی شدی

01:24:53.417 --> 01:24:56.417
مامان چندبار تا اونجا اومد برای ملاقاتت؟

01:24:57.126 --> 01:25:00.584
هر ماه اون مجبور بود منو سوار قطار کنه
تا به "کائوسیانگ" بیایم

01:25:00.792 --> 01:25:06.417
بعدشم سوار اتوبوس "تایتیانگ" بشیم و بعدم
سوار قایق ماهیگیری بشیم تا بتونیم
خودمون‌و به زندان "جزیره سبز" برسونیم

01:25:07.334 --> 01:25:09.751
فقط برای ملاقات چند دقیقه‌ای با تو

01:25:12.001 --> 01:25:14.334
و تو در عوض چه رفتاری باهاش داشتی؟

01:27:05.126 --> 01:27:07.459
اصلاً باهاش حرف نزدی

01:27:09.292 --> 01:27:12.959
بعد اینکه به حبسِ ابد محکوم شدی
از مامان خواستی ازت طلاق بگیره

01:27:13.667 --> 01:27:16.126
فکر کردی مثلاً داری بهش لطف می‌کنی

01:27:19.126 --> 01:27:21.584
میدونی مامان چه حسی داشت؟

01:27:22.001 --> 01:27:24.292
وقتی که برگه طلاق به‌دستش رسید؟

01:34:32.501 --> 01:34:35.042
آخرین آهنگی که مامان با پیانو زد

01:34:37.251 --> 01:34:39.834
همونی بود که تو خیلی بهش علاقه داشتی

01:35:21.501 --> 01:35:23.417
بعد از فوت مامان

01:35:24.292 --> 01:35:27.251
همه اقوام پدری و مادری، منو طرد کردن

01:35:29.209 --> 01:35:33.209
معلمم پیش همه، تو کلاس بهم گفت

01:35:33.584 --> 01:35:35.667
من از یه خونواده خیانتکار هستم

01:36:41.876 --> 01:36:44.501
آیا به ملاقات پدرت تو زندان "جزیره سبز" رفتی؟

01:36:47.459 --> 01:36:48.959
رفتی یا نه؟

01:36:53.001 --> 01:36:55.084
کی تو رو اونجا برد؟

01:36:59.834 --> 01:37:01.792
بهم بگو، با کی رفتی اونجا؟

01:37:02.709 --> 01:37:04.376
خاله

01:37:05.542 --> 01:37:07.501
چند روز اونجا موندی؟

01:37:09.959 --> 01:37:11.459
دو روز

01:37:15.626 --> 01:37:17.751
پدرت چیزی بهت گفت؟

01:37:21.626 --> 01:37:23.542
چیزی گفت یا نه؟

01:37:24.751 --> 01:37:27.751
اون گفت مراقب خودم باشم

01:37:31.834 --> 01:37:34.334
هنوز با خاله زندگی می‌کنی؟

01:38:11.251 --> 01:38:15.459
بعد از آزادیت از زندان
دوست داشتم کنار تو زندگی کنم

01:38:17.126 --> 01:38:20.667
اما تو اصرار داشتی که خودت رو تو
خونه سالمندان حبس کنی

01:38:22.209 --> 01:38:27.792
الانم یهویی از اونجا بیرون اومدی و میگی که میخوای
قطع رابطه‌ات، با خونواده و رفیقات رو جبران کنی

01:38:28.209 --> 01:38:30.167
چیو میخوای جبران کنی؟

01:38:34.667 --> 01:38:38.459
تا زمانی که مامان زنده بود
تو هیچ‌وقت باهاش خوب رفتار نکردی

01:38:39.584 --> 01:38:43.751
بعد از مرگشم، تازه یادت افتاده و هر جا که میری
خاکسترش‌و با خودت اینور اونور میبری

01:38:44.001 --> 01:38:45.792
الان اینکارت به چه دردی میخوره؟

01:38:50.626 --> 01:38:52.251
من واقعاً نمی‌تونم درک کنم

01:38:54.459 --> 01:38:57.667
اگه قصد داشتی فقط برای باورها و آرمان‌هات
زندگی کنی

01:38:58.626 --> 01:39:01.126
برای چی به خودت زحمت دادی
که منو به این دنیا بیاری

01:46:07.459 --> 01:46:09.459
!متأسفم

01:47:04.667 --> 01:47:08.251
چن"، من اومدم"

01:47:11.167 --> 01:47:12.834
برای اینکه بالأخره باهات مواجه بشم

01:47:13.667 --> 01:47:18.626
ما سی سال، انتظار و جستجو رو تحمل کردیم

01:47:20.376 --> 01:47:24.167
چقدر این سفر غیرقابل تحمل و مبهم و تاریک بود

01:47:25.876 --> 01:47:27.667
خیلی طول کشید تا به نتیجه برسم

01:47:28.751 --> 01:47:33.126
چن"، باید منو ببخشی"

01:47:34.042 --> 01:47:38.876
من الان پیر و عاجز و ناتوان هستم

01:47:40.126 --> 01:47:47.876
در کنار این، قلب من، با عذاب وجدانی که
از بابت تو داشتم، همیشه تو رنج و عذاب بوده

01:47:47.959 --> 01:47:52.667
و همچنین پر از سرزنش و خشم و اشتیاق
و بسیاری از احساسات متعارض دیگه بودم

01:47:53.709 --> 01:47:56.542
که سنگینی زیادی رو از بابتِ همه
اونا احساس می‌کردم

01:47:57.917 --> 01:48:00.417
برای همینم، هر چه بیشتر می‌گذشت
من آهسته‌تر می‌تونستم راه برم

01:48:01.876 --> 01:48:06.501
چن"، این زندگی چقدر غیرقابل پیشبینیه"

01:48:08.251 --> 01:48:13.626
ما با تمام وجود به این باور داشتیم که باریکه‌ای از
نور امید، می‌تونست تو این دنیا وجود داشته باشه

01:48:14.084 --> 01:48:20.417
اما امثال شماهایی که درونتان پر از
گرمای عشقِ ایثارگرانه و شفقت بود

01:48:21.501 --> 01:48:27.459
در این مکان مطرود و سرد و نمناک
رها و فراموش شده‌اید

01:48:28.626 --> 01:48:35.042
جایی که در این سه دهه گذشته
کاملاً به‌دستِ فراموشی سپرده شده

01:48:36.001 --> 01:48:41.501
و در این انزوا، گرسنگی و سرما رو تحمل کرده‌اید

01:48:43.376 --> 01:48:45.792
اما شک نکن که

01:48:47.334 --> 01:48:51.417
امثال ما هم که زنده موندیم
دچار سرنوشت شماها شدیم

01:48:52.584 --> 01:48:55.459
فقط این دم و بازدم، فاصله بینِ زندگیِ ما
با شماهاست

01:48:58.334 --> 01:49:02.834
بالأخره من اینجا هستم و می‌دانم
سرمای سی‌ساله تا مغز استخوانت نفوذ کرده

01:49:04.292 --> 01:49:06.459
اما، این تنها چیزی بود که تونستم برات بیارم

01:49:07.292 --> 01:49:11.001
تلألوِ شمع‌های کوچک و کم‌نور، در
این تاریکی

01:49:13.209 --> 01:49:18.584
و روزی خواهد آمد که این نورهای کوچک
تبدیل به خورشیدی شود و گرما و رحمتش
را برما ارزانی ‌دارد

01:49:19.709 --> 01:49:21.667
من همیشه به این باور دارم

01:49:23.876 --> 01:49:30.334
...هنوز هم... امکانش هست...
...هر چند خیلی دیر شده باشد

01:51:41.709 --> 01:51:43.292
بابا

01:51:46.376 --> 01:51:47.501
بابا

01:56:29.376 --> 01:56:41.501
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:56:41.525 --> 01:56:53.525
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
