WEBVTT

00:16.758 --> 00:18.842
جنگ جهاني دوم

00:19.008 --> 00:21.425
<i>‫ در نهم آپریل سال 1940 ،نروژ </i>
<i>‫ به اِشغال آلمان نازی در‌آمد </i>

00:21.592 --> 00:23.406
<i>‫ و هیتلر دستور به ایجاد "دژ نروژ" داد </i>
<i>‫ [اصطلاحی آلمانی که به سیستم و تجهیزات دفاعی آلمان گفته میشد که درحاشیه ساحلی نروژ ایجاد شده بود] </i>

00:23.550 --> 00:27.967
<i>‫  تا در شمال نروژ به هواپیما ها، کشتی ها </i>
<i>‫  و زیر دریایی‌های متحدین </i>

00:28.133 --> 00:31.925
<i>‫  تلفات سنگینی وارد کنند </i>

00:31.949 --> 00:46.949
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:48.342 --> 00:51.175
اسكاتلند،1943

00:51.467 --> 00:54.467
<i>‫ انگلیسی‌ها سرباز‌های نروژی رو آموزش می‌دادن </i>

00:54.633 --> 00:58.050
<i>‫ تا عملیات‌خای خرابکارانه در خاک نروژ انجام بدن </i>

01:07.133 --> 01:10.508
‫فرمانده‌ـت کجاست؟

01:10.717 --> 01:13.092
<i>‫ عملیات «مارتین قرمز» در 24 ماه مارس شروع شد </i>

01:13.258 --> 01:16.008
<i>‫ 12 سرباز نروژی از راه دریا به نروژ فرستاده شدن </i>

01:16.175 --> 01:20.842
<i>‫ مامویت آنها: خرابکاری در فرودگاه‌ها و </i>
<i>‫ تجهیزات آلمانی ها بود </i>

01:21.342 --> 01:25.508
<i>‫ فقط یک مرد تونست زنده برگرده </i>

01:27.925 --> 01:30.883
‫برای دریافت گزارش از ستوان «یان بالسرود» اومدم

01:31.050 --> 01:33.300
‫اون خودشه

01:49.008 --> 01:52.425
<i>‫ اکثر اتفاقات باورنکردنی در این سرگذشت </i>

01:52.592 --> 01:54.717
<i>‫ بر اساس واقعیت می باشد </i>

02:02.217 --> 02:06.967
دوازدهمين مرد

02:12.675 --> 02:16.342
‫فوق محرمانه

02:16.508 --> 02:22.050
<i>‫ گزارش یان بالسرود از عملیات مارتین قرمز </i>

02:32.425 --> 02:38.508
<i>‫  اینجا لندن است.در زمان‌هایی مثل این </i>
<i>‫  مطمئنا" خیلی‌ها در نروژ </i>

02:38.675 --> 02:42.258
<i>‫ از اینکه حال‌ و‌ هوای انگلیس چگونه هست ، </i>
<i>‫ شگفت زده خواهند شد </i>

02:42.425 --> 02:47.008
<i>‫  از خودشون می پرسن باید به اعصاب خود </i>
<i>‫  مسلط شویم یا اینکه دلسرد شویم؟ </i>

02:47.175 --> 02:51.008
<i>‫  بزارید من صریح و قاطع جواب بدم </i>

02:51.175 --> 02:55.758
<i>‫  ما آرامش خودمان رو حفظ کرده‏ایم. </i>
<i>‫  روحیه خیلی بالایی داریم و مثل انسان‏های ضعیف نیستیم </i>

02:55.925 --> 02:59.967
<i>‫  به همین خاطر هر روز امیدوارتر و قویتر می‌شویم </i>

03:22.467 --> 03:24.592
‫سیگورد! بیا

04:18.133 --> 04:21.467
‫زانو بزنید! زانو بزنید!

04:32.342 --> 04:35.383
‫اونا هنوز تو رو ندیدن

04:37.050 --> 04:39.925
‫ثابت کن که ماموریت‌ـمون بیهوده نبوده

04:48.883 --> 04:53.425
‫فقط یه بار سوال می‌کنم و به نفعته که جوابمو بدی

04:53.592 --> 04:56.758
‫-چه ماموریتی داشتی؟
‫-سرهنگ

05:02.092 --> 05:05.925
‫-این چیه؟
‫-نمی دونم

05:10.633 --> 05:13.508
‫هی! یکی اونجاست!

05:13.675 --> 05:16.842
‫داره فرار می کنه!تعقیبش کنید!سریعتر

06:02.092 --> 06:03.300
‫ادامه بدید!

06:11.467 --> 06:13.508
‫زود باشید!

06:25.133 --> 06:28.342
‫-ردِ پاش
‫-تا اینجا اومده

06:32.008 --> 06:34.758
‫از اینجا به بعد ناپدید شده

07:05.383 --> 07:09.300
روز اول،30 مارس،آبدره توفته

08:27.633 --> 08:31.717
‫آب تقریبا" داره منجمد میشه.
‫نمی‌تونسته این تو دووم بیاره

08:31.883 --> 08:35.425
‫- در واقع دمای آب زیر صفر هستش
‫-از کجا می‌دونی؟

08:35.592 --> 08:38.300
‫به خاطر نمک

09:15.008 --> 09:16.967
‫سلام؟

09:24.133 --> 09:28.050
‫بهم کمک می‌کنید؟ لطفا"

09:32.508 --> 09:35.175
‫بهتون آسیب نمی زنم

09:57.633 --> 10:01.342
‫یه کم دیگه خودمو گرم کنم، زود میرم

10:07.800 --> 10:11.842
‫اگه اونا اینجا اومدن، بگید که من مجبورتون
‫کردم بهم کمک کنید

10:12.008 --> 10:15.383
‫تهدید کردم که می کشم‌ـتون

10:21.133 --> 10:24.300
‫دارن تو «ربنسوی» دنبال یکی می گردن

10:24.467 --> 10:26.633
‫بله

10:26.800 --> 10:30.550
‫ولی بچه ها تو «وارویا» تو رو پیدا کردن

10:30.717 --> 10:33.258
‫بله

10:34.592 --> 10:38.675
‫پس تو از ربنسوی تا وارویا شنا کردی؟

10:38.842 --> 10:41.217
‫بله

10:58.258 --> 11:01.758
‫-چی شده؟
‫-تیر خوردم

11:01.925 --> 11:04.717
‫چیزی نیست، یه خراش جزئی‌ـه

11:04.883 --> 11:07.633
‫چون هنوز بدنت سرده

11:07.800 --> 11:11.217
‫برم لباس و کفش خشک برات بیارم

11:11.383 --> 11:14.883
‫جوراب و لباس های پشمی باید بپوشی

11:18.217 --> 11:20.967
‫نه، این پسرمه!

11:25.050 --> 11:27.008
‫ببخشید

11:34.508 --> 11:37.467
‫سریعترین راه به «ترومسو» کدومه؟

12:09.217 --> 12:11.800
‫ترجمه کن

12:11.967 --> 12:14.550
‫یه نروژی لو ـشون داده

12:15.633 --> 12:19.800
‫با این اوضاع دیگه هیچ امیدی برامون نمی مونه

12:19.967 --> 12:22.967
‫ما باید از این آقای محترم تشکر کنیم.اسمت چیه؟

12:23.133 --> 12:26.092
‫-سورنشن
‫-سورنسن؟

12:27.467 --> 12:29.258
‫بسیار عالی

12:31.967 --> 12:35.258
‫اینا گزارش عملیات هستن

12:35.425 --> 12:39.092
‫ولی بعضی چیز ها رمزگذاری شده

12:39.258 --> 12:41.675
‫دژ نروژ

12:41.842 --> 12:45.300
‫دیگه نروژی های زیادی باقی نموندن

13:31.508 --> 13:33.633
‫-یازده؟
‫-بله

13:36.383 --> 13:38.967
‫باید دوازده نفر باشن

13:40.758 --> 13:43.842
‫دوازدهمین مرد کجاست؟

13:44.008 --> 13:45.267
‫دوازدهمی کجاست؟ ‫

13:45.393 --> 13:47.683
ما تا آبدره تعقيبش كرديم
[آبدره،شاخه‏اي عميق  از دريا مي‏باشد كه در خشكي پيش  رفته است ]

13:48.425 --> 13:51.717
‫-اون تسلیم نشد
‫-پس اینطور

13:56.592 --> 13:59.092
‫خب الان کجاست؟

14:01.675 --> 14:05.717
‫گفتم که، اون تسلیم نشد

14:05.883 --> 14:08.633
‫چقدر صبر کردید؟

14:12.258 --> 14:15.842
‫نه.
‫اون تو دمای زیر صفر درجه داخل آب بود

14:16.008 --> 14:18.883
‫و اونجا هم دریا بود، می دونید که...

14:19.050 --> 14:22.758
‫اونجا عمیق و بزرگ بود.
‫زخمی هم شده بود

14:22.925 --> 14:27.550
‫-اون خونریزی داشت
‫-با این وجود نتونستید بگیرینش

14:29.175 --> 14:32.592
‫بی عرضه،پس اومدی اینجا چیکار؟

14:32.758 --> 14:34.842
‫پس تعهدت چی شد؟

14:37.508 --> 14:39.842
‫اینو می بینی؟

14:40.008 --> 14:43.050
‫پاداش صداقت هستش

14:43.217 --> 14:48.217
‫در طول خدمتم، هیچکسی از دستم فرار نکرده

14:49.217 --> 14:51.633
‫همه خونه های منطقه رو بگردید

14:51.800 --> 14:55.758
‫مخصوصا" اونایی که از پزشکی سر در میارن

14:55.925 --> 14:58.550
‫دکترها . ماما ها

15:01.092 --> 15:03.758
‫جناب فرمانده

15:03.925 --> 15:08.717
‫با اطمینان می‌گم.اون مرد تا الان مرده

15:08.883 --> 15:15.092
‫منم به تو میگم، تا وقتی که جسدش رو پیدا نکنید
‫اون زنده حساب میشه

15:32.633 --> 15:38.217
‫اینو می دونم که هیچ کسی نمی تونه تو اون آبدره
‫شنا کنه، حتی تو خود تابستون

15:38.383 --> 15:43.133
‫-ترومسو با آلمانی ها پُر شده
‫- باید اونجا برم

15:43.300 --> 15:48.133
‫می خوای بقیه رو نجات بدی؟
‫اونایی که باهاشون اومدی؟

15:48.300 --> 15:52.467
‫بله.شاید بعضی هاشون هنوز دستگیر نشدن

15:53.883 --> 15:57.133
‫-خیلی دوره؟
‫-به زودی اونجا خواهیم بود

16:13.092 --> 16:16.008
‫باهامون چیکار می کنن؟

16:26.842 --> 16:30.925
‫-به کمپ یا اینجور جایی می فرستنمون،ها؟
‫-اصلا" در موردش فکر نکن

16:33.967 --> 16:38.300
‫-چطور در موردش فکر نکنم
‫-نمی تونی فقط خفه بشی؟

16:38.467 --> 16:41.217
‫این حرف ها هیچ کمکی نمی کنه

16:42.050 --> 16:47.092
‫«بورن». تو هم باید بترسی

16:59.842 --> 17:03.342
‫خب الان...این یکی رو بیارید

17:03.508 --> 17:08.758
‫نه! اون هیچ کاری نکرده! پسره رو تنها بزارید!

17:09.967 --> 17:12.133
‫نه!

17:26.342 --> 17:28.925
‫همینجاست

17:29.092 --> 17:30.717
‫ممنون.

17:30.883 --> 17:35.300
‫-به خاطر نروژ
‫-به خاطر نروژ

17:52.133 --> 17:55.675
‫-اوه، خدای من، منو ترسوندی
‫-ببخشید

17:57.383 --> 18:01.883
‫-به من گفتن که شوهرت می تونه کمک کنه...
‫-نه، اون نیستش...

18:03.800 --> 18:06.217
‫متاسفم

18:09.467 --> 18:13.550
‫تو، تا وقتی که به پات نگاه نکنم هیچ جا نمیری

18:13.717 --> 18:17.092
‫خیلی خب، بهترین کاری که می تونستم رو انجام دادم

18:17.258 --> 18:20.758
‫-ولی به دکتر نیاز داری
‫- کار های اورژانسی تر از این دارم

18:20.925 --> 18:25.258
‫اگه این قانقاریا باشه، هیچ کاری اورژانسی تر
‫از این نداری

18:25.425 --> 18:28.967
‫اگه عفونت کرد مطمئن باش که چند روز بیشتر از زندگی‌ـت نمونده

18:29.133 --> 18:33.008
‫و حتما" باید بری بیمارستان

18:33.175 --> 18:35.383
‫الان داری کجا میری؟

18:38.467 --> 18:40.925
‫باید به ترومسو برم

18:44.092 --> 18:48.092
‫فکر کنم باید از اینجا برم

18:48.258 --> 18:53.592
‫نه،نه، از اینجا نمی تونی رد بشی، باید
‫از زمین «هانسن» تو «کارانس» بری

18:53.758 --> 18:57.925
‫من دختر اونا «مارگارت» رو به دنیا آوردم،
‫آدم های خوبی هستن

19:06.425 --> 19:08.550
‫باید عجله کنی

19:19.175 --> 19:21.925
‫اون ماما هستش

19:24.133 --> 19:28.342
‫ما دنبال یه سرباز فراری هستیم، این اطراف ندیدیش؟

19:28.508 --> 19:31.175
‫نه، من هیچکسی رو ندیدم

19:31.342 --> 19:34.842
‫ببخشید خانوم، داریم کل منطقه رو دنبالش می گردیم

19:36.717 --> 19:39.383
‫ممنون به خاطر کمکت‌ـتون، خداحافظ

19:47.050 --> 19:48.842
‫ادامه بدید!

20:06.925 --> 20:10.633
‫-اسناد داخل کیف؟
‫- اسم عملیات مارتین قرمز هستش

20:10.800 --> 20:14.967
‫هدفشون تخریب برج مراقبت
‫و هواپیما‌های دریایی بوده

20:15.133 --> 20:17.592
‫- خبری از نفر دوازدهم هست؟
‫-نه

20:17.758 --> 20:22.800
‫اما اسم دو تا جاسوس تو ترومسو رو پیدا کردیم

20:22.967 --> 20:25.592
‫بیارینشون

20:26.717 --> 20:29.425
‫-خبر جدیدی داری؟
‫-بهم کمی وقت بدید

20:29.592 --> 20:32.717
‫دارم چیز جدیدی رو امتحان می کنم

20:32.883 --> 20:35.633
‫هی!

20:35.800 --> 20:38.508
‫الان باید درد رو حس کنی!

20:38.675 --> 20:41.258
‫فقط داریم وقتمون رو تلف می کنیم

20:41.425 --> 20:44.633
‫هیچکس هم بهم نمیگه ،حق با توئه

20:51.008 --> 20:53.717
‫بگو اون کجاست؟

21:07.675 --> 21:11.092
‫فکر کنم لازمه بهتون یادآوری کنم

21:11.258 --> 21:14.842
‫«هنری هیملر»، رئیس گارد حفاظتی

21:15.008 --> 21:17.675
‫منتظر گزارش ماست

21:17.842 --> 21:23.342
‫آقای «وندرز»، طرف بیست دقیقه تو آب یخ بوده
‫هر کسی می تونه اینو تحمل کنه

21:23.508 --> 21:29.175
‫اون الان بدنش سرده، ولی ضربان قلب داره

21:29.342 --> 21:34.008
‫می تونه حرکت کنه، مغزش هم کار می کنه

21:34.175 --> 21:39.133
‫اینا معنیش اینه که مرد دوازدهم هنوز نمرده

21:44.217 --> 21:46.383
‫خدای من

21:55.967 --> 21:58.883
‫پلیس امنیتی!باز کنید

21:59.050 --> 22:01.342
‫ببرینش!

22:03.675 --> 22:05.133
‫زود باش!

22:52.300 --> 22:56.092
‫خیلی لاغره. یکی دیگه رو بیارید

23:15.592 --> 23:17.383
‫برو داخل آب

23:28.383 --> 23:30.633
‫جلوتر!

23:30.800 --> 23:32.633
جلوتر!

23:32.800 --> 23:34.758
‫پایین‌تر!

23:58.883 --> 24:01.717
‫یکی رو می‌خوام که قویتر باشه

24:05.842 --> 24:08.258
‫خودم میرم!

25:30.300 --> 25:32.383
‫خدای من!

26:15.300 --> 26:18.175
‫کی هستی؟
‫مارگارت، برو داخل

26:18.342 --> 26:21.175
‫-شلیک نکن
‫-کی هستی؟

26:25.050 --> 26:27.425
‫اینجا کارانس هستش؟

26:27.592 --> 26:32.092
‫می گن که همه دوازده نفر رو گرفتن، آلمانی‌ها
‫اینو پیروزی بزرگی تو آبدره «توفته» می دونن

26:32.258 --> 26:36.008
‫-تو دوازدهمین نفر هستی؟
‫-بله.

26:37.342 --> 26:40.675
‫من احمق نیستم.شایعات رو شنیدم

26:40.842 --> 26:44.967
‫می دونستم که یه چیزی در مورد تو هستش.
‫پس بهشون گفتم:

26:45.133 --> 26:49.592
‫اگه شما همه دوازده نفر رو گرفتین، پس چرا هنوز اینجایین؟

26:49.758 --> 26:53.592
‫-حالا دلیلش رو دونستم
‫- اونا چیز دیگه در مورد بقیه گفتن؟

26:53.758 --> 26:57.467
‫نه.فقط شنیدم که همشون دستگیر شدن

26:57.633 --> 27:02.342
‫بیشترشون تحت بازداشتن، بقیه رو هم فرستادن بیمارستان

27:02.508 --> 27:08.175
‫«راگنیلد» زیاد مرض میشه و میره بیمارستان.
‫بعضی از پرستار‌ها رو می‌شناسه

27:08.342 --> 27:11.842
‫-ترسیده؟
‫-بله، بعدا" باید باهاش حرف بزنم

27:47.217 --> 27:49.758
‫سرباز هستی؟

27:50.967 --> 27:55.258
‫در واقع نه.ابزار میسازم

27:57.300 --> 28:00.675
‫مثل پیانو؟

28:00.842 --> 28:05.633
‫نه.وسایلی میسازم که باهاش نقشه می‌کشن

28:07.258 --> 28:10.258
‫متوجه شدی؟

28:10.425 --> 28:13.592
‫خب من نقشه می‌کشم

28:13.758 --> 28:16.008
‫و یه بارم...

28:16.175 --> 28:19.300
‫...با دوچرخه از سوئد تا نروژ اومدم

28:19.467 --> 28:22.550
‫تا یه نقشه از فرودگاه بکشم

28:23.842 --> 28:26.050
‫بعدش برگردم سوئد

28:26.217 --> 28:30.883
‫بعدش یه آقا پلیسه اومد و گفتش که باید نقشه های بیشتری بکشم

28:31.050 --> 28:33.883
‫پس مجبور شدم از سوئد سفر کنم

28:35.508 --> 28:37.800
‫اینطور شد که رفتم روسیه

28:37.967 --> 28:40.342
‫اوکراین، ترکیه

28:40.508 --> 28:44.175
‫هند، کنیا ، آفریقای جنوبی

28:44.342 --> 28:46.883
‫و بعدش...

28:48.092 --> 28:52.925
‫...من با قایق به برزیل رفتم ،
‫از اونجا هم به ترینیداد...

28:53.092 --> 28:56.175
‫آمریکا و کانادا هم رفتم

28:56.342 --> 28:59.550
‫بعدش با یه قایق دیگه

28:59.717 --> 29:01.800
‫برگشتم به انگلیس

29:01.967 --> 29:06.050
‫آخرش هم رفتم به جزیره شتلند رفتم
‫تا دوستامو ببینم

29:09.508 --> 29:12.175
‫از اونجا هم اومدم اینجا

29:12.342 --> 29:16.175
‫چرا استرالیا نرفتی؟

29:18.425 --> 29:20.842
‫معلومه جغرافیات خوبه

29:21.008 --> 29:24.758
‫اونقدری که به جغرافیا علاقه داره

29:24.925 --> 29:28.092
‫به کارهای خونه نداره

29:35.217 --> 29:41.592
‫-حاضری که راه بیوفتی؟
‫-بهم بگو که چی فهمیدی

29:41.758 --> 29:45.425
‫من فقط چیزی رو میگم که تو بیمارستان شنیدم

29:45.592 --> 29:48.258
‫خیلی‌ها رو تو ترومسو دستگیر کردن

29:48.425 --> 29:52.258
‫آلمانی ها کلی اسناد هم پیدا کردن

29:52.425 --> 29:57.800
‫- و اونی که من باهاش بودم؟
‫- مطمئنا" اسمش «سیگورد» بوده

29:57.967 --> 30:00.592
‫میگن که شکنجه شده...

30:00.758 --> 30:03.217
‫...تا حد مرگ

30:04.925 --> 30:09.425
‫یکی هم که اسمش «اریک...ریشلت‌»ـه. اونم زنده‏اس

30:09.592 --> 30:13.008
‫تو بیمارستان بستریه

30:13.175 --> 30:15.592
‫بقیه چطور؟

30:17.300 --> 30:20.925
‫اعدام میشن، امشب

31:29.175 --> 31:31.633
‫بفرمایید

31:39.258 --> 31:41.717
‫این همه زندگی منه

31:44.508 --> 31:47.050
‫بایدم ازش مواطبت کنم

31:53.550 --> 31:55.925
‫دنبال چی میگردی؟

32:00.633 --> 32:03.467
‫به نظرت شفق قطبی دست آلمان‌ها هستش؟
‫[شفق قطبی به پدیده ظهور نورهای رنگی و متحرک در آسمان گفنه میشه]

32:03.633 --> 32:06.467
‫نه، امکان نداره

32:07.717 --> 32:13.467
‫مامانم میگه هر وقت شفق قطبی رو دیدین یعنی
‫از خونه دور نیستین
‫

32:14.675 --> 32:18.800
‫اگه شفق قطبی رو دوست داشته باشیم،
‫اونم با ما می‌مونه

32:20.800 --> 32:24.258
‫ما شفق‌های قطبی زیادی داریم و جاهایی هستش
‫که می‌تونیم قایم‌ـشون کنیم

32:35.592 --> 32:38.342
‫اوه خدای من

32:38.508 --> 32:43.300
‫-باهات چیکار کردن؟
‫- نمی تونم بگم

32:43.467 --> 32:45.883
‫نمی تونم بگم

32:46.050 --> 32:49.425
‫نه، باور می کنم، باور می کنم

32:51.800 --> 32:53.842
‫پیداش نکردن

32:54.008 --> 32:59.258
‫اونی که باهات بود، پیداش نکردن،
‫هنوز زنده هستش

33:01.842 --> 33:04.342
‫زنده‌اس

33:08.383 --> 33:11.008
‫من زن دارم

33:12.217 --> 33:14.383
‫و یه دختر

33:16.383 --> 33:18.842
‫بهشون بگو...

34:02.258 --> 34:05.133
‫من دیگه باید برم

34:06.050 --> 34:11.258
‫اگه خودم رو قایم کنم
‫چجوری می تونم کشورم رو نجات بدم؟

34:13.675 --> 34:16.217
‫داری به ترومسو میری؟

34:20.258 --> 34:23.342
‫نه. دیگه دیر شده

34:25.300 --> 34:28.425
‫- سوئد میرم؟
‫-چرا؟

34:30.092 --> 34:33.758
‫چون سوئد کشور بی‌طرفه

34:34.967 --> 34:39.467
‫- معنیش اینه که اونجا امنه
‫- چقدر خوب

34:39.633 --> 34:45.717
‫ولی خوب‌تر از اون اینه که تو نقشه نشون بدی
‫که سوئد کجاست

34:45.883 --> 34:47.925
‫ما اینجا هستیم

34:55.008 --> 34:57.300
‫و اینجا...سوئد‌ه

35:07.175 --> 35:08.967
‫خیلی راه طولانیه

35:09.133 --> 35:13.300
‫همه زندانی ها بیرون! زود باشید!
‫سریعتر!

35:16.383 --> 35:19.842
‫من خیلی براتون متاسف شدم، هیچکسی از اونا
‫حرف نزد

35:20.008 --> 35:24.800
‫فقط به یکی از اونا امید بود، که اونم زود مُردش

35:24.967 --> 35:28.467
‫خیلی خب، الان می خوای چیکار کنی؟

35:31.133 --> 35:35.758
‫شاید اونا چیزی نمیگن چون حرفی برای گفتن ندارن

35:35.925 --> 35:38.967
‫چون خانواده‌هاشون مرده‌ن

35:39.133 --> 35:43.217
‫امروز با شورای امنیت ملی تماس گرفتم

35:43.383 --> 35:47.008
‫هنوز منتظر گزارشن

35:47.175 --> 35:52.050
‫-نه، نه تا وقتی که مطمئن نشدم
‫- خوبه

35:54.633 --> 35:56.717
‫تکون بخورید، تکون بخورید

36:10.342 --> 36:16.800
‫می‌دونی چه فکری می کنم؟ اینکه تو داری
‫یه روح رو تعقیب می کنی

36:19.092 --> 36:21.925
‫هیچ ردی ازش نیست

36:22.092 --> 36:28.633
‫ما همه زمین‌ها و خونه‌ها رو گشتیم

36:28.800 --> 36:34.133
‫از هر کسی که فکر کنی در موردش پرسیدیم

36:36.467 --> 36:44.258
‫♪ خداوند به سرزمین زیبای ما برکت دهد ♪

36:44.425 --> 36:52.675
‫♪ و باغ‌های ما رو شکوفا کند ♪

36:52.842 --> 36:57.842
‫♪ بزار تابش آرامش‏ـت از میان کوه‌ها... ♪

36:59.133 --> 37:03.550
‫تاخیر. برلین هیچ وقت اینو قبول نمی‌کنه

37:05.175 --> 37:10.758
‫می خوای به جبهه شرق بری؟
‫کسی مثل هیملر این گزارش رو می خونه

37:10.925 --> 37:14.217
‫اگه هیملر بخونه، یعتی هیتلر هم خونده

37:14.383 --> 37:18.050
‫تو که نمی خوای به هیتلر دروغ بگی؟

37:18.217 --> 37:20.258
‫♪ مثل کریسمس... ♪

39:43.758 --> 39:46.967
‫شنیدم که می تونم بهت اعتماد کنم

39:48.383 --> 39:51.133
‫خیلی وقته منتظر تو‌ هستیم

40:00.008 --> 40:02.133
‫یان بالسرود

40:09.175 --> 40:11.342
‫کم مونده برسیم

40:11.508 --> 40:14.592
‫-خوبه
‫- اینا سایزش 42 هستش

40:14.758 --> 40:19.008
‫- از کجا می دونستی؟
‫-مرد های ریز هیکل

40:19.175 --> 40:22.592
‫- حداقل کاری بود که می تونستم
‫- ممنون

40:22.758 --> 40:24.550
‫«پِدِر»

40:25.633 --> 40:27.467
‫پِدِر

40:54.758 --> 40:57.217
‫اینجا رو ببین. این کیف برای توئه

40:57.383 --> 41:00.675
‫یه کم غذا و لباس اضافه برای سفرت

41:00.842 --> 41:05.175
‫وقتی که به «لینگشدت» رسیدی،
‫این یونیفرمت رو می پوشونه

41:05.342 --> 41:08.342
‫- اینا هم چوب اسکی
‫- نمی تونم اینو قبول کنم

41:08.508 --> 41:13.133
‫دیگه نمی‌تونم ازشون نگه‌داری کنم.
‫هیچ وقت خودم رو نمی بخشم

41:13.300 --> 41:16.883
‫باشه.لازمه یه بار دیگه نقشه رو مرور کنیم؟

41:17.050 --> 41:19.633
‫- به سوئد میرم
‫-بله

41:19.800 --> 41:23.967
‫بعد انگلیس.
‫و جوراب هام رو عوض می کنم

41:24.133 --> 41:27.092
‫بعدش برمی‌گردم اینجا

41:27.258 --> 41:29.550
‫باشه.اینجا رو ببین

41:29.717 --> 41:34.092
‫اینجا لینگشدت هستش.
‫لینگشدت یه مرکز مهم نظامیه

41:34.258 --> 41:38.758
‫آلمانی‌های زیادی اونجا هستن.
‫ولی اصلا" نباید نزدیک اونا بشی

41:38.925 --> 41:42.675
‫باید از اینجا بری.
‫هر دو طرف کوه‌ها شیب‌های تندی دارن

41:42.842 --> 41:48.550
‫احتمالا" اونا حاشیه ساحل رو دنبا‌ت می گردن.اصلا" فکرش رو نمی‌کنن که تو به لینگشدت بری

41:50.300 --> 41:54.133
‫اینو ببین،
‫"کرت استیج"

41:54.300 --> 41:58.717
‫او رئیس پلیس امنیتی تو اینجاست، ما اینطور فکر می‌کنیم که اون می‌دونه تو زنده‌ای

42:00.675 --> 42:05.008
‫می‌گن که هیچکسی نتونسته از دستش فرار کنه

42:05.175 --> 42:08.050
‫پس یه جورایی این قضیه براش مهمه

42:08.217 --> 42:11.925
‫هرگز نذاشت نیروهای آزادی نروژ بتونن فرار کنن

42:12.092 --> 42:17.175
‫رفتن تو به سوئد یه شکست بزرگی برای اونه

43:09.633 --> 43:13.592
‫رمزگزاریش کنید و سریعا" به برلین بفرستین

43:15.758 --> 43:18.717
‫درود بر هیتلر!
‫درود بر هیتلر

43:22.258 --> 43:25.425
‫- عالی بود، ممنون
‫-بله...

43:41.342 --> 43:43.925
‫از این جلوتر نمی تونیم بریم

43:45.717 --> 43:51.008
‫- بقیه اش رو خودم میرم
‫-بعد هیچ وقت بدنت خشک نمی‌شه و سرما می‌کُشتت

43:57.508 --> 44:00.383
‫چوب اسکی‌ها رو بده من

44:06.092 --> 44:09.633
‫- خودتم بیا
‫- نه

44:09.800 --> 44:11.883
‫زود باش

44:12.050 --> 44:13.758
‫صبر کن

44:13.925 --> 44:15.758
‫اینم بزار

44:15.925 --> 44:19.342
‫الان شبیه بومی‌های اینجا شدی

44:19.508 --> 44:22.925
‫وقتی که به اونور آبدره رسیدی

44:23.092 --> 44:27.967
‫قایق رو تو آب ولش کن.اینطوری یکی پیداش می کنه.
‫هیچکس هم نمی‌فهمه تو کدوم طرفی رفتی

44:28.133 --> 44:32.342
‫ولی قبل از رسیدن به مرز باید از کوه عبور کنی

44:32.508 --> 44:37.342
‫اگه هوا خوب باشه، دو یا سه روز طول می‌کشه

44:37.508 --> 44:40.550
‫اونموقع تو فقط چوب اسکی و یه شانس...

44:40.717 --> 44:43.258
‫...برای فرار داری

44:48.092 --> 44:50.050
‫موفق باشی

44:59.925 --> 45:04.925
‫خطاب به رئیس گارد حفاظتی و
‫رئیس پلیس مخفی در نروژ

45:05.092 --> 45:10.342
‫گزارش اولیه از دستگیری افراد خرابکار در آبدره توفته

45:10.508 --> 45:17.133
‫در 29 مارس 1943 قایقی ماهگیری
‫متشکل از تفنگداران و افراد ماهر نروژی

45:17.300 --> 45:24.467
‫که با اهداف خرابکارانه توسط انگلیسی ها
‫تعلیم داده شده بودن دستگیر شدن

45:26.175 --> 45:32.425
‫این گردان متشکل از دوازده نفر بود که ده نفر از آنها تحت بازداشت و بازجویی قرار گرفتن

45:32.592 --> 45:35.675
‫و در 18 اکتبر با دستور فرمانده

45:35.842 --> 45:39.050
‫ده نفر اعدام شدن

45:41.592 --> 45:47.508
‫یکی از آنها زیر شکنجه جان داد و نفر دوازدهم آخرین بار در حاشیه ساحل

45:47.675 --> 45:51.175
‫و در حال شنا در آبدره دریای نروژ دیده شده

45:51.342 --> 45:56.342
‫شخصا" اولویت اولم اطمینان از وضعیت او بود

45:56.508 --> 46:01.633
‫و بعد از جست‌و‌جوی کامل منطقه

46:01.800 --> 46:06.175
‫به این نتیجه رسیدم که امکان فرار او
‫از طریق آبهای سرد قطبی وجود ندارد

46:35.508 --> 46:39.008
روز هفتم،5آوريل، لينگشدت

47:22.633 --> 47:25.550
‫هی! هی تو!

47:35.300 --> 47:38.300
‫فکر می کردم نروژی ها همشون بلدن اسکی برن

47:45.883 --> 47:47.383
‫ممنون

51:29.717 --> 51:33.967
‫من تعقیبش کردم، اون رفت زیر بهمن

51:34.133 --> 51:37.175
‫همینجا...گمش کردم

51:37.342 --> 51:40.925
‫مطمئنی؟ وندرز فکر می کنه که اون یه روحه

51:41.092 --> 51:43.925
‫اگه از اونجا زنده بیرون بیاد

51:44.092 --> 51:47.508
‫فقط سه تا راه داره که از کوه بیاد پایین

51:47.675 --> 51:49.925
‫اینجا، اینجا و اینجا

51:50.092 --> 51:53.258
‫مطمئنم که خودشه

51:53.425 --> 51:56.383
‫و ممکنه که زنده باشه

52:02.883 --> 52:05.717
‫چرا اینجا موندید؟! گمشید بیرون

52:13.633 --> 52:18.967
‫- گزارش رو فرستادی؟
‫- بله، البته که فرستادم

52:20.717 --> 52:24.675
‫خوبه، فقط می‌خواستم مطمئن بشم

54:05.217 --> 54:08.050
‫اینجا چوب اسکی هستش

54:11.925 --> 54:13.842
‫چی اونجا هستش؟

54:17.758 --> 54:20.217
‫کوله‌پشتی

54:26.008 --> 54:28.342
‫سلام

54:29.425 --> 54:31.550
سلام

54:31.717 --> 54:34.967
‫صدام رو می‌شنوی؟

54:35.133 --> 54:37.050
‫بالسورد؟

54:37.217 --> 54:40.467
‫فکر می‌کنی که بی‌گناهی، مگه نه؟

54:40.633 --> 54:44.175
‫نمی‌تونم...الان نه

54:44.342 --> 54:48.217
‫- چرا تنهام نمیزاری؟
‫- از خودت خجالت نمی‌کشی؟

54:48.383 --> 54:51.008
‫- زود باش بگو!
‫- خفه شو

54:51.175 --> 54:54.092
‫من ساکتم، تو داری حرف میزنی

54:54.258 --> 54:57.883
‫بیا دیگه. آماده...به صف...حرکت!

56:27.592 --> 56:29.592
‫«ماریوس گرانول»؟

56:30.842 --> 56:33.758
‫ماریوس گرانول؟

56:35.342 --> 56:38.342
‫تو این چند روز چیز مشکوکی این اطراف ندیدی؟

56:38.508 --> 56:41.925
‫-نه.
‫- هیچ چیز مشکوکی؟

56:48.092 --> 56:51.467
‫- خیلی خب
‫- فقط یه چیزی برام جالب بود

56:51.633 --> 56:55.925
‫چطور عضو...نازی‌ها شدی؟

56:57.633 --> 57:00.633
‫چون، چیزی نیست که هر کسی خوشش بیاد...

57:00.800 --> 57:03.258
‫نه. نه، اینطور نیست

57:04.467 --> 57:08.508
‫باید حتما" بهش اعتقاد داشته باشی؟

57:08.675 --> 57:10.175
‫بله

57:11.633 --> 57:15.133
‫اون علامت روی بازو‌ـت

57:16.050 --> 57:18.258
‫بهت حس غرور میده؟

57:21.508 --> 57:23.883
‫چیکار کردی که اونو گرفتی؟

57:24.050 --> 57:29.092
‫بابتش فقط اسمت رو تو لیست نوشتی
‫یا واقعا" باید یه کاری انجام بدی؟

57:30.550 --> 57:32.633
‫داریم همه جا رو دنبالش می‌گردیم

57:37.175 --> 57:42.592
‫مردی که دنبالش می‌گردیم حدودا" 175 سانت قدش‏ـ‌ه
‫با مو‌های مشکی

57:42.758 --> 57:46.342
‫احتمالا" یونیفرم نظامی نروژی ها رو پوشیده

57:46.508 --> 57:49.425
‫پای راستش هم مجروح شده

57:50.425 --> 57:51.800
‫بله

57:51.967 --> 57:55.550
‫هر گونه کمک یا مخفی کردن دشمن

57:55.717 --> 57:59.717
‫طبق قانون رایش سوم مجازاتش مرگه
‫[رایش سوم به نام دولت آلمان نازی گفته می‏شود]

58:01.092 --> 58:03.842
‫- -متوجه شدی؟
‫-بله

58:04.008 --> 58:06.467
‫بله

58:06.633 --> 58:08.883
‫خوبه

58:10.383 --> 58:14.133
‫اینجا کاری نداریم! بریم!

58:14.300 --> 58:17.425
‫باید بقیه جا ها رو بگردیم!بریم مزرعه بعدی

58:48.092 --> 58:51.133
‫خب، یه گاز دیگه

59:22.800 --> 59:29.175
‫«اُتار»، برو بیرون! هر کسی یا چیزی رو که دیدی
‫بیا بهم بگو

59:32.425 --> 59:36.633
‫- لباس‌هاش رو دربیارید
‫- باید دوباره جریان خونش رو به گردش بیندازیم

59:38.717 --> 59:43.008
‫- می دونی که این کیه؟
‫- بله

59:46.383 --> 59:50.217
‫هر چی لباس‌های گرم و پتو هستش بیارید

59:51.883 --> 59:55.133
‫- «هانا»!
‫-سلام

59:56.633 --> 01:00:01.300
‫چیزی نیست، چیزی نیست
‫جات امنه

01:00:04.717 --> 01:00:08.425
‫ردِ پاش رو دنبال کردم، از بهمن بیرون اومده

01:00:08.592 --> 01:00:11.633
‫- بهمن سه رو پیش نیومده بود؟
‫-آره

01:00:15.050 --> 01:00:18.425
‫عکسش رو همه جا زدن،
‫ممکنه که به خاطرش بهمون تیر اندازی کنن

01:00:18.592 --> 01:00:21.258
‫- می‏دونیم
‫- حتما" خونه مون رو به آتیش می‌کشند

01:00:21.425 --> 01:00:24.675
‫مثل «تلاووی»، اونا خونه اش رو آتیش زدن

01:00:26.383 --> 01:00:29.758
‫پای راستش رو که دیدی

01:00:29.925 --> 01:00:32.967
‫به دکتر نیاز داره، و اُتار...

01:00:33.133 --> 01:00:37.675
‫نمی‌تونیم به دکتر خبر بدیم، ریسکش زیاده

01:00:37.842 --> 01:00:41.300
‫ریسکش بیشتر از زندگی کسی هستش
‫که قانقاریا گرفته؟

01:00:41.467 --> 01:00:44.175
‫-هر لحظه ممکنه که بمیره
‫-اون نمی‌میره

01:00:44.342 --> 01:00:47.842
‫باید بهش کمک کنیم، ماساژـش می‌دیم و زخمش رو پماد می‌زنیم

01:00:48.008 --> 01:00:50.342
‫اگه من بودم؟

01:00:50.508 --> 01:00:53.717
‫- اگه من جای اون بودم؟
‫-هانا

01:00:53.883 --> 01:00:57.342
‫الان وقتشه که نشون بدیم ما کی هستیم
‫و از چی دفاع می‌کنیم

01:01:00.925 --> 01:01:03.967
‫- کجا داری میری؟
‫-بیرون

01:01:04.758 --> 01:01:08.758
‫اُتار شش ساعته بیرون نگهبانی میده،
‫من به جاش می‌مونم

01:01:14.092 --> 01:01:17.092
‫نمی‌تونه زیاد دور بشه

01:01:29.425 --> 01:01:32.175
‫یه چیزی پیدا کردیم

01:01:32.342 --> 01:01:36.342
‫بدش من.
‫فرمانده؟

01:01:36.508 --> 01:01:40.675
‫نمی‌خوام مزاحمتون بشم ولی باید اینو ببینید

01:01:41.842 --> 01:01:45.800
‫تو بهمن، نزدیک مزرعه گرانول
‫یه چیز دیگه هم پیداش کردیم

01:01:45.967 --> 01:01:50.467
‫-چیه؟
‫- این کلاه رو همون جا پیداش کردیم

01:02:27.675 --> 01:02:30.758
‫آروم، آروم ،آروم، مواظب باش، اینجا رو ببین

01:02:30.925 --> 01:02:34.300
‫اینو بگیر، من اینجام، دراز بکش

01:02:35.383 --> 01:02:40.300
روز سيردهم، 11 آوريل، مزرعه گرانول

01:02:55.758 --> 01:02:59.258
‫بهت که گفتم هر وقت که بیدار بشی من اینجام

01:03:09.258 --> 01:03:12.467
‫لباس‌هاتو عوض کردم

01:03:12.633 --> 01:03:15.092
‫و بدنت رو هم شستم

01:03:15.342 --> 01:03:18.383
‫لباس‌زیر های ماریوس رو پوشیدی

01:03:21.217 --> 01:03:24.050
‫ماریوس؟ اون شوهرته؟

01:03:24.217 --> 01:03:27.175
‫نه، برادرمه

01:03:32.508 --> 01:03:35.342
‫اسمت چیه؟

01:03:35.508 --> 01:03:37.425
‫«گودرون»

01:03:38.508 --> 01:03:39.758
‫گودرون؟

01:03:42.133 --> 01:03:45.008
‫- اون چی بود؟
‫- هیچی، فقط یه موش بود

01:03:47.092 --> 01:03:50.008
‫تا به حال اینطور هول نشده بودم

01:03:50.175 --> 01:03:52.800
‫منم همینطور

01:03:55.133 --> 01:03:58.467
‫- یونیفرمم کجاست؟
‫-اونو شستم

01:04:00.300 --> 01:04:03.925
‫نقشه یا کاغذی داخلش نبود؟

01:04:04.092 --> 01:04:05.758
‫نه

01:04:12.508 --> 01:04:15.008
‫چشم‌هات چطورن؟

01:04:18.758 --> 01:04:21.883
‫- بهترن
‫- اسم تو یان هستش

01:04:23.217 --> 01:04:25.425
‫یان بالسرود

01:04:27.800 --> 01:04:30.383
‫تو خواب حرف میزدی

01:04:32.925 --> 01:04:34.842
‫زیاد حرف میزدم؟

01:04:35.008 --> 01:04:37.133
‫بله...

01:04:37.300 --> 01:04:39.675
‫...خیلی حرف میزدی

01:04:39.842 --> 01:04:42.342
‫ببخشید

01:04:42.508 --> 01:04:46.633
‫من اطلاعات زیادی دارم که نباید آلمانی‌ها بدونن

01:04:46.800 --> 01:04:50.717
‫اگه چیزی ندونی به نفعته

01:04:54.883 --> 01:04:56.633
‫بمبئی

01:05:00.508 --> 01:05:03.758
‫- تو هند ـه
‫- تا حالا اونجا بودی؟

01:05:05.675 --> 01:05:07.758
‫بله

01:05:07.925 --> 01:05:12.008
‫در مورد پرنده‌ها و فیل‌ها حرف میزدی

01:05:12.175 --> 01:05:14.342
‫و همچنین در مورد...

01:05:14.508 --> 01:05:16.925
‫...رقصیدن تو لندن

01:05:25.133 --> 01:05:27.550
‫بعدشم گریه کردی

01:05:28.967 --> 01:05:32.425
‫به خاطر...پِر

01:05:35.550 --> 01:05:38.592
‫سیگورد، اریک

01:05:39.842 --> 01:05:42.133
‫و خیلی‌های دیگه

01:05:51.217 --> 01:05:53.217
‫تو...

01:05:53.241 --> 01:05:55.241
آوامــووی

01:05:56.508 --> 01:05:59.717
‫یه دلیلی هست که تو به خاطرش زنده موندی

01:06:01.342 --> 01:06:04.133
‫حتما" یه دلیلی هست.

01:06:12.050 --> 01:06:14.342
‫- کیه؟
‫- تکون نخور

01:06:14.508 --> 01:06:17.258
‫تفنگم کجاست؟

01:06:19.425 --> 01:06:23.133
‫- شما ها رو تو دردسر انداختم
‫- ساکت، صدات درنیاد

01:06:37.467 --> 01:06:40.300
‫همه از ماشین پیاده بشید!!

01:06:49.425 --> 01:06:53.800
‫من قبلا" دوبار اومدیم اینجا، چیزی پیدا نکردیم

01:07:32.800 --> 01:07:35.883
‫تو، اسمت چیه پسر؟

01:07:36.050 --> 01:07:38.967
‫بلد نیست...آلمانی بلد نیست

01:07:40.258 --> 01:07:42.592
‫منم...زیاد...

01:07:42.758 --> 01:07:45.092
‫...نروژیم خوب نیست

01:07:46.092 --> 01:07:48.008
‫سربازی این اطراف ندیدی؟

01:07:57.633 --> 01:08:00.008
‫-ممنون
‫-خوشمزه‏ست

01:08:00.967 --> 01:08:02.550
‫خوشمزه‌ـست؟

01:09:58.675 --> 01:10:03.258
‫قبل از اینکه تاریک بشه
‫باید سه تا مزرعه دیگه رو هم بگردیم

01:10:03.425 --> 01:10:07.008
‫قبل از اینکه تاریک بشه؟ خیلی بامزه‌ای

01:10:19.342 --> 01:10:20.967
‫زود باش

01:10:22.717 --> 01:10:27.758
‫باید از اینجا تو رو ببریم پایین جاده،
‫فقط مواظب پا هات باش

01:10:27.925 --> 01:10:32.758
‫یه کلبه چوبی اون طرف آبدره هستش
‫یه کم راهش طولانیه

01:10:32.925 --> 01:10:37.592
‫ولی اونجا جات امنه، تا وقتی که
‫یه راهی پیدا کنیم بتونی بری سوئد

01:10:37.758 --> 01:10:39.592
‫برو

01:10:41.300 --> 01:10:43.300
‫آروم‌تر!

01:10:51.300 --> 01:10:54.592
‫- برو - زود باش
‫-خوبه

01:11:12.508 --> 01:11:14.592
‫- صبر کن
‫- چرا؟

01:11:14.758 --> 01:11:16.467
‫برگردین عقب!

01:11:16.633 --> 01:11:18.633
‫حسش می‌کنم...

01:12:26.092 --> 01:12:28.883
‫سیب‌زمینی

01:12:29.050 --> 01:12:32.300
‫اینم چیزی که با اون بتونی خودتو گرم کنی

01:12:33.842 --> 01:12:35.508
‫و همینطور...

01:12:35.675 --> 01:12:37.717
‫...چاقوی خودم

01:12:37.883 --> 01:12:39.967
‫فقط گمش نکنی

01:12:40.133 --> 01:12:43.425
‫اینجا بهتر از هتل «ساووی» هستش

01:12:43.592 --> 01:12:46.175
‫واقعا؟

01:12:46.342 --> 01:12:51.592
‫بهترین هتل تو لندن،
‫ولی اصلا" با اینجا قابل مقایسه نیست

01:12:51.758 --> 01:12:56.592
‫ماریوس، قبل از اینکه کسی بفهمه ما نیستیم
‫باید برگردیم

01:12:58.633 --> 01:13:02.300
‫جای خلوتیه،
‫آلمانی‌ها نمی‌تونن اینجا پیدات کنن

01:13:02.467 --> 01:13:05.967
‫خوب استراحت می‌کنم،
‫چند روزه حالم خوب میشه

01:13:06.133 --> 01:13:11.175
‫هر چقدر می‌خوای استراحت کن،
‫کسی از هتل ساووی تو رو نمی‌ندازه بیرون

01:13:13.217 --> 01:13:16.258
‫-حالت که خوبه؟
‫-بله

01:13:16.425 --> 01:13:18.508
‫می‌تونی راه بری؟

01:13:21.467 --> 01:13:23.175
‫آره

01:13:23.342 --> 01:13:28.050
‫بهم یه چند روز وقت بده، یه راهی برای
‫کمک کردن بهت پیدا می کنم

01:13:31.467 --> 01:13:34.092
‫هتل ساووی...

01:13:56.342 --> 01:13:58.967
‫یه نوشیدنی، لطفا"

01:15:09.217 --> 01:15:11.550
‫هیچی اینجا نیست

01:15:12.592 --> 01:15:14.883
‫زیرزمین رو هم گشتیم

01:16:34.258 --> 01:16:36.800
‫ردِپا‌ ها تا اینجا اومده

01:16:58.883 --> 01:17:00.675
‫همینجاست! پیداش کردیم

01:17:24.967 --> 01:17:26.883
‫همینجاست!

01:23:22.967 --> 01:23:24.925

‫ روز بیست و ششم، 24 آپریل

01:23:25.092 --> 01:23:28.092

‫ روز‌های سپره شده در هتل ساووی: 12 روز

01:23:49.967 --> 01:23:51.842
‫یان؟

01:23:52.592 --> 01:23:55.925
‫منم. ماریوس

01:23:59.675 --> 01:24:04.425
‫یه راهی پیدا کردم بتونی بری سوئد

01:24:04.592 --> 01:24:07.008
‫خوبه

01:24:24.300 --> 01:24:26.883
‫چی شده؟

01:24:27.050 --> 01:24:32.008
‫قانقاریا.
‫داشت عفونتش بیشتر میشد

01:24:32.175 --> 01:24:34.508
‫باید قطعش می‌کردم

01:24:34.675 --> 01:24:38.175
‫-الان حالت چطوره؟
‫- بهترم

01:24:42.300 --> 01:24:44.633
‫بزارش همینجا

01:24:50.467 --> 01:24:51.883
‫بگیرش!

01:25:01.633 --> 01:25:03.633
‫- بیا
‫-مرسی

01:25:04.217 --> 01:25:06.633
‫اینم بگیر، هوا سرده، بکش رو خودت

01:25:10.925 --> 01:25:14.633
‫اجازه بده، نه.
‫اینجا بزن

01:25:17.383 --> 01:25:19.633
‫اینجاست، با همدیگه برداریم

01:25:23.633 --> 01:25:25.508
‫از بالا بکشید

01:25:25.675 --> 01:25:27.592
‫یکی دیگه هم

01:25:33.633 --> 01:25:36.467
‫بده بهش

01:25:36.633 --> 01:25:39.258
‫بیا به چیزی بخور

01:25:39.425 --> 01:25:41.425
‫ممنون

01:25:55.258 --> 01:25:58.508
‫همه چیز رو با خودمون می‌بریم

01:25:58.675 --> 01:26:02.592
‫-به جز این بو
‫- هوای خیلی خوب و تازه‌ای هستش

01:26:02.758 --> 01:26:07.550
‫باید بالای کوه بریم.
‫قراره با چند نفر «ماندالن»ـی اونجا ملاقات کنیم

01:26:07.717 --> 01:26:11.050
‫بعدش تو رو از مرز رد می‌کنیم

01:26:11.217 --> 01:26:14.008
‫این سورتمه تا سوئد میره؟

01:26:15.508 --> 01:26:17.217
‫بله، می‌بینی

01:26:19.842 --> 01:26:21.800
‫صبر کنید!

01:26:52.258 --> 01:26:54.675
‫نگهش دار

01:26:55.508 --> 01:26:58.675
‫می‌تونی یه نگاهی به سرتمه بیندازی؟

01:26:58.842 --> 01:27:01.342
‫بمونید، بزار طناب هاش رو عوض کنیم

01:27:01.508 --> 01:27:03.967
‫نگهش دار

01:27:04.925 --> 01:27:08.092
‫-باشه، گرفتمش
‫-خوبه، بکشید

01:27:09.425 --> 01:27:10.842
‫زود باشید

01:27:13.383 --> 01:27:14.800
‫هواپیما

01:27:36.717 --> 01:27:39.508
‫اون داره...اون داره میمیره

01:27:39.675 --> 01:27:41.675
‫باید برش گردونیم

01:27:55.175 --> 01:27:56.717
‫رسیدیم!

01:28:09.508 --> 01:28:13.467
‫کنار این سنگ قرار گذاشته بودیم

01:28:13.633 --> 01:28:17.008
‫باید تو رو اینجا تنها بزاریم

01:28:17.175 --> 01:28:19.967
‫قبل از اینکه دنبالمون بگردن باید برگردیم

01:28:20.133 --> 01:28:23.883
‫اگه ما رو پیدا کنن، تو رو هم پیدا می‌کنن

01:28:25.300 --> 01:28:32.133
‫مشکلی نیست، کیسه خواب جدیدم گرم و راحته،
‫حالمم خوبه

01:28:32.300 --> 01:28:35.092
‫اومدن ماندالنی‏ها زیاد طول نمی‌کشه

01:28:35.258 --> 01:28:38.550
‫کلمه رمز بین ما «سلام، آقای محترم» هستش

01:28:39.925 --> 01:28:43.217
‫-«آقای محترم»؟
‫-بله

01:28:43.383 --> 01:28:46.383
‫این بهترین چیزی بود که به فکرمون رسید

01:28:47.800 --> 01:28:50.050
‫به سوئد فکر کن

01:29:32.467 --> 01:29:35.050
‫به نظرت جالب نیست؟

01:29:35.217 --> 01:29:39.383
‫چرا این نروژی‌ها از ما خوششون نمیاد؟

01:29:39.550 --> 01:29:42.383
‫ما که می‌خواستیم...

01:29:42.550 --> 01:29:45.842
‫اون موفق شد عملیات مارتین قرمز رو

01:29:46.008 --> 01:29:48.592
‫با موفقیت انجام بده

01:29:50.342 --> 01:29:51.800
‫اونجا، اونو دیدیش؟

01:29:53.508 --> 01:29:56.425
‫حواست بود؟ اون نماد رو دیدی؟

01:29:57.717 --> 01:30:02.925
‫نماد پادشاه‌شون بود.اونا دوسش دارن.
‫مردم دارن روز به روز جسور‌تر می‌شن

01:30:03.092 --> 01:30:09.342
‫الان آخرین چیزی که ما می‌خواییم
‫اینه که اونا یه قهرمان دیگه پیدا کنن

01:31:43.717 --> 01:31:45.800
‫فکر می‌کنی الان کجاست؟

01:31:45.967 --> 01:31:51.050
‫امیدوارم سوئد باشه.
‫پیش پرستار‌های خوشگل سوئدی

01:31:54.883 --> 01:31:58.258
‫- امیدوارم اینطور باشه؟
‫- واقعا"

01:32:00.758 --> 01:32:03.175
‫ماریوس گرانول؟

01:32:08.800 --> 01:32:11.300
‫خودم هستم

01:32:12.175 --> 01:32:15.508
‫- می تونیم یه جای خلوت صحبت کنیم؟
‫-بله، همینجا

01:32:19.175 --> 01:32:21.675
‫-کی هستی؟
‫- لازم نیست بدونی

01:32:21.842 --> 01:32:24.425
‫«آقای محترم» چند روزه گم شده

01:32:24.592 --> 01:32:28.092
‫چند روزه داریم دنبالش می‌گردیم
‫و نمی‌تو‌نیم پیداش کنیم

01:32:28.258 --> 01:32:32.175
‫ولی... الان چهار روز گذشته

01:32:32.342 --> 01:32:34.633
‫چرا زودتر نیومدی؟

01:32:34.800 --> 01:32:38.717
‫اگه شما کنار سنگ «اولمایاری» گذاشته بدینش
‫ما پیداش می‌کردیم

01:32:38.883 --> 01:32:42.258
‫-گفتی کدوم سنگ؟
‫- اولمایاری

01:32:42.425 --> 01:32:45.925
‫قرارمون اولمایاری نبود،
‫«اولماواگی» بود

01:32:48.842 --> 01:32:53.258
‫میرم بالا ببینم اونجاست

01:32:53.425 --> 01:32:54.925
‫منم باهات میام

01:32:55.092 --> 01:32:58.133
‫-پس هانا و اُتار چی ؟
‫- اونا خوابیدن

01:32:58.300 --> 01:33:01.467
‫-یکی باید مواظب حیوون‌ها باشه
‫-من غذاشون رو دادم

01:33:01.633 --> 01:33:05.050
‫-اگه آلمانی‌ها بیان چی؟
‫-اُتار باهاشون حرف میزنه

01:33:05.217 --> 01:33:09.217
‫-اون فقط ده سال داره
‫-پس هانا باهاشون حرف میزنه، من باهات میام

01:33:09.383 --> 01:33:13.258
‫-گودرون، تو دوستش داری
‫-نه

01:33:13.425 --> 01:33:16.008
‫نمی‌دونیم که اونجا با چی روبرو میشیم

01:33:16.175 --> 01:33:17.967
‫-اگه مرده باشه...
‫-اینطور نگو

01:33:18.133 --> 01:33:23.383
‫-اگه تو کوهستان از سرما یخ زده باشه...
‫-اون نمرده!

01:33:25.592 --> 01:33:31.050
‫«اَگنت» رو با خودم میبرم،
‫اون از پزشکی هم سر در میاره

01:34:03.175 --> 01:34:05.467
‫همینجاست

01:34:21.050 --> 01:34:23.592
‫سلام «آقای محترم»؟

01:34:39.717 --> 01:34:41.758
‫تقصیر تو نیست

01:35:00.800 --> 01:35:03.675
‫ماریوس، ماریوس!

01:35:08.467 --> 01:35:11.342
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫باید یکی دیگه میومد

01:35:11.508 --> 01:35:15.050
‫یه سوءتفاهم بود، دیگه تکرار نمیشه،
‫قول میدم

01:35:15.217 --> 01:35:17.883
‫-چیزی برای خوردن آوردی؟
‫-آره

01:35:22.008 --> 01:35:24.508
‫به بقیه هم علامت بدم

01:35:25.383 --> 01:35:28.550
‫سوپ گرم، امیدوارم از نخود فرنگی خوشت بیاد

01:35:36.008 --> 01:35:38.633
‫ماریوس مرد خوبیه

01:35:44.050 --> 01:35:48.883
‫-چند وقته غذات تموم شده؟
‫-من هنوز غذا دارم

01:35:51.592 --> 01:35:55.550
‫اینجاست، این قسمتش برای صبحانه

01:35:55.717 --> 01:36:00.175
‫این قسمت هم برای نهار

01:36:00.342 --> 01:36:03.383
‫بقیه اش هم تا آخر هفته کافیه

01:36:08.342 --> 01:36:10.342
‫می‌دونی چیه؟

01:36:13.092 --> 01:36:16.633
‫فقط اینقدر مونده بود.فقط اینقدر

01:36:19.383 --> 01:36:22.092
‫تو ما رو امیدوار نگه داشتی

01:36:25.092 --> 01:36:27.133
‫گودرون سلام رسوند

01:36:41.008 --> 01:36:43.467
‫اون زنده‌اس

01:36:45.217 --> 01:36:47.675
‫و بهت سلام رسوند

01:36:57.467 --> 01:36:59.675
‫ روز سی و ششم، 4 مِی 

01:36:59.842 --> 01:37:02.633
‫  زمان سپری شده کنار سنگ "آقای محترم": 10 روز 

01:37:12.592 --> 01:37:15.342
‫اینجاست! زود باشید

01:37:15.508 --> 01:37:18.342
‫سلام...آقای محترم

01:37:18.508 --> 01:37:20.925
‫-ماریوس؟
‫-نه، اسم من « نیگو»ـست

01:37:21.092 --> 01:37:24.550
‫من و این آقایون
‫تو رو به سوئد می‌بریم

01:37:24.717 --> 01:37:28.800
‫باید اسکی کردنت خوب باشه
‫چون خیلی وقته منتظرتم

01:37:28.967 --> 01:37:34.092
‫اگه می‌دونستم اینقدر لاغری، خودم خونه می‌موندم
‫و اینا رو دنبالت می‌فرستادم

01:37:38.633 --> 01:37:42.217
‫-نمیشه ادامه داد!
‫-آره، می‌تونی، زود باش

01:37:42.383 --> 01:37:44.842
‫باید ادامه بدیم

01:38:28.800 --> 01:38:32.342
‫-رسیدیم سوئد؟
‫-نه

01:38:32.508 --> 01:38:36.758
‫برف شدیدی بود، مجبور شدیم
‫یه کم عقب تر برگردیم

01:38:41.175 --> 01:38:43.883
‫-عقب برگردید؟
‫-بله

01:38:46.050 --> 01:38:49.050
‫-چقدر؟
‫-حدودا" یک مایل

01:38:50.758 --> 01:38:54.300
‫-الان کجاییم؟
‫-تو «ماندالین» هستیم

01:38:57.008 --> 01:38:59.984
‫-بهم قول دادی که تا سوئد منو می‌بری
‫-حتما" هم می‌برمت

01:39:00.008 --> 01:39:03.175
‫-باید تا الان منو از مرز رد می‌کردی!
‫-گوش کن چی می‌گم

01:39:03.342 --> 01:39:05.925
‫-چیکار کردی؟
‫-هوا خیلی بد بود!

01:39:06.092 --> 01:39:09.800
‫منم می‏خواستم از مرز رد بشیم ولی از مسیر خارج شدیم

01:39:09.967 --> 01:39:12.925
‫اگه برنمی‌گشتیم ، الان زنده نمونده بودیم

01:39:13.092 --> 01:39:15.425
‫اون‌ها کل مرز رو بستن

01:39:15.592 --> 01:39:19.133
‫و هر یه قدم پست نگهبانی گذاشتن

01:39:22.633 --> 01:39:26.467
‫-پس هیچ امیدی برای رفتن نیستش
‫-چرا، هستش

01:39:26.633 --> 01:39:28.925
‫نیگو، بهم نگاه کن

01:39:29.967 --> 01:39:32.092
‫من فقط پوست و استخونم

01:39:32.258 --> 01:39:37.133
‫تا حالا معجزه بوده که زنده موندم، اینو می‌فهمی؟

01:39:39.342 --> 01:39:43.592
‫به همین دلیله که دارم کمکت می‌کنم، چون ما هم
‫به معجزه نیاز داریم

01:40:17.383 --> 01:40:21.675
‫-تفنگم رو برداشتی؟
‫بله، فکر کنم پیش من باشه بهتره

01:40:23.175 --> 01:40:28.008
‫-پس چجوری از خودم دفاع کنم؟
‫-قول میدی که خودتو نکشی؟

01:41:01.508 --> 01:41:05.258
‫-عجله کنید!
‫-همه بیان رو عرشه

01:41:05.425 --> 01:41:07.467
‫پایین!

01:41:07.633 --> 01:41:10.383
‫-اسناد!
‫-ببندش به طناب انفجاری

01:41:41.050 --> 01:41:43.258
‫من طناب رو آتیش نزدم!

01:42:03.467 --> 01:42:05.342
‫یان!

01:42:07.717 --> 01:42:09.508
یان!

01:42:22.883 --> 01:42:25.217
‫کی هستی؟

01:42:25.425 --> 01:42:30.842
‫«آسلاک فوسل»،سوپ‌ـت رو تا سرد نشده بخور

01:42:31.008 --> 01:42:34.508
‫برات چند تا جوراب آوردم، حتما" لازمت میشه

01:43:02.175 --> 01:43:04.258
‫تونستی ببینیش؟

01:43:04.425 --> 01:43:06.258
‫نه

01:43:07.217 --> 01:43:10.633
‫فقط نگو که آلمان‌ها شفق قطبی رو هم گرفتن

01:43:16.675 --> 01:43:18.758
‫دوربین رو بده یان

01:43:29.717 --> 01:43:32.050
‫باید موتور‌ ها رو خاموش کنیم

01:43:36.300 --> 01:43:38.758
‫پیداش کردم

01:43:40.342 --> 01:43:42.508
‫ما اینجاییم

01:43:42.675 --> 01:43:46.508
‫-کل راه‌های ورود به اونجا بسته هستش
‫-ما رابطی تو منطقه داریم؟

01:43:46.675 --> 01:43:51.675
‫ماموریت ما نابودی اهداف استراتژیک بود

01:43:56.883 --> 01:43:59.550
‫ما دوازده نفر بودیم

01:44:02.675 --> 01:44:06.300
‫ما هشت تُن دینامیت تو قایق داشتیم

01:44:08.050 --> 01:44:12.050
‫ولی به اونجایی که هدفمون بود،
‫نتونستیم بریم

01:44:12.217 --> 01:44:15.758
‫پس باید یه رابط جدید پیدا می‌کردیم

01:44:17.925 --> 01:44:22.592
‫-رابط‌تون کی بود؟
‫-«آناتون پدرسون»

01:44:22.758 --> 01:44:25.633
‫آناتون پدرسون

01:44:27.967 --> 01:44:31.300
‫-اون مرده
‫- و تو کی هستی؟

01:44:31.467 --> 01:44:34.175
‫هاکون، هاکون سورنسن

01:44:37.425 --> 01:44:41.175
‫اطلاعاتی که ما داشتیم موثق نبود

01:44:42.883 --> 01:44:46.717
‫و اون کسی هم که باهاش حرف زده بودیم
‫قابل اعتماد نبود

01:44:46.883 --> 01:44:49.217
‫با رئیس می‌خوام صحبت کنم

01:44:49.383 --> 01:44:52.508
‫موتور‌ها رو روشن کنید، روشنش کنید

01:44:52.675 --> 01:44:58.092
‫ما شناسایی شده بودیم و
‫زمان کافی برای برگشتن نداشتیم

01:44:58.258 --> 01:45:00.508
‫بعدش همه چیز به هم ریخت

01:45:19.050 --> 01:45:23.967
‫ما یه کیف پُر از اسناد داشتیم

01:45:24.133 --> 01:45:25.842
‫عجله کنید!

01:45:27.425 --> 01:45:30.925
‫سعی کردیم که اسناد رو نابود کنیم

01:45:33.633 --> 01:45:36.508
‫من آخرین نفری بودم که از قایق اومدم بیرون

01:45:38.133 --> 01:45:40.925
‫آلمانی‌ها همه اون اسناد رو گرفتن

01:45:42.092 --> 01:45:44.800
‫فقط من تونستم فرار کنم

01:45:47.883 --> 01:45:52.175
‫ثابت کن که ماموریت‌ـمون بیهوده نبوده

01:45:53.883 --> 01:45:56.300
‫این همه آدم به خاطر کمک به من...

01:45:58.967 --> 01:46:01.467
‫... تو خطر افتادن

01:46:03.633 --> 01:46:08.133
‫نمی‌دونم که تا به حال کسی به خاطر من کشته شده

01:46:11.050 --> 01:46:13.550
‫بدتر از همه این‌ها اینه که...

01:46:14.592 --> 01:46:17.217
‫...هیچ وقت هم اینو نمی‏فهمم‏

01:46:30.050 --> 01:46:36.008
<i>‫ این مردان چندین ماهه که در حال انجام </i>
<i>‫ نبرد‌های سخت می‌باشن </i>

01:46:36.175 --> 01:46:40.383
<i>‫ و آنها همچنان در حال مبارزه برای </i>
<i>‫ شکست دادن دشمن هستن </i>

01:46:40.550 --> 01:46:43.842
<i>‫ تمام واحد‌ ها با تمام وجود برای سربلندی دولت </i>
<i>‫ در حال جنگیدن می‌باشند </i>

01:46:44.008 --> 01:46:47.883
<i>‫ سران سفاک دولت شوروی جلسه‌ای با متحدین خود تشکیل دادن </i>

01:46:49.675 --> 01:46:55.508
<i>‫ در نروژ، عملیاتی موفقیت آمیز به فرماندهی </i>
<i>‫ کرت استیج برای مقابله با افرادی که </i>

01:46:55.675 --> 01:46:58.300
<i>‫ در ظاهر قایق ماهیگیری قصد خرابکاری داشتن، </i>
<i>‫ انجام شد </i>

01:46:59.925 --> 01:47:04.092
<i>‫ طبق گزارش‌ها تمامی متخلفین که 12 نفر بودن دستگیر شدن </i>

01:47:04.258 --> 01:47:08.342
<i>‫ و این عملیات پیروزی بزرگی برای آلمانی‌ها بود </i>

01:47:24.633 --> 01:47:27.008
‫لعنتی

01:47:36.342 --> 01:47:39.967
‫-اون چیه؟
‫-بعدی

01:48:45.508 --> 01:48:49.383
<i>‫ اینجا لندن است.اخبار رادیویی مخابره شده در این ایستگاه به طول موج 1500 متر </i>

01:48:49.550 --> 01:48:52.760
<i>‫ و در فرکانس 19 می‌باشد، و همچنین در دو فرکانس 31 و </i>

01:48:52.883 --> 01:48:55.717
<i>‫ 41 قابل دریافت می‌باشد </i>

01:48:55.883 --> 01:49:00.592
<i>‫ امشب که پشت میکروفون نشستم، </i>
<i>‫ قصد اطلاع دادن هیچ حادثه‌ای رو ندارم </i>

01:49:00.758 --> 01:49:04.592
<i>‫  و همچنین قصد سخنرانی برای شما شنونده‌ها رو ندارم </i>

01:49:04.758 --> 01:49:09.758
<i>‫ من از طرف مردمی صحبت می‌کنم که </i>
<i>‫ همیشه در کنار هم بودیم </i>

01:49:09.925 --> 01:49:12.425
<i>‫  و امیدوارم که همه شنونده‌ها تو این لحظه </i>

01:49:12.592 --> 01:49:16.050
<i>این رو حس کنن که ضربان قلب يك مرد</i>

01:49:16.217 --> 01:49:18.675
<i>در تنهايي خودش چگونه مي‏تواند باشد</i>

01:49:21.050 --> 01:49:24.133
‫بالاخره کسی اومد

01:49:24.300 --> 01:49:27.175
‫دو روزه کسی اینجا نیست

01:49:27.199 --> 01:49:35.199
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
آوامووی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@AvaMovie_in

01:49:37.217 --> 01:49:42.633
‫-دیگه نمی‌تونیم اونو ببریمش
‫-حالش خیلی بده

01:50:03.675 --> 01:50:06.717
‫نقشه‌ات رو گم کردی؟

01:50:10.050 --> 01:50:12.342
‫تو راهت رو پیدا می‌کنی

01:50:16.967 --> 01:50:19.967
‫ثابن کن که ماموریت‌ـمون بیهوده نبوده

01:50:23.383 --> 01:50:27.675
‫-بهت تبریگ می‌گم
‫-یان، امروز روز خیلی خاصیه

01:50:27.842 --> 01:50:30.300
‫17 مِی مبارک

01:50:31.425 --> 01:50:33.925
‫زنده باد نروژ

01:50:39.800 --> 01:50:41.675
‫17 مِی...

01:50:42.633 --> 01:50:45.133
‫بدون هیچ نوشیدنی؟

01:50:51.425 --> 01:50:54.842
‫تخم‌مرغ‌هاش رو «اُلاف» داده

01:50:55.008 --> 01:51:00.342
‫شربتش رو «لوییس» داده،
‫خامه اش رو هم از «پِدر» خریدیم

01:51:00.508 --> 01:51:05.050
‫تا به حال آلمانی‌ها چهار بار به خونه‏اش حمله کردن

01:51:05.217 --> 01:51:08.008
‫«سیگنه» هم اینو پخته

01:51:08.175 --> 01:51:11.967
‫پرچم رو هم یه بچه هشت ساله کشیده

01:51:12.133 --> 01:51:15.008
‫یان، 17 مِی مبارک

01:51:15.175 --> 01:51:18.342
‫خداوند به سرزمین ما برکت بده

01:51:21.633 --> 01:51:24.633
‫-برف ها آب شدن؟
‫-بله

01:51:30.508 --> 01:51:33.008
‫بدون برف، سخت بتونید منو بکشید

01:51:33.175 --> 01:51:36.758
‫یان، ما مطمئن نیستیم که تو بتونی این سفر رو
‫تحمل کنی

01:51:40.925 --> 01:51:43.467
‫مطمئنم که می‌تونم

01:51:44.550 --> 01:51:47.508
‫دیگه این قضیه در مورد من نیست

01:52:07.508 --> 01:52:12.467
‫این شمالی‌ها آدم‌های به درد نخوری هستن،
‫«سامی» از همشون بدتر

01:52:17.758 --> 01:52:20.675
‫میشه بپرسم داشتید در مورد چی حرف میزدید؟

01:52:20.842 --> 01:52:22.925
‫بله که می‌تونی

01:52:24.675 --> 01:52:27.217
‫داشتین در مورد چی حرف می‌زدید؟

01:52:27.383 --> 01:52:32.717
‫می‌پرسیدن که کِی برف تو کل این ناحیه آب میشه

01:52:32.883 --> 01:52:37.175
‫-تو چی گفتی؟
‫-گفتم فعلا" که همین هستش که می‌بینید

01:52:38.592 --> 01:52:41.508
‫و بعد از اون؟

01:52:41.675 --> 01:52:45.425
‫فقط خدا می‌دونه

01:52:47.467 --> 01:52:52.425
‫باید خیلی زود ببرینش

01:52:52.592 --> 01:52:57.300
‫اینو می‌دونم که این هوای برفی زیاد دووم نمیاره

01:52:59.092 --> 01:53:03.342
‫تو چند روز آینده برادران «بال» گوزن‌ها رو برای چریدن

01:53:03.508 --> 01:53:05.758
‫به مرز می‌برن

01:53:17.550 --> 01:53:19.717
‫ روز پنجاه و نهم، ماندالین، 28 مِی 

01:53:19.883 --> 01:53:22.592
‫  زمان سپری شده در غار: 17 روز 

01:53:27.925 --> 01:53:31.717
‫-«آسلاک» بال هستم
‫-یان بالسرود

01:53:31.883 --> 01:53:35.508
‫فقط یه گلوله داخلش مونده

01:53:35.675 --> 01:53:40.633
‫-به خاطر عصبانیتم منو ببخش
‫-خوشحال شدم که دید هنوز جون داری

01:53:45.008 --> 01:53:46.925
‫باید برین

01:53:51.425 --> 01:53:56.258
‫ماریوس؟اون روسری که مامان بهم داده بود
‫می دونی کجاست...؟

01:53:56.425 --> 01:53:58.633
‫دادمش به یان

01:53:59.717 --> 01:54:04.258
‫کلبه رو گَشتی کردی که چیزی جا نمونده باشه؟

01:54:04.425 --> 01:54:06.133
‫گَشتی؟

01:54:06.300 --> 01:54:08.342
‫تاریک بود و منم مراقب یان بودم

01:54:08.508 --> 01:54:10.967
‫ندیدم چیزی اونجا باشه

01:54:11.133 --> 01:54:16.258
‫-چیه اون روسری اینقدر مهم بود؟
‫-برام خیلی با ارزش بود

01:54:46.092 --> 01:54:51.717
‫چجوری می‌خوای منو تو وسط روز قایم کنی؟

01:54:56.342 --> 01:54:58.717
‫ما یه نقشه داریم

01:55:18.342 --> 01:55:25.008
‫وقتی که به مرز رسیدیم، من گله رو تو مسیرت میارم

01:55:26.925 --> 01:55:32.467
‫گوزن ها روزی چند بار از مرز رد میشن،
‫و تو رو به قویترین گوزن می‌بندیم

01:55:34.883 --> 01:55:37.425
‫تا وقتی که از مرز رد نشی ، توقف نمی‌کنی

01:55:41.842 --> 01:55:45.633
‫باید دیوونه باشن نتونن منو بگیرن

01:55:45.800 --> 01:55:49.967
‫اگه منو گرفتن ترجیح میدم با گلوله نروژی بمیرم

01:55:52.717 --> 01:55:54.842
‫باشه

01:56:44.258 --> 01:56:45.840
‫ روز شصت‌و‌سوم، کیلپیشواری، مرز سوئد 

01:56:45.925 --> 01:56:48.258
‫  اول جون 

01:56:49.425 --> 01:56:51.592
‫نگهبانان مرزی!

01:57:03.467 --> 01:57:09.675
‫اون چند هفته پیش تو این کلبه بوده، ازباقیمانده...

01:57:09.842 --> 01:57:14.842
‫...شمع و بنزین فهمیدیم که کسی برای مدت طولانی
‫اینجا ساکن بوده

01:57:15.008 --> 01:57:18.342
‫احتمالا" اون مدت طولانی ای اینجا بوده

01:57:18.508 --> 01:57:22.508
‫حاضری؟ داریم به مرز نزدیک میشیم!
‫زیاد طول نمی‌کشه!

01:58:16.342 --> 01:58:18.800
‫برای اونه؟

01:58:22.550 --> 01:58:26.133
‫وقتی سوال میکنه جوابش رو بده،
‫انگشت اونه؟

01:59:00.175 --> 01:59:02.842
‫می‌خوام بدونم کجاست؟

02:00:34.175 --> 02:00:37.092
‫مراقب باشید، ممکنه مسلح باشه!

02:00:51.383 --> 02:00:53.300
‫تکون نخور!

02:01:03.175 --> 02:01:04.967
‫اینجا برج مراقبت 6

02:01:12.592 --> 02:01:13.967
‫بگو؟

02:01:53.467 --> 02:01:56.467
‫حتما" یه دلیلی هست

02:01:57.633 --> 02:02:01.133
‫یان،حتما" یه دلیلی هست که تو زنده موندی

02:03:46.217 --> 02:03:48.008
‫بله؟

02:05:20.592 --> 02:05:23.133
‫یان، تموم شد

02:05:29.008 --> 02:05:31.008
‫یان،تو آزادی

02:05:33.633 --> 02:05:36.133
‫تموم شد

02:05:36.967 --> 02:05:39.633
‫الان جات امنه

02:05:40.633 --> 02:05:43.133
‫تونستی انجامش بدی

02:06:24.842 --> 02:06:28.217
‫ سه ماه بعد 

02:07:07.842 --> 02:07:09.300
‫ممنون

02:07:09.324 --> 02:07:24.324
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]

02:08:01.175 --> 02:08:05.175
‫گوش کن.اصلا" نترس

02:08:08.800 --> 02:08:11.800
‫ما باید به این دیوانگی پایان بدیم

02:08:27.467 --> 02:08:31.550
<i>‫ یان بالسرود به آموزش نیروهای نظامی </i>
<i>‫ تا زمان آزادی نروژ پرداخت </i>

02:08:31.717 --> 02:08:35.092
<i>‫ جنگ در 8 مِی سال 1945 به پایان رسید </i>

02:08:36.550 --> 02:08:39.217
<i>‫ کرت استیج به خاطر جنایات جنگی </i>
<i>‫ محکوم به مرگ شد </i>

02:08:39.383 --> 02:08:41.050
<i>‫ و در سال 1947 اعدام شد </i>

02:08:42.300 --> 02:08:45.258
<i>‫ ماریوس گرانول با اَگنت لنس ازدواج کرد </i>

02:08:45.425 --> 02:08:50.300
<i>‫ آنها صاحب پنج فرزند شدن و در مزرعه گرانول </i>
<i>‫ به زندگی خود ادامه دادن </i>

02:08:52.050 --> 02:08:58.342
<i>‫ گودرون بیست سال بعد ازدواج کرد </i>

02:09:01.342 --> 02:09:04.425
<i>‫ یان بالسرود مدال افتخار </i>
<i>‫ سنت اولاوس نروژ و همچنین </i>

02:09:04.592 --> 02:09:08.717
<i>‫ به خاطر خدماتش از امپراطوری بریتانیا مقام شوالیه افتخاری رو دریافت کرد </i>

02:09:11.050 --> 02:09:12.771
<i>‫ یان بالسرود هیچ وقت خودش قهرمان نمی‌دانست </i>

02:09:12.800 --> 02:09:14.484
<i>‫ او کسانی که او را زنده نگه داشتن </i>
<i>‫ قهرمانان واقعی می‌دانست </i>

02:09:14.508 --> 02:09:19.675
<i>‫ بالسرود در ژانویه 1988 فوت کرد.به خواست خودش او را در ماندالین،جایی که مردمانش به او کمک کردن </i>

02:09:19.842 --> 02:09:22.592
<i>‫ به خاک سپردن </i>
