WEBVTT

00:04.659 --> 00:07.296
شنیدم که وایکینگ رو
‫به یه اسم روسی صدا زدن،

00:07.362 --> 00:08.330
‫ولی نتونستم بفهممش

00:08.430 --> 00:09.864
‫هم‌سنگر سینیوویچ

00:09.998 --> 00:11.666
‫توصیه دولت اینه که غربی‌ها

00:11.733 --> 00:12.834
‫از شهر خارج نشن

00:12.901 --> 00:14.903
‫« آنچه گذشت »

00:15.003 --> 00:16.705
‫اگه اتفاقی توی عملیات افتاد
‫که غافلگیرت کرد،

00:16.805 --> 00:18.973
‫۸۰ درصد احتمال هست که کار ما باشه

00:21.976 --> 00:24.079
‫- نمی‌دونم دارم چی کار می‌کنم
‫- من اینجام. و من می‌دونم

00:24.179 --> 00:26.115
‫با حسن زمانی تماس گرفتی؟

00:26.215 --> 00:27.716
‫گفتم تماس گرفتن باهاش

00:27.816 --> 00:29.050
‫مطلقاً ممنوعه

00:29.184 --> 00:30.519
‫مارشن گفت متقاعدت کرده

00:30.585 --> 00:31.920
‫چرا مرخص شدم؟

00:32.052 --> 00:33.688
‫از دستورم اطاعت نکردی

00:33.755 --> 00:35.324
‫نری بالا، بهم ریخته‌ست

00:35.424 --> 00:37.092
‫امشب برو خونه مامانت

00:37.192 --> 00:39.528
‫خیلی ساله که یه مامور در رده‌های بالاییِ ایران نداشتیم

00:39.628 --> 00:41.062
‫گرملین با زمانی می‌مونه

00:41.163 --> 00:43.232
‫تو... دوباره مسئول گرملین هستی

00:46.368 --> 00:47.902
‫کار من اینه که برگردم غرب

00:48.036 --> 00:49.738
‫و به همه بگم که وضعیت سودان

00:49.838 --> 00:52.073
‫اون‌طوری که فکر می‌کنن نیست

00:53.942 --> 00:54.876
‫باید به تلفن

00:54.943 --> 00:55.877
‫سفیدبرفی متصل بشی

00:55.977 --> 00:57.246
‫دنبال کلمه سینیوویچ بگرد

00:57.379 --> 00:58.580
‫به روسی یعنی سرمه‌ای

00:58.713 --> 01:00.014
‫اگه سینیوویچ رو تو گوشی خواهره پیدا کنی،

01:00.115 --> 01:01.450
‫یه ساعت دیگه از تلگرام

01:01.583 --> 01:02.651
‫فیلم اوون در میاد که مغزش داره

01:02.751 --> 01:04.153
‫از دهنش می‌ریزه بیرون

01:07.714 --> 01:18.714
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

01:25.021 --> 01:32.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

01:32.914 --> 01:35.649
‫قبلاً من رو دیدی؟

01:35.750 --> 01:37.619
‫نه، نه

01:37.719 --> 01:39.087
‫دروغ نگو

01:39.188 --> 01:42.291
‫خواهرت، رابین یه عکس از...

01:42.391 --> 01:43.792
‫بچگی‌هات بهم نشون داد؛ همین...
‫من هیچی نمی‌دونم

01:43.892 --> 01:45.160
‫- توروخدا بذارید...
‫- این اولین باری نیست

01:45.260 --> 01:46.795
‫که من رو می‌بینی و ازت می‌خوام

01:46.895 --> 01:50.732
‫بیشتر فکر کنی و مثل آدم جواب بدی

01:51.966 --> 01:54.336
‫چون منم تو رو قبلاً دیدم

02:17.959 --> 02:19.194
‫ردشو گم کردیم

02:19.294 --> 02:20.995
‫جی‌پی‌اس توی پوتینش رو فعال کن

02:26.167 --> 02:29.504
‫خوبه. دارن میرن سمت جنوب،
‫به طرف کاگا باندورو

02:29.638 --> 02:33.174
‫خیلی خب، نیروهای ویژه اتحادیه آفریقا چی؟

02:33.275 --> 02:34.776
‫می‌تونن جلوشونو بگیرن؟

02:34.843 --> 02:36.545
‫طبق آخرین گزارش، موقع
‫گروگان‌گیری بدجوری از پا افتادن

02:36.677 --> 02:37.812
‫یه‌ کم طول می‌کشه خودشون رو جمع و جور کنن

02:37.879 --> 02:39.648
‫نیروهای والهالا گَله‌ای حرکت می‌کنن

02:39.748 --> 02:41.683
‫با توجه به تجهیزات نظامی‌ای که
‫روس‌ها تو اون کشور دارن،

02:41.783 --> 02:43.151
‫لقمه‌ی گلوگیری هستن

02:43.252 --> 02:44.519
‫پشتیبانی هوایی چی؟

02:44.619 --> 02:46.187
‫حداقل دو ساعت فاصله دارن

02:46.288 --> 02:48.923
‫حمله هوایی به‌جای اینکه اوون رو
‫نجات بده بیشتر جونش رو به خطر می‌اندازه

02:49.691 --> 02:51.526
‫اون دو نفری که تعقیبشون می‌کردن چی؟

02:51.660 --> 02:53.628
‫چند دقیقه‌ای باهاشون فاصله دارن

02:53.728 --> 02:56.164
‫می‌تونن جلوشون رو بگیرن،
‫اما این‌طوری لو می‌رن

02:56.231 --> 02:57.932
‫اون‌ها تنها مهره‌های زمینی ما هستن

02:58.032 --> 03:00.201
‫دو نفر علیه یه گروه مسلح و بزرگ؟

03:00.302 --> 03:03.338
‫شانس زیادی ندارن، ولی آدم‌های کاربلدی‌ان

03:05.674 --> 03:06.975
‫تصمیمت چیه؟

03:09.744 --> 03:11.012
‫من باید تصمیم بگیرم؟

03:11.112 --> 03:13.915
‫من تصمیم می‌گیرم،
‫می‌خوام نظرت رو بدونم

03:15.784 --> 03:19.020
‫خب، سوال اصلی اینه که آیا من

03:19.120 --> 03:21.890
‫دو تا مأمور باارزش رو به‌خاطر یه تلاشِ بی‌فایده برای نجات...

03:22.023 --> 03:23.892
‫یکی از آدم‌های خودمون به‌خطر می‌اندازم؟

03:24.025 --> 03:26.495
‫«کراسبو» و «پاریس» تو جاده‌ان،

03:26.561 --> 03:28.330
‫پنج دقیقه جلوتر از کاروان

03:28.430 --> 03:31.300
‫اگه اوون رو ببرن مقرشون، دیگه دستمون بهش نمی‌رسه

03:38.039 --> 03:39.308
‫نه

03:47.382 --> 03:48.583
‫به کراسبو و پاریس بگید

03:48.683 --> 03:50.519
‫هیچ‌کاری نکنن

03:51.720 --> 03:53.422
‫یعنی بی‌خیالِ اوون شدیم؟

03:54.889 --> 03:57.826
‫وقتی مأموریت طبق برنامه پیش نمی‌ره،
باید هرجورشده تمومش کنیم

04:00.762 --> 04:02.731
فقط باید معجزه بشه

04:05.516 --> 04:13.196
‫ترجمه از «آیــدا و سـحـر»

04:51.395 --> 04:57.062
‫« سازمان »
‫[ فصل دوم، قسمت ششم ]

06:19.609 --> 06:21.109
‫فیلم «اینک آخرالزمان» رو دیدی؟
‫(اشاره به فیلم Apocalypse Now)

06:25.173 --> 06:26.608
‫آره

06:26.708 --> 06:28.710
‫در جهت خلاف رودخونه شنا کن تا شیطان رو پیدا کنی

06:30.244 --> 06:33.682
‫تبریک می‌گم، پیداش کردی

06:36.184 --> 06:38.319
‫ببین...

06:38.419 --> 06:40.522
‫من نمی‌دونم تو فکر می‌کنی من کی‌ام

06:40.622 --> 06:42.591
‫اما من فقط یه پرستارم

06:42.724 --> 06:45.126
‫من با رابین اومدم اینجا

06:45.226 --> 06:46.394
‫تا توی یه سازمان مردم‌نهاد کار کنم

06:46.495 --> 06:49.197
‫ما داوطلب‌های یه خیریه کمک‌های پزشکی هستیم

06:49.297 --> 06:50.565
‫که از بانگی اومدیم

06:50.665 --> 06:53.234
‫شماره‌شون رو هم دارم

06:53.301 --> 06:55.804
‫می‌خواید بهشون زنگ بزنید؟

06:57.639 --> 06:59.207
‫اوهوم

07:03.411 --> 07:04.913
‫چی؟ نه...

07:05.013 --> 07:07.716
‫اینا اصلاً مال من نیستن

07:07.782 --> 07:09.050
‫مال من نیستن

07:09.884 --> 07:12.120
‫مال من نیستن. اون‌ها...
‫ما توی جاده بودیم و من...

07:12.220 --> 07:14.889
‫مال من نیستن؛ نه.
‫این‌ها پوتین‌های من نیستن...

07:14.956 --> 07:16.257
‫نمی‌دونم اون چیه

07:16.357 --> 07:17.826
‫این اراذل و اوباش کفشامو دزدیدن

07:17.959 --> 07:19.127
‫بعدشم اینا رو بهم دادن

07:19.260 --> 07:20.829
‫نمی‌دونم چیه،
‫مال من نیستن

07:20.929 --> 07:22.597
‫توروخدا؛ ببین ورنون
‫باید حرفم رو باور کنی

07:22.664 --> 07:23.965
‫سوءتفاهم شده

07:24.098 --> 07:27.569
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم
‫سوءتفاهمه

07:29.303 --> 07:30.343
چکش رو بیارید

07:32.841 --> 07:33.942
‫نه

07:34.042 --> 07:35.443
‫ورنون، این کار رو نکن

07:36.945 --> 07:38.379
‫توروخدا؛ خدایا

07:38.478 --> 07:40.749
‫نه ورنون، این کار رو نکن

07:40.815 --> 07:42.216
‫نیازی به این کارها نیست

07:42.316 --> 07:43.685
‫خواهش می‌کنم

07:43.785 --> 07:45.186
‫خواهش می‌کنم این کار رو نکن

07:45.319 --> 07:46.353
‫نکنید، نکنید، نکنید
‫وایسا، وایسا، وایسا

07:46.487 --> 07:48.857
‫وایسا، وایسا ورنون، صبر کن!

07:48.990 --> 07:51.325
‫یه چیزی بگو، یه چیزی بگو
‫من رو ببین، من رو ببین

07:51.425 --> 07:52.927
‫من رو ببین، التماست می‌کنم

07:52.994 --> 07:54.162
‫نکنید!

07:54.262 --> 07:55.664
‫نه، این کار رو نکنید

07:55.764 --> 07:57.566
‫- نکنید، نکنید
‫- خفه‌خون بگیر!

07:59.166 --> 08:00.606
‫تقصیر والهالا نیست

08:00.876 --> 08:06.009
‫خودتون این یارو رو فرستادید تا
‫جاسوسیِ مردم این کشور رو بکنه

08:07.383 --> 08:12.483
‫این کشور واسه این مردمه، نه جاسوس‌های آمریکا

08:12.864 --> 08:14.144
‫چه غلطی می‌کنی؟

08:35.494 --> 08:36.694
‫بخوابونیدش زمین

08:37.238 --> 08:39.272
‫نه!

08:39.373 --> 08:41.342
‫نه، نکنید، نکنید

08:47.081 --> 08:49.517
‫خیلی خرشانسی عوضی

08:50.484 --> 08:53.121
‫قراره صحیح و سالم برگردی خونه‌ت

08:55.423 --> 08:56.991
‫البته نه خیلی هم سالم

09:59.754 --> 10:00.955
‫خوبی؟

10:01.990 --> 10:03.391
‫آره، خوبم

10:05.126 --> 10:06.995
‫آمریکاییه

10:07.128 --> 10:08.697
‫زنده‌ست؟

11:29.310 --> 11:31.880
‫زنده‌ست، تحویلش دادن

11:31.980 --> 11:34.648
‫ایول!

12:03.544 --> 12:05.113
‫چی شده؟

12:06.547 --> 12:08.382
‫کارت خوب بود بلر،
‫ایده‌ی خوبی بود

12:08.482 --> 12:09.784
‫راستش ایده‌ی مارشن بود

12:09.884 --> 12:11.752
‫باید به حرفت گوش می‌کردم

12:13.287 --> 12:14.856
‫اوون خوبه؟

12:16.090 --> 12:17.758
‫زنده‌ست

12:17.892 --> 12:19.260
‫خوبه؟ آسیب دیده؟

12:19.360 --> 12:21.629
‫دارن هرکاری از دست‌شون برمیاد انجام می‌دن

12:21.762 --> 12:22.864
‫یعنی چی؟

12:22.931 --> 12:24.866
‫یعنی دارن علائم حیاتیش رو پایدار می‌کنن

12:24.933 --> 12:26.767
‫تا بتونه برگرده خونه

12:26.868 --> 12:28.970
‫اونم به لطف تو

12:48.622 --> 12:50.424
‫اومدم جیم برادلی رو ببینم

12:50.524 --> 12:51.960
‫باید گوشی همراهتون رو تحویل بدید،

12:52.060 --> 12:53.962
‫تا بتونم براتون کارت ورودِ مهمان صادر کنم

13:05.940 --> 13:07.575
‫دنبال من بیایید

13:22.256 --> 13:23.291
‫- خوشحالم که برگشتی
‫- ممنون

13:23.391 --> 13:25.326
‫سلام

13:27.195 --> 13:29.030
‫- مأموریت سختی بود
‫- آره

13:29.163 --> 13:32.533
‫کارت خوب بود مارشن، مثل همیشه

13:32.666 --> 13:34.335
‫واسه همین اخراجم کردید؟

13:35.603 --> 13:36.537
‫دیدی؟

13:36.637 --> 13:37.738
‫بهت گفتم

13:37.838 --> 13:39.840
‫اخم و تخم نمی‌کنه

13:41.642 --> 13:42.810
‫هنری

13:50.384 --> 13:52.220
‫از اوون خبری نشده؟

13:53.454 --> 13:55.523
‫چرا، تو بیمارستان سنت توبیاس بستریه

13:57.158 --> 14:00.061
‫پای راستش رو از زانو به پایین از دست داده

14:00.962 --> 14:02.363
‫واقعاً متأسفم

14:02.496 --> 14:03.797
‫بله

14:05.233 --> 14:06.600
‫هنری؟

14:06.700 --> 14:08.536
‫تو حرفی نداری؟

14:08.669 --> 14:11.372
‫نه چندان، ولی انگار چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

14:11.505 --> 14:12.873
‫من درخواست دادم اخراجت کنن،

14:12.974 --> 14:16.144
‫ولی بوسکو می‌خواد برگردی. اون بهت اعتماد داره، من نه

14:16.210 --> 14:18.846
‫پشمام، تَه زورتو زدی محترمانه‌ بیانش کنی، نه؟

14:18.913 --> 14:20.114
‫آره

14:20.982 --> 14:23.751
‫خب پس

14:23.851 --> 14:25.686
‫خیلی‌خب، نمی‌تونم برت‌ گردونم سر کار قبلت

14:25.786 --> 14:28.322
‫تو چندتا از پروتکل‌هامون رو زیر پا گذاشتی،

14:28.389 --> 14:30.824
‫اما جون کایوتی و اوون رو نجات دادی،

14:30.925 --> 14:33.928
‫و ارزیابی‌ای که از حسن زمانی داشتی نشون می‌ده که

14:34.061 --> 14:34.996
‫حس ششم خیلی قوی‌ای داری

14:35.096 --> 14:36.797
با وجودِ نافرمانی‌هاشون

14:44.205 --> 14:45.773
‫ایران داره

14:45.873 --> 14:48.309
‫برنامه هسته‌ایش رو گسترش می‌ده

14:51.311 --> 14:53.181
‫نرخ تولید

14:53.247 --> 14:55.549
‫اورانیوم غنی‌شده‌ی ۶۰ درصدی‌شون

14:55.649 --> 14:58.686
‫تو تأسیسات زیرزمینی‌شون به طرز چشمگیری افزایش پیدا کرده

14:58.752 --> 15:00.121
‫فردو؟

15:00.254 --> 15:01.622
‫آره؛ همونی که زیر کوهه

15:01.722 --> 15:05.026
‫ایرانی‌ها صرفاً برای ذخیره‌سازی

15:05.126 --> 15:07.695
‫- سرعت‌شون رو زیاد نکردن
‫- این کار خودش به‌تنهایی

15:07.795 --> 15:10.464
‫هیچ توجیه غیرنظامیِ باورپذیری نداره

15:10.598 --> 15:13.434
‫آره.
‫لانگلی معتقده که

15:13.534 --> 15:15.369
‫یه جدول زمانی برای
‫آزمایش بمب اتم ترتیب دادن

15:15.469 --> 15:18.472
‫مجید زمانی، بابای حسن،

15:18.572 --> 15:21.009
‫مشاور اصلی این طرح توسعه‌ست

15:22.243 --> 15:24.445
‫هدف اصلی‌مون اینه که بهش نزدیک بشیم

15:24.545 --> 15:25.980
‫پس حق با من بود

15:27.148 --> 15:29.350
‫- آره
‫- و با این حال اخراجم کردی

15:30.418 --> 15:33.621
‫خب، چطوره که اسمش رو بذاریم «انتقالی»؟

15:33.721 --> 15:35.656
‫ببین، می‌خوام بدونی که من

15:35.789 --> 15:37.558
‫به هر دری زدم که این اتفاق نیفته،

15:37.658 --> 15:39.460
‫اما فقط به یک شرط برگشتنت رو قبول می‌کنم؛

15:39.593 --> 15:41.795
‫اینکه دیگه هیچ همکاری‌ای نداشته باشیم

15:42.663 --> 15:43.764
‫می‌شه تنهایی صحبت کنیم؟

15:43.831 --> 15:45.566
‫- خفه‌شو!
‫- هنری؟

15:46.467 --> 15:48.169
‫- برو یه کم قدم بزن
‫- نه ممنون

15:48.269 --> 15:51.639
‫خیلی‌خب؛ فهمیدیم چقدر عصبانی‌ای

15:51.739 --> 15:53.207
‫حالا پنج دقیقه تنهامون بذار

16:08.622 --> 16:10.658
‫بشین

16:12.260 --> 16:14.495
‫این‌طوری فایده نداره

16:14.595 --> 16:17.331
‫خب می‌گی چیکار کنیم؟

16:17.431 --> 16:20.534
‫برگردم سر کارِ قبلی‌ام، اونم پیشِ هنری

16:20.634 --> 16:22.603
‫اولی رو می‌تونم

16:22.703 --> 16:25.873
‫قبول کن، تو هیچ‌وقت آدمِ پشت‌میز نشستن نبودی

16:25.973 --> 16:27.841
‫پس کارِ اصلی‌ام چیه؟

16:27.975 --> 16:30.144
‫واسه کی کار می‌کنم؟

16:30.211 --> 16:32.746
‫نگران بیمه درمانیتی؟

16:32.846 --> 16:34.748
‫- یا حقوق بازنشستگی‌ات؟
‫- خب قربان، همون‌طور که می‌دونید

16:34.848 --> 16:37.851
‫- من اصلاً واسه همین‌ها اومدم اینجا
‫- بیا یه معامله‌ای کنیم؛ اگه اون‌قدری...

16:37.951 --> 16:42.090
‫زنده موندی که به حقوق بازنشستگی‌ات
‫نیاز پیدا کردی خودم همه‌ش رو می‌دم

16:43.291 --> 16:44.892
‫مأموریت چیه؟

16:45.693 --> 16:47.728
‫اون حرومزاده‌ای که اوون رو زمین‌گیر کرده پیدا کن

16:48.929 --> 16:50.264
‫خودت تیمت رو بچین

16:50.364 --> 16:51.865
‫هرچی نیاز داری در اختیارت می‌ذارم

16:52.800 --> 16:55.669
‫می‌خوام به پرونده‌های سازمان دسترسی داشته باشم

16:55.769 --> 16:57.871
‫مجوز دسترسی به مأمورهای مستقر در آفریقای مرکزی

16:57.971 --> 16:59.373
‫تا افرادمون رو تو آنتورپ به خط کنم

16:59.507 --> 17:02.476
‫و یه بسته اطلاعات مخابراتی از بچه‌های بخش فنی

17:11.952 --> 17:13.954
‫تبریک می‌گم برندون

17:14.722 --> 17:16.624
‫از این به بعد رسماً یه مأمور بی‌هویتی

17:19.927 --> 17:21.529
‫مردم سودان به‌خاطر

17:21.629 --> 17:23.864
‫امتناع جناح شما از مذاکره دارن زجر می‌کشن

17:23.931 --> 17:25.366
‫می‌خوای درمورد مذاکره صحبت کنیم؟

17:25.465 --> 17:26.867
‫همین الان، دقیقاً همین توی سودان،

17:26.966 --> 17:29.937
‫۱۷.۷ میلیون نفر با قحطی شدید روبرو هستن

17:30.070 --> 17:33.607
‫این آقا دست‌نشانده‌ی «نیروهای پشتیبانی سریع»ـه و داره برای اینکه

17:33.741 --> 17:36.710
‫توی دولتِ احتمالیِ «حمیدتی» یه سِمَتی‌چیزی
‫بهش بدن دست‌وپا می‌زنه؛ شما از...

17:36.810 --> 17:38.446
‫یه مشت جنایتکار حمایت می‌کنید که مقصر این نسل‌کشی‌ام

17:38.579 --> 17:40.214
‫داری دروغ‌های حمیدتی رو طوطی‌وار تکرار می‌کنی

17:40.314 --> 17:41.349
‫پول گرفتی که دروغ بگی

17:41.449 --> 17:44.118
‫دکتر سامیا ظهیر هم پول گرفته دروغ بگه؟

17:44.252 --> 17:46.920
‫نه‌خیر، دکتر سامیا ظهیر حرف‌ش با مردم یکیه

17:50.591 --> 17:53.060
‫تجربه به من ثابت کرده که...

17:54.695 --> 17:57.265
‫تنها راه نجاتِ سودان مذاکره‌ست

17:58.266 --> 17:59.700
‫مسیرِ رسیدن به صلح...

18:00.434 --> 18:02.370
‫باید رهبریِ...

18:02.470 --> 18:06.039
‫ژنرال حمیدتی و نیروهای پشتیبانی سریع رو به رسمیت بشناسه

18:06.140 --> 18:08.142
‫من معتقدم که امروز،

18:08.242 --> 18:11.479
‫آقای رحمان دارن راهی رو برای
‫خروج از این بحران پیشِ پا می‌ذارن

18:11.612 --> 18:15.683
‫راهی جامع‌تر و میانه‌روتر

18:16.884 --> 18:18.018
‫آزادیِ من

18:18.118 --> 18:21.422
‫ثابت می‌کنه که «نیروهای پشتیبانی سریع»
‫و متحدانشون،

18:21.489 --> 18:24.292
‫قلباً به اصول انسان‌دوستانه پایبندن

18:27.002 --> 18:28.522
‫چه بلایی سرت اومده؟

18:38.638 --> 18:40.318
‫جایی می‌ری برسونمت؟

18:42.017 --> 18:43.457
‫ممنونم، خودم می‌رم

18:45.270 --> 18:47.370
‫خب پس پنج‌شنبه بعد از عقدمون بریم شام بخوریم؟

18:47.606 --> 18:48.606
‫پنج‌شنبه؟

18:49.274 --> 18:52.618
‫گفت‌وگوی تلویزیونی‌مون با اعضای پارلمان انگلیس

18:53.612 --> 18:54.612
‫به امید خدا

19:02.913 --> 19:04.913
‫چرا نذاشتی آقای رحمان برسونتت؟

19:06.291 --> 19:07.291
‫خستمه

19:08.210 --> 19:10.310
‫بعدشم، کاری که گفته بودید رو انجام دادم...

19:10.337 --> 19:12.670
‫سامیا، مردم باید تو رو با اون ببینن

19:12.798 --> 19:15.031
‫اون قراره وزیر امور خارجه‌ی حمیدتی بشه

19:15.092 --> 19:16.092
‫بهش نزدیک شو

19:16.718 --> 19:17.998
‫یعنی چقدر نزدیک؟

19:19.221 --> 19:22.221
‫وقتی می‌گم یه کاری رو انجام بده،
‫مثل آدم انجامش بده

19:22.808 --> 19:24.168
‫نه فقط به‌خاطر من

19:24.393 --> 19:27.826
‫به‌خاطر کشورت، ژنرال، خودت و خانواده‌ت

19:28.897 --> 19:30.097
‫این رو یادت نره

19:30.857 --> 19:32.537
‫من هیچی رو یادم نمی‌ره

19:35.112 --> 19:36.612
‫خوبه

19:41.910 --> 19:45.110
‫پنج‌شنبه که قراره بری جلوی دوربین
‫یه لباس قشنگ بپوش

19:45.789 --> 19:49.725
‫آقای رحمان گفتن امروز می‌تونستی یه کم جذاب‌تر باشی

20:00.178 --> 20:02.258
‫[ تهران، ایران ]

20:53.374 --> 20:56.109
‫از آخرین باری که تهران بودی اتفاقاتِ زیادی افتاده

20:56.209 --> 20:59.713
‫پرونده ملوان زبل به اولویت اول سازمان تبدیل شده

20:59.813 --> 21:01.214
‫خیلی‌ها روش زوم شدن

21:01.281 --> 21:02.950
‫با استفاده از پدرش راحت می‌تونی

21:03.050 --> 21:05.018
‫یه پُست کلیدی واسه خودت جور کنی.
‫حالا باید چیکار کنی؟

21:05.118 --> 21:07.921
‫تعیین استراتژی برای جذبِ هدفمند

21:07.988 --> 21:10.791
‫باید جاه‌طلبی‌ها، رویاها، آرزوها،

21:10.924 --> 21:13.961
‫و توقعاتش رو تحریک کنیم.
‫بفهمیم نقطه ضعف‌ش چیه؟

21:14.061 --> 21:16.096
‫از چی می‌ترسه؟
‫با چی می‌شه خامش کرد؟

21:16.196 --> 21:18.666
‫- برگشتی!
‫- بله

21:19.633 --> 21:21.769
‫بدون اینکه لو بری،

21:21.869 --> 21:24.137
‫تمام تلاشت رو بکن تا بهش نزدیک بشی

21:25.839 --> 21:27.641
‫می‌دونیم که از تو خوشش میاد

21:27.741 --> 21:30.978
‫حالا که دیگه دوست‌دختر نداره،
‫قضیه حسابی جدی می‌شه،

21:31.111 --> 21:34.348
‫پس برو توی کارش،
‫رامش کن؛ بی‌رحم باش

21:34.482 --> 21:37.518
‫دیگه به اندازه کافی بهش نزدیک شدی،
‫وقتشه که افسارش رو بگیری دستت

21:37.618 --> 21:40.153
‫برو توی کارـش

21:40.253 --> 21:43.323
‫بهت که گفتم،
‫من باختن توی کارـم نیست

21:43.457 --> 21:44.558
‫چقدر بد

21:45.325 --> 21:47.861
‫گفتی وقتی برنده می‌شیم باید چی بگیم؟ پاسور؟

21:48.629 --> 21:50.698
‫وقتی برنده می‌شی هیچی نمی‌گی

21:54.334 --> 21:55.469
‫هیچی

21:55.569 --> 21:58.939
‫مگه نگفتی تا حالا بازی نکردی؟

21:59.039 --> 22:00.641
‫شانسکی بود

22:03.343 --> 22:04.678
‫نه

22:04.778 --> 22:07.214
‫وای، نه

22:07.314 --> 22:08.482
‫- نه
‫- قلقلک، قلقلک، قلقلک

22:08.582 --> 22:11.452
‫نه، بس کن. بس کن

22:14.822 --> 22:16.724
‫حسن؟

22:21.061 --> 22:23.597
‫- بیرون منتظرم باش
‫- باشه

23:10.010 --> 23:12.745
‫خب اخیراً چند بار هنری رو دیدی؟

23:13.947 --> 23:16.183
‫از اونجایی که مطمئنم می‌دونی، من و هنری داریم

23:16.283 --> 23:18.486
‫روی یه کِیس خیلی حساس کار می‌کنیم

23:20.353 --> 23:22.623
‫خیلی‌خب؛ نظر واقعی‌ت رو می‌خوام

23:23.390 --> 23:25.926
‫دعواشون با مارشن

23:25.993 --> 23:27.795
‫برداشتت ازش چیه؟

23:29.396 --> 23:31.599
‫از نظرم در همون حده؛ یه دعوای ساده

23:31.665 --> 23:33.200
‫اختلافِ نظر

23:34.868 --> 23:37.004
‫مسئله اینجاست که چرا هنری داره این‌قدر بزرگش می‌کنه

23:37.104 --> 23:38.839
‫و به چشم یه خیانت بهش نگاه می‌کنه؟

23:38.939 --> 23:40.307
‫خب راستش این موارد

23:40.407 --> 23:42.142
‫- واقعاً از هنری بعیده
‫- ادامه بده

23:42.943 --> 23:44.978
‫خب، اگه نمی‌شناختمش،

23:45.078 --> 23:46.780
‫با خودم می‌گفتم حتماً

23:46.880 --> 23:48.849
همه‌ی این‌ها یه نمایش ساختگیه

23:48.949 --> 23:51.318
‫نمایش؟ یعنی چی؟

23:54.421 --> 23:58.492
‫هنری ممکنه عمدی این قضیه رو بزرگ کرده باشه

23:59.827 --> 24:02.095
‫دلیلش هم می‌تونه این باشه

24:02.195 --> 24:05.165
‫که می‌خواد گندکاری‌های خودش رو ماست‌مالی کنه

24:05.298 --> 24:06.700
‫هوم

24:10.704 --> 24:12.573
‫خیلی‌خب، می‌خوام بری باهاش حرف بزنی

24:12.673 --> 24:14.542
‫و ببینی چشه

24:14.642 --> 24:15.943
‫با این اوضاع،

24:16.043 --> 24:17.177
‫هنری اصلاً از این کار خوشش نمیاد.

24:17.277 --> 24:19.580
‫چه بهتر

24:19.680 --> 24:21.148
‫از این موقعیت استفاده کن

24:25.085 --> 24:28.722
این چند ماه گذشته حسابی من رو محک زد

24:28.856 --> 24:31.358
‫اما در عین حال بهم نشون داد

24:31.458 --> 24:34.895
‫که همبستگی بین‌المللی چه قدرتی داره

24:40.834 --> 24:43.070
‫هنری می‌خواد ببینتت

24:53.046 --> 24:54.414
‫بیا داخل

24:57.651 --> 24:59.787
‫از اوون چه‌خبر؟

24:59.887 --> 25:02.155
‫امروز صبح عملش کردن

25:02.255 --> 25:04.357
‫کسی نرفته عیادتش؟

25:04.424 --> 25:05.893
‫می‌خوام چندتا سوال ازت بپرسم

25:06.026 --> 25:08.428
‫و البته که جواب‌هات ضبط می‌شه

25:09.963 --> 25:11.899
‫داری ازم بازجویی می‌کنی؟

25:11.999 --> 25:14.501
‫وقتی پرونده‌ی گرملین رو ازت گرفتن،

25:14.568 --> 25:16.536
‫آیا با زیر پا گذاشتن پروتکل‌هامون،

25:16.604 --> 25:18.906
‫از کسی تو بخش ایران
‫اطلاعات محرمانه خواستی؟

25:19.006 --> 25:20.808
‫اطلاعاتی که نباید
‫بهش دسترسی داشته باشی؟

25:21.875 --> 25:24.411
‫- کاملاً مشخصه که می‌دونی این کارو کردم
‫- پس تأیید می‌کنی؟

25:24.511 --> 25:26.413
‫بله

25:26.513 --> 25:28.281
‫کسی ازت خواست این کار رو بکنی؟

25:28.415 --> 25:29.750
‫نه

25:29.850 --> 25:32.452
‫منو دک کرده بودن؛ می‌خواستم بدونم چی‌ها شده

25:32.586 --> 25:34.922
‫این اطلاعات رو با کسی داخل یا خارج

25:35.055 --> 25:37.424
‫از سازمان‌مون در میون گذاشتی؟

25:37.524 --> 25:39.059
‫هنری

25:39.159 --> 25:40.560
‫به سوالم جواب بده

25:40.661 --> 25:42.796
‫منم‌ها

25:46.399 --> 25:48.736
‫نه، در میون نذاشتم

25:48.802 --> 25:51.238
‫من عمراً همچین کاری کنم

25:51.304 --> 25:53.841
‫انگیزه‌ات از زیر پا گذاشتن پروتکل‌هامون چی بود؟

25:54.608 --> 25:56.543
‫کارهایی که مارشن داشت می‌کرد

25:56.610 --> 25:57.577
‫داشت چیکار می‌کرد؟

25:57.678 --> 25:59.146
‫جای من شد مسئول عملیات،

25:59.246 --> 26:00.914
‫تا بتونه گرملین رو تحت کنترل بگیره

26:00.981 --> 26:02.816
‫بعد هم هدف مأموریتش رو عوض کرد

26:02.916 --> 26:04.251
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

26:05.052 --> 26:07.354
‫خودم هم می‌خوام همین رو بدونم

26:08.121 --> 26:11.258
‫تنها دلیلت برای زیر پا گذاشتن پروتکل‌ها‌ همینه؟

26:11.358 --> 26:13.460
‫مأمورمون وسطِ مأموریت بود!

26:14.261 --> 26:17.130
‫می‌ترسیدم یه بلایی سرش بیاد

26:18.231 --> 26:19.466
‫حق هم با من بود

26:23.203 --> 26:24.972
‫به مارشن اعتماد داری؟

26:29.609 --> 26:33.213
‫- مدرکِ محکمی ندارم...
‫- بهش اعتماد داری؟

26:35.348 --> 26:36.483
‫نه

26:43.256 --> 26:46.326
‫می‌دونستی سامیا ظهیر برگشته لندن؟

26:46.426 --> 26:47.527
‫آره

26:47.627 --> 26:49.697
‫می‌دونستی اون سازمان مردم‌نهادی که براش کار می‌کنه،

26:49.797 --> 26:51.999
‫علناً از حمایت امارات

26:52.099 --> 26:54.935
‫و پشت‌پرده از حمایت سرویس
‫اطلاعاتی بریتانیا برخورداره؟

27:00.207 --> 27:01.709
‫خب که چی؟

27:02.676 --> 27:05.813
‫یعنی آزادیش کار انگلیسی‌ها بوده؟

27:05.913 --> 27:07.514
‫اگه آره، چرا؟

27:08.682 --> 27:10.751
‫به نفع کی؟

27:13.020 --> 27:15.689
‫اگه سوال دیگه‌ای داشتم،
‫بهت زنگ می‌زنم

27:25.665 --> 27:27.768
‫یه نفر توی این اداره هست

27:27.868 --> 27:31.038
‫که می‌بینم روزبه‌روز بیشتر داره با مارشن می‌گرده

27:42.040 --> 27:45.252
‫سلام. من مترجم عربی جلسه‌ی
‫ساعت یک هستم

27:45.385 --> 27:46.987
‫لطفاً این برگه رو امضا کنید

27:47.087 --> 27:48.221
‫چشم

27:52.665 --> 27:56.727
‫گوش کن سامیا، اگه توضیح

27:56.735 --> 27:59.579
‫یا ترجمه نیاز بود، می‌تونی روی من حساب کنی

28:00.728 --> 28:01.811
‫مرسی

28:01.835 --> 28:05.038
‫انجمن حقوق بشر گویان شبکه حمایتی
‫برای بازماندگان جنایات جنگی

28:05.105 --> 28:06.339
‫فراهم می‌کنه

28:06.364 --> 28:08.016
‫می‌تونیم ارتباطی بین شما
‫و سودانی‌های دیگه‌ای که

28:08.041 --> 28:10.508
‫دوران بازداشت و بازجویی رو پشت سر گذاشتن،
‫برقرار کنیم

28:10.533 --> 28:13.713
‫لازمه بهت هشدار بدیم که
‫عناصر مرتبط با این درگیری

28:13.814 --> 28:16.316
‫سعی کنن اینجا توی لندن
‫باهات ارتباط بگیرن

28:16.416 --> 28:17.751
‫اگه این اتفاق افتاد، می‌تونیم

28:17.851 --> 28:19.920
‫حمایت‌های حقوقی و محافظتی براتون
‫فراهم کنیم

28:20.020 --> 28:22.389
‫الان چند نفر ار اتباع سودانی رو که
‫تو لندن فعالیت دارن،

28:22.455 --> 28:24.457
‫زیر نظر گرفتیم

28:25.292 --> 28:27.660
‫آیا کسی از این لیست
‫سراغت اومده؟

28:33.934 --> 28:36.636
‫هیچ‌کدومو می‌شناسی؟

28:41.441 --> 28:42.609
‫این یکی

28:43.543 --> 28:45.345
‫عثمان عبدالعزیز

28:47.981 --> 28:49.783
‫همین‌جا سراغت اومد؟

28:50.550 --> 28:53.553
‫توی خارطوم دیدمش

28:56.962 --> 28:58.172
‫آب می‌خوری؟

28:59.274 --> 29:00.374
‫ممنون میشم

29:01.461 --> 29:04.197
‫سامیا، هدف ما فقط اینه که
‫بهت کمک کنیم

29:09.734 --> 29:11.704
‫میشه چند دقیقه خصوصی باهاش صحبت کنم؟

29:13.106 --> 29:16.209
‫ما یه استراحت کوتاه می‌کنیم و برمی‌گردیم

29:31.150 --> 29:33.150
‫کمکی از دست هیچ‌کس ساخته نیست

29:33.531 --> 29:34.921
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟

29:36.359 --> 29:37.570
‫چون حقیقتـه

29:40.676 --> 29:42.676
‫توی کشور اشتباهی به‌دنیا اومدم

29:43.856 --> 29:45.348
‫با جنسیت اشتباهی

29:46.512 --> 29:48.512
‫و در زمانه‌ی اشتباه

29:48.857 --> 29:50.857
‫همه‌ش به شانسِ آدم برمی‌گرده

29:51.334 --> 29:53.334
‫بعضیا شانس دارن و بعضیا نه

30:02.155 --> 30:03.123
‫این شماره‌ی منـه

30:07.060 --> 30:09.196
‫هروقت خواستی بهم زنگ بزن

30:15.202 --> 30:16.469
‫فقط بگو می‌خواستی

30:16.569 --> 30:18.571
‫زمانِ تحویل گرفتن لباس مشکیت رو بدونی

30:20.707 --> 30:23.110
‫درجا قطع می‌کنم و میام دنبالت

30:25.193 --> 30:26.489
‫تو کی هستی؟

30:31.929 --> 30:33.211
‫همون شانسی که دنبالشی

30:50.070 --> 30:51.571
‫سایمون کجاست؟

30:51.671 --> 30:53.573
‫اتاق مدیرت بحران ۲

30:55.208 --> 30:57.710
‫می‌خوام تمام جابجایی‌های گوشی رو
‫در طول یک سال گذشته ببینم

30:57.777 --> 30:59.746
‫براساس تاریخ، موقعیت مکانی
‫و اسامی جستجو بشه

30:59.879 --> 31:01.748
‫امکانش هست؟

31:01.848 --> 31:04.051
‫آره حتماً. خیلی علنیش نمی‌کنن

31:04.117 --> 31:06.987
‫اما از همه کارکنان اطلاعات جمع‌آوری میشه

31:10.090 --> 31:12.960
‫مجموعه داده‌ش هنوز کامل نشده

31:13.060 --> 31:16.063
‫اگه لازم باشه جزئی‌تر بررسی کنید،
‫می‌تونم اطلاعات بیشتری بهش اضافه کنم

31:17.931 --> 31:19.032
‫خدمت شما

31:19.099 --> 31:21.768
‫از خونه به محل کار.
‫از محل کار به خونه

31:21.868 --> 31:23.603
‫به همین منوال تا چندین هفته ادامه داشته

31:23.703 --> 31:27.574
‫آخر هفته‌ها می‌رفته ویلای زنش

31:27.674 --> 31:29.876
‫تابستون پارسال

31:30.823 --> 31:32.045
‫شهرستان کورن‌وال

31:32.145 --> 31:36.183
‫خودم رسیدگی می‌کنم.
‫لینکش رو بفرست دفترم

31:50.949 --> 31:53.744
‫«قضیه روشنـه؛ برای اینکه ملوان زبل
‫بتونه پیشرف شغلی خودش و پدرش رو

31:53.869 --> 31:56.288
‫تضمین کنه،
‫چاره‌ای جز عذرخواهی نداره»

31:59.458 --> 32:01.502
‫«متوجه شدم»

32:02.142 --> 32:05.745
‫اونا جزو خانواده نیستن. ما هستیم.
‫من و مامان

32:05.845 --> 32:07.447
‫حال مامان چطوره؟

32:07.514 --> 32:09.249
‫تعریفی نداره

32:09.316 --> 32:11.651
‫مریضیش هر روز وخیم‌تر میشه

32:11.751 --> 32:13.420
‫اوضاع از کنترل خارج شده

32:13.486 --> 32:15.255
‫براش دعا می‌کنم

32:15.322 --> 32:17.991
‫گوش کن، قوی بمون.
‫من دیگه باید برم

32:18.091 --> 32:19.326
‫داشتن رمزی صحبت می‌کردن

32:19.426 --> 32:22.495
‫«اوضاع از کنترل خارج شده»
‫یعنی شناساییت کردن

32:22.595 --> 32:25.065
‫«تعریفی نداره»
‫یعنی بهم مشکوک شدن

32:26.666 --> 32:29.602
‫وایکینگ از همون اول فهمیده بود
‫که مکالمه داره شنود میشه

32:29.669 --> 32:30.937
‫برای همین بلافاصله رفت سراغِ

32:31.038 --> 32:33.006
‫راهِ ارتباطی سرّی‌شون

32:33.106 --> 32:35.775
‫گفتگو توی اون سایت مخصوص سگ‌ها
‫از روز بعدش شروع شد

32:35.842 --> 32:37.910
‫آیا سفیدبرفی تو همون برخورد اول با اوون،

32:38.011 --> 32:39.546
‫به هویتش پی بُرد؟

32:39.646 --> 32:43.250
‫یا بعداً توی بار؟ اون موقع که
‫مادرش شروع کرد به سوال‌پیچ کردنش

32:46.844 --> 32:47.795
‫در هر صورت

32:47.820 --> 32:49.989
‫به سفیدبرفی دستور داده بودن
‫که ماجرا رو پیش ببره

32:50.057 --> 32:53.726
‫پس با اوون ملاقات می‌کنه، به برادرش
‫زنگ می‌زنه و رمزی صحبت می‌کنه

32:53.826 --> 32:55.662
‫اوضاع از کنترل خارج شده

32:55.728 --> 32:57.264
‫می‌دونه که مکالماتش شنود میشه

32:57.364 --> 32:58.998
‫وایکینگ بهش هشدار داده بود.
‫«تعقیبت می‌کنن.

32:59.023 --> 33:02.535
‫تحت‌ نظرت می‌گیرن. گوشیت رو شنود
‫می‌کنن. حتی گوشی یکبار مصرفت رو.»

33:03.336 --> 33:05.705
‫می‌دونه که اوون دنبالشـه

33:06.706 --> 33:09.176
‫به خواهرش میگه: «نقش بازی کن.

33:09.201 --> 33:11.219
‫اگه کسی بخواد برام تله بذاره،
‫من اول دخلش رو میارم

33:11.244 --> 33:14.181
‫بیارش پیش من. می‌خواید بازی
‫کنید؟ باشه پس، بازی می‌کنیم

33:14.247 --> 33:17.284
‫منو بِکِشونید به یه آغل و خواهرم رو طعمه کنید

33:17.384 --> 33:20.019
‫اشکالی نداره. فقط بذار فکر کنن

33:20.120 --> 33:23.223
‫از ما جلوترن.»
‫می‌تونست زودتر وارد عمل بشه

33:23.323 --> 33:24.691
‫ولی منتظر موند

33:24.791 --> 33:27.060
‫وایکینگ می‌دونست ما هیچ‌وقت
‫پشت مأمورمون رو خالی نمی‌کنیم

33:27.160 --> 33:29.329
‫طرف شطرنج‌بازه.
‫این موضوع توی اولین گزارش اوون اومده

33:29.396 --> 33:31.498
‫از دوران دبیرستان تا سال‌های سال
‫شطرنج بازی کرده

33:31.564 --> 33:33.600
‫توی تیم تفنگداران دریایی بازی می‌کرده

33:35.902 --> 33:37.671
‫یارو قشنگ مثل خودمونـه

33:37.696 --> 33:38.880
‫آموزش حرفه‌ای دیده

33:38.905 --> 33:40.890
‫صرفاً یه کهنه سرباز روانی نیست که
‫از کنترل خارج شده باشه

33:40.915 --> 33:43.343
‫درسته از اونجا شروع کرده
‫ولی دیگه اون آدم سابق نیست

33:43.410 --> 33:45.445
‫این آدم مأمور اطلاعاتـه

33:45.545 --> 33:48.081
‫حدس من اینه که آموزش‌دیده‌ی
‫سرویس اطلاعاتی روسیه در مرکز مسکو باشه

33:48.181 --> 33:51.218
‫استادِ بازی‌دادنِ آدماست

33:51.318 --> 33:53.395
‫و داره یه عملیاتِ بین‌المللیِ

33:53.420 --> 33:55.188
‫پیچیده و گسترده رو هدایت می‌کنه

33:55.288 --> 33:57.957
‫که از الماس برای کنترل و نفوذ سیاسی
‫استفاده می‌کنه

33:58.091 --> 33:59.559
‫- و بهترین قسمتش اینجاست که...
‫- اگه این موضوع...

33:59.659 --> 34:01.628
‫علنی بشه، می‌تونن ثابت کنن

34:01.728 --> 34:03.763
‫یارو متولدِ آمریکاست

34:03.896 --> 34:07.033
‫و کل این قضیه در واقع
‫عملیات پنهانیِ ما برای

34:07.100 --> 34:10.202
‫بهم ریختن یه کشور فقیر آفریقایی بوده

34:10.303 --> 34:12.372
‫شاهکاریـه در نوعِ خودش!

34:12.439 --> 34:13.939
‫هوشمندانه‌ست

34:15.742 --> 34:17.377
‫کاش ما پشتش بودیم

35:12.031 --> 35:14.834
‫نظرت چیه یه سر بری قهوه بخوری؟

35:14.934 --> 35:17.704
‫نه مرسی. فکر کنم تا الان چهارتایی خوردم

35:17.804 --> 35:19.839
‫مرتیکه پاشو برو قهوه بخور

35:29.616 --> 35:31.784
‫اطلاعات گوشی مارشن

35:31.851 --> 35:33.786
‫توی روز پس گرفتن کایوت رو در بیار

35:37.324 --> 35:39.359
‫چرا حوالی میدون لینکلنز این

35:39.459 --> 35:41.961
‫دیگه ردیابی نشده؟
‫توی مترو

35:42.061 --> 35:44.063
‫راستش داخل مترو هم ردیابی می‌کنه

35:46.132 --> 35:48.735
‫فیلم‌های دوربین مداربسته

35:48.835 --> 35:51.538
‫یک ساعت قبل و بعد از هر بار
‫ترددش توی اون محوطه رو پیدا کن

36:11.291 --> 36:15.094
‫بهتر نیست همون کاری رو بکنی که
‫بابات میگه؟

36:16.496 --> 36:18.431
‫راستش خیلی خوش‌شانسی‌ ها!

36:19.666 --> 36:21.301
‫بابا داری

36:22.235 --> 36:23.770
‫به فکرتـه

36:23.870 --> 36:26.839
‫به فکر آینده‌ته، هوات رو داره

36:30.310 --> 36:32.029
‫تازه کنترلمم می‌کنه،
‫ازم سوءاستفاده می‌کنه

36:32.054 --> 36:33.413
‫و بهم محل نمی‌ذاره

36:34.180 --> 36:35.748
‫باشه، بیخیال. فقط اینکه...

36:35.848 --> 36:37.550
‫من کلاً باید روی پای خودم وایسم

36:38.718 --> 36:41.621
‫دلم لک زده برای اینکه یکی بهم گیر بده
‫یا ازم کاری بخواد

36:45.458 --> 36:48.761
‫بابات خیلی برات مایه می‌ذاره
‫و در عوض توقعی هم ازت نداره

36:48.861 --> 36:51.598
‫این تعریف هرکسی از عشقـه

37:20.560 --> 37:23.363
‫- سلام
‫- سلام

37:24.564 --> 37:26.733
‫اوضاعت چطوره؟ خوبی؟

37:26.799 --> 37:28.435
‫اوضاعم چطوره؟

37:28.501 --> 37:31.438
‫والا چی بگم...

37:31.538 --> 37:35.241
‫زنده‌م دیگه

37:38.177 --> 37:40.513
‫راستی جواب معمات رو پیدا کردم

37:40.647 --> 37:42.081
‫چه معمایی؟

37:42.915 --> 37:46.319
‫سینیوویچ.
‫یعنی آبی عمیق

37:46.419 --> 37:49.656
‫مثل همون رایانه‌ای که
‫گری کاسپارف رو شکست داد

37:54.394 --> 37:56.429
‫این چه قیافه‌ایه؟

37:57.664 --> 37:59.165
‫کدوم قیافه؟

37:59.265 --> 38:01.100
‫این مدل نگاه کردنت رو میگم...

38:01.200 --> 38:03.603
‫بس کن. ترسناکـه

38:05.171 --> 38:07.474
‫مارشن بهم یاد داده

38:08.675 --> 38:11.667
‫نمی‌خوام کسی بفهمه چی توی دلم می‌گذره،
‫نمی‌خوام بار اضافه‌ای روی دوشت بشم

38:11.692 --> 38:13.676
‫بیخیال بابا

38:14.614 --> 38:18.017
‫قیافه‌ت یه‌جوریه که آدم میگه الانه سکته کنه

38:18.515 --> 38:20.820
‫باهام راحت باش

38:20.920 --> 38:22.922
‫من اهلِ کتمان کردنِ

38:23.022 --> 38:25.492
‫بلاهایی که سرم اومده نیستم

38:25.558 --> 38:27.059
‫یه واکنشی نشون بده

38:27.193 --> 38:29.496
‫داد بزن. گریه کن

38:29.562 --> 38:32.231
‫اگه می‌خوای منو بزن،
‫مهم نیست! فقط یه کاری بکن

38:34.233 --> 38:36.403
‫بفرمایید

38:38.204 --> 38:41.040
‫عه، شمایید قربان

38:41.874 --> 38:43.410
‫سلام اوون

38:46.513 --> 38:47.714
‫یه دقیقه ما رو تنها می‌ذاری؟

38:47.847 --> 38:49.582
‫بله حتماً

39:03.830 --> 39:06.065
‫اوضاعت چطوره؟

39:07.033 --> 39:08.601
‫خوبم

39:08.701 --> 39:10.603
‫بهم مورفین زدن

39:10.703 --> 39:13.205
‫پس اگه دری‌وری گفتم،
‫تعجب نکن

39:15.942 --> 39:19.446
‫می‌خوام در جریان باشی که

39:19.579 --> 39:22.915
‫گزینه اعزام تیم نجات روی میز بود

39:24.517 --> 39:25.785
‫خب؟

39:26.653 --> 39:28.354
‫ازش صرفنظر کردیم

39:29.422 --> 39:32.124
‫- در واقع من صرفنظر کردم
‫- آهان

39:33.259 --> 39:35.495
‫پس تقصیر توئه که به این روز افتادم

39:36.696 --> 39:39.566
‫- اوون، من...
‫- بس کن

39:39.632 --> 39:40.967
‫بیخیال

39:41.100 --> 39:43.603
‫میشه لااقل یکم هم من مقصر باشم؟

39:43.703 --> 39:45.872
‫تا الان دوتا مأموریت رفتم

39:45.972 --> 39:49.008
‫و هم اعتبارم رو باختم،
‫هم عزت نفسم

39:49.108 --> 39:50.643
‫و هم پای کوفتیم رو

39:57.016 --> 39:59.486
‫یادت هست صبح روز عملیات
‫آزاد کردن کایوت

39:59.586 --> 40:02.489
‫با مارشن صحبت کرده باشی؟

40:02.622 --> 40:05.124
‫پشت موتور بهم زنگ زد
‫و نقشه رو مرور کردیم

40:05.224 --> 40:07.827
‫همون موقع که باهم حرف می‌زدیم،
‫تصادف کرد

40:07.960 --> 40:10.143
‫یادته قبلش کجا رفته بود؟

40:10.180 --> 40:11.514
‫لینکلنز این

40:11.539 --> 40:13.132
‫نگفت چرا رفته بود اونجا؟

40:13.232 --> 40:16.636
‫رفته بود پیش یه وکیل. چرا؟
‫چی شده؟

40:16.736 --> 40:19.513
‫یه گند دیگه هم زدم که خودم خبر ندارم؟

40:19.538 --> 40:21.874
‫نه بابا. نه. کارت عالی بود

40:24.577 --> 40:26.746
‫تقصیر منه که...

40:26.846 --> 40:28.748
‫الان افتادی گوشه بیمارستان

40:30.282 --> 40:33.986
‫ولی الان زنده‌ای...
‫و اینو مدیون مارشنی

40:40.927 --> 40:43.095
‫بهتر باشی، اوون

40:43.195 --> 40:44.897
‫ممنون قربان

41:06.385 --> 41:09.055
‫- سلام
‫- نرفتی که

41:09.155 --> 41:10.990
‫نه، نرفتم آخه

41:11.090 --> 41:13.793
‫کیف و کتم رو جا گذاشتم

41:13.860 --> 41:15.227
‫و اینکه...

41:15.327 --> 41:17.229
‫می‌خواستم خداحافظی کنم

41:17.997 --> 41:20.733
‫- باشه
‫- آره

41:20.867 --> 41:22.201
‫خداحافظ

41:23.736 --> 41:25.037
‫خداحافظ

41:28.808 --> 41:30.877
‫چی شده؟

41:41.854 --> 41:43.322
‫وقتی فکر کردم دیگه
‫قرار نیست برگردی خونه،

41:43.389 --> 41:46.392
‫به این فکر کردم که چقدر
‫دلم برات تنگ میشه

41:53.633 --> 41:55.267
‫یعنی خیلی دلت برام تنگ می‌شد؟

41:59.305 --> 42:01.240
‫خیلی‌خب دیگه

42:07.346 --> 42:09.015
‫بلر

42:13.085 --> 42:16.122
‫به جز پام، بقیه اعضای بدنم هنوز
‫سالمن

42:19.258 --> 42:21.027
‫متوجه شدم

42:42.381 --> 42:43.750
‫عه. ببخشید

42:43.850 --> 42:46.185
‫من دنبال اتاق ۳۴
۰ هستم

42:46.285 --> 42:48.587
‫فیزیوتراپی توان‌بخشی، دکتر آلیسون بل

42:48.655 --> 42:52.291
‫دکتر بل؟ قبلاً اینجا بودن

42:52.391 --> 42:54.126
‫ولی الان دیگه فقط مطب خودشون هستن

42:54.226 --> 42:55.628
‫خیابان هارلی

42:56.829 --> 42:58.831
‫پس من اشتباه کردم. مرسی

43:41.007 --> 43:43.209
‫- سلام
‫- سلام

43:44.276 --> 43:45.577
‫خوبی؟

43:46.512 --> 43:48.080
‫خوبم. منظورت چیه؟

43:48.848 --> 43:50.049
‫شوخیت گرفته؟

43:51.984 --> 43:54.553
‫بابا آخرین بار که دیدمت انگار...

43:56.022 --> 43:58.390
‫- انگار چی؟
‫- اینجا واقعاً عجیب‌غریب شده

43:59.225 --> 44:02.528
‫اخلاق منو که می‌دونی،
‫دوست دارم همه‌چی مرتب و تمیز باشه

44:02.628 --> 44:04.563
‫تازه خودم زدم همه‌چی رو داغون کردم

44:04.663 --> 44:06.733
‫دیگه این حداقل کاریه که از دستم برمیاد

44:06.833 --> 44:10.369
‫پس دیگه نمی‌خوای قانعم کنی دزد اومده بوده؟

44:10.469 --> 44:12.538
‫اینم در نوع خودش پیشرفته

44:13.906 --> 44:16.127
‫وسایل شکسته رو چیکار کردی؟

44:16.495 --> 44:17.543
‫گذاشتم تو کمد

44:17.643 --> 44:21.047
‫جسارتاً میشه بپرسم
‫چرا آپارتمانت رو به اون روز انداختی؟

44:21.147 --> 44:22.849
‫سر کار یه مشکلی پیش اومده بود

44:26.152 --> 44:28.721
‫- از این بهتر نمی‌شه
‫- چیه مگه؟

44:31.490 --> 44:33.726
‫اگه کسی الان از در
‫بیاد تو و لبخندت رو ببینه

44:33.860 --> 44:35.828
‫پیش خودش میگه همه‌چی روبه‌راهـه

44:35.928 --> 44:38.697
‫ولی دفعه پیش که من اینجا بودم،
‫همه‌چیز داغون شده بود

44:38.798 --> 44:40.532
‫و الان همه رو چپوندی توی کمد

44:40.632 --> 44:42.568
‫یه جا دور از چشم، قایم‌شون کردی

44:48.240 --> 44:49.776
‫ببین، حق با توئـه

44:50.676 --> 44:53.079
‫خیلی‌خوب یاد گرفتم همه‌چیز رو
‫از دیگران پنهان کنم

44:54.613 --> 44:56.215
‫ولی همه‌چیز هم داغون نشده

44:57.016 --> 44:58.617
‫فقط یه بخشیش

45:54.531 --> 45:56.308
‫سامیا

46:04.589 --> 46:06.589
‫چرا هنوز آماده نشدی؟

46:08.277 --> 46:10.277
‫باید مصاحبه رو کنسل کنم

46:11.244 --> 46:12.369
‫تب دارم

46:16.596 --> 46:17.470
‫تب نداری

46:17.494 --> 46:18.831
‫عثمان

46:19.732 --> 46:21.732
‫حالم خوب نیست

46:22.131 --> 46:23.029
‫جدی میگم

46:23.053 --> 46:24.240
‫پس حالت خوب نیست

46:25.311 --> 46:26.311
‫شرمنده

46:27.214 --> 46:29.214
‫لطفاً فعلاً دست از سرم بردار

46:38.587 --> 46:40.587
‫دیگه حوصله مسخره‌بازی‌هات رو ندارم

46:40.595 --> 46:43.188
‫اومدی اینجا کارت رو انجام بدی

46:44.041 --> 46:46.041
‫پس بهونه نیار

46:46.964 --> 46:48.331
‫آرایش کن

46:49.214 --> 46:51.214
‫پنج دقیقه وقت داری

47:09.514 --> 47:11.224
‫اگه این کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به صلحـه،

47:11.308 --> 47:13.143
‫پس حمایت از ما چه ایرادی داره؟

47:13.560 --> 47:14.644
‫چه ایرادی داره ژنرال حمدتی

47:14.728 --> 47:16.897
‫خودش بخواد اطرافیانش رو گزینش کنه؟

47:17.356 --> 47:20.692
‫تا خیالش از حرف‌های پشت سرش راحت باشه

47:22.361 --> 47:23.779
‫مگه چیزِ عجیبیـه؟

47:24.654 --> 47:26.615
‫همه جای دنیا همینـه

47:28.158 --> 47:30.369
‫تو آمریکا هم روال همینه

47:31.036 --> 47:33.080
‫نظارت بر پیام

47:33.163 --> 47:36.166
‫- روابط عمومی، امور تبلیغاتی
‫- باید به یه نفر زنگ بزنم

47:37.793 --> 47:38.594
‫به کی؟

47:38.618 --> 47:40.504
‫به خشکشویی

47:40.587 --> 47:43.507
‫قرار بود بند لباسم رو درست کنن

47:51.623 --> 47:53.625
‫سلام، سامیا ظهیر هستم

47:53.725 --> 47:55.161
‫یه لباس مشکی براتون آورده بودم

47:55.261 --> 47:58.097
‫می‌خواستم بدونم کی حاضر میشه

47:58.197 --> 47:59.265
‫بله. سفارش به چه اسمی ثبت شده؟

47:59.398 --> 48:02.101
‫دکتر سامیا ظهیر

48:03.035 --> 48:05.604
‫همین بعد از ظهر حاضر میشه

48:06.805 --> 48:08.640
‫وقتی آماده شد بهتون خبر بدیم؟

48:09.875 --> 48:11.143
‫بله لطفاً

48:11.277 --> 48:12.478
‫ممنونم

48:17.457 --> 48:20.460
‫می‌خواستم فردا بپوشمش

48:22.504 --> 48:24.005
‫لباس قشنگیـه

48:25.173 --> 48:26.925
‫شاید آقای رحمان ازش خوشش بیاد

48:36.768 --> 48:39.338
‫می‌خوام اوون این مکالمه رو بشنوه

48:40.706 --> 48:44.676
‫یه هشدار کاملاً واضح برامون فرستادن

48:45.744 --> 48:47.413
‫در واقع پیامِ مستقیمِ

48:47.513 --> 48:49.748
‫مرکز مسکو بود

48:49.815 --> 48:52.351
‫که با نهایت زور و قلدری ایستگاه رو
‫تهدید می‌کرد

48:52.484 --> 48:55.821
‫چطور واکنش نشون بدیم؟
‫عملیات با پهپاد هم که موثر نیست

48:55.921 --> 48:58.424
‫مدام جابه‌جا میشه،
‫برنامه رفت‌وآمدش هیچ الگوی مشخصی نداره

48:58.524 --> 49:00.092
‫و غیرنظامی‌ها رو سپر بلای خودش می‌کنه

49:00.159 --> 49:02.995
‫تماس‌های تلفنیش رو از
‫مدرسه‌، درمونگاه و بازارها

49:03.129 --> 49:05.531
‫برقرار می‌کنه

49:05.664 --> 49:07.566
‫هر عملیات نظامی

49:07.666 --> 49:09.835
‫تنش رو به شکلی کاملاً آشکار
‫و غیرقابل انکار تشدید می‌کنه

49:09.935 --> 49:11.670
‫الان یه عملیات مخفیانه و محرمانه نیاز داریم

49:12.771 --> 49:16.375
‫وایکینگ توی حالت آماده‌باشه

49:16.475 --> 49:18.010
‫می‌دونه که درگیر ماجرا شده

49:19.178 --> 49:21.613
‫من دیگه حاضر نیستم مأمور مخفی بفرستم

49:21.713 --> 49:23.515
‫ریسکش خیلی بالاست

49:23.615 --> 49:27.519
‫فقط یه الگو توی زندگیش هست که حاضر نیست
‫بهمش بزنه

49:27.619 --> 49:29.188
‫الماس‌ها

49:29.288 --> 49:32.058
‫جریان خروج الماس‌ها و ورود پول

49:32.158 --> 49:35.794
‫حالا فقط باید یه عامل نفوذی وارد ماجرا کنیم

49:35.894 --> 49:37.929
‫و غافلگیرش کنیم

49:54.713 --> 49:57.649
‫یا خدا، دستت چی شده؟

49:57.749 --> 50:00.352
‫باورت میشه اگه بگم جلوی سقوط
‫یه اتوبوس مدرسه

50:00.419 --> 50:01.887
‫به پرتگاه رو گرفتم؟

50:02.821 --> 50:04.323
‫نه

50:07.726 --> 50:08.860
‫بالاخره انجامش دادم

50:08.960 --> 50:10.762
‫دستِ شیطان رو بوسیدم

50:11.630 --> 50:13.965
‫بعد اونقدر به تصویر خودم توی شیشه مشت زدم

50:14.066 --> 50:15.601
‫که دستم داغون شد

50:16.468 --> 50:17.603
‫یکم آروم شدم

50:17.703 --> 50:19.671
‫ممکنه هنوز خرده شیشه توی زخم‌هات باشه

50:19.771 --> 50:21.307
‫یه دقیقه صبر کن

50:22.441 --> 50:24.243
‫بابام آدمِ بزدلیـه

50:25.077 --> 50:27.079
‫باید یه راه دیگه پیدا می‌کرد تا جاش رو

50:27.179 --> 50:28.947
‫پیش آخوندها حفظ کنه

50:30.249 --> 50:32.784
‫کاری که لازم بود رو کردی.
‫پدرت این رو درک می‌کنه

50:32.918 --> 50:34.786
‫حتی از همین حالا

50:35.587 --> 50:37.523
‫بهم پیشنهاد داد براش کار کنم

50:37.623 --> 50:39.758
‫می‌خواد دست راستش توی یه پروژه بزرگ باشم

50:40.559 --> 50:42.594
‫خب قبول کردی؟

50:45.063 --> 50:47.766
‫از قیافه‌ی بابام ناامیدی و

50:47.866 --> 50:49.635
‫سرخوردگی می‌باره

50:49.768 --> 50:51.870
‫همیشه دلش می‌خواست یه
‫سِمَتِ بین‌المللی داشته باشه

50:51.937 --> 50:53.805
‫مثلاً توی سازمان ملل

50:53.905 --> 50:56.842
‫یا مشاور یه شرکت نفتی خارجی بشه

50:57.709 --> 50:59.145
‫ولی هیچ‌وقت به آرزوش نرسید

50:59.978 --> 51:01.780
‫رقت‌انگیزه

51:02.881 --> 51:04.750
‫و الان...

51:04.850 --> 51:06.618
‫منم دستِ کمی ازش ندارم

51:07.953 --> 51:09.555
‫به نظر من که رقت‌انگیز نیستی

51:12.658 --> 51:14.760
‫چرا اینقدر هوام رو داری؟

51:15.594 --> 51:17.296
‫آخه ازت خوشم میاد

51:20.599 --> 51:22.334
‫اتفاقاً فکر می‌کنی آدم متظاهریم

51:24.570 --> 51:26.172
‫متظاهر نه

51:26.272 --> 51:27.506
‫بیشتر انگار...

51:27.639 --> 51:29.708
‫- انگار چی؟
‫- عین آناناسی

51:29.808 --> 51:32.944
‫چی؟

51:33.044 --> 51:34.813
‫آناناس

51:36.648 --> 51:39.951
‫از بیرون زمخت و تیغ‌داره
‫ولی در باطن...

51:41.420 --> 51:43.021
‫شیرینه

52:58.230 --> 53:01.367
‫پروژه توسعه پایگاه کوهستانی فردو

53:01.467 --> 53:05.404
‫زیر نظر مجید زمانی، مشاور
‫رئیس‌جمهور انجام خواهد شد

53:06.405 --> 53:08.774
‫امروز اطمینان پیدا کردم

53:08.907 --> 53:10.242
‫که او می‌خواد ملوان زبل را

53:10.376 --> 53:13.044
‫وارد جلسات محرمانه‌ی تصمیم‌گیری کند

53:13.111 --> 53:16.248
‫انتظار می‌رود ملوان زبل به زودی
‫این مسئولیت را بپذیرد

53:16.348 --> 53:19.818
‫و به اطلاعات مهم دسترسی پیدا کند

53:19.918 --> 53:21.587
‫جذب ملوان زبل به عنوان منبع اطلاعاتی
‫امکان‌پذیر است

53:21.687 --> 53:24.122
‫زیرا نسبت به پدرش احساسات متناقضی دارد

53:24.256 --> 53:26.392
‫و شدیداً تمایل دارد کشورش

53:26.492 --> 53:28.226
‫پس از رفع تحریم‌ها به اقتصاد مدرن

53:28.294 --> 53:31.330
‫و جهانی بپیوندد

53:31.430 --> 53:33.499
‫ملوان زبل مشتاق رسیدن به مقامی‌ست

53:33.599 --> 53:37.303
‫که پدرش در حسرت آن ماند

53:41.340 --> 53:43.442
‫حتماً از دیدنم غافلگیر شدی

53:43.542 --> 53:45.243
‫نه، اصلاً

53:45.311 --> 53:47.446
‫بسه، این مزخرفات رو بذار کنار.
‫هردومون می‌دونیم برای چی اومدی اینجا.

53:47.546 --> 53:48.880
‫واقعاً؟

53:48.947 --> 53:52.217
‫باسکو درست قبل از اینکه به
‫تو دستور بده، به من دستور داد

53:53.051 --> 53:55.053
‫می‌دونی چرا درخواست
‫ارزیابی روانی برات داده؟

53:55.120 --> 53:57.222
‫چون باهاش مخالفت کردم

53:57.289 --> 54:00.091
‫یا شاید متوجه شده تحمل شرایط برات سختـه

54:00.191 --> 54:02.294
‫خب راستش پدرم هیچ‌وقت بهم محبت نداشت

54:02.394 --> 54:05.797
‫و آره، قبل از اینکه بخوای چیزی بگی،
‫من این روند رو قبول ندارم

54:05.931 --> 54:07.333
‫ترجیح میدم شکنجه بشم

54:07.466 --> 54:08.634
‫اصلاً همین الان ناخن‌هام رو
‫یکی یکی بِکِشید و خلاص

54:08.734 --> 54:12.771
‫- این جلسه بازجویی نیست هنری
‫- نیست؟

54:12.871 --> 54:15.273
‫جالب شد، پس تو نمی‌دونی
‫چرا فرستادنت اینجا

54:15.374 --> 54:17.075
‫خیلی‌خب...

54:18.810 --> 54:22.481
‫اگه موافق باشی برای صرفه‌جویی در وقت

54:22.581 --> 54:24.416
‫- مستقیم بریم سر اصل مطلب
‫- ممنون میشم

54:26.352 --> 54:27.519
‫این باور وجود داره...

54:27.619 --> 54:29.688
‫- که تو...
‫- وایسا ببینم

54:31.525 --> 54:33.024
‫«این باور وجود داره»؟

54:34.926 --> 54:37.329
‫نسبت به همکارانی که به نظرت

54:37.429 --> 54:40.298
‫برای قدرت، توان رهبری یا حس برتریت

54:40.399 --> 54:43.168
‫ تهدید محسوب می‌شوند،

54:43.268 --> 54:45.537
‫خصومت شخصی داری

54:46.505 --> 54:48.374
‫شنیدن این حرف چه حسی در تو ایجاد می‌کنه؟

54:50.709 --> 54:52.511
‫حسِ تنها کسی که

54:52.611 --> 54:55.581
‫با وجود فشار جمعی برای نابودی،

54:56.515 --> 54:59.084
‫تن به همرنگ شدن با جماعت نمیده

54:59.184 --> 55:00.652
‫ظاهراً...

55:01.920 --> 55:04.289
‫بی‌دلیل ۳۷ سال از عمرم رو

55:04.356 --> 55:06.224
‫صرفِ خدمت صادقانه و پر خطر

55:06.358 --> 55:07.993
‫برای دولت کردم

55:28.865 --> 55:30.865
‫«گزارش پروتکل رمزنگاری شماره ۹، گرملین»

55:46.665 --> 55:49.000
‫بلرم. میشه همدیگه رو ببینیم؟

55:49.100 --> 55:50.569
‫االان از اداره زدم بیرون

55:50.669 --> 55:52.404
‫موضوع مهمیـه

55:52.538 --> 55:53.705
‫کجا بیام؟

55:53.805 --> 55:56.608
‫کلیسای جامع سات‌ارک. جناح جنوبی

55:56.742 --> 55:58.410
‫بیست دقیقه دیگه اونجام

55:59.961 --> 56:19.961
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
