WEBVTT

00:00.021 --> 00:06.021
‫بامابین تقدیم می‌کند
‫.:: Bamabin.com ::.

00:06.045 --> 00:12.545
‫..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::..
‫.:: Telegram: @BamabinOfficial ::.
‫.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

00:46.981 --> 00:50.261
‫با هواپیما نمی‌رم،
‫ده سال پیش نذر کردم

00:50.821 --> 00:53.301
‫که همونطور که با کشتی
‫رفتم، با کشتی هم برگردم

00:53.381 --> 00:57.021
‫ولی این‌بار یه سفر متفاوته
‫و دیگه تو ته کشتی قایم نشدم

00:57.101 --> 00:59.341
‫تو برو زکی، قبل من کارا رو راست و ریست کن

02:05.901 --> 02:07.381
‫- بزن بریم

02:07.461 --> 02:11.581
‫- سهم‌شونو بده و پولا رو جمع کن قدوره
‫- چشم استاد

02:12.101 --> 02:15.461
‫همیشه آرزوم بود
‫از دریا رد بشم و شکستش بدم

02:15.541 --> 02:17.581
‫ولی بدون اینکه حتی ازش رد بشم شکستم داد

02:17.661 --> 02:22.861
‫حاج علی، مگه کسی می‌تونه دریا رو شکست بده؟
‫نامرده، هیچ‌وقت چیزی که می‌گیره رو پس نمی‌ده

02:22.941 --> 02:24.901
‫ولی بکر تونست شکستش بده و ازش رد شه

02:25.541 --> 02:30.421
‫- ولی برنگشت
‫- قسم می‌خورم یه روز با خوشی برمی‌گرده

02:30.501 --> 02:33.781
‫چه خبر استاد جابر؟
‫کی بدهیتو می‌دی؟

02:34.461 --> 02:36.261
‫من می‌رم حاج علی

02:36.341 --> 02:38.861
‫دارم با تو حرف می‌زنم
‫استاد، رسمشه که جوابمو بدی

02:38.941 --> 02:41.341
‫- چته تو؟
‫- ببخشید عمو، بدهیش داره زیاد می‌شه

02:41.421 --> 02:45.381
‫فردا پس فردا پولتو میارم،
‫حتی اگه مجبور شم لباسامو بفروشم

02:46.021 --> 02:48.101
‫آخرین پول مغازه‌مو هم برات میارم

02:48.181 --> 02:50.821
‫- صبر کن جابر
‫- با اجازه حاجی

02:50.901 --> 02:54.221
‫این چه کاریه؟ این مرد مصیبت دیده

02:54.301 --> 02:57.701
‫- رسمشه که تا دوباره رو پا وایسه کمکش کنیم
‫- ولی این تجارته

02:57.781 --> 03:00.661
‫اگه به هر تاجری یه مدت مهلت بدیم
‫نمی‌تونیم کارمونو بکنیم

03:00.741 --> 03:03.141
‫قدوره، پول فروشنده‌ها رو جمع کردی؟

03:03.221 --> 03:06.581
‫همه پول ندادن استاد،
‫هر کی پول نداشت بهش جنس ندادم

03:06.661 --> 03:09.981
‫- ببین چی می‌گم، این پول زیادی می‌شه
‫- تو رو خدا حاجی

03:10.061 --> 03:13.781
‫یه کاری کن یونس یه‌کم رحم
‫داشته باشه، تو که می‌دونی وضعمونو

03:13.861 --> 03:16.901
‫به روی چشم رئیسه هر چقدر نیاز
‫داری بردار، هر وقت تونستی پس بده

03:16.981 --> 03:18.941
‫- دستت درد نکنه حاجی
‫- دستت درد نکنه حاجی

03:19.021 --> 03:20.421
‫- خوب گوش کن یونس

03:20.501 --> 03:23.501
‫این شرکت یه رئیس داره،
‫اونم منم!

03:23.581 --> 03:26.781
‫وقتی خدا منو برد، هر کاری خواستی بکن

03:27.501 --> 03:30.741
‫به رئیسه مهلت نمی‌دی؟
‫اون داره یتیم بزرگ می‌کنه!

03:46.421 --> 03:49.541
‫وقتی پول باشه، همه‌چی ارزون می‌شه
‫این قصر رو خریدم، یه فرصت بی‌نظیر بود

03:49.621 --> 03:51.621
‫قایق کوچیکت هم رسیده بندر

03:51.701 --> 03:54.061
‫امروز اینجا استراحت می‌کنیم، فردا صبح
‫می‌ریم سراغ قایق

03:54.141 --> 03:56.501
‫- نورت به مصر تابید بکر
‫- سلامت باشی زیکا

04:01.381 --> 04:03.381
‫یه دفتر کار اینجا برات آماده کردم بکر

04:04.661 --> 04:06.461
‫اتاق‌های خواب هم طبقه بالان

04:08.621 --> 04:10.541
‫- چی داری زیر لب می‌گی؟
‫- هیچی عمو

04:13.181 --> 04:15.301
‫کی پشت خطه؟

04:15.381 --> 04:16.621
‫منم یونس

04:16.701 --> 04:18.860
‫فردا عصر میام

04:30.781 --> 04:33.661
‫- چی می‌گی یونس؟
‫- قسم می‌خورم بکر فردا میاد

04:33.741 --> 04:35.701
‫چطور ممکنه؟

04:35.781 --> 04:39.021
‫- از کجا فهمیدی؟ مطمئنی؟
‫- همینو گفت و تلفنو قطع کرد

04:39.101 --> 04:42.141
‫به مناسبت برگشتن بکر، پول عموت جابر رو
‫بهش برگردون

04:42.221 --> 04:46.181
‫خدایا شکرت

04:46.261 --> 04:50.301
‫خدا کمکت کنه علی، حتی تو پیری هم کمکت کنه

04:50.381 --> 04:53.381
‫بکر برگشته! پسر، شربت بیار!

04:53.461 --> 04:57.541
‫- عجب غافلگیری شدیم!

04:57.621 --> 04:59.221
‫بسه!

04:59.301 --> 05:00.781
‫- یونس!
‫- چیه استاد؟

05:00.861 --> 05:03.141
‫امروز هیچکس بابت ماهی پولی نمی‌ده!

05:04.421 --> 05:06.981
‫- خوابیدی قمر؟
‫- نه

05:07.061 --> 05:10.021
‫از برگشتن بکر خوشحالی یا ناراحت یا نگران؟

05:10.101 --> 05:14.061
‫چرا باید این حس‌ها رو داشته باشم؟
‫از کی تا حالا آبجو می‌خوری؟

05:14.141 --> 05:15.941
‫بکر با نیت خیر برنگشته

05:16.781 --> 05:19.341
‫من بودم که مثل برده به حاجی خدمت کردم

05:19.421 --> 05:22.101
‫صندوقش دستم بود، خدا رو در نظر گرفتم

05:22.741 --> 05:27.141
‫اونوقت بکر که دزدی کرد و باباشو ول کرد و
‫رفت برمی‌گرده و حاجی براش جشن می‌گیره

05:27.221 --> 05:30.541
‫- اون پسرشه!
‫- مگه من پسرش نیستم؟ مگه از بچگی تحملش نکردم؟

05:30.621 --> 05:35.501
‫مگه مثل برده خدمتش نکردم؟
‫اگه من نبودم خیلی وقت پیش ورشکست می‌شد!

05:35.581 --> 05:38.421
‫من هیچی گیرم نیومد قمر
‫فقط خدا رو در نظر گرفتم

05:38.501 --> 05:41.581
‫- یه قرون هم ازش نگرفتم!
‫- تو وظیفه‌تو انجام دادی

05:41.661 --> 05:44.701
‫این حق تربیت و بزرگ کردنته،
‫حتی اگه سودی نبردی

05:44.781 --> 05:48.221
‫آخرش این پول حاج علیه،
‫و بکر تنها پسر واقعیشه

05:48.301 --> 05:50.901
‫اعتراضی ندارم، حاضرم
‫باز هم براشون کار کنم

05:51.381 --> 05:53.221
‫همیشه نوکرشون بودم

05:53.701 --> 05:55.581
‫حتی لباس‌هام وقتی بچه بودم

05:55.661 --> 05:59.381
‫بابام لباس‌های کهنه بکر رو برام می‌آورد،
‫چون پول نداشت برام لباس نو بخره

05:59.901 --> 06:02.101
‫تا وقتی بابام نمرد لباس نو نپوشیدم

06:02.781 --> 06:05.581
‫عمو علی برای من و بکر
‫با هم لباس نو می‌خرید

06:06.101 --> 06:09.781
‫وقتی با بکر دعوام می‌شد،
‫سر لباس‌ها تیکه می‌نداخت

06:10.701 --> 06:14.701
‫یه بار پیرهنو پاره کرد،
‫بهش گفتم «چرا لباسمو پاره کردی؟»

06:15.581 --> 06:17.701
‫بهم گفت «اینا لباس‌های تو نیست»

06:17.781 --> 06:19.461
‫همیشه به کم راضی بودم

06:20.261 --> 06:22.421
‫همین که نون حلال درمیارم برام کافیه

06:23.221 --> 06:25.381
‫حاضرم باز هم براشون کار کنم

06:26.701 --> 06:30.261
‫ولی بکر اینو نمی‌خواد،
‫اون تو رو می‌خواد قمر

06:37.861 --> 06:40.701
‫- امشب خسته‌م
‫- چی شده که امشب خسته‌ای؟

06:41.861 --> 06:45.261
‫مگه خستگی وقت و بی‌وقت داره؟ می‌خوام بخوابم

07:14.141 --> 07:16.141
‫اوضاع بهتر شده

07:52.581 --> 07:55.261
‫بسه! خوش اومدی استاد استادا

07:57.781 --> 07:59.261
‫خوش اومدی استاد وفیق

07:59.341 --> 08:01.701
‫یه مشکل بزرگ نذاشت زودتر بیام

08:01.781 --> 08:06.741
‫همیشه رسم و رسوم رو می‌دونستم،
‫ولی مسیر عروسی رو عوض کردم

08:06.821 --> 08:09.821
‫- تا از جلوت رد بشیم و انعام بگیریم
‫- عیبی نداره

08:09.901 --> 08:14.861
‫ما استاد وفیقیم،
‫و امروز عروسی خواهرمه

08:14.941 --> 08:20.621
‫اومدم تا به استاد استادا افتخار کنم و
‫تبرک بجویم، بهترین مرد و با غیرت‌ترینشون

08:20.701 --> 08:25.581
‫که یه ماهی تو دریا نذاشته
‫مگر اینکه یکی از خانواده‌ش رو صید کرده

08:25.661 --> 08:27.901
‫فاتح ماهی‌ها،
‫که تقلب بلد نیست

08:27.981 --> 08:31.221
‫استاد علی اسکندریه‌ای

08:32.301 --> 08:34.901
‫و امروز قهرمانی با ماست
‫که هدفش رو گم نمی‌کنه

08:34.981 --> 08:37.461
‫که هیچ مسابقه‌ای رو نباخته

08:37.541 --> 08:40.741
‫هیچکس مشتی نخورده
‫مگر اینکه این پشتش بوده

08:40.820 --> 08:44.141
‫قهرمانی که حریفاش
‫از مسابقه‌هاش با درد بیرون میان

08:44.221 --> 08:46.861
‫بکر اسکندریه‌ای!

09:09.261 --> 09:13.621
‫عروسی بدون رقص چاقو استاد علی
‫می‌شه عزا، حال اعضاش چطوره؟

09:13.701 --> 09:16.381
‫- مرده!
‫- صداتونو بلندتر کنید!

09:16.461 --> 09:18.341
‫مرده!

09:18.421 --> 09:21.381
‫همین می‌خوای؟ عزیزی و خواسته‌ت کوچیک

09:21.461 --> 09:24.381
‫- یونس، چاقوها رو بیار
‫- چی شده استاد؟

09:26.101 --> 09:27.141
‫فکر کنم می‌خواد با چاقو برقصه

09:27.221 --> 09:30.021
‫اگه حاجی ما رو ببینه بد تنبیهمون می‌کنه

09:30.101 --> 09:33.461
‫تمام روز جون می‌کنیم،
‫چه اشکالی داره یه‌کم تماشا کنیم؟

09:33.541 --> 09:36.661
‫و حالا، قهرمانی که دروغ نمی‌شناسه

09:36.741 --> 09:39.381
‫بلطه!

09:49.341 --> 09:52.541
‫- بلطه
‫- بلطه

09:55.021 --> 09:57.821
‫اینجوری کلی پول جمع کردیم

09:57.901 --> 10:00.541
‫- مردم رو کی شرط می‌بندن لمام؟
‫- رو بلطه

10:00.621 --> 10:02.141
‫- توکل به خدا
‫- بزن بریم

10:02.221 --> 10:03.701
‫راند اول!

10:09.541 --> 10:13.781
‫اسکندریه‌ای!

11:52.061 --> 11:54.061
‫داری چیکار می‌کنی دختر؟ تو خیابون می‌رقصی؟

11:54.141 --> 11:55.261
‫به من نگو دختر!

11:55.341 --> 11:57.381
‫به تو چه که برای من تعیین تکلیف می‌کنی؟

11:57.461 --> 12:01.501
‫- با بابات فاتحه خوندم که باهات ازدواج کنم
‫- هر بچه‌ای می‌تونه فاتحه بخونه. آسونه

12:01.581 --> 12:04.661
‫برگرد خونه قمر تا عصبانی نشدم!

12:06.221 --> 12:07.981
‫اگه برم خونه
‫دیگه نمی‌تونم بیام بیرون

12:09.061 --> 12:10.421
‫برگردم؟

12:11.061 --> 12:13.861
‫بعد از مغرب کنار اسکله منتظرتم

12:13.941 --> 12:15.661
‫می‌شینیم حرف می‌زنیم

12:16.621 --> 12:18.061
‫باشه

12:23.181 --> 12:26.261
‫- مگه ماه هم اینجوری عصبانی می‌شه؟
‫- ولم کن برو با ماهت حال کن

12:26.341 --> 12:29.981
‫به چه حقی احساسات منو کنترل می‌کنی؟

12:30.061 --> 12:31.701
‫به حق فاتحه‌ای که با بابات خوندم

12:31.781 --> 12:33.501
‫اون فاتحه درست نیست بکر

12:33.581 --> 12:36.221
‫- این دفعه اشتباه کردی
‫- چرا عمو یورگو؟

12:36.301 --> 12:38.861
‫به من بگو رسم خواستگاری تو کشورتون چیه
‫خیلی خوشحال می‌شم خواستگاریش کنم

12:38.941 --> 12:42.301
‫از تو جز حرف‌های قشنگ چیزی نصیبمون نمی‌شه
‫بکر تو حرف قشنگ زدن استاده

12:42.381 --> 12:45.181
‫- یه هفته‌ست نیومدی
‫- جوابشو بده

12:46.141 --> 12:50.901
‫ناراحت نشو، امشب باهاتون شام می‌خورم
‫گرفتارت کردم تو دعوت شام خواجه یورگو

12:50.981 --> 12:53.541
‫چرا بهم می‌گی خواجه؟ اسمم فقط یورگوئه

12:53.621 --> 12:55.181
‫عذر می‌خوام خواجه یورگو

12:55.261 --> 12:59.981
‫باز گفتی خواجه؟ صد بار گفتم من خواجه نیستم!
‫اسمم فقط یورگوئه! هیچکس بهم نمی‌گه خواجه!

13:00.061 --> 13:01.741
‫- گوش کن، یه چیز خوب برات دارم
‫- چی؟

13:01.821 --> 13:05.101
‫کجا بودی بکر؟ داشتی بوکس بازی
‫می‌کردی که بدنتو داغون می‌کنه؟

13:05.181 --> 13:07.541
‫- تو اسکله منتظرتم بکر
‫- باشه زکی، میام پیشت

13:07.621 --> 13:12.141
‫کجا غیبت زده بود و از کجا برگشتی بی‌معرفت؟
‫حتماً داشتی بوکس بازی می‌کردی

13:12.221 --> 13:16.341
‫نمی‌دونم چطور پسر حاج علی
‫می‌ذاره یه مشت آدم بی‌ارزش روش شرط ببندن

13:16.421 --> 13:20.301
‫مگه چیه؟ تازه من واسه پول بازی نمی‌کنم،
‫واسه این بازی می‌کنم که دوستش دارم

13:20.381 --> 13:24.021
‫تجارت بابات و شرکتش
‫چی؟ به کی بسپرم همه اینا رو؟

13:24.101 --> 13:26.581
‫خدا عمر با عزت بهت بده حاجی. من برم

13:26.661 --> 13:29.381
‫- به سلامت
‫- چه رازی داری علی؟

13:29.461 --> 13:33.221
‫هر از گاهی که پیر می‌شیم تو ماشاالله

13:33.301 --> 13:36.181
‫- جوون‌تر می‌شی
‫- قل اعوذ برب الفلق بخون حاجی

13:36.261 --> 13:38.261
‫یعنی من می‌خوام چشمت بزنم علی؟

13:38.341 --> 13:39.861
‫- بحر
‫- بله حاجی

13:39.941 --> 13:42.861
‫زود بخور بیار تا واسه حاج علی دعا بخونیم

13:42.941 --> 13:45.621
‫حاج مرسی راست می‌گه شباره،
‫باید واسه استاد دعا بخونیم

13:45.701 --> 13:50.421
‫یه ساعت و نیم با چاقو رقصید،
‫بهترین جوونا ده دقیقه هم نمی‌تونن برقصن

13:50.501 --> 13:53.621
‫- عجله کن بحر. خدا حفظت کنه!
‫- اللهم صل علی النبی!

13:53.701 --> 13:56.621
‫بهترین عود واسه بهترین استاد انفوشی

13:56.701 --> 14:00.901
‫کسی که هر وقت بخواد با چاقو می‌رقصه،
‫هر وقت بخواد با چاقو زخمی می‌کنه

14:00.981 --> 14:04.141
‫خدا شر زخم رو از ما دور کنه پسرم،
‫ما فقط باهاش می‌رقصیم

14:04.221 --> 14:06.061
‫تمام عمر با چاقو ماهی تیکه می‌کنی حاجی

14:06.141 --> 14:08.101
‫بین این دو تا فرق هست حاج مرسی

14:08.181 --> 14:10.941
‫منظورش زخمی کردن مردمه، این تو مرام من نیست

14:11.021 --> 14:14.821
‫- من فقط ماهی می‌برم، فقط ماهی
‫- مرامت عوض نشه علی

14:14.901 --> 14:18.061
‫برو تنباکو واسه حاج علی زود بیار

14:18.141 --> 14:19.861
‫خواجه یورگو هنوز جنس‌ها رو نفرستاده

14:19.941 --> 14:24.221
‫همیشه بهتون می‌گم من مثل بابای شمام

14:24.301 --> 14:26.141
‫ولی هیچکس باور نمی‌کنه

14:26.821 --> 14:29.421
‫تا یادم می‌کنید فوری ظاهر می‌شم
‫مثل مرسی ابوالعباس

14:30.781 --> 14:33.861
‫- خواجه یورگو ابوالعباس

14:34.621 --> 14:39.141
‫راستش یورگو
‫وقتی تنباکو رو گفتیم، پیدات شد

14:39.221 --> 14:41.141
‫فقط تویی که بهم می‌گی یورگو بدون خواجه

14:41.221 --> 14:45.621
‫چون فقط من می‌دونم تو یه اسکندریه‌ای اصیلی

14:45.701 --> 14:49.381
‫قدیما، همه بهم می‌گفتن یورگو،
‫هیچکی بهم نمی‌گفت خواجه

14:49.461 --> 14:51.541
‫هیچکس حس غریبی بهم نمی‌داد

14:51.621 --> 14:56.901
‫حتی بحر و همه هم‌سن و سالاش، اینجا به
‫دنیا اومدن و منو دیدن، ولی بهم می‌گن خواجه

14:56.981 --> 15:00.981
‫ببخششون، رنگ پوستت یه‌کم فرق داره

15:01.061 --> 15:03.341
‫یه‌کم فرق داره؟ کاملاً فرق داره

15:05.021 --> 15:10.221
‫بذار بگم حاج علی، سهمت از درآمد کافه رو
‫نگه داشتم تا زیاد شد

15:10.301 --> 15:13.501
‫- می‌خوام بدمش بهت و خودمو راحت کنم
‫- یه قرون هم نمی‌گیرم

15:13.581 --> 15:16.981
‫قبلاً بهت گفتم که این پول رو
‫واسه جهیزیه قمر نگه داشتم

15:17.061 --> 15:20.021
‫- جهیزیه یعنی چی؟
‫- مگه نگفتم تو خواجه‌ای؟

15:20.101 --> 15:25.381
‫باشه
‫خوشحالی بحر؟ بخند

15:27.781 --> 15:32.701
‫- می‌دونی زکی من اهل قاچاق نیستم
‫- با من بیا جلو، اینم یه کاره مثل بقیه کارا

15:32.781 --> 15:35.181
‫یه پولی دربیار، به جای اینکه بهت
‫تیکه بندازن که برعکس پسرعموت بیکاری

15:35.261 --> 15:39.981
‫یونس همه کارای شرکت و بابات رو می‌کنه،
‫تو خوشی می‌کنی و پول خرجی‌تو ازش می‌گیری

15:40.061 --> 15:42.101
‫اگه بخوام کار کنم
‫کل انفوشی رو با مهارتم شگفت‌زده می‌کنم

15:42.181 --> 15:44.061
‫خوبه، کار اومده دم پات

15:44.141 --> 15:47.501
‫به بابات و یونس نشون بده که می‌تونی با
‫یه کار اندازه یه ماه ماهیگیری پول دربیاری

15:48.101 --> 15:51.341
‫می‌دونی چیه زکی؟ آرزومه سوار
‫یکی از این قایق‌ها بشم و برم اون ور آب

15:51.421 --> 15:55.741
‫- اونجا قدر بوکسورایی مثل منو می‌دونن
‫- منم مثل تو بکر می‌خوام مهاجرت کنم

15:55.821 --> 15:58.461
‫بذار با ناخدا هماهنگ کنم،
‫ولی اول بذار این کار رو تموم کنم

15:58.541 --> 16:00.141
‫الان سردرگم شدم

16:00.221 --> 16:04.181
‫یه قمر تو آسمونه یه قمر تو بغل من،
‫نمی‌دونم کدوم قمر واقعیه

16:04.261 --> 16:08.661
‫- یا اون قمری که تو مسابقه حواستو پرت کرد؟
‫- این ورزشه!

16:08.741 --> 16:12.861
‫چطور می‌گی ورزش؟ سماح که فجر دیده
‫تو کوچه باریکه دنبالش می‌کردی

16:12.941 --> 16:17.821
‫دریه و مامانش و خواهرش و دختر خاله‌ش
‫که مدام می‌ری خونه‌شون! اینم ورزشه؟

16:17.901 --> 16:19.221
‫با همه دخترای فامیل لاس می‌زنی!

16:19.301 --> 16:22.501
‫داری بهم ظلم می‌کنی، اون دو تا خواهر با
‫خاله‌شون مشکل داشتن خواستم آشتیشون بدم

16:22.581 --> 16:24.301
‫- آشتیشون دادی؟
‫- خدا رو شکر

16:24.781 --> 16:29.541
‫اون دختر کوچولوی ده ساله!
‫دختر یورگو! اونم عاشقته!

16:29.621 --> 16:33.181
‫به خاطر بچه‌ها منو بازخواست می‌کنی؟ عیب
‫نداره هر کی منو شناخت. من مردم و این حقمه

16:33.261 --> 16:34.901
‫حقت بخوره تو سرت!

16:34.981 --> 16:39.021
‫من آزادم، فکر نکن چون دوستت دارم
‫می‌تونی کنترلم کنی

16:39.101 --> 16:42.901
‫من بکر اسکندریه‌ای پسر حاج علی‌ام، زیاد
‫ازدواج می‌کرد، حتی ازدواج موقت هم می‌کرد

16:42.981 --> 16:46.461
‫ببخشید، ولی بابات به مامانت
‫تا وقتی که مُرد احترام می‌ذاشت

16:46.541 --> 16:47.861
‫آروم باش، بیا

16:48.941 --> 16:50.821
‫بیا، بشین

16:51.461 --> 16:53.861
‫من کلی برات احترام قائلم، قسم می‌خورم!

16:53.941 --> 16:55.781
‫- به چی اعتقاد داری؟
‫- لا اله الا الله

16:55.861 --> 16:58.901
‫با هر کی گشتم
‫فهمیدم ارزش دختری که دوستش دارم چقدره

16:58.981 --> 17:00.981
‫باهاشون می‌گردم که خدا
‫رو به خاطر تو شکر کنم

17:01.061 --> 17:04.661
‫واقعاً؟ نمی‌تونی بدون اینکه با
‫دخترای دیگه بگردی خدا رو شکر کنی؟

17:04.741 --> 17:08.100
‫- دوستت دارم!
‫- با حرف‌های قشنگت گول نمی‌خورم

17:08.181 --> 17:12.701
‫هنوز عسل ندیدی
‫روزای آینده همه‌ش عسل نابه

17:12.781 --> 17:16.461
‫حرفات قانع کننده‌ست، کاش مثل یونس عاقل بودی

17:16.541 --> 17:19.340
‫- یونس!
‫- ول کن دستمو، می‌شکنیش!

17:19.421 --> 17:20.741
‫اگه اسمشو بیاری گردنتو می‌شکنم!

17:20.821 --> 17:24.781
‫بی‌خیال یونس، چه عسلی که می‌گی؟

17:24.860 --> 17:29.221
‫یه کاری می‌کنم که پولدار بشم،
‫و حاج علی بفهمه چقدر با ارزشم

17:29.301 --> 17:33.981
‫همیشه مردم روم شرط می‌بستن، امروز اولین
‫باره که رو خودم شرط می‌بندم، انشالله می‌برم

17:34.061 --> 17:37.261
‫زندگی فقط فردی نیست
‫یه سکه‌ست با دو رو

17:37.341 --> 17:41.101
‫نزدیکی و دوری، شب و روز،
‫زندگی و مرگ، سیاه و سفید

17:41.181 --> 17:43.381
‫من خودم با دو شخصیت زندگی می‌کنم

17:43.461 --> 17:47.541
‫روزها
‫حاج علی بزرگ اسکندریه‌م

17:47.621 --> 17:51.861
‫مردی که سخت کار می‌کنه و جون می‌کنه
‫و در می‌آره و از درآمدش به فقرا می‌ده

17:51.941 --> 17:56.701
‫و شب‌ها، می‌شم علی اسکندریه‌ای
‫و فقط به دل خودم زندگی می‌کنم

17:56.781 --> 17:59.101
‫انگار هیچی از نسخه روز علی
‫نمی‌دونم

17:59.181 --> 18:02.181
‫همیشه اینو بهت می‌گم،
‫ولی تو زندگی رو فقط از یه طرف می‌بینی

18:02.261 --> 18:05.461
‫فهمیدم بابا، واسه همین به پول نیاز دارم

18:05.541 --> 18:08.101
‫با این همه پول می‌خوای چیکار کنی؟

18:08.181 --> 18:10.021
‫یه کار خوب با سود عالی بابا

18:10.101 --> 18:12.741
‫اگه سود می‌خوای کل شرکت سوده

18:12.821 --> 18:16.381
‫- برو با پسرعموت کار کن یادت می‌ده
‫- چطور یادم می‌ده؟

18:16.461 --> 18:20.901
‫اینقدر عصبانی نشو، می‌تونستی جای اون باشی
‫و الان تو بهش دستور می‌دادی

18:20.981 --> 18:26.461
‫ولی از بچگی بی‌عرضه بودی
‫فرستادمت مدرسه اهمیت ندادی تا اخراجت کردن

18:26.541 --> 18:31.021
‫بهم گفتی از درس خوشت نمیاد، می‌خوای
‫حرفه‌ای کار کنی منم بردمت شرکت

18:31.101 --> 18:36.221
‫بعد دو روز نخواستی با من کار کنی فرار
‫کردی بعد اینکه نزدیک بود تجارتو خراب کنی

18:36.301 --> 18:39.101
‫یه‌کم بزرگ شو! می‌خوایم
‫خوشحال شیم و زنت بدیم

18:39.181 --> 18:41.581
‫منم مثل تو بابا، قمر رو صبر کرده

18:41.661 --> 18:45.021
‫باشه. برو با جدیت تو شرکت کار کن

18:45.101 --> 18:48.341
‫قسم می‌خورم عروسیتو می‌گیرم و توش می‌رقصم

18:48.421 --> 18:50.581
‫تا موقع جشن ابوالعباس

18:50.661 --> 18:53.181
‫بهم پول بده بذار مهارتمو بهت نشون بدم
‫دور از یونس و شرکت

18:53.261 --> 18:54.581
‫من از کار با ماهی متنفرم

18:54.661 --> 18:57.541
‫ماهی هم از تو متنفره! حرف تموم شد!

18:57.621 --> 19:02.341
‫اگه می‌خوای کار کنی، شرکت هست، اگه نمی‌خوای
‫هر جور راحتی، ولی پولی در کار نیست!

19:03.501 --> 19:09.061
‫این درسته یونس؟
‫رفتم چک رو نقد کنم گفتن بی‌محله!

19:09.821 --> 19:13.181
‫- خدای من!
‫- حاج علی اسکندریه‌ای برادرمه

19:13.261 --> 19:14.661
‫و بزرگ ماست تو این کار

19:14.741 --> 19:17.461
‫اسم و آبروش امانته گردن ما

19:17.541 --> 19:19.301
‫درست نیست اینجوری بی‌حمایت ولش کنی!

19:19.381 --> 19:23.141
‫ببخشید استاد جابر، وقت نداشتیم،
‫چک رو نگه دار تا پول بذاریم تو حساب

19:23.221 --> 19:27.101
‫چی می‌گی؟ تو نگهش دار

19:27.181 --> 19:28.861
‫وقتی پول آماده شد بهم خبر بده

19:29.781 --> 19:33.381
‫اگه به چیزی نیاز داشتی
‫بهم بگو، غریبه که نیستیم

19:33.461 --> 19:35.021
‫ممنون استاد

19:35.101 --> 19:37.341
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

19:37.421 --> 19:39.821
‫- سلام منو به حاج علی برسون
‫- باشه

19:39.901 --> 19:41.901
‫دو سه روز دیگه پول آماده می‌شه

19:42.541 --> 19:44.781
‫- شب به‌خیر یونس
‫- سلام بکر

19:48.141 --> 19:50.701
‫- پول می‌خوام
‫- از کجا پسرعمو؟ چک برگشت خورد

19:50.781 --> 19:52.981
‫پول تو صندوق نصف مبلغ چک هم نیست
‫از کجا بهت بدم؟

19:53.061 --> 19:55.341
‫با من بحث نکن یونس
‫تو زرنگی همیشه راه‌حل پیدا می‌کنی

19:55.421 --> 19:56.661
‫این کار رو فقط تو کار می‌کنم

19:56.741 --> 20:02.621
‫گوش کن، پول صندوق رو بهم بده، فردا دو برابرش
‫رو بهت برمی‌گردونم و مشکل چک هم حل می‌شه

20:02.701 --> 20:05.741
‫- نمی‌شه - دارم ازت گدایی
‫می‌کنم؟ این شرکت و پول بابامه!

20:05.821 --> 20:08.741
‫من دستور حاجی رو اجرا می‌کنم، اگه بگه
‫همه پول صندوق رو بهت می‌دم

20:12.061 --> 20:13.341
‫چی می‌گی؟ پول رو گم کردی؟

20:13.421 --> 20:16.661
‫گارد ساحلی همه‌چیز رو گرفت و نزدیک
‫بود منو بگیرن اگه نمی‌تونستم فرار کنم

20:18.261 --> 20:20.821
‫پول من کو؟ از دیروز اینجا منتظرتم!

20:20.901 --> 20:23.341
‫منتظرم پول رو به صندوق برگردونم
‫که بتونم برم خونه

20:23.421 --> 20:27.021
‫به بابام چی بگم؟ چطوری
‫تو چشمای یونس نگاه کنم؟

20:27.101 --> 20:29.941
‫- بهم نارو زدی؟
‫- چطور بهت نارو بزنم بکر؟

20:30.021 --> 20:32.701
‫- من داداشت و رفیقتم
‫- رفیق! گند زدی به زندگیم!

20:32.781 --> 20:35.701
‫همه روی من شرط می‌بندن و می‌برن،
‫وقتی رو خودم شرط می‌بندم می‌بازم!

20:36.261 --> 20:37.901
‫به خاطر تو، تو چشم مردم خجالت‌زده شدم

20:38.861 --> 20:43.221
‫- نامرد حرومزاده خیانت کردی بهم
‫- ما اینجا جایی نداریم بکر

20:43.301 --> 20:45.541
‫باید مهاجرت کنیم

20:46.221 --> 20:48.901
‫منو می‌دزدی؟ از بابات دزدیدی!

20:48.981 --> 20:50.981
‫- پول کجاست دزد؟
‫- من دزد نیستم!

20:51.061 --> 20:54.901
‫کی گولت زده و بهت گفته
‫وقتی صندوق بابات رو می‌دزدی دزد نیستی؟

20:54.981 --> 20:58.981
‫من ندزدیدم بابا! یه مقداری
‫از پولت رو برداشتم که تجارت کنم و باختم!

20:59.061 --> 21:01.941
‫دنیا که به آخر نرسیده!
‫قول می‌دم پولت رو پس بدم

21:02.021 --> 21:06.221
‫- این همه پررویی رو از کجا آوردی؟
‫- یونس با ادب و اخلاقش برات بسه

21:06.301 --> 21:08.101
‫- یونس مرد و مردونگی سرش می‌شه!
‫- من از اون مردترم!

21:08.181 --> 21:11.061
‫ولی مثل اون مثل زن‌های بازار رفتار نمی‌کنم

21:11.141 --> 21:14.181
‫خدا ببخشدت پسرعمو،
‫همیشه آرزو داشتم با هم متحد باشیم

21:14.261 --> 21:16.541
‫ولی تو با یه مشت آدم بی‌عرضه می‌پری
‫که از وظایفت غافلت می‌کنن

21:16.621 --> 21:18.061
‫اوضاع رو داغ‌تر کن پسرعمو!

21:18.141 --> 21:21.821
‫اگه این کار رو می‌کردم بهش می‌گفتم درباره
‫پولی که پشت سرش ازم خواستی، ولی نگفتم

21:21.901 --> 21:24.941
‫هر چی تو چنته داری رو کن پسر، بدترش کن!

21:25.021 --> 21:27.221
‫- من بکر؟
‫- عجب حقه‌بازی هستی

21:27.301 --> 21:34.141
‫بیشتر حقه بزن، نقش مظلومی رو بازی کن
‫که همیشه با عموش می‌پره و اطاعتش می‌کنه

21:34.221 --> 21:39.701
‫و با جدیت کار می‌کنه تا عوض پسر بی‌عرضه‌ش
‫براش جبران کنه، من بی‌عرضه نیستم یونس!

21:39.781 --> 21:44.461
‫نمی‌ذارم به چیزی برسی، ولی تقصیر تو نیست
‫تقصیر کسیه که شرکت و پولش رو دست تو سپرد

21:44.541 --> 21:47.221
‫وای! من مقصرم؟

21:47.301 --> 21:49.381
‫- من مقصرم؟

21:49.461 --> 21:53.861
‫دردم میاد که دستت رو از زدنم نگه دارم بابا،
‫ولی من حتی از بابامم سیلی نمی‌خورم

21:53.941 --> 21:56.061
‫سیلی نمی‌خوری؟ بیا اینم سیلی!

21:56.141 --> 21:57.781
‫آروم باش حاج علی!

21:57.861 --> 21:59.581
‫نذار شیطون بینتون راه پیدا کنه!

21:59.661 --> 22:01.621
‫- جلوی مردم سیلی نمی‌خورم بابا!
‫- بیا اینم یکی دیگه!

22:01.701 --> 22:04.861
‫بیا! جلوی همه مردم بهت سیلی می‌زنم!

22:04.941 --> 22:06.701
‫- بسه عمو!
‫- ولم کن پسر!

22:07.381 --> 22:09.581
‫- خوشت میاد؟
‫- بسه حاجی!

22:09.661 --> 22:11.621
‫- ولم کن جابر!
‫- می‌کشیش!

22:11.701 --> 22:13.581
‫بمیره مرد بهتر از اینه که دزد زندگی کنه!

22:13.661 --> 22:16.581
‫- اگه واسه چکه من پولم رو نمی‌خوام!
‫- این پسرته علی

22:16.661 --> 22:20.461
‫- کاری که می‌کنی درست نیست
‫- ولم کن یورگو! کسی دخالت نکنه!

22:20.541 --> 22:22.461
‫- بسه حاجی!
‫- وایستا حرومزاده!

22:22.541 --> 22:26.181
‫اگه یه بار دیگه بهش دست بزنی
‫برای همیشه از دستم می‌دی

22:28.901 --> 22:32.341
‫چرا پسرت رو
‫جلوی مردم می‌زنی عمو علی؟

22:33.781 --> 22:37.061
‫باشه، پس بذار بره

22:37.661 --> 22:40.461
‫ریختشو نبینم دیگه. بذار بره

22:40.941 --> 22:44.981
‫با پول برگرده، ولی پول حلال از عرق جبینش

22:45.501 --> 22:51.701
‫اگه این کار رو نکنی، کافه و شرکت
‫و انفوشی و کل منطقه بحری برات حرومه

22:53.221 --> 22:56.581
‫باشه بابا، می‌رم و دیگه ریختمو نمی‌بینی

23:00.061 --> 23:03.941
‫جا رو برات خالی می‌کنم یونس،
‫ولی هنوز پیروز نشدی

23:04.741 --> 23:06.181
‫دوباره برمی‌گردم پیشت

23:10.541 --> 23:13.941
‫بکر

23:23.821 --> 23:24.941
‫بکر

23:27.981 --> 23:30.461
‫بکر

23:36.461 --> 23:37.821
‫بکر

23:38.901 --> 23:42.421
‫بکر دیوونه‌ست، انرژی داره
‫نمی‌دونه چطور خرجش کنه

23:42.501 --> 23:46.061
‫واسه همینه بی‌فکر رفتار
‫می‌کنه. دنبالش می‌گردم

23:46.141 --> 23:50.021
‫میارمش پیش خواهرش ایلینا زندگی کنه،
‫تو لیاقتشو نداری

23:50.101 --> 23:54.661
‫شاید بکر بی‌فکر و یه‌کم احمق باشه

23:54.741 --> 23:58.101
‫ولی می‌دونیم که دزد نیست

23:58.181 --> 24:02.101
‫اگه دزد نیست، پس چرا بدون اجازه من پول
‫برداشت بعد از اینکه ازم خواست و قبول نکردم؟

24:02.181 --> 24:06.261
‫خودت گفتی، ازت خواست و قبول نکردی!

24:06.341 --> 24:08.381
‫- پس ازم بدزده؟
‫- منظورم این نبود

24:08.461 --> 24:12.821
‫حسادت عزیزم. نمی‌شناسیش؟

24:12.901 --> 24:17.421
‫- حسادت؟
‫- اگه نمی‌فهمی برات توضیح می‌دیم علی

24:17.501 --> 24:23.181
‫درست نیست که به خاطر اینکه یونس تو کار کمکت
‫می‌کنه از پسر برادرت علیه پسرت استفاده کنی

24:23.261 --> 24:27.781
‫بکر حس می‌کنه که یونس
‫محبت تو رو ازش گرفته

24:27.861 --> 24:33.021
‫اگه فکر می‌کنی بکر
‫یه شب دو شب پیش رفیقش می‌مونه

24:33.101 --> 24:36.661
‫و برمی‌گرده عذرخواهی می‌کنه اشتباه می‌کنی

24:36.741 --> 24:42.381
‫بکر اجازه نمی‌ده غرورش خرد بشه،
‫حتی اگه از طرف باباش باشه

24:42.461 --> 24:45.541
‫برمی‌گرده. می‌دونم که برمی‌گرده

24:46.941 --> 24:48.941
‫کجا می‌خواد بره؟

24:54.061 --> 24:55.581
‫گریه نکن!

24:55.661 --> 24:57.381
‫نمی‌خوام با ناراحتی تو برم!

24:57.461 --> 25:00.621
‫به خودت و بابات فرصت بده آروم بشید،
‫فردا اوضاع بهتر می‌شه

25:00.701 --> 25:03.061
‫می‌دونم اوضاع بهتر می‌شه، ولی وقتی برم

25:03.141 --> 25:05.341
‫به محض اینکه از اینجا برم اوضاع درست می‌شه

25:05.421 --> 25:08.901
‫نگران نباش، برمی‌گردم،
‫قسم می‌خورم برمی‌گردم

25:08.981 --> 25:13.461
‫یک سال یا نهایت دو سال، پول جمع می‌کنم
‫و با پول و مقام برات برمی‌گردم

25:13.541 --> 25:15.741
‫- همینجوری که هستی دوستت دارم
‫- ولی من از خودم خوشم نمیاد قمر!

25:15.821 --> 25:18.941
‫زندگی اون بیرون بزرگتره، بزرگتر از انفوشی
‫و کل اسکندریه

25:19.021 --> 25:24.141
‫- بذار دنیا رو ببینم - راه‌حل پیدا کردم،
‫ازدواج کنیم و اسکندریه رو ول کنیم

25:24.741 --> 25:29.421
‫- مصر و درهای رزق هنوز...
‫- دیگه هنوزی نمونده، همه‌چی تموم شد

25:29.501 --> 25:32.981
‫نمی‌خوام اینجوری بمونم،
‫منتظر یونس که یه ذره بهم صدقه بده

25:33.061 --> 25:37.661
‫- فایده نداره با تو بحث کنم؟
‫- مهاجرت من همه‌ش فایده‌ست خودت می‌بینی

25:38.221 --> 25:39.941
‫ولی منتظرم بمون

25:41.341 --> 25:42.861
‫جز تو منتظر کی بمونم؟

25:43.421 --> 25:45.821
‫- مواظب باش!
‫- تو مواظب باش بکر

25:47.221 --> 25:48.981
‫مواظب باش!

25:57.421 --> 25:58.901
‫منتظرت می‌مونم بکر

26:01.341 --> 26:05.021
‫برمی‌گردم پیشت قمر

26:25.181 --> 26:27.101
‫بیا بکر، خواهش می‌کنم!

26:31.181 --> 26:34.701
‫بکر!

27:41.661 --> 27:44.941
‫- اینجوری یه هفته‌ست چیزی نخورده

27:45.661 --> 27:47.861
‫از وقتی بکر رفته داره گریه می‌کنه

27:47.941 --> 27:50.341
‫- تا کی می‌خواد خودشو حبس کنه؟
‫- نمی‌دونم

27:51.661 --> 27:55.261
‫ببخش مادر بکر،
‫نتونستم پسرمون رو نگه دارم

27:55.341 --> 27:58.901
‫می‌دونم باهاش تند رفتم، ولی قصدم این نبود

27:58.981 --> 28:03.701
‫می‌خواستم مردونگی تو وجودش باشه،
‫کل اسکندریه ازش بیشتر از باباش حساب ببره

28:04.461 --> 28:06.101
‫ولی طاقت نیاورد

28:09.301 --> 28:12.661
‫ولی نگران نباش، به امید خدا برمی‌گرده

29:25.741 --> 29:29.061
‫نیازی به سفارش نیست حاجی،
‫تو هر بندری که پهلو گرفتم پرس و جو کردم

29:29.141 --> 29:31.341
‫- خبر قطعی نداری سعد؟
‫- مثل همیشه حرف‌ها ضد و نقیضه

29:31.421 --> 29:34.101
‫یکی می‌گه تو مارسی دیدمش
‫یکی می‌گه تو هامبورگ

29:34.181 --> 29:35.701
‫یکی می‌گه تو یه کشتی تو
‫هنگ کنگ باهاش برخورد کردم

29:35.781 --> 29:39.741
‫سفارش می‌کنم دنبالش بگردی، و ازت می‌خوام
‫به آشنا و غریبه سفارش کنی ازش خبر بگیرن

29:39.821 --> 29:42.381
‫- این کار رو می‌کنم
‫- عذرش رو بپذیر حاجی

29:42.461 --> 29:45.341
‫جوونای این روزا از دریا نمی‌ترسن

29:45.421 --> 29:47.701
‫حالشون بیشتر از موج‌هاش بالا و پایین می‌شه

29:47.781 --> 29:49.941
‫یکی از مصری‌هایی که
‫اینجا زندگی می‌کنن بهم گفت

29:50.021 --> 29:52.301
‫مسابقه‌هایی زیرزمینی با
‫شرط‌بندی برگزار می‌شه

29:52.381 --> 29:55.181
‫- محل دقیقش رو نگفت؟
‫- پیداش می‌کنیم، بیا بریم بپرسیم

30:14.021 --> 30:17.661
‫بکر می‌خوای با این گاوها چیکار کنی؟
‫بلطه در برابر اینا خیلی ضعیفه

30:17.741 --> 30:20.661
‫نگران نباش می‌بریم، ولی این آرزوی من نیست،
‫آرزوم اینه تو المپیک مسابقه بدم

30:20.741 --> 30:23.781
‫چطور می‌خوای بری المپیک
‫وقتی سیگار می‌کشی و مشروب می‌خوری؟

30:26.981 --> 30:29.541
‫اول اینا رو شکست بده
‫بعد به المپیک فکر می‌کنیم

30:29.621 --> 30:34.141
‫- می‌بینی - بس کن مغرور بازی
‫رو، یه بار دیگه نگاشون کن. بیا

30:44.821 --> 30:47.061
‫من بوکسورم، می‌خوام باهاشون مسابقه بدم

30:58.181 --> 31:01.101
‫- خب، حالا چیکار کنیم؟
‫- این جای سؤال نداره

31:01.181 --> 31:03.821
‫مرگ بهتر از اینه که یکی
‫به زور یه قرون ازم بگیره

31:05.501 --> 31:10.381
‫کجایی بکر؟ الان وقتیه که
‫بابات به کمکت نیاز داره

31:22.061 --> 31:24.461
‫- چاقوها استاد
‫- بسم الله بازشون کن

31:24.541 --> 31:25.941
‫بسم الله

31:26.901 --> 31:29.421
‫مواظب باش استاد، دارن میان سمت ما

31:29.501 --> 31:33.221
‫- لول، مردا رو آماده کن
‫- چشم استاد

31:33.301 --> 31:37.341
‫- تو قایم شو یورگو
‫- انگار منو نمی‌شناسی عزیزم

31:37.421 --> 31:40.581
‫- چون می‌شناسمت می‌گم قایم شو
‫- من قایم نمی‌شم

31:40.661 --> 31:43.781
‫- شباره عصامو از مغازه بیار
‫- چشم استاد

31:43.861 --> 31:48.301
‫میزها رو جمع کنید ببرید تو،
‫یخچال‌ها رو ببندید! زود!

31:48.381 --> 31:50.501
‫- عجله کنید! بدویید!

31:50.581 --> 31:55.221
‫- عصا رو بیار پسر!
‫- چرا اینقدر کندی؟ آخرین میز رو بیار تو

31:56.581 --> 31:57.781
‫این چیه؟

32:01.101 --> 32:02.421
‫با اینا دعوا می‌کنیم؟

32:07.541 --> 32:10.901
‫باز کن استاد یونس!

32:13.581 --> 32:16.181
‫جوونای امروزی خواجه شدن؟

32:18.021 --> 32:19.861
‫قصد توهین نداشتم خواجه
‫جوک با موقعیت می‌خوند فقط

32:30.461 --> 32:32.701
‫گواهی حاجی رو بیار رئوف

32:32.781 --> 32:34.181
‫این چه گواهی‌ایه؟

32:34.261 --> 32:39.021
‫گواهی تشکر برای مشارکتت
‫تو کمپین زیباسازی عروس مدیترانه

32:39.101 --> 32:41.301
‫و هر چی می‌دی تو گواهی می‌نویسم

32:41.381 --> 32:43.781
‫گواهی تشکر؟ لازم نکرده تشکر کنی

32:43.861 --> 32:45.661
‫چون ما پولی نمی‌دیم

32:45.741 --> 32:49.661
‫عروس چه مشکلی داره؟ همینجوری هم قشنگه

32:49.741 --> 32:52.581
‫- ولش کنید به حال خودش
‫- نمی‌خوای پول بدی؟

32:53.461 --> 32:55.941
‫- خودت خواستی. حمو!
‫- بله استاد

32:56.021 --> 32:59.141
‫شرکت رو خراب کنید! یالا!

33:02.261 --> 33:04.621
‫ببخشید! بعدی کیه؟

33:11.661 --> 33:14.821
‫شما خوب منو نمی‌شناسید. ممنون

33:16.981 --> 33:21.301
‫همه این زور رو داری استاد یورگو؟

33:21.381 --> 33:26.061
‫حسابی از خجالتشون دراومدی. انگار لات محلی

33:28.461 --> 33:30.221
‫تو ندیدیشون مرسی

33:30.981 --> 33:34.181
‫کجا بودید شماها؟ من
‫ندیدمتون وقتی می‌زدمشون!

33:35.581 --> 33:38.661
‫چطور می‌دیدیشون وقتی سعی
‫می کردن به هوشت بیارن؟

33:39.901 --> 33:41.741
‫ولی خدا رو شکر که سالمی قهرمان

33:41.821 --> 33:44.901
‫اومدی خائن! چطور می‌تونی مرد باشی؟

33:44.981 --> 33:49.061
‫به خدا عمو جابر ما جنس‌ها رو بردیم تو و از
‫در پشتی اومدیم بیرون دیدیم کارتون تموم شده

33:49.141 --> 33:51.461
‫- اینو نگو!
‫- یونس اشتباه نکرده حاج جابر

33:51.541 --> 33:54.621
‫وظیفه‌شو انجام داده، از
‫شرکت و کارش محافظت می‌کنه

33:55.101 --> 33:57.341
‫ولی اونی که واقعاً مقصره بکره

33:59.221 --> 34:01.021
‫- بکر؟
‫- آره، بکر!

34:01.101 --> 34:06.781
‫قسم می‌خورم اگه بکر امروز پیشم بود
‫حسابی می‌زدیمشون

34:06.861 --> 34:08.180
‫بکر برنمی‌گرده عمو علی

34:10.621 --> 34:14.381
‫چی می‌گی؟ چرا اینو می‌گی؟

34:18.461 --> 34:20.260
‫منظوری نداشتم، ببخشید

34:21.740 --> 34:24.621
‫- ببخشید
‫- به این امید زنده‌م

34:27.381 --> 34:28.981
‫امید به اینکه برگرده خونه

34:30.660 --> 34:32.101
‫و با بچه‌هاش پرش کنه

35:12.981 --> 35:15.501
‫- برو پسر!
‫- چرا هلم می‌دی استاد؟ چه خطایی کردم؟

35:15.581 --> 35:18.181
‫برو از اونایی که نمی‌خوان پول بدن بیرون
‫پول جمع کن!

35:18.261 --> 35:20.741
‫آدم پست! ببخشید استاد

35:20.821 --> 35:23.061
‫نیازی به عذرخواهی نیست

35:23.141 --> 35:26.581
‫خدا یه مرد ترسو بهم داده
‫و یه مرد لجباز که رو حرفش می‌مونه

35:27.101 --> 35:31.221
‫چته؟ چرا صبح به این زودی عصبانی و غمگینی؟

35:31.301 --> 35:35.661
‫چیکار کنم عمو؟ راستش خیلی آسون می‌گیری،
‫بیشتر تاجرای انفوشی پول نمی‌دن

35:35.741 --> 35:38.461
‫اینا خونه‌هایی هستن که کمکشون می‌کنیم

35:38.541 --> 35:42.021
‫- اینجوری شرکت ورشکست می‌شه عمو
‫- شرکت هیچوقت ورشکست نمی‌شه

35:42.101 --> 35:45.741
‫تا وقتی به این خونه‌ها کمک می‌کنه
‫اینو خوب یادت باشه یونس

35:45.821 --> 35:48.101
‫- دیگه در این باره حرف نزن
‫- چشم

35:48.181 --> 35:52.541
‫چی کم داری یونس؟
‫هر جور می‌خوای تو شرکت رفتار می‌کنی

35:53.061 --> 35:56.501
‫اگه اسمم رو تابلو اذیتت می‌کنه برش می‌دارم

35:56.581 --> 35:59.701
‫این چه حرفیه عمو؟
‫خدا سلامتی و عمر طولانی بهت بده

35:59.781 --> 36:03.501
‫پس دیگه اینجوری حرف
‫نزن! خدا بلا رو ازت دور کنه

36:04.341 --> 36:05.981
‫- شباره
‫- بله حاجی

36:06.061 --> 36:07.661
‫من ناراحتم

36:08.701 --> 36:11.701
‫یه‌کم برام بخون تا ناراحتیم کم شه

36:11.781 --> 36:13.541
‫چون ناراحتم!

36:52.621 --> 36:54.781
‫- این کیه؟
‫- بکر

37:17.461 --> 37:19.501
‫من ازش خوشم میاد

37:48.261 --> 37:50.821
‫چقدر قشنگه. نظرت چیه حاج مرسی؟

37:50.901 --> 37:54.821
‫- عالیه. ولی به پای سید درویش نمی‌رسه، درسته؟
‫- البته

37:54.901 --> 37:56.421
‫همه ما اهل مدیترانه‌ایم عزیزم

37:56.501 --> 37:58.661
‫درسته، همه ما اهل مدیترانه‌ایم عزیزم

37:58.741 --> 38:03.421
‫عقلتونو از دست دادین؟ چطور خواجه
‫یانی رو با شیخ سید درویش مقایسه می‌کنید؟

38:03.501 --> 38:05.461
‫- نظر تو چیه جابر؟
‫- باهات موافقم

38:05.541 --> 38:11.501
‫هر کی کنار ساحل زندگی می‌کنه عشق به زیبایی رو
‫از دریا یاد می‌گیره، این دریا هنرمند می‌سازه

38:11.581 --> 38:14.301
‫به چی فکر می‌کنی حاج علی؟

38:14.381 --> 38:17.221
‫به حرف خواجه. وای بر من

38:17.301 --> 38:22.301
‫منم مثل تو عاشق زیبایی‌ام. ولی نمی‌دونم چرا
‫هیچ کار قشنگی که می‌خوام بکنم درست نمی‌شه؟

38:22.381 --> 38:28.821
‫حتی بکر، همه‌چی بهش دادم
‫تا دنیا رو خوب بفهمه، ولی موفق نشدم

38:28.901 --> 38:32.021
‫- خیلی لوسش کردی
‫- تنها پسرمه، جز اون پسری ندارم

38:32.101 --> 38:34.621
‫کاش یه دختر مثل ایلینا داشتم

38:34.701 --> 38:38.381
‫مثل یه گل باهاش رفتار می‌کردم و مراقبش بودم

38:38.461 --> 38:41.661
‫تا بزرگ بشه و نگاه‌ها و دل‌ها رو بدزده

38:41.741 --> 38:46.221
‫بعد یه مدت کوتاه،
‫خودت تنهایی مسئول ایلینا می‌شی

38:46.981 --> 38:49.301
‫- امانت گردنت می‌شه
‫- اینو نگو

38:49.381 --> 38:51.581
‫امیدوارم خدا تو رو قبل همه ما ببره

38:55.021 --> 38:57.621
‫همه اهالی انفوشی برای
‫خواجه یورگو غمگینن

38:57.701 --> 39:01.661
‫بهش نگو «خواجه»،
‫اسمش عمو «یورگو»ـه.

39:01.741 --> 39:06.261
‫می‌دونی که از کلمه «خواجه» بدش می‌اومد،
‫عزیزم یورگو.

39:06.341 --> 39:09.021
‫- خدا رحمتش کنه.
‫- خدا رحمتش کنه.

39:09.101 --> 39:14.381
‫بابا، چرا از وقتی که مُرده خودتو حبس کردی؟
‫حتی نمی‌خوای بری کافه‌ای که همین نزدیکه.

39:14.461 --> 39:16.021
‫نمی‌خوای عزیزاتو ببینی؟

39:16.101 --> 39:20.501
‫- اونا میان بالا و منو تا قبرم می‌برن پایین.
‫- خدا نکنه، این حرفو نزن.

39:20.581 --> 39:24.501
‫مرگ اومده بود دنبال من،
‫اینجوری منطقی‌تر بود.

39:24.581 --> 39:29.541
‫اول من، بعد «یورگو»، بعد «علی».
‫ولی از «یورگو» شروع کرد.

39:29.621 --> 39:31.821
‫ولی حتماً مرگ اشتباهشو درست می‌کنه.

39:31.901 --> 39:34.501
‫خدا نکنه بابا، خدا تو رو واسه من نگه داره.

39:34.581 --> 39:37.501
‫مرگ بد نیست «قمر». مرگ راحتیه.

39:37.581 --> 39:41.141
‫فقط یه مشکل با مرگ دارم،

39:42.421 --> 39:44.141
‫تو عزیز دلم.

39:44.821 --> 39:47.341
‫امیدوارم قبل از رفتنم خیالم ازت راحت بشه.

39:48.101 --> 39:52.181
‫»یونس» اومده بود و دوباره باهام حرف زد.

39:52.261 --> 39:55.621
‫چطور با «یونس» ازدواج کنم
‫وقتی با «بکر» صیغه محرمیت خوندم؟

39:55.701 --> 39:58.181
‫پنج ساله که به این محرمیت وفادار موندم.

39:58.261 --> 40:00.501
‫غیر از این چیکار می‌تونم بکنم؟

40:00.581 --> 40:05.021
‫منو ببخش و بهم رضایت بده
‫و به سرنوشتت راضی باش.

40:05.101 --> 40:10.261
‫برو پیش عمو «علی»
‫و بهش بگو منتظرشم تا خبر موافقتتو بهش بدم.

40:10.901 --> 40:12.341
‫برو.

40:32.341 --> 40:34.581
‫مگه هنوزم کسی هست که
‫واسه ختنه‌سورون جشن بگیره؟

40:34.661 --> 40:37.541
‫من. بابام خدا بیامرز واسه من
‫هفت شب جشن ختنه‌سورون گرفت.

40:37.621 --> 40:39.541
‫و «علی» کوچیک
‫از «علی» بزرگ کمتر نیست.

40:39.621 --> 40:40.741
‫زنده باشی و جشن بگیری حاجی.

40:51.301 --> 40:54.861
‫مگه حاجی قسم نخورده بود که فقط
‫موقع برگشتن «بکر» با چاقو برقصه؟

40:54.941 --> 40:57.101
‫انگار قبول کرده که «بکر» دیگه برنمی‌گرده.

40:57.181 --> 40:59.381
‫خدا نکنه، این چه حرفیه می‌زنی؟

41:06.421 --> 41:08.661
‫حاج «مرسی» نتونست تو رو شوهر بده «قمر».

41:08.741 --> 41:11.381
‫باید وصیتشو اجرا کنم و تو رو به «یونس» بدم.

41:11.461 --> 41:13.661
‫تا روح پاکش آروم بگیره.

41:20.781 --> 41:22.381
‫هوپا.

41:23.061 --> 41:25.381
‫- بیا پایین «علی» تا پدربزرگت خسته نشه.
‫- نه، پدربزرگمو می‌خوام.

41:25.461 --> 41:28.221
‫- بیا، برو پیش بابات.
‫- ولش کن.

41:28.301 --> 41:31.101
‫چطوره من براش جشن بگیرم؟
‫می‌برمش لب دریا قدم می‌زنیم.

41:48.941 --> 41:53.101
‫چی شده حاجی؟ غصه نخور، تو رو خدا.
‫سرنوشت زنده‌ها اینه که به هم برسن.

41:53.581 --> 41:55.101
‫خسته شدم «مقبوله».

41:55.941 --> 41:59.101
‫- مرگم نزدیکه.
‫- خدا نگهت داره واسمون.

41:59.181 --> 42:03.261
‫امیدوارم «بکر» برگرده تا هر چی مال اونه
‫بهش بدم و با خیال راحت بمیرم.

42:03.341 --> 42:07.541
‫- «یونس» مبارکت باشه، اونم مثل پسرته.
‫- «یونس» شبیه من نیست.

42:07.621 --> 42:10.461
‫- مگه «بکر» شبیهت بود؟
‫- تو همه‌چی.

42:10.541 --> 42:13.981
‫اگه بحث شیطنت باشه
‫من از اونم شیطون‌تر بودم.

42:15.061 --> 42:18.821
‫فقط باید زندگی رو درست می‌فهمید،
‫و می‌دونست که یه سکه دو رو داره.

42:19.861 --> 42:22.541
‫خیلی وقته این حرفو نشنیده بودم حاجی.

42:22.621 --> 42:26.141
‫فراموشش کرده بودم «مقبوله»،
‫نبودنش خیلی چیزا رو ازم گرفت.

42:26.221 --> 42:29.581
‫ولی باید به فکر کسایی
‫باشم که بهم تکیه کردن.

42:30.621 --> 42:33.821
‫- «ایلینا» کجاست؟
‫- الان میاد. نمی‌دونم چرا شوهرش نمی‌دی.

42:33.901 --> 42:38.181
‫- به کی شوهرش بدم؟
‫- بهتر از اینه که مردم پشت سرش حرف بزنن که پیش تو مونده.

42:38.261 --> 42:40.741
‫- چی می‌گی دختره‌ی سگ؟
‫- خدا ببخشدت.

42:40.821 --> 42:43.741
‫- «مقبوله» که اشتباهی نکرد حاجی.
‫- دختره بزرگ شده و وقت شوهرشه.

42:43.821 --> 42:49.421
‫چه خبره اینجا؟ زن‌های آخرالزمان
‫برام جلسه گذاشتین؟

42:49.501 --> 42:52.861
‫به خدا قسم هر کی اسمشو بیاره
‫می‌کشمش و می‌ندازمش تو دریا!

42:52.941 --> 42:56.701
‫- داریم بحث می‌کنیم حاجی.
‫- بحثی نمونده، تموم شد!

42:58.941 --> 43:02.061
‫اینم خوشگل خانوم که اومد، بیا بغل بابا.

43:04.581 --> 43:07.061
‫- موقع اومدن چیزی شنیدی؟ خوبه.
‫- نه.

43:07.141 --> 43:09.381
‫- براش غذا آماده کنین.
‫- بیرون خوردم.

43:09.461 --> 43:10.981
‫با تو می‌خورم.

43:12.021 --> 43:15.101
‫کارت چطور پیش می‌ره؟
‫مقبره «اسکندر» رو پیدا کردین؟

43:15.181 --> 43:17.101
‫امروز عنوان پایان‌نامه
‫«کارشناسی ارشد»مو قبول کردن.

43:17.181 --> 43:18.861
‫تو جوون‌ترین دکترای «مصر» می‌شی.

43:18.941 --> 43:22.021
‫این چه حرفیه بابا؟ من تازه دارم
‫دوره مقدماتی قبل ارشد رو شروع می‌کنم.

43:22.101 --> 43:24.421
‫باشه، جوون‌ترین «کارشناس ارشد» مصر می‌شی.

43:24.501 --> 43:26.301
‫من که از این حرفای علمی سر در نمیارم.

43:26.381 --> 43:29.581
‫ولی حس می‌کنم اگه تو دریا
‫دنبال مقبره بگردین پیداش می‌کنین.

43:29.661 --> 43:32.501
‫- بابام همیشه همینو بهم می‌گفت.
‫- «یورگو»،

43:33.261 --> 43:35.461
‫- خدا رحمتت کنه عزیزم.
‫- خدا رحمتش کنه.

43:35.541 --> 43:38.221
‫- خیلی دلم برای بابات تنگ شده دختر.
‫- منم همینطور.

43:40.181 --> 43:43.301
‫چقدر عجیبی تو. به عمو «علی» می‌گی
‫می‌ری گردش بعد منو میاری خونه بابات.

43:43.381 --> 43:45.541
‫میام اینجا تا بوی بابامو حس کنم.

43:45.621 --> 43:49.381
‫می‌ترسم بابا «علی» ناراحت بشه
‫و فکر کنه دوست ندارم پیشش زندگی کنم.

43:49.461 --> 43:52.701
‫و بوی «بکر» عشقت رو،
‫هنوز تو خونه عمو «علی» حسش می‌کنی؟

43:52.781 --> 43:55.781
‫- همه لباساش همونجوری مونده.
‫- هنوز امید داری برگرده؟

43:55.861 --> 44:00.021
‫- «بکر» برمی‌گرده «فجر». مطمئنم!
‫- وای از این قصه «بکر» که تمومی نداره.

44:00.101 --> 44:02.661
‫از قصه «بکر» و «قمر» که
‫خلاص می‌شیم، قصه تو رو می‌شه.

44:02.741 --> 44:05.021
‫از کار با گنگسترا و خون و کشتار
‫خسته شدم.

44:05.101 --> 44:08.781
‫کار با «مارکو»
‫از بوکس بیشتر درآمد داره.

44:08.861 --> 44:13.501
‫ولی جونت همیشه با «مارکوس» در خطره
‫»ذکی»، آخرشم چیز زیادی گیرت نمیاد.

44:13.581 --> 44:17.501
‫- نمی‌تونیم اونقدر پول دربیاریم که برگردیم «مصر».
‫- «مصر»؟

44:17.581 --> 44:21.461
‫- «مصر» رو فراموش کن، دیگه کسی رو اونجا نداریم.
‫- من اونجا آدم دارم.

44:21.541 --> 44:23.541
‫و یه حقی دارم که باید پسش بگیرم.

44:23.621 --> 44:26.541
‫- ما به کسی پول قرض ندادیم «بکر».
‫- همه حق‌ها که پول نیست.

44:27.781 --> 44:31.061
‫اگه پاتو اینجا بذاری و یه دور کامل بچرخی
‫خوش‌شانسی میاره.

44:31.141 --> 44:32.861
‫- واقعاً؟
‫- آره.

44:35.741 --> 44:37.661
‫عالیه.

45:04.181 --> 45:06.341
‫»در حال ارسال، لغو ارسال»

45:08.061 --> 45:10.221
‫»فرادکا».

45:39.861 --> 45:42.621
‫- «آرخوس»! فرار کن!
‫- چی؟

46:20.421 --> 46:22.541
‫مواظب باش «ذکی»!

46:26.421 --> 46:28.141
‫»بکر»!

46:35.301 --> 46:37.501
‫- چه عالی.

46:37.581 --> 46:40.181
‫»مارکو» وقتی این الماس رو بهش بدیم
‫خوشحال می‌شه و بهمون هدیه می‌ده «بکر».

46:40.261 --> 46:45.301
‫هدیه‌ش چقدره؟ اگه به هر کدوممون یه
‫میلیون یورو بده، در برابر الماس هیچی نیست.

46:45.381 --> 46:48.701
‫فکری که تو سرته «بکر» اشتباه بزرگیه،
‫چون بالاخره پیدامون می‌کنه.

46:48.781 --> 46:53.021
‫این مثل دعوای تو «بحری» نیست،
‫وقتی پیدامون کنه حتماً می‌کشتمون.

46:53.101 --> 46:54.701
‫چطور می‌میریم وقتی اصلاً مرده‌ایم؟

46:56.861 --> 47:01.021
‫این منم «بکر»،
‫و اینم تویی «ذکی»، موهاش شبیه خودته.

47:01.101 --> 47:03.541
‫- هیچی نمی‌فهمم.
‫- الان برات توضیح می‌دم،

47:04.061 --> 47:07.581
‫برات توضیح می‌دم، کارت شناساییتو بده،
‫عجله کن که پلیس تو راهه.

47:08.461 --> 47:10.861
‫- الان فهمیدی؟
‫- میان و می‌فهمن که ما مردیم.

47:10.941 --> 47:12.701
‫ولی اینا که شبیه ما نیستن.

47:12.781 --> 47:15.181
‫درست می‌گی، راه‌حلشو دارم.

47:30.141 --> 47:32.101
‫آروم باش. طبیعی راه برو.

47:33.261 --> 47:35.821
‫آزمایش DNA هست
‫و راحت ما رو می‌شناسن.

47:35.901 --> 47:38.941
‫واسه اونم راه‌حل دارم، «مغربی»
‫دو تا مأمور فاسد می‌شناسه،

47:39.021 --> 47:41.181
‫یه پولی بهشون می‌دیم که
‫گزارش رو جعل کنن. بدو.

47:48.221 --> 47:51.221
‫- چرا دیر کردن؟
‫- اوناهاشن اومدن.

48:27.861 --> 48:29.661
‫عالیه.

48:30.981 --> 48:35.181
‫حتی تو سایت‌های خبری مصر هم خبر رو زدن،
‫»هیچکس زنده نمونده».

48:35.741 --> 48:38.581
‫ولی «مارکوس» هنوز زنده‌ست، و من نگرانم.

48:38.661 --> 48:40.861
‫نترس، تو با «اسکندریه‌ای» هستی.

48:40.941 --> 48:44.941
‫احتمال نداره بفهمه ما
‫زنده‌ایم و کیف رو ما دزدیدیم؟

48:45.021 --> 48:47.061
‫از کجا می‌خواد بفهمه؟ ما از کشور رفتیم.

48:47.141 --> 48:52.741
‫همینجوری از یه کشور به یه کشور دیگه می‌ریم،
‫رفتیم جاهایی که هیچکس فکرشو نمی‌کنه.

48:52.821 --> 48:55.981
‫ولی حق با توئه، اینجا امن نیستیم،
‫باید برگردیم «مصر».

48:56.061 --> 49:00.501
‫می‌خوای برگردی به دردسرهای
‫با بابات و «قمر» و «یونس»؟

49:02.141 --> 49:05.781
‫قسم خوردم تا پول جمع نکنم برنگردم،
‫و بیشتر از اینی که جمع کردم نمی‌شه.

49:07.821 --> 49:10.661
‫همونطور که می‌بینی «بکر»،
‫می‌دونم کله‌شقی و حرفت عوض نمی‌شه.

49:10.741 --> 49:12.741
‫هواپیمای خصوصی رزرو کنم
‫یا با پرواز عادی برگردیم؟

49:12.821 --> 49:16.061
‫نه این نه اون. همونطور که با قایق
‫از «اسکندریه» رفتم با قایق برمی‌گردم.

49:18.141 --> 49:21.701
‫- کی می‌ری پیش بابات که مردا رو آماده کنم؟
‫- بعد از عصر، همونطور که به «یونس» گفتم.

50:23.621 --> 50:27.021
‫- دلم برات تنگ شده بود بابا.
‫- بالاخره اومدی «بکر».

50:27.101 --> 50:29.461
‫چرا ده سال ازم دور موندی توله سگ؟

50:29.541 --> 50:32.421
‫ببخشید، منو ببخش.

50:32.501 --> 50:34.461
‫خدا رو شکر که سالم برگشتی.

50:37.861 --> 50:39.861
‫آه.

50:46.341 --> 50:48.501
‫بیا «یونس».

50:49.541 --> 50:51.141
‫نمی‌خوای به پسرعموت سلام کنی؟

51:12.261 --> 51:14.661
‫- مگه بهت نگفتم دیگه طرف «قمر» نرو؟
‫- ولم کن «بکر».

51:14.741 --> 51:16.861
‫یه بار دیگه نزدیکش بشی می‌کشمت.

51:26.901 --> 51:28.781
‫مبارکت باشه پسرعمو.

51:30.941 --> 51:33.341
‫ببخشید که دیر تبریک گفتم،
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود «یونس».

51:33.421 --> 51:36.501
‫مگه تو وقتی من دور بودم با نامزدم
‫ازدواج نکردی و «علی» رو نیاوردی؟

51:36.581 --> 51:38.381
‫خدا نگهش داره برات.

51:39.141 --> 51:44.221
‫- می‌خوام بگم...
‫- نگو، می‌شینیم حرف می‌زنیم، عجله‌ای نیست.

51:47.581 --> 51:50.741
‫این هم «علی»ـه. مادر «علی»!

51:55.741 --> 51:58.141
‫بیا «قمر» تو و «علی» بیاین.

52:12.781 --> 52:16.221
‫بیا مادر «علی».
‫بیا «علی» ببین برات چی آوردم.

52:19.341 --> 52:21.501
‫برو کنار به مادر «علی» سلام کنم.

52:23.261 --> 52:26.941
‫بیا «علی». بگیر.

52:28.341 --> 52:29.901
‫چه قشنگه.

52:29.981 --> 52:31.661
‫- خوشت اومد؟
‫- آره.

52:56.861 --> 52:58.381
‫مبارکت باشه «قمر».

52:59.781 --> 53:01.781
‫ازدواجت مبارک
‫و «علی» کوچولو هم مبارکت باشه.

53:04.181 --> 53:05.461
‫خدا خیرت بده.

53:06.421 --> 53:09.981
‫خدا بقیه عمرت رو بهت بده. تسلیت می‌گم.

53:12.901 --> 53:16.821
‫این خواهرمه، زن برادرم مثل خواهرمه.

53:18.141 --> 53:21.781
‫بیا «بکر».
‫بیا که خاله‌هات برات غذا درست کردن.

53:23.741 --> 53:25.901
‫خدا رو شکر که سالم برگشتی «بکر».

53:25.981 --> 53:29.421
‫- دلم برات تنگ شده بود عمو «جابر» عزیزم.
‫- بابات داشت از دست تو دیوونه می‌شد.

53:29.501 --> 53:32.301
‫- حالا که برگشتم.
‫- خدا رو شکر که سالم برگشتی «بکر».

53:32.381 --> 53:34.701
‫- حالت چطوره «فجر»؟
‫- من خوبم وقتی تو خوب باشی.

53:39.061 --> 53:40.941
‫این «ایلینا»ست.

53:41.021 --> 53:42.661
‫- «ایلینا»؟
‫- آره.

53:42.741 --> 53:44.421
‫تو این ده سال اینقدر بزرگ شدی؟

53:45.421 --> 53:47.781
‫- دلم برات تنگ شده بود «ایلینا».
‫- خدا رو شکر که سالم برگشتی «بکر».

53:47.861 --> 53:49.261
‫مطمئن بودم که برمی‌گردی.

53:51.381 --> 53:53.701
‫یا خدا!

53:54.781 --> 53:58.021
‫- چش شده بابا؟
‫- خانوادگی همینطورین، وقتی خوشحال می‌شن از حال می‌رن.

53:58.101 --> 54:00.221
‫ببرش بالا.

54:08.661 --> 54:11.621
‫- حالت خوب شد؟
‫- آره، خدا رو شکر.

54:11.701 --> 54:14.301
‫- چی شد؟
‫- به نظر میاد که

54:14.381 --> 54:17.541
‫منظورت چیه؟ این «ایلینا»ست.

54:17.621 --> 54:19.141
‫دیوونه شدی؟

54:19.821 --> 54:22.861
‫می‌ذارم یکم استراحت کنی، بیا بابا.

54:26.661 --> 54:28.661
‫منظورت چیه؟

54:28.741 --> 54:30.221
‫بیا بابا.

54:36.261 --> 54:37.861
‫سر سفره بابا.

54:38.701 --> 54:40.781
‫ولی ماشالله تو،

54:40.861 --> 54:45.541
‫برگشتی و می‌دونی کی زنده‌ست و کی مرده
‫کی ازدواج کرده و کی بچه‌دار شده.

54:45.621 --> 54:47.941
‫حتی برای «علی» اسباب‌بازی آوردی.

54:48.821 --> 54:52.341
‫یه سؤال ازت می‌پرسم و راستشو بگو.

54:53.661 --> 54:55.261
‫با بخشش برگشتی یا با عصبانیت؟

54:58.581 --> 55:00.261
‫با بخشش بابا.

55:00.341 --> 55:02.061
‫درسته که تو گذشته بیرونم کردی.

55:02.141 --> 55:06.101
‫و برگشتم دیدم پسرعموم که به خاطرش
‫منو بیرون کردی با نامزدم ازدواج کرده

55:06.181 --> 55:08.461
‫و یه بچه ازش داره به اسم
‫«علی» که به اسم تو گذاشته.

55:11.341 --> 55:13.301
‫ولی این معنیش این نیست که نبخشیدم.

55:14.661 --> 55:16.981
‫ده سال پیش، مثل سگ بیرونم کردی.

55:18.781 --> 55:22.261
‫و حکم کردی که برنگردم
‫مگه با پولی که ازت گرفتم.

55:23.821 --> 55:27.301
‫اینم پولت، با سود ده سال.

55:27.861 --> 55:31.781
‫و اون «مثل سگ» که یواشکی گفتی رو
‫هم نشنیده می‌گیرم.

55:34.061 --> 55:35.221
‫مهم اینه که...

55:36.981 --> 55:41.421
‫- از عرق جبینت در آوردی؟
‫- از عرق کل تنم، نه فقط جبینم.

55:43.581 --> 55:47.541
‫منو ببخش «بکر».

55:49.061 --> 55:50.501
‫تو اشتباه کردی.

55:52.181 --> 55:53.501
‫ولی من باهات بد رفتار کردم.

55:53.581 --> 55:59.101
‫ولی به خدا قسم اگه
‫می‌دونستم این اتفاق می‌افته،

55:59.181 --> 56:01.061
‫آرزو می‌کردم زبونم لال
‫بشه قبل از اینکه بیرونت کنم.

56:01.141 --> 56:02.701
‫زبون کسی که درباره شما
‫اینجوری حرف بزنه لال بشه حاجی.

56:02.781 --> 56:05.621
‫پس زبون من لال می‌شه،
‫من بودم که این حرفو زدم توله سگ!

56:07.421 --> 56:09.581
‫دلم برای شوخی‌هات تنگ شده بود حاجی.

56:09.661 --> 56:12.221
‫- خدا برام نگهت داره.
‫- خدا تو رو هم برام نگه داره عزیزم.

56:12.301 --> 56:16.661
‫فکر نکنی که به خاطر پول ازت عصبانی بودم.

56:16.741 --> 56:18.701
‫می‌خواستم درس بگیری.

56:18.781 --> 56:22.861
‫حالا که بزرگ شدی و درس گرفتی،
‫پول رو بردار و تو بازار کار کن.

56:22.941 --> 56:27.021
‫کار تو انبار رو گسترش بده،
‫ده ساله منتظرته.

56:27.101 --> 56:28.661
‫- «یونس» چی؟
‫- چشه مگه؟

56:28.741 --> 56:33.381
‫داره جونشو تو کار انبار می‌ذاره.
‫بهش فکر نکن، به فکر خودت باش.

56:36.581 --> 56:38.261
‫چرا «قمر» رو به اون دادی؟

56:39.261 --> 56:41.981
‫- تو که مثل بقیه می‌دونی که اون مال منه.
‫- یعنی چی که مال توئه؟

56:42.501 --> 56:45.141
‫پنج سال برات نگهش داشتم، بزرگ شده بود.

56:45.221 --> 56:47.461
‫باباش هم مرد، مردم هم شروع کردن به حرف زدن.

56:47.541 --> 56:50.261
‫انتظار داشتی چیکار کنیم؟
‫بذاریمش تو فریزر برات نگهش داریم؟

56:50.341 --> 56:52.941
‫دور موندنم دست خودم نبود بابا.

56:53.021 --> 56:55.221
‫تو دنیا سرگردون بودم.

56:56.581 --> 57:01.661
‫گشنگی و سرما می‌کشیدم، تو خیابون می‌خوابیدم، کتک می‌خوردم
‫و هر روز مرگ رو جلو چشمام می‌دیدم به امید اون لحظه.

57:01.741 --> 57:04.461
‫لحظه‌ای که برگردم و آدم
‫بزرگ و پولداری شده باشم.

57:05.861 --> 57:07.941
‫فقط می‌خواستم یه نگاه
‫رضایت و بخشش ازت ببینم.

57:10.421 --> 57:12.381
‫و یه لحظه مهربونی تو بغل «قمر».

57:13.941 --> 57:17.141
‫این چیزی بود که تو شب‌های طولانی
‫که نمی‌خوابیدم آرزوش رو داشتم بابا.

57:17.221 --> 57:20.541
‫ای بابا! بازم می‌خوای همین موضوع
‫رو ادامه بدی؟ چیکار می‌تونستیم بکنیم؟

57:20.621 --> 57:25.381
‫تو تو این ده سال حتی یه کلمه
‫هم برام نفرستادی که بدونم زنده‌ای.

57:25.461 --> 57:29.101
‫چی؟ من هر هفته برات نامه می‌فرستادم!

57:29.661 --> 57:32.381
‫چون خسته شده بودم از اینکه «یونس» مدام
‫بهم می‌گفت نمی‌خوای جواب تماس‌هام رو بدی.

57:36.741 --> 57:38.261
‫- «یونس» اینو بهت گفت؟
‫- آره.

57:38.341 --> 57:41.381
‫و بهم گفت که تو به «قمر» دستور دادی
‫به من و نامه‌هام جواب نده.

57:42.701 --> 57:46.221
‫آره. ازت عصبانی بودم.

57:46.301 --> 57:48.821
‫منتظر بودم برگردی که باهات صاف کنم.

57:50.501 --> 57:52.861
‫وای!

57:55.261 --> 57:56.861
‫ای پسره‌ی نامرد پست فطرت!

57:56.941 --> 57:59.261
‫به تربیتی که بهت دادم احترام نذاشتی.

57:59.341 --> 58:02.621
‫ده ساله منتظر یه خبر از پسرمم،

58:02.701 --> 58:07.941
‫و تو نامه‌هاشو قایم می‌کردی و پاره می‌کردی، و وقتی ازت
‫درباره من می‌پرسید، می‌گفتی باباش نمی‌خواد باهاش حرف بزنه.

58:08.021 --> 58:09.981
‫دلت به حالم نسوخت؟

58:11.141 --> 58:16.261
‫یه بار فکر نکردی که ممکنه بمیرم
‫در حالی که غصه پسرمو می‌خورم؟

58:17.501 --> 58:20.541
‫منو ببخش عمو، شیطون گولم زد.

58:21.861 --> 58:24.221
‫از کی تا حالا شیطون گولت می‌زنه «یونس»؟

58:25.461 --> 58:27.941
‫یا از اول بوده و من نمی‌دونستم؟

58:28.021 --> 58:31.461
‫دست خودم نبود قسم می‌خورم،
‫عشقم به شما منو شکست داد.

58:31.541 --> 58:34.861
‫فکر کردم تو فقط بابای من باشی،
‫»بکر» که ولت کرد و رفت.

58:34.941 --> 58:39.261
‫- من موندم خدمتت کردم، طمع محبتتو کردم.
‫- فقط محبت منو می‌خواستی سگ؟

58:39.861 --> 58:42.421
‫یا محبت «قمر» و حتماً
‫نامه‌هاشو که پاره کردی؟

58:42.501 --> 58:45.381
‫منو بکش، تیکه تیکه‌م کن و بنداز تو دریا.

58:45.461 --> 58:47.021
‫ولی من قصد بدی نداشتم.

58:47.101 --> 58:49.901
‫قصد بدی نداشتی؟ پس چه قصدی داشتی؟

58:50.661 --> 58:52.101
‫حتی تو «یونس»!

58:52.941 --> 58:56.861
‫آرزو و امید داشتم،

58:57.421 --> 59:00.461
‫که «بکر» مثل تو اخلاق داشته باشه.

59:00.541 --> 59:03.181
‫منو ببخش عمو، التماست می‌کنم.

59:03.261 --> 59:05.261
‫بسه این ادا و اطوارهای زنونه!

59:06.021 --> 59:09.221
‫- منو ببخش حاجی.
‫- تو فقط به «بکر» خیانت نکردی «یونس».

59:09.301 --> 59:11.541
‫به من هم خیانت کردی.

59:11.621 --> 59:14.701
‫اگه «بکر» بفهمه می‌کشتت.

59:15.181 --> 59:17.901
‫و نمی‌خوام خوشحالی
‫برگشتنش تبدیل به عزا بشه.

59:17.981 --> 59:23.101
‫به خاطر همین این اتفاق
‫بین من و تو راز می‌مونه.

59:23.741 --> 59:26.621
‫نه به خاطر تو، به خاطر اون.

59:27.621 --> 59:29.741
‫اما تو...

59:33.461 --> 59:35.461
‫نمی‌بخشمت «یونس».

59:38.821 --> 59:40.821
‫نمی‌بخشمت برادرزاده.

59:49.901 --> 59:51.861
‫همینجا وایستا.

01:00:05.181 --> 01:00:06.821
‫درکت می‌کنم «بکر».

01:00:06.901 --> 01:00:09.821
‫هیچکس حال منو نمی‌فهمه، همه ولم کردن «ذکی».

01:00:10.421 --> 01:00:13.541
‫بابام و «قمر» و پسرعموم و همه
‫اونایی که تو عروسیشون رقصیدن.

01:00:13.621 --> 01:00:17.021
‫فراموشش کن رفیق، تو خوشگل‌ترین زنای
‫دنیا رو دیدی، این «قمر» رو فراموش کن.

01:00:17.101 --> 01:00:18.821
‫موضوع زیبایی نیست.

01:00:19.301 --> 01:00:21.101
‫اون اولین و آخرین عشق زندگی منه.

01:00:21.181 --> 01:00:24.541
‫نگاه‌های چشماش منو می‌خورد،
‫و سرزنشی که تو چشماش دیدم دردناک بود.

01:00:24.621 --> 01:00:27.981
‫چیکار می‌تونستیم بکنیم «بکر»؟
‫اگه زودتر پول جمع می‌کردیم برمی‌گشتیم.

01:00:28.061 --> 01:00:31.141
‫ده سال جون کندیم و همینجوری ادامه می‌دادیم،

01:00:31.221 --> 01:00:33.181
‫اگه آخرین معامله نبود و
‫شانس باهامون یار نبود.

01:00:34.101 --> 01:00:35.581
‫قصدت چیه رفیق؟

01:00:36.261 --> 01:00:38.261
‫هر کی ولم کرده باید تاوانشو پس بده.

01:00:38.341 --> 01:00:40.701
‫- چرا این کار رو کردی «یونس»؟
‫- به خاطر خودت.

01:00:40.781 --> 01:00:42.341
‫می‌خواستم فراموشش کنی.

01:00:42.421 --> 01:00:45.181
‫»بکر» از بچگی فاسد
‫بوده و تو واقعیتشو نمی‌بینی.

01:00:45.261 --> 01:00:48.341
‫وقتی بیرون بود همه‌ش فکرت مشغولش می‌شد،
‫واسه همین نامه‌ها رو گرفتم و سوزوندم.

01:00:48.421 --> 01:00:51.941
‫اینکه منو گول زدی و موبایلمو عوض کردی
‫و نامه‌هامو قایم کردی اشکال نداره،

01:00:52.461 --> 01:00:53.821
‫ولی راجع به پیرمرد،

01:00:53.901 --> 01:00:56.821
‫چرا نامه‌های پسرشو سوزوندی که
‫قلبش از غصه بشکنه؟ گناهش چی بود؟

01:00:56.901 --> 01:01:00.021
‫یه اشتباه بود! می‌خواین منو بکشین؟
‫یا می‌خوای طلاق بگیری «قمر»؟

01:01:00.101 --> 01:01:02.661
‫اگه بینمون بچه نبود ازت طلاق می‌گرفتم.

01:01:02.741 --> 01:01:04.821
‫این کار رو کردم تا کسی باهات
‫ازدواج کنه که واقعاً دوستت داره.

01:01:04.901 --> 01:01:09.181
‫مردی که به یه زن دروغ بگه تا باهاش ازدواج کنه در
‫حالی که می‌دونه عاشق یه مرد دیگه‌ست، مرد نیست «یونس».

01:01:09.261 --> 01:01:12.301
‫- کی مرد نیست «یونس»؟
‫- تو مرد نیستی «یونس»!

01:01:42.861 --> 01:01:46.341
‫بسه دیگه بازی «ایلینا»، «آفتاب» سوزونه.

01:01:46.421 --> 01:01:48.021
‫»آفتاب» منو سبزه می‌کنه؟

01:01:48.101 --> 01:01:50.461
‫معلومه، مثل نون برشته می‌شی.

01:01:50.541 --> 01:01:53.261
‫باشه، اونقدر زیر «آفتاب» می‌مونم
‫تا سبزه بشم.

01:01:54.541 --> 01:01:56.421
‫بیا اینجا.

01:01:59.341 --> 01:02:00.701
‫چرا می‌خوای سبزه بشی؟

01:02:01.821 --> 01:02:04.661
‫می‌خوام سبزه بشم،
‫چون «بکر» «قمر» رو دوست داره چون سبزه‌ست.

01:02:04.741 --> 01:02:08.981
‫نه، «بکر» «قمر» رو دوست داره چون «قمر»ـه،
‫نه به خاطر رنگ پوستش.

01:02:09.741 --> 01:02:13.021
‫و «قمر» سبزه نیست، گندمی‌یه.

01:02:13.101 --> 01:02:15.621
‫کسی که می‌خواد سبزه بشه،
‫باید بره زیر «آفتاب»،

01:02:15.701 --> 01:02:17.301
‫کسی که می‌خواد گندمی بشه چیکار باید بکنه؟

01:02:17.381 --> 01:02:20.621
‫هیچ کاری نباید بکنه، مثل تو خوشگل می‌مونه.

01:02:20.701 --> 01:02:25.061
‫تو بهترین هدیه خدایی، بیا اینجا عزیزم.

01:02:26.421 --> 01:02:27.861
‫بگو «ایلینا»،

01:02:28.461 --> 01:02:32.301
‫دوستات تو مدرسه و کلاس
‫بهت می‌گن «خواجه ایلینا»؟

01:02:33.981 --> 01:02:37.101
‫نه، ولی بهم می‌گن «ایلینا»ی خواجه.

01:02:46.821 --> 01:02:48.541
‫اینجوری بهتره بابا.

01:02:48.621 --> 01:02:51.501
‫من اهل اسکندریه‌م و رسم و رسوم رو می‌دونم.

01:02:51.581 --> 01:02:54.021
‫»مقبوله» بهم گفت ولی باور نکردم،
‫از چه رسم و رسومی حرف می‌زنی؟

01:02:54.101 --> 01:02:55.981
‫درست نیست بعد از برگشتن «بکر» اینجا بمونم.

01:02:56.061 --> 01:02:58.061
‫»بکر» همیشه اینجا نیست،

01:02:58.141 --> 01:03:01.061
‫یه خونه دیگه داره،
‫حتی اگه اینجا هم باشه، شما دوتا برادرین.

01:03:01.141 --> 01:03:05.741
‫- همین مشکله، خیلی وقته می‌گین ما برادریم.
‫- این حقیقته.

01:03:05.821 --> 01:03:08.501
‫نه، حقیقت اینه که ما برادر نیستیم.

01:03:08.581 --> 01:03:11.701
‫به خاطر این حرف همه زندگیم احساس گناه کردم.

01:03:11.781 --> 01:03:16.981
‫چطور می‌تونم برادرمو دوست داشته باشم؟ ولی به
‫خودم یادآوری می‌کنم که من و «بکر» برادر نیستیم.

01:03:19.101 --> 01:03:20.701
‫ای وای.

01:03:21.701 --> 01:03:25.701
‫من فکر می‌کردم کوفته رو می‌فهمم،
‫ولی معلوم شد هیچی نمی‌فهمم.

01:03:26.941 --> 01:03:29.381
‫- این چه مثلی بود زدی؟
‫- کوفته رو می‌شناسی؟

01:03:29.461 --> 01:03:31.181
‫اون زنشه.

01:03:31.981 --> 01:03:35.021
‫اینجوری مشکل خود به خود حل می‌شه،

01:03:35.101 --> 01:03:38.981
‫اگه همه‌چی همونطور که فکر می‌کنم پیش بره،
‫می‌فهمم که خدا از «بکر» راضیه.

01:03:39.061 --> 01:03:45.581
‫اینکه یه دختر پاک مثل فرشته‌ها مثل تو دوستش داره
‫و باهاش ازدواج می‌کنه، یعنی حتماً خدا ازش راضیه.

01:03:45.661 --> 01:03:49.621
‫ولی اجازه نمی‌دم تنها
‫تو خونه «یورگو» بمونی، اصلاً.

01:03:49.701 --> 01:03:54.901
‫مگه می‌شه اجازه بدم تنها زندگی کنه حاجی؟
‫باهاش می‌رم ازش مراقبت می‌کنم.

01:03:54.981 --> 01:03:57.621
‫هر از گاهی بیا بهمون سر بزن.

01:03:57.701 --> 01:04:02.821
‫اینجوری موافقم، خوشم میاد که می‌ری سر
‫اصل مطلب انگار از اول با ما حرف می‌زدی.

01:04:02.901 --> 01:04:06.461
‫من همیشه با شمام حاجی.
‫الان وسایلمو جمع می‌کنم میام.

01:04:10.461 --> 01:04:13.261
‫این چیه؟ همه پول‌های انبار بیرونه.

01:04:13.341 --> 01:04:15.221
‫بیشترش پول‌هاییه که نمی‌شه وصولش کرد.

01:04:15.301 --> 01:04:16.821
‫چی می‌گی؟

01:04:16.901 --> 01:04:21.301
‫- پس چجوری کار می‌کنین؟
‫- با قرض و قوله، پول اینو به اون می‌دیم، اینجوری می‌گذره.

01:04:23.181 --> 01:04:26.061
‫این حرفا معنی نداره، این حساب‌ها غلطه.

01:04:26.901 --> 01:04:31.461
‫حساب‌ها درسته «بکر»، می‌دونی
‫چند تا خونواده از انبار نون می‌خورن.

01:04:31.541 --> 01:04:34.541
‫کدوم خونواده‌ها بابا؟ ده سال رفتم،

01:04:34.621 --> 01:04:36.461
‫باید برمی‌گشتم می‌دیدم پولدار شدی.

01:04:36.541 --> 01:04:40.301
‫ولی برگشتم می‌بینم همه دستیارات
‫پولدار شدن.

01:04:40.381 --> 01:04:42.661
‫اونقدر پول دارن که نمی‌شه شمرد.

01:04:42.741 --> 01:04:46.101
‫- «سلیمان عبدالخالق» و «عرفان صعیدی»...
‫- نشمرشون!

01:04:46.181 --> 01:04:48.541
‫اینا کین؟ به من چه ربطی دارن؟

01:04:48.621 --> 01:04:51.741
‫اگه پول می‌خواستم دریا رو باهاش پر می‌کردم.

01:04:52.221 --> 01:04:54.741
‫اونایی که ازشون حرف
‫می‌زنی اصالتشونو از دست دادن.

01:04:55.261 --> 01:04:58.941
‫تجربه‌ای که از شغل پدربزرگاشون
‫گرفتن و ولش کردن، رفتن دنبال چیزای دیگه.

01:04:59.021 --> 01:05:04.461
‫یکی رفت تو ساخت و ساز
‫یکی رفت تو ماشین یکی رفت تو مواد مخدر.

01:05:04.541 --> 01:05:06.501
‫دیگه از اهالی «اسکندریه» نیستن.

01:05:06.581 --> 01:05:09.061
‫- تو چی شدی بابا؟
‫- من همونم که بودم!

01:05:09.821 --> 01:05:11.901
‫شدم همونی که می‌خواستم.

01:05:12.621 --> 01:05:14.501
‫موندم «علی اسکندریه‌ای»،

01:05:14.581 --> 01:05:18.101
‫پدر مردها و استادها و پسرای دریا.

01:05:18.181 --> 01:05:21.701
‫و مغازه‌های «انفوشی» رو باز نگه داشتم!

01:05:21.781 --> 01:05:25.061
‫و هنوز لباس اسکندریه‌ای می‌پوشم.

01:05:25.141 --> 01:05:27.621
‫و «لاسه» و «بنش».

01:05:27.701 --> 01:05:32.541
‫و سوار درشکه‌های اسبی می‌شم،
‫و تو هر جشنی با چاقو می‌رقصم.

01:05:32.621 --> 01:05:37.701
‫و حساب و کتابم همونه که بود، من همونم
‫که می‌شناختی. زندگی یه سکه دو رو داره!

01:05:39.661 --> 01:05:46.061
‫عبادت خدا می‌کنم و کار می‌کنم و صدقه می‌دم
‫و مواظب زن و بچه‌هام هستم.

01:05:46.141 --> 01:05:49.941
‫و شب بیدار می‌مونم و از زندگی لذت
‫می‌برم و هر کاری دلم می‌خواد می‌کنم.

01:05:50.021 --> 01:05:52.021
‫و تا وقتی بمیرم همینجوری می‌مونم.

01:05:55.181 --> 01:05:57.981
‫خدا نگهت داره و عمر
‫طولانی بهت بده ای اسکندریه‌ای.

01:06:00.821 --> 01:06:03.341
‫یه بار دیگه بگو، نشنید.

01:06:04.581 --> 01:06:06.661
‫- بدون اینکه بشنوه منو می‌فهمه.
‫- گوش کن «یونس»،

01:06:06.741 --> 01:06:08.901
‫از امروز، من انبار رو
‫با روش خودم می‌چرخونم.

01:06:08.981 --> 01:06:11.101
‫انبار همینجوری که هست می‌مونه «بکر».

01:06:11.181 --> 01:06:13.061
‫این روش توئه.

01:06:13.941 --> 01:06:15.301
‫هر پولی یه صاحبی داره.

01:06:15.381 --> 01:06:18.381
‫- و صاحب پول برگشته.
‫- صاحب پول حاج «علی»ـه.

01:06:19.101 --> 01:06:22.461
‫- اون و کسایی که قبل از رفتنت باهاش کار کردن.
‫- تو پولم دخالت می‌کنی؟

01:06:22.541 --> 01:06:26.101
‫- بگو ببینم، چقدر از انبار ارث می‌بری؟
‫- من نگفتم ارث می‌برم.

01:06:26.581 --> 01:06:30.741
‫منظورم اینه که همه عمرمو اینجا کار کردم
‫و وقتی نبودی ازش مراقبت کردم.

01:06:31.701 --> 01:06:32.941
‫ممنون.

01:06:33.821 --> 01:06:36.861
‫ولی این مال وقتی بود که نبودم، الان اینجام.

01:06:36.941 --> 01:06:39.101
‫«بکر اسکندریه‌ای» برگشته «یونس».

01:06:46.261 --> 01:06:49.781
‫- «ایلینا»!
‫- آره، «ایلینا». چشه مگه؟ دختر خوشگلیه.

01:06:49.861 --> 01:06:52.101
‫- صلوات بفرست بابا.
‫- درود بر محمد و آل محمد.

01:06:52.181 --> 01:06:54.861
‫ده سال رفتم بابا
‫خیلی دخترا مثل «ایلینا» دیدم.

01:06:54.941 --> 01:06:56.981
‫خر! مثل اون نیست.

01:06:57.061 --> 01:06:58.741
‫همشون شبیه همن. سفید با چشم‌های رنگی.

01:06:58.821 --> 01:07:03.501
‫ربطی به قیافه نداره،
‫من بزرگش کردم! یه دختر کاملاً پاکه.

01:07:03.581 --> 01:07:06.741
‫- خارجیه ولی رسم و رسوم ما رو می‌دونه.
‫- به حرفش گوش نکن «بکر».

01:07:06.821 --> 01:07:11.101
‫این عجیبه، مگه دخترای خودمون تموم شدن
‫که می‌خواد با یه خارجی ازدواج کنه؟

01:07:11.181 --> 01:07:15.101
‫تو رو چه به حرف مردونه؟ گمشو از جلو چشمم!

01:07:15.181 --> 01:07:17.501
‫فکر می‌کنم نظر عمو درسته.

01:07:17.581 --> 01:07:22.221
‫مگه «ایلینا» بهتر از «بکر» پیدا می‌کنه؟ قسم
‫می‌خورم دختر فوق‌العاده‌ایه و خیلی‌ها آرزوشو دارن.

01:07:22.301 --> 01:07:24.301
‫مگه نگفتی قبل خواب نمی‌خوای چیزی بخوری؟

01:07:24.381 --> 01:07:28.821
‫برو انبار، می‌خوام یکم با بابام حرف بزنم.
‫نمی‌خوام کسی صدامونو بشنوه.

01:07:30.101 --> 01:07:31.541
‫باشه پسرعمو.

01:07:32.781 --> 01:07:35.701
‫- شب خوش «یونس».
‫- شب شما هم خوش عمو.

01:07:36.781 --> 01:07:41.221
‫- یکم با پسرعموت ملایم‌تر رفتار کن.
‫- تو کاری که بهش مربوط نیست دخالت می‌کنه.

01:07:41.701 --> 01:07:44.741
‫می‌خوام درباره کار باهات حرف بزنم.
‫می‌خوام انبار رو نوسازی کنم.

01:07:44.821 --> 01:07:46.461
‫- باشه.
‫- و کافه رو.

01:07:46.541 --> 01:07:49.181
‫- چشه مگه؟
‫- می‌خوام سهم «قمر» رو بخرم.

01:07:51.501 --> 01:07:53.901
‫اشکالی نداره، می‌خوان بفروشنش.

01:07:53.981 --> 01:07:57.941
‫- کیا؟
‫- «قمر» و «یونس». مرد و زن فرقی ندارن.

01:07:58.021 --> 01:08:01.181
‫ولی نذار فراموش کنم.
‫نظرت درباره «ایلینا» چیه؟

01:08:02.941 --> 01:08:08.501
‫- این فکر رو از سرت بیرون کن.
‫- خدا بلات رو بده. نعمت رو از خودت دور می‌کنی.

01:08:12.581 --> 01:08:14.141
‫لا اله الا الله.

01:08:16.460 --> 01:08:19.460
‫- سلام علیکم مردها.
‫- علیکم السلام و رحمة الله و برکاته.

01:08:19.541 --> 01:08:21.500
‫چی شده «یونس»؟ بازار چه مشکلی داره؟

01:08:21.581 --> 01:08:26.460
‫- یه دونه ماهی هم تو بازار فروش نرفته.
‫- «بکر» حراجی رو بست و همه ماهی‌ها رو برد.

01:08:45.300 --> 01:08:48.101
‫- سلام علیکم.
‫- علیکم السلام.

01:08:48.981 --> 01:08:51.821
‫بیا بابا. بیا «یونس».

01:08:51.901 --> 01:08:54.901
‫چیکار کردی پسر؟
‫ماهی‌هایی که از بازار برداشتی کجان؟

01:08:54.981 --> 01:08:58.581
‫صبر کن بابا. صبر خوبه.

01:08:59.061 --> 01:09:00.821
‫ان‌شاءالله خیر و خوبی توشه.

01:09:02.741 --> 01:09:06.021
‫- باز کن بابا و ذکر خدا کن.
‫- بسم الله.

01:09:09.420 --> 01:09:12.541
‫- این چیه؟
‫- پول رو بردار بذار تو صندوق «یونس».

01:09:12.621 --> 01:09:15.500
‫صبر کن. ازت یه سؤال پرسیدم، این چیه؟

01:09:15.581 --> 01:09:17.101
‫درآمد امروز انبار.

01:09:17.181 --> 01:09:21.061
‫- چطور ممکنه وقتی انبار کار نکرده؟
‫- مگه حتماً باید انبار پر از ماهی باشه تا کار کنه؟

01:09:21.141 --> 01:09:24.981
‫- منظورت چیه؟
‫- ماهی‌ها رو بردیم به بازار «راتب» و «زنانیری»

01:09:25.061 --> 01:09:28.941
‫و همه بازارهای «اسکندریه»،
‫فروختیم و سود کردیم.

01:09:29.021 --> 01:09:30.821
‫و همه‌چی عالیه.

01:09:30.901 --> 01:09:34.701
‫پس فروشنده‌های کوچیکی که
‫به ما وابسته‌ان چی؟

01:09:34.781 --> 01:09:37.300
‫فراموششون نکردم.

01:09:37.380 --> 01:09:40.981
‫می‌تونن برن پیش استاد «حمدان» تو
‫بازار «راتب». همه‌چیو باهاش هماهنگ کردم.

01:09:41.061 --> 01:09:45.981
‫ثواب و دعای بینواها رو از بابات دریغ کردی، و
‫فرستادیشون پیش استاد «حمدان» تو بازار «راتب»؟

01:09:46.061 --> 01:09:47.621
‫لا اله الا الله.

01:09:47.701 --> 01:09:50.141
‫برات مهمه که صدقه به دست فقرا برسه،

01:09:50.221 --> 01:09:52.901
‫یا مهمه که ما بشینیم و
‫دورمون پر از مرد باشه

01:09:52.981 --> 01:09:57.981
‫و این ظاهرسازی‌ها و دعای مردم برات؟

01:09:58.061 --> 01:10:00.781
‫- صندوقت خالیه بابا.
‫- همیشه همینطوره.

01:10:00.861 --> 01:10:04.341
‫خالی می‌شه و پر می‌شه،
‫روزی ما روزانه‌ست و اوضاع خوبه.

01:10:04.421 --> 01:10:09.901
‫و وقتی خالیه، معنیش این نیست که ضرر کردیم،
‫پول پیش خانواده و بچه‌هامونه.

01:10:09.981 --> 01:10:13.421
‫این تجارت نیست! از
‫امروز درست تجارت می‌کنیم.

01:10:13.501 --> 01:10:16.021
‫»بکر» می‌خواد تبدیلش کنه
‫به شرکت و ما براش کار کنیم.

01:10:17.141 --> 01:10:19.781
‫خوب فهمیدی پسرعمو.

01:10:19.861 --> 01:10:22.901
‫- چی شده شما دو تا؟
‫- تو یه شب «بکر» همه‌چیو به هم ریخت.

01:10:22.981 --> 01:10:26.661
‫کافه رو با دو برابر قیمت ازم خرید،
‫و مغازه «رمضان هالودی» و «عبده برعی»

01:10:26.741 --> 01:10:28.781
‫و انبار طناب‌های ماهیگیری
‫و لوازم ماهیگیرها رو.

01:10:28.861 --> 01:10:31.821
‫درسته. چرا این مغازه‌ها بسته‌ن؟

01:10:31.901 --> 01:10:34.781
‫و دیگه باز نمی‌شن، چون «بکر»
‫کلی پول بهشون داد که جاشونو خالی کنن.

01:10:34.861 --> 01:10:36.581
‫و مغازه‌هاشونو ول کردن و رفتن.

01:10:37.261 --> 01:10:41.821
‫- همه این مغازه‌ها رو برای چی می‌خوای؟
‫- برای تجارت. تجارت تمیز.

01:10:41.901 --> 01:10:45.741
‫کاری که روزانه‌ست و به ماهی‌های کوچیک
‫وابسته‌ست باعث شده ما و «انفوشی» فقیر بشیم.

01:10:45.821 --> 01:10:48.021
‫نظرت چیه که این مغازه‌ها باید
‫دوباره باز بشن؟

01:10:48.101 --> 01:10:50.101
‫- کی این دستور رو داده؟
‫- من پسر!

01:10:52.461 --> 01:10:56.021
‫نمی‌تونم از دستور بابام سرپیچی کنم.

01:10:59.101 --> 01:11:02.541
‫می‌تونی پولی که دادن تا مغازه‌هاشونو
‫خالی کنن رو پس بدی؟ خیلی ازم گرفتن.

01:11:07.781 --> 01:11:09.541
‫هر زمانی یه حاکمی داره بابا.

01:11:10.581 --> 01:11:13.061
‫آروم باش و برو نماز عصر رو
‫تو مسجد «مرسی ابوالعباس» بخون.

01:11:13.141 --> 01:11:16.461
‫- و برای من و فقرا دعا کن.
‫- اگه برم اونجا، پیداش می‌کنم؟

01:11:17.021 --> 01:11:18.421
‫یا اونم خریدی؟

01:11:21.221 --> 01:11:23.621
‫فردا اینجا کاملاً عوض می‌شه «بکر».

01:11:23.701 --> 01:11:27.301
‫کارمندای بارگیری و تخلیه اینجا می‌شن،
‫ترخیص گمرکی و نمایندگی‌ها اینجا.

01:11:27.381 --> 01:11:28.941
‫و مدیریت سر جای خودش.

01:11:29.021 --> 01:11:31.821
‫کل منطقه رو تموم کردم.

01:11:31.901 --> 01:11:33.981
‫- ولی یه چیزی هست که نمی‌تونم حلش کنم «بکر».
‫- چی؟

01:11:34.061 --> 01:11:36.381
‫- «ایلینا» و «جابر» نمی‌خوان بفروشن.
‫- اونا رو بسپر به من.

01:11:36.461 --> 01:11:42.101
‫مهم اینه که الان این مردا رو
‫ببری و بهشون خوش بگذره.

01:11:42.181 --> 01:11:44.821
‫- چون خیلی تو انبار زحمت کشیدن.
‫- خوبه.

01:11:44.901 --> 01:11:46.861
‫با مردا برو من بعداً میام.

01:12:40.901 --> 01:12:43.541
‫- خوش می‌گذره مردا؟
‫- خوش می‌گذره آقای مردا.

01:12:43.621 --> 01:12:45.981
‫- عصر به‌خیر.
‫- عصر شما هم به‌خیر استاد «بکر»

01:12:46.061 --> 01:12:48.341
‫- به مردا خوش گذشت «زیکا»؟
‫- آره.

01:12:48.421 --> 01:12:51.261
‫- چیزی کم و کسر ندارین؟
‫- چقدر عالی، چی می‌تونه کم باشه؟

01:12:51.341 --> 01:12:54.381
‫فقط حضور شما کمه آقا «بکر».

01:12:54.461 --> 01:12:58.541
‫می‌شینیم حرف می‌زنیم «بحر»، نگران نباش. هر
‫از گاهی یه شب تفریح مثل امشب خواهیم داشت.

01:12:58.621 --> 01:13:01.101
‫- خیلی درستکاری.
‫- از امروز شما مردای منین.

01:13:01.181 --> 01:13:04.901
‫- غمتون غم منه و خشمتون خشم منه.
‫- خدا این مرام رو برامون نگه داره استاد «بکر».

01:13:04.981 --> 01:13:08.101
‫- استاد «بکر» همیشه درستکاره.
‫- کجایی آقا «بکر»؟

01:13:08.181 --> 01:13:10.821
‫از وقتی برگشتی ندیدیم خوش بگذرونی.

01:13:10.901 --> 01:13:12.661
‫- مگه نمی‌دونی؟
‫- نه.

01:13:12.741 --> 01:13:15.341
‫- دیگه اهل خوش‌گذرونی نیستم.
‫- چه حیف.

01:13:16.021 --> 01:13:17.341
‫چه پسر خوبی بود.

01:13:17.421 --> 01:13:22.181
‫همه مردایی که رفتن خارج همینجورین،
‫دخترای خارجی نابودشون کردن.

01:13:22.261 --> 01:13:25.021
‫این حرفو نزن. اخلاق «بکر» عوض شده.

01:13:25.101 --> 01:13:27.901
‫منظورت اینه که سالمه ولی طفره می‌ره؟

01:13:27.981 --> 01:13:30.341
‫- شانسی با من نداره.
‫- نمی‌دونه چه خوبی به خودش می‌کنه.

01:13:31.301 --> 01:13:34.981
‫- و حالا نوبت رئیسه.
‫- مگه کسی از آقا «بکر» بزرگتر هم هست؟

01:13:35.061 --> 01:13:38.541
‫نه «بحر»،
‫این رئیس مغزهاست، هنر واقعی.

01:13:38.621 --> 01:13:42.381
‫مخدر واقعی.
‫چیزی که همه‌چیو خوب می‌کنه.

01:13:42.461 --> 01:13:45.621
‫- ولخرجی پیروز می‌شه.

01:14:10.941 --> 01:14:12.461
‫تو همونی هستی که بهش می‌گن «غشیم»؟

01:14:12.541 --> 01:14:14.781
‫آره.

01:14:14.861 --> 01:14:17.941
‫و اگه بخوام به طرز اومدنت
‫جواب بدم، می‌شناسمت.

01:14:18.021 --> 01:14:21.581
‫- من «غشیم»ـم.
‫- معلومه، اسمت بهت میاد.

01:14:22.101 --> 01:14:25.021
‫هر کی با استاد «علی اسکندریه‌ای» دشمنی کنه
‫باید نادون باشه.

01:14:27.181 --> 01:14:31.061
‫فکر می‌کنی اینایی که باهاتن
‫می‌تونن از پس «غشیم» بربیان؟

01:14:32.501 --> 01:14:36.541
‫برید عقب مردا.
‫من تنهایی از پست برمیام، بدون مردام.

01:14:37.781 --> 01:14:40.861
‫نشونت می‌دم چطور مردات با
‫زبونشون خیابون رو تمیز می‌کنن.

01:14:40.941 --> 01:14:43.861
‫تا برن پیش استاد «علی اسکندریه‌ای»
‫و با التماس عذرخواهی کنن.

01:14:43.941 --> 01:14:46.501
‫- خوارت می‌کنم!

01:14:46.581 --> 01:14:49.661
‫حالا که اصول و رسوم فایده نداره،
‫باید با دستای خودم بزنمت!

01:15:17.461 --> 01:15:19.341
‫خودتو خسته نکن عزیزم.

01:15:29.301 --> 01:15:31.381
‫و به خودت می‌گی «غشیم».

01:15:32.501 --> 01:15:35.341
‫تا از امروز همه بدونن
‫که «اسکندریه» یه رئیس داره.

01:15:36.581 --> 01:15:38.221
‫«بکر اسکندریه‌ای».

01:15:55.381 --> 01:15:58.741
‫شربت رو به استاد «علی»
‫و استاد «جابر» و استاد «یونس» بده.

01:15:58.821 --> 01:16:01.821
‫- مبارک باشه «بکر».
‫- بابا نمی‌خوای شربت بخوری؟

01:16:01.901 --> 01:16:06.261
‫چرا که نه؟ این شربت به خاطر پسرمه،
‫حتی اگه زهر هم باشه می‌خورم.

01:16:06.341 --> 01:16:08.821
‫این چه حرفیه؟ جونم فدات!

01:16:08.901 --> 01:16:11.301
‫این جشن رو گرفتم که تو برقصی.

01:16:11.381 --> 01:16:14.381
‫- خودت برقص، تو ماهری.
‫- می‌دونی بابا من رقص دوست ندارم.

01:16:14.461 --> 01:16:16.621
‫اشکالی نداره، این دفعه به خاطر خودت برقص.

01:16:22.461 --> 01:16:25.501
‫ببخشید استاد. اشتباه کردیم
‫و خطا از همه سر می‌زنه.

01:16:25.581 --> 01:16:30.261
‫تو رو به «اسکندریه» که دوستش داری و به
‫خاطرش فانوس ساختن قسم می‌دم ما رو ببخش...

01:16:30.861 --> 01:16:34.421
‫بخشیدمت پسرم، خدا گذشته رو ببخشه.
‫برو به کارت برس.

01:16:34.501 --> 01:16:37.901
‫منو ببخشید آقا «بکر»، یه
‫لغزش بود و تکرار نمی‌شه.

01:16:39.061 --> 01:16:41.101
‫اشکالی نداره، ولی از این به بعد مواظب باش.

01:16:43.861 --> 01:16:45.461
‫بریم «ذکی».

01:16:45.541 --> 01:16:47.781
‫این «بکر» واقعاً با شرفه.

01:16:47.861 --> 01:16:51.221
‫سال‌های غربت نه اصل و
‫نسبشو یادش رفت نه انتقام باباشو.

01:16:51.301 --> 01:16:55.221
‫انتقام من؟ اون داره به مردم
‫زور می‌گه استاد «جابر».

01:16:55.781 --> 01:16:57.541
‫می‌خواد به مردم پیام بده
‫که اون رئیسه و همه‌کاره‌ست.

01:17:06.221 --> 01:17:07.621
‫اشکالی نداره.

01:17:10.541 --> 01:17:14.421
‫- این دو تا رو بذار برای من بابا.
‫- اینا کوچیکن و مناسب توئن.

01:17:20.421 --> 01:17:25.141
‫- تا پیر بشی بهت یاد می‌دم پسر.
‫- برقص استاد!

01:18:25.381 --> 01:18:27.621
‫از فکری که تو سرته منصرف شو «بکر».

01:18:28.101 --> 01:18:29.821
‫- نمی‌تونی انجامش بدی.
‫- می‌تونم بابا.

01:18:29.901 --> 01:18:32.381
‫بو و مزه «اسکندریه» عوض نمی‌شه.

01:18:32.981 --> 01:18:36.581
‫تو تاریخش حک شده،
‫اگه عوضش کنی فقط ظاهرشو عوض کردی.

01:18:36.661 --> 01:18:39.261
‫بوش بد شده و مزه‌ش گند می‌ده.

01:18:39.341 --> 01:18:42.461
‫اونایی که خریدیشون، مگه بو نمی‌دن؟

01:18:42.541 --> 01:18:46.181
‫مواظب باش پسرم، اونایی
‫که با پول یا قدرت می‌خریشون،

01:18:46.661 --> 01:18:50.621
‫اولین کسایی هستن که بهت حمله می‌کنن
‫وقتی پول و قدرتت رو از دست بدی.

01:18:51.381 --> 01:18:54.341
‫- برو استراحت کن، خسته شدی.
‫- خسته نشدم بابا.

01:18:54.421 --> 01:18:57.061
‫هر کاری از دستم برمیاد!

01:19:49.741 --> 01:19:51.981
‫مگه بهت نگفتم این کار بی‌فایده‌ت رو
‫ول کن و بیا پیش من کار کن؟

01:19:52.061 --> 01:19:56.221
‫تو چه کاری می‌خوای من انجام بدم «بکر»؟
‫خبر کردن کارگرا یا ترخیص گمرکی؟

01:19:56.301 --> 01:19:58.101
‫یا می‌خوای که من کامیون برونم؟

01:19:58.181 --> 01:20:01.061
‫نه، تو کاری که توش تخصص داری، باستان‌شناسی.

01:20:01.621 --> 01:20:04.621
‫- موزه‌ی خصوصی باز کنم؟
‫- نه، یه شرکت گردشگری.

01:20:04.701 --> 01:20:07.901
‫دفتر مرکزیش اینجا می‌شه،
‫با شعبه‌هایی تو پاریس و رُم و کل اروپا.

01:20:07.981 --> 01:20:10.501
‫من کارمو دوست دارم و یه
‫هدفی دارم که می‌خوام بهش برسم.

01:20:11.501 --> 01:20:15.581
‫چه فایده‌ای داره نگه داشتن این مکان؟
‫فقط مغازه‌ی تو منظره رو خراب کرده.

01:20:15.661 --> 01:20:19.741
‫- نمی‌فهمم چرا نمی‌خوای بفروشی؟
‫- خیلی بهت گفتم بکر، ولی تو نمی‌فهمی.

01:20:19.821 --> 01:20:22.141
‫چطور به خاطر بوی بابات
‫پیشنهاد منو رد می‌کنی؟

01:20:22.221 --> 01:20:24.301
‫صد سال هم صبر کنی هیچکس
‫با این قیمت ازت نمی‌خره.

01:20:24.381 --> 01:20:28.661
‫من به پول نیازی ندارم بکر، تنها چیزی که
‫نیاز دارم بوی بابامه، این برام خیلی می‌ارزه.

01:20:28.741 --> 01:20:33.941
‫زندگی انتخابه، تو وقتی پولدار شدی انتخاب
‫کردی که زندگی خودت و بابات رو عوض کنی.

01:20:34.021 --> 01:20:37.781
‫حس می‌کنم بکر، چیزی که تحریکت می‌کنه انتقام
‫از باباته. چرا انقدر ازش عصبانی هستی؟

01:20:38.341 --> 01:20:42.301
‫وقتی بابات زدت داشت تربیتت می‌کرد، چرا
‫نمی‌خوای بهش حق بدی؟ راستش تو مقصر بودی.

01:20:42.381 --> 01:20:44.901
‫مقصر بودم وقتی سال‌ها سعی کردم
‫باهاش ارتباط برقرار کنم و جوابمو نداد؟

01:20:44.981 --> 01:20:47.021
‫مقصر بودم وقتی براش
‫نامه فرستادم و نخوندشون؟

01:20:47.101 --> 01:20:50.341
‫تماس‌ها و نامه‌هات هیچوقت
‫به دست بابات نرسید.

01:20:50.421 --> 01:20:52.461
‫- چی داری میگی؟

01:20:53.021 --> 01:20:55.541
‫حرف بزن! چطور نامه‌ها نرسید؟

01:20:56.901 --> 01:21:00.021
‫منظورم اینه که نامه‌های زیادی می‌رسید،
‫حتماً نامه‌های تو بینشون گم شده.

01:21:00.101 --> 01:21:03.181
‫بعد از اینکه زبونت به
‫حقیقت لغزید داری دروغ میگی.

01:21:03.261 --> 01:21:05.061
‫از مصری‌ها یاد گرفتی چطور طفره بری النا.

01:21:05.981 --> 01:21:10.341
‫منظورم اینه که شاید یکی پاره‌شون می‌کرده
‫تا بابات ناراحت نشه.

01:21:12.261 --> 01:21:13.461
‫حقیقت رو به روش خودم می‌فهمم.

01:21:15.861 --> 01:21:19.781
‫چطور شک می‌کنی آقا بکر؟ آره، یونس
‫بود که هر ارتباطی بین شما رو قطع کرد.

01:21:19.861 --> 01:21:24.381
‫استاد یونس با پستچی توافق کرد که هر نامه‌ای
‫که برای حاج علی یا خانم قمر میاد رو بهش بده.

01:21:24.461 --> 01:21:26.701
‫چند بار دیدم که هر دفعه نامه می‌آورد
‫بهش پول می‌داد.

01:21:26.781 --> 01:21:29.461
‫و به ما دستور داد که فقط
‫خودش به تلفن مغازه جواب بده،

01:21:29.541 --> 01:21:31.901
‫تا اگه آقا بکر زنگ زد فقط خودش جواب بده.

01:21:41.261 --> 01:21:42.341
‫چی می‌خوای بکر؟

01:21:42.421 --> 01:21:45.341
‫بشین و راحت باش استاد یونس،
‫یا می‌خوای ایستاده باهات حرف بزنیم؟

01:21:47.421 --> 01:21:50.621
‫- این مرد رو می‌شناسی؟ پستچیه.
‫- می‌شناسمش.

01:21:50.701 --> 01:21:52.741
‫خوبه، یه‌کم وقت صرفه‌جویی شد.

01:21:52.821 --> 01:21:55.101
‫پول توافقی رو به این مرد بده.

01:21:55.181 --> 01:21:56.981
‫- بفرمایید آقا.
‫- ممنون آقا.

01:21:57.581 --> 01:22:00.141
‫بشین استاد یونس، راحت باش داداش.

01:22:01.341 --> 01:22:03.061
‫60 تا نامه پسر عمو.

01:22:03.141 --> 01:22:08.021
‫شمردمشون و حفظشون کردم و هر کلمه و حرفی که
‫برای بابام و قمر نوشتم رو حفظ کردم.

01:22:08.101 --> 01:22:12.701
‫- و هر وقت ازت درباره‌ش پرسیدم یونس...
‫- هر وقت نامه‌ت رو می‌دادم بیشتر ناراحت می‌شد.

01:22:12.781 --> 01:22:14.821
‫وقتی برگردی باهاش آشتی
‫کن، مگه حاجی گم می‌شه؟

01:22:14.901 --> 01:22:20.421
‫معلوم شد که استاد یونس بوده که نامه‌ها رو پاره
‫می‌کرده و می‌سوزونده بعد از اینکه با پستچی توافق کرده.

01:22:20.501 --> 01:22:23.261
‫و یه نقشه کشیدی که شماره تلفن قمر
‫رو عوض کنی، حتی حساب فیسبوکش رو!

01:22:23.341 --> 01:22:26.341
‫حساب فیسبوکم کار نمی‌کنه،
‫نمی‌دونم چرا.

01:22:28.141 --> 01:22:29.781
‫درستش می‌کنم برات. یه‌کم زمان می‌خواد.

01:22:30.421 --> 01:22:33.061
‫قسم می‌خورم خودش بود که تو فیسبوک
‫جواب می‌داد بکر.

01:22:33.141 --> 01:22:36.661
‫و هر وقت یه اکانت جدید می‌ساختم
‫بلاکم می‌کرد.

01:22:36.741 --> 01:22:39.541
‫تا اینکه باهاش ازدواج کردی
‫و مجبورش کردی حسابش رو ببنده.

01:22:39.621 --> 01:22:44.341
‫همه راه‌ها رو روم بستی. منو 20 سال بردی عقب
‫به زمانی که نامه می‌فرستادن.

01:22:44.821 --> 01:22:48.861
‫نذاشتی بتونم جوابی ازش بشنوم.

01:22:48.941 --> 01:22:53.581
‫- و هر وقت ازت پرسیدم چی شده یونس.
‫- می‌دونی که ناراحته بکر.

01:22:53.661 --> 01:22:55.861
‫هر وقت اسمت میاد بیشتر
‫ناراحت می‌شه، چیکار کنم؟

01:22:55.941 --> 01:22:59.101
‫قمر کجا می‌خواد بره؟
‫وقتی برگردی سر جاش پیداش می‌کنی.

01:22:59.181 --> 01:23:01.101
‫- اشتباه بود بکر.
‫- چی؟

01:23:01.181 --> 01:23:04.221
‫- اشتباه بود.
‫- همه این نقشه‌ها و مکرها اشتباه بود؟

01:23:04.781 --> 01:23:07.141
‫یا داشتی نقشه می‌کشیدی
‫که روی همه‌چیز مسلط بشی؟

01:23:07.221 --> 01:23:09.061
‫- من چیزی نگرفتم بکر.
‫- قمر رو گرفتی.

01:23:09.141 --> 01:23:10.901
‫- با رضایت خودش، مجبورش نکردم.
‫- چرا مجبورش کردی.

01:23:10.981 --> 01:23:14.021
‫از نبودن من و مرگ پدرش حاج مرسی،
‫و نگرانی بابام براش سوءاستفاده کردی

01:23:14.101 --> 01:23:17.541
‫و مثل مار دورش چرخیدی
‫تا جایی که راهی براش نموند جز تو،

01:23:17.621 --> 01:23:20.781
‫- پس الان نگو مجبورش نکردی.
‫- آره، مجبورش نکردم.

01:23:20.861 --> 01:23:24.181
‫همیشه منو می‌خواست، تو بودی که گولش زدی.

01:23:24.261 --> 01:23:27.661
‫باهاش بازی کردی و از پسر حاجی بودنت
‫و لباس و ظاهر شیکت سوءاستفاده کردی.

01:23:27.741 --> 01:23:31.301
‫کسی که باباش کلی پول بهش می‌ده،
‫اما من یتیم بدبختی که بهش ترحم می‌کنن.

01:23:31.381 --> 01:23:33.141
‫منو تو چشمش کوچیک کردی و دزدیدیش.

01:23:33.221 --> 01:23:36.381
‫و وقتی رفتی،
‫مردی رو شناخت که کنارش احساس امنیت می‌کنه.

01:23:36.461 --> 01:23:39.821
‫مردی که هر زنی به تلاشش افتخار می‌کنه.

01:23:39.901 --> 01:23:43.421
‫اینجوری خودت رو قانع می‌کنی،
‫دزد خودش رو دزد نمی‌بینه.

01:23:43.501 --> 01:23:45.941
‫چیزی که به زور گرفتی با رضایت پس می‌دی.

01:23:46.021 --> 01:23:47.061
‫- چی رو پس بدم؟
‫- قمر رو!

01:23:47.141 --> 01:23:49.101
‫- دیوونه شدی؟
‫- نه دیوونه نشدم.

01:23:49.181 --> 01:23:51.261
‫ولی دیگه نه عقلی برام مونده
‫که بفهمه نه قلبی که رحم کنه.

01:23:51.341 --> 01:23:53.781
‫به خدا قسم ولت نمی‌کنم!

01:23:53.861 --> 01:23:56.661
‫- طلاقش میدی چه بخوای چه نخوای!
‫- طلاقش نمیدم بکر!

01:24:01.661 --> 01:24:02.941
‫عالیه.

01:24:04.021 --> 01:24:06.101
‫- خوبه. بیا....

01:24:06.821 --> 01:24:12.221
‫ازت خواستم چیزی که به زور گرفتی با
‫رضایت پس بدی اما قبول نکردی و شجاع شدی.

01:24:12.301 --> 01:24:15.301
‫نظرت چیه که چیزی که به
‫زور گرفتی به زور پس بدی؟

01:24:29.941 --> 01:24:33.021
‫- کمک حاجی، بکر داره یونس رو می‌زنه.
‫- چی؟

01:24:33.861 --> 01:24:35.061
‫برو کنار.

01:24:47.621 --> 01:24:50.341
‫گناه داره! چرا می‌زنیش؟

01:24:57.461 --> 01:24:58.821
‫چرا کارش رو ازم مخفی کردی بابا؟

01:24:59.621 --> 01:25:03.061
‫- انقدر نگرانشی؟
‫- نگران توام، نگران کاری که ممکنه باهاش بکنی.

01:25:04.181 --> 01:25:06.901
‫اما خودش، برام مهم نیست.

01:25:07.861 --> 01:25:10.941
‫- و قلبم تا آخر عمر نمی‌بخشدش.
‫- یا خدا.

01:25:11.021 --> 01:25:15.021
‫تو گذشته یه‌کم پول ازت گرفتم
‫و بهت گفتم پسش میدم،

01:25:15.101 --> 01:25:20.621
‫مثل سگ بیرونم کردی.
‫اما اون که پسرت رو ازت گرفت، فقط نمی‌بخشیش.

01:25:20.701 --> 01:25:25.941
‫نزدیش یا بیرونش نکردی، اما منو زدی
‫و بیرونم کردی و مثل سگ تحقیرم کردی.

01:25:26.021 --> 01:25:30.101
‫و شیطان واقعی رو کنار خودت نگه داشتی، که با
‫مغزت بازی کنه و هر روز بیشتر ازم دورت کنه.

01:25:30.621 --> 01:25:31.901
‫من اونی‌ام که نمی‌بخشمت بابا.

01:25:57.981 --> 01:25:58.981
‫بکر.

01:26:03.181 --> 01:26:05.981
‫- روزای قدیم برگشته قمر.
‫- می‌خوام باهات حرف بزنم، بیا.

01:26:06.061 --> 01:26:07.541
‫به روی چشم، بفرما.

01:26:07.621 --> 01:26:09.661
‫ببخشید، بیا اینجا.

01:26:09.741 --> 01:26:11.621
‫باهات حرف نمی‌زنم مگه تو قایق.

01:26:11.701 --> 01:26:13.461
‫من بهت بدی نکردم بکر.

01:26:13.541 --> 01:26:16.221
‫- پنج سال منتظرت موندم.
‫- منم ده سال منتظرت موندم.

01:26:16.301 --> 01:26:18.061
‫ده سال شب و روز.

01:26:18.141 --> 01:26:22.501
‫صرف کردم و سخت کار کردم تا پولدار برگردم
‫و جبران سال‌هایی که منتظر موندی رو بکنم.

01:26:22.581 --> 01:26:26.261
‫به هیچی فکر نمی‌کردم و هیچی آرومم نمی‌کرد جز
‫صدای قمر و اشک‌هایی که تو چشماش جمع می‌شد.

01:26:26.341 --> 01:26:28.021
‫وقتی بهم می‌گفت منتظرم می‌مونه.

01:26:28.101 --> 01:26:32.261
‫و پنج سال دوم رو تو عذاب و آتیش گذروندم
‫بعد از اینکه خبر ازدواجتون رو شنیدم.

01:26:34.701 --> 01:26:38.781
‫- ولی الان من متأهلم و پسر و شوهرم رو دوست دارم.
‫- قبول دارم که متأهلی و بچه داری،

01:26:38.861 --> 01:26:40.141
‫ولی شوهرت رو دوست نداری.

01:26:40.221 --> 01:26:42.101
‫- ول کن دستمو، می‌شکونیش!
‫- پس نگو دوستش داری!

01:26:42.181 --> 01:26:44.941
‫نمی‌گم، ولی قلبم همونه که بود.

01:26:45.021 --> 01:26:47.501
‫- و چی تو قلبته قمر؟
‫- پسرم و شوهرم.

01:26:48.421 --> 01:26:50.581
‫می‌خوام من و پسرم و شوهرم
‫با آرامش زندگی کنیم بکر.

01:26:51.381 --> 01:26:54.621
‫و اگه بخوای که بریم و کل اسکندریه
‫رو ول کنیم این کار رو می‌کنیم.

01:26:54.701 --> 01:26:57.301
‫و میریم هر جایی.

01:26:57.381 --> 01:26:59.101
‫چی شد که چیزی که بینمون
‫بود برات بی‌ارزش شد؟

01:26:59.181 --> 01:27:01.701
‫حتی بعد از اینکه فهمیدی یونس
‫چیکار کرد تا بینمون جدایی بندازه؟

01:27:02.421 --> 01:27:06.381
‫- جدایی دست خداست. این سرنوشت ماست.
‫- این حرف آدم ضعیفه.

01:27:06.461 --> 01:27:08.621
‫ما اختیار هیچی رو نداریم بکر.

01:27:20.861 --> 01:27:23.741
‫- بهم قول دادی بکر.
‫- قول دادم.

01:27:23.821 --> 01:27:25.901
‫ولی قسم نخوردی، قسم بخور.

01:27:25.981 --> 01:27:28.541
‫برو پی کارت قمر.

01:27:28.621 --> 01:27:30.421
‫اگه یونس بفهمه خیلی ازت عصبانی می‌شه.

01:27:30.501 --> 01:27:34.021
‫- از عشق به اون می‌خواستی بری؟
‫- خودت رو گول می‌زنی قمر.

01:27:34.101 --> 01:27:37.861
‫آره، از عشق به اون می‌خواستم برم.
‫من دوست صمیمیت‌ام و خوب می‌شناسمت.

01:27:37.941 --> 01:27:40.101
‫- هنوز بکر رو دوست داری.
‫- معلومه که نه!

01:27:42.021 --> 01:27:45.061
‫هنوز دوستش دارم. و خیلی دلم براش تنگ شده.

01:27:46.141 --> 01:27:47.821
‫و نمی‌تونم فراموشش کنم.

01:27:48.581 --> 01:27:50.661
‫حتی قبل از اینکه بفهمم یونس چیکار کرده.

01:27:51.941 --> 01:27:56.261
‫ولی بعد از اینکه فهمیدم چیکار کرده،
‫فهمیدم چقدر احمق بودم و گول خوردم.

01:27:56.341 --> 01:27:59.141
‫داری با آتیش بازی می‌کنی
‫قمر. مبادا این کار رو بکنی.

01:27:59.221 --> 01:28:00.461
‫نگران نباش.

01:28:01.221 --> 01:28:02.781
‫من اونی نیستم که بین مردها مشکل درست کنه.

01:28:04.461 --> 01:28:07.501
‫از عشق بهش،
‫اسمش رو گذاشتم رو قایق.

01:28:07.581 --> 01:28:10.021
‫و همونطور که تو جوونی سر قمر دعوا کردن،

01:28:10.101 --> 01:28:12.341
‫تو بچگی سر قایق دعوا کردن.

01:28:12.421 --> 01:28:15.501
‫- چیکار کنم جابر؟
‫- حسابی کتکش زد.

01:28:15.581 --> 01:28:17.661
‫بیشتر از این چیکار می‌خواد باهاش بکنه؟

01:28:17.741 --> 01:28:20.181
‫آروم نمی‌شه، کینه داره
‫از یونس و ولش نمی‌کنه.

01:28:20.261 --> 01:28:22.501
‫حقیقت رو بگو پیرمرد،

01:28:22.581 --> 01:28:27.101
‫تو ناراحتی چون از وقتی بکر برگشته،
‫زندگیت عوض شده،

01:28:27.181 --> 01:28:31.061
‫- و نمی‌ذاره جلوی مغازه با دوستات بشینی.
‫- آره.

01:28:31.781 --> 01:28:33.781
‫انکار نمی‌کنم که ناراحتم.

01:28:33.861 --> 01:28:36.021
‫دیگه زندگی شیرینی نداره جابر.

01:28:36.541 --> 01:28:38.701
‫سعی می‌کنم باهاش رو در رو
‫بشم و بهش بگم که شکست می‌خوره،

01:28:39.181 --> 01:28:41.061
‫ولی می‌دونم که شکست نخورده.

01:28:41.621 --> 01:28:42.941
‫کی باورش می‌شه جابر؟

01:28:43.541 --> 01:28:48.941
‫همه شغل خودشون و پدراشون رو ول کردن،
‫و شدن کارگر اون، زندگی‌مون کجا رفت؟

01:28:49.021 --> 01:28:53.021
‫غیرت و مردونگی. و شیرینی تلاش تو کار.

01:28:53.781 --> 01:28:56.261
‫می‌تونیم دوباره همه اینا رو برگردونیم؟

01:28:57.381 --> 01:29:00.221
‫داستانش رو فهمیدم، یه
‫روز قبل از تو رسیده مصر.

01:29:00.301 --> 01:29:02.821
‫ایتالیاییه، تو آپارتمان زندگی می‌کنه نه
‫هتل، و از وقتی رسیده با کسی ملاقات نکرده.

01:29:02.901 --> 01:29:05.581
‫- یعنی جامون رو پیدا کردن.
‫- امیدوارم به خیر بگذره.

01:29:05.661 --> 01:29:08.621
‫قوی باش، می‌دونستیم یه
‫روزی همچین روزی میاد.

01:29:08.701 --> 01:29:12.341
‫- صبح چه خبره؟

01:29:19.341 --> 01:29:21.221
‫کجا دارین با وسایلتون میرین جابر؟

01:29:22.381 --> 01:29:23.541
‫جوابمو بده!

01:29:25.541 --> 01:29:26.901
‫مغازه رو به بکر فروختم.

01:29:28.381 --> 01:29:31.021
‫- به جمع کردن وسایل ادامه بده فجر.
‫- چشم بابا.

01:29:31.101 --> 01:29:34.101
‫من... میرم دریا.

01:29:36.421 --> 01:29:39.741
‫حتی تو جابر. چه حیف.

01:29:40.301 --> 01:29:46.101
‫فقط تو بودی که با بکر در افتادی و
‫خواسته‌ش رو رد کردی. عجب شخصیت قوی‌ای!

01:29:47.261 --> 01:29:50.781
‫بابات فجر، آخرین مردیه که بکر لهش می‌کنه.

01:29:50.861 --> 01:29:53.541
‫و تو آینده براش کارگری می‌کنه.

01:29:53.621 --> 01:29:58.581
‫مگه چیه حاج علی؟ نه خرید و فروش
‫می‌کنیم، اونم داره سعی می‌کنه نون دربیاره.

01:29:58.661 --> 01:30:01.381
‫یعنی باید شغل خودش و اجدادش رو
‫ول کنه و دلال بشه؟

01:30:01.461 --> 01:30:03.221
‫- دلال؟
‫- پس چی؟

01:30:03.301 --> 01:30:06.301
‫بکر چیکارست؟ یه دلال و
‫اونایی که باهاش کار می‌کنن دلالن.

01:30:06.381 --> 01:30:10.181
‫بکر تنها پسرته. باید خوشحال باشی
‫هر چی بزرگ‌تر و قوی‌تر می‌شه.

01:30:10.261 --> 01:30:13.661
‫درسته پسرمه، ولی مثل من اسکندریه‌ای نیست.

01:30:13.741 --> 01:30:16.901
‫- چی ازش می‌خوای؟
‫- این سوال اشتباهه خانم.

01:30:17.421 --> 01:30:21.381
‫سوال درست اینه که، اون چی از من می‌خواد؟

01:30:23.821 --> 01:30:25.781
‫- بیداری یونس؟
‫- آره.

01:30:25.861 --> 01:30:27.621
‫- چرا نخوابیدی؟
‫- خوابم نمی‌بره.

01:30:27.701 --> 01:30:30.501
‫- به چی فکر می‌کنی؟
‫- می‌دونی به چی فکر می‌کنم.

01:30:30.581 --> 01:30:33.821
‫- بهت گفتم توکل کن به خدا.
‫- تو خواب با کی حرف می‌زدی قمر؟

01:30:33.901 --> 01:30:36.421
‫- منظورت چیه؟
‫- تو خواب داشتی با بکر حرف می‌زدی.

01:30:36.501 --> 01:30:38.621
‫- همچین چیزی نبود!
‫- بود، خودم شنیدم.

01:30:38.701 --> 01:30:40.141
‫قسم می‌خورم که همچین چیزی نبود.

01:30:41.501 --> 01:30:43.581
‫- این موقع شب کیه؟
‫- نمی‌دونم.

01:30:52.261 --> 01:30:53.821
‫ترسوندیمون بکر، چی شده؟

01:30:54.301 --> 01:30:58.461
‫- می‌خوام یه چیزی بهت بگم.
‫- چه چیزی؟ نمی‌تونی تا صبح صبر کنی؟

01:30:58.541 --> 01:31:01.861
‫معلومه بکر مسته یونس.
‫خواهش می‌کنم، برو ما آبروریزی نمی‌خوایم.

01:31:01.941 --> 01:31:05.301
‫- برو تو قمر.
‫- تا بکر نره و تو هم باهام نیای نمیرم تو.

01:31:05.381 --> 01:31:08.301
‫- چی می‌خوای بکر؟
‫- می‌خوام از اینجا بری یونس.

01:31:08.821 --> 01:31:10.741
‫هر چقدر پول بخوای بهت میدم.

01:31:10.821 --> 01:31:16.421
‫هر مبلغی که بری قاهره یا سوئز یا اسماعیلیه
‫یه مغازه باز کنی و مثل پادشاه زندگی کنی.

01:31:16.501 --> 01:31:18.861
‫- اگه قبول کنم؟
‫- صبح پول رو بهت میدم.

01:31:18.941 --> 01:31:22.901
‫برو لباس‌هامون رو جمع کن قمر، منم از بکر
‫پول می‌گیرم و اینجا رو براش خالی می‌کنم.

01:31:22.981 --> 01:31:25.141
‫تنها، چون باید قمر رو طلاق بدی.

01:31:25.221 --> 01:31:27.581
‫غلط کردی! این قرارمون بود؟

01:31:27.661 --> 01:31:29.101
‫چه قراری؟ کی با هم قرار گذاشتین؟

01:31:29.181 --> 01:31:33.301
‫رفتم ازش خواهش کنم که بذاره به حال خودمون باشیم،
‫وگرنه باهات میرم و اسکندریه رو براش میذاریم.

01:31:33.381 --> 01:31:34.781
‫- بدون اینکه من بدونم رفتی دیدنش؟
‫- اشتباه کردم!

01:31:34.861 --> 01:31:40.141
‫اگه بخوای بزنیش دستت رو می‌شکنم،
‫و اگه این کار رو بکنی مثل قبل می‌زنمت.

01:31:40.221 --> 01:31:41.781
‫- قمر زن منه بکر.
‫- نه برای من.

01:31:41.861 --> 01:31:44.501
‫اگه نری جیغ می‌زنم و مردم رو خبر می‌کنم!

01:31:45.541 --> 01:31:46.661
‫عیبه بکر.

01:31:47.421 --> 01:31:49.021
‫جلوی پسر دعوا نکنین.

01:31:51.941 --> 01:31:53.461
‫فقط به خاطر پسرت علی می‌ذارم بری.

01:31:54.061 --> 01:31:56.861
‫ولی باید طلاقش بدی یونس.

01:31:56.941 --> 01:31:58.781
‫چی آوردت اینجا پسر؟

01:31:58.861 --> 01:32:02.741
‫قسم می‌خورم اگه یه بار دیگه
‫بیای اینجا خونت رو می‌ریزم.

01:32:02.821 --> 01:32:03.981
‫برو.

01:32:06.861 --> 01:32:08.061
‫ببخشید.

01:32:10.341 --> 01:32:13.621
‫می‌خوام مردی که تعقیبمون می‌کنه رو بکشم.

01:32:13.701 --> 01:32:15.901
‫ولی نمی‌دونیم از طرف مارکوئه یا نه.

01:32:15.981 --> 01:32:19.381
‫میاریمش اینجا و مجبورش می‌کنیم به همه‌چی
‫اعتراف کنه، اگه از اونا باشه می‌کشیمش.

01:32:19.461 --> 01:32:22.021
‫- باشه.
‫- و یه چیز دیگه هم ازت می‌خوام،

01:32:22.101 --> 01:32:24.661
‫- می‌خوام یونس رو دست بسته بیاری.
‫- برای چی می‌خوایش؟

01:32:26.261 --> 01:32:29.741
‫این پول رو بگیر و از اسکندریه برو
‫و قمر رو طلاق بده.

01:32:29.821 --> 01:32:33.221
‫- وقتت رو تلف نکن بکر.
‫- این تویی که داری وقت تلف می‌کنی پسر عمو،

01:32:33.301 --> 01:32:35.141
‫چون کاری که بهت میگم رو انجام نمیدی.

01:32:35.981 --> 01:32:39.781
‫مردا پسرت رو می‌برن یه گشتی لب دریا،
‫تو هم بعدش میری.

01:32:40.381 --> 01:32:44.061
‫- و بعدش با قمر ازدواج می‌کنم.
‫- قمر بعد کاری که می‌کنی راضی می‌شه؟

01:32:44.141 --> 01:32:45.581
‫کی بهش میگه؟

01:32:46.381 --> 01:32:50.261
‫حتی اگه شک هم بکنه، شکش مانع من نمی‌شه.

01:32:51.461 --> 01:32:55.261
‫و من بهش وقت لازم رو میدم،
‫تا دوباره برگرده پیشم.

01:32:55.341 --> 01:32:59.021
‫تو که می‌دونی کی رو دوست
‫داره یونس. خوب فکر کن.

01:33:01.661 --> 01:33:03.901
‫به موضوع فکر کردی یونس؟

01:33:05.221 --> 01:33:08.741
‫کمکت می‌کنم فکر کنی،
‫چون انگار خوب منو نمی‌شناسی.

01:33:12.021 --> 01:33:17.381
‫این مرد خوش‌تیپ رو می‌بینی؟
‫یه باند فرستادنش که کارام رو زیر نظر بگیره.

01:33:18.501 --> 01:33:22.141
‫احمق‌هایی مثل تو، نمی‌دونن با کی طرفن.

01:33:32.661 --> 01:33:37.581
‫فردا با کارت شناساییت میرم قمر رو طلاق میدم،
‫و برگه طلاق رو می‌گیرم تا قباله صادر بشه.

01:33:38.101 --> 01:33:40.101
‫با اون میرم پیش قمر و
‫وقتی پیششی بهت زنگ می‌زنم.

01:33:40.181 --> 01:33:42.301
‫و تو بهش میگی که طلاقش دادی و رفتی.

01:33:42.381 --> 01:33:45.621
‫و بحر میره پسرت رو از مهد کودک می‌گیره
‫بعد از اینکه مادرش باهاش خداحافظی کنه.

01:33:46.461 --> 01:33:49.101
‫میاد پیشت که باهاش خداحافظی
‫کنی و بهش بگی داری مسافرت میری.

01:33:49.181 --> 01:33:52.421
‫و اگه پسر از حرفات چیزی بفهمه،

01:33:52.501 --> 01:33:54.341
‫نه تو برمی‌گردی نه پسر.

01:33:54.421 --> 01:33:57.861
‫و هر کاری که بخوام
‫می‌کنم، ولی بدون تو و پسرت.

01:33:57.941 --> 01:33:59.621
‫و بهش میگم که پسر رو با خودت بردی.

01:33:59.701 --> 01:34:03.501
‫ولی اگه حرفم رو گوش
‫کنی و کاری که گفتم رو بکنی،

01:34:04.301 --> 01:34:05.661
‫پسر رو برمی‌گردونم پیش مادرش،

01:34:06.901 --> 01:34:08.381
‫و تو راه خودت رو می‌ری.

01:34:09.381 --> 01:34:10.701
‫باشه پسر عمو؟

01:34:11.221 --> 01:34:12.381
‫بگو باشه.

01:34:14.541 --> 01:34:15.741
‫باشه.

01:34:30.981 --> 01:34:33.701
‫همه جا دنبالش گشتیم.

01:34:33.781 --> 01:34:36.221
‫رفتم خونه خاله‌ها و دایی‌هاش و دوستاش،

01:34:36.301 --> 01:34:39.381
‫کلانتری‌ها و بیمارستان‌ها،
‫هیچ اثری ازش نیست.

01:34:39.941 --> 01:34:43.781
‫یونس کجاست حاج علی؟
‫چطور می‌تونی اینقدر آروم بشینی؟

01:34:43.861 --> 01:34:47.461
‫فراموشش کردی؟ مگه سال‌ها غم مغازه رو نخورد؟

01:34:47.541 --> 01:34:50.501
‫- اینه جوابش؟
‫- عیبه قمر، این درست نیست.

01:34:50.581 --> 01:34:53.701
‫- کسی که نیست حتماً دلیلی داره.
‫- ولش کن جابر بذار هر چی می‌خواد بگه.

01:34:53.781 --> 01:34:55.461
‫حق داره هر چی می‌خواد بگه.

01:34:58.261 --> 01:35:00.981
‫- همه‌چی تموم شد.
‫- عاقد قبول نکرد؟

01:35:01.061 --> 01:35:03.381
‫چرا قبول نکنه؟ قباله درسته
‫و کارت شناساییش اصله.

01:35:04.181 --> 01:35:05.581
‫بریم آقایون.

01:35:08.221 --> 01:35:11.461
‫چی شده قمر؟ چرا صدات بلنده؟

01:35:11.541 --> 01:35:15.461
‫صدای بلند؟ هنوز صدای بلندم رو نشنیدی.
‫الان نشونت میدم.

01:35:15.541 --> 01:35:19.541
‫- شوهر من کجاست، بابای بچه‌م؟
‫- شوهرت ولت کرد، در ازای پول طلاقت داد.

01:35:19.621 --> 01:35:22.421
‫- پول رو انتخاب کرد و رفت.
‫- قمر با پول خریده نمی‌شه.

01:35:22.501 --> 01:35:25.141
‫- قباله طلاق رو با پست برات می‌فرسته.
‫- دروغ میگی!

01:35:25.221 --> 01:35:27.781
‫- شما حاضر بودید؟
‫- بله، حاضر بودیم آقا بکر.

01:35:27.861 --> 01:35:29.501
‫- بهش بگید.
‫- همینطوره خانم قمر.

01:35:29.581 --> 01:35:33.261
‫استاد یونس پول رو گرفت،
‫و جلوی ما طلاق بی‌برگشت دادت.

01:35:33.341 --> 01:35:35.661
‫و بهمون گفت که می‌خواد مسافرت بره
‫و قباله طلاق رو با پست می‌فرسته.

01:35:35.741 --> 01:35:37.541
‫و این گواهی عاقده که طلاقت داده.

01:35:44.341 --> 01:35:48.341
‫باور نمی‌کنم، اگه می‌خواست این
‫کار رو بکنه جلوی خودم می‌کرد.

01:35:48.421 --> 01:35:52.261
‫نمی‌خواست برگرده خونه،
‫بهش گفتم بگیم تو بیای قبول نکرد.

01:35:52.341 --> 01:35:54.981
‫حاج علی چی؟ اونم قبول نکرد.

01:35:55.061 --> 01:35:56.661
‫گفت جرئت نمی‌کنه جلوی شما طلاقت بده.

01:35:57.221 --> 01:35:59.821
‫با این حال، گوشی رو بده به من.

01:36:12.701 --> 01:36:14.541
‫یادت نره اسلحه رو پسرت نشونه رفته.

01:36:17.461 --> 01:36:19.741
‫- سلام یونس.
‫- یونس!

01:36:20.261 --> 01:36:25.101
‫- منو به پول فروختی؟
‫- آره قمر، علی پیش منه و برمی‌گرده پیشت.

01:36:35.821 --> 01:36:37.701
‫این حرف‌ها رو باور می‌کنی عمو علی؟

01:36:37.781 --> 01:36:40.781
‫- گولش رو خوردی؟
‫- چطور گولش رو بخورم دخترم؟

01:36:40.861 --> 01:36:43.541
‫همه‌مون شنیدیم چی گفت.

01:36:44.861 --> 01:36:47.661
‫- برگرد خونه‌ت قمر.
‫- به زور نمی‌تونی منو بگیری بکر.

01:36:47.741 --> 01:36:49.061
‫برگرد خونه‌ت!

01:36:53.501 --> 01:36:54.501
‫علی کجاست؟

01:36:55.901 --> 01:36:58.541
‫- داره میاد اینجا بابا.
‫- چیکار کردی با پسر عموت بکر؟

01:36:58.621 --> 01:37:02.421
‫همونطور که شنیدی بابا، یه مبلغ زیاد گرفت.

01:37:02.501 --> 01:37:07.341
‫پست فطرته، تو اینو می‌دونی. اگه پست
‫فطرت نبود همه این کارها رو با ما نمی‌کرد.

01:37:08.821 --> 01:37:11.381
‫اینجوری انتقامم رو ازت گرفتم یونس.

01:37:11.461 --> 01:37:14.221
‫نگران نباش، مراقب پسرت هستم،
‫بعد یه مدت می‌ذارم بیای ببینیش.

01:37:14.301 --> 01:37:16.901
‫ولی قسم به عشقم به قمر،

01:37:16.981 --> 01:37:20.021
‫اگه بدون اجازه من پات
‫رو بذاری تو این منطقه،

01:37:20.101 --> 01:37:23.021
‫یا سعی کنی به قمر بگی چی شده،

01:37:23.101 --> 01:37:25.221
‫کاری که قبلاً درباره‌ش حرف زدیم رو می‌کنم.

01:37:25.301 --> 01:37:27.341
‫حتی اگه کار به جایی
‫برسه که با قمر ازدواج نکنم.

01:37:27.421 --> 01:37:31.021
‫مهم اینه که دیگه برنگرده پیش تو. فهمیدی؟

01:37:33.181 --> 01:37:35.701
‫- فهمیدم بکر.
‫- حتماً یه خبری هست.

01:37:36.301 --> 01:37:38.461
‫حتماً بکر یونس رو ترسونده و تهدیدش کرده.

01:37:39.261 --> 01:37:42.701
‫برگرد خونه‌ت دخترم. برو.

01:37:43.981 --> 01:37:46.741
‫- با چی تهدیدش کرده؟
‫- تموم شد جابر.

01:37:47.381 --> 01:37:48.621
‫تموم شد.

01:37:50.421 --> 01:37:51.901
‫منو ببخش مرسی.

01:37:54.101 --> 01:37:55.421
‫منو ببخش داداش.

01:37:56.461 --> 01:37:57.661
‫به امان خدا.

01:38:00.341 --> 01:38:01.581
‫به امان خدا.

01:38:03.301 --> 01:38:04.701
‫چه دردی.

01:38:05.301 --> 01:38:06.821
‫زمونه شکستت داد حاجی.

01:38:07.501 --> 01:38:10.341
‫زمونه نه پسرم، یه باد خارجی.

01:38:11.261 --> 01:38:13.221
‫اومده تا همه رو تو مسیرش شکست بده.

01:38:14.061 --> 01:38:16.061
‫و همه‌مون رو انداخت زمین.

01:38:16.141 --> 01:38:18.061
‫خدا رحمتت کنه بدریه.

01:38:19.061 --> 01:38:21.981
‫اگه زنده بودی پسرت
‫این کار رو با من نمی‌کرد.

01:38:22.061 --> 01:38:24.981
‫مرده‌ها مشکلت رو حل نمی‌کنن اسکندریه‌ای.

01:38:25.061 --> 01:38:29.261
‫- منظورت چیه جابر؟
‫- پسرت مواد مخدر بین جوونای انفوشی پخش می‌کنه.

01:38:29.341 --> 01:38:31.861
‫خراب کردن خونه‌ها
‫و مغازه‌هایی که از کار افتادن بس نبود،

01:38:31.941 --> 01:38:35.301
‫و استادکارهایی که ورشکست شدن
‫و رفتن پیشش کارگری و چماق‌داری،

01:38:35.381 --> 01:38:38.901
‫بلکه بدتر از اون داره با مغز
‫جوونا و بچه‌ها بازی می‌کنه.

01:38:39.501 --> 01:38:41.101
‫کارش به اینجا رسیده؟

01:38:41.661 --> 01:38:43.981
‫فکر می‌کردم آدم عاقلی‌ام،

01:38:44.581 --> 01:38:49.621
‫و همه‌ش به خودم می‌بالیدم که هیچکس
‫نمی‌تونه زندگی‌ای که دوست دارم رو خراب کنه.

01:38:50.621 --> 01:38:53.101
‫و حالا جلوی پسرم ضعیف و ناتوانم.

01:38:53.821 --> 01:38:57.501
‫پسری که داره گوشتم رو می‌خوره
‫و مثل موریانه استخونام رو می‌جوه.

01:39:02.661 --> 01:39:04.221
‫امشب همه‌چی باید تموم بشه ذکی.

01:39:04.941 --> 01:39:06.701
‫بذارش برای فردا، خیلی هروئین زدی!

01:39:06.781 --> 01:39:10.301
‫- بالاخره حق به حقدار می‌رسه قمر.
‫- من از وقتی باهاش ازدواج کردم مال یونسم.

01:39:10.381 --> 01:39:15.741
‫نیومدم درباره گذشته حرف بزنم
‫و دوباره بهت بگم که اون تو رو از من دزدید.

01:39:15.821 --> 01:39:20.301
‫- یونس طلاقت داد، یکی که میشنوه فکر می‌کنه دوستش داری.
‫- اون شوهرمه.

01:39:20.981 --> 01:39:23.541
‫من از روزی که به دنیا
‫اومدی شوهرت و مردت بودم!

01:39:24.301 --> 01:39:26.101
‫اگه سینه‌ت رو بشکافی منو توش پیدا می‌کنی!

01:39:27.541 --> 01:39:28.941
‫به چشمام نگاه کن.

01:39:35.941 --> 01:39:40.181
‫نگاه کردم، امیدوارم تو هم بتونی
‫به چشمام نگاه کنی.

01:39:42.861 --> 01:39:44.461
‫به هیچکس جز تو نگاه نکردم.

01:39:45.061 --> 01:39:46.621
‫و یک لحظه هم از چشمام دور نشدی.

01:39:48.221 --> 01:39:49.661
‫تو چشمام چی می‌بینی؟

01:39:50.741 --> 01:39:52.061
‫تصویر خودم رو.

01:39:53.741 --> 01:39:55.381
‫بکر فقط تو چشمات نیست.

01:39:56.341 --> 01:39:58.581
‫بکر تو عقل و قلب و خونته.

01:39:59.661 --> 01:40:00.981
‫یونس رو نمی‌بینی؟

01:40:06.181 --> 01:40:08.541
‫مگه بهت نگفتم نیا اینجا؟

01:40:08.621 --> 01:40:11.261
‫و چطور راهش دادی تو خونه؟

01:40:11.341 --> 01:40:13.901
‫جلوی من راه بیفت. بجنب!

01:40:17.021 --> 01:40:18.621
‫برگرد همونجایی که اومدی.

01:40:18.701 --> 01:40:22.341
‫خودت رو بنداز تو دریا یا سوار هر قایقی شو
‫که از کل اسکندریه دورت کنه.

01:40:22.421 --> 01:40:23.821
‫اون دوران تموم شد بابا.

01:40:23.901 --> 01:40:26.781
‫برگشتم که بمونم و هر چی
‫ازش محرومم کردی رو بگیرم.

01:40:26.861 --> 01:40:29.501
‫- همه‌چی مال من می‌شه.
‫- اون وقتی که من بمیرم عزیزم.

01:40:29.581 --> 01:40:31.141
‫استراحت کن حاج علی.

01:40:31.701 --> 01:40:35.861
‫استراحت کن و دیگه غصه نخور،
‫برگرد به رقص با چاقوها تو عروسی.

01:40:36.461 --> 01:40:38.381
‫دنیا رو بسپار به کسی که
‫می‌تونه توش زندگی کنه.

01:40:38.461 --> 01:40:40.021
‫تنها کاری که می‌تونی بکنی تماشاشه.

01:41:01.981 --> 01:41:03.301
‫چته علی؟

01:41:04.581 --> 01:41:06.261
‫دوران تو تموم شده؟

01:41:08.501 --> 01:41:09.661
‫کیه؟

01:41:11.101 --> 01:41:13.341
‫- کیه؟
‫- منم بکر.

01:41:16.661 --> 01:41:19.981
‫- مقبوله کجاست؟
‫- از اذان عشا خوابیده.

01:41:20.061 --> 01:41:21.701
‫چرا این موقع شب اومدی بکر؟

01:41:23.541 --> 01:41:27.781
‫باور می‌کنی اگه بگم جایی پیدا نکردم
‫که کسی ازم متنفر نباشه جز اینجا؟

01:41:27.861 --> 01:41:30.701
‫- برات قهوه درست می‌کنم از مستی دربیای.
‫- بشین.

01:41:30.781 --> 01:41:31.861
‫بشین.

01:41:32.621 --> 01:41:35.301
‫بعد از اینکه یونس ده سال
‫منو از بابام محروم کرد،

01:41:35.381 --> 01:41:38.341
‫- به نظر میاد نمی‌خواد بمونم.
‫- نگرانته بکر.

01:41:38.421 --> 01:41:41.341
‫و فکر می‌کنه داری تو یه راه بی‌فایده
‫که از اول باختی می‌جنگی.

01:41:41.421 --> 01:41:45.221
‫قمر باهات ازدواج نمی‌کنه، و اتفاقی که با یونس افتاد
‫همیشه بین تو و اون مانع می‌مونه. فراموشش کن بکر.

01:41:45.301 --> 01:41:47.941
‫- و نگو که نمی‌تونی.
‫- پس چرا تو منو فراموش نکردی؟

01:41:49.461 --> 01:41:51.261
‫چون از بچگی عاشقت بودم.

01:41:51.861 --> 01:41:54.781
‫و نخواستم هیچ مرد دیگه‌ای جز تو رو ببینم.

01:41:54.861 --> 01:41:57.941
‫تو برام مثل برادری، و من تو
‫رو فقط خواهر کوچیکم می‌بینم.

01:41:58.021 --> 01:42:00.821
‫- داری توهم می‌زنی.
‫- من توهم نمی‌زنم بکر.

01:42:00.901 --> 01:42:04.821
‫این تویی که توهم می‌زنی قمر هنوز دوستت داره،
‫و می‌خواد برگرده پیشت و باهات ازدواج کنه.

01:42:04.901 --> 01:42:08.661
‫و این به خاطر عشق نیست، چون غرورت رو جریحه‌دار
‫می‌کنه که یه مرد دیگه رو به تو ترجیح میده.

01:42:08.741 --> 01:42:12.901
‫و اگه برگردی و ببینی که التماست می‌کنه که
‫طلاقش رو از یونس بگیری تا باهات ازدواج کنه،

01:42:12.981 --> 01:42:17.021
‫ردش می‌کردی و می‌گفتی
‫که زن یکی دیگه رو نمی‌گیری.

01:42:18.941 --> 01:42:21.701
‫و بذار یه چیز دیگه هم بهت بگم،
‫اگه برگردی و ببینی بهت اهمیت نمیدم

01:42:21.781 --> 01:42:23.821
‫هر کاری می‌کنی که عاشقت بشم.

01:42:24.421 --> 01:42:27.341
‫چون نباید دختری باشه که بهت اهمیت نده.

01:42:27.421 --> 01:42:28.941
‫تو احمق و خودخواهی بکر!

01:42:46.661 --> 01:42:48.381
‫منو ببخش.

01:42:49.861 --> 01:42:51.581
‫منو ببخش و ناراحت نشو ازم.

01:43:06.381 --> 01:43:08.181
‫داری چیکار می‌کنی بکر؟

01:43:09.581 --> 01:43:11.661
‫تو مستی بکر، برو عقب!

01:43:32.701 --> 01:43:34.181
‫چی شده؟

01:43:36.981 --> 01:43:38.301
‫این چیه؟

01:43:39.501 --> 01:43:41.021
‫کی بیدار شدی؟

01:43:45.261 --> 01:43:48.941
‫وای بر من!

01:43:52.501 --> 01:43:54.221
‫منو ببخش حاجی.

01:43:54.301 --> 01:43:56.661
‫می‌تونی راز نگه‌دار باشی مقبوله؟

01:43:56.741 --> 01:43:59.421
‫- تا وقتی بمیرم.
‫- منو ببخش عزیزم.

01:44:01.141 --> 01:44:03.301
‫امانت پدرت رو حفظ نکردم.

01:44:05.461 --> 01:44:08.661
‫بعد از یه مدت کوتاه،
‫امانت گردن تو می‌افته.

01:44:09.221 --> 01:44:13.101
‫- گلی که یادش می‌کنی.
‫- له شد یورگو.

01:44:14.861 --> 01:44:15.981
‫منو ببخش.

01:44:18.861 --> 01:44:20.141
‫ممنون پسرم.

01:44:34.421 --> 01:44:36.701
‫سلام بابا. بیا تو.

01:44:41.661 --> 01:44:44.021
‫می‌خوام برات توضیح
‫بدم چی شد، به خودم نبودم.

01:44:44.101 --> 01:44:46.381
‫مست بودم، هروئین زده بودم.

01:44:46.461 --> 01:44:49.261
‫خیلی زیاد مصرف کردم.
‫بیدار شدم یادم نبود چرا رفتم اونجا.

01:44:49.341 --> 01:44:51.301
‫- باهاش ازدواج می‌کنی بکر.
‫- نمی‌تونم این کار رو بکنم.

01:44:51.381 --> 01:44:54.221
‫نمی‌تونم بابا،
‫بهت گفتم که به خودم نبودم.

01:44:54.301 --> 01:44:58.181
‫و مجبورش نکردم به هیچی،
‫اول مقاومت کرد بعد خودش خواست.

01:44:58.261 --> 01:45:01.381
‫فکر می‌کردم مثل هر خارجی دیگه‌ای،
‫غیرممکنه تو این سن باکره باشه.

01:45:01.461 --> 01:45:04.421
‫هیچوقت تو بوکس روت شرط نبستم،

01:45:04.501 --> 01:45:08.581
‫ولی الان، روی آخرین
‫امیدم به اخلاقت شرط می‌بندم.

01:45:08.661 --> 01:45:11.501
‫اخلاقی که بکر قدیمی نجیب داشت.

01:45:11.581 --> 01:45:15.061
‫می‌دونم که زندگی لکه‌دارت کرده همونطور
‫که خیلی چیزای اطرافمون رو لکه‌دار کرده.

01:45:15.141 --> 01:45:20.061
‫مبادا خودت رو تسلیم کثافت زندگی کنی،
‫چون وقتی بخوای دوباره پاک بشی نمی‌تونی.

01:45:20.141 --> 01:45:21.781
‫و بقیه عمرت رو کثیف می‌مونی.

01:45:21.861 --> 01:45:23.141
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

01:45:25.381 --> 01:45:27.661
‫برام مهم نیست به خودت بودی یا نه،
‫باید باهاش ازدواج کنی.

01:45:27.741 --> 01:45:32.061
‫- باید آبروداریش کنیم.
‫- آبروداری؟ اون دوره گذشت.

01:45:32.141 --> 01:45:34.381
‫دیگه کسی به این حرف‌ها اهمیت نمیده،
‫شده یه چیز عادی.

01:45:34.461 --> 01:45:36.261
‫برای تو اینطوره!

01:45:36.821 --> 01:45:38.341
‫تو و بی‌شرف‌هایی مثل خودت!

01:45:38.941 --> 01:45:42.541
‫ولی تو انفوشی
‫و تو اسکندریه‌ای که من می‌شناسم،

01:45:42.621 --> 01:45:43.901
‫واسه حرفی که می‌زنی آدم می‌کشن.

01:45:44.621 --> 01:45:46.541
‫به خودت بودی بکر.

01:45:46.621 --> 01:45:48.901
‫و می‌دونی که تنها کسی بود
‫که مغازه پدرش رو بهت نفروخت.

01:45:48.981 --> 01:45:52.381
‫نتونستی مثل بقیه روش مسلط بشی.

01:45:53.061 --> 01:45:56.141
‫این دختر مسئولیتشه با
‫منه. و امانته گردن من.

01:45:56.221 --> 01:45:58.141
‫- باید اشتباهت رو درست کنی.
‫- گوش کن بکر.

01:45:58.701 --> 01:46:01.421
‫هر کی رو پدرت خوشش
‫می‌اومد باهاش ازدواج می‌کرد.

01:46:01.501 --> 01:46:04.461
‫منظورم اینه که هیچوقت با هیچ زنی
‫رابطه جنسی بدون ازدواج نداشت.

01:46:04.541 --> 01:46:07.661
‫و حالا تو نمیای که آبروی پاکش رو ببری.

01:46:07.741 --> 01:46:09.301
‫به تو چه ربطی داره؟ برو تو!

01:46:09.901 --> 01:46:11.181
‫برو تو مقبوله.

01:46:13.021 --> 01:46:14.301
‫خوب فکر کن بکر.

01:46:14.981 --> 01:46:16.901
‫چون جوابت همه‌چیز رو مشخص می‌کنه.

01:46:17.381 --> 01:46:18.501
‫و اگه قبول نکنی،

01:46:19.181 --> 01:46:23.541
‫قسم می‌خورم که زندگی‌ای که داری رو
‫نابود می‌کنم.

01:46:24.261 --> 01:46:25.981
‫و می‌بینیم کی پیروز می‌شه بکر.

01:46:34.821 --> 01:46:36.781
‫خوب خوابیدی
‫یا به قهوه نیاز داری؟

01:46:36.861 --> 01:46:39.341
‫تو کی هستی؟ چطور اومدی اینجا؟

01:46:39.421 --> 01:46:43.141
‫مهم نیست.
‫باید کیفی که دزدیدی رو برگردونی.

01:46:43.221 --> 01:46:46.581
‫قوانین مارکوس رو می‌دونی،
‫و هیچ استثنایی برات قائل نمی‌شه.

01:46:46.661 --> 01:46:50.821
‫الماس‌ها رو برگردون
‫وگرنه تو و خانواده‌ت رو تعقیب می‌کنیم.

01:46:50.901 --> 01:46:52.981
‫به مارکو بگو
‫که قوانین جدیدی هست.

01:46:53.701 --> 01:46:54.981
‫قوانین بکر.

01:46:55.061 --> 01:46:58.461
‫نزدیک بود بمیرم وقتی از همه اونایی
‫که بهش خیانت کردن محافظتش می‌کردم.

01:46:58.541 --> 01:46:59.941
‫این قیمتشه.

01:47:00.021 --> 01:47:03.741
‫باشه، این انتخاب خودته.
‫24 ساعت وقت داری که با مارکو تماس بگیری.

01:47:03.821 --> 01:47:06.661
‫و بعد از اون، دیگه دست من نیست.

01:47:07.661 --> 01:47:08.901
‫خداحافظ.

01:47:27.661 --> 01:47:30.901
‫این چطور اتفاق افتاد؟
‫و چرا هنوز دزدگیر رو فعال نکردیم؟

01:47:30.981 --> 01:47:32.341
‫مهندس رو آوردم ولی نتونست نصبش کنه.

01:47:32.421 --> 01:47:35.741
‫چطور؟ فردا با بزرگترین شرکت
‫برای نصب این دستگاه قرارداد ببند.

01:47:35.821 --> 01:47:38.541
‫و نگهبانی رو تقویت کن،
‫و شما، بیشتر تمرکز کنید!

01:47:39.501 --> 01:47:41.941
‫چت شده؟ این سومین باره
‫که داری بالا میاری!

01:47:45.301 --> 01:47:46.701
‫وای بر من!

01:47:47.461 --> 01:47:48.741
‫یعنی این...؟

01:48:00.141 --> 01:48:01.221
‫بکر!

01:48:04.781 --> 01:48:06.021
‫حالت چطوره بابا؟

01:48:06.901 --> 01:48:08.821
‫- بیا تو.
‫- بیا، کارت دارم.

01:48:08.901 --> 01:48:11.021
‫- بیا تو.
‫- بیا، کارت دارم!

01:48:16.061 --> 01:48:18.661
‫جای فکر کردن نیست، دختره حامله‌ست.

01:48:19.181 --> 01:48:21.421
‫و فردا انشاالله باهاش ازدواج می‌کنی.

01:49:09.901 --> 01:49:11.501
‫ورودی‌ها رو محافظت کنید!

01:49:30.901 --> 01:49:33.181
‫به نظر میاد هیچکس
‫زنده از اینجا بیرون نمیره.

01:51:40.261 --> 01:51:41.581
‫بکر.

01:51:42.101 --> 01:51:43.901
‫خدا رو شکر، حالت خوبه؟

01:51:43.981 --> 01:51:45.741
‫من خوبم.

01:51:50.261 --> 01:51:53.621
‫ذکی!

01:51:57.341 --> 01:51:58.741
‫اینجوری دینم رو بهت ادا کردم.

01:51:59.461 --> 01:52:01.661
‫یه بار تو از مرگ نجاتم
‫دادی، یه بار من تو رو.

01:52:03.181 --> 01:52:04.941
‫ولی تو نجاتم دادی و نمردی.

01:52:06.381 --> 01:52:08.421
‫و من نجاتت دادم ولی
‫به نظر میاد دارم می‌میرم.

01:52:09.221 --> 01:52:11.381
‫نمیر ذکی!

01:52:12.501 --> 01:52:14.261
‫به جز تو کسی رو ندارم.

01:52:15.341 --> 01:52:16.141
‫وایستا!

01:52:17.581 --> 01:52:18.941
‫داستان ما تموم شد رفیق.

01:52:20.501 --> 01:52:22.301
‫تموم شد.

01:52:23.101 --> 01:52:25.901
‫ذکی!

01:52:36.101 --> 01:52:38.501
‫وایسید!

01:52:40.181 --> 01:52:41.941
‫شما با بکر اسکندریه‌ای هستید!

01:52:45.141 --> 01:52:47.621
‫- کجا میره؟
‫- به نظر میاد داره میره زیرزمین.

01:52:47.701 --> 01:52:51.581
‫- تو این زیرزمین چی هست؟
‫- هیچکس نمی‌دونه، هیچکس جز خودش نمیره توش.

01:52:52.341 --> 01:52:56.381
‫پول‌های تو این کیف رو بردارید
‫و مساوی بین خودتون تقسیم کنید.

01:52:56.461 --> 01:52:59.461
‫و کارت شناسایی کسایی که مردن
‫رو بردار و آدرسشون رو پیدا کن،

01:52:59.541 --> 01:53:02.541
‫و این پول رو مساوی بین
‫خانواده‌هاشون تقسیم کن.

01:53:02.621 --> 01:53:05.781
‫و قبل از اینکه پلیس بیاد غیب شید.
‫من میرم با بابام خداحافظی کنم و برم.

01:53:05.861 --> 01:53:07.581
‫مراقب خودتون باشید.

01:54:28.941 --> 01:54:30.141
‫باشه.

01:54:30.901 --> 01:54:33.261
‫- کیه؟
‫- باز کن قمر، منم بکر.

01:54:33.341 --> 01:54:36.021
‫- چی می‌خوای بکر؟
‫- یه‌کم باهات حرف می‌زنم و میرم.

01:54:36.101 --> 01:54:39.341
‫- بذار برای صبح.
‫- باز کن وگرنه در رو می‌شکنم و آبروریزی می‌کنم!

01:54:39.421 --> 01:54:43.261
‫- چته بکر؟ چی شده؟

01:54:44.381 --> 01:54:46.461
‫اومدم بگم حق با تو بود قمر.

01:54:47.581 --> 01:54:50.461
‫این سرنوشت ماست. من دارم میرم.

01:54:50.981 --> 01:54:52.741
‫- اگه می‌خوای...
‫- مواظب باش بکر!

01:54:54.301 --> 01:54:56.381
‫برو کنار یونس، ولش کن!

01:54:56.461 --> 01:54:57.861
‫- ولش کن یونس!
‫- برو کنار قمر!

01:55:03.301 --> 01:55:05.301
‫کمک!

01:55:06.661 --> 01:55:09.101
‫ولش کن یونس! ولش کن بکر!

01:55:09.181 --> 01:55:11.501
‫ولش کن بکر! ولش کن یونس!

01:55:12.061 --> 01:55:14.341
‫- همدیگه رو ول کنید!
‫- برو کنار دختر! ولش کن پسر!

01:55:14.421 --> 01:55:17.821
‫ولش کن پسر! می‌خواین همدیگه رو بکشید؟

01:55:17.901 --> 01:55:19.381
‫- ولش کن!...

01:55:26.661 --> 01:55:27.941
‫یونس!

01:55:28.661 --> 01:55:30.461
‫- چاقو رو بنداز پسر!
‫- نمیندازم بابا!

01:55:31.301 --> 01:55:34.061
‫چاقو رو بنداز، مگه کاری
‫که می‌خواستی رو نکردی؟

01:55:34.141 --> 01:55:36.181
‫- بذار بکشمش بابا!
‫- چاقو رو بنداز پسر!

01:55:36.261 --> 01:55:38.501
‫- نمیندازم.
‫- چاقو رو بنداز بکر!

01:55:41.101 --> 01:55:42.901
‫- نمیندازم.

01:56:08.021 --> 01:56:09.341
‫بزرگ شدی.

01:56:11.181 --> 01:56:13.021
‫علی اسکندریه‌ای بزرگ شد.

01:56:13.821 --> 01:56:16.821
‫کاش وقتی این رو بهم گفتی باور می‌کردم بکر.

01:56:18.541 --> 01:56:20.501
‫از حرفم تعجب نکن پسرم.

01:56:22.861 --> 01:56:28.501
‫می‌خواستم چاقو رو تو قلبت فرو کنم
‫تا از تو و شرت خلاص بشم ولی اشتباه کردم.

01:56:29.341 --> 01:56:31.781
‫اشتباه کردم و تو قلب خودم فرو کردم.

01:56:33.181 --> 01:56:35.221
‫چون تو قلب منی بکر.

01:56:36.661 --> 01:56:38.381
‫تو قلب منی پسرم.

01:56:41.461 --> 01:56:45.981
‫منتظرت بودم، و گفتم میای و
‫میراثت رو می‌گیری و بزرگش می‌کنی.

01:56:46.901 --> 01:56:49.781
‫ولی خرابش کردی و با خودش
‫آدم‌ها رو هم خراب کردی.

01:56:50.941 --> 01:56:55.981
‫نمی‌دونستم وقتی برگردی خودت رو به
‫دردسر میندازی و منو هم باهات میندازی.

01:56:56.781 --> 01:56:58.181
‫ولی همه‌چی تموم شد.

01:56:59.501 --> 01:57:01.021
‫این پایانه.

01:57:01.101 --> 01:57:03.461
‫و پدرت هم باهاش تموم شد.

01:57:04.741 --> 01:57:05.861
‫همه‌چی تموم شد.

01:57:06.581 --> 01:57:07.581
‫نه بابا.

01:57:09.581 --> 01:57:11.501
‫کار اسکندریه‌ای هنوز تموم نشده.

01:57:17.301 --> 01:57:18.941
‫این عقدنامه ازدواج من با ایلیناست.

01:57:21.301 --> 01:57:23.101
‫دو تا شاهد امضاش کردن.

01:57:23.181 --> 01:57:25.701
‫اومدم قبل از رفتنم بهت بدمش.

01:57:25.781 --> 01:57:27.981
‫چون وقت ندارم باهاش عقد کنم.

01:57:32.901 --> 01:57:34.101
‫منو ببخش بابا.

01:57:35.341 --> 01:57:37.101
‫نتونستم مثل تو باشم.

01:57:41.421 --> 01:57:43.341
‫چاقو رو محکم بگیر بابا.

01:57:46.301 --> 01:57:48.061
‫محکم بگیرش چون من نمی‌تونم بگیرمش.

01:57:51.301 --> 01:57:53.101
‫چون یه چیزه، نه دو روی یه چیز.

02:02:01.181 --> 02:02:05.661
‫بامابین، تنها پلتفرم دانلود و تماشای آنلاین فیلم‌ها و سریال‌های نایاب با زیرنویس فارسی!
‫.:: Bamabin.Com ::.

02:02:05.685 --> 02:02:12.785
‫..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::..
‫.:: Telegram: @BamabinOfficial ::.
‫.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.
