WEBVTT

00:10.000 --> 00:19.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:19.030 --> 00:23.530
‫« مقر نیروی دریایی آمریکا، سان‌فرانسیسکو »

00:25.777 --> 00:29.363
‫- نقشه چیه؟
‫- اگر بگم فقط گیجت می‌کنه

00:29.405 --> 00:32.158
‫ببین، دیگه بیشتر از این که نمی‌تونم گیج بشم

00:32.199 --> 00:35.036
‫استیو، ترجیح میدم جای دفاع ازت
‫محاکمه‌ت کنم

00:35.078 --> 00:37.830
‫- چرا؟
‫- چون بنظرم بدجوری گناهکاری

00:37.872 --> 00:40.083
‫خب پس، شاید بهتر باشه
‫یه وکیل دیگه پیدا کنم

00:40.124 --> 00:43.252
‫خب، منم چندان مشتاق نیستم
‫نیروی دریایی رو تحت فشار قرار بدم

00:43.294 --> 00:46.130
‫- چرا؟ از مقامات می‌ترسی؟
‫- بدتر

00:46.172 --> 00:47.882
احترام سرم میشه

00:47.924 --> 00:49.884
‫می‌دونی، گاهی فکر می‌کنم
‫نیروی دریایی یه طرح فراگیره

00:49.926 --> 00:52.762
‫که توسط نابغه‌ها طراحی شده
‫تا توسط احمق‌ها اجرا بشه

00:52.804 --> 00:55.306
‫- اینو از کجا شنیدی؟
‫- نمی‌تونم از خودم گفته باشم؟

00:55.348 --> 00:57.433
‫می‌تونستی نطق گتیسبورگ رو هم از خودت
‫ درآورده باشی. از کجا شنیدیش؟

00:57.475 --> 00:59.727
‫- یکی از جملات "تام کیفر"ـه
‫- آها

00:59.769 --> 01:01.562
‫- تامس کیفر. دوست رمان‌نویست
‫- آره

01:01.604 --> 01:03.898
‫- باهوش‌ترین فرد کشتیه
‫- آره باهوشه، استیو

01:03.940 --> 01:05.733
‫از تمام کارهای "کوییگ" باخبره

01:06.359 --> 01:08.111
‫مطمئنم هست

01:11.350 --> 01:15.350
‫« دادگـاه نـظـامـی شـورش کـیـن »

01:16.786 --> 01:20.039
‫وکیل محاکمه
اتهام و جزئیاتش رو بیان می‌کنه

01:20.832 --> 01:23.126
‫اتهام اول، شورش

01:23.167 --> 01:26.754
‫تخطی از ماده‌ی 94
‫آیین‌نامه‌ی انضباطی نیروهای مسلح

01:26.796 --> 01:29.549
‫جزئیات: ناوبان استیون ماریک

01:29.590 --> 01:33.469
‫درحال انجام وظیفه به عنوان افسر اجرایی
‫بر روی "یو‌اس‌اس کین"

01:33.511 --> 01:38.224
‫در تاریخ 18 دسامبر 2022
‫اقدام به شورش کرد

01:38.266 --> 01:41.936
‫ناوبان ماریک عامداً
‫و بدون اختیارات لازم

01:41.978 --> 01:44.397
‫و بدون دلیل موجه

01:44.438 --> 01:47.316
‫ناوسروان فیلیپ فرانسیس کوییگ رو
‫از پست خود برکنار کرد

01:47.358 --> 01:50.153
‫که در اون زمان به عنوان
‫افسر فرمانده یو‌اس‌اس کین

01:50.194 --> 01:51.528
‫خدمت می‌کرده

01:51.570 --> 01:54.323
‫و به‌صورت قانونی
درحال انجام وظیفه بوده

01:55.199 --> 01:56.617
‫چه ادعایی دارید؟

01:57.201 --> 01:58.369
‫بی‌گناهم

01:58.411 --> 02:00.204
‫تصریح می‌کنیم که ناوبان ماریک

02:00.246 --> 02:02.623
‫در تاریخ 18 دسامبر 2022
‫ به عنوان افسر اجرایی

02:02.665 --> 02:04.375
‫یو‌اس‌اس کین درحال خدمت بوده

02:04.417 --> 02:08.129
‫وکیل محاکمه، می‌تونین
‫اولین شاهدتون رو فرا بخونین

02:09.045 --> 02:11.549
‫ناوسروان کوییگ رو فرا می‌خونم

02:21.642 --> 02:25.104
‫آیا رسماً سوگند یاد می‌کنید
‫که شهادتتون حقیقت

02:25.146 --> 02:27.523
‫تمام حقیقت، و چیزی جز حقیقت نباشد؟

02:27.565 --> 02:29.192
‫بله

02:29.233 --> 02:30.693
‫بفرمایید بشینید

02:36.574 --> 02:38.868
‫نام، درجه و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

02:38.910 --> 02:42.538
‫فیلیپ فرانسیس کوییگ
‫ناوسروان نیروی دریایی ایالات متحده

02:42.580 --> 02:46.375
‫درحال حاضر در مقر ناوگان پنجم خدمت می‌کنم
‫و منتظر انتقالی هستم

02:47.084 --> 02:49.670
‫متهم رو می‌شناسید؟

02:49.711 --> 02:51.631
‫بله

02:51.672 --> 02:54.175
‫ناوبان یکم ماریک، نیروی دریایی ایالات متحده

02:54.217 --> 02:58.596
‫ناوسروان کوییگ، در 18 دسامبر 2022

02:58.638 --> 03:00.514
‫فرمانده‌ یو‌اس‌اس کین بودین؟

03:00.556 --> 03:02.058
‫بله، بودم

03:02.558 --> 03:04.810
‫کین چطور کشتی‌ایه؟

03:04.852 --> 03:09.023
‫خب، عنوان رسمیش "ام‌سی‌ام"ـه
‫کشتی مین‌یاب

03:09.065 --> 03:11.108
‫و وظیفه‌ی اصلیش چیه؟

03:11.150 --> 03:14.528
‫خب، کین طراحی شده
‫که مین‌های دریایی رو پیدا و نابود کنه

03:14.570 --> 03:16.113
‫عملیات‌های مین‌روبی رو

03:16.155 --> 03:18.241
‫در مناطق مختلف خلیج فارس انجام میدیم

03:18.282 --> 03:20.493
‫بخصوص در تنگه‌ی هرمز

03:20.534 --> 03:24.413
‫ناوسروان، در 18 دسامبر 2022

03:24.455 --> 03:26.916
‫آیا از فرماندهی "کین" برکنار شدین؟

03:26.958 --> 03:29.001
‫بله

03:29.043 --> 03:30.503
‫توسط کی؟

03:30.544 --> 03:32.546
‫متهم، ناوبان ماریک

03:32.588 --> 03:35.925
‫آیا تغییر کشیک عادی بود؟

03:35.967 --> 03:38.886
‫نه، کاملاً غیرعادی بود

03:38.928 --> 03:40.763
‫چطور توصیفش می‌کنین؟

03:40.805 --> 03:46.060
‫خب، سخاوتمندانه‌ترین توصیفش اینه که
‫یک حادثه بود

03:46.102 --> 03:48.437
‫حادثه‌ای تاسف‌برانگیز ناشی از فروپاشی

03:48.479 --> 03:51.023
‫موقتی و تمام و کمال انضباط نظامی

03:51.065 --> 03:55.194
‫ناوسروان، لطفاً تمامی نکات
‫این برکناری غیرقانونی رو بیان کنید

03:56.320 --> 03:58.364
‫خیلی‌خب

03:58.406 --> 04:01.784
‫کین در تاریخ 16 دسامبر
‫از بحرین راه افتاد

04:01.826 --> 04:05.496
‫ماموریتمون این بود که از خلیج فارس
‫تا تنگه‌ی هرمز به دنبال مین‌ها بگردیم

04:05.538 --> 04:09.333
‫با از راه رسیدن طوفان
‫عملیات لغو شد

04:09.375 --> 04:11.669
‫و کشتی برای اجتناب از طوفان
‫شروع به حرکت کرد

04:11.711 --> 04:13.921
‫طوفان درحال حرکت به سمت غرب بود

04:13.963 --> 04:16.757
‫تاریخ و ساعت اون تغییر مسیر کی بود؟

04:16.798 --> 04:20.094
‫خب، اوایل صبح هجدهم بود، خانم

04:20.136 --> 04:22.805
‫و همونطور که گفتم، در اون ساعات
‫طوفان بسیار شدید شده بود

04:22.847 --> 04:24.849
‫میدان دید تقریباً به صفر رسیده بود

04:24.890 --> 04:28.227
‫نمی‌تونستیم کشتی‌های دیگه‌ی گروه رو ببینیم

04:28.269 --> 04:31.188
‫داشتیم بدون دید
‫در بارون جلو می‌رفتیم

04:31.230 --> 04:33.024
‫و بخاطر باد و دریا و این‌ها

04:33.065 --> 04:35.151
‫مجبور شدیم از موتورها
‫و سکان‌ها استفاده کنیم

04:35.192 --> 04:37.153
‫که بر طبق مسیر اجتناب از طوفانی
‫که دستور داده بودن پیش بریم

04:37.194 --> 04:39.488
‫ولی داشتیم خوب پیش می‌رفتیم

04:39.530 --> 04:43.159
‫ولی افسر اجراییم، از همون اوایل

04:43.200 --> 04:46.162
‫علائم اضطراب غیرمعمولی رو
‫ از خودش بروز داد

04:46.202 --> 04:48.122
‫چه علائمی بودن؟

04:48.164 --> 04:50.291
‫خب، به عنوان مثال
‫از همون اوایل می‌گفت...

04:50.333 --> 04:54.003
‫بعید می‌دونم بیشتر از نیم ساعت بعد از
‫تغییر مسیر کشتی به سمت جنوب بوده باشه...

04:54.045 --> 04:57.506
‫که باید بصورت مستقل
‫به سمت شمال پیش بریم

04:57.548 --> 04:59.592
‫چرا می‌خواست همچین کاری بکنه؟

04:59.633 --> 05:01.719
‫خب، برای اینکه متوجه شرایط بشین
‫طوفان داشت از سمت شرق بهمون نزدیک می‌شد

05:01.761 --> 05:03.346
‫ما در لبه‌ی غربیش قرار داشتیم

05:03.387 --> 05:06.307
‫که یعنی در جایی که بودیم
‫باد داشت از سمت شمال می‌وزید

05:06.349 --> 05:09.118
‫دریادار داشت هم‌جهت باد
به سمت جنوب می‌رفت

05:09.142 --> 05:10.811
تا از مسیر طوفان خارج بشه

05:10.853 --> 05:14.148
‫که مطابق تمام قواعد مرتبط با طوفان بود

05:14.190 --> 05:16.083
‫ولی افسر اجرایی من اصرار داشت

05:16.107 --> 05:18.444
‫که کشتی‌مون در خطر غرق شدن قرار داره

05:18.486 --> 05:20.446
‫و بهتره خلاف جهت باد پیش بریم

05:20.488 --> 05:23.449
‫که سمت شمال بود
‫تا بتونیم زنده بمونیم

05:23.491 --> 05:27.161
‫البته... وضعیت‌مون اونقدرها هم بد نبود

05:27.203 --> 05:29.246
‫و منظورم از اضطراب همینه

05:29.288 --> 05:31.165
‫چرا با رفتن به سمت شمال مخالف بودین

05:31.207 --> 05:33.125
‫همونطور که افسر اجراییتون پیشنهاد کرده بود؟

05:33.167 --> 05:35.711
‫خب، این ایده از همه‌نظر اشتباه بود

05:35.753 --> 05:38.137
‫خب، اولاً دستور گرفته بودم

05:38.161 --> 05:39.924
‫که به سمت جنوب بریم

05:39.965 --> 05:42.468
‫کشتیم در خطر نبود...

05:42.510 --> 05:44.804
‫عملکردش عادی بود

05:44.845 --> 05:48.641
‫اینکه در اون شرایط بخوایم
‫از گروه خارج بشیم و مستقل عمل کنیم

05:48.682 --> 05:50.184
‫اصلاً قابل‌قبول نیست

05:50.226 --> 05:52.061
‫و رفتن به سمت شمال

05:52.103 --> 05:54.397
‫باعث می‌شد کشتی
‫مستقیماً به سمت مرکز طوفان بره

05:54.438 --> 05:59.360
‫توصیه‌ای غیرمنطقی
‫و در اون شرایط عملاً خودکشی بود

05:59.402 --> 06:02.113
‫از اون زمان
‫تمام تصمیماتم در 18 دسامبر رو

06:02.154 --> 06:04.115
‫با بهترین راهبرهای کشتی
‫که می‌شناسم درمیون گذاشتم

06:04.156 --> 06:06.158
‫تا درجه‌ی دریابان

06:06.200 --> 06:10.579
‫و اجماعاً موافق هستن
‫که تنها مسیر درست در اون شرایط جنوب بوده

06:11.705 --> 06:14.959
‫ناوسروان، جمله‌ی آخرتون شهادت بر مسموعاته

06:15.000 --> 06:16.502
‫اوه، عذر... عذر می‌خوام

06:16.544 --> 06:18.712
‫گمونم اونجور که باید

06:18.754 --> 06:20.297
‫از این تمایزات حقوقی اطلاع ندارم

06:20.339 --> 06:22.800
‫هیچ ایرادی نداره

06:22.842 --> 06:25.928
‫وکیل مدافع درخواست می‌کنه که بخش
‫شهادت بر مسموعات از سوابق خط بخوره؟

06:25.970 --> 06:27.138
‫خیلی‌خب، درخواست می‌کنم

06:27.179 --> 06:29.014
‫لطفاً ادامه بدین

06:29.056 --> 06:32.935
‫خب، اصرار ماریک بر تغییر مسیر

06:32.976 --> 06:36.814
‫با بدتر شدن هوا شدیدتر شد

06:36.856 --> 06:38.941
‫بالاخره وقتی نگران حالش شدم

06:38.983 --> 06:41.068
‫که به سمت من اومد

06:41.110 --> 06:44.572
‫و ناگهان گفت حالم خوش نیست
‫و داره من رو از جایگاهم برکنار می‌کنه

06:44.613 --> 06:47.700
‫حقیقتش رو بخواین
‫باورم نمی‌شد دارم چی می‌شنوم

06:47.741 --> 06:49.785
‫چند لحظه طول کشید تا متوجه بشم

06:49.827 --> 06:52.538
‫وقتی شروع کرد
‫به داد زدن دستوراتش بر سر افسران پل فرماندهی

06:52.580 --> 06:55.458
‫و دستورات من رو لغو کرد

06:55.499 --> 06:59.795
‫تازه فهمیدم قضیه چیه

06:59.837 --> 07:01.547
‫ناوسروان، دلیلی به ذهنتون میاد

07:01.589 --> 07:04.592
‫که افسر اجراییتون رو
‫ به همچین کاری واداشته باشه؟

07:04.633 --> 07:06.552
‫حقیقتش رو بخواین، نه

07:06.594 --> 07:09.472
‫فکر نمی‌کنم ارتباطی با
‫رفتار و برخورد من داشته باشه

07:09.513 --> 07:13.267
‫ببینین... توی اون کشتی
‫اوضاع خیلی وحشتناک بود

07:13.267 --> 07:16.228
‫باد با قدرت 10 تا 12 می‌وزید
‫با صدای گوش‌خراش

07:16.270 --> 07:18.439
‫و امواج به بلندی کوه بودن

07:18.481 --> 07:21.567
‫و فشارسنج به پایین‌تر حد خودش
‫در تاریخ نیروی دریایی آمریکا رسیده بود

07:21.609 --> 07:24.111
‫و بدجوری افتادیم روی "رول"
‫(تاب خوردن عرضی کشتی)

07:24.111 --> 07:25.863
‫و واقعاً هم بد بود
‫(تاب خوردن عرضی کشتی)

07:25.905 --> 07:28.073
‫تجربه‌ی رول‌های زیادی
‫توی شمال اقیانوس اطلس دارم

07:28.115 --> 07:30.075
‫بنظرم ماریک فقط وحشت کرد

07:30.117 --> 07:31.785
‫همم

07:31.827 --> 07:34.580
‫در اون زمان کین در خطر جدی قرار داشت؟

07:34.622 --> 07:37.917
‫خب، نه همچین عقیده‌ای ندارم
‫نه، خانم

07:37.958 --> 07:41.295
‫بنظرم تونستیم به‌خوبی
‫اون رول ناجور رو کنترل کنیم

07:41.337 --> 07:43.536
‫مدام سعی می‌کرد با دستوراتش من رو

07:43.560 --> 07:45.758
‫از پل فرماندهی بیرون کنه، ولی همونجا موندم

07:45.799 --> 07:49.303
‫و دستوراتی بهش دادم
‫که فکر می‌کردم برای امنیت کشتی ضروریه

07:49.345 --> 07:53.015
‫در اون شرایط
‫فکر می‌کردم خطر اصلی

07:53.057 --> 07:56.018
‫ایجاد آشوب بیشتر از طرف ایشون بود

07:56.060 --> 08:00.022
‫و از اونجایی که کین
‫از اون طوفان به سلامت بیرون اومد

08:00.064 --> 08:04.985
‫اونم با وجود رفتار دیوانه‌وار
‫و بی‌سابقه‌ی افسر اجراییم

08:05.027 --> 08:09.532
‫بنظرم نحوه‌ی برخوردم
‫در اون شرایط اضطراری، درست بوده

08:09.573 --> 08:12.701
‫ماریک در زمان برکناری شما
‫هیچ دلیلی برای اختیاراتش ذکر نکرد؟

08:12.743 --> 08:15.079
‫اوه، زیر لب یه چیزی
‫در مورد ماده‌ی 1108 گفت

08:15.120 --> 08:17.122
‫در اون زمان متوجه نشدم

08:17.164 --> 08:20.334
‫بعدها گفت که اختیاراتش در اون شرایط

08:20.375 --> 08:23.796
‫بر اساس ماده‌ی 1108
قوانین نیروی دریایی بوده

08:23.837 --> 08:26.924
‫- و با این مواد آشنایی داشتین؟
‫- معلومه

08:26.966 --> 08:30.010
‫بطور کلی، چه چیزی رو بیان می‌کنن؟

08:30.052 --> 08:33.179
‫خب، تا جایی که اطلاع دارم
‫این امکان رو میدن

08:33.222 --> 08:38.769
‫که در شرایط اضطراری افسر اجرایی،
‫فرمانده رو از جایگاهش برکنار کنه

08:38.811 --> 08:41.981
‫در یک شرایط اضطراری بشدت نامعمول
‫که در اون فرمانده...

08:43.983 --> 08:48.362
‫خب، بخوام صراحتاً بگم
‫وقتی فرمانده کاملاً عقلش رو از دست داده

08:48.404 --> 08:51.156
‫آیا این مواد در اون وضعیت
‫به درستی استفاده شدن؟

08:51.198 --> 08:54.368
‫خب، من یکی از طرفین اون اتفاق هستم

08:54.410 --> 08:56.620
‫ولی نیازی نیست
‫حرف من رو قبول کنین

08:56.662 --> 08:59.456
‫داشتم با موفقیت کشتیم رو
‫از اون طوفان بیرون میاوردم

08:59.498 --> 09:02.251
‫و خوشبختانه، 130 شاهد برای اثباتش دارم

09:02.293 --> 09:04.169
‫تمام افراد اون کشتی

09:04.211 --> 09:06.922
‫ناوسروان، عذر می‌خوام
‫دوباره این‌کارو کردین، قربان

09:06.964 --> 09:09.174
‫دارین در مورد نظر دیگران شهادت میدین

09:09.216 --> 09:11.677
‫خب، مشخصاً کارشناس حقوقی نیستم. عذر می‌خوام

09:11.719 --> 09:14.972
‫جمله‌ی آخر شاهد رو
‫از سوابق خط بزنین

09:15.014 --> 09:17.266
‫تابحال بیماری روانی داشتین، قربان؟

09:17.641 --> 09:19.268
‫نه

09:19.310 --> 09:21.854
‫وقتی آقای ماریک شما رو برکنار کرد
‫ از هر نظر بیمار بودین؟

09:21.895 --> 09:23.814
‫خیر نبودم

09:23.856 --> 09:25.608
‫به افسر اجراییتون
‫در مورد عواقب عملش هشدار دادین؟

09:25.649 --> 09:28.027
‫بهش گفتم داره مرتکب
‫عمل شورش‌آمیزی میشه

09:28.068 --> 09:29.987
‫و چه جوابی داد؟

09:30.029 --> 09:32.031
‫انتظار داشت محاکمه‌ی نظامی بشه

09:32.072 --> 09:34.533
‫با این‌حال می‌خواست
‫کنترل کشتی رو بدست بگیره

09:36.118 --> 09:38.996
‫واکنش افسر عرشه
‫ناوبان سوم گرید کیث چی بود؟

09:39.038 --> 09:42.333
‫کیث هم به اندازه‌ی ماریک وحشت کرده بود

09:42.374 --> 09:43.917
‫برخورد سکان‌دار چی بود؟

09:43.958 --> 09:46.420
‫استیل‌ول از لحاظ احساسی
‫ نامتعادل بود و به دلایلی

09:46.462 --> 09:49.006
‫بشدت سرسپرده‌ی آقای کیث بود

09:49.048 --> 09:50.966
‫جفتشون از ماریک حمایت کردن

09:51.008 --> 09:53.677
‫ناوسروان کوییگ، چیز دیگه‌ای هست
‫که بخواین در رابطه با

09:53.719 --> 09:56.805
‫اتفاقات 18 دسامبر در کشتی کین بیان کنین؟

09:56.847 --> 09:58.807
‫خب، فقط اینکه...

10:00.017 --> 10:02.478
‫بدیهیه که خیلی در مورد این اتفاقات فکر کردم

10:02.519 --> 10:05.230
‫ناگوار‌ترین اتفاق در تمام حرفه‌م بوده

10:05.272 --> 10:08.317
‫تا جایی که اطلاع دارم
‫تنها اتفاق بحث برانگیز حرفه‌م بوده

10:10.694 --> 10:13.072
‫بنظرم اگر افسر عرشه

10:13.113 --> 10:16.241
‫کسی بجز آقای کیث نابخرد

10:16.283 --> 10:18.452
‫و سکان‌دار کسی بجز استیل‌ول بود

10:18.494 --> 10:20.329
‫هیچکدوم از این اتفاقات نمیفتاد

10:20.371 --> 10:25.501
‫هر افسر شایسته‌ای
‫دستورات ماریک رو رد می‌کرد

10:25.542 --> 10:28.128
‫و هر ملوان عادی که پشت سکان بود

10:28.170 --> 10:31.924
‫دستورات هر دو افسر رو نادیده می‌گرفت
‫و از من اطاعت می‌کرد

10:32.883 --> 10:36.345
‫از شانس بد بود
‫که این سه مرد

10:36.387 --> 10:38.931
‫ماریک، کیث و استیل‌ول

10:38.972 --> 10:42.059
‫در همچین زمان بحرانی
‫بر علیه من جمع شدن

10:43.227 --> 10:44.812
‫از شانس بد من بود

10:44.853 --> 10:47.189
‫و متاسفانه از شانس بدتر خودشون بود

10:47.231 --> 10:49.858
‫دادگاه می‌خواد از شاهد سوالی بپرسه

10:51.235 --> 10:53.195
‫ناوسروان کوییگ

10:53.237 --> 10:56.865
‫تمام آزمون‌های فیزیکی و روانی لازم

10:56.907 --> 10:59.660
‫برای ورود به آکادمی، فارغ‌التحصیلی

10:59.702 --> 11:01.453
‫گرفتن درجه، ارتقاء درجه و غیره رو طی کردین؟

11:01.495 --> 11:04.206
‫بله، قربان، 21 سال تمام

11:04.248 --> 11:08.210
‫آیا در سابقه‌ی پزشکی‌تون هرگونه
‫بیماری وجود داره، چه روانی چه فیزیکی؟

11:08.252 --> 11:10.170
‫خیر، قربان، وجود نداره

11:10.212 --> 11:13.257
‫آیا تابحال گزارش صلاحیت غیرقابل قبولی
‫دریافت کردین، ناوسروان کوییگ؟

11:13.298 --> 11:15.118
‫خیر، قربان

11:15.159 --> 11:17.811
‫خب، ناوسروان
‫می‌تونین دلیلی برای نظر ناوبان ماریک

11:17.836 --> 11:19.888
‫مبنی بر عدم ثبات روانی‌تون ذکر کنین؟

11:19.930 --> 11:22.141
‫تنها چیزی که می‌تونم بگم، قربان

11:22.182 --> 11:24.694
‫اینه که فرماندهی کشتی بشدت...

11:24.718 --> 11:27.229
‫بی‌نظم و کثیفی به من داده شد

11:27.271 --> 11:32.151
‫و این بیانگر ایراد افسری
‫که جایگزینش شدم نیست

11:32.192 --> 11:34.570
‫کین ماموریتی یک‌ سال و نیمه
‫و دشوار رو پشت سر گذاشته بود

11:34.611 --> 11:36.822
‫و قابل درک بود

11:36.864 --> 11:40.673
‫با این‌وجود، برای امنیت اون کشتی و خدمه‌ش

11:40.697 --> 11:42.828
‫باید وضعیتش اصلاح می‌شد

11:42.870 --> 11:45.038
‫و اقدامات سختگیرانه‌ی زیادی انجام دادم

11:45.080 --> 11:48.751
‫و ناوبان ماریک اصلاً و ابداً
‫با من موافق نبود

11:48.792 --> 11:52.504
‫که "کین" باید دوباره
‫تبدیل به یک کشتی منظم بشه

11:54.506 --> 11:57.593
‫خب، شاید...

11:57.634 --> 12:00.846
‫شاید فکر می‌کرد دیوونه شدم
‫که مدام دارم تلاش می‌کنم

12:00.888 --> 12:05.392
‫خب، کل ماجرا همین بود، قربان

12:05.434 --> 12:08.187
‫- ممنونم
‫- شاهد در اختیار شماست

12:08.228 --> 12:10.939
‫ناوسروان کوییگ، می‌خوام ازتون بپرسم

12:10.981 --> 12:14.777
‫تابحال عبارت "زردک پیر" به گوشتون خورده؟

12:16.487 --> 12:18.906
‫مربوط به چیه؟

12:18.947 --> 12:20.616
‫مربوط به زردک پیره، قربان

12:22.951 --> 12:24.703
‫نه، نشنیدم

12:24.745 --> 12:27.623
‫اطلاع نداشتین که تمام افسرهای "کین"

12:27.664 --> 12:30.375
‫دائماً شما رو "زردک پیر" صدا می‌زدن؟

12:30.417 --> 12:33.462
‫به این سوال اعتراض دارم
‫سوال گستاخانه‌ای نسبت به شاهده

12:33.504 --> 12:36.465
‫وکیل مدافع گرین‌والد
‫چه توضیحی برای همچین سوالی دارن؟

12:36.507 --> 12:38.300
‫با اجازه‌ی دادگاه
‫لقب زردک پیر

12:38.342 --> 12:39.968
‫که توسط افسرهای "کین" استفاده می‌شده

12:40.010 --> 12:43.138
‫به موضوع صلاحیت روانی ایشون مربوطه

12:43.180 --> 12:48.060
‫قبل از تصمیم‌گیری، دادگاه می‌خواد
‫به وکیل مدافع هشدار بده

12:49.019 --> 12:52.481
‫این پرونده‌ی بشدت غیرمعمول و حساسیه

12:52.523 --> 12:54.483
‫آبرو و حرفه‌ی یک افسر

12:54.525 --> 12:59.488
‫با 21 سال سابقه‌ی نظامی درخشان وسطه

12:59.530 --> 13:02.074
‫وکیل مدافع باید مسئولیت کامل

13:02.115 --> 13:03.784
‫روند این پرونده رو به عهده بگیره

13:06.620 --> 13:08.789
‫در رابطه با سوال اخیرشون

13:09.915 --> 13:12.501
‫اعتراض وکیل محاکمه وارد نیست

13:13.418 --> 13:16.088
‫تقریرنویس دادگاه
‫سوال رو تکرار می‌کنه

13:16.129 --> 13:18.674
‫"پس اطلاع نداشتین که تمام افسرهای کین"

13:18.715 --> 13:21.301
‫"دائماً شما رو "زردک پیر" صدا می‌زدن؟"

13:25.222 --> 13:27.349
‫خیر اطلاع نداشتم

13:27.391 --> 13:29.768
‫سوال دیگه‌ای ندارم

13:29.810 --> 13:31.353
‫فعلاً

13:31.395 --> 13:34.690
‫ناوسروان کوییگ بعداً
‫به عنوان شاهد متهم فراخونده میشه

13:35.357 --> 13:37.025
‫به عنوان شاهد متهم؟

13:37.067 --> 13:38.777
‫بله، قربان

13:40.404 --> 13:42.573
‫می‌تونین تشریف ببرید
‫بعداً دوباره فراخونده میشین

13:43.365 --> 13:44.700
‫ممنونم، قربان

13:44.741 --> 13:46.869
‫ناوبان یکم تامس کیفر فراخونده میشه

13:51.707 --> 13:53.833
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

13:53.876 --> 13:55.878
‫تامس کیفر، ناوبان یکم
نیروی دریایی ایالات متحده

13:55.919 --> 13:58.213
‫افسر ارتباطی یو‌اس‌اس کین

13:58.255 --> 14:00.757
‫اگر متهم رو می‌شناسین
‫اسمش رو بیان کنید

14:00.799 --> 14:04.052
‫ناوبان یکم استیو ماریک
‫افسر اجرایی کین

14:04.094 --> 14:06.430
‫در زندگی غیرنظامی، شغلتون چیه؟

14:06.471 --> 14:08.348
‫نویسنده‌م

14:08.390 --> 14:10.767
‫و تابحال آثارتون چاپ شدن؟

14:10.809 --> 14:14.479
‫چند تا از داستان‌های کوتاهم
‫ چاپ شدن، بله خانم

14:14.521 --> 14:18.775
‫در حین خدمت
‫در اوقات فراغتتون هم می‌نویسین؟

14:18.817 --> 14:21.653
‫بله، نصف یک رمان جنگی رو تمام کردم

14:21.695 --> 14:23.488
‫و اسم این رمان چیه؟

14:23.530 --> 14:25.782
‫انبوه و انبوه

14:25.824 --> 14:28.493
‫و آیا این رمان، با وجود نیمه‌تمام بودن

14:28.535 --> 14:30.996
‫اخیراً توسط ناشری پذیرفته شده؟

14:31.038 --> 14:32.414
‫بله

14:33.624 --> 14:35.333
‫خب، ناوبان کیفر

14:35.375 --> 14:37.920
‫آیا در تاریخ 18 دسامبر 2022 در "کین"

14:37.961 --> 14:40.172
‫- در همین سمت خدمت می‌کردین؟
‫- بله

14:40.213 --> 14:42.424
‫ناوسروان کوییگ در اون تاریخ
‫از فرماندهیش برکنار شد؟

14:42.466 --> 14:44.009
‫- بله
‫- توسط کی؟

14:44.051 --> 14:45.594
‫افسر اجرایی

14:45.636 --> 14:47.763
‫توضیح بدین چطور فهمیدین
‫که ناوسروان برکنار شده

14:47.804 --> 14:52.392
‫خب، آقای ماریک به تمام افسرها
‫ اطلاع داد که به پل فرماندهی بیان

14:52.434 --> 14:54.845
‫وقتی به اونجا رسیدیم
‫بهمون گفت که ناوسروان ناخوش‌احواله

14:54.869 --> 14:56.355
‫و ایشون فرماندهی رو به‌دست گرفته

14:56.396 --> 15:00.359
‫ناوسروان کوییگ هیچگونه علائم ظاهری
‫مبنی بر ناخوش‌احوال بودن نشون می‌داد؟

15:00.400 --> 15:02.110
‫ببینین، در اوج طوفان...

15:02.152 --> 15:04.446
‫- هذیان می‌گفت یا از دهنش کف درمیومد یا...؟
‫- نه، نه

15:04.488 --> 15:07.282
‫- حالش از ناوبان کیث بدتر بنظر میومد؟
‫- نه

15:07.324 --> 15:08.742
‫- یا ماریک
‫- نه

15:08.784 --> 15:12.287
‫همه‌مون خسته، خیس‌آب و داغون بودیم

15:12.329 --> 15:15.165
‫آقای کیفر، آیا هیچ تلاشی کردین
‫که آقای ماریک رو قانع کنید

15:15.207 --> 15:16.833
‫که فرماندهی رو به آقای کوییگ برگردونه؟

15:16.875 --> 15:18.627
‫نه، نکردم

15:18.669 --> 15:20.504
‫جدیت اون لحظه رو درک نکردین؟

15:20.545 --> 15:21.797
‫کاملاً کردم

15:21.838 --> 15:23.840
‫پس چرا هیچ اقدامی برای اصلاحش انجام ندادین؟

15:23.882 --> 15:27.010
‫وقتی ناوسروان برکنار شد حضور نداشتم

15:27.052 --> 15:29.888
‫فرماندهی بطور کامل دست ماریک بود
‫تمام کشتی از دستوراتش پیروی می‌کرد

15:29.930 --> 15:32.432
‫فکر کردم که، برای امنیت کشتی

15:32.474 --> 15:34.851
‫بهترین راهم اینه که
‫از دستوراتش پیروی کنم

15:34.893 --> 15:36.853
‫آقای کیفر، آیا در دوره‌ای که ناوسروان کوییگ

15:36.895 --> 15:39.356
‫ فرماندهی رو بر عهده داشت
‫در کین حضور داشتین؟

15:39.398 --> 15:43.110
‫- بله، بودم
‫- آیا اثری از جنون در ایشون دیدین؟

15:43.151 --> 15:45.779
‫نمی‌تونم به این سوال جواب بدم
‫از اونجایی که روان‌پزشک نیستم

15:45.821 --> 15:47.906
‫تابحال شد فکر کنین
‫که شاید ایشون دیوانه باشه؟

15:47.948 --> 15:49.825
‫اعتراض دارم

15:49.866 --> 15:53.161
‫شاهد متخصص نیست
‫ و نظر شخصی مدرک محسوب نمیشه

15:53.203 --> 15:54.746
‫سوال رو پس می‌گیرم

15:54.788 --> 15:58.166
‫آقای کیفر، آیا قبل از 18 دسامبر

15:58.208 --> 16:01.586
‫مطلع شده بودین که ماریک
‫به سلامت روانی کوییگ شک کرده باشه؟

16:01.628 --> 16:04.339
‫- بله، شدم
‫- توصیف کنین چطور مطلع شدین

16:04.381 --> 16:05.799
‫خب، بذارین ببینم

16:05.841 --> 16:08.552
‫دو... دو هفته قبل از طوفان

16:08.593 --> 16:10.637
‫ماریک یک گزارش پزشکی بهم نشون داد

16:10.679 --> 16:13.265
‫که از رفتارهای ناوسروان کوییگ تهیه کرده بود

16:13.306 --> 16:16.768
‫ازم خواست همراهش برم
‫تا موقعیت رو...

16:16.810 --> 16:19.021
‫به دریابد ویلیامز
‫فرمانده‌ی ناوگان پنجم گزارش کنیم

16:19.062 --> 16:21.440
‫و قبول کردین همراهش برید؟

16:21.481 --> 16:23.066
‫- بله، قبول کردم
‫- چرا؟

16:23.108 --> 16:25.360
‫افسر مافوق و همچنین دوست صمیمیم بود

16:25.402 --> 16:29.197
‫آیا باور داشتین که گزارش ماریک
‫برکناری کوییگ از فرماندهی رو توجیه می‌کنه؟

16:29.239 --> 16:30.824
‫نه. نه

16:30.866 --> 16:32.826
‫به محض اینکه سوار کشتی دریابد ویلیامز شدیم

16:32.868 --> 16:35.912
‫با تمام قدرتی که می‌تونستم بهش گفتم
‫که از نظر من

16:35.954 --> 16:38.582
‫گزارش همچین عملی رو توجیه نمی‌کنه

16:38.623 --> 16:42.335
‫- پاسخش چی بود؟
‫- بعد از بحث طولانی، بهم گفت...

16:42.377 --> 16:44.597
‫بعد از بحث طولانی...

16:44.621 --> 16:46.840
‫توصیه‌ی من رو قبول کرد

16:46.882 --> 16:48.759
‫به "کین" برگشتیم

16:48.800 --> 16:52.888
‫دو هفته بعد که ناوسروان رو برکنار کرد
‫غافلگیر شدین؟

16:53.930 --> 16:55.223
‫بهت‌زده شدم

16:56.099 --> 16:58.602
‫با این تصمیم مشکلی نداشتین، آقای کیفر؟

16:59.352 --> 17:01.146
‫بشدت آشفته شدم

17:01.188 --> 17:03.982
‫فکر می‌کردم که در بهترین حالت
‫دچار سختی‌های زیادی میشه

17:04.024 --> 17:07.819
‫بنظرم شرایطی وحشتناک بود
‫و اشتباه کرده بود

17:08.612 --> 17:10.155
‫سوال دیگه‌ای ندارم

17:10.197 --> 17:11.614
‫سوالی ندارم

17:11.656 --> 17:14.200
‫وکیل مدافع قصد داره
‫این شاهد رو در آینده

17:14.242 --> 17:15.202
‫فرا بخونه؟

17:15.243 --> 17:16.828
‫خیر، قربان

17:16.870 --> 17:20.040
‫هیچ سوالی از این شاهد بشدت موثر ندارین؟

17:20.082 --> 17:21.166
‫نه، قربان

17:23.001 --> 17:25.087
‫دادگاه از شاهد سوال می‌پرسه

17:26.295 --> 17:27.546
‫آقای کیفر...

17:27.589 --> 17:30.967
‫خب، در رابطه با این گزارش پزشکی

17:31.009 --> 17:33.887
‫حقایقی که در اون وجود داشت
‫که ناوبان ماریک رو قانع کرد

17:33.929 --> 17:36.348
‫که باید شرایط ناوسروان رو
‫به دریابد ویلیامز گزارش بده

17:36.389 --> 17:37.682
‫شما رو قانع نکرد

17:37.724 --> 17:39.434
‫- درسته؟
‫- بله قانع نکردن، قربان

17:39.476 --> 17:41.228
‫چرا؟

17:41.269 --> 17:44.147
‫قربان، چیزی نیست که یک شخص غیرحرفه‌ای
‫بتونه با قطعیت در موردش نظر بده

17:44.189 --> 17:46.858
‫گفتین دوست صمیمی آقای ماریک هستین

17:46.900 --> 17:48.485
‫بله، قربان

17:48.527 --> 17:51.279
‫خب، یکی از چیزهایی
‫که این دادگاه می‌خواد مشخص کنه

17:51.321 --> 17:54.616
‫اینه که آیا شرایط موجهی
‫برای اعمالش وجود داشته یا خیر

17:54.658 --> 17:56.618
‫آیا این گزارش پزشکی بهتون نشون می‌داد

17:56.660 --> 17:59.788
‫که ناوسروان کوییگ
‫افسری کاملاً عادی و شایسته‌ایه؟

17:59.830 --> 18:02.040
‫قربان، با وجود عدم تخصصم عرض می‌کنم

18:02.082 --> 18:04.108
‫همیشه اینطور فکر می‌کردم

18:04.132 --> 18:06.837
‫که مشکل روانی... یک موضوع نسبیه

18:06.878 --> 18:09.422
‫ناوسروان کوییگ
‫شخص بشدت سختگیری بود

18:09.464 --> 18:12.592
‫و شدیداً پیگیر کوچک‌ترین مسائل بود

18:12.634 --> 18:16.555
‫متقاعد کردنشون چندان ساده نبود

18:16.596 --> 18:19.683
‫و چندین مورد بود که حس می‌کردم
‫زیادی واکنش سختی نشون داده

18:19.724 --> 18:22.435
‫و زمان زیادی رو
‫صرف مسائل ناچیز کرده

18:22.477 --> 18:24.855
‫خیلی ناخوشایند بودن

18:24.896 --> 18:27.473
‫ولی اینکه از این نتیجه گرفته بشه

18:27.497 --> 18:28.942
‫که ناوسروان روانیه

18:28.984 --> 18:31.528
‫نه، نه، حقیقتش لازم ‌دیدم

18:31.570 --> 18:33.780
‫که به ماریک هشدار بدم این‌کارو نکنه

18:34.990 --> 18:37.450
‫اسم، درجه و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

18:39.119 --> 18:42.581
‫جونیوس اوربن، دستیار افسر عرشه
‫مهناوی سوم نیروی دریایی ایالات متحده

18:42.622 --> 18:44.624
‫در یو‌اس‌اس کین

18:46.585 --> 18:48.670
‫متهم رو می‌شناسی؟

18:49.504 --> 18:50.755
‫بله خانم؟

18:50.797 --> 18:53.008
‫متهم رو می‌شناسی؟

18:54.551 --> 18:55.969
‫خانم؟

18:57.137 --> 19:00.640
‫افسری که پشت میز نشسته رو می‌شناسی؟

19:01.641 --> 19:04.269
‫کدوم یکی؟ دو نفرن

19:04.311 --> 19:06.605
‫اونی که می‌شناسی رو بگو

19:07.439 --> 19:09.149
‫افسر اجراییه

19:09.191 --> 19:11.151
‫اسمش چیه؟

19:11.193 --> 19:12.694
‫آقای ماریک

19:12.736 --> 19:14.988
‫افسر اجرایی چیه؟

19:15.780 --> 19:17.032
‫کشتی

19:17.073 --> 19:20.368
‫- اسم کشتی چیه؟
‫- کین

19:20.410 --> 19:22.996
‫- ممنونم
‫- شرمنده

19:23.038 --> 19:25.749
‫اوربن، در 18 دسامبر 2022

19:25.790 --> 19:28.001
‫در کین با همین سمت خدمت می‌کردی؟

19:28.043 --> 19:30.295
‫همون روز اتفاقه؟

19:30.337 --> 19:32.464
‫کدوم اتفاق؟

19:32.505 --> 19:34.216
‫نمی‌دونم

19:34.257 --> 19:37.010
‫بله، روز وقوع طوفانه

19:37.052 --> 19:39.221
‫بله. توی... توی کشتی بودم

19:40.388 --> 19:41.890
‫وقتی ماریک ناوسروان کوییگ رو

19:41.932 --> 19:44.559
‫از فرماندهی برکنار کرد، توی پل فرماندهی بودی؟

19:44.601 --> 19:46.102
‫بله

19:46.144 --> 19:48.146
‫دیگه کی توی پل فرماندهی حضور داشت؟

19:48.188 --> 19:53.777
‫خب، ناوسروان بود و... آقای ماریک

19:54.611 --> 19:55.904
‫خب؟

19:55.946 --> 19:57.822
‫سکان‌دار

19:57.864 --> 19:59.991
‫- اسمش چیه؟
‫- استیل‌ول

20:00.033 --> 20:01.076
‫دیگه کی؟

20:01.117 --> 20:02.702
‫- افسر عرشه
‫- اسم اون چی بود؟

20:02.744 --> 20:04.037
‫آقای کیث

20:04.079 --> 20:06.456
‫توی پل فرماندهی چیکار می‌کردی؟

20:06.498 --> 20:08.750
‫سر کشیک بودم

20:08.792 --> 20:11.002
‫اوربن، به بیان خودت توصیف کن

20:11.044 --> 20:13.755
‫که ناوبان چطوری
‫ناوسروان رو برکنار کرد

20:16.383 --> 20:17.926
‫گفت...

20:18.802 --> 20:21.596
‫"برکنارتون می‌کنم"، خانم

20:21.638 --> 20:23.932
‫در اون زمان چه اتفاقی در جریان بود؟

20:23.974 --> 20:27.143
‫خب، کشتی بدجور توی رول بود
‫طوفان دهن سرویس‌کنی بود

20:28.144 --> 20:30.563
‫اوربن، تمام اتفاقاتی که در 10 دقیقه

20:30.605 --> 20:32.830
‫قبل از برکناری ناوسروان کوییگ

20:32.854 --> 20:34.693
‫اتفاق افتاد رو توصیف کن

20:34.734 --> 20:37.612
‫خب، همونطور که گفتم

20:37.654 --> 20:40.115
‫کشتی بدجوری افتاده بود توی رول

20:41.241 --> 20:42.784
‫همین؟

20:42.826 --> 20:45.745
‫ناوسروان چیزی گفت؟
‫افسر اجرایی حرفی زد؟

20:45.787 --> 20:47.622
‫افسر عرشه حرفی زد؟

20:47.664 --> 20:50.292
‫یا کشتی 10 دقیقه
‫در سکوت کامل رول می‌خورد؟

20:50.333 --> 20:52.460
‫خب، خانم
‫طوفان بود

20:52.502 --> 20:57.090
‫مهناوی اوربن، قسم خوردین حقیقت رو بگین

20:57.132 --> 20:58.800
‫خب...

21:00.135 --> 21:03.722
‫فکر کنم ناوسروان می‌خواست بریم شمال

21:03.763 --> 21:05.974
‫و افسر اجرایی می‌خواست بریم جنوب

21:06.016 --> 21:08.226
‫یا برعکس، یا همچین چیزی

21:08.268 --> 21:10.437
‫چرا ناوسروان می‌خواست بره جنوب؟

21:10.478 --> 21:12.439
‫- نمی‌دونم
‫- چرا افسر اجرایی می‌خواست بره شمال؟

21:12.480 --> 21:15.233
‫خانم، من یه مهناوی سوم بیشتر نیستم

21:15.275 --> 21:18.069
‫- رفتار ناوسروان دیوانه‌وار بود؟
‫- نه

21:18.111 --> 21:19.738
‫- افسر اجرایی بنظر وحشت‌زده میومد؟
‫- نه

21:19.779 --> 21:21.323
‫- ناوسروان چطور؟
‫- نه

21:21.364 --> 21:22.907
‫کسی بنظر وحشت‌زده میومد؟

21:23.992 --> 21:26.995
‫من... من عین سگ وحشت کرده بودم

21:27.704 --> 21:29.622
‫عذر می‌خوام، قربان

21:29.664 --> 21:33.460
‫ولی ناوسروان اون صبح
‫به هیچ عنوان رفتارش دیوانه‌وار نبود، درسته؟

21:33.501 --> 21:36.296
‫- ناوسروان مثل همیشه بود
‫- رفتارش دیوانه‌وار بود یا عاقلانه، اوربن؟

21:36.338 --> 21:38.506
‫عاقل بود

21:38.548 --> 21:40.842
‫تا جایی که می‌دونم

21:40.884 --> 21:43.845
‫مهناوی اوربن، چند سالته؟

21:43.887 --> 21:46.431
‫- بیست سال
‫- سطح تحصیلاتت در چه حده؟

21:46.473 --> 21:49.559
‫دیپلم... دیپلم دبیرستان دارم

21:49.601 --> 21:52.020
‫تمام حقیقت رو اینجا گفتی

21:52.062 --> 21:53.772
‫یا نگفتی؟

21:55.398 --> 22:00.236
‫قربان، یک سرباز کشیک

22:00.278 --> 22:03.990
‫نباید به بحث‌های بین
‫ناوسروان و افسر اجرایی گوش کنه

22:04.699 --> 22:06.242
‫خودت از ناوسروان خوشت میاد؟

22:07.452 --> 22:09.079
‫آره، ازش خوشم میومد، قربان

22:09.120 --> 22:11.581
‫سوالاتتون رو ادامه بدین

22:11.623 --> 22:13.333
‫سوال دیگه‌ای ندارم

22:13.375 --> 22:16.252
‫مهناوی اوربن، آیا در کین حضور داشتی

22:16.294 --> 22:18.380
‫وقتی کشتی کابل یدک‌کش خودش رو پاره کرد؟

22:18.421 --> 22:20.173
‫بله... بله قربان

22:20.215 --> 22:23.009
‫- و در اون زمان داشتی چیکار می‌کردی؟
‫- داشتم...

22:23.051 --> 22:27.055
‫خب، ناوسروان داشت با داد و بیداد
‫منو از پل فرماندهی می‌انداخت بیرون، قربان

22:27.097 --> 22:29.391
‫- بابت چی؟
‫- لبه‌ی پیرهنم بیرون بود

22:29.432 --> 22:32.560
‫ناوسروان در مورد لبه‌ی پیرهن‌ها
‫خیلی سخت‌گیر بود؟

22:32.602 --> 22:35.313
‫بله، قربان. در مورد
‫لبه‌ی پیرهن‌ها خیلی سخت‌گیر بود

22:35.355 --> 22:37.232
‫و وقتی داشت لبه‌ی پیرهن تو رو توصیف می‌کرد

22:37.273 --> 22:39.234
‫کشتی یک دور کامل خورد

22:39.275 --> 22:41.027
‫و از روی کابل یدک‌کش خودش رد شد

22:41.069 --> 22:43.238
‫- این اتفاقیه که افتاد؟
‫- به این سوالات اعتراض دارم

22:43.279 --> 22:45.407
‫وکیل شاهد رو با سوالات جهت‌دار گول زده

22:45.448 --> 22:48.159
‫که اظهار کنه کین
‫کابل یدک‌کش خودش رو پاره کرده

22:48.201 --> 22:51.246
‫مسئله‌ای که در سوالات بنده
‫بهش پرداخته نشده

22:51.287 --> 22:53.248
‫با اجازه‌ی دادگاه
‫ شاهد بیان کرده

22:53.289 --> 22:55.208
‫که تابحال ندیده ناوسروان
‫کار دیوانه‌واری انجام بده

22:55.250 --> 22:57.585
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫خلاف این نکته رو ثابت کنم

22:57.627 --> 23:01.506
‫وکیل مدافع این فرصت رو داره که بعداً
شهادتی مستقیم مبنی بر این موضوع بگیره

23:01.548 --> 23:03.466
‫اعتراض وارده

23:03.508 --> 23:06.928
‫سوالات تا این لحظه
‫از سوابق خط می‌خوره

23:08.263 --> 23:10.890
‫اوربن، شخصیت پارانوئید یعنی چی؟

23:10.932 --> 23:12.475
‫- ها؟
‫- شخصیت پارانوئید

23:12.517 --> 23:14.185
‫- چیه؟
‫- بله قربان؟

23:14.227 --> 23:16.563
‫اگر یک شخص روان‌پریش رو دیدی
‫ تشخیصش میدی؟

23:16.604 --> 23:17.939
‫- من؟
‫- نیازی نیست

23:17.981 --> 23:20.066
‫ سوال دیگه‌ای ندارم. ممنون

23:20.108 --> 23:22.277
‫مهناوی اوربن

23:22.318 --> 23:25.864
‫با هیچکس در مورد شهادتت
‫در این دادگاه صحبت نمی‌کنی، متوجه شدی؟

23:25.905 --> 23:28.283
‫کی، قربان؟ من، قربان؟

23:28.700 --> 23:29.701
‫نه، قربان

23:29.742 --> 23:31.494
‫شاهد می‌تونه بره

23:32.120 --> 23:33.621
‫ممنونم، قربان

23:37.417 --> 23:39.627
‫می‌بینم که وکیل محاکمه می‌خواد

23:39.669 --> 23:41.754
‫دوازده نفر از خدمه‌ی کین رو احضار کنه

23:41.796 --> 23:43.256
‫- بله؟
‫- بله، درسته

23:43.298 --> 23:45.258
‫و هدف اینه که
‫شهادت اوربن رو تایید کنین

23:45.300 --> 23:47.385
‫که هیچکس تابحال ندیده
‫ناوسروان کار دیوانه‌واری انجام بده

23:47.427 --> 23:49.971
‫- بله هدف همینه
‫- باشه، قبول می‌کنم

23:50.013 --> 23:52.307
‫قبول می‌کنم که همه‌شون
‫شهادت اوربن رو تایید می‌کنن

23:52.348 --> 23:57.479
‫اگر توام قبول کنی که هیچکدومشون بهتر از
‫ اوربن نمی‌فهمن آدم پارانوئید یعنی چی

23:57.520 --> 23:59.939
‫بله، با این شروط قبول می‌کنم، قربان

23:59.981 --> 24:02.358
‫- خیلی‌خب
‫- ناوبان، چیز سنگینی رو قبول کردی

24:02.400 --> 24:05.445
‫و با اجازه‌تون، قربان
‫قبولش می‌کنم

24:05.487 --> 24:07.322
‫خب...

24:07.363 --> 24:10.825
‫آقای گرین‌والد، درسته که
‫دادرس دادگاه نظامی شما رو به عنوان

24:10.867 --> 24:12.243
‫وکیل مدافع انتخاب کرده؟

24:12.285 --> 24:13.620
‫بله، قربان

24:13.661 --> 24:16.039
‫- کی انتخاب شدی؟
‫- چهار روز قبل، قربان

24:16.080 --> 24:18.446
‫حس می‌کنی وقت کافی داشتی
‫ دفاعیاتت رو آماده کنی؟

24:18.470 --> 24:19.250
‫بله قربان

24:19.292 --> 24:21.294
‫با میل خودت
‫این مسئولیت رو قبول کردی؟

24:21.336 --> 24:23.379
‫قربان، ناوبان گرین‌والد به درخواست

24:23.421 --> 24:25.632
‫دادرس این مسئولیت رو قبول کرد

24:26.925 --> 24:30.428
‫- می‌بینم که خلبان نیروی دریایی هستی
‫- بله، قربان

24:30.470 --> 24:33.431
‫- با چی پرواز می‌کنی؟
‫- عمدتاً اف/ای-18 سوپر هورنت، قربان

24:33.473 --> 24:36.351
‫- چرا الان پرواز نمی‌کنی؟
‫- مرخصی پزشکی دارم، قربان

24:36.392 --> 24:39.270
‫- چرا؟
‫- مجبور شدم از هواپیمای آسیب‌دیده اجکت کنم

24:39.312 --> 24:40.980
‫که اینطور

24:41.022 --> 24:44.234
‫- فرصت داشتی وکالت کنی؟
‫- یکم، قربان

24:46.736 --> 24:48.488
‫ناوبان ماریک

24:48.530 --> 24:50.532
‫بله، قربان

24:50.573 --> 24:52.951
‫می‌خوام بدونم از نحوه‌ی عملکرد
‫ وکیلت راضی هستی یا نه

24:52.992 --> 24:55.537
‫قربان، اگر این سوال رو جواب بده
‫بر اساس اعتماد کورکورانه‌ست

24:55.578 --> 24:57.997
‫میشه یک لحظه با موکلم
‫ خصوصی صحبت کنم؟

25:01.000 --> 25:02.126
‫دو دقیقه

25:02.168 --> 25:03.545
‫بیا بریم

25:04.003 --> 25:05.380
‫ممنونم

25:07.173 --> 25:09.467
‫خب، می‌خوای از شرم خلاص بشی؟

25:10.510 --> 25:12.011
‫نمی‌دونم

25:13.096 --> 25:15.390
‫بنظرم الان دیگه درهرحال دهنم سرویسه

25:15.431 --> 25:17.392
‫پونزده سال توی زندان نظامی؟

25:17.433 --> 25:19.227
‫اوهوم

25:20.770 --> 25:23.565
‫یک چیزو بهم بگو
‫چرا از تام سوالی نپرسیدی؟

25:23.606 --> 25:25.900
‫وقت ندارم همه‌چیو بهت بگم

25:25.942 --> 25:28.611
‫- تام کیفر همه‌ی کارهای ناوسروان رو می‌دونه
‫- مطمئنم همینطوره

25:28.653 --> 25:30.530
‫اگر حاضر نبود حرف بزنه
‫وظیفه‌ی توئه از زیر زبونش بکشی

25:30.572 --> 25:32.657
‫- مگه نیست؟
‫- متوجه نیستی

25:32.699 --> 25:34.450
‫نه، متوجه نیستم چیکار داری می‌کنی
‫در این شکی نیست

25:34.492 --> 25:35.952
‫- می‌خوام این پرونده رو جلو ببرم
‫- چرا؟

25:35.994 --> 25:37.662
‫- چون می‌خوام توش پیروز بشم
‫- چرا؟

25:37.704 --> 25:39.581
‫همین کافی نیست؟

25:39.622 --> 25:41.291
‫قبلش گفتی ترجیح میدی
‫محاکمه‌م کنی تا ازم دفاع کنی

25:41.332 --> 25:43.042
‫شاید این روش عجیبت
‫برای محاکمه‌ی منه

25:43.084 --> 25:46.212
‫استیو، بادقت گوش کن چی میگم

25:46.254 --> 25:49.007
‫- شریک‌جرم کردن کیفر به ضرر خودته
‫- چی؟

25:49.048 --> 25:52.385
‫دو حروم‌زاده‌ی ناراضی
‫به جای یک افسر اجرایی قهرمان

25:52.427 --> 25:55.680
‫با یک افسر اجرایی قهرمان، یه شانسی دارم

25:55.722 --> 25:59.017
‫اثبات کردن همین
‫تنها شانست برای پیروز شدنه

26:05.106 --> 26:07.567
‫برای ثبت در سوابق
‫دادگاه از متهم می‌پرسه

26:07.609 --> 26:10.028
‫آیا از وکیلت راضی هستی؟

26:11.696 --> 26:13.573
‫راضی هستم، قربان

26:13.615 --> 26:16.451
‫- دادگاه دوباره این مسئله رو باز نمی‌کنه
‫- متوجهم، قربان

26:16.492 --> 26:19.120
‫از ناوبان گرین‌والد راضی هستم

26:19.162 --> 26:21.748
‫ادامه بده، ناوسروان شلی

26:22.707 --> 26:24.292
‫ناوبان کیث رو فرا می‌خونم

26:33.509 --> 26:35.470
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

26:35.511 --> 26:38.598
‫ویلیس کیث، ناوبان سوم
‫ نیروی دریایی ایالات متحده

26:38.640 --> 26:40.725
‫دستیار افسر ارتباطات در یو‌اس‌اس کین

26:40.767 --> 26:43.227
‫آقای کیث، آیا در تاریخ 18 دسامبر 2022

26:43.269 --> 26:45.438
‫افسر عرشه‌ی کین بودی؟

26:45.480 --> 26:46.856
‫بله

26:46.898 --> 26:49.567
‫آیا ناوسروان در اون تاریخ
‫از فرماندهیش برکنار شد؟

26:49.609 --> 26:50.652
‫بله، خانم

26:50.693 --> 26:52.236
‫می‌دونی چرا افسر اجرایی

26:52.278 --> 26:53.655
‫- ناوسروان رو برکنار کرد؟
‫- بله

26:53.696 --> 26:56.783
‫ناوسروان کوییگ کنترل خودش رو از دست داد

26:56.824 --> 26:59.577
‫و کشتی بشدت در خطر غرق شدن قرار داشت

27:00.662 --> 27:02.246
‫چند سال روی دریا خدمت کردی، ناوبان؟

27:02.288 --> 27:04.207
‫یک سال و سه ماه

27:04.248 --> 27:06.250
‫می‌دونی ناوسروان کوییگ
‫چند سال در دریا خدمت کرده؟

27:06.292 --> 27:08.211
‫گمونم حدوداً 17 سال

27:08.252 --> 27:10.171
‫کدوم یکی از شما
‫بهتر می‌تونه تشخیص بده

27:10.213 --> 27:12.757
‫که کشتی داره غرق میشه یا نه؟

27:12.799 --> 27:14.801
‫من، خانم

27:14.842 --> 27:17.387
‫اگر من حواسم سر جاشه
‫و ناوسروان کوییگ نیست

27:17.428 --> 27:19.263
‫خب، از کجا می‌دونی
‫ایشون حواسش سرجاش نبوده؟

27:19.305 --> 27:21.516
‫در صبح 18 دسامبر نبود

27:21.557 --> 27:24.686
‫- عه. آیا پزشکی یا روان‌پزشکی خوندی؟
‫- نه

27:24.727 --> 27:29.148
‫آیا ناوسروان هذیان می‌گفت یا از دهنش
‫کف میومد یا حرکات دیوانه‌وار انجام می‌داد؟

27:29.190 --> 27:32.944
‫نه، نه
‫ولی کاری که کرد همینقدر بد بود

27:32.985 --> 27:34.112
‫میشه توضیح بدی چه کاری بوده؟

27:34.153 --> 27:36.364
‫دستوراتش مبهم بود

27:36.406 --> 27:39.826
‫اصرار داشت به سمت جنوب بریم اونم وقتی
‫باد 145 کیلومتر در ساعت پشتمون می‌وزید

27:39.867 --> 27:42.578
‫با همچین باد قدرتمندی پشت کشتی
‫نمی‌شد کشتی رو کنترل کرد

27:42.620 --> 27:45.748
‫به عنوان یک
‫راهبر کشتی حرفه‌ای این رو میگین؟

27:45.790 --> 27:49.168
‫خب، استیو ماریک اینطور فکر می‌کرد
‫و ایشون راهبر کشتی خبره‌ایه

27:49.210 --> 27:53.840
‫تا قبل از 18 دسامبر
‫کاملاً به ناوسروانت وفادار بودی یا خیر؟

27:53.881 --> 27:58.678
‫در برخی موارد معدود
‫با ناوسروان کوییگ مخالفت می‌کردم

27:58.720 --> 28:00.722
‫در چه موارد معدودی مخالفت می‌کردی؟

28:00.763 --> 28:03.141
‫وقتی ناوسروان با افرادش بدرفتاری می‌کرد
‫جلوشون درمیومدم

28:03.182 --> 28:04.851
‫ناوسروان کی با افرادش بدرفتاری کرده؟

28:04.892 --> 28:07.979
‫خب، به عنوان مثال مرتباً
‫مسئول تسلیحات مهناوی دوم استیل‌ول رو

28:08.020 --> 28:09.897
‫مورد آزار و اذیت قرار می‌داد

28:09.939 --> 28:12.024
‫از چه نظر؟

28:12.066 --> 28:15.111
‫اول، بخاطر کتاب خوندن سر کشیک
خروجش از کشتی رو به مدت 6 ماه ممنوع کرد

28:15.153 --> 28:18.030
‫در دسامبر 2021 وقتی برگشتیم آمریکا
‫بهش اجازه‌ی مرخصی نداد

28:18.072 --> 28:22.910
‫بیچاره داشت پیام‌های ناشناسی
‫در مورد خیانت زنش دریافت می‌کرد

28:22.952 --> 28:26.080
‫ماریک به استیل‌ول
‫مرخصی اضطراری 72 ساعته داد

28:26.122 --> 28:27.915
‫چند ساعت بعد از پایان مرخصیش برگشت...

28:27.957 --> 28:31.836
‫صبر کن، صبر کن
‫گفتی ماریک به استیل‌ول مرخصی داد

28:33.546 --> 28:35.965
‫ماریک می‌دونست ناوسروان
‫درخواست مرخصی استیل‌ول رو رد کرده؟

28:36.007 --> 28:37.842
‫بله

28:37.884 --> 28:41.220
‫ماریک قبل از دادن این مرخصی
‫ با ناوسروان هماهنگ کرد؟

28:41.262 --> 28:43.181
‫نه...

28:43.222 --> 28:45.683
‫یعنی داری شهادت میدی، آقای کیث

28:45.725 --> 28:48.895
‫که ماریک عامداً از دستورات ناوسروانش
‫سرپیچی کرده بوده؟

28:50.980 --> 28:52.398
‫خب...

28:53.775 --> 28:57.737
‫آخه... راستش تقصیر خودم بود

28:57.779 --> 28:59.739
‫چون التماسش کردم. اونم...

28:59.781 --> 29:02.033
‫آقای کیث، حالا شهادتت رو داریم

29:02.074 --> 29:04.035
‫که شما و استیل‌ول و ماریک

29:04.076 --> 29:06.913
‫یک سال کامل قبل از
‫طوفان 18 دسامبر همدستی کردین

29:06.954 --> 29:10.374
‫که از دستورات مستقیم
‫ افسر ارشدتون سرپیچی کنین

29:10.416 --> 29:12.877
‫حالا، لطفاً به دادگاه بگو

29:12.919 --> 29:16.631
‫که چه موارد بدرفتاری دیگه‌ای رو شاهد بودی؟

29:18.257 --> 29:20.134
‫دسترسی اینترنت رو به مدت 6 ماه قطع کرد

29:20.176 --> 29:22.845
‫چون اشتباهی
برای نمایش فیلم دعوت نشده بود

29:22.887 --> 29:26.098
‫وسط موج گرما
‫استفاده از آب رو محدود کرد

29:26.140 --> 29:29.310
‫چون می‌گفت افراد زیادی آب مصرف می‌کنن
‫و باید درس بگیرن

29:29.352 --> 29:34.398
‫آیا ناوسروان قانون یا مجازاتی وضع کرد
‫که از نظر قانونی مجاز نباشه؟

29:35.608 --> 29:38.152
‫هیچوقت کاری نکرد
‫که از نظر قانونی غیرمجاز باشه

29:38.194 --> 29:40.571
‫از ناوسروان خوشت نمیاد، مگه نه ناوبان؟

29:40.613 --> 29:42.532
‫اوه، خوشم میومد
‫اولش خوشم میومد

29:42.573 --> 29:44.283
‫- خیلی زیاد
‫- اوهوم

29:44.325 --> 29:47.036
‫ولی کم‌کم متوجه شدم

29:47.078 --> 29:49.789
‫که آدمی مستبد، حقیر و بشدت فاقد صلاحیته

29:49.831 --> 29:52.250
‫فکر می‌کردی دیوانه هم هست؟

29:52.291 --> 29:54.293
‫تا روز طوفان اینطور فکر نمی‌کردم

29:54.335 --> 29:57.088
‫خیلی‌خب
‫به روز طوفان می‌رسیم

29:57.129 --> 29:58.965
‫آیا تصمیمت برای اطاعت از ماریک

29:59.006 --> 30:01.634
‫بر این اساس بود که
‫ناوسروان دیوانه شده؟

30:01.676 --> 30:04.846
‫یا بر اساس نفرتت
‫از ناوسروان کوییگ بود؟

30:06.472 --> 30:11.519
‫آخه... طرز فکرم در اون زمان رو
‫ به خاطر نمیارم

30:12.186 --> 30:13.771
‫سوال دیگه‌ای ندارم

30:13.813 --> 30:16.941
‫آقای کیث، گفتی که
‫از ناوسروان کوییگ خوشت نمیومده، درسته؟

30:16.983 --> 30:18.943
‫بله ازش خوشم نمیومد

30:18.985 --> 30:21.696
‫- و تمام دلایلت رو بیان کردی؟
‫- به هیچ عنوان

30:21.737 --> 30:24.282
‫خیلی‌خب، پس لطفاً
‫بقیه‌ی دلایلت رو بیان کن

30:24.323 --> 30:27.285
‫خب، به عنوان نمونه
‫هزار دلار از من اخاذی کرد

30:27.326 --> 30:29.370
‫اعتراض دارم

30:29.412 --> 30:31.998
‫موضوع این پرونده این نیست که
‫ناوسروان کوییگ افسر نمونه‌ای بوده یا نه

30:32.039 --> 30:33.875
‫موضوع اینه که در 18 دسامبر
‫دیوانه بوده یا نه

30:33.916 --> 30:36.002
‫وکیل مدافع هیچ سوالی
‫در این مورد نپرسیده

30:36.043 --> 30:38.546
‫خب، با اجازه‌ی دادگاه
‫این مستقیماً با صلاحیت

30:38.588 --> 30:40.715
‫ناوسروان کوییگ برای
‫فرماندهی یک ناو نظامی ارتباط داره

30:40.756 --> 30:43.092
‫و هدفش چیزی جز مشخص کردن دلایل کیث

30:43.134 --> 30:45.428
‫برای بیزاری از افسر ارشدش نیست

30:45.469 --> 30:49.390
‫موضوعی که توسط وکیل محاکمه
‫اون هم با تلاش بسیار

30:49.432 --> 30:51.976
‫در سوالاتش مطرح شد

30:53.436 --> 30:55.062
‫اعتراض وارد نیست

30:56.606 --> 31:00.776
‫آقای کیث، می‌تونی
‫ این اخاذی ادعایی رو توصیف کنی؟

31:00.818 --> 31:04.614
‫خب، دسامبر سال گذشته
‫در بندر دوحه‌ی قطر بود

31:04.655 --> 31:07.783
‫ناوسروان یک جعبه داشت

31:07.825 --> 31:09.690
‫یک جعبه‌ی بزرگ پر از
‫ویسکی قاچاق داشت

31:09.714 --> 31:11.078
‫که می‌خواست دزدکی وارد کشتی کنه

31:11.120 --> 31:12.914
‫من رو به عنوان افسر قایق انتخاب کرد

31:12.955 --> 31:15.708
‫و گروهی از افراد مشغول بار زدن جعبه شدن

31:15.750 --> 31:17.919
‫بشدت سنگین بود

31:17.960 --> 31:20.672
‫و ناوسروان کوییگ...

31:20.696 --> 31:22.548
‫هیجان‌زده شد

31:22.590 --> 31:25.843
‫و یک مشت دستورات متناقض رو فریاد زد

31:25.885 --> 31:28.179
‫ملوان‌ها عصبی شدن
‫جعبه رو انداختن توی آب

31:28.220 --> 31:31.599
‫مثل سنگ غرق شد
‫و من هزار دلار ضرر کردم

31:31.641 --> 31:33.684
‫نه، منظورت اینه که
‫ناوسروان هزار دلار ضرر کرد

31:33.726 --> 31:36.062
‫نه، نه، نه، قربان. من ضرر کردم

31:36.103 --> 31:38.230
‫ناوسروان بهم گفت که مسئولیتش با من بوده

31:38.272 --> 31:40.441
‫چون من افسر قایق و مسئول بار زدن بودم

31:40.483 --> 31:43.611
‫و ازم پرسید می‌خوام چطوری جبرانش کنم

31:43.653 --> 31:45.279
‫قرار بود فرداش برم مرخصی

31:45.321 --> 31:48.616
‫دوست‌دخترم با پرواز
‫از نیویورک اومده بود کنارم باشه

31:48.658 --> 31:50.409
‫برای همین رفتم پیش ناوسروان

31:50.451 --> 31:53.621
‫بابت حماقتم عذرخواهی کردم

31:53.663 --> 31:56.248
‫و پیشنهاد دادم پول جعبه رو بهش بدم

31:56.290 --> 31:59.752
‫پولم رو گرفت و برگه‌ی مرخصیم رو امضا کرد

32:01.003 --> 32:03.798
‫چه دلایل دیگه‌ای برای بیزاری
‫از ناوسروان کوییگ داری؟

32:03.839 --> 32:05.508
‫خب، دلیل اصلیم
‫برای بیزاری از ناوسروان کوییگ

32:05.549 --> 32:07.802
‫بزدلیش در مواقع خطرناک بود

32:07.843 --> 32:08.803
‫اعتراض دارم!

32:08.844 --> 32:10.054
‫وکیل مدافع دارن

32:10.096 --> 32:12.348
‫مسائلی رو بیان می‌کنن
‫که در سوالات مطرح نشده

32:12.390 --> 32:13.786
‫داره شاهد رو به سمتی هدایت می‌کنه

32:13.810 --> 32:16.060
‫که بطرز غیرمسئولانه‌ای به
‫افسر نیروی دریایی تهمت بزنه

32:16.102 --> 32:18.938
‫با اجازه‌ی دادگاه
‫بیزاری شاهد از ناوسروان کوییگ

32:18.980 --> 32:21.440
‫نه تنها در سوالات مطرح شده

32:21.482 --> 32:23.776
‫بلکه نکته‌ی اصلی مطرح شده بود

32:23.818 --> 32:27.822
‫شاهد اعتراف کرد
‫که هیچ اطلاعی از روان‌پزشکی نداره

32:28.614 --> 32:30.241
‫کارهایی که ناوسروان کوییگ انجام داده

32:30.282 --> 32:33.327
‫که باعث شده شاهد
‫با وجود عدم اطلاعش، از ایشون بیزار بشه

32:33.369 --> 32:36.122
‫ممکنه درواقع اعمال بی‌اختیار
‫یک مرد مریض بوده باشه

32:36.163 --> 32:39.250
‫با کمال احترام
‫اعتراض شدید خودم رو اعلام می‌کنم، قربان

32:39.291 --> 32:42.503
‫بذارین به همه یادآوری کنم

32:42.545 --> 32:45.673
‫که جدیت موضوعات این سوالات

32:45.715 --> 32:47.925
‫و معانی اون‌ها در چه حده

32:48.884 --> 32:51.345
‫از اولین روزهای خدمتمون

32:51.387 --> 32:54.849
‫بدترین اتهامی که میشه
‫به افسر نیروی دریایی زد

32:54.890 --> 32:57.685
‫بخصوص افسر فرمانده یک ناو

32:57.727 --> 33:00.485
‫اینه که در موارد وقوع خطر
‫نسبت به کشتی یا خدمه‌ش

33:00.509 --> 33:03.290
‫از خودش بزدلی یا سهل‌انگاری نشون میده

33:03.858 --> 33:05.818
‫همین‌جا به وکیل مدافع
‫و شاهد هشدار میدم

33:05.860 --> 33:09.864
‫که دارن مسائل خطرناک
‫و بی‌سابقه‌ای رو بازگو می‌کنن

33:11.073 --> 33:13.159
‫دادگاه به وکیل مدافع این فرصت رو میده

33:13.200 --> 33:15.494
‫که سوالش رو از سوابق پس بگیره

33:16.829 --> 33:19.248
‫سوالم رو پس نمی‌گیرم، قربان

33:19.290 --> 33:21.333
‫ناوبان کیث

33:21.375 --> 33:24.754
‫فرصت این رو داری
‫که جواب‌هات رو پس بگیری یا تغییر بدی

33:24.795 --> 33:27.173
‫سر حرف‌هایی که زدم می‌مونم، قربان

33:27.923 --> 33:29.842
‫خیلی‌خب

33:29.884 --> 33:33.012
‫از نظر دادگاه، سوال مرتبط با
سوالات وکیل محاکمه‌ست

33:33.054 --> 33:35.973
‫و پاسخ مقتضی بوده

33:36.015 --> 33:38.851
‫اعتراض وکیل محاکمه وارد نیست

33:38.893 --> 33:41.062
‫آقای کیث، میشه توصیف کنی
‫چه زمانی و در کجا

33:41.103 --> 33:44.231
‫ناوسروان این فرار از خطر رو نشون داده؟

33:44.273 --> 33:48.652
‫خب، گمونم بدترین موردش
‫در یک عملیات مین‌روبی

33:48.694 --> 33:50.237
‫در تنگه‌ی هرمز بود

33:50.279 --> 33:52.239
‫همینطوری لقب "زردک پیر" رو گرفت

33:52.281 --> 33:54.742
‫و این لقب، "زردک پیر"
‫معناش چیه؟

33:54.784 --> 33:56.911
‫خب، بزدلی، معلومه

33:56.952 --> 33:59.705
‫بخاطر نشانه‌ی جوهر زردی
‫که انداخت توی آب

33:59.747 --> 34:02.875
‫توصیف کن. این اتفاق مربوط به
‫لقب "زردک" رو برامون توصیف کن، لطفاً

34:02.917 --> 34:04.919
‫شخصاً در اون زمان توی پل فرماندهی نبودم

34:04.960 --> 34:07.046
‫- بعداً قضیه‌ش رو شنیدم...
‫- اوه! اعتراض دارم

34:07.088 --> 34:08.345
‫وکیل مدافع واقعاً انتظار داره

34:08.369 --> 34:10.590
‫این شهادت بر مسموعات توهین‌آمیز رو
‫ وارد سوابق کنه؟

34:10.633 --> 34:12.802
‫سوالم رو پس می‌گیرم، باشه؟

34:12.843 --> 34:16.847
‫به‌زودی شهادت مستقیم در مورد
‫ اتفاق مربوط به "زردک" رو ارائه می‌کنیم

34:16.889 --> 34:19.642
‫سوال و پاسخ رو از سوابق خط بزن

34:19.682 --> 34:21.852
‫موارد بزدلی که شخصاً

34:21.894 --> 34:24.271
‫شاهدش بودی رو توصیف کن، آقای کیث

34:25.189 --> 34:28.108
‫هربار موقعیت دشواری پیش میومد

34:28.150 --> 34:31.362
‫ناوسروان کوییگ همیشه گوشه‌ی پل فرماندهی
‫به‌دور از تمام اتفاقات پیدا می‌شد

34:31.403 --> 34:35.449
‫- وقتی افسر عرشه بودم ده‌ها بار دیدم
‫- ممنونم

34:35.490 --> 34:37.617
‫سوال دیگه‌ای ندارم

34:37.660 --> 34:40.913
‫آقای کیث، آیا ناوسروان کوییگ

34:40.954 --> 34:42.695
‫تابحال بخاطر هرکدوم از

34:42.719 --> 34:45.416
‫رفتارهای غیرحرفه‌ای ادعایی که توصیف کردی

34:45.459 --> 34:46.918
‫توسط مقامات بالاتر

34:46.942 --> 34:49.463
‫هدف اتهام یا تحقیقات بوده؟

34:49.505 --> 34:50.881
‫نه

34:50.923 --> 34:53.134
‫می‌تونی هرگونه سوابق رسمی رو نام ببری

34:53.175 --> 34:56.428
‫که هرکدوم از این
‫داستان‌های خیالی و توهین‌آمیزی

34:56.470 --> 34:58.639
‫که با راهنمایی‌های وکیل مدافع

34:58.681 --> 35:00.641
‫تعریف می‌کردی رو اثبات کنن؟

35:00.683 --> 35:02.351
‫سوابق رسمی؟ نه

35:02.393 --> 35:04.895
‫آقای کیث، آیا با قطعیت می‌دونی

35:04.937 --> 35:08.274
‫که جعبه‌ای که در دریا افتاد
‫محتوی مشروب قاچاق بوده؟

35:08.315 --> 35:10.276
‫همه می‌دونن

35:10.317 --> 35:12.069
‫همه می‌دونن

35:12.111 --> 35:14.613
‫- شخصاً مشروبی توی جعبه دیدی؟
‫- نه

35:14.655 --> 35:18.701
‫می‌تونی یک نفر رو نام ببری که شهادت بده
‫توی جعبه مشروب دیده؟

35:18.742 --> 35:21.745
‫- طبیعتاً توی این مورد محتاط بوده
‫- خیلی‌خب، پس یک نفر هم نبوده

35:21.787 --> 35:25.124
‫آخه... نمی‌دونم...
‫ نمی‌دونم کی می‌تونسته دیده باشتش

35:25.916 --> 35:27.209
‫آقای کیث، شهادت دادی

35:27.251 --> 35:29.336
‫که از ناوسروان کوییگ خوشت نمیاد

35:29.378 --> 35:32.339
‫تمام شایعات بر ضد ایشون رو
‫ به عنوان حقیقت بیان می‌کنی

35:32.381 --> 35:36.010
‫و داری تحت سوگند
‫اتهامات بشدت غیرمسئولانه‌ای به ایشون می‌زنی

35:36.051 --> 35:37.845
‫حقیقت بی‌پرده‌ی شهادتتون
‫ همین نیست، آقای کیث؟

35:37.887 --> 35:39.930
‫حتی یک‌بار هم دروغ نگفتم

35:39.972 --> 35:42.266
‫آقای کیث، صبح روزی
‫که ناوسروان از فرماندهی برکنار شد

35:42.308 --> 35:44.685
‫واقعاً فکر می‌کردی دیوونه شده؟

35:45.644 --> 35:47.354
‫قبلاً که گفتم

35:47.396 --> 35:50.691
‫نمی‌تونم با قطعیت بگم
‫طرز فکر خودم یا شرایط روانی ایشون چطور بوده

35:51.734 --> 35:53.694
‫سوال دیگه‌ای ندارم

35:57.364 --> 35:59.033
‫ناخدا سادرد رو فرا می‌خونم

36:04.330 --> 36:07.291
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

36:07.333 --> 36:08.876
‫رندالف سادرد

36:08.918 --> 36:12.171
‫ناخدا، نیروی دریایی ایالات متحده
‫افسر عملیاتی، ناوگان پنجم

36:12.213 --> 36:13.881
‫اطلاع دارید که به عنوان متخصص در راهبری

36:13.923 --> 36:15.466
‫کشتی کلاس "اونجر" احضار شدین؟

36:15.507 --> 36:16.842
‫بله

36:16.884 --> 36:18.260
‫سابقه‌تون رو بیان کنید

36:18.302 --> 36:20.763
‫حدوداً 20 سال در ناوهای جنگی کوچک‌تر

36:20.804 --> 36:22.473
‫ده سال در فرماندهی انواع مدل‌ها

36:22.514 --> 36:25.476
‫از جمله کشتی‌هایی در سطح
‫ناوشکن‌های موشک‌انداز

36:25.517 --> 36:29.146
‫برای اطلاع همه‌ی افراد دادگاه
‫میشه با نقشه‌ی "مدرک الف"

36:29.188 --> 36:32.858
‫نشون بدین موقعیت کین
‫در زمان مواجهه با طوفان کجا بوده؟

36:33.734 --> 36:37.613
‫کین تقریباً اینجا بوده

36:37.655 --> 36:41.742
‫طوفان از شمال شرقی
‫به سمت جنوب غربی می‌رفته

36:41.784 --> 36:43.786
‫ناوهای گروه عملیاتی به سمت جنوب رفتن

36:43.827 --> 36:45.663
‫تا سعی کنن از طوفان جلو بیفتن

36:45.704 --> 36:48.707
‫کین، در موقعیتش
‫در بخش راست گروه

36:48.749 --> 36:50.209
‫شرایطش از همه بدتر بود

36:50.251 --> 36:52.920
‫به جای حرکت
‫با بادی که از پشت می‌وزه

36:52.962 --> 36:56.757
‫به سمت شمال
‫و به سمت جهت باد چرخید و گیر افتاد

36:56.799 --> 37:00.678
‫در اون روز در تنگه
‫شرایط به این شکل بوده

37:00.719 --> 37:02.680
‫ممنونم، ناخدا
‫می‌تونید بشینید

37:02.721 --> 37:04.682
‫وکیل محاکمه، می‌تونین ادامه بدین

37:04.723 --> 37:06.183
‫ممنونم

37:07.351 --> 37:10.938
‫ناخدا، فرضاً بگیریم

37:10.980 --> 37:13.524
‫که شما ناخدای اون ناو هستین

37:13.565 --> 37:16.151
‫یک طوفان درحال حرکت به سمت غرب
‫بدون هیچ هشداری پدیدار میشه

37:16.193 --> 37:18.279
‫و شما دقیقاً سر راهش قرار دارین

37:18.320 --> 37:20.030
‫باد مدام شدیدتر میشه

37:20.072 --> 37:22.574
‫جهتش از سمت شمال می‌وزه

37:22.616 --> 37:26.829
‫کمی بعد شدت بادهاتون 10 تا 12
‫و موج‌هاتون به اندازه‌ی کوه میشن

37:26.870 --> 37:29.498
‫تحت این شرایط
‫چیکار می‌کنین؟

37:29.540 --> 37:31.875
‫خب، از روش مرسوم نیروی دریایی

37:31.917 --> 37:34.253
‫به اسم "زدن به چاک" استفاده می‌کنم

37:34.295 --> 37:36.130
‫و چطوری این‌کار رو می‌کنین، ناخدا؟

37:36.171 --> 37:38.299
‫خب، عملاً قاعده سرانگشتیه

37:38.340 --> 37:40.467
‫میگین بادی که از شمال
‫می‌وزه 90 گره سرعت داره

37:40.509 --> 37:43.637
‫مرکز طوفان داره از سمت غرب نزدیک میشه

37:43.679 --> 37:45.472
‫بهترین مسیر جنوبه

37:45.514 --> 37:48.392
‫شاید مجبور بشی یکی دو مایل
‫به سمت دیگه‌ای بری

37:48.434 --> 37:49.977
‫با توجه به امواج

37:50.019 --> 37:53.897
‫ولی فقط یک راه برای
‫بیرون اومدن از اون وضعیت هست... جنوب

37:53.939 --> 37:57.151
‫ولی باد شدیدی داره از پشت می‌وزه، مگه نه؟

37:57.192 --> 37:58.986
‫خب مشکلش چیه؟

37:59.028 --> 38:02.531
‫خب، یک کشتی کوچیک می‌تونه در همچین شرایطی
‫بصورت ایمن در جهت باد حرکت کنه؟

38:02.573 --> 38:06.327
‫چه در جهت باد چه خلاف جهت باد فرقی نمی‌کنه

38:06.368 --> 38:08.787
‫درواقع، از اونجایی که
‫دماغه‌ی کشتی ارتفاعش بیشتره

38:08.829 --> 38:10.706
‫کشتی‌های کوچیک معمولاً
‫خلاف جهت باد عقب رونده میشن

38:10.748 --> 38:15.794
‫با یکسان بودن بقیه‌ی شرایط
‫رفتن در جهت باد تاحدودی براش بهتره

38:15.836 --> 38:19.006
‫خب در همچین شرایطی چرخیدن به سمت شمال
‫و رفتن خلاف جهت باد چی؟

38:19.048 --> 38:24.511
‫خب، همچین کاری نامطمئن و خطرناکه
‫و همچنین احمقانه

38:24.553 --> 38:26.638
‫چرا، قربان؟

38:26.680 --> 38:29.641
‫خب، اینطوری مستقیماً میری
‫به سمت مرکز طوفان

38:29.683 --> 38:33.270
‫عاقلانه نیست
‫مگر اینکه بخوای غرق بشی

38:33.312 --> 38:35.022
‫سوال دیگه‌ای ندارم، قربان

38:35.064 --> 38:39.818
‫ناخدا، تابحال شده کشتی رو
‫به سمت مرکز طوفان هدایت کنی؟

38:39.860 --> 38:41.737
‫خیر

38:41.779 --> 38:45.157
‫بارها پیش اومده بهش نزدیک بشم
‫ولی همیشه تونستم از مرکزش اجتناب کنم

38:45.199 --> 38:49.078
‫- تابحال ناخدای کشتی مین‌یاب بودی؟
‫- خیر

38:49.119 --> 38:52.498
‫خیلی‌خب، این دادگاه، قربان
‫مربوط به یک کشتی مین‌یاب کلاس اونجره

38:52.539 --> 38:54.917
‫که در میان یک طوفان خیلی خطرناک قرار داشته

38:54.958 --> 38:56.877
‫بله اطلاع دارم

38:56.919 --> 39:00.381
‫کشتی‌های مین‌یاب زیادی تحت فرماندهی من بودن
‫و اطلاعاتشون رو کامل مطالعه کردم

39:00.422 --> 39:02.508
‫در مورد خصوصیات

39:02.549 --> 39:06.970
‫و راهبری در آب‌و‌هوای نامساعد
‫با ناوهای کوچک‌تر فرقی ندارن

39:07.012 --> 39:09.181
‫تنها دلیلم برای این سوالات، قربان

39:09.223 --> 39:11.683
‫اینه که شما تنها شاهد
‫کارشناس راهبری کشتی هستین

39:11.725 --> 39:15.229
‫و بنظرم دادگاه باید از میزان
‫اطلاعات کارشناسیتون اطلاع پیدا کنه

39:15.270 --> 39:17.314
‫خب، در 10 سال اخیر

39:17.356 --> 39:20.818
‫در تمام شرایط قابل‌تصور
‫این کشتی‌ها رو راهبری کردم

39:20.859 --> 39:23.987
‫تابحال هدایت یک کشتی مین‌یاب
‫وسط طوفان دستم نبوده

39:24.029 --> 39:27.157
‫ولی نمی‌دونم جز فرمانده کین
‫کی دیگه توی این شرایط بوده

39:27.199 --> 39:29.243
‫احتمال همچین چیزی یک در هزاره

39:29.284 --> 39:32.371
‫پس بطور قطع میگین

39:32.413 --> 39:36.417
‫که همین قواعد در مورد یک مین‌یاب
‫وسط یک طوفان هم صدق می‌کنه؟

39:36.458 --> 39:40.587
‫در مرکز یک طوفان
‫هیچ قواعد قطعی وجود نداره

39:40.629 --> 39:43.340
‫توی همچین شرایطی
‫همه‌چیز به خود فرمانده کشتی بستگی داره

39:43.382 --> 39:45.551
‫اتفاقات زیادی با سرعت زیاد میفتن

39:45.592 --> 39:47.553
‫همم

39:47.594 --> 39:50.764
‫اون سوال فرضی
‫که وکیل محاکمه در مورد طوفان

39:50.806 --> 39:52.558
‫ازتون پرسید خاطرتون هست؟

39:52.599 --> 39:53.892
‫بله

39:53.934 --> 39:56.019
‫می‌خوام تصور کنین در این شرایط

39:56.061 --> 39:58.730
‫که باد و امواج بزرگ‌تر میشن

39:58.772 --> 40:02.276
‫بزرگ‌تر از هر چیزی میشن...
‫هرچیزی که تابحال تجربه کردین

40:02.317 --> 40:03.986
‫کنترل کشتی‌تون رو از دست دادین، قربان

40:04.027 --> 40:06.280
‫واقعاً باور دارین که ممکنه غرق بشه

40:06.321 --> 40:08.949
‫در بدترین شرایط ممکن قرار دارین

40:08.991 --> 40:12.411
‫آیا به سمت شمال حرکت می‌کنین

40:12.453 --> 40:15.956
‫یا مسیر جنوب رو ادامه میدین
‫با بادی که از پشت می‌وزه؟

40:15.998 --> 40:17.791
‫دارین شرایط خیلی غیرعادی رو توصیف می‌کنین

40:17.833 --> 40:20.043
‫بله، قربان. همینطوره
‫ترجیح میدین به سوال پاسخ ندین؟

40:20.085 --> 40:22.087
‫- جواب میدم
‫- بفرمایید

40:22.129 --> 40:24.298
‫در بدترین شرایط ممکن

40:24.339 --> 40:27.634
‫کشتی رو به سمت شمال
‫و خلاف جهت باد می‌چرخونم، اگر تونستم

40:27.676 --> 40:31.096
‫- ولی فقط در بدترین شرایط ممکن
‫- چرا؟

40:31.138 --> 40:34.099
‫چون موتورهای سکان‌هات
‫اینطوری بهترین شانس رو دارن

40:34.141 --> 40:38.562
‫برای همین. این آخرین فرصتیه
‫که برای حفظ کنترل کشتیت داری

40:38.604 --> 40:42.316
‫- ولی اینطوری برنمی‌گردین به مرکز طوفان؟
‫- مسائل مهم‌تری وجود داره

40:42.357 --> 40:44.026
‫اگر به مرز غرق شدن رسیده باشی

40:44.067 --> 40:46.111
‫دیگه شرایطتت از این بدتر نمیشه

40:46.153 --> 40:47.696
‫البته خاطرتون باشه
‫که گفتین بدترین شرایط ممکن

40:47.738 --> 40:52.367
‫بله قربان، خیلی ممنونم
‫سوال دیگه‌ای ندارم

40:52.409 --> 40:54.703
‫ناخدا، از نظر شما
‫بهترین شخص برای تشخیص اینکه

40:54.745 --> 40:57.623
‫کشتی در بدترین شرایط ممکن
‫قرار داره یا نه، کیه؟

40:57.664 --> 41:01.335
‫فقط یک نفر می‌تونه تشخیص بده
‫افسر فرمانده‌ی کشتی

41:01.376 --> 41:03.212
‫چرا، قربان؟

41:03.253 --> 41:06.548
‫نیروی دریایی این فرد رو فرمانده کشتی کرده
‫چون اطلاعاتش در مورد دریا و کشتی

41:06.590 --> 41:09.426
‫بهتر از تمام افراد اون کشتیه

41:09.468 --> 41:14.181
‫خیلی پیش میاد که یکی از افسرهای زیردست
‫فکر کنه کشتی داره غرق میشه

41:14.223 --> 41:17.267
‫درحالی‌که فقط یکم آب‌و‌هوا نامساعد شده

41:17.309 --> 41:20.103
‫خب، اینطور فکر نمی‌کنین، قربان
‫که وقتی افسرهای زیردستش

41:20.145 --> 41:22.105
‫همه موافق باشن
‫که کشتی داره غرق میشه

41:22.147 --> 41:23.857
‫فرمانده کشتی باید به حرفشون گوش کنه؟

41:23.899 --> 41:25.859
‫خیر

41:25.901 --> 41:29.196
‫وحشت کردن یکی از خطرهای مرسوم در دریاست

41:29.238 --> 41:31.365
‫مهم‌ترین کار یک فرمانده اینه که قبول نکنه

41:31.406 --> 41:34.618
‫و فقط به صدای قضاوت حرفه‌ای خودش گوش بده

41:35.911 --> 41:38.205
‫دکتر جون لاندین رو فرا می‌خونم

41:43.085 --> 41:45.212
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

41:45.254 --> 41:47.381
‫ناوسروان جون لاندین

41:47.422 --> 41:50.008
‫بخش پزشکی نیروی دریایی ایالات متحده
‫رئیس بخش روان‌پزشکی

41:50.050 --> 41:52.219
‫در بیمارستان نیروی دریایی سان‌فرانسیسکو

41:52.261 --> 41:55.222
‫آیا رئیس کمیته‌ی پزشکی بودین
‫که ناوسروان کوییگ رو معاینه کرد؟

41:55.264 --> 41:56.598
‫بله

41:56.640 --> 42:00.018
‫و معاینه‌تون چقدر طول کشید، دکتر؟

42:00.060 --> 42:03.730
‫ناوسروان رو به مدت 3 هفته‌
‫تحت مراقبت و آزمایش دائم قرار دادیم

42:03.772 --> 42:05.816
‫و کمیته به چه نتیجه‌ای رسید؟

42:05.857 --> 42:08.860
‫ناوسروان کوییگ با سلامت کامل مرخص شد

42:08.902 --> 42:13.615
‫دکتر، آیا امکانش هست
‫که دو ماه پیش، در 18 دسامبر

42:13.657 --> 42:16.410
‫ایشون در چنان شرایط
‫فروپاشی روانی قرار داشته

42:16.451 --> 42:19.538
‫که برکناریش از فرماندهی ناو موجه بوده باشه؟

42:19.580 --> 42:20.831
‫خیر

42:20.872 --> 42:22.708
‫امکانش هست که یک فرد عاقل

42:22.749 --> 42:26.670
‫اعمال توهین‌آمیز
‫ناپسند و احمقانه از خودش نشون بده؟

42:26.712 --> 42:28.422
‫هر روز اتفاق میفته

42:28.463 --> 42:31.049
‫تشخیص ندادیم که ناوسروان
‫یک افسر بی‌نقصه

42:31.091 --> 42:34.761
‫با این‌حال، میگین که برکنار کردنش
‫از فرماندهی ناو

42:34.803 --> 42:37.931
‫به دلیل بیماری روانی موجه نیست؟

42:37.973 --> 42:41.101
‫کاملاً غیرموجهه

42:41.768 --> 42:43.312
‫ممنونم

42:43.812 --> 42:46.023
‫دکتر لاندین

42:46.064 --> 42:48.066
‫تخصص من در رشته‌ی حقوقه، نه پزشکی

42:48.108 --> 42:51.612
‫برای همین امیدوارم صبوری کنید تا بتونم
‫معنی یک سری اصطلاحات تخصصی رو روشن کنم

42:51.653 --> 42:53.363
‫بله حتماً

42:53.405 --> 42:57.409
‫- قراره سوال‌های خیلی ابتدایی بپرسم
‫- خیلی‌خب

42:57.451 --> 43:00.120
‫بنظر شما ناوسروان کوییگ کاملاً عادیه؟

43:01.997 --> 43:05.334
‫خب، می‌دونین، عادی بودن
‫ در بحث روان‌پزشکی یک افسانه بیشتر نیست

43:05.375 --> 43:08.712
‫هیچ بزرگسالی بی‌مشکل نیست
‫مگر اینکه یک ضعیف‌العقل شاد باشه

43:08.754 --> 43:10.881
‫مشکلات ناوسروان کوییگ چیه؟

43:10.922 --> 43:14.551
‫میشه گفت مشکل کلی ایشون
‫داشتن عقده‌ی حقارته

43:14.593 --> 43:16.678
‫که به دلیل
‫یک کودکی ناخوشایند بوجود اومده

43:16.720 --> 43:20.015
‫و توسط یک سری تجربیات
‫در بزرگسالی، شدت پیدا کرده

43:20.057 --> 43:22.351
‫کودکی ناخوشایند از چه نظر؟

43:22.392 --> 43:24.938
‫والدین طلاق گرفته

43:24.962 --> 43:26.605
‫مشکلات مالی

43:26.647 --> 43:28.148
‫مشکلاتی در مدرسه

43:28.190 --> 43:30.525
‫و مواردی که در بزرگسالی
‫بهش شدت دادن چیا هستن؟

43:31.818 --> 43:33.278
‫در بزرگسالی

43:33.320 --> 43:35.572
‫ناوسروان از نمرات پایینش

43:35.614 --> 43:37.949
‫در کلاس آکادمی
و مسائل این چنینی ناراضی بوده

43:37.991 --> 43:39.826
‫ولی کاملاً سازگاری پیدا کرده

43:39.868 --> 43:42.954
‫همم. میشه دلایل این سازگاری رو توصیف کنین؟

43:42.996 --> 43:46.500
‫عامل اصلیش، هویتش به‌عنوان
‫یک افسر نیروی دریاییه

43:46.541 --> 43:48.960
‫عاملی حیاتی
‫در حس امنیت فردی ایشونه

43:49.002 --> 43:52.506
‫بنابراین، اضطرابی دائمی
‫در رابطه با محافظت از جایگاهش داره

43:52.547 --> 43:54.508
‫دلیل سخت‌گیریش می‌تونه همین باشه

43:54.549 --> 43:56.635
‫آیا به سختی به اعترافاتش اشتباه می‌کنه؟

43:56.677 --> 43:59.346
‫بله، البته. این به هیچ عنوان
‫ نشون‌دهنده‌ی عدم تعادل نیست

43:59.388 --> 44:02.557
‫عه، واقعاً؟
‫خب، همچین کسی کمال‌گراست؟

44:02.599 --> 44:04.643
‫همچین شخصیتی کمال‌گرا میشه

44:04.685 --> 44:06.353
‫که تمایل داشته باشه
‫سر کوچک‌ترین جزئیات

44:06.395 --> 44:07.938
‫به زیردست‌هاش پرخاش کنه

44:07.979 --> 44:11.483
‫هر اشتباهی از زیردستان غیرقابل تحمله

44:11.525 --> 44:13.568
‫چون ممکنه به اون صدمه بزنه

44:13.610 --> 44:17.572
‫ولی به اشتباهاتی
‫که خودش انجام میده اعتراف نمی‌کنه

44:17.614 --> 44:21.785
‫میشه گفت که
‫واقعیت رو در ذهن خودش بازنویسی می‌کنه

44:21.827 --> 44:23.704
‫تا هیچ تقصیری به گردنش نیفته

44:23.745 --> 44:27.499
‫دکتر، آیا تحریف واقعیت
‫یکی از نشانه‌های بیماری روانی نیست؟

44:27.541 --> 44:30.293
‫به میزانش بستگی داره

44:30.335 --> 44:32.671
‫هرکدوم از ما واقعیت خودمون رو داریم

44:32.713 --> 44:37.050
‫بله، دکتر، ولی آیا تحریف واقعیت
‫ناوسروان کوییگ، مثلاً از شما بیشتر نیست؟

44:37.092 --> 44:39.344
‫بله، نقطه ضعفش همینه

44:39.386 --> 44:41.304
‫افراد دیگه نقطه‌ ضعف‌های دیگه‌ای دارن

44:41.346 --> 44:43.473
‫قطعاً مشکل ناتوان کننده‌ای نیست

44:43.515 --> 44:48.562
‫خب، اگر ازش انتقاد بشه
‫ممکنه فکر کنه به‌ناحق داره زیر سوال میره؟

44:49.396 --> 44:51.314
‫همه‌شون بر اساس یک الگو هستن

44:51.356 --> 44:55.152
‫و همه از این فرض اساسی ناشی میشن
‫که باید سعی کنه بی‌نقص باشه

44:55.193 --> 44:56.862
‫پس تمایل داره یک‌دندگی کنه

44:56.903 --> 45:00.365
‫خب، همچین اشخاصی
‫تاحدودی شخصیت‌شون

45:00.407 --> 45:02.409
‫ انعطاف ناپذیر خواهد بود

45:02.451 --> 45:04.745
‫احساس ناامنی درونیش
‫اجازه نمیده اعتراف کنه

45:04.786 --> 45:07.706
‫که افرادی که باهاش مخالف هستن
‫ممکنه حق داشته باشن

45:07.748 --> 45:13.003
‫دکتر، الان شهادت دادین که این علائم
‫در رفتار ناوسروان کوییگ وجود داره

45:13.044 --> 45:14.713
‫انعطاف ناپذیری شخصیت

45:14.755 --> 45:16.465
‫احساس ستم‌دیدگی

45:16.506 --> 45:18.550
‫شک نامعقول

45:18.592 --> 45:20.260
‫اجتناب از واقعیت

45:20.302 --> 45:22.304
‫اضطراب در زیر فشار

45:22.345 --> 45:24.848
‫داشتن فرض اساسی واهی

45:24.890 --> 45:27.726
‫و یک احساس وسواس‌گونه‌ی حق به جانب بودن

45:27.768 --> 45:31.104
‫همه‌شون خفیف هستن، جناب
‫همه‌شون به‌خوبی جبران شدن

45:31.146 --> 45:33.148
‫بله، دکتر، بله

45:33.190 --> 45:37.319
‫ولی آیا عنوان خاصی در روان‌پزشکی وجود داره
‫اسمی که مخصوص این سندروم باشه؟

45:37.360 --> 45:40.197
‫سندروم؟ کی حرف از سندروم زد؟

45:40.238 --> 45:42.639
‫دارین به‌ اشتباه
‫از این اصطلاح استفاده می‌کنین

45:42.663 --> 45:44.743
‫هیچ سندرومی نیست
‫چون بیماری‌ای وجود نداره

45:44.785 --> 45:46.703
‫جور دیگه‌ای بیانش می‌کنم

45:46.745 --> 45:48.914
‫آیا تمام این علائم

45:48.955 --> 45:53.043
‫از علائم یک اختلال روانی خاص هستن؟
‫یک بیماری متداول در روان‌پزشکی؟

45:53.084 --> 45:55.587
‫- می‌دونم منظورتون از این سوالات چیه
‫- خب؟

45:55.629 --> 45:59.883
‫از علائم شخصیت پارانوئید هستن
‫ولی این یک بیماری ناتوان‌‌کننده نیست

45:59.925 --> 46:02.135
‫دکتر... فرمودین چه شخصیتی؟

46:02.177 --> 46:04.054
‫پارانوئید

46:04.095 --> 46:07.224
‫- پارانوئید؟
‫- بله، پارانوئید

46:09.768 --> 46:12.771
‫خب، دکتر، در...

46:14.523 --> 46:17.984
‫در یک شخصیت پارانوئید
‫مثل ناوسروان کوییگ

46:18.026 --> 46:19.903
‫آیا... می‌خوام...

46:19.945 --> 46:22.113
‫می‌خوام یک سوال فرضی ازتون بپرسم

46:22.155 --> 46:24.616
‫آیا یک شخص می‌تونه
‫شخصیت پارانوئیدی داشته باشه

46:24.658 --> 46:27.202
‫که برای انجام وظیفه‌
‫به عنوان زیردست باعث ناتوانی نشه

46:27.244 --> 46:28.829
‫ولی باعث ناتوانی در فرماندهی بشه؟

46:28.870 --> 46:30.997
‫قابل تصوره

46:31.039 --> 46:34.209
‫و آیا این عامل ناتوان کننده
‫در معاینه‌ی شخصی مشخص میشه؟

46:34.251 --> 46:36.253
‫با یک روان‌پزشک ماهر، آره

46:36.294 --> 46:39.005
‫چرا؟ منظورم اینه که
‫چه نیازی به روان‌پزشک هست؟

46:39.047 --> 46:42.008
‫یک شخص باهوش و تحصیل‌کرده
‫نمی‌تونه یک شخص پارانوئید رو تشخیص بده؟

46:42.050 --> 46:44.928
‫خب، مشخصه که چندان
‫با الگوی علائمش آشنایی ندارین

46:44.970 --> 46:47.389
‫مشخصه‌ی این اختلال روانی

46:47.430 --> 46:51.852
‫داشتن ظاهری بشدت معقول و عادی

46:51.893 --> 46:54.354
‫بخصوص در حق به جانب بودنه

46:54.396 --> 46:56.314
‫حق به جانب بودن

46:56.356 --> 46:58.024
‫ممنونم، دکتر

46:59.150 --> 47:00.527
‫سوال دیگه‌ای ندارم

47:00.569 --> 47:02.863
‫دادگاه می‌خواد یک نکته رو روشن کنه

47:02.904 --> 47:04.777
‫دکتر، آیا...

47:04.801 --> 47:07.617
‫آیا امکانش هست...

47:07.659 --> 47:10.328
‫خب، بذارین اینطوری بیانش کنم

47:10.370 --> 47:12.205
‫به فرض مثال، یک مرد با همچین حالت خفیفی

47:12.247 --> 47:16.126
‫در زمان اضطراب‌های
‫معمول فرماندهیش ناتوان نمیشه

47:16.167 --> 47:17.930
‫حالا فرض کنیم تمام این اضطراب‌ها

47:17.954 --> 47:20.881
‫به دلیل یک موقعیت اضطراری شدید
‫چندین و چند برابر میشن

47:20.922 --> 47:23.842
‫آیا اونوقت امکانش هست
‫که تصمیمات اشتباه بگیره؟

47:23.884 --> 47:25.594
‫امکانش هست، قربان

47:25.635 --> 47:28.763
‫البته، اضطراب شدید
‫این کار رو با هرکسی می‌کنه

47:28.805 --> 47:30.765
‫ولی قرار نیست
‫با افسرهای فرماندهی همچین کاری کنه

47:30.807 --> 47:35.020
‫خیر، ولی بخوایم عملاً بگیم، قربان
‫اون‌ها هم انسانن

47:38.607 --> 47:41.192
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

47:41.234 --> 47:43.945
‫الن برد، پزشک
‫نیروی ذخیره‌ی نیروی دریایی ایالات متحده

47:43.987 --> 47:46.948
‫ازم خواسته شد
‫در تیم ارزیابی روانی حضور داشته باشم

47:46.990 --> 47:49.451
‫در همون کمیته‌ای به ریاست دکتر لاندین

47:49.492 --> 47:52.787
‫که اخیراً سلامت روانی
‫ناوسروان کوییگ رو بررسی کرد؟

47:52.829 --> 47:54.998
‫- بله
‫- و کمیته به چه نتیجه‌ای رسید؟

47:55.040 --> 47:58.168
‫به این نتیجه رسیدیم که ناوسروان درحال حاضر
‫ از سلامت کافی برای فرماندهی برخورداره

47:58.209 --> 48:00.587
‫و تابحال فاقد صلاحیت نبوده

48:00.629 --> 48:03.423
‫هیچ اثری مبنی بر اینکه ناوسروان کوییگ

48:03.465 --> 48:06.760
‫چیزی به عنوان
‫شخصیت پارانوئیدی داره پیدا کردین؟

48:06.801 --> 48:10.889
‫خب، من ترجیح میدم بهش بگم
‫شخصیت وسواسی با علائم پارانوئیدی

48:10.931 --> 48:14.976
‫- صحیح، ولی بیانگر عدم صلاحیت روانی نیست
‫- خیر

48:15.018 --> 48:18.229
‫پس قبول دارید، دکتر
‫که ناوسروان کوییگ اکنون دارای سلامت روانیه

48:18.271 --> 48:21.024
‫و مطمئناً در تاریخ 18 دسامبر هم
‫سلامت روانی داشته

48:21.066 --> 48:23.318
‫زمانی که به دلیل بیماری روانی
‫از فرماندهی برکنار شده؟

48:23.360 --> 48:25.403
‫بصورت متفق القول
‫به همین نتیجه رسیدیم

48:25.445 --> 48:27.447
‫ممنونم، دکتر

48:27.489 --> 48:29.282
‫دکتر برد

48:29.324 --> 48:32.535
‫آیا آموزش تخصصی
‫در زمینه‌ی روان‌کاوی دیدین؟

48:32.577 --> 48:34.412
‫بله

48:34.454 --> 48:37.207
‫خیلی‌خب، و در روان‌کاوی
‫چیزی به عنوان بیماری روانی وجود داره؟

48:37.248 --> 48:39.960
‫افراد پریشان‌ داریم و افراد سازگار

48:40.001 --> 48:41.962
‫ولی این اصطلاحات
‫"پریشان" و "سازگار"

48:42.003 --> 48:44.464
‫در اصطلاح عامیانه و به قول خودمون

48:44.506 --> 48:46.549
‫کمابیش به معنی
‫"بیمار" و "سالم" هستن

48:46.591 --> 48:48.635
‫به‌زحمت، ولی بله

48:48.677 --> 48:53.515
‫از نظر شما ناوسروان کوییگ
‫از عقده‌ی حقارت رنج می‌بره؟

48:53.556 --> 48:57.268
‫بله، ولی... به‌خوبی جبران شده

48:57.310 --> 48:59.980
‫تفاوتی بین "جبران شده"
‫و "سازگار" وجود داره؟

49:00.021 --> 49:01.189
‫بله قطعاً

49:01.231 --> 49:03.817
‫خیلی‌‌خب، میشه لطفاً برامون توضیح بدین؟

49:03.858 --> 49:06.236
‫خب، فرضاً یک مرد از یک

49:06.277 --> 49:09.906
‫اختلال روانی عمیق رنج می‌بره

49:09.948 --> 49:13.994
‫می‌تونه با پیدا کردن روش‌هایی
‫برای بروز رانه‌های بخصوصش اون‌ رو جبران کنه

49:14.035 --> 49:16.932
‫خیلی‌خب، پس، ناوسروان کوییگ

49:16.956 --> 49:19.207
‫تابحال روان‌کاوی شده؟

49:19.249 --> 49:21.876
‫- نه
‫- پس به بیان خودتون، یک شخص پریشانه؟

49:21.918 --> 49:24.754
‫بله، هست. اما توسط این پریشانی ناتوان نشده

49:24.796 --> 49:27.007
‫خیلی‌خب، چطوری جبرانش کرده؟

49:28.258 --> 49:29.968
‫عمدتاً از دو راه

49:30.010 --> 49:33.096
‫روش پارانوئیدی
‫که بی‌فایده‌ست و مطلوب نیست

49:33.138 --> 49:36.808
‫و حرفه‌ش در نیروی دریایی
‫که بشدت سودمند و مطلوبه

49:36.850 --> 49:39.686
‫بله، دکتر، متوجه اون حرکت کوچیکی
‫که با دست‌هاش انجام میده شدین؟

49:39.728 --> 49:41.438
‫- منظورتون چرخوندن توپ‌های فلزیه؟
‫- بله

49:41.479 --> 49:43.273
‫میشه لطفاً برامون توصیفش کنید؟

49:43.314 --> 49:45.859
‫چرخوندن پیوسته‌ی دو مهره در دست‌هاشه

49:45.900 --> 49:48.611
‫اوهوم. چرا این‌کارو می‌کنه؟

49:48.653 --> 49:51.322
‫اوه، دست‌هاش می‌لرزه

49:51.364 --> 49:54.242
‫این‌کارو می‌کنه که
‫ لرزشش رو مخفی و متوقف کنه

49:54.284 --> 49:55.535
‫چرا دست‌هاش می‌لرزه؟

49:55.577 --> 49:58.747
‫تنش درونی. یکی از علائم ظاهریشه

49:58.788 --> 50:01.249
‫دکتر، شهادت دادی که ناوسروان کوییگ

50:01.291 --> 50:03.960
‫فردی پریشان و ناسازگاره، درسته؟

50:04.002 --> 50:06.379
‫- بله
‫- بله، پس به زبان عامیانه، بیماره

50:06.421 --> 50:08.715
‫درسته؟

50:08.757 --> 50:12.177
‫یادمه که شباهت کمابیش
‫عناوین "پریشان" و "بیمار" رو قبول کردم

50:12.218 --> 50:14.637
‫ولی اگر بر این اساس باشه
‫آدمای خیلی زیادی بیمار هستن

50:14.679 --> 50:17.682
‫بله، دکتر، ولی موضوع این دادگاه
‫فقط بیماری ناوسروان کوییگه

50:17.724 --> 50:21.478
‫اگر بیماره، کمیته‌ی شما
‫چطوری اون رو کاملاً سالم تشخیص داده؟

50:21.519 --> 50:24.981
‫دارین با کلمات بازی می‌کنین
‫ما هیچ ناتوانی پیدا نکردیم

50:25.023 --> 50:27.400
‫دکتر، فقط یک لحظه فرض کنین

50:27.442 --> 50:31.029
‫که شروط لازم برای فرماندهی
‫خیلی فراتر از چیزی هستن که شما باور دارین

50:31.071 --> 50:34.240
‫حتی این بیماری خفیف هم باعث نمیشه
‫که ایشون رو ناتوان کنه؟

50:34.282 --> 50:36.701
‫- این سوال بطرز مسخره‌ای فرضیه، چون...
‫- عه، واقعاً؟

50:36.743 --> 50:38.870
‫- تابحال به دریا اعزام شدین، دکتر؟
‫- نه

50:38.912 --> 50:41.915
‫نه؟ چند وقته در نیروی دریایی خدمت می‌کنین؟

50:41.956 --> 50:43.249
‫- پنج ماه
‫- پنج ماه؟

50:43.291 --> 50:45.919
‫- پنج... گمونم الان شده شش ماه
‫- شش ماه

50:45.960 --> 50:47.962
‫شش ماه در نیروی دریایی خدمت کردین

50:48.004 --> 50:51.424
‫تا قبل از این پرونده
‫با فرماندهان کشتی‌ها برخورد داشتین؟

50:51.466 --> 50:52.592
‫- نه
‫- نه؟

50:52.634 --> 50:54.052
‫پس شروط لازم برای فرماندهی کشتی رو

50:54.094 --> 50:55.470
‫بر چه اساس تعیین کردین؟

50:55.512 --> 50:57.430
‫اطلاعات عمومی خودم

50:57.472 --> 51:00.433
‫بنظر شما نیازه یک شخص
‫توانایی‌های استثنایی داشته باشه

51:00.475 --> 51:03.353
‫بشدت بااستعداد و بشدت خبره باشه
‫تا بتونه فرمانده‌ یک ناو نظامی بشه؟

51:03.394 --> 51:04.771
‫- نه
‫- نه. واقعاً؟

51:04.813 --> 51:07.190
‫- بشدت بااستعداد نه
‫- پس چی؟

51:07.232 --> 51:09.734
‫- فردی با واکنش‌های معقول
‫- معقول؟

51:09.776 --> 51:11.820
‫- هوش نسبتاً بالا
‫- نسبتاً بالا؟

51:11.861 --> 51:14.239
‫آموزش و تجربه‌ی کافی، ولی...

51:14.280 --> 51:17.242
‫همچین چیزهایی
‫برای یک روان‌پزشک حاذق کافیه؟

51:17.283 --> 51:19.119
‫نه چندان

51:19.160 --> 51:21.371
‫پس به بیان دیگه
‫یک روان‌پزشک بودن

51:21.412 --> 51:24.040
‫از فرمانده‌ی یک ناو
‫نظامی آمریکایی بودن سخت‌تره

51:24.082 --> 51:26.709
‫خب... نیازمند توانایی‌های متفاوتی هستن

51:26.751 --> 51:28.962
‫شما داری مقایسه می‌کنی، نه من

51:29.003 --> 51:31.756
‫نه، دکتر، شما بودی که گفتی
‫فکر نمی‌کنی بیماری ناوسروان کوییگ

51:31.798 --> 51:34.092
‫ایشون رو برای فرماندهی ناتوان بکنه

51:34.134 --> 51:37.595
‫من فقط میگم از اونجایی که
‫اطلاعات خیلی کمی در مورد شروط فرماندهی داری

51:37.637 --> 51:39.472
‫شاید نتیجه‌گیریت اشتباه باشه

51:39.514 --> 51:41.975
‫- خب، من حرف شما رو رد می‌کنم
‫- واقعاً؟ چرا؟

51:42.016 --> 51:44.269
‫چون عامداً کلمه‌ی "بیمار" رو جایگزین کردین

51:44.310 --> 51:46.896
‫- که کلمه‌ای نادرسته که دودستگی ایجاد می‌کنه
‫- واقعاً؟

51:46.938 --> 51:48.648
‫- چیکار می‌کنه دکتر؟ چیکار می‌کنه؟
‫- دو دستگی ایجاد می‌کنه

51:48.690 --> 51:50.483
‫- دو دستگی ایجاد می‌کنه
‫- من هرگز نگفتم بیمار

51:50.525 --> 51:53.319
‫دانش من از شروط لازم برای فرماندهی کافیه

51:53.361 --> 51:56.114
‫وگرنه عدم صلاحیت خودم
‫برای عضویت در کمیته رو اعلام می‌کردم

51:56.156 --> 51:57.824
‫شاید نیاز بود اعلام می‌کردین

51:57.866 --> 51:59.534
‫اعتراض دارم!
‫دارن شاهد رو سوال‌پیچ می‌کنن!

51:59.576 --> 52:01.661
‫جمله‌ی آخرم رو پس می‌گیرم

52:01.703 --> 52:03.580
‫سوال دیگه‌ای ندارم

52:03.621 --> 52:06.249
‫دکتر، وکیل مدافع کلماتی رو
‫ در دهان شما گذاشته

52:06.291 --> 52:08.585
‫که مطمئنم منظور شما نبوده

52:08.626 --> 52:11.462
‫بعید می‌دونم تونسته باشه
‫کلماتی توی دهن من بذاره

52:11.504 --> 52:14.507
‫دکتر، این برداشت رو از حرف‌های شما کرد
‫که ناوسروان کوییگ بیماره

52:14.549 --> 52:17.677
‫- مطمئناً شما...
‫- من در استفاده‌ از واژه‌ها دقت می‌کنم

52:17.719 --> 52:20.889
‫من از واژه‌ی "بیمار" استفاده نکردم

52:20.930 --> 52:25.727
‫ناوسروان کوییگ قطعاً برای فرماندهی
‫ناتوان نیست، که تنها موضوع دادگاه هم همینه

52:28.813 --> 52:30.356
‫دادستانی شاهد دیگه‌ای نداره

52:32.066 --> 52:33.693
‫مدافع، شاهد خود رو فرا بخونین

52:34.903 --> 52:36.696
‫متهم رو فرا می‌خونم

52:38.072 --> 52:41.784
‫- متهم اجازه‌ می‌خواد شهادت بده؟
‫- بله قربان

52:41.826 --> 52:43.828
‫این حق رو داری که در جایگاه شهود حاضر نشی

52:43.870 --> 52:46.706
‫اگر شهادت ندی
‫این نکته بر علیهت استفاده نمیشه

52:46.748 --> 52:50.376
‫ولی اگر شهادت بدی، ممکنه
‫تحت سوالات شدیدی قرار بگیری

52:50.418 --> 52:52.295
‫بله متوجهم، قربان

52:52.337 --> 52:54.255
‫می‌تونی به جایگاه شهود بیای

52:57.425 --> 52:59.928
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

52:59.969 --> 53:01.346
‫استیو ماریک
‫ناوبان یکم، نیروی دریایی ایالات متحده

53:01.387 --> 53:03.223
‫افسر اجرایی یو‌اس‌اس کین

53:03.264 --> 53:05.767
‫- آیا شما متهم این دادگاه نظامی هستی؟
‫- بله

53:05.808 --> 53:08.186
‫شغلت در زندگی غیرنظامی چی بوده؟

53:08.228 --> 53:10.980
‫به پدرم توی شغل ماهیگیریش کمک می‌کردم
‫دو تا قایق داریم

53:11.022 --> 53:12.941
‫- کجا؟
‫- سان‌فرانسیسکو

53:12.982 --> 53:15.360
‫پس قبل از عضویت در نیروی دریایی
‫با مشکلات راهبری

53:15.401 --> 53:17.195
‫کشتی‌های اقیانوس‌پیما آشنایی داشتی؟

53:17.237 --> 53:19.697
‫بله، از 14 سالگی سوار قایق می‌شدم

53:19.739 --> 53:23.368
‫آیا در تاریخ 18 دسامبر 2022
‫فرمانده‌ی یو‌اس‌اس کین رو برکنار کردی؟

53:23.409 --> 53:25.453
‫بله، کردم

53:25.495 --> 53:28.039
‫- وقتی فرمانده‌ش رو برکنار کردی
‫کین به مشکل برخورده بود؟ - بله

53:28.081 --> 53:31.584
‫- بر چه اساس همچین نتیجه‌ای می‌گیری؟
‫- خب، بر اساس چند چیز

53:31.626 --> 53:33.211
‫نمی‌تونستیم جهت حرکت‌مون رو حفظ کنیم

53:33.253 --> 53:35.588
‫- در عرض یک ساعت 3 بار "بروچ" شدیم
‫- "بروچ"؟

53:35.630 --> 53:39.217
‫بله، هر ده دقیقه باد و امواج کنترل کشتی رو
‫به دست می‌گرفتن و مسیر ما رو منحرف می‌کردن

53:39.259 --> 53:42.095
‫اونقدر بدجور رول می‌خوردیم
‫که زاویه‌سنج نمی‌تونست محاسبه کنه

53:42.136 --> 53:45.431
‫از توی پل فرماندهی آب خالی می‌کردیم
‫ژنراتورها داشتن از کار میفتادن

53:45.473 --> 53:48.059
‫کشتی به تنظیمات اضطراری
‫سکان و موتور جواب نمی‌داد

53:48.101 --> 53:49.560
‫گم شده بودیم
‫و کنترل رو از دست داده بودیم

53:49.602 --> 53:51.688
‫- و این رو به اطلاع فرمانده‌ت رسوندی؟
‫- بله

53:51.729 --> 53:55.775
‫یک ساعت مرتباً بهش می‌گفتم. التماسش کردم
‫ که به سمت شمال و برخلاف جهت باد بچرخیم

53:55.817 --> 53:57.277
‫پاسخش چی بود؟

53:57.318 --> 54:00.780
‫خب، اکثراً فقط مبهوت نگاه می‌کرد
‫ و جوابی نمی‌داد

54:01.698 --> 54:03.533
‫آقای ماریک

54:03.574 --> 54:07.370
‫از کی شروع به تهیه‌ی گزارش پزشکی
‫از ناوسروان کوییگ کردی؟

54:07.412 --> 54:09.747
‫کمی بعد از حادثه‌ی مین‌ها
‫ که در تنگه‌ی هرمز اتفاق افتاد

54:09.789 --> 54:10.822
‫چرا شروع به تهیه کردی؟

54:10.846 --> 54:13.543
‫داشتم فکر می‌کردم شاید ناوسروان
‫مشکل روانی داشته باشه

54:13.584 --> 54:16.170
‫- چرا؟
‫- بخاطر قضیه‌ی نشانه‌ی جوهر زرد

54:16.212 --> 54:19.882
‫منظورت حادثه‌ایه که باعث شد
‫ناوسروان لقب "زردک پیر" رو کسب کنه؟

54:19.924 --> 54:21.134
‫بله

54:21.175 --> 54:23.511
‫آیا این اتفاق رو به چشم دیدی؟

54:23.553 --> 54:25.471
‫من ناوبر بودم. همون‌جا توی پل فرماندهی بودم

54:25.513 --> 54:28.099
‫لطفاً این اتفاق "زردک" رو توضیح بده

54:29.434 --> 54:32.395
‫سه روز از شروع ماموریت مین‌یابی
‫با دو کشتی مین‌یاب دیگه می‌گذشت

54:32.437 --> 54:33.938
‫اوهوم

54:33.980 --> 54:36.774
‫در کم‌عرض‌ترین منطقه‌ی تنگه

54:36.816 --> 54:38.776
‫سه روز از شروع ماموریت مین‌یابی

54:38.818 --> 54:40.820
‫با دو کشتی مین‌یاب دیگه می‌گذشت

54:40.862 --> 54:42.822
‫در کم‌عرض‌ترین منطقه‌ی تنگه

54:42.864 --> 54:44.824
‫میدانی از مین‌های صوتی رو کشف کردیم

54:44.866 --> 54:46.993
‫و دستور گرفتیم با استفاده از مواد منفجره‌
‫ در همون محل نابودشون کنیم

54:47.035 --> 54:50.330
‫کار ظریفیه. باید درست انجام بشه

54:50.371 --> 54:52.999
‫کمی اونجا چرخیدیم

54:53.041 --> 54:56.085
‫و بعد ناوسروان تصمیم گرفت
‫مواد منفجره رو نندازه

54:56.127 --> 54:58.129
‫و یه بهونه در مورد
‫تجهیزات معیوب تحویل‌مون داد

54:58.171 --> 55:00.840
‫تجهیزات رو بررسی کردم
‫کاملاً سالم بودن

55:00.882 --> 55:02.759
‫ولی ناوسروان گوشش بدهکار نبود

55:02.800 --> 55:05.303
‫گفت مسئولش بی‌کفایته
‫و خودش بهتر می‌دونه

55:05.345 --> 55:08.097
‫برای همین یک نشانه‌ی
‫جوهر زرد انداختیم توی آب

55:08.139 --> 55:10.266
‫و به بقیه‌ی مین‌یاب‌ها بی‌سیم زدیم
‫که مین‌ها رو نابود کنن

55:10.308 --> 55:14.145
‫اونا هم گفتن سرعتمون رو کم کنیم...
‫ولی ما با تمام سرعت زدیم به چاک

55:14.187 --> 55:15.521
‫"با تمام سرعت"
‫خب، آقای ماریک...

55:15.563 --> 55:18.066
‫دادگاه می‌خواد سوالی از شاهد بپرسه

55:18.107 --> 55:21.819
‫ناوبان، میگی تجهیزات کاملاً سالم بود
‫خودت شخصاً بررسیشون کردی؟

55:21.861 --> 55:24.405
‫بله قربان، همراه کارشناس الکترونیک ارشد
‫و افراد بخش سونار

55:24.447 --> 55:26.449
‫سالم بود. تجهیزات هیچ ایرادی نداشت

55:26.491 --> 55:29.118
‫و بعد از اینکه رفتین
‫ آیا بابت امواج انفجارهای زیرآبی

55:29.160 --> 55:30.745
‫خطری تهدیدتون کرد؟

55:30.787 --> 55:32.472
‫نه. نه، خطری نبود

55:32.514 --> 55:34.247
‫کشتی‌های مین‌یاب
‫جوری طراحی شدن که در مقابل

55:34.271 --> 55:36.041
‫این چیزها مقاوم باشن
‫همیشه کارمون همینه

55:36.083 --> 55:39.295
‫خب، گفتی کشتی‌ها بهتون علامت دادن
‫ که سرعتتون رو کم کنید

55:39.337 --> 55:41.964
‫- بله، قربان
‫- این رو به اطلاع ناوسروان رسوندین؟

55:42.006 --> 55:43.716
‫شخصاً خودم به اطلاعش رسوندم

55:43.758 --> 55:45.510
‫اطلاع داشت که داره از محل مقرر شده‌ش

55:45.551 --> 55:47.970
‫در گروه مین‌یابی خارج میشه؟

55:48.012 --> 55:50.556
‫برای تمام افراد پل فرماندهی واضح بود
‫خودم به این موضوع اشاره کردم

55:50.598 --> 55:52.725
‫گفتم داریم الگوی مین‌یابی رو خراب می‌کنیم

55:52.767 --> 55:55.019
‫گفتم بقیه‌ی کشتی‌ها متوجه نمیشن
‫مین‌ها رو کجا پیدا کردیم

55:55.061 --> 55:59.482
‫و بعد گفت "خب، یک نشانه‌ی
‫جوهر زرد می‌اندازیم توی آب"

55:59.524 --> 56:01.401
‫می‌تونی ادامه بدی

56:01.442 --> 56:04.779
‫آقای ماریک، چرا فوراً
‫نرفتی پیش مافوق‌هات

56:04.821 --> 56:07.490
‫که تردیدت در مورد سلامت روانی
‫ ناوسروان کوییگ رو بیان کنی؟

56:07.532 --> 56:10.368
‫حس می‌کردم اگر گزارش داشته باشم
‫بهتر می‌تونم اثباتش کنم

56:10.410 --> 56:12.453
‫همون‌موقع تصمیم گرفتم
‫شروع به نوشتن گزارش پزشکی کنم

56:12.495 --> 56:15.915
‫اگر اشتباه می‌کردم، می‌سوزوندمش
‫دور از دسترس همه نگهش داشتم

56:15.957 --> 56:17.834
‫و از نظر شما

56:17.875 --> 56:20.503
‫چه اتفاقاتی در این گزارش پزشکی ثبت می‌شدن؟

56:20.545 --> 56:22.713
‫هر عملی که بنظر
‫غیرعادی یا عجیب میومد

56:22.755 --> 56:24.757
‫- مثل چی؟
‫- مثل دستگاه قهوه‌ساز

56:24.799 --> 56:26.342
‫- قضیه‌ی دستگاه قهوه‌ساز؟
‫- بله

56:26.384 --> 56:28.177
‫خب، لطفاً قضیه‌ی
‫دستگاه قهوه‌ساز رو توضیح بده

56:28.219 --> 56:30.096
‫یک دستگاه قهوه‌ساز
‫توی سالن غذاخوری افسرها گذاشته بودیم

56:30.138 --> 56:31.961
‫و ناوسروان خیلی قهوه دوست داشت

56:31.985 --> 56:33.808
‫ولی باید حواستو خیلی جمع می‌کردی

56:33.850 --> 56:36.352
‫نباید زیادی توی برق می‌ذاشتیش
‫وگرنه می‌سوخت

56:36.394 --> 56:38.563
‫دقیقاً همین اتفاق هم افتاد

56:38.604 --> 56:40.857
‫یکی از افراد کشیک سالن غذاخوری
‫یادش رفت اونو از برق بکشه

56:40.898 --> 56:43.109
‫و دستگاه... کاملاً سوخت

56:43.151 --> 56:45.778
‫و هیچکدوم اعتراف نمی‌کرد کار کدومشونه

56:45.820 --> 56:49.449
‫برای همین ناوسروان دستور داد
‫تمام افسرهای کشتی برای سوال‌و‌جواب جمع بشن

56:49.490 --> 56:51.409
‫تا بفهمیم کی دستگاه قهوه‌ساز رو سوزونده

56:51.451 --> 56:55.079
‫که... ببینین، خودش به تنهایی
‫مسئله‌ی مسخره‌ایه

56:55.121 --> 56:57.957
‫ولی این جلسه 36 ساعت طول کشید

56:59.333 --> 57:00.918
‫تمام کارهای کشتی تعلیق شدن

57:00.960 --> 57:03.337
‫و همه‌مون همونجا
‫توی سالن غذاخوری افسرها نشسته بودیم

57:03.379 --> 57:06.090
‫داریم از شدت خواب می‌میریم
‫نیاز داریم دوش بگیریم

57:06.132 --> 57:08.676
‫و داریم سعی می‌کنیم بفهمیم کدوم یکی از این
‫ بدبخت‌های بیچاره دستگاه قهوه‌ساز رو سوزونده

57:08.718 --> 57:12.013
‫و اونا اونقدر ترسیده بودن
‫که فکر می‌کردن کار هرکی باشه تیربارون میشه

57:12.054 --> 57:13.890
‫ترجیح می‌دادن بمیرن ولی بهمون نگن

57:13.931 --> 57:16.309
‫برای همین، بالاخره
‫رفتم سراغ ناوسروان

57:16.350 --> 57:19.437
‫و گفتم تمام افسرها اعتراف می‌کنن
‫بازجوهای بی‌کفایتی هستن

57:19.479 --> 57:21.898
‫و حاضرن در گزارش صلاحیت‌شون ثبت بشه

57:21.939 --> 57:26.152
‫ولی نمی‌تونیم بفهمیم کی بیش از اندازه
‫دستگاه قهوه‌ساز رو توی برق ول کرده

57:26.194 --> 57:29.322
‫اونم توی دفتر سیاهش علامت زد
‫و جلسه‌ی سوال‌و‌جواب رو لغو کرد

57:29.363 --> 57:32.158
‫مسائل از این قبیل
‫یا قضیه‌ی آب

57:32.200 --> 57:33.409
‫- قضیه‌ی آب
‫- بله

57:33.451 --> 57:35.786
‫لطفاً قضیه‌ی آب رو توضیح بده

57:35.828 --> 57:39.957
‫- ببینین، همه‌ش توی گزارش هست
‫- می‌دونم، ولی لطفاً قضیه‌ی آب رو توضیح بده

57:39.999 --> 57:42.752
‫ناوسروان وسط طوفان گردوخاک
‫به مدت دو روز

57:42.793 --> 57:44.754
‫مصرف آب رو برای تمام خدمه محدود کرد

57:44.795 --> 57:48.424
‫چون دیده بود یکی از ملوان‌ها
‫در حین انجام وظیفه، داره دوش می‌گیره

57:48.466 --> 57:51.385
‫یا چیزهای کاملاً احمقانه
‫مثل قضیه‌ی پنیر

57:51.427 --> 57:52.970
‫- قضیه‌ی پنیر؟
‫- توت‌فرنگی... بله

57:53.012 --> 57:56.098
‫قضیه‌ی پنیر؟
‫ من قضیه‌ای در مورد پنیر یادم نمیاد

57:56.140 --> 57:59.268
‫قضیه مربوط به اولین کشتیه که ناوسروان
‫در زمان "ناواستوار" بودنش توش خدمت می‌کرد

57:59.310 --> 58:02.480
‫مدام پنیر از فروشگاه کشتی ناپدید می‌شد

58:02.522 --> 58:04.690
‫و ناوسروان تحقیق کرد
‫و مچ یک ملوان رو گرفت

58:04.732 --> 58:08.361
‫که یک کلید
‫ از روی کلید قفل یخچال ساخته بود

58:08.402 --> 58:10.530
‫بخاطر پیدا کردن این دزد

58:10.571 --> 58:12.740
‫یک تقدیرنامه دریافت کرد

58:12.782 --> 58:15.326
‫در طی زمان صلح بوده
‫برای همین طبیعتاً خیلی بهش افتخار می‌کنه

58:15.368 --> 58:19.288
‫برای همین وقتی قضیه‌ی توت‌فرنگی پیش اومد
‫اصرار می‌کرد مثل همون قضیه‌ست

58:19.330 --> 58:20.873
‫و فقط کافیه کسی رو پیدا کنیم

58:20.915 --> 58:23.834
‫که از کلید یخچال اتاق غذاخوری افسرها
‫یک کلید ساخته

58:23.876 --> 58:25.962
‫ولی خب همچین حرفی واقعاً مضحکه

58:26.003 --> 58:29.507
‫بازم کار یکی از ملوان‌هایی بود
‫که مسئول کشیک سالن غذاخوری شده بود

58:29.549 --> 58:32.260
‫همه‌مون می‌دونستیم
‫اونا بسته‌ی توت‌فرنگی رو خوردن

58:32.301 --> 58:33.719
‫باقی‌مونده‌ی غذای سالن افسرها بود

58:33.761 --> 58:35.805
‫حق داشتن بخورن
‫رسم همین بود

58:35.846 --> 58:37.765
‫ولی وقتی ناوسروان
‫بابت توت‌فرنگی‌ها قاطی کرد

58:37.807 --> 58:39.642
‫وحشت کردن، گفتن نمی‌دونن
‫کی اونا رو خورده

58:39.684 --> 58:42.436
‫و ناوسروان اونقدر از تئوریش مطمئن بود
‫که حرفشون رو باور کرد

58:42.478 --> 58:44.605
‫- برای همین دستور داد دنبال کلید بگردین
‫- بله، قربان

58:44.647 --> 58:49.360
‫هیچوقت ناوسروان رو اونقدر خوشحال
‫ندیده بودیم، چه قبلش و چه بعدش

58:49.402 --> 58:52.280
‫قضیه‌ی پنیر بازم داره براش تکرار میشه

58:52.321 --> 58:54.907
‫شخصاً جستجو رو سازماندهی کرد

58:54.949 --> 58:57.535
‫تمام کلیدهای کشتی رو جمع کردیم

58:57.577 --> 59:01.330
‫یه مشت جعبه داشتیم...
‫بشکه‌های پر از کلید

59:01.372 --> 59:03.416
‫سرجمع 2800 تا کلید بودن

59:03.457 --> 59:05.668
‫که روی هرکدوم
‫برچسب اسم صاحبش خورده بود

59:05.710 --> 59:09.046
‫و محض احتیاط، از دماغه تا عقب کشتی رو گشتیم

59:09.088 --> 59:11.716
‫از دکل رادار تا خَن کشتی

59:11.757 --> 59:13.134
‫خدمه رو لخت کردیم

59:13.175 --> 59:15.011
‫- لخت کردین؟
‫- بله قربان، لخت کردیم

59:15.052 --> 59:17.471
‫همه‌شون رو به خط کردیم
‫لخت مادرزاد

59:17.513 --> 59:19.765
‫و لباس‌هاشون رو تکوندیم

59:19.807 --> 59:22.727
‫کمدهاشون رو گشتیم
‫تمام سوراخ‌ سنبه‌های کشتی رو گشتیم

59:22.768 --> 59:25.396
‫سینه‌خیز رفتیم توی خن‌ کشتی
‫و وزنه‌های سربی رو درآوردیم

59:25.438 --> 59:27.148
‫هرکدوم 90 کیلو هستن

59:27.189 --> 59:30.359
‫این قضیه 3 روز ادامه داشت

59:30.401 --> 59:32.403
‫- سه روز؟
‫- بله، قربان

59:32.445 --> 59:34.498
‫همه‌ش بخاطر کلیدی

59:34.522 --> 59:36.574
‫که وجود خارجی نداشت

59:36.616 --> 59:39.641
‫برای همین، وقتی دیدم ناوسروان

59:39.665 --> 59:41.329
‫کنار یخچال نشسته

59:41.370 --> 59:43.247
‫و کلیدها رو دونه دونه
‫از توی بشکه درمیاره

59:43.289 --> 59:45.488
‫و ساعت‌ها با شوق و ذوق

59:45.512 --> 59:47.710
‫روی قفل امتحان‌شون می‌کنه

59:47.752 --> 59:49.837
‫تسلیم شدم

59:49.879 --> 59:53.633
‫همون موقع گزارش پزشکی رو
‫به ناوبان کیفر نشون دادم

59:54.800 --> 59:56.552
‫آقای ماریک

59:56.594 --> 59:58.804
‫وقتی ناوبان کیفر
‫گزارش پزشکیت رو کامل خوند

59:58.846 --> 01:00:01.140
‫اولین جمله‌ش چی بود؟

01:00:01.891 --> 01:00:03.559
‫قربان، یادم نمیاد

01:00:03.601 --> 01:00:06.354
‫ترغیبت کرد بری پیش دریابد ویلیامز؟

01:00:06.395 --> 01:00:08.314
‫نه، قربان
‫خودم به انتخاب خودم این‌کارو کردم

01:00:08.356 --> 01:00:10.441
‫ولی همراهت به ناو فرماندهی اومد

01:00:10.483 --> 01:00:14.153
‫- بله، قربان
‫- پس اول کار جلوت رو نگرفت

01:00:15.696 --> 01:00:18.491
‫وقتی وارد ناو فرماندهی شدیم
‫جلوم رو گرفت

01:00:18.532 --> 01:00:20.993
‫و گفت نباید این‌کارو بکنیم
‫و این‌کارو نکردیم

01:00:21.035 --> 01:00:23.496
‫از نظرت شهادتش در این موضوع
‫بطور کلی درست بوده؟

01:00:23.537 --> 01:00:25.998
‫بله، قربان
‫تمامش کار خودم بوده، قربان

01:00:26.040 --> 01:00:27.500
‫سوالاتت رو ادامه بده

01:00:27.541 --> 01:00:29.919
‫آقای ماریک، وقتی طوفان تمام شد

01:00:29.960 --> 01:00:32.838
‫ناوسروان کوییگ سعی کرد
‫فرماندهی رو پس بگیره؟

01:00:32.880 --> 01:00:34.632
‫بله

01:00:34.674 --> 01:00:37.009
‫صبح روز نوزدهم
‫وقتی طوفان گذشته بود

01:00:37.051 --> 01:00:38.511
‫چه اتفاقی افتاد؟

01:00:39.887 --> 01:00:42.139
‫خب، توی اتاق نقشه‌ها بودم
‫و داشتم گزارش رو می‌نوشتم

01:00:42.181 --> 01:00:42.878
‫خب؟

01:00:42.902 --> 01:00:45.017
‫داشتم اتفاقات رو به
‫دریابد ویلیامز گزارش می‌دادم

01:00:45.059 --> 01:00:47.395
‫خب؟

01:00:47.436 --> 01:00:50.398
‫ناوسروان کوییگ اومد
‫و ازم خواست به کابینش برم و باهاش صحبت کنم

01:00:50.439 --> 01:00:52.358
‫قبل از اینکه گزارشم رو بفرستم

01:00:52.400 --> 01:00:55.319
‫منم رفتم زیر عرشه و صحبت کردیم

01:00:55.361 --> 01:00:57.279
‫و بعدش چی شد؟

01:00:58.572 --> 01:01:02.368
‫اولش فرقی با قبل نمی‌کرد

01:01:02.410 --> 01:01:04.245
‫گفت به اتهام شورش
‫محاکمه‌ی نظامی میشم

01:01:04.286 --> 01:01:06.297
‫و بعد شروع کرد به یک سخنرانی طولانی

01:01:06.321 --> 01:01:08.332
‫که چقدر نیروی دریایی رو دوست داره

01:01:08.374 --> 01:01:10.251
‫که هیچ علایق دیگه‌ای نداره

01:01:10.292 --> 01:01:13.546
‫و حتی اگر از این قضیه تبرئه بشه
‫سابقه‌ش خراب میشه

01:01:13.587 --> 01:01:16.298
‫و منم بهش گفتم
‫براش احساس تاسف می‌کنم

01:01:16.340 --> 01:01:18.217
‫و... و واقعاً هم همینطور بود

01:01:19.927 --> 01:01:23.013
‫و همون موقع پیشنهادش رو گفت

01:01:23.055 --> 01:01:24.473
‫چه پیشنهادی؟

01:01:25.850 --> 01:01:28.227
‫گفت گزارش من رو نمیده

01:01:28.269 --> 01:01:30.187
‫که دوباره فرماندهی کشتی رو به‌دست می‌گیره

01:01:30.229 --> 01:01:33.357
‫و تمام این قضیه فراموش میشه

01:01:33.399 --> 01:01:35.901
‫و پاسخت به پیشنهادش چی بود؟

01:01:35.943 --> 01:01:37.820
‫مات و مبهوت مونده بودم

01:01:37.862 --> 01:01:40.906
‫- گفتم، ناوسروان، تمام کشتی از قضیه خبر دارن
‫- بله

01:01:40.948 --> 01:01:43.200
‫توی سفرنامه‌ی
‫دستیار افسر عرشه نوشته شده

01:01:43.242 --> 01:01:45.411
‫توی سفرنامه‌ی
‫خود افسر عرشه نوشته شده

01:01:45.453 --> 01:01:48.956
‫و... و یخورده مِن‌ و مِن کرد

01:01:48.998 --> 01:01:51.208
‫خب؟

01:01:51.250 --> 01:01:53.085
‫بعدش چی شد؟

01:01:53.127 --> 01:01:55.254
‫بالاخره، گفت اولین باری نیست

01:01:55.296 --> 01:01:58.215
‫که یه سفرنامه‌ی ناجور
‫بعد از اتفاق اصلاح میشه

01:01:58.257 --> 01:02:00.885
‫بهش یادآوری کردی
‫که دستکاری سفرنامه‌ها شدیداً ممنوعه؟

01:02:00.926 --> 01:02:03.471
‫بله، گفتم
‫و کمابیش خندید

01:02:03.512 --> 01:02:05.973
‫و گفت انتخابمون یا اینه
‫یا دادگاه نظامی به جرم شورش برای خودم

01:02:06.015 --> 01:02:08.809
‫و لکه‌ی سیاهی در سوابق خودش
‫که حس می‌کرد سزاوار همچین چیزی نیست

01:02:08.851 --> 01:02:10.060
‫و بعدش چی شد؟

01:02:10.102 --> 01:02:12.021
‫التماس و خواهش کرد

01:02:12.062 --> 01:02:16.650
‫و یکم بعد گریه‌ش گرفت
‫و دست آخر خیلی عصبانی شد

01:02:16.692 --> 01:02:18.402
‫و بهم دستور داد از کابینش برم بیرون

01:02:18.444 --> 01:02:20.738
‫و همون موقع گزارشم رو فرستادم

01:02:20.780 --> 01:02:25.242
‫پس کمتر از 24 ساعت بعد
‫این فرصت رو داشتی

01:02:25.284 --> 01:02:28.954
‫که کل این اتفاق رو
‫از سوابق رسمی پاک کنی

01:02:28.996 --> 01:02:31.957
‫اون هم با اطلاع و موافقت فرمانده‌ت

01:02:31.999 --> 01:02:33.626
‫بله، قربان

01:02:33.667 --> 01:02:36.796
‫آقای ماریک، در طی طوفان وحشت نکردی؟

01:02:36.837 --> 01:02:38.589
‫نه، وحشت نکردم

01:02:38.631 --> 01:02:42.635
‫ناوبان، اتهام برکناری عمدی
‫ ناوسروانت از فرماندهی

01:02:42.676 --> 01:02:47.473
‫بدون اختیار و دلیل موجه بهت زده شده

01:02:47.515 --> 01:02:49.475
‫آیا عامداً ناوسروان کوییگ رو برکنار کردی؟

01:02:49.517 --> 01:02:52.478
‫بله. می‌دونستم دارم چیکار می‌کنم

01:02:52.520 --> 01:02:54.772
‫بدون اختیار ایشون رو
‫ از فرماندهی برکنار کردی؟

01:02:54.814 --> 01:02:57.650
‫خیر، فصل 11 قوانین
‫ نیروی دریایی این اختیار رو بهم میده

01:02:57.691 --> 01:03:00.986
‫- بدون دلیل موجه این کارو کردی؟
‫- نه

01:03:01.028 --> 01:03:03.531
‫دلیل موجه من
‫فروپاشی روانی فرمانده

01:03:03.572 --> 01:03:05.574
‫در زمان به خطر افتادن کشتی بود

01:03:05.616 --> 01:03:08.494
‫ممنونم
‫سوال دیگه‌ای ندارم

01:03:10.120 --> 01:03:13.874
‫آقای ماریک، این مکالمه‌ی شگفت‌انگیز

01:03:13.916 --> 01:03:17.711
‫که ناوسروان بهت پیشنهاد داد
‫سوابق رسمی رو جعل کنین

01:03:17.753 --> 01:03:19.797
‫کسی شاهدش بود؟

01:03:20.673 --> 01:03:22.842
‫توی کابین ایشون تنها بودیم. نه

01:03:22.883 --> 01:03:25.886
‫این اتفاق مربوط به مین‌ها
‫کس دیگه‌ای این سوابق رو دید؟

01:03:25.928 --> 01:03:28.013
‫که به گفته‌ی شما
‫نشون میده که "کین"

01:03:28.055 --> 01:03:29.974
‫از الگوی مین‌یابی
‫ که بهش محول شده بود خارج شده؟

01:03:30.015 --> 01:03:32.852
‫چیزی در سوابق حرکت کشتی وجود داشت

01:03:32.893 --> 01:03:35.437
‫که این خروج رو تایید کنه؟

01:03:35.479 --> 01:03:37.356
‫خب، حدوداً یک ساعت بعد از این اتفاق

01:03:37.398 --> 01:03:40.109
‫فرمانده سفرنامه رو گرفت
‫اونو به کابینش برد

01:03:40.150 --> 01:03:42.820
‫و وقتی سفرنامه رو پس گرفتم
‫توش هیچ اشاره‌ای به این اتفاق نشده بود

01:03:42.862 --> 01:03:46.282
‫صحیح. پس هیچ مدرکی
‫برای اثبات این داستان نداری

01:03:46.323 --> 01:03:48.617
‫نه

01:03:48.659 --> 01:03:52.705
‫آقای ماریک، کی اولین بار
‫لقب "زردک پیر" رو به کار برد؟

01:03:52.746 --> 01:03:55.207
‫خود به خود پخش شد

01:03:55.249 --> 01:03:58.002
‫توی کل کشتی یا فقط بین افسرها؟

01:03:58.043 --> 01:03:59.378
‫فقط بین افسرها

01:03:59.420 --> 01:04:01.755
‫مطمئنی از خودت درش نیاوردی؟

01:04:01.797 --> 01:04:03.048
‫نه

01:04:03.924 --> 01:04:06.518
‫از نظر وفاداری به فرمانده‌ت

01:04:06.542 --> 01:04:08.846
‫چه نمره‌ای به خودت میدی؟

01:04:08.888 --> 01:04:11.348
‫بنظرم افسر وفاداری بودم

01:04:12.308 --> 01:04:15.519
‫آیا مرخصی 72 ساعته

01:04:15.561 --> 01:04:18.606
‫در تاریخ دسامبر برای مهناوی استیل‌ول

01:04:18.647 --> 01:04:21.692
‫برخلاف دستور مستقیم فرمانده‌ت صادر کردی؟

01:04:21.734 --> 01:04:23.777
‫- بله
‫- اسم اینو می‌ذاری وفاداری؟

01:04:23.819 --> 01:04:24.862
‫نه

01:04:24.904 --> 01:04:27.615
‫پس اعتراف می‌کنی
‫که در اولین روزهای خدمتت

01:04:27.656 --> 01:04:30.159
‫به عنوان افسر اجرایی
‫عملی خیانت‌آمیز انجام دادی

01:04:30.200 --> 01:04:31.619
‫بله

01:04:31.660 --> 01:04:35.581
‫آقای ماریک، کجا تحصیل کردی؟

01:04:35.623 --> 01:04:37.333
‫- مدرسه‌ی دولتی. سان‌فرانسیسکو
‫- خیلی‌خب

01:04:37.374 --> 01:04:39.001
‫و دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو

01:04:39.043 --> 01:04:41.587
‫و نمراتت توی دبستان چطور بود؟

01:04:41.629 --> 01:04:43.505
‫بدک نبودن

01:04:43.547 --> 01:04:46.884
‫متوسط؟ بیشتر از حد متوسط؟
‫کمتر از حد متوسط؟

01:04:46.926 --> 01:04:47.927
‫متوسط

01:04:47.968 --> 01:04:50.262
‫نمرات دبیرستانت چطور؟

01:04:50.304 --> 01:04:53.933
‫خب، اونجا نمراتم چندان خوب نبود
‫کمتر از حد متوسط

01:04:54.892 --> 01:04:57.269
‫توی دانشگاه چه واحدهایی برداشتی؟

01:04:57.311 --> 01:04:58.437
‫واحدهای تجارت

01:04:58.479 --> 01:05:00.105
‫- واحدهای پیش‌پزشکی چطور؟
‫- نه

01:05:00.147 --> 01:05:03.442
‫- واحدهای روان‌شناسی؟ روان‌پزشکی؟
‫- نه

01:05:03.484 --> 01:05:05.402
‫- نمره‌هات توی دانشگاه چطور بودن؟
‫- خب...

01:05:05.444 --> 01:05:08.572
‫- گذروندمش
‫- کمتر از حد متوسط بودن؟

01:05:09.198 --> 01:05:11.325
‫بله

01:05:11.367 --> 01:05:14.870
‫ این افکار در مورد پارانویا
‫از کجا به ذهنت رسید؟

01:05:14.912 --> 01:05:18.374
‫احتمالاً... خب، کتاب
‫و... یه عالمه تحقیق توی اینترنت

01:05:18.415 --> 01:05:20.793
‫کتاب؟ کدوم کتاب؟ اسم‌هاشون رو بگو
‫کدوم سایت‌ها؟

01:05:20.834 --> 01:05:23.379
‫کتاب‌های پزشکی مربوط به
‫بیماری‌های روانی بودن

01:05:23.420 --> 01:05:26.256
‫و اسم دقیق سایت‌ها یادم نمیاد

01:05:26.298 --> 01:05:29.718
‫اوه. این سرگرمی شما بوده؟
‫خوندن در مورد روان‌پزشکی؟

01:05:29.760 --> 01:05:32.012
‫- نه
‫- خب پس، این کتاب‌ها رو از کجا آوردی؟

01:05:32.054 --> 01:05:35.099
‫از... از دکترهای کشتی‌ها قرض گرفتم
‫هرجا پیدا می‌کردم

01:05:35.140 --> 01:05:37.193
‫و با سابقه‌تون

01:05:37.217 --> 01:05:39.269
‫سوابق تحصیلی‌تون

01:05:39.311 --> 01:05:43.232
‫فکر می‌کنین این کتاب‌های بشدت
‫تخصصی و علمی رو درک کردین؟

01:05:43.273 --> 01:05:45.150
‫یه چیزایی ازشون یاد گرفتم

01:05:45.192 --> 01:05:47.444
‫واکنش شرطی چیه؟

01:05:47.486 --> 01:05:48.988
‫نمی‌دونم

01:05:49.029 --> 01:05:50.948
‫اسکیزوفرنی چیه؟

01:05:50.990 --> 01:05:53.117
‫فکر کنم... بیماری روانیه

01:05:53.158 --> 01:05:54.451
‫- فکر می‌کنی؟
‫- بله

01:05:54.493 --> 01:05:56.954
‫- علائمش چیه؟
‫- نمی‌دونم

01:05:56.996 --> 01:06:00.582
‫درواقع، وقتی در مورد بیماری روانی
‫ صحبت می‌کنی، اصلاً نمی‌دونی چی داری میگی

01:06:00.624 --> 01:06:03.919
‫- درسته؟
‫- خب، هیچوقت نگفتم چیز زیادی در موردش می‌دونم

01:06:05.004 --> 01:06:06.547
‫تابحال این اصطلاح به گوشت خورده

01:06:06.588 --> 01:06:08.590
‫که یادگیری اندک چیز خطرناکیه؟

01:06:09.008 --> 01:06:10.634
‫بله

01:06:10.676 --> 01:06:12.761
‫ذهنت پر از اصطلاحات پزشکی بود
‫که درکشون نمی‌کردی

01:06:12.803 --> 01:06:15.305
‫و بر این اساس، حس کردی این حق رو داری

01:06:15.347 --> 01:06:17.683
‫که به بهانه‌ی بیماری روانی

01:06:17.725 --> 01:06:19.810
‫ یک افسر فرمانده رو برکنار کنی

01:06:19.852 --> 01:06:20.518
‫درسته؟

01:06:20.542 --> 01:06:22.563
‫بخاطر مطالب کتاب
‫فرمانده کوییگ رو برکنار نکردم

01:06:22.604 --> 01:06:26.859
‫- برکنارش کردم چون کشتی در خطر غرق شدن بود
‫- نه، کشتی رو بذار کنار

01:06:26.900 --> 01:06:29.611
‫داریم در مورد فهم تو
‫از روان‌پزشکی صحبت می‌کنیم

01:06:29.653 --> 01:06:34.366
‫نظر روان‌‌پزشک‌های خبره‌ای
‫که فرمانده‌ت رو معاینه کرده بودن رو شنیدی؟

01:06:34.408 --> 01:06:36.201
‫- بله
‫- و نظرشون چی بود؟

01:06:36.243 --> 01:06:39.038
‫در 18 دسامبر دیوونه بوده یا نبوده؟

01:06:39.079 --> 01:06:40.706
‫گفتن نبوده

01:06:40.748 --> 01:06:43.292
‫ولی تو، با ناله‌ها و شکایت‌هات
‫ در مورد توت‌فرنگی

01:06:43.333 --> 01:06:46.462
‫و دستگاه‌های قهوه‌ساز، بهتر می‌فهمی

01:06:46.503 --> 01:06:50.215
‫آقای ماریک، افسر سوم کشتی‌تون کی بود؟

01:06:50.257 --> 01:06:51.717
‫ناوبان کیفر

01:06:51.759 --> 01:06:53.802
‫- افسر خوبی بود؟
‫- بله

01:06:53.844 --> 01:06:56.555
‫بنظرت ذهنش به خوبی ذهن شماست؟

01:06:56.597 --> 01:06:58.974
‫- بله. بهتره
‫- بهتره؟

01:06:59.016 --> 01:07:02.144
‫- گزارش پزشکیت رو بهش نشون دادی؟
‫- بله

01:07:02.186 --> 01:07:05.647
‫بخاطرش قانع شد
‫که فرمانده‌تون بیماری روانی داره؟

01:07:06.231 --> 01:07:08.108
‫نه

01:07:08.150 --> 01:07:10.986
‫قانعت کرد که فرمانده رو برکنار نکنی؟

01:07:11.028 --> 01:07:12.071
‫بله

01:07:12.112 --> 01:07:14.073
‫ولی دو هفته بعد

01:07:14.114 --> 01:07:17.326
‫با وجود اهمیت نظم در نیروی دریایی

01:07:17.367 --> 01:07:20.496
‫با وجود مخالفت
‫افسر زیردست شما

01:07:20.537 --> 01:07:22.498
‫کسی که ذهن بهتری داره

01:07:22.539 --> 01:07:24.416
‫با وجود تمام این‌ها

01:07:24.458 --> 01:07:27.961
‫رفتی و کنترل کشتی‌تون رو به دست گرفتی؟

01:07:29.379 --> 01:07:31.090
‫فرمانده کوییگ رو برکنار کردم

01:07:31.131 --> 01:07:33.008
‫چون قطعاً در صبح روز طوفان

01:07:33.050 --> 01:07:35.427
‫ بنظر بیمار میومد

01:07:35.469 --> 01:07:38.722
‫هنوزم باور داری
‫که تشخیصت از شرایط ذهنی فرمانده کوییگ

01:07:38.764 --> 01:07:40.808
‫بهتر از دکترهاست؟

01:07:40.849 --> 01:07:44.103
‫فقط در مورد شرایط کوییگ
‫در صبح روز طوفان

01:07:46.355 --> 01:07:48.107
‫سوال دیگه‌ای ندارم

01:07:50.442 --> 01:07:51.985
‫سوال متقابلی ندارم

01:07:53.362 --> 01:07:54.947
‫می‌تونی بیای پایین، ناوبان

01:08:02.830 --> 01:08:05.582
‫ناوسروان کوییگ رو فرا می‌خونم

01:08:14.967 --> 01:08:18.512
‫ناوسروان، بهتون یادآوری می‌کنم
‫که سوگندی که یاد کردین هنوزم پابرجاست

01:08:18.554 --> 01:08:20.931
‫- چشم، قربان
‫- بفرمایید بشینید

01:08:23.392 --> 01:08:25.727
‫ناوسروان، در صبح روز 19 دسامبر

01:08:25.768 --> 01:08:28.772
‫آیا در اتاقت با ناوبان ماریک صحبت کردی؟

01:08:28.813 --> 01:08:30.149
‫خب، بذارین ببینم

01:08:30.190 --> 01:08:33.067
‫نوزدهم، روز بعد از طوفان

01:08:33.110 --> 01:08:34.361
‫بله. بله صحبت کردم

01:08:34.402 --> 01:08:36.989
‫- خودتون خواستین صحبت کنین؟
‫- بله

01:08:37.030 --> 01:08:38.991
‫موضوع این صحبت چی بود؟

01:08:39.031 --> 01:08:41.410
‫خب، همونطور که گفتم
‫دلم به حالش می‌سوخت

01:08:41.451 --> 01:08:43.829
‫دلم نمی‌خواست ببینم زندگیش رو نابود می‌کنه

01:08:43.871 --> 01:08:46.330
‫اونم بخاطر یک اشتباه از سر وحشت

01:08:46.373 --> 01:08:48.111
‫بخصوص که می‌دونستم قصد داره

01:08:48.135 --> 01:08:50.585
‫تمام حرفه‌ش رو در نیروی دریایی بگذرونه

01:08:50.627 --> 01:08:53.672
‫تمام تلاشم رو کردم که بهش نشون بدم
‫چه اشتباهی کرده

01:08:53.714 --> 01:08:56.133
‫ازش خواستم فرماندهی رو بهم پس بده

01:08:56.174 --> 01:08:58.634
‫و پیشنهاد دادم در زمان گزارش حادثه

01:08:58.677 --> 01:09:00.469
‫تا جای ممکن بهش آسون بگیرم

01:09:00.512 --> 01:09:03.348
‫- پیشنهاد ندادین که حادثه رو گزارش نکنین؟
‫- چطور می‌تونم نکنم؟

01:09:03.389 --> 01:09:06.518
‫- توی سفرنامه‌ها ثبت شده بود
‫- بله

01:09:06.560 --> 01:09:09.146
‫اون سفرنامه‌ها، دست‌نویس بودن
‫تایپ شده بودن یا چی؟

01:09:09.188 --> 01:09:10.981
‫فرقی نمی‌کرد

01:09:11.022 --> 01:09:13.901
‫- دست‌نویس بودن، ناوسروان؟
‫- خب، احتمالاً

01:09:13.942 --> 01:09:16.111
‫سفرنامه‌ی دستیار افسر عرشه
‫سفرنامه‌ی خود افسر عرشه

01:09:16.152 --> 01:09:18.237
‫سفرنامه‌های روزانه معمولا دست‌نویس هستن

01:09:18.280 --> 01:09:21.616
‫بعید می‌دونم دفتردار ناو
‫وقت کرده باشه تایپ کرده باشه

01:09:21.658 --> 01:09:23.451
‫با توجه به اون همه هیجانات اون روز

01:09:23.493 --> 01:09:26.163
‫آیا پیشنهاد دادی سفرنامه‌ها رو
‫تغییر بدین و حادثه رو گزارش نکنین؟

01:09:26.205 --> 01:09:28.456
‫نه، این‌کارو نکردم
‫تغییر سفرنامه‌ها ممنوعه

01:09:28.498 --> 01:09:30.542
‫ناوبان ماریک تحت قسم شهادت داد، ناوسروان

01:09:30.584 --> 01:09:32.628
‫که همچین پیشنهادی دادی

01:09:32.669 --> 01:09:36.423
‫نه تنها این، بلکه التماس و خواهش کردی
‫که سفرنامه‌ها رو تغییر بدین

01:09:36.464 --> 01:09:39.884
‫و در ازاش قول دادی
‫که قضیه مسکوت بمونه

01:09:39.927 --> 01:09:41.553
‫و گزارشی در موردش ننویسی

01:09:41.594 --> 01:09:43.263
‫خب، حقیقت این نیست

01:09:43.304 --> 01:09:45.682
‫هیچگونه حقیقی توش نیست؟

01:09:45.723 --> 01:09:48.768
‫حرف‌هام کاملاً تحریف شده
‫اونی که من گفتم حقیقت کامله

01:09:48.810 --> 01:09:51.730
‫پس تکذیب می‌کنین که پیشنهاد
‫تغییر سفرنامه‌ها و مخفی کردن ماجرا رو دادین

01:09:51.772 --> 01:09:53.690
‫بله. کاملاً تکذیب می‌کنم

01:09:53.732 --> 01:09:56.526
‫همون بخشش رو از خودش درآورده
‫گریه و التماس کردنم رو

01:09:56.568 --> 01:09:57.861
‫باورنکردنیه

01:09:57.903 --> 01:09:59.696
‫دارین آقای ماریک رو
‫به شهادت دروغ متهم می‌کنین

01:09:59.738 --> 01:10:01.490
‫ایشون رو متهم به هیچی...

01:10:02.908 --> 01:10:04.993
‫همینجوریشم بقدر کافی اتهام خورده

01:10:05.035 --> 01:10:07.829
‫فقط میگم ممکنه داستان‌های عجیب زیادی
‫در موردم از ماریک بشنوین

01:10:07.871 --> 01:10:10.249
‫فقط همینو میگم

01:10:10.290 --> 01:10:13.585
‫آیا مشخص نیست، ناوسروان، که یکی از شما
‫حقیقت رو در مورد این مکالمه نمیگه؟

01:10:13.627 --> 01:10:16.672
‫- خب، اینطور بنظر میاد
‫- می‌تونی اثبات کنی اون شخص شما نیستی؟

01:10:16.713 --> 01:10:20.259
‫فقط با اشاره به 21 سال حسن سابقه‌م
‫به عنوان یک افسر نیروی دریایی

01:10:20.300 --> 01:10:24.096
‫اونم در برابر حرف‌های مردی
‫که داره به جرم شورش محاکمه میشه

01:10:25.806 --> 01:10:30.602
‫ناوسروان، شما هزار دلار
‫از ناوبان سوم گرید کیث دریافت کردی؟

01:10:30.644 --> 01:10:32.896
‫به یاد نمیارم

01:10:32.938 --> 01:10:35.440
‫- شهادت داد دریافت کردین
‫- دریافت کردم؟ در چه زمانی؟

01:10:35.482 --> 01:10:38.944
‫در زمانی که یک جعبه‌ی متعلق به شما
‫در بندر عمان به دریا افتاد

01:10:38.986 --> 01:10:41.238
‫اوه، بله، خیلی‌خب
‫یادم اومد

01:10:41.280 --> 01:10:43.949
‫مال یک سال پیشه
‫حدوداً طرفای دسامبر

01:10:43.991 --> 01:10:46.618
‫مسئول افتادن جعبه به دریا بود

01:10:46.660 --> 01:10:50.289
‫خب، اصرار کرد که پولش رو بده
‫و پولش رو هم داد

01:10:50.330 --> 01:10:53.333
‫و توی این جعبه چی بوده
‫که هزار دلار قیمتش بوده؟

01:10:53.375 --> 01:10:56.086
‫خب، لباس فرم، کتاب

01:10:56.128 --> 01:10:59.131
‫ابزار ناوبری، چیزهای مرسوم

01:10:59.172 --> 01:11:00.966
‫چرا کیث مسئول بود؟

01:11:01.008 --> 01:11:03.260
‫خب، افسر قایق بود
‫مسئول بار زدن بود

01:11:03.302 --> 01:11:06.638
‫دستورات احمقانه و متناقضی داد
‫که باعث شد افراد بهم بریزن

01:11:06.680 --> 01:11:08.724
‫جعبه رو انداختن توی آب و غرق شد

01:11:08.765 --> 01:11:11.935
‫یک جعبه‌ی چوبی
‫پر از لباس، غرق شد

01:11:11.977 --> 01:11:14.313
‫چیزهای دیگه‌ای هم توش بود

01:11:14.354 --> 01:11:16.606
‫به عنوان مثال
‫سنگ‌های مرجانی یادگاری

01:11:16.648 --> 01:11:20.485
‫ناوسروان، مگه... مگه جعبه
‫سرتاسر پر از بطری‌های مشروب نبود؟

01:11:20.527 --> 01:11:22.654
‫به هیچ عنوان

01:11:22.696 --> 01:11:26.825
‫ناوبان کیث شهادت داد که هزار دلار
‫در ازای جعبه‌ای پر از مشروب بهتون داده

01:11:26.867 --> 01:11:30.454
‫خب، داستان‌های دروغی زیادی از کیث می‌شنوین
‫و از ماریک

01:11:30.495 --> 01:11:33.832
‫متهمین اونا هستن. بایدم یه عالمه
‫داستان‌های عجیب و غریب از خودشون دربیارن

01:11:33.874 --> 01:11:35.625
‫این جعبه رو خودتون جمع کردین؟

01:11:35.667 --> 01:11:38.170
‫- نه، یک نفر از موتورخونه جمعش کرد
‫- اسمش چیه؟

01:11:38.211 --> 01:11:40.255
‫یادم نمیاد. توی سوابق پرسنل هست

01:11:40.297 --> 01:11:43.091
‫- مدتی میشه که از کشتی رفته
‫- خیلی‌خب، الان کجاست؟

01:11:43.967 --> 01:11:45.761
‫نمی‌دونم

01:11:45.802 --> 01:11:49.181
‫- چون نمی‌دونی اسمش چیه؟
‫- نه

01:11:49.222 --> 01:11:50.774
‫اسمش مهناوی دوم

01:11:50.798 --> 01:11:54.227
‫موتورچی اوتیس اف. لنگهورن نبوده؟

01:11:54.269 --> 01:11:56.563
‫لنگ... لنگهورن؟

01:11:56.605 --> 01:11:57.939
‫بله

01:11:58.565 --> 01:11:59.816
‫لنگهورن، بله

01:11:59.858 --> 01:12:02.027
‫خب، بنظر درست میاد

01:12:02.069 --> 01:12:06.948
‫شخصی به اسم مهناوی یکم
‫ اوتیس اف. لنگهورن منتظر انتقالیه

01:12:06.990 --> 01:12:09.618
‫ترتیبی دادیم که اگر نیاز باشه احضارش کنیم

01:12:09.659 --> 01:12:11.828
‫مطمئن هستین همونه؟

01:12:11.870 --> 01:12:14.915
‫خب، نوشته 20 ماه روی کین خدمت کرده
‫امضای شما پاش خورده

01:12:14.956 --> 01:12:16.792
‫اگر احضارش کنیم به کارتون میاد، قربان؟

01:12:16.833 --> 01:12:19.920
‫به عدم ارتباط موضوع جعبه
‫به پرونده اعتراض دارم

01:12:19.961 --> 01:12:22.047
‫و درخواست می‌کنم از سوابق خط بخوره

01:12:22.089 --> 01:12:24.216
‫داریم اعتبار شاهد رو بررسی می‌کنیم

01:12:24.257 --> 01:12:27.803
‫خدمت دادگاه عرض می‌کنم که ارتباط این
‫با موضوع پرونده از همه‌چیز بیشتره

01:12:28.762 --> 01:12:30.222
‫وارد نیست

01:12:30.263 --> 01:12:32.641
‫تقریرنویس دادگاه
‫سوال رو تکرار می‌کنه

01:12:32.682 --> 01:12:35.560
‫"اگر احضارش کنیم به کارتون میاد، قربان؟"

01:12:35.602 --> 01:12:39.231
‫خب، سوال اصلی اینجاست که
‫لنگهورن کدوم جعبه رو بسته

01:12:39.272 --> 01:12:41.525
‫حالا یادم میاد که دو جعبه داشتم

01:12:41.566 --> 01:12:45.487
‫اوه، خب، این اطلاعات جدیدیه
‫که کیث اشاره‌ای بهش نکرده بود

01:12:45.529 --> 01:12:47.656
‫لنگهورن هر دو جعبه رو بسته بود، قربان؟

01:12:47.697 --> 01:12:51.535
‫یادم... یادم نمیاد
‫در اون موقعیت دو جعبه داشتم

01:12:51.576 --> 01:12:54.079
‫یا در دو موقعیت متفاوت دو جعبه داشتم

01:12:54.121 --> 01:12:58.417
‫مدت زیادی گذشته و فرماندهی دشواری داشتم

01:12:58.458 --> 01:13:00.919
‫فقط... نمی‌تونم... نمی‌تونم با قطعیت بگم

01:13:00.961 --> 01:13:04.339
‫ناوسروان، موارد متعددی
‫در این پرونده وجود داره

01:13:04.381 --> 01:13:06.299
‫که با مسئله‌ی اعتبار و باورپذیری

01:13:06.341 --> 01:13:08.427
‫شما و افسرهای دیگه نتیجه‌ش مشخص میشه

01:13:08.468 --> 01:13:11.179
‫اگر خواستین، می‌تونم درخواست
‫ یک استراحت کوتاه 5 دقیقه‌ای بکنم

01:13:11.221 --> 01:13:14.474
‫تا بتونین تا جای ممکن
‫موضوع جعبه‌ رو به یاد بیارین

01:13:14.516 --> 01:13:17.561
‫نه، نه، نیازی نیست
‫فقط بهم زمان بده فکر کنم

01:13:17.602 --> 01:13:19.438
‫- بفرمایید
‫- خواهشاً

01:13:22.190 --> 01:13:23.775
‫خب...

01:13:24.818 --> 01:13:26.486
‫خب...

01:13:27.237 --> 01:13:28.947
‫خب...

01:13:29.990 --> 01:13:33.243
‫آها، خیلی‌خب
‫حالا یادم اومد

01:13:33.285 --> 01:13:35.579
‫- اوهوم
‫- اشتباه گفتم

01:13:35.620 --> 01:13:40.208
‫سن‌دیگو، سال 2014
‫جعبه‌ای رو به شکل مشابهی از دست دادم

01:13:40.250 --> 01:13:42.252
‫اون جعبه‌ای بود که توش لباس بود

01:13:42.294 --> 01:13:46.047
‫و جعبه‌ای که کیث از دست داد
‫حاوی مشروب بود

01:13:46.089 --> 01:13:49.134
‫- کاملاً پر از مشروب بوده
‫- خب، گمون کنم

01:13:49.176 --> 01:13:51.928
‫این رو به کشتی‌تون منتقل کردین

01:13:51.970 --> 01:13:53.388
‫از قوانین نیروی دریایی مطلع هستین، قربان

01:13:53.430 --> 01:13:55.474
‫معلومه که از قوانین اطلاع دارم

01:13:55.515 --> 01:13:57.642
‫قبل از اینکه راه بیفتم
‫جعبه مهر و موم شده بود

01:13:57.684 --> 01:13:59.811
‫همون جایی براش در نظر گرفته بودم

01:13:59.853 --> 01:14:02.314
‫که برندی رو جا داده بودم
‫بخاطر سه سال ماموریت مداوم

01:14:02.355 --> 01:14:07.152
‫به عنوان فرمانده‌ی کین این آزادی عمل رو
‫ به خودم دادم، که عملی مرسوم بود

01:14:07.194 --> 01:14:11.698
‫باور دارم که افسری مزیت‌های خودش رو داره
‫به قول معروف، و خب...

01:14:11.740 --> 01:14:14.618
‫قصد نداشتم از دادگاه مخفیش کنم

01:14:14.659 --> 01:14:16.495
‫چیزی نیست که ازش خجالت بکشم

01:14:16.536 --> 01:14:19.039
‫فقط دو جعبه رو با هم قاطی کردم

01:14:19.080 --> 01:14:20.624
‫ناوبان ماریک همچنین شهادت داد، قربان

01:14:20.665 --> 01:14:22.301
‫که تمام دستوراتی که به خدمه‌ی قایق داده

01:14:22.342 --> 01:14:24.294
‫و منجر به از دست رفتن جعبه شد
‫از طرف شما بوده

01:14:24.336 --> 01:14:26.463
‫خب، این دروغه

01:14:26.505 --> 01:14:29.216
‫و اینکه حاضر نشدین تا ضررتون رو جبران نکرده
‫ برگه‌ی مرخصیش رو امضا کنین

01:14:29.257 --> 01:14:31.343
‫اینم یه دروغ دیگه‌ست

01:14:32.802 --> 01:14:35.931
‫ناوسروان، در طی زمانی
‫که کین در تنگه‌ی هرمز

01:14:35.972 --> 01:14:37.682
‫به دنبال مین می‌گشت

01:14:37.724 --> 01:14:39.935
‫آیا دور کامل زدین
‫و کابل یدک‌کش خودتون رو بریدین؟

01:14:39.976 --> 01:14:41.436
‫اعتراض دارم!

01:14:41.478 --> 01:14:43.772
‫این موضوع کابل یدک‌کش
‫دیگه کاسه‌ی صبرمون رو لبریز کرده

01:14:43.813 --> 01:14:46.024
‫تاکتیک‌های وکیل مدافع اهانتی

01:14:46.066 --> 01:14:47.859
‫به جایگاه این دادگاهه

01:14:47.901 --> 01:14:49.694
‫بصورت هدفمند داره این محاکمه رو

01:14:49.736 --> 01:14:51.780
‫تبدیل به دادگاه نظامی ناوسروان کوییگ می‌کنه

01:14:51.821 --> 01:14:53.365
‫با اجازه‌ی دادگاه

01:14:53.406 --> 01:14:55.367
‫وکیل محاکمه فکر می‌کنه
‫یک پرونده‌ی قطعی داره

01:14:55.408 --> 01:14:57.994
‫اون هم بر اساس
‫گزارش دو روان‌پزشک

01:14:58.036 --> 01:14:59.663
‫از نظر من تصمیمش با دادگاهه

01:14:59.704 --> 01:15:02.207
‫و نه دو دکتری که هرچقدرم باهوش باشن
‫تابحال خشکی رو ترک نکردن

01:15:02.249 --> 01:15:05.460
‫که بخوان تصمیم بگیرن آیا
‫فرمانده کین اونقدر سلامت روانی داشته

01:15:05.502 --> 01:15:10.090
‫که در طی یک طوفان
‫کنترل و جایگاهش رو حفظ کنه

01:15:10.131 --> 01:15:12.092
‫اعتراض وارد نیست

01:15:12.133 --> 01:15:14.094
‫شاهد به سوال پاسخ میده

01:15:14.135 --> 01:15:18.056
‫خیلی‌خب، داستان این افترا هم اینه

01:15:19.057 --> 01:15:20.850
‫استیل‌ول پشت سکان بود

01:15:20.892 --> 01:15:23.311
‫یک مرد رویاپرداز و غیرقابل اعتماد

01:15:23.353 --> 01:15:26.856
‫که بهم هشدار نداد
‫داریم به دور 360 درجه نزدیک میشیم

01:15:26.898 --> 01:15:30.151
‫کسی که فهمید چه اتفاقی داره میفته من بودم
‫و سریعاً مسیر رو تغییر دادم

01:15:30.193 --> 01:15:34.114
‫از روی کابل یدک‌کش رد نشدیم
‫در یک پیچ شدید کنده شد

01:15:34.155 --> 01:15:37.450
‫یعنی درحال توبیخ شدید یک مهناوی
‫ به اسم "اوربن" نبودین

01:15:37.492 --> 01:15:42.539
‫اونم بخاطر بیرون بودن پیرهنش، درحالی‌که
‫کشتی‌تون داشت 360 درجه می‌چرخید، قربان؟

01:15:42.581 --> 01:15:44.583
‫- کی اینو گفته؟ بازم کیث گفته؟
‫- لطفاً سوال رو جواب بدین

01:15:44.624 --> 01:15:46.042
‫معلومه که یک دروغ مغرضانه بیشتر نیست

01:15:46.084 --> 01:15:48.086
‫- اوربن توی پل فرماندهی بود؟
‫- بله

01:15:48.128 --> 01:15:50.880
‫- و پیرهنش بیرون بود؟
‫- بله، و توبیخش کردم، کلاً 2 ثانیه طول کشید

01:15:50.922 --> 01:15:52.882
‫این مسائل رو که کش نمیدم

01:15:52.924 --> 01:15:55.010
‫ولی حالا که موضوع
‫پیرهن رو پیش کشیدی

01:15:55.051 --> 01:15:58.930
‫می‌خوام به این نکته اشاره کنم
‫که ناواستوار کیث، که سرپرست بود

01:15:58.972 --> 01:16:01.600
‫مسئول اعمال قوانین
‫مربوط به لباس فرم بود

01:16:01.641 --> 01:16:03.893
‫و کاملاً توی کارش گند زد

01:16:03.935 --> 01:16:06.896
‫وقتی کنترل کشتی رو بدست گرفتم
‫مثل نیروی دریایی کشورهای جهان سوم می‌موند

01:16:06.938 --> 01:16:09.941
‫و به کیث فشار آوردم که حواسش
‫به چیزهایی مثل گوشه‌ی پیرهن‌ها باشه

01:16:09.983 --> 01:16:13.320
‫و، خب، شاید یکی از دلایلی
‫که اینقدر ازم متنفره همین باشه

01:16:13.361 --> 01:16:18.450
‫و برای همین اصرار داره این مزخرفات رو
‫پخش کنه که من کابل یدک‌کش رو بریدم

01:16:18.491 --> 01:16:21.244
‫آیا توی تنگه‌ی هرمز
‫نشانه‌ی جوهر زرد انداختین؟

01:16:21.286 --> 01:16:23.496
‫نه... شاید
‫خاطرم نیست

01:16:23.538 --> 01:16:25.624
‫خاطرتون هست اولین ماموریتتون چی بوده؟

01:16:25.665 --> 01:16:29.794
‫خب، پیدا و نابود کردن مین‌ها در تنگه‌ی هرمز

01:16:29.836 --> 01:16:31.921
‫- و آیا این ماموریت رو انجام دادین؟
‫- بله

01:16:31.963 --> 01:16:34.382
‫- پس چرا نشانه‌ رو انداختین؟
‫- نگفتم انداختم

01:16:34.424 --> 01:16:37.785
‫ولی اگر انداخته باشم
‫برای مشخص کردن محل مینی که پیدا کردیم بوده

01:16:37.827 --> 01:16:41.431
‫ناوسروان، نشانه‌ رو ننداختین
‫و با تمام سرعت برنگشتین

01:16:41.473 --> 01:16:44.267
‫و کین رو از الگوی مین‌یابی
‫ که بهش محول شده بود خارج نکردین؟

01:16:44.309 --> 01:16:46.536
‫و آیا این‌کار رو نکردین که از یک

01:16:46.560 --> 01:16:48.647
‫مین زیرآبی خطرناک اجتناب کنین

01:16:48.688 --> 01:16:50.398
‫و بذارین کشتی دیگه‌ای اون رو از بین ببره؟

01:16:50.440 --> 01:16:52.484
‫سوال توهین‌آمیز
‫و بطرز واضحی جهت‌داره

01:16:52.525 --> 01:16:56.404
‫به دلیل حافظه‌ی ضعیف شاهد
‫سوال آخرم رو پس می‌گیرم

01:16:56.446 --> 01:16:58.573
‫میرم سراغ اتفاقات اخیر

01:16:58.615 --> 01:17:01.117
‫دادگاه می‌خواد از شاهد سوال بپرسه

01:17:01.159 --> 01:17:02.994
‫ناوسروان کوییگ

01:17:03.036 --> 01:17:05.580
‫با توجه به عواقب شهادتتون

01:17:05.622 --> 01:17:07.999
‫اصرار دارم بیشتر فکر کنید
‫که پاسخ‌های درستی بدین

01:17:08.041 --> 01:17:10.377
‫خب، قطعاً دارم سعی می‌کنم، قربان

01:17:10.418 --> 01:17:13.963
‫نکات ریزی هستن، و از زمان طوفان
‫ماموریت‌های دشواری داشتم

01:17:14.005 --> 01:17:17.092
‫و بعد هم که این مسائل پیش اومد

01:17:17.133 --> 01:17:18.760
‫بله متوجهم

01:17:18.802 --> 01:17:21.596
‫ولی اگر بتونین اونقدر به خاطر بیارین
‫که نسبت به برخی مسائل

01:17:21.638 --> 01:17:24.349
‫جواب قطعی بدین
‫ برای رسیدن به عدالت کمکمون می‌کنه

01:17:24.391 --> 01:17:29.062
‫اول از همه، آیا به دلیل مشکل تجهیزات
‫از بخشی که بهتون محول شده بود خارج شدین؟

01:17:31.106 --> 01:17:33.525
‫بله. بله
‫خیلی‌خب... خیلی‌خب. یادم اومد

01:17:33.566 --> 01:17:35.819
‫بله، دلیلش همین بود

01:17:35.860 --> 01:17:38.229
‫پس به‌جای تلاش برای تعمیر
‫ یا عیب‌یابی تجهیزات

01:17:38.253 --> 01:17:39.864
‫از الگوی مین‌یابی خارج شدین؟

01:17:39.906 --> 01:17:43.034
‫ولی آخه... یک مین فعال رو
‫شناسایی کرده بودین

01:17:43.076 --> 01:17:45.424
‫برای همین نشانه‌ رو در آب انداختین؟

01:17:45.448 --> 01:17:47.122
‫به دلیل حفظ ایمنی بود

01:17:47.163 --> 01:17:49.000
‫از نظرم منطقی نبود که سعی کنیم

01:17:49.024 --> 01:17:51.292
‫با تجهیزات معیوب مین‌ها رو منفجر کنیم

01:17:51.334 --> 01:17:53.305
‫ولی می‌خواستم تمام کشتی‌های منطقه

01:17:53.329 --> 01:17:54.879
‫بدونن اون مین دقیقاً کجاست

01:17:54.921 --> 01:17:56.881
‫برای همین نشانه‌گذاریش کردم

01:17:56.923 --> 01:17:59.384
‫اگر میگین اشتباه کردم که زیادی
‫جانب احتیاط رو رعایت کردم، عذر می‌خوام

01:17:59.426 --> 01:18:03.179
‫ولی خب، قربان، بنظرم وقتی
‫پای ایمنی در میونه نمیشه اشتباه کرد

01:18:03.221 --> 01:18:05.098
‫- سکان دست شما بود؟
‫- خب، نه

01:18:05.140 --> 01:18:07.767
‫تا جایی که یادمه
‫سکان دست ماریک بود

01:18:07.809 --> 01:18:11.229
‫و بعلاوه یادمه بهش هشدار دادم
‫که زیاد از آرایش دور نشه

01:18:11.271 --> 01:18:13.590
‫ولی باید فضا رو آزاد می‌ذاشتیم

01:18:13.614 --> 01:18:16.818
‫تا کشتی‌های دیگه بیان و مین رو منفجر کنن

01:18:16.860 --> 01:18:19.112
‫- خب، چقدر فضا آزاد گذاشتین؟
‫- دقیقش رو خاطرم نیست

01:18:19.154 --> 01:18:22.782
‫فقط می‌دونم که از بخشی که
‫بهمون محول شده بود خارج شدیم

01:18:22.824 --> 01:18:26.077
‫و بعد، خب، اون رو به کناری کشیدم
‫و بهش تذکر دادم

01:18:26.119 --> 01:18:29.247
‫بهش دستور ندادی
‫که سریعاً به سر موقعیت برگرده؟

01:18:29.289 --> 01:18:30.874
‫قربان، همه‌چیز داشت به سرعت اتفاق میفتاد

01:18:30.915 --> 01:18:33.418
‫باید محل رو نشانه‌گذاری می‌کردیم
‫و از اونجا خارج می‌شدیم

01:18:33.460 --> 01:18:36.379
‫تا فضا باز بشه
‫که کشتی‌های دیگه بیان، همونطور که گفتم

01:18:36.421 --> 01:18:39.132
‫این‌ها حقایقیه که به یاد میارین، ناوسروان؟

01:18:39.174 --> 01:18:41.426
‫حقایق همین‌ها هستن، قربان

01:18:43.094 --> 01:18:44.471
‫سوالاتتون رو ادامه بدین

01:18:44.512 --> 01:18:46.139
‫ناوسروان، آیا عادت داشتین

01:18:46.181 --> 01:18:48.850
‫که در عملیات‌های مین‌یابی
‫به اتاقتون برگردین؟

01:18:48.892 --> 01:18:51.770
‫خب، این سوال توهین‌آمیزه
‫و جوابش منفیه!

01:18:51.811 --> 01:18:54.147
‫باید تمام مدت در گوشه و کنار
‫اون پل فرماندهی حضور پیدا می‌کردم

01:18:54.189 --> 01:18:59.068
‫ماریک ناوبرم بود و کیث
‫ افسر عرشه‌ و مسئول تسلیحات بود

01:18:59.110 --> 01:19:01.780
‫بلااستثنا، یک گوشه از
‫ پل فرماندهی جمع می‌شدن

01:19:01.821 --> 01:19:05.200
‫و من مجبور می‌شدم همزمان
‫فرمانده، ناوبر و افسر عرشه باشم

01:19:05.241 --> 01:19:07.994
‫برای همین تمام مدت مجبور بودم
‫از این سمت پل فرماندهی به سمت دیگه‌ش برم

01:19:08.036 --> 01:19:10.205
‫و حقیقت همینه

01:19:10.246 --> 01:19:12.791
‫و برام مهم نیست توی این دادگاه
‫چند تا دروغ لعنتی در موردم گفته شده

01:19:12.832 --> 01:19:15.001
‫دادگاه از شاهد سوال داره

01:19:15.043 --> 01:19:18.880
‫قربان، شاهد بطور واضح و قابل درکی
‫بخاطر این شرایط برآشفته شدن

01:19:18.922 --> 01:19:21.633
‫و درخواست وقت استراحت دارم
‫تا کمی آروم بشن

01:19:21.674 --> 01:19:23.927
‫اصلاً برآشفته نشدم

01:19:23.968 --> 01:19:26.137
‫خوشحال میشم به هر سوالی جواب بدم

01:19:28.139 --> 01:19:31.142
‫درواقع، خودم می‌خوام
‫این فرصت رو داشته باشم

01:19:31.184 --> 01:19:35.688
‫که بابت هر شهادت توهین‌آمیزی که قبل از این
‫ در موردم داده شده از خودم دفاع کنم

01:19:35.730 --> 01:19:39.275
‫در 15 ماهی که در کین حضور داشتم
‫حتی یک اشتباه هم نکردم

01:19:39.317 --> 01:19:41.236
‫و می‌تونم اثباتش کنم

01:19:41.277 --> 01:19:43.571
‫تا این لحظه سابقه‌ی بی‌عیب‌ونقصی دارم

01:19:43.613 --> 01:19:45.698
‫و نمی‌خوام توسط این دروغ‌ها

01:19:45.740 --> 01:19:49.494
‫و تحریف‌ها که توسط این افسرهای خائن
‫ گفته میشه خدشه‌دار بشه

01:19:49.536 --> 01:19:52.705
‫ناوسروان، می‌خواین بریم برای استراحت؟

01:19:52.747 --> 01:19:53.790
‫به هیچ عنوان

01:19:53.832 --> 01:19:56.709
‫درواقع، اگر به من باشه

01:19:56.751 --> 01:19:59.003
‫میگم هیچ استراحتی نریم

01:19:59.045 --> 01:20:02.173
‫خیلی‌خب

01:20:03.091 --> 01:20:05.218
‫فقط می‌خوام این رو بپرسم

01:20:05.260 --> 01:20:08.596
‫اگر عملکرد این افسرها
‫تا این حد بد بوده

01:20:08.638 --> 01:20:10.431
‫چرا تحملش کردین؟

01:20:10.473 --> 01:20:13.518
‫چرا از کشتی اخراجشون نکردین
‫یا به کشتی دیگه‌ای نفرستادین؟

01:20:15.895 --> 01:20:20.024
‫خب، این حرفم براتون
‫عجیب خواهد بود، قربان، ولی...

01:20:20.066 --> 01:20:24.821
‫خب، حقیقتش من آدم دل‌رحمی هستم

01:20:24.863 --> 01:20:26.865
‫و عده‌ی کمی اینو می‌دونن

01:20:26.906 --> 01:20:29.534
‫ولی می‌خواستم حواسم...
‫حواسم بهشون باشه

01:20:29.576 --> 01:20:32.662
‫که سعی کنم اصلاح‌شون کنم
‫و ازشون افسرهای خوبی بسازم

01:20:32.704 --> 01:20:34.694
‫اصلاً دلم نمی‌خواست

01:20:34.718 --> 01:20:36.708
‫حرفه‌شون رو نابود کنم

01:20:36.749 --> 01:20:41.296
‫نگرانی‌ای که اصلاً نسبت به من نداشتن
‫هیچکدومشون

01:20:44.257 --> 01:20:46.551
‫ناوسروان، در صبح روز 18 دسامبر

01:20:46.593 --> 01:20:48.428
‫در همون لحظه‌ای
‫که از فرماندهی برکنار شدین

01:20:48.469 --> 01:20:50.054
‫آیا کین در مرز فاجعه قرار داشت؟

01:20:50.096 --> 01:20:52.849
‫- به هیچ عنوان
‫- آیا در اون لحظه شدیداً در خطر بود؟

01:20:52.891 --> 01:20:55.560
‫به هیچ عنوان
‫بطور کامل کنترل کشتی رو در اختیار داشتم

01:20:55.602 --> 01:20:58.062
‫و آیا به بقیه‌ی افسرهاتون
‫ اطلاع دادین که قصد دارین

01:20:58.104 --> 01:21:00.398
‫مسیر رو عوض کنید
‫و به سمت شمال برید، اون هم در ساعت 10

01:21:00.440 --> 01:21:02.901
‫پونزده دقیقه بعد از اینکه ناوبان ماریک
‫ شما رو از فرماندهی برکنار کرد؟

01:21:02.942 --> 01:21:05.612
‫بله، بله. این رو بیان کردم
‫و قصدم هم همین بود

01:21:05.653 --> 01:21:09.490
‫پس تصمیم ناوبان ماریک برای رفتن به سمت شمال
‫اشتباهی غیرمنطقی و از روی وحشت نبوده

01:21:09.532 --> 01:21:11.993
‫اشتباه از روی وحشتش برکنار کردن من بود

01:21:12.035 --> 01:21:14.579
‫بعد از اون اجازه ندادم
‫هیچ اشتباه فاجعه‌باری انجام بده

01:21:14.621 --> 01:21:16.748
‫سعی نداشتم خودم رو مبرا کنم

01:21:16.789 --> 01:21:20.376
‫ناوسروان، گزارش پزشکی
‫ناوبان ماریک رو دیدین؟

01:21:20.418 --> 01:21:22.420
‫بله

01:21:22.462 --> 01:21:26.049
‫بله، این گزارش جالب رو خوندم
‫بله جناب، خوندم

01:21:26.090 --> 01:21:29.093
‫بزرگ‌ترین جمع دروغ‌ها
‫و تحریف‌ها و نیمه‌حقایقی بود

01:21:29.135 --> 01:21:30.678
‫که تابحال دیدم

01:21:30.720 --> 01:21:32.388
‫ولی خیلی خوشحالم که پرسیدین

01:21:32.430 --> 01:21:35.224
‫چون می‌خوام جریان از دیدگاه من هم ثبت بشه

01:21:35.266 --> 01:21:36.684
‫بفرمایید

01:21:36.726 --> 01:21:39.103
‫لطفاً دیدگاه خودتون
‫در رابطه با هر موردی

01:21:39.145 --> 01:21:41.105
‫که در گزارش بیان شده رو بفرمایید

01:21:41.147 --> 01:21:43.775
‫خیلی‌خب
‫با اون قضیه‌ی توت‌فرنگی شروع می‌کنم

01:21:43.816 --> 01:21:45.944
‫حقیقت اینه که به من خیانت شده بود

01:21:45.985 --> 01:21:48.071
‫و افسر اجرایی خودم و این فرد نازنین

01:21:48.112 --> 01:21:50.657
‫آقای کیث منو دور زده بودن

01:21:50.698 --> 01:21:52.617
‫و دو نفری اتاق غذاخوری افسرهام رو
‫ بر ضدم کرده بودن

01:21:52.659 --> 01:21:54.661
‫برای همین خودم تنهایی
‫در مقابل تمام کشتی بودم

01:21:54.702 --> 01:21:56.621
‫هیچکدوم از افسرهام
‫حمایتم نمی‌کردن، خب؟

01:21:56.663 --> 01:21:59.082
‫به عنوان مثال
‫توی همین قضیه‌ی توت‌فرنگی

01:21:59.123 --> 01:22:03.503
‫بطور واضحی تبانی کردن که از یک خاطی
‫در برابر عدالت محافظت کنن

01:22:03.544 --> 01:22:05.755
‫ماریک این نکته رو بیان نمی‌کنه

01:22:05.797 --> 01:22:09.258
‫که من بطور قاطع
‫بوسیله‌ی حذف احتمالات اثبات کردم

01:22:09.300 --> 01:22:11.135
‫که یک نفر کلید یخچال رو داشته

01:22:11.177 --> 01:22:14.639
‫میگه کارکنان سالن غذاخوری
‫توت‌فرنگی‌ها رو خوردن

01:22:14.681 --> 01:22:16.641
‫ولی اگر می‌خواستم
‫به خودم زحمت بدم

01:22:16.683 --> 01:22:19.519
‫می‌تونستم بطور قطع در این دادگاه اثبات کنم
‫ که امکان نداره کار اون‌ها بوده باشه

01:22:19.560 --> 01:22:21.479
‫دقیقاً مثل قضیه‌ی آب بود

01:22:21.521 --> 01:22:24.482
‫مثل وقتی که خدمه
‫روزی 7 بار دوش می‌گرفتن

01:22:24.524 --> 01:22:28.277
‫و من سعی کردم ساده‌ترین اصول
‫صرفه‌جویی در آب رو اجرا کنم

01:22:28.319 --> 01:22:30.822
‫ولی، اوه نه، آقای ماریک
‫قهرمان خدمه

01:22:30.863 --> 01:22:33.408
‫می‌خواست بره لوسشون کنه

01:22:33.449 --> 01:22:36.160
‫خب، یا اون قضیه‌ی قهوه

01:22:36.202 --> 01:22:37.996
‫خب... نه

01:22:38.037 --> 01:22:39.831
‫نه. عذر می‌خوام

01:22:39.872 --> 01:22:42.291
‫ببخشید، قربان

01:22:42.333 --> 01:22:45.003
‫اول موضوع توت‌فرنگی رو میگم
‫خیلی‌خب

01:22:46.295 --> 01:22:48.506
‫همه‌چیز به جستجویی دقیق
‫ برای اون کلید وابسته بود

01:22:48.548 --> 01:22:52.176
‫و همون موقع بود که ماریک، و مثل همیشه
‫با کمک آقای کیث، گند زدن

01:22:52.218 --> 01:22:54.887
‫یه عالمه ادا و اصول‌های الکی درآوردن
‫و هیچی رو اثبات نکردن

01:22:54.929 --> 01:22:57.557
‫مثل وقتی که فکر می‌کردن
‫سوزوندن قهوه‌سازها

01:22:57.598 --> 01:22:59.475
‫که اموال دولتی بود

01:22:59.517 --> 01:23:01.477
‫یجور شوخیه

01:23:01.519 --> 01:23:04.022
‫و رفتار همه، از ماریک
‫ تا پایین‌ترین درجه همین بود

01:23:04.063 --> 01:23:06.607
‫هیچ... هیچ مسئولیت‌پذیری نداشتن

01:23:06.649 --> 01:23:09.277
‫و مدام این نکته رو تاکید می‌کردم

01:23:09.318 --> 01:23:12.697
‫که مسئولین این اتفاقات باید پیدا بشن

01:23:12.739 --> 01:23:14.866
‫یک کشمکش دائمی بود

01:23:14.907 --> 01:23:16.617
‫همیشه... همیشه همون اتفاق تکرار می‌شد

01:23:16.659 --> 01:23:19.412
‫ماریک و کیث جایگاه من رو زیر سوال می‌بردن
‫همیشه بحث می‌کردن

01:23:19.454 --> 01:23:23.875
‫می‌خواستم... می‌خواستم
‫ به کیث آموزش بدم تا افسر خوبی بشه

01:23:23.916 --> 01:23:26.544
‫ولی از پشت بهم خنجر زده شد توسط...

01:23:29.922 --> 01:23:31.466
‫خب...

01:23:34.093 --> 01:23:39.057
‫خب، بنظرم... بنظرم
‫مسئله‌ی توت‌فرنگی رو توضیح دادم

01:23:39.098 --> 01:23:41.184
‫و... آها راستی
‫مسئله‌ی حساب‌و‌کتاب سالن غذاخوری

01:23:41.225 --> 01:23:44.854
‫خب، باید مثل شاهین حواسم
‫بهشون می‌بود، و حسابی هم بود

01:23:44.896 --> 01:23:47.398
‫نمی‌تونستن سر منو شیره بمالن

01:23:47.440 --> 01:23:49.400
‫و حسابی هم تلاش کردن

01:23:49.442 --> 01:23:52.028
‫به‌جای توجه به حساب‌و‌کتاب
‫و فهرست اقلام‌شون

01:23:52.070 --> 01:23:53.905
‫که مجبور بودم
‫بارها و بارها بررسیش کنم...

01:23:53.946 --> 01:23:56.741
‫و همیشه چند پنی کم بود
‫یا یکی دو دلار بیشتر بود

01:23:56.783 --> 01:23:59.786
‫ولی مگه اهمیتی به حساب و کتاب دقیق می‌دادن؟

01:23:59.810 --> 01:24:01.621
‫بذارین فرمانده نگرانش باشه

01:24:01.662 --> 01:24:03.915
‫خب، خدا شاهده که بودم

01:24:03.956 --> 01:24:05.270
‫و عمراً اگر کسی بتونه

01:24:05.294 --> 01:24:07.428
‫در دوره‌ای که من فرمانده کین بودم

01:24:07.469 --> 01:24:08.999
‫صورت‌حسابی از غذاخوری

01:24:09.023 --> 01:24:11.214
‫یا فهرست کالاهایی رو پیدا کنه

01:24:11.255 --> 01:24:13.674
‫که حتی یک قرونش اشتباه باشه

01:24:13.716 --> 01:24:15.436
‫و منظورم اینه که عمراً اگر

01:24:15.460 --> 01:24:18.179
‫یک حسابدار رسمی بتونه
‫ این‌کارو بکنه، خب؟

01:24:18.221 --> 01:24:19.847
‫خب، دیگه چی بود؟

01:24:19.889 --> 01:24:22.016
‫اونقدر مزخرفات در اون

01:24:22.058 --> 01:24:25.061
‫سفرنامه‌ی آقای ماریک نوشته شده که نگو

01:24:25.103 --> 01:24:28.564
‫آها آره! قضیه‌ی فیلم

01:24:28.606 --> 01:24:31.025
‫خیلی‌خب، هیچ احترامی
‫برای فرماندهی قائل نیستن

01:24:31.067 --> 01:24:33.486
‫کل مشکل اون کشتی همین بود

01:24:33.528 --> 01:24:37.365
‫مسئول پخش فیلم
‫که درکل رفتار بی‌ادبانه‌ای داشت

01:24:37.406 --> 01:24:40.145
‫بدون منتظر موندن برای افسر فرمانده

01:24:40.169 --> 01:24:41.452
‫فیلم رو شروع کرد

01:24:41.494 --> 01:24:43.955
‫بین تمام خدمه‌ی اون کشتی
‫افسرها و ملوان‌ها

01:24:43.996 --> 01:24:46.260
‫حتی یک نفر هم بلند شد که بگه صبر کنید

01:24:46.284 --> 01:24:48.793
‫یا اصلاً متوجه بشه که فرمانده اونجا نیست؟

01:24:48.835 --> 01:24:51.963
‫من حتی بیشتر از اونا
‫دلم برای اون فیلم‌ها تنگ شده

01:24:52.505 --> 01:24:55.800
‫ولی پخششون رو ممنوع کردم و به‌خدا
‫اگر به گذشته برگردم بازم همین‌کارو می‌کنم

01:24:55.842 --> 01:24:57.603
‫چیکار باید می‌کردم؟

01:24:57.627 --> 01:24:59.387
‫بابت این توهین بی‌جا

01:24:59.428 --> 01:25:00.820
‫به افسر فرمانده‌شون

01:25:00.844 --> 01:25:02.974
‫به همه‌شون تقدیرنامه می‌دادم؟

01:25:04.183 --> 01:25:06.644
‫بهم که برنخورد

01:25:06.686 --> 01:25:10.148
‫فقط بخاطر اصول بود
‫اصل احترام به فرمانده

01:25:10.189 --> 01:25:13.985
‫و وقتی به اون کشتی اومدم این اصل
‫ از بین رفته بود و من دوباره احیاش کردم

01:25:14.026 --> 01:25:16.028
‫و نق زدم و گلایه کردم
‫و داد و هوار راه انداختم

01:25:16.070 --> 01:25:18.656
‫و خدا شاهده در دوره‌ی فرماندهیم
‫این رو توی ذهنشون فرو کردم

01:25:20.199 --> 01:25:22.535
‫و همونطور... همونطور که گفتم

01:25:22.577 --> 01:25:24.829
‫قضیه فقط دستگاه‌های قهوه‌ساز نبود

01:25:24.871 --> 01:25:26.539
‫قضیه احترام بود

01:25:26.581 --> 01:25:29.125
‫وقتی از ملوانی سوال می‌پرسم
‫یک جواب سرراست می‌خوام

01:25:29.167 --> 01:25:31.377
‫هیچکس نمی‌تونه بابت این
‫طفره رفتن‌های حیله‌گرانه قسر در بره

01:25:31.419 --> 01:25:34.463
‫حتی اگر مجبور بشم یک هفته‌ی تمام
‫جلسه‌ی سوال‌و‌جواب راه بندازم

01:25:34.505 --> 01:25:37.258
‫چه اهمیتی به توت‌فرنگی میدم؟
‫مهم اصوله

01:25:37.300 --> 01:25:39.218
‫دزدی دزدیه

01:25:39.802 --> 01:25:41.679
‫و توی کشتی من...

01:25:45.725 --> 01:25:49.687
‫خب، خوراکی‌های خوب چندانی که نداریم

01:25:49.729 --> 01:25:53.858
‫وقتی بعد از مدت‌ها
‫ چیز خوشمزه‌ای گیرمون میومد

01:25:53.900 --> 01:25:56.027
‫چیزی... چیزی مثل توت‌فرنگی، خب...

01:25:56.068 --> 01:25:59.113
‫شرم‌آور بود که اگر دلم می‌خواست
‫ دوباره بخورم، چیزی نمونده بود

01:25:59.155 --> 01:26:01.532
‫اجازه نمی‌دادم قسر در برن
‫و اجازه هم ندادم

01:26:01.574 --> 01:26:05.536
‫و خدا شاهده، دیگه اجازه ندادم
‫همچین اتفاقی توی اون کشتی بیفته!

01:26:16.422 --> 01:26:18.257
‫و همونطور که گفتم...

01:26:18.299 --> 01:26:19.508
‫خب...

01:26:20.426 --> 01:26:23.721
‫چند تا از این موارد رو توضیح دادم؟

01:26:23.763 --> 01:26:27.266
‫نمی‌تونم از روی حافظه
‫تمامش رو توضیح بدم

01:26:27.308 --> 01:26:30.019
‫اگر سوالات خاصی ازم بپرسین...

01:26:30.061 --> 01:26:33.272
‫تک به تک به همه‌شون جواب میدم

01:26:34.482 --> 01:26:36.901
‫نیازی نیست، قربان

01:26:38.027 --> 01:26:41.029
‫توضیحات کاملی ارائه دادین

01:26:41.072 --> 01:26:43.273
‫ممنونم

01:26:47.370 --> 01:26:51.249
‫توجه دادگاه رو
‫به مدرک 12 جلب می‌کنم

01:26:54.126 --> 01:26:56.254
‫ناوسروان، این یک کپی برابر اصل

01:26:56.295 --> 01:26:59.173
‫از گزارش صلاحیتیه
‫که برای ناوبان ماریک

01:26:59.215 --> 01:27:01.509
‫در یکم جولای 2022 نوشتین

01:27:01.550 --> 01:27:03.928
‫آیا بنظرتون درست میاد؟

01:27:06.389 --> 01:27:08.057
‫بله

01:27:08.099 --> 01:27:10.893
‫و تا زمان این گزارش
‫اتفاقاتی که بیان می‌کنم...

01:27:10.935 --> 01:27:12.403
‫کمبود آب

01:27:12.427 --> 01:27:14.855
‫تحقیقات مربوط به قهوه‌ساز

01:27:14.897 --> 01:27:17.692
‫ممنوع کردن فیلم‌ها
‫ممنوع کردن اینترنت

01:27:17.733 --> 01:27:20.577
‫و باقی اتفاقات، رخ داده بودن؟

01:27:21.570 --> 01:27:23.698
‫بله، تا جایی که خاطرم هست

01:27:23.739 --> 01:27:28.953
‫لطفاً اظهاراتتون رو در مورد
‫ناوبان ماریک در تاریخ یکم جولای بخونید

01:27:29.787 --> 01:27:32.164
‫خب، از اونجایی که کینه‌جو نیستم

01:27:32.206 --> 01:27:36.502
‫تک تک موارد رو نمی‌نویسم

01:27:36.544 --> 01:27:39.088
‫گزارش صلاحیت
‫وارد سوابق افراد میشه

01:27:39.130 --> 01:27:42.967
‫و خب، همیشه سعی کردم
‫بهشون سخت نگیرم

01:27:43.009 --> 01:27:45.011
‫همیشه اینطور بودم
‫و همیشه خواهم بود

01:27:45.052 --> 01:27:46.762
‫لطف می‌کنید، قربان

01:27:46.804 --> 01:27:48.764
‫لطفاً اظهارات رو بخونید

01:27:54.645 --> 01:27:56.814
‫"این افسر، بطور قطع"

01:27:56.856 --> 01:27:59.984
‫"از زمان آخرین گزارش صلاحیت"

01:28:00.026 --> 01:28:02.987
‫"انجام وظایف خود را بهبود بخشیده"

01:28:03.946 --> 01:28:07.241
‫"دائماً وفادار، خستگی ناپذیر"

01:28:07.283 --> 01:28:11.662
‫"دقیق، شجاع و کارآمد می‌باشد"

01:28:12.913 --> 01:28:15.249
‫"درحال حاضر کاملاً"

01:28:15.291 --> 01:28:19.670
‫"صلاحیت فرماندهی
‫یک ناو مین‌یاب 1200 تنی را دارد"

01:28:21.130 --> 01:28:26.427
‫"عزم راسخ و درستکاری ایشان باعث شده"

01:28:26.469 --> 01:28:30.431
‫"الگویی بارز برای افسرهای دیگر"

01:28:30.473 --> 01:28:32.850
‫"چه از نیروهای ذخیره و چه منظم ‌باشد"

01:28:37.229 --> 01:28:40.682
‫"هرچقدر از ایشان تعریف کنم کافی نیست"

01:28:45.363 --> 01:28:46.906
‫ممنونم

01:28:48.783 --> 01:28:50.493
‫سوال دیگه‌ای ندارم

01:28:54.872 --> 01:28:56.832
‫سوال متقابلی ندارم

01:29:01.170 --> 01:29:03.047
‫می‌تونین تشریف ببرید، ناوسروان

01:29:09.178 --> 01:29:10.721
‫بله، قربان

01:29:30.241 --> 01:29:32.159
‫مدافع شاهد دیگه‌ای نداره

01:29:34.412 --> 01:29:37.039
‫وکیل محاکمه برای جمع‌بندی آماده‌ست؟

01:29:38.374 --> 01:29:41.043
‫جمع‌بندی نداریم، قربان
‫دادستانی عرض دیگه‌ای نداره

01:29:42.461 --> 01:29:44.255
‫هیچ صحبتی ندارین؟

01:29:50.010 --> 01:29:52.221
‫با اجازه‌ی دادگاه

01:29:57.476 --> 01:29:59.687
‫واقعاً... واقعاً نمی‌دونم

01:29:59.728 --> 01:30:02.565
‫چه صحبتی در مورد
‫مواردی که وکیل مدافع بیان کرده بگم

01:30:03.607 --> 01:30:05.526
‫هیچ چیزی نیست
‫که بخوام خلافش رو ثابت کنم

01:30:05.568 --> 01:30:06.944
‫هیچ شواهدی بیان نکردن

01:30:06.986 --> 01:30:08.571
‫موارد بیان شده هیچ ارتباطی

01:30:08.612 --> 01:30:11.282
‫با اتهام یا جزئیاتش نداشتن

01:30:13.075 --> 01:30:16.454
‫اولین سوال وکیل مدافع در این دادگاه

01:30:17.663 --> 01:30:20.541
‫این بود که "ناوسروان، تابحال عبارت"

01:30:20.583 --> 01:30:22.960
‫"زردک پیر به گوشتون خورده؟"

01:30:23.002 --> 01:30:27.089
‫این نکته‌ی کلیدی تمام استراتژی ایشون بود

01:30:27.131 --> 01:30:30.050
‫که کل محاکمه رو بچرخونه

01:30:30.092 --> 01:30:34.305
‫که متهم ماریک نباشه
‫بلکه ناوسروان کوییگ باشه

01:30:34.346 --> 01:30:38.058
‫تک تک انتقادهای بی‌رحمانه

01:30:38.100 --> 01:30:41.979
‫و مغرضانه رو از تمامی شاهدین بیرون کشید

01:30:42.021 --> 01:30:46.775
‫و ناوسروان کوییگ رو مجبور کرد
‫در دادگاه بر علیه اون‌ها از خودش دفاع کنه

01:30:46.817 --> 01:30:48.652
‫اون هم بصورت غیرمنتظره

01:30:48.694 --> 01:30:50.613
‫بدون مشاوره با وکیل

01:30:50.654 --> 01:30:53.282
‫بدون هرگونه حقوق و تضمین‌هایی

01:30:53.324 --> 01:30:56.368
‫که یک شخص متهم
‫در قانون نیروی دریایی از اون‌ها برخورداره

01:30:56.410 --> 01:30:59.830
‫این دادگاه واقعاً می‌تونه
‫این رویه رو تایید کنه

01:30:59.872 --> 01:31:04.627
‫که هر فرماندهی که بر اساس خواسته‌ی
‫زیردست‌هاش عمل نکنه توسط اون‌ها خلع بشه؟

01:31:04.668 --> 01:31:06.962
‫و بعد تنها راهی که برای فرمانده بمونه

01:31:07.004 --> 01:31:11.842
‫اینه که در دادگاه نظامی
‫در جایگاه شهود قرار بگیره

01:31:11.884 --> 01:31:14.011
‫و بابت تمام شکایات ناچیز جواب پس بده

01:31:14.053 --> 01:31:16.305
‫و تمام تصمیمات فرماندهیش رو توجیه کنه

01:31:16.347 --> 01:31:20.768
‫اون هم در مقابل وکیل متخاصمی
‫که طرف زیردست خودسرش رو گرفته؟

01:31:20.809 --> 01:31:24.688
‫همچین رویه‌ای چیزی جز
‫چک سفید امضا برای شورش نیست

01:31:24.730 --> 01:31:28.275
‫باعث نابودی کامل سلسله مراتب فرماندهی میشه

01:31:31.028 --> 01:31:34.198
‫با این‌حال، این مسائل منو نگران نمی‌کنه

01:31:35.074 --> 01:31:37.034
‫اطمینان دارم

01:31:37.076 --> 01:31:40.663
‫که این دادگاه تحت تاثیر
‫همچین تاکتیک‌های تهاجمی قرار نگرفته

01:31:40.704 --> 01:31:43.123
‫مطمئنم که دادگاه دست ردی به سینه‌ی

01:31:43.165 --> 01:31:45.376
‫این بازی کثیف برای بازی با احساساتش

01:31:45.417 --> 01:31:50.214
‫و این... توهین به ذکاوتش می‌زنه

01:31:50.256 --> 01:31:53.425
‫و نکاتی که توسط حقایق
‫اثبات شدن رو پیدا می‌کنه

01:31:55.427 --> 01:31:57.429
‫فقط یک نکته مونده که بگم

01:31:58.430 --> 01:32:00.724
‫حکم دادگاه در مورد متهم هرچی که باشه، من...

01:32:01.809 --> 01:32:04.395
‫من بطور رسمی توصیه می‌کنم
‫که وکیل مدافع گرین‌والد

01:32:04.436 --> 01:32:06.230
‫توسط این دادگاه، به دلیل

01:32:06.272 --> 01:32:08.440
‫رفتار خارج از شأن
‫یک افسر نیروی دریایی توبیخ بشه

01:32:08.482 --> 01:32:11.610
‫و اینکه این توبیخ
‫در سابقه‌شون ثبت بشه

01:32:17.575 --> 01:32:20.619
‫وکیل مدافع. صحبت نهایی دارین؟

01:32:25.916 --> 01:32:27.251
‫با اجازه‌ی دادگاه

01:32:28.586 --> 01:32:32.840
‫با بی‌میلی شدید
‫دفاع از متهم رو قبول کردم

01:32:32.881 --> 01:32:37.636
‫و تنها به دلیل اصرار دادرس ارتش بود
‫که فرمودن هیچ وکیل دیگه‌ای در دسترس نیست

01:32:38.596 --> 01:32:40.431
‫نسبت به قبولش بی‌میل بودم

01:32:40.472 --> 01:32:43.851
‫چون می‌دونستم تنها راه دفاع

01:32:43.892 --> 01:32:47.855
‫اثبات عدم صلاحیت روانی
‫یک افسر نیروی دریاییه

01:32:47.896 --> 01:32:50.616
‫ناخوشایندترین وظیفه‌ای بوده

01:32:50.640 --> 01:32:53.360
‫که تابحال مجبور شدم انجام بدم

01:32:54.361 --> 01:32:57.406
‫با این‌حال، حالا که انجامش دادم

01:32:57.448 --> 01:32:59.575
‫تمام تلاشم رو کردم
‫که موکلم تبرئه بشه

01:32:59.617 --> 01:33:03.412
‫فکر می‌کردم این وظیفه‌ی منه، هم به عنوان
‫وکیل مدافع تعیین شده توسط نیروی دریایی

01:33:03.454 --> 01:33:06.248
‫و همچنین به عنوان یک وکیل

01:33:07.499 --> 01:33:09.335
‫بذارین یک نکته رو واضح بیان کنم

01:33:09.376 --> 01:33:12.087
‫عقیده‌ی ما این نیست

01:33:12.129 --> 01:33:14.256
‫که ناوسروان کوییگ بزدله

01:33:14.298 --> 01:33:20.012
‫و بنابراین، اگر در شرایط بغرنج
‫ اعمالی سوال‌برانگیز انجام میده

01:33:20.054 --> 01:33:22.931
‫باید دلیلش چیز دیگه‌ای باشه

01:33:22.973 --> 01:33:26.602
‫دادگاه رفتار ناوسروان کوییگ رو
‫در جایگاه شهود دید

01:33:26.644 --> 01:33:30.105
‫و دادگاه می‌تونه تصور کنه
‫که رفتارش در اوج طوفان

01:33:30.147 --> 01:33:32.316
‫چطور می‌تونسته باشه

01:33:32.358 --> 01:33:34.234
‫و بر همین اساس

01:33:35.277 --> 01:33:38.489
‫دادگاه می‌تونه سرنوشت متهم رو تعیین کنه

01:33:47.665 --> 01:33:49.917
‫قبل از استراحت

01:33:49.958 --> 01:33:52.503
‫دادگاه نظرش رو در مورد توصیه
‫برای توبیخ شما اعلام می‌کنه

01:33:56.715 --> 01:33:58.175
‫بله، قربان

01:34:00.678 --> 01:34:04.640
‫این محاکمه‌ای عجیب و غم‌انگیز بوده

01:34:05.724 --> 01:34:08.310
‫در تاریخ 248 ساله‌ی نیروی دریایی

01:34:08.352 --> 01:34:11.522
‫فقط یک دفعه‌ی دیگه
‫تلاشی برای شورش صورت گرفته

01:34:13.399 --> 01:34:16.819
‫دفاعیاتت رو با ذکاوتی چشمگیر ارائه دادی

01:34:18.612 --> 01:34:20.364
‫ولی رفتارت نگران‌کننده بوده

01:34:20.406 --> 01:34:22.533
‫و باعث ایجاد سوالاتی میشه

01:34:23.534 --> 01:34:25.786
‫آیا رفتارتون در این محاکمه مسئولانه بوده

01:34:25.828 --> 01:34:27.538
‫ناوبان گرین‌والد؟

01:34:30.499 --> 01:34:33.252
‫اگر قرار به توبیخ باشه

01:34:33.293 --> 01:34:36.422
‫باید از طرف وجدان خودت باشه

01:34:38.549 --> 01:34:42.386
‫به عقیده‌ی دادگاه
‫وکیل مدافع تخطی نکرده

01:34:42.428 --> 01:34:45.347
‫توصیه برای توبیخ رد میشه

01:34:45.389 --> 01:34:48.183
‫دادگاه تا اطلاع ثانوی
‫وارد استراحت میشه

01:34:54.523 --> 01:34:57.735
‫- حالا چی میشه؟
‫- خب، کار دیگه‌ای ازمون برنمیاد

01:34:58.861 --> 01:35:00.237
‫و کی نتیجه‌ش رو می‌فهمیم؟

01:35:00.279 --> 01:35:02.072
‫اگر حکم تبرئه باشه، به‌زودی

01:35:02.114 --> 01:35:05.576
‫اگر نباشه، خب
‫تا چندین هفته تصمیم‌شون رو اعلام نمی‌کنن

01:35:05.617 --> 01:35:07.077
‫خیلی‌خب

01:35:08.078 --> 01:35:09.830
‫حرف نداشتی

01:35:09.872 --> 01:35:11.707
‫ممنون

01:35:14.168 --> 01:35:16.420
‫دخل کوییگ رو آوردی

01:35:17.004 --> 01:35:19.298
‫آره، دخلشو آوردم

01:35:24.052 --> 01:35:27.723
‫ازت ممنونم
‫چه ببریم چه ببازیم

01:35:32.519 --> 01:35:33.812
‫خیلی‌خب

01:35:36.565 --> 01:35:38.567
‫- چی شده؟
‫- هیچی

01:35:38.609 --> 01:35:41.195
‫خب، ببین
‫باید یه چیزی ازت بپرسم

01:35:41.236 --> 01:35:43.322
‫باز چی شده؟ همم؟

01:35:44.990 --> 01:35:47.785
‫تام کیفر قراره امشب
‫ توی هتل مهمونی بگیره

01:35:47.826 --> 01:35:50.788
‫امروز صبح بابت رمانش
‫پیش‌پرداخت 10 هزار دلاری گرفته

01:35:50.829 --> 01:35:53.123
‫خب، امیدوارم یک میلیون نسخه بفروشه

01:35:53.165 --> 01:35:56.460
‫جایزه‌ی نوبل رو ببره
‫و جایزه پولیتزر، و مدال افتخار

01:35:56.502 --> 01:35:59.129
‫و کل این قضیه رو
‫خوشگل و تمیز تموم کنه بره

01:35:59.171 --> 01:36:00.881
‫جفتمون دعوت شدیم

01:36:03.258 --> 01:36:04.802
‫چی؟

01:36:05.886 --> 01:36:08.514
‫ببین، می‌دونم احتمالاً چه فکری می‌کنی

01:36:08.555 --> 01:36:11.225
‫نتیجه هرچی باشه، دیگه تمام شده

01:36:11.266 --> 01:36:14.311
‫نمی‌دونم اگر جای تام بودم چیکار می‌کردم

01:36:14.353 --> 01:36:16.480
‫حاضری بری مهمونی کیفر؟

01:36:17.648 --> 01:36:20.818
‫اگر تو بری منم میرم
‫اگر بنظرت بهتر باشه که بریم

01:36:43.173 --> 01:36:45.801
‫اوه!

01:36:53.350 --> 01:36:55.644
‫خیلی‌خب، ساکت، ساکت!

01:36:56.812 --> 01:36:59.773
‫ساکت، مفت‌خورهای مست و پاتیل کین!

01:36:59.815 --> 01:37:03.944
‫تشریف آورد، مهمان افتخاری‌مون
‫قهرمان شجاع‌مون

01:37:03.986 --> 01:37:05.112
‫- هی!
‫- هورا!

01:37:05.153 --> 01:37:07.155
‫سخنرانی! سخنرانی!
‫سخنرانی! سخنرانی!

01:37:07.197 --> 01:37:10.492
‫- سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی!
‫- نه، نه، نه

01:37:10.534 --> 01:37:13.871
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه!
‫- اذیت نکن دیگه، بارنی!

01:37:13.912 --> 01:37:16.915
‫نه، من از تمام شماها مست‌ترم

01:37:16.957 --> 01:37:19.084
‫با وکیل محاکمه رفته بودم بیرون

01:37:19.126 --> 01:37:23.187
‫و سعی کردم راضیش کنم یک سری از
‫القاب زشتی که بهم داده بود رو پس بگیره

01:37:24.423 --> 01:37:27.885
‫بالاخره توی سومین لیوان بوربن و سودا
‫راضیش کردم کوتاه بیاد، شایدم چهارمی

01:37:27.926 --> 01:37:30.971
‫- خوبه. خوبه
‫- مجبور شدم بلند و سریع صحبت کنم، استیو

01:37:31.013 --> 01:37:34.349
‫- توی دادگاه به روش‌های کثیفی متوسل شدم
‫- خب...

01:37:34.391 --> 01:37:36.143
‫- بیچاره کاترین شلی، ها؟
‫- آره

01:37:36.184 --> 01:37:38.395
‫همم. خب این چیه؟

01:37:38.437 --> 01:37:40.439
‫اوه، دو دلیل برای جشن گرفتن داریم

01:37:40.480 --> 01:37:42.024
‫کیکی که به شکل کتابه

01:37:42.065 --> 01:37:45.576
‫امروز 10 هزار دلار دستم رسید
‫پیش‌پرداخت رمانم

01:37:46.320 --> 01:37:48.488
‫آفرین. آفرین

01:37:48.530 --> 01:37:49.948
‫منم امروز یه نامه‌ای به دستم رسید

01:37:49.990 --> 01:37:52.659
‫- چی بوده، بارنی؟
‫- تاییدیه‌ی پزشکی

01:37:52.701 --> 01:37:55.245
‫دستور گرفتم برگردم به کشتیم
‫فردا راه میفتم

01:37:56.455 --> 01:37:58.999
‫خوبه. هی، عالیه

01:38:01.126 --> 01:38:02.419
‫ده هزار دلار، ها؟

01:38:05.631 --> 01:38:07.049
‫می‌دونی، شاید بهتر باشه

01:38:07.090 --> 01:38:09.635
‫لطف نویسنده‌ی نامدار رو جبران کنم

01:38:09.676 --> 01:38:11.303
‫- آره!
‫- یه کوچولو صحبت می‌کنم

01:38:11.345 --> 01:38:13.931
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫بذارین بگه، بذارین بگه

01:38:13.972 --> 01:38:15.557
‫خیلی‌خب

01:38:15.599 --> 01:38:18.060
‫- رمان جنگیه، درسته؟
‫- آره

01:38:18.101 --> 01:38:20.979
‫گمونم حسابی نیروی دریایی رو کوبیدی، آره؟

01:38:21.021 --> 01:38:23.023
‫آره؟

01:38:23.065 --> 01:38:25.400
‫بعید می‌دونم روابط عمومی نیروی دریایی
‫به هیچ عنوان تاییدش کنه

01:38:25.442 --> 01:38:28.612
‫خب، یکی باید حق این عوضی‌های پیر پاتال
‫ افاده‌ای رو بذاره کف دستشون، ها؟

01:38:28.654 --> 01:38:31.198
‫- آره!
‫- قهرمان کیه، خودت؟

01:38:31.239 --> 01:38:34.201
‫اگر شباهتی وجود داشته باشه
‫کاملاً اتفاقیه

01:38:36.453 --> 01:38:39.414
‫خیلی‌خب، خسته و مستم

01:38:40.832 --> 01:38:43.794
‫ولی یهویی به ذهنم رسید
‫که اگر زمانی روان جنگی بنویسم

01:38:43.835 --> 01:38:46.630
‫سعی می‌کنم از زردک پیر یه قهرمان بسازم

01:38:46.672 --> 01:38:48.548
‫- همم
‫- بیخیال بابا

01:38:48.590 --> 01:38:50.008
‫- آره. جدی میگم
‫- نه. نه

01:38:50.050 --> 01:38:52.469
‫نه، جدی میگم
‫و بهتون میگم چرا

01:38:53.679 --> 01:38:56.348
‫آخه می‌دونی، آقای کیفر
‫وقتی داشتم حقوق می‌خوندم

01:38:56.390 --> 01:38:58.058
‫و تو داشتی داستان‌های کوتاه می‌نوشتی

01:38:58.100 --> 01:39:00.811
‫و "ویلی کیث" داشت توی
‫ دشت‌های پرینستون بازی می‌کرد

01:39:00.852 --> 01:39:04.064
‫تمام اون مدت، این...

01:39:04.106 --> 01:39:06.942
‫این پیر پاتال‌ها که بهشون میگیم
‫ نیروهای منظم، این عوضی‌های افاده‌ای احمق

01:39:06.984 --> 01:39:08.735
‫از کشور فربه

01:39:08.777 --> 01:39:12.990
‫احمق و شاد ما محافظت می‌کردن

01:39:13.991 --> 01:39:16.493
‫البته برای پول این‌کارو می‌کردن

01:39:16.535 --> 01:39:19.395
‫مثل هرکس دیگه‌ای
‫که هرکار دیگه‌ای انجام میده

01:39:19.496 --> 01:39:23.125
‫ولی سوال اینجاست، که در نهایت...

01:39:24.251 --> 01:39:26.712
‫خب، شماها برای پول چیکار می‌کنین؟
‫ من و شماها

01:39:26.753 --> 01:39:30.507
‫داریم حرفه‌هامون رو پیش می‌بریم

01:39:31.967 --> 01:39:33.897
‫پس وقتی یازده سپتامبر اتفاق افتاد

01:39:33.921 --> 01:39:36.263
‫و خیلی‌هامون با کله رفتیم اسم‌نویسی کنیم

01:39:36.304 --> 01:39:38.642
‫که با اون عوضی‌هایی که اون هواپیماها رو

01:39:38.666 --> 01:39:40.642
‫کوبیدن به برج‌های دوقلو بجنگیم...

01:39:42.394 --> 01:39:45.439
‫نمی‌شد با کتابچه‌ی حقوق باهاشون جنگید
‫برای همین... منم عضو فعال شدم

01:39:45.480 --> 01:39:47.065
‫به نیروی دریایی ملحق شدم

01:39:48.400 --> 01:39:50.152
‫شاید می‌تونستم
‫توی آسمون خاورمیانه پرواز کنم

01:39:50.193 --> 01:39:52.195
‫و یه مشت تروریست‌ رو بمبارون کنم، درسته؟

01:39:52.237 --> 01:39:54.406
‫- یوهو!
‫- آره!

01:39:54.448 --> 01:39:58.994
‫ولی خیلیای دیگه بودن
‫که آمادگی همچین کاری رو داشتن

01:40:00.328 --> 01:40:02.622
‫ولی من نداشتم. هنوز نداشتم

01:40:02.664 --> 01:40:05.125
‫تام کیفر هم نبود، هنوز درحال تحصیل بود

01:40:05.167 --> 01:40:07.836
‫یا ویلی کیث، چون دانشجوی سال دوم
‫دانشکده‌ی نیروی دریایی بود

01:40:07.878 --> 01:40:11.757
‫بلکه زردک پیر و امثال اون بودن

01:40:12.841 --> 01:40:15.427
‫همون زمان درحال خدمت و آماده‌ی اعزام بودن

01:40:16.595 --> 01:40:18.388
‫و خیلی باهوش‌تر از همه‌ی ماها هستن

01:40:18.430 --> 01:40:21.058
‫خب، بیخیال...
‫سر خودمون رو شیره نمالیم

01:40:21.099 --> 01:40:23.034
‫کسی توی نیروی دریایی آمریکا
که عضویتش اختیاریه

01:40:23.058 --> 01:40:25.479
‫که فقط با ترفیع می‌تونی
‫پیشرفت کنی به جایی نمی‌رسه

01:40:25.520 --> 01:40:28.014
‫مگر اینکه حسابی کاربلد باشه

01:40:28.857 --> 01:40:31.902
‫و این حرفه‌ای‌های محافظه‌کار شاید از
‫ جدیدترین بازی‌های کامپیوتری باخبر نباشن

01:40:31.943 --> 01:40:34.404
‫ولی می‌دونن چطوری
‫یک کار سخت رو انجام بدن

01:40:35.530 --> 01:40:39.201
‫و منتظر و آماده بودن که انجامش بدن

01:40:39.242 --> 01:40:41.787
‫درحالی‌که بقیه‌مون داشتیم سعی می‌کردیم
‫بفهمیم دنیا دست کیه

01:40:41.828 --> 01:40:44.748
‫بارنی. هی، بارنی
‫دیگه تمام شد

01:40:44.790 --> 01:40:46.750
‫خب؟ بیخیال
‫بیا فقط از شام لذت ببریم

01:40:46.792 --> 01:40:49.252
‫گور بابای شام، استیو
‫تو گناهکاری

01:40:50.796 --> 01:40:53.423
‫البته، فقط نصفه‌و‌نیمه گناهکاری

01:40:53.465 --> 01:40:56.927
‫یکی دیگه بود که خیلی قشنگ
‫بیرون میدون قایم شده بود

01:40:57.844 --> 01:40:59.763
‫کسی که کل ایده‌ی پارانوئید

01:40:59.805 --> 01:41:01.556
‫و خطرناک بودن کوییگ رو شروع کرده بود

01:41:01.598 --> 01:41:04.101
‫کسی که شش ماه تمام
‫سعی کرد راضیت کنه

01:41:04.142 --> 01:41:06.770
‫کسی که لقب زردک پیر رو راه انداخت

01:41:06.812 --> 01:41:08.418
‫کسی که حرف کتاب‌های روان‌پزشکی

01:41:08.442 --> 01:41:10.857
‫و ماده‌ی 1108 رو پیش کشید
‫و مدام تو گوشت خوند

01:41:10.899 --> 01:41:12.400
‫خیلی‌خب، یه لحظه وایسا

01:41:12.442 --> 01:41:15.570
‫اوه، آره، آره، جناب کیفر
‫درسته، آره

01:41:16.404 --> 01:41:18.532
‫مجبور شدم به زور
‫از زیر زبون استیو بکشمش بیرون

01:41:18.573 --> 01:41:21.743
‫مردک لهستانی کله‌پوک
‫سعی کرد بهم بگه همه‌ش فکر خودش بوده

01:41:21.785 --> 01:41:25.705
‫نمی‌فهمه فرق پارانوئید با اسب چیه
‫ولی تو می‌دونستی، مگه نه؟

01:41:25.747 --> 01:41:31.294
‫بهش گفتی گزارش پزشکیش
‫بطور واضح مربوط به یک آدم پارانوئیده

01:41:31.336 --> 01:41:34.631
‫بهش توصیه کردی بره پیش دریابد ویلیامز
‫پیشنهاد دادی همراهش بری

01:41:34.673 --> 01:41:39.136
‫تازه وقتی پاتو گذاشتی روی
‫عرشه‌ی پشتی ویلیامز توی بحرین، دودل شدی

01:41:39.177 --> 01:41:42.063
‫آره، اونموقع خودتو زدی به اون راه
‫و تا همین الان به همین منوال پیش رفتی

01:41:42.105 --> 01:41:43.640
‫نمی‌دونم منظورت از این حرفا چیه

01:41:43.682 --> 01:41:45.767
‫بزرگترین لطفی بود
‫ که می‌تونستی به استیو بکنی

01:41:45.809 --> 01:41:47.769
‫که بتونه تبرئه بشه

01:41:47.811 --> 01:41:49.771
‫گرچه بعید می‌دونم متوجه شده باشی

01:41:51.982 --> 01:41:54.901
‫ولی اگر کسی گناهکار باشه، تویی

01:41:56.361 --> 01:41:58.923
‫اگر کله‌ی پوک استیو ماریک رو

01:41:58.965 --> 01:42:01.491
‫از پارانویا و ماده‌ی 1108 پر نمی‌کردی

01:42:01.533 --> 01:42:05.328
‫می‌تونست... می‌تونست
‫کوییگ رو راضی کنه برید شمال

01:42:05.370 --> 01:42:08.999
‫یا بهش کمک می‌کرد
‫به سلامت به سمت جنوب بره

01:42:10.333 --> 01:42:13.003
‫و کین از خدمت بیرون کشیده نمی‌شد

01:42:13.044 --> 01:42:14.796
‫و این...

01:42:14.838 --> 01:42:17.674
‫و این کاریه که تو

01:42:17.716 --> 01:42:20.010
‫برای آمریکامون انجام دادی، دوست من

01:42:20.051 --> 01:42:23.513
‫بیرون کشیدن ناو مین‌یاب از خلیج‌فارس
‫اونم در اوج نیاز کشور

01:42:23.555 --> 01:42:26.308
‫این... این... گور بابای انبوه و انبوهت

01:42:26.349 --> 01:42:27.517
‫مست کردی

01:42:27.559 --> 01:42:29.269
‫می‌دونی چیه، عذر می‌خوام، باشه؟

01:42:29.311 --> 01:42:30.770
‫دیگه حرفی ندارم

01:42:31.688 --> 01:42:33.607
‫می‌دونی چیه، بفرما به افتخار تو

01:42:33.648 --> 01:42:36.526
‫امتیاز کامل رو گرفتی
‫رفتی سراغ کوییگ و زدیش زمین

01:42:36.568 --> 01:42:39.362
‫دستای خودت رو کثیف نکردی

01:42:39.404 --> 01:42:41.823
‫و رمانت رو نوشتی
‫و ثابت کردی نیروی دریایی مزخرفه

01:42:41.865 --> 01:42:45.368
‫و میگی که یک میلیون دلار درمیاری
‫با یه ستاره‌ی سینما ازدواج می‌کنی

01:42:45.410 --> 01:42:47.787
‫پس نباید از یخورده
‫توبیخ کلامی من ناراحت بشی

01:42:47.829 --> 01:42:49.748
‫اصلاً چه معنایی داره؟ همم؟

01:42:50.582 --> 01:42:52.209
‫می‌دونی، از استیو ماریک دفاع کردم

01:42:52.250 --> 01:42:56.713
‫چون متوجه شدم
‫آدم اشتباهی داره محاکمه میشه

01:42:56.755 --> 01:42:59.716
‫و تنها راه برای دفاع ازش
‫این بود که برات دخل کوییگ رو بیارم

01:42:59.758 --> 01:43:04.638
‫و بدجوری کفریم که توی همچین موقعیتی
‫قرار گرفتم. از کاری که کردم شرمسارم

01:43:05.555 --> 01:43:07.724
‫و برای همین مست کردم

01:43:08.934 --> 01:43:10.936
‫کوییگ لیاقتش بیشتر از اینا بود

01:43:14.314 --> 01:43:17.025
‫اون 21 سال به این کشور خدمت کرد

01:43:20.153 --> 01:43:22.864
‫پس حاضر نیستم شامت رو بخورم

01:43:23.865 --> 01:43:25.742
‫یا شرابت رو بنوشم

01:43:27.202 --> 01:43:29.621
‫لیوانم رو بالا می‌‌برم و بعدش میرم

01:43:32.624 --> 01:43:34.000
‫پس به افتخار تو

01:43:34.042 --> 01:43:36.253
‫جناب نویسنده‌ی محبوب کین

01:43:37.629 --> 01:43:39.297
‫به افتخار کتابت

01:43:39.321 --> 01:43:42.321
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

01:43:42.345 --> 01:43:47.345
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]

01:43:47.410 --> 01:43:50.410
‫« این فیلم تقدیم می‌شود به لنس ردیک »

01:43:50.434 --> 01:43:53.434
‫« به یاد ویلیام فریدکین »
