WEBVTT

00:35.083 --> 00:38.125
‫[مکزیک، 800 سال پیش]

00:49.000 --> 00:51.000
‫عجله کن! الانه شروع بشه!

01:13.791 --> 01:18.791
moviepovie.com

01:22.791 --> 01:24.166
‫عصر بخیر، دخترم,

01:24.250 --> 01:25.791
‫آتش جدید مبارک,

01:25.875 --> 01:27.000
‫حالا هرچی,

01:27.791 --> 01:30.500
‫پونگواری، این شب بزرگ پدرته,

01:30.541 --> 01:32.500
‫حداقل وانمود کن که داره بهت خوش می‌گذره,

01:33.041 --> 01:34.125
‫آه، باشه,

01:35.875 --> 01:37.375
‫ای بابا,

01:42.416 --> 01:43.750
‫راه برو، ارندیرا,

01:43.875 --> 01:47.500
‫خیلی‌خب، دخترم,
‫نگاه شفاف، هدف‌گیری با دمپایی، خطا تو کارمون نیست,

01:48.041 --> 01:52.250
‫آره، از زمان جشنواره زمین که انسان‌ها
‫واسه گرامی‌داشت تو

01:52.375 --> 01:54.875
‫توی معبد تو گرفته بودن
‫اینقدر بهم خوش نگذشته بود,

01:55.000 --> 01:58.125
‫دوباره قرار نیست درمورد این حرف بزنیم,

01:58.166 --> 02:03.125
‫تو یه نیمه خدایی, تموم شد رفت,
‫هنوز سنِت کمه که یه خدای کامل بشی,

02:03.250 --> 02:06.750
‫من 12,,, هزار سالمه,

02:06.875 --> 02:11.000
‫من آماده‌ام که خدای کامل بشم،
‫با معبد خودم، با جشنواره‌ی خودم،

02:11.125 --> 02:13.541
‫و تمام چیزهای باحالی که داره,

02:13.625 --> 02:15.625
‫نمی‌تونی که همینطوری اینو بگی، پونگواری,

02:15.666 --> 02:19.625
‫باید به من و پدرت نشون بدی
‫اونقدر پخته هستی که بتونی از پسش بربیای,

02:19.750 --> 02:23.541
‫من کاملا بزرگ و پخته‌ام!
‫اون هفته رو یادته که منو مسئول ماه کردی؟

02:23.625 --> 02:27.875
‫تو سه بار یادت رفت ماه رو بالا بیاری
‫و روش خرگوش هم کشیدی,

02:30.000 --> 02:35.500
‫خدای کامل شدن مسئله جدی‌ایه,
‫جادوی قدرتمند هم وجود داره,

02:35.541 --> 02:40.375
‫اگه برای این مسئولیت آماده نباشی،
‫ممکنه پیامدهای مصیبت‌بار به همراه داشته باشه,

02:40.500 --> 02:41.875
‫ولی اگه بهم یه فرصت بدی,,,

02:41.916 --> 02:43.500
‫ساکت!

02:44.666 --> 02:47.500
‫من مادرتم و می‌دونم که چی به صلاحته,

02:58.750 --> 03:02.041
‫سلام خانواده، آتش جدید مبارک!

03:02.125 --> 03:04.125
‫آتش جدید مبارک، چیپیری,

03:06.041 --> 03:07.666
‫آه، اون,,,؟

03:07.750 --> 03:10.666
‫آره، بیخیال,
‫نمی‌خوام بدونم,

03:13.125 --> 03:15.000
‫دیگه حرفی از خدا شدن نزن,

03:15.125 --> 03:19.500
‫لطفا، پونگواری,
‫بیا در آرامش از آتش جدید لذت ببریم,

03:33.250 --> 03:34.625
‫ببخشید,

03:35.625 --> 03:37.916
‫آتش جدید مبارک، پدر,

03:39.750 --> 03:43.000
‫ممنون، دخترم,
‫آتش جدید تو هم مبارک باشه,

03:44.541 --> 03:46.916
‫خب، حالا چطوره بریم
‫و از تماشای یه مسابقه فایربال لذت ببریم؟

03:47.500 --> 03:49.000
‫میای، پونگواری؟

03:49.125 --> 03:50.500
‫یه دقیقه دیگه میام!

03:50.541 --> 03:52.625
‫میرم یه دستی به سر و صورتم بکشم,

04:04.166 --> 04:05.875
‫نه, زیادی خیسه,

04:06.750 --> 04:08.166
‫زیادی مُدرنه,

04:08.250 --> 04:09.375
‫خودشه!

04:09.416 --> 04:11.625
‫برام مهم نیست که مادرم چی میگه,

04:12.166 --> 04:14.500
‫من آماده‌ی خدا شدنم,

04:17.375 --> 04:21.125
‫و اگه اون انجامش نمیده،
‫خودم انجامش میدم,

04:27.250 --> 04:30.500
‫من پونگواری، نیمه‌الهه‌ی ماه،

04:30.541 --> 04:34.250
‫قدرت ماسک رو احضار می‌کنم!

04:36.541 --> 04:39.041
‫وای پسر، این خیلی خفنه!

04:40.666 --> 04:43.541
‫ماسک چهره‌های بی‌شمار،
‫بهت استدعا می‌کنم!

04:43.625 --> 04:49.125
‫جادوت رو بهم بده، منو خدا کن!

04:57.375 --> 04:58.416
‫پونگواری، نه!

04:58.500 --> 05:00.000
‫تو خیلی کم سن و سالی,

05:00.041 --> 05:04.041
‫دارم رشد می‌کنم، مادر
‫چه خوشت بیاد، چه نیاد,

05:04.125 --> 05:07.166
‫تو واسه این قدرت آماده نیستی,
‫حالا ماسک رو بده به من,

05:07.250 --> 05:10.750
‫اینقدر بهم نگو چیکار کنم!

05:18.791 --> 05:21.000
‫داره کنترلش رو از دست میده,

05:21.125 --> 05:23.250
‫جلوش رو بگیره,
‫من برات یکم وقت می‌خرم,

05:30.125 --> 05:32.250
‫دخترم، لطفا,,,

06:11.750 --> 06:15.875
‫باهام ازدواج کن، لوری, باهام ازدواج کن,
‫تو منو خوشحال‌ترین بو-بو خرسه دنیا کردی,

06:31.750 --> 06:34.125
‫من 12 سالمه!

06:36.250 --> 06:37.791
‫- خفه شو,
‫- ساکت باش,

06:37.875 --> 06:40.750
‫- برگرد بخواب!
‫- خب، تولدت مبارک,

06:40.875 --> 06:43.500
‫ممنون یکی‌تون!
‫بقیه‌تون رو نادیده گرفتم!

06:44.041 --> 06:47.250
‫رانی آن، لحظه‌ای که منتظرش بودی
‫بالاخره رسیده,

06:49.500 --> 06:52.375
‫تابستون 12 سالگی از الان شروع میشه!

06:58.125 --> 06:59.791
‫من 12 سالمه!

06:59.875 --> 07:00.916
‫تو 12 سالته!

07:01.000 --> 07:01.875
‫حالا هر دومون,,,

07:01.916 --> 07:04.666
‫- بپا!
‫- 12 سالمونه!

07:05.416 --> 07:08.500
‫- الان داری چیکار می‌کنی؟
‫- دارم ازت جلو می‌زنم,

07:08.541 --> 07:10.916
‫- سمت چپتم,
‫- هی!

07:11.625 --> 07:15.125
‫فکر کردی می‌ذارم رفیق صمیمیم تو روز تولدش
‫تنهایی بیدار بشه و اسکیت‌سواری کنه؟

07:15.166 --> 07:16.666
‫تو حرف نداری، سید,

07:16.750 --> 07:19.125
‫تابستون 12 سالگی ما قراره خفن بشه،

07:19.250 --> 07:23.541
‫چون بالاخره می‌تونیم
‫هر روز از صبح تا شب

07:23.625 --> 07:26.916
‫تو محوطه‌ی اسکیت‌سواری 12 سال به بالای
‫افراطی و شیطانی ادی باشیم!

07:27.500 --> 07:31.250
‫شنیدم که تابستون پارسال
‫یه بچه به قدری ناجور زمین خورده بود

07:31.375 --> 07:34.166
‫که اونقدر پوستش رفته بود
‫که طَحالش دیده می‌شد,

07:35.250 --> 07:37.416
‫ایول,

07:37.500 --> 07:40.125
‫و حالا اون می‌تونه طحال‌های ما باشه!

07:40.250 --> 07:41.791
‫آخه اینا رو ببین!

07:42.375 --> 07:47.000
‫لگن خرد کن، زانو جونده،
‫شلاق‌زن و طحال سوراخ کن!

07:47.125 --> 07:49.416
‫و وای خدای من، سید!

07:49.500 --> 07:51.791
‫واسه خودشون اورژانس اختصاصی دارن,

07:53.000 --> 07:54.750
‫اوه، یه لحظه,
‫سلام، مامان,

07:54.875 --> 07:56.250
‫رانی آن، کجایی؟

07:56.375 --> 07:59.875
‫من اومدم واسه تولدت بوست کنم
‫ولی یه مشت بالش دیدم,

08:00.000 --> 08:03.791
‫یه کارتن بادکنک دیگه آماده‌ست,

08:03.875 --> 08:04.916
‫کارل، هیس!

08:05.000 --> 08:08.291
‫- من پیش سید ام,
‫- خب، میشه لطفا بیای خونه؟

08:08.375 --> 08:09.500
‫خیلی مهمه,

08:09.625 --> 08:11.875
‫سی‌جی، لالو، بس کنین!

08:11.916 --> 08:14.250
‫- سریع بیا خونه، دخترم,
‫- کیک حاضره!

08:14.375 --> 08:18.125
‫- کیک، کیک، کیک، کیک، کیک,
‫- باشه مامان، دارم میام,

08:18.166 --> 08:20.666
‫انگار می‌خوان غافلگیرم کنن,

08:20.750 --> 08:23.500
‫- الان برمی‌گردم,
‫- باشه، ولی دیر نکن,

08:23.541 --> 08:25.291
‫این پاها نیاز به جراحت پوستی دارن,

08:36.750 --> 08:38.666
‫تولدت مبارک,

08:39.250 --> 08:41.625
‫کجایین بچه‌ها؟

08:41.666 --> 08:45.666
‫- باید ما رو با ترکوندن پیدا کنی,
‫- مثل یه جوش گنده,

08:45.750 --> 08:47.375
‫چه حال بهم زن,

08:47.416 --> 08:48.750
‫باشه,

08:48.791 --> 08:51.541
‫بریم تو کارش، سرجیو,

09:02.375 --> 09:04.625
‫حواست به زیر پات باشه,

09:07.041 --> 09:09.750
‫- تولدت مبارک!
‫- صد سال به این سال‌ها!

09:09.875 --> 09:12.875
‫تولدت مبارک,,, آه!

09:12.916 --> 09:14.125
‫از همه‌تون ممنونم,

09:14.250 --> 09:17.250
‫باورم نمیشه, دختر کوچولوم,

09:18.500 --> 09:21.541
‫- آخی، مرسی کارلیتوس,
‫- هی، هکتور!

09:21.625 --> 09:23.375
‫اوه، رزا!

09:23.500 --> 09:27.125
‫چطور ازم انتظار داری که اینقدر نزدیک خامه باشم
‫ولی مزه نکنم؟

09:27.250 --> 09:28.750
‫والا انسانم خب,

09:30.000 --> 09:34.166
‫آخی، اولین عکس خواهرزاده‌ام به عنوان یه خانوم جوون,

09:34.250 --> 09:38.041
‫آخی!
‫دومین عکس خواهرزاده‌ام به عنوان یه خانوم جوون,

09:38.125 --> 09:39.750
‫ممنون، خاله فریدا,

09:39.791 --> 09:42.625
‫مراقب باش، مامان،
‫داری پخش زنده‌ام رو خراب می‌کنی,

09:43.041 --> 09:46.541
‫سلام به همگی، من به جشن تولد دخترخاله‌ام اومدم!

09:46.625 --> 09:48.625
‫واسه دخترخاله‌ام عشق بفرستین!

09:49.166 --> 09:51.666
‫هی! می‌خوام قلب‌های خیلی بیشتری ببینم، ملت,
‫بجنبین,

09:52.541 --> 09:54.500
‫آخی، از همه‌تون ممنون,

09:55.750 --> 10:00.000
‫هی، رانی آن، من کل هفته رو
‫مشغول نوشتن یه آهنگ برات بودم!

10:00.041 --> 10:02.375
‫اوه، چه باحال بابی,

10:02.500 --> 10:05.041
‫♪ تولد خواهرم ♪

10:05.125 --> 10:06.750
‫♪ امروزه ♪

10:06.791 --> 10:08.750
‫فقط می‌خوام بگم

10:08.791 --> 10:11.625
‫- ب♪ ا ای هم‌قافیه‌ست ♪
‫- حوصلم سر رفت!

10:11.750 --> 10:14.500
‫تو واسه تولدت باید موزیک واقعی بشنوی، دخترخاله,

10:14.625 --> 10:17.666
‫دی‌جی کارل اومده!

10:19.666 --> 10:21.666
‫بس کن، ساکت باش!

10:23.375 --> 10:25.500
‫صد سال به این سال‌ها، دخترم,

10:25.541 --> 10:29.125
‫امیدوارم که تمام آرزوهات محقق بشن,

10:29.250 --> 10:32.541
‫ممنون مامان‌بزرگ، همینطورن!
‫چون بعد، من و سید,,,

10:32.625 --> 10:36.375
‫زده به سرت؟
‫نمی‌تونی آرزوهات رو بهم بگی!

10:36.416 --> 10:38.291
‫باید برم یه شمع روشن کنم,

10:38.375 --> 10:42.125
‫رانی آن، می‌خوام یکی از کتاب‌های موردعلاقه‌ام
‫رو بهت بدم،

10:42.250 --> 10:45.875
‫تاریخ باستان کامل و فوق‌العاده مفصل

10:46.000 --> 10:48.916
‫تمدن‌های آمریکای میانه,

10:49.000 --> 10:50.291
‫جلد اول,

10:50.375 --> 10:52.875
‫اوه، ممنون شوهرخاله کارلوس,

10:52.916 --> 10:55.750
‫اینم از هدیه‌ی من به تو,

10:57.125 --> 10:59.041
‫- قابلت رو نداشـ,,, آه!
‫- عزیز دلم!

10:59.125 --> 11:01.791
‫بابا، تو اومدی!

11:01.875 --> 11:05.375
‫فکر کردم باحاله که پول تولدت
‫رو تو یه جعبه معمایی بذارم,

11:05.416 --> 11:08.000
‫ولی دستور العمل باز کردنش رو گم کردم,

11:08.125 --> 11:10.500
‫پس اینو هم برات گرفتم,

11:10.541 --> 11:12.291
‫خرد کردن خوش بگذره!

11:12.375 --> 11:14.750
‫عاشقشم,

11:14.791 --> 11:17.166
‫اوه، هی مامان,
‫من باید برم پیش سید,,,

11:17.250 --> 11:20.416
‫ولی الان وقت رونمایی بزرگه,
‫هدیه‌ی من به تو,

11:20.500 --> 11:23.500
‫بیا، روی صندلی تولد بشین,

11:23.625 --> 11:25.166
‫اون که یه صندلی معمولیه,

11:25.250 --> 11:27.250
‫بذار مادرت خوش باشه,

11:30.375 --> 11:31.666
‫وقتی من 12 سالم شد،

11:31.750 --> 11:35.291
‫مامان‌بزرگت منو به یه سفر برد
‫تا در شهر زادگاهش ماما لوپه رو ببینم,

11:35.375 --> 11:36.875
‫ایول,
‫مطمئنم که خوش گذشته,

11:37.000 --> 11:41.791
‫غذا، موسیقی,,,
‫بهترین ماجراجویی زندگیم بود,

11:41.875 --> 11:45.125
‫این چیزیه که همیشه دلم می‌خواست
‫با دختر کوچولوی خودم سهیم بشم,

11:45.166 --> 11:47.500
‫ما داریم به مکزیک می‌ریم!

11:47.541 --> 11:49.250
‫اوه، چه خوب,
‫کِی؟

11:49.375 --> 11:51.625
‫- همین الان,
‫- وسایلت رو جمع کن,

11:51.666 --> 11:52.875
‫صبر کن، چی؟

11:53.000 --> 11:54.291
‫سورپرایز!

11:54.375 --> 11:58.875
‫درسته! من داشتم پول پس‌انداز می‌کردم,
‫همه‌مون واسه کل تابستون می‌ریم,

11:58.916 --> 12:00.500
‫هیجان‌انگیز نیست؟

12:00.541 --> 12:05.375
‫آخی، اولین عکس خواهرزاده‌ام بعد از اینکه
‫خوشی زیاد هوش و حواسش رو برده,

12:05.500 --> 12:07.250
‫- خب، بهتره بزنیم به دل جاده,
‫- ولی، صبر کن,,,

12:07.291 --> 12:09.125
‫- من ساک‌ها رو میارم,
‫- من کیک رو میارم,

12:09.250 --> 12:11.541
‫- ما یه وَن اجاره کردیم!
‫- میچوآکان، ما داریم میایم!

12:11.625 --> 12:13.291
‫یعنی حتما باید همین الان بریم؟

12:13.375 --> 12:14.916
‫بس کنین!

12:16.166 --> 12:18.625
‫مامان، ما نمی‌تونیم به مکزیک بریم,

12:18.666 --> 12:20.625
‫منظورت چیه؟ چرا آخه؟

12:20.666 --> 12:22.500
‫چون این تابستون 12 سالگی منه,

12:22.625 --> 12:26.791
‫برنامه داشتم، برنامه‌های خودم، تا کارهای خودم رو انجام بدم,
‫مثلا گشتن با سید،

12:26.875 --> 12:30.000
‫و رفتن به محوطه‌ی اسکیت‌سواری 12 سال به بالای
‫افراطی و شیطانی ادی,

12:30.125 --> 12:34.750
‫عزیزم، ادی افراطی باشه واسه بعد,
‫این تابستون یعنی خودم و خودت,

12:34.875 --> 12:36.750
‫یعنی من حق نظر دادن ندارم؟

12:38.875 --> 12:40.625
‫خداحافظ!
‫کاش می‌تونستم بیام,

12:40.750 --> 12:43.500
‫یادتون نره که با آرتوروی مقوایی من عکس بگیرین,

12:43.625 --> 12:44.791
‫که انگار خودم اونجام!

12:44.875 --> 12:47.875
‫قراره فوق‌العاده مقوایی باشه!

12:52.125 --> 12:54.250
‫باورم نمیشه که این اتفاق داره می‌افته,

12:54.291 --> 12:55.666
‫کی کیک ماشینی می‌خواد؟

12:55.750 --> 12:57.375
‫من!

13:05.875 --> 13:09.041
‫[سید: هی! آهای؟
‫کجا میری؟ پس ادی چی؟]

13:22.333 --> 13:25.125
‫[مرکز آمریکا - مکزیک]

13:31.291 --> 13:34.291
‫هی!
‫همش 20 کیلومتر مونده,

13:34.375 --> 13:36.166
‫به مایل چقدر میشه؟

13:36.750 --> 13:39.166
‫هیچکس نمی‌دونه,

13:40.875 --> 13:42.625
‫تو گوشیم جستجوش می‌کنم,

13:43.875 --> 13:46.500
‫رانی آن، تو عاشق مکزیک میشی,

13:46.625 --> 13:49.166
‫خیلی‌ چیزها هست که خیلی مشتاقم بهت نشون بدم,

13:49.750 --> 13:54.125
‫مامان، من الان 12 سالمه,
‫ممکنه بالاخره بخوام کاری که خودم می‌خوام رو انجام بدم,

13:54.250 --> 13:55.375
‫البته, البته,

13:55.500 --> 13:57.375
‫مطمئنم که یه چند دقیقه وقت آزادی هست,

13:58.000 --> 14:00.375
‫تو خواب رو توی برنامه با علامت سوال نوشتی؟

14:00.416 --> 14:03.041
‫آره، به گمونم یادم رفته خواب رو اضافه کنم،

14:03.125 --> 14:05.375
‫و دوش گرفتن و دستشویی رفتن,

14:05.500 --> 14:07.500
‫ولی نگران نباش، می‌تونی کمک کنی
‫تا اینا رو

14:07.541 --> 14:10.625
‫توی برنامه سفر چند لایه‌ی با دقت طرح شده‌ام
‫جا بدی,

14:11.500 --> 14:12.500
‫ای وای,

14:13.750 --> 14:15.125
‫آه!

14:15.166 --> 14:16.250
‫ها؟

14:17.041 --> 14:19.250
‫هی!
‫تو خواب ناز دارم به سر می‌برم!

14:19.750 --> 14:20.916
‫هی!

14:21.750 --> 14:22.750
‫ها؟

14:23.875 --> 14:25.291
‫آخ! چشمم!

14:31.125 --> 14:33.375
‫ترمز کجاست؟

14:38.875 --> 14:42.125
‫همه خوبن؟

14:43.541 --> 14:46.791
‫من روی برنامه سفر و کاکتوس نشستم,

14:47.500 --> 14:51.041
‫خوبه، فکر کنم رسیدیم,

15:04.000 --> 15:06.000
‫هـو!

15:09.541 --> 15:11.750
‫اینجا رو ببینین!

15:18.375 --> 15:22.000
‫نگاه کن، رانی آن!
‫دقیقا همونطوریه که یادمه!

15:23.000 --> 15:25.125
‫من می‌تونم به این عادت کنم,

15:25.166 --> 15:26.541
‫آه!

15:28.000 --> 15:31.125
‫اوه,
‫اون همه چوب واسه چیه؟

15:31.166 --> 15:33.875
‫بزرگ‌ترین آتش هیزمی‌ای که تو عمرت دیدی!

15:34.000 --> 15:38.791
‫عالی نیست؟
‫ما موقع جشنواره‌ آتش جدید اومدیم!

15:38.875 --> 15:42.375
‫می‌تونی تمام اینا رو تو کتابی که
‫واسه تولدت بهت دادم بخونی,

15:42.500 --> 15:46.375
‫آه، لعنتی,
‫تو خونه جاش گذاشتم,

15:46.500 --> 15:47.541
‫خب، اشکال نداره,

15:47.625 --> 15:49.750
‫من همیشه یه دونه اضافه‌اش دستمه,

15:49.875 --> 15:51.000
‫حلش می‌کنم!

15:51.625 --> 15:55.541
‫جشنواره آتش جدید یه سنت آمریکای میانه‌ست

15:55.625 --> 15:59.125
‫که به عنوان ادای احترامی به چیپیری،
‫خدای خورشید شروع شد,

15:59.250 --> 16:03.000
‫آتش نشان دهنده‌ی یک سال جدید
‫و شروعی جدیده,

16:03.041 --> 16:04.791
‫پس هر سال مردم شهر

16:04.875 --> 16:06.750
‫یه آتش هیزمی بزرگ درست می‌کنن,

16:06.791 --> 16:08.375
‫و کلی موسیقی,,,

16:08.416 --> 16:11.125
‫- و غذا,
‫- اوه، غذاشون,

16:11.166 --> 16:15.041
‫و البته، مسابقات فایربال بزرگ هم هست,

16:15.125 --> 16:16.125
‫چی؟

16:16.250 --> 16:19.000
‫اون خفن‌ترین چیزیه که تا حالا دیدم!

16:19.125 --> 16:22.916
‫بیرون می‌تونی با شرت بازی کنی؟
‫کجا رو امضا کنیم؟

16:23.000 --> 16:24.500
‫خبر خوب براتون دارم!

16:24.625 --> 16:29.500
‫قبل از اینکه ماما لوپه رو ببینیم
‫24 دقیقه برای دیدن کردن از خاپوندا برنامه‌ریزی کردم!

16:31.750 --> 16:33.750
‫خیلی‌خب، بابای مقوایی،

16:33.875 --> 16:37.375
‫بیا بهترین سفری که بابای واقعی نرفته
‫رو بهش نشون بدیم!

16:37.500 --> 16:39.875
‫بابای مقوایی، داری جلوی نور رو می‌گیری,

16:40.000 --> 16:42.291
‫بابی، تو نیاز به کمک داری؟

16:42.375 --> 16:44.500
‫من حتی نمی‌تونم یه عکس بگیرم,

16:44.541 --> 16:46.125
‫بذار من بگیرم,

16:51.625 --> 16:55.000
‫اینم از این!
‫حالا به پرنده نگاه کن و بگو سیب,

16:55.125 --> 16:57.500
‫ها؟

17:01.125 --> 17:04.500
‫قشنگه,

17:04.625 --> 17:07.000
‫بهم یاد بده، استاد کارلوتا,

17:07.041 --> 17:09.500
‫سلفی گرفتن رو یادم بده,

17:09.541 --> 17:11.000
‫باشه,

17:11.041 --> 17:12.375
‫ولی کار راحتی نیست,

17:12.500 --> 17:14.625
‫من نمی‌ترسم!

17:14.666 --> 17:16.541
‫می‌ترسی,

17:17.250 --> 17:18.291
‫چی؟

17:23.500 --> 17:24.916
‫امکان نداره!

17:25.000 --> 17:29.000
‫توئلو ایز میدنایت؟
‫از سلیقه موسیقی‌تون خوشم میاد، خاپوندا,

17:38.916 --> 17:40.791
‫ها؟

17:42.125 --> 17:44.125
‫چه خفن,

17:44.166 --> 17:49.125
‫آه، می‌بینم که باارزش‌ترین سنگ من
‫که واقعا مفته با قیمت 20,,,

17:49.250 --> 17:52.166
‫30 دلار آمریکایی؟

17:52.250 --> 17:53.416
‫هوم,

17:53.500 --> 17:56.875
‫واسه یه تیکه ابسیدین یکم گرونه،
‫به نظرت اینطور نیست؟

17:57.000 --> 18:00.791
‫خب، افسانه میگه که اون تکه‌ی ابسیدین

18:00.875 --> 18:06.875
‫ارتباط گم‌شده و فراموش شده‌ی
‫بین خدایان و تمام بشریت بود,

18:07.000 --> 18:09.041
‫تو اینو راجع‌به گردنبند من گفتی!

18:09.125 --> 18:12.666
‫آه!
‫باشه، 25 دلار آمریکایی,

18:12.750 --> 18:15.250
‫- بازم می‌خوامش,
‫- رانی آن، نه,

18:15.291 --> 18:17.625
‫تو پولت رو خرج این چیزِ آشغال نمی‌کنی,

18:17.666 --> 18:20.041
‫- آره، ولی به نظرم,,,
‫- به حرف مادرت گوش بده,

18:20.125 --> 18:23.875
‫حالا بیا بریم!
‫ماما لوپه تا 24 ثانیه دیگه میرسه!

18:26.625 --> 18:28.541
‫عجب مادری!

18:28.625 --> 18:31.375
‫"به حرف مادرت گوش بده",
‫پوف,

18:31.416 --> 18:33.375
‫اون که هیچوقت به حرف من گوش نمیده,

18:34.125 --> 18:36.041
‫ها؟ این چیه؟

18:36.125 --> 18:37.166
‫توش پول هست,

18:37.250 --> 18:39.375
‫چطوری بازش کنم؟

18:42.000 --> 18:47.375
‫خانواده‌ام! خانواده‌ام!

18:47.416 --> 18:48.875
‫دقیقا به موقع,

18:49.000 --> 18:50.875
‫ماما لوپه!

18:52.250 --> 18:55.041
‫رانی آن! ماما لوپه اومده!

18:56.916 --> 19:00.125
‫بیاین و محکم بغلم کنین,

19:00.166 --> 19:02.250
‫آخی,

19:02.291 --> 19:05.541
‫اوه، خیلی مشتاقم تا دوباره مزرعه رو ببینم!

19:05.625 --> 19:07.291
‫خیلی وقته که ندیدمش,

19:07.375 --> 19:08.375
‫چقدر دوره؟

19:08.416 --> 19:10.000
‫اونطرف دریاچه‌ست,

19:10.041 --> 19:11.416
‫چطور می‌خوایم بریم اونجا؟

19:11.500 --> 19:12.916
‫با قایق من می‌ریم,

19:20.250 --> 19:21.416
‫سوار شین!

19:32.166 --> 19:34.875
‫لالو!

19:35.416 --> 19:37.125
‫میشه,,,

19:37.166 --> 19:38.375
‫یکم یواش بری؟

19:38.416 --> 19:39.625
‫یواش‌ رفتن نداریم,

19:39.750 --> 19:44.166
‫دون تاچو مدیر مزرعه‌ی منه,
‫اون حرف نداره!

19:44.250 --> 19:45.916
‫فقط تو چشم‌هاش نگاه نکنین,

19:46.000 --> 19:49.250
‫اگه بی‌افتین توی آب، باید شنا کنین بیاین,

19:50.291 --> 19:51.625
‫اونجاست,

20:17.500 --> 20:20.625
‫فقط دارم واسه خوراکی جا باز می‌کنم,

20:21.625 --> 20:24.375
‫هــو!

20:36.875 --> 20:38.250
‫سیب!

20:38.875 --> 20:41.875
‫صبر کن,
‫فکر کنم چشم‌هات رو بستی، بابای مقوایی,

20:41.916 --> 20:44.875
‫همه‌چیز دقیقا همونطوریه که یادمه,

20:44.916 --> 20:47.666
‫شنا کردن در اسکله،
‫بالا رفتن از اون هواپیمای قدیمی،

20:47.750 --> 20:51.625
‫- دویدن تو زمین ذرت,
‫- شنا کردن، بالا رفتن و تو زمین ذرت دویدن ممنوعه,

20:52.375 --> 20:55.500
‫اشکالی نداره,
‫اون زیادی سختگیره,

20:58.041 --> 21:00.500
‫هی، هی!
‫پاکو! پائولینا!

21:00.625 --> 21:04.375
‫چه خبر، پسرعمو؟
‫می‌خوام با خانواده‌ام آشنا بشی,

21:06.125 --> 21:07.666
‫آه!

21:09.875 --> 21:13.166
‫اوه، شما چه سرتون شلوغ بوده!

21:13.250 --> 21:16.166
‫اوه نه، اونا رو به فرزندی گرفتیم,

21:17.250 --> 21:21.750
‫منظره رو نگاه,
‫نمی‌تونم صبر کنم تا آروم استراحت کنم،

21:21.875 --> 21:25.750
‫و طلوع خورشید و غروب خوشید
‫و همه‌جور نوع از خورشید نقاشی بکشم,

21:25.791 --> 21:28.375
‫نگاه کن,
‫تقریباً عین هاف پایپ اسکیت می‌مونه,

21:28.416 --> 21:32.625
‫اون کوه پونگواریـه،
‫اسم نیمه‌‎‌ خدای ملعون

21:32.666 --> 21:34.500
‫افسانه‌ی پورپچا روش گذاشته شده,

21:34.541 --> 21:36.916
‫تاریخ اون زمان کمی ناقصه،

21:37.000 --> 21:39.375
‫- چون بیشتر,,,
‫- خلاصه‌اش کن، عزیزم,

21:39.500 --> 21:40.625
‫اوه، درستیه,

21:40.666 --> 21:43.875
‫پونگواری فکر و ذهنش شده بود
‫که یه خدای کامل بشه،

21:43.916 --> 21:45.875
‫ولی والدینش ممنوعش کرده بودن,

21:46.000 --> 21:49.166
‫اون یواشکی رفت و خودش مراسم رو انجام داد,

21:49.250 --> 21:53.875
‫بعد کنترل جادو رو از دست داد
‫و باعث شکافتن زمین شد,

21:55.250 --> 21:56.750
‫وای,

21:56.791 --> 21:58.000
‫دقیقا وای!

21:58.125 --> 22:01.041
‫ولی دقیقه‌ی آخر، سیسیکی
‫مادر پونگواری،

22:01.125 --> 22:06.250
‫تونست با تبدیل کردن دخترش به اون کوه
‫زمین رو ببنده!

22:08.041 --> 22:08.916
‫چه خشن,

22:09.000 --> 22:10.166
‫ولی منصفانه‌ست,

22:10.250 --> 22:13.250
‫گفته میشه که اگه پونگواری از کوه فرار کنه

22:13.291 --> 22:17.250
‫و خودش رو به یه خدای کامل تبدیل کنه،

22:17.291 --> 22:22.416
‫مرگی شوم و نفرین شده
‫بر این دره سرازیر میشه,

22:26.375 --> 22:27.750
‫کی شام می‌خواد؟

22:27.875 --> 22:30.625
‫- من! من می‌خوام!
‫- من می‌خوام!

22:38.291 --> 22:39.750
‫ژاکتم,

22:39.791 --> 22:40.875
‫ببخشید,

22:40.916 --> 22:42.791
‫هنوز دارن دستشویی رفتن یاد می‌گیرن,

22:50.000 --> 22:53.000
‫این خونه خیلی بزرگه,

22:55.666 --> 22:57.375
‫اووه، کارل، نگاه کن,

22:59.750 --> 23:02.125
‫پسرا، شام حاضره,

23:02.250 --> 23:05.875
‫ماما لوپه، اونا چوب‌های فایربال توئن؟

23:05.916 --> 23:09.166
‫آره! واسه خیلی وقت پیشه!

23:09.250 --> 23:12.000
‫من عاشق فایربال بودم!

23:12.125 --> 23:14.375
‫یه ورزش باستانی خدایان

23:14.416 --> 23:19.166
‫که که نشان دهنده‌ی طلوع و غروب خورشیده,

23:19.250 --> 23:22.916
‫من واسه هر جای سوختنی‌ام یه داستان دارم,

23:24.250 --> 23:29.041
‫ولی اگه اینقدر فایربال رو دوست داری،
‫چرا دست از بازی کردن برداشتی؟

23:29.125 --> 23:31.791
‫تیمم از هم پاشید,

23:33.625 --> 23:35.791
‫یه مشت جا زن!

23:37.041 --> 23:39.625
‫ماما لوپه، تو باید بازیش رو یادمون بدی!

23:39.750 --> 23:43.541
‫نمی‌دونم,
‫دوران فایربال بازی کردن من دیگه گذشته,,,

23:43.625 --> 23:46.541
‫لطفا، لطفا، لطفا، لطفا،
‫لطفا، لطفا، لطفا,

23:55.916 --> 23:57.500
‫بیاین انجامش بدیم,

24:08.541 --> 24:10.125
‫سلام، رانی آن!

24:10.166 --> 24:12.125
‫سید!
‫خیلی خوشحالم که,,,

24:12.250 --> 24:14.250
‫تو الان تو "ادی افراطی" هستی؟

24:14.291 --> 24:16.666
‫پوف، نه,

24:16.750 --> 24:20.125
‫طحالم,

24:20.166 --> 24:22.125
‫طحال سوراخ کن,

24:23.125 --> 24:26.250
‫ببخشید، رانی آن، آخه مجبور بودم,

24:26.291 --> 24:29.125
‫آخه وسوسه‌ی ادی افراطی زیادی قویه!

24:29.250 --> 24:31.750
‫درک می‌کنم,
‫فقط کاش اونجا پیشت بودم,

24:31.791 --> 24:37.625
‫منم, صبر کن، شاید بتونی!
‫بیا فردا یه اسکیت‌سواری تصویری انجام بدیم,

24:37.750 --> 24:40.625
‫من تو ادی افراطی
‫و تو هم توی یه جای افراطی اونجا,

24:40.750 --> 24:42.375
‫سید، این هوشمندانه‎‌ست,

24:42.500 --> 24:44.666
‫و دقیقا می‌دونم کجا باید برم,

24:59.000 --> 25:00.916
‫صبح بخیر، خوابالو!

25:01.000 --> 25:02.666
‫آه!

25:02.750 --> 25:06.625
‫مامان، میشه لطفا پنج دقیقه بیشتر بخوابم؟

25:06.750 --> 25:09.875
‫نه,
‫برنامه‌مون پره، پس بیا!

25:10.000 --> 25:12.750
‫خاله فریدا داره نقاشی می‌کشه،
‫پسرا دارن فایربال بازی می‌کنن،

25:12.791 --> 25:15.916
‫و بقیه هم پشت دارن ماسک می‌سازن!

25:22.916 --> 25:24.125
‫این آتشه,

25:25.041 --> 25:26.250
‫این هم توپه,

25:30.541 --> 25:32.625
‫این میشه فایربال,
‫[توپ آتشین]

25:32.750 --> 25:34.500
‫حالا بهم نشون بدین که چند مرده حلاجین!

25:35.291 --> 25:36.750
‫آره!

25:40.375 --> 25:41.375
‫آه!

25:58.541 --> 26:01.500
‫نمی‌بینین اینجا آروم گرفتم؟

26:09.541 --> 26:12.375
‫ما یه بازیکن رینگر داریم!

26:19.750 --> 26:21.500
‫وقتی گفتی که قراره ماسک درست کنیم،

26:21.541 --> 26:24.875
‫بیشتر ماسک "اسپا" به ذهنم رسید
‫تا ماسک "هالووین",

26:25.000 --> 26:27.875
‫اونا باید موقع "رقص پیرمردها" پوشیده بشن,

26:28.000 --> 26:32.000
‫بخش موردعلاقه‌ام از جشنواره آتش جدید!

26:32.041 --> 26:33.041
‫دون تاچو!

26:33.125 --> 26:34.000
‫ها؟

26:34.041 --> 26:35.416
‫میشه لطفا نشونش بدی؟

26:47.791 --> 26:49.875
‫پیرمرد رقصیدن بلده!

26:51.375 --> 26:54.291
‫رانی آن کجاست؟
‫باید تا الان اینجا باشه,

27:20.375 --> 27:21.666
‫سلام، سید!

27:21.750 --> 27:23.500
‫رانی آن!
‫این رمپ رو ببین!

27:23.625 --> 27:27.625
‫می‌گن که از کابوس و جیغ‌های کودکان ساخته شده,

27:27.750 --> 27:29.500
‫من دارم کِیف زندگی رو می‌برم,

27:29.541 --> 27:31.875
‫صبر کن تا ببینی من کجا دارم اسکیت‌سواری می‌کنم,

27:33.625 --> 27:37.000
‫اوه، حالا به این میگن افراطی!

27:38.041 --> 27:40.625
‫وقتشه تو اسکیت‌سواری همزمان تاریخ‌ساز بشیم,

27:41.541 --> 27:43.291
‫تابستون 12 سالگی!

27:58.875 --> 28:01.625
‫اوه!

28:12.875 --> 28:14.500
‫حالت خوبه؟

28:14.541 --> 28:16.875
‫خیلی درد داشت,

28:21.125 --> 28:23.750
‫اوه، گردنبندم چش شده؟

28:24.541 --> 28:26.250
‫سنگ جواهر من,,,

28:26.791 --> 28:28.416
‫صدا رو شنیدی؟

28:28.500 --> 28:30.125
‫چه صدایی؟
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

28:30.250 --> 28:32.125
‫عین زلزله می‌مونه!

28:37.000 --> 28:41.166
‫خود زلزله‌ست!
‫باید بعداً بهت زنگ بزنم، دارم واسه نجات جونم فرار می‌کنم!

28:54.250 --> 28:58.125
‫حتما موقع اون زمین خوردن ناجور سرم ضربه خورده,
‫دارم توهم می‌زنم,

28:58.166 --> 28:59.875
‫کمک! کمکم کنین!

29:00.000 --> 29:02.000
‫صبر کن، دارم میام!

29:03.291 --> 29:05.625
‫کمک! گیر کردم!

29:05.666 --> 29:08.000
‫حالت خوبه؟

29:08.041 --> 29:12.416
‫من اینجا داشتم کوهنوردی می‌کردم که زمین شروع به لرزیدن کرد
‫و این درخت افتاد روی پام,

29:12.500 --> 29:15.291
‫و بعد یه چهره‌ی شب‌پره سرسام‌آور
‫یهو پیداش شد!

29:15.375 --> 29:18.250
‫تو هم دیدیش؟

29:18.291 --> 29:21.166
‫صبر کن، زلزله، شب‌پره,,,

29:21.250 --> 29:23.875
‫تو تا حالا افسانه‌ی,,,

29:24.000 --> 29:27.125
‫پوپوجاری رو شنیدی، نیمه‌خدای ملعونی که
‫تو کوهستان گیر افتاد؟

29:27.750 --> 29:29.250
‫پونگواریـه,

29:29.375 --> 29:32.291
‫درسته، ای وای!
‫فکر کنم الان بهش کمک کردم فرار کنه!

29:32.375 --> 29:34.375
‫باید به همه هشدار بدیم,
‫زود باش!

29:35.125 --> 29:37.125
‫من دقیقا پشت سرتم,

29:43.125 --> 29:45.666
‫مامان! مامان!
‫باورت نمیشه که الان چه اتفاقی افتاد!

29:55.625 --> 29:57.875
‫دقیقا همون واکنشی بود که می‌خواستیم,

29:57.916 --> 30:02.291
‫عالی بود، پیرمردهای من,
‫بعداً روی رقص‌مون کار می‌کنیم,

30:04.041 --> 30:05.500
‫خیلی خوبه,

30:07.541 --> 30:08.666
‫مامان، وایسا!

30:08.750 --> 30:12.000
‫باورت نمیشه,
‫الان سرسام‌آورترین اتفاق برامون افتاد,

30:12.125 --> 30:13.916
‫اوه، این,,,

30:14.000 --> 30:17.000
‫اوه، به گمونم اونقدر سریع از اونجا رفتیم
‫که اسمت رو نپرسیدم,

30:17.041 --> 30:20.000
‫اوه، آره,
‫اسم انسانی معمولیم,

30:20.041 --> 30:21.875
‫منظورم اینه که اسمم,,,

30:22.000 --> 30:24.500
‫شا,,,راست؟

30:27.000 --> 30:28.041
‫من رانی آن‌ام,

30:28.125 --> 30:29.750
‫خوشوقتم، شارا,

30:29.875 --> 30:32.625
‫رانی آن، میشه یه دقیقه اینجا باهات حرف بزنم؟

30:33.291 --> 30:37.041
‫مامان گوش کن، خیلی عجیب بود,
‫روی کوه زلزله اومد

30:37.125 --> 30:40.166
‫و یه میلیون شب‌پره از زمین اومدن بیرون
‫و به سمت آسمون پرواز کردن,

30:40.250 --> 30:41.375
‫واقعا؟

30:41.416 --> 30:44.750
‫فکر کنم چیزی که تو دیدی عذاب وجدانته که

30:44.791 --> 30:47.000
‫چون خیلی گناهکاره داره پرواز می‌کنه
‫و ازت دور میشه,

30:47.125 --> 30:50.750
‫ببین، می‌دونم که نباید می‌رفتم،
‫ولی برنامه‌هایی با سید ریخته بودم,

30:50.875 --> 30:54.291
‫الان اصلا این مهم نیست
‫چون باید بفهمیم اون اصلا چی بود,,,

30:54.375 --> 30:56.250
‫خب، واسه من مهمه,

30:56.375 --> 30:58.875
‫این قرار بود تابستون ما باشه که باهم می‌گذرونیم,

30:58.916 --> 31:01.875
‫نه، قرار بود تابستون 12 سالگی من باشه,

31:01.916 --> 31:04.125
‫اینو بهت گفتم، ولی تو هیچوقت گوش نمیدی,

31:04.166 --> 31:06.250
‫حتی الان که میگم که عالمه حشرات عجیب
‫بهم هجوم آوردن،

31:06.291 --> 31:07.541
‫تو روی اون یکی مسئله تمرکز کردی,

31:07.625 --> 31:10.791
‫فرار از رویدادهای خانوادگی غیرمسئولانه‌ست,

31:10.875 --> 31:14.041
‫وقتی مثل یه 12 ساله رفتار کردی،
‫اونوقت می‌تونیم حرف بزنیم,

31:18.375 --> 31:20.250
‫بهش گفتی که ما چی دیدیم؟

31:20.291 --> 31:23.000
‫سعی کردم، ولی گوش نمی‌داد,

31:23.041 --> 31:25.375
‫حداقل تو رو به کوه که تبدیل نکرد,

31:25.416 --> 31:26.250
‫چی گفتی؟

31:26.375 --> 31:29.750
‫گفتم که کاملا درکت می‌کنم,

31:29.875 --> 31:32.375
‫مامانت ممکنه به حرفت گوش نده،
‫ولی من گوش میدم,

31:34.750 --> 31:36.291
‫کارلیتوس!

31:36.375 --> 31:39.500
‫داییم!
‫اوون همه‌چی رو راجع‌به این چیزها می‌دونه,

31:40.250 --> 31:41.750
‫شوهرخاله کارلوس!

31:41.875 --> 31:44.791
‫یه جریان عجیبی رخ داده!
‫زلزله! شب‌پره!

31:44.875 --> 31:46.625
‫فکر کنم من پونگواری رو آزاد کردم!

31:46.750 --> 31:49.416
‫اوه، گول خرافات رو نخور، رانی آن,

31:49.500 --> 31:51.875
‫اجداد ما قبلا از همچین افسانه‌هایی استفاده می‌کردن

31:52.000 --> 31:55.041
‫تا پدیده‌های طبیعی‌ای مثل زلزله و شب‌پره‌ها
‫رو توضیح بدن,

31:55.125 --> 31:56.250
‫همش تو این کتاب هست,

31:56.291 --> 31:57.875
‫تو یه نسخه‌ی دیگه ازش داری؟

31:58.000 --> 31:59.875
‫نه، از تو دریاچه درش آوردم,

31:59.916 --> 32:02.000
‫آخ!

32:02.125 --> 32:05.916
‫ببین، همش اینجا نوشته,
‫خدایان، نیمه‌خدایان، حتی ماسک‌های جادویی,

32:06.000 --> 32:07.375
‫ماسک‌ها,,,

32:07.416 --> 32:09.416
‫باحالن,

32:09.500 --> 32:12.625
‫به نظرت پونگواری دنبال ماسکی چیزی می‌گرده؟

32:12.750 --> 32:17.250
‫خب، افسانه پونگواری میگه برای اینکه اون
‫یه خدای کامل بشه،

32:17.291 --> 32:19.416
‫نیاز به ماسک چهره‌های بی‌شمار داره,

32:19.500 --> 32:20.791
‫اینجاست,

32:20.875 --> 32:23.000
‫ماسک چهره‌های بی‌شمار,

32:23.041 --> 32:25.625
‫بهتره قبل از اینکه دست اون بهش برسه
‫گیرش بیاریم، درسته؟

32:25.750 --> 32:26.625
‫گل گفتی,

32:26.750 --> 32:29.791
‫شوهرخاله کارلوس، به نظرت آدم
‫همچین ماسکی رو از کجا پیدا می‌کنه؟

32:29.875 --> 32:33.875
‫اوه، من شخصا موزه‌ی محلی خاپوندا رو توصیه می‌کنم
‫یا شایدم,,,

33:13.250 --> 33:16.500
‫کارت خوب بود، ماریا
‫ولی برای کوروندای بعدیت

33:16.625 --> 33:20.250
‫میشه بیشتر به شکل مثلث درش بیاری
‫که کمتر بی‌شکل باشه؟

33:24.041 --> 33:27.000
‫یکی باید خودش رو خالی کنه,

33:27.125 --> 33:29.416
‫این قرار بود تابستون ما باشه,

33:32.750 --> 33:34.125
‫آماده‌ست!

33:36.250 --> 33:39.500
‫مشکلاتت رو فراموش کن، دخترم,

33:39.625 --> 33:41.000
‫نگاه شفاف،

33:43.041 --> 33:44.500
‫هدف‌گیری با دمپایی,,,

33:45.041 --> 33:46.250
‫خطا تو کارم نیست,

33:49.041 --> 33:50.750
‫عالی زدی!

33:58.166 --> 34:01.416
‫رانی آن قرار بود اینجا باشه
‫و با ما کوروندا درست کردن یاد بگیره,

34:01.500 --> 34:04.250
‫ولی معلومه خب، دوباره نیومده!

34:04.375 --> 34:06.875
‫من آوردمش اینجا تا بتونیم باهم وقت بگذرونیم،

34:06.916 --> 34:09.500
‫اونوقت اون فقط می‌خواد کار خودش رو بکنه,

34:13.625 --> 34:18.291
‫من یه دختربچه رو یادم میاد که
‫"کار خودش" رو کرد

34:18.375 --> 34:21.125
‫و بدون اجازه‌ی من مدرسه رو پیچونده بود,

34:21.250 --> 34:25.500
‫کارناوال همش یه روز توی شهر بود,
‫باید چیکار می‌کردم؟

34:30.041 --> 34:32.250
‫به گمونم تو خانواده‌مون ارثیه,

34:32.375 --> 34:33.416
‫من؟

34:34.000 --> 34:36.291
‫کی فرار کرد تا تو انبار علوفه زندگی کنه

34:36.375 --> 34:40.625
‫بخاطر اینکه من نمی‌ذاشتم الاغ تو اتاقش بمونه؟

34:42.666 --> 34:44.166
‫تو خون ماست,

34:45.375 --> 34:48.125
‫قرن‌ها پیش، قبل از اومدن اسپانیایی‌ها،

34:48.250 --> 34:51.625
‫این منطقه تحت کنترل قبیله‌ای از زنان خشن بود

34:51.666 --> 34:54.500
‫که نیمه‌الهه‌ی سیسیکی رو می‌پرستیدن,

34:54.625 --> 34:57.291
‫جنگجوهای دمپایی,

34:59.500 --> 35:03.125
‫چیزی که توش بهش "لجبازی" میگی،
‫من بهش قوّت میگم,

35:03.250 --> 35:07.625
‫این خانواده چهار نسل از جنگجویان دمپایی داره,

35:11.875 --> 35:15.500
‫رانی آن داره بال‌هاش رو امتحان می‌کنه,

35:16.125 --> 35:18.875
‫بهش فضای پرواز کردن بده,

35:23.375 --> 35:24.250
‫نگاه شفاف،

35:25.000 --> 35:26.250
‫هدف‌گیری با دمپایی،

35:26.750 --> 35:28.750
‫خطا تو کارم نیست,

35:30.500 --> 35:33.166
‫ایول!

35:36.541 --> 35:39.916
‫و تمام این اتفاقات بیش از 400 سال پیش رخ دادن,

35:40.000 --> 35:43.166
‫که یعنی شما در قدیمی‌ترین ساختمان

35:43.250 --> 35:44.791
‫این بخش مکزیک وایسادین,

35:47.000 --> 35:49.708
‫اونایی می‌دونن که ماسک چهره‌های بی‌شمار کجاست،

35:49.791 --> 35:51.500
‫که کارکنان موزه باشن,

35:51.541 --> 35:55.166
‫امروز، موزه‌ی خاپوندا بزرگ‌ترین کلکسیون

35:55.250 --> 35:58.125
‫اشیاء پورپچا رو داره,

35:58.166 --> 36:00.291
‫مردم پورپچا پناهگاهی ساختن

36:00.375 --> 36:04.041
‫تا از باارزش‌ترین اشیاء فرهنگی‌شون
‫در مقابل مهاجمان محافظت کنن,

36:04.125 --> 36:07.750
‫و افسانه میگه که یه جایی در زیر این ساختمان مخفی شده,

36:08.291 --> 36:10.500
‫چیزهای باحال همیشه تو زیرزمین مخفی شدن,

36:10.625 --> 36:12.416
‫باید بریم پایین,

36:12.500 --> 36:15.875
‫حالا اگه تا فروشگاه هدیه دنبالم بیاین،
‫چیزهای جالبی هست,,,

36:18.500 --> 36:20.791
‫چطوره از اونجا شروع کنیم؟

36:20.916 --> 36:24.166
‫[ورود ممنوع]

36:28.000 --> 36:29.166
‫تو اول برو,

36:48.500 --> 36:51.000
‫[مامان: باید حرف بزنیم]

36:51.041 --> 36:52.291
‫همه‌چی روبراهه؟

36:52.375 --> 36:54.500
‫آره، فقط مامانم می‌خواد حرف بزنه,

36:54.541 --> 36:57.875
‫احتمالا عصبانیه که برنامه سفر مسخره‌اش رو پیچوندم,

36:58.416 --> 37:01.625
‫مامان‌ها درک نمی‌کنن,
‫فکر می‌کنن که ما یه مشت دختربچه‌ایم,

37:02.291 --> 37:06.125
‫دقیقا! من الان 12 سالمه,
‫نظرم اهمیت داره,

37:06.250 --> 37:07.750
‫خواسته‌ی من اهمیت داره!

37:07.791 --> 37:10.000
‫من اونقدر بزرگ شدم
‫که اگه بخوام به محوطه‌ی اسکیت‌سواری برم!

37:10.041 --> 37:12.041
‫اونقدر بزرگ شدم که اگه بخوام خسوف انجام بدم!

37:12.125 --> 37:15.375
‫اونقدر بزرگ شدم که
‫کنترل خودم، تابستونم و,,,

37:15.416 --> 37:16.750
‫زندگیم دستم باشه!

37:20.750 --> 37:22.291
‫صبر کن، گفتی خسوف؟

37:22.375 --> 37:24.750
‫یه اصطلاحه,

37:24.791 --> 37:28.916
‫خلاصه اینکه ما بچه‌های خفن،
‫مستقل و قدرتمندی هستیم,

37:29.000 --> 37:31.666
‫مامان‌هامون نمی‌دونن ما چه توانایی‌هایی داریم,

37:31.750 --> 37:35.500
‫دقیقا، اینجور زمان‌هاست که
‫من "تایم رانی آن" نیاز دارم,

37:35.625 --> 37:36.875
‫تایم رانی آن؟

37:36.916 --> 37:39.125
‫آره, هر وقت می‌خوام
‫از مامانم کمی فاصله بگیرم،

37:39.250 --> 37:41.500
‫میرم توی اتاقم، هدفونم رو میذارم،

37:41.541 --> 37:44.500
‫یه آهنگ از گروه "توئلو ایز میدنایت"،
‫بهترین گروه موسیقی تاریخ میذارم،

37:44.625 --> 37:45.916
‫و فقط,,,

38:02.375 --> 38:03.500
‫ها؟

38:06.625 --> 38:07.750
‫اوه، مرد,

38:21.541 --> 38:25.500
‫شارا, چه خبره؟

38:27.291 --> 38:29.541
‫خدای من، گردنبند، آروم باش!

38:44.750 --> 38:46.916
‫خودشه، ماسک چهره‌های بی‌شمار!

38:49.250 --> 38:51.250
‫ببین! جواهر ماسک

38:51.375 --> 38:53.041
‫شبیه مال گردنبند منه!

38:53.125 --> 38:55.000
‫چه,,, خفن!

38:56.375 --> 39:00.000
‫فکر کنم می‌خواد فرشینه رو کنار بزنم,

39:10.125 --> 39:13.875
‫اووه,

39:14.000 --> 39:15.916
‫نظرت چیه وارد این دری بشیم

39:16.000 --> 39:18.250
‫که چند ثانیه قبل وجود نداشت؟

39:18.375 --> 39:19.375
‫برو بریم,

39:19.416 --> 39:21.166
‫من درست پشت سرتم,

39:39.500 --> 39:41.750
‫همینه,

39:42.500 --> 39:44.375
‫باورم نمیشه پیداش کردیم,

39:44.875 --> 39:47.000
‫حالا چیکار کنیم، فقط برش داریم؟

39:47.041 --> 39:49.750
‫به نظرم باید سنگ جواهرت رو توی ماسک بذاری،

39:49.875 --> 39:51.416
‫مثل چیزی که توی فرشینه دیدیم,

40:00.375 --> 40:01.625
‫عالیه,

40:01.750 --> 40:04.791
‫حالا می‌تونم گندی که زدم رو درست کنم،
‫و می‌تونیم پونگواری رو متوقف کنیم,

40:04.875 --> 40:06.625
‫موفق شدیم، شارا,

40:06.750 --> 40:09.500
‫این دیگه چی بود؟

40:12.750 --> 40:14.125
‫ممنون، رانی آن,

40:14.666 --> 40:15.541
‫شارا؟

40:15.625 --> 40:17.541
‫تو خیلی کمک کردی,

40:28.750 --> 40:33.875
‫بالاخره! بعد از این همه قرن، دوباره خودم شدم,

40:35.041 --> 40:36.250
‫پونگواری؟

40:36.791 --> 40:38.625
‫سوپرایز,

40:38.666 --> 40:41.666
‫صبر کن، تمام این مدت تو شارا بودی؟

40:41.750 --> 40:45.416
‫شکل کسی که بهش اعتماد کنی رو به خودم گرفتم
‫تا کاری که می‌خوام رو بکنی,

40:45.500 --> 40:47.041
‫وقتی منو از کوهستان آزاد کردی,,,

40:47.125 --> 40:49.166
‫راستی، بابتش ممنونم,

40:49.250 --> 40:50.625
‫من فقط یه روح بودم,

40:50.666 --> 40:55.291
‫یه انسان رو لازم داشتم
‫تا منو به این اتاق بیاره که شکل حقیقیم رو پس بگیرم,

40:56.125 --> 40:57.541
‫پس به من دروغ گفتی,

40:57.625 --> 41:00.125
‫بعضی‌ها دزدکی می‌زنن بیرون
‫که برن اسکیت‌سواری کنن،

41:00.250 --> 41:04.041
‫بعضی‌ها هم یه انسان رو گول می‌زنن
‫کمک‌شون کنه یه ماسک جادویی باستانی رو پیدا کنن,

41:04.125 --> 41:05.916
‫من کاری رو کردم که مجبور بودم,

41:06.000 --> 41:07.541
‫درست مثل تو,

41:08.666 --> 41:10.125
‫اگه باعث میشه حالت بهتر بشه باید بگم

41:10.250 --> 41:11.875
‫تو به عنوان انسان خیلی باحالی,

41:12.625 --> 41:17.375
‫خب، وقت داره تلف میشه!
‫این الهه‌ی آینده باید مراسمی رو تکمیل کنه!

41:17.500 --> 41:18.750
‫صبر کن، نه!

41:23.750 --> 41:24.625
‫بدرود,

41:34.541 --> 41:36.541
‫متاسفم، بابابزرگ،

41:36.625 --> 41:37.916
‫فقط باید یه چسب زخم بردارم,

41:38.000 --> 41:38.875
‫چسب زخم؟

41:39.000 --> 41:40.625
‫صدمه دیدی، روبرتو؟

41:40.750 --> 41:42.541
‫اوه، واسه من نیست,

41:43.625 --> 41:46.416
‫این همه سلفی داره منو می‌کشه!

41:46.500 --> 41:49.291
‫هی، آروم باش، بابای مقوایی,

41:49.375 --> 41:52.250
‫بیا، توی لباس راحتم استراحت کن,

41:52.375 --> 41:54.125
‫کمکم کن,

41:54.166 --> 41:55.541
‫بابا، رانی آن رو ندیدی؟

41:55.625 --> 41:58.291
‫من دارم آزادی دادن به رانی آن رو امتحان می‌کنم،

41:58.375 --> 42:01.875
‫ولی حالا منو واقعا نگران کرده
‫و به ۱۰ تا پیامم جواب نداده,

42:01.916 --> 42:05.041
‫نه، متاسفم، دخترم,
‫شاید با دوست جدیدش رفته بیرون,

42:06.000 --> 42:08.375
‫کجا ممکنه رفته باشه؟

42:09.000 --> 42:11.000
‫کمک!

42:11.125 --> 42:12.541
‫کسی صدای منو می‌شنوه؟

42:12.625 --> 42:15.750
‫من توی یه اتاق مخفی زیرزمینی گیر افتادم!

42:16.375 --> 42:19.666
‫که هیچ کس نمی‌دونه وجود داره چون مخفیه,

42:23.791 --> 42:24.875
‫فایده‌ای نداره,

42:25.500 --> 42:26.916
‫هرگز نمی‌تونم از اینجا خارج بشم,

42:29.166 --> 42:30.791
‫باید به حرف مامان گوش می‌کردم

42:31.375 --> 42:34.125
‫و همونطور که می‌خواست
‫کارهای خانوادگی می‌کردم,

42:40.750 --> 42:43.500
‫آهای؟

42:48.916 --> 42:50.375
‫کسی اونجاست؟

42:50.500 --> 42:51.875
‫دارم صدای زمزمه‌ات رو می‌شنوم,

42:57.000 --> 42:58.250
‫بابابزرگ؟

42:59.500 --> 43:00.500
‫بابابزرگ!

43:03.625 --> 43:05.500
‫رانی آن؟

43:09.291 --> 43:11.125
‫- کجایی؟
‫- چه جوری رفتی اون تو؟

43:11.250 --> 43:12.291
‫- خوبی؟
‫- سرده؟

43:12.375 --> 43:13.750
‫رانی آن، مُردی؟

43:13.875 --> 43:14.666
‫روحی؟

43:14.750 --> 43:16.541
‫ساکت!

43:16.625 --> 43:19.666
‫خیلی خب، باید یه چیزی بهتون بگم،
‫ولی یه خرده احمقانه به نظر میاد،

43:19.750 --> 43:20.750
‫ولی برو که رفتیم,

43:22.125 --> 43:25.000
‫گردنبندی که خریدم یه جواهر جادویی داشت
‫که تصادفاً پونگواری رو بیدار کرد،

43:25.041 --> 43:26.875
‫که اینجا بود، ولی نه واقعا، چون اون روح بود

43:27.000 --> 43:29.000
‫و هنوزم ماسک چهره‌های بی‌شمار رو نیاز داشت
‫تا جسمش رو پس بگیره،

43:29.125 --> 43:31.291
‫پس وانمود کرد که اون دختره، شاراست،
‫و با هم ماسک رو پیدا کردیم،

43:31.375 --> 43:33.166
‫و بعد اون منو توی اتاقی مخفی
‫زیر موزه حبس کرد

43:33.250 --> 43:36.000
‫که بنا به دلیلی آینه‌ای داره
‫که به دستشویی ماما لوپه میره,

43:37.250 --> 43:41.375
‫گفتم اون آینه جادوییه, پول رو رد کن بیاد!

43:43.166 --> 43:46.375
‫چیزی نیست، رانی آن,
‫فقط بگو کجایی,

43:46.416 --> 43:48.750
‫دون تاچو، قایق رو آماده کن!

43:49.875 --> 43:53.125
‫قایق نه, با هواپیما میریم!

44:16.250 --> 44:18.375
‫مطمئنی این جواب میده؟

44:18.416 --> 44:19.916
‫مطمئنم,

44:20.750 --> 44:22.791
‫ها؟

44:26.916 --> 44:31.625
‫منو ترسوندین, ولی موزه تعطیله,

44:31.666 --> 44:34.291
‫باید از شما پیرزن‌ها درخواست کنم برین,

44:34.375 --> 44:36.875
‫هی! چه خبره؟

44:37.000 --> 44:40.125
‫هی! این یه جورایی باحاله!

44:40.250 --> 44:42.541
‫شماها خوب بلدین برقصین!

44:43.750 --> 44:44.875
‫اوه اوه,

44:44.916 --> 44:47.000
‫وای!

44:47.750 --> 44:49.291
‫اه,

44:49.375 --> 44:51.291
‫فکر می‌کردم داریم خوش می‌گذرونیم,

45:11.875 --> 45:14.166
‫اونم از فرشینه‌ای که رانی آن گفت!

45:16.791 --> 45:17.750
‫رانی آن!

45:17.875 --> 45:19.500
‫مامان! من اینجام,

45:19.541 --> 45:20.916
‫دری در کار نیست,

45:21.000 --> 45:23.666
‫می‌دونم! پونگواری غیبش کرد,

45:23.750 --> 45:26.875
‫طاقت بیار, یه چیزی لازم داریم
‫که دیوار رو خراب کنیم,

45:28.375 --> 45:31.916
‫اینا جواب نمیده,
‫شما چیزی پیدا کردین؟

45:32.000 --> 45:33.375
‫- نه,
‫- هیچی,

45:34.500 --> 45:35.791
‫به جایی نرسیدی، رانی آن؟

45:35.875 --> 45:39.375
‫فکر کنم یه قاشق پیدا کردم,
‫شاید بتونم بکَنم و بخورم و خلاص بشم,

45:39.416 --> 45:42.000
‫توی همچین موقعی راجع به غذا شوخی نکن!

45:45.416 --> 45:46.750
‫چرخ داره!

45:46.875 --> 45:48.416
‫می‌تونیم هلش بدیم بکوبیمش به دیوار!

45:48.500 --> 45:54.250
‫یا شاید پر از جادوی باستانیه
‫که با برخورد، دیوار رو نابود می‌کنه,

45:54.291 --> 45:56.500
‫البته، ماما لوپه,

45:58.916 --> 46:00.375
‫این چیه؟

46:00.875 --> 46:02.125
‫با شماره‌ی ۳!

46:02.166 --> 46:05.291
‫یک، دو، سه!

46:16.000 --> 46:17.875
‫چه اتفاقی افتاد؟

46:18.416 --> 46:21.166
‫پر از جادوی باستانی بود

46:21.250 --> 46:24.166
‫که با برخورد، دیوار رو نابود کرد!

46:24.250 --> 46:25.625
‫مامان!

46:25.666 --> 46:28.500
‫خیلی خوشحالم سالمی,

46:28.541 --> 46:31.250
‫می‌بینی، وقتی یواشکی میذاری میری
‫همچین اتفاقی میفته,

46:31.375 --> 46:34.291
‫واقعا داری جدی میگی؟ اووپس,

46:34.375 --> 46:35.541
‫اشتباه از من بود,

46:38.291 --> 46:39.625
‫وای، این چیه؟

46:42.000 --> 46:44.625
‫داستان پونگواریه,

46:44.666 --> 46:47.916
‫اون ماسک رو می‌دزده، بعد زمین رو شکاف میده

46:48.000 --> 46:51.666
‫تا بتونه آتیش و نابودی رو واسه دره به ارمغان بیاره,

46:51.750 --> 46:53.000
‫صبر کن ببینم,

46:53.125 --> 46:56.375
‫به نظر نمیاد اون داره آتیش و نابودی به ارمغان میاره,

46:57.000 --> 46:58.750
‫و اون یارو کیه؟

46:58.791 --> 47:00.625
‫اوکومو!

47:00.666 --> 47:02.875
‫خدای دنیای زیر زمین؟
‫منظورت اینه,,,

47:03.000 --> 47:04.041
‫افسانه اشتباهه!

47:04.125 --> 47:07.000
‫پونگواری بد نیست، اوکومو بده!

47:10.750 --> 47:12.000
‫پونگواری!

47:12.125 --> 47:13.125
‫باید بریم!

47:14.041 --> 47:16.791
‫این دفعه دیگه متوقف نمیشم!

47:16.875 --> 47:22.125
‫من، پونگواری، نیمه‌الهه‌ی ماه،
‫قدرت ماسک رو احضار می‌کنم!

47:25.125 --> 47:28.500
‫ماسک چهره‌های بی‌شمار، بهت التماس می‌کنم!

47:28.625 --> 47:31.625
‫جادوت رو بده من، منو خدا کن!

47:44.041 --> 47:46.250
‫اوه، ببخشید، الهه,

47:46.375 --> 47:48.125
‫معبد اختصاصی می‌خوای؟

47:48.250 --> 47:50.000
‫خب، آره!

47:50.041 --> 47:53.166
‫و می‌دونم دقیقا از کجا شروع کنم,

48:09.375 --> 48:11.166
‫اوه، نه! خیلی دیر کردیم,

48:44.750 --> 48:47.666
‫بیا یه خرده وضعیت رو روشن کنیم,

48:56.666 --> 48:58.125
‫این فاجعه‌ست!

48:58.250 --> 49:00.541
‫پونگواری می‌خواد اوکومو رو آزاد کنه!

49:00.625 --> 49:02.250
‫اوکومو چیه؟

49:03.125 --> 49:04.291
‫این یارو,

49:04.375 --> 49:07.125
‫اه, بریم عکس بعدی,

49:11.666 --> 49:15.750
‫- اون روح‌ها رو شکنجه می‌کنه!
‫- نه، اون یه سگ اهریمنیه!

49:17.875 --> 49:20.291
‫این آهنگ توئلو ایز میدنایته!

49:20.375 --> 49:23.666
‫اون فقط می‌خواد مهمونی بگیره,
‫نمی‌خواد به کسی صدمه بزنه,

49:23.750 --> 49:25.125
‫چی؟

49:25.166 --> 49:28.000
‫یه مشت ماهی بیچاره اون پایین هستن
‫که نظر دیگه‌ای دارن,

49:28.125 --> 49:30.000
‫بهم اعتماد کن، من درکش می‌کنم,

49:30.041 --> 49:32.416
‫ولی اون در رو واسه اوکومو باز کرد,

49:32.500 --> 49:33.625
‫تصادفاً!

49:33.750 --> 49:35.541
‫انگار یواشکی رفته بود اسکیت‌سواری

49:35.625 --> 49:37.625
‫و تصادفاً یه نیمه‌خدا رو آزاد کرده,

49:37.750 --> 49:39.291
‫واسه بهترین‌هامون هم اتفاق میفته,

49:43.791 --> 49:45.500
‫اوه، نه!

49:45.625 --> 49:47.750
‫باید برم به پونگواری بگم، تا دست نگه داره!

49:49.500 --> 49:51.750
‫نه, عمرا, اگه اشتباه کنی چی؟

49:51.875 --> 49:54.625
‫حق با منه, من می‌تونم نرمش کنم,
‫می‌دونم که می‌تونم,

49:54.666 --> 49:57.375
‫اون یه خداست، رانی آن,
‫تو فقط یه بچه‌ی کوچیکی,

49:57.500 --> 49:59.125
‫نه خیر!

49:59.250 --> 50:00.250
‫رانی آن!

50:23.000 --> 50:23.875
‫یوهو!

50:24.791 --> 50:26.166
‫رانی آن، مراقب باش!

50:37.250 --> 50:38.416
‫ها؟

50:41.041 --> 50:42.000
‫بقبقو!

50:42.125 --> 50:45.250
‫به خاطر ژاکت فضله‌ای یکی بهت بدهکاریم,

50:46.541 --> 50:49.041
‫بابا، من ون رو قرض می‌گیرم!

50:49.125 --> 50:50.916
‫دخترم، خیلی خطرناکه!

50:59.291 --> 51:01.375
‫یادت نره کجا پارک می‌کنی!

51:04.541 --> 51:06.375
‫وای,,,

51:20.875 --> 51:23.250
‫رانی آن موفق میشه، نه؟

51:23.291 --> 51:24.875
‫احتمالا نه‌,

51:25.000 --> 51:26.250
‫آخ!

51:26.375 --> 51:28.750
‫چیه؟ یکی باید می‌گفت,

51:37.000 --> 51:39.500
‫جماعت اهل مهمونی، چه خبرها؟

52:02.500 --> 52:03.791
‫بخت و اقبال یارت,

52:03.875 --> 52:05.750
‫بهش نیاز پیدا می‌کنی!

52:05.875 --> 52:07.250
‫رانی آن؟

52:07.375 --> 52:09.166
‫تو اومدی بیرون!

52:09.250 --> 52:11.125
‫درست به موقع واسه مهمونی الهه شدن من,

52:11.250 --> 52:13.291
‫پونگواری، باید دست نگه داری!

52:13.375 --> 52:15.375
‫وگرنه اوکومو رو آزاد می‌کنی!

52:15.416 --> 52:17.125
‫خدای دنیای زیر زمین؟

52:17.166 --> 52:18.250
‫مسخره‌ست,

52:18.375 --> 52:20.750
‫حقیقت داره! من‌ مدرک دارم,

52:20.875 --> 52:22.791
‫قبلا هم این کار رو کردی چون آماده نبودی,

52:22.875 --> 52:26.000
‫آماده نبودم؟ من الان یه خدام، رانی آن,

52:26.041 --> 52:28.166
‫دیگه داری مثل مامانم حرف می‌زنی,

52:28.250 --> 52:30.750
‫و اینجا مامان‌ها حق ورود ندارن,

52:31.750 --> 52:34.250
‫پونگواری، مامانت دوستت داشت,

52:34.291 --> 52:36.875
‫اون به عنوان تنبیه نمی‌خواست متوقفت کنه,

52:36.916 --> 52:40.000
‫اوه، جدی؟ اونو منو تبدیل به یه کوه کرد,,,

52:40.125 --> 52:42.000
‫به معنای واقعی منو زمین‌گیر کرد,

52:42.041 --> 52:43.500
‫واسه اینکه ازت محافظت کنه!

52:44.500 --> 52:47.375
‫ما اینو توی اون اتاق مخفی پیدا کردیم
‫که تو منو اونجا خیلی عادی حبس کردی,,,

52:47.416 --> 52:49.250
‫در ضمن، کار قشنگی نبود,

52:49.375 --> 52:53.500
‫این واقعیت اتفاقیه که ۸۰۰ سال پیش برات افتاد,

53:00.375 --> 53:02.125
‫اینا والدین من هستن,,,

53:02.250 --> 53:03.791
‫امکان نداره,,,

53:03.875 --> 53:07.125
‫اینقدر بهم نگو چیکار کنم!

53:17.541 --> 53:19.791
‫دخترم، خواهش می‌کنم,,,

53:23.791 --> 53:24.791
‫نه!

53:29.916 --> 53:31.750
‫چه خبره؟

53:35.625 --> 53:37.625
‫نه! مامان!

53:37.666 --> 53:40.375
‫متاسفم, دوستت دارم,

53:47.666 --> 53:49.625
‫دخترم,,,

53:51.291 --> 53:52.500
‫روستایی‌ها!

53:55.750 --> 53:57.000
‫جلوی اونو بگیر!

53:57.041 --> 53:58.916
‫من از مردم محافظت می‌کنم!

54:17.041 --> 54:18.791
‫اون زیادی قدرتمنده,

54:18.875 --> 54:21.875
‫با هم می‌تونیم شکستش بدیم,

54:29.750 --> 54:31.000
‫به خاطر پونگواری!

54:39.250 --> 54:42.875
‫والدینت به خاطر نجات جون همه،
‫خودشون رو فدا کردن,

54:43.000 --> 54:45.166
‫ولی تو نمی‌دونستی همچین اتفاقی میفته,

54:46.041 --> 54:47.625
‫تقصیر تو نیست,

54:49.750 --> 54:52.125
‫اون منو از دست اوکومو نجات داد,

54:52.166 --> 54:54.666
‫تمام این مدت فکر می‌کردم,,,

54:54.750 --> 54:58.750
‫آره، گمونم مامان‌ها این کار رو می‌کنن,

55:00.500 --> 55:02.375
‫- من می‌دونم مامانم حاضره,,,
‫- رانی آن!

55:02.500 --> 55:04.375
‫مامان!

55:11.875 --> 55:13.125
‫مامان!

55:14.750 --> 55:17.250
‫باید کمکش کنیم! ولی چه جوری؟

55:17.375 --> 55:18.250
‫با من,

55:19.041 --> 55:20.625
‫الهه‌ی ماه؟

55:21.750 --> 55:23.666
‫می‌تونیم نجاتش بدیم, با همدیگه,

55:24.916 --> 55:26.125
‫آماده‌ای؟

55:27.375 --> 55:28.750
‫حالا سفت بچسب,

55:53.250 --> 55:54.750
‫مامان!

55:54.875 --> 55:58.000
‫رانی آن!

56:00.625 --> 56:04.291
‫مامان!

56:09.000 --> 56:10.291
‫[با رانی آن وقت بگذرون!]

56:18.166 --> 56:19.750
‫یوهو!

56:20.875 --> 56:23.125
‫سفت بچسب، مامان!

56:25.000 --> 56:27.541
‫اوه، خدای من، محشر بود,

56:27.625 --> 56:29.166
‫ولی خیلی خطرناک بود,

56:29.250 --> 56:30.875
‫تو جونم رو نجات دادی,

56:31.000 --> 56:32.750
‫دیگه همچین کاری نکن,

56:32.791 --> 56:34.125
‫اوه، دوستت دارم,

56:40.750 --> 56:42.750
‫ماریا! رانی آن!

56:42.875 --> 56:44.541
‫اوه، خدا رو شکر حال‌تون خوبه!

56:46.125 --> 56:48.125
‫خوبه برنامه رو لمینت کردی,

56:48.166 --> 56:49.875
‫من باحال‌ترین خواهر دنیا رو دارم!

56:50.000 --> 56:52.125
‫ممنون، لالو,

56:52.166 --> 56:53.750
‫هی، یه سوال ریز,

56:53.791 --> 56:55.875
‫قضیه‌ی این سگ غول‌پیکر چیه؟

56:56.625 --> 56:58.000
‫کایوت,

56:58.041 --> 57:00.541
‫و اون پونگواریه، الان بچه‌ی خوبیه,

57:00.625 --> 57:02.625
‫هی، من همیشه بچه‌ی خوبی بودم,

57:04.125 --> 57:05.166
‫دوست ندارم ضدحال بزنم،

57:05.250 --> 57:07.500
‫ولی هنوزم با خدای دنیای زیر زمین مشکل داریم,

57:16.125 --> 57:19.875
‫خیلی خب، جماعت، نگرخین,
‫خبر بد: اوکومو داره میاد,

57:20.000 --> 57:23.541
‫خبر خوب: فکر کنم بدونم
‫چه جوری متوقفش کنیم، ولی تنها از پسش برنمیام,

57:23.625 --> 57:24.791
‫ولی چه جوری؟

57:24.875 --> 57:28.041
‫طبق این طومار،
‫وقتی بار قبلی اوکومو اومده بود بیرون،

57:28.125 --> 57:31.916
‫والدین پونگواری
‫اونو با یه دمپایی آتشین گنده شکست دادن,

57:32.000 --> 57:35.000
‫هی، اون شعله‌ی مقدس بابامه!
‫اونو توی معبدش نگه می‌داشت!

57:35.125 --> 57:38.000
‫ولی کسی چه می‌دونه معبدش الان کجاست,,,

57:38.041 --> 57:39.041
‫من می‌دونم,

57:39.125 --> 57:41.166
‫اونجا!

57:46.500 --> 57:49.666
‫گفتم خونه روی یه معبد باستانیه!

57:49.750 --> 57:51.125
‫حالا پول رو رد کن بیاد!

57:51.166 --> 57:55.000
‫عالیه! حالا فقط یه دمپایی گنده‌بک لازم داریم,

57:56.500 --> 58:00.125
‫صبر کن، فکر کنم بدونم کجاست!
‫جلوی موزه‌ست!

58:39.625 --> 58:42.375
‫گفتم نگرخین‌, کمک‌تون رو لازم دارم,

58:42.500 --> 58:46.000
‫ماما لوپه، مامان‌بزرگ و مامان،
‫شماها برین و دمپایی رو پیدا کنین!

58:46.041 --> 58:48.125
‫بقیه با دون تاچو برین سوار هواپیما بشین،

58:48.166 --> 58:50.625
‫و برین مزرعه که شعله‌ی مقدس رو بیارین!

58:50.666 --> 58:53.625
‫تا وقتی شما برسین،
‫من و پونگواری جلوی اوکومو رو می‌گیریم,

58:55.750 --> 58:58.125
‫- رانی آن، من,,,
‫- می‌دونم چی می‌خوای بگی، مامان,

58:58.166 --> 59:01.041
‫اون خیلی قدش بلنده, آتیشیه,
‫زیادی خطرناکه, من,,,

59:01.125 --> 59:04.000
‫نه، به نظرم نقشه‌ی خوبیه,

59:04.041 --> 59:06.000
‫و من به لالو نیاز دارم,

59:07.666 --> 59:09.125
‫ممنون، مامان,

59:09.166 --> 59:12.250
‫همگی گوش کنین, ما از پسش برمیایم,

59:12.291 --> 59:14.000
‫خانواده‌ی کاساگرانده با شماره‌ی ۳!

59:14.875 --> 59:17.250
‫یک، دو، سه,,,

59:17.375 --> 59:19.625
‫خانواده‌ی کاساگرانده!

59:26.875 --> 59:28.750
‫این لازمت میشه,

59:30.291 --> 59:32.250
‫فقط هدف بگیر و شلیک کن,

59:32.291 --> 59:33.875
‫رانی آن!

59:33.916 --> 59:35.291
‫موفق باشی!

59:35.375 --> 59:37.375
‫ولی مراقب باش!

59:37.416 --> 59:38.916
‫تو هم همینطور، مامان,

59:41.750 --> 59:43.541
‫حمله!

59:52.416 --> 59:53.916
‫اه!

59:58.791 --> 59:59.875
‫اه!

01:00:06.000 --> 01:00:08.625
‫این سلاحیه که اوکومو رو شکست میده!

01:00:08.666 --> 01:00:13.416
‫اگه حق با من باشه،
‫این نوک یه دمپایی خیلی خیلی بزرگه!

01:00:14.750 --> 01:00:18.125
‫لالو، بکَن!

01:00:21.416 --> 01:00:24.000
‫اگه زنده نموندیم،
‫باید بگم تو دوست خوبی هستی، پونگواری،

01:00:24.125 --> 01:00:25.916
‫و پشم‌هات خیلی نرمه,

01:00:26.000 --> 01:00:28.875
‫ممنون, حالا بریم حال غول مواد مذابی رو جا بیاریم!

01:00:38.875 --> 01:00:42.166
‫ها!

01:00:47.541 --> 01:00:49.000
‫چه خفن,

01:00:49.041 --> 01:00:50.666
‫چشمش,

01:01:02.625 --> 01:01:05.625
‫تانگاشوان!

01:01:07.625 --> 01:01:10.500
‫شعله‌ی مقدس,

01:01:12.875 --> 01:01:14.625
‫کسی نربودن آورد؟

01:01:15.166 --> 01:01:19.416
‫ماشالا، لالو!

01:01:29.750 --> 01:01:32.041
‫خیلی خب، شمع دست کیه؟

01:01:32.125 --> 01:01:33.541
‫شمع دست من نیست,

01:01:33.625 --> 01:01:35.125
‫فکر می‌کردم شمع دست توئه!

01:01:35.166 --> 01:01:37.291
‫من خوراکی آوردم! کسی بابتش ازم تشکر نکرد!

01:01:37.375 --> 01:01:39.625
‫خیلی خب، یه فکری براش می‌کنم,

01:01:43.916 --> 01:01:48.750
‫عیبی نداره، بابی,
‫من زندگی مقوایی خوبی داشتم,

01:01:49.375 --> 01:01:50.250
‫اه,

01:01:53.416 --> 01:01:54.875
‫می‌سوزه!

01:02:00.666 --> 01:02:02.750
‫شوخی کردم، آتیش جادوییه!

01:02:03.375 --> 01:02:04.166
‫آره!

01:02:04.250 --> 01:02:06.666
‫اوه اوه,

01:02:06.750 --> 01:02:07.666
‫آخ!

01:02:19.041 --> 01:02:21.625
‫- پسر خوب!
‫- حالا فقط یه طناب لازم داریم!

01:02:21.750 --> 01:02:23.000
‫بریم!

01:02:24.000 --> 01:02:26.000
‫طاقت بیار، رانی آن,

01:02:35.291 --> 01:02:36.750
‫- آماده‌ای؟
‫- آماده‌ام,

01:02:43.666 --> 01:02:45.041
‫پونگواری!

01:02:49.791 --> 01:02:51.375
‫اه!

01:02:54.916 --> 01:02:56.500
‫پونگواری!

01:02:57.250 --> 01:02:58.500
‫خوبی؟

01:02:58.541 --> 01:03:00.666
‫والدینم زنده‌ان!

01:03:05.250 --> 01:03:08.791
‫توی اون جواهرات محبوس شدن!
‫باید نجات‌شون بدم,

01:03:08.875 --> 01:03:10.041
‫رانی آن!

01:03:12.541 --> 01:03:15.041
‫آتیش مقدس رو گیر آوردیم!

01:03:19.416 --> 01:03:22.250
‫الان خودم رو خراب کردم!

01:03:35.625 --> 01:03:38.500
‫بابی! شعله رو به مامان برسون!

01:03:53.625 --> 01:03:55.416
‫داره جواب میده,

01:04:03.291 --> 01:04:04.625
‫مراقب باشین!

01:04:14.250 --> 01:04:16.250
‫آره!

01:04:39.166 --> 01:04:40.875
‫شعله‌ی مقدس رو آوردیم!

01:04:41.000 --> 01:04:43.625
‫عالیه، بیارش اینجا!

01:04:43.750 --> 01:04:44.625
‫اه,,,

01:04:45.875 --> 01:04:48.125
‫چه جوری بیارمش پیش‌تون؟

01:04:48.250 --> 01:04:51.875
‫با کمک ما! ما می‌تونیم پرواز کنیم ببریمش!

01:04:52.000 --> 01:04:53.666
‫ما پرنده‌ایم!

01:04:58.875 --> 01:05:00.500
‫از شعله محافظت کنین!

01:05:00.625 --> 01:05:02.541
‫یالا، همه برین اینجا!

01:05:02.625 --> 01:05:04.041
‫هی، هیولاها!

01:05:07.125 --> 01:05:09.291
‫اینو بخونین و گریه کنین!

01:05:11.250 --> 01:05:13.625
‫بیاین طعم اینو بچشین!

01:05:18.541 --> 01:05:20.500
‫هی، عوضی‌های مذابی!

01:05:22.500 --> 01:05:24.000
‫پرنده رو تماشا کنین!

01:06:00.041 --> 01:06:02.375
‫جنگجوی دمپایی درون‌تون رو متمرکز کنین,

01:06:02.416 --> 01:06:04.166
‫و بلند کنین!

01:06:10.750 --> 01:06:14.166
‫بابی! واسه فرستادن شعله آماده شو!

01:06:14.750 --> 01:06:15.750
‫چه جوری؟

01:06:15.791 --> 01:06:17.750
‫فایربال!

01:06:20.750 --> 01:06:22.416
‫کمک! رانی آن!

01:06:24.875 --> 01:06:27.125
‫طاقت بیار، پونگواری!

01:06:27.166 --> 01:06:28.916
‫دارمت!

01:06:31.500 --> 01:06:34.416
‫جنگجویان دمپایی!

01:06:34.500 --> 01:06:36.125
‫قدرت‌تون رو به ما قرض بدین!

01:06:36.250 --> 01:06:39.125
‫یالا، بریم!

01:06:43.500 --> 01:06:45.541
‫اوه، ممنون!

01:06:51.791 --> 01:06:55.000
‫بابی، شعله رو لازم داریم!

01:06:55.125 --> 01:06:58.625
‫کل فیلم منتظر این صحنه بودیم!

01:06:58.666 --> 01:07:01.000
‫از این بابت مطمئنیم؟

01:07:01.041 --> 01:07:02.125
‫اه!

01:07:19.125 --> 01:07:20.291
‫نه!

01:07:26.750 --> 01:07:27.625
‫ها؟

01:07:59.000 --> 01:07:59.875
‫اووق!

01:08:06.541 --> 01:08:08.500
‫همینجا منتظر باشین، مامان و بابا,

01:08:15.000 --> 01:08:17.666
‫هیچ کس حق نداره با تابستون ۱۲ سالگی من شوخی کنه!

01:08:51.291 --> 01:08:53.875
‫بوی مرغ میاد,

01:09:06.500 --> 01:09:08.250
‫کلی خرابی به بار اومده,

01:09:08.875 --> 01:09:10.500
‫و همش تقصیر منه,

01:09:14.666 --> 01:09:17.000
‫بهتره مطمئن بشیم اون نتونه برگرده,

01:09:18.625 --> 01:09:19.750
‫می‌دونم چیکار کنم,

01:09:20.500 --> 01:09:21.916
‫عصا رو بده من,

01:09:25.125 --> 01:09:28.250
‫معبدت؟ ولی این چیزیه که همیشه می‌خواستی,

01:09:29.750 --> 01:09:30.666
‫بود,

01:10:11.125 --> 01:10:12.250
‫دخترم؟

01:10:13.875 --> 01:10:15.875
‫مامان! بابا!

01:10:16.000 --> 01:10:17.250
‫پونگواری!

01:10:27.750 --> 01:10:29.375
‫مامان، خیلی اشتباه کردم,

01:10:29.500 --> 01:10:32.750
‫تمام مدت فکر می‌کردم
‫منو کوه کردی که تنبیه‌ام کنی،

01:10:32.875 --> 01:10:34.500
‫ولی تو نجاتم دادی,

01:10:35.625 --> 01:10:38.000
‫و حالا تو ما رو نجات دادی,

01:10:39.750 --> 01:10:43.375
‫دخترم، نیمه‌الهه‌ی آش‌ولاش‌کنی!

01:10:43.416 --> 01:10:47.125
‫بدون دوست جدیدم، رانی آن،
‫از پسش برنمیومدم!

01:10:55.625 --> 01:10:58.291
‫و همینطور کل خانواده‌اش: خانواده‌ی کاساگرانده,

01:10:58.375 --> 01:11:00.375
‫سلام!

01:11:00.416 --> 01:11:02.666
‫رانی آن!

01:11:02.750 --> 01:11:03.875
‫مامان,

01:11:05.291 --> 01:11:07.625
‫مامان، همش تقصیر من بود,

01:11:07.666 --> 01:11:08.875
‫هیچ کدوم از اینا اتفاق نمیفتاد

01:11:08.916 --> 01:11:12.750
‫اگه من یه ۱۲ ساله‌ی اعصاب‌خردکن نبودم
‫و به حرفت گوش می‌کردم,

01:11:13.375 --> 01:11:16.375
‫نه، باید به حرف همدیگه گوش می‌کردیم,

01:11:16.500 --> 01:11:21.000
‫من حسابی درگیر تابستون بی‌نقص
‫و برنامه‌ی سفر بی‌نقصم شدم,

01:11:21.041 --> 01:11:22.750
‫گمونم یه جورایی زیاده‌روی کردم,

01:11:24.166 --> 01:11:25.750
‫حق با تو بود، مادر,

01:11:30.000 --> 01:11:34.500
‫من واسه اینکه یه خدای کامل باشم آماده نبودم,
‫الان متوجه میشم,

01:11:35.041 --> 01:11:39.041
‫ولی اگه من همش بگم نه،
‫تو چه جوری آماده میشی؟

01:11:39.125 --> 01:11:42.291
‫باید بیشتر به این سفر
‫و ارزشی که برات داشت اهمیت می‌دادم,

01:11:42.375 --> 01:11:44.750
‫ولی فقط به خودم فکر کردم,

01:11:44.791 --> 01:11:46.625
‫منم همینطور,

01:11:46.750 --> 01:11:49.750
‫می‌خواستم با دختر کوچولوم وقت بگذرونم،

01:11:49.791 --> 01:11:52.625
‫ولی گمونم اون دیگه خیلی کوچولو نیست,

01:11:52.750 --> 01:11:54.750
‫اون یه زن جوون محشره،

01:11:54.875 --> 01:11:57.541
‫که گاهی نیاز داره آزادی عمل داشته باشه,

01:11:58.041 --> 01:12:01.625
‫تمام مدت فقط به چیزی که
‫خودم می‌خواستم فکر کردم,

01:12:01.666 --> 01:12:06.250
‫فدا کردن معبدت برای نجات بقیه
‫رشد معرکه‌ای رو نشون میده,

01:12:06.291 --> 01:12:08.500
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم,

01:12:09.625 --> 01:12:12.000
‫می‌دونم گاهی خیلی محکم بهت می‌چسبم,

01:12:12.125 --> 01:12:13.541
‫این کاریه که مامان‌ها می‌کنن,

01:12:13.625 --> 01:12:15.916
‫ولی باید کمک‌تون کنیم بزرگ بشین,

01:12:16.000 --> 01:12:17.500
‫و نهایتا,,,

01:12:17.625 --> 01:12:18.916
‫بذاریم برین,

01:12:19.916 --> 01:12:21.625
‫- وقتی ۳۰ سالت شد,
‫- سی هزار سال,

01:12:24.500 --> 01:12:26.041
‫میشه دمپایی منو امضا کنی؟

01:12:26.125 --> 01:12:27.625
‫ما طرفدار پروپاقرصت هستیم,

01:12:28.500 --> 01:12:29.666
‫سیب!

01:12:29.750 --> 01:12:32.250
‫من برگشتم، جیگر!

01:12:32.375 --> 01:12:33.625
‫عالی شد,

01:12:33.666 --> 01:12:36.875
‫خب، گمونم تو باید برگردی خونه‌ی خداها,

01:12:37.000 --> 01:12:40.291
‫اگه خواستی با هم بگردیم
‫و آهنگ‌های توئلو ایز میدنایت رو گوش کنی، من هستم,

01:12:40.375 --> 01:12:42.000
‫اوه، من جایی نمیرم,

01:12:42.041 --> 01:12:44.750
‫آره، احتمالا هزار سال قراره تنبیه بشم،

01:12:44.791 --> 01:12:47.625
‫ولی قرار نیست جشنواره‌ی آتش جدید رو از دست بدم!

01:12:52.375 --> 01:12:55.291
‫مامان، بابا، بیاین اینجا رو تمیز کنیم,

01:12:56.625 --> 01:12:57.625
‫الان ردیفش می‌کنیم,

01:13:00.125 --> 01:13:01.375
‫ایول!

01:13:01.416 --> 01:13:02.875
‫وای!

01:13:05.791 --> 01:13:09.041
‫یه خرده قلق کار از دستم در رفته,

01:13:09.125 --> 01:13:11.500
‫امیدوارم همه چی رو به آتیش نکشم,

01:13:11.625 --> 01:13:12.625
‫چی؟

01:13:12.666 --> 01:13:14.166
‫شوخی کردم,

01:13:35.250 --> 01:13:37.125
‫و بعد سیسیکی دریاچه رو احیا کرد

01:13:37.250 --> 01:13:38.875
‫و حالا که می‌دونیم معبد اینجاست،

01:13:38.916 --> 01:13:41.625
‫داریم جشنواره‌ی آتش جدید رو
‫در مزرعه برگزار می‌کنیم!

01:13:42.291 --> 01:13:45.375
‫و اونجا,,,
‫اون آتیش بزرگ واسه چیپیریه!

01:13:45.500 --> 01:13:49.125
‫گرمای اون واقعا می‌تونه صورتت رو ذوب کنه,

01:13:49.166 --> 01:13:52.125
‫تابستون ۱۲ سالگی معرکه‌ای داری,

01:13:52.250 --> 01:13:54.875
‫آره، راستش خیلی عالی شده,

01:13:55.000 --> 01:13:57.250
‫ولی در مورد محوطه‌ی اسکیت‌سواری ادی افراطی بگو,

01:13:57.375 --> 01:14:00.666
‫راستش ادی دیگه اونقدرها هم افراطی نیست,

01:14:00.750 --> 01:14:03.000
‫وقتی تقریبا چند باری نزدیک باشه سرت رو بشکنی،

01:14:03.041 --> 01:14:04.916
‫تمام حس و حال ماجراجوییش رو از دست میده,

01:14:05.000 --> 01:14:09.375
‫اوه، شرمنده، سید، باید برم,
‫من و مامان میریم قسمت‌های دیگه‌ی جشنواره رو ببینیم,

01:14:09.500 --> 01:14:12.125
‫خیلی خب، خداحافظ,
‫یه نیمه‌خدای دیگه رو آزاد نکنی!

01:14:12.166 --> 01:14:14.416
‫یه چیزی برات گرفتم,

01:14:16.500 --> 01:14:18.791
‫وای، عاشقشم,

01:14:18.875 --> 01:14:22.500
‫فروشنده قول داد چیز دیوونه‌واری توش مخفی نیست,

01:14:23.500 --> 01:14:26.666
‫قبلا اینو نگفتم،
‫ولی ممنون که منو آوردی اینجا,

01:14:38.625 --> 01:14:40.166
‫آره! آره!

01:14:46.000 --> 01:14:48.000
‫کسی فندک داره؟

01:15:19.416 --> 01:15:21.041
‫معرکه‌ست!

01:15:22.000 --> 01:15:30.000
moviepovie.com
