WEBVTT

00:00.500 --> 00:59.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

01:08.131 --> 01:11.631
برگرفته از پدیده های واقعی

02:58.380 --> 03:03.380
مصلوب ساختن
(تصویر عیسی بر بالای صلیب، بر صلیب آویزی)

03:11.405 --> 03:13.505
او در حین جن گیری تسخیر شد و مرد

03:13.507 --> 03:15.975
چهار روز پیش این اتنفاق افتاد،
و اونا متهم و دستگیر شدن

03:15.977 --> 03:18.279
برای قتل -
چرا قتل؟ -

03:18.281 --> 03:20.314
چون گزارش کالبد شکافی میگه
که این یه آدمکشی بوده

03:20.316 --> 03:22.516
واقعا نیک، یه تسخیر شده بدون داستان؟

03:22.518 --> 03:25.018
اون برای 3 روز به صلیب بسته
شده بوده، بدون هیچ آب و غذایی

03:25.020 --> 03:26.589
اونا مصلوبش کردن
(به صلیب کشیدن)

03:27.389 --> 03:28.557
اون فقط 23 سال داشت

03:30.593 --> 03:32.727
در واقع، من امروز صبح سعی کردم که
امروز صبح با وکیل کشیش صحبت کنم

03:32.729 --> 03:34.061
و اون گفت که میتونه یه مصاحبه به من بده

03:34.063 --> 03:36.631
قانون شماره اول: سر دبیران
قانون رو تعیین میکنن

03:36.633 --> 03:38.767
یه خبرنگار خوب اونو پیدا
میکنه، اینو قبلا بهم یاد دادی

03:38.769 --> 03:40.901
جفتمون میدونیم که برای چی اینکارو میکنی -
این یه داستان خوبه -

03:40.903 --> 03:43.639
نه این یه فرصته برات تا از
اعتماد من سو استفاد کنی

03:43.641 --> 03:46.508
و اینکار مادرت رو برنمیگردونه

03:46.510 --> 03:50.412
ما داریم راجب یک کشیش صحبت میکنیم که
به اسم دین یه زن جوون رو به قتل رسونده

03:50.414 --> 03:52.514
مردم حق دارن راجب این بدونن

03:52.516 --> 03:54.719
به عنوان یه خبرنگار،
زیاد معقول به نظر نمیای

03:56.921 --> 04:00.490
باشه، دایی فیل،تو دو طرف داستان رو میخوای؟

04:00.492 --> 04:02.825
این چطور، یه مرد دیوانه که یه راهبه رو کشته

04:02.827 --> 04:05.464
یا یه مرد مقدس که جنگ با
شیطان رو از دست داده؟

04:06.766 --> 04:08.700
زودباش

04:08.702 --> 04:10.033
بذار سر در بیارم

04:10.035 --> 04:11.635
خواهش میکنم؟

04:11.637 --> 04:13.970
خیلی خب، بهت یه فرصت میدم

04:13.972 --> 04:15.973
ولی با من چکش میکنی -
ممنونم فیل -

04:15.975 --> 04:20.414
تو پافشاری مادرت رو داری، اینو بهت میدم

04:37.799 --> 04:39.335
خانم رالینز

05:29.188 --> 05:31.622
دکتر نیت خوبی داشت

05:31.624 --> 05:34.458
ولی تو نمیتونی با قرص و دارو
شیطان رو از بدن مردم بیرون بکشی

05:34.460 --> 05:38.163
خدا و من هردو خوب میدونیم که حقیقت کجاست

05:38.165 --> 05:41.098
ولی این تویی که توی زندانی

05:41.100 --> 05:43.635
شاید اون فکر میکنه که منو
پشت این دیوار ها لازم دارن

05:43.637 --> 05:48.173
جایی که خیلی ها ایمانشون رو از دست
میدن و چیزی ندارن که آسودشون کنه

05:48.175 --> 05:51.943
چه حسی داشتی وقتی فهمیدی
که کلیسا پشتت نیست؟

05:51.945 --> 05:53.914
انتظارشو داشتم

05:53.916 --> 05:56.715
اونا هیچوقت شیوه انجام کار من
رو دوست نداشتن، ولی مشکلی نیست

05:56.717 --> 05:58.785
من هیچوقت برای اونا اینکارو نمیکردم

05:58.787 --> 06:01.455
ولی من اینکارو برای خدا
و گروه خودم انجام دادم

06:01.457 --> 06:04.491
خب اول از همه چرا فکر میکنی
که اون تسخیر شده بود؟

06:04.493 --> 06:07.829
اون راجب تجربه جنسی که داشت بهم گف

06:07.831 --> 06:10.865
اون خودشو دست یه پسر در آلمان داده بود

06:10.867 --> 06:13.968
این باعث شده بود که ایمانش زیر
سوال بره، و تبدیل به یه هدف بشه

06:13.970 --> 06:18.506
من مطمئنم که گمراه سازیش
تحت تاثیر شیطان بوده

06:18.508 --> 06:22.544
میدونی، شیاطین همه جا
هستن، منتظر یه فرصت

06:22.546 --> 06:24.946
اونا گفتن که تو اونو به صلیب کشیدی

06:24.948 --> 06:27.715
فقط بخاطر اینکه ما باید
اونو روی صلیب میذاشتیم

06:27.717 --> 06:29.718
!نه

06:32.590 --> 06:34.156
شیطان قصد ما رو میدونست

06:34.158 --> 06:36.658
و دربرابر آدلینا خیلی خشن شده بود

06:52.144 --> 06:54.578
پس ما آدلینا رو به کلیسا بردیم

06:54.580 --> 06:57.215
میخواستیم اونو تا اونجایی که
میتونستیم به خدا نزدیکتر کنیم

07:08.696 --> 07:11.096
یه مدتی طول کشید تا اسم شیطانی
که اونو تسخیر کرده بفهمیم،

07:11.098 --> 07:13.565
ولی در آخر فهمیدیم

07:13.567 --> 07:19.238
زرفيلم
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

07:22.577 --> 07:25.177
من میدونستم که دارم با یه
شیطان قوی مقابله میکنم

07:25.179 --> 07:27.847
چون میتونست از اسم خدا و
مریم مقدس استفاده کنه

07:27.849 --> 07:30.018
کمتر شیطان ها میتونن

07:30.020 --> 07:32.754
آخرای روز سوم بود

07:32.756 --> 07:35.092
وقتی که تونستم حس کنم که
شیطان شروع به تسلیم شدن کرده

08:18.638 --> 08:20.638
لحظه ای که به چشماش نگاه کردم،

08:20.640 --> 08:22.607
میدونستم که جن گیری به پایان رسیده

08:22.609 --> 08:25.376
شیطان کشمکش بین منو با اسقف دیده بود

08:25.378 --> 08:27.979
و این همه چیز رو که تا اون
لحظه انجام داده بودم خراب کرد

08:27.981 --> 08:30.082
و دیگه نگران نبود

08:30.084 --> 08:32.685
اگر اون مزاحم نمیشد ،
اون دختر الان زنده بود

08:32.687 --> 08:34.557
خب چه اتفاقی افتاد؟

08:35.889 --> 08:40.225
اون خسته بود و آسیب پذیر

08:40.227 --> 08:44.163
شیطان زندگی اونو در راه بیمارستان گرفت

08:44.165 --> 08:46.667
اگر من یذره بیشتر زمان
داشتم، اون الان زنده میموند

08:46.669 --> 08:50.170
من درک میکنم که جن گیری
نیاز به سال ها تجربه داره

08:50.172 --> 08:53.774
تا تشخیص بدی و با کسی
که تسخیر شده مقابله کنی

08:53.776 --> 08:55.342
ولی تو هیچی نداشتی

08:55.344 --> 08:57.711
همینطور حضرت موسی

08:57.713 --> 09:00.584
ولی با قدرت خدا اون
دریای سرخ رو شکافت

09:04.154 --> 09:08.658
من از درسام سر باز کردم
چون قانون های سخت کلیسا

09:08.660 --> 09:11.226
به من جازه نمیداد که به کسایی
که من نیاز دارن کمک کنم

09:11.228 --> 09:13.931
ممنونم، این همه چیزی بود که نیاز داشتم

09:16.300 --> 09:18.638
خدا به من گفت که تو اینجایی که کمک کنی

09:28.880 --> 09:32.150
چون اون خیلی بی مسئولیت بود، بهش
دوز بالایی از آدرنالین زده شد

09:32.152 --> 09:33.718
وقتی که آمبولانس رسید

09:33.720 --> 09:35.252
پزشک قانونی باید تعیین میکرد که آیا

09:35.254 --> 09:37.888
این دلیل مرگ بوده -
خب اون چطور مرد؟ -

09:37.890 --> 09:42.061
خب به طور ساده، حنجرش دچار
مشکل شده بود، و قطع جریان هوا

09:42.063 --> 09:43.995
چون بدون آب سر کرده بوده؟

09:43.997 --> 09:46.931
یه فاکتور هایی هست،
ولی بنظر درست نیست

09:46.933 --> 09:50.301
در بیشتر موارد، این خفگی که
باعث نابود شدن حنجره میشه

09:50.303 --> 09:51.673
اون خفه شده بود؟

09:53.073 --> 09:55.174
هیچ اثر کبودی نبود

09:55.176 --> 09:57.711
وقتی من منطقه گردن رو کالبد شکافی کردم،
در واقع فکر کردم که اون

09:57.713 --> 09:59.812
سرطان دهان یا حنجره داشته

09:59.814 --> 10:02.115
که در بعضی موارد میتونه
بر حنجره تاثیر بذاره

10:02.117 --> 10:05.486
اما نمونه های بافت و
بیوپسی ها غیرقابل تصور بودند،

10:05.488 --> 10:07.254
همونطور که فکر میکردم

10:07.256 --> 10:09.026
چرا مگه؟

10:10.959 --> 10:12.796
چون تاحالا چیزی مثل این ندیده بودم

10:17.233 --> 10:19.070
امیدوارم دلشو داشته باشی

10:29.748 --> 10:32.748
اگر نمیدونی این چیه

10:32.750 --> 10:35.118
این چطور ممکنه که یه علت قطعی مرگ باشه؟

10:35.120 --> 10:37.520
اگر ما فاکتور های کافی داشتیم،

10:37.522 --> 10:39.756
میتونستیم یه حدس درست و حسابی بزنیم

10:39.758 --> 10:42.225
و در این زمینه، اون چیزی که
اون دختر برای 3 روز تحمل کرد

10:42.227 --> 10:44.527
مسلما در مرگ اون دست داشته

10:44.529 --> 10:46.900
تصاویر به اندازه کافی به ما میگن

10:58.145 --> 11:01.412
چطور پیش رفت؟
با کشیش صحبت کردی؟

11:01.414 --> 11:04.849
پدر دمیترو، آره. اون خیلی یکندس و
میگه که تنها دلیلی که اون راهبه مرد

11:04.851 --> 11:07.553
بخاطر اینه که بیشاپ گرونیک نذاشت
تا جن گیری رو به پایان برسونه

11:07.555 --> 11:10.422
ولی ماموری که من ملاقات کردم
فکر میکنه که این یه قتله

11:10.424 --> 11:13.793
امروز روز تشییع جنازس، دارم میرم
تاناکو ببینم چی میتونم پیدا کنم

11:13.795 --> 11:18.065
خیلی خب، مراقب خودت باش،
و بعدا به من زنگ بزن

13:58.372 --> 14:01.140
ببخشید ، خواهر؟ -
بله؟ -

14:01.142 --> 14:03.308
شما به خواهر مرینسکو نزدیک بودید؟

14:03.310 --> 14:05.612
از وقتی بچه بودیم

14:05.614 --> 14:08.048
اسم من نیکول رالینزه و من یه خبرنگارم

14:08.050 --> 14:09.650
خواهش میکنم فقط ما رو تنها بذارید

14:09.652 --> 14:12.285
ببین، من فقط راجب چیزی که اتفاق
افتاده کنجکاوم، فقط همین

14:12.287 --> 14:15.389
من متوجه نمیشم که پدر دمیترو
چطور میتونه اونو کشته باشه

14:15.391 --> 14:16.993
اونا نکشتنش

17:45.985 --> 17:48.819
چیکار میکنی؟

17:48.821 --> 17:51.556
متاسفم، قصد مزاحمت نداشتم -
باید همین حالا بری -

17:51.558 --> 17:53.759
...فقط میخواستم بدونم که آیا میتونید کمکم کنید -
از این طرف -

17:53.761 --> 17:55.962
با جواب دادن به سوال هایی...
درباره مرگ خواهر مارینسکو

17:55.964 --> 17:57.866
از این طرف. همین حالا

18:35.640 --> 18:38.040
سلام. یه اتاق دارید؟

18:38.042 --> 18:40.411
بله، البته -
عالیه -

18:42.480 --> 18:44.447
نمیدونی اون بیرون چخبره، میدونی؟

18:44.449 --> 18:46.283
اون ماسک ها چیه؟

18:46.285 --> 18:48.717
اونا دارن خودشون رو برای
مراسم استرینگو آماده میکنن

18:48.719 --> 18:50.387
و اون چیه؟

18:50.389 --> 18:52.354
خیلی وقت پیش، یکبار در سال،

18:52.356 --> 18:54.859
روستایی ها بدن کسی رو که فکر میکردن

18:54.861 --> 18:57.727
یه آدم شیطانی از خاک در می
آوردن و قلبش رو در می اوردن

18:57.729 --> 19:02.900
بعد آتشش میزدن، خاکسترش رو
با آب قاطی میکردن و مینوشیدن

19:02.902 --> 19:05.403
...اونا ماسک ها رو میپوشیدن تا صورت هاشون رو بپوشونن

19:05.405 --> 19:08.340
محافظت میکرد از شناسشون
در برابر روح های مرده

19:08.342 --> 19:11.876
ولی حالا یه جشن دیگست
برای نوشیدن و خوشگذرونی،

19:11.878 --> 19:14.680
خیلی از شما بهش میگید...چی میگید

19:14.682 --> 19:16.081
هالووین -
آره -

19:16.083 --> 19:18.817
و برای چند شب خواهید موند؟

19:18.819 --> 19:20.486
میتونم وقتی خواستم برم بهتون بگم؟

19:20.488 --> 19:21.923
بله، البته

20:02.600 --> 20:06.570
با روشن کردن شمع های نیایش،
ما فقط نیایشگر نیستیم،

20:06.572 --> 20:09.906
ولی نیایشمون سمبول روشنایی مسیح میشود

20:09.908 --> 20:13.109
روشنایی همچنین قدرت خیر را تصدیق میکنه

20:13.111 --> 20:14.846
در برابر تاریکی شیطان

20:15.880 --> 20:17.849
من پدر آنتون هستم

20:17.851 --> 20:19.417
نیکول رالینز

20:19.419 --> 20:21.119
کسی هست که بخواید براش دعا کنید

20:21.121 --> 20:23.888
در واقع، اومدم اینجا با شما صحبت کنم

20:23.890 --> 20:26.724
من شما رو در خاکسپاری خواهر مارینسکو دیدم

20:26.726 --> 20:28.897
میشه ازتون یه چند تا سوال بپرسم؟

20:32.600 --> 20:36.004
فکر میکنید که پدر دمیترو
برای مرگ ایشون مسئوله؟

20:37.872 --> 20:40.706
فکر نمیکنم زیاد عادلانه
باشه که من چیزی بگم،

20:40.708 --> 20:42.074
چون من اونجا نبودم

20:42.076 --> 20:43.942
فکر میکنی این عادلانه باشه که بگی

20:43.944 --> 20:46.545
که اگر اون واقعا احساس کرده بود
که اون دختر تسخیر شده بود،

20:46.547 --> 20:49.015
پس این ایمانش بود که اون رو به کشتن داد؟

20:49.017 --> 20:51.554
بنظر میاد که در ایمانت زیاد اعتقاد نداری

20:53.055 --> 20:55.989
ایمان یاد داده میشه، چیزی
نیست که باهاش زاده بشی،

20:55.991 --> 20:59.626
بنابراین هرچیزی که باهش باور
داری ، عملت رو تعریف میکنه

20:59.628 --> 21:02.929
آره، ولی خدا بهت اختیار داده

21:02.931 --> 21:05.702
این تصمیم که اون آموزش
ها رو یاد بگیری یا نه

21:08.070 --> 21:11.105
یه راهبه ای بود که گریه
کنان همراه تابوت میرفت

21:11.107 --> 21:14.142
بله، خواهر وادووا -
و مردی که کنار ایشون ایستاده بود؟ -

21:14.144 --> 21:17.712
اون مرد برادر آدلینا بود، استفان مارینسکو

21:17.714 --> 21:19.681
اونا این اطراف زندگی میکنند؟ -
آره -

21:19.683 --> 21:21.183
اون یه تاکستان در شمال شهر داره

21:21.185 --> 21:25.587
خواهر وادوا گفت که "اونا" نکشتنش

21:25.589 --> 21:29.159
اتفاقی اینجا داره میوفته که کلیسا
از اون خواسته تا دربارش حرف نزنن؟

21:29.161 --> 21:31.828
فکر میکنم اگر جواب کلیسا
به این سوال ها رو میخوای،

21:31.830 --> 21:33.963
بهتره با بیشاپ گرونیک صحبت کنی

21:33.965 --> 21:36.098
صومعه پدر دمیترو تحت حکومت اون بود

21:36.100 --> 21:38.202
و همینطور تقدیس مسئولیت

21:38.204 --> 21:41.474
میتونی اونو توی سنت یوسف
در بخارست پیداش کنی

21:43.109 --> 21:45.076
...من کنجکاوم

21:45.078 --> 21:47.779
این عادیه که یه نفر رو به
صلیب ببندند در حین جن گیری؟

21:47.781 --> 21:50.815
نه، امیدوارم چیزی که دنبالش رو پیدا کنی

21:50.817 --> 21:57.153
زرفيلم
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

23:30.158 --> 23:33.260
لطفا، بشین

23:33.262 --> 23:35.598
ممنونم که منو دیدید

23:36.764 --> 23:38.632
درباره دیروز متاسفم

23:38.634 --> 23:42.103
اون زمان و مکان خوبی حتی برای هم نبود

23:42.105 --> 23:44.739
من هم عذرخواهی میکنم

23:44.741 --> 23:48.177
چیزی که اتفاق افتاد برای همه ما مبهم بوده

23:49.678 --> 23:52.814
متوجهم که یسری سوالات داری

23:52.816 --> 23:54.849
بله

23:54.851 --> 23:56.952
دوست دارم بدونم که چرا کلیسا از

23:56.954 --> 23:59.120
عمل پدر دمیترو دفاع نمیکنه

23:59.122 --> 24:02.059
جن گیری خارج از کارهای کلیسا نیست

24:05.863 --> 24:08.365
چرا یه قدمی نزنیم

24:10.168 --> 24:13.235
پس از سقوط کمونیسم 20 سال پیش

24:13.237 --> 24:15.972
مردم تونستن که درباره دین دوباره یاد بگیرن

24:15.974 --> 24:19.243
یک موج عظیم در ساخت صومعه ها و کلیسا ها

24:19.245 --> 24:23.883
انقدر زیاد که کلیسا نمیتوانست
خیلی سریع روحانیون رو درس بده

24:25.250 --> 24:28.418
پدر دمیترو یکی از اونا بود

24:28.420 --> 24:32.424
در واقع من کسی بودم که بهش فرمان دادم

24:32.426 --> 24:35.726
آیا اون قبلا جن گیری انجام داده؟

24:35.728 --> 24:40.032
بله، و این یه مشکل دیگری
بود که باهاش داشتیم

24:40.034 --> 24:43.670
بعضی از کشیش ها یک یا دوبار
در سال جن گیری میکنند،

24:43.672 --> 24:46.339
و خیلی ها اصلا انجام نمیدن

24:46.341 --> 24:49.241
اون در طول این ده ماه، 4 بار جن گیری کرد

24:49.243 --> 24:51.244
چرا انقدر زیاد؟

24:51.246 --> 24:53.346
به دلیل فقرا در اون منطقه

24:53.348 --> 24:56.350
که رو به کلیسا میارن تا
مریضی هاشون رو درمان کنن

24:56.352 --> 25:00.720
قبل اینکه به رومانی برن که سیستم
بهداشتی ضعیف و خرابی داره

25:00.722 --> 25:03.356
خواهر مارینسکو تسخیر نشده بود

25:03.358 --> 25:05.029
اون به طور ذهنی مریض بود

25:06.863 --> 25:10.397
من باید مدت ها پیش به خدماتش خاتمه میدادم

25:10.399 --> 25:13.233
و اونوقت هیچکدوم از این اتفاق ها نمیفتاد

25:13.235 --> 25:15.769
فکرشم نمیکنی که چقدر سخت دعا کردم

25:15.771 --> 25:18.874
که اون روشنایی رو ببینه
و مسیرش رو تغییر بده

25:18.876 --> 25:21.376
این منو فریب میده

25:21.378 --> 25:24.782
پنهان در جامه مقدس

25:28.954 --> 25:30.987
هی -
به جایی رسیدی؟ -

25:30.989 --> 25:33.757
آره، من با بیشاپ گرونیک صحبت کردن
و اون گفت که جن گیری رو متوقف کرد

25:33.759 --> 25:36.792
چون راهبه تسخیر نشده بود و بنظر میرسید
که پدر دمیترو داشت اون رو میکشت

25:36.794 --> 25:40.129
کشیش نباید اول اجازه کلیسا
برای جن گیری رو میگرفت؟

25:40.131 --> 25:43.267
قرار بوده، ولی ظاهرا اونا در
گذشته باهاش مشکلات زیادی داشتن

25:43.269 --> 25:47.437
فیل، این اولین باری نیست که اون روی کسی
که نیاز به جن گیری نداشته، جن گیری کرده

25:47.439 --> 25:51.442
حدس میزنم که این داره به داستان مرد دیوانه
ای که یه زن دیوانه رو کشته تبدیل میشه، هان؟

25:51.444 --> 25:52.977
منم همینو میگم

25:52.979 --> 25:56.147
اتفاقی که برای اون افتاد، بی رحمی بود

25:56.149 --> 25:59.217
به هر حال، من دارم برمیگردم به سومعه
تا ببینم دیگه چی میتونم پیدا کنم

25:59.219 --> 26:03.454
خیلی خب، مراقب خودت باش و بعدا بهم زنگ بزن

30:26.342 --> 30:29.346
دارم میرم به جهنم

30:36.252 --> 30:37.620
من تقریبا تو رو نشناختم

30:43.361 --> 30:45.827
یه دقیقه وقت داری؟

30:45.829 --> 30:47.763
من هنوز برام باورش سخته

30:47.765 --> 30:51.834
که اونا تنوستن ببین که اون راهبه داره میمیره،
چطور تونستن این کارو باهاش بکنن

30:51.836 --> 30:55.372
چون از نقطه نظر اونا اونا
هیچکاری با اون زن راهبه نمیکردن

30:55.374 --> 30:57.343
اونا سعی در متوقف کردن
شیطان از این کار بودن

30:59.344 --> 31:01.143
هیچ جن گیری اینطور نیست،

31:01.145 --> 31:02.813
ولی مرحله های مختلفی داره که باید دنبال کنی

31:02.815 --> 31:06.750
وقتی که فهمیدیم قربانی تسخیر شده

31:06.752 --> 31:09.720
اولین چیزی که ما بهش رجوع میکنیم، زمان حاضره

31:09.722 --> 31:12.089
این مهمه که بفهمی شیطان کیه

31:12.091 --> 31:13.857
تا بتونی به بیرون برونیش

31:13.859 --> 31:17.328
در بیشتر موارد، کنترل بدن رو در دست داره،

31:17.330 --> 31:20.264
مثل قبول نکردن غذا و آب

31:20.266 --> 31:22.768
دومین چیز که ما بهش میگیم نقطه انفصال

31:22.770 --> 31:25.570
معمولا ترس زیاد، گیج شدن

31:25.572 --> 31:28.677
همراه با توهم، بو ها و صداها

31:30.344 --> 31:33.512
سومین چیز برخورده

31:33.514 --> 31:35.781
جن گیر حالا در نبرد مستقیم با شیطانه

31:35.783 --> 31:38.851
همونطوری که میخواد در بدن
قربانی به عنوان ساکن بماند

31:38.853 --> 31:40.756
یا باید به جهنم برگردد

31:42.891 --> 31:45.893
آخرین مرحله به عنوان انفجار شناخته میشه

31:45.895 --> 31:48.529
در پیروزی عالی اراده خداوند،

31:48.531 --> 31:50.865
شیطان میره به نام عیسی

31:50.867 --> 31:52.667
چون شناسایی شده

31:52.669 --> 31:56.373
ولی آدلینا مرد، چرا باید اونو بکشه؟

31:58.175 --> 32:00.574
اونو دیگه نیاز نداشت

32:00.576 --> 32:03.744
یه راهبه مرده، پنج روحانی
در زندان بخاطر مرگ،

32:03.746 --> 32:07.149
یکی دیگر از رنگ تیره
پارچه کلیسا

32:07.151 --> 32:10.253
و جن گیری نشد، آزاد بود که دوباره تسخیر کنه

32:10.255 --> 32:12.354
شیاطین میتونن دوباره تسخیر کنن؟

32:12.356 --> 32:14.389
بهش میگن انتقال

32:14.391 --> 32:17.194
شیطان از بدنی به بدن دیگر میره

32:17.196 --> 32:20.531
گاهی اوقات از طریق تماس
فیزیکی با کسی که تسخیر شده،

32:20.533 --> 32:23.667
ولی در بیشتر اوقات، روح
های ضعیف رو تسخیر میکنه

32:23.669 --> 32:27.774
کسی که تسخیر شده خشم شیطان
رو انعکاس میکنه و روحی سیاهه

32:33.947 --> 32:38.252
اطلاعات خوبی درباره شیاطین
داره، که ممکنه مفید باشه

32:43.558 --> 32:45.493
اینا چیه؟

32:47.627 --> 32:49.630
بعضی اوقات شیاطین کمک دارن

32:54.203 --> 32:56.368
مادرم میگفت که پرتو های خورشید

32:56.370 --> 32:58.371
انگشتان خداوند هستند

32:58.373 --> 33:00.643
راهنمایی میکنند و راه را نشان میدهند

33:26.936 --> 33:28.439
چی؟

34:34.343 --> 34:35.843
بیخیال

35:48.957 --> 35:50.660
سلام

35:54.663 --> 35:57.498
دیروز بهت گفتم که نمیخوام باهات صحبت کنم

35:57.500 --> 36:00.667
میدونم و متاسفم

36:00.669 --> 36:02.103
...ولی تو بهم گفتی که این پدر دمیترو نبود که

36:02.105 --> 36:03.641
چیز دیگه ای ندارم که بگم

36:04.708 --> 36:06.644
خواست خدا بوده

36:08.713 --> 36:10.115
خواسته تو چیه؟

36:11.516 --> 36:13.818
پدر دمیترو دوستت رو کشت

36:17.890 --> 36:19.826
کاری نیست که بتونم انجام بدم

36:24.163 --> 36:26.562
استفان بودی، درسته؟

36:26.564 --> 36:29.867
اگر پدر دمیترو آدلین
رو نکشت، پس کی کشت؟

36:29.869 --> 36:31.735
چرا برات اهمیت داره؟

36:31.737 --> 36:34.871
همه شما میخواید که دروغ
درباره خواهر من چاپ کنید

36:34.873 --> 36:36.740
چیزی که ما میگیم برات اهمیتی نداره

36:36.742 --> 36:38.476
و اون چیه؟

36:38.478 --> 36:40.546
اون توی سرش مریض نبود

36:40.548 --> 36:44.683
ببین، اگر چیزی داری که بگی
پس من میخوام که کمک کنم

36:44.685 --> 36:46.517
لطفا، اگر پدر دمیترو و راهبان

36:46.519 --> 36:48.856
خواهرت رو نکشتن، پس کی کشته؟

36:49.622 --> 36:50.991
بهم بگو

36:52.893 --> 36:54.596
شیطان بود

36:56.730 --> 36:58.133
باهام حرف زد

37:13.115 --> 37:14.584
آدلینا؟

37:33.505 --> 37:34.773
آدلینا

37:53.959 --> 37:55.260
آدلینا

38:21.690 --> 38:23.592
!آدلینا

38:36.635 --> 38:39.635
ما رو تنها بذار

38:55.760 --> 38:59.062
چیزی که در درون اون بود،
داشت من رو هم به چالش میکشید

38:59.064 --> 39:00.633
ایمان من رو امتحان میکرد

39:02.066 --> 39:05.101
من تو عمرم همچین چیز
شیطانی رو ندیده بودم

39:05.103 --> 39:08.972
آدلینا برای سال پیش توی آلمان بود،

39:08.974 --> 39:11.208
به عنوان یه پرستار بچه
برای یه خانواده کار میکرد

39:11.210 --> 39:14.344
که به تازگی دو بچه از
پرورشگاه به فرزندی گرفته بودن

39:14.346 --> 39:17.281
قبل اینکه بره برای اونا
کار کنه، وزارت خونه آلمان

39:17.283 --> 39:20.117
ازش خواست تا یه آزمون روان شناسی کامل بده

39:20.119 --> 39:22.756
این سیاست کشورشونه

39:24.825 --> 39:26.227
اون قبول شد

39:27.160 --> 39:29.395
اون برای چی برگشت؟

39:29.397 --> 39:31.831
اون میخواست که به صومعه برگرده

39:31.833 --> 39:35.333
اون میخواست در پرورشگاه کار کنه

39:35.335 --> 39:38.404
و هیچ اتفاقی در آلمان نیفتاد؟

39:38.406 --> 39:40.006
نه

39:40.008 --> 39:42.843
همه چیز از اونجایی که اون برگشت شروع شد

39:42.845 --> 39:45.012
اولین کاری که آدلینا میخواست انجام بده

39:45.014 --> 39:47.680
این بود که پدر گابریل رو
ببینه و یه هدیه بهش بده

39:47.682 --> 39:51.218
اون دوست داشت مجسمه های
حیوانات رو جمع آوری کنه

39:51.220 --> 39:53.221
ببخشید، پدر گابریل کیه؟

39:53.223 --> 39:55.390
اون کشیشی بود که واقعا هوامونو داشت

39:55.392 --> 39:58.692
وقتی که در پرورشگاه جوون بودیم

39:58.694 --> 40:00.828
اون و آدلینا بسیار به هم نزدیک بودن

40:00.830 --> 40:03.330
وقتی که ما رفتیم، اون اسقف شد

40:03.332 --> 40:05.733
ما اونو دیگه هیچوقت ندیدیم،

40:05.735 --> 40:08.102
به جز زمانی که اون برای دعا و کار

40:08.104 --> 40:10.872
اومد تا در صومعه بمونه

40:10.874 --> 40:12.210
!استفان

40:20.084 --> 40:21.750
!آدلینا

40:37.302 --> 40:39.403
اون جن گیری انجام میداد

40:39.405 --> 40:41.976
ما آرزو میکردیم که بتونه به آدلینا کمک کنه

41:13.242 --> 41:15.242
!نه

41:20.250 --> 41:24.018
پدر گابریل خودش رو از برج
ساعت به پایین پرت کرد

41:24.020 --> 41:28.823
ما نمیدونیم که چه چیزی میتونست
اونو به گناه نهایی وادار کرده باشه

41:28.825 --> 41:32.898
ما تماشا کردیم همینطور که آدلینا در
دستاش اونو گرفته بود و داشت میمرد

41:43.040 --> 41:45.808
ما هممون شکه شده بودیم

41:45.810 --> 41:47.911
ولی آدلینا بیشترین شک بهش وارد شد

41:47.913 --> 41:50.246
اون براش مثل پدر بود

41:50.248 --> 41:53.117
ما حتی نمیدونیم که چرا اون بالا بود

41:53.119 --> 41:55.189
اون قبلا زنگ رو به صدا در نیاورده بود

41:57.090 --> 42:02.126
بعد از اون من همیشه آدلینا رو در
کلیسا پیدا میکردم، در حال گریه کردن

42:02.128 --> 42:04.165
اون خیلی ناراحت بود

42:06.033 --> 42:09.000
بعد یکبار، ما همه داشتیم میرفتیم برای مس
(جشن گرفتن آخرین غذایی که عیسی مسیح خورد)

42:09.002 --> 42:11.772
اون قبول نکرد که بیاد

42:43.974 --> 42:46.842
بعد از خیلی بدتر شد

43:22.983 --> 43:24.249
فیل، اون چیزای واقعی

43:24.251 --> 43:25.950
اتفاق های آشفته که اتفاق افتاد

43:25.952 --> 43:27.352
باورش میکنی؟

43:27.354 --> 43:29.654
خب، من به اون چیزی که اون
باور داره دیده، باور دارم

43:29.656 --> 43:32.424
حدس میزنم که وقتی در سرزمین
خون آشام ها و مقبره ها باشی،

43:32.426 --> 43:35.931
هر اتفاقی ممکنه بیوفته -
آره، منم همینو میگم -

43:42.070 --> 43:45.274
من اون قطعت رو درباره دعاهای بی جواب خوندم

43:47.909 --> 43:50.075
آنلاین شدم

43:53.448 --> 43:55.116
ممنونم

44:08.965 --> 44:10.999
برای کسی که به خدا باور نداره

44:11.001 --> 44:14.036
کنجکاوم بدونم که چرا داری سعی میکن

44:14.038 --> 44:15.638
که بقیه رو تشویق کنی که تو رو باور کنن

44:15.640 --> 44:18.277
اختیار، یادته؟

44:22.580 --> 44:26.149
It was interesting, the
number of people you quoted
این جذابه که، کسایی که تو بهشون نقل قول کردی

44:26.151 --> 44:28.117
کسایی که دعا کردن تا خدا کمکشون کنه

44:28.119 --> 44:31.155
ولی دعاهاشون بی جواب مونده

44:31.157 --> 44:33.523
راجب اون دعاهایی که شنیده شده (مستجاب) چی؟

44:33.525 --> 44:36.260
معجزه ها، پدیده های معجزه آسا

44:36.262 --> 44:38.461
که در طول قرن ها اتفاق افتاده؟

44:38.463 --> 44:41.401
بنابراین یه فرآیند انتخابی ، دعاهایی
که خداوند به اون پاسخ میده؟

44:44.705 --> 44:50.040
این که آیا شیطان، اراده مردم یا کفر باشه

44:50.042 --> 44:52.177
فکر میکنم برای مردم مهم باشه تا بفهمن

44:52.179 --> 44:53.980
که این خدا نیست که غیر قابل پیش بینی

44:53.982 --> 44:56.449
اون کسی نیست که موفق به پاسخ دادن نیست

44:56.451 --> 44:58.686
ما کسایی بودیم که در
دریافت کردن ناموفق بودیم

45:06.561 --> 45:08.363
چرا این برات خیلی مهمه؟

45:12.468 --> 45:14.434
فکر میکنم مردم دعا میکنن

45:14.436 --> 45:16.973
چون باور دارن که نمیتونن
اوضاع رو خودشون درست کنن

45:18.040 --> 45:19.542
همم

45:23.279 --> 45:26.380
وقتی کار میکردم، دو سال پیش

45:26.382 --> 45:28.483
یه تماس از پدرم داشتم

45:28.485 --> 45:32.787
بهم گفت که مادرم سرطان داره

45:32.789 --> 45:37.325
چیزی که اون به من نگفته بود این بود،
که اون دو سال پیش سرطان گرفته بود

45:37.327 --> 45:41.297
بدون اینکه به من چیزی بگه

45:41.299 --> 45:44.067
اونا نمیخواستم که من نگران باشم

45:44.069 --> 45:48.538
من خیلی برای کار سفر کردم،
ولی زیاد این اطراف نبودم

45:48.540 --> 45:54.644
وقتی برگشتم خونه، کشف
کردم که کارش تموم شده

45:54.646 --> 46:00.453
توسط مواد، شیمایی، بی نیاز

46:02.287 --> 46:04.622
و آماده بود

46:04.624 --> 46:07.494
"در آغوش پروردگارت"

46:09.595 --> 46:11.732
و پدرم یجورایی باهاش مشکل نداشت

46:13.700 --> 46:17.302
من زیاد آماده نبودم که بذارم اون
بره، بنابراین شروع به تحقیق کردم

46:17.304 --> 46:20.641
و من این برنامه جدید درمانی رو
پیدا کردم که بنظر براش عالی بود

46:22.543 --> 46:24.545
اون حتی امتحانش نکرد

46:26.246 --> 46:28.184
اون گفت که در دستان خداست

46:30.185 --> 46:35.089
التماس پدرم رو کردم که نظر مادرم
رو عوض کنه، ولی اون این کارو نکرد

46:35.091 --> 46:37.723
گفت که باید به آرزوهاش احترام بذاریم

46:37.725 --> 46:39.797
گفت دربارش باهم دیگه دعا میکنیم

46:41.297 --> 46:43.234
پس ما اونا تماشا کردیم که ذره ذره مرد

46:45.168 --> 46:46.804
من خیلی حالم بد بود

46:49.505 --> 46:52.307
اگر اون ایمان به زندگی پس از مرگ نداشت،

46:52.309 --> 46:55.376
اون احتمالا الان زنده بود

46:55.378 --> 46:58.783
اون برنامه درمانی ارزیابی
موفق 90 درصد داشت

47:03.221 --> 47:05.721
ایمانش باعث شد که امیدشو از دست بده

47:05.723 --> 47:08.491
فکر میکنم که ایمان اون باعث
شد که ایمان تو از بین بره

47:08.493 --> 47:10.860
اون باهاش مشکلی نداشت
(ایمانش)

47:10.862 --> 47:14.431
ارتباط اون با خدا فقط همین بود

47:14.433 --> 47:16.136
تو نباید قضاوتش کنی

47:17.704 --> 47:20.303
من در تلاش بودم که جونشو نجات بدم

47:20.305 --> 47:22.907
برای تو، نه برای اون

47:22.909 --> 47:27.478
فکر میکنم مشکل اینجا باشه، که تو
اگر واقعا وجود خدا رو پیدا کنی

47:27.480 --> 47:29.417
اونوقت کسی رو نداری که مقصر بدونی

47:41.929 --> 47:44.831
باید مراقب باشی

47:44.833 --> 47:48.534
طغیان تو علیه خدا و ضعف در ایمانت باعث
میشه که تو به یه هدف آسون تبدیل بشی،

47:48.536 --> 47:51.607
مخصوصا راجب اتفاقی که
برای خواهر مارینسکو افتاد

47:53.308 --> 47:54.377
اتفاقی قبلا افتاده؟

47:56.212 --> 47:59.180
باور بکنی یا نکنی، شیاطین واقعین

47:59.182 --> 48:00.915
بهشت و جهنمی وجود داره،

48:00.917 --> 48:03.818
و اینجا، چیزی که داره روی میده

48:03.820 --> 48:07.454
میدون جنگه، تو به محافظت نیاز داری

48:07.456 --> 48:08.956
بدون ایمان، تو هیچی نداری

48:08.958 --> 48:10.791
خواهر مارینسکو چطور؟

48:10.793 --> 48:13.130
ایمانش ازش مراقبت کرد؟

48:15.767 --> 48:17.366
...به من گوش کن

48:17.368 --> 48:20.606
چیزی نیست. راه برگشتو بلدم

49:18.468 --> 49:19.736
حالت خوبه؟

49:24.940 --> 49:28.512
اون پسر که بیرون ایستاده، میدونی اون کیه؟

49:29.679 --> 49:32.046
اون تاویان آمانوره، یه ولگرده

49:35.753 --> 49:37.352
یه تختش کمه

49:37.354 --> 49:40.522
...اون بهم گفت

49:40.524 --> 49:42.024
معنیش چیه؟

49:42.026 --> 49:44.426
داره تماشات میکنه.
ولی این غیر ممکنه

49:44.428 --> 49:47.633
اون نمیتونه صحبت کنه، اون
بدون زبون بدنیا اومد

49:50.734 --> 49:52.603
این اطراف زندگی میکنه؟

49:52.605 --> 49:54.037
آره، اون توی یه مزرعه با پدرش زندگی میکنه

49:54.039 --> 49:57.840
تو اونو به تاناکو اوردی

49:57.742 --> 50:00.443
لطفا از اونا فاصله بگیر، اونا جیپسین
(مردمانی از هند که در نقاط جهان به صورت کاروان سفر میکنن)

50:00.545 --> 50:02.045
اونا دروغگو و متقلب

50:02.047 --> 50:04.049
توریست ها هدف های آسونی هستن

50:04.051 --> 50:05.586
اون ازت یه چیزی میخواد

52:51.498 --> 52:52.998
هی، نیک همه چی روبراهه؟

52:53.000 --> 52:55.266
هی -
اونجا باید 3 صبح باشه -

52:55.268 --> 52:56.770
...آره

52:58.272 --> 53:00.138
نمیدونم، سخته بخوای حس کنی

53:00.140 --> 53:03.012
این جور در نمیاد -
منظورت چیه؟ -

53:04.778 --> 53:06.181
...قبلا

53:08.682 --> 53:11.885
زرفيلم
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

53:12.586 --> 53:15.788
حدس میزنم که خسته باشم

53:15.790 --> 53:17.893
میدونی چیه، من فردا باهات
تماس میگیرم، باشه؟

53:18.627 --> 53:19.926
خیلی خب

53:19.928 --> 53:22.031
یکمی استراحت کن، بعدا صحبت میکنیم

53:31.742 --> 53:33.108
دیشب یکمی نگرانم کردی

53:33.110 --> 53:34.876
آره، متاسفم

53:34.878 --> 53:37.077
جدی میگم نیک، اگر این برات زیاده

53:37.079 --> 53:38.814
ما نمیخوایم این داستان انقدر بد تموم بشه

53:38.816 --> 53:41.216
نه، من خوبم ، واقعا میگم

53:41.218 --> 53:43.185
در واقع، الان توی راهم تا
برم این پسر جیپسی رو ببینم
(مردمانی از هند که در نقاط جهان به صورت کاروان سفر میکنن)

53:43.187 --> 53:45.221
که بنظر میرسه، با اتفاقی
که داره میوفته در ارتباطه

53:45.223 --> 53:47.790
و بعد به برمیگردم به مکان خواهر وادووا

53:47.792 --> 53:50.692
خیلی خب، بهم خبر بده

53:50.694 --> 53:52.161
باشه، مشکلی نیست

55:00.903 --> 55:03.172
ممنونم که برگشتی

55:03.174 --> 55:06.409
ما از مردم میخوایم که حقیقت رو بفهمن

55:06.411 --> 55:12.047
آدلینا خجالت میکشید از کاری که انجام میداد

55:12.049 --> 55:14.217
اون میگفت که شیطان مدام بهش میگفت

55:14.219 --> 55:16.352
که چه آدم گناهکاری هستی

55:16.354 --> 55:17.856
و اون اینطور بود؟

55:20.025 --> 55:21.994
استفان این رو نمیدونه

55:23.829 --> 55:25.729
ولی من یه نامه از آدلینا دارم

55:25.731 --> 55:29.067
دو ماه قبل اینکه برگرده به خونه

55:29.069 --> 55:33.074
اون یه پسر در آلمان رو دید و عاشقش شد

55:35.174 --> 55:36.877
اون گفت که میخواد با آدلینا ازدواج کنه

55:38.813 --> 55:42.180
او میان احساساتش برای اون دیوونه شده بود

55:42.182 --> 55:44.052
و تهعد او به خدا

55:45.753 --> 55:47.856
اون در آخر خودش رو به اون پسر داد

55:49.824 --> 55:52.359
بعد از اون، آدلینا متوجه
شد که اون داره دروغ میگه

55:52.361 --> 55:54.227
تا اونو گول بزنه و به تخت بکشونه

55:54.229 --> 55:59.031
اون برگشت اینجا تا ببخشش خدا رو طلب کنه

55:59.033 --> 56:02.238
در ازاش، شیطان به جونش افتاد

56:54.328 --> 56:55.893
ما نمیدونستیم که چیکار کنیم

56:55.895 --> 56:57.962
خب خواهر لینا و من

56:57.964 --> 57:01.031
تمام نوع صلیب ها، نماد های مقدس

57:01.033 --> 57:04.238
و ظرف های آب مقدس رو در اتاقی
که اون خوابیده بود گذاشتیم

57:46.551 --> 57:49.350
چطور اونو تشخیص دادن که
بیماری اسکیزوفرنی داره؟
(نوعی بیماری ذهنی که باعث میشه تمامی افکار و احساسات مجازی باشند)

57:49.352 --> 57:53.091
یک شب، وقتی همگی به تخت رفته بودیم

59:06.504 --> 59:08.670
استفان آدلینا رو به سرعت به بیمارستان برد

59:08.672 --> 59:11.274
اون از اتفاقی که افتاده بود ناراحت بود،

59:11.276 --> 59:16.412
بنابراین اون همه چیزی که اتفاق
افتاده بود رو برای دکتر ها تعریف کرد

59:16.414 --> 59:20.584
اونا کسایی بودن که اسرار کردن
که آدلینا دکتر فونار رو ببینه

59:20.586 --> 59:23.086
اون روانشناسی بود که گفت

59:23.088 --> 59:25.191
آدلینا از اسکیزوفرنی رنج میبره

59:26.625 --> 59:28.394
تو هم عضوی از جن گیری بودی؟

59:30.363 --> 59:32.499
نه مستقیما، نه

59:33.966 --> 59:35.299
ولی من اونجا بودم

59:40.106 --> 59:41.572
من ترسیده بودم

59:41.574 --> 59:44.409
آب از همه جا میریخت

59:44.411 --> 59:46.013
منظورت چیه؟

59:48.449 --> 59:51.417
شیطان داشت بارون میباروند،

59:51.419 --> 59:53.319
و آب مقدس رو به مسخره میگرفت

01:00:19.450 --> 01:00:21.383
...مقالت

01:00:21.385 --> 01:00:23.053
تو حقیقت رو به اونا میگی، درسته؟

01:00:25.990 --> 01:00:27.559
ممنونم که با من صحبت کردید

01:00:48.314 --> 01:00:51.049
هرچیزی که داخل اون بود

01:00:51.051 --> 01:00:56.121
داشت منو به چالش میکشید،
ایمانمو امتحان میکرد

01:00:56.123 --> 01:00:59.190
تا حالا تو عمرم همچین
چیز شیطانی ندیده بودم،

01:00:59.192 --> 01:01:03.095
یا یه همچین تاریکی در چشم کسی

01:01:03.097 --> 01:01:06.264
آدلینا برای سال گذشته در آلمان بود،

01:01:06.266 --> 01:01:08.566
به عنوان یه پرستار کودک کار میکرد

01:02:54.617 --> 01:02:56.184
سلام

01:02:56.186 --> 01:02:57.519
حالت خوبه؟

01:02:57.521 --> 01:02:59.753
برق قطع شد

01:02:59.755 --> 01:03:03.094
متاسفم، نمیخواستم مزاحم بشم

01:03:03.895 --> 01:03:06.161
من خوشحال نبودم

01:03:06.163 --> 01:03:09.165
راجب اون مکالمنه ای اون شب تموم کردیم

01:03:09.167 --> 01:03:10.435
میخواستم عذرخواهی کنم

01:03:11.902 --> 01:03:13.402
مشکلی نیست

01:03:13.404 --> 01:03:14.874
یه پیشنهاد صلح

01:03:17.275 --> 01:03:18.874
داری منو گول میزنی برای صمیمیت؟

01:03:18.876 --> 01:03:21.478
نون رو یادم رفت

01:03:22.780 --> 01:03:25.347
اگر سوالت بیشتری داشتی،

01:03:25.349 --> 01:03:26.819
میدونی کجا پیدام کنی

01:03:28.720 --> 01:03:30.189
باشه

01:03:32.225 --> 01:03:33.527
چطوره من بازش کنم؟

01:03:34.928 --> 01:03:38.433
در واقع، تو بازش کن و من لباس میپوشم

01:05:01.520 --> 01:05:03.956
ممنونم که وقت گذاشتید منو ببینید دکتر فونار

01:05:03.958 --> 01:05:07.026
تو باید یچیزی راجب رومانی روستایی بدونی

01:05:07.028 --> 01:05:09.894
مرض های ذهنی، مثل اسکیزوفرنی، تیریت سندروم،

01:05:09.896 --> 01:05:13.365
و نوع های دیگر روان پریشی
معمولا در نظر گرفته میشوند

01:05:13.367 --> 01:05:19.772
همانطور که اشاره کردی، آتش سوزی از نوعی خاص
آلودگی شیطانی در حال وقوع است

01:05:19.774 --> 01:05:23.076
خب برادرش گفت که اون هرگز نشونه
هایی از این قبیل رو نشون نداده

01:05:23.078 --> 01:05:25.745
ممکنه که خانواده ای وجود نداشته باشد
که سابقه اسکیزوفرنی رو داشته باشه

01:05:25.747 --> 01:05:28.081
ولی مسلما سابقه ذهنی وجود داره

01:05:28.083 --> 01:05:30.550
که در تشخیص من نقش دارن

01:05:30.552 --> 01:05:33.353
من باور دارم که مرگ پدر گابریل

01:05:33.355 --> 01:05:35.722
بدلیل ترس های دوران بچگیش بوده

01:05:35.724 --> 01:05:40.062
با اتفاقی که افتاد، پدرش خودکشی
کرد و مادرش که اونا رو رها کرد

01:05:40.064 --> 01:05:41.466
پدرش خودش رو کشت؟

01:05:43.434 --> 01:05:44.899
آره، و اون دید که این اتفاق افتاد

01:05:44.901 --> 01:05:49.470
به این دلیل بود که آدلینا به پرورشگاه اومد

01:05:49.472 --> 01:05:52.742
مرگ پدر و مادر ، سخت ترین تجربه ای که

01:05:52.744 --> 01:05:56.445
یه بچه میتونه بگذرونه، تنها گذاشته شده

01:06:12.097 --> 01:06:15.702
این اتاقی بود که ما آدلینا رو درمان کردیم

01:06:23.476 --> 01:06:26.378
مرگ پدر گابریل باعث تلخی شد

01:06:26.380 --> 01:06:30.916
و توهم و
در نهایت اسکیزوفرنیا

01:06:30.918 --> 01:06:33.322
که باید مدت زمان زیادی طول بکشد

01:06:36.590 --> 01:06:39.692
اون قسمت هایی رو داشت، درست در بیمارستان

01:06:39.694 --> 01:06:43.029
اون فکر میکرد که همه ما شیطانیم
که سعی در کشتن اون داریم

01:07:50.204 --> 01:07:52.939
شیاطین همه جا هستن، منتظر فرصت

01:07:52.941 --> 01:07:55.874
خواهر مارینسکو تسخیر نشده بود

01:07:55.876 --> 01:07:57.512
اون از نظر ذهنی مریض بود

01:08:00.013 --> 01:08:03.583
بهش میگن انتقال، شیطان از
بدنی به بدن دیگر وارد میشه

01:08:03.585 --> 01:08:06.520
ولی بیشتر اوقات روح های
ضعیف رو تسخیر میکنه

01:08:06.522 --> 01:08:08.056
خدا به من گفت که تو
اینجایی تا به من کمک کنی

01:08:55.909 --> 01:08:58.242
زیاد دور نیستی، طولش نمیدم

01:08:58.244 --> 01:08:59.813
ممنونم

01:10:39.221 --> 01:10:42.421
!نیکول! هی

01:10:42.423 --> 01:10:44.060
حالت خوبه؟

01:10:57.373 --> 01:11:00.707
فرار ازش چیزی که اون میخواد،

01:11:00.709 --> 01:11:02.310
چون یجورایی تو عضوشی

01:11:02.312 --> 01:11:04.745
من نمی مونم

01:11:04.747 --> 01:11:05.950
فکر میکنی اون ول میکنه؟

01:11:07.785 --> 01:11:12.186
درگیری ترس چیزی که دقیقا تاریکی میخواد

01:11:12.188 --> 01:11:13.992
...اما با درک ایمان

01:11:15.859 --> 01:11:18.193
تو یه چیزی داری که باهاش مبارزه کنی

01:11:18.195 --> 01:11:19.428
یه سپر دفاعی

01:11:19.430 --> 01:11:21.733
خداوند به تو رسیده

01:11:23.167 --> 01:11:25.701
اون میخواد که اینجا باشی -
که چیکار کنم؟ -

01:11:25.703 --> 01:11:29.139
نمیدونم. شاید خودت رو ببخشی

01:11:29.141 --> 01:11:31.411
ولی با فرار کردن به جوابی نمیرسی

01:11:32.912 --> 01:11:34.478
بذار کمکت کنم

01:11:34.480 --> 01:11:36.380
این شرکت اجاره ای بود

01:11:36.382 --> 01:11:38.416
اونا گفتن که ماشینت مشکلی نداشته

01:11:38.418 --> 01:11:41.118
شروع بکار کرد

01:11:41.120 --> 01:11:43.923
اونا قصد دارن اونو برات رها کنن

01:11:47.427 --> 01:11:50.965
تو اینجا در امانی، قول میدم

01:11:58.305 --> 01:12:04.910
من در بیمارستان بودم،
همراه مادرم، شبی که مرد

01:12:04.912 --> 01:12:07.981
اون میدونست که من راجب خدا چه حسی دارم

01:12:07.983 --> 01:12:11.517
ولی اون دستای منو گرفت

01:12:11.519 --> 01:12:17.491
و ازم خواست که عیسی رو به عنوان ناجی بپذیرم

01:12:17.493 --> 01:12:20.296
بنابراین دو نفرمون میتونیم
ابدیت رو با هم سپری کنیم

01:12:26.904 --> 01:12:30.208
حتی با مرگ اون، من گفتم نه

01:12:33.177 --> 01:12:34.913
و اون این رو با خودش برد

01:12:38.916 --> 01:12:41.754
حاضرم هرکاری بکنم تا بهش بگم که چقدر متاسفم

01:13:07.079 --> 01:13:10.816
هر اتفاقی که داره اینجا اتفاق میوفته،
من دیگه نمیخوام جزوی ازش باشم

01:13:10.818 --> 01:13:12.320
دارم میام خونه

01:13:14.221 --> 01:13:15.520
چه اتفاقی افتاد؟

01:13:15.522 --> 01:13:18.925
یه مرد بیگناه در زندانه؟

01:13:18.927 --> 01:13:20.395
نمیدونم چی بگم

01:13:21.863 --> 01:13:23.461
خیلی خب

01:13:23.463 --> 01:13:26.069
یه بلیط برات میفرستم در فرودگاه

01:13:28.437 --> 01:13:29.903
نیکول؟

01:13:29.905 --> 01:13:31.174
بله، من بعدا بهت زنگ میزنم

01:14:35.209 --> 01:14:37.144
پدر گابریل رو میشناختید؟

01:14:40.148 --> 01:14:41.283
نه

01:14:45.252 --> 01:14:49.254
این همون تاریخی که مادرم مرد

01:14:49.256 --> 01:14:51.595
میتونید به من بگید که کتبیه چی نوشته؟

01:14:55.430 --> 01:14:58.367
زین پس در آغوش پروردگار

01:15:13.382 --> 01:15:15.150
شیاطین میتونن دوباره تسخیر کنن؟

01:15:15.152 --> 01:15:17.286
بهش میگن انتقال

01:15:17.288 --> 01:15:19.988
شیطان از بدنی به بدن دیگر منتقل میشه

01:15:19.990 --> 01:15:23.594
گاهی اوقات از طریق تماس
فیزیکی با کسی که تسخیر شده

01:15:26.497 --> 01:15:29.065
فیل، دمیترو بی گناهه

01:15:29.067 --> 01:15:31.301
یجورایی پدر گابریل جزوی از اینا بوده

01:15:31.303 --> 01:15:34.006
من باید برگردم به صومعه
و تها تو این رو دربیارم

01:15:51.659 --> 01:15:53.461
دنبال چیزی میگردی؟

01:15:57.364 --> 01:16:01.032
این درسته که پدر گابریل در
دستان خواهر مارینسکو مرد؟

01:16:01.034 --> 01:16:02.304
آره

01:16:04.472 --> 01:16:07.109
اون از این اداره استفاده
میکرد وقتی اینجا بود

01:16:10.611 --> 01:16:13.581
آخرین جن گیری که قبل مرگش انجام داد چی بود؟

01:16:13.583 --> 01:16:16.150
نه، نه ، من نمیدونم

01:16:16.152 --> 01:16:21.491
اون عادت داشت که قرار ملاقات هاش رو
اینجا نگه داره، و میتونیم ببینیم

01:16:24.393 --> 01:16:27.098
...و آخرین نفر

01:16:28.564 --> 01:16:30.565
تیویان آمانور بود -
آره -

01:16:30.567 --> 01:16:34.035
اون یه پسره که همین اطراف زندگی میکنه

01:16:34.037 --> 01:16:37.475
آره، میدونم اون کیه

01:16:45.682 --> 01:16:47.219
آقای آمانور؟

01:16:48.685 --> 01:16:50.487
انگلیسی صحبت میکنید؟ -
کمی -

01:16:50.489 --> 01:16:52.589
اشکال نداره یه چند تا سوال ازتون بپرسم؟

01:16:52.591 --> 01:16:54.724
درباره چی؟ -
درباره پدر گابریل -

01:16:54.726 --> 01:16:58.127
و کاری که برای پسرتون انجام داد -
اون هیچ کاری برای تاویان نکرد -

01:16:58.129 --> 01:17:01.264
پدر گابریل نیومد تا پسرتون رو ببینه؟ -

01:17:01.266 --> 01:17:04.368
نه، تاویان برام اوردش. چرا اینجایی؟

01:17:04.370 --> 01:17:07.507
من فکر میکنم مرگ پدر گابریل با چیزی
که اینجا اتفاق افتاده در ارتباطه

01:17:12.344 --> 01:17:16.748
پدر به من گفت که تاویان خیلی خاصه

01:17:16.750 --> 01:17:18.650
مستحکم با خدا

01:17:18.652 --> 01:17:21.287
سر من افکار بد و سیاه داره

01:17:21.289 --> 01:17:23.088
هیچ چیز منو خوشحال نمیکنه

01:17:23.090 --> 01:17:26.526
خواهرم بهم گفت که این یه
نفرینه و ما سعی کردیم بشکنیمش،

01:17:26.528 --> 01:17:28.661
ولی همه چیز بدتر شد

01:17:28.663 --> 01:17:32.201
صدای درون سرم بهم گفت که پسرم رو بکشم

01:17:33.769 --> 01:17:35.235
تقریبا انجامش دادم

01:17:35.237 --> 01:17:38.272
تاویان منو به کلیسا اورد برای کمک،

01:17:38.274 --> 01:17:42.477
ولی صداها میگفت که منو میکشه اگر برم داخل

01:17:42.479 --> 01:17:44.280
بنابراین تاویان پدر رو اورد اینجا

01:17:46.248 --> 01:17:49.620
من هر روز از خدا تشکر میکنم
، برای کاری که برای من کرد

01:17:52.522 --> 01:17:55.457
آیا پدر گابریل اسم شیطان رو در متوجه شد؟

01:17:55.459 --> 01:17:59.297
نمیدونم. من چیزی یادم نمیاد

01:18:25.359 --> 01:18:28.425
یه مدتی طول کشید تا اسم شیطانی
که اون رو تسخیر کرده بود، بفهمیم

01:18:28.427 --> 01:18:30.398
!آگارس

01:18:31.832 --> 01:18:33.501
تلفنی داری که بتونم استفاده کنم؟

01:18:47.781 --> 01:18:50.316
آنتون، من همه چیزو فهمیدم، آخرین جن گیری

01:18:50.318 --> 01:18:52.586
که پدر گابریل انجام داد روی پدر تاویان بود

01:18:52.588 --> 01:18:54.788
اسم شیطان آگارس بود

01:18:54.790 --> 01:18:57.291
اگر پدر گابریل توسط شیطان تسخیر شده بود،

01:18:57.293 --> 01:18:59.760
اون باید به آدلینا منتقلش کرده باشه

01:18:59.762 --> 01:19:01.596
آنتون، انتقال بوده

01:19:04.733 --> 01:19:06.236
!نیکول

01:20:20.515 --> 01:20:22.418
!نیکول

01:20:56.522 --> 01:20:59.088
دوست داری روی ضعیف ها دعا بخونی، شیطان؟

01:20:59.090 --> 01:21:01.659
داری زمانتو از دست میدی
اون ایمانی نداره که تحریف کنه

01:21:04.363 --> 01:21:06.630
تو بیشتر از اینا نیاز داری
تا با من مبارزه کنی، شیطان

01:21:27.556 --> 01:21:30.090
!آنتون، داره منو میکشه

01:21:39.869 --> 01:21:41.968
نیکول، از خدا طلب کمک کن

01:21:41.970 --> 01:21:44.872
تو برای مبارزه با این
شیطان نیاز به ایمان داری

01:21:46.709 --> 01:21:47.941
!خفه شو شیطان

01:21:47.943 --> 01:21:49.444
!سکوت اختیار کن

01:21:49.446 --> 01:21:52.646
!من تو رو آزار میدم. تو میتونی متوقفش کنی

01:21:52.648 --> 01:21:56.551
تو میتونی تمومش کنی، نیکول

01:21:56.553 --> 01:21:57.852
!رهاش کن شیطان

01:21:57.854 --> 01:21:59.489
!رهاش کن شیطان

01:22:02.060 --> 01:22:03.759
من نیاز به مصلوب کردن تو ندارم

01:22:03.761 --> 01:22:05.594
تا تو رو به جهنم برگردونم، شیطان

01:22:05.596 --> 01:22:07.629
!من در حال حاضر اسمتو میدونم، آگارس

01:22:13.705 --> 01:22:15.439
تو کارت با اون تمومه آگارس

01:22:15.441 --> 01:22:17.875
من تو رو آزار میدم توسط
خدای زنده، خدای مطهر

01:22:17.877 --> 01:22:20.611
که زیاد این دنیا رو دوست
داشت که پسرش را رها کرد

01:22:20.613 --> 01:22:24.514
بیدار، کمک کننده شیطان، مخترع
و استاد تمام فریب

01:22:24.516 --> 01:22:26.517
از فریب دادن موجودات انسانی دست بردار

01:22:26.519 --> 01:22:28.752
و ریختن به آنها
سم لعنت ابدی

01:22:28.754 --> 01:22:32.556
بیگان، کمک کننده شیطان
دشمن رستگاری انسان

01:22:32.558 --> 01:22:34.525
به کلیسای مقدس مکان بده

01:22:34.527 --> 01:22:36.528
توسط مسیح به دست آورد
قیمت خونش

01:22:42.536 --> 01:22:44.969
تو باید بجنگی یا هیچوقت
دوباره مادرت رو نمیبینی

01:22:44.971 --> 01:22:48.441
تو بهم گفتی که اون بهت یاد
داده که یه جنگجو باشی

01:22:50.711 --> 01:22:52.646
!تو میتونی انجامش بدی، بجنگ

01:22:52.648 --> 01:22:54.748
نذار این شیطان به جهنم بکشونتت

01:22:54.750 --> 01:22:57.550
نمیتونم بدون کمک تو اینکارو بکنم

01:23:00.555 --> 01:23:02.723
در برابر دستان قدرتمند خداوند زانو خم کن

01:23:02.725 --> 01:23:05.826
ما را لرزاند و فرار کرد
نام مقدس عیسی را فراخوانید

01:23:05.828 --> 01:23:08.129
این اسم که باعث میشود جهنم بلرزد

01:23:08.131 --> 01:23:11.698
Holy is the Lord, the God of armies.
مقدس خداوند است، خدای ارتش ها

01:23:11.700 --> 01:23:13.167
برو شیطان

01:23:13.169 --> 01:23:15.672
آگارس برو

01:23:33.959 --> 01:23:35.525
نیکول؟

01:23:35.527 --> 01:23:36.926
زودباش، نیکول

01:23:36.928 --> 01:23:38.198
!نفس بکش

01:23:39.831 --> 01:23:42.866
نیکول، نفس بکش

01:24:24.146 --> 01:24:26.149
من مادرم رو دیدم

01:25:44.073 --> 01:25:50.473
پدر دمیترو و چهار راهب دیگر برای قتل مجرم شناخته شدن
آنان بعد از 7 سال در زندان آزاد شدن

01:25:50.497 --> 01:25:53.600
پس از آزادی، پدر دمیترو به تاناکو بازگشت
او به جن گیری همراه گروه خودش ادامه داد

01:25:56.201 --> 01:27:21.201
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
