WEBVTT

00:51.639 --> 00:54.269
‫در بیستم جولای 1973،

00:54.769 --> 00:56.769
‫در میانه‌ی تابستان گرم هنگ‌کنگ،

00:57.609 --> 01:02.239
‫بازیگر، نویسنده، هنرمند هنرهای رزمی،
‫و فیلمساز، بروسی لی،

01:02.779 --> 01:05.909
‫به شکل ناگهانی تنها در 32 سالگی از دنیا رفت

01:07.489 --> 01:11.119
‫در آستانه‌ی شهرت جهانی که سال‌ها برای آن تلاش می‌کرد،

01:11.829 --> 01:14.169
‫مرگ او باعث غافلگیری کل دنیا شد

01:15.329 --> 01:18.499
‫میراثی که در زندگی کوتاه
‫ولی پر حادثه‌ش به جا گذاشت،

01:18.629 --> 01:23.049
‫شامل خانواده‌ای جوان،
‫بی‌شمار طرفدار و هنرجوی پر و پا قرص،

01:23.179 --> 01:25.759
‫و رویکردی انقلابی به هنرهای رزمی است،

01:25.889 --> 01:29.139
‫که باعث دگرگونی رابطه‌ی دنیا با فرهنگ چینی شد

01:31.139 --> 01:32.729
‫نیم‌قرن پس از مرگش،

01:33.269 --> 01:37.019
‫او همچون قبل،
‫الگوی میلیون‌ها نفر است

01:39.269 --> 01:43.399
‫شهرتش بیشتر وابسته به موفقیت چهار فیلم بلند است،

01:43.529 --> 01:46.199
‫که در دو سال قبل از مرگش بازی کرد،

01:46.779 --> 01:49.449
‫"رییس بزرگ، "مشت خشم"،

01:50.039 --> 01:53.369
‫"راه اژدها"،
‫که خودش نوشت و کارگردانی کرد،

01:53.829 --> 01:55.169
‫و "اژدها وارد می‌شود"

01:55.869 --> 02:00.629
‫تنها چهار فیلم،
‫با این حال تقریبا فیلم پنجمی هم در کار بود

02:02.259 --> 02:04.219
‫کمتر از یک سال قبل از مرگش،

02:04.339 --> 02:08.099
‫لی شروع به کار روی
‫دومین فیلمی که کارگردان و نویسنده‌ش بود کرد،

02:08.219 --> 02:10.309
‫فیلمی که می‌تواند مهارت‌هایی که...

02:10.429 --> 02:12.429
‫در "راه اژدها" نشان داده بود را عملی کند،

02:12.559 --> 02:16.519
‫و بهترین نمایش ممکن از فلسفه‌ی منحصر به فردش
‫درباره‌ی هنرهای رزمی باشد

02:17.849 --> 02:20.729
‫دو ساعت فیلم خام و ادیت‌نشده فیلمبرداری شد...

02:20.859 --> 02:23.439
‫تا این که پروژه موقتا متوقف شد،

02:23.569 --> 02:25.699
‫و برای همیشه در برزخ باقی ماند،

02:25.819 --> 02:28.489
‫چون خالقش دیگر زنده نبود که
‫آن را به اتمام برساند

02:29.279 --> 02:33.039
‫نام موقت آن،
‫در نگاه اول شوم و بدیمن،

02:33.159 --> 02:35.289
‫"بازی مرگ" بود

02:36.459 --> 02:38.249
‫با این که لی زنده نماند تمامش کند...

02:38.379 --> 02:41.589
‫یا حتی دیدگاهش به پروژه را اصلاح کند،

02:41.709 --> 02:45.879
‫طرح‌های او برای "بازی مرگ" امروزه
‫به اندازه‌ی مسائل پیرامون مرگش...

02:46.009 --> 02:49.799
‫مورد بررسی قرار می‌گیرند

02:49.929 --> 02:51.849
‫راز و رمزهای حول محور خلق این فیلم...

02:51.969 --> 02:54.429
‫به وسیله‌ای برای بحث‌های بی‌پایان تبدیل شده،

02:54.559 --> 02:59.059
‫فضایی که در آن حقیقت و افسانه
‫عملا قابل تمیز نیست

02:59.649 --> 03:02.109
‫آیا این شاهکار گمشده‌ی هنرمندی جوان بود...

03:02.229 --> 03:04.109
‫که در اوج استعدادش کار می‌کرد؟

03:04.229 --> 03:05.859
‫یا فیلمی نفرین‌شده بود...

03:05.989 --> 03:10.279
‫که با سرنوشت شومِ خالقش گره خورده بود؟

03:10.409 --> 03:15.949
‫حالا، با دسترسی به 11 نوار فیلمبرداری شده
‫برای این فیلم در سال 1972،

03:16.079 --> 03:19.209
‫می‌توانیم بالاخره دنبال پاسخ معماهای زیادی...

03:19.329 --> 03:22.709
‫درون "بازی مرگ" بگردیم

03:24.709 --> 03:29.709
وبسایت دوستی‌ها تقدیم می‌کند

03:37.669 --> 03:45.179
‫[فصل اول]
‫[قوانین بازی]

03:47.189 --> 03:49.739
‫در جولای 1972،

03:49.859 --> 03:52.569
‫فقط یک سال قبل از مرگ بروس لی

03:53.199 --> 03:55.119
‫اون بزرگ‌ترین ستاره‌ی هنگ کنگ است،

03:55.239 --> 03:58.709
‫و نمی‌تواند بدون مزاحمت
‫در فضاهای عمومی حضور پیدا کند

03:59.249 --> 04:03.089
‫تنها یک سال قبلش،
‫در تابستون 1971،

04:03.209 --> 04:06.379
‫پس از سال‌ها تبعیض نژادی در هالیوود،

04:06.509 --> 04:08.879
‫اون از اضطراب تهیه‌کنندگان آمریکایی ناشی از...

04:09.009 --> 04:11.429
‫انتخاب یک بازیگر چینی
‫در نقش اصلی خسته شد،

04:11.549 --> 04:13.139
‫و به خانه‌ش در هنگ‌کنگ برگشت،

04:13.259 --> 04:15.309
‫جایی که فیلم‌های رزمی داخلی...

04:15.429 --> 04:17.809
‫شروع به سلطه بر سینمای داخلی کرده بودند

04:18.389 --> 04:21.939
‫بروس با امضای قرارداد برای دو فیلم
‫با کمپانی تازه‌تاسیسِ گولدن هاروِست،

04:22.059 --> 04:25.859
‫موافقت کرد در دو فیلم با کارگردانی لو وِی بازی کند،

04:26.359 --> 04:29.439
‫"رییس بزرگ" و "مشت خشم"

04:30.319 --> 04:34.069
‫در پایان سال،
‫او به مشهورترین چهره‌ی قاره تبدیل شد

04:34.989 --> 04:38.699
‫مخاطبین بلافاصله
‫شیفته‌ی انرژی کاریزماتیک و...

04:38.829 --> 04:40.249
‫قدرت تحرک بالایش شدند،

04:40.369 --> 04:43.249
‫که در نماهای طولانی و بدون برش،

04:43.379 --> 04:46.209
‫برخلاف کات‌های فراوان اکثر فیلم‌ها،
‫فیلمبرداری شدند

04:46.339 --> 04:51.089
‫شیوه‌ی ویژه‌ی او در کونگ‌فو،
‫که به اسم "جیت‌کوندو" مشهور است،

04:51.219 --> 04:53.259
‫یا به معنای "راهِ مشت قطع کننده"،

04:53.389 --> 04:56.049
‫شبیه به هیچ‌چیزی که مخاطبین دیده باشن نبود

04:56.889 --> 04:59.729
‫هر دو فیلم
‫رکورد فروش داخلی را شکستند،

04:59.849 --> 05:02.479
‫و هر کدام بیش از سه میلیون دلار فروش کردند

05:02.599 --> 05:04.979
‫بروس یک شبه به اَبَرستاره‌ تبدیل شد

05:05.479 --> 05:06.939
‫ماهی بزرگی در برکه‌ای کوچک،

05:07.069 --> 05:09.859
‫شاید در مقایسه با آرزوهایش در هالیوود،

05:09.989 --> 05:11.359
‫ولی تنها با دو فیلم،

05:11.489 --> 05:15.659
‫به احترام، اعتبار و امنیت مالی رسیده بود...

05:15.779 --> 05:18.079
‫تا به فصل بعدی حرفه‌ش وارد شود

05:18.789 --> 05:21.199
‫ریموند چاو، مدیر گولدن هاروست،

05:21.329 --> 05:23.289
‫که می‌خواست ابرستاره‌ش را حفظ کند،

05:23.419 --> 05:27.879
‫به بروس پیشنهاد بازی،
‫نویسندگی و کارگردانی اثر بعدیش را داد،

05:27.999 --> 05:32.129
‫همینطور تهیه‌کنندگی مشترک
‫با کمپانی تازه‌تاسیس خودش،

05:32.259 --> 05:33.879
‫"کنکورد پروداکشنز"

05:34.679 --> 05:36.429
‫بروس با آزادی خلاقانه‌ی کامل،

05:37.049 --> 05:40.769
‫فیلمی بسیار شخصی‌تر
‫و هم‌تراز با روحیات خودش می‌سازد

05:41.559 --> 05:44.309
‫اسم آن،
‫"راه اژدها"

05:45.689 --> 05:49.019
‫در حالی که دو فیلم قبل
‫حماسه‌های انتقام‌جویی بودند،

05:49.149 --> 05:51.939
‫و به طور کلی
‫برای مخاطبین محلی ساخته شده بودند،

05:52.689 --> 05:56.159
‫بروس برای اولین فیلم به کارگردانی خودش
‫نگاهی خارج از چهارچوب داشت،

05:57.199 --> 06:01.949
‫داستان رو در شهر رُم پیش می‌برد،
‫و حتی سه هفته آنجا فیلمبرداری می‌کند

06:04.409 --> 06:06.329
‫بروس که ناراضی از اصرار لو وِی...

06:06.459 --> 06:09.879
‫به آدم‌بدهای کارتونیِ ژاپنی و روسی
‫در "مشت خشم" بود،

06:09.999 --> 06:13.879
‫رویارویی نهایی در فیلمنامه‌ی بروس
‫برای "راه اژدها"...

06:14.009 --> 06:15.759
‫یک نبرد برابرتر است

06:15.879 --> 06:18.639
‫بروس مبارزه‌ای سینمایی به طول ده دقیقه...

06:18.759 --> 06:22.389
‫بین خودش و قهرمان کاراته‌ی آمریکا،
‫چاک نوریس، طراحی می‌کند

06:22.519 --> 06:24.979
‫مبارزه در بقایای کلسیومِ روم رخ می‌دهد...

06:25.099 --> 06:29.769
‫و در نماهای عریض که روی دلاوری ورزشیِ
‫هر دو نفر تاکید دارد، فیلمبرداری می‌شود

06:29.899 --> 06:32.279
‫وقتی کاراکترش در نهایت نوریس را شکست می‌دهد،

06:32.399 --> 06:36.609
‫این کار را بی‌میل انجام می‌دهد،
‫و بدنش را به نشان احترام می‌پوشاند

06:36.739 --> 06:41.079
‫گلادیاتورها در اینجا
‫عروسک‌هایی برای اهداف ملی‌گرایی یا نژادی نیستند،

06:41.199 --> 06:44.249
‫بلکه نمایندگان جهانی هنرهای رزمی هستند،

06:44.369 --> 06:46.789
‫که بنا به شرایط مجبور به مبارزه شدند،

06:46.919 --> 06:48.879
‫و این چیزی از شرافت‌شان کم نمی‌کند

06:49.329 --> 06:53.379
‫"راه اژدها" در بسیاری از جهات
‫فیلمی خام و ناپخته‌ است،

06:53.509 --> 06:57.179
‫هم از نظر فنی
‫و هم از نظر آزادی در نحوه‌ی ساختش

06:57.299 --> 07:00.969
‫ولی جاه‌طلبی خالص و انرژی بروس
‫از تصویر به بیرون پرتاب می‌شود،

07:01.099 --> 07:04.519
‫و نشان از عزم راسخ او
‫برای اجرای هر چندتا ایده‌‌ای که می‌تواند دارد،

07:04.639 --> 07:08.769
‫و نوید کارهایی کنترل‌ و اصلاح شده در آینده را می‌دهد

07:09.939 --> 07:13.649
‫این تنها فیلمی خواهد بود
‫که به عنوان کارگردان به پایان می‌رساند

07:16.149 --> 07:18.319
‫تابستان 1972است،

07:19.109 --> 07:21.779
‫تازه فیلمبرداری "راه اژدها" تمام شده،

07:21.909 --> 07:26.079
‫ولی بروس با جاه‌طلبی‌های خود،
‫به دنبال پیدا کردن یک ریتم...

07:26.199 --> 07:28.959
‫و استفاده از آن برای رسیدن
‫به فیلم دوم به عنوان کارگردان است

07:29.079 --> 07:30.749
‫هنوز چیزی پیدا نکرده

07:30.879 --> 07:33.339
‫یک ایده‌ی خام، اگه بشود اسمش را این گذاشت

07:33.839 --> 07:36.879
‫بروس با جسارتی که تجربه‌ش
‫در "راه اژدها" به او داده،

07:37.009 --> 07:40.339
‫میل او برای ساخت فیلم دوم بیشتر هم می‌شود

07:40.469 --> 07:43.719
‫فیلمی که از نمادگرایی استفاده می‌کند
‫تا بُعدی فلسفی به ژانر اکشن...

07:43.849 --> 07:45.349
‫ببخشد

07:45.469 --> 07:48.809
‫او یک بار گفت،
‫"فیلمی برای پایان تمام فیلم‌ها"

07:49.389 --> 07:52.769
‫تقریبا برای یک دهه،
‫اون از ساخت یک...

07:52.899 --> 07:54.439
‫"فیلم چند سطحی" حرف می‌زند

07:54.569 --> 07:55.649
‫به گفته‌ی خودش،

07:55.779 --> 07:59.399
‫"از اون فیلم‌ها که می‌تونی
‫اگه دوست داری داستان اصلی رو ببینی،

07:59.529 --> 08:01.659
‫یا می‌تونی به عمق فیلم نگاه کنی"

08:01.779 --> 08:05.119
‫همکاری بعدی بین کنکورد و گولدن هاروست...

08:05.239 --> 08:08.119
‫می‌شود خالص‌ترین تجلی سینمایی بروس از...

08:08.249 --> 08:09.789
‫جیت کان دو،

08:09.919 --> 08:13.539
‫و لزوم وفق پیدا کردن
‫با شرایط را به نمایش می‌گذارد

08:14.339 --> 08:16.459
‫در مصاحبه‌ای در سال 1972،

08:16.589 --> 08:20.219
‫از ایده‌ای برای یک پیش‌درآمد صحبت می‌کند،
‫که هرگز فیلمبرداری نشد

08:21.279 --> 08:25.959
‫"من می‌خواهم لزوم وفق‌پذیری خویش
‫در برابر تغییرات شرایط را نشان دهم

08:26.699 --> 08:29.359
‫ناتوانی در وفق‌پذیری باعث ویرانی می‌شود

08:29.359 --> 08:31.889
‫اولین صحنه را در سرم تصور کرده‌م

08:31.889 --> 08:35.869
‫با شروع فیلم، مخاطب نمای عریض برفی را می‌بیند

08:35.869 --> 08:38.739
‫بعد دوربین به درخت‌هایی نزدیک می‌شود

08:38.739 --> 08:41.829
‫و هم‌زمان صدای باد شدیدی به گوش می‌رسد

08:41.829 --> 08:45.269
‫درخت بزرگی در مرکز تصویر وجود دارد

08:45.269 --> 08:47.569
‫و زیر برف مدفون شده

08:47.569 --> 08:51.839
‫ناگهان صدای بلندی می‌آید و شاخه‌ی بزرگی از درخت...

08:51.839 --> 08:53.319
‫روی زمین می‌افتد

08:53.329 --> 08:56.539
‫مقابل نیروی بالای برف تسلیم می‌شود و می‌شکند

08:56.539 --> 09:00.949
‫بعد دوربین به سمت
‫درخت بید می‌رود که در باد تکان می‌خورد

09:00.949 --> 09:05.039
‫درخت بید چون با محیط وفق پیدا کرده، زنده می‌ماند"
‫[بروس لی، آگوست 1972]

09:05.679 --> 09:10.639
‫این ایده در سفری
‫به هند در سال 1970 بهش الهام شد،

09:10.769 --> 09:14.849
‫وقتی دنبال پیدا کردن لوکیشن
‫برای پروژه‌ای رها شده به اسم "فلوت بی‌صدا" بود

09:14.979 --> 09:17.859
‫بروس تحت تاثیر پاگودای باستانی آنجا قرار گرفت،

09:17.979 --> 09:19.609
‫و شروع به ساخت یک سناریو کرد...

09:19.729 --> 09:23.279
‫که بینش او از فیلم چند سطحی را می‌توانست عملی کند،

09:23.409 --> 09:26.529
‫یک جنگجو از معبد بالا و بالاتر می‌رود،

09:26.659 --> 09:29.619
‫و در این مسیر با چالش‌های بزرگ‌تری روبرو می‌شود

09:31.499 --> 09:35.329
‫اندک یافته‌ها از برنامه‌ی بروس
‫برای "بازی مرگ"...

09:35.459 --> 09:38.089
‫عموما از دست‌نوشته‌هایی می‌آید...

09:38.209 --> 09:41.259
‫که در انباری در سیاتل که
‫متعلق به خانواده‌ی لی بود در اواسط دهه‌ی 90...

09:41.379 --> 09:43.219
‫یافت شد

09:44.219 --> 09:46.259
‫همچون "راه اژدها" قبل از آن،

09:46.389 --> 09:48.809
‫فیلمنامه‌ی "بازی مرگ" هرگز به طور کامل نوشته نشد،

09:49.259 --> 09:53.139
‫و براستی که بروس باز هم نظرش را
‫درباره‌ی داستان تغییر می‌دهد...

09:53.269 --> 09:56.189
‫و کاراکترهای جدید و زیر داستان‌های جدید می‌سازد،

09:56.309 --> 09:58.479
‫و این کار را تا روز مرگش ادامه می‌دهد

09:59.519 --> 10:02.989
‫گرچه این در تضاد با تولیدات غربی است،

10:03.109 --> 10:06.659
‫جایی که همه‌چیز همیشه
‫از پیش نوشته و برنامه‌ریزی شده،

10:06.779 --> 10:09.119
‫ولی در سینمای هنگ ‌کنگ کاملا عادیه،

10:09.239 --> 10:11.159
‫و تیم فیلمبرداری و بازیگران با توجه به برنامه‌شان...

10:11.289 --> 10:13.199
‫به کار مشغول می‌شوند...

10:13.329 --> 10:15.039
‫و گاهی دیالوگ‌ها...

10:15.169 --> 10:17.709
‫تنها چند دقیقه قبل از فیلمبرداری نهایی می‌شوند

10:18.789 --> 10:21.419
‫با این که این فیلم‌های کم‌بودجه و تقریبا بداهه...

10:21.549 --> 10:23.759
‫ظرافت فنی و داستانی ندارند،

10:23.879 --> 10:28.009
‫ولی اغلب این را
‫با انرژی دائم و ابتکار جبران می‌کنند

10:29.389 --> 10:33.929
‫در ماه‌های بعد،
‫بروس به آرامی داستان فیلم بعدیش را برملا می‌کند

10:34.059 --> 10:36.059
‫در یک طرف، فیلمی اکشن است...

10:36.189 --> 10:38.559
‫که تکنیک‌های مختلف مبارزه را به نمایش می‌گذارد

10:38.689 --> 10:41.939
‫در طرف دیگر،
‫فلسفه‌ی بروس از جیت کان دو...

10:42.069 --> 10:44.319
‫در فرم سینمایی نمایش داده می‌شود

10:44.439 --> 10:48.819
‫هیچ مسیری به عنوان مسیر وجود ندارد.
‫هیچ محدودیتی به عنوان محدودیت وجود ندارد

10:50.239 --> 10:52.699
‫در حالی که "راه اژدها" و فیلم‌های قبلی لی...

10:52.829 --> 10:54.619
‫در جهان واقعی ریشه داشتند،

10:54.749 --> 10:57.999
‫و حتی در بعضی موارد
‫از شخصیت‌های حقیقی الهام گرفته بودند،

10:58.119 --> 11:01.249
‫هدفش برای "بازی مرگ"
‫به طور کلی چیزی متفاوت بود،

11:01.379 --> 11:04.589
‫چیزی غریب‌تر،
‫و شاید حتی متافیزیکی

11:05.799 --> 11:08.639
‫بروس نقش شخصیت اصلی را بازی می‌کند،
‫های تیِن،

11:08.759 --> 11:12.219
‫مبارز قهرمان بازنشسته‌ای که در آغاز فیلم،

11:12.349 --> 11:15.769
‫همراه با خواهر و برادر جوانش
‫در حال پرواز به کُره هستند

11:15.889 --> 11:17.439
‫وقتی در فرودگاه فرود می‌آیند،

11:17.559 --> 11:20.939
‫این سه توسط نوچه‌های
‫یک رییس مافیای کره‌ای ربوده می‌شوند

11:21.059 --> 11:23.569
‫این گانگستر خانواده‌ی های تین را گروگان می‌گیرد،

11:23.689 --> 11:26.609
‫مگر این که حاضر شود
‫به ساختمانی متروکه در...

11:26.739 --> 11:28.109
‫مکانی دور افتاده در کُره برود،

11:28.239 --> 11:32.159
‫که در میانه‌ی آن،
‫یک پاگودای باستانیِ پنج طبقه واقع شده

11:32.279 --> 11:34.369
‫رییس مافیا یک چیزی از بالای پاگودا می‌خواهد،

11:34.489 --> 11:37.909
‫و های تین باید با چندین رقیب مختلف
‫مبارزه کند تا بدستش بیاورد،

11:38.039 --> 11:39.459
‫هر طبقه، یک رقیب

11:40.329 --> 11:43.419
‫هر رقیب سبک مبارزه‌ی متفاوتی دارد،

11:43.549 --> 11:46.339
‫و های تین باید مهارت‌های هر جنگجو را ارزیابی کند،

11:46.459 --> 11:48.049
‫و تکنیک‌هایش را با آن‌ها وفق دهد،

11:48.169 --> 11:51.299
‫تا بتواند از برج بالا برود
‫و خواهر و برادرش را آزاد کند

11:52.009 --> 11:56.269
‫های تین به همراه چند تن از
‫نوچه‌های رییس مافیا وارد این ماموریت می‌شود،

11:56.389 --> 12:00.649
‫و هر کدام از روی طمع و جاه‌طلبی
‫می‌خواهند به بالای برج برسند

12:01.149 --> 12:03.689
‫های تین و بقیه وقتی به ساختمان می‌رسند،

12:03.819 --> 12:06.899
‫با ده‌ها کاراته‌بازِ بدون اسم روبرو می‌شوند...

12:07.029 --> 12:09.029
‫که در بیرون پاگوندا نگهبانی می‌دهند

12:09.149 --> 12:10.659
‫پس از شکست این کاراته‌بازها،

12:10.779 --> 12:13.319
‫یک کلیدساز آن‌ها را وارد معبد می‌کند

12:13.449 --> 12:16.659
‫رقیبی که در طبقه‌ی همکف با او روبرو می‌شوند،
‫استاد هاپکیدوـست،

12:16.789 --> 12:19.289
‫متخصص در ضربات پا

12:19.409 --> 12:22.579
‫پس از شکست او،
‫به طبقه‌ی دوم می‌روند،

12:22.709 --> 12:25.499
‫و با متخصص کونگ‌فو به سبک آخوندک روبرو می‌شوند

12:26.799 --> 12:28.879
‫متاسفانه،
‫با این که بروس برای...

12:29.009 --> 12:31.009
‫بسیاری از این سکانس‌ها دیالوگ نوشته،

12:31.129 --> 12:33.679
‫ولی فرصت زندگی پیدا نکرد
‫تا فیلمبرداری‌شان کند،

12:33.799 --> 12:36.639
‫همینطور پایان بزرگ داستان رو هم ننوشت

12:36.759 --> 12:40.139
‫در عوض،
‫تنها صحنه‌هایی که جلوی دوربین رفتند،

12:40.269 --> 12:42.439
‫به سختی انسجام داستانی داشتند،

12:42.559 --> 12:46.229
‫و صعود های تین
‫به سه طبقه‌ی نهایی پاگودا را نشان می‌دادند

12:46.359 --> 12:49.569
‫تالار ببر،
‫که او و دو مبارز دیگر...

12:49.689 --> 12:52.739
‫با متخصص تکنیک اسکریمای فیلیپینی روبرو می‌شوند،

12:52.859 --> 12:55.279
‫که کم از مرگباریِ نانچیکو ندارد

12:55.989 --> 13:00.039
‫تالار اژدها، جایی که های تین
‫با یک استادبزرگ هاپکیدوی دیگر مبارزه می‌کند،

13:00.159 --> 13:03.669
‫ولی این بار با کسی که
‫در مبارزات تن به تن مهارت دارد

13:03.789 --> 13:06.249
‫و بالاخره،
‫تالار ناشناخته،

13:06.379 --> 13:09.419
‫جایی که های تاین،
‫آخرین بازمانده‌ی ماموریت،

13:09.549 --> 13:13.089
‫مقابل دشمنی مرموز قرار می‌گیرد...

13:13.219 --> 13:17.469
‫که سبک مبارزه‌ش مثل خودش
‫غیر قابل پیشبینی‌ـست

13:18.099 --> 13:21.179
‫وقتی پس‌تولیدِ "راه اژدها" به پایانش نزدیک می‌شود،

13:21.309 --> 13:23.059
‫در آگوست 1972،

13:23.189 --> 13:26.359
‫بروس شروع به جمع کردن تیم بازیگران
‫برای "بازی مرگ" می‌کند

13:26.479 --> 13:28.439
‫برای نوچه‌های همراه های تین،

13:28.569 --> 13:31.029
‫لی اسم چهار نفر رو می‌آورد،

13:31.569 --> 13:35.529
‫جیمز تین،
‫همکارش در "رییس بزرگ" و "مشت خشم"،

13:35.659 --> 13:39.579
‫چِی یوآن، بدلکار سابق "برادران شاو"،

13:39.699 --> 13:41.329
‫کارتر وانگ،
‫کسی که بروس...

13:41.449 --> 13:43.999
‫در فیلم "هاپکیدو"
‫از کمپانی گولدن هاروست باهاش آشنا شد،

13:44.119 --> 13:48.499
‫و تونی لو، که در سه فیلم قبلیش بازی کرده بود

13:48.629 --> 13:51.379
‫دو کاراکتر آخر قرار بود قبل از...

13:51.509 --> 13:53.419
‫رسیدن به تالار ببر کشته شوند،

13:53.549 --> 13:56.589
‫ولی وانگ و لو در هیچ صحنه‌ای
‫از فیلم "بازی مرگ" حضور نداشتند،

13:56.719 --> 14:00.099
‫و در مورد لو،
‫اسمش کلا خط خورد،

14:00.219 --> 14:03.059
‫شایعه شده بود که
‫قرار است با یک مبارز آمریکایی جایگزین شود

14:03.179 --> 14:04.349
‫همچون فیلم قبلیش،

14:04.479 --> 14:07.229
‫بروس ترجیح می‌دهد
‫از بازیگران ماهر...

14:07.359 --> 14:10.649
‫که کمی هنر رزمی می‌دانند استفاده نکند،
‫بلکه از متخصصین هنرهای رزمی...

14:10.779 --> 14:13.739
‫که کمی تجربه جلوی دوربین دارند استفاده کند

14:13.859 --> 14:16.449
‫بین آنان،
‫دوتا از شاگردهای محبوبش...

14:16.569 --> 14:18.319
‫و نزدیکترین دوستانش از آمریکا حضور داشتند،

14:19.119 --> 14:23.709
‫دَن اینوسانتو، که با او مدرسه‌ی جیت کان دو را
‫در لس‌آنجلس تاسیس کرد،

14:23.829 --> 14:27.379
‫و ستاره‌ی نوظهور بسکتبال،
‫کریم عبدالجبار

14:27.919 --> 14:31.089
‫هیچکدام‌شون سابقه‌ی حضور در یک فیلم رو نداشتند

14:32.879 --> 14:35.379
‫بروس روی توسعه‌ی داستان کار می‌کند،

14:35.509 --> 14:38.139
‫و یک صحنه در استودیوی گولدن هاروست ساخته می‌شود...

14:38.259 --> 14:40.639
‫که برای هر طبقه از پاگوداست،

14:40.759 --> 14:43.599
‫او قصد داشت در پایان سپتامبر
‫فیلمبرداری را شروع کند

14:44.099 --> 14:47.229
‫ولی سرنوشت تهدید به دخالت می‌کند
‫وقتی به عبدالجبار...

14:47.349 --> 14:49.649
‫پیشنهاد نقش نگهبان نهایی ر می‌دهد

14:49.769 --> 14:52.779
‫با این که ستاره‌ی بسکتبال در حال حاضر
‫در مرخصی سه هفته‌ای به سر می‌برد،

14:52.899 --> 14:56.239
‫قرار است در اواسط ماه
‫تمرینات بسکتبال را شروع کند،

14:56.359 --> 14:59.029
‫پس نمی‌تواند در فیلم حاضر شود

14:59.819 --> 15:01.869
‫بروس که مصمم است رویایش را عملی کند،

15:01.989 --> 15:05.079
‫به او می‌گوید در اولین فرصت
‫سوار هواپیما شود و به هنگ‌ کنگ برود

15:05.199 --> 15:07.709
‫آن‌ها تمام صحنه‌هایش را زودتر از موعد فیلمبرداری می‌کنند،

15:07.829 --> 15:11.209
‫و حالا او کلی وقت دارد
‫برای تمریناتش برگردد آمریکا

15:11.339 --> 15:14.129
‫خوشبختانه، عبدالجبار موافقت می‌کند،

15:14.259 --> 15:16.799
‫و فیلمبرداری "بازی مرگ" شروع می‌شود،

15:16.919 --> 15:19.799
‫درست از پایان داستان

15:28.609 --> 15:35.399
‫[فصل دوم]
‫[تالار ناشناخته]

15:37.609 --> 15:41.779
‫با شات‌لیستِ دست‌نویس
‫و یادداشت‌های کوریوگرافی،

15:41.909 --> 15:44.579
‫لی اکثر تیم "راه اژدها" را جمع می‌کند...

15:44.699 --> 15:47.539
‫تا برای فیلمبرداری مبارزه‌ش مقابل عبدالجبار بیایند

15:48.369 --> 15:50.789
‫بین آنان،
‫دستیار کارگردان، ریکی چیک، حضور دارد،

15:51.709 --> 15:55.509
‫و فیلمبرداری 50 ساله‌ی ژاپنی،
‫تاداشی نیشیموتو

15:57.589 --> 15:59.339
‫بعلاوه‌ی عبدالجبار،

15:59.469 --> 16:03.509
‫جیمز تین، هم‌بازی بروس
‫در "رییس بزرگ" و "مشت خشم"،

16:03.639 --> 16:05.809
‫به اولین سری از فیلمبرداری می‌پیوندند

16:05.929 --> 16:10.479
‫بروس، تین و عبدالجبار
‫در عکاسی تبلیغاتی شرکت می‌کنند...

16:10.599 --> 16:12.439
‫و فیلمبرداری شروع می‌شود

16:12.559 --> 16:15.149
‫در سال‌های بعد،
‫این عکس‌ها،

16:15.269 --> 16:17.819
‫که توسط چانگ یاک گرفته شده،

16:17.939 --> 16:21.199
‫پس از مرگ لی،
‫به طور گسترده منتشر شدند،

16:21.739 --> 16:24.489
‫و تقریبا پروژه‌ی ناتموم "بازی مرگ" را...

16:24.619 --> 16:26.449
‫به جایگاهی افسانه‌ای بالا بردند

16:29.619 --> 16:33.459
‫فیلمبرداری پروژه‌ی فوق محرمانه
‫در هفتم سپتامبر شروع شد...

16:33.579 --> 16:35.709
‫و بروس پشت دوربین باقی ماند،

16:35.839 --> 16:38.509
‫و مبارزه‌ی بین جیمز و کریم را کارگردانی کرد

16:38.629 --> 16:42.719
‫روی کلاکتی که جلوی دوربین می‌آید،
‫نوشته شده، "آزمون"

16:43.429 --> 16:47.139
‫اسم "بازی مرگ" تا چند هفته بعد تایید نشد،

16:47.269 --> 16:50.729
‫و پروژه با اسم بازرگانی "ببر صورت ‌زرد"...

16:50.849 --> 16:52.519
‫پیش می‌رود

16:54.189 --> 16:57.359
‫جیمز تین، متولد گاندانگِ چین،

16:57.479 --> 17:01.149
‫در سال 1942،
‫در سال 1958 با خانواده‌ش به هنگ‌ کنگ می‌رود،

17:01.279 --> 17:04.449
‫و پس از دوره‌ای محدود
‫در مدرسه‌ی تئاتر فوشنگ در تایوان،

17:04.569 --> 17:08.409
‫بازیگری حرفه‌ای را
‫در سال 1969 در "برادران شاو" شروع می‌کند

17:08.999 --> 17:11.789
‫در سال‌های بعد، او به همراه لو وِی کارگردان
‫به گولدن هاروست...

17:11.909 --> 17:13.209
‫مهاجرت می‌کند،

17:13.329 --> 17:15.499
‫و به بازیگر نقش اول در...

17:15.629 --> 17:17.839
‫فیلم‌هایی مثل "هشت شکست‌ناپذیر"،

17:17.959 --> 17:20.839
‫"شمشیر به هیچکس رحم نمی‌کند"،
‫و "تعقیب" تبدیل می‌شود

17:21.589 --> 17:26.179
‫کاراکتر جیمز تین،
‫که در یادداشت‌های لی به اسم تین دا اومده،

17:26.299 --> 17:28.969
‫یکی از مبارزهای رییس مافیاست

17:29.519 --> 17:33.059
‫او که تا به حال
‫در نقش قهرمان‌های شریف بازی کرده بود،

17:33.189 --> 17:36.649
‫بروس او را برخلاف نقش‌های همیشگی‌اش
‫در قالب یک حقه‌باز قرار می‌دهد...

17:36.769 --> 17:39.689
‫که با دوز و کلک
‫به طبقه‌ی آخر پاگودا می‌رسد،

17:39.819 --> 17:43.399
‫ولی به سزای عملش رسید و توسط دشمنی که...

17:43.529 --> 17:45.359
‫بالا منتظرش بود، مجازات شد

17:46.529 --> 17:48.869
‫با این که این سومین باریست
‫که جیمز تین و بروس لی...

17:48.989 --> 17:50.239
‫با هم کار می‌کنند،

17:50.369 --> 17:53.079
‫ولی همکاریشان شروع متزلزلی داشت

17:53.209 --> 17:55.249
‫در نیمه‌ی نخست "رییس بزرگ"،

17:55.369 --> 17:59.379
‫ستاره‌ی واضح فیلم،
‫بروس نیست، بلکه جیمز تین‌ است،

17:59.499 --> 18:02.589
‫که در تمام مبارزه‌های ابتدایی فیلم حاضر است

18:02.719 --> 18:04.339
‫حتی وقتی فیلمبرداری شروع شد،

18:04.469 --> 18:07.849
‫مشخص نبود بین لی و تین
‫کدام بازیگر اصلی فیلم هستند،

18:07.969 --> 18:12.019
‫زیرا ریموند چاو به نظر روی دومی حساب کرده بود

18:12.139 --> 18:15.389
‫ولی وقتی لی در لوکیشن تایلند او را تحت تاثیر قرار داد،

18:15.519 --> 18:16.939
‫او انتخاب شد

18:17.059 --> 18:19.939
‫کاراکتر تین ناگهان
‫در میانه‌ی فیلم کشته می‌شد،

18:20.069 --> 18:22.399
‫و کاراکتر بروس انتقام مرگش را می‌گیرد،

18:22.529 --> 18:26.029
‫در کنار انتقام دوستان و خانواده‌ش
‫در بخش دوم فیلم

18:26.699 --> 18:30.159
‫ولی در ادامه‌ی جایگزینیش
‫در نقش اصلی "رییس بزرگ"،

18:30.279 --> 18:32.909
‫نام تین برای مدت کوتاهی تیتر اصلی بود،

18:33.499 --> 18:35.869
‫و "بازی مرگ"
‫اولین نقش از چندین نقشی بود...

18:35.999 --> 18:37.579
‫که در آن‌ها کاراکترهای منفی داشت،

18:37.709 --> 18:41.959
‫و تین به آرومی وارد زندگی
‫یک بازیگر پرکار و قابل اتکا تبدیل شد

18:57.809 --> 19:03.479
‫فردیناند لوییس آلسیندور جونیور متولد سال 1947،
‫با اسم اسلامیِ...

19:03.609 --> 19:07.569
‫کریم عبدالجبار،
‫به معنای "شریف، خادمِ الله"،

19:08.109 --> 19:10.159
‫در سال 1968 با بروس لی آشنا شد،

19:10.279 --> 19:14.749
‫وقتی پس از فارغ‌التحصیلی
‫از دانشگاه یو‌سی‌اِل‌اِی، دنبال مربی هنرهای رزمی می‌گشت

19:14.869 --> 19:18.829
‫لی و عبدالجبار باهوش و کنجکاو،

19:18.959 --> 19:22.039
‫که تازه به اسلام روی آورده بود،
‫سریع دوست شدند

19:22.709 --> 19:26.089
‫بروس در حالی که
‫به ستاره‌ی آینده‌ی بسکتبال آموزش می‌داد،

19:26.219 --> 19:29.639
‫و همچنان رویای کارنامه‌ی پر رونق
‫در سینما رو داشت،

19:29.759 --> 19:32.049
‫بسیار زیاد به دوئل بین...

19:32.179 --> 19:34.219
‫این دو فکر می‌کرد،

19:34.349 --> 19:39.019
‫لی با قد 173
‫و عبدالجبار با قد 220

19:40.019 --> 19:41.939
‫معرفی کاراکتر عبدالجبار...

19:42.059 --> 19:45.649
‫یکی از به یاد ماندنی‌ترین
‫تصاویر باقی مانده از "بازی مرگ" است

19:45.779 --> 19:48.569
‫میشه گفت طراحی نگهبان ناشناخته...

19:48.699 --> 19:50.569
‫یک دهه بعد تاثیر زیادی...

19:50.699 --> 19:53.659
‫روی معرفی ترمیناتورِ آرنولد شوارتزنگر داشت،

19:53.779 --> 19:58.459
‫دشمنی قد بلند، ساکت،
‫و به نظر غیر انسان با قدرتی ابرانسانی،

19:58.999 --> 20:04.129
‫که چهره‌ی بی‌حس و بی‌حرکتش
‫پشت عینک سیاهی پنهان شده

20:27.069 --> 20:29.569
‫در یک لحظه، وقفه‌ای رخ می‌دهد،

20:29.699 --> 20:31.949
‫و فیلمبرداری شخصیت بروس...

20:32.069 --> 20:34.829
‫که همچنان با یک حریف دیگر
‫در طبقه‌ی پایین مبارزه می‌کند،

20:34.949 --> 20:37.409
‫تا شش هفته‌ی دیگر عقب میوفتد

20:40.079 --> 20:41.459
‫زمانی که صحنه ادامه می‌یابد،

20:41.579 --> 20:44.419
‫شخصیت تین در حال مبارزه برای زندگی‌اش است

21:15.279 --> 21:19.039
‫او یک تلاش ناامیدانه
‫و نهایی برای رسیدن به بالای پاگودا می‌کند،

21:19.159 --> 21:22.159
‫اما نگهبان ناشناخته او را به راحتی پایین می‌آورد،

21:22.289 --> 21:25.669
‫با حرکتی که بدون شک
‫به طرفداران بسکتبال آشنا خواهد بود

21:25.789 --> 21:29.209
‫این حرکت،
‫امضای کریم عبدالجبار است،

21:29.339 --> 21:33.179
‫که در آن او در هوا پریده و توپ را
‫در بالاترین حد ممکن در یک دست نگه می‌دارد،

21:33.299 --> 21:35.219
‫دور از دستان تیم مقابل

21:36.299 --> 21:39.719
‫این امضای پرافتخار او
‫توسط بروس به شکلی خلاقانه و غیرمعمول...

21:39.849 --> 21:41.429
‫به چیزی بی‌مانند...

21:41.559 --> 21:44.689
‫نسبت به هر چیزی که تاکنون در سینمای هنگ‌کنگ
‫دیده شده، تبدیل شد

21:46.559 --> 21:49.979
‫کمی بعد از این که جیمز تین
‫کمی خودش رو به خطر می‌اندازه،

21:50.109 --> 21:52.319
‫تا عبدالجبار بتواند او را به پایین بکشد،

21:53.779 --> 21:56.369
‫قدرت فوق‌العاده‌ی نگهبان ناشناخته
‫در تصاویر بعدی...

21:56.489 --> 21:58.329
‫به نمایش در می‌آید،

21:59.199 --> 22:01.449
‫وی در آنها شروع به خفگی و فشردن گلوی تین می‌کند...

22:01.579 --> 22:03.209
‫در حالی که او را در هوا معلق نگه داشته،

22:03.329 --> 22:05.829
‫سپس او را مثل یک عروسک
‫به آن‌سون اتاق پرتاب می‌کند

22:15.129 --> 22:17.719
‫هنگامی که فیلمبرداری ادامه می‌یابد،
‫در تاریخ ۸ سپتامبر،

22:17.849 --> 22:20.809
‫تین در حین نماهای روی شانه،
‫روی یک جعبه ایستاده است،

22:20.929 --> 22:23.639
‫در حالی که در نماهای عریض با استفاده از
‫سیم‌های متصل به پشت او...

22:23.769 --> 22:25.599
‫فیلمبرداری می‌شوند

22:50.289 --> 22:53.799
‫اگرچه در فیلم‌های اکشن هنگ کنگ بعدی،
‫سیم‌کاری به شدت رایج شد،

22:53.919 --> 22:56.929
‫به ویژه در آن‌هایی که
‫توسط یون وو پینگ طراحی شدن،

22:57.049 --> 22:59.049
‫اما هنوز اینجا در مراحل اولیه‌ی خود بود،

22:59.179 --> 23:02.389
‫و تنها یک بار در یک فیلم‌های بروس لی انجام شده بود،

23:02.519 --> 23:06.769
‫بدلکاریِ اجرا شده توسط جکی چانِ جوان
‫در پایان "مشت خشم"

23:07.769 --> 23:09.609
‫برای نیمه دوم این حرکت،

23:09.729 --> 23:12.979
‫که در آن شخصیتِ او
‫به آنسوی اتاق پرتاب می‌شود،

23:13.649 --> 23:15.489
‫تین ارتفاع مورد نیاز را با...

23:15.609 --> 23:18.319
‫پریدن از روی یک تشک بدست می‌آورد،

23:18.449 --> 23:21.489
‫مشابه اثر ترامپولین که
‫در فیلم‌های شمشیرزنیِ "ووشیا پیان"...

23:21.619 --> 23:25.289
‫که همچنان در هنگ‌کنگ محبوبن صورت گرفت،

23:25.409 --> 23:28.959
‫که شخصیت‌های آنها به طور مکرر در دوئل‌های
‫بی‌جاذبه با یکدیگر روبرو میشن

23:31.089 --> 23:34.589
‫شروع پرش قرار نیست در فیلم نهایی قرار بگیرد،

23:34.709 --> 23:38.719
‫اما در بعضی از تصاویر همچنان قابل مشاهده‌ است

23:56.899 --> 23:59.739
‫به طور طنزآلودی، فیلمبرداری
‫آخرین صحنه‌های کاراکترش...

23:59.859 --> 24:01.869
‫در تنها روز دوم فیلمبرداری،

24:01.989 --> 24:03.619
‫شخصیت شکست خورده و ترسیده‌ی تیان،

24:03.739 --> 24:06.869
‫تلاش می‌کند که از شخصیت بروس،
‫های تین، کمک بخواهد،

24:06.999 --> 24:09.499
‫که هنوز با یک دشمن دیگر
‫در طبقه‌ی پایین مبارزه می‌کند

24:10.459 --> 24:13.879
‫هنگامی که گلوی خود را می‌گیرد،
‫تین به سختی صدایی تولید می‌کند،

24:13.999 --> 24:17.379
‫زیرا تارهای صوتی او
‫توسط نگهبان ناشناخته پاره شده‌اند

24:35.479 --> 24:38.109
‫در اولین صحنه‌ی بروس لی در این فیلم،

24:38.239 --> 24:40.739
‫های تین به سمت تالار ناشناخته بالا می‌رود،

24:40.859 --> 24:44.159
‫و سعی می‌کند به بدن بی‌جان تین دا برخورد نکند

24:44.989 --> 24:46.869
‫گرچه این شروع فیلمبرداری‌ست،

24:46.989 --> 24:50.579
‫اما چهره‌ی بروس از مبارزاتی که
‫تا به حال داشته است، آسیب دیده،

24:50.709 --> 24:54.379
‫بعضی هنوز فیلمبرداری نشده‌اند
‫و باقی هرگز فیلمبرداری نخواهند شد

25:06.679 --> 25:10.349
‫این اولین روز بروس
‫در مقابل دوربین در "بازی مرگ" است

25:10.479 --> 25:12.479
‫و اولین روز او در لباسش

25:13.019 --> 25:15.479
‫اگرچه معرفی شخصیت کریم عبدالجبار
‫در فیلم "بازی مرگ"...

25:15.609 --> 25:18.109
‫یکی از ماندگارترین تصاویر فیلم است،

25:18.229 --> 25:21.319
‫به ویژه لحظه‌ای که لی با دهان باز و متعجب...

25:21.449 --> 25:23.529
‫به او نگاه می‌کند،

25:23.659 --> 25:28.369
‫اما بدون شک جایگاه نخست این لیست باید
‫به لباس های تین اختصاص داده شود،

25:28.489 --> 25:30.409
‫یک لباس زرد یکسره...

25:30.539 --> 25:33.829
‫با خطوط سیاه در دو طرف آن

25:34.709 --> 25:36.999
‫این لباس توسط لی طراحی شده...

25:37.129 --> 25:40.049
‫و انگیزه‌ی پشت طراحی آن ساده است

25:40.169 --> 25:43.759
‫در حالی که سایر شخصیت‌ها
‫لباس‌های ساده و سنتی انتخاب می‌کنند...

25:43.879 --> 25:46.429
‫که با تخصص‌های رزمی خاص آنها مطابقت دارد،

25:46.549 --> 25:51.019
‫های تین، که در یادداشت‌های لی،
‫به او لقب "ببر صورت زرد" داده شده،

25:51.139 --> 25:53.019
‫در دوران حرفه‌ای خود،

25:53.139 --> 25:57.359
‫سبکی رنگارنگ و کاملاً غیر سنتی را می‌پذیرد،

25:57.479 --> 25:59.979
‫راحت، جسورانه و روان،

26:00.109 --> 26:03.779
‫تحقق عمل‌گرایی و شمایل‌شکنیِ آزاد...

26:03.899 --> 26:05.819
‫با رویکرد جیت کان دو

26:05.949 --> 26:08.279
‫رنگ‌های جسورانه لباس...

26:08.409 --> 26:10.579
‫با کفش‌های کتانیِ او ست شده‌اند،

26:10.699 --> 26:14.329
‫یکی از سه جفت کفشی که
‫بروس در طول فیلمبرداری خواهد پوشید،

26:14.459 --> 26:17.749
‫از جمله کفش‌های اونیتسوکو تایگر مکزیک 66...

26:17.879 --> 26:22.299
‫با رنگ زرد و مشکیِ تای‌چی
‫که در ابتدا در ژاپن عرضه شد

26:23.169 --> 26:25.379
‫در مورد اینکه لی ایده لباس را از کجا گرفت،

26:25.509 --> 26:29.219
‫چندین داستان منشأ وجود دارد،
‫هیچ کدام از آنها تأیید نشده است

26:29.349 --> 26:33.809
‫گفته می‌شود که او ایده رو
‫از لباسی که رومان پولانسکی...

26:33.929 --> 26:36.849
‫در سفر اسکی در سوئیس به او داده، گرفته است

26:36.979 --> 26:39.149
‫همینطور گفته می‌شود که این لباس در ابتدا قرار بود...

26:39.269 --> 26:41.439
‫سیاه با راه راه‌های زرد باشد،

26:41.569 --> 26:45.699
‫اما بعداً وقتی مشخص شد که زرد در مبارزه...

26:45.819 --> 26:48.159
‫با عبدالجبار بهتر دیده می‌شود،
‫رنگ آن معکوس شد

26:48.739 --> 26:51.239
‫به هر حال، این لباس زرد و مشکی هنوز هم...

26:51.369 --> 26:53.699
‫یکی از نمادین‌ترین نمادهای بصری است که...

26:53.829 --> 26:56.369
‫با بروس لی تا به امروز مرتبط است

26:58.459 --> 27:00.919
‫مدیر فیلمبرداری، تاداشی نیشیموتو،

27:01.049 --> 27:05.799
‫که اغلب با نام مستعار چینی هو لان‌شان شناخته می‌شود،
‫قبلاً فیلم‌هایی مانند...

27:05.919 --> 27:08.969
‫شاهکار کینگ هو،
‫"همراه من بنوش" را...

27:09.089 --> 27:10.259
‫فیلمبرداری کرده،

27:10.389 --> 27:13.849
‫و اون بود که لنزهای وایدِ توهو اِسکوپ رو آورد...

27:13.969 --> 27:17.639
‫و باعث شکل‌دهی
‫سیستم شواِسکوپِ مشهور این استودیو شد

27:17.769 --> 27:21.769
‫مهارت او در به تصویر کشیدن
‫اکشن در ترکیب‌های تند و تاریک،

27:21.899 --> 27:24.609
‫اغلب با زاویه‌های پایین و لنزهای بسیار عریض،

27:24.739 --> 27:28.819
‫در کشورِ خود، ژاپن، پرورش یافت،
‫در فیلمبرداری فیلم‌های شمشیربازی "چانبارا"...

27:28.949 --> 27:33.119
‫که روی فیلمسازان هنگ‌کنگی بسیاری اثر گذاشت،
‫از جمله، بروس لی

27:33.239 --> 27:35.829
‫گویی که از قید و بندهای هنجارهای رسمی،

27:35.949 --> 27:38.749
‫توسط عناصر فانتزی و پررنگ‌تر داستان رها شده است،

27:38.869 --> 27:42.669
‫کار فیلمبرداری لی و نیشیموتو خلاقانه‌تر و بیانی‌تر می‌شود،

27:42.799 --> 27:46.219
‫مانند این زاویه‌ای که از دیدگاه
‫شخصیت عبدالجبار گرفته شده است،

27:46.339 --> 27:48.969
‫در حالی که در یک صندلی گهواره نشسته است

27:50.049 --> 27:52.549
‫در حالی که تشویق به خلاقیت پشت دوربین وجود داشت،

27:52.679 --> 27:54.179
‫اما در بسیاری از جهات دیگر،

27:54.309 --> 27:57.979
‫فیلمبرداری "بازی مرگ"
‫به شیوه‌های معمول فیلمسازی هنگ کنگ...

27:58.099 --> 27:59.689
‫پایبند است

27:59.809 --> 28:03.269
‫معروف‌ترین آنها این است که
‫هیچ صدایی در صحنه ضبط نمی‌شود

28:04.269 --> 28:06.569
‫در میان مزایای دیگر،

28:06.689 --> 28:10.109
‫بدون مزاحمت صدابرداری سر صحنه...

28:10.239 --> 28:13.119
‫این امر باعث می‌شود که فیلمبرداران تا دو برابر...

28:13.239 --> 28:14.949
‫بیشتر از حد معمول فیلم بگیرند،

28:15.079 --> 28:18.289
‫که برای هر کسی که در حال کار بر روی
‫یک صحنه مبارزه متراکم و هماهنگ با بودجه کم،

28:18.409 --> 28:21.999
‫اغلب با گروه بازیگران
‫و فیلمبرداری چند زبانه، یک نعمت است

28:35.059 --> 28:38.639
‫در زمانی که فیلمسازان غربی هنوز صحنه‌ها را...

28:38.769 --> 28:42.439
‫به یک لیست معمولی از زاویه‌های دوربین
‫یا تنظیمات تقسیم می‌کردند،

28:42.979 --> 28:44.979
‫یک نمای مَستر یا عریض،

28:45.109 --> 28:48.689
‫که تمام یا بیشتر اکشن را
‫در یک نما برداشت می‌کند،

28:48.819 --> 28:51.409
‫تکمیل شده با نماهای کلوزآپ یا اینسرت،

28:51.529 --> 28:54.449
‫برای برجسته کردن عناصر خاصی در صحنه،

28:54.579 --> 28:58.199
‫فیلمسازان هنگ‌کنگی که در
‫اوج موج فیلم‌های کونگ‌فو کار می‌کردند،

28:58.329 --> 29:01.579
‫سبکی را ترجیح می‌دادن که
‫دیوید بوردوِل به آن...

29:01.709 --> 29:03.249
‫"فیلمبرداری قطعه‌ای" می‌گفت،

29:03.379 --> 29:06.879
‫که در آن صحنه به چند قطعه کوتاه تقسیم می‌شود،

29:06.999 --> 29:09.509
‫که به طور جداگانه فیلمبرداری می‌شوند،

29:09.629 --> 29:13.389
‫حتی اگر به معنای چندین بار حرکت دوربین
‫به جلو و عقب باشد

29:14.389 --> 29:19.019
‫در حالی که یک گروه فیلمسازی غربی ممکن است
‫همتایان هنگ‌کنگی خود را متهم به بی‌کفایتی کنند،

29:19.139 --> 29:22.019
‫در واقع، نتیجه بالعکس بود،

29:22.139 --> 29:24.899
‫و انتخاب کارگردان برای تدوین با دوربین،

29:25.019 --> 29:27.189
‫اغلب منجر به نسبت فیلمبرداری می‌شد،

29:27.319 --> 29:29.479
‫به این معنی که مقدار فیلم‌های خام...

29:29.609 --> 29:32.569
‫به نسبت با مقداری که در فیلم نهایی استفاده شده،

29:32.699 --> 29:36.199
‫معمولا بین دو به یک و سه به یک است،

29:36.329 --> 29:40.159
‫در مقایسه با هالیوود که
‫ده به یک یا حتی بیشتر است

29:41.039 --> 29:43.749
‫در حالی که یک کارگردان هالیوودی مانند استنلی کوبریک،

29:43.869 --> 29:47.169
‫ممکن است از این که هر چقدر
‫می‌خواهد برداشت بگیرد لذت ببرد،

29:47.289 --> 29:50.379
‫حتی یک ستاره بزرگ مانند بروس لی
‫نیز در هنگ‌کنگ می‌پذیرد که...

29:50.509 --> 29:52.669
‫اگر در اولین برداشت درست انجام شود،

29:52.799 --> 29:54.929
‫به زاویه‌ی بعدی می‌روید

29:55.549 --> 29:57.929
‫توجیه اقتصادی این کار واضح است

29:58.059 --> 30:01.059
‫فیلم‌های خام 35 میلی‌متری
‫و زمان استودیو ارزان نیست

30:01.179 --> 30:05.559
‫اما مزیت هنری مورد انتظار،
‫یک انرژی بی‌قرار و پویا است...

30:05.689 --> 30:09.439
‫که صحنه‌های اکشنِ بسیاری از
‫همتایان غربی را شرمسار می‌کند

30:10.029 --> 30:11.609
‫علیرغم اقتصاد بی‌رحمانه‌ای که...

30:11.739 --> 30:14.359
‫با سبک تولید فیلمبرداری قطعه‌ای همراه بود،

30:14.489 --> 30:17.159
‫لی مصمم است تا صحنه‌های نبرد را...

30:17.279 --> 30:19.239
‫به کمال برساند

30:19.369 --> 30:22.249
‫روز سوم فیلمبرداری با یک نمای عریض آغاز می‌شود،

30:22.369 --> 30:25.169
‫که لی را در حال واژگون کردن عبدالجبار
‫با حرکت قفل پا نشان می‌دهد

30:25.869 --> 30:28.499
‫درگیری بعدی بین لی و عبدالجبار...

30:28.629 --> 30:31.419
‫در نهایت 7 برداشت طول می‌کشد،

30:31.549 --> 30:34.549
‫زیرا زمان بندی باید کاملاً دقیق باشد

30:35.549 --> 30:39.599
‫شما متوجه الگویی در نما‌های طولانی‌تر
‫که نیاز به برداشت‌های متعدد دارند، می‌شوید

30:39.719 --> 30:42.809
‫لی و هم‌بازیش ممکن است
‫در چند تلاش نخست...

30:42.929 --> 30:44.689
‫سفت و گرفته به نظر برسند،

30:44.809 --> 30:47.849
‫انگار که سعی می‌کنند در حین حرکت،
‫کوریوگرافی را به خاطر بیارن،

30:47.979 --> 30:52.649
‫ولی برداشت‌های نهایی
‫بسیار روان‌تر و یک‌دست‌تر هستند

30:52.779 --> 30:56.069
‫لی چشم تیزبینی نه تنها برای حرکات خود،

30:56.199 --> 30:59.239
‫بلکه برای حرکات هم‌‌بازیش جلوی دوربین دارد،

30:59.369 --> 31:02.369
‫و برای قضاوت برداشت‌های صحنه‌های پویاتر...

31:02.489 --> 31:05.999
‫توسط فیلمبردار معتمدش، تاداشی نیشیموتو، یاری می‌شود

31:07.919 --> 31:11.709
‫های تین با درماندگی تلاش می‌کند
‫تا بر نگهبان ناشناخته غلبه کند،

31:11.839 --> 31:14.129
‫که لبخندی مرموز دارد و با قدرت دست و پای بلندش...

31:14.259 --> 31:16.299
‫می‌تواند دست بالا را بدست آورد...

31:16.429 --> 31:18.509
‫یا شاید پای بالا را؟

31:18.639 --> 31:21.889
‫یک نمای دالیِ دراماتیک
‫با تلافی های تین همراه می‌شود...

31:22.009 --> 31:24.729
‫و او به عقب می‌رود
‫تا به حرکت بعدیش فکر کند

31:24.849 --> 31:26.979
‫نگهبان در آرامش نشسته

31:45.789 --> 31:49.789
‫با تقریبا دقتی شگفت‌انگیز،
‫نگهبان دستانش را بالا می‌آورد...

31:49.919 --> 31:52.459
‫و حمله‌ی او را سریعا متوقف می‌کند

32:16.569 --> 32:19.319
‫در دست‌نوشته‌ش برای این بخش از نبرد،

32:19.449 --> 32:22.529
‫بروس به زبان چینی
‫صدایی برای کاراکترش نوشته،

32:22.659 --> 32:25.659
‫تا مخاطب درک بهتری
‫از مونولوگ درونی کاراکتر پیدا کند

32:25.789 --> 32:28.789
‫صدا با اشاره به نگهبان می‌گوید،

32:28.909 --> 32:32.379
‫"بزرگترین مزیت او این است که
‫به زندگی یا مرگ فکری نمی‌کند،

32:32.499 --> 32:34.339
‫و با عدم وجود افکاری مزاحم،

32:34.459 --> 32:37.799
‫او بنابراین آزاد است تا روی تلاش برای مقابله با حمله...

32:37.919 --> 32:39.719
‫از خارج تمرکز کند"

32:39.839 --> 32:41.299
‫همانطور که نگهبان ایستاده است،

32:41.429 --> 32:44.179
‫کریم عبدالجبار اولین دیالوگ‌ها را به زبان می‌آورد...

32:44.299 --> 32:46.009
‫که بروس برای فیلم نوشته

32:46.139 --> 32:47.889
‫او به انگلیسی می‌گوید،

32:48.019 --> 32:50.889
‫"کوچولو، حتما امید به زندگیت رو از دست دادی"

32:52.269 --> 32:55.569
‫لی سه بار از عبدالجبار می‌خواد
‫این دیالوگ رو ضبط کنن،

32:55.689 --> 32:59.069
‫چهره‌اش با هر بار تغییر،
‫بی‌حرکت‌تر و غیر قابل تفسیر‌تر می‌شود

33:28.389 --> 33:30.729
‫دوربین برای پاسخ بروس عقب می‌رود

33:31.769 --> 33:35.979
‫"اتفاقا برعکس،
‫واژه‌ی مرگ من رو ناراحت نمی‌کنه"

33:40.489 --> 33:43.529
‫نگهبان جواب می‌دهد،
‫"منم همینطور، عزیزم"

33:47.659 --> 33:51.159
‫که های تین میگه،
‫"پس منتظر چی هستی؟"

33:53.209 --> 33:57.629
‫برای برخی، گفتگوی لی ممکنه
‫به نظر سطحی و مصنوعی بیاد

33:57.749 --> 34:00.009
‫ولی ذات این جملات هماهنگه با...

34:00.129 --> 34:02.879
‫تخیلی بودن داستانی که به تصویر کشیده میشه

34:04.049 --> 34:05.469
‫در همین دیالوگ است که...

34:05.589 --> 34:09.349
‫که انگیزه‌ی پشتِ نام "بازی مرگ" مشخص می‌شود

34:09.469 --> 34:13.139
‫نه تنها به خطرات خودِ سرقت از پاگودا اشاره می‌کند،

34:13.269 --> 34:16.609
‫بلکه به فراتر رفتن های تین
‫از محدودیت‌های خودش اشاره دارد

34:16.729 --> 34:20.359
‫او متوجه برتری نگهبان نسبت به خودش می‌شود...

34:20.479 --> 34:24.069
‫و این که چطور نیروی واقعیش
‫در جسمش نیست...

34:24.199 --> 34:26.029
‫بلکه در مهارتش برای غلبه...

34:26.159 --> 34:29.449
‫و پذیرش ترس از مرگ است،

34:29.579 --> 34:34.329
‫های تین سنگینی ترازو رو
‫به سمت خودش می‌آورد، حتی برای مدتی کوتاه

34:35.789 --> 34:37.879
‫قوس حرکتی مبارز‌ه‌ی لی و عبدالجبار...

34:37.999 --> 34:40.839
‫نشانگر تِم اصلی نظریه‌ی لی برای این فیلم...

34:40.959 --> 34:43.129
‫و جیت کان دو به شکل کلی‌ست

34:43.259 --> 34:45.379
‫این نبرد نهایی اوج...

34:45.509 --> 34:48.349
‫تمام چیزهایی است که
‫در طول نبردهای طبقات پایینی پاگودا...

34:48.469 --> 34:50.429
‫نشان داده شده‌ست

34:50.559 --> 34:52.639
‫هرچند، برعکس نبردهای قبلی،

34:52.769 --> 34:55.689
‫های تین دو کاستی بزرگ دارد،

34:55.809 --> 34:58.519
‫اندازه و قدرت نگهبان ناشناخته،

34:58.649 --> 35:01.689
‫به طور خاص،
‫درست و پاهای دراز او،

35:01.819 --> 35:05.899
‫اما همچنین از عدم نظم و انضباط خاص او
‫در یک رشته مبارزه‌ی خاص

35:06.449 --> 35:09.569
‫مانند درخت بید کوچکی که
‫در برابر طوفان برف مقاومت می‌کند،

35:09.699 --> 35:11.949
‫در حالی که بلوط‌های بزرگ‌تر اطراف آن می‌افتند،

35:12.079 --> 35:15.959
‫شخصیت او در نهایت بر غول مقابل خود پیروز خواهد شد،

35:16.079 --> 35:18.959
‫نه از طریق تسلط بر یک سبک مبارزه خاص،

35:19.079 --> 35:21.959
‫بلکه از طریق یادگیری نقاط قوت و ضعف حریف خود در نبرد...

35:22.089 --> 35:24.759
‫و انطباق استراتژی خود بر این اساس،

35:24.879 --> 35:27.219
‫مبارزه‌ی هوشمندانه‌تر، نه سخت‌تر

35:27.969 --> 35:30.929
‫پس از اینکه در ابتدای مبارزه یک بار زمین خورد،

35:31.049 --> 35:33.679
‫های تین اجازه می‌دهد نگهبان
‫اولین حرکت را انجام دهد،

35:33.809 --> 35:37.229
‫و به طور مداوم در حال یادگیری‌ست
‫که چگونه به هر حرکت واکنش نشان دهد

36:38.579 --> 36:40.829
‫در یکی از نماهای برجسته‌ی خشونت‌آمیز،

36:40.959 --> 36:42.579
‫های تین تقریبا می‌میرد...

36:42.709 --> 36:44.539
‫وقتی که نگهبان سعی می‌کند صورتش را...

36:44.669 --> 36:49.469
‫روی لبه‌ی تیز یک گلدان شکسته فشار دهد
‫تا اینکه او بدنش را به گونه‌ای خم می‌کند...

36:49.589 --> 36:53.089
‫تا بتونه به سرِ نگهبان ضربه بزند،
‫و از چنگش فرار کند

36:54.349 --> 36:57.599
‫علیرغم آسیب جدی به کمر در سال 1970...

36:57.719 --> 36:59.639
‫که یکی از عواملی بود که...

36:59.769 --> 37:02.099
‫باعث وقفه بازیگری او در هالیوود شد،

37:02.229 --> 37:04.609
‫بروس قوت جسمانیش را حفظ می‌کند،

37:04.729 --> 37:08.029
‫که به او اجازه می دهد
‫این حرکات دشوار را به تنهایی انجام دهد،

37:08.149 --> 37:10.899
‫بدون استفاده از بدلکار یا کمک سیم،

37:11.029 --> 37:14.909
‫و تنها از فشاری که کریم
‫به پشتِ سرش می‌آورد کمک می‌گیرد

37:16.449 --> 37:18.659
‫هرچند، نبود زاویه‌ی مناسب دوربین...

37:18.789 --> 37:22.079
‫که با جزییات نشان دهد های تین چطور
‫توانست خود را برگرداند،

37:22.209 --> 37:24.379
‫جوری که روی پاهایش فرود بیاید،

37:24.499 --> 37:26.539
‫یعنی این صحنه به شکل بدی...

37:26.669 --> 37:28.709
‫تدوین شده

37:31.129 --> 37:34.839
‫در پروژه‌ای چنان بلند پروازانه،

37:34.969 --> 37:39.269
‫این نما متمایز از دیگران قرار می‌گیرد
‫و می‌توان آن را تقلب نامید

37:41.059 --> 37:42.939
‫می‌توانیم حدس بزنیم که لی شاید...

37:43.059 --> 37:45.149
‫بعدا قصد فیلمبرداری نمای دیگری را داشته،

37:45.269 --> 37:48.609
‫شاید با استفاده از یوآن واه،
‫بدلکاری آکروبات...

37:48.729 --> 37:51.699
‫که بعدا به جای بروس
‫در "اژدها وارد می‌شود" بازی کرد

37:52.239 --> 37:56.239
‫هرچند، هیچ یادداشت یا تصویری
‫برای اثابت این نظریه وجود ندارد،

37:56.369 --> 37:59.789
‫و با این که یوآن وا
‫در تصاویر بعدی "بازی مرگ" پدیدار می‌شود،

37:59.909 --> 38:02.119
‫ولی به بعنوان بدلکار بروس نیست

38:05.579 --> 38:08.249
‫دهم سپتامبر،
‫چهارمین روز فیلمبرداری

38:09.749 --> 38:13.219
‫یک حرکت جالبی که لی
‫برای اجرا به عبدالجبار می‌سپارد،

38:13.339 --> 38:17.929
‫این است که نگهبان عینک آفتابی خود را
‫در حین افزایش شدت مبارزه تنظیم کند،

38:18.049 --> 38:20.139
‫که نشان می‌دهد متوجه شده...

38:20.269 --> 38:23.639
‫های تین شاید اون مبارزی که
‫در ابتدار تصور می‌کرده، نبوده،

38:23.769 --> 38:27.229
‫ولی همینطور به مخاطب از
‫نقطه ضعف بزرگش سرنخ می‌دهد،

38:27.359 --> 38:30.069
‫که در ادامه‌ی مبارزه ازش استفاده می‌شود

39:09.439 --> 39:12.529
‫همانطور که های تین دست بالا را
‫مقابل نگهبان دارد،

39:12.649 --> 39:16.649
‫با ضربه‌ی آپر کات به پهلوی او،
‫مبارزه را شخصی می‌کند

40:10.749 --> 40:14.129
‫یک بار دیگر،
‫یادداشت‌های کوریوگرافی بروس برای صحنه...

40:14.249 --> 40:18.509
‫شامل یک مونولوگ است که
‫احتمالا برای صداگذاری روی تصویر در نظر گرفته شده

40:19.129 --> 40:23.219
‫های تین اینجا برتری خود
‫نسبت به نگهبان را ارزیابی می‌کند

40:24.059 --> 40:25.599
‫"با جثه‌ی بزرگش،

40:25.719 --> 40:29.889
‫هر بار که زمینش بزنم،
‫سخت‌تر می‌تونه بلند بشه"

41:34.749 --> 41:37.839
‫همانطور که های تین احساس خستگیِ فزاینده‌ی
‫نگهبان را حس می‌کند،

41:37.959 --> 41:40.339
‫بروس مونولوگ درونی دیگری می‌نویسد،

41:40.469 --> 41:42.879
‫مربوط به حمله‌ی بعدیش،

41:43.009 --> 41:46.179
‫"نگاش کن، بمباران خستگی رو نثارش کن"

43:00.209 --> 43:03.049
‫یک انتقادی که در طول سال‌ها به لی می‌شده،

43:03.169 --> 43:05.469
‫این بود که به خود اجازه داد
‫در نبردهایی که طراحی می‌کرد...

43:05.589 --> 43:08.259
‫شکست‌ناپذیر به نظر برسد،

43:08.389 --> 43:11.509
‫و همیشه دست بالا را
‫مقابل تمام رقبا داشت،

43:11.639 --> 43:13.679
‫در مقابل باور عمومی که...

43:13.809 --> 43:16.479
‫در یک صحنه‌ی نبرد
‫باید پروتاگونیست مقابل دشمنی...

43:16.599 --> 43:20.019
‫با مهارت یکسان یا بیشتر قرار بگیرد
‫تا تنش را افزایش دهد،

43:20.149 --> 43:22.229
‫تا مخاطب را مضطرب کند...

43:22.359 --> 43:25.069
‫که آیا قهرمان زنده خواهد ماند؟

43:25.189 --> 43:28.569
‫فعلا انگیزه‌های لی برای
‫عدم انجام این کار را کنار بگذارید،

43:28.699 --> 43:31.119
‫آرک این مبارزه با عبدالجبار،

43:31.239 --> 43:33.829
‫همچون مبارزه با چاک نوریس
‫در "راه اژدها"،

43:33.949 --> 43:36.909
‫ساختار قهرمان آسیب‌پذیری را دنبال می‌کند که...

43:37.039 --> 43:38.919
‫به‌طور فزاینده‌ای خسته به نظر می‌رسد،

43:39.039 --> 43:41.129
‫تقریبا در دو سومِ مسیر مقابل...

43:41.249 --> 43:42.959
‫قدرت رقیبش تسلیم می‌شود

43:43.089 --> 43:45.209
‫در حالی که شخصیت لی در فیلم قبلی‌اش...

43:45.339 --> 43:49.429
‫با استفاده از جیت کان دو
‫مقابل نوریس پیروز می‌شود،

43:49.549 --> 43:52.929
‫های تین مقابل نگهبان ناشناخته
‫برتری‌ش را به شکلی...

43:53.059 --> 43:55.389
‫تصادفی پیدا می‌کند،

43:55.519 --> 43:57.809
‫وقتی های تین به طور تصادفی کاغذهای...

43:57.939 --> 44:00.229
‫پنجره‌های پاگودا را پاره می‌کند،

44:00.349 --> 44:03.399
‫سبب می‌شود نور وارد تالار ناشناخته‌ی تاریک‌ شود

44:03.519 --> 44:06.779
‫روز چهارم فیلمبرداری این صحنه
‫با اتفاقی شاد به اتمام می‌رسد،

44:06.899 --> 44:08.859
‫با عروسی دستیار کارگردان، ریکی چیک،

44:08.989 --> 44:12.369
‫و با حضور بروس، ریموند چاو و بقیه

44:12.989 --> 44:15.369
‫ولی قبل از این که ریکی
‫به ماه عسل خود برود،

44:15.499 --> 44:17.959
‫یک روز دیگر از فیلمبرداری باقی مانده

44:18.079 --> 44:20.629
‫یازدهم سپتامبر، 1972

44:20.749 --> 44:23.959
‫روز آخر فیلمبرداری کریم عبدالجبار

44:24.089 --> 44:27.589
‫نگهبان عقب‌نشینی می‌کند،
‫و پاشنه آشیل خود را نمایان می‌کند

44:28.169 --> 44:30.639
‫عینک آفتابی فطق برای زیبایی نیست

44:30.759 --> 44:33.549
‫اون حساسیت شدیدی به آفتاب دارد

44:36.679 --> 44:39.889
‫های تین از این برتری استفاده می‌کند
‫و به نگهبان حمله می‌کند،

44:40.019 --> 44:41.899
‫و او را پخش زمین می‌کند

46:21.539 --> 46:25.289
‫سه برداشت از منظر دیدِ عبدالجبار گرفته شده

46:25.419 --> 46:28.589
‫اولی فوکوس ثابت
‫از ابتدا تا پایان دارد،

46:28.709 --> 46:31.339
‫و دو برداشت بعدی،
‫فوکوس متغیری دارد،

46:31.459 --> 46:35.839
‫و نمایانگر از دست دادنِ تمرکز
‫و شاید حتی بیهوشی‌اش دارد

46:43.389 --> 46:47.019
‫این افکت، با خودِ دوربین
‫توسط تاداشی نیشیموتو گرفته شده،

46:47.149 --> 46:49.569
‫و بارها در مبارزه با چاک نوریس در...

46:49.689 --> 46:51.529
‫"راه اژدها" تکرار می‌شود

46:57.319 --> 46:59.029
‫حساسیت نگهبان به آفتاب...

46:59.159 --> 47:01.989
‫هرگز در یادداشت‌های لی توضیح داده نشده،

47:02.119 --> 47:03.999
‫همینطور مشخص نیست آیا به...

47:04.119 --> 47:06.169
‫عبدالجبار یا کسی دیگر گفته یا خیر

47:07.329 --> 47:10.959
‫با این که کوریوگرافی واقعی و منطقی لی...

47:11.089 --> 47:14.919
‫هر گونه تصور برای خارج شدن فیلم
‫از جهان واقعیت و ورود به فانتزی را برمی‌چیند،

47:15.049 --> 47:16.589
‫برعکس بسیاری از فیلم‌های ووشا،

47:16.719 --> 47:19.469
‫که الهام‌گرفته از افسانه‌های چینی بوده،

47:19.599 --> 47:22.219
‫یا حتی فیلم‌های "وایر فو" که بعدا ساخته شدند،

47:22.349 --> 47:25.979
‫یک رئالیسم جادویی در "بازی مرگ" وجود دارد،

47:26.099 --> 47:28.479
‫ظریف و اغلب خارج از دید

47:29.149 --> 47:31.359
‫ولی چیزی که "در ‌بازی مرگ" می‌بینیم،

47:31.479 --> 47:34.279
‫اگر چه انفجارهای کنترل‌شده‌ای هستند،

47:34.399 --> 47:37.569
‫آزادی عمل بخشیدن به قوه‌ی تخیل بروس لی‌ـست

47:39.369 --> 47:40.869
‫در هسته‌ی داستان،

47:40.989 --> 47:45.329
‫ایده‌ی دور از ذهنِ
‫معدن باستانی دورافتاده که توسط مبارزها نگهبانی میشه،

47:45.449 --> 47:49.169
‫که زندگی‌شون وابسته به
‫مهارتی‌ست که در انزوا بدست می‌آورند...

47:49.289 --> 47:51.539
‫در حالی که مزاحمین گاه و بیگاه را دفع می‌کنند،

47:51.669 --> 47:55.459
‫شبیه به افسانه است و منطقی رویاگونه دارد

47:56.509 --> 47:58.469
‫اگر بروس لی زنده می‌ماند،
‫آیا چنین ساز و کار غیرمنطقی را...

47:58.589 --> 48:02.099
‫در فیلمنامه‌ی تمام‌شده می‌آورد؟

48:02.679 --> 48:04.059
‫بعید است

48:04.179 --> 48:06.019
‫برخی حتی "بازی مرگ" را...

48:06.139 --> 48:08.939
‫با فیلمنامه‌ی بروس لی برای "فلوت بی‌صدا"
‫از سال ۱۹۷۰ مقایسه کرده‌اند،

48:09.059 --> 48:12.229
‫داستانی که بسیار بیشتر از
‫هر چیزی که او بعدا در هنگ کنگ فیلمبرداری کرد،

48:12.359 --> 48:16.939
‫توسط ایده‌های فلسفی ظریف
‫و سایکدلیک دهه ۱۹۶۰ نشات گرفته است

48:17.649 --> 48:20.569
‫خواه به دلیل بودجه کم
‫ارائه شده توسط گولدن هاروست باشد،

48:20.699 --> 48:22.909
‫یا فقط تغییر ذائقه‌ی او،

48:23.029 --> 48:26.869
‫بروس فقط به پتانسیل
‫غیرمادی خط داستانی خود اشاره می‌کند

48:27.579 --> 48:30.999
‫هرگونه پیشرفت فلسفی در فیلمنامه صرفا زیرمتنی است...

48:31.129 --> 48:33.749
‫و به تخیل مخاطب واگذار می‌شود

50:14.229 --> 50:18.269
‫با این حال، مجموعه‌ای کوتاه
‫از چندچیدمان در طول فیلمبرداری این صحنه،

50:18.399 --> 50:23.239
‫دو نگاه وسوسه‌انگیز به ماهیت
‫فانتزی نگهبان ناشناخته را ارائه می‌دهد،

50:23.359 --> 50:27.699
‫که در فیلمنامه یا
‫در هیچ‌یک از یادداشت‌های لی ذکر نشده است

50:27.829 --> 50:31.329
‫اولین مورد وقتی است که
‫های تین عینک نگهبان را از صورتش...

50:31.449 --> 50:36.579
‫پرت می‌کند،
‫و او را کور می‌کند تا در تاریکی پناه بگیرد

50:50.639 --> 50:54.389
‫لی و نیشیموتو سه برداشت
‫از نمای نقطه نظرِ نگهبان...

50:54.519 --> 50:56.769
‫فیلمبرداری می‌کنن

50:56.899 --> 50:59.569
‫برداشت اول با فیلتر سرخ گرفته شده،

50:59.689 --> 51:03.859
‫انگاری که چشمان نگهبان
‫مورد حمله‌ی اشعه‌ی فرابنفش قرار گرفته

51:06.159 --> 51:09.699
‫در برداشت‌های دوم و سوم،
‫این فیلتر حذف شده

51:09.829 --> 51:13.579
‫این یا به این معناست که
‫فیلتر سرخ یک آزمایش بوده که سریع لغو شده...

51:13.699 --> 51:17.709
‫یا لی می‌خواسته این صحنه را
‫به هر دو شکل فیلمبرداری کند،

51:17.829 --> 51:19.589
‫ما هرگز نخواهیم فهمید

51:21.169 --> 51:24.589
‫با این حال، بروس سعی می‌کند
‫آزمایش دیگری را انجام دهد،

51:24.719 --> 51:28.049
‫و نمای کلوزآپی از چشمان کریم عبدالجبار می‌گیرد

51:28.679 --> 51:32.099
‫عبدالجبار مقابل دوربین بی‌حرکت می‌ایستد

51:33.639 --> 51:36.979
‫سپس، احتمالا در مرموزترین تصویری که...

51:37.099 --> 51:38.649
‫برای "بازی مرگ" گرفته شده،

51:38.769 --> 51:43.979
‫تصویر بی‌حرکتی از چهره‌ی عبدالجبار
‫با چشمانی مار مانند گرفته شده...

51:44.109 --> 51:46.109
‫که روی چشمان خودش رنگ شده

51:47.569 --> 51:51.449
‫این که لی چطور از این پیچش استفاده می‌کند،
‫و چه معنایی دارد،

51:51.579 --> 51:53.619
‫و آیا اصلا قرار بوده استفاده شود یا خیر،

51:53.739 --> 51:55.619
‫باز هم نمی‌دانیم

51:56.409 --> 51:59.499
‫این نمای یادآور افشای چشمان پدر...

51:59.629 --> 52:01.669
‫در صحنه‌ی رویای فیلم "کودک رزماری"ـست،

52:01.789 --> 52:04.209
‫به کارگردانی دوستِ لی،
‫رومان پولانسکی،

52:04.339 --> 52:08.469
‫و با توجه به قدرت فوق بشری شخصیت
‫و انزجار او از نور،

52:08.589 --> 52:12.009
‫به نظر می‌رسد استفاده از عنصری ماوراطبیعه،
‫شاید حتی خون‌آشامی، اجتناب‌ناپذیر است

52:12.139 --> 52:14.349
‫اما با چیزهای کمی دیگر برای درک آن،

52:14.469 --> 52:18.689
‫نمای چشم‌ها اغلب از
‫مونتاژهای فیلم به طور کلی حذف شده است

52:19.809 --> 52:22.729
‫همانطور که درگیری به سمت حرکت نهایی خود حرکت می‌کند،

52:22.859 --> 52:25.649
‫لی دیالوگ بیشتری برای خودش و عبدالجبار می‌نویسد،

52:25.779 --> 52:29.109
‫از جمله اشاره‌ای به مکالمه‌ی قبلی‌شان،

52:29.239 --> 52:32.159
‫و از نگهبان درخواست می‌کند
‫از عقلش استفاده کند،

52:32.279 --> 52:35.039
‫"چرا ادامه بدیم؟ بذار رد بشم"

52:36.409 --> 52:40.579
‫عبدالجبار که خسته‌ست،
‫با نفس نفس زدن پاسخ می‌دهد،

52:40.709 --> 52:43.959
‫و سرنوشت قریب‌الوقوع کاراکترش را می‌پذیرد،

52:46.459 --> 52:51.929
‫"یادت رفته که من هم،
‫به واژه‌ی مرگ اهمیتی نمیدم"

53:54.529 --> 53:56.579
‫و بعد نبرد آخرشان آغاز می‌شود،

53:56.699 --> 54:00.829
‫سومین و آخرین مبارزه
‫که در سراسر این صحنه شاهدیم

54:00.949 --> 54:03.959
‫اولی، در ابتدا،
‫که های تین را متوجه می‌کند...

54:04.079 --> 54:06.539
‫باید استراتژی‌ش را تغییر دهد...

54:06.669 --> 54:10.549
‫تا بتواند به مبارزه ادامه دهد،
‫که همراه می‌شود با تلاش ناموفق برای قفل پا

54:11.379 --> 54:13.509
‫دومی، اواسط،

54:13.629 --> 54:16.219
‫تلاشی دیگر برای شکست نگهبان...

54:16.349 --> 54:18.349
‫تقریبا منجر به شکست های تین می‌شود،

54:18.469 --> 54:21.849
‫قبل از این که ناگهانی یکی از پنجره‌ها را بشکند

54:21.979 --> 54:24.439
‫بالاخره، با رام کردن نگهبان،

54:24.559 --> 54:26.939
‫های تین می‌تواند این غول را
‫تا سطح خودش پایین بیاورد،

54:27.059 --> 54:30.979
‫و با تلاشی زیاد،
‫بالاخره او را خفه کند

56:11.209 --> 56:15.509
‫پس از پنج روز فیلمبرداری سخت
‫در صحنه‌ای گرم و داغ،

56:15.629 --> 56:18.969
‫فیلمبرداری نبرد تالار ناشناخته به اتمام می‌رسد

56:20.009 --> 56:22.679
‫کریم عبدالجبار به آمریکا برمی‌گردد...

56:22.809 --> 56:25.309
‫و منتظر آغاز فصلی دیگر برای رکورد‌شکنی...

56:25.429 --> 56:27.599
‫و بازی برای تیم میلواکی باکس است

56:28.479 --> 56:32.979
‫تابستون پیشِ رو،
‫او دوباره عازم هنگ کنگ می‌شود تا دوستش را ببیند،

56:33.109 --> 56:36.779
‫ولی وقتی سنگاپور بوده،
‫خبر ناگوارِ مرگ بروس...

56:36.899 --> 56:38.779
‫به گوشش می‌رسد

56:42.369 --> 56:45.739
‫اگرچه عبدالجبار پس از مرگ بروس
‫تمرین هنرهای رزمی را ادامه نداد،

56:45.869 --> 56:49.249
‫اما در نقش‌هایی کوتاهی در فیلم‌های...

56:49.369 --> 56:51.749
‫"هواپیما!" و "فلچ" ظاهر شد،

56:51.879 --> 56:55.169
‫در حالی که تا بازنشستگی در سال 1989 از بسکتبال،

56:55.299 --> 56:58.259
‫دوران رکوردشکن را در این حرفه به جا گذاشت

56:58.379 --> 57:02.469
‫اکنون در سن ۷۵ سالگی، او امروز یک نویسنده پرکار...

57:02.589 --> 57:06.269
‫و حامی پرشور و صریح عدالت اجتماعی و نژادی است،

57:06.389 --> 57:10.519
‫و در سال ۲۰۱۶ توسط
‫رئیس‌جمهور باراک اوباما،

57:10.639 --> 57:12.479
‫مدال آزادی ریاست‌جمهوری را دریافت کرد

57:17.109 --> 57:25.199
‫[فصل سوم]
‫[تالار ببر]

57:28.909 --> 57:30.329
‫دو هفته بعد،

57:30.459 --> 57:33.249
‫بروس و گروهش به همان استودیوی صدا بازگشتند،

57:33.379 --> 57:38.549
‫که اکنون به طبقه سوم پاگودا، تالار ببر، تغییر یافته است

57:38.669 --> 57:41.219
‫دو روز اول فیلمبرداری عمدتا...

57:41.339 --> 57:45.599
‫به صحنه‌ی مبارزه‌ای اختصاص دارد که
‫تا به حال دیده نشده بود و مدت‌ها تصور می‌شد گم شده

57:45.719 --> 57:47.559
‫تا امروز

57:52.189 --> 57:54.439
‫در ۲۵ سپتامبر، با روشن شدن دوربین‌ها،

57:54.559 --> 57:58.109
‫جیمز تین را می‌بینیم،
‫کاراکتر زنده و سرحالش را،

57:58.229 --> 58:01.359
‫و بی‌خبر از آن که دو طبقه‌ی دیگر،
‫مرگ در انتظارش است

58:01.489 --> 58:04.569
‫بازیگری که به او می‌پیوندد
‫و میله‌ی بزرگی را حمل می‌کند،

58:04.699 --> 58:07.779
‫بدلکاری است که به بازیگر تبدیل شده،
‫چِی یوآن

58:17.169 --> 58:21.379
‫بازیگری که روی صندلی منتظر او نشسته،
‫دَن اینوسانتوـست

58:26.849 --> 58:29.179
‫با این که چنین چیزی در جایی یادداشت نشده،

58:29.309 --> 58:33.439
‫میشه از ورود دیرهنگامش فهمید
‫که کاراکتر بروس، های تین،

58:33.559 --> 58:36.899
‫مشغول مبارزه با نگهبان طبقه‌ی سومِ پاگوداـست،

58:37.019 --> 58:40.029
‫متخصص کونگ‌فو با سبک آخوندک

58:48.329 --> 58:52.369
‫چِی یوآن، متولد 1945 در خانواده‌ای چینی در مالزی،

58:52.499 --> 58:55.749
‫از پنج سال پیش به عنوان بدلکاری پرطرفدار...

58:55.869 --> 58:58.419
‫در "برادران شاو" کار می‌کرد،

58:58.539 --> 59:00.799
‫از اولین حضورش
‫در فیلم رکورد شکن‌شان،

59:00.919 --> 59:02.589
‫"شمشیرزن یکدست"

59:03.469 --> 59:06.639
‫نقش او در "بازی مرگ"،
‫که در ابتدا...

59:06.759 --> 59:10.599
‫برای سامو هونگ، بدلکار نوظهورِ گلدن هاروست
‫در نظر گرفته شده بود،

59:10.719 --> 59:12.269
‫یکی دیگر از مبارزان است که...

59:12.389 --> 59:15.639
‫توسط مافیای کره ای برای حمله به پاگودا فرستاده شده است

59:15.769 --> 59:20.189
‫شخصیت او، که در یادداشت های بروس
‫با نام "چِی" بهش اشاره شده،

59:20.319 --> 59:22.989
‫بلافاصله در نقطه مقابل جیمز تین قرار می‌گیرد

59:23.779 --> 59:27.449
‫چِی که لباس سنتی کاراته مشکی پوشیده،

59:27.569 --> 59:30.119
‫شخصیت سرکش و کمتر پیچیده‌ای دارد...

59:30.239 --> 59:33.409
‫که دائما توسط جیمز تین بازی داده می‌شود،

59:33.539 --> 59:37.539
‫که دائما او را تشویق می‌کند
‫تا اولین کسی باشد که به سمت خطر می‌رود

59:47.679 --> 59:48.889
‫مبارزه‌ی الوار،

59:49.009 --> 59:52.389
‫که سال‌هاست محبوب طرفداران بروس لی‌ـست،

59:52.509 --> 59:55.559
‫تا به حال در هیچ نسخه‌ی ادیت‌شده‌ای از...

59:55.679 --> 59:58.059
‫"بازی مرگ" دیده نشده

59:58.189 --> 01:00:02.109
‫وقتی چِی میله‌ی بزرگی را که از...

01:00:02.229 --> 01:00:05.819
‫اسلحه‌خانه‌ی طبقه‌ی دومِ پاگودا برداشته،
‫بالای سر می‌برد،

01:00:05.939 --> 01:00:10.069
‫شخصیت دَن بدون معطلی
‫دو چوب کوچک‌تر را برمی‌دارد...

01:00:10.199 --> 01:00:13.079
‫که در فیلیپین به نام‌های
‫کالی یا آرنیس مشهور هستند

01:00:17.039 --> 01:00:20.829
‫دن با استفاده از کالی
‫شروع به ضربه زدن با ملودی آزاردهنده‌ای می‌کند،

01:00:20.959 --> 01:00:24.299
‫و تین و یوآن را با تکرارش اذیت می‌کند

01:00:27.219 --> 01:00:29.799
‫تپ، تپ، تپ، تپ، تپ، تپ، تپ

01:00:32.469 --> 01:00:35.139
‫تپ، تپ، تپ، تپ، تپ، تپ، تپ

01:00:35.929 --> 01:00:39.809
‫منش این ملودی به اوایل دوستی بروس و دن باز می‌گردد

01:00:40.809 --> 01:00:42.559
‫آن‌ها این ضربه‌ی مخفی را...

01:00:42.689 --> 01:00:45.229
‫برای ورود به موسسه‌ی "جون فان گونگ‌فو"...

01:00:45.359 --> 01:00:49.569
‫که این دو در محله‌ی چینی‌ها در لس‌آنجلس
‫در سال 1967 تاسیس کرده بودن، ساختند

01:00:51.529 --> 01:00:54.079
‫دن تنها یک بار جلوی دوربین قرار گرفته بود...

01:00:54.199 --> 01:00:58.539
‫آن هم در قسمتی از "زنبور سبز"
‫به عنوان بدلِ بروس،

01:00:58.659 --> 01:01:02.959
‫کاراکتر دَن در "بازی مرگ"
‫نگهبان طبقه‌ی سومِ پاگوداـست

01:01:03.089 --> 01:01:06.759
‫او متخصص هنر مبارزه با چوب‌های اسکریما
‫از فیلیپین است

01:01:07.379 --> 01:01:11.009
‫سربندِ قرمز نگهبان طبقه‌ی سوم
‫و پیراهن مشکی یقه‌بازِ آن،

01:01:11.129 --> 01:01:12.799
‫نشان از مورو بودن او دارد،

01:01:12.929 --> 01:01:16.309
‫یکی از جوامع مسلمان
‫که بومی جنوبِ فیلیپین هستند

01:01:20.809 --> 01:01:25.649
‫چِی به سمت جیمز تین برمی‌گردد،
‫او از نمایش قدرت دَن ترسیده،

01:01:25.769 --> 01:01:29.609
‫جیمز تین به تحقیر می‌خندد
‫تا چِی را به ادامه‌ی کارش تحریک کند

01:01:33.739 --> 01:01:38.039
‫دن اینوسانتو در سال 1936 در استوکتون،
‫کالیفرنیا از والدین فیلیپینی به دنیا آمد،

01:01:38.159 --> 01:01:41.119
‫از 11 سالگی کاراته آموخت،

01:01:41.249 --> 01:01:44.709
‫و زمانی که در سال 1964 در
‫لانگ‌بیچ با بروس لی ملاقات کرد،

01:01:44.839 --> 01:01:48.129
‫در طیف گسترده‌ای از تکنیک‌های مبارزه مهارت داشت،

01:01:48.259 --> 01:01:51.049
‫و از استادان و معلمان متنوعی یاد می‌گرفت

01:01:52.219 --> 01:01:55.929
‫مهارت او در ترکیب
‫روش‌های مختلف تاثیر زیادی روی بروس داشت...

01:01:56.049 --> 01:01:57.889
‫زیرا او جیت کان دو را ابداع کرده بود،

01:01:58.009 --> 01:02:01.479
‫و خیلی زود دَن
‫به یکی از سه مربی جیت کان دو تبدیل شد،

01:02:01.599 --> 01:02:04.099
‫بروس شخصا او را برگزید

01:02:10.609 --> 01:02:13.029
‫چِی برای راهنمایی گرفتن
‫به سمت تین برمی‌گردد

01:02:14.069 --> 01:02:16.739
‫تین او را تحریک می‌کند که ادامه دهد،
‫می‌گوید،

01:02:16.869 --> 01:02:18.869
‫"نذار روی مخت بره"

01:02:20.789 --> 01:02:23.039
‫همچون مبارزه با عبدالجبار،

01:02:23.169 --> 01:02:25.459
‫پیام این است که
‫اندازه‌ی مبارز یا سلاح انتخابی‌شان...

01:02:25.579 --> 01:02:27.589
‫مهم نیست،

01:02:27.709 --> 01:02:30.709
‫بلکه مهارت و استراتژی که
‫در حمله استفاده می‌کنند با اهمیت است

01:02:31.719 --> 01:02:34.719
‫این فلسفه در چندین مرحله آشکار می‌شود،

01:02:34.839 --> 01:02:36.889
‫و با پیدا شدن دوباره‌ی تصاویر مبارزه با الوار،

01:02:37.009 --> 01:02:40.139
‫دیدگاه واضح‌تری از آنچه که لی
‫به دنبال آن بود، به دست می‌آوریم

01:02:41.889 --> 01:02:46.149
‫در بسیاری از جهات، سکانس تالار ببر
‫شبیه به مبارزه‌ی کلسیوم...

01:02:46.269 --> 01:02:48.319
‫در فیلم "راهِ اژدها"ـست

01:02:48.439 --> 01:02:51.359
‫اون رویارویی کلاسیک
‫بین لی و چاک نوریس...

01:02:51.479 --> 01:02:53.529
‫در دو مرحله پیش رفت

01:02:53.649 --> 01:02:58.239
‫اولی، لی خواست
‫با سبک سنتی کاراته‌ی نوریس وفق پیدا کند...

01:02:58.369 --> 01:03:00.369
‫ولی کم آورد

01:03:00.489 --> 01:03:04.159
‫ولی در مرحله‌ی دوم،
‫لی بر رقیب قدرتمند خود غلبه می‌کند...

01:03:04.289 --> 01:03:07.709
‫با استفاده از مشخصه‌ی وفق‌پذیری
‫و انعطاف‌پذیریِ جیت کان دو

01:03:07.829 --> 01:03:11.339
‫این فلسفه به وضوح
‫در کار با پای او با استفاده از تکنیک علی...

01:03:11.459 --> 01:03:13.879
‫و عدم قابل پیش بینی بودن کلی حرکات...

01:03:14.009 --> 01:03:16.759
‫که با هیچ سیستم رزمی سنتی
‫مطابقت ندارد، قابل مشاهده است

01:03:17.889 --> 01:03:19.719
‫در سکانس تالار ببر،

01:03:19.849 --> 01:03:22.599
‫این فلسفه در چهار مرحله نشان داده می‌شود

01:03:22.719 --> 01:03:24.729
‫هر کدوم زیر مرحله‌ی خود را دارد،

01:03:24.849 --> 01:03:28.439
‫که از ظرافت‌های جزیی هنرهای رزمی لی پرده برمی‌دارد،

01:03:28.559 --> 01:03:31.779
‫در حالی که تمام مدت
‫تماشاگران را نیز سرگرم می‌کند

01:03:32.899 --> 01:03:36.319
‫به طور خاص،
‫لی به خوبی اصول قصه‌گویی را می‌شناخت،

01:03:36.449 --> 01:03:39.529
‫و می‌دانست که برای اینکه اکشن یکنواخت نباشد،

01:03:39.659 --> 01:03:43.199
‫خطر و دلهره،
‫عناصر کلیدی جلب توجه تماشاگران هستند

01:03:44.289 --> 01:03:47.329
‫مرحله‌ی نخست به طور کامل
‫به چِی یوآن اختصاص دارد،

01:03:47.459 --> 01:03:49.999
‫هنگامی که می‌خواد
‫نگهبان طبقه‌ی سوم را دور بزند

01:03:51.499 --> 01:03:53.709
‫او با الواری بزرگ
‫به اینوسانتو ضربه می‌زند،

01:03:53.839 --> 01:03:58.339
‫و این کار را با اشتیاق زیاد انجام می‌دهد،
‫زیرا می‌خواهد ارزش خویش را ثابت کند

01:03:58.469 --> 01:04:01.259
‫ولی سلاحِ چِی مقابل چوب‌های سریع و چابکِ نگهبان...

01:04:01.389 --> 01:04:05.599
‫قدرت کافی را ندارند

01:04:05.729 --> 01:04:09.559
‫چی یوآن سلاحش را تغییر می‌دهد
‫و به مبارزه‌ی تن به تن پناه می‌برد

01:04:09.689 --> 01:04:11.899
‫اینوسانتو سلاح خودش را می‌اندازد...

01:04:12.019 --> 01:04:16.149
‫و با کاراته به مصاف رقیب بی‌پروای خود می‌رود

01:04:29.249 --> 01:04:32.089
‫روز اول فیلمبرداری به اتمام می‌رسد،

01:04:32.209 --> 01:04:36.129
‫و پس از یک روز استراحت،
‫بنا به دلایلی نامشخص،

01:04:36.259 --> 01:04:39.799
‫روز دوم،
‫چهارشنبه، 27 سپتامبر،

01:04:39.929 --> 01:04:42.679
‫با یک برداشت دیگر
‫از همان نما آغاز می‌شود

01:04:47.729 --> 01:04:50.519
‫مرحله‌ی نخست به طرز کاملی دان اینوسانتو را...

01:04:50.649 --> 01:04:53.019
‫در هر دو مبارزه مسلحانه و...

01:04:53.149 --> 01:04:55.979
‫سپس مبارزه‌ی تن به تن ثابت می‌کند

01:04:56.649 --> 01:05:00.199
‫اما این دو مهارت متمایز از یکدیگر ارائه می‌شوند،

01:05:00.319 --> 01:05:04.409
‫جدا شده توسط غرور نگهبان سوم در توانایی‌های خود

01:05:06.699 --> 01:05:11.329
‫با ارائه این اطلاعات،
‫لی به عنوان یک طراح و کارگردان...

01:05:11.459 --> 01:05:14.959
‫همچنین به طرز هوشمندانه‌ای
‫محدودیت‌های اینوسانتو را پیش‌بینی می‌کند

01:06:25.779 --> 01:06:28.829
‫مرحله دوم،
‫نوبت جیمز تین است

01:06:30.199 --> 01:06:35.209
‫او چوب خود را بیرون می‌آورد و می‌خواهد
‫در بازیِ خودِ اینوسانتو مبارزه کند

01:08:02.379 --> 01:08:04.209
‫برخلاف چِی جسور،

01:08:04.339 --> 01:08:07.629
‫تین محتاط‌تر است و رویکرد دفاعی‌تری دارد

01:08:08.799 --> 01:08:11.469
‫اما به محض اینکه از هر مانور تهاجمی استفاده می‌کند،

01:08:11.599 --> 01:08:13.429
‫دچار تزلزل می‌شود

01:09:10.909 --> 01:09:14.029
‫گرچه تنها برای لحظه‌ای روی تصویر دیده می‌شود،

01:09:14.159 --> 01:09:16.579
‫ولی کلاکت در ابتدای صحنه‌ی بعدی...

01:09:16.699 --> 01:09:18.789
‫نکته‌ی مهمی را نشان می‌دهد

01:09:19.909 --> 01:09:23.249
‫برای اولین بار،
‫نام نوشته شده در بالا،

01:09:23.379 --> 01:09:27.089
‫برخلاف "آزمون" یا "ببر صورت زرد"،

01:09:27.209 --> 01:09:29.219
‫"بازی مرگ" است

01:11:54.859 --> 01:11:57.319
‫بسیاری از هنرهای رزمی دارای سلاح،

01:11:57.449 --> 01:11:59.469
‫ادعا می‌کنند که هر وسیله‌ای که در دست دارید،

01:11:59.469 --> 01:12:01.489
‫باید ضمیمه‌ی بدن شما در نظر گرفته شود

01:12:02.789 --> 01:12:06.329
‫اگر اینطور باشد،
‫در مبارزه‌ی میان تین و اینوسانتو،

01:12:06.459 --> 01:12:09.079
‫آن‌ها تنها نفری یک دست دارند

01:12:09.209 --> 01:12:11.959
‫و وقتی اینوسانتو چوب دوم را برمی‌دارد،

01:12:12.089 --> 01:12:14.129
‫ورق به نفع او برمی‌گردد

01:12:15.169 --> 01:12:18.719
‫همچون مرحله‌ی اول،
‫یک سوال ظریف اینجا جریان دارد

01:12:18.839 --> 01:12:22.139
‫آیا این چوب‌ها
‫ضمیمه‌ی بدن نگهبان سوم هستند؟

01:12:22.259 --> 01:12:25.389
‫یا تنها زنجیرهایی برای محدودیتش هستند؟

01:12:25.519 --> 01:12:30.519
‫این سوالات بعدا که اینوسانتو با قهرمان اصلی
‫روبرو می‌شود، پاسخ داده می‌شود

01:13:16.939 --> 01:13:20.949
‫روز سوم فیلمبرداری،
‫و بروس لی بالاخره ظاهر می‌شود،

01:13:21.069 --> 01:13:23.659
‫و مرحله‌ی سوم آغاز می‌شود

01:13:29.709 --> 01:13:32.249
‫قهرمانِ ما دست ضمیمه‌ی خودش را ارایه می‌کند،

01:13:32.379 --> 01:13:35.039
‫یک چوب بامبوی سیم‌مانند و زمرد رنگ

01:13:52.309 --> 01:13:54.109
‫پس از واکنش به جیمز تین،

01:13:54.229 --> 01:13:57.859
‫که همچنان غرورِ مجروح خود را روی زمین التیام می‌بخشد،

01:13:57.979 --> 01:14:00.069
‫بروس به دن اینوسانتو رو می‌کند،

01:14:00.189 --> 01:14:02.989
‫و اولین دیالوگش در این صحنه را به زبان می‌آورد،

01:14:05.119 --> 01:14:07.119
‫"انگلیسی بلدی؟"

01:14:08.159 --> 01:14:10.789
‫همچون صحنه‌های نبرد با عبدالجبار،

01:14:10.909 --> 01:14:14.539
‫بروس تمام دیالوگ‌هایش
‫با دن اینوسانتو را به زبان انگلیسی می‌گوید...

01:14:14.669 --> 01:14:17.299
‫حتی وقتی بازیگران دیگر فیلم،
‫مثل جیمز تین،

01:14:17.419 --> 01:14:19.299
‫در صحنه چینی صحبت می‌کنند،

01:14:19.419 --> 01:14:21.799
‫و حتی در یک نمونه، کُره‌ای

01:14:22.629 --> 01:14:24.719
‫دن اینوسانتو پاسخ می‌دهد،

01:14:24.839 --> 01:14:27.259
‫"البته که انگلیسی بلدم"

01:14:28.679 --> 01:14:31.679
‫بروس به چِی زخمی نگاه می‌کند
‫و به دن می‌گوید،

01:14:32.769 --> 01:14:36.399
‫"امیدوارم ناراحت نشی که دوستمون رو جابجا کنیم،

01:14:36.519 --> 01:14:39.939
‫تا ما دوتا جای بیشتری برای تحرک داشته باشیم"

01:14:56.919 --> 01:14:59.709
‫دن می‌پذیرد،
‫به یک شرط،

01:14:59.839 --> 01:15:05.889
‫"ولی بگو افرادت تا جای ممکن
‫از اون پله دور بمونن"

01:15:08.009 --> 01:15:11.639
‫این ایده که هر سه بتوانند
‫به نگهبان طبقه‌ی سوم یورش ببرند،

01:15:11.769 --> 01:15:14.559
‫یا هر کدام از دشمنان پاگودا،

01:15:14.689 --> 01:15:16.899
‫به نظر شدنی نیست

01:15:17.859 --> 01:15:20.109
‫همچون کلسیوم در "راهِ اژدها"،

01:15:20.229 --> 01:15:22.069
‫قوانین نبرد اعمال می‌شوند،

01:15:22.189 --> 01:15:26.609
‫و شکستن آن‌ها، حتی در حین سرقت،
‫باعث از دست دادن وجهه می‌شود

01:15:29.449 --> 01:15:32.159
‫اگرچه فیلم‌هایی که
‫در سال ۱۹۷۲ در هنگ کنگ ساخته شدند...

01:15:32.289 --> 01:15:34.659
‫به طور عمده به زبان چینی توزیع می‌شدند،

01:15:34.789 --> 01:15:36.749
‫برخلاف زبان کانتونی که بیشتر توسط...

01:15:36.869 --> 01:15:38.879
‫مردم هنگ کنگ صحبت می‌شد،

01:15:38.999 --> 01:15:42.129
‫و هنوز خود را در جریان اصلی فرهنگی تثبیت نکرده بود،

01:15:42.879 --> 01:15:46.589
‫غیرمعمول نبود که فیلم‌هایی که
‫در هنگ کنگ ساخته می‌شدند نیز به انگلیسی باشند،

01:15:46.719 --> 01:15:50.049
‫به خصوص که این کشور هنوز تحت استعمار بریتانیا بود

01:15:51.349 --> 01:15:53.349
‫بروس خودش حتی صدای شخصیت‌های انگلیسی‌زبان را...

01:15:53.469 --> 01:15:56.439
‫در نسخه‌های اصلی دوبله ماندارین
‫برای "مشت خشم" و "راه اژدها"...

01:15:56.559 --> 01:15:58.849
‫دوبله کرده بود

01:15:58.979 --> 01:16:01.189
‫اما اینکه آیا دیالوگ انگلیسی در "بازی مرگ"...

01:16:01.319 --> 01:16:04.239
‫برای انتشار اصلی خود در هنگ کنگ حفظ می‌شد یا خیر،

01:16:04.359 --> 01:16:07.239
‫اگر فیلم به اتمام می‌رسید،
‫هرگز نخواهیم دانست

01:16:27.219 --> 01:16:29.469
‫اینوسانتو سعی می‌کند قهرمان ما را...

01:16:29.589 --> 01:16:34.349
‫با تکان دادن هر دو چوب در
‫شکل‌های هشتی و کاملا هماهنگ بترساند،

01:16:34.469 --> 01:16:36.849
‫میشه گفت، اعلام جنگ فیزیکی

01:16:38.189 --> 01:16:39.899
‫اما برخلاف جیمز تین،

01:16:40.019 --> 01:16:43.819
‫لی قصد ندارد با لیست مبارزه اینوسانتو برابری کند،

01:16:43.939 --> 01:16:47.609
‫یا همانطور که بعدا آن را دوبله می‌کند،
‫یک روتینِ تمرین شده

01:17:20.809 --> 01:17:22.559
‫قبل از آغاز نبرد،

01:17:22.689 --> 01:17:25.729
‫بروس یک دیالوگ طولانی دیگر می‌گوید،

01:17:25.859 --> 01:17:28.529
‫به عنوان هشداری به اینوسانتو،

01:17:28.649 --> 01:17:33.119
‫اما همچنین به عنوان چکیده‌ای از مضامین فیلم
‫و جیت کان دو به طور کلی،

01:17:35.329 --> 01:17:37.079
‫"می‌دونی، عزیزم...

01:17:38.659 --> 01:17:40.709
‫این بامبو بلندتر،

01:17:42.539 --> 01:17:46.249
‫منعطف‌تر و بسیار زنده‌تره

01:17:48.169 --> 01:17:49.879
‫و وقتی روتینِ پر زرق و برقت...

01:17:50.009 --> 01:17:54.759
‫نتونه به پای سرعت و گریز این برسه،

01:17:54.889 --> 01:17:58.929
‫فقط می‌تونم بگم که
‫توی بد دردسری میوفتی"

01:18:03.309 --> 01:18:05.769
‫نگهبان طبقه‌ی سوم به هشدار او توجهی نمی‌کند

01:18:10.239 --> 01:18:13.659
‫یک بار دیگر همان ریتم را تکرار می‌کند و می‌گوید،

01:18:13.779 --> 01:18:16.619
‫"حالا خواهیم دید"

01:18:25.539 --> 01:18:31.049
‫دیالوگ لی اهمیت سرعت و گریزناپذیری
‫سلاح انتخابی او را برجسته می‌کند

01:18:32.169 --> 01:18:36.389
‫او به سادگی چوب بامبو را
‫بالای سرش در حالت ضربه می‌گیرد،

01:18:36.509 --> 01:18:39.849
‫نه یک حالت مبارزه از هنرهای رزمی سنتی،

01:18:39.969 --> 01:18:44.439
‫بلکه یک مُهر شخصی برای پویایی جسمانی
‫که بی‌قراره رهایی‌ست

01:19:01.329 --> 01:19:06.289
‫و وقتی این دو جنگجو سرشاخ می‌شوند،
‫این پویایی را در یک ضربه شاهد هستیم

01:19:07.079 --> 01:19:09.499
‫کارآمد و ساده،

01:19:09.629 --> 01:19:14.089
‫لی چوب بامبو را شبیه به صدای جیغ معروفش می زند

01:19:15.049 --> 01:19:19.639
‫ناگهان، روتین پر زرق و برقِ اینوسانتو
‫ماهیت محدودکننده‌ی خود را آشکار می‌کند

01:19:20.599 --> 01:19:24.309
‫دو چوب سنگین به سادگی نمی‌توانند با حرکت سریع...

01:19:24.439 --> 01:19:27.059
‫یک چوب نازک و گریزناپذیر رقابت کنند

01:19:28.269 --> 01:19:31.649
‫بعلاوه، حالت دفاعی عبور از دو چوب نیز...

01:19:31.779 --> 01:19:34.359
‫بیهوده است

01:19:34.489 --> 01:19:37.619
‫های تین، که از چوب بامبو
‫همچون شلاق استفاده می‌کند،

01:19:37.739 --> 01:19:40.159
‫به پیشانی نگهبان طبقه‌ی سوم ضربه می‌زند،

01:19:40.279 --> 01:19:43.039
‫و دو زخم اول را نثارش می‌کند

01:19:43.159 --> 01:19:44.829
‫باز هم او را تمسخر می‌کند،

01:19:44.959 --> 01:19:50.379
‫با دیالوگی دیگر
‫که فلسفه‌ی رزمی خود و بروس را بیان می‌کند،

01:19:50.499 --> 01:19:56.009
‫"دارم بهت میگم،
‫داشتن روتینی تمرین‌شده خیلی سخته

01:19:57.509 --> 01:19:59.179
‫ریتمِ درهم شکسته"

01:20:01.139 --> 01:20:04.889
‫به همین زودی،
‫یکی از سوالات ما از مرحله‌ی دوم پاسخ داده می‌شود

01:20:05.019 --> 01:20:09.689
‫تاب دادن چوب‌های دوگانه
‫براستی که بخشی از بدنِ اینوسانتو هستند،

01:20:09.809 --> 01:20:12.269
‫و میشه دید که سال‌ها تمرین این الگوها...

01:20:12.399 --> 01:20:16.739
‫منجر به ایجاد فرمول قدرتمندی شده‌اند،
‫ولی تا حدی مشخص

01:20:17.949 --> 01:20:20.949
‫هنگامی که اینوسانتو به آن فرمول متکی می‌شود،

01:20:21.079 --> 01:20:23.659
‫خود را از بیان این اشیا به هر روشی دیگر...

01:20:23.789 --> 01:20:25.499
‫محدود می‌کند

01:20:25.619 --> 01:20:29.459
‫چوب‌ها دیگر ضمیمه‌های بدن او نیستند،
‫بلکه زنجیر هستند

01:20:29.579 --> 01:20:32.089
‫یا همانطور که بروس باز هم مسخره‌ش می‌کند،

01:20:32.209 --> 01:20:38.049
‫"می‌بینی؟ یک روتین تمرین‌شده،
‫توانایی وفق‌ یافتن با شرایط رو نداره"

01:20:45.349 --> 01:20:48.979
‫هنگامی که بروس به راحتی یکی از
‫چوب‌های کالی نگهبان را می دزدد...

01:20:49.099 --> 01:20:50.599
‫و بالا و پایین می‌پرد،

01:20:50.729 --> 01:20:55.029
‫بروس دیالوگ دیگری می‌گوید
‫که در یادداشت‌های او نیست

01:20:56.359 --> 01:20:59.279
‫با لب‌خوانی کردن می‌توان تشخیص داد که می‌گوید،

01:20:59.409 --> 01:21:01.739
‫"سخته، مگه نه؟

01:21:01.869 --> 01:21:04.909
‫بامبو همچون شمشیر ضربه می‌زنه"

01:21:08.369 --> 01:21:10.579
‫بقیه برداشت متفاوتی از این دیالوگ داشتند،

01:21:10.709 --> 01:21:14.339
‫و در برداشت دوم،
‫به نظر میاد که می‌گوید،

01:21:14.459 --> 01:21:17.799
‫"ضربه‌ی بامبو محکمه"

01:21:36.979 --> 01:21:42.069
‫در این لحظه مبارزه تغییر می‌کند
‫و مرحله‌ی چهارم آغاز می‌شود

01:21:50.409 --> 01:21:53.579
‫برای مقابله با چنین رقیب غیر قابل پیشبینی،

01:21:53.709 --> 01:21:56.749
‫اینوسانتو از نانچیکو استفاده می‌کند،

01:21:56.879 --> 01:21:58.919
‫سلاحی برگرفته از اوکیناوا،

01:21:59.049 --> 01:22:02.009
‫که دو چوب توسط یک سیم یا زنجیر
‫به هم متصل می‌شوند

01:22:02.589 --> 01:22:06.099
‫او آن را با حرکتی تیز و فرز می‌چرخاند...

01:22:06.219 --> 01:22:08.639
‫حتی بیشتر از چوب‌های اسکریما،

01:22:08.769 --> 01:22:12.639
‫شاید برای نشان دادن این که می‌تواند همان اندازه
‫انعطاف‌پذیر و غیرقابل پیش‌بینی باشد

01:22:15.269 --> 01:22:18.229
‫های تین به دو همراهش علامت می‌دهد که نزدیک شوند...

01:22:18.359 --> 01:22:21.489
‫و چیزی به او بدهند که
‫کمی قبل به جیمز تین داده بود،

01:22:21.609 --> 01:22:25.489
‫کیف چرمی سیاه،
‫که شاید از طبقه‌ی قبلی برداشته شده،

01:22:25.619 --> 01:22:28.079
‫و نانچیکوی خودش در آن قرار دارد

01:22:46.389 --> 01:22:48.929
‫البته که لی دلسرد نشده،

01:22:50.469 --> 01:22:52.599
‫و برای همراه شدن با رقیبش،

01:22:52.729 --> 01:22:55.939
‫مهارت خودش در کار با نانچیکو را به نمایش می‌گذارد

01:23:02.439 --> 01:23:04.199
‫روز چهارم فیلمبرداری صحنه...

01:23:04.319 --> 01:23:07.529
‫با حرکت نگهبان در پاسخ به
‫مهارت های تین آغاز می‌شود،

01:23:08.909 --> 01:23:12.499
‫که بروس در پاسخ می‌گوید،
‫"غافلگیر شدی؟"

01:23:39.109 --> 01:23:41.779
‫هر دو جنگجو به انجام نمایش‌های بیشتری ادامه می‌دهند،

01:23:41.899 --> 01:23:45.069
‫و با نوعی آیین قبل از نبرد
‫به دور هم می‌چرخند

01:23:46.529 --> 01:23:49.119
‫اما این بخش نانچیکو در مقابل نانچیکو...

01:23:49.239 --> 01:23:52.199
‫فقط یک راه نوآورانه برای تشدید درگیری نبود

01:23:52.329 --> 01:23:55.619
‫این فرصت دیگری برای لی بود تا
‫روحیه‌ی جنگی خود را به نمایش بگذارد

01:23:56.579 --> 01:23:59.589
‫از نحوه‌ی حرکت دادن سلاح‌هایشان،
‫به نظر می‌رسد که هر دو جنگجو...

01:23:59.709 --> 01:24:04.089
‫ویژگی‌های جسمانی‌شان را از مرحله‌ی قبلی...

01:24:04.209 --> 01:24:06.089
‫به همراه دارند

01:24:16.389 --> 01:24:19.519
‫اینوسانتو نانچیکوهایش را دور بدنش می‌چرخاند،

01:24:19.649 --> 01:24:22.069
‫درست مانند چوب‌های اسکریما،

01:24:22.899 --> 01:24:26.109
‫نشان می‌دهد که نمی‌تواند از سیستم مُدونی...

01:24:26.239 --> 01:24:28.319
‫که بدنش را به خوبی در آن آموزش داده است،
‫رها شود

01:24:30.489 --> 01:24:33.409
‫لی، در طرف دیگر، از حرکات آزادانه‌ی...

01:24:33.539 --> 01:24:36.039
‫چوب بامبوی خود استفاده می‌کند،

01:24:36.159 --> 01:24:38.669
‫حتی تمسخرهای شیطنت‌آمیزش را هم ادامه می‌دهد

01:24:40.129 --> 01:24:42.709
‫نانچیکوهایی که در ساخت "بازی مرگ" استفاده می‌شوند،

01:24:42.839 --> 01:24:46.879
‫به شکل دستی توسط دوستان بروس،
‫تاکی کیمورا و جورج لی ساخته شده‌اند

01:24:47.969 --> 01:24:51.599
‫برای صحنه‌هایی که
‫دن و بروس فقط با سلاح‌ها ژست می‌گیرند...

01:24:51.719 --> 01:24:53.969
‫و به مخاطب اجازه می‌دهند نگاه نزدیکی داشته باشد،

01:24:54.099 --> 01:24:58.099
‫از نسخه‌های چوبی واقعی
‫برای حداکثر واقع‌گرایی استفاده می‌شوند

01:24:59.389 --> 01:25:02.269
‫و برای چنین نماهایی که
‫احتمالا آسیب فیزیکی وجود دارد،

01:25:02.399 --> 01:25:05.899
‫یک نسخه‌ی یدکی که
‫از پلاستیک ساخته شده، استفاده می‌شود،

01:25:06.029 --> 01:25:08.199
‫و امکان فیلمبرداری چندین برداشت را فراهم می‌کنند...

01:25:08.319 --> 01:25:11.199
‫حتی اگر چوب‌ها به صورت کسی برخورد کنند

01:25:12.159 --> 01:25:15.039
‫بروس قبلا استفاده از نانچیکو را در فیلم‌های...

01:25:15.159 --> 01:25:17.449
‫"مشت خشم" و "راه اژدها" را محبوب کرده بود،

01:25:18.209 --> 01:25:22.289
‫و در سال ۱۹۶۴ توسط
‫دن اینوسانتو به آن‌ها معرفی شده بود

01:25:24.499 --> 01:25:26.879
‫به گفته‌ی دن، بروس زمانی که
‫نانچیکوهای زنجیری برای اولین بار به او داده شد...

01:25:27.009 --> 01:25:30.219
‫فکر می‌کرد آن‌ها آشغالی بدردنخور هستند،

01:25:30.339 --> 01:25:33.799
‫ولی تنها در سه ماه،
‫به گفته‌ی دن،

01:25:33.929 --> 01:25:36.559
‫"جوری در هوا می‌چرخوندشون
‫که انگار تمام عمر دستش بوده"

01:25:37.519 --> 01:25:40.979
‫پس از لیسیدن نوک یکی از چوب‌های نانچیکو،

01:25:41.099 --> 01:25:43.399
‫ژست او یادآور آغاز مبارزه است،

01:25:43.519 --> 01:25:45.399
‫جایی که بامبو را بالای سرش نگه داشت

01:25:46.069 --> 01:25:49.949
‫دوباره، این نشان دهنده‌ی
‫گرفتار شدن در یک سیستم سفت و سخت نیست،

01:25:50.069 --> 01:25:54.069
‫بلکه نشان دادن مُهر شخصی خود
‫در سیستم دیگری از مبارزه است

01:25:55.449 --> 01:25:59.999
‫تفاوت قابل توجه دیگر این است که
‫لی با تمام بدنش کار می‌کند

01:26:00.619 --> 01:26:03.879
‫او نانچیکوها را به صورت جداگانه تکان نمی‌دهد

01:26:03.999 --> 01:26:07.589
‫او با حرکات سریع و پرشی
‫از یک نقطه به نقطه دیگر حرکت می‌کند

01:26:08.209 --> 01:26:10.919
‫گویی چیزی درون او در حال ترکیدن است،

01:26:11.049 --> 01:26:13.509
‫و نشان‌دهنده‌ی غیرقابل پیش‌بینی بودن او
‫به عنوان یک مبارز است،

01:26:13.639 --> 01:26:18.019
‫ولی همینطور نشان‌دهنده‌ی آن جذابیت انفرادیِ
‫بروس لی است که در فیلم‌ها می‌بینیم

01:26:18.849 --> 01:26:23.479
‫اما همین جاست که
‫ظرافت دیگر از مرحله قبل وارد بازی می‌شود

01:26:24.019 --> 01:26:25.769
‫همانطور که در مرحله‌ی نخست اشاره شد،

01:26:25.899 --> 01:26:28.189
‫شخصیت اینوسانتو نشان داده می‌شود که...

01:26:28.319 --> 01:26:30.989
‫در هر دو مبارزه مسلحانه و غیرمسلح مهارت دارد

01:26:31.109 --> 01:26:33.779
‫هر دو دسته به صورت جداگانه نشان داده می‌شوند

01:26:34.359 --> 01:26:36.489
‫با این حال، تا این لحظه،

01:26:36.619 --> 01:26:40.199
‫ما می‌بینیم که او قادر به ادغام این دو نیست

01:26:41.659 --> 01:26:43.169
‫براستی که مرد ماهری‌ست،

01:26:43.289 --> 01:26:46.589
‫ولی قادر به در آمیختن چیزها
‫و حاضر بودن در لحظه نیست،

01:26:46.709 --> 01:26:49.589
‫و نمی‌تواند سریع واکنش نشان دهد

01:26:49.709 --> 01:26:54.759
‫در مقایسه، لی ضربات مشت و چرخشی زیادی را...

01:26:54.889 --> 01:26:57.099
‫در کنار ضربات نانچیکو خود به کار می‌برد،

01:26:57.219 --> 01:27:02.019
‫که نشان می‌دهد شخصیت او
‫در مبارزه انعطاف‌پذیر و وفق‌پذیر است

01:27:02.599 --> 01:27:08.069
‫ریتم شکسته‌ی لی،
‫انسانی، یکتا و واقعا موجود است

01:27:08.189 --> 01:27:12.149
‫زیرا داشتن ریتم شکسته به معنای حضور در لحظه است،

01:27:12.279 --> 01:27:14.529
‫و به خوبی به هر چیزی که زندگی به سمت او می‌اندازد،

01:27:14.659 --> 01:27:16.909
‫واکنش نشان می‌دهد

01:27:26.749 --> 01:27:31.249
‫در حالی که مبارزه‌ی سلاح با سلاح
‫در فیلم‌های بروس لی چیز تازه‌ای نیست،

01:27:31.379 --> 01:27:34.969
‫چه مبارزه با نانچیکو
‫مقابل نبرد شمشیر در "مشت خشم" باشد،

01:27:35.089 --> 01:27:38.139
‫چه مبارزه با نانچیکو در مقابل
‫نبرد چاقوی ضامن‌دار در "راه اژدها"،

01:27:38.259 --> 01:27:41.179
‫یا حتی نبردهای چاقو در "رییس بزرگ"،

01:27:41.309 --> 01:27:44.389
‫شاید به نظر اجتناب‌ناپذیر باشد
‫که در نبردهایی که او طراحی می‌کند...

01:27:44.519 --> 01:27:48.939
‫هر دو رقیب سلاحی در دست دارند،
‫زیرا این به امضای او تبدیل شده

01:27:50.069 --> 01:27:52.569
‫قبول، بخش عمده‌ای از نبرد تبدیل می‌شود به...

01:27:52.689 --> 01:27:55.949
‫دفاع در برابر حمله،

01:27:56.069 --> 01:27:59.829
‫ولی در دراز مدت
‫ویژگی منحصر به فردی به مبارزه‌ی بروس لی می‌دهد

01:28:00.779 --> 01:28:04.039
‫این را می‌دانیم که
‫اینوسانتو معلمِ سلاح لی بوده،

01:28:04.159 --> 01:28:08.209
‫پس البته،
‫لی با انتخاب اینوسانتو در نبرد نانچیکو،

01:28:08.329 --> 01:28:12.169
‫شاهد نمونه‌ی کامل
‫تبدیل شدن شاگرد به استاد هستیم

01:28:12.839 --> 01:28:15.839
‫اما همانطور که
‫چشم تیزبین لی نسبت به دوربین تاکید می‌کند،

01:28:15.969 --> 01:28:18.339
‫رویکرد او به برخی از مانورهای نانچیکو،

01:28:18.469 --> 01:28:20.009
‫مانند تغییر حالت،

01:28:20.139 --> 01:28:23.969
‫نشان داده شده برای آن‌ها رونق بیشتری دارد،
‫تا برای اینوسانتو

01:28:24.099 --> 01:28:27.189
‫اینوسانتو،
‫یا بهتر است بگوییم نگهبان طبقه‌ی سوم،

01:28:27.309 --> 01:28:30.559
‫وقتی از شانه به شانه جابه‌جا می‌شود،
‫دست‌های خود را قفل نگه می‌دارد،

01:28:30.689 --> 01:28:32.269
‫محافظت شده و محکم،

01:28:32.399 --> 01:28:36.189
‫در حالی که لی در نقش های تین
‫به سراغ ضربات بالای شانه‌ی...

01:28:36.319 --> 01:28:38.529
‫ساده‌تر و نمایشی‌تر می‌رود

01:28:47.459 --> 01:28:51.419
‫سرانجام، نانچیکوی نگهبان
‫با صورت های تین برخورد می‌کند

01:28:54.169 --> 01:28:58.759
‫و احساس خودستایی می‌کند و می‌گوید،

01:28:58.879 --> 01:29:00.839
‫"خوشت اومد؟"

01:29:00.969 --> 01:29:02.849
‫ولی حتی جمله‌ش تموم نشده بود که...

01:29:02.969 --> 01:29:05.309
‫بروس صاف به بینی‌اش ضربه می‌زند،

01:29:05.429 --> 01:29:09.059
‫و جمله‌ی او را به خودش برمی‌گرداند،
‫و دست بالا رو حفظ می‌کند

01:29:10.939 --> 01:29:15.149
‫اگه تا اینجای کار شک داشتیم که
‫چه کسی کنترل شرایط را به عهده دارد،

01:29:15.279 --> 01:29:17.029
‫حالا به طور قطع می‌دانیم

01:29:17.779 --> 01:29:19.739
‫و همانطور که نگهبان آرام قبلی...

01:29:19.859 --> 01:29:24.329
‫عصبانی‌تر و کلافه‌تر به نظر می‌رسد،
‫از راه رسیدن پایانش را احساس می‌کنیم

01:29:26.239 --> 01:29:28.459
‫آخرین روز فیلمبرداری تالار ببر...

01:29:28.579 --> 01:29:31.329
‫زمانی آغاز می‌شود که بروس لی دوباره
‫حرکات علی خود را تکرار می‌کند،

01:29:31.459 --> 01:29:33.919
‫و های تین با دشمنش بازی می‌کند

01:32:46.109 --> 01:32:49.279
‫همانطور که فیلمبرداری تالار ببر
‫به پایان خود نزدیک می‌شود،

01:32:49.409 --> 01:32:52.779
‫یکی از آخرین نمایش‌های ماهرانه‌ی نانچیکو از سوی لی...

01:32:52.909 --> 01:32:55.749
‫حداقل ده برداشت طول می کشد
‫تا درست فیلمبرداری شود

01:32:57.329 --> 01:33:00.209
‫در حالی که قبلا میل به کمالگرایی را در او دیده‌ایم،

01:33:00.329 --> 01:33:03.129
‫در فیلمبرداری این صحنه
‫و تالار ناشناخته،

01:33:03.249 --> 01:33:05.589
‫برخی ممکن است این ظرافت را...

01:33:05.709 --> 01:33:10.469
‫به عنوان نشانه‌ای از سخت گرفتن بروس
‫در ماه‌های آینده به خود بدانند،

01:33:10.589 --> 01:33:14.759
‫تا مطمئن شود که همه‌چیز را
‫بی‌نقص انجام داده

01:34:27.629 --> 01:34:31.549
‫با بازی کردن نقش نگهبان
‫در بازی مرگِ خودش به مدت کافی،

01:34:31.669 --> 01:34:35.599
‫های تین او را با یکی دیگر از
‫نمادهای بروس لی نقش زمین می‌کند،

01:34:35.719 --> 01:34:39.559
‫لگد سه چرخشی که در سه فیلم قبلیش نمایش داده شده،

01:34:39.679 --> 01:34:41.769
‫همینطور در فیلم "مشت خشم"...

01:34:41.889 --> 01:34:45.019
‫که با کاراته‌بازهای ژاپنی روبرو می‌شود...

01:34:45.149 --> 01:34:47.109
‫که آن‌ها هم به نانچیکو مجهز هستند،

01:34:47.229 --> 01:34:50.029
‫و سلاح خودشان را علیه خودشان به کار می‌برد

01:35:54.299 --> 01:35:57.679
‫در پایان،
‫لی جان رقیبش را می‌گیرد،

01:35:57.799 --> 01:36:01.559
‫هرچند با میل بیشتر
‫نسبت به کاری که با چاک نوریس در "راه اژدها" کرد،

01:36:02.639 --> 01:36:06.899
‫هرچند وقتی کاراکتر متوجه کاری که کرده می‌شود،
‫لحظه‌ای مکث می‌کند

01:36:07.689 --> 01:36:09.359
‫احساس پشیمانی می‌کند؟

01:36:09.479 --> 01:36:11.729
‫شاید یک خستگی فزاینده؟

01:36:11.859 --> 01:36:14.649
‫مبهم ولی مجاب‌کننده‌ست،

01:36:14.779 --> 01:36:18.819
‫و یک نمونه‌ی دیگر از
‫حضور خاص لی در صحنه‌ست

01:36:20.369 --> 01:36:21.989
‫در پشت صحنه،

01:36:22.119 --> 01:36:25.659
‫لی سعی دارد برای دور بعدی فیلمبرداری،
‫یک تیم جمع کند،

01:36:25.789 --> 01:36:30.079
‫و برای تاکی کیمورا بلیط هواپیما می‌فرستد
‫تا از سیاتل به هنگ کنگ پرواز کند...

01:36:30.209 --> 01:36:33.209
‫تا در دو هفته
‫نقش نگهبان طبقه‌ی دوم را بازی کند،

01:36:33.339 --> 01:36:37.839
‫فیلمبرداری تالار ببر با صعود لی، چِی یوآن و جیمز تین...

01:36:37.969 --> 01:36:40.849
‫از راه پله‌ی ساختگی به اتمام می‌رسد

01:36:40.969 --> 01:36:43.179
‫در یک نامه،
‫که در آن همینطور به کیمورا می‌گوید...

01:36:43.309 --> 01:36:48.519
‫"یونیفرم گونگ‌فوی کلاسیک قدیمی و آبی" را بیاورد،
‫لی می‌گوید،

01:36:48.649 --> 01:36:51.769
‫"اگه مسئله‌ای پیش اومد، خودم بهت زنگ می‌زنم

01:36:51.899 --> 01:36:57.649
‫اگر نه، حدودا هشتم اکتبر،
‫اینجا می‌بینمت"

01:36:57.779 --> 01:37:00.739
‫ولی کیمورا مجبور به
‫لغو کردن سفرش به هنگ کنگ می‌شود،

01:37:00.869 --> 01:37:03.449
‫و فیلمبرداری "بازی مرگ" تقریبا تا یک ماه بعد...

01:37:03.579 --> 01:37:05.949
‫ادامه پیدا نمی‌کند

01:37:06.749 --> 01:37:09.209
‫در طول فیلمبرداری،
‫صحنه‌ی "بازی مرگ"...

01:37:09.329 --> 01:37:12.249
‫دائما مورد بازدید دوستان قرار می‌گیرد،

01:37:12.379 --> 01:37:17.379
‫از جمله کینگ هو،
‫یاور سابق تاداشی نیشیموتو،

01:37:17.509 --> 01:37:20.549
‫و البته، همسرِ بروس، لیندا،

01:37:20.679 --> 01:37:24.679
‫اغلب با همراهی فرزندان‌شان،
‫برندن و شانون

01:37:25.309 --> 01:37:28.269
‫ولی هنگام فیلمبرداری سکانس تالار ببر...

01:37:28.389 --> 01:37:30.979
‫فرد واین‌تراب به بروس سر می‌زند،

01:37:31.099 --> 01:37:34.319
‫دوستی قدیمی از آمریکا
‫و مدیر نوظهور...

01:37:34.439 --> 01:37:36.279
‫در برادران وارنر

01:37:36.399 --> 01:37:38.279
‫فرد خبری معرکه به همراه دارد

01:37:39.279 --> 01:37:42.949
‫وارنر پیشنهاد نقش اصلی
‫در یک فیلم بلند را به بروس داده

01:37:43.569 --> 01:37:45.329
‫فیلمبرداری در هنگ کنگ انجام می‌شود،

01:37:45.449 --> 01:37:47.789
‫ولی یک تولید هالیوودی بدون نقص است...

01:37:47.909 --> 01:37:50.959
‫با بودجه، منابع و توزیع گسترده‌‌ای...

01:37:51.079 --> 01:37:53.079
‫که تنها از پس یک استودیوی بزرگ برمی‌آید

01:37:53.749 --> 01:37:56.419
‫فیلمنامه، در پیش‌تولید، نام‌های زیادی
‫برایش توصیه می‌شود،

01:37:56.549 --> 01:37:59.049
‫تا اینکه نام مورد علاقه‌ی بروس را می‌گیرد،

01:38:00.089 --> 01:38:01.719
‫"اژدها وارد می‌شود"

01:38:02.509 --> 01:38:05.139
‫بزرگ‌ترین فرصت شغلی بروس بود،

01:38:05.259 --> 01:38:07.179
‫چیزی که سال‌ها به دنبالش بود

01:38:08.059 --> 01:38:11.939
‫و همچون عاملی عمل می‌کند که نه تنها
‫به بازی "مرگ پایین" می‌دهد،

01:38:12.059 --> 01:38:14.979
‫بلکه پایانی بر بروس هم می‌شود

01:38:24.389 --> 01:38:31.769
‫[فصل چهارم]
‫[تالار اژدها]

01:38:34.919 --> 01:38:36.089
‫در اکتبر 1972،

01:38:36.999 --> 01:38:41.299
‫مذاکرات ابتدایی بین برادران وارنر
‫و کنکورد پروداکشنز صورت گرفت...

01:38:41.419 --> 01:38:45.049
‫برای فیلمی که در نهایت تبدیل به
‫"اژدها وارد می‌شود"، شد

01:38:45.929 --> 01:38:48.559
‫از آن‌جایی که تولید فیلم، هنوز به قطعیت نرسیده بود،

01:38:48.679 --> 01:38:51.559
‫بروس به تولید "بازی مرگ" ادامه داد

01:38:51.679 --> 01:38:54.099
‫استخر استعداد گلدن هاروست رو گشت...

01:38:54.229 --> 01:38:56.309
‫تا بازیگر بعدی حریف های تین را پیدا کند

01:38:56.899 --> 01:39:01.189
‫نگهبان تالار اژدها، چهارمین طبقه پاگودا

01:39:03.069 --> 01:39:07.409
‫جه هان جه، در سال 1936،
‫در آندونگ کره جنوبی به دنیا آمد

01:39:08.029 --> 01:39:11.249
‫کسی که در اوایل دهه دوم زندگیش
‫کمربند مشکی و دان هشتم را گرفت،

01:39:11.369 --> 01:39:15.419
‫او در سال 1957 تمام دانشش را
‫در یک فرم پیوندی شکل داد،

01:39:15.539 --> 01:39:17.669
‫فرمی به نام هاپکیدو

01:39:18.339 --> 01:39:21.419
‫مشخص نیست که آیا هاپیکدو رو خود او
‫اختراع کرد یا نه،

01:39:21.549 --> 01:39:25.089
‫ولی بدون شک، او یکی از مبلغین
‫این سبک بود...

01:39:25.219 --> 01:39:26.509
‫در سرتاسر دنیا

01:39:26.639 --> 01:39:31.519
‫سرانجام او انجمن هاپکیدو کره را
‫در سال 1965 تاسیس کرد

01:39:32.309 --> 01:39:35.769
‫بروس لی در سال 1969 با جی هان‌جه آشنا شد،

01:39:35.899 --> 01:39:37.729
‫زمانی که هان‌جه به آمریکا آمده بود که...

01:39:37.859 --> 01:39:40.729
‫هاپکیدو رو به نیروهای ویژه...

01:39:40.859 --> 01:39:42.819
‫و دیگر اعضای دولت آمریکا یاد دهد

01:39:42.939 --> 01:39:46.159
‫از جمله تیم حفاظتی رئیس جمهور ریچارد نیکسون

01:39:47.119 --> 01:39:49.409
‫زمانی که در پایگاه نیروی هوایی اندروز مستقر بود،

01:39:49.529 --> 01:39:53.539
‫یک دوست مشترک، استاد تکواندو
‫جون ری،

01:39:53.659 --> 01:39:57.459
‫این دو رو به هم معرفی کرد. لی از جی خواست
‫که چند تا حرکت به او یاد دهد

01:39:58.169 --> 01:40:01.999
‫در سال 1972، کارگردان گلدن هاروست،
‫هوانگ فنگ،

01:40:02.129 --> 01:40:05.759
‫جی و دست راستش هوانگ این‌شیک را
‫استخدام کرد...

01:40:05.879 --> 01:40:09.349
‫تا بازیگران فیلم جدیدش، "هاپکیدو" را
‫آموزش بدن

01:40:09.469 --> 01:40:12.099
‫جی و هوانگ هم در فیلم بازی می‌کنند

01:40:12.219 --> 01:40:15.019
‫در استودیوی گلدن هاروست بود که...

01:40:15.139 --> 01:40:18.099
‫جی یک بار دیگه با بروس لی آشنا شد،

01:40:18.229 --> 01:40:21.069
‫کسی که همان زمان در حال فیلمبرداری
‫"راه اژدها" بود

01:40:22.149 --> 01:40:25.859
‫بروس، هوانگ این‌شیک رو به عنوان بازیگری
‫در "راه اژدها" استخدام می‌کند

01:40:25.989 --> 01:40:29.069
‫او نقش مبارزی ژاپنی را در اواخر فیلم بازی می‌کند

01:40:29.199 --> 01:40:32.989
‫خیلی زود، به او نقش هوانگ
‫و جی را در "بازی مرگ"...

01:40:33.119 --> 01:40:34.409
‫پیشنهاد کرد

01:40:34.539 --> 01:40:37.749
‫نقش هوانگ در فیلم، نگهبان طبقه اول بود

01:40:37.869 --> 01:40:40.789
‫غیر از چند نمای خارجی که بعداً در موردشان
‫حرف می‌زنیم،

01:40:41.339 --> 01:40:43.549
‫صحنه‌های او هرگز جلوی دوربین نرفتند

01:40:45.629 --> 01:40:49.549
‫از طرف دیگه، جی هان‌جه،
‫نقش نگهبان طبقه چهارم را بازی می‌کند

01:40:49.679 --> 01:40:51.049
‫و از قضا،

01:40:51.179 --> 01:40:54.599
‫مبارزات او در "بازی مرگ"، آخرین صحنه‌هایی‌ست که...

01:40:54.719 --> 01:40:56.889
‫بروس لی جلوی دوربین می‌برد

01:40:59.099 --> 01:41:01.609
‫فیلمبرداری فیلم در 22 اکتبر دوباره
‫از سر گرفته شد،

01:41:01.729 --> 01:41:04.779
‫از جایی که نزدیک به یک ماه پیش
‫فیلمبرداری متوقف شده بود

01:41:04.899 --> 01:41:07.859
‫جایی که بروس لی، جیمز تین
‫و چی یوان...

01:41:07.989 --> 01:41:11.409
‫از طبقات بالا می‌روند
‫و به تالار اژدها می‌رسند

01:41:11.529 --> 01:41:13.739
‫همان‌طور که اسم طبقه نیز نشان می‌دهد،

01:41:13.869 --> 01:41:17.409
‫برخی از خیالی‌ترین طراحی‌های حرکات لی
‫در این‌جا رخ می‌دهد

01:41:20.039 --> 01:41:23.039
‫تحلیل خودمان را با روش بدلکاری لی شروع می‌کنیم

01:41:23.169 --> 01:41:25.799
‫باید به جنبه‌ای نگاه کنیم که غالبا
‫نادیده گرفته می‌شود،

01:41:26.419 --> 01:41:28.589
‫فضا

01:41:28.719 --> 01:41:32.719
‫برای دومین بار، از تغییر صحنه برای
‫ایجاد تمایز بین دو طبقه‌ی قبلی...

01:41:32.849 --> 01:41:35.809
‫استفاده می‌شود،

01:41:35.929 --> 01:41:40.389
‫در این طبقه، لی از نگاهی نامعمول‌تر استفاده کرد

01:41:41.849 --> 01:41:43.309
‫همان جور که قبلاً هم گفتیم،

01:41:43.439 --> 01:41:46.899
‫طرحی تقریباً غیرمنطقی و رویاگونه از "بازی مرگ"،

01:41:47.029 --> 01:41:50.609
‫اغلب با پروژه نیمه‌کاره لی مقایسه می‌شود،

01:41:50.739 --> 01:41:52.619
‫"فلوت بی‌صدا"

01:41:52.739 --> 01:41:56.239
‫در آن فیلم، لی افکار فلسفی رمزآلود خود را...

01:41:56.369 --> 01:41:58.579
‫با سایکلدیای دهه 1960 ترکیب کرد

01:41:58.699 --> 01:42:02.379
‫این محرکه خلاقانه بیشتر از همه
‫در طبقه چهارم مورد تأکید قرار می‌گیرد،

01:42:02.499 --> 01:42:06.879
‫جایی که سبک کارگردانی هنری‌اش
‫بیشتر به سمت حساسیت‌های جهانی سوق پیدا کرد

01:42:07.419 --> 01:42:11.929
‫این را به محض عبور لی هان‌جی
‫از پرده سفید روح‌گونه می‌بینیم

01:42:12.049 --> 01:42:14.179
‫یقه طلایی خود...

01:42:14.299 --> 01:42:18.469
‫و کمربند طلایی خود که همان‌قدر کورکننده‌ست

01:42:18.599 --> 01:42:22.809
‫دائماً در نور سوسو می‌زنند.
‫گویی که می‌خواد حواس هر کس را که...

01:42:22.939 --> 01:42:25.399
‫به این نگهبان نگاه می‌کند، پرت کند

01:42:26.609 --> 01:42:30.149
‫جی با قرمز کردن اتاق با رنگ قرمز تند،

01:42:30.279 --> 01:42:32.819
‫حس و حالی سایکلدلیکی را به ما می‌‌‌دهد

01:42:40.289 --> 01:42:42.959
‫نور قرمز در تنها دیالوگ نگهبان طبقه چهارم...

01:42:43.079 --> 01:42:47.039
‫که خود بروس نوشته، توضیح داده شده است:

01:42:48.419 --> 01:42:51.879
‫"شما آقایون از خطر طلسم قرمز آگاهید

01:42:52.009 --> 01:42:56.099
‫بنابراین به شما توصیه می‌کنم که
‫وارد منطقه قرمز نشید

01:42:56.639 --> 01:43:01.099
‫اگه می‌خواید زنده بمونید،
‫راهتون رو بگیرید و برگردید طبقه پایین

01:43:01.229 --> 01:43:02.639
‫زندگی ارزشمنده"

01:43:04.519 --> 01:43:06.939
‫لحظه‌ای توقف را در فیلم می‌بینید،

01:43:07.059 --> 01:43:08.979
‫وقتی چِی یوآن به جی حمله می‌کند

01:43:09.729 --> 01:43:14.989
‫مبارزه متعاقبی که جی به راحتی
‫چِی و جیمز تین را شکست می‌د‌هد...

01:43:15.109 --> 01:43:18.989
‫سه روز بعد، در روز 25 اکتبر
‫فیلمبرداری شد

01:43:22.409 --> 01:43:25.539
‫آیا نمایی که در روز 22اُم فیلمبرداری شد،

01:43:25.669 --> 01:43:27.459
‫مورد تأیید قرار نگرفت و باید
‫دوباره فیلمبرداری می‌شد؟

01:43:28.039 --> 01:43:30.499
‫هیچ فیلم خامی باقی نماند که
‫این نظریه را اثبات کند

01:43:31.839 --> 01:43:34.719
‫در عوض به یک نمای مشابه برمی‌گردیم،

01:43:34.839 --> 01:43:37.259
‫جایی که چِی و تین
‫زخم‌‌هایشان را می‌مالند...

01:43:37.389 --> 01:43:40.679
‫و لی به جی نزدیک می‌شود
‫تا با او مبارزه کند

01:43:42.269 --> 01:43:45.939
‫تالار اژدها حرکتی بزرگ برای لی محسوب می‌شد،

01:43:46.059 --> 01:43:48.269
‫چرا که طراحی حرکت، مملوء از...

01:43:48.389 --> 01:43:50.899
‫گرفتن، پرتاب کردن و گلاویز شدن بود

01:43:51.519 --> 01:43:55.269
‫به عنوان یک مبارز نمایشی،
‫لی ابتدا یک بوکسور بود،

01:43:55.399 --> 01:43:57.109
‫چرا که سابقه‌ی ریشه‌ای در وینگ چون داشت،

01:43:57.229 --> 01:44:00.149
‫و زیاد در سبک خودش یعنی جیت کان دو...

01:44:00.279 --> 01:44:01.989
‫از بوکس استفاده می‌کرد

01:44:02.109 --> 01:44:05.079
‫به کارگیری جی هان‌جه
‫با آن مهارت‌های هاپکیدویش...

01:44:05.199 --> 01:44:09.959
‫نشان می‌دهد که لی چقدر عزم خودش را
‫برای گسترش علم سینمای رزمی جزم کرده بود

01:44:10.749 --> 01:44:15.169
‫این یک چالش بود. چرا که برعکس اینوسانتو
‫و عبدالجبار...

01:44:15.289 --> 01:44:18.709
‫لی سابقه تمرین با جی هان‌جه را نداشت

01:44:19.469 --> 01:44:22.049
‫به همین دلیل، از سبک حرکت یکدیگر...

01:44:22.179 --> 01:44:24.049
‫خبر نداشتند

01:44:24.679 --> 01:44:29.599
‫لازم به ذکر است که لی به شدت مایل بود که
‫دوئلی زیبا خلق کند

01:44:29.729 --> 01:44:32.019
‫البته با وفاداری به فلسفه‌ خودش،

01:44:32.729 --> 01:44:35.149
‫که این را در برداشت‌های پشت سر هم،

01:44:35.269 --> 01:44:37.979
‫و امتحان‌های پشت سر هم نشان می‌دهد

01:44:38.109 --> 01:44:41.239
‫هدف همه این‌ها خلق بهترین مبارزه رزمی بود

01:44:42.279 --> 01:44:46.369
‫لی به مهارت رزمی‌اش در جلو و پشت دوربین معروف بود

01:44:46.489 --> 01:44:47.909
‫شهرتی که به حق بود

01:44:48.539 --> 01:44:49.999
‫ولی این شأن اسطوره‌ای،

01:44:50.119 --> 01:44:53.709
‫به اضافه انتقادهای تند از سینمای کونگ فو،

01:44:53.829 --> 01:44:57.339
‫غالباً مهارت‌هایش را در قصه‌گویی زیر سؤال می‌بردند

01:44:58.379 --> 01:45:00.879
‫همه فراموش کرده بودند که لی ابتدا بازیگر بود،

01:45:01.009 --> 01:45:06.179
‫و به شدت به هنر فیلمسازی آمریکایی و ژاپنی
‫احترام می‌گذاشت

01:45:06.299 --> 01:45:08.969
‫او بر این باور بود که صنعت فیلمسازی هنگ کنگ،

01:45:09.099 --> 01:45:11.479
‫باید از همین سبک فیلمسازی بهره بگیرد

01:45:11.599 --> 01:45:14.269
‫اگر می‌خواهد در سطح جهانی رقابت کند

01:45:14.809 --> 01:45:19.069
‫این محرک در کنترل هنری لی...

01:45:19.189 --> 01:45:22.109
‫و در دوئل یکی مانده به آخر
‫کاملاً مشخص است

01:45:23.859 --> 01:45:27.989
‫روز اولین فیلمبرداری در اولین ضربه بروس
‫خلاصه می‌شود

01:45:28.119 --> 01:45:30.999
‫ضربه‌ای که با چندین و چند حمله
‫و با چندین و چند سرعت فیلمبرداری شد

01:45:31.659 --> 01:45:35.999
‫وقتی لی به جی نزدیک می‌شود،
‫یکی از دستانش را به سمت حریفش بلند می‌کند

01:45:36.129 --> 01:45:39.549
‫ژستی که می‌گیرد، گاردی عجیب در دنیای رزمی‌ست

01:45:39.669 --> 01:45:42.049
‫اشاره‌ای برای دعوت حریفش به حمله

01:45:42.669 --> 01:45:45.509
‫کم‌کم مشخص می‌شود که لی می‌خواهد
‫اولین حرکت را انجام دهد

01:45:46.679 --> 01:45:48.549
‫با سرعتی تعمدی،

01:45:48.679 --> 01:45:52.269
‫لی دستش را پایین می‌آورد
‫و صدایی ایجاد می‌کند،

01:45:52.849 --> 01:45:55.229
‫و لگدی دورانی می‌زند

01:45:56.189 --> 01:45:58.019
‫در یادداشت‌های بلدکاری‌اش نوشته بود که...

01:45:58.149 --> 01:46:02.029
‫"آرام می‌شود، لبخند می‌زند، دستش را برمی‌گرداند

01:46:02.149 --> 01:46:03.489
‫و همزمان با لبخندش،

01:46:03.609 --> 01:46:06.609
‫تمارضی با انگشتش می‌کند،

01:46:06.739 --> 01:46:10.159
‫و سپس سریعاً ضربه‌ای با پا می‌زند،

01:46:10.279 --> 01:46:15.039
‫با سرعتی روان، ظرافتی مثال‌زدنی
‫و یک دو سه‌ای قدرتمند"

01:46:15.959 --> 01:46:18.959
‫هر حرکت و اشاره‌ای ساده هستند،

01:46:19.079 --> 01:46:23.089
‫ولی وقتی با ریتم صحیح لی همراه می‌شود،

01:46:23.209 --> 01:46:26.009
‫کشمکش روایی را مشخص می‌کند...

01:46:26.129 --> 01:46:29.389
‫و لایه‌ای از انتظار و تعلیق را نیز
‫اضافه می‌کند

01:46:30.679 --> 01:46:32.349
‫از طریق این فیلم‌های خام،

01:46:32.469 --> 01:46:36.019
‫نه تنها ذره ذره از تصمیمات بلدکاری لی را می‌بینیم،

01:46:36.139 --> 01:46:40.359
‫بلکه تصمیمات کارگردانی و شیوه‌ی قصه‌گویی‌اش را نیز می‌بینیم

01:46:41.109 --> 01:46:43.819
‫باید تأکید شود که این‌ها فیلم‌های خام هستند،

01:46:43.939 --> 01:46:47.029
‫و با محصول تکمیل و اصلاح شده بسیار فاصله دارند

01:46:47.149 --> 01:46:51.989
‫ولی در مراحل قبلی که اینوسانتو و عبدالجبار حضور داشتند،

01:46:52.119 --> 01:46:55.409
‫نشان می‌دهد که در این‌جا لی می‌خواست،

01:46:55.539 --> 01:46:58.329
‫سطح دوئل تک به تکش را بالا ببرد

01:46:59.079 --> 01:47:01.249
‫از لحاظ ساختاری، تالار اژدها...

01:47:01.379 --> 01:47:04.839
‫با تالار ببر و تالار ناشناخته‌ هیچ فرقی نمی‌کند،

01:47:05.419 --> 01:47:08.299
‫ولی همگی صاحب مشخصه‌های کلیدی خودشون هستند...

01:47:08.429 --> 01:47:11.469
‫که همگی روی رخدادهایشان تأثیر می‌گذارند

01:47:12.219 --> 01:47:14.309
‫این مشخصه می‌تواند مزاحم باشد،

01:47:14.429 --> 01:47:16.809
‫مثل تاریکی در مبارزه با عبدالجبار،

01:47:16.929 --> 01:47:20.229
‫یا شیطانی در نور قرمز تند این مبارزه

01:47:20.349 --> 01:47:23.019
‫ولی با توجه به نظم برنامه‌ریزی شده این سه طبقه،

01:47:23.149 --> 01:47:26.069
‫می‌فهمیم که هر چی از معبد بالاتر برویم،

01:47:26.189 --> 01:47:28.819
‫پیرامون فرازمینی‌تر می‌شود

01:47:29.659 --> 01:47:31.869
‫همه‌ی این‌ها نشان می‌دهند که برای لی...

01:47:31.989 --> 01:47:36.199
‫طراحی حرکت، فقط فعل و انفعال برای دو نفر نیست،

01:47:36.329 --> 01:47:38.709
‫فعل و انفعال با فضا،

01:47:38.829 --> 01:47:42.419
‫و افزایش تنش با تغییر فضا نیز هست

01:47:44.089 --> 01:47:47.129
‫دومین روز فیلمبرداری با دومین زاویه شروع می‌شود،

01:47:47.259 --> 01:47:50.009
‫ولی این بار با سرعتی معمولی فیلمبرداری می‌شود

01:47:50.719 --> 01:47:52.599
‫دو زاویه‌ی دیگر...

01:47:52.719 --> 01:47:56.599
‫در روز سوم فیلمبرداری گرفته می‌شوند

01:47:57.979 --> 01:47:59.939
‫اگر این فریب، برای نشان دادن...

01:48:00.059 --> 01:48:02.609
‫احتیاط و غیرقابل‌پیشبینی بودن "های تین" است،

01:48:02.729 --> 01:48:06.069
‫نمای بعدی نشان می‌دهد که او فهمیده‌
‫با چالش جدی روبرو شده است

01:48:06.189 --> 01:48:09.899
‫چرا که جی جدی می‌ایستد
‫و گارد مبارزه می‌گیرد،

01:48:10.029 --> 01:48:12.029
‫و نشان می‌دهد که نترسیده است

01:48:40.139 --> 01:48:43.849
‫دیگر جنبه از طراحی حرکت لی
‫در حرکت دوربین است

01:48:44.939 --> 01:48:48.569
‫بسیاری از طرفداران و منتقدین،
‫از رویکرد طبیعی او...

01:48:48.689 --> 01:48:50.649
‫برای فیلمبرداری صحنه‌های مبارزه
‫پشتیبانی کردند،

01:48:50.779 --> 01:48:53.819
‫علی الخصوص، استفاده از لنز واید،

01:48:53.949 --> 01:48:57.409
‫چرا که نماد افق دید بی‌طرفانه‌ی مخاطب است،

01:48:57.529 --> 01:49:01.869
‫یک پنجره که به خوبی ویژگی‌های جسمی
‫هر دو را نشان می‌دهد

01:49:02.709 --> 01:49:04.329
‫این به کنار،

01:49:04.459 --> 01:49:08.169
‫ولی مهر خلاقیت و ساده‌سازی لی هم هست

01:49:09.129 --> 01:49:13.219
‫بخش وسیعی از تعریف را باید از تصویربردار فیلم،
‫تاداشی نیشیموتو کرد،

01:49:13.339 --> 01:49:17.179
‫که چنین پویایی بصری را
‫در تمام این نماهای عریض نشان داد

01:49:17.719 --> 01:49:20.679
‫وقتی دوربین تکان می‌خورد، حتی کم،

01:49:20.809 --> 01:49:24.349
‫سومین سهیم در طراحی حرکت لی می‌شود

01:49:24.479 --> 01:49:27.979
‫یک مثال بارز از این نمونه،
‫نقطه دید لرزان جی هان‌جه‌ست،

01:49:28.109 --> 01:49:29.899
‫زمانی که با ضربه پا، بروس را نقش زمین می‌کند،

01:49:30.649 --> 01:49:32.569
‫طراحی امپرسيونيستی برای نشان دادن...

01:49:32.699 --> 01:49:36.119
‫حس شخصی که این ضربه را دریافت می‌کند

01:49:36.819 --> 01:49:40.539
‫اینکه از نقطه نظر قهرمان دیده می‌شود،
‫اتفاقی نیست

01:49:41.249 --> 01:49:44.209
‫به همین دلیل، ما به عنوان مخاطب،

01:49:44.329 --> 01:49:47.459
‫ناظر و حامی بروس لی هستیم

01:49:48.709 --> 01:49:53.129
‫نمونه‌ی دیگر، زمانی‌ست که لی
‫دور حریفش می‌چرخد

01:49:53.259 --> 01:49:56.339
‫یکی از دستانش را دراز می‌کند
‫که فاصله‌اش را حفظ کند،

01:49:56.469 --> 01:49:59.679
‫در حالی که دنبال راهی برای ضربه بعدیش می‌گردد

01:50:00.469 --> 01:50:03.389
‫این‌جا دوربین با لی حرکت می‌کند،

01:50:03.519 --> 01:50:07.269
‫و نه تنها حرکت او را نشانمان می‌دهد،
‫بلکه انرژی‌اش را نیز انتقال می‌دهد،

01:50:08.109 --> 01:50:11.939
‫و ما به عنوان مخاطب، جذب این انرژی می‌شویم،

01:50:12.069 --> 01:50:15.569
‫که در نهایت ما را همراه با شخصیت لی می‌کند

01:50:16.989 --> 01:50:19.069
‫این انتخاب‌های خلاقانه مشخص می‌کنند که...

01:50:19.199 --> 01:50:22.119
‫دوربین دو نقش دارد:

01:50:22.869 --> 01:50:25.459
‫در فیلمبرداری مبارزه‌ی دو شخص ماهر...

01:50:25.579 --> 01:50:27.619
‫بی‌طرف است،

01:50:28.289 --> 01:50:32.049
‫ولی در فیلمبرداری داستان در حال وقوع
‫و محتوای احساسی قهرمان...

01:50:32.169 --> 01:50:35.049
‫سوگیرانه‌ست

01:50:36.219 --> 01:50:38.049
‫در این قسمت از قصه،

01:50:38.179 --> 01:50:41.599
‫با راه‌های دغل‌بازانه‌ی جیمز تین آشنا شده‌ایم

01:50:42.219 --> 01:50:44.389
‫ولی این حرکتی نیست که با تکرار حاصل شود

01:50:45.599 --> 01:50:48.309
‫روش تین در رسیدن به درجات بالا...

01:50:48.439 --> 01:50:52.819
‫تبدیل به ویژگی شخصیتی شده است که
‫همه ما با آن آشنایی داریم

01:50:53.979 --> 01:50:56.239
‫این ارتباط مستقیمی با دو نهال روایی دارد که...

01:50:56.359 --> 01:50:59.109
‫در این مبارزه واقع شده در طبقه چهارم
‫رخ می‌دهند

01:50:59.239 --> 01:51:01.079
‫مکثی در ماجرا می‌بینیم...

01:51:01.199 --> 01:51:03.239
‫وقتی جیمز تین،‌ چِی یوآن را متقاعد می‌کند...

01:51:03.369 --> 01:51:05.369
‫که مسیر طبقه بالا را باز کند

01:51:05.949 --> 01:51:09.329
‫در دیالوگ فیلمنامه لی،
‫تین می‌گوید:

01:51:09.459 --> 01:51:10.919
‫"تو برادرمی

01:51:11.039 --> 01:51:13.839
‫بهت اجازه میدم که این کار شایسته رو انجام بدی

01:51:13.959 --> 01:51:16.839
‫تو برو جلو.
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم"

01:51:46.249 --> 01:51:49.369
‫لی نمی‌تواند مانع بالا رفتن چِی از پله‌ها شود،

01:51:49.499 --> 01:51:51.669
‫زمانی که جی هان‌جه به سمت او می‌دود،

01:51:51.789 --> 01:51:54.339
‫که ظاهراً برای متوقف کردن چِی است،

01:51:54.459 --> 01:51:58.259
‫"های تین"، چندین ضربات به پهلوی او وارد می‌کند

01:52:33.329 --> 01:52:35.749
‫خشونت یک بار دیگه متوقف می‌شود،

01:52:35.879 --> 01:52:38.419
‫زمانی که چِی‌ از طبقه چهارم پرت می‌شود پایین،

01:52:38.549 --> 01:52:40.089
‫توسط یک مهاجم ناشناس

01:52:40.799 --> 01:52:43.389
‫این‌جاست که سؤالی برای مخاطب پیش می‌آید،

01:52:43.509 --> 01:52:46.889
‫چه شخص قوی، از طبقه پنجم و آخر
‫محافظت می‌کند؟

01:52:47.849 --> 01:52:50.979
‫ما می‌دانیم که شخص مهاجم، کریم عبدالجبار است،

01:52:51.559 --> 01:52:53.649
‫ولی در این قصه در حال وقوع،

01:52:53.769 --> 01:52:57.689
‫این لحظه طنز سیاه، خطر در حال وقوع روی تصویر را
‫متوقف می‌کند...

01:52:57.819 --> 01:53:00.189
‫با نشان دادن خطر بزرگ‌تر پیش‌رو

01:53:01.279 --> 01:53:02.779
‫بعضی از طرفداران حدس زده‌اند که...

01:53:02.909 --> 01:53:05.949
‫چِی یوآن خودش از پله‌ها نپرید،

01:53:06.069 --> 01:53:09.619
‫علی‌رغم تجربه زیادش در بدل‌کاری،

01:53:09.749 --> 01:53:12.039
‫غالباً به این دلیل که...

01:53:12.159 --> 01:53:15.579
‫در عکس‌های پشت‌صحنه، هوانگ این‌شیک،
‫لباس چِی را پوشیده است

01:53:16.419 --> 01:53:21.169
‫ولی اگر با دقت چهره چِی را بین برداشت ببینیم،

01:53:21.299 --> 01:53:24.219
‫مشخص است که خود او پرت شده است

01:53:25.589 --> 01:53:30.309
‫ولی بدلکاری نقشش را کسی دیگر
‫در جای دیگری انجام می‌دهد،

01:53:30.429 --> 01:53:32.939
‫در صحنه‌ای که جسدش را می‌بینیم،

01:53:33.059 --> 01:53:37.899
‫دوست قدیمی و مستخدم خانه‌ی بروس،
‫وو نگان،‌ بدل‌کاری‌اش را انجام می‌دهد

01:53:42.739 --> 01:53:46.029
‫علی‌رغم چهره چِی
‫و سکونی که چهره‌ی مُرده‌اش...

01:53:46.159 --> 01:53:48.529
‫در زمان پرتاب روی زمین دارد،

01:53:49.279 --> 01:53:53.829
‫طمع جیمز تین برای رفتن به طبقه بالا
‫اصلاً کم نشده است

01:53:55.709 --> 01:53:57.629
‫همان‌جور که همه ما می‌دانیم،

01:53:57.749 --> 01:54:00.499
‫این طمع خیلی زود مصوب مرگ او می‌شود

01:54:01.879 --> 01:54:06.389
‫در سکانس بعدی می‌بینیم که تین
‫سعی می‌کند یواشکی از پله‌ها بالا رود

01:54:06.509 --> 01:54:10.259
‫ولی "جی" خیلی زود جلوی او را می‌گیرد
‫و ناک اوتش می‌کند

01:54:35.579 --> 01:54:39.669
‫بعد از آن، ارتباط بی‌کلام بین آن دو صورت می‌گیرد،

01:54:39.789 --> 01:54:44.129
‫لی به تین اشاره می‌کند که کنار بایستد.
‫گویی که پدرش است...

01:54:44.259 --> 01:54:47.049
‫انگار که به بچه‌ی ناقلا گفته است که
‫کنار بایستد

01:54:53.679 --> 01:54:57.479
‫بروس لی بدگمانی زیادی نسبت به برخی مولفه‌های
‫فیلمسازی هنگ کنگ داشت،

01:54:58.229 --> 01:55:01.769
‫مثلاً استفاده زیاد از اشکال کلاسیک...

01:55:01.899 --> 01:55:03.609
‫و حرکات رقص‌گونه...

01:55:03.729 --> 01:55:06.819
‫در فیلم‌های معاصر رزمی

01:55:06.949 --> 01:55:10.529
‫ریتم بصری زیاد و خسته‌کننده بود،

01:55:10.659 --> 01:55:13.199
‫یک تن بارها و بارها تکرار می‌شد

01:55:13.869 --> 01:55:17.249
‫برند حرکات او،‌ پاسخی مستقیم به این مسئله بود

01:55:17.369 --> 01:55:19.999
‫بر اساس اصول جیت کان دوش،

01:55:20.129 --> 01:55:24.499
‫لی می‌خواست جنبه ناگهانی مبارزه واقعی را
‫به نمایش بگذارد،

01:55:24.629 --> 01:55:27.379
‫با استفاده از عمل‌گرایی و بداهه...

01:55:27.509 --> 01:55:29.219
‫و استفاده از بدن به عنوان سلاح،

01:55:29.339 --> 01:55:33.099
‫گویی هر وقت که این اسلحه شلیک می‌شود،
‫یک آتش‌فشان شلیک شده است

01:55:33.969 --> 01:55:38.019
‫او به دنبال ریتم بصری بود
‫و هرگز دنبال یک الگوی خاص نبود،

01:55:38.139 --> 01:55:42.519
‫و بیشتر به دنبال شکستن این الگو بود

01:55:43.319 --> 01:55:44.569
‫این را قبلاً دیده‌ایم...

01:55:44.689 --> 01:55:48.109
‫زمانی که بعد از افتادن چِی یوآن از طبقه بالا...

01:55:48.239 --> 01:55:50.489
‫لی سعی می‌کند به جی هان‌جه حمله کند،

01:55:50.609 --> 01:55:53.989
‫ولی ضربان هاپکیدوی جی
‫ثابت می‌کنند که بسیار فشارآور هستند

01:55:54.789 --> 01:55:56.369
‫بعد از استراحتی کوتاه،

01:55:56.499 --> 01:55:59.749
‫لی خودش را با محیط وفق می‌دهد
‫و جلوی حرکات جی را می‌گیرد،

01:55:59.869 --> 01:56:03.589
‫و قبل از دو مشتی که به او می‌زند،
‫سوار بر حریفش می‌شود،

01:56:03.709 --> 01:56:06.299
‫ضربه به دنده او و دیگری به کشاله او،

01:56:06.419 --> 01:56:08.509
‫درست مثل برگ درخت بیدی که...

01:56:08.629 --> 01:56:10.929
‫در ابتدای فیلم به نمایش گذاشته می‌شود

01:56:12.389 --> 01:56:16.809
‫همان‌جور که قبلاً‌ هم گفتم، لی از مبارزات رقص‌‌گونه
‫زمان خود خوشش نمی‌آمد

01:56:16.929 --> 01:56:21.019
‫ولی این بدین معنا نیست که صحنه‌های کونگ فو گونه‌ی او
‫از لحاظ موسیقیایی مرتب نبودند

01:56:21.139 --> 01:56:25.069
‫هر طراحی حرکتی، ترکیبی از لحظات است،

01:56:25.189 --> 01:56:29.319
‫همچون خطی‌ست که مضمون احساسی یک نفر را
‫نشان می‌دهد

01:56:30.149 --> 01:56:33.659
‫کلیشه‌ای بوالهواسانه و رمانتیک است که...

01:56:33.779 --> 01:56:36.369
‫غالباً هنرهای رزمی را با موسیقی مقایسه می‌کند

01:56:37.039 --> 01:56:38.909
‫ولی درست مثل موسیقی،

01:56:39.039 --> 01:56:43.289
‫هنر رزمی جلوی دوربین،
‫نیازمند ریتم و ساختار موسیقیایست...

01:56:43.419 --> 01:56:45.169
‫که مخاطب را به سمت خود جلب کند

01:56:45.919 --> 01:56:49.799
‫در این جهش‌ها،‌ ریتم بخصوص لی...

01:56:49.919 --> 01:56:52.879
‫و نقشش در پیشبرد قصه و شخصیت‌ها را
‫متوجه می‌شویم

01:56:53.839 --> 01:56:55.799
‫خود حرکات...

01:56:55.929 --> 01:56:59.929
‫همچون آموزشگاه خشونت سینمایی
‫به سبک لی هستند

01:57:01.099 --> 01:57:05.399
‫ولی این‌ها تنها نت‌های بالا و قدرتمند هم‌سرایی هستند،

01:57:05.519 --> 01:57:07.769
‫هم‌سرایی هرگز ادامه پیدا نمی‌کند

01:57:08.479 --> 01:57:12.609
‫بین خشونت، به دورخیزها و ملودی‌های ساکت نیاز داریم...

01:57:12.739 --> 01:57:15.869
‫تا محتوای احساسی به وقوع بپیوندد،

01:57:16.579 --> 01:57:18.329
‫یا به زبان موسیقیایی،

01:57:18.449 --> 01:57:21.789
‫بیتی که قصه و تم را مشخص می‌کند

01:57:22.459 --> 01:57:26.289
‫در این لحظات سکوت، بیشتر دیدگاه لی را
‫درک می‌کنیم،

01:57:26.419 --> 01:57:28.919
‫همچنین مزاج احساسی و سکون او را،

01:57:29.049 --> 01:57:31.839
‫زمانی که شرایط دور و برش را دوباره بررسی می‌کند

01:57:32.589 --> 01:57:34.179
‫این‌ها سکوی پرتاب‌هایی هستند...

01:57:34.299 --> 01:57:36.549
‫برای لگدها و مشت‌های بعدی

01:57:46.479 --> 01:57:47.609
‫از بسیاری جهات،

01:57:47.729 --> 01:57:51.319
‫همه‌ی آن‌ها بیشتر به خاطر مهارت بازیگری اوست،
‫نه مهارت رزمی او،

01:57:52.109 --> 01:57:55.239
‫و میشه گفت به همین دلیل مقلدهای او...

01:57:55.359 --> 01:57:58.029
‫نمی‌توانند یگانگی او را درک کنند

01:59:14.939 --> 01:59:17.699
‫وقتی به اوج کشمکش برمی‌گردیم،

01:59:17.819 --> 01:59:21.029
‫دومین تلاش جیمز تین برای رفتن به طبقه بالا را می‌بینیم

01:59:22.079 --> 01:59:24.119
‫این بار، او موفق می‌شود

01:59:24.949 --> 01:59:27.789
‫ولی همان‌جور که ما به آن آگاهیم،

01:59:28.369 --> 01:59:31.419
‫نگهبان ناشناخته‌ها بیش از حد قوی‌ست

01:59:33.209 --> 01:59:36.509
‫اقدامات تین در طبقه چهارم، ما را با محتویات...

01:59:36.629 --> 01:59:39.049
‫طبقه پنجم آشنا می‌کند

01:59:39.759 --> 01:59:42.799
‫وقتی او بالاخره با نگهبان ناشناخته‌ها روبرو می‌شود،

01:59:42.929 --> 01:59:44.929
‫گویی که به جزای خود رسیده است،

01:59:45.559 --> 01:59:48.559
‫جزایی برای دغل‌بازی او

01:59:50.399 --> 01:59:54.019
‫زمانی که استراحتی دیگر بین مبارزه لی
‫و جی انجام می‌گیرد،

01:59:54.149 --> 01:59:57.529
‫می‌فهمیم که حوادث آن طبقه روی حوادث این طبقه
‫تأثیر می‌گذارند

01:59:58.399 --> 02:00:00.659
‫خاک روی "های تین" فرود می‌آید

02:00:00.779 --> 02:00:04.159
‫و در نمایی از نقطه دید او،
‫تکان سقف را می‌بینیم

02:00:05.039 --> 02:00:08.829
‫باز هم کاشتی روایی برای مخاطب

02:00:08.959 --> 02:00:12.419
‫این بار، خاک نشان‌‌دهنده‌ی...

02:00:12.539 --> 02:00:16.549
‫توانایی و قدرت بی‌کران نگهبان طبقه پنجم است

02:00:18.009 --> 02:00:21.259
‫میزان حقه‌های روایی و فلسفی که در این‌جا
‫به کار رفته‌اند،

02:00:21.379 --> 02:00:24.509
‫طراحی حرکات بروسی لی را تحسین برانگیز نشان می‌دهند،

02:00:25.099 --> 02:00:28.519
‫و مشخص می‌کنند که او تنها...

02:00:28.639 --> 02:00:31.019
‫به دنبال نشان دادن اشیاء باکلاس نبود

02:00:31.139 --> 02:00:33.899
‫مشت‌ها و ضربات پا،‌ برای لی بی‌دلیل نبودند

02:00:34.519 --> 02:00:38.899
‫همه‌ی آن‌ها انتخابی در جهت نشان دادن
‫فلسفه رزمی او بودند

02:00:39.609 --> 02:00:43.659
‫همچنین،‌ هیچ فضای راکدی بین خشونت نبود،

02:00:43.779 --> 02:00:46.529
‫چرا که ویژگی احساسی شخصیت‌ها را...

02:00:46.659 --> 02:00:49.039
‫با پیشبرد داستان نشان می‌دادند

02:00:50.249 --> 02:00:53.289
‫احتمالاً‌ این مولفه اصلی فلسفه لی است،

02:00:53.829 --> 02:00:56.879
‫چرا که به مخاطب اجازه می‌دهد در غالب رزمی...

02:00:56.999 --> 02:00:59.419
‫با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کند

02:01:00.259 --> 02:01:03.759
‫در مصاحبه با پیر برتن، لی گفت:

02:01:03.889 --> 02:01:07.219
‫"من راحت می‌توانم غرور و تکبر را به نمایش بگذارم

02:01:07.349 --> 02:01:09.719
‫می‌توانم به شما حرکات با کلاس نشان دهم

02:01:10.679 --> 02:01:14.399
‫ولی توصیف خود آن هم به صورت صادقانه
‫کار سختی‌ست"

02:01:15.979 --> 02:01:19.069
‫استفاده از این نقل‌قول آن‌ هم صرفاً به صورت
‫تحت الفظی، اجحاف است،

02:01:19.189 --> 02:01:23.409
‫آن هم در فرضیه‌ مملوء‌ از اغراقی
‫همچون "بازی مرگ"

02:01:23.529 --> 02:01:26.529
‫ولی توصیف صادقانه از فرضیه نمی‌آید،

02:01:26.659 --> 02:01:28.869
‫از شخصیتی که لی بازی می‌کند هم نمی‌آید

02:01:29.539 --> 02:01:31.709
‫همه اینا ساختگی هستند

02:01:32.539 --> 02:01:34.709
‫ولی ساختگی صدای او نیست،

02:01:34.829 --> 02:01:37.499
‫تنها وسیله‌ای برای ارتباط با مخاطبینش است

02:01:38.089 --> 02:01:41.259
‫به همین دلیل،‌ صداقت در بیان خود،

02:01:41.379 --> 02:01:45.509
‫مستلزم این است که
‫با فرمی از ارتباط انسانی خودمان رو وفق بدهیم

02:01:45.639 --> 02:01:47.969
‫حتی در عکس العمل‌های اغراق‌آمیز هم...

02:01:48.099 --> 02:01:50.769
‫لی را می‌بینیم که می‌خواهد...

02:01:50.889 --> 02:01:53.889
‫با مخاطبینش ارتباط برقرار کند

02:01:54.939 --> 02:01:57.269
‫اگر احساسی در ما تشهیج شود،

02:01:57.399 --> 02:02:02.899
‫می‌شود گفت که توصیف او صادقانه و صحیح است

02:02:18.379 --> 02:02:21.379
‫زمانی که صدای "های تین" از طبقه بالا...

02:02:21.499 --> 02:02:23.919
‫در حال فریاد برای کمک شنیده می‌شود،

02:02:24.049 --> 02:02:27.259
‫آخرین مرحله از این مبارزه رخ می‌دهد

02:02:28.469 --> 02:02:30.559
‫هر دو مرد، چندین لگد را
‫با هم رد و بدل می‌کنند

02:02:30.679 --> 02:02:34.519
‫لی که می‌خواهد جی را مغلوب کند،
‫ضربه‌ای با پا به صورتش می‌خورد

02:02:35.939 --> 02:02:38.859
‫زمانی که هر دو مرد از فرط خستگی
‫روی زمین دراز می‌کشند،

02:02:38.979 --> 02:02:41.939
‫"های تین" عقب می‌کشد
‫و به حرکت بعدی‌اش فکر می‌کند

02:02:57.999 --> 02:03:01.499
‫در طی سال‌ها شایعه شده است که بروس لی...

02:03:01.629 --> 02:03:03.589
‫از سکانس تالار اژدها راضی نبود،

02:03:03.709 --> 02:03:06.759
‫معلوم نیست که از حرکات خود راضی نبود...

02:03:06.879 --> 02:03:09.139
‫یا بازی جی هان‌جه

02:03:09.259 --> 02:03:12.759
‫هیچی در مصاحبه‌ها یا یادداشت‌های او...

02:03:12.889 --> 02:03:16.389
‫این ادعا را ثابت نمی‌کنند

02:03:17.139 --> 02:03:21.519
‫برعکس، لی را دائماً بین برداشت‌ها می‌بینیم که...

02:03:21.649 --> 02:03:23.359
‫به نشانه رضایت لبخند می‌زند

02:03:23.479 --> 02:03:26.899
‫عکس‌هایی که چان یوک سر صحنه گرفت هم
‫همین را نشان می‌دهد

02:03:29.449 --> 02:03:32.239
‫بی‌شک فیلمبرداری تالار اژدها...

02:03:32.369 --> 02:03:35.699
‫از دو طبقه‌ی دیگر چالش برانگیزتر بود،

02:03:35.829 --> 02:03:40.499
‫شاید به این دلیل که برعکس دن اینوسانتو
‫و کریم عبدالجبار...

02:03:40.629 --> 02:03:43.549
‫که دوستان نزدیک بروس بودند
‫و بروس سال‌ها آن‌ها را آموزش داد،

02:03:43.669 --> 02:03:47.549
‫جی غریبه بود و انگلیسی‌اش هم ضعیف بود

02:03:47.669 --> 02:03:50.049
‫همین امر فرایند بازگردانی‌اش را...

02:03:50.179 --> 02:03:52.179
‫در مقایسه با آن‌ها سخت‌تر می‌کرد

02:03:53.389 --> 02:03:57.349
‫به علاوه، با وجود این مهارت هاپکیدوی جِی
‫غیرقابل انتقاد است

02:03:57.479 --> 02:04:01.189
‫و می‌تواند پا به پا با ضربات لی بیاید،

02:04:01.309 --> 02:04:04.069
‫در مقایسه با دو طبقه دیگر،

02:04:04.189 --> 02:04:06.149
‫چیزی در تالار اژدها کم است،

02:04:06.279 --> 02:04:09.279
‫حس واقعی ترس یا تهدید ملموس

02:04:10.819 --> 02:04:13.319
‫با این وجود، علی‌رغم وجود شایعاتی که می‌گویند...

02:04:13.449 --> 02:04:16.449
‫بروس می‌خواست مجدداً صحنه را فیلمبرداری کند،

02:04:16.579 --> 02:04:20.459
‫و اینکه بعضی‌ها می‌گویند او می‌خواست فیلمبرداری
‫طبقه چهارم را با شخص دیگری در پیش بگیرد،

02:04:20.579 --> 02:04:24.339
‫هیچ مدرکی برای اثبات این ادعا وجود ندارد

02:04:24.459 --> 02:04:28.129
‫در هر صورت، هر چی هست،‌ همین است،

02:04:28.259 --> 02:04:30.339
‫و همین خواهد بود

02:04:37.219 --> 02:04:39.059
‫در اواخر صحنه،

02:04:39.179 --> 02:04:42.519
‫هر دو مرد خیس عرق و خشمگین می‌شوند

02:04:43.229 --> 02:04:46.649
‫ولی بروس برنده می‌شود،

02:04:46.769 --> 02:04:50.649
‫او جِی را بلند می‌کند
‫و روی زانویش فرود می‌آورد،

02:04:50.779 --> 02:04:52.609
‫و کمرش را می‌شکند

02:04:53.529 --> 02:04:57.159
‫برعکس کاری که با نگهبان طبقه سوم کرد،
‫جِی را زنده می‌گذارد

02:04:57.289 --> 02:04:59.329
‫ولی او فلج شده است

02:05:01.709 --> 02:05:05.999
‫لنگ لنگان و نفس نفس زنان
‫خود را به پله‌ها می‌رساند

02:05:06.129 --> 02:05:09.049
‫قبل از اینکه به صدای طبقه بالا واکنش نشان دهد

02:05:09.169 --> 02:05:11.009
‫صدایی که به احتمال زیاد،
‫صدای شخصیت جیمز تین است...

02:05:11.129 --> 02:05:14.429
‫که توسط شخصی که منتظر "های تین" است
‫خرد و له می‌شود

02:05:15.179 --> 02:05:18.429
‫روز سوم فیلمبرداری با بالا رفتن بروس از طبقات
‫به پایان می‌رساند...

02:05:18.559 --> 02:05:21.889
‫و مبارزه حماسی او با کریم عبدالجبار
‫انتظارش را می‌کشد

02:05:58.679 --> 02:06:01.269
‫ولی فیلمبرداری تالار اژدها هنوز به پایان نرسیده است،

02:06:01.389 --> 02:06:04.309
‫هنوز یک روز باقی مانده است

02:06:04.439 --> 02:06:06.899
‫پر کردن کمی و کاستی‌ها، سه روز به طول انجامید

02:06:08.479 --> 02:06:12.819
‫چی یوان سرسخت با جی هان‌جه درگیر می‌شود

02:06:12.939 --> 02:06:15.569
‫و سریعاً او را شکست می‌دهد

02:07:07.919 --> 02:07:09.879
‫در نماهای باز می‌بینیم که...

02:07:09.999 --> 02:07:12.379
‫او چندین و چند بار
‫چِی را به کمر می‌زند

02:07:12.499 --> 02:07:15.259
‫و کاری می‌کند که صورت چِی دیده نشود،

02:07:15.379 --> 02:07:18.299
‫جایی که بدل یوان را هوانگ این شیک
‫بازی می‌کند

02:07:18.429 --> 02:07:20.929
‫کسی که به همراه استاد هاپکیدوش...

02:07:21.049 --> 02:07:23.639
‫استاد ملق زدن است

02:07:23.769 --> 02:07:25.099
‫ممکن است که...

02:07:25.219 --> 02:07:28.309
‫دلیل اینکه این صحنه، برای روز آخر گذاشته شد،
‫این باشد که...

02:07:28.439 --> 02:07:31.939
‫هوانگ وقت نداشته است

02:09:28.139 --> 02:09:30.559
‫بروس و جیمز تین در گوشه نگاه می‌کنند،

02:09:30.679 --> 02:09:33.479
‫در حالی که تین یک بار دیگر چِی را به ادامه
‫تشویق می‌کند

02:09:35.019 --> 02:09:37.059
‫این لحظات آرام زیاد رخ می‌دهند،

02:09:37.189 --> 02:09:40.279
‫و فراز و نشیب فعل و انفعال جسمی را نشان می‌دهند

02:09:57.959 --> 02:10:02.089
‫یکی دیگر از چیزهایی که این لحظات نشان می‌دهند،
‫شوخ طبعی لی است

02:10:03.219 --> 02:10:05.179
‫لی قبلاً‌ هم کار کمدی کرده بود،

02:10:05.299 --> 02:10:07.179
‫که برجسته‌ترینش "راه اژدها" بود

02:10:07.719 --> 02:10:11.849
‫در "بازی مرگ"،‌ رشد شوخ طبعی او را می‌بینیم،

02:10:11.969 --> 02:10:14.729
‫جایی که شوخی شخصیت را نشان می‌دهد،

02:10:14.849 --> 02:10:17.809
‫بدون اینکه روایت را از دست بدهد

02:10:17.939 --> 02:10:21.899
‫بازی بین لی و جیمز تین
‫به خوبی این را نشان می‌دهد

02:10:22.029 --> 02:10:24.399
‫در یک نما،‌ می‌بینیم که دو شخص
‫بحث می‌کنند که...

02:10:24.529 --> 02:10:27.279
‫شخص بعدی که باید با نگهبان طبقه چهارم بجنگد
‫کی باشد

02:10:27.989 --> 02:10:29.869
‫ارتباط بی‌کلام است،

02:10:29.989 --> 02:10:33.159
‫و فقط با ایما و اشاره القا می‌شود،

02:10:33.289 --> 02:10:36.579
‫هر دو جوری برنامه‌ریزی شده‌اند
‫که در زمان واحدی انجام بگیرند

02:10:37.579 --> 02:10:40.339
‫اگه "بازی مرگ" آن‌جوری که باید به اتمام می‌رسید،

02:10:40.459 --> 02:10:42.799
‫این لحظه حتماً پاداشی می‌شد...

02:10:42.919 --> 02:10:45.969
‫برای بازی شخصیتی بین لی و تین،

02:10:46.089 --> 02:10:50.509
‫جایی که قهرمان ما، ویژگی دسیسه‌چینی تین را
‫شکست می‌دهد

02:11:58.209 --> 02:12:01.039
‫بیست و پنجم اکتبر، علاوه بر اینکه آخرین روز فیلمبرداری...

02:12:01.169 --> 02:12:02.879
‫در استودیو گلدن هاروست بود،

02:12:02.999 --> 02:12:05.839
‫آخرین روز فیلمبرداری...

02:12:05.959 --> 02:12:08.379
‫برای جیمز تین و چی یوان هم بود

02:12:09.129 --> 02:12:12.849
‫با اینکه چِی در پنج سال بعدش
‫در چندین فیلم ایفای نقش کرد

02:12:12.969 --> 02:12:17.809
‫یکی از نقش‌هایش در فیلم پر فروش "چشمان خصوصی"‌ بود

02:12:17.929 --> 02:12:21.349
‫ولی هرگز نتوانست آن‌جور که در فیلم
‫"بازی مرگ" درخشید،

02:12:21.479 --> 02:12:23.479
‫بدرخشد

02:12:25.359 --> 02:12:29.949
‫جیمز تین هم نتوانست همچون اوایل دوره کاری خود
‫در گلدن هاروست،

02:12:30.069 --> 02:12:32.369
‫آن چنان بدرخشد

02:12:32.489 --> 02:12:34.079
‫و به عنوان بازیگر نقش‌های عجیب،

02:12:34.199 --> 02:12:36.619
‫هنرپیشه پر و پا قرص سینمای اکشن
‫سینمای هنگ کنگ شد

02:12:36.739 --> 02:12:40.999
‫و سال‌های سال، نقش ضدقهرمانانی را برای کارگردانانی
‫همچون جان وو،

02:12:41.119 --> 02:12:43.459
‫سامو هونگ و جکی چان را بازی کرد

02:12:44.039 --> 02:12:49.009
‫او در سال 1997 از بازیگری کناره‌گیری کرد
‫و کاملاً از دیدگان همگان ناپدید شد

02:12:49.129 --> 02:12:51.469
‫محل کنونی او ناشناخته‌ست

02:13:07.979 --> 02:13:12.029
‫بدین ترتیب، صحنه‌های مبارزه معبد "بازی مرگ"
‫به پایان رسید

02:13:12.949 --> 02:13:15.319
‫هنوز فیلمبرداری خارجی ادامه دارد،

02:13:15.449 --> 02:13:19.699
‫این دو برداشت لی از ضربه نمایشی لی
‫و جهش جی...

02:13:19.829 --> 02:13:23.459
‫آخرین برداشت‌هایی هستند که برای این فیلم
‫فیلمبرداری شدند

02:13:23.579 --> 02:13:28.169
‫این صحنه‌ها تکه تکه شدند
‫و پروژه رسماً متوقف شد

02:13:31.759 --> 02:13:35.639
‫ده ماه بعد، رویای بروس لی به حقیقت پیوست

02:13:35.759 --> 02:13:39.389
‫او ستاره مهم‌ترین فیلم آمریکا شد

02:13:39.519 --> 02:13:43.269
‫ولی آن‌قدر زنده نماند که حاصل
‫این رویا را ببیند

02:13:49.349 --> 02:13:55.349
‫[قسمت پنجم: پایان بازی]

02:13:58.619 --> 02:14:01.789
‫طبق گفته تهیه‌کننده گلدن هاروست،
‫آندری مورگان،

02:14:01.909 --> 02:14:05.209
‫هر تأخیر در فیلم "بازی مرگ"،

02:14:05.329 --> 02:14:06.789
‫مورد استقبال بروس قرار می‌گرفت،

02:14:06.919 --> 02:14:10.209
‫و فرصتی می‌دیدش برای حل پازلی که
‫بیشتر از همه فکرش را مشغول می‌کرد

02:14:10.799 --> 02:14:13.919
‫گنجینه‌ای که طبقه بالای معبد قرار داد،
‫چه بود؟

02:14:14.509 --> 02:14:17.219
‫مک‌گافینی که کل طرح قصه را می‌چرخاند،

02:14:17.849 --> 02:14:20.429
‫در تحلیل صحنه به صحنه داستان،

02:14:20.559 --> 02:14:24.059
‫بروس تنها سه جمله را برای قسمت پایانی فیلم
‫توصیه می‌کند:

02:14:24.809 --> 02:14:28.059
‫"مبارزه بزرگ" که مربوط به معبدست

02:14:28.189 --> 02:14:32.609
‫"دستگیری" که مربوط به شکست رئیس
‫مافیای کره‌ای است

02:14:32.739 --> 02:14:35.569
‫و "فرودگاه" که به نظر به بازگشت "های تین"...

02:14:35.699 --> 02:14:37.909
‫به خانه و خانواده است

02:14:38.569 --> 02:14:41.119
‫در رابطه با گنجینه موجود در طبقه آخر،

02:14:41.239 --> 02:14:44.789
‫بروس هر روز نظرش را عوض می‌کرد

02:14:44.909 --> 02:14:46.959
‫شایعات در رابطه با چه می‌شود...

02:14:47.079 --> 02:14:49.539
‫و چه در طبقه بالا منتظر "های تین" است،

02:14:49.669 --> 02:14:51.879
‫سال‌های سال با طرفداران در میان گذاشته شده بود

02:14:51.999 --> 02:14:55.259
‫طبقه مملوء‌ از گنجینه؟
‫یک مبارز دیگه؟

02:14:55.379 --> 02:14:58.969
‫شایع‌ترین تئوری این است که
‫شاید بروس ایده‌ای را...

02:14:59.089 --> 02:15:01.139
‫از فیلم "فلوت بی‌صدا" گرفت،

02:15:01.259 --> 02:15:03.469
‫یعنی "های تین" کتاب مقدسی را پیدا می‌کند که...

02:15:03.599 --> 02:15:06.349
‫هر صفحه‌اش پر بود از آینه،

02:15:06.479 --> 02:15:09.189
‫شاید به این معنا که دانش در مورد خود...

02:15:09.309 --> 02:15:11.479
‫گنجینه‌ای بود که به دنبالش می‌گشت

02:15:11.609 --> 02:15:15.489
‫اینکه چقدر به سرقت معبد ربط داشته است...

02:15:15.609 --> 02:15:17.029
‫قابل بحث است

02:15:17.149 --> 02:15:18.859
‫غیر از چند تخمین غیرقابل اتکا...

02:15:18.989 --> 02:15:23.039
‫هیچ مدرکی برای اثبات اینکه بروس
‫این را مد نظر داشت،‌ وجود ندارد

02:15:24.579 --> 02:15:29.459
‫در عوض،‌ به فیلمبرداری فیلم در سال 1972
‫رجوع می‌کنیم

02:15:31.129 --> 02:15:33.299
‫بروس که چندین بار از کریم عبدالجبار خواسته بود...

02:15:33.419 --> 02:15:35.629
‫اجازه دهد به طبقه بالا برود،

02:15:35.759 --> 02:15:37.469
‫بعد از شکست دادنش،

02:15:37.589 --> 02:15:40.509
‫حتی به پله‌‌ها نگاه نمی‌کند که به گنجینه‌ها برسد

02:15:42.929 --> 02:15:48.059
‫در عوض به سمت پنجره می‌رود
‫و برای کلید‌ساز...

02:15:48.189 --> 02:15:51.859
‫و هر کسی که پایین منتظر است فریاد می‌زند
‫و به همه ندای "امن است"‌ می‌دهد

02:16:00.489 --> 02:16:03.529
‫ولی به جای اینکه گنجینه را با خودش ببرد،

02:16:03.659 --> 02:16:07.789
‫بروس آن را به جا می‌گذارد
‫و به طبقات پایین می‌رود

02:16:13.459 --> 02:16:14.879
‫دو ماه بعد،

02:16:14.999 --> 02:16:18.469
‫بعد از پایان فیلمبرداری تالار اژدها،

02:16:18.589 --> 02:16:22.049
‫بروس سه برداشت از عبور خود
‫از این طبقه می‌گیرد

02:16:22.179 --> 02:16:25.349
‫او کمی مکث می‌کند و به چیزی واکنش نشان می‌دهد

02:16:26.349 --> 02:16:28.769
‫خستگی راهی که آمد...

02:16:28.889 --> 02:16:31.899
‫و راه طولانی که در پیش دارد؟

02:16:32.019 --> 02:16:33.939
‫یا صدایی از بیرون،

02:16:34.059 --> 02:16:37.859
‫که نشان می‌دهد مبارزه دیگری برای خروج از معبد
‫باید انجام دهد

02:16:37.989 --> 02:16:40.359
‫شاید از دست مجرمینی که از پشت به آن خنجر زده‌اند

02:16:40.489 --> 02:16:43.069
‫آیا او الان به هدفش رسیده است؟

02:16:43.199 --> 02:16:45.579
‫هرگز مطمئن نخواهیم شد

02:16:45.699 --> 02:16:48.749
‫بدون این تکه‌های باقیمانده که هدفش را
‫مشخص می‌کنند،

02:16:48.869 --> 02:16:51.539
‫نتیجه‌گیری "بازی مرگ"...

02:16:51.669 --> 02:16:53.709
‫چیزی مبهم‌تر می‌شود،

02:16:53.829 --> 02:16:58.459
‫چرا که "های تین" به سوی
‫سرنوشتی نامعلوم می‌رود

02:16:58.589 --> 02:17:00.629
‫آیا می‌داند که بازی مملوء‌ از تقلب است،

02:17:00.759 --> 02:17:03.219
‫ولی نمی‌خواهد بدون مبارزه برود؟

02:17:12.599 --> 02:17:14.809
‫صرف نظر از برنامه‌ریزی بروس،

02:17:14.939 --> 02:17:18.109
‫آخرین صحنه‌ای که فیلمبرداری می‌کند،
‫از نظر ترتیب وقایع،

02:17:18.229 --> 02:17:20.779
‫سر صحنه تالار ببر در سپتامبر است،

02:17:20.899 --> 02:17:23.819
‫احتمالاً‌ زمانی که می‌خواست به پاداش...

02:17:23.949 --> 02:17:26.199
‫از فِرد واینتراب برسد

02:17:26.329 --> 02:17:28.129
‫آیا می‌داند که "بازی مرگ"...

02:17:28.199 --> 02:17:32.119
‫می‌سوزد و احتمالاً هرگز دوباره زنده نمی‌شود؟

02:17:32.249 --> 02:17:34.419
‫نمی‌دانیم

02:17:37.999 --> 02:17:41.549
‫در عوض، چیزی که داریم، این است:

02:17:52.979 --> 02:17:56.769
‫"هان تین" به سمت پنجره می‌رود
‫و قاب‌ها را می‌شکند،

02:17:56.899 --> 02:18:00.149
‫و چیزی ناشناخته را فریاد می‌زند

02:18:01.069 --> 02:18:03.029
‫شاید درخواست کمک

02:18:03.149 --> 02:18:05.159
‫شاید نام کسی

02:18:06.119 --> 02:18:08.119
‫حالت چهره او عوض می‌شود

02:18:12.079 --> 02:18:13.789
‫او پایین می‌آید

02:18:16.709 --> 02:18:18.459
‫او می‌رود

02:18:19.289 --> 02:18:20.919
‫پایان

02:18:27.879 --> 02:18:33.879
‫[بخش ششم: قلمروهای جدید]

02:18:35.309 --> 02:18:38.399
‫در دو روزی که سه هفته با هم فاصله داشتند،

02:18:39.149 --> 02:18:42.989
‫بروس گروه کوچکی را به تپه‌های
‫"قلمروهای جدید" می‌برد

02:18:43.109 --> 02:18:46.909
‫روستایی مرزی بین دو کلان شهر هنگ کنگ

02:18:47.449 --> 02:18:51.289
‫در آن‌جا چند تا از حساس‌ترین صحنه‌های فیلم را
‫فیلمبرداری کردند

02:18:51.409 --> 02:18:54.999
‫جایی که سه تا از نگهبانان معبد،‌
‫یعنی دن اینوسانتو،

02:18:55.709 --> 02:18:56.829
‫جی هان‌جه،

02:18:57.829 --> 02:19:01.959
‫هوانگ این‌شیک، انتخاب‌های اصلی بروس برای
‫ایفای نگهبان طبقه اول...

02:19:02.089 --> 02:19:04.509
‫با چندین زیردست مبارزه می‌کنند...

02:19:04.629 --> 02:19:06.629
‫با لباس سفید کاراته

02:19:07.089 --> 02:19:09.049
‫آیا فیلم تمرینی برای پیدا کردن چند ضدقهرمان...

02:19:09.179 --> 02:19:11.509
‫برای ابتدای فیلم است؟

02:19:12.099 --> 02:19:15.769
‫یا تنها تست دوربین است و هرگز قرار بر این نبود
‫که در نسخه نهایی فیلم به کار برود؟

02:19:16.599 --> 02:19:19.729
‫بروس در یادداشت و صفحات فیلمنامه‌اش
‫هیچ اشاره به این مسئله نکرد

02:19:19.859 --> 02:19:22.399
‫این یعنی هرگز صد در صد نخواهیم فهمید

02:19:33.489 --> 02:19:34.869
‫در روز چهارم اکتبر،

02:19:36.369 --> 02:19:38.959
‫چند روز بعد از فیلمبرداری صحنه‌هایش
‫در تالار ببر،

02:19:39.419 --> 02:19:41.129
‫دن اینوسانتو برگشت،

02:19:42.209 --> 02:19:46.509
‫و یک بار دیگه مهارتش در اسکریما را روبروی
‫وو نگان به رخ کشید،

02:19:46.629 --> 02:19:49.299
‫دوست دوران کودکی بروس
‫و مستخدم کنونی او،

02:19:49.429 --> 02:19:51.049
‫که نقش یکی از کاراته‌کارها را بازی می‌کرد

02:19:54.059 --> 02:19:57.139
‫هر دو بارها سکانس را تمرین کرده بودند،

02:19:57.269 --> 02:20:00.149
‫در حیاط پشتی خانه بروس
‫در جاده کامبرلند،

02:20:00.269 --> 02:20:03.649
‫ولی چندین و چند برداشت
‫با چندین سرعت فیلمبرداری کردند

02:24:10.599 --> 02:24:12.979
‫با اینکه اینوسانتو یکی از معدود بازیگرانی‌ست که...

02:24:13.109 --> 02:24:15.399
‫بدون استفاده از بدلکار،
‫صحنه‌هایش را برای"بازی مرگ" بازی کرد...

02:24:15.899 --> 02:24:20.239
‫و تنها کسی‌ست که بعد از پنج سال
‫برای ایفای مجدد نقشش حاضر شد،

02:24:20.359 --> 02:24:23.239
‫هرگز حرفه بازیگری را به صورت تمام وقت
‫دنبال نکرد

02:24:24.029 --> 02:24:26.159
‫امروز که او 87 ساله‌ست،

02:24:26.619 --> 02:24:29.579
‫همچنان جیت کان دو، اسکریما...

02:24:29.709 --> 02:24:31.749
‫و تکنیک‌های دیگر رزمی را...

02:24:31.879 --> 02:24:36.589
‫در آکادمی هنرهای رزمی اینوسانتو
‫در مارینا دل ری آموزش می‌دهد

02:24:49.099 --> 02:24:51.059
‫در روز بیست و ششم اکتبر،

02:24:51.189 --> 02:24:54.109
‫یک روز بعد از پایان فیلمبرداری صحنه تالار اژدها،

02:24:55.649 --> 02:24:58.779
‫جی هان‌جه هم آخرین صحنه‌اش در "بازی مرگ" را
‫در سرزمین‌های جدید...

02:24:58.899 --> 02:24:59.989
‫جلوی دوربین می‌برد

02:25:00.859 --> 02:25:03.819
‫جایی که با استاد هاپکیدو هوانگ این شیک،

02:25:03.949 --> 02:25:06.409
‫و چندین نفر از اعضای تیم بدلکاری بروس مبارزه می‌کند

02:25:06.539 --> 02:25:10.409
‫کسانی که نقش کاراته‌کاران محافظ معبد را
‫بازی می‌کردند

02:25:11.499 --> 02:25:15.789
‫بدلکاران،‌ بیلی چان،
‫لم چینگ‌ینگ و یون واه بودند

02:26:24.859 --> 02:26:26.779
‫بعد از انتشار فیلم هاپکیدو،

02:26:27.319 --> 02:26:30.409
‫جی هان‌جه،‌ تنها در دو فیلم دیگر در هنگ کنگ
‫ایفای نقش کرد

02:26:30.909 --> 02:26:33.709
‫سپس در سال 1984 به آمریکا نقش مکان کرد

02:26:34.119 --> 02:26:38.169
‫جایی که در سن 86 سالگی
‫هنوز آموزش می‌دهد

02:26:52.179 --> 02:26:56.229
‫هوانگ این شیک که در سانچئون کره
‫در سال 1949 به دنیا آمد

02:26:56.729 --> 02:26:59.559
‫چهره‌ای مهم در انجمن هاپکیدو کره بود

02:26:59.689 --> 02:27:03.189
‫در کنار جی هان‌جه.
‫این دو، زمانی که گلدن هاروست...

02:27:03.319 --> 02:27:05.859
‫آن‌ها را خواست به هنگ کنگ رفتند

02:27:05.989 --> 02:27:10.409
‫که هم آموزش دهند و هم در فیلم جدید هوانگ فنگ
‫به نام هاپکیدو بازی کنند

02:27:11.699 --> 02:27:15.159
‫روی صحنه همان فیلم در اوایل سال 1972 بود که...

02:27:15.289 --> 02:27:18.419
‫بروس لی از او به عنوان مبارزی ژاپنی
‫و در نقشی به یاد ماندنی...

02:27:18.539 --> 02:27:19.659
‫در فیلم "راه اژدها" استفاده کرد

02:27:20.879 --> 02:27:23.379
‫مهارت ضربات پای او نظرش را جلب کرده بود

02:27:23.799 --> 02:27:27.219
‫مهارتی که باب نقش او به عنوان نگهبان طبقه اول بود

02:27:30.049 --> 02:27:32.179
‫متأسفانه این برداشت‌ها...

02:27:32.599 --> 02:27:36.519
‫که روبروی بدلکاران، ‌وو نگان،‌ بیلی چان
‫و لم چینگ‌ینگ بود،

02:27:36.939 --> 02:27:40.559
‫تنها سکانس‌هایی‌ست که برای "بازی مرگ"
‫جلوی دوربین برد

02:27:41.689 --> 02:27:45.489
‫نقش‌های او در سینما، علی‌رغم اینکه بعد از مرگ لی
‫کاهش پیدا کردند،

02:27:45.609 --> 02:27:48.069
‫ولی در به معروفیت رساندن سبک مبارزه کره...

02:27:48.199 --> 02:27:49.409
‫در سینمای هنری‌های رزمی کمک شایانی کردند

02:27:50.029 --> 02:27:54.579
‫وی در سن 82 سالگی همچنان در تورنتوی کانادا...

02:27:55.039 --> 02:27:56.369
‫شاگرد تربیت می‌کند

02:28:12.969 --> 02:28:17.139
‫شایعات دال بر این هستند که
‫بروس صحنه‌هایی از خود در این‌‌جا فیلمبرداری کرد

02:28:17.269 --> 02:28:19.269
‫به لطف عکس‌های پشت صحنه‌ی...

02:28:19.389 --> 02:28:21.309
‫مبارزه او با کاراته‌کاران،

02:28:21.439 --> 02:28:24.189
‫غیر از چندین عکس بین برداشت‌ها،

02:28:24.319 --> 02:28:27.239
‫هیچ فیلمی برای تأیید این فرضیه وجود ندارد

02:28:28.239 --> 02:28:33.069
‫در هر صورت، متریالی که در روز بیست و ششم اکتبر
‫فیلمبرداری شد،

02:28:33.489 --> 02:28:36.659
‫آخرین برداشتی‌ست که بروس برای "بازی مرگ"...

02:28:37.119 --> 02:28:38.329
‫جلوی دوربین برد

02:29:02.939 --> 02:29:04.859
‫باقی 1972...

02:29:04.979 --> 02:29:09.239
‫صرف مذاکره بر سر قراردادها و تمرین‌های
‫"بازی مرگ" شد

02:29:09.359 --> 02:29:14.369
‫تا اینکه بالاخره فیلمبرداری مجدداً در بیست و پنجم ژانویه 1973...

02:29:14.489 --> 02:29:16.659
‫یک هفته قبل از سال نو چینی
‫از سر گرفته شد

02:29:18.619 --> 02:29:21.919
‫تولید اژدها وارد می‌شود
‫به شدت به بروس فشار می‌آورد

02:29:22.919 --> 02:29:25.539
‫او هر روز با کارگردان آمریکایی رابرت کلاوس...

02:29:25.669 --> 02:29:29.009
‫و مدیر برادران وارنر،‌ سر و کله می‌زند

02:29:29.129 --> 02:29:31.759
‫در بهبود طراحی حرکات،

02:29:31.879 --> 02:29:35.429
‫نویسندگی و فیلمبرداری صحنه‌های جدید
‫و حتی تغییر عنوان فیلم

02:29:36.389 --> 02:29:39.519
‫او از مردی خودمختار،‌ تبدیل به شخصی شده بود که...

02:29:39.639 --> 02:29:42.769
‫سرنوشتش به دست هالیوود سفید افتاده بود

02:29:42.889 --> 02:29:46.899
‫علی‌رغم اینکه مبارزاتی را در پشت و جلوی دوربین برنده می‌شود

02:29:47.019 --> 02:29:49.149
‫ولی برایش گران تمام می‌شود

02:29:49.279 --> 02:29:53.569
‫حتی بعد از پایان فیلم،‌ فشار زیادی به بدنش می‌آورد

02:29:53.699 --> 02:29:57.779
‫شایعات دال بر این هستند که وی
‫به شدت کار می‌کرده

02:29:57.909 --> 02:30:00.699
‫او از داروهای سنگین‌تر و بیشتری استفاده کرد

02:30:01.369 --> 02:30:06.039
‫رفتارش یهویی، غیرقابل پیشبینی و متوهمانه شد

02:30:07.289 --> 02:30:12.049
‫در زمان جلسه دوبله در مه 1973،
‫بروس از حال رفت

02:30:12.169 --> 02:30:16.589
‫او بیهوش شد. سپس پزشکان در بیمارستان ملکه الیزابت
‫او را احیا کردند

02:30:16.719 --> 02:30:20.809
‫آن‌ها مریضی او را ورم مغزی دانستند

02:30:21.599 --> 02:30:25.229
‫در گرداب فشار اژدها وارد می‌شود،

02:30:25.349 --> 02:30:29.569
‫بروس تشخیص را رد کرد
‫و گفت که حادثه‌ای بیش نبود

02:30:29.689 --> 02:30:33.029
‫او با پروازی به لس‌آنجلس می‌رود
‫و گواهی پزشکی را با خود می‌آورد...

02:30:33.149 --> 02:30:36.489
‫دال بر اینکه او بدن یک جوان هجده ساله را دارد

02:30:36.609 --> 02:30:38.909
‫در عوض،‌ به تلاش ادامه می‌دهد

02:30:39.029 --> 02:30:41.489
‫پس‌تولید اژدها وارد می‌شود را تکمیل می‌کند...

02:30:41.619 --> 02:30:45.419
‫و نگاهی به پروژه‌ای که پاییز سال قبل
‫رها کرده بود می‌اندازد

02:30:45.539 --> 02:30:47.499
‫اینکه بعد از اژدها وارد می‌شود، بروس...

02:30:47.629 --> 02:30:50.249
‫چه تغییری در "بازی مرگ" ایجاد کرد،
‫هنوز مورد بحث است

02:30:50.799 --> 02:30:53.589
‫آیا بخش وسیعی از برداشت‌ها را دور انداخته بود

02:30:53.719 --> 02:30:56.219
‫و خط داستانی دیگری به کار گرفته بود؟

02:30:56.799 --> 02:30:58.509
‫آیا کلاً وقتی اژدها وارد می‌شود...

02:30:58.639 --> 02:31:00.929
‫در باکس آفیس موفق شد،
‫پروژه را به دور انداخت؟

02:31:01.849 --> 02:31:04.929
‫ما می‌دانیم که چند ماه قبل از مرگش،

02:31:05.059 --> 02:31:07.979
‫دوباره بر سر"بازی مرگ" برمی‌گردد

02:31:08.099 --> 02:31:10.899
‫و برنامه می‌ریزد که در پایان تابستان
‫مجدداً فیلمبرداری را از سر بگیرد

02:31:11.569 --> 02:31:13.609
‫او با تاداشی نیشیموتو تماس می‌گیرد

02:31:13.739 --> 02:31:16.699
‫و به او می‌گوید که به زودی صحنه‌های بیرونی را...

02:31:16.819 --> 02:31:19.569
‫در پارک ملی سانگنسیان در کره جنوبی
‫فیلمبرداری می‌کنند

02:31:19.699 --> 02:31:22.239
‫جایی که معبد پالسانگون...

02:31:22.369 --> 02:31:24.329
‫نقش بیرون معبد را ایفا می‌کند

02:31:25.079 --> 02:31:27.869
‫حین فیلمبرداری "اژدها وارد می‌شود"،
‫بروس تست فیلمبرداری...

02:31:27.999 --> 02:31:31.339
‫به همراه استاد سابق وینگ چونش،‌
‫وونگ شون لونگ انجام می‌دهد،

02:31:31.459 --> 02:31:34.629
‫با وو نگان مبارزه می‌کند
‫و بدلکاری جوئی چن...

02:31:34.759 --> 02:31:36.669
‫و پیتر چان را بررسی می‌کند

02:31:37.219 --> 02:31:40.349
‫او در این‌جا در حال تست گرفتن از وونگ
‫برای نقش نگهبان طبقه دوم است

02:32:55.299 --> 02:32:57.919
‫بروس سابقاً نقش نگهبان طبقه دوم را به دوست نزدیک...

02:32:58.049 --> 02:33:02.259
‫و شاگرد سابقش در سیاتل،
‫تاکی کیمورا پیشنهاد کرده بود

02:33:02.389 --> 02:33:05.219
‫ولی او در اکتبر سال قبلش مجبور شد که
‫قول و قرارش را لغو کند

02:33:05.349 --> 02:33:07.679
‫در نهایت،‌ کیمورا پشیمان می‌شود،

02:33:07.809 --> 02:33:10.179
‫بروس حتی برای او یک بلیت هواپیما می‌گیرد...

02:33:10.309 --> 02:33:12.559
‫و به او می‌گوید که بلیتی به مقصد هنگ کنگ بگیرد

02:33:12.689 --> 02:33:14.399
‫ولی خیلی زود تقدیر مانع کارشان می‌شود

02:33:15.149 --> 02:33:17.189
‫در صبح بیستم ژوئیه،

02:33:17.319 --> 02:33:20.239
‫او بازیگر سابق جیمز باند،
‫جرج لازنبی را ملاقات می‌کند

02:33:20.359 --> 02:33:22.409
‫و به او قول نقشی را در فیلم می‌دهد

02:33:22.529 --> 02:33:25.829
‫ظاهراً نقش یکی از کسانی که به معبد حمله می‌کند

02:33:26.659 --> 02:33:30.199
‫کمتر از دوازده ساعت بعد،‌ بروس فوت می‌کند

02:33:31.959 --> 02:33:34.539
‫حوادث آن روز هنوز مورد بحث هستند

02:33:35.169 --> 02:33:37.549
‫ولی غالباً‌ این را می‌‌گویند...

02:33:37.669 --> 02:33:40.339
‫که آن روز عصر، بروس و ریموند چاو،

02:33:40.469 --> 02:33:42.629
‫به خانه بتی تینگ پی رفتند

02:33:42.759 --> 02:33:46.009
‫بازیگری که بروس به او مهر و محبت داشت

02:33:46.139 --> 02:33:49.469
‫ظاهراً برای پیشنهاد ایفای نقش
‫در "بازی مرگ"

02:33:49.889 --> 02:33:52.809
‫ریموند چاو به رستوران به دیدار لازنبی می‌رود

02:33:52.929 --> 02:33:56.689
‫ولی وقتی به آن‌جا می‌رسد، تماسی از بتی دریافت می‌کند

02:33:57.269 --> 02:33:58.859
‫بروس بیدار نمی‌شود

02:33:58.979 --> 02:34:02.319
‫و زمانی که پرستاران رسیدند،
‫او مُرده بود

02:34:04.069 --> 02:34:06.819
‫طبیب دلیل مرگ او را...

02:34:06.949 --> 02:34:10.279
‫همان تورم مغزی اعلام می‌کند که
‫در ماه مه گریبان‌گیرش شده بود

02:34:10.409 --> 02:34:14.079
‫به احتمال زیاد دلیل مرگ او،‌ حساسیتش...

02:34:14.209 --> 02:34:16.209
‫به اکواجسیک بود

02:34:16.329 --> 02:34:20.129
‫ولی توضیح سرسری، بسیاری را قانع نمی‌کند

02:34:20.919 --> 02:34:22.709
‫تحریک شده توسط چکیده روزنامه‌ها،

02:34:22.839 --> 02:34:26.129
‫تشنه استفاده از جوهر،‌ بدون توجه به صدمات وارده،

02:34:26.259 --> 02:34:28.929
‫تئوری‌های توطئه زیادی...

02:34:29.049 --> 02:34:30.969
‫عین آتش جنگل پخش می‌شوند

02:34:31.099 --> 02:34:33.389
‫و تقصیر رو گردن همه می‌اندازند
‫از تثلیث چینی گرفته...

02:34:33.519 --> 02:34:36.689
‫تا نفرین‌های باستانی و حتی...

02:34:36.809 --> 02:34:38.809
‫خود ریموند چاو

02:34:38.939 --> 02:34:41.359
‫بعضی‌ها حتی باور نمی‌کردند که بروس مرده است

02:34:41.479 --> 02:34:43.279
‫و می‌گفتند که بروس مرگش را جعل کرده است

02:34:43.399 --> 02:34:46.449
‫تا "اژدها وارد می‌شود"، بیشتر روی زبان‌ها بیفتد

02:34:46.569 --> 02:34:50.119
‫شاید دلیل اصلی این فرضیات صرفاً انکار بود

02:34:50.239 --> 02:34:53.039
‫به همراه عدم توانایی در پذیرش مرگ مردی که...

02:34:53.159 --> 02:34:55.699
‫اخیراً‌ در فریز فریم جاودانه شده بود،

02:34:55.829 --> 02:34:59.249
‫زمانی که به سرعت به سمت تیراندازان در پایان فیلم
‫مشت خشم می‌رود

02:34:59.919 --> 02:35:02.169
‫چطور شخصی در این حد محبوب و اسطوره،

02:35:02.289 --> 02:35:03.879
‫که بسیاری او را...

02:35:03.999 --> 02:35:06.799
‫بزرگ‌ترین جنگجوی سینما می‌دانستند،

02:35:06.919 --> 02:35:09.009
‫توسط همچین چیز ساده‌ای هلاک می‌شود؟

02:35:09.139 --> 02:35:13.059
‫چطور همچین شخصی این‌قدر غیرمنتظره و از سر تقصیر خود
‫فوت می‌کند؟

02:35:13.929 --> 02:35:17.179
‫به هر حال،‌ دو حقیقت قطعی باقی ماندند

02:35:17.309 --> 02:35:19.149
‫بروس لی فوت کرده بود

02:35:19.269 --> 02:35:21.979
‫اگه قرار بر این می‌شد که "بازی مرگ"
‫ادامه پیدا کند،

02:35:22.519 --> 02:35:24.569
‫باید بدون او ادامه پیدا می‌کرد

02:35:27.149 --> 02:35:31.909
‫مراسم ختم او پنج روز بعد از فوتش
‫با تابوت بازش برگزار شد

02:35:32.029 --> 02:35:34.079
‫و توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد

02:35:34.199 --> 02:35:37.079
‫دوربین‌ها تمام عزاداران را از تمام جهات
‫فیلمبرداری کردند

02:35:37.199 --> 02:35:39.829
‫و تصویر جسد او...

02:35:39.959 --> 02:35:43.589
‫در تلویزیون و سینمای تمامی کل کشور
‫نشان داده شد

02:35:47.169 --> 02:35:49.179
‫پشت هر حادثه غم‌انگیز عمومی...

02:35:49.299 --> 02:35:52.969
‫فرصت‌طلب‌هایی هستند که می‌خواهند
‫از فرصت استفاده کنند...

02:35:53.099 --> 02:35:57.389
‫و قبل از اینکه حتی جسد بروس لی
‫روی زمین قرار بگیرد، لاشخورها پیدایشان می‌شود

02:35:59.269 --> 02:36:02.979
‫خیلی زود، صنعت فیلمسازی که می‌خواست عطش...

02:36:03.109 --> 02:36:05.269
‫کسانی که تشنه‌ی او بودند را رفع کند،

02:36:05.399 --> 02:36:08.239
‫زیرژانری جدید خلق می‌کند

02:36:08.359 --> 02:36:13.119
‫زیرژانری که در سال‌های بعد به نام استثمار بروس معروف شد

02:36:13.239 --> 02:36:17.239
‫پدیده منحصر بفرد که تنها در هنگ کنگ
‫ممکن بود،

02:36:17.369 --> 02:36:21.619
‫جایی که هیچ‌کس چیزی از حق کپی‌رایت نمی‌دانست،

02:36:21.749 --> 02:36:24.209
‫صدها فیلم جعلی از بروس لی ساخته شدند

02:36:24.339 --> 02:36:28.669
‫هدف همه این‌ها جلب توجه مخاطبینی بود که
‫یا آن‌قدر ساده‌لوح بودند که متوجه نمی‌شدند

02:36:28.799 --> 02:36:31.299
‫یا آن‌قدر بیچاره بودند که برایشان دیگر مهم نبود

02:36:46.859 --> 02:36:50.859
‫بروس با اولین فیلم اکشنش در سن هجده سالگی
‫برگشته است

02:36:50.989 --> 02:36:55.069
‫ادامه فیلمی را در پیش می‌گیریم که
‫هیچ‌کس از وجودش خبر نداشت

02:36:55.199 --> 02:36:59.059
‫فیلمی که در چین بود و هیچ‌کس آن را ندیده بود،
‫بالاخره به دستمان رسیده است

02:36:59.399 --> 02:37:01.069
‫جامعه هنرهای رزمی از مرگ ناگهانی او...

02:37:01.199 --> 02:37:03.159
‫شوکه شد

02:37:03.279 --> 02:37:07.079
‫بیشتر از همه اهالی کونگ فو بودند که
‫در سوگ محبوب‌ترین قهرمان خود نشستند

02:37:07.619 --> 02:37:10.709
‫گزارشات اولیه مرگ او،‌ نامعلوم و گیج‌کننده بودند

02:37:14.499 --> 02:37:17.589
‫پسر، صورتش رو نگاه.
‫انگار همان آدم نیست

02:37:17.709 --> 02:37:19.589
‫قصه زندگیست

02:37:19.719 --> 02:37:22.759
‫قصه واقعی.
‫قصه بروس لی

02:37:22.889 --> 02:37:26.009
‫رازهایی از زندگی خصوصی او را نمایان می‌کند که
‫هرگز نشنیده بودید

02:37:26.139 --> 02:37:29.019
‫زندگی خشن‌تر از نقش‌های او

02:37:30.189 --> 02:37:32.879
‫بتی تینگ فی در یکی از فیلم‌ها
‫برای برادران شاو ایفای نقش می‌کند

02:37:33.229 --> 02:37:36.229
‫فیلمی دیگر، تخیلی بی‌حد و حصر را به نمایش می‌گذارد

02:37:36.359 --> 02:37:40.109
‫اینکه بروس مرگ خود را جعل کرد
‫تا در سال 1983 دوباره خود را...

02:37:40.239 --> 02:37:43.199
‫در دهمین سالگرد مرگش
‫نشان دهد

02:37:43.319 --> 02:37:45.329
‫باید اعلام کنی که مُردی

02:37:45.449 --> 02:37:49.789
‫زنت، بچه‌هات، دوستت و مهم‌تر از همه...

02:37:49.909 --> 02:37:50.959
‫کارت رو باید کنار بذاری

02:37:51.079 --> 02:37:53.829
‫تو ده سال در انزوا زندگی خواهی کرد

02:37:53.959 --> 02:37:57.419
‫ناچاراً با اشتیاق مردم به دیدن "بازی مرگ"،

02:37:58.129 --> 02:38:01.339
‫تهیه‌کنندگان ژانر استثمار بروس پا پیش می‌گذارند که
‫خلاء را پر کنند

02:38:01.469 --> 02:38:03.719
‫به طرز زشتی،‌ قصه خود را می‌سازند

02:38:03.839 --> 02:38:07.889
‫آن هم با اطلاعات کمی که از فیلمنامه لی داشتند

02:38:09.139 --> 02:38:11.809
‫حالا از طریق معجزه سینما،

02:38:11.939 --> 02:38:15.479
‫داستان و فیلمی را برایتان به ارمغان آوردیم که...

02:38:15.609 --> 02:38:17.269
‫خود بروس لی می‌خواست شما ببینید

02:38:22.569 --> 02:38:27.449
‫"خداحافظ بروس لی: آخرین بازی مرگِ او"

02:38:29.909 --> 02:38:32.539
‫کم پیش میامد که کسی این فیلم‌ها را
‫با واقعی اشتباه بگیرد

02:38:32.659 --> 02:38:35.249
‫ولی موفقیت این فیلم‌ها، خلاء یک نمونه خوب را...

02:38:35.379 --> 02:38:37.709
‫فریاد می‌زد

02:38:37.839 --> 02:38:40.759
‫طرفداران با کمال رضایت،‌ هر چیزی را می‌پذیرفتند

02:38:41.589 --> 02:38:47.179
‫سپس در سال 1976، خانواده لی
‫تمام سهمش را در کانکورد...

02:38:47.299 --> 02:38:49.769
‫به ریموند چاو و گلدن هاروست فروختند

02:38:49.889 --> 02:38:52.309
‫استودیو که می‌دانست پولی هست

02:38:52.429 --> 02:38:54.849
‫و فرصت منحصر بفرد ایجاد شده است،

02:38:54.979 --> 02:38:57.149
‫که یک فیلم دیگر از بروس لی بسازنند،

02:38:57.269 --> 02:39:01.149
‫سریعاً برای احیای "بازی مرگ"
‫دست به کار شدند

02:39:01.279 --> 02:39:04.569
‫ساخت مستندی تنها از برداشت‌های بروس...

02:39:04.699 --> 02:39:06.619
‫از لحاظ تبلیغاتی کاری غیرعملی‌ست

02:39:06.739 --> 02:39:10.199
‫اینکه خروجی‌هایی‌اش را از طریق نسخه خانگی ارائه بدند...

02:39:10.329 --> 02:39:12.369
‫چندین سال دور از تصور است

02:39:12.499 --> 02:39:15.459
‫تنها یک فیلم بلند روایی می‌تواند...

02:39:15.579 --> 02:39:18.039
‫عطش مردم را رفع کند
‫و پولی که گلدن هاروست...

02:39:18.169 --> 02:39:21.209
‫سرمایه‌گذاری کرده بود را در بیاورد

02:39:21.339 --> 02:39:23.759
‫کلیپی تبلیغاتی خیلی زود پخش می‌شود

02:39:23.879 --> 02:39:26.679
‫کلیپی که نشان می‌داد گلدن هاروست در حال
‫گرفتن تست از بازیگران شبیه به بروس...

02:39:26.799 --> 02:39:28.599
‫برای ایفای نقش اوست

02:39:28.719 --> 02:39:31.519
‫آن‌‌ها با کمپانی‌های هالیوودی همکاری کردند
‫تا خط داستانی جدید درست کنند

02:39:31.639 --> 02:39:33.809
‫و حتی این ادعا را کردند که جیمز کابرن،

02:39:33.929 --> 02:39:36.899
‫استیو مک‌کوئین، محمدعلی و پله...

02:39:37.019 --> 02:39:39.189
‫برای بازی در این فیلم
‫اعلام آمادگی کردند

02:39:40.359 --> 02:39:43.899
‫یک بار دیگر رابرت کلاوس وارد می‌شود

02:39:44.989 --> 02:39:47.569
‫بعد از موفقیت او در اژدها وارد می‌‌شود،

02:39:47.699 --> 02:39:51.739
‫هیچ‌ یک از فیلم‌های بعدی‌اش نتوانستند
‫به آن موفقیتی که با بروس لی...

02:39:51.869 --> 02:39:54.249
‫به آن رسید، دست یابند

02:39:54.369 --> 02:39:56.669
‫و وقتی ریموند چاو به او پیشنهاد می‌کند...

02:39:56.789 --> 02:39:59.499
‫که "بازی مرگ" را به اتمام برساند،‌ او می‌پذیرد

02:39:59.629 --> 02:40:02.089
‫او دو ساعت ویدیو خام را می‌بیند

02:40:02.209 --> 02:40:06.719
‫کاملاً بدون صدا و بدون یک فیلمنامه تکمیل

02:40:06.839 --> 02:40:09.889
‫که بتواند حوادث جلوی دوربین را بیشتر درک کند

02:40:10.429 --> 02:40:14.139
‫سر آخر، او فیلمنامه را به تنهایی تکمیل می‌کند

02:40:14.269 --> 02:40:18.189
‫و در اواخر 1977،‌ فیلمبرداری را در هنگ کنگ
‫از سر می‌گیرد

02:40:19.059 --> 02:40:22.859
‫وقتی فیلم کلاوس،‌ "بازی مرگ"،
‫در تابستان 1977...

02:40:22.979 --> 02:40:25.149
‫منتشر می‌شود،

02:40:25.279 --> 02:40:28.109
‫خیلی زود همه می‌فهمند که این فیلمساز...

02:40:28.239 --> 02:40:31.779
‫چطور می‌خواهد رویایی نصفه‌کاره‌ی بروس لی را...

02:40:31.909 --> 02:40:33.909
‫تکمیل کند

02:40:34.039 --> 02:40:35.999
‫او رویای بروس لی را نادیده گرفت

02:40:36.539 --> 02:40:40.539
‫به جای استفاده از مهارت چابکی "های تین"
‫در مبارزه...

02:40:40.669 --> 02:40:43.669
‫برای سرنگون کردن هر دشمن در معبد...

02:40:43.799 --> 02:40:46.009
‫در جهت به دست آوردن آزادی خانواده،

02:40:46.129 --> 02:40:49.549
‫و نشان دادن اهمیت وفق‌پذیری

02:40:49.679 --> 02:40:51.889
‫در فلسفه جیت کان دو،

02:40:52.009 --> 02:40:55.139
‫فیلمنامه کلاوس،‌ قصه‌ی کاملاً متفاوتی را می‌گوید

02:40:55.269 --> 02:40:58.559
‫فیلمنامه‌ای که قطعاً تحت تأثیر برخی از شایعات پوچی بود که...

02:40:58.689 --> 02:41:02.019
‫مطبوعات بعد از مرگش پخش کردند

02:41:02.149 --> 02:41:04.609
‫او یک سوپراستار بین المللی‌ست

02:41:05.859 --> 02:41:08.059
‫به او اسطوره زنده می‌گویند

02:41:08.179 --> 02:41:11.099
‫حالا مافیا می‌خواهد او را نیز داشته باشد

02:41:11.229 --> 02:41:13.059
‫شاگرد کندذهنی نباش،‌ بیلی

02:41:13.189 --> 02:41:14.229
‫بیلی!

02:41:15.149 --> 02:41:18.319
‫اگه نتونن بخرنش، باید بکشنش

02:41:18.439 --> 02:41:19.479
‫بیلی!

02:41:20.569 --> 02:41:22.029
‫انتخاب‌های زیادی نداری

02:41:22.149 --> 02:41:23.909
‫این آخرین هشداره

02:41:26.369 --> 02:41:30.369
‫بدین ترتیب، "بازی مرگ" آغاز می‌شود

02:41:30.499 --> 02:41:34.169
‫در فیلم کلاوس،‌ اسم شخصیت لی،
‫بیلی لو است

02:41:34.289 --> 02:41:36.169
‫یک بازیگر فیلم‌های اکشن معروف

02:41:36.289 --> 02:41:38.839
‫که یک سندیکای بدطینت او را تحت فشار قرار می‌دهد

02:41:38.959 --> 02:41:41.129
‫و وقتی بیلی حاضر به انجام خواسته‌هایش نمی‌شود،

02:41:41.259 --> 02:41:43.219
‫تلاش می‌کند او را بکشد

02:41:44.009 --> 02:41:46.929
‫بیلی لو زنده می‌ماند،
‫ولی مرگش را جعل می‌کند

02:41:47.049 --> 02:41:49.179
‫در این فیلم، کلاوس در نهایت بی‌سلیقگی...

02:41:49.309 --> 02:41:52.229
‫از تصویر تابوت باز لی که گلدن هاروست فیلم گرفته بود...

02:41:52.349 --> 02:41:53.889
‫استفاده می‌کند...

02:41:54.019 --> 02:41:57.689
‫و صحنه شوک‌کننده‌ای را تکمیل می‌کند که
‫قصه شخصیت لو می‌رود

02:41:57.809 --> 02:41:59.779
‫وقتی یکی از اعضای مافیا، دست به ...

02:41:59.899 --> 02:42:02.689
‫جنازه غیرواقعی لی می‌زند

02:42:02.819 --> 02:42:04.319
‫اگه فکر می‌کنید که این کج‌سلیقگی را...

02:42:04.449 --> 02:42:06.869
‫در فیلم‌های ژانر استثمار بروس دیدید،

02:42:06.989 --> 02:42:08.869
‫فکر نکنید، مطمئن باشید

02:42:14.829 --> 02:42:16.119
‫شخص مهمی مُرده؟

02:42:16.249 --> 02:42:20.419
‫بروس لی، ستاره کونگ فو مُرده.
‫آن هم در سن 34 سالگی

02:42:20.549 --> 02:42:22.339
‫مرگش هنوز نقل محفل این‌‌جاست

02:42:24.759 --> 02:42:27.969
‫امروز در مراسم ختم بروس لی، سوپر استار کونگ فو،

02:42:28.099 --> 02:42:31.639
‫ده‌ها هزار نفر از این مرد جوان
‫تقدیر کردند

02:42:31.769 --> 02:42:34.519
‫شخصی که مرگش بسیاری از مردم را
‫عزادار کرده است

02:42:34.639 --> 02:42:37.309
‫در مراسم خستم، بسیاری از ستارگان سینما...

02:42:37.439 --> 02:42:40.819
‫و هزاران نفر از طرفداران پر و پا قرص بروس لی
‫حضور داشتند

02:42:43.649 --> 02:42:48.529
‫بسیاری از عزاداران که تا صبح بیدار بودند،

02:42:49.069 --> 02:42:52.039
‫برای آخرین بار با او خداحافظی می‌کنند

02:42:53.499 --> 02:42:56.709
‫خانواده، دوستان و طرفداران او

02:42:57.419 --> 02:43:02.249
‫از سرزمین‌های دوردست.
‫رم، توکیو،‌ لندن،

02:43:03.089 --> 02:43:05.969
‫همگی در شوک این حادثه غم‌‌‌انگیز هستند

02:43:07.429 --> 02:43:09.969
‫شاید بشود گفت که عشق دوستانش به او،

02:43:10.549 --> 02:43:14.679
‫از عشق بروس لی به هنرهای رزمی بیشتر بود

02:43:14.809 --> 02:43:18.559
‫همچون اژدها، خیلی‌ها از او می‌ترسیدند،

02:43:18.689 --> 02:43:20.899
‫ولی همه دوستش داشتند

02:43:21.859 --> 02:43:23.729
‫از دو ساعت فیلم خام،

02:43:23.859 --> 02:43:27.359
‫کلاوس یازده دقیقه تدوین می‌کند

02:43:27.489 --> 02:43:31.029
‫که خود بروس لی در آن حضور دارد.
‫که همان هم...

02:43:31.159 --> 02:43:33.789
‫همراه با بازیگران شبیه به آن...

02:43:33.909 --> 02:43:36.579
‫و تصاویر از دیگر فیلم‌های او شده است

02:43:36.709 --> 02:43:40.829
‫مبارزات او با دن اینوسانتو،‌جی هان جه
‫و کریم عبدالجبار،

02:43:40.959 --> 02:43:43.339
‫همگی در فیلم استفاده می‌شوند،
‫ولی به صورت گذرا

02:43:43.459 --> 02:43:46.049
‫محیط فیلم از یک معبد کره‌ای...

02:43:46.169 --> 02:43:48.339
‫به یک رستوران چینی تغییر پیدا کرد

02:43:48.469 --> 02:43:53.639
‫از بین بازیگران اصلی لی،
‫تنها دن اینوسانتو به فیلم بازمی‌گردد

02:43:53.759 --> 02:43:57.349
‫بازیگران دیگر یا نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند که
‫در فیلم بازی کنند

02:43:58.559 --> 02:44:02.859
‫به جای آن‌‌ها یا از بدل استفاده شد
‫یا از کات‌هایشان

02:44:05.939 --> 02:44:10.109
‫بخواهیم با بخشندگی حرف بزنیم،
‫کلاوس، مأموریتی غیرممکن داشت

02:44:10.949 --> 02:44:13.949
‫و به سختی می‌شود کسی رو تصور کرد که...

02:44:14.079 --> 02:44:16.999
‫در تکمیل فیلم ناقص...

02:44:17.119 --> 02:44:19.789
‫بتواند یک فیلم خوب در بیاورد

02:44:20.499 --> 02:44:24.249
‫خود بروس لی هم هنوز در رابطه با...

02:44:24.379 --> 02:44:27.919
‫پازل ناقصی که تمام تکه‌ها رو به هم وصل می‌کرد
‫تا روز مرگش...

02:44:28.049 --> 02:44:30.339
‫تصمیمی نگرفته بود

02:44:30.469 --> 02:44:33.219
‫ولی تخریب هنری بالاتر از کاری که کلاوس...

02:44:33.349 --> 02:44:37.139
‫با نیت اصلی بروس و خط مشی فلسفی او...

02:44:37.269 --> 02:44:40.559
‫که در کارش مملوء بود کرد...

02:44:40.689 --> 02:44:44.189
‫وجود ندارد

02:44:46.479 --> 02:44:47.939
‫در سال‌های بعد،

02:44:48.069 --> 02:44:51.609
‫شایعه‌ای مبنی بر وجود نفرینی در فرایند تولید
‫پخش شد

02:44:51.739 --> 02:44:55.409
‫شایعه‌ای که روزنامه‌های چینی پخش کردند...

02:44:55.529 --> 02:44:57.489
‫و دلیلش را عنوان فیلم مطرح کردند

02:44:57.619 --> 02:44:59.909
‫آن‌ها استفاده بی‌دقت لی از کلمه مرگ را...

02:45:00.039 --> 02:45:03.079
‫دلیل بر فوت او دانستند

02:45:03.209 --> 02:45:05.129
‫عین تمام فیلم‌هایی که به نظر نفرین شده هستند،

02:45:05.249 --> 02:45:09.969
‫"بازی مرگ" تنها قربانی اتفاقات دلخراش است،

02:45:10.089 --> 02:45:12.799
‫ولی آن اتفاقات نه تنها با مرگ لی به پایان نرسیدند،

02:45:12.929 --> 02:45:16.219
‫بلکه دردسرسازتر هم شدند

02:45:19.559 --> 02:45:24.269
‫در شانزدهم نوامبر 1977، چی یوان ناگهان فوت کرد

02:45:24.979 --> 02:45:26.479
‫درست مثل بروس

02:45:26.609 --> 02:45:30.069
‫طبیب، علت مرگ او را تورم مغزی اعلام کرد

02:45:30.859 --> 02:45:36.739
‫او هم در سن 32 سال و هشت ماهگی فوت کرد.
‫درست مثل بروس

02:45:38.829 --> 02:45:41.749
‫زمانی که همان سال سر فیلمبرداری رابرت کلاوس بودند،

02:45:41.869 --> 02:45:44.079
‫بازیگر برنده اسکار، ‌گیگ یانگ،

02:45:44.209 --> 02:45:47.709
‫عاشق ناظر فیلمنامه، کیت اشمیت شد

02:45:48.799 --> 02:45:53.259
‫یک سال بعد،‌ در سپتامبر 1978،
‫آنها در منهتن ازدواج کردند،

02:45:54.009 --> 02:45:55.759
‫سه هفته بعد،

02:45:55.889 --> 02:45:58.469
‫یانگ، اشمیت را به ضرب گلوله در آپارتمانشان کشت،

02:45:58.599 --> 02:46:00.679
‫و سپس خودکشی کرد

02:46:01.309 --> 02:46:03.599
‫"بازی مرگ"،‌ آخرین فیلم او بود

02:46:05.649 --> 02:46:07.109
‫پانزده سال بعد،

02:46:07.229 --> 02:46:10.899
‫پسر بروس،‌ برندن، سر فیلم کلاغ
‫به طرز دلخراشی کشته شد،

02:46:11.029 --> 02:46:14.319
‫آن هم توسط اسلحه‌ای که درست خالی نشده بود

02:46:15.279 --> 02:46:17.319
‫خیلی‌ها به شباهت مرگ او به صحنه‌ی فیلم کلاوس...

02:46:17.449 --> 02:46:19.409
‫در فیلم "بازی مرگ" اشاره می‌کنند

02:46:19.529 --> 02:46:22.499
‫جایی که شخصیت بروس لی در آخرین فیلمش
‫به ضرب گلوله کشته می‌شود

02:46:24.909 --> 02:46:26.919
‫صرف نظر از باور هر کسی،

02:46:27.039 --> 02:46:31.669
‫بدون شک فیلم "بازی مرگ"،
‫مملوء از نحسی بود،

02:46:31.799 --> 02:46:36.429
‫فیلمی ناتمام،‌ بدشانس و نادیده

02:46:44.559 --> 02:46:50.559
‫[قسمت هشتم: زندگی بعد از مرگ]

02:46:50.939 --> 02:46:52.609
‫هر گناهی را که بخواهیم به فیلم...

02:46:52.729 --> 02:46:54.609
‫"بازی مرگ" رابرت کلاوس ربط بدهیم،

02:46:54.739 --> 02:46:59.489
‫موفقیتش در زنده نگه داشتن پروژه لی مهم بود،

02:46:59.619 --> 02:47:01.949
‫بعضی‌ها می‌گویند که به یاد ماندنی‌ترین تصویر از بروس...

02:47:02.079 --> 02:47:05.829
‫لباس زرد و مشکی اوست

02:47:07.119 --> 02:47:09.879
‫فیلمسازان در طی این سال‌‌ها
‫به "بازی مرگ" ادای احترام کردند،

02:47:09.999 --> 02:47:13.169
‫از استیون چاو گرفته،
‫تا کوئنتین تارانتینو،

02:47:13.299 --> 02:47:14.799
‫تأثیر او در نسل بعدی...

02:47:14.919 --> 02:47:17.719
‫سوپراستارهای کونگ فو هم حس شد

02:47:17.839 --> 02:47:21.179
‫بعضی از آن‌ها مستقیماً‌ به او در فیلمش
‫ادای احترام کردند

02:47:35.649 --> 02:47:37.529
‫همیشه بحث می‌شود که بزرگ‌ترین تأثیری که...

02:47:37.609 --> 02:47:41.409
‫"بازی مرگ" داشت، روی سینما نبود،
‫روزی بازی‌های ویدیویی بود

02:47:41.529 --> 02:47:45.999
‫مفهوم چند طبقه لی و قوی شدن
‫ضدقهرمان طبقه به طبقه...

02:47:46.119 --> 02:47:49.419
‫بارها در بازی‌های کامپیوتری دهه هشتاد به کار گرفته شد

02:47:50.629 --> 02:47:52.499
‫این سؤال پیش می‌آید که اگر
‫خودش فیلم را...

02:47:52.629 --> 02:47:55.129
‫به پایان می‌رساند،

02:47:55.259 --> 02:47:57.379
‫چه تأثیری می‌گذاشت؟

02:47:57.509 --> 02:48:01.049
‫در نسل جدید،‌ بالاخره نشانه‌های امید دیده شد

02:48:01.759 --> 02:48:03.349
‫بعد از گشتن انبارهای گلدن هاروست،

02:48:03.469 --> 02:48:05.559
‫که زمان فروش گلدن هاروست به مدیا آسیا...

02:48:05.679 --> 02:48:08.019
‫در سال 1993 صورت گرفت،

02:48:08.139 --> 02:48:12.399
‫نُه حلقه از یازده حلقه در سال 1998 کشف می‌شوند

02:48:12.519 --> 02:48:16.189
‫تقریباً همان زمان، یادداشت‌های اصلی لی
‫برای پروژه،

02:48:16.319 --> 02:48:21.199
‫که دیالوگ‌ها و فهرست نماهایی که در سال 1972
‫مورد استفاده قرار گرفته بودند،

02:48:21.319 --> 02:48:23.739
‫توسط زندگینامه‌نویس جان لیتل...

02:48:23.869 --> 02:48:27.289
‫در انبار خانواده بروس در سیاتل
‫کشف می‌شوند

02:48:27.409 --> 02:48:31.079
‫در آخر،‌ نه تنها اکثر برداشت‌ها کشف می‌شوند،

02:48:31.209 --> 02:48:34.629
‫بلکه نوشته‌هایی برای فهمیدن مسیر مورد نظر لی
‫هم کشف می‌شود

02:48:35.299 --> 02:48:38.759
‫در سال 2000، دو مستند منتشر می‌شوند

02:48:38.879 --> 02:48:40.509
‫که هر دو در تلاش بودند...

02:48:40.629 --> 02:48:44.349
‫رویای اصلی لی برای "بازی مرگ" را...

02:48:44.469 --> 02:48:46.559
‫به تصویر بکشند

02:48:46.679 --> 02:48:51.229
‫حالا،‌ دو دهه بعد،
‫دو حلقه دیگر یافت شدند

02:48:51.349 --> 02:48:54.229
‫از جمله مبارزه با چِی یوآن و دن اینوسانتو که...

02:48:54.359 --> 02:48:56.399
‫برای پنجاه سال همه فکر می‌کردند گم شده‌اند،

02:48:56.519 --> 02:49:00.029
‫و فرصتی را ایجاد کرده که فیلمی شبیه به...

02:49:00.149 --> 02:49:02.819
‫نیت اصلی خالق اثر ساخته شود

02:49:03.529 --> 02:49:06.529
‫اگر بگوییم می‌شود فیلمی دقیقاً...

02:49:06.659 --> 02:49:10.119
‫شبیه به نیت لی بسازیم، دروغ است

02:49:10.249 --> 02:49:13.669
‫ما هرگز نخواهیم فهمید که اگر او نمُرده بود،
‫پروژه چه شکلی پیدا می‌کرد

02:49:13.789 --> 02:49:17.339
‫یا اینکه چقدر از محتویات فیلم را مورد استفاده
‫قرار می‌داد

02:49:17.459 --> 02:49:20.339
‫بسیاری از تکه‌های پازل
‫تا ابد گم خواهند بود

02:49:20.969 --> 02:49:24.639
‫ولی حالا مواد خام را داریم
‫که چیز دیگری درست کنیم

02:49:24.759 --> 02:49:28.139
‫مثلاً فیلم کوتاهی که به سبک دیگر
‫فیلم‌های لی به پایان می‌رسد

02:49:28.259 --> 02:49:31.349
‫پایانی که چیزی بین...

02:49:31.479 --> 02:49:34.479
‫پایان راه اژدها و اژدها وارد می‌شود است

02:49:34.599 --> 02:49:38.319
‫با استفاده از موسیقی و جلوه‌های صوتی آرشیو گلدن هاروست...

02:49:38.439 --> 02:49:40.239
‫و ترک صدایی که اخیراً ضبط شده است،

02:49:40.359 --> 02:49:43.029
‫صدایی خلق شده است که بی‌سابقه است

02:49:43.149 --> 02:49:46.699
‫توهم پیدایش فیلم 1972،

02:49:46.829 --> 02:49:49.909
‫با کمک تیتراژ پویای جدید، به سبک فیلم‌های آن دوره...

02:49:50.039 --> 02:49:52.409
‫تکمیل شده است

02:49:52.539 --> 02:49:54.619
‫مواد جدیدی دیگری هم در پیش‌درآمد استفاده شدند...

02:49:54.749 --> 02:49:58.879
‫که خط داستانی را مشخص کنند

02:49:58.999 --> 02:50:02.169
‫چیزی که خواهی دید، "بازی مرگ" بروس لی نیست

02:50:02.879 --> 02:50:05.389
‫آن فیلم از دست رفته است

02:50:05.509 --> 02:50:08.639
‫در عوض، تلاشی بر مهار خلاقیتی‌ست که...

02:50:08.759 --> 02:50:13.389
‫در سال 1972 او را تهیج کرده بود

02:50:13.519 --> 02:50:17.609
‫چیزی که شاید بتوان آن را در کنار
‫چهار فیلمی قرار داد که او را تبدیل به یک اسطوره کردند

02:50:18.269 --> 02:50:21.609
‫دیگر تکه‌های پازل ممکن است در سا‌ل‌های آتی
‫خودشان را نشان دهند

02:50:22.319 --> 02:50:27.489
‫ولی فعلاً این نسخه نهایی "بازی مرگ" است

02:51:26.049 --> 02:51:28.639
‫به کره خوش آمدی،‌ "های تین"

02:51:29.759 --> 02:51:31.429
‫گوش کن

02:51:31.549 --> 02:51:34.059
‫برام مهم نیست که دیگه یه مبارز قهرمان نیستی

02:51:34.179 --> 02:51:36.479
‫اگه فراموششون کنی،‌ برام مهم نیست

02:51:37.019 --> 02:51:39.309
‫تا زمانی که خانواده‌ات پیش ما باشن،

02:51:39.439 --> 02:51:43.229
‫تو بازی مرا می‌کنی و از قوانین من
‫تبعیت می‌کنی

02:51:43.899 --> 02:51:49.199
‫اگه در بازی برنده بشی،
‫تو، خواهرت و برادرت آزاد می‌شید

02:51:49.739 --> 02:51:52.199
‫اگه ببازی، شما می‌میرید

02:51:52.329 --> 02:51:54.079
‫پس خوب گوش‌هات رو باز کن

02:51:54.199 --> 02:51:57.289
‫فردا صبح به یه مجموعه مخفی میری

02:51:57.409 --> 02:52:00.039
‫جایی که دور تا دورش رو هشتاد کیلومتر
‫جنگل گرفته است

02:52:00.879 --> 02:52:04.459
‫وسط این مجموعه، یک معبد باستانی وجود دارد

02:52:04.589 --> 02:52:06.589
‫که پنج طبقه‌ست

02:52:06.709 --> 02:52:11.139
‫طبقه بالای این معبد،‌ چیزی هست که من حسابی دنبالشم

02:52:11.259 --> 02:52:13.679
‫تو واسه من میاریش

02:52:13.809 --> 02:52:16.019
‫نیازی نیست بدونی چیه

02:52:16.139 --> 02:52:20.189
‫فقط بدون که اگه واسه‌ام نیاریش،
‫بازی رو می‌‌بازی

02:52:20.309 --> 02:52:23.479
‫تا این‌جاش به نظر آسونه؟
‫سخت در اشتباهی

02:52:24.819 --> 02:52:27.029
‫ورود به مجموعه یه چیزه

02:52:27.149 --> 02:52:29.819
‫وارد معبد شدن، یه چیز دیگه

02:52:29.949 --> 02:52:35.619
‫تا حالا ده نفر رو فرستادم تو،
‫ولی هیچ کدومشون زنده بیرون نیومدن

02:52:35.739 --> 02:52:39.409
‫چیز زیادی نمی‌دونیم،
‫ولی جاسوس‌هامون همچین چیزی گفتن

02:52:40.209 --> 02:52:41.749
‫به محض ورود به معبد،

02:52:41.869 --> 02:52:44.999
‫باید با مرگبارترین مبارزین کاراته‌ی تاریخ...

02:52:45.129 --> 02:52:47.379
‫یک تنه بجنگی

02:52:47.509 --> 02:52:49.719
‫بعضی‌ها اصلاً‌ وارد نمیشن

02:52:49.839 --> 02:52:52.179
‫ولی به نظر من تو از این جا عبور می‌کنی

02:52:52.799 --> 02:52:57.019
‫وارد معبد که شدی،
‫این بازی شروع میشه

02:52:57.679 --> 02:52:59.979
‫هر طبقه رو یک جنگجو پاییده

02:53:00.099 --> 02:53:02.979
‫جنگجویی که مرگبارترین مهارت‌ها رو داره

02:53:03.099 --> 02:53:04.939
‫وقتی در حال تمرین نیستن،

02:53:05.059 --> 02:53:09.109
‫هدف اصلیشون اینه که از آن گنجینه‌ی
‫داخل معبد حفاظت کنن

02:53:09.239 --> 02:53:12.279
‫حتی اگه به قیمت جونشون تمام بشه

02:53:12.409 --> 02:53:16.489
‫مبارز طبقه اول، بهترین کیک‌بوکسور دنیاست

02:53:16.619 --> 02:53:20.039
‫پاهاش از دست‌هات قوی‌تر و محکم‌تر هستند

02:53:20.159 --> 02:53:21.829
‫پس مراقب باش

02:53:25.839 --> 02:53:29.879
‫از اون که عبور کنی،
‫به تالار ببر می‌رسی

02:53:30.009 --> 02:53:31.839
‫مردی که نگهبان آن طبقه ست

02:53:31.969 --> 02:53:34.429
‫استاد فیلیپینی اسکریماست

02:53:34.549 --> 02:53:38.599
‫اصلاً نیاز نیست با پا بزنت.
‫چوب‌هاش کارت رو یکسره می‌کنن

02:53:57.449 --> 02:54:00.289
‫اگه معجزه شد و زنده موندی،

02:54:00.409 --> 02:54:03.119
‫به تالار اژدها می‌رسی

02:54:03.249 --> 02:54:05.749
‫جایی که با بزرگترین استاد هاپکیدوی...

02:54:05.879 --> 02:54:07.919
‫این کشور روبرو میشی

02:54:23.769 --> 02:54:26.559
‫اگه به طبقه بالا رسیدی، بدون که...

02:54:27.229 --> 02:54:31.729
‫الکی که به او نمی‌گن تالار ناشناخته‌

02:54:31.859 --> 02:54:36.569
‫هیچ‌کس نمی‌دونه کی و چی اونجا منتظرته

02:54:37.489 --> 02:54:40.619
‫مثل هر قمارباز خوب دیگه‌‌ای،
‫از شرطم محافظت می‌کنم

02:54:40.739 --> 02:54:42.699
‫پس تو تنها نخواهی بود

02:54:43.289 --> 02:54:46.459
‫چهار تا از افرادم باهات میان

02:54:46.579 --> 02:54:49.379
‫دو نفر بیرون می‌مونن و از معبد محافظت می‌کنن

02:54:49.499 --> 02:54:51.629
‫دو تاشون اگه دیدن آن قهرمانی که میگن،‌ نیستی...

02:54:51.749 --> 02:54:55.969
‫کار رو خلاص می‌کنن

02:54:56.089 --> 02:54:59.429
‫یه حسی بهم میگه هر کاری می‌کنی که برنده بشی

02:54:59.549 --> 02:55:01.389
‫و امنیت خانواده‌ات رو تضمین کنی

02:55:01.509 --> 02:55:04.229
‫ولی باید افرادم رو تشویق کنم

02:55:04.349 --> 02:55:06.309
‫به همین دلیل به اوون گفتم که...

02:55:06.439 --> 02:55:10.819
‫هر کی که نفر اول به طبقه بالا برسه،
‫پنجاه هزار دلار گیرش میاد

02:55:10.939 --> 02:55:14.069
‫به همراه صندلی روی این میز

02:55:14.189 --> 02:55:17.069
‫اونا برنده بشن، تو می‌بازی

02:55:17.199 --> 02:55:20.239
‫مبادا بخوای عقب بشینی

02:55:20.369 --> 02:55:22.079
‫یا فرار کنی

02:55:22.789 --> 02:55:24.659
‫اینا دیگر قوانین بازی هستن

02:55:25.579 --> 02:55:28.619
‫یا بازی می‌کنی که ببری
‫یا می‌‌میری

02:55:28.749 --> 02:55:30.169
‫انتخاب با خودته

02:55:30.959 --> 02:55:32.209
‫شروع کن

02:57:16.229 --> 02:57:19.739
‫آن چوب‌های قرمز خیلی خوشگلن

02:57:19.859 --> 02:57:23.489
‫ولی همیشه اندازه‌ست که می‌بره

02:57:24.319 --> 02:57:25.739
‫نشونشون بده

02:58:20.299 --> 02:58:22.719
‫دو چوب کوچولو

02:58:32.179 --> 02:58:34.389
‫نذار بترسوننت

03:01:53.879 --> 03:01:55.929
‫انگلیسی حرف می‌زنی؟

03:01:57.969 --> 03:02:00.059
‫معلومه که انگلیسی حرف می‌زنم

03:02:04.809 --> 03:02:08.359
‫لطفاً این یارو رو بزن که کنار

03:02:08.479 --> 03:02:11.609
‫که من و تو راحت باشیم

03:02:15.949 --> 03:02:22.959
‫ولی بگو افرادت تا می‌تونن از آن پله دور باشن

03:02:37.549 --> 03:02:39.179
‫پا شو

03:03:29.769 --> 03:03:31.519
‫می‌دونی،‌ عزیزم؟

03:03:33.189 --> 03:03:35.439
‫این چوب بلندتره

03:03:37.279 --> 03:03:41.659
‫انعطاف‌پذیرتره و زنده‌ست

03:03:42.989 --> 03:03:46.329
‫و وقتی که نتونی حریف سرعت و انعطاف...

03:03:46.459 --> 03:03:49.419
‫این بشی،

03:03:49.539 --> 03:03:53.799
‫فقط میتونم بگم که توی بد دردسری گیر میکنی

03:03:58.049 --> 03:04:00.509
‫اینو خواهیم فهمید

03:04:40.469 --> 03:04:42.049
‫گفته باشم

03:04:42.179 --> 03:04:46.009
‫خیلی سخت میشه ریتمی را پیدا کرد که...

03:04:47.469 --> 03:04:49.309
‫حریف ریتم شکسته بشه

03:05:00.069 --> 03:05:01.569
‫میبینی؟

03:05:01.699 --> 03:05:06.239
‫یه عادت حساب‌شده نمی‌تونه خودش رو وفق بده

03:05:24.219 --> 03:05:26.259
‫چالشه. درسته؟

03:05:27.179 --> 03:05:30.429
‫وقتی بامبو ضربه میزنه، سخته

03:06:24.069 --> 03:06:25.699
‫سورپرایز شدی؟

03:08:24.859 --> 03:08:26.569
‫خوشت اومد؟

03:08:33.239 --> 03:08:35.369
‫تو خوشت اومد؟

03:12:17.629 --> 03:12:22.599
‫این نور قرمز، ناحیه جنگ است

03:12:22.719 --> 03:12:24.849
‫اگه جونتون واسه‌تون مهمه،

03:12:24.969 --> 03:12:27.519
‫برید پایین و از این‌جا خارج بشید

03:12:27.639 --> 03:12:30.229
‫اگه بیاید جلو، باید اسلحه‌هاتون رو بذارید

03:12:30.349 --> 03:12:32.559
‫و جونتون رو کف دستتون بذارید

03:12:53.629 --> 03:12:55.419
‫دوباره

03:16:44.609 --> 03:16:46.029
‫دوست من

03:16:46.149 --> 03:16:49.949
‫الان که حواسشون پرته، وقتشه بری بالا

03:16:50.909 --> 03:16:52.659
‫تو اول برو

03:16:53.739 --> 03:16:55.449
‫صحیح.
‫ممنونم

03:16:59.659 --> 03:17:00.789
‫وایسا. صبر کن

03:17:01.329 --> 03:17:02.749
‫حواست بهم باشه

03:22:22.149 --> 03:22:23.779
‫"های تین"...

03:22:25.359 --> 03:22:26.779
‫"های تین"...

03:22:28.119 --> 03:22:29.449
‫"های تین"!

03:26:07.129 --> 03:26:11.259
‫مزیتش اینه که مرگ و زندگی واسه‌اش مهم نیست

03:26:11.379 --> 03:26:15.259
‫و حواسش پرت نمی‌شه.
‫پس راحت تمرکز میکنه

03:26:15.389 --> 03:26:18.309
‫روی مبارزه‌اش با نیروهای خارجی

03:26:35.699 --> 03:26:38.949
‫کوچولو، فکر کنم بی‌خیال جونت شدی

03:26:43.459 --> 03:26:47.789
‫برعکس، نمی‌ذارم کلمه مرگ اذیتم کنه

03:26:51.339 --> 03:26:52.969
‫منم همین‌طور،‌ عزیزم

03:26:54.509 --> 03:26:56.639
‫پس منتظر چی هستی؟

03:28:38.699 --> 03:28:40.279
‫با قد بلندش،

03:28:40.409 --> 03:28:44.699
‫واسه‌اش مشکله که هر وقت می‌خوره زمین،
‫بلند بشه

03:29:03.599 --> 03:29:07.179
‫نگاهش کن.
‫خسته‌اش کن

03:31:14.639 --> 03:31:16.979
‫خیلی خسته‌ای

03:31:17.099 --> 03:31:18.979
‫نه، نه.
‫"های تین"

03:31:20.569 --> 03:31:23.069
‫حتماً از تو خسته‌‌تره

03:31:24.609 --> 03:31:26.819
‫روحت رو آروم کن

03:31:30.739 --> 03:31:33.199
‫این بی‌شرف داره خسته‌ام می‌کنه

03:33:11.839 --> 03:33:13.259
‫چرا می‌خوای ادامه بدی؟

03:33:14.139 --> 03:33:16.009
‫بذار رد بشم

03:33:18.139 --> 03:33:19.769
‫یادت رفته که...

03:33:19.889 --> 03:33:24.059
‫منم از کلمه مرگ نمی‌‌ترسم

03:35:03.829 --> 03:35:07.419
‫بیاید

03:35:10.209 --> 03:35:12.299
‫کی اون بالاست؟

03:35:14.629 --> 03:35:16.469
‫"های تین"!

03:35:17.179 --> 03:35:20.179
‫"های تین"؟
‫بیا پایین ببینم

03:36:11.439 --> 03:36:13.899
‫کمک!

03:36:56.399 --> 03:36:59.109
‫بخش وسیعی از صحبت‌هایی که
‫در مورد "بازی مرگ" می‌شود،

03:36:59.239 --> 03:37:03.579
‫در مورد اینکه چی قرار بود بشود
‫و چی‌ می‌توانست باشد است

03:37:03.699 --> 03:37:08.539
‫بیاید یه قدم به عقب برداریم و سؤالی ساده‌‌تر بپرسیم.
‫الان چیست؟

03:37:08.659 --> 03:37:11.249
‫چی دستمان را گرفته است؟

03:37:11.379 --> 03:37:16.089
‫اگر تفسیرها و احساساتی که از پروژه داریم را
‫کنار بذاریم،

03:37:16.209 --> 03:37:21.049
‫ما می‌مانیم و حقیقتی در مورد تکه‌های لاینفک

03:37:21.179 --> 03:37:26.389
‫تکه‌های از رویای نفهمیده،
‫پازل‌های گمشده

03:37:27.019 --> 03:37:30.939
‫ما دو ساعت فیلم بدون صدا داریم

03:37:31.059 --> 03:37:34.309
‫ولی نمی‌دانیم که دقیقاً...

03:37:34.439 --> 03:37:36.729
‫اگه بروس زنده بود، چه از فیلم از آب در می‌‌آمد

03:37:36.859 --> 03:37:39.899
‫در عوض، خلائی در تدوین،

03:37:40.029 --> 03:37:43.069
‫صحنه‌های اضافی و طراحی صدا حس می‌شود،

03:37:43.199 --> 03:37:45.579
‫خلائی که به هر شخص اجازه می‌دهد...

03:37:45.699 --> 03:37:47.579
‫یک "بازی مرگ" و یک بروس لی...

03:37:47.699 --> 03:37:51.369
‫برای خودش بسازد

03:37:51.499 --> 03:37:53.499
‫آیا این شاهکار گمشده‌ی اوست؟

03:37:53.629 --> 03:37:55.789
‫آیا این اوج دستاورد اوست؟

03:37:56.459 --> 03:37:59.009
‫ممکن است نتوان جواب این سؤال را داد

03:37:59.129 --> 03:38:01.629
‫شاهکارها ابتدا باید تکمیل بشوند

03:38:01.759 --> 03:38:04.929
‫هرگونه جاه‌طلبی که بروس نسبت به پروژه داشت،

03:38:05.049 --> 03:38:08.849
‫و هر گونه حسنی که در فیلم باقیمانده هست،

03:38:08.969 --> 03:38:13.309
‫باز هم سؤالات ما را از جواب‌هایمان بیشتر می‌‌کنند

03:38:13.439 --> 03:38:16.819
‫و خلائی را در ما ایجاد می‌کند که اگر...

03:38:16.939 --> 03:38:20.319
‫خود بروس زنده بود،
‫"بازی مرگ" چگونه می‌شد

03:38:20.439 --> 03:38:23.199
‫هنوز این‌قدر هست که از آن تجلیل کرد

03:38:23.319 --> 03:38:27.829
‫بله، پروژه ناتمام است،
‫ولی خام‌ترین فرمش نیز...

03:38:27.949 --> 03:38:31.459
‫از بسیاری از فیلم‌های کامل دیگر...

03:38:31.579 --> 03:38:33.539
‫جاه‌طلبی و هیجان نشان می‌دهد

03:38:33.669 --> 03:38:37.419
‫اثری که رک‌ترین و پربارترین توصیف سینمایی...

03:38:37.539 --> 03:38:39.089
‫صفات اوست

03:38:39.209 --> 03:38:44.299
‫دومین و متأسفانه آخرین گام او به سمت فیلم‌‌سازی

03:38:45.259 --> 03:38:47.219
‫حتی می‌توان گفت که "اژدها وارد می‌شود"،

03:38:47.349 --> 03:38:49.139
‫به عنوان آخرین اثر کامل او،

03:38:49.259 --> 03:38:51.729
‫بروس لی را در اوج قدرتش نشان می‌دهد،

03:38:51.849 --> 03:38:55.309
‫اوج فرم جسمانی و توانایی مبارزه او

03:38:55.439 --> 03:38:59.019
‫ولی اگر بر این باور باشید که سفر به اندازه مقصد مهم است،

03:38:59.149 --> 03:39:01.649
‫همان‌جور که عکس‌های پشت صحنه...

03:39:01.779 --> 03:39:03.739
‫و تکه‌‌های کوچک بین برداشت‌ها نشان می‌دهند که...

03:39:03.859 --> 03:39:07.739
‫"بازی مرگ" چیزی بزرگ‌تر را نشان می‌دهد،

03:39:07.869 --> 03:39:12.079
‫شخصی که به موفقیت بزرگی دست یافت،
‫ولی همچنان به سمت بالا می‌رفت

03:39:12.199 --> 03:39:14.079
‫و هنوز به آینده امید دارد،

03:39:14.209 --> 03:39:18.669
‫و هنوز مرز موفقیت شخصی در موقعیت او را
‫گسترش می‌دهد

03:39:18.789 --> 03:39:20.379
‫دیدن "بازی مرگ"،

03:39:20.499 --> 03:39:24.839
‫یعنی دیدن بروس لی در مطمئن‌ترین، کامیاب‌ترین،

03:39:24.969 --> 03:39:28.219
‫و شاید شادترین نسخه خویش

03:39:29.119 --> 03:39:37.119
www.Doostihaa.com
