WEBVTT

00:29.242 --> 00:32.482
اگر قرار بود لندن
برای من شروعی تازه باشه

00:32.482 --> 00:35.122
…باید تمام فکر و خیالم درباره شعر

00:36.082 --> 00:37.842
.و عشق رو کنار می‌ذاشتم

00:40.922 --> 00:44.202
مادر درباره کثیفی، بیماری و ناامیدی
،اینجا بهم هشدار داده بود

00:44.202 --> 00:46.082
اما از این‌همه آدم‌های جورواجور

00:47.362 --> 00:51.162
.چیزی به من نگفته بود

00:52.642 --> 00:55.282
و گم‌بودن در شلوغی شهر
.که خیلی به کارم میومد

00:56.522 --> 00:59.522
عادت کرده بودم در پارک‌های زیبای
.شهر قدم بزنم

01:01.042 --> 01:03.562
به نظر می‌رسید همه‌ چیزِِ زندگی
…در لندن جمع شده

01:05.362 --> 01:07.842
و اینجا
.می‌تونستم هر کسی که می‌خوام باشم

01:14.722 --> 01:17.482
حتماً در این شهر بزرگ و الهام‌بخش
چیزی پیدا می‌کردم

01:17.482 --> 01:20.242
.که بتونم در اون موفق بشم

01:23.282 --> 01:25.482
حالا، کجا گذاشتمش؟ -
از کجا باید بدونم؟ -

01:25.482 --> 01:28.162
.آه، یه‌کم دلم رو می‌سوزونه

01:28.162 --> 01:30.562
انگار خودش هم
.با خودش راحت نیست

01:30.562 --> 01:33.802
نگرانم خواهرم
.به مریِ بیچاره لطمه‌ای زده باشه

01:33.802 --> 01:35.202
.نمی‌دونم، شاید

01:35.202 --> 01:38.042
شاید خیلی هم
.برای معلم خصوصی خونگی بودن ساخته نشده

01:38.042 --> 01:42.242
تو زندگیش چه کار دیگه‌ای
می‌تونه بکنه؟ همدم مادرش باشه؟

01:42.242 --> 01:44.762
فکر می‌کردم تام
،تونسته از لاکش بیرونش بیاره

01:44.762 --> 01:46.562
.چون خیلی مرد خوش قلبیه

01:46.562 --> 01:49.922
و اون شب به نظر می‌رسید
.با اّن بَکستر هم خوب کنار اومده

01:49.922 --> 01:51.402
.ولی خیلی اعتمادبه‌نفسش پایینه

01:51.402 --> 01:52.602
آره

01:52.602 --> 01:55.282
حتما بزرگ شدن زیر سایه‌ی خواهراش
.براش آسون نبوده

01:56.522 --> 01:59.282
پیداش کردم -
آره. همینه -

01:59.282 --> 02:01.162
.خوشحالم که اینجا پیش ماست

02:01.162 --> 02:03.522
.ذهن کنجکاو و جالبی داره

02:07.322 --> 02:08.722
دوشیزه بنت

02:10.082 --> 02:11.242
.آقای هیوارد

02:12.722 --> 02:13.922
حال‌تون چطوره؟

02:13.922 --> 02:16.362
بی‌صبرانه می‌خوام بدونم
.با شعرها به کجا رسیدین

02:16.362 --> 02:19.722
خب راستش فکر نمی‌کنم ذهنم اون‌قدر آماده باشه

02:19.722 --> 02:21.002
.که کامل درکشون کنم

02:21.002 --> 02:24.042
هی امید دارم آقای کولریج
،منظورش رو… واضح توضیح بده

02:24.042 --> 02:27.242
یا آقای وردزورث وا… واقعاً
،بگه منظورش چیه

02:27.242 --> 02:30.322
ولی به نظر می‌رسه
.دوست دارن که رازهاشونو مخفی نگه‌دارن

02:31.562 --> 02:33.922
…خب، خودتون رو سرزنش نکنین. من فکر می‌کنم

02:33.922 --> 02:36.482
فکر می‌کنم بعضی شاعرها
.عمداً سخت‌فهم می‌نویسن

02:45.842 --> 02:48.682
دوشیزه بنت بابت پدرتون
.واقعاً متأسفم

02:49.922 --> 02:52.802
اومدن به شهر
،بدون خانواده‌تون

02:52.802 --> 02:55.562
بدون این‌که مادرتون رو داشته باشین
…که باهاش درد دل کنین، یا خواهرا

02:55.562 --> 02:56.882
.اوه، نبودنش نعمته

02:56.882 --> 02:59.362
راستش، نبودن
.همه‌شون برام آسایشه

03:06.002 --> 03:08.322
متأسفم که حال‌تون
.مثل همیشه نیست

03:10.922 --> 03:12.722
.متأسفانه همین‌طوره

03:12.722 --> 03:15.562
،برخلاف چیزی که فکر می‌کردم
اینجا به این راحتی‌ها

03:15.562 --> 03:16.562
.نمیتونم جای خودم رو پیدا کنم

03:16.562 --> 03:18.002
ببخشید، عذر می‌خوام

03:18.002 --> 03:21.322
مری، تام. چقدر از دیدن‌تون خوشحالم

03:21.322 --> 03:24.202
،آروم‌تر عزیزم
،وگرنه بچه‌ها رو می‌کشونی اینجا

03:24.202 --> 03:26.362
که فکر کنم دیگه اسم تام براشون معنیِ

03:26.362 --> 03:28.562
یه کیسه‌ی خیلی بزرگ
شیرینی رو داشته باشه!

03:28.562 --> 03:29.722
ببخشید

03:29.722 --> 03:31.602
ببخشید

03:44.525 --> 03:52.525
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

03:53.722 --> 03:56.442
،مری عزیزم
فکر می‌کنم نامه‌هات

03:56.442 --> 03:59.842
.به دستم نرسیدن

03:59.842 --> 04:02.122
اصلاً
.ازت خبری ندارم

04:04.562 --> 04:06.882
چطور از پسِ وظایفت برمیای؟

04:06.882 --> 04:10.762
،هیچ‌وقت با بچه‌ها خوب نبودی
!حتی وقتی خودت بچه بودی

04:12.562 --> 04:15.642
،ممکنه ازت بخوام برگردی پمبرلی

04:15.642 --> 04:17.802
جایی که تابستون رو
.اونجا می‌گذرونم

04:20.402 --> 04:22.842
لیزی می‌خواد تو رو ببینه

04:22.842 --> 04:27.682
،اما از همه مهم‌تر
توله‌سگ جدیدم کمی مضطربه

04:27.682 --> 04:29.922
و تقریباً
همیشه به هم‌صحبتی نیاز داره.

04:34.202 --> 04:37.842
اومده بودم لندن
.تا دنیای بیرون از خانواده‌ام رو ببینم

04:37.842 --> 04:39.202
…و همین

04:39.202 --> 04:41.162
دقیقاً همون کاریه
.که قراره بکنم

04:45.922 --> 04:48.802
اوه، مری. داری نقاشی می‌کشی

04:48.802 --> 04:50.042
.برای آموزش بچه‌هاست

04:50.042 --> 04:52.882
اوه، چه عالی که
.قوه‌ی تخیلت به کار افتاده

04:56.722 --> 04:58.402
.افتضاحه

04:58.402 --> 05:00.922
…نه، نه، این

05:00.922 --> 05:02.322
.خیلی مرتب و تمیزه

05:03.842 --> 05:05.642
نامه‌ی مادرت رو دیدی؟

05:07.362 --> 05:08.722
حال‌ش چطوره؟

05:08.722 --> 05:11.402
بین چند تا شکایت
،از نمِ هوا

05:11.402 --> 05:13.002
،گرده‌های بی‌موقع

05:13.002 --> 05:16.482
و یک برخورد ناخوشایند
،با یک مفازه‌دار بی‌ادب

05:16.482 --> 05:18.042
.تا جایی که فهمیدم، خوبه، بله

05:18.042 --> 05:20.682
.راستش، فکر می‌کنم از این جور مسائل لذت می‌بره

05:20.682 --> 05:22.442
.باعث می‌شه احساس سرزندگی کنه

05:24.082 --> 05:27.002
،حالا که صحبتش شد

05:27.002 --> 05:29.522
فکر کنم این یکی
.برات جالب باشه

05:29.522 --> 05:32.642
تام یه درخواست عجیب
از من و آقای گاردینر کرد

05:32.642 --> 05:35.242
.و تو رو هم دعوت کرد، مری

05:35.242 --> 05:36.522
اوه؟ -
.بله -

05:36.522 --> 05:38.722
.خیلی هم مرموز بود

05:38.722 --> 05:41.482
می‌خواد فردا صبح ببینیمش

05:41.482 --> 05:43.442
می‌گه قصد داره

05:43.442 --> 05:45.482
«پرده‌ی خِرَدگرایی‌مون رو کنار بزنه

05:45.482 --> 05:48.802
و قلب و ذهن‌مون رو تکون بده.»

05:48.802 --> 05:50.162
واقعا؟ -
!بله -

05:50.162 --> 05:51.642
!حالا هرچی که منظورش هست

05:53.802 --> 05:55.402
.من باید روی برنامه‌ی درسیم کار کنم

05:55.402 --> 05:57.602
.مری، باید با ما بیای

05:57.602 --> 05:58.842
به خاطر من؟

06:00.002 --> 06:01.322
.خواهش می‌کنم بهش فکر کن

06:58.322 --> 07:00.282
،آقا و خانم گاردینر

07:00.282 --> 07:03.002
،دوشیزه بنت
.ممنونم که دعوت من رو پذیرفتین

07:03.002 --> 07:05.482
می‌تونیم بدونیم
برای چی اینجاییم؟

07:05.482 --> 07:08.002
با شهر لندن

07:08.002 --> 07:12.042
و خود ویلیام وردزورث دست‌به‌دست هم دادیم
،برای یک صبح شعرخوانی بی‌نظیر

07:12.042 --> 07:13.242
.در یک باغ پنهان

07:13.242 --> 07:16.002
.خدای من
دوشیزه بَکستر هم میاد؟

07:16.002 --> 07:19.162
متاسفانه دوشیزه بَکستر
بهانه‌های جورواجور داره

07:19.162 --> 07:22.042
که خیلی ماهرانه
.برای پیچوندن این جور دورهمی‌ها استفاده می‌کنه

07:22.042 --> 07:24.362
یادم بنداز ازش بپرسم
!این بهونه‌ها رو از کجا میاره

07:24.362 --> 07:28.482
بله، متأسفانه دعاهای من
.برای هوای خوب مستجاب نشد

07:28.482 --> 07:29.882
.اشکالی نداره

07:29.882 --> 07:33.082
با کمی نم‌نم بارون
.که کوتاه نمیایم

07:34.122 --> 07:35.922
!کمی نم‌نم؟

07:38.642 --> 07:39.802
.همین پایین

07:46.082 --> 07:47.842
از این طرف؟ -
.بله -

08:04.962 --> 08:06.802
.جادوییه

08:13.002 --> 08:15.362
.لطفاً این نمایش‌های اضافه رو ببخشید

08:15.362 --> 08:18.562
به دوشیزه بنت
،یک کارِ غیرممکن سپرده بودم

08:18.562 --> 08:23.122
این‌که شعر رو بفهمه بدون این‌که
.واقعاً یاد گرفته باشه چطور… احساسش کنه

08:25.322 --> 08:28.442
،گاهی در مورد شعر

08:28.442 --> 08:32.042
،هر چی بیشتر فکر می‌کنم
.کمتر می‌فهمم

08:39.002 --> 08:42.882
«زمین، چیزی زیباتر از این
:برای نشان دادن ندارد

08:44.762 --> 08:47.882
بی‌روح است کسی که
می‌تواند بی‌تفاوت از کنار آن بگذرد

08:47.882 --> 08:50.962
از چشم‌اندازی که عظمتش چنین دل‌انگیز است

08:52.562 --> 08:55.922
،این شهر اکنون

08:55.922 --> 08:57.682
چون جامه‌ای به تن دارد

08:57.682 --> 09:00.442
،زیباییِ صبح را

09:00.442 --> 09:03.002
،خاموش، برهنه

09:05.362 --> 09:12.122
،کشتی‌ها، برج‌ها، گنبدها
تماشاخانه‌ها و معابد دراز کشیده‌اند

09:12.122 --> 09:15.922
گشوده به دشت‌ها
،و رو به آسمان

09:18.362 --> 09:22.122
،همه در هوایِ بی‌دود
.درخشنده و پرتلألؤ

09:23.322 --> 09:25.962
هرگز آفتاب، چنین زیبا
درآغوش نگرفته بود

09:25.962 --> 09:28.482
،در نخستین شکوهش

09:28.482 --> 09:31.882
دره‌ای، صخره‌ای، یا تپه‌ای را؛

09:31.882 --> 09:36.362
هرگز ندیدم، هرگز احساس نکردم
!آرامشی به این ژرف

09:38.442 --> 09:41.002
،رودخانه
:به میل شیرینِ خودش روان است

09:43.522 --> 09:45.322
!خدای بزرگ

09:45.322 --> 09:47.642
خودِ خانه‌ها انگار در خوابند؛

09:49.642 --> 09:52.802
،و آن قلبِ عظیم
بی‌حرکت آرمیده است!»

09:52.826 --> 09:58.826
جم مووی

10:04.642 --> 10:08.522
.آفرین تام، اجرات واقعاً تأثیرگذار بود

10:08.522 --> 10:11.362
تام، اعتراف می‌کنم
واقعاً با نیروی کلماتت

10:11.362 --> 10:13.242
.من رو به یه دنیای دیگه بردی

10:14.362 --> 10:16.882
!و چه جای قشنگی بود

10:16.882 --> 10:19.362
پیچ گلیسین‌های ما هیچ‌وقت
.این‌طور گل نمی‌دن

10:19.362 --> 10:22.522
بله، استعدادت در کشتنِ گیاه‌هامون
.واقعاً بی‌رقیبه

10:22.522 --> 10:24.882
.بیا بریم یه دوری بزنیم

10:24.882 --> 10:25.922
.حتماً

10:27.682 --> 10:30.882
،خدای من، ادوارد
.این‌جا جادوییه

10:30.882 --> 10:33.642
!مثل یک باغِ مخفی می‌مونه
.بله، همین‌طوره

10:40.642 --> 10:42.522
…خب، دوشیزه بنت

10:45.642 --> 10:46.842
چه احساسی دارید؟

10:46.842 --> 10:48.322
…من

10:49.922 --> 10:52.082
خب

10:52.082 --> 10:54.242
.برای یک‌بار هم که شده، حرفی ندارم

10:54.242 --> 10:55.402
.متاسفم که اینو می‌شنوم

10:55.402 --> 10:57.322
…نه، من

10:57.322 --> 10:58.882
…نه، می‌خوام یچی بگم

11:00.722 --> 11:02.602
...یه چیز الهام‌بخش، ولی

11:04.162 --> 11:05.482
.نمی‌دونم چطور…

11:06.602 --> 11:07.682
…شما این‌همه

11:08.962 --> 11:11.922
…راه‌های مختلف برای بیان احساستون دارید. احساسات من انگار

11:13.402 --> 11:14.602
…یخ‌زده‌ان، یا…

11:16.202 --> 11:17.362
…ضعیفن، یا…

11:19.442 --> 11:20.642
.کاملاً نامفهومه

11:21.802 --> 11:23.082
.نمی‌دونم، دوشیزه بنت

11:24.482 --> 11:25.842
ولی من از کلمات دیگران استفاده می‌کنم

11:25.842 --> 11:29.402
تا چیزهایی رو که نمی‌فهمم
.برای خودم روشن کنم

11:30.802 --> 11:34.002
ولی من… من باور ندارم
.که واقعاً با احساسات شدید غریبه باشید

11:34.026 --> 11:40.026
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین ::..
.:: Telegram: @Bamabin_com ::.
.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

11:44.122 --> 11:45.722
ببخشید

11:47.082 --> 11:49.802
…ببخشید دوشیزه بنت، من

11:50.922 --> 11:52.362
.فقط یه گلبرگ بود

11:52.362 --> 11:55.162
.آقای هیوارد، من… فکر می‌کنم باید لندن رو ترک کنم

11:57.042 --> 11:59.282
.ولی شما تازه رسیدین

11:59.282 --> 12:02.762
.چیز خاصی نیست. مادرم به یه همدم نیاز داره

12:02.762 --> 12:07.882
متوجهم -
،و خب، احتمالاً به‌زودی خیلی سرتون شلوغ میشه -

12:07.882 --> 12:10.602
…با قرارهای اجتماعی و

12:12.722 --> 12:13.882
.دوشیزه بَکستر…

12:15.562 --> 12:16.722
.درسته

12:16.722 --> 12:18.642
.مطمئنم اصلا متوجه رفتن من نمی‌شید

12:20.842 --> 12:23.162
خب، امیدوار بودم
.این کار حالتون رو بهتر کنه

12:23.162 --> 12:25.202
.بله. واقعاً بهتر کرد

12:25.202 --> 12:26.522
.بله. ممنونم

12:27.762 --> 12:29.122
.هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم

12:43.882 --> 12:46.802
.من هجدهم به پِمبرلی می‌رم

12:46.802 --> 12:48.442
!اووه! خدای من

12:48.442 --> 12:50.242
.مری، این واقعاً غیرمنتظره هست

12:50.242 --> 12:52.322
خب، مشکلی پیش اومده؟

12:52.322 --> 12:54.362
.مادرم به من احتیاج داره

12:54.362 --> 12:56.122
خواهرم حوصله‌اش سر رفته؟

12:57.322 --> 12:59.362
می‌دونم که اون بیشتر از هر کسی در انگلستان

12:59.362 --> 13:01.562
.به‌خاطر تنهاییش ممکنه نیرو جمع کنه

13:01.562 --> 13:03.122
ولی واقعاً باید قبول کنی؟

13:06.322 --> 13:08.122
.فکر می‌کنم باید این کارو بکنم

13:08.122 --> 13:10.642
.ما واقعاً از حضور شما در اینجا لذت می‌بریم

13:10.642 --> 13:12.962
.بچه‌ها ناراحت می‌شن

13:12.962 --> 13:14.882
.لطف دارید که اینو می‌گید

13:16.922 --> 13:18.202
حقیقت همینه

13:21.682 --> 13:23.282
.باید درس‌های امروز رو برنامه‌ریزی کنم

13:32.162 --> 13:34.362
،مادر عزیزم

13:34.362 --> 13:39.122
گرچه مدتی که در لندن گذراندم
روشنگر و آموزنده بود

13:39.122 --> 13:43.722
اما طبق درخواستتان، برای تابستانی
که در پمبرلی می‌گذرانید

13:43.722 --> 13:45.042
در کنارتان خواهم بود

13:46.802 --> 13:50.522
از سخاوت زن عمو و عمویم
،سپاسگزارم

13:50.522 --> 13:52.242
،اما همان‌طور که به درستی اشاره کردید

13:52.242 --> 13:55.002
.نمی‌خواهم به آن‌ها زحمت بدهم

13:55.002 --> 13:59.082
و البته باعث افتخار خواهد بود

13:59.082 --> 14:00.882
که از توله‌سگ جدیدتان مراقبت کنم.

14:00.906 --> 14:08.906
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین ::..
.:: Telegram: @Bamabin_com ::.
.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

14:13.922 --> 14:15.602
.روز خوش قربان

14:15.602 --> 14:17.642
…فکر می‌کردم شاید بتونم

14:18.642 --> 14:20.082
بله. همونی که توی ویترین بود؟

14:22.842 --> 14:24.042
.بفرمایید داخل

14:40.122 --> 14:42.482
در قدیم زنی بود
که داخل یک کفش زندگی می‌کرد.

14:46.322 --> 14:48.922
آن‌قدر بچه داشت
.که نمی‌دانست چه کند

14:50.762 --> 14:54.002
«به آن‌ها کمی سوپ داد
،بی‌هیچ نانی

14:54.002 --> 14:56.242
«و همه‌شان را خوب شلاق زد
و فرستادشان بخوابند»

14:57.682 --> 15:00.202
اون شعر خیلی خوب شروع شد

15:00.202 --> 15:02.082
ولی خیلی بد تموم شد

15:02.082 --> 15:04.762
.نظر خوبی بود دوشیزه ماریان

15:04.762 --> 15:08.162
چرا وقتی بچه‌ها زیاد شدن
به‌جای کفش نرفت داخل یه چکمه زندگی کنه؟

15:08.162 --> 15:09.722
.پیشنهاد جالبیه دوشیزه ربکا

15:09.722 --> 15:12.202
انقلاب شکوهمند
تموم شد دیگه دوشیزه بنت؟

15:13.722 --> 15:17.162
این هفته ما خودمون یک شعر
.می‌نویسیم و اجرا می‌کنیم

15:17.162 --> 15:18.442
!آره

15:19.722 --> 15:22.922
،من می‌خوام درباره خودم شعر بگم
.چون خیلی آدم جالبی‌ام

15:24.042 --> 15:25.402
.من درباره تیفوئید می‌گم
[نوعی بیماری]

15:25.402 --> 15:28.082
یا قورباغه‌ها -
چندش -

15:30.322 --> 15:32.002
دوشیزه ماریان؟

15:32.002 --> 15:33.362
!عشق

15:33.386 --> 15:35.386
زیرنویس اختصاصی جم مو.وی

15:44.322 --> 15:47.962
«چشم، چاره‌ای جز دیدن ندارد

15:47.962 --> 15:51.402
«نمی‌توانیم به گوش دستور سکوت دهیم؛

15:51.402 --> 15:55.322
«بدن ما، هر جا که باشد، احساس می‌کند

15:55.322 --> 15:58.322
«چه بخواهیم چه نخواهیم.»

16:04.842 --> 16:06.802
«یک قورباغه بزرگ سبز

16:06.802 --> 16:08.442
.«روی یک کنده نشسته بود

16:08.442 --> 16:10.562
.«قورباغه کاملاً سیر بود

16:10.562 --> 16:13.442
،«ده تا مگس خورده بود

16:13.442 --> 16:15.042
،«دو تا حلزون

16:15.042 --> 16:16.162
،«یک کرم

16:16.162 --> 16:18.522
«و سه پایِ برگ نیلوفر.»

16:18.522 --> 16:20.882
!آفرین

16:20.882 --> 16:23.122
،دوشیزه بنت

16:23.122 --> 16:26.162
واضحه که شعر امروز صبح
.الهام‌بخشتون بوده

16:26.162 --> 16:27.522
…اوه

16:27.522 --> 16:29.802
…بله بود، من… نه، یعنی

16:29.802 --> 16:31.562
…بله، من… بله

16:31.562 --> 16:34.282
وای نه -
چی شده دوشیزه ربکا؟ -

16:34.282 --> 16:37.282
.من یه وسیله داشتم ولی یادم رفت استفاده کنم

16:40.202 --> 16:42.042
.خب، نگران نباشید

16:42.042 --> 16:46.802
وسیلهٔ صحنه فقط یه کلک ناچیزه
که قدرت کلمات رو کم می‌کنه

16:46.802 --> 16:48.242
.واقعاً همین‌طوره

16:50.922 --> 16:52.202
نفر بعدی کیه؟

16:55.602 --> 16:58.362
.من از ترک لندن غمگین خواهم شد"

16:58.362 --> 17:02.522
این اولین باری بود"
که احساس تعلق کردم.»

17:04.482 --> 17:06.042
!آه، اینجایی

17:06.042 --> 17:10.162
می‌خواستم بابت روز فوق‌العاده امروز
.ازت تشکر کنم

17:10.162 --> 17:13.642
بچه‌ها از رفتنت
.خیلی ناراحت می‌شن

17:13.642 --> 17:16.482
.ماریان داره برات یه کوسن می‌دوزه

17:16.482 --> 17:20.562
،با یک جملهٔ لاتین الهام‌بخش
.فکر می‌کنم

17:20.562 --> 17:23.322
:حمله‌اش اینه
"Mori quam foedari"

17:23.322 --> 17:25.082
".یعنی "مرگ بهتر از ننگه

17:25.082 --> 17:26.962
.عجب! چه هیجان‌انگیز

17:28.682 --> 17:30.282
.ما دلتنگت می‌شیم مری

17:31.362 --> 17:37.322
فکر می‌کنم هردومون می‌دونیم
.من زیاد مناسب شلوغی لندن نیستم

17:37.322 --> 17:39.202
…اوه مری

17:39.202 --> 17:42.522
!تو که اصلاً بهش فرصت ندادی

17:42.522 --> 17:44.762
!همه‌چیز تغییر می‌کنه

17:44.762 --> 17:45.882
…آدم‌ها

17:46.882 --> 17:48.402
…شرایط

17:50.282 --> 17:51.682
.با گذر زمان

17:54.962 --> 17:57.322
ممکنه در همین مورد
چیزی بگم؟

18:00.002 --> 18:03.962
چند روز پیش
.رفتم که یک کلاه بخرم

18:03.962 --> 18:08.442
و اولین مغازه‌ای که رفتم
یه کلاه فوق‌العاده پیدا کردم

18:08.442 --> 18:11.522
آبی شیک. خیلی هم
.بهم میومد، اگه جسارت نباشه

18:12.722 --> 18:14.442
…وقتی خواستم بخرمش

18:17.122 --> 18:20.242
.فهمیدم برای شخص دیگری رزرو شده…

18:20.242 --> 18:21.362
.هوم

18:21.362 --> 18:22.802
رفتم یه مغازه‌ی دیگه

18:22.802 --> 18:26.802
و چهار تا کلاه دیگه پیدا کردم
،که همون‌قدر دوست داشتم

18:26.802 --> 18:28.762
…و در نهایت

18:30.162 --> 18:34.802
به یکی رسیدم با رنگ صورتی کدر
.که حتی بیشتر هم به من میومد

18:38.042 --> 18:39.882
می‌فهمی چی می‌گم؟

18:42.562 --> 18:44.482
رنگ آبی بهت نمیاد؟

18:46.242 --> 18:49.042
نه. می‌گم لندن
.این‌همه انتخاب مختلف داره

18:49.042 --> 18:51.522
!و تعدادش هم زیاده

18:51.522 --> 18:54.002
ممکنه اولین چیزی که می‌بینی
،خوشت بیاد

18:55.042 --> 18:59.122
اما معمولاً چیز هیجان‌انگیزتری
.بعدش پیدا می‌شه

19:00.442 --> 19:03.562
،به‌هرحال
.فقط خواستم همینو بگم

19:03.562 --> 19:06.322
.خب، بله… ممنون که گفتید

19:06.322 --> 19:07.402
…خیلی

19:08.482 --> 19:11.562
.جالب بود -
اوه راستی می‌خواستم بهت بگم -

19:11.562 --> 19:14.882
ما تصمیم گرفتیم فردا
،یک سرگرمی کوچیک برگزار کنیم

19:14.882 --> 19:16.362
.یک شب بازی

19:16.362 --> 19:18.042
.ای وای

19:18.042 --> 19:20.082
چه جور بازی‌ای؟ -
.نه از اونایی که دنبال‌ کردن داره -

19:20.082 --> 19:22.482
.بازی‌های کلامی. معما و از این چیزها

19:22.482 --> 19:24.322
.و همراهان بسیار خوشایند

19:24.322 --> 19:28.202
همراهان آشنا؟ یا آدم‌های جدید؟

19:28.202 --> 19:32.042
.همه جدید. و خیلی هم دوست‌داشتنی

19:32.042 --> 19:34.882
خیلی دوست داریم
.لندن رو با خاطره‌ی خوب ترک کنی

19:36.602 --> 19:39.322
این ممکنه آخرین برنامه‌مون
.قبل از رفتنت باشه

19:44.082 --> 19:47.202
تصمیم گرفتم هنوز
.نامه رو برای مادرم نفرستم

19:49.002 --> 19:51.802
رفتن قبل از آخر هفته
.حیفه

20:29.242 --> 20:32.442
.ببخشید، متوجه نشدم تو صف هستید -
.نه خواهش می‌کنم -

20:32.442 --> 20:35.642
کاش آدم‌های بیشتری
.به این اندازه در برابر نوشیدنی پانچ مقاومت داشتن

20:37.682 --> 20:39.362
اجازه هست؟ -
.بله البته -

20:40.642 --> 20:42.362
مدافع شریف پانچ

20:42.362 --> 20:43.922
.پستم رو تحویل میدم

20:47.362 --> 20:51.042
چی باعث شده به اینجا بیاید؟
بازی‌ کلمات یا آدم‌ها؟

20:51.042 --> 20:52.322
.من کلمات رو دوست دارم

20:52.322 --> 20:54.762
.زیاد اهل بازی نیستم

20:54.762 --> 20:57.682
آها. پس برای دورهمی با آدم‌ها
.اومدید اینجا

20:57.682 --> 20:58.842
…دوشیزه

20:58.842 --> 21:00.282
.بنت. مری بنت

21:01.562 --> 21:03.642
.ویلیام رایدر

21:03.642 --> 21:05.922
از کجا اومدید، دوشیزه بنت؟

21:05.922 --> 21:07.242
قطعاً یادم می‌موند

21:07.242 --> 21:09.922
اگه شما رو کنار ظرف پانچ
.در هرجای لندن دیده بودم

21:09.922 --> 21:11.042
…من

21:12.122 --> 21:13.642
.تازه‌ به اینجا اومدم

21:13.642 --> 21:17.802
خب من به شخصه همیشه
از دیدن چهره جدید خوشحال میشم

21:21.682 --> 21:23.882
.لطفاً جمع بشید، بشینید

21:23.882 --> 21:26.282
به‌نظر می‌رسه معماها
.دارن شروع می‌شن

21:26.282 --> 21:29.242
خوبه که با لیوان‌های پر
.شروع کنیم

21:36.922 --> 21:39.122
!و حالا دور تند

21:39.122 --> 21:42.082
.دو کلمه، یک جواب

21:42.082 --> 21:44.082
.رنج جعلی

21:44.082 --> 21:46.042
…رنج جعلی

21:46.042 --> 21:47.682
یه حقه پلید؟

21:47.682 --> 21:50.282
مغز من واقعاً در رنجه
.و جعلی هم نیست، کاملاً واقعیه

21:52.802 --> 21:54.402
.شَم… پِین

21:54.402 --> 21:56.762
شامپاین -
.درست گفتید دوشیزه کلارک -

21:56.762 --> 21:59.682
،یک امتیاز دیگه برای شما
!و حالا صدر جدولید

22:00.762 --> 22:03.842
چه جالب که شامپاین رو
تو بازی آوردید نه توی لیوان

22:03.842 --> 22:05.242
مارو اذیت می‌کنید آقای گاردینر

22:05.242 --> 22:07.482
،خب آقای رایدر
.این یکی برای شماست

22:09.122 --> 22:10.442
.یارِ جودی

22:14.762 --> 22:16.002
!به‌خدا می‌دونمش

22:17.242 --> 22:18.482
!پانچ

22:18.482 --> 22:20.602
.آفرین آقای رایدر

22:20.602 --> 22:23.642
بالاخره امتیاز گرفتی

22:27.682 --> 22:32.682
اولین بخش اسمم، کلمه‌ایه
.که کمدین‌ها از شنیدنش می‌ترسن

22:32.682 --> 22:37.122
بخش بعدی‌ام، نشونه‌ی
.زندگی تازه در چرخه‌ی ساله

22:37.122 --> 22:38.762
!تکرار می‌کنم

22:38.762 --> 22:41.682
اولین بخش اسمم، کلمه‌ایه
.که کمدین‌ها از شنیدنش می‌ترسن

22:41.682 --> 22:44.962
بخش بعدی‌ام، نشونه‌ی
.زندگی تازه در چرخه‌ی ساله

22:44.962 --> 22:46.162
!اوه… فرزند

22:46.162 --> 22:48.682
!بله -
!آفرین، دوشیزه بنت -

22:48.682 --> 22:50.442
!آفرین مری

22:50.442 --> 22:52.602
!آفرین احسنت

22:52.602 --> 22:55.162
!بله دوشیزه بنت

22:55.162 --> 22:56.322
!به افتخارتون

22:56.322 --> 22:57.842
بعدی چیه؟

22:57.842 --> 22:59.842
یه پرتقال ماندارین -
چه خوشمزه -

22:59.842 --> 23:02.962
دوشیزه بنت چه‌قدر خوبه که شما رو می‌بینم -
.منم همینطوز دوشیزه بکستر -

23:02.962 --> 23:06.042
.آقای هیوارد
.خیلی خوشحالیم که اومدید

23:06.042 --> 23:08.762
یه خبر اشتباه شنیدم
.که امشب سرتون شلوغه

23:08.762 --> 23:12.682
خب ما به‌جورایی تونستیم
.آقای هیوارد رو از کارش جدا کنیم

23:12.682 --> 23:14.642
.من یه پرونده‌ی مهم دارم

23:14.642 --> 23:17.802
اوه بله، از شانس بدش اون تنها وکیل
توی لندنه که

23:17.802 --> 23:19.762
فقط پرونده‌های مهم
!بهش می‌رسه

23:19.762 --> 23:22.282
،اوه، ببخشید
... خانم

23:25.882 --> 23:27.402
دوشیزه بنت؟

23:27.402 --> 23:28.922
تام -
ویل -

23:30.402 --> 23:32.202
آقای رایدر و من
.با هم حقوق خوندیم

23:32.202 --> 23:33.322
بله

23:33.322 --> 23:37.482
آقای هیوارد باعث شد
.من خیلی زود از این حرفه بازنشسته بشم

23:37.482 --> 23:38.722
واقعاً آقای رایدر؟

23:38.722 --> 23:41.042
خب اونقدر برام شعر خوند

23:41.042 --> 23:43.642
که باور کردم
،یه روح لطیف و رمانتیک دارم

23:43.642 --> 23:45.802
و خیلی حساس‌تر از اونم
که قانون رو تحمل کنم

23:45.802 --> 23:48.682
به‌نظر میاد نمیشه همه تقصیر
رو گردن شعر انداخت

23:48.682 --> 23:50.322
…خب

23:50.322 --> 23:52.242
مری شب بازی‌ چطور پیش می‌ره؟

23:52.242 --> 23:55.682
امیدی هست که آخر کار جایزه رو ببریم؟

23:55.682 --> 23:57.282
نه مگه این‌که بخواید
.به میزبان‌ها رشوه بدید

23:57.282 --> 23:59.322
دوشیزه بنت
.همه‌مون رو شرمنده کرده

23:59.322 --> 24:02.202
.اوه، نه، آقای رایدر
شما که «پانچ» رو زودتر از من خوردید
[پانچ=مشت]

24:02.202 --> 24:03.722
دیدید؟

24:03.722 --> 24:05.962
چه مهارتی در کلمات دارن

24:08.482 --> 24:12.162
لطفاً جمع بشید
برای دور ماقبل آخر

24:12.162 --> 24:14.322
.آقای رایدر

24:14.322 --> 24:17.242
.خوشحالم حالتون بهتره دوشیزه بنت

24:19.922 --> 24:22.962
این شب برای من
.مثل یک داروی قوی بوده آقای هیوارد

24:25.442 --> 24:28.362
دور سوم! آماده‌اید؟

24:29.562 --> 24:30.842
!یکشنبه

24:30.842 --> 24:33.002
درسته. یک امتیاز برای دوشیزه بکستر
آفرین -

24:35.642 --> 24:37.482
زود تصمیم بگیرید -
افسردگی؟ -

24:37.482 --> 24:40.322
.نه نه، چیزی که گفتم رو فراموش کنید

24:40.322 --> 24:41.442
جیوه‌ست؟

24:41.442 --> 24:43.602
!بله -
.دقیقاً. آفرین مری -

24:43.602 --> 24:46.602
واقعاً؟
چه عجیب

24:48.242 --> 24:50.762
زود باشید

24:50.762 --> 24:52.162
کسی نبود؟

24:52.162 --> 24:53.682
فانوس دریایی -
!بله -

24:53.682 --> 24:55.962
،من اصلا فرصت نکردم فکر کنم
چه برسه به گفتنش

24:55.962 --> 24:58.682
تا حالا ندیدم فکر نکردن
جلوی حرف زدنت رو بگیره

25:00.682 --> 25:06.242
:پنج امتیاز برای هر دو
.دوشیزه کلارک و دوشیزه بنت

25:08.122 --> 25:09.762
آفرین

25:13.482 --> 25:14.962
.مرحله آخر

25:14.962 --> 25:17.562
دو نفری که بیشترین امتیاز رو دارن
مقابل هم قرار می‌گیرن

25:17.562 --> 25:20.962
تا معمای نهایی رو حل کنن
و برنده مشخص بشه

25:20.962 --> 25:22.682
نفرات برتر هم که مشخصن

25:22.682 --> 25:24.122
دوشیزه کلارک

25:25.362 --> 25:27.122
.و دوشیزه بنت

25:27.122 --> 25:29.082
یعنی من به فینال نرسیدم؟

25:29.082 --> 25:30.682
.عجب. باورم نمی‌شه

25:30.682 --> 25:32.682
،خانم گاردینر
افتخار می‌دید؟

25:35.082 --> 25:39.602
بخش دومم، محکومه
،به سرنوشتِ بخش اولم

25:39.602 --> 25:44.922
،و از بین همه‌ی دوم‌هام
کلّم از همه بدتره

25:56.842 --> 25:58.962
دل‌شکستگی
درد کشیدن (ache) سرنوشت دل (heart)ه]
،(از بین همه‌ی دردها (aches
[بدترینش میشه heartache = دل‌شکستگی

25:58.962 --> 26:00.162
بله

26:00.162 --> 26:03.202
یا خدا
اون باهوش‌ترین زن بریتانیاست

26:03.202 --> 26:05.122
هورا

26:05.122 --> 26:08.402
دوشیزه بنت

26:08.402 --> 26:10.802
:برنده رو اعلام می‌کنیم

26:10.802 --> 26:14.682
،تازه‌وارد در لندن
:و سرسخت‌ترین رقیب

26:14.682 --> 26:16.482
دوشیزه مری بنت

26:16.482 --> 26:18.562
هورا

26:18.562 --> 26:19.762
آفرین

26:21.642 --> 26:23.442
خیلی خوشحالم
به‌موقع رسیدیم

26:23.442 --> 26:25.362
تا مراسم تاج‌گذاری‌تون رو ببینیم
.دوشیزه بنت

26:25.362 --> 26:26.642
.ممنونم

26:28.002 --> 26:29.842
…می‌خواستم بگم، من احساس کردم

26:29.842 --> 26:31.642
.دوشیزه بنت شما دروغگویید

26:32.682 --> 26:33.762
واقعا؟

26:33.762 --> 26:36.522
به من گفتید
اهل بازی نیستید

26:36.522 --> 26:38.442
…خب، من

26:38.442 --> 26:39.642
.من نمی‌تونم کسی رو بگیرم

26:41.282 --> 26:43.842
دوشیزه بنت، مدتیه
،می‌خوام دعوتتون کنم به چای

26:43.842 --> 26:46.122
،ولی متأسفانه شنیدم
دارید از لندن میرید؟

26:46.122 --> 26:47.362
دوشیزه بنت
امکان نداره

26:47.362 --> 26:50.442
نمی‌تونید بازی‌کنان لندن رو
از استعدادتون در حل معما

26:50.442 --> 26:52.442
محروم کنید

26:52.442 --> 26:56.802
یک تشویق جانانه
برای برنده‌مون، دوشیزه بنت

26:56.802 --> 26:58.202
آفرین

26:59.882 --> 27:01.522
آفرین

27:01.522 --> 27:06.322
اون لحظه فکر می‌کنم فهمیدم
که منظور زن عموم از اون داستان

27:06.322 --> 27:09.202
پیچیده کلاه‌ها چی بود

27:12.522 --> 27:17.042
،این‌که زیاد بودن انتخاب‌ها
.خودش یه جور مزیته

27:17.066 --> 27:21.066
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.

27:22.962 --> 27:24.482
.من هیچ‌وقت بهت شک نکردم

27:26.162 --> 27:27.602
.از این طرف

27:27.602 --> 27:28.922
.ممنون که اومدید

27:31.762 --> 27:35.122
مری خیلی درخشیدی -
.ممنون، خاله -

27:35.122 --> 27:38.202
حتی توجه واجدترین
خواستگار شهر رو هم جلب کردی

27:38.202 --> 27:39.882
.من… داشتم فکر می‌کردم

27:39.882 --> 27:45.882
به‌نظرم حیفه قبل از اینکه فرصت درستی به
،.لندن بدم، ترکش کنم

27:45.882 --> 27:47.962
،می‌خوام کمی بیشتر بمونم

27:47.962 --> 27:49.842
.اگر خیلی زحمت نیست

27:49.842 --> 27:52.522
!اصلا زحمتی نیست

27:52.522 --> 27:57.882
خیلی خوشحالیم
که با ما می‌مونی

27:59.282 --> 28:02.082
زندگی در لندن به من کمک می‌کرد بفهمم

28:02.082 --> 28:04.642
زندگی فقط ازدواج یا بدبختی نیست

28:05.802 --> 28:08.362
.شاید زن عموم درست می‌گفت

28:08.362 --> 28:11.362
…حتی ناامیدترین موقعیت‌ها

28:12.482 --> 28:15.762
و ناامیدترین آدم‌ها هم…

28:15.762 --> 28:22.162
با مهربانی، کم‌کم
.در طول زمان تغییر می‌کنند

28:24.002 --> 28:27.922
هیجان‌زده بودم ببینم
.مری بنت واقعاً کی می‌تونه باشه
