WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

02:03.756 --> 02:06.122
،‏همه این داستان‌ها
،‏تا اونجایی که به من مربوطه

02:06.893 --> 02:09.521
‏با سیل بی‌سابقه‌ی 1927 توی
‏ورمونت شروع شد

02:24.477 --> 02:28.777
‏چندین روز بارون بارید و سیل‌های
گسترده‌ای راه افتادن

02:31.451 --> 02:33.043
‏این سیل‌ها چیزهای زیادی رو وارد
،‏رودخونه ها کردن

02:33.586 --> 02:36.953
‏و گزارش های مردمی از دیدن چیزهای
‏عجیب و غریب توی آب خبر میداد

02:43.229 --> 02:46.528
،‏همزمان با کم شدن سطح آب
شایعات زیادی بین مردم بوجود اومده بود

02:46.599 --> 02:50.899
‏که ‏این چیزها رو به افسانه های باستانی
‏و تقریبن فراموش شده ربط میداد

02:51.171 --> 02:53.196
‏افسانه هایی که افراد پیر بنا به شرایط
‏دوباره احیاشون کرده بودن

02:54.007 --> 02:57.773
‏خیلی از دوستام از من خواسته بودن درصورت امکان
‏تحقیقاتی رو در این زمینه انجام بدم

04:39.245 --> 04:41.008
‏فکر میکردم همه نسخه ها از بین رفتن

04:41.314 --> 04:43.214
‏آخرین نسخه موجود دست آرمیتاژ نبود؟

04:43.683 --> 04:46.675
...‏فکر میکردم تو اتفاق پارسال از بین رفت

04:46.786 --> 04:48.083
‏آره، اون آخرین نسخه چاپی بود

04:48.154 --> 04:51.783
.‏این نسخه دستنویس اصلی دونپورت‌ـه
!با همه یادداشت هاش

04:51.858 --> 04:52.825
‏نسخه اصلی؟

04:53.059 --> 04:55.721
‏مطالبی توی این نسخه هست که هیچ‌جای
‏دیگه‌ای ثبت نشده

04:57.697 --> 04:58.891
‏کشف بزرگیه

04:59.766 --> 05:01.791
‏میخوای باهاش چیکار کنی؟
‏یه کتاب دیگه بنویسی؟

05:02.001 --> 05:05.129
‏اون که آره، ولی فعلن میخوام کارهای دیگه‌ای
‏باهاش بکنم

05:06.072 --> 05:10.133
‏داشتم با خوندن یادداشت‌هاش خودم رو واسه
‏"مناظره" آماده میکردم

05:10.276 --> 05:14.076
‏اون برنامه رادیویی رو میگی؟
‏آلبرت، نباید اینکارو بکنی

05:14.180 --> 05:15.738
!‏دین هیز اصرار داره

05:15.948 --> 05:18.815
‏بعد از اون همه مطلب توی روزنامه‌ها درباره‌ی

05:18.918 --> 05:20.977
‏"اجساد"ـی که توی سیل اخیر
...‏توی آب دیده شدن

05:21.054 --> 05:22.612
‏بیخیالش شو، آلبرت

05:22.722 --> 05:23.746
!‏من محقق فرهنگ عامه‌م، نیت

05:24.023 --> 05:30.258
‏هیچکس توی دنیا اندازه من از این موضوعات فولکلور
‏سر درنمیاره

05:30.797 --> 05:32.628
‏و فکر میکنی با اون دست‌نوشته‌های
...‏دونپورت

05:32.699 --> 05:37.830
‏دقیقن! حتا صدها سال پیش هم ایلای دونپورت هم همین
‏داستان‌ها رو میشنید

05:38.771 --> 05:42.002
‏"گفته میشود گونه پنهانی از هیولاها

05:42.075 --> 05:44.270
‏"جایی در تپه‌های دوردست زندگی میکند

05:45.645 --> 05:47.840
‏جایی در اعماق جنگل‌هایِ بلندترین
‏کوهستان‌ها

05:48.281 --> 05:52.785
‏شواهد وجود این موجودات توسط افرادی که تا بلندی‌های

05:52.785 --> 05:59.623
‏آن کوهستان‌ها یا به اعماق جنگل‌هایِ
تیره و تاری

05:59.992 --> 06:03.325
،‏که گرگ‌ها هم از رفتن به آنجا وحشت دارند رفته اند
".‏دیده شده است

06:05.798 --> 06:10.167
‏دونپورت داستان های زیادی رو درباره ریشه این موجودات
‏جمع آوری کرده بود

06:10.803 --> 06:16.105
!‏ببین، نقاشی‌هایی که تاحالا دیده نشده

06:17.110 --> 06:21.945
‏داستان مهاجرانی که ناپدید شدن و
‏گروهی که با این موجودات همکاری کردن

06:22.448 --> 06:29.183
‏من با این... افسانه ها آشنام. و مطمئنم که
‏ حق هم با توئه. ولی نمیتونی دربارش مناظره کنی

06:29.989 --> 06:33.359
.‏یه ساعت دیگه باید اونجا باشم
‏قراره ان‌ب‌سی برنامه رو پخش کنه

06:33.359 --> 06:34.326
‏کنسلش کن

06:36.763 --> 06:38.890
‏میدونی قراره با کی مناظره کنی؟

06:38.998 --> 06:40.056
"‏"چارلز فورت

06:40.266 --> 06:45.761
‏و فکر کردی میتونی با یه نویسنده پرفروش
،‏که طرفدارهای بیشماری داره مناظره کنی

06:46.205 --> 06:48.867
‏با مشهورترین کارشناس حوزه‌ی
پدیده‌های ‏ناشناس؟

06:49.108 --> 06:50.410
‏این کار قراره چه کمکی به هدفت بکنه؟

06:50.410 --> 06:51.809
...‏ببین، من میتونم مردم رو قانع کنم

06:51.911 --> 06:54.880
‏با یه سری جزئیات بی اهمیت درباره
‏فولکورهای عجیب نیوانگلند؟

06:55.214 --> 06:56.806
‏عاقبتی جز شکست نداری

06:56.983 --> 06:59.178
‏نیت، شغل اصلی من همینه

06:59.385 --> 07:04.023
‏تنها دلیل مطالعه فولکلور اینه که بفهمیم
‏چرا و چطور افسانه ها رو خلق میکنیم

07:04.023 --> 07:09.086
‏نمیشه که مردم تا ابد فکر کنن هر رعد و برقی کار نیزه زئوسه!‏

07:09.195 --> 07:10.457
‏من نگران زئوس نیستم

07:10.730 --> 07:14.300
‏میدونم، یجورایی رفتار میکنی انگار اینم یکی
!‏از اون فرقه‌های ناشناسیه که درباره‌شون تحقیق میکنی

07:14.300 --> 07:17.235
...‏میدونم تو هم یه سری تجربه سخت داشتی

07:18.938 --> 07:22.305
‏دارم بهت میگم این مناظره هیچ فایده‌ای
‏واست نداره

07:22.742 --> 07:26.200
‏بیخیال، رفیقت "چارلی تاور" هم اونجاست

07:26.312 --> 07:28.007
‏هزینه برنامه رو اون متقبل شده

07:28.214 --> 07:32.742
.‏آلبرت، من فورت رو دیدم
‏شاید آدم عجیبی باشه، ولی خیلی باهوشه

07:33.186 --> 07:35.711
‏مراقب باش چی میگی

07:42.195 --> 07:44.390
"‏شاید بهتر بود به نصیحت نیت "وارد
‏گوش میکردم

07:51.337 --> 07:53.473
‏چارلز فورت بخاطر تلاش‌هاش در زمینه‌های علمی

07:53.473 --> 07:56.840
‏و کتاب های افراطیش محبوبیت
‏زیادی بین دانشجوها داشت

07:57.276 --> 07:59.870
‏"چارلی تاور"، یکی از رفقا و از فارق‌التحصیل‌های پولدار
دانشگاه میسکاتونیک

08:00.012 --> 08:02.742
‏هزینه دعوت فورت به مناظره رو متقبل
‏شده بود

08:02.982 --> 08:05.314
،‏تاور هزینه چندین سفر اکتشافی دانشگاهی

08:05.952 --> 08:07.920
‏هزینه هواپیماها و سفر به دور دنیا
‏رو تامین کرده بود

08:07.920 --> 08:12.118
‏عاشق این بود پیازداغ همه رو چیز زیاد کنه
‏و روی "دین هیز" هم کنترل کامل داشت

08:12.825 --> 08:15.453
‏مجری برنامه یه تاجر خمیردندون بود

08:15.862 --> 08:17.887
‏نه یه گرداننده جلسه یا روزنامه‌نگار

08:18.231 --> 08:23.794
،‏من شواهد بسیاری جمع کردم که نشون میده دنیایی ورای دنیا ما وجود داره

08:24.103 --> 08:26.939
...‏و انسان‌ها‌، موجودات عجیب و غریب
،‏هرچی دوست دارید صداشون کنید

08:26.939 --> 08:28.839
‏چیزهایی وجود دارن که از جای دیگه اومدن

08:29.275 --> 08:32.472
‏پس شما معتقدی این موجودات یه جور آدم
‏فضایی یا چنین چیزی هستن؟

08:33.112 --> 08:36.548
‏من نه این رو رد و نه تایید میکنم، آقای بردبری

08:36.816 --> 08:40.513
‏کار من فقط یادداشت برداری از تاریخچه طولانی
‏این گزارشاتِ بی تناقضه

08:41.153 --> 08:45.556
،‏سرخپوست‌های پیناکاک قرن‌ها پیش چیزهای مشابهی رو گزارش کردن
‏اینطور نیست پروفسور ویلمارث؟

08:45.825 --> 08:48.191
.‏آره همینطوره آقای فورت
...‏درواقع

08:48.327 --> 08:51.230
‏اینطور گفتن که این موجودات ریشه‌ی
،‏زمینی نداشتن

08:51.230 --> 08:53.255
‏که از سیاره‌های دیگه به اینجا سفر کردن

08:53.833 --> 08:55.902
‏مهاجران پیورتن هم اونها رو بعنوان

08:55.902 --> 08:57.570
،‏موجوداتی متحد با شیطان گزارش کردن

08:57.570 --> 09:01.173
‏موجوداتی که هدفشون گمراه کردن نوع بشر
‏به سمت گناه بوده

09:01.173 --> 09:02.275
‏چنین داستان‌های فولکلوریی بسیار زیادن

09:02.275 --> 09:05.938
‏منظور من اینه پشت گزارشات اخیر هم
‏چنین داستان هایی وجود داره

09:06.379 --> 09:10.449
‏مردم وحشت زده ‏گزارش هایی
‏از دیدن چیزی شبیه به ریشه های درخت‌ها

09:10.449 --> 09:12.151
،‏و اشکال دیگه‌ای توی آب دادن

09:12.151 --> 09:15.985
‏و میشه گفت تحت یه سری شرایط عصبی خاص
قوه تخیل بهشون غالب شده

09:16.055 --> 09:17.989
‏ولی پشت این داستان فولکلور چه چیزی
‏وجود داره؟

09:18.391 --> 09:19.415
‏نظر شما چیه، پروفسور؟

09:19.559 --> 09:22.962
‏دارید میگید این افسانه ها ریشه در
‏واقعیت دارن؟

09:22.962 --> 09:27.466
‏این ‏توصیفات که توسط کُلی آدم
،از فرهنگ‌های متفاوت ‏و جدا از هم صورت گرفتن

09:27.466 --> 09:29.093
‏بطور شگفت‌انگیزی باهم سازگاری دارن

09:29.535 --> 09:34.640
‏این گزارش‌ها با داستان های نپالی مربوط به "‏می-گویِ" وحشت زده
(یهنوع پرنده فضایی که توسط اچ‌پی لاوکرفت خلق شده)

09:34.640 --> 09:37.507
‏یا "آدم برفی نفرت انگیز" از منطقه هیمالیا
‏هم سازگارن

09:37.877 --> 09:39.367
‏بنظرتون داستان موجوداتی که اخیرن گزارش شدن هم
‏با اونها مرتبطن؟

09:39.579 --> 09:42.070
...‏خب، حالا که صحبتش شد آره

09:44.617 --> 09:50.385
‏پس شما دارید میگید مردم اینجا هم یه سری
‏موجود بلند، بالدار و خرچنگ شکل

09:50.523 --> 09:51.547
‏توی رودخونه های ورمونت دیدن؟

09:51.891 --> 09:53.449
‏توی روزنامه ها همچین چیزی خوندم

09:55.194 --> 09:57.025
‏ببخشید آقای فورت، ولی واقعن
!‏مضحکه

09:57.463 --> 09:59.055
‏در مقایسه با چی؟
‏توضیحات شما؟

09:59.265 --> 10:02.068
‏شما علنن دارید میگید مردم ورمونت

10:02.068 --> 10:04.637
‏فرق بین شاخه درخت و خرچنگ سنگی
!‏رو نمیفهمن

10:04.637 --> 10:08.437
:‏این دیدگاه شما فقط یه نکته مثبت داره
‏همه رو ساکت نگه میداره

10:08.975 --> 10:12.645
،‏وقتی "علم" وجود یه چیز رو رد کنه
‏باید بیخیالش شد

10:12.645 --> 10:15.047
‏علم تلاش نمیکنه وجود چیزی رو رد کنه

10:15.047 --> 10:17.413
!‏علم روش رسیدن به حقیقته

10:17.483 --> 10:20.519
،‏و اگرچه ممکنه نقاط ضعف خودش رو داشته باشه
!‏بازم بهتر از تکیه کردن به گزارشات روزنامه‌هاست

10:20.519 --> 10:21.508
‏نکته خوبی بود پروفسور

10:21.621 --> 10:24.457
،‏اگه 240سال پیش روزنامه‌ی آرکام چاپ میشد
(نام روزنامه‌ای در دنیای داستان‌های اچ‌پی لاوکرفت)

10:24.457 --> 10:27.693
،‏اون ‏زمانی که دادگاه جادوگرها برگذار میشد
‏‏بدون شک الان گزارش‌هایی رو میخوندیم

10:27.693 --> 10:31.527
‏که شهرمون توسط سحر و جادو
و شیطان احاطه شده بود، درسته؟

10:32.365 --> 10:34.424
‏طبق چیزایی که من از آرکام شنیدم
!‏‏حتمن همینطور میشد

10:34.567 --> 10:39.197
‏و حتا اگه تک تک ماها اون داستان ها
،رو جدی میگرفتیم

10:39.605 --> 10:43.302
‏و باورمون میشد که جادوگرها بینمون
‏زندگی میکنن، میشد گفت این دستان حقیقت داره؟

10:44.410 --> 10:48.642
‏به نظر مردم اون زمان میرسید که
‏‏سحر و جادو واقعیه

10:48.714 --> 10:52.351
‏ولی فقط یه سری داستان پرطرفدار افسانه ای
‏و اعتقاد عموم به همچین پدیده هایی

10:52.351 --> 10:55.218
،‏واسه اثبات کردنشون کافی نیست
‏درسته آقای بردبری؟

10:55.621 --> 11:01.253
،‏سنت ها و عقاید فرهنگی، حتا موارد خرافی
‏دیدگاه ما رو نسبت به دنیا شکل میدن

11:01.327 --> 11:08.426
،‏ولی دنیا همینیه که هست
‏و اگه قراره از داستان دادگاه جادوگرها

11:09.068 --> 11:11.298
،‏و خرافات مربوط بهشون عبور کنیم
‏باید اونقدری آموزش ببینیم که

11:11.537 --> 11:14.267
‏بتونیم حقایق عینی رو از افسانه و
‏تخیل جدا کنیم

11:14.540 --> 11:17.475
‏علم امروز همون سحر و جادوی دیروزه

11:17.576 --> 11:20.136
‏خرافات امروز هم علم و دانش فرداست

11:20.246 --> 11:23.181
،‏بگید ببینم آقای فورت
‏شما خودتون تاحالا این موجودات تپه‌ای رو دیدید؟

11:24.216 --> 11:25.410
‏شخصن نه، ندیدم

11:25.718 --> 11:28.186
‏هیچ شواهدی حقیقی از وجود اونها در دست هست؟

11:28.387 --> 11:31.254
‏تاحالا عکس یا فیلمی ازشون گرفته شده؟

11:31.424 --> 11:33.551
‏چیزی به موزه ها فرستاده شده؟
‏از نظر علمی مورد بررسی قرار گرفته؟

11:34.060 --> 11:38.764
‏دانشمندها فقط مطالبی رو رد یا اثبات میکنن که به وجودش باور داشته باشن

11:38.764 --> 11:42.635
‏شاید دنبال این چیزها بگردن، اما هرگز
‏چیزی فراتر از خواسته‌شون نمیبینن

11:42.635 --> 11:46.002
‏اینو کسی میگه که هرطرف رو نگاه میکنه
!‏یه آدمک سبز مریخی میبینه

11:50.342 --> 11:54.039
‏من نمیدونم این چیزهایی که توی ورمونت دیده
‏شدن چی هستن، پروفسور

11:54.180 --> 11:57.013
‏ولی برخلاف شما، وانمود هم نمیکنم که چی نیستن

11:57.149 --> 12:00.448
‏فقط میدونم که یه سری انسان-خرچنگ
!‏از یه سیاره دیگه نیستن

12:00.653 --> 12:02.211
...‏- ‏آقایون
‏- ‏از کجا میدونید؟

12:02.388 --> 12:05.221
‏چون درباره‌ش تحقیق کردید؟
‏شماها اصلن تاحالا رفتید ورمونت؟

12:05.324 --> 12:07.690
‏خب راستش نه

12:07.793 --> 12:10.159
‏پس از کجا ادعا میکنید که همچین موجوداتی وجود ندارن؟

12:10.229 --> 12:11.597
...‏خب من

12:11.597 --> 12:12.732
!‏گیرت انداخت، پروفسور

12:12.732 --> 12:14.500
...‏نه نه، منظور من اینه

12:14.500 --> 12:19.597
.‏پروفسور تاحالا ورمونت نرفته
!‏فقط ادعای تحقیق علمی داره

12:19.705 --> 12:22.299
‏ببینید، واسه اثبات واقعی بودنشون لازم نیست
...‏حتمن به چشم ببینمشون

12:27.413 --> 12:32.180
.‏من دیگه حرفی ندارم، آقای بردبری
!‏اینا همه سحر و جادو هستن

12:35.688 --> 12:39.089
‏این همون فاجعه‌ای بود که وارد پیشبینی کرده بود

12:39.525 --> 12:43.427
‏از اون بدتر، قرار بود بعدش همراه با فورت
‏به مهمونی دانشکده بریم

12:59.712 --> 13:01.202
‏معذرت میخوام، پروفسور

13:01.647 --> 13:02.614
‏جان؟

13:03.282 --> 13:05.217
‏سلام، میتونم یه لحظه وقتتون رو بگیرم

13:05.217 --> 13:06.852
...‏خوشحال میشم، فقط اینکه

13:06.852 --> 13:11.619
‏من جورج ایکلی هستم. پدرم هنری ایکیلی واستون
‏نامه میفرستاده

13:12.324 --> 13:16.226
‏آره آره، باهم کُلی نامه نگاری داشتیم

13:16.695 --> 13:22.395
‏مرد عاقلیه. نامه‌‌هاش جزو صریح‌ترین متن‌هایی
هست ‏که از ورمونت واسم میاد

13:24.236 --> 13:27.473
.‏منو فرستاده که رو در رو باهاتون حرف بزنم
...‏شما

13:27.473 --> 13:30.374
...‏متاسفانه من یه قرار کاری دارم، باید

13:31.177 --> 13:32.838
!‏پدرم به کمکتون نیاز داره

13:33.879 --> 13:37.645
‏آره، گفته بود. میگفت موجودات تپه اطراف
‏مزرعه‌ش زندگی میکنن

13:38.417 --> 13:42.121
.‏آره همینطوره
و حالا هم ‏به لطف نامه‌های شما به روزنامه‌ها

13:42.121 --> 13:44.790
همه مردم منطقه فکر میکنن
‏پدرم دیوونه شده

13:44.790 --> 13:47.193
‏ببین جورج، پدرت آدم تحصیلکرده و عاقلیه

13:47.193 --> 13:49.428
،‏و من احترام زیادی براش قائلم

13:49.428 --> 13:52.731
‏ولی معنیش این نیست هر نامه‌ای که
...واسم فرستاده شده ‏رو باید باور کنم

13:52.731 --> 13:54.198
!‏منظورتون اینه نمی‌خواید که باور کنید

13:55.601 --> 13:57.159
‏بنظرم آقای فورت درباره شما راست میگفت

13:57.536 --> 14:00.699
،‏ببین، شغل من مطالعه درباره افسانه های باستانیه
!‏نه باور بهشون

14:00.873 --> 14:03.273
...‏ویلمارث، همه منتظرن

14:04.510 --> 14:05.499
‏مشکلی پیش اومده؟

14:05.611 --> 14:11.106
‏نه. آقای ایکلی تلاش میکنن مناظره امشب رو ادامه بدن

14:12.318 --> 14:13.842
‏الان میام پروفسور وارد

14:16.355 --> 14:17.379
‏شب خوش

14:18.924 --> 14:20.448
‏ازشون عکس دارم

14:21.894 --> 14:23.122
‏عکس؟

14:25.831 --> 14:28.200
.‏پدرم ازم قول گرفت که نشونتون بدم
...‏ضمنن

14:28.200 --> 14:29.292
‏ببینم

14:29.435 --> 14:31.300
‏نه، اینجا نه

14:31.937 --> 14:33.666
‏همراه آوردیشون؟

14:36.475 --> 14:38.568
.‏باید بریم داخل
‏باهامون بیا

15:04.570 --> 15:06.231
‏تو این قهوه ریختن؟

15:06.805 --> 15:10.434
‏ویلمارث کو؟ فکر نمیکنی که از زیر مهمونی
‏امشب در بره؟

15:11.443 --> 15:12.467
‏اگه باهوش باشه که میره

15:13.612 --> 15:14.806
...‏اونقدرام کارش بد نبود

15:18.250 --> 15:22.448
.‏خب، به گمونم بهتره برم تو
‏مثلن من میزبان این مهمونی‌ام

15:23.555 --> 15:25.352
!‏آلبرت! اومد

15:25.824 --> 15:28.761
‏آلبرت، مناظره خوبی بود

15:28.761 --> 15:29.785
‏ممنون، لووِل

15:30.829 --> 15:33.593
.‏بنظرم باید بخاطرش از تو تشکر کنم، چارلی
‏حالت چطوره؟

15:33.666 --> 15:37.500
‏عالی! ماه بعد میرم پرو از یه سری
‏مخروبه نقشه برداری کنم

15:37.870 --> 15:39.838
!‏میگم تو هم باهامون بیا

15:39.838 --> 15:41.203
...‏او، نمیدونم

15:41.607 --> 15:43.642
‏آره آره! اصلن با هواپیمای شخصی من میریم

15:43.642 --> 15:47.446
.‏همون دفعه قبلی هم زیاد بود
‏شونه‌م هنوز درد میکنه

15:47.446 --> 15:49.548
‏این حرفا چیه! فرودت یکم مورد داشت

15:49.548 --> 15:51.641
!‏ولی اون بالا که بودیم کارت عالی بود

15:52.418 --> 15:56.718
‏ضمنن، فکر نکنم دیگه بتونی بدتر از امشب
!‏سقوط کنی

15:59.725 --> 16:00.851
‏این دوست جوان کیه؟

16:01.460 --> 16:02.859
‏ایشون جورج ایکلی هستن

16:03.028 --> 16:04.461
‏پروفسور جان لووِل، ستاره شناس

16:04.797 --> 16:07.527
‏ایشون اهلِ... ورمونت‌ـه

16:07.933 --> 16:10.766
‏جدی؟ سرزمین عجیبیه

16:12.705 --> 16:16.801
‏آقای ایکلی میخواد یه چیزی رو باهامون
‏به اشتراک بذاره. با همه‌مون

16:18.377 --> 16:19.401
‏باورم نمیشه

16:20.346 --> 16:21.438
‏چی هست؟

16:23.515 --> 16:24.573
‏عکس

16:24.984 --> 16:26.051
...‏از

16:26.051 --> 16:27.746
‏خب، بریم ببینیم

16:28.487 --> 16:31.320
‏تو اتاق مطالعه. فورت هم باید ببیندشون

16:31.457 --> 16:33.322
‏البته اگه تونستی از دست دین هیز
‏نجاتش بدی

16:33.759 --> 16:37.525
.‏نگرانش نباشید. خودم ردیفش میکنم
...‏ آقایون

16:54.313 --> 16:56.304
‏آقای ایکلی، بفرمایید

17:02.588 --> 17:05.352
.‏ممنون تاور
اون مرد غیرقابل تحمله

17:05.791 --> 17:11.559
‏مهم نیست. در ضمن، یه چیزی داریم که
‏ممکنه بخوای ببینی

17:12.398 --> 17:14.491
‏آقایون، فکر کنم همگی آقای فورت رو بشناسید

17:15.000 --> 17:16.399
‏قضیه چیه؟

17:17.436 --> 17:20.030
‏پدر من توی تاونزهند، ورمونت یه مزرعه داره

17:21.540 --> 17:24.566
.‏اون موجودات رو دیده
‏دور مزرعه رو گرفتن

17:25.878 --> 17:28.676
‏درباره این موضوع با پروفسور
ویلمارث نامه‌نگاری‌هایی ‏هم داشته

17:29.548 --> 17:32.915
،‏میدونست که پروفسور حرفش رو باور نمیکنه
‏واسه همین ازم خواست این عکسا رو بیارم

17:33.786 --> 17:38.382
‏نتونست به اداره پست اعتماد کنه؛
‏توی نامه‌هاش... دستکاری میشده

17:38.557 --> 17:43.324
.‏خب، خیلی هیجان انگیزه! نشونمون بده
‏شاید ویلمارث بالاخره با دیدن عکسا متقاعد بشه

17:49.468 --> 17:50.502
‏این چیه؟

17:50.502 --> 17:51.526
‏رد پا

17:52.104 --> 17:55.107
‏اطراف خونه و لب رودخونه ها
...‏پره از این ردپاها

17:55.107 --> 17:56.734
‏تو خودت رد پاها رو دیدی؟

17:56.809 --> 17:57.798
‏آره. بیشمار

17:58.110 --> 17:59.543
‏خب پس چرا قبلش نگفتی؟

17:59.845 --> 18:01.005
‏باور نمیکردید

18:01.647 --> 18:03.774
‏دستخط ایکلی هم مثه تو افتضاحه، نیت

18:04.716 --> 18:08.846
.‏شبیه رد سُم یا چنگال که نیست
‏شبیه ردپای خرچنگ یا پنجه‌ای چیزیه

18:09.088 --> 18:11.955
.‏آره. البته ممکنه ردپای هرچیزی باشه
‏مثلن گوزن

18:12.624 --> 18:13.682
‏این چیه؟

18:14.660 --> 18:18.391
‏بازم جای ردپاست. ایکلی میگفت توی غارهایی
‏شبیه به این زندگی میکنن

18:18.630 --> 18:19.688
‏آره

18:21.100 --> 18:25.093
‏یه عالمه گوزن غاری ‏توی ورمونت
‏زندگی میکنه، مگه نه پروفسور ویلمارث؟

18:25.771 --> 18:31.038
،‏توی این یکی ردپا معلوم نیست
‏ولی اون موجودات اطراف اون سنگ‌ها میرقصن

18:33.979 --> 18:35.970
‏حیف که نمیشه نقش و نگارهاشون رو
‏تشخیص داد

18:36.081 --> 18:38.572
‏شبیه همین دایره‌های سنگی توی
‏نیوانگلند هم هست

18:38.851 --> 18:40.119
‏اصلن نمیشه زمان تشکیل‌شون رو تخمین زد

18:40.119 --> 18:41.848
‏اصلن ممکنه همین ماه پیش علم شده باشن

18:42.621 --> 18:45.055
‏توی این یکی نقش و نگارها رو میشه
‏براحتی دید

18:47.192 --> 18:48.489
‏بنظر آشنا میاد؟

18:58.937 --> 19:00.495
‏این سنگ رو از کجا آورده؟

19:01.140 --> 19:05.076
‏از جنگل نزدیکِ غار پیداش کرد و
‏آوردش خونه

19:05.878 --> 19:08.142
‏فکر میکنه بخاطر همین سنگست که اون
‏موجودات میان اطراف خونه

19:08.847 --> 19:14.046
.‏واسه پس گرفتنش هرکاری میکنن
‏واسه همین پدرم سگ و اسلحه جور کرد

19:16.989 --> 19:18.149
‏این پدرته، جورج؟

19:19.191 --> 19:20.818
‏با اسلحه چیکار میکنه؟

19:21.593 --> 19:23.424
،‏موجودات سعی میکردن وارد خونه بشن

19:24.062 --> 19:26.792
‏واسه همین پدرم به یکیشون شلیک کرد
‏و از لاشه‌ش این عکسو گرفت

19:27.566 --> 19:29.001
‏من که لاشه‌ای نمیبینم

19:29.001 --> 19:30.969
...‏میدونم. اونها

19:33.572 --> 19:37.975
‏پدرم میگفت این موجودات از یه جنس
‏دیگه ساخته شدن

19:38.076 --> 19:41.705
‏و مولکول‌های تشکیل دهنده‌شون با ‏ماها متفاوته

19:42.614 --> 19:44.673
‏واسه همینه که توی عکس معمولی مشخص نمیشن

19:45.150 --> 19:46.515
‏چه جالب. حیف شد چقدر

19:46.785 --> 19:47.752
‏ممکنه؟

19:51.023 --> 19:54.660
.‏هیچ نتیجه قطعی نمیشه گرفت
‏مدرکی وجود نداره

19:54.660 --> 19:55.861
‏شاید اینطوری بهتر باشه

19:55.861 --> 19:57.522
‏بهتر؟ واسه کی؟

19:57.629 --> 20:00.826
‏بنظر حالا که آدم دنبال مدرکه، چیزی دستش رو
‏نمیگیره، نه ویلمارث؟

20:02.000 --> 20:05.936
‏گفتی که پدرت موجودات رو دیده، ولی نگفتی
‏خودت هم دیدیشون یا نه

20:12.778 --> 20:16.612
‏تاحالا از نزدیک ندیدمشون ولی واقعن وجود دارن

20:18.517 --> 20:22.817
‏ردپاها رو که دیدیم! اونها واقعی هستن
‏و اطراف مزرعه پرسه میزنن

20:23.722 --> 20:28.750
.‏شب‌ها که پرواز میکنن، دیدمشون
‏و... حرف زدنشون رو هم شنیدم

20:29.728 --> 20:30.762
‏حرف زدن؟

20:30.762 --> 20:31.729
‏آره

20:33.765 --> 20:34.857
‏چی میگن؟

20:35.300 --> 20:40.636
‏بعضی وقتا فقط یه جور
،‏وزوز یا همهمه میکنن

20:41.807 --> 20:46.141
‏ولی یوقتایی هم میشه از حرفاشون کلمه
‏واقعی شنید

20:48.146 --> 20:52.674
.‏اکثر مواقع نمیفهمم چی میگن
"...‏"شاب نیگ

20:52.751 --> 20:53.911
!‏اینو ببینید

20:55.821 --> 21:00.190
‏قدیما از این دستگاه واسه چک کردن اختلاف دید تصویر ستاره‌ها استفاده میشده

21:00.826 --> 21:02.760
‏چشم ها رو از هم سوا میکنن

21:03.095 --> 21:06.231
،‏معمولن توی تصاویر عادی به کار نمیان
...‏ولی فکر کردم شاید

21:06.231 --> 21:07.630
‏من که چیزی نمیبینم

21:08.066 --> 21:09.033
...‏وایسا، بذار

21:24.950 --> 21:26.747
‏اینجا چه خبره؟

21:27.886 --> 21:30.616
‏من و اعضای هیئت علمی شما
داشتیم با آقای فورت

21:30.789 --> 21:34.623
.‏درباره مسائل علمی گپ میزدیم
‏مشکلی که نداره؟

21:34.760 --> 21:39.131
‏خب نه، فقط اینکه... روزنامه آرکام ادورتایزر
میخواد چندتا عکس

21:39.131 --> 21:43.158
.‏از آقای فورت و من بگیره
‏و البته ویلمارث. منتظرمون هستن

21:43.735 --> 21:46.067
‏زیاد معطل نمیکنیم

21:48.006 --> 21:49.098
‏بفرمایید

21:55.881 --> 22:00.118
‏خب ویلمارث؟ به اندازه کافی مدرک دیدی؟
‏حالا باور میکنی؟

22:00.118 --> 22:01.153
!‏ممکنه این مدرک اثباتشون باشه

22:01.153 --> 22:06.325
.‏ولی نیست! این.. این تصاویر مبهم‌ هستن
...‏فقط یه

22:06.325 --> 22:12.286
‏چشمات رو باز کن ویلمارث. شاید هیچوقت
‏مدرک رو پیدا نکنی، ولی ممکنه یه چیزی یاد بگیری

22:12.731 --> 22:18.033
‏باید شخصن بری ورمونت؛
‏مگه اینکه ترجیح بدی خودت رو بزنی به اون راه

22:19.638 --> 22:21.265
‏از دیدنت ‏خوشحال شدم مرد جوان

22:21.406 --> 22:24.898
...‏ممنون. اون موجودات واقعی هستن

22:25.944 --> 22:27.104
‏مطمئنم همینطوره

22:27.946 --> 22:32.906
.‏من دیگه تحلمشون رو نداشتم. به پدرم گفتم دارم میرم
‏میخوام برم سن دیگو

22:34.119 --> 22:37.213
،‏التماسش کردم باهام بیاد
‏ولی نمیتونه از مزرعه خانوادگی دل بکنه

22:37.322 --> 22:42.385
.‏شنیدم سن دیگو جای خوبیه
‏گرچه تاحالا یکی دوبار از آسمون میگو باریده

22:44.029 --> 22:45.053
‏موفق باشی پسرجون

22:47.065 --> 22:49.124
‏بهتره تا هیز قاطی نکرده بریم

22:54.106 --> 22:55.801
‏ویلمارث؟ نمیای؟

22:55.974 --> 22:59.740
‏آره ویلمارث، دلت نمیخواد عکست توی روزنامه چاپ بشه؟
‏تا خاطره این شبو زنده نگهداری؟

23:00.178 --> 23:03.045
‏الان میام. تا دم در با آقای ایکلی میرم

23:12.090 --> 23:16.228
،‏گوش کن جورج
‏میخوام این تصاویر رو از نزدیک بررسی کنم

23:16.228 --> 23:17.195
...‏میشه ازت قرض بگیرمشون

23:17.262 --> 23:20.823
‏پروفسور، من یه چیز دیگه هم دارم

23:20.966 --> 23:24.834
‏صدای ضبط شده اونها رو

23:25.971 --> 23:29.998
‏اونها؟ صدای موجودات تپه رو ضبط کردی؟

23:30.142 --> 23:33.669
.‏پدرم ضبط کرده
‏توش صدای آدمیزاد هم هست

23:34.846 --> 23:41.684
‏یه سری آدم، یه جور فرقه ای وجود داره
‏که با این موجودات همکاری میکنه

23:43.288 --> 23:48.920
‏واستون میارمش. بعدش تصمیم با خودتونه

24:01.406 --> 24:05.900
‏یه ساعت بعد، جورج اومد دفترم و
‏صفحه ضبط صدا رو واسم آورد

24:06.211 --> 24:08.338
‏بهم التماس کرد برم ورمونت و به پدرش
‏کمک کنم

24:09.881 --> 24:10.982
،‏هرچی که بود

24:10.982 --> 24:15.817
‏مشخص بود که هنری ایکلی معتقد بود
‏بهش حمله شده و پسرش هم وحشت کرده بود

24:25.030 --> 24:27.328
‏...پس بگذار صدای وفادارانت شنیده شود

24:27.966 --> 24:33.268
‏از اعماق شب تا ورطه‌ی فضا و
،از ‏ورطه‌ی فضا تا اعماق شب

24:33.505 --> 24:35.941
‏ستایش باد کاتولوی بزرگ
(یا کثلهو؛ خدای اهریمنی دنیای داستان‌های لاوکرفت)

24:35.941 --> 24:39.809
‏از ‏زاتاگوئا و ‏او را که نباید ‏نامش را بر زبان راند
(‏(یکی از موجودات افسانه‌شناسی کاتولو

24:40.145 --> 24:45.947
!‏ستایش و وفور نعمت بر بُز سیاه جنگل. شاب نیگورا
(یکی از خدایان افسانه‌شناسی کاتولو)

24:46.151 --> 24:51.987
لا ‏شاب نیگورا! بز سیاه جنگل و
!هزار نوباوه او

24:52.824 --> 24:58.456
‏بر سنگ بلور قدم‌ میگذارد، ندایمان را
‏از لبه‌ی بال‌های شب و ‏ورای فضا میشنود،‏

24:58.964 --> 25:03.901
،‏ورای دروازه نهایی که یاگوث ‏جوانترین فرزند است
(از سیارات تخیلی افسانه‌شناسی کاتولو)

25:04.102 --> 25:07.799
‏در اثیر سیاه و بر لبه کهکشان میچرخد
...‏تا برایمان آراستگی را به ارمغان بیاورد

25:12.344 --> 25:14.107
‏ایکلی اینها رو ضبط کرده؟

25:14.279 --> 25:19.376
‏آره. تاریخش اول میِ 1928ـه

25:19.584 --> 25:20.852
...‏شب ولپورگيس
(جلسه دارند  Brocken ‏(طبق خرافات قدیمی در این شب ساحره‌ها در كوه

25:20.852 --> 25:23.480
،‏آره. بنظر یه جور مراسم مذهبی میاد
‏اینطور نیست؟

25:24.289 --> 25:28.089
‏اونکه آره، ولی موندم ایکلی چطور
‏تاحالا زنده مونده

25:28.193 --> 25:30.525
‏باید اعتراف کنم مرد سرسختیه

25:31.162 --> 25:35.189
.‏باید چندتا از نامه هاش رو بخونی نیت
‏نامه‌هاش... فوق العاده‌ن

25:36.468 --> 25:39.562
،‏اوکی، لهجه این صدایی که پخش شد
شبیه بوستونی‌هاست

25:39.871 --> 25:45.207
.‏ولی صدای اون‌یکی اصلن آدمیزادی نیست
...حالا هرچندبار هم که بهش گوش بدم

25:47.145 --> 25:53.550
.‏دیگه پخشش نکن، آلبرت
‏‏به نامه‌های ایکلی هم دیگه جواب نده

25:53.852 --> 25:56.321
‏و نذار فورت به انجام کار احمقانه‌ای
‏وادارت کنه

25:56.321 --> 25:58.551
‏هرجوری شده میخوای من رو حسابی
‏از این موضوع بترسونی، نه؟

25:58.924 --> 26:03.884
.‏کتاب خطیِ دونپورت دستته. به همین رضایت بده
‏برو یه کتاب درباره‌‌ش بنویس

26:04.095 --> 26:06.928
!‏و سعی نکن من رو گول بزنی

26:07.098 --> 26:09.999
،‏تو آدم تحصیل‌کرده‌ای هستی
جای تو همینجا داخل دانشگاهه

26:10.101 --> 26:13.537
...‏نیت، شاید داشتم اشتباه میکردم
‏بنظرم ممکنه یه داستانی وجود داشته باشه

26:15.006 --> 26:17.236
!‏ایکلی یه فولکلور زنده‌ست

26:19.244 --> 26:21.508
‏محض خاطر علم هم که شده
ارزش یک بار ‏‏دیدن رو داره

26:23.982 --> 26:25.381
‏از من به تو نصیحت

26:32.290 --> 26:34.383
‏به نفعته اینکارو نکنی
(توی یکی از ماجراجویی‌هاش به این شکل درومده)

26:35.594 --> 26:37.619
،‏به نصیحت وارد گوش کردم

26:38.229 --> 26:39.497
‏تصمیم گرفتم بیخیال موضوع بشم

26:39.497 --> 26:43.331
‏تا اینکه ایکلی توی یکی از نامه ها پیشنهاد
‏فرستادن اون سنگ سیاه مرموز رو داد

26:46.271 --> 26:49.331
‏بسیار مشتاق بودم که اون رو با تصاویر
‏کتاب خطی دونپورت مقایسه کنم

26:49.641 --> 26:53.907
‏پس توافق کردیم که جورج سر راهش به کالیفرنیا
‏سنگ رو با خودش به بوستون بیاره

26:54.145 --> 26:58.946
‏ایکلی به اداره پست اعتماد نداشت، واسه همین
‏با جورج توی ایستگاه شمالی بوستون قرار گذاشتیم

26:59.284 --> 27:00.945
‏تا مستقیمن سنگ رو بهم برسونه

27:04.022 --> 27:08.982
.‏یادت باشه، پروفسور آلبرت ویلمارث
‏مستقیم به دست خودش برسون و نه هیچکس دیگه

27:30.548 --> 27:35.008
.‏جورج هرگز به بوستون نیومد
‏چندین هفته گذشت و خبری ازش نشد

27:35.453 --> 27:38.547
‏سنگ سیاه گم شد، و همینطور جورج

28:03.148 --> 28:05.173
‏من و هنری چندین ماه باهم نامه نگاری داشتیم

28:05.750 --> 28:08.344
‏نامه های اخیرش شدیدن
وحشت‌زده ‏شده بودن

28:08.520 --> 28:13.583
،‏همزمان که برام از اون موجودات غریبه اطرافش مینوشت
،‏دستخطش هم تحت تاثیر قرار گرفته بود

28:13.725 --> 28:16.717
‏به همین خاطر نامه‌ی بعدیش کاملن مایه تعجب بود

28:18.263 --> 28:19.992
،‏ویلمارث عزیزم

28:20.198 --> 28:24.032
،‏ببخش که نامه بصورت تایپی‌ست
‏اخیرن دست‌خطم متزلزل شده

28:24.436 --> 28:27.166
‏و نمیتوانم از پس نوشتن نامه‌های
‏طولانی بربیایم

28:28.039 --> 28:32.635
‏بگذار خیالت را بابت چیزهای احمقانه‌ای
‏که برایت مینوشتم راحت کنم

28:33.545 --> 28:37.379
‏از "احمقانه" منظور نگرش
‏وحشت‌زده‌ی خودم است

28:37.449 --> 28:40.316
‏تا توصیفم از این پدیده ها

28:40.418 --> 28:43.615
‏اشتباه من این بود که نگرش خصمانه ای
‏نسبت به این قضایا داشتم

28:44.456 --> 28:46.219
‏چیزی که بنظرم هراس‌انگیز و هولناک می‌آمد

28:46.291 --> 28:50.318
‏در واقع بینظیر، توهم‌آور و حتا ‏باشکوه است

28:51.262 --> 28:54.766
‏به نگرش اشتباهم درباره
گرایش ابدی بشر به

28:54.766 --> 28:58.258
‏تنفر و ترس و وحشت از چیزهای کاملن
‏متفاوت اعتراف میکنم

28:59.404 --> 29:03.431
،‏حالا که همه چیز آرام شده
‏میخواهم کشفیاتم را با تو درمیان بگذارم

29:03.641 --> 29:05.609
‏لطفن سریع خودت را به اینجا برسان
‏تا بتوانیم درباره‌ی این موضوع صحبت کنیم

29:06.211 --> 29:10.443
‏صداها، نامه ها و تمام تصاویری
‏که برایت فرستاده بودم را همراه بیاور

29:11.116 --> 29:15.052
‏برای کنار هم قرار دادن این داستان
شگرف ‏به آنها نیاز پیدا میکنیم

29:16.087 --> 29:17.349
‏لطفن هرچه سریع‌تر حرکت کن

29:17.622 --> 29:21.183
‏قبل از حرکت تلگرافی بفرست تا با ماشین
‏در ‏ایستگاه بتلبرو به دنبالت بیایم

29:28.166 --> 29:29.292
‏نظر تو چیه، تئوبالد؟

29:36.141 --> 29:40.100
‏نامه هم خیالم رو راحت کرد و هم روانم
‏رو بهم زد

29:40.478 --> 29:44.107
‏این تغییر ناگهانی حالت ایکلی
‏خیلی عجیب بود

29:45.450 --> 29:48.214
‏دست آخر، تصمیم گرفتم به ورمونت برم
‏تا همه چیز رو از نزدیک ببینم

29:51.156 --> 29:53.358
‏به هیچکس نگفتم که کجا میرم

29:53.358 --> 29:57.192
‏به گمونم نمیخواستم وارد جلوی
کنجکاوی سوزانم رو بگیره

30:14.255 --> 30:21.255
آوا‌-مـووی

30:26.391 --> 30:28.086
‏بله. من آلبرت ویلمارث هستم

30:28.293 --> 30:30.557
‏پی.اف نویس، در خدمت شما

30:30.695 --> 30:34.324
‏هنری ایکلی ازم درخواست کرد شما
‏رو تا مزرعه‌ش برسونم

30:34.499 --> 30:35.557
‏فکر میکردم خودش شخصن بیاد دنبالم

30:36.668 --> 30:37.828
‏حالش زیاد خوب نیست

30:39.604 --> 30:40.628
‏وسایلتون همینه؟

30:41.739 --> 30:43.441
.‏اجازه بدید
‏نه ممنون، خودم میارم

30:43.441 --> 30:46.376
.‏نه نه، اصرار میکنم
‏دنبالم بیاید

30:51.683 --> 30:54.485
‏حال هنری خوبه؟
...‏توی نامه آخرش چیزی از مریضی

30:54.485 --> 30:57.511
‏یه جور حمله ناگهانی آسم بهش دست داده

30:58.156 --> 31:01.192
،‏گفت نمیتونه توی این آب و هوا از خونه خارج بشه
،‏ولی نگران نباشید

31:01.192 --> 31:02.819
‏به زودی همون هنری سابق میشه

31:04.362 --> 31:05.329
...‏از این طرف

31:09.667 --> 31:10.827
‏سوار شید

31:13.872 --> 31:16.466
.‏گاز نمیگیرم، آقای ویلمارث
‏سوار شید

31:30.555 --> 31:33.217
‏شما از دانشگاه میسکاتونیک میاید؟

31:33.958 --> 31:35.926
‏آره همینطوره

31:37.595 --> 31:40.325
.‏توی دپارتمان زبان انگلیسی هستم
‏استاد فولکلورم

31:42.267 --> 31:45.259
‏و چی شما رو به این جنگل خاکی کشونده؟

31:46.471 --> 31:50.840
‏هنری ازم خواست... بیام دیدنش

31:52.877 --> 31:55.471
‏خب، امیدوارم از سفرتون
‏پیشمون نشید

31:57.448 --> 31:58.437
‏چرا باید بشم؟

31:58.917 --> 32:01.408
‏همچین هوای وحشتناکی میتونه هرچیزی
‏رو خراب کنه

32:02.687 --> 32:10.560
‏شما تاحالا... تاحالا برنامه رادیویی اجرا کردید؟
‏صداتون خیلی آشناست

32:11.596 --> 32:12.790
‏خیلی‌ها میگن

32:13.431 --> 32:17.629
‏نه نه، فقط توی دوران جوانی یه چندتایی
‏نقش آماتورِ دراماتیک اجرا کردم

32:18.436 --> 32:20.529
‏یه بار توی نمایشنامه جولیو سزار
‏نقش بروتوس رو بازی کردم

32:21.406 --> 32:23.203
".‏"بروتوس مرد شریفی است

32:24.976 --> 32:26.500
‏به راستی

32:28.746 --> 32:30.475
‏ساعتتون رو عقب کشیدید؟

32:34.585 --> 32:41.286
‏الان توی ورمونت هستیم. اینجا خبری
از برنامه‌ مسخره ساعت‌ تابستونی نیست، قربان!‏

32:47.899 --> 32:51.858
‏بنظرم بزودی متوجه میشید که اینجا زمان
‏جور دیگه ای میگذره

33:09.387 --> 33:11.480
‏سرزمین سرکشیه، نه آقای ویلمارث؟

33:11.923 --> 33:12.890
‏دقیقن

33:13.524 --> 33:17.620
‏شبیه شهرهای بزرگ ساحلی یا
‏اون شهرهای دانشگاهی شما نیست

33:18.830 --> 33:26.362
‏تپه های پر قصه‌ و کوهستان‌های
‏افسانه‌ایمون نظرتون رو جلب کردن؟

33:26.671 --> 33:30.539
‏اوه، نمیدونم

33:36.481 --> 33:40.645
‏اینجا در کُل باستانی و کهن‌تره

33:42.387 --> 33:43.411
‏دست نخورده

33:45.923 --> 33:47.481
‏سرزمین آبا و اجدادی

33:49.827 --> 33:56.790
‏تقریبن میشه اون حال و هوای زندگی
بومی که خاطرات ‏باستانی

33:57.769 --> 34:00.431
‏و عقاید عجیب و مرموز رو زنده نگه میداره، حس کرد

34:02.373 --> 34:05.001
‏فکر میکردم هنری کُلی درباره این
‏چیزا واستون تعریف کرده

34:05.643 --> 34:06.837
‏نه حرف خاصی نزده

34:06.911 --> 34:10.403
‏خوبه. نمیخوایم باعث وحشتتون بشه، نه؟

34:19.824 --> 34:20.984
‏باز چی شده؟

34:36.441 --> 34:37.635
‏مشکل چیه والتر؟

34:39.477 --> 34:42.105
.‏سیل به پُل آسیب زده
‏باید دور بزنید

34:42.747 --> 34:45.648
‏میخوام آقای ویلمارث رو ببرم خونه ایکلی

34:46.084 --> 34:48.552
،‏با ماشین نمیشه رد شد
‏دَووم نمیاره

34:49.687 --> 34:50.847
‏میشه پیاده رفت؟

34:51.489 --> 34:56.051
.‏آره. الوار گذاشتیم
‏میشه پیاده هم رفت

34:59.097 --> 35:01.691
‏اگه از بیراهه بریم مسیرش یه مقدار
هولناکه

35:02.133 --> 35:05.500
‏توی این آب و هوا ممکنه چهار پنج ساعت طول بکشه

35:06.504 --> 35:08.438
‏ولی پیاده تو کمتر از یه ساعت میرسید

35:08.706 --> 35:09.673
‏متوجهم

35:09.774 --> 35:11.742
‏احتمالن همین پیاده برید بهتره

35:12.777 --> 35:14.642
‏والتر، بنظرت بارون بند میاد؟

35:15.780 --> 35:18.578
‏فکر نکنم. بنظر شب بدی میاد

35:19.150 --> 35:21.880
‏اگه میخوای بری خونه ایکلی بهتره
‏همین الان بری

35:22.787 --> 35:24.589
...‏وگرنه داستان میشه. اونموقع دیگه

35:24.589 --> 35:26.921
‏بس کن والتر. نمیخوایم آقا رو بترسونیم

35:28.659 --> 35:30.718
‏من آخرین چیزی‌ام که باید ازش بترسه

35:32.463 --> 35:35.557
‏البته که میتونم از مسیر فرعی ببرمتون

35:36.868 --> 35:39.598
‏نه نه، خودم میرم

35:47.912 --> 35:51.643
‏بفرمایید چتر منو بگیرید. اصرار میکنم

35:52.617 --> 35:54.050
‏ممنون. میذارمش پیش ایکلی

35:54.585 --> 35:58.783
،‏وقتی برسید ممکنه هنری خواب باشه
‏و توی این هوا هم ممکنه صدای در رو نشنوه

35:58.890 --> 36:01.085
،‏ولی منتظرتونه
‏پس میتونید راحت برید داخل

36:02.627 --> 36:03.628
‏مطمئنی؟

36:03.628 --> 36:04.925
‏آره، ناراحت نمیشه

36:05.563 --> 36:06.757
‏خب ممنون

36:07.198 --> 36:08.460
‏خواهش میکنم

36:11.469 --> 36:13.027
‏میبینمتون، آقای ویلمارث

37:03.187 --> 37:05.519
‏ببخشید، سلام؟ سلام؟

37:09.160 --> 37:11.253
...‏ببخشید مزاحم شدم، میشه بگید مسیر خونه‌ی

37:11.796 --> 37:12.763
‏خونه ایکلی؟

37:13.097 --> 37:15.725
...‏آره. از کجا فهـ

37:16.667 --> 37:18.066
‏اینجا زیاد کسی نمیاد

37:18.703 --> 37:19.692
‏کارت چیه؟

37:20.671 --> 37:21.638
‏کارم؟

37:23.174 --> 37:24.198
‏هنری دعوتم کرده

37:25.943 --> 37:26.967
‏بعنوان مهمان

37:27.111 --> 37:28.544
‏- ‏دعوتت کرده؟
‏- آره همینطوره

37:31.782 --> 37:32.806
‏تنها اومدی؟

37:32.917 --> 37:38.287
،‏آره. آقای نویس از براتلبرو آوردم اینجا
...‏ولی پل خراب

37:40.091 --> 37:42.218
‏نویس؟ تو هم میشناسیش؟

37:43.027 --> 37:45.894
‏نه. راستش تعجب کردم که چرا
‏خود هنری نیومد دنبالم

37:46.764 --> 37:48.095
‏آقای نویس گفت هنری ناخوشه

37:55.172 --> 37:58.801
.‏امشب هوا بارونیه
‏بهتره بیرون نمونی

38:00.645 --> 38:03.637
‏خونه ایکلی هم اونطرف جاده‌ست

38:05.983 --> 38:07.814
‏میتونی از وسط مزرعه بری
‏و انبار رو رد کنی

38:10.821 --> 38:12.755
...‏ممنون آقایِ

38:14.792 --> 38:16.123
‏مترسون. ویل مترسون

38:16.294 --> 38:17.852
!‏هانا! برو داخل
!هانا

38:21.632 --> 38:23.293
‏امروز چندان مناسب شکار نیست، نه؟

38:25.169 --> 38:26.693
‏بستگی داره بخوای چی شکار کنی

40:26.223 --> 40:29.989
.‏آقای ایکلی؟ آلبرت ویلمارث هستم
‏رسیدم

41:33.157 --> 41:36.524
‏آقای ویلمارث، بالاخره اومدی

41:38.863 --> 41:42.162
،‏ببخش که واست بلند نشدم
،یه مقدار ‏ناخوش احوالم

41:42.867 --> 41:46.030
،‏مطمئنم آقای نویس بهت گفته

41:47.171 --> 41:50.538
‏ولی نمیتونستم برنامه ملاقات با شما
‏رو لغو کنم

41:52.943 --> 41:56.208
‏آره. حالت چطوره؟
‏چیزی میخوای واست بیارم؟

41:56.313 --> 42:00.079
.‏نه نه
این مریض قدیمی رو میشناسم

42:01.252 --> 42:02.514
‏فقط باید یه مقدار استراحت کنم

42:04.255 --> 42:05.313
...‏بذار پرده رو کنار بزنم

42:05.456 --> 42:07.083
‏اگه میشه یه مقدار فقط

42:09.093 --> 42:12.096
‏وقتی اینطوری مریض میشم چشمام
‏به نور حساسیت پیدا میکنه

42:12.096 --> 42:14.929
‏اوه البته. ببخشید

42:18.202 --> 42:20.102
‏واقعن خوشحالم که شخصن اومدی اینجا

42:21.305 --> 42:23.034
‏کُلی موضوع هست که باید دربارشون صحبت کنیم

42:24.475 --> 42:28.411
‏تصاویر و صداهای ضبط شده رو آوردی؟
‏نامه ها رو؟

42:28.512 --> 42:34.917
‏البته. و یه کتاب خطی با موضوع فولکلورهای قدیمی
‏که مطمئنم نظرت رو جلب میکنه

42:35.119 --> 42:37.417
‏غیرمنتظره. و شگفت انگیز

42:38.622 --> 42:41.250
‏بذارشون روی میز که شب
‏درباره‌شون صحبت کنیم

42:42.560 --> 42:43.527
‏حوصله‌ش رو داری؟

42:44.395 --> 42:49.594
‏آره، الان یه مقدار خسته‌ام ولی
‏بهتر میشم

42:51.468 --> 42:54.130
‏اتاق شما همین بالاست

42:54.572 --> 42:59.339
‏توی اتاق غذاخوری هم براتون غذا گذاشتم

43:01.145 --> 43:02.544
‏فردا میزبان بهتری خواهم بود

43:03.414 --> 43:05.075
‏این مرض امونم رو بریده

43:05.616 --> 43:06.583
‏ایرادی نداره

43:07.318 --> 43:09.878
‏خودمم خسته‌م. پل رفته بود زیر آب
‏و مجبور شدم پیاده بیام

43:10.321 --> 43:11.481
‏چقدر بد

43:13.090 --> 43:16.389
‏خودت رو خشک کن، راحت باش

43:17.895 --> 43:20.989
‏من تا غروب استراحت میکنم
‏و بعد بیشتر حرف میزنیم

43:22.967 --> 43:25.435
!‏با هم کُلی حرف داریم

43:29.974 --> 43:32.499
‏هنری، تو از جورج خبری نداری؟

43:38.148 --> 43:39.206
...‏پسـ

43:39.283 --> 43:41.444
‏آه آره، جورج

43:43.420 --> 43:47.481
.‏آره، از کالیفرنیا واسم تلگراف فرستاد
‏گفت با تاخیر رسیده

43:48.592 --> 43:50.492
!‏چه خبر خوبی
‏خیالم راحت شد

43:50.694 --> 43:51.695
‏آره

43:51.695 --> 43:54.129
‏و سنگ سیاه؟
‏هنوز دستشه؟

43:56.467 --> 43:58.196
‏این موضوع فلعن اهمیتی نداره

44:01.972 --> 44:06.306
‏تو متوجه ذات گیج کننده‌ی اتفاقاتی
که پیش رومون قرار داره هستی؟

44:12.282 --> 44:13.408
...‏هنری، تو

44:13.550 --> 44:14.574
‏منو ببخش

44:19.623 --> 44:21.591
‏شور و اشتیاقم همیشه یه قدم از خودم
...‏جلوتره

44:23.027 --> 44:24.289
‏و باید استراحت هم کنم

44:25.529 --> 44:26.655
‏بعدن حرف میزنیم

44:28.966 --> 44:32.663
،‏وسایل رو بچین روی میز
،‏یه غذایی بخور

44:34.171 --> 44:38.267
‏یکم استراحت کن و بعدن باهم
‏‏صحبت میکنیم

44:43.714 --> 44:44.942
‏من همینجا میمونم

44:46.684 --> 44:47.651
‏استراحت میکنم

46:35.092 --> 46:36.184
‏گفتم شاید مکمل اوالتین دوست داشته باشی

46:40.497 --> 46:42.089
‏غذا رو پیدا کردی؟

46:42.699 --> 46:46.135
‏بله ممنون. لطف کردی

46:49.606 --> 46:50.664
‏اینو میذارم اینجا

46:56.380 --> 47:00.817
‏هنری، الان حوصله گفتگو داری؟

47:03.487 --> 47:08.151
‏ویلمارث. آره. گفتگو

47:10.227 --> 47:12.161
‏همه شواهد دم دسته؟

47:13.297 --> 47:14.662
‏همه چی روی میزه

47:15.799 --> 47:16.788
‏خوبه

47:18.168 --> 47:20.500
‏میدونی، من اصلن نباید اون چیزا رو
‏واست میفرستادم

47:21.138 --> 47:22.867
‏این همه دردسر بخاطر هیچ و پوچ

47:24.608 --> 47:25.734
‏منظورت چیه؟

47:25.876 --> 47:27.810
‏اون ترس‌ها هیچ دلیلی نداشتن

47:29.646 --> 47:32.206
‏مداخله تو اعمال اونها کار
‏احمقانه ای بود

47:33.383 --> 47:36.648
‏انسان هدف والای اونها رو درک نمیکنه

47:36.787 --> 47:37.754
‏وایسا ببینم هنری

47:38.455 --> 47:42.721
‏من خودم رو واسه قبول وجود یه سری موجود
‏ناشناخته توی این تپه ها آماده کرده بودم، ولی

47:44.328 --> 47:46.125
...‏آخه "هدف"؟ واقعن

47:46.496 --> 47:48.430
‏من باهاشون حرف زدم، ویلمارث

47:50.334 --> 47:51.401
‏چی؟

47:51.401 --> 47:57.601
‏آره. چیزهایی بهم گفتن که نه تو و نه خود من
‏حتا فکرش رو هم نمیکردیم

47:59.309 --> 48:02.574
‏ما درباره هدف کلونی مخفی‌شون روی
‏این سیاره اشتباه میکردیم

48:03.313 --> 48:05.144
‏یعنی تو دیدیشون و باهاشون حرف زدی؟

48:05.582 --> 48:09.382
‏بدشون نمیاد رازهای بزرگشون رو
‏با انسان ها درمیون بذارن

48:10.554 --> 48:12.419
‏رازهای خود کهکشان

48:12.856 --> 48:17.520
‏اوکی هنری، پس طبق داستان‌های فولکلور
‏اونها انسان رو برای صحبت انتخاب کردن

48:23.867 --> 48:29.567
‏فولکلور... تمام اون افسانه ها
،درباره پیشکش‌هاشون به انسان ها

48:30.407 --> 48:32.398
،‏و اینکه در عوضش چی از زمین میخوان

48:32.976 --> 48:37.436
‏همگی ‏بر اساس دست نوشته‌ی
‏انسان‌ها ‏از خطابه‌های تمثیلی‌ـه

48:38.415 --> 48:45.753
‏برای درک حرف‌هاشون فرقی بین تحصیل کرده‌ترین افراد و
‏کشاورزهای بیسواد یا محلی‌های وحشی نیست

48:46.256 --> 48:47.450
،‏خیلی خب هنری

48:48.592 --> 48:49.581
‏اونها چی میخان؟

48:52.329 --> 48:53.523
‏میخوای ‏بهت بگم؟

48:57.467 --> 48:58.559
‏آماده ای؟

49:01.004 --> 49:02.266
‏نزدیک‌تر بیا

49:03.907 --> 49:06.705
‏بذار برات زمزمه کنم

49:13.951 --> 49:17.688
‏حتا الان هم نمیتونم حرف‌های وحشتناکی
‏که اون شب ‏توی اون اتاق تاریک

49:17.688 --> 49:21.488
‏و بین تپه های تنها
‏توی گوشم زمزمه شد رو تکرار کنم

49:23.593 --> 49:28.621
‏درک چیزهایی که هنری از موجودات فضایی شنیده بود از درک عقل سالم خارج بود

49:29.566 --> 49:31.268
‏شنیدن شیطانی‌ترین کابوس‌ها درباره‌ی

49:31.268 --> 49:34.362
،‏افسانه های مخفی اون موجودات شوکه کننده بود

49:34.805 --> 49:35.829
‏و در عین حال

49:36.440 --> 49:40.501
‏بنظر میرسید ایکلی خودش رو با تمام اون سیستم شیطانی وفق داده بود

49:52.556 --> 49:54.786
‏من میخوام باهاشون برم، ویلمارث

49:58.862 --> 50:00.329
‏باهاشون بری؟

50:01.398 --> 50:02.365
‏کجا؟

50:04.368 --> 50:05.960
‏اقامتگاه اصلی اونها که

50:06.970 --> 50:09.302
‏هنوز کشف نشده

50:09.973 --> 50:13.500
‏تقریبن ‏یه سیاره بی‌نوره که روی
‏‏لبه منظومه شمسی ما قرار گرفته

50:15.479 --> 50:19.848
‏توی یه سر از فولکلورهای ارزشمند شماها
"‏اسمش رو گذاشتن "یاگوث

50:21.818 --> 50:26.551
‏وقتی موقعش برسه، به انسان ها
‏اجازه کشفش رو میدن

50:29.459 --> 50:31.689
‏ولی یاگوث فقط یه نوع مسیره

50:33.563 --> 50:37.727
‏که از طریقش وارد ژرفای غیرقابل محاسبه‌ای
،‏‏از فضا میشم

50:38.535 --> 50:41.402
‏جایی که توش میشه سفرهای جسمانی
‏رو تجربه کرد

50:42.539 --> 50:44.666
‏این چیزها میتونن تو رو به فضا ببرن؟

50:45.509 --> 50:48.842
‏بدن انسان برای چنین سفرهایی آماده نیست

50:49.813 --> 50:52.338
،‏ولی اونها این مشکل رو با مهارت های جراحی

50:52.449 --> 50:54.383
‏مکانیکی و شیمیایی خودشون حل کردن

50:54.484 --> 50:56.975
...‏جراحی؟ هنری، منظورت این نیست که

50:59.823 --> 51:00.812
!‏این دیوونگیه

51:00.891 --> 51:03.553
‏نه، حقیقت داره

51:05.996 --> 51:11.525
،‏بدن انسان تحمل این سفر رو نداره
ولی زیر نظر اونها، ذهن انسان

51:12.135 --> 51:15.366
‏میتونه به دوردست‌ترین گوشه های
این ‏کهشکان سفر کنه

51:17.474 --> 51:22.673
‏اونها مغز رو از بدن جدا میکنن و
‏توی سیلندرهای مایعی که

51:22.946 --> 51:24.846
‏استادانه طراحی شده، نگه میدارن

51:26.917 --> 51:32.651
‏وقتی مغز از محدودیت‌های بیولوژیکی
آزاد بشه، میتونه چیزهایی

51:33.757 --> 51:38.462
‏بسیار ‏فراتر از دسترس انسان ‏رو تجربه کنه

51:38.462 --> 51:42.091
‏نه هنری. باورم نمیشه

51:45.802 --> 51:46.860
‏البته که نمیشه

51:49.539 --> 51:50.767
‏برو پیش گنجه

51:53.543 --> 51:54.703
‏و پرده رو کنار بزن

52:24.908 --> 52:26.398
‏اینا چی هستن؟

52:26.843 --> 52:29.607
‏چی نه آلبرت، کی

52:34.684 --> 52:35.742
‏محتوای اینها؟

52:35.852 --> 52:39.754
‏آره آلبرت. اینها انسان هستن

52:40.490 --> 52:46.019
...‏بقیه، خب
،توی غارِ ‏اطراف تپه‌ها همه نوع موجودی وجود داره

52:46.930 --> 52:48.921
‏موجوداتی از مکان‌های بسیار جالب‌تر

52:50.800 --> 52:55.134
‏میتونیم بدن اون انسان‌ها به دستگاه‌های سنسورداری
‏که حتا تصورش رو هم نمیکنی وصل کنیم

52:56.873 --> 53:01.901
‏اونی که نوشته بی-67 رو بذار روی میز

53:12.722 --> 53:13.689
‏خوبه

53:15.158 --> 53:18.127
‏حالا لوله ها رو به مخزن وصل کن

53:19.796 --> 53:21.195
‏اون گوشه

53:24.668 --> 53:25.635
‏عالیه

53:27.137 --> 53:30.470
‏لطفن بقیه رو هم وصل کن

53:36.880 --> 53:40.043
...‏عالی شد. اینطوری دستگاه روشن میشه

53:50.794 --> 53:54.753
‏ببین ایکلی، من گول این حقه‌های نمایش
...‏رادیویی رو نمیخورم

53:54.831 --> 53:57.664
‏ما هم ازتون همچین انتظاری نداریم، آقای ویلمارث

54:05.208 --> 54:06.732
‏نمیخوام بترسونمت

54:07.077 --> 54:08.635
‏منم مثل خودت یه انسانم

54:09.079 --> 54:11.172
‏مغزم داخل سیلندره و از طریق
،این ویبراتورهای استادانه

54:12.015 --> 54:14.506
‏میبینم، حرف میزنم و میشنونم

54:15.185 --> 54:18.722
‏از بدنم بصورت مناسب و حیاتی تویِ
‏قسمت مخزن

54:18.722 --> 54:19.689
‏که همین نزدیکی‌هاست نگهداری میشه

54:20.690 --> 54:21.748
‏میفهمی؟

54:24.227 --> 54:25.194
‏عالیه

54:26.062 --> 54:29.589
‏من و آقای ایکلی بزودی راهی یه سفر بی‌نظیر میشیم

54:30.200 --> 54:31.258
‏امیدواریم شما هم بهمون ملحق بشید

54:32.936 --> 54:35.666
...‏منظورت اینه که مغزت الان

54:36.139 --> 54:37.106
‏درسته

54:37.674 --> 54:41.735
‏اونها رو چندین سال پیش توی هیمالیا ملاقات کردم
‏و به طرق مختلفی کمکشون کردم

54:42.178 --> 54:46.672
‏اونها هم درعوض تجربه‌ای رو در اختیارم گذاشتن
‏که انسان‌های کمی بهش دست یافتن

54:47.951 --> 54:49.213
‏تو... اینو میخواستی؟

54:49.853 --> 54:51.218
‏بهش فکر کن آقای ویلمارث

54:51.755 --> 54:54.324
‏متوجه منظورم میشی وقتی میگم

54:54.324 --> 54:56.315
‏من توی سی و هفت بدن آسمانی

54:57.093 --> 54:59.061
،‏سیاره، ستاره سیاه

54:59.296 --> 55:03.665
‏و حتا اشیایی بودم که صرفن خارج از
‏کیهان زمانی و مکانی بودن؟

55:04.367 --> 55:05.561
‏البته که میفهمی

55:06.269 --> 55:07.668
‏و البته که نمیتونی بفهمی

55:09.172 --> 55:11.374
‏تو در فضا سفر کردی و زنده موندی؟

55:11.374 --> 55:13.706
‏سیلندرها واسه همچین هدفی ساخت شدن

55:13.910 --> 55:17.573
‏بعلاوه، مغز من از بیماری و کهولت سن
‏در امانه

55:17.714 --> 55:20.911
‏و بدنم هم داره به بهترین شکل
برای روز مبادا ‏محافظت میشه

55:21.318 --> 55:22.580
‏ولی فکر نکنم بهش نیازی پیدا کنم

55:23.653 --> 55:27.783
‏فردا درباره همراهمون اومدن
‏بیشتر حرف میزنیم

55:28.224 --> 55:29.316
‏امیدوارم باهامون بیای

55:30.160 --> 55:33.152
‏بازدیدکننده‌ها تشنه دانش آدمی مثل
‏تو هستن

55:33.730 --> 55:36.665
‏دیدنشون واسه بار اول ممکنه عجیب
،‏بنظر بیاد

55:37.267 --> 55:39.292
‏ولی مطمئنم که این چیزها برات مهم نیست

55:40.270 --> 55:44.104
‏بنظرم آقای نویس، همونی که آوردت اینجا هم
‏باهامون میاد

55:44.741 --> 55:47.904
‏تعجبی نداره که صداش رو از روی صداهایی
‏که هنری واست فرستاده بود شناختی

55:48.912 --> 55:50.777
!‏اونها صدای نویس بودن

55:51.848 --> 55:53.611
‏این کار هیچ دردی نداره

55:54.084 --> 55:58.077
،‏وقتی دستگاه قطع بشه
‏انگار انسان وارد یه خواب عمیق

55:58.388 --> 56:00.379
‏همراه با رویاهای بینظیر و
‏زنده میشه

56:01.257 --> 56:02.690
،‏البته که انتخاب با خودته

56:03.760 --> 56:04.954
‏ولی امیدوارم بهش فکر کنی

56:05.929 --> 56:08.227
‏حالا فعلن میشه لطف کنی و
‏من رو قطع کنی؟

56:10.233 --> 56:14.033
‏آقای ایکلی، ازت انتظار دارم که از مهمونمون خوب پذیرایی کنی

56:16.172 --> 56:17.969
‏شب بخیر آقای ویلمارث

56:32.222 --> 56:37.751
‏متاسفانه این همه هیجان روم تاثیر گذاشته
‏و باید استراحت کنم

56:40.263 --> 56:41.753
‏چراغ رو با خودت ببر

56:43.433 --> 56:45.230
‏دستگاه‌ها رو هم بذار همونجا بمونن

56:53.843 --> 56:54.969
‏مقداری شوکه‌کننده‌ست، نه؟

56:56.813 --> 56:59.338
‏مهم نیست. بهش فکر کن

57:01.317 --> 57:02.909
‏شب خوش آلبرت

57:03.186 --> 57:04.153
،‏آره

57:06.022 --> 57:06.989
‏شب بخیر، هنری

59:24.961 --> 59:28.453
‏قوه تخیل نداره و روحیه‌ش هم ضعیفه

59:29.933 --> 59:31.924
‏لیاقت انگاکتون رو نداره

59:32.902 --> 59:36.429
‏برای ما هیچ فرقی با همین ماهی
‏قرمز توی تنگ نداره

59:37.006 --> 59:40.510
‏ای یه جور توهینه! شماها اون اول یه
...‏وعده دیگه‌ای بهم داده بودید. میخوام

59:40.510 --> 59:42.111
‏الان تو جایگاهی نیستی که درخواستی داشته باشی

59:42.111 --> 59:45.012
‏اگه بخاطر دونپورت نبود الان اصلن اینجا نبودی

59:47.317 --> 59:49.410
‏اگه بخواید میتونم براتون نابودش کنم

59:52.322 --> 59:56.383
‏در شب به این مهمی هنوزم ممکنه به دردت بخوره

59:56.459 --> 01:00:01.362
‏برای بازگشایی دروازه ممکنه نیاز به
یک ‏قربانی داشته باشیم

01:00:14.077 --> 01:00:25.339
‏توجه
زیرنویس در بخش هایی از فیلم هماهنگ نبوده و بایستی به صورت دستی در لحظه هماهنگ شود
برای تنظیم و هماهنگی دستی زیرنویس روی فیلم به آموزش موجود درسایت زرفیلم مراجع کنید

01:01:08.665 --> 01:01:11.566
‏خیلی وقته که منتظر باز شدن دروازه هستیم

01:01:12.969 --> 01:01:16.496
‏این وظیفه مقدس به من سپرده شده
‏و من هم از دستش نمیدم

01:01:18.241 --> 01:01:22.302
‏هزینه‌ش رو میدونم، و باعث افتخارمه که
‏به می-گو خدمت کنم

01:01:24.147 --> 01:01:27.116
،‏و اگه این ویلمارث سد راهم بشه

01:01:29.085 --> 01:01:30.074
‏از بین میبرمش

01:01:30.353 --> 01:01:32.617
‏تاحالا همچین حرفای اشتباهی نشنیده بودم

01:01:32.755 --> 01:01:36.156
‏ما برای بهسازی نسل بشر با می-گو
‏همکاری میکنیم

01:01:36.659 --> 01:01:40.356
‏ولی هدف تو از سفر به یاگوث اینه که
!‏دانش خودت از فضا رو زیاد کنی

01:01:40.596 --> 01:01:45.533
‏احمق بی ارزش! یعنی تاحالا هیچی از
‏اساتیدت یاد نگرفتی؟

01:01:46.169 --> 01:01:49.036
،‏با اراده اونهاست که تو زنده نگه داشته شدی

01:01:49.472 --> 01:01:53.169
‏و همینطور با عفو صبورانه من

01:01:53.609 --> 01:01:58.103
‏من بازگشاینده دروازه هستم و بهت اجازه
!‏نمیدم بهم دستور بدی

01:02:17.033 --> 01:02:18.625
‏از بین بردنش کاری نداره

01:02:19.368 --> 01:02:21.097
‏اگه دستور بدی همین امشب انجامش میدم

01:02:21.738 --> 01:02:27.199
‏این بحث الکی داره ما رو از هدف اصلیمون دور میکنه

01:02:27.643 --> 01:02:28.610
...‏من وقت واسه شنیدن

01:02:35.251 --> 01:02:38.220
‏اصلن جرئت میکنی با دربیفتی؟

01:02:38.287 --> 01:02:40.255
...‏خواهش میکنم! قصد بی احترامی نـ

01:02:40.490 --> 01:02:42.014
!‏آقای نویس، خواهش میکنم بس کن

01:02:42.458 --> 01:02:45.586
‏حق با اونه؛ از بین بردن ویلمارث جزو
‏برنامه نبود

01:02:46.496 --> 01:02:50.262
،‏من نمیخوام صلاحیت تو رو زیر سوال ببرم
...‏ولی هیچکس بهم نگفته بود که

01:02:55.772 --> 01:02:57.706
‏تو معنی از خودگذشتگی رو نمیدونی

01:02:59.375 --> 01:03:04.074
‏مشخصه که هیچکدوم از شماها به هدف
‏والامون ایمان نداره

01:03:07.216 --> 01:03:10.379
،‏ولی جای نگرانی نیست دوست عزیزم

01:03:10.686 --> 01:03:13.382
!‏من الان معنی ایمان رو نشونت میدم

01:03:44.587 --> 01:03:46.316
‏برو طبقه بالا و ویلمارث رو بیار

01:04:33.236 --> 01:04:35.363
‏نذار ببیننت، فرار کن

01:04:36.939 --> 01:04:38.531
...‏نمیتونم آقای ایکلی رو اینجا تنها بذارم

01:04:40.543 --> 01:04:41.601
‏من... نمیتونم

01:04:45.381 --> 01:04:46.871
‏نمیتونم

01:04:49.385 --> 01:04:50.352
...‏وایسا

01:04:54.924 --> 01:04:55.913
،‏آقای نویس

01:04:58.261 --> 01:04:59.751
!‏ویلمارث نیست
‏احتمالن از پنجره

01:04:59.829 --> 01:05:01.964
!‏طبقه بالا پریده و فرار کرده
...‏پیداش نکردم

01:05:01.964 --> 01:05:05.491
.‏بهت گفته بودم حواست باشه همینجاست
!‏احمق

01:05:09.505 --> 01:05:12.235
‏بابایی، الان یه غریبه رو دیدم که داره
‏میدَوه سمت پل

01:05:12.642 --> 01:05:15.839
‏هانا، تو اینجا چیکار میکنی؟
‏بهت گفتم بمون توی خونه

01:05:16.312 --> 01:05:17.643
‏ویلمارث بوده. بریم

01:05:18.447 --> 01:05:19.778
.‏باشه
‏هانا، تو همینجا بمون

01:05:49.478 --> 01:05:50.945
‏دختره گفت طرف داشته میرفته سمت پل

01:05:51.013 --> 01:05:52.503
...‏شاید بتونیم از جلوش دربیایم

01:05:52.615 --> 01:05:55.345
‏کارهای مهمتری داریم که انجام بدیم

01:05:57.954 --> 01:05:59.285
الان وقتشه

01:05:59.889 --> 01:06:01.880
‏تو، بیارش به مراسم

01:06:02.758 --> 01:06:04.419
‏اگه مقاومت کرد، بُکشش

01:08:17.760 --> 01:08:18.727
‏هنری؟

01:08:20.529 --> 01:08:21.655
‏هنری ایکلی؟ تویی؟

01:08:23.466 --> 01:08:24.490
‏صدامو میشنوی؟

01:08:25.401 --> 01:08:26.527
‏تو دیگه کی هستی؟

01:08:34.643 --> 01:08:35.940
!‏اوه خدا، نه

01:08:36.912 --> 01:08:39.403
.‏بهت تلگراف زدم که نیای اینجا
‏بهت هشدار دادم

01:08:40.015 --> 01:08:41.380
‏ولی سر شب گفتی

01:08:42.885 --> 01:08:44.147
‏که باید به اونها ملحق بشیم

01:08:45.087 --> 01:08:46.076
‏سر شب؟

01:08:47.089 --> 01:08:48.613
‏منظورت چیه؟
‏ما اصلن باهم حرف نزدیم

01:08:50.092 --> 01:08:51.059
...‏ولی ما

01:08:51.594 --> 01:08:53.562
.‏یه چیزی سر جاش نیست
‏حالم خوش نیست

01:08:55.631 --> 01:08:57.098
‏پاهام رو حس نمیکنم

01:09:00.102 --> 01:09:01.933
‏چرا اینطوری بهم نگاه میکنی؟

01:09:03.072 --> 01:09:04.437
...‏هنری، اونها

01:09:06.675 --> 01:09:08.165
!!‏خدای من، نه

01:09:09.211 --> 01:09:10.439
‏متاسفم

01:09:10.779 --> 01:09:11.768
‏واقعن انجامش دادن؟

01:09:13.449 --> 01:09:15.144
‏مغزم، ذهنم؟

01:09:15.718 --> 01:09:16.707
‏آره

01:09:17.887 --> 01:09:18.911
‏بدنم چی؟

01:09:19.588 --> 01:09:20.714
‏من... نمیدونم

01:09:21.924 --> 01:09:24.484
...‏گفت یه جایی نگهش میدارن

01:09:24.627 --> 01:09:28.427
‏ویلمارث، هیچکدوم از حرفاشون
‏رو باور نکن

01:09:28.697 --> 01:09:30.528
‏میخوان همین بلایی که سر من آوردن
‏رو سر تو بیارن

01:09:30.599 --> 01:09:34.057
‏ما بیش از حد میدونیم. مسترسون بهم هشدار
‏داد که دخالت نکنم

01:09:35.137 --> 01:09:37.002
‏میخوان یه کار وحشتناک انجام بدن

01:09:37.072 --> 01:09:38.039
‏چه کاری؟

01:09:38.174 --> 01:09:40.540
‏مسترسون گفت دارن
"‏"یه تونل میکنن

01:09:40.809 --> 01:09:44.146
...‏ولی دقیق یادم نمیاد
!‏خدای من، ویلمارث، اونها چیکار کردن؟

01:09:44.146 --> 01:09:46.549
‏تونل میکنن؟ چه تونلی؟
‏به کجا؟

01:09:46.549 --> 01:09:48.617
‏جورج! چرا به حرفش گوش ندادم؟

01:09:48.617 --> 01:09:50.812
!‏فکر کن، ایکلی
!‏سعی کن به یاد بیاری

01:09:51.020 --> 01:09:52.749
!‏حداقل دور از اینجا جاش امنه

01:09:52.955 --> 01:09:55.658
‏ایکلی! چه تونلی؟

01:09:55.658 --> 01:09:59.025
،‏مسترسون بهم هشدار داد. خدای من
!‏ویلمارث، تو نباید میومدی اینجا

01:09:59.161 --> 01:10:01.959
‏ایکلی، میگم چه تونلی؟
!‏باید به یاد بیاری

01:10:02.031 --> 01:10:03.555
!‏نباید حرفاشون رو باور کنی

01:10:12.141 --> 01:10:13.631
‏تونل حقیقی نیست

01:10:14.843 --> 01:10:15.969
!‏میخوان در معنوی رو باز کنن

01:10:16.812 --> 01:10:17.779
‏منظورت چیه؟

01:10:18.247 --> 01:10:20.613
‏توی کتاب دونپورت یه افسانه وجود داره

01:10:22.017 --> 01:10:23.644
‏مردم قبیله پیناکوک گفتن که آدم فضایی‌ها

01:10:24.787 --> 01:10:28.724
‏از سنگ‌های مقدس برای باز کردن
یه نوع دروازه به دنیاشون استفاده میکنن

01:10:28.724 --> 01:10:30.157
...‏شاید منظورش از تونل همین بوده

01:10:31.060 --> 01:10:32.618
!‏سنگ سیاه

01:10:33.295 --> 01:10:34.262
‏چی؟

01:10:34.597 --> 01:10:36.861
‏سنگ سیاهی که جورج واست آورد

01:10:37.199 --> 01:10:39.099
‏اونو توی یه حلقه سنگی پیدا کردم

01:10:39.201 --> 01:10:43.137
،‏باید یه بخشی از اون در باشه
‏واسه همین اونقدر دنبال پس گرفتنش بودن

01:10:44.139 --> 01:10:46.073
‏هنری، ولی جورج هیچوقت سنگ رو
‏بهم نرسوند

01:10:46.909 --> 01:10:49.639
‏چطور ممکنه؟ خودم تا دم قطار باهاش اومدم

01:10:50.045 --> 01:10:51.239
‏سنگ رو توی دستاش گذاشتم

01:10:51.680 --> 01:10:53.238
...‏آره، ولی اون هیچوقت

01:10:54.984 --> 01:10:56.713
‏خدای من، هنری. این موضوع
‏واسه چندهفته پیشه

01:10:57.553 --> 01:10:58.850
‏چندوقته توی این وضعیتی؟

01:10:59.188 --> 01:11:00.155
‏چی؟

01:11:00.322 --> 01:11:03.849
.‏جورج اصلن نیومد بوستون پیش من
‏کسی از قطار پیاده نشد

01:11:05.160 --> 01:11:06.787
...‏سر شب که گفتی

01:11:08.230 --> 01:11:10.221
...‏اون چیزه گفت که جورج

01:11:13.202 --> 01:11:14.601
‏خدای من

01:11:15.971 --> 01:11:17.063
‏یه دروغ بود

01:11:18.807 --> 01:11:19.933
‏پسرم کجاست؟

01:11:22.344 --> 01:11:25.142
.‏هنری، اونا میخواستن سنگ رو پس بگیرن
...‏احتمالن

01:11:25.247 --> 01:11:26.680
!‏نه

01:11:29.184 --> 01:11:30.151
‏متاسفم

01:11:30.986 --> 01:11:33.011
!‏پسرم رو دودستی تقدیمشون کردم

01:11:36.358 --> 01:11:37.791
‏من چیکار کردم؟

01:11:38.794 --> 01:11:41.888
.‏هنری گوش کن چی میگم
،‏من صداشون رو شنیدم

01:11:42.665 --> 01:11:45.225
‏میخوان امشب دروازه رو باز کنن

01:11:46.602 --> 01:11:47.591
‏من باید برم

01:11:47.736 --> 01:11:50.830
!‏ویلمارث! نمیتونی همینطوری ولم کنی

01:11:52.274 --> 01:11:54.071
‏تمومش کن. بهت التماس میکنم

01:11:55.144 --> 01:11:57.135
...‏هنری، من نمیـ... نمیتونم

01:11:57.246 --> 01:11:58.645
‏اونها پسرم رو ازم گرفتن

01:11:59.715 --> 01:12:00.716
‏بدنم رو ازم گرفتن

01:12:00.716 --> 01:12:03.879
‏تو رو به خدا قسمت میدم
‏اینطوری ولم نکن

01:12:10.893 --> 01:12:12.190
‏ممنون آلبرت

01:12:13.095 --> 01:12:14.756
‏نمیتونم اینطوری زندگی کنم

01:12:16.832 --> 01:12:17.890
!‏انجامش بده

01:12:19.635 --> 01:12:21.125
!‏خواهش میکنم

01:12:26.375 --> 01:12:27.637
‏هنری، متاسفم

01:12:39.421 --> 01:12:40.615
‏باید انجامش میدادی

01:12:41.357 --> 01:12:42.824
‏اونطوری در حقش لطف میکردی

01:12:44.226 --> 01:12:45.284
‏نتونستم

01:12:46.895 --> 01:12:47.862
‏حیف شد

01:12:48.897 --> 01:12:51.127
.‏لطفن اسلحه رو کنار بذار
‏ببین، من هیچی نمیدونم

01:12:51.200 --> 01:12:52.167
‏نمیخوام جلوشون رو بگیرم

01:12:52.334 --> 01:12:53.301
‏دیر رسیدی

01:12:54.670 --> 01:12:55.694
‏دیر رسیدم؟

01:12:55.938 --> 01:12:58.406
،‏که جلوشون رو بگیری
‏البته اگه راهی وجود داشت

01:12:59.041 --> 01:13:01.134
،‏ایکلی گفت تو میدونی در پی چه کاری هستن
...‏درباره تونل

01:13:01.210 --> 01:13:02.177
!‏گفتم دیر رسیدی

01:13:02.811 --> 01:13:03.879
‏الان دیگه نمیشه جلوشون رو گرفت

01:13:03.879 --> 01:13:07.940
...‏نه، تونلشون یه در معنویه
...‏یه جور گذرگاه

01:13:08.016 --> 01:13:11.315
.‏میدونم. همه رو میدونم
‏الانم باید واسه باز کردنش میرفتم اونجا

01:13:12.788 --> 01:13:13.755
‏نتونستم برم

01:13:14.289 --> 01:13:15.779
‏واسه همه‌مون دیر شده

01:13:15.891 --> 01:13:17.358
...‏نه، ایکلی گفت اگه ما

01:13:17.726 --> 01:13:20.889
.‏ایکلی رو بازی دادن
‏همه حرفاشون رو باور کرد

01:13:20.996 --> 01:13:24.432
‏گولش زدن. ترس، طمع، میدونن چطوری
‏ماها رو قانع کنن

01:13:24.700 --> 01:13:29.071
‏نه، همه حرفای ایکلی توی کتاب
...‏دونپورت هم اومده

01:13:29.071 --> 01:13:30.834
‏معلومه که اومده. اون کتاب رو
!‏خود اون موجودات نوشتن

01:13:30.939 --> 01:13:34.238
.‏نه، دونپورت کارش جمع آوری داستان‌های فولکلور بوده
‏افسانه‌های مهاجرین و سرخپوست ها

01:13:34.376 --> 01:13:36.367
‏بنظرت اون افسانه‌ها رو کی واسه
‏سرخپوست‌ها تعریف کرده بود؟

01:13:36.478 --> 01:13:37.445
‏اونها

01:13:37.713 --> 01:13:40.113
‏ولی این دریچه‌ای که دارن درست میکنن
‏به محل زندگیشون برمیگرده

01:13:40.282 --> 01:13:42.716
‏نه نه نه. اون در به اونجا نمیرسه

01:13:42.785 --> 01:13:44.218
‏هیچکس واسه رفتن به اونجا ازش استفاده نمیکنه

01:13:45.154 --> 01:13:46.382
!‏اون در به اینجا میرسه

01:13:48.457 --> 01:13:49.458
‏اینجا؟

01:13:49.458 --> 01:13:51.085
‏خیلی از اون موجودات نمیتونن توی فضا
‏سفر کنن

01:13:51.160 --> 01:13:53.151
‏واسه همین دارن این دروازه رو درست میکنن که
‏باقیشون بیان اینجا

01:13:53.262 --> 01:13:54.695
‏بعضی‌هاشون هیچ‌جوره نمیتونن بیان اینجا

01:13:54.897 --> 01:13:57.798
،‏ولی به محض اینکه تونل یعنی درشون آماده بشه
‏به زمین میان

01:13:58.934 --> 01:14:02.426
.‏الان تو راه اینجان
‏مستقیم به سمت کوه گرد

01:14:03.138 --> 01:14:04.162
‏از همون موجودات؟

01:14:05.107 --> 01:14:06.165
‏چندتا؟

01:14:06.341 --> 01:14:07.740
‏چندتا ستاره توی آسمونه؟

01:14:09.011 --> 01:14:10.035
!‏اوه خدای من

01:14:13.015 --> 01:14:15.108
،‏پس یعنی این تونل

01:14:16.018 --> 01:14:16.985
‏توی غاره؟

01:14:17.152 --> 01:14:18.915
‏نه نه. روی نوک کوهستانه

01:14:19.354 --> 01:14:21.879
،‏یه مراسم مذهبی دارن

01:14:21.990 --> 01:14:24.891
‏باید مراسم رو جلوی سنگ‌های ایستاده
‏روی کوه مدور انجام بدن

01:14:25.260 --> 01:14:29.788
‏توی غار یه جور نردبون هست که به
‏بالای کوهستان میرسه

01:14:30.098 --> 01:14:31.065
‏قراره چیکار کنن؟

01:14:31.166 --> 01:14:33.293
‏نویس باید می-گو رو به مراسم راهنمایی کنه

01:14:33.836 --> 01:14:37.863
‏فقط اینو میدونم که این کار با یه سری سنگ
‏که با خودشون از یاگوث آوردن انجام میشه

01:14:37.940 --> 01:14:39.202
‏احتمالن الان مراسم رو شروع کرده

01:14:39.508 --> 01:14:40.475
‏باید جلوش رو بگیریم

01:14:40.909 --> 01:14:42.467
‏نمیتونیم! چرا نمیفهمی؟

01:14:43.145 --> 01:14:45.045
‏جلو این چیزا رو نمیشه گرفت

01:14:45.147 --> 01:14:47.741
.‏نمیتونی جلوش وایسی
‏نمیتونی متوقفشون کنی

01:14:48.050 --> 01:14:50.245
.‏کار نسل بشر تمومه
‏نسل بعدی اونها هستن

01:14:50.352 --> 01:14:51.979
‏نه، نه داری اشتباه میکنی

01:14:52.221 --> 01:14:55.748
‏اشتباه؟ اشتباه؟ تو دیدیشون؟
‏از نزدیک؟

01:14:56.091 --> 01:14:57.888
‏هرکاری بخوان با ذهنت میکنن

01:14:58.360 --> 01:14:59.520
‏ما جلوشون هیچی نیستیم

01:14:59.795 --> 01:15:00.955
‏نمیشه هم همینطوری تسلیم شد

01:15:01.129 --> 01:15:04.121
‏نمیذارن تسلیم بشیم؛
‏چون همین الانش باختیم

01:15:04.333 --> 01:15:06.233
‏نه نه، باید بشه یه کاری کرد

01:15:06.401 --> 01:15:09.234
‏همین حالا تمومش کن

01:15:09.938 --> 01:15:12.065
‏لذت از بین بردنمون رو بهشون نده

01:15:13.375 --> 01:15:17.175
‏نه نه، کتاب... توش یه بخشی
‏درباره در معنوی هست

01:15:17.813 --> 01:15:18.947
...‏توی دستنوشته های دونپورت

01:15:18.947 --> 01:15:20.414
!‏اون کتاب؟ همه‌ش دروغه

01:15:20.549 --> 01:15:24.280
‏نه، سرخپوستا به دونپورت گفته بودن که
‏فقط یه کشیش بلندمرتبه

01:15:24.386 --> 01:15:26.445
‏از دنیای ما میتونه در معنوی رو به
‏دنیای اونها باز کنه

01:15:26.922 --> 01:15:30.153
‏باید اول یه جادوگر وارد در بشه وگرنه
‏راه به جایی نمیرن

01:15:30.559 --> 01:15:32.959
...‏یه قسمت از کتاب درباره اینکه کی اول

01:15:33.595 --> 01:15:34.596
...‏وایسا نشونت بدم

01:15:34.596 --> 01:15:35.563
!‏ولش کن

01:15:35.831 --> 01:15:38.901
.‏مسترسون، همینجا نوشته
...‏بنظرم بتونیم یه کاری بکنیم

01:15:38.901 --> 01:15:43.998
.‏بازش نکن. همه‌ش کلکه، پر از دروغ‌های اونهاست
‏می-گو هرجور بخواد گولمون میزنه

01:15:44.072 --> 01:15:45.130
،‏وایسا

01:15:46.475 --> 01:15:47.464
...‏بذار نشونت بدم

01:15:48.110 --> 01:15:49.099
!‏نه

01:15:50.112 --> 01:15:51.409
!‏همه‌ش دروغای اونهاست

01:15:52.014 --> 01:15:53.572
‏چیزیه که میخوان ما باور کنیم

01:15:54.049 --> 01:15:56.176
‏نمیفهمی؟
!‏هیچکاری ازمون برنمیاد

01:15:56.285 --> 01:15:58.378
‏نه، راهی هست

01:15:59.588 --> 01:16:00.577
!‏تو کتاب نوشته

01:16:02.090 --> 01:16:06.288
‏وایسا نشونت بدم

01:16:07.896 --> 01:16:08.863
!‏نه

01:16:19.007 --> 01:16:20.099
‏دیوونه شدی؟

01:16:24.313 --> 01:16:25.974
‏نمیتونیم جلوشون رو بگیریم

01:16:28.183 --> 01:16:29.275
‏دارن میان

01:16:30.452 --> 01:16:31.885
‏ما محکوم به فناییم

01:16:34.222 --> 01:16:35.951
‏همه‌مون محکوم به فناییم

01:16:39.294 --> 01:16:41.057
...‏فقط یه کار مونده

01:16:43.165 --> 01:16:44.132
!‏نه

01:17:26.608 --> 01:17:28.098
‏باید بریم

01:17:28.610 --> 01:17:29.599
‏بریم یه جای امن

01:17:30.512 --> 01:17:31.479
‏انبار

01:17:31.680 --> 01:17:33.409
‏انبار... انبار شما؟

01:18:19.394 --> 01:18:21.021
‏بشین

01:18:24.566 --> 01:18:26.158
‏هانا بودی دیگه؟

01:18:38.780 --> 01:18:40.407
‏همه چی درست میشه هانا

01:18:47.122 --> 01:18:49.989
‏چه اسم زیبایی داری

01:18:52.194 --> 01:18:55.561
.‏اسم من آلبرته
‏زیاد زیبا نیست، نه؟

01:19:01.703 --> 01:19:07.699
.‏میدونی، منم... منم یه دختر داشتم
‏سالها پیش

01:19:09.111 --> 01:19:11.079
‏از تو یکم کوچیک تر بود

01:19:14.416 --> 01:19:22.619
...‏بعد از جنگ
‏خیلی از مردم مریض شدن

01:19:24.092 --> 01:19:30.088
.‏سونیای من مریض شد
‏همینطور همسرم. دوتا عشقم

01:19:30.365 --> 01:19:36.201
‏کاری از دکترا برنیومد. خیلیا
...‏انفولانزا گرفته بودن

01:19:37.672 --> 01:19:40.505
‏میدونی وقتی حال دخترم خوب نبود
‏چیکار میکردم؟

01:19:42.444 --> 01:19:45.470
‏یه آهنگ واسش میخوندم که حالش
‏بهتر بشه

01:19:47.149 --> 01:19:48.707
‏میخوای اون آهنگ رو واست بخونم؟

01:19:52.521 --> 01:19:53.510
‏نه

01:19:58.460 --> 01:20:03.727
.‏ایرادی نداره هانا
‏هیچ ایراد نداره

01:20:08.804 --> 01:20:10.704
.‏حالا گوش کن چی میگم، هانا
‏باید یه کاری بکنی

01:20:13.275 --> 01:20:14.299
...‏این موجودات

01:20:15.377 --> 01:20:18.813
‏به اونجایی که ازش میان

01:20:19.881 --> 01:20:22.179
‏یه در درست کردن و میخوان
‏بازش کنن

01:20:22.717 --> 01:20:26.551
‏بنظرم یه آدم خاص مثل آقای نویس میخواد
...‏اینکارو بکنه. اگه بتونم جلوش رو بگیرم

01:20:26.688 --> 01:20:29.714
‏دیگه نمیتونن بیان. همه چی
تموم میشه

01:20:31.226 --> 01:20:34.457
‏ولی الان باید برم

01:20:35.430 --> 01:20:40.299
‏بهت قول میدم هر اتفاقی هم که بیفته
‏برگردم بیام دنبالت

01:20:46.474 --> 01:20:50.808
.‏هانا، من باید برم. باید یه کاری بکنم
...‏اگه نتونم جلوشون رو بگیرم

01:20:51.880 --> 01:20:53.370
‏اونها میان

01:20:53.815 --> 01:20:55.646
‏میان

01:20:58.186 --> 01:21:01.178
.‏باید برم نوک کوهستان مدور
‏یه غار اونجاست

01:21:01.790 --> 01:21:03.280
‏من میتونم ببرمت اونجا

01:21:03.925 --> 01:21:08.225
.‏نه نه، خیلی خطرناکه
‏باید تنها برم

01:21:08.663 --> 01:21:09.755
‏میتونم بهت کمک کنم

01:21:14.336 --> 01:21:16.531
،‏تا همین حالاش هم خیلی کمکم کردی
‏هانا

01:21:20.308 --> 01:21:24.176
،‏اگه از مسیر اصلی بری
‏به دوتا تنه درخت میرسی

01:21:25.280 --> 01:21:29.239
‏مسیر سمت چپشون میره بالای کوهستان
‏و جلوی غار

01:21:30.185 --> 01:21:31.914
‏یه تخته سنگ بزرگ جلوشه

01:21:34.256 --> 01:21:39.455
،‏توی مسیر اصلی دوتا تنه درخته
‏سمت چپ، به طرف تخته سنگ

01:21:45.433 --> 01:21:46.900
‏به این احتیاج پیدا میکنی

01:21:51.606 --> 01:21:52.937
‏باید برم

01:21:54.876 --> 01:21:56.468
‏میدونم

01:21:59.714 --> 01:22:00.942
‏همینجا منتظرم بمون

01:22:01.449 --> 01:22:02.541
‏اینجا امنه

01:22:03.218 --> 01:22:04.947
‏بابام روی در ورد جادویی نوشته

01:22:06.254 --> 01:22:07.312
‏نمیتونن وارد اینجا بشن

01:22:08.423 --> 01:22:10.357
‏آفرین دختر خوب

01:22:11.493 --> 01:22:14.724
‏همینجا بمون. هرچی هم بشه من
‏میام دنبالت

01:22:23.605 --> 01:22:24.867
‏ممنون بابت کمکت هانا

01:22:25.507 --> 01:22:26.496
‏خداحافظ آلبرت

01:28:06.781 --> 01:28:10.012
‏این مسیر برای بز سیاه جنگل
...مهیا شده است

01:28:19.894 --> 01:28:21.885
،‏و هفتمین و آخرینشان را بنگر

01:28:23.064 --> 01:28:28.593
‏که از یاگوث بی‌نور و دریاهای سیاه
،‏بیکران آورده شده است

01:28:28.770 --> 01:28:34.902
‏چراکه این سنگ نام پیام‌آورش را
‏که نباید نامش را بر زبان راند

01:29:20.688 --> 01:29:23.316
‏و به نام بز سیاه جنگل و
...هزار نوباوه او

01:29:39.307 --> 01:29:45.303
‏حال سفر از یاگوث سیاه به حقیقت میپیوندد،‏

01:29:45.847 --> 01:29:54.016
‏و بدین روی نوع بشر در این مراسم بینام و
‏ناگفته‌ی شاب-نیگورا همراه می شود

01:29:56.891 --> 01:29:59.689
،‏پس ‏به نام کسی که نباید نامی بر او نهاد

01:29:59.927 --> 01:30:06.059
‏این گذرگاه را متبرک میکنم

01:30:17.912 --> 01:30:21.939
‏باشد که دروازه‌ای به نام

01:30:22.083 --> 01:30:24.745
بز سیاه جنگل و
!هزار نوباوه او باز شود

01:32:02.950 --> 01:32:05.817
!‏در رو باز کن عزیزم
!‏منم آلبرت

01:32:07.855 --> 01:32:09.015
‏صدامو میشنوی؟

01:32:11.092 --> 01:32:13.390
!‏در رو باز کن عزیزم
!‏چیزی نیست

01:32:18.966 --> 01:32:20.558
‏ممنون عزیزم

01:32:25.072 --> 01:32:26.073
‏خوبی؟

01:32:26.073 --> 01:32:27.040
‏آره

01:32:28.109 --> 01:32:29.440
.‏سوار هواپیما شو
‏باید بریم

01:32:30.011 --> 01:32:31.569
‏نمیشه جلوشون رو گرفت

01:32:41.556 --> 01:32:42.523
‏سوار شو

01:32:50.398 --> 01:32:52.093
‏قبلن هم که سوار شدی، نه؟

01:32:52.199 --> 01:32:53.188
‏آره

01:32:53.267 --> 01:32:54.461
‏بلدی دینام رو روشن کنی؟

01:32:54.869 --> 01:32:58.168
‏بلدی سوپاپ رو باز کنی؟
‏بابات این چیزا رو نشونت داده؟

01:32:58.439 --> 01:32:59.406
‏آره

01:33:00.608 --> 01:33:01.597
‏آفرین دختر

01:33:05.146 --> 01:33:08.115
،‏سوپاپ رو باز کن هانا
‏به کلیدها دست نزن ولی

01:33:11.652 --> 01:33:13.415
‏نه، اونطرفی

01:33:14.922 --> 01:33:16.321
‏باید اون سمتی بچرخونی

01:33:18.893 --> 01:33:20.451
‏درسته. آفرین دختر

01:33:26.968 --> 01:33:28.026
‏اوه خدا

01:33:29.103 --> 01:33:34.268
.‏دیگه لازم نیست زجر بکشی
‏میتونی تا ابد بین ما زندگی کنی

01:33:36.077 --> 01:33:37.601
!‏دینام رو روشن کن، هانا

01:33:38.379 --> 01:33:39.403
!‏احتراق روشن

01:33:45.419 --> 01:33:48.320
‏ویلمارث. با ما بیا

01:33:57.198 --> 01:33:58.324
‏مطمئنی دینام روشنه، عزیزم؟

01:33:58.466 --> 01:33:59.433
‏آره

01:34:00.301 --> 01:34:03.566
‏ویلمارث. نمیتونی از ما فرار کنی

01:34:09.377 --> 01:34:10.969
‏آلبرت، تو هم صداشون رو میشنوی؟

01:34:31.399 --> 01:34:32.400
‏آماده ای؟

01:34:32.400 --> 01:34:33.401
‏آره

01:34:33.401 --> 01:34:34.698
‏نترس

01:35:56.317 --> 01:35:57.306
!‏داره میاد

01:35:57.418 --> 01:35:58.385
!‏وایسا

01:36:40.828 --> 01:36:43.464
!‏زدمش آلبرت! زدمش

01:36:43.464 --> 01:36:44.453
!‏آفرین

01:37:23.838 --> 01:37:26.238
‏نمیتونی از ما فرار کنی

01:37:41.155 --> 01:37:43.783
‏موفق نمیشی

01:38:13.354 --> 01:38:15.288
‏و همه چی تموم شد

01:38:15.890 --> 01:38:18.859
‏میشه گفت بقیه داستان رو هم که بهتر از خودم میدونید

01:38:39.513 --> 01:38:44.746
.‏الان همه چی ساده و نرمال بنظر میاد
‏حالا که به مقاومتم فکر میکنم احساس حماقت میکنم

01:38:45.286 --> 01:38:49.382
‏این تجربه از هرچیزی که تصورش رو میشه
‏کرد فراتر بود

01:38:49.890 --> 01:38:52.723
‏بنظرم اصلن نمیتونم واستون توضیح بدم

01:38:56.263 --> 01:38:58.322
‏خانواده ایکلی بهای سختی واسه دخالتشون
،‏پرداختن

01:38:58.432 --> 01:39:02.596
‏تلاشی که در مقایسه با موضوع مدنظر
‏ناچیز بنظر میاد

01:39:04.004 --> 01:39:09.567
‏حالا ‏بابت صدمه‌ای که تحمیل کردم احساس پشیمونی میکنم و
‏خوشحالم که باهام دشمنی نکردن

01:39:11.845 --> 01:39:14.712
،‏الان هم مشتاق اولین سفرم به دنیای خارج هستم

01:39:15.716 --> 01:39:17.946
‏تا به صف اون تعدادی که زنده موندن و

01:39:18.018 --> 01:39:20.452
،‏افتخار درک این موضوع رو باهم قسمت کردن
‏بپیوندم

01:39:20.888 --> 01:39:22.957
‏حالا چنان دانش و هوشی بهم اعطا شده

01:39:22.957 --> 01:39:26.449
‏که انسان‌های انگشت شماری ازش بهره بردن

01:39:36.637 --> 01:39:38.605
‏ویلمارث؟ خونه ای؟

01:39:40.975 --> 01:39:42.875
!‏منم، وارد. درو باز کن

01:40:26.053 --> 01:40:28.886
،‏و حالا، اگه ایرادی نداره
‏ادامه جلسه رو به فردا موکول میکنیم

01:40:29.890 --> 01:40:35.419
‏وقتی دستگاه قطع میشه، وارد خوابی عمیق
‏پر از رویاهای واضح و زیبا میشم

01:40:36.697 --> 01:40:38.562
‏بسیار ازش لذت میبرم

01:40:39.533 --> 01:40:40.557
...‏با اجازه

01:40:42.036 --> 01:40:43.003
.‏شب بخیر

01:40:43.004 --> 01:40:53.004
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]
