WEBVTT

00:00.000 --> 00:25.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

00:25.000 --> 00:40.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ،
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

00:40.000 --> 00:55.000
ترجمه و زيرنويس : Rahele.Kh

00:56.795 --> 00:58.763
بازيگران

00:58.897 --> 01:03.197
توشيرو ميفونه , يامادا ايسوزو

02:04.106 --> 02:13.982
کارگردان : آکيرا کوراساوا

02:25.965 --> 02:33.805
به اين خرابه ها نگاه کنيد

02:35.642 --> 02:42.572
خرابه هاي اين قلعه دست نيافتني

02:45.020 --> 02:49.684
....قلعه اي که با ارواح انسان هايي که

02:49.960 --> 02:52.690
در قتل عامي بزرگ در اين دشتها کشته شدند

02:54.130 --> 02:59.158
براي هميشه تسخير شده است

03:04.543 --> 03:12.041
تمام آن سربازاني که مُردند

03:16.056 --> 03:20.686
يا آروزهايي دفن شدند که هرگز به آنها نرسيدند

03:23.698 --> 03:30.832
و اين هرگز تغيير نميکند

03:32.842 --> 03:38.337
تا زماني که زندگي ادامه دارد , نوع بشر به همين منوال زندگي خواهد کرد

03:39.583 --> 03:46.581
اينجا قلعه تار عنکبوت است

05:11.356 --> 05:14.018
ژنرال فوجوماکي به قلعه شمالي حمله کرده

05:14.226 --> 05:19.425
اونها دارند به پادگانهاي نظامي چهارم و پنجم با آتش حمله ميکنند

05:19.532 --> 05:21.500
پادگان سوم چطور ؟

05:21.601 --> 05:25.162
سربازهاي پادگان سوم اصلا فرصتي براي آماده شدن نداشتند

05:25.272 --> 05:27.103
پادگان دوم چطور ؟

05:28.475 --> 05:33.469
سربازهاي پادگان دوم به فرماندهي ژنرال ميکي دارند دلاورانه مبارزه ميکنند

05:33.681 --> 05:36.548
اونها و سربازهاي پادگان سوم با هم متحد شدند

05:36.651 --> 05:38.175
پادگان اول چطور ؟

05:40.890 --> 05:43.882
وقتي پادگانهاي چهارم و پنجم به آتش کشيده شدند

05:44.094 --> 05:47.120
پادگان اول به فرماندهي ژنرال واشيزو

05:47.330 --> 05:51.426
... با 400 نفر از بهترين سربازهاش به ارتش ژنرال اينوئي که

05:51.536 --> 05:54.130
داشتند از مرزهاي شمالي وارد ميشدند , حمله کردند

05:54.338 --> 05:57.136
! پس نقشه ژنرال اينوئي اين بوده

05:57.242 --> 06:00.370
اوضاع ژنرال واشيزو فعلا چطوريه ؟

06:00.479 --> 06:02.106
خيلي بد

06:03.116 --> 06:05.346
به اين مرد رسيدگي کنيد

06:22.071 --> 06:23.766
... بهشون حمله کنيم يا

06:23.973 --> 06:26.908
تو قلعه آرايش دفاعي بگيريم ؟

06:46.799 --> 06:49.768
ما بايد همينجا بمونيم

06:51.104 --> 06:57.236
اگه بخوايم با نيروهاي باقي مونده حمله کنيم , آسيب بيشتري ميبينيم

06:58.513 --> 07:02.609
اول از همه بايد يکسري کماندار به حاشيه "جنگل تار عنکبوت" بفرستيم

07:03.152 --> 07:07.111
اينطوري اگه دشمن به اينجا رسيد مجبور ميشن سپاهشون را 2 قسمت کنند

07:07.323 --> 07:10.451
و ما ميتونيم تا جايي که ميتونيم بهشون صدمه بزنيم

07:10.660 --> 07:13.629
و بعد همينجا ميمونيم و دفاع ميکنيم

07:13.831 --> 07:16.527
اين استراتژيه منه

07:22.040 --> 07:23.007
وضعيت آذوقه چطوره ؟

07:26.145 --> 07:31.378
با وضعيت فعلي تا 3 ماه ميتونيم دووم بياريم

07:39.761 --> 07:41.023
خبر آوردم

07:41.129 --> 07:44.462
من پيام رسان پادگان دوم هستم

07:44.666 --> 07:46.566
بگذاريد بياد تو

07:48.304 --> 07:49.271
بگذاريد بياد تو

08:00.918 --> 08:04.046
عاليجناب , خبرهاي خوبي دارم

08:04.155 --> 08:04.917
چي شده ؟

08:08.527 --> 08:13.021
وقتي پادگان دوم به فرماندهي ژنرال ميکي در حال مبارزه بود

08:13.233 --> 08:17.192
ژنرال واشيزو از پادگان اول تونست خودش را از پشت برسونه

08:17.403 --> 08:19.735
و با تيرباران ارتش ژنرال اينوئي , ناحيه مرزي را دوباره پس بگيره

08:19.840 --> 08:20.996
ژنرال واشيزو اينکارو کرد ؟

08:20.997 --> 08:21.542
بله

08:21.542 --> 08:21.997
کار ژنرال واشيزو عالي بوده
بله

08:21.997 --> 08:24.306
کار ژنرال واشيزو عالي بوده

08:24.412 --> 08:27.404
شجاعت ژنرال واشيزو همه چيز را عوض کرد

08:27.616 --> 08:30.642
حالا جنگ داره به نفع ما ادامه پيدا ميکنه

08:31.754 --> 08:37.056
عاليجناب , ارتش ژنرال ميکي و ژنرال واشيزو سپاه اينوئي را مجبور به عقب نشيني کردند

08:37.261 --> 08:38.922
حالا سپاه دشمن داره به سمت شمال عقب نشيني ميکنه

08:39.930 --> 08:41.022
عاليجناب

08:41.798 --> 08:42.594
عاليجناب

08:42.899 --> 08:46.357
در قلعه شمالي ژنرال فوجوماکي به دام افتاده

08:46.571 --> 08:48.436
! اون درخواست صلح داره

08:48.539 --> 08:50.632
! نه , هيچ صلحي در کار نيست

08:50.743 --> 08:52.301
نورياسو

08:54.647 --> 08:57.411
همين حالا با افرادت به قلعه شمالي برو

08:58.084 --> 08:59.847
! و اون فوجوماکي لعنتي را بکش

09:00.587 --> 09:05.957
استحکامات مرزهاي شمالي را سامان دهي کن و مطمئن شو اينوئي کامل عقب نشيني کرده باشه

09:06.160 --> 09:10.187
به ژنرال ميکي و ژنرال واشيزو بگو به ديدنم بيان , ميخوام شخصا ازشون تشکر کنم

09:23.247 --> 09:24.908
عجب روز مذخرفي بود

09:25.115 --> 09:27.276
تا حالا همچين آب و هواي مسخره اي نديده بودم

09:29.921 --> 09:33.482
زود باش , دوست دارم هر چه زودتر عاليجناب را ملاقات کنم

09:34.827 --> 09:36.294
باشه

10:21.948 --> 10:23.973
نه , اين درست نيست

10:24.417 --> 10:27.511
مطمئنا قبلا هم از اينجا رد شديم

10:27.621 --> 10:31.250
درسته , هنوز جاي سم اسبها روي زمين مشخصه

10:33.962 --> 10:35.395
داريم دور خودمون ميچرخيم

10:35.597 --> 10:37.929
الان تو جنگل تار عنکبوت هستيم ؟

10:38.133 --> 10:39.259
بدون شک

10:40.069 --> 10:42.833
پس قلعه بايد همين نزديکي باشه

10:44.407 --> 10:47.274
الان 2 ساعته داريم تو اين جنگل چرخ ميزنيم

10:47.477 --> 10:48.876
اما هيچ راهي پيدا نکرديم

10:50.881 --> 10:53.042
اين جنگل واقعا مثل تار عنکبوت ميمونه

10:53.251 --> 10:55.617
مثل تار عنکبوت پيچيده و بزرگه

10:55.820 --> 10:59.881
همينطوريه که ميتونه از قلعه در مقابل دشمن حفاظت کنه

11:01.260 --> 11:02.454
مسخره است

11:02.661 --> 11:07.394
ما اين جنگل را به خوبي ميشناسيم , بايد بتونيم ازش رد بشيم

11:21.616 --> 11:24.278
شنيدي ؟
صداي يه روح خبيث بود

11:24.687 --> 11:26.621
حتما يه روح شرير و بدذات بوده

11:29.192 --> 11:32.684
من به قدرت نيزه ام اطمينان ميکنم و از اين جنگل رد ميشم

11:32.796 --> 11:36.095
منم با قدرت تير و کمانم از اين جنگل رد ميشم

12:12.509 --> 12:14.170
اين چيه ؟

12:14.744 --> 12:17.008
قبلا چنين کلبه اي ديده بودي ؟

12:17.214 --> 12:20.445
نه , همچين چيزي نديده بودم

12:22.487 --> 12:24.352
! حتما خونه يه روح خبيثه

12:24.556 --> 12:25.614
ممکنه

12:25.824 --> 12:29.225
! اسبها را ببين , آروم و قرار ندارن

12:39.106 --> 12:47.207
دنياي عجيبيه

12:47.917 --> 12:51.683
... چرا انسان ها اينقدر

12:51.787 --> 12:57.225
دنبال چيزهاي بيشتر و بيشتر تو دنيا هستند ؟

12:58.128 --> 13:03.031
زندگي انسانها هيچ مفهومي نداره

13:03.868 --> 13:07.497
مثل زندگي حشرات

13:08.974 --> 13:14.002
عجب حماقت بزرگي دارند

13:14.881 --> 13:20.513
که به خاطر هيچ اينقدر زجر ميکشند

13:24.258 --> 13:28.456
زندگي يک انسان

13:29.931 --> 13:32.900
به کوتاهي عمر يک گُله

13:34.136 --> 13:40.473
خيلي زود به پايان ميرسه

13:41.311 --> 13:46.476
و فقط توده اي گوشت و استخوان از اون به جا ميمونه

13:49.721 --> 13:54.055
هر انساني تلاش ميکنه

13:54.259 --> 13:58.628
تو تموم روزهاي زندگي اش

14:00.233 --> 14:06.001
تا به آروزهاش برسه

14:06.474 --> 14:11.309
و در اشتياق رسيدن به اونها ميميره

14:12.948 --> 14:18.944
... مرتب خودش را

14:19.055 --> 14:24.152
با دعا و مراسم مذهبي سرگرم ميکنه

14:26.330 --> 14:34.500
از هر دين و با هر مذهبي

14:37.410 --> 14:40.641
اما تنها چيزي که انتظار اونو ميکشه

14:41.147 --> 14:44.981
در پايان اين زندگي

14:45.085 --> 14:48.316
در پايان همه اين ماجراجويي ها

14:50.391 --> 14:55.351
تکه اي گوشت بدبو و در حال فساده

14:56.598 --> 15:01.501
اما بالاخره به گُلي تبديل ميشه

15:03.039 --> 15:09.536
که بوي اون فضا را عطرآگين ميکنه

15:09.747 --> 15:15.208
عطري بسيار خوشبو

15:17.055 --> 15:20.991
چقدر شگفت انگيزه

15:21.861 --> 15:29.394
زندگي انسان

15:31.271 --> 15:34.934
چقدر شگفت انگيزه

15:48.391 --> 15:49.221
تو کي هستي ؟

15:49.426 --> 15:52.293
تو يک انساني يا روحي از دنياي ارواح هستي ؟

15:53.464 --> 15:56.262
حرف بزن , اگه ميتوني آواز بخوني مطمئنا حرف هم ميتوني بزني

15:56.467 --> 15:58.059
درسته

15:59.403 --> 16:02.895
واشيزو تاکتوکي

16:03.475 --> 16:07.536
فرمانده پادگان اول

16:07.747 --> 16:10.238
چي ؟ تو منو ميشناسي ؟

16:10.450 --> 16:11.747
بله

16:12.953 --> 16:17.822
از امروز به بعد , تو فرمانده قلعه شمالي ميشي

16:17.925 --> 16:21.326
چي ؟ از امروز فرمانده قلعه شمالي ميشم ؟

16:22.164 --> 16:23.495
بله

16:24.266 --> 16:28.362
و در آينده تو فرمانده بزرگي خواهي شد

16:28.471 --> 16:30.598
فرمانده قلعه تار عنکبوت

16:34.278 --> 16:37.270
! چطور جرات ميکني , اين حرفهاي مسخره را تموم کن

16:37.981 --> 16:42.111
... چرا نسبت به پيرمرد ضعيفي مثل من

16:42.320 --> 16:47.121
اينقدر خشمگين و عصباني هستي ؟

16:47.326 --> 16:50.159
فرمانده بزرگ , تنها فرمانده قلعه خواهد بود

16:51.331 --> 16:56.166
حقيقتا که انسانها موجودات عجيبي هستند

16:57.370 --> 17:03.036
حتي از نگاه کردن به اعماق قلبشون هم هراس دارند

17:09.885 --> 17:11.284
صبر کن

17:12.222 --> 17:14.816
اين پيرمرد بايد يکي از ارواح جنگل باشه

17:15.024 --> 17:20.656
تير و کمان تو اثري روي اون نداره

17:21.198 --> 17:23.723
بگذار من ازش سئوال کنم

17:24.369 --> 17:26.837
به من جواب بده

17:29.341 --> 17:33.710
تو ميتوني آينده را به همين وضوحي که من الان دارم تو را ميبينم , ببيني ؟

17:33.913 --> 17:35.210
بله

17:36.516 --> 17:39.747
ميکي يوشياکي

17:40.554 --> 17:44.320
فرمانده پادگان دوم

17:44.926 --> 17:49.420
و از امروز به بعد , فرمانده پادگان اول

17:51.133 --> 17:53.897
چي ؟ از امروز فرمانده پادگان اول ميشم ؟

17:58.275 --> 18:01.039
بعد از اون به چه مقام و منصبي ميرسم ؟

18:02.813 --> 18:05.543
.... سرنوشت تو

18:05.750 --> 18:09.880
کوتاه تر اما باشکوه تر از فرمانده واشيزو خواهد بود

18:10.756 --> 18:11.586
چي ؟

18:12.324 --> 18:13.916
منظورت چيه ؟

18:15.128 --> 18:18.393
در آينده

18:18.598 --> 18:21.396
... پسر تو

18:21.502 --> 18:23.470
فرمانده قلعه تار عنکبوت خواهد شد

22:33.125 --> 22:35.355
خوب , قلعه اونجاست

22:36.095 --> 22:38.659
بالاخره از اين تار عنکبوت نجات پيدا کرديم

22:38.860 --> 22:40.061
بيا زودتر خودمون را به قلعه برسونيم

22:40.067 --> 22:41.728
نه , صبر کن

22:42.436 --> 22:46.930
! من خيلي خسته ام , اين زره هم خيلي سنگينه

22:48.076 --> 22:49.441
! تعجبي نداره

22:49.644 --> 22:52.841
الان 3 روزه که سوار اين اسبها تو اين جنگل سرگردونيم

22:53.048 --> 22:54.115
ميخواي استراحت کنيم ؟

22:54.116 --> 22:55.116
آره

23:07.431 --> 23:09.365
خيلي خوابم مياد

23:10.669 --> 23:14.496
تنها چيزي که الان آرزو ميکنم , يه خوابه راحت و طولانيه

23:14.897 --> 23:15.797
آره

23:17.477 --> 23:22.073
نميدونم چرا فکر ميکنم همه اون اتفاقات يه رويا بوده

23:23.017 --> 23:25.611
ديدن اون روح سرگردان

23:25.819 --> 23:28.652
شايد همش يه رويا بوده

23:28.856 --> 23:32.257
شنيدم که روياها آرزوهاي قلبي ما را بيان ميکنند

23:32.827 --> 23:38.288
واقعا کيه که آرزو نداشته باشه فرمانده يک قلعه شکست ناپذير باشه ؟

23:39.669 --> 23:43.571
به نظر ميرسه که قراره پسر تو فرمانده اون قلعه بشه

23:43.774 --> 23:48.768
! نه , اول قراره تو فرمانده اون قلعه بشي

23:52.817 --> 23:58.153
! اما اولش , بايد فرمانده قلعه شمالي بشم

23:58.357 --> 24:00.757
! و منم بايد فرمانده پادگان اول بشم

24:00.959 --> 24:02.749
مفتخرم عاليجناب
منم همينطور عاليجناب

24:11.906 --> 24:13.533
...با اينحال

24:14.376 --> 24:17.409
ميخواستي چي بگي ؟

24:17.410 --> 24:18.710
خودت چي ميخواستي بگي ؟

24:22.051 --> 24:26.010
اگه اون پيرمرد درست گفته باشه چي ؟

24:26.522 --> 24:29.320
اونوقت من فرمانده قلعه شمالي ميشم

24:29.526 --> 24:32.359
و تو هم فرمانده پادگان اول خواهي شد

25:03.799 --> 25:06.199
بهترين جنگجوي ارتش ما

25:06.403 --> 25:08.394
واشيزو تاکتوکي

25:19.818 --> 25:23.351
! از امروز به بعد , شما فرمانده قلعه شمالي خواهيد شد

25:37.438 --> 25:39.269
ميکي يوشياکي

25:39.474 --> 25:42.705
خدمات شما قابل تحسين بودند

25:53.423 --> 25:55.823
... از امروز به بعد

25:55.926 --> 25:58.224
شما فرمانده پادگان اول خواهيد بود

27:12.748 --> 27:14.215
عجب  آرامش و سکوني

27:14.417 --> 27:17.045
اينجا مثل بهشت ميمونه

27:17.353 --> 27:20.481
فرمانده ما حالا ژنرال قلعه شمالي شده

27:20.691 --> 27:23.023
زندگي هميشه ميتونه بهتر بشه , درسته ؟

27:23.227 --> 27:25.718
واسه ما هم که بهش خدمت ميکرديم , خوب شد

27:25.930 --> 27:29.593
البته آقا و بانوي ما هم حتما خيلي خوشحال هستند

28:05.275 --> 28:07.971
حالتون بهتر شده ؟

28:08.179 --> 28:09.203
نه

28:10.414 --> 28:14.316
فقط کابوس ميبينم

28:15.153 --> 28:18.714
خواب اون روح پليد را ميبينم

28:19.192 --> 28:21.387
اما ديگه ترديدي ندارم

28:21.928 --> 28:25.955
به طور احمقانه اي توي خوابم آرزو دارم که خودم فرمانده قلعه تار عنکبوت باشم

28:26.166 --> 28:30.466
روياهاي شما احمقانه نيستند

28:30.938 --> 28:36.240
هر مردي با قدرتي مثل شما , ميتونه آروزي فرمانروايي قلعه تار عنکبوت را داشته باشه

28:36.444 --> 28:37.775
نه

28:40.182 --> 28:43.015
من واقعا ترجيح ميدم همينجا بمونم

28:43.853 --> 28:47.755
من به سرورم تو همين قلعه با وفاداري خدمت ميکنم

28:48.291 --> 28:51.283
برقراري صلح و آرامش بهترين کاريه که مردي مثل من ميتونه انجام بده

28:51.963 --> 28:54.318
اين اتفاق نمي افته

28:54.319 --> 28:55.319
چي ؟

28:56.034 --> 28:59.094
اگه ميکي يوشيدا حرف بزنه چي ؟

28:59.304 --> 29:04.238
اگه پيشگويي اون روح پليد را براي فرمانرواي بزرگ تعريف کنه , چي ؟

29:05.712 --> 29:09.045
اگه اينطور بشه , همگي خواهيم مرد

29:10.584 --> 29:14.884
اول از همه , فرمانرواي بزرگ قلعه ما را با سربازهاش محاصره ميکنه

29:15.089 --> 29:20.721
چون ميترسه پيشگويي که در مورد تو شده حقيقت داشته باشه

29:24.167 --> 29:27.568
سرورم , شما فقط 2 راه داريد

29:28.738 --> 29:33.141
همينجا بمونيد و صبورانه منتظر بمونيد تا فرمانرواي بزرگ شما را به قتل برسونه

29:33.877 --> 29:38.507
يا اينکه اول شما فرمانروا را بکشيد و حاکم قلعه تار عنکبوت بشيد

29:48.128 --> 29:51.689
کشتن فرمانرواي بزرگ خيانت بزرگي محسوب ميشه

29:51.898 --> 29:54.366
... مگه خود فرمانرواي بزرگ

29:54.569 --> 29:59.268
با کشتن رقيبانش , قدرت خودش را تثبيت نکرد ؟

29:59.373 --> 30:04.508
نه , اونها را کشت چون اونها ميخواستند فرمانروا را به قتل برسونند

30:06.548 --> 30:10.279
فرمانرواي بزرگ به من اعتماد داره

30:10.954 --> 30:13.286
اون نسبت به هيچکس ديگه جز من اينقدر سخاوتمند نبوده

30:13.490 --> 30:19.360
! فقط به خاطر اينه که اون نميدونه تو در اعماق قلبت چه آروزيي داري

30:20.766 --> 30:22.597
اعماق قلبم ؟

30:23.769 --> 30:26.260
من هيچ آرزوي پنهاني در اعماق قلبم ندارم

30:30.076 --> 30:31.407
اين يک دروغه

30:34.782 --> 30:36.113
مسخره است

30:36.750 --> 30:41.278
من کاملا از موقعيت خودم بعنوان فرمانده قلعه شمالي رضايت دارم

30:41.523 --> 30:44.651
حتي اگه حرفت حقيقت داشته باشه

30:44.859 --> 30:48.818
... فکر ميکني فرمانرواي بزرگ بعد از اينکه

30:49.031 --> 30:52.797
ميکي پيشگويي را براش تعريف کرد , بازم به تو اعتماد ميکنه ؟

30:52.799 --> 30:53.799
... ميکي

30:55.772 --> 30:57.763
... اما ميکي

30:57.974 --> 31:00.670
ميکي , بهترين دوست دوران کودکي من بوده

31:00.978 --> 31:02.843
غير ممکنه به من خيانت کنه

31:03.047 --> 31:06.107
....واسه رسيدن به قدرت

31:06.318 --> 31:10.846
والدين بچه هاشون را ميکشند و بچه ها هم والدينشون را

31:11.958 --> 31:17.988
! در اين دوران , اگه نخواي کشته بشي بايد بکشي

31:19.567 --> 31:25.665
بعيد نيست که تا حالا ميکي همه چيز را براي فرمانرواي بزرگ تعريف کرده باشه

31:26.174 --> 31:29.268
من واقعا نگران اين موضوع هستم

31:33.216 --> 31:36.481
آساژي , ديگه در مورد افکارت حرفي نرن

31:36.686 --> 31:38.051
عاليجناب

31:42.793 --> 31:46.520
حدود 300 سرباز از قلعه تار عنکبوت در حال حرکت به سمت قلعه ما هستند

31:46.522 --> 31:47.222
چي ؟

31:47.231 --> 31:49.397
اونها به آرامي پيشروي ميکنند

31:49.601 --> 31:52.069
عاليجناب

31:55.941 --> 32:01.345
تمام قلعه با سربازهاي فرمانروا محاصره شده , همگي مسلح هستند

32:01.548 --> 32:04.016
همه از قلعه تار عنکبوت هستند

32:04.218 --> 32:09.155
همگي نيزه و شمشير دارند و اسب هاشون به آرامي حرکت ميکنند

32:21.738 --> 32:24.764
خبر براي واشيزو , فرمانده قلعه شمالي

32:24.975 --> 32:27.603
! فرمانرواي بزرگ وارد ميشوند

32:30.849 --> 32:31.816
چي شده ؟

32:32.017 --> 32:35.111
عاليجناب , فرمانرواي بزرگ دارند وارد قلعه ميشن

32:35.321 --> 32:37.118
سربازها , همگي به صف بشيد

32:38.491 --> 32:40.186
! به صف بشيد

32:43.497 --> 32:45.192
زود باشيد , بيايد

32:45.399 --> 32:47.060
واشيزو , نيازي به اين کارها نيست

32:47.167 --> 32:49.897
فرمانرواي بزرگ براي شکار از قلعه خارج شدند

32:50.104 --> 32:53.699
نيازي به تشريفات رسمي نيست

33:47.471 --> 33:51.532
براي شکار فوق العاده تون تبريک عرض ميکنم

33:51.641 --> 33:55.202
نه , شکار فقط يه بهانه بود

33:57.982 --> 34:00.644
ميخوام سربازهام را براي حمله به اينوئي آماده کنم

34:04.123 --> 34:06.182
رفتار اينوئي ديگه قابل تحمل نيست

34:06.292 --> 34:09.090
ميدونستم اين اتفاق ميفته

34:09.295 --> 34:11.889
ميدونم اون و فوجيماکي عليه من با هم متحد شده بودند

34:12.266 --> 34:16.396
... براي همين من به اينجا اومدم تا بتونيم

34:16.837 --> 34:21.297
به طور مخفيانه بيرون از مرزهامون صف آرايي کنيم و در فرصت مناسب بهشون حمله کنيم

34:21.510 --> 34:25.606
تا اونموقع با هيچکس راجع به اين موضوع حرفي نزنيد

34:27.784 --> 34:29.376
واشيزو ؟
بله قربان

34:29.485 --> 34:31.578
ميکي ؟
بله قربان

34:31.955 --> 34:34.014
... من به خاطر همه شجاعتهايي که داشتيد ميخوام

34:34.124 --> 34:35.182
! مقامتون را ارتقا بدم

34:35.559 --> 34:38.722
واشيزو فرمانده کل ارتش ميشه و ميکي هم فرمانده گارد قصر تار عنکبوت

34:38.830 --> 34:39.819
بله قربان

34:53.547 --> 34:55.037
آساژي

34:56.684 --> 35:00.120
حالا ديگه قلب پر از شک و ترديد تو بايد بتونه آروم بگيره

35:03.525 --> 35:06.983
سرور بزرگ به من اعتماد داره

35:08.163 --> 35:14.033
حتما در اون قسمت قلبت که باعث شد به ميکي بدگمان باشي , اون روح پليد پنهان شده بوده

35:14.237 --> 35:16.569
من باهاتون موافق نيستم

35:19.276 --> 35:21.904
پس هنوز شک داري ؟
گوش کن

35:23.048 --> 35:26.848
سرور بزرگمون بيشتر از همه به من اعتماد داره

35:27.853 --> 35:32.381
اون مقام والاي فرماندهي کل ارتش را به من داده

35:32.592 --> 35:35.186
اين مقام فرماندهي کل ارتش

35:35.395 --> 35:38.694
فقط باعث ميشه بيشتر از بقيه در معرض کشته شدن قرار بگيري

35:46.407 --> 35:49.205
سرور بزرگ به زيرکي يک روباهه

35:49.545 --> 35:53.345
خيلي راحت تو را فريب داد تا فرمانده قلعه شمالي بشي

35:53.782 --> 35:56.580
اما در واقع به ميکي اعتماد داره

35:56.786 --> 36:00.916
ميکي را دور از همه خطرها بعنوان فرمانده گارد سلطنتي قصر تار عنکبوت گماشته

36:01.993 --> 36:05.952
و تو را بعنوان بدترين دشمن خودش در صف اول جنگ

36:10.402 --> 36:13.860
...  از بالاي بلندي هاي قصر تار عنکبوت

36:14.107 --> 36:19.409
وقتي که تو داري آخرين نفس هات را ميکشي , ميکي لبخند ميزنه

36:33.763 --> 36:36.197
کي اونجاست ؟
ما از سربازان قلعه هستيم

36:37.333 --> 36:41.235
در اين قسمت سرور بزرگ در حال استراحت کردن هستند

36:41.471 --> 36:43.598
نميتونيد از اين قسمت عبور کنيد

36:43.707 --> 36:46.005
ما نميخوايم به خوابگاه ايشون بريم

36:46.211 --> 36:48.741
اومديم تا درهاي راهرو پُلُمپ شده را باز کنيم

36:49.480 --> 36:50.504
راهرو پُلُمپ شده ؟

36:51.683 --> 36:55.642
همونجايي که فرمانده قبلي " فوجيماکي" خودکشي کرد

36:56.555 --> 36:59.581
به هيچ وجه نميشه خون کف راهرو را پاک کرد

36:59.793 --> 37:02.455
و براي همين ورودي اون راهرو هميشه بسته است

37:02.562 --> 37:05.258
حالا چرا امشب ميخوايد درهاي اون راهرو را باز کنيد ؟

37:06.400 --> 37:09.130
عاليجناب بايد در اتاق مخصوص فرماندهان استراحت کنند

37:09.337 --> 37:11.202
براي همين بايد درهاي اون راهرو را باز کينم

37:11.707 --> 37:15.473
به خاطر زحمتي که ميکشيد , ممنون
ميتونيد بريد

38:10.107 --> 38:11.734
خيلي عجيبه

38:13.277 --> 38:18.340
با اينکه من جنگ و خونريزي هاي خيلي زيادي ديدم

38:19.084 --> 38:22.884
ديدن اين خون هنوز هم لرزه به بدنم ميندازه

38:29.663 --> 38:31.631
! چون اين خون يگ سگه

38:31.832 --> 38:35.268
خون يک خائن و يک احمق واقعي

38:35.470 --> 38:37.870
کسي که وقتي نقشه خيانتش فاش شد

38:38.073 --> 38:42.635
! براي زندگي اش به عاليجناب التماس ميکرد , خائن بدبخت ترسو

38:56.627 --> 39:00.927
! لعنت , حتي پرنده ها هم از نحسي اينجا شکايت دارند

39:11.811 --> 39:15.838
تو منو متهم به اين ميکني که آدم خيلي شکاکي هستم

39:16.384 --> 39:18.978
اما قلبم با تمام وجود بهم ميگه

39:19.186 --> 39:23.520
که پيشگويي اون روح سرگردان درست بوده

39:24.659 --> 39:27.958
چشمهاتو باز کن تا حقيقت را ببيني

39:28.731 --> 39:31.598
... تمام جزئيات اون پيشگويي

39:31.801 --> 39:37.034
دارند به حقيقت ميرسند , بدون اينکه تو هيچ کاري کرده باشي

39:39.878 --> 39:42.938
هنوز نفهميدي ؟

39:43.882 --> 39:49.343
عاليجناب مثل يه پرنده به سمت تو پرواز کرده

39:51.056 --> 39:56.688
اگه امشب کاري نکني ديگه محالي فرصتي بهتر از اين به دست بياري

40:07.609 --> 40:08.701
... اما اينطوري

40:09.845 --> 40:12.075
! من مرتکب بالاترين درجه خيانت ميشم

40:12.282 --> 40:15.843
اينطوري همه فرماندهان بر عليه من متحد ميشند

40:16.052 --> 40:19.215
با اينکه عاليجناب به تو اعتماد کامل دارند

40:19.423 --> 40:25.191
اما باز هم سربازهاي نورياسو دارند ازشون مراقبت ميکنند , اين بهترين فرصت ماست

40:26.465 --> 40:30.902
ميتونيم توي نوشيدني اونها داروي خواب آور بريزيم

40:31.103 --> 40:35.233
وقتي نگهبانها خوابيدند تو ميتوني عاليجناب را به قتل برسوني

40:35.641 --> 40:39.509
اينطوري مسئوليت قتل عاليجناب به عهده نورياسو و سربازهاش ميشه

40:50.926 --> 40:54.623
صداي اون پرنده چه چيزي را تو ذهنت تداعي ميکنه ؟

40:59.269 --> 41:01.601
حاضري دست به چنين ريسک بزرگي بزني ؟

41:02.138 --> 41:05.266
اين چيزيه که من فکر ميکنم

41:12.284 --> 41:15.253
يک مرد با آروزي جاه طلبي ساخته ميشه

41:15.488 --> 41:17.752
از داخل قلعه اي که تو فرمانده اون خواهي شد

41:17.957 --> 41:22.553
ميتوني به کل دنيا فرمانروايي کني , صداي اون پرنده از بهشت بود

41:52.564 --> 41:53.861
کي اونجاست ؟

41:54.533 --> 41:56.967
اقامتگاه شما براي خواب آماده است

42:01.408 --> 42:03.273
کارتون خوب بود

42:05.378 --> 42:09.109
سربازهاي عاليجناب دارند چي کار ميکنند ؟

42:09.350 --> 42:12.683
دارند نگهباني ميدن , بايد کل شب را بيدار بمونند

42:12.887 --> 42:15.014
! بايد هم اينکارو بکنند

42:16.692 --> 42:20.025
پس بهتره کمي براشون "ساکي" ببريد

48:57.555 --> 49:00.046
! دشمن , دشمن

49:08.834 --> 49:10.096
! مسلح بشيد

49:14.240 --> 49:16.868
فرمانرواي بزرگ در خطر قرار دارند

49:29.659 --> 49:31.422
خيانتکار

50:12.074 --> 50:14.058
بگذاريد برم

50:14.059 --> 50:14.937
شما بايد به خودتون مسلط باشيد

50:14.944 --> 50:17.936
اول از همه بايد به قلعه برگرديد , پرنس

50:18.148 --> 50:19.706
بگذاريد برم

50:20.416 --> 50:22.509
مطمئنا کار واشيزو بوده

50:22.720 --> 50:25.018
اگه الان فرار کنيم فکر ميکنند خيانت کرديم

50:25.122 --> 50:27.386
به من گوش بديد , پرنس

50:27.592 --> 50:29.219
آدم مرده نميتونه از خودش دفاع کنه

50:29.327 --> 50:32.888
بگذاريد برم , بگذاريد برم

50:42.776 --> 50:46.644
فقط نورياسو دشمن ماست , کاري به بقيه نداشته باشيد

50:47.415 --> 50:50.316
نورياسو کجاست ؟
تقريبا اونو گرفته بوديم

50:50.418 --> 50:52.978
اما تونست فرار کنه

50:53.189 --> 50:56.090
اون با پرنس به سمت قلعه فرار کرد

50:56.458 --> 50:59.052
با پرنس رفت به سمت قلعه ؟

50:59.261 --> 51:02.094
خداي من , الان ميکي فرمانده قلعه تار عنکبوته

51:02.299 --> 51:03.926
... اگه اون دو تا خائن را پناه بده

51:04.134 --> 51:07.069
داره به روح عاليجناب توهين ميکنه

51:08.406 --> 51:09.498
حرکت کنيد

51:31.833 --> 51:33.960
بريد دنبالشون

51:41.444 --> 51:43.639
تير و کمان هاتون را آماده کنيد

53:01.169 --> 53:03.000
لعنت به اونها

53:10.413 --> 53:11.573
پيام براي فرمانده ميکي

53:12.749 --> 53:16.344
فرمانرواي بزرگ که در حال آماده شدن براي نبرد با اينوئي بودند , ديشب به قتل رسيدند

53:16.554 --> 53:20.046
اون هم درست در قلعه اي که فرمانرواي اون واشيزو بوده

53:20.157 --> 53:22.648
من , نورياسو به همراه پرنس به اينجا اومديم

53:22.761 --> 53:26.857
اومديم تا اينجا به ما پناه بديد

53:27.867 --> 53:29.596
سريعا دراوزه ها را باز کنيد

53:30.603 --> 53:31.968
دروازه ها را باز کنيد

53:33.339 --> 53:34.397
فرمانده ميکي

53:34.508 --> 53:36.271
واشيزو داره ما را تعقيب ميکنه

53:37.344 --> 53:39.335
دروازه ها را باز کنيد

53:40.515 --> 53:43.712
دروازه ها را باز کنيد

54:03.207 --> 54:04.731
ميکي , چطور جرئت ميکني ؟

54:04.976 --> 54:06.409
پرنس

54:25.167 --> 54:26.634
فرمانده , بريم دنبالشون ؟

54:27.903 --> 54:29.063
لازم نيست

54:30.939 --> 54:33.737
بگذاريد بريم و نابودشون کنيم , فرمانده

54:36.012 --> 54:37.741
نه , لازم نيست

54:45.457 --> 54:48.722
تا وقتي نفهميديم نقشه ميکي چيه نبايد حرکتي بکنيم

54:49.027 --> 54:50.654
حالا که فرمانده بزرگ مُردند

54:50.863 --> 54:53.423
ممکنه ميکي بخواد تاج و تخت را براي خودش تصرف کنه

54:53.632 --> 54:57.261
! در اينصورت دشمن بعدي ما خود ميکي ميشه

55:11.854 --> 55:13.185
فرمانده

55:17.894 --> 55:18.861
فرمانده

55:19.062 --> 55:20.927
پيامي از طرف بانو آوردم

55:21.197 --> 55:22.323
چيه ؟

55:22.432 --> 55:24.832
اگه ميکي دروازه ها را باز نکرد

55:25.035 --> 55:28.198
تابوت عاليجناب را براش ببريد

55:28.973 --> 55:29.997
فهميدم

55:48.997 --> 55:50.965
دروازه ها را باز کنيد

55:51.699 --> 55:53.792
فرمانده بزرگ برگشتند

55:55.504 --> 55:56.903
دروازه ها را باز کنيد

55:58.440 --> 56:03.241
من , فرمانده واشيزو , با تابوت عاليجناب آمدم

01:00:29.420 --> 01:00:32.514
همسر عاليجناب کجا هستند ؟

01:00:32.824 --> 01:00:34.951
ايشون به زندگي خودشون پايان دادند

01:00:37.062 --> 01:00:41.829
نميتونستند ببينند که قلعه به تصرف دشمن در بياد

01:01:35.463 --> 01:01:40.230
! مطمئنا پيشگويي اون روح خبيث توي جنگل درست بوده

01:01:42.438 --> 01:01:47.637
حالا که عاليجناب مُردند , حتما اينوئي با تمام قوا به ما حمله ميکنه

01:01:48.412 --> 01:01:50.539
! اونها با همه قوا بهمون حمله ميکنند

01:01:50.814 --> 01:01:55.478
تو ميتوني به تنهايي از اين قلعه دفاع کني

01:01:56.154 --> 01:02:01.217
من از حق تو در مقابل بقيه فرماندهان ارتش دفاع ميکنم

01:02:22.117 --> 01:02:25.177
بايد در اين خصوص بعدا بيشتر با هم حرف بزنيم

01:03:00.995 --> 01:03:02.895
پادگان کجاست ؟

01:03:04.565 --> 01:03:07.295
تو دامنه اون کوه هاست , ميبيني ؟

01:03:08.871 --> 01:03:12.307
از اين بالا چقدر کوچک و ضعيف به نظر ميرسه

01:03:13.343 --> 01:03:17.507
زندگي هميشه ميتونه بهتر بشه , درست نميگم ؟

01:03:17.714 --> 01:03:22.344
اگه عاليجناب وارثي داشتند , الان وضعيت خيلي بهتري داشتيم

01:03:30.897 --> 01:03:34.128
... فکر نميکنم بتونم کاري بکنم که تو

01:03:34.333 --> 01:03:38.667
تصميمت را براي جانشين کردن پسر ميکي بعد از خودت فراموش کني ؟

01:03:40.474 --> 01:03:42.635
توي جلسه فرماندهان

01:03:42.843 --> 01:03:45.778
اون خيلي از موقعيت من دفاع کرد

01:03:46.948 --> 01:03:50.782
من موقعيتم را کاملا به فداکاري اون مديونم

01:03:51.320 --> 01:03:53.379
من بايد محبتهاي اون را جبران کنم

01:03:53.589 --> 01:03:56.319
اين اصلا درست نيست

01:03:56.526 --> 01:04:01.293
ميکي به خاطر دوستي اش با تو بهت کمک نکرده

01:04:01.665 --> 01:04:05.431
مطمئنا خودت هم اينو خوب ميدوني

01:04:06.137 --> 01:04:08.071
ديگه در موردش حرف نزن

01:04:09.140 --> 01:04:10.971
ميکي مرد خيلي شجاعيه

01:04:11.176 --> 01:04:13.303
يک فرمانده خيلي باهوش و زيرکه

01:04:13.812 --> 01:04:18.078
وجود اون ترسي براي دشمن و نور اميدي براي دوستانشه

01:04:19.219 --> 01:04:21.983
اگه من پسرش را بعنوان جانشين خودم معرفي کنم

01:04:22.189 --> 01:04:25.454
اون هم در مقابل هميشه بهم کمک ميکنه

01:04:27.394 --> 01:04:28.759
گوش کن

01:04:28.964 --> 01:04:33.492
در مهماني امشب من ميخوام موفقيت خودم را جشن بگيرم

01:04:34.669 --> 01:04:37.433
ميخوام رفتارت با ميکي و پسرش مناسب باشه

01:04:39.342 --> 01:04:43.210
... من دستاي خودم را به خون آلوده نکردم تا

01:04:43.981 --> 01:04:47.849
! پسر فرمانده ميکي به تاج و تخت برسه

01:04:52.023 --> 01:04:54.548
بدون وارث حکومت من نميتونه دوام بياره

01:04:55.761 --> 01:04:58.389
براي همين بايد پسر ميکي را جانشين کنم

01:04:58.864 --> 01:05:01.560
اگه به پيشگويي اون روح پليد اعتقاد داري

01:05:01.768 --> 01:05:04.498
اين تنها کاريه که ميتونيم بکنيم
! اينطور نيست

01:05:05.238 --> 01:05:07.502
! اما ما فرزندي نداريم

01:05:07.742 --> 01:05:10.540
بالاخره بايد يک روز جانشين خودم را تعيين کنم

01:05:13.114 --> 01:05:14.877
... اما من

01:05:16.285 --> 01:05:17.980
! حامله هستم

01:05:19.688 --> 01:05:21.383
حامله اي ؟

01:05:22.525 --> 01:05:23.514
بله

01:05:49.723 --> 01:05:50.553
! فوگي

01:05:52.994 --> 01:05:54.427
داريد چي کار ميکنيد ؟

01:05:55.663 --> 01:05:58.188
اين اسب از صبح تا حالا ديوانه شده

01:05:59.168 --> 01:06:01.295
افسارش را پاره کرده و نميگذاره روش زين بندازيم

01:06:01.403 --> 01:06:02.700
و مدام فرار ميکنه

01:06:05.008 --> 01:06:08.705
! پدر , اين نشونه خيلي بديه , ما نبايد امشب به قصر بريم

01:06:08.912 --> 01:06:09.936
مسخره است

01:06:10.814 --> 01:06:15.046
ما مهمان هاي افتخاري امشب هستيم , بايد بريم

01:06:27.200 --> 01:06:28.462
پدر

01:06:30.971 --> 01:06:32.734
همونطور که قبلا هم گفتم

01:06:32.940 --> 01:06:35.431
من براي افتخاري که قراره نصيبم بشه خيلي خوشحالم

01:06:35.643 --> 01:06:36.735
پس چرا شکايت ميکني ؟

01:06:36.944 --> 01:06:38.969
نه , من شکايتي ندارم

01:06:40.015 --> 01:06:42.609
... اما من دوست ندارم که

01:06:42.817 --> 01:06:45.251
به پيشگويي يه روح سرگردان اعتماد کنم , مسخره است

01:06:45.454 --> 01:06:47.183
مسخره است ؟

01:06:48.357 --> 01:06:50.757
من با چشمهاي خودم اونو ديدم

01:06:51.361 --> 01:06:54.626
هر چي در مورد واشيزو گفته بود کاملا به حقيقت پيوست

01:06:55.832 --> 01:06:56.958
... براي من , امشب

01:06:57.168 --> 01:07:00.660
حرفاتون نشون ميده کاملا تحت تاثير قرار گرفتيد

01:07:00.872 --> 01:07:05.036
... اون روح پليد شما را فريب داده تا باور کنيد

01:07:05.244 --> 01:07:09.977
پيشگويي هاش درست هستند و حالا شما باور کرديد , اين عاقلانه است ؟

01:07:10.750 --> 01:07:13.378
تو ميتوني اونها را باور نکني

01:07:15.723 --> 01:07:17.122
با اينحال

01:07:18.259 --> 01:07:23.697
چه واقعيت باشه و چه دروغ , واشيزو ميخواد تو را بعنوان وارث تاج و تخت معرفي کنه

01:07:23.899 --> 01:07:25.730
خوب گوش کن

01:07:27.836 --> 01:07:31.363
تو ميتوني فرمانده و ارباب اين قصر باشي

01:07:33.576 --> 01:07:37.239
اونم بدون هيچگونه درگيري و خونريزي و آدم کشي

01:07:44.589 --> 01:07:47.319
ديديد اون اسب چقدر عجيب رفتار ميکرد

01:07:47.525 --> 01:07:48.549
ببينيد چقدر زخمي شدم ؟

01:07:48.761 --> 01:07:51.389
! اينقدر واسه چند تا زخم کوچک ناله نکن

01:08:02.543 --> 01:08:04.067
اون دوباره برگشت

01:08:45.827 --> 01:08:48.796
فرمانده ميکي کجاست ؟

01:08:49.097 --> 01:08:51.156
حتما عاليجناب خيلي عصباني هستند

01:08:51.366 --> 01:08:53.630
چنين گستاخي از ميکي بعيد بود

01:08:53.736 --> 01:08:58.901
خدايان بايد به من کمک کنند تا بتونم اين داستان را تعريف کنم

01:08:59.109 --> 01:09:03.341
داستاني که از زمان هاي قديم در اين سرزمين شنيده ميشده

01:09:03.547 --> 01:09:06.516
داستان فرمانروا چيکيتا و شجاعت هاش

01:09:06.617 --> 01:09:10.384
که در نهايت با ناجوانمري به قتل رسيد

01:09:11.223 --> 01:09:15.922
وقتي که نوکر خيانت کار و بزدلش

01:09:16.295 --> 01:09:19.355
که آروزي سلطنت کردن داشت

01:09:19.466 --> 01:09:25.336
با ناجوانمري اون را به قتل رسوند

01:09:25.539 --> 01:09:29.100
و اين خيانت بدين گونه رخ داد

01:09:29.343 --> 01:09:32.335
! کافيه , ديگه لازم نيست ادامه بدي

01:09:34.316 --> 01:09:35.283
قربان

01:11:06.823 --> 01:11:08.984
لعنت به تو , ميکي

01:11:11.595 --> 01:11:13.460
! چنين گستاخي قابل بخشش نيست

01:11:17.835 --> 01:11:19.462
! از اينجا برو

01:11:20.305 --> 01:11:21.431
! از اينجا برو

01:11:23.342 --> 01:11:24.741
عاليجناب

01:11:26.813 --> 01:11:28.303
چيزي نيست

01:11:28.514 --> 01:11:31.108
ايشون خيلي مشروب خوردند

01:11:34.154 --> 01:11:39.251
اخيرا وقتي بيش از حد مشروب ميخوره اينطوري ميشه

01:11:39.861 --> 01:11:45.299
شکي نيست که مرگ دردناک عاليجناب قلب ايشون را خيلي جريحه دار کرده

01:12:11.231 --> 01:12:13.358
حتما خيلي مست شدم

01:12:17.571 --> 01:12:18.196
مشکل چيه ؟

01:12:21.676 --> 01:12:24.304
يعني شماها تا حالا مست نکرديد ؟

01:12:25.247 --> 01:12:26.009
بيايد جشن بگيريم

01:12:48.473 --> 01:12:51.772
چرا فرمانده ميکي اينقدر دير کرده ؟

01:12:56.149 --> 01:12:59.812
شايعاتي شنيدم مبني بر اينکه اينوئي بين ما جاسوس داره

01:13:01.154 --> 01:13:03.349
اميدوارم اشتباه فهميده باشم

01:13:23.280 --> 01:13:24.872
! دوباره اومد

01:13:44.571 --> 01:13:48.769
اگه اينقدر از دست من ناراحتي , بيا و با من مبارزه کن

01:13:51.446 --> 01:13:53.414
! ميتونم دوباره تو را بکشم

01:14:04.060 --> 01:14:05.584
عاليجناب

01:14:06.964 --> 01:14:08.591
بهشون توجهي نکنيد

01:14:09.066 --> 01:14:12.263
حتما بيش از حد مست شدند

01:14:12.470 --> 01:14:15.633
خواهش ميکنم اين اتفاقات را ناديده بگيريد

01:14:15.841 --> 01:14:18.275
خواهش ميکنم فعلا مجلس را ترک کنيد

01:14:42.371 --> 01:14:43.838
! برو بيرون

01:15:12.240 --> 01:15:14.765
چقدر عالي

01:15:15.309 --> 01:15:18.938
فرمانده بزرگي که آرزوي سلطنت کردن به دنيا را داره

01:15:19.147 --> 01:15:22.708
با يک شبح خيالي تا حد مرگ ميترسه و کنترلش را از دست ميده

01:15:23.418 --> 01:15:24.715
کي اونجاست ؟

01:15:59.294 --> 01:16:02.161
اين سر فرمانده ميکي هست , قربان

01:16:09.906 --> 01:16:10.634
کافيه

01:16:13.476 --> 01:16:15.103
برو بيرون

01:16:16.781 --> 01:16:18.510
صبر کن ببينم

01:16:18.616 --> 01:16:22.279
پس پسر فرمانده اينوئي چي ؟

01:16:25.791 --> 01:16:26.815
پسرش چي شد ؟

01:16:29.295 --> 01:16:33.561
من تونستم اونو زخمي کنم اما اون سوار اسبش شد و فرار کرد

01:16:33.766 --> 01:16:35.734
چي ؟ اون فرار کرد ؟

01:16:36.637 --> 01:16:38.662
خواهش ميکنم منو ببخشيد

01:18:10.078 --> 01:18:11.807
باد خيلي سختي داره ميوزه

01:18:12.081 --> 01:18:14.982
داره کل قصر را از پايه ميلروزنه

01:18:16.518 --> 01:18:18.247
پايه هاي اين قصر

01:18:18.455 --> 01:18:21.982
قبل از اينکه باد شروع بشه هم شروع به لرزيدن کرده بودند

01:18:22.392 --> 01:18:26.192
اين روزها , حتي فرماندهان پادگان ها و قرارگاه ها

01:18:26.397 --> 01:18:30.197
که هر روز براي دادن گزارش به قصر ميومدند هم ديگه به اينجا نميان

01:18:30.402 --> 01:18:32.836
! بگذار اون سگهاي کثيف باز هم دروغ بگن

01:18:33.038 --> 01:18:34.437
... دو فرمانده بزرگي که

01:18:34.639 --> 01:18:38.439
عاليجناب بهشون اعتماد داشتند , يکي شون مرده و اون يکي هم مثل ديوانه ها شده

01:18:38.644 --> 01:18:43.513
خيلي مشکل بشه باور کرد که جاسوس هاي اينوئي تونسته باشند ميکي را بکشند

01:18:44.718 --> 01:18:46.379
... من شنيدم که

01:18:46.587 --> 01:18:52.025
پسر ميکي به سپاه اينوئي پناهنده شده

01:18:52.293 --> 01:18:55.729
فقط يک احمق ممکنه به قاتل پدرش پناه ببره و اون يک احمق نبود

01:18:55.931 --> 01:18:59.094
... منم شنيدم که نورياسو و پرنس هم

01:18:59.301 --> 01:19:02.270
به سپاه اينوئي پناهنده شدند

01:19:02.572 --> 01:19:04.870
يعني آخرش چي ميشه ؟

01:19:05.342 --> 01:19:10.575
در هر صورت ديگه نميتونيم به غير قابل نفوذ بودن اين قصر اعتمادي داشته باشيم

01:19:11.449 --> 01:19:13.917
شنيدم که فرمانده گروه ديده بان هاي قصر گفته

01:19:14.118 --> 01:19:18.612
يک گروه از موشها را ديده که از زمين هاي اطراف قصر فرار ميکردند

01:19:19.825 --> 01:19:21.554
هميشه گفتند که

01:19:21.761 --> 01:19:26.994
قبل از اينکه يک خونه آتش بگيره موشها از اونجا فرار ميکنند

01:19:45.388 --> 01:19:47.015
حالشون چطوره ؟

01:19:47.624 --> 01:19:48.989
حال بانو چطوره ؟

01:19:49.193 --> 01:19:51.423
حالش چطوره ؟

01:19:53.631 --> 01:19:54.495
حرف بزن

01:19:55.533 --> 01:19:57.660
چرا حرف نميزني ؟

01:19:59.137 --> 01:20:03.767
بايد منو به خاطر حرفهايي که ميخوام بزنم عفو کنيد

01:20:05.578 --> 01:20:09.036
بانوي من فرزندشون را به دنيا آوردند اما بچه خيلي زود به دنيا آمده بود

01:20:09.249 --> 01:20:12.347
چي ؟ زود به دنيا آمده بود ؟

01:20:12.887 --> 01:20:18.553
بچه از همون روزهاي اول در شکم بانو مُرده بود

01:20:18.759 --> 01:20:23.992
نميتونم مطمئنا باشم که بانو سلامتي شون را به دست بيارند

01:20:30.873 --> 01:20:31.931
عاليجناب

01:20:51.898 --> 01:20:53.195
عاليجناب

01:21:32.412 --> 01:21:34.039
احمق

01:21:39.086 --> 01:21:40.815
احمق

01:22:07.185 --> 01:22:09.119
عاليجناب

01:22:14.761 --> 01:22:16.524
عاليجناب

01:22:18.765 --> 01:22:20.960
يک پيک از پادگان اول رسيده

01:22:21.168 --> 01:22:22.362
چي ؟

01:22:29.177 --> 01:22:30.508
چي شده ؟

01:22:30.712 --> 01:22:34.478
سپاه اينوئي از مرز گذشته اند و پادگان اول را تصرف کردند

01:22:34.884 --> 01:22:39.378
نورياسو با يک ارتش از سمت شرق وارد شدند , اون قسم خورده انتقام پدر پرنس را بگيره

01:22:41.492 --> 01:22:44.427
پادگان دوم محاصره شده

01:22:44.628 --> 01:22:46.687
پسر فرمانده ميکي اونها را رهبري ميکنه

01:22:50.802 --> 01:22:53.896
پادگام اول و دوم هر دو سقوط کردند

01:22:54.106 --> 01:22:55.937
دشمن داره با تمام قوا

01:22:56.041 --> 01:22:57.599
به سمت پادگاه سوم ميره

01:23:34.920 --> 01:23:35.887
ترسوها

01:23:36.421 --> 01:23:41.723
فقط دو ساعت از زماني که تشکيل جلسه دادم ميگذره , چطور چنين اتفاقي بدون اينکه ما بفهميم رخ داد ؟

01:23:58.948 --> 01:24:00.176
کافيه

01:24:00.382 --> 01:24:05.183
نيازي به نصيحت ترسوهايي که با ديدن آتش و نيزه از حال ميرند , ندارم

01:24:22.474 --> 01:24:24.942
اسبم را بياريد
اسبم را بياريد

01:24:36.057 --> 01:24:37.718
بيا جلو

01:24:38.260 --> 01:24:40.194
روح خبيث

01:24:41.062 --> 01:24:43.530
روح خبيث

01:24:49.006 --> 01:24:51.668
بيا جلو , روح خبيث

01:25:03.122 --> 01:25:05.750
بيا جلو , روح خبيث

01:25:05.958 --> 01:25:07.255
بيا جلو

01:25:16.904 --> 01:25:18.963
خودت را نشون بده , بايد چيزي را ازت بپرسم

01:25:43.768 --> 01:25:46.134
کي اومده اينجا ؟

01:25:46.906 --> 01:25:51.468
اين همون فرمانده بزرگ قلعه تار عنکبوت نيست ؟

01:25:52.445 --> 01:25:55.278
لعنت به تو , زود باش به سئوال من جواب بده

01:25:55.482 --> 01:25:59.009
اين حقيقت داره که پسر ميکي فرمانده قلعه تار عنکبوت ميشه ؟

01:25:59.687 --> 01:26:02.247
اينطور که ميبينم

01:26:03.658 --> 01:26:08.721
بالاخره به انتهاي آرزوها و جاه طلبي هات رسيدي

01:26:10.366 --> 01:26:12.926
کارت را خوب انجام دادي

01:26:14.504 --> 01:26:16.369
کارت را خوب انجام دادي

01:26:17.273 --> 01:26:18.934
لعنت به تو . جوابم را بده

01:26:19.143 --> 01:26:22.806
اگه قدرتش را داري بهم بگو آخر اين نبرد چي ميشه

01:26:32.225 --> 01:26:35.991
لازم نيست اينقدر نگران باشي

01:26:37.798 --> 01:26:42.701
تو شکست نخواهي خورد مگر اينکه

01:26:43.904 --> 01:26:49.342
... تمام درختان جنگل تار عنکبوت

01:26:49.544 --> 01:26:55.881
به سمت قلعه اي که تو فرمانرواي اون هستي , حرکت کنند

01:26:58.922 --> 01:27:02.358
درختها , به طرف قلعه حرکت کنند ؟

01:27:05.396 --> 01:27:07.864
چنين چيزي امکان نداره

01:27:11.070 --> 01:27:14.267
اين يعني , امکان نداره من در اين نبرد شکست بخورم

01:27:19.045 --> 01:27:22.708
اگه مسير قتل و خونريزي را انتخاب کردي

01:27:23.751 --> 01:27:28.848
پس در اين مسير به بالاترين قله هاي شيطاني و خباثت صعود کن

01:27:29.925 --> 01:27:34.828
.. نورياسو , پرنس و حتي پسر ميکي

01:27:35.030 --> 01:27:37.089
قسم ميخورم که همشون را بکشم و نابود کنم

01:27:41.037 --> 01:27:44.438
اگه تصميم گرفتي کوهي از جنازه هاي دوستان و دشمنانت بسازي

01:27:44.641 --> 01:27:48.577
! اون را به اندازه بزرگترين کوه هاي دنيا بساز

01:27:51.916 --> 01:27:56.950
من بزرگترين کوه دنيا را از بدن ها و استخوان هاي دوستان و دشمنانم خواهم ساخت

01:27:59.725 --> 01:28:02.694
اگه تصميم گرفتي خون دشمنانت را بريزي

01:28:02.896 --> 01:28:06.423
! بگذار رودخانه اي از خون اونها جاري بشه , نه , اقيانوسي از خون بساز

01:28:07.134 --> 01:28:12.930
چنان خوني به راه بندازم که کل برگهاي درختان اين جنگل را قرمز کنه

01:28:15.444 --> 01:28:17.241
بيا نورياسو

01:28:17.446 --> 01:28:19.038
برو با اينوئي متحد بشو

01:28:19.248 --> 01:28:21.273
! با پرنس و پسر ميکي به جنگ من بيا

01:28:21.484 --> 01:28:24.817
! ميتوني همه سربازهاي پادگان هاي اول و دوم را هم با خودت بياري

01:28:25.255 --> 01:28:27.155
! ده هزار , ده ها هزار سرباز بيار

01:28:27.525 --> 01:28:31.518
! هر تعداد سربازي که ميتوني با خودت به قلعه تار عنکبوت بيار

01:29:22.087 --> 01:29:23.054
مراقب باشيد

01:29:25.158 --> 01:29:27.524
جنگل تار عنکبوت

01:29:27.727 --> 01:29:30.161
پر از راه ها و مسيرهاي فرعي و پيچيده است

01:29:32.933 --> 01:29:36.164
مراقب باشيد از گروه جدا نشيد و به مسيرهاي اشتباهي نريد

01:29:36.370 --> 01:29:37.962
از راه هاي فرعي دوري کنيد

01:29:38.173 --> 01:29:42.576
وقتي داخل جنگل رفتيم فقط به سمت جلو حرکت کنيد

01:29:42.777 --> 01:29:44.745
فقط به سمت شمال حرکت کنيد

01:30:34.237 --> 01:30:38.196
چي ؟ نيروهاي مخفي من در جنگل به دشمن تسليم شدند ؟

01:30:39.643 --> 01:30:40.735
ترسوها

01:30:43.748 --> 01:30:45.409
اينها چه سربازهايي هستند که اينطوري تسليم شدند

01:30:45.617 --> 01:30:49.075
!بدون اينکه حتي يک تير به سمتشون پرتاب شده باشه

01:30:49.422 --> 01:30:53.381
دشمن ما نورياسو اين جنگل ها را به خوبي ميشناسه , نميتونيم اونو فريب بديم

01:32:07.378 --> 01:32:09.141
! عجب احمق هايي هستند

01:32:19.826 --> 01:32:20.793
سربازها

01:32:22.195 --> 01:32:24.026
خوب به من گوش بديد

01:32:24.698 --> 01:32:27.394
در يک نبرد , مهم فقط پيروز شدنه

01:32:27.902 --> 01:32:29.870
بقيه چيزها اصلا اهميتي نداره

01:32:31.073 --> 01:32:32.506
قوي باشيد

01:32:32.707 --> 01:32:34.766
من , واشيزو , به شما اعتماد دارم

01:32:34.976 --> 01:32:38.810
به هيچ وجه امکان نداره من در اين نبرد شکست بخورم

01:32:49.493 --> 01:32:53.156
اگه باور نميکنيد , ميتونم براتون علتش را بگم

01:33:00.106 --> 01:33:04.736
اين اتفاق زماني رخ داد که من هنوز فرمانده پادگان اول بودم

01:33:05.312 --> 01:33:09.806
بعد از شکست دادن فوجيماکي خائن , داشتم به قصر برميگشتم

01:33:10.551 --> 01:33:13.111
من روح پليدي را در جنگل تار عنکبوت ديدم

01:33:13.321 --> 01:33:15.482
بنا به پيشگويي اون روح پليد

01:33:15.690 --> 01:33:18.750
همون شب قرار بود فرمانده پادگان شمالي بشم

01:33:18.961 --> 01:33:21.259
و بعدها فرمانده اين قلعه

01:33:21.730 --> 01:33:23.925
و اين سرنوشت من بود

01:33:24.134 --> 01:33:28.036
اون روح سرگردان پيشگويي درستي کرده بود

01:33:30.374 --> 01:33:32.535
و حالا امروز

01:33:35.647 --> 01:33:38.309
من دوباره به جنگل رفتم

01:33:38.517 --> 01:33:41.850
تا يک بار ديگر در مورد آينده خودم از اون روح خبيث سئوال کنم

01:33:44.657 --> 01:33:46.022
خوشحال باشيد

01:33:46.592 --> 01:33:51.154
هيچکدام نميتوانند من را  شکست بدهند , حتي اگر با آسمان و زمين متحد بشوند

01:33:52.432 --> 01:33:54.457
اون روح سرگردان به من گفت

01:33:54.669 --> 01:33:59.163
... تا زماني که درختان جنگل تار عنکبوت بر عليه من

01:33:59.374 --> 01:34:01.968
به پا نخيزند من شکست نخواهم خورد

01:34:05.214 --> 01:34:06.340
سربازها

01:34:06.782 --> 01:34:10.411
بهم بگيد , تا حالا شنيديد درختها حمله کنند ؟

01:34:19.797 --> 01:34:22.061
اونهايي که به سرنوشت من ايمان دارند

01:34:22.167 --> 01:34:23.691
نيزه هاشون را بلند کنند

01:34:56.840 --> 01:34:58.569
نميتونم چيزي ببينم

01:35:17.631 --> 01:35:21.658
يعني دشمن چه نقشه اي تو سرش داره ؟

01:35:39.456 --> 01:35:41.321
ميخوان چي کار کنند ؟

01:35:45.030 --> 01:35:49.330
مطمئنا دارند براي خودشون سنگر و پناهگاه ميسازند

01:36:10.993 --> 01:36:13.325
حتي فرمانده نورياسو قدرتمند هم

01:36:13.862 --> 01:36:17.559
نميتونه با ديوارهاي قدرتمند اين قلعه مبارزه کنه

01:36:18.902 --> 01:36:22.167
اونها نميتونند به هيچوجه داخل قلعه را ببينند

01:36:22.907 --> 01:36:25.341
در مقابل ما ميتونيم همه حرکات اونها را زير نظر داشته باشيم

01:36:26.677 --> 01:36:28.736
اگه اونها بهمون حمله کردند

01:36:28.947 --> 01:36:32.314
بگذاريد نزديک بشند و بعد اونها را با تير بزنيد

01:36:45.466 --> 01:36:47.024
چي شده ؟

01:36:51.206 --> 01:36:52.935
اين صداي چيه ؟

01:37:09.527 --> 01:37:10.892
چي شده ؟

01:37:16.068 --> 01:37:17.399
! يک نفرين نحس

01:37:22.509 --> 01:37:25.637
فرمانده ترسوها دوباره لرزيد و ترسيد

01:37:27.281 --> 01:37:29.772
چرا فکر نميکني اين يک طالع خوش يمن باشه ؟

01:37:30.851 --> 01:37:35.618
چطور  به خودت اجازه ميدي ديدن يک طالع خوش يمن تو را اينطور سراسيمه کنه ؟

01:38:12.700 --> 01:38:14.190
بانوي من

01:38:18.474 --> 01:38:19.998
بانوي من

01:39:29.789 --> 01:39:32.053
پاک نميشه

01:39:33.927 --> 01:39:36.725
عجب رنگ قرمز و بدشگوني داره

01:39:43.238 --> 01:39:45.536
مهم نيست چقدر دستهام را بشورم

01:39:45.740 --> 01:39:49.267
چرا اين خون از روي دستهام پاک نميشه ؟

01:39:53.416 --> 01:39:56.613
دستهام هنوز بوي خون ميدند

01:39:59.656 --> 01:40:04.116
چرا نميتونم اين خون را از روي دستهام پاک کنم ؟

01:40:07.366 --> 01:40:08.663
آساژي

01:40:11.303 --> 01:40:14.101
چرا اين خون از روي دستهام پاک نميشه ؟

01:40:16.710 --> 01:40:20.537
چرا نميتونم اين خون را از روي دستهام پاک کنم ؟

01:40:23.551 --> 01:40:25.678
مهم نيست چقدر دستهام را بشورم

01:40:26.221 --> 01:40:28.348
اونها را ميشورم و دوباره ميشورم

01:40:29.191 --> 01:40:33.287
باز هم دستهام بوي خون ميدهند

01:40:42.473 --> 01:40:44.031
آساژي

01:40:44.508 --> 01:40:46.840
چرا اين خون از روي دستهام پاک نميشه ؟

01:41:24.588 --> 01:41:25.555
احمق ها

01:41:25.923 --> 01:41:28.858
براي چي داريد به سمت دروازه ها حرکت ميکنيد ؟

01:41:29.860 --> 01:41:30.918
آروم باشيد

01:41:31.563 --> 01:41:33.360
آروم باشيد

01:41:33.732 --> 01:41:35.723
! فرمانده , درختها

01:41:35.834 --> 01:41:37.529
درختهاي جنگل تار عنکبوت

01:41:37.637 --> 01:41:41.368
مگه چي شدند ؟
! اونها دارند به سمت قلعه حرکت ميکنند

01:41:43.877 --> 01:41:45.071
مسخره است

01:41:45.279 --> 01:41:49.113
چنين چيزي امکان نداره , چطور ممکنه جنگل حرکت کنه ؟

01:43:39.377 --> 01:43:40.776
چي شده ؟

01:43:40.979 --> 01:43:42.674
بريد سر پستهاتون

01:43:55.229 --> 01:43:56.753
زود باشيد بريد

01:43:56.864 --> 01:43:58.695
بريد سر پستهاتون

01:44:15.385 --> 01:44:16.579
ترسوها

01:44:16.786 --> 01:44:17.980
حالا ميفهمم

01:44:18.189 --> 01:44:21.989
! ميخوايد منو بکشيد تا وقتي تسليم شديد سر منو بهشون هديه بديد

01:44:40.047 --> 01:44:41.309
! خائن ها

01:44:41.715 --> 01:44:44.946
کشتن فرمانرواي بزرگ خيانت بزرگي محسوب ميشه

01:44:45.053 --> 01:44:48.315
! و چه کسي آخرين فرمانده بزرگ ما را کشت , خائن

01:47:30.411 --> 01:47:33.312
اونها ميتونند تمام حرکات ما را از قلعه زير نظر بگيرند

01:47:33.514 --> 01:47:35.607
اول گروه هاي جلويي را بفرستيد

01:47:35.816 --> 01:47:38.148
خودتون را پشت شاخه ها پنهان کنيد

01:47:39.488 --> 01:47:43.822
کاملا پشت شاخه ها حرکت کنيد و مراقب باشيد ديده نشيد

01:48:10.724 --> 01:48:16.287
به اين خرابه ها نگاه کنيد

01:48:18.232 --> 01:48:23.101
خرابه هاي اين قلعه دست نيافتني

01:48:25.007 --> 01:48:31.105
....قلعه اي که با ارواح انسان هايي که

01:48:31.848 --> 01:48:38.048
در قتل عامي بزرگ در اين دشتها کشته شدند

01:48:39.657 --> 01:48:45.823
براي هميشه تسخير شده است

01:48:47.900 --> 01:48:51.666
تمام آن سربازاني که مُردند

01:48:53.373 --> 01:48:59.175
يا آروزهايي دفن شدند که هرگز به آنها نرسيدند

01:48:59.714 --> 01:49:04.742
اينجا قلعه تار عنکبوت است

01:49:08.000 --> 01:49:18.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

01:49:20.076 --> 01:49:30.076
ترجمه و زيرنويس : Rahele.Kh

01:49:30.076 --> 01:49:37.070
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ،
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
