WEBVTT

00:00.215 --> 00:06.633
« ارائه شده توسط وبسايت آوا مووی »
AvaMovie.in

00:07.215 --> 00:08.633
داره ضبط می‌کنه

00:09.509 --> 00:12.095
قراره با الکس توی کمپ اصلی مصاحبه کنیم

00:12.178 --> 00:13.430
بزن بریم

00:13.513 --> 00:18.101
برو بریم. شروع کن. چیزای باحال بگو

00:18.768 --> 00:21.646
عاشق این چیزام

00:26.526 --> 00:28.319
کوهنوردانی بزرگ وجود دارند

00:28.570 --> 00:30.947
و البته الکس لو هم هست-
الکس لو-

00:31.031 --> 00:34.242
کسی که همتایان او بر این باورند که در کوهستان همتای او نیستند

00:35.410 --> 00:37.620
بهترین کوهنورد حال حاضر

00:37.704 --> 00:39.789
شاید بهترینِ تمام دورانها که تا به حال در جهان بودند

00:39.873 --> 00:42.458
و به عنوان قهرمان امریکا شناخته می‌شود

00:43.835 --> 00:46.129
الکس: راستش من زیاد با این چیزایی که شما گفتید موافق نیستم

00:46.212 --> 00:47.547
بهترین کوهنورد جهان

00:47.756 --> 00:49.883
بیشتر کوهنوردا خیلی سرسخت هستن

00:49.966 --> 00:51.176
می‌دونی، اونا تسلیم نمیشن

00:54.095 --> 00:57.806
...بدون شک یه چیزی توی خون من هست که منو به

00:58.266 --> 01:00.018
خطر کردن جذب می‌کنه

01:01.853 --> 01:06.357
اما من اهل به استقبال خطر رفتن نیستم
خودمو به عنوان یه کنترل کننده‌ی خطرات می‌بینم

01:09.903 --> 01:16.085
خب پرسش آخر در مورد چیزیه که همه‌ی ما خیلی تحت تاثیرش
قرار گرفتیم و این که شما مرد خانواده‌دوستی هم هستین

01:16.785 --> 01:19.954
چطوری با خطر کردن و خانواده داشتن که در تقابل با هم هستن کنار میاین؟

01:20.330 --> 01:24.000
سخت‌ترین کاریه که انجام دادم و بهترین پاداشها رو هم گرفتم

01:27.837 --> 01:29.380
همسر و سه فرزند-
درسته، آره-

01:29.506 --> 01:31.716
همسرم جنیفر و سه تا پسرم

01:32.467 --> 01:33.885
مکس که بزرگترینه و ده سالشه

01:34.100 --> 01:38.885
کارگردان
مکس لو

01:39.140 --> 01:41.518
مکس و سم و آیزاک
همه جا پیش خودم هستن

01:51.945 --> 01:53.196
عاشق این کارا هستم

01:53.822 --> 01:54.989
آره

01:56.074 --> 01:59.452
عاشقشم

02:03.000 --> 02:08.500
.
.
.

<b>
<b>
از هم گسیخته</b></b>

02:09.000 --> 02:15.000

ترجمه و تنظیم
محمد علیزاده عطار
@m_alizaadeh

02:15.568 --> 02:18.388
بوزمن، مونتانا

02:25.895 --> 02:28.982
به خیلی از این اسلایدا بیست سالی میشه نگاه نکردم

02:29.065 --> 02:30.191
آره

02:39.534 --> 02:42.912
تا حالا واقعن لازم نبوده زیاد غرق این خاطرات بشیم

02:44.372 --> 02:49.544
تا این که یه روز پسرت تصمیم می‌گیره یه مستند در مورد خونواده‌ت بسازه
<i>مکس</i>

02:50.378 --> 02:55.550
حتمن با خودتون درگیر هستین که قراره دوباره همه چیز یادآوری بشه

02:57.427 --> 02:58.469
این چیه؟

03:00.305 --> 03:02.223
آخرین برگ‌های دست‌نوشته‌های الکس

03:04.642 --> 03:06.769
شیش صبح. تبت رو ترک کردیم

03:15.236 --> 03:16.321
ای بابا

03:21.201 --> 03:22.869
این باید این رو باشه؟

03:26.164 --> 03:29.292
اِ، این که مکسه-
وای خدا-

03:31.920 --> 03:35.465
این منم. یکی از صعودهامه

03:35.882 --> 03:39.010
لعنتی، این صعودو کامل یادم رفته بود

03:43.640 --> 03:45.600
موهاتو شونه نکردی

03:47.477 --> 03:51.606
آره. خب قیافم این شکلیه دیگه-
یعنی این جوری موهاتو شونه می‌کنی؟-
<i>جنی</i>

03:53.858 --> 03:56.653
آخِی- این سَمیه

03:56.778 --> 04:00.156
به کل یادم رفته بود این شکلی بودی تو

04:07.705 --> 04:09.499
خیله خب، آماده‌ای؟

04:11.751 --> 04:12.835
هیجان داری؟

04:14.587 --> 04:18.382
<i>سم، برادر وسط</i>

04:14.587 --> 04:15.713
نه

04:16.381 --> 04:17.382
چرا نه؟

04:19.259 --> 04:21.969
چون توی دلم آشوبه

04:25.974 --> 04:29.102
هنوزم همه‌مون همون قیافه‌ای رو می‌گیریم که تو ازمون عکس می‌گرفتی

04:32.397 --> 04:33.648
چرا نگرانی؟

04:34.607 --> 04:37.318
چون قراره داستان زندگیمون رو واسه همه تعریف کنیم

04:37.944 --> 04:40.963
و نگرانم که می‌تونیم بعد از اون یادآوریا دوباره سرپا بشیم

04:41.364 --> 04:43.533
عجب لباس قشنگیه

04:44.367 --> 04:46.035
اینجا خیلی کوچولوعه

04:48.830 --> 04:53.209
می‌خوام بدونم چرا به فکر افتادی که این فیلمو بسازی؟

04:54.377 --> 05:02.385
چون موضوعیه که واقعن تا حالا خودمون بررسیش نکرده بودیم
<i>آیزاک، کوچکترین برادر</i>

05:07.682 --> 05:10.268
اینم الکس، اولین عکس الکسه

05:11.102 --> 05:12.228
نگاش کن

05:15.982 --> 05:17.191
من ده سالم بود

05:18.067 --> 05:20.111
پنجم اکتبر 1999

05:21.237 --> 05:23.740
یادمه که مامان حسابی داغون بود

05:24.824 --> 05:27.035
و نمی‌تونست جلوی خودشو بگیره

05:28.453 --> 05:30.538
فقط گفت بابا از دست رفت

05:34.042 --> 05:37.252
می‌دونین بابا واسه من مثه ابرقهرمانا بود
یعنی وقتی زنده بود

05:39.672 --> 05:41.966
ولی هیچ وقت نتونستن پیکرشو پیدا کنن

05:45.803 --> 05:47.889
مثه فضانوردی که توی فضا گم شده باشه

05:52.643 --> 05:56.230
فکر نمی‌کنم هرگز بشه عشق اون به خانوادمون رو زیر سوال برد

06:00.735 --> 06:01.736
...اما

06:03.279 --> 06:06.156
...خب اون انتخاب کرده بود که اونجا باشه

06:10.745 --> 06:12.997
فکر کنم باید از اولِ اول شروع کنیم

06:14.707 --> 06:16.667
اولین بار کی با الکس آشنا شدی؟

06:19.712 --> 06:21.756
جنی: من توی یه کارگاه کوچیک کار می‌کردم

06:23.383 --> 06:26.803
الکس رو دیدم که جوون بود و خیلی شاد و شنگول هم بود

06:27.762 --> 06:34.143
یادمه نگاش می‌کردم و فکر می‌کردم این پسره کیه خدایا؟ چقدر پر انرژیه

06:35.812 --> 06:38.606
با اون موهای بلند و  پرپشت و ژولیده پولیده

06:39.190 --> 06:45.029
با خودم می‌گفتم: وای خدا، این پسره انگار رو ابرا زندگی می‌کنه

06:45.863 --> 06:47.907
به شدت منو تحت تاثیر قرار داده بود

06:49.867 --> 06:51.119
ولی خب اون کوهنورد بود

06:51.994 --> 06:55.206
و من حتا به فکر این که باهاش زندگی کنم هم نیافتادم

06:55.790 --> 06:59.502
با خودم می‌گفتم این مثه یه عشق زودگذر و باحاله

07:00.711 --> 07:04.298
می‌گفتم یه مدت با هم میریم ماجراجویی

07:05.842 --> 07:09.512
و یه چند سالی رو همین جوری می‌گذرونیم

07:11.013 --> 07:14.308
اما وقتی ازم خواستگاری کرد

07:14.934 --> 07:20.606
انگار همه‌ی شادیای دنیا رو یه جا بهم دادن و منم درجا بله رو گفتم

07:22.108 --> 07:26.529
آخه می‌دونی، دیگه بدون اون نمی‌تونستم زندگی کنم

07:32.660 --> 07:37.123
برو بریم

07:37.290 --> 07:39.292
اولین بار که دیدیش، نظرت چی بود؟

07:41.502 --> 07:43.421
تا اون موقع کسی رو مثه الکس ندیده بودم

07:44.130 --> 07:48.634
من خاطرات زیادی از یخ‌نوردی با جنی داشتم، چون همیشه ترسناک بود
<i>آلیس فینی، دوست صمیمی جنی</i>

07:50.636 --> 07:52.555
دمت گرم داداش، جیگرم حال اومد

07:56.434 --> 07:57.435
خیلی حال داد

07:59.479 --> 08:02.356
انرژی اون انگار تمومی نداشت

08:02.690 --> 08:04.984
یعنی به طرز عجیبی پرانرژی بود

08:08.279 --> 08:11.782
یعنی لازم بود یه جوری انرژیِ زیادشو تخلیه کنه

08:12.158 --> 08:13.659
باید ازش برم بالا

08:16.245 --> 08:22.960
ما همیشه از زنگ تلفن به شدت می‌ترسیدیم، چون
ممکن بود الکس باشه که می‌خواست کله‌ی سحر بزنیم بیرون

08:23.044 --> 08:30.927
یادمه یه بار تلفن رو برداشتم و فقط گفتم سلام، اون گفت: چطوری بیل، منم الکس
<i>بیل بلکورت، همنورد</i>

08:31.177 --> 08:34.180
حالشو داری ساعت 4 صبح بیای دم خونه‌ی من

08:34.639 --> 08:38.309
چهار صبح؟-
آره، منتظرم-

08:40.978 --> 08:42.396
ما با هم دوستای خیلی صمیمی شدیم

08:43.856 --> 08:48.444
"فکر کنم واسه این بود که من خیلی وقتا فقط می‌گفتم "باشه
<i>اندرو مک‌لین، همنورد</i>

08:51.364 --> 08:53.533
اما خب من فقط یه کوهنورد متوسط بودم

08:53.866 --> 08:55.660
الکس: خب، نظرت چیه؟ بریم تو کارش؟

08:56.827 --> 08:58.329
این که کوچیکتر نمیشه

08:58.704 --> 09:02.667
ولی خب الکس همیشه می‌گفت: زیاد نگران نباش، چیزی نمیشه

09:04.335 --> 09:07.713
اندرو: خوشحالی
الکس: خیلی

09:11.217 --> 09:13.302
الکس: می‌تونم این کوله رو بکشم کنار

09:13.386 --> 09:15.555
ولی اگه نکشم کنار فیلمت بهتر میشه

09:15.638 --> 09:17.265
باشه بابا-
خوش می‌گذره؟-

09:19.517 --> 09:24.230
پس به نظر میاد موقع جوونی خیلی سر نترسی داشته؟

09:24.647 --> 09:25.898
...خب، چیزه-

09:25.982 --> 09:27.441
یعنی به نظرت اون نترس و اهل خطر بود؟

09:27.525 --> 09:28.568
آره، یه جورایی بود

09:29.068 --> 09:30.361
آره؛ هممون بودیم

09:31.028 --> 09:34.198
ولی فکر کنم با توجه به تمرینای خیلی سختی که الکس انجام می‌داد

09:34.365 --> 09:38.578
خطر برای اون نسبت به دیگران خیلی کمتر بروز می‌کرد

09:41.622 --> 09:44.333
مکس: در مورد شروع زندگی مشترکتون چی؟

09:44.417 --> 09:49.130
می‌دونی، الکس می‌ترسید که برای صعودهاش، آزادیش کمتر بشه

09:49.422 --> 09:57.763
در نتیجه ما پیش از این که تصمیم بگیریم تو به دنیا بیای، هفت سال صبر کردیم

10:01.726 --> 10:06.105
اما مثل همه‌ی پدرها که موقع زایمان کنار همسرشون هستن

10:07.023 --> 10:09.441
از اون به بعد چیزای دیگه اهمیتی نداره

10:09.609 --> 10:12.778
اون شماها رو با دستای بزرگ و بلندش بغل می‌کرد

10:12.862 --> 10:16.616
پنچه‌ش این قدر بزرگ بود که وقتی دست منو  تو دستش می‌گرفت

10:16.699 --> 10:20.285
انگشتاش این‌طوری دور انگشتای من می‌پیچید

10:21.579 --> 10:27.501
تو خیلی شیطون بودی، واسه همین ما بهت می‌گفتیم مکس خشمگین

10:28.961 --> 10:30.254
آقای دردسر

10:30.838 --> 10:35.676
تو زودتر از موعد به دنیا اومدی
پیش از این که راه بیافتی هم زبون باز کردی

10:39.221 --> 10:42.224
واسه همین تصمیم گرفتیم

10:42.308 --> 10:45.853
که بابات بره توی یه شرکت حفاری چاه نفت کار کنه

10:46.437 --> 10:51.366
بعد این خونه رو خریدیم و فکر می‌کردیم که قراره همین جا سر و سامون بگیریم

10:51.442 --> 10:52.443
...اما بعد

10:55.279 --> 10:56.989
اون توی اورست کار گرفت

10:59.075 --> 11:02.953
اعصابمون به هم ریخته بود چون اون می‌خواست این کارو کنار بذاره

11:04.538 --> 11:06.749
اما خب بحث پول زیادی هم بود

11:06.874 --> 11:09.794
واسه همین منم گفتم: باشه، طوری نیست

11:11.337 --> 11:13.589
شما تشویقشم کردی؟-
آره-

11:16.717 --> 11:18.594
آخه اون یه طبع ناآروم داشت

11:19.553 --> 11:21.847
می‌دونی، یعنی مانعی واسه اون وجود نداشت

11:23.516 --> 11:26.434
منم یه جورایی از همینش خوشم می‌اومد

11:27.603 --> 11:31.656
یادمه یه روز از شبکه‌ی خبری ان‌بی‌سی باهام تماس گرفتم

11:31.774 --> 11:38.064
گفتن شوهر شما چهلمین آمریکایی فاتح اورست شده، نظرتون چیه در این مورد؟

11:38.364 --> 11:41.325
همون هفته تو دو سالت شده بود

11:43.411 --> 11:46.205
من توی اورست خیلی خوش شانس بودم که تونستم به قله برسم

11:46.372 --> 11:47.748
اونجا خیلی قشنگه

11:48.874 --> 11:51.585
خیلی آرومه و حس خیلی بی‌نظیری داره

11:52.628 --> 11:54.797
فکر می‌کنین که صعود برای اون در اولویت بود؟

11:55.631 --> 11:58.801
نمی‌دونم

12:01.804 --> 12:06.892
به نظرم اون یه نیاز شدید به فعالیت بدنی داشته

12:08.310 --> 12:11.981
و مجبور بود که انجامش بده. حالا به نظرت این شماها رو در اولویت دومش قرار میده؟

12:12.064 --> 12:15.735
دلیل نمیشه که شماها رو دیوونه‌وار دوست نمی‌داشت، اما نمی‌تونست یه جا بشینه

12:18.821 --> 12:27.829
فکر کنم چیزی که واقعن به من کمک کرد، جسارت
درآمیخته با تجربه‌ی کافی از دونستن محدودیت‌های بدنم بود

12:42.594 --> 12:45.014
خوبه، بریم تو کارش

12:46.184 --> 12:52.563
<i>کانرَد</i>

12:48.184 --> 12:50.186
اولین باری که با الکس آشنا شدی رو یادته؟

12:50.603 --> 12:52.563
آره

12:53.856 --> 12:54.982
آره

12:56.192 --> 12:58.694
خب آوازه‌ی هم‌دیگه رو شنیده بودیم

12:59.528 --> 13:04.033
اما الکس از من بیشتر تحسین شده بود
...واسه همین وقتی اومد به شهر ما

13:05.117 --> 13:10.930
من دیگه شاه نبودم. اما خب خیالی نبود

13:11.373 --> 13:12.917
...هر دومون کله‌ی سحر بیدار می‌شدیم

13:13.000 --> 13:16.420
...و می‌گفتیم بزنیم به کوه، انگار یه سگ ما رو بیدار می‌کرد

13:16.504 --> 13:19.673
و می‌خواست همون موقع ببریمش بیرون واسه بازی

13:20.508 --> 13:24.136
نه 15 دقیقه بعد، همین حالا

13:26.013 --> 13:29.600
اگه می‌خواستی با الکس صعود کنی، باید درست به وظیفه‌ت عمل می‌کردی

13:31.393 --> 13:35.922
و کانرد یکی از معدود کسایی بود که این کارو خوب بلد بود

13:36.565 --> 13:39.109
چقدر سریع می‌تونستیم از یه مسیر سخت بالا بریم؟

13:41.862 --> 13:43.656
چقدر کله‌خر می‌تونی باشی؟

13:51.872 --> 13:57.082
حالا دیگه کانرد و الکس یه تیم حسابی شده بودن

13:58.045 --> 13:59.839
خیله‌خب کانرد، بکش بالا

13:59.922 --> 14:06.470
ولی خب کانرد شده بود یه ذخیره‌ی خیلی قوی برای نفر اصلی

14:07.137 --> 14:09.473
کانرد: رهبر دلیر ما، الکس لو

14:12.768 --> 14:13.686
الکس: داره میاد پایین

14:14.186 --> 14:15.187
بزن قدش

14:16.397 --> 14:19.817
اگه اهل کوهنوردی هستین، حتمن در مورد الکس و کانرد شنیدین

14:20.484 --> 14:26.000
...یه تیم دو نفره‌ی خیلی پویا، از بسیاری جهات چهره‌هایی نمادین

14:26.448 --> 14:30.326
یعنی درست مثه وقتی که به ابرقهرمانا فکر می‌کنین
<i>جیمی چین، کارگردان و کوهنورد</i>

14:32.162 --> 14:35.457
یعنی میگی چطوری رفتن اون بالا؟ چطوری اون کارو کردن؟

14:35.916 --> 14:41.672
اونا این قدر کارای برجسته و چشمگیری انجام دادن که
بیرون از دنیای کوهنوردی هم مردم اونا رو می‌شناسن

14:44.633 --> 14:47.136
اندرو: ناگهان تب کوهنوردی بالا گرفت

14:48.220 --> 14:53.767
شرکتها داشتن متوجه می‌شدن که چطور از ورزشکارا برای آگهی‌هاشون استفاده کنن

14:54.476 --> 14:56.729
شرکت نورث‌فیس واقعن داشت قرارداد می‌بست

14:56.937 --> 15:01.734
بعد دیگه این جوری شد و ما می‌گفتیم جدی جدی دارن قرارداد می‌بندن؟

15:05.237 --> 15:09.408
هر چی باشه تو یه حرفه‌ای هستی و
...به عنوان یه حرفه‌ای باید خودتو

15:13.037 --> 15:14.121
زیر فشار بذاری

15:23.213 --> 15:25.341
کانرد: هر چند ما برادرای خونی نبودیم

15:26.467 --> 15:29.386
اما قطعن برادرایی بودیم که عاشق یه هدف بودیم

15:30.179 --> 15:32.473
هردومون می‌خواستیم بیشتر انجام بدیم

15:35.809 --> 15:37.728
...ببین، تو هی تکرار می‌کنی، اما حالا دیگه پدر شدی

15:38.020 --> 15:40.356
...فکر نمی‌کنی کمی خودخواهی باشه

15:40.439 --> 15:43.025
که به این ماجراجویی‌ها میری؟-
گاهی با خودم کلنجار میرم-

15:43.108 --> 15:46.487
...ولی می‌دونی، خیلی از آدما درگیر

15:46.570 --> 15:48.948
این میشن که آیا کارشون خطر بالقوه داره یا نه

15:49.031 --> 15:52.034
خب ما هر کاری انجام بدیم به نوعی خطر هم دربرداره

15:52.117 --> 15:53.744
و خطرش رو می‌پذیریم

15:55.913 --> 15:59.166
مکس: اون موقع اون یکی از معدود کسانی بود که زن و زندگی داشت؟

15:59.541 --> 16:01.710
.اندرو: درسته. بین بر و بچه‌های کوهنوردی

16:01.794 --> 16:04.004
آخه خیلی نامعمول بود. همه می‌گفتن: نه بابا، تو بچه هم داری؟

16:04.088 --> 16:05.881
آخه تو چطوری بچه‌دار شدی؟

16:05.965 --> 16:08.550
واسه بچه‌دار شدن باید آدم بزرگ سربه‌راه باشی

16:10.010 --> 16:11.845
تولدت مبارک سم

16:12.012 --> 16:15.849
تولدت مبارک سم عزیزمون

16:15.933 --> 16:19.561
تولدت مبارک

16:20.104 --> 16:22.773
...بزرگ کردن بچه چالش‌برانگیز بود

16:25.275 --> 16:27.069
چون بیشتر وقتها دست تنها بودم

16:28.821 --> 16:31.991
از دستش عصبانی می‌شدم. بهش می‌گفتم: تو زیادی از خونه دور هستی

16:32.616 --> 16:36.995
ما بچه‌‍دار شدیم و بچه‌ها پدر بالاسرشون می‌خوان

16:38.122 --> 16:41.458
اونا دوست دارن و می‌خوان تو هم کنارشون باشی

16:42.084 --> 16:46.255
وقتی آیزاک به دنیا اومد، اوضاع سخت‌تر هم شد

16:48.257 --> 16:51.719
در یک بازه‌ی 12 ماهه، شما چه مدت از خونه دور هستید؟

16:52.678 --> 16:54.972
اینو باید جنیفر جواب بده

16:56.098 --> 16:57.141
و ایشون چه کار می‌کنه؟

16:57.224 --> 16:59.393
اون هنرمنده. نقاشی می‌کنه. کاراشو می‌فروشه

16:59.560 --> 17:03.522
ایشون شما رو تحمل می‌کنه؟ یا شاید به نوعی تونستین به خوبی با هم کنار بیاین؟

17:03.772 --> 17:08.817
نه بابا، قطعن منو تحمل می‌کنه، آره، یعنی سر خیلی از موارد یه جوری با هم کنار میایم

17:09.445 --> 17:15.200
گاهی خیلی برام سخت بود که هم به عنوان یه
هنرمند به کارم برسم و هم بتونم مادر خوبی باشم

17:16.160 --> 17:18.996
می‌دونی، الکس به مادرت می‌گفت جنیفر مقدس

17:19.496 --> 17:22.624
...چون از سبک زندگی در فضای باز باخبر بود، ولی بیشتر از همه چیز

17:23.000 --> 17:25.419
سفرهای الکس رو تحمل می‌کرد

17:26.587 --> 17:28.839
الکس یه کم به کانرد حسودیش می‌شد

17:29.506 --> 17:33.677
چون کانرد آزاد بود و عشقی تو زندگیش نداشت، زن نداشت

17:33.969 --> 17:37.598
در نتیجه مثل آب خوردن می‌تونست بره به سفر

17:40.934 --> 17:42.978
...اگه نمی‌تونست تمرین کنه

17:44.271 --> 17:46.732
به شدت تحمل‌ناپذیر می‌شد

17:49.401 --> 17:53.614
می‌شد مثل یه حیوونی که توی قفس انداخته باشی

17:55.032 --> 17:57.576
گاهی ناامید می‌شد، گاهی بداخلاقی می‌کرد

17:57.743 --> 18:00.621
و گاهی به شدت عصبانی می‌شد

18:00.913 --> 18:03.582
سر آدم داد می‌کشید و اون موقع باید ازش می‌ترسیدی

18:04.416 --> 18:07.502
الکس تمام و کمال نبود

18:09.088 --> 18:11.090
اونم هم مثه همه تمام و کمال نبود

18:14.760 --> 18:21.432
مکس: شده بود در مورد تردیدتون که بتونه بین داشتن خانواده
و کوهنورد بودن تعادل برقرار کنه باهاش حرف بزنید

18:22.684 --> 18:23.685
آره

18:24.436 --> 18:25.687
با خودش کلنجار می‌رفت

18:27.106 --> 18:29.149
نامه‌های زیادی برام نوشت

18:30.109 --> 18:32.945
همیشه به درون خودش نگاه می‌کرد

18:33.529 --> 18:37.449
احساسی داشته مثل این که شاید بهتر باشه ما رو ترک کنه

18:37.533 --> 18:41.954
و ما یکی دیگه رو پیدا کنیم که جای اونو بگیره

19:00.305 --> 19:04.434
خب خودت بزرگتر از بقیه بودی و اونو بهتر از برادرات می‌شناسی

19:08.063 --> 19:11.900
می‌دونی، وقتی الکس می‌رفت سفر، تو از بقیه بهتر متوجه می‌شدی

19:13.443 --> 19:16.572
و از بقیه هم بهتر مفهوم مرگ رو درک می‌کردی

19:25.956 --> 19:32.588
سرزمین ملکه ماد، قطب جنوب

19:41.096 --> 19:45.309
یواش یواش داره شبیه کریسمس میشه

19:46.018 --> 19:49.104
هر جا که میرم

19:49.897 --> 19:51.690
فقط همین یه بیتـو بلدم

19:59.239 --> 20:02.242
کریسمس مبارک بابا، توی این روز خاص همه به یادت هستیم

20:02.326 --> 20:04.453
دلمون برات تنگ شده. همراه این کارت، عشق و علاقه‌مون رو هم برات می‌فرستیم

20:05.871 --> 20:09.041
هر کدوم از ما پسرا آخر این نامه برات یه جمله نوشتیم

20:09.416 --> 20:10.542
ببین چی نوشتن

20:11.960 --> 20:13.003
مکس نوشته

20:13.712 --> 20:17.841
کریسمس مبارک بابا. دلم برات تنگ شده، بیا خونه، زاد

20:18.842 --> 20:21.511
فکر کنم منظورش "زود" بوده
بیا که با هم فتِل بازی کنیم

20:23.138 --> 20:27.100
و توی برکه سنگ بندازیم. دوست دارم، مکس، برای بابا

20:28.185 --> 20:29.519
خیله خب، ممنون مکس

20:30.771 --> 20:32.314
عجب جایی اومدیم واسه گذروندن کریسمس

20:33.690 --> 20:35.067
از بچه‌ها خیلی دور شدم

20:44.660 --> 20:46.078
با الکس مصاحبه می‌کنم

20:46.703 --> 20:48.372
و اولین پرسش اینه که به ما بگو

20:48.455 --> 20:51.708
چرا کوهنوردی در قطب جنوب خیلی خاصه؟

20:54.128 --> 21:00.466
به نظر من، قطب جنوب آخرین منطقه‌ایه که روی زمین واقعن
دست نخورده و وحشی باقی مونده. اینجا واقعن تنها هستی

21:00.842 --> 21:06.680
احتمالن توی عمرم نزدیک‌ترین جاییه که شبیه به یه سیاره‌ی دیگه می‌مونه و می‌تونم اونجا باشم

21:07.891 --> 21:10.894
اما هر سال که می‌گذره برام سخت‌تر و سخت‌تر میشه

21:12.688 --> 21:14.356
فکر کنم بیشتر به خاطر خانواده‌م باشه

21:14.481 --> 21:16.791
...و فکر کنم بیشترین دل‌مشغولی‌ای که دارم

21:16.817 --> 21:20.112
من پیش از این که خانواده تشکیل بدم، سالهای زیادی رو توی این چادرا گذروندم

21:20.195 --> 21:23.615
برام کار سختی نیست، یعنی بی‌نهایت کتاب هست واسه خوندن

21:23.699 --> 21:25.200
و زمان رو به راحتی میشه گذروند

21:25.409 --> 21:28.327
اما الان سپری کردن زمان برام زیاد آسون نیست

21:35.711 --> 21:39.630
...اگه نتونم به طور پیوسته به سمت هدفم حرکت کنم

21:41.425 --> 21:43.552
و در پایان این سفر برگردم پیش بچه‌هام

21:44.011 --> 21:46.305
دیگه داره برام کمی سخت میشه، چون دلم می‌خواد پیش اونا باشم

22:05.657 --> 22:07.159
الکس: خیله‌خب مکس، بگو ببینم

22:08.243 --> 22:09.870
نظرت چیه؟

22:09.953 --> 22:10.954
هیچی

22:13.623 --> 22:15.292
باشه، خب پس می‌خوای امروز چه کار کنیم؟

22:18.211 --> 22:20.964
.بریم اسکی-
باشه، چی داری می‌خوری آیزاک؟-

22:24.551 --> 22:26.845
اسکی‌بازا واسه صبحونه از اینا می‌خورن؟
ببین سم

22:27.888 --> 22:29.723
بگو ببینم، اسکی دوست داری؟

22:31.183 --> 22:32.559
یعنی چقدر دوست داری بریم اسکی؟

22:33.602 --> 22:35.145
قدِ یه عالمه

22:36.563 --> 22:38.273
خب این که خیلی زیاده، مگه نه؟

22:41.693 --> 22:43.445
دوست داری فیلمتو بگیرم؟

22:49.326 --> 22:51.828
آره

23:11.723 --> 23:13.600
می‌خوای سریع اسکی کنی؟-
آره-

23:14.059 --> 23:15.894
خیلی سریع؟-
آره-

23:16.311 --> 23:17.687
آره-
میری رو اون تپه بلنده؟-

23:18.605 --> 23:19.648
نه-
نه-

23:20.565 --> 23:21.691
خوبه

23:22.234 --> 23:27.030
مکس: اگه بخوای اونو به کسی تشبیه کنی، اون شخص کیه؟

23:30.450 --> 23:32.869
...راستش نمی‌دونم

23:33.120 --> 23:41.168
فقط می‌تونم بر اساس کارایی که کرده توصیفش
کنم، چون چیز زیادی از خودش یادم نیست

23:42.129 --> 23:44.297
بیا ببینم رفیق، آفرین

23:45.340 --> 23:46.550
کارِت عالیه

23:47.092 --> 23:48.718
یکی از پسرات اون بالاست؟-
آره-

23:48.802 --> 23:50.595
فقط دارم یه کم از اسکی کردنشون فیلم می‌گیرم

23:50.679 --> 23:53.014
که وقتی بزرگتر شدن با این فیلما سر به سرشون بذارم

23:54.683 --> 23:57.477
به این چی میگی مکس؟

23:58.145 --> 23:59.896
باسن سُر

24:03.859 --> 24:06.486
خب اینم خیلی باحاله

24:07.070 --> 24:10.407
از الکس خاطره‌ای داری؟

24:11.366 --> 24:13.118
نه واقعن. هیچی

24:14.661 --> 24:16.830
...حالا یه وقتایی احساس می‌کنم

24:19.458 --> 24:20.625
...یه جورایی

24:23.086 --> 24:24.504
خوابی چیزی می‌بینم ازش

24:25.130 --> 24:26.256
خوشحالی بابا رو می‌بینی؟

24:27.132 --> 24:29.009
آره-
میای به بابا یه بغل گنده بدی؟-

24:30.135 --> 24:34.723
فکر می‌کنی اگه الکس زنده بود، ممکن بود زندگی ما به کل جور دیگه‌ای می‌بود؟

24:38.477 --> 24:39.811
خیلی بهش فکر می‌کنم

24:42.230 --> 24:47.319
همه‌ی ما به این فکر می‌کنیم که الکس چه شخصیت برجسته‌ای بوده

24:48.862 --> 24:50.989
و این که خیلی شبیه سوپرمن بوده

24:53.283 --> 24:55.744
...یعنی گاهی خیلی ساده‌تره که تصور کنیم

24:57.037 --> 25:01.708
یعنی ممکن بود در شرایط دیگری، منم می‌تونستم آدم بهتری باشم

25:02.876 --> 25:03.960
نمی‌دوم، شاید

25:09.466 --> 25:11.593
داریم می‌ریم خونه، چطوره به نظرتون؟

25:12.677 --> 25:15.221
یه مشت اسکی‌باز خسته و کوفته

25:16.723 --> 25:18.683
خسته شدی مکس؟-
آره-

25:18.892 --> 25:20.018
چی؟-
آره-

25:20.268 --> 25:21.645
زیاد اسکی‌بازی کردی؟

25:21.937 --> 25:24.022
آره-
آفرین، داداشت چی؟-

25:24.773 --> 25:27.024
اینم که از خستگی وا رفته

25:27.526 --> 25:29.694
هی سم، تو چرا وا رفتی؟

25:32.531 --> 25:34.449
آفرین به شما پسرا

25:36.159 --> 25:38.036
چند تا رفیق عالی واسه اسکی پیدا کردم

25:41.206 --> 25:42.290
آره

25:46.419 --> 25:49.506
آخرین باری که اومد خونه رو یادت میاد؟

25:50.882 --> 25:51.883
به سختی

25:55.178 --> 25:56.638
فوت کن-
فوت کن-

25:56.721 --> 25:58.223
زودباش رفیق

26:00.725 --> 26:03.645
...شرکت نورث‌فیس داشت یه سفر رو ترتیب می‌داد

26:05.814 --> 26:07.857
به شیشاپانگما در تبت

26:09.442 --> 26:11.903
اما اون تردید داشت و می‌گفت

26:12.696 --> 26:15.991
ای بابا، من تازه برگشتم خونه

26:16.908 --> 26:19.160
شاید بهتره باشه به این سفر نَرم

26:22.205 --> 26:25.333
و بعدش شماها هم باهم رفتین صخره‌نوردی

26:25.584 --> 26:26.918
"برای صعود رفتین به "گرند

26:28.128 --> 26:32.465
...تو خیلی هیجان داشتی و توی اون سفر

26:33.717 --> 26:36.469
شماها با هم خیلی رفیق شدین

26:41.891 --> 26:43.476
یادت میاد؟

26:43.977 --> 26:45.687
یه کم-
یه کم؟-

26:46.229 --> 26:49.774
باید خوب یادت مونده باشه، آخه یه کم اشکات سرازیر شده

26:51.109 --> 26:52.777
...آره، همون موقع بود که ازم پرسید

26:52.861 --> 26:55.363
بهتره بره به سفر شیشاپانگاما یا نه؟

26:56.656 --> 26:57.657
می‌دونم

27:00.035 --> 27:01.244
تو بهش چی گفتی؟

27:02.329 --> 27:03.538
...فکر کنم بهش گفتم

27:05.832 --> 27:09.002
می‌فهمم. می‌فهمم که باید انجامش بده

27:09.836 --> 27:11.588
همون کاری بود که انجام داد

27:11.671 --> 27:13.465
خب کارش بود-
آره-

27:15.550 --> 27:16.551
آره

27:17.552 --> 27:21.181
این داستانیه که در طی این سالها بارها برای خودم تعریف کردم

27:23.475 --> 27:24.768
...می‌دونم، اینا

27:26.895 --> 27:31.107
اینا... خاطرات سختیه که یاد آدم بمونه، مگه نه؟

27:34.527 --> 27:35.528
...خب

27:38.156 --> 27:39.491
منم خاطرات خودمو دارم

27:53.755 --> 27:55.882
آسپین، کُلُرادو

27:58.093 --> 28:00.345
مایک: می‌دونی دنبال چی می‌گردیم مکس؟

28:00.428 --> 28:01.554
آره

28:03.181 --> 28:06.601
چیزایی که روش نوشته شیشاپانگما که ما بهش میگیم شیش

28:08.895 --> 28:10.188
اوه، اینا آشنا به نظر میاد

28:11.398 --> 28:14.901
همیناست، اینجا، آره، همیناست رفیق

28:15.954 --> 28:20.323
<i>کمپ اصلی، صبح روز پس از حادثه</i>

28:18.154 --> 28:20.323
...خب، این یه کم ناراحت کننده‌س، اما

28:21.157 --> 28:27.868
این مصاحبه‌ی کانرده که خیلی تند و تیزه
<i>مایک براون، فیلم‌ساز، حضور در برنامه‌ی صعود شیشاپانگما در سال 1999</i>

28:28.456 --> 28:31.376
کنجکاوم ببینم چیزی بیشتر از اونچه می‌دونستیم هم هست

28:32.001 --> 28:33.962
آره، هر چی اینجا گفته میشه رو خبر داریم

28:40.301 --> 28:42.345
می‌دونی، این خیلی خوشایند نیست مکس

28:49.436 --> 28:51.104
صدا آماده‌س

28:51.229 --> 28:52.439
آماده‌ایم

28:52.856 --> 28:54.023
خله‌خب

28:57.056 --> 29:01.023
هیمالیای تبت
سپتامبر 1999

29:06.453 --> 29:07.996
چه اتفاقی افتاد؟

29:08.079 --> 29:09.414
نمی‌دونم

29:09.539 --> 29:10.832
انگار پرنده بود-
آره-

29:15.170 --> 29:19.090
هدف این بود که از روی رخ جنوبی شیشاپانگما اسکی کنیم

29:21.509 --> 29:23.136
...یه هدف سخت و

29:25.638 --> 29:28.641
یه بلندپروازی دیوونه‌وار بود

29:36.441 --> 29:38.693
کانرد: خطرات زیادی وجود داشت که ازشون آگاه نبودیم

29:38.943 --> 29:42.906
همیشه خطر خراب شدن هوا بود و شرایط هواست که بر کوهستان حکمرانی می‌کنه

29:42.989 --> 29:46.451
چقدر برف توی اون دره‌ی باریک و پرشیب وجود داره؟
برف چقدر ناپایداره؟

29:46.534 --> 29:47.702
لایه‌های برف سست هست؟

29:49.245 --> 29:52.873
آیا خودمون رو در معرض خطر غیرضروری قرار می‌دیم؟

30:13.102 --> 30:14.270
اینجا دیگه کجاست؟

30:14.437 --> 30:18.500
اینجا مثه دوران قبل از میلاده پسر، نیروانا که میگن همین جاست
<i>نیروانا در آيين‌ بودا رستگارى در اثر از بين‌ بردن‌ خواسته‌ها و شهوات‌ و ادغام‌ روح‌ در روح‌ كل‌</i>

30:18.550 --> 30:20.999
...جاییه که قراره وقت بگذرونیم
<i>نیروانا در آيين‌ بودا رستگارى در اثر از بين‌ بردن‌ خواسته‌ها و شهوات‌ و ادغام‌ روح‌ در روح‌ كل‌</i>

30:21.069 --> 30:24.462
و فقط از این کوهستان لذت ببریم
<i>نیروانا در آيين‌ بودا رستگارى در اثر از بين‌ بردن‌ خواسته‌ها و شهوات‌ و ادغام‌ روح‌ در روح‌ كل‌</i>

30:24.531 --> 30:27.241
لعنتی. خیلی خوبه که با تو اینجا هستیم

30:27.575 --> 30:30.119
اینجا مثه... اینجا جاییه که من به کام دلم می‌رسم

30:30.245 --> 30:32.872
...همیشه وقتی به ارتفاعات میام خیلی بهم حال میده، انگار

30:37.669 --> 30:42.172
آره، منم صورتم مو داره، زیاد نیست، یه کم
<i>دیوید بریج، فیلم‌بردار</i>

30:47.637 --> 30:49.597
چیزای زیادی رو با شما در میون می‌ذاشت؟

30:52.016 --> 30:54.935
ما توی اون سفر با هم هم‌چادر بودیم

30:56.521 --> 30:58.898
اون فهمیده بود که خیلی سفر میره

31:01.109 --> 31:04.571
و این سفرهای مداوم به خانواده‌ش آسیب می‌رسونه

31:10.076 --> 31:11.744
می‌خواست کنار تو باشه

31:13.288 --> 31:15.373
می‌گفت تو دلت می‌خواد بری دیزنی‌لند

31:16.207 --> 31:19.377
و اونو به کوهنوردی و چیزایی از این دست ترجیح می‌دادی

31:19.460 --> 31:24.132
اون می‌گفت این چیزا رو بچه‌ها بیشتر دوست دارن، منم باید به حرف بچه‌هام گوش بدم

31:24.215 --> 31:25.675
و می‌خواست همین کارو بکنه

31:32.265 --> 31:33.433
اینجا برف زیاده؟

31:33.683 --> 31:35.852
آره، توی رخ جنوبی برف خیلی زیاده

31:35.935 --> 31:38.187
خیلی هم بهمن میاد
<i>برند اِبِرله، کوهنورد</i>

31:38.271 --> 31:41.232
جدی؟ برفش پودریه یا سفته؟

31:41.316 --> 31:43.067
امشب یه کم برف پودری میاد

31:43.151 --> 31:48.281
دیروز عصر هم چندتایی بهمن اومد

31:49.032 --> 31:50.825
پس عصرا این‌جوریه؟

31:51.451 --> 31:54.746
پس بر اساس اطلاعات می‌دونیم که بعدازظهر اون بالا وضع خرابه

31:54.996 --> 31:56.623
اندورو: پس زودتر برو

31:57.165 --> 31:58.583
پس زودتر بهتره

32:00.376 --> 32:02.295
معمولن که هست

32:05.798 --> 32:06.799
باشه

32:32.450 --> 32:33.910
انگار امروز همه جا پودر پاشیدن

32:40.583 --> 32:42.794
و در این روز برفی خداوند به ما قهوه اعطا فرمود

32:42.961 --> 32:44.128
آی گغتی

32:45.380 --> 32:49.217
می‌تونین جزعیات بیشتری از اون روز برامون تعریف کنین؟

32:55.390 --> 32:57.517
قرار بود اون روز استراحت کنیم

32:57.850 --> 32:59.560
خیله‌خب، قهوه، اندرو

32:59.686 --> 33:02.188
اما انگار همه انرژی انجام کار رو داشتن

33:02.605 --> 33:05.316
ممنون، ممنون

33:05.400 --> 33:08.736
چیز باحالیه این قهوه تو این صبح برفی
چیز باحالیه تو این صبح باحال

33:33.803 --> 33:34.804
...و

33:35.304 --> 33:37.807
...به بالا نگاه کردیم و دیدیم که

33:38.850 --> 33:40.643
یه بهمن سرازیر شد

33:47.150 --> 33:53.823
در اون لحظه، بخش غریضه‌ی بقا در مغز بهت میگه که باید چطوری خودتو نجات بدی

33:54.073 --> 33:59.579
پس دیوید و الکس به یه سمت رفتن و من به سمت دیگه رفتم

34:02.540 --> 34:04.333
برف منو با خودش برد

34:06.878 --> 34:09.422
با خودم می‌گفتم من امروز می‌میرم

34:11.049 --> 34:12.425
مرگ من حتمیه

34:54.634 --> 34:55.676
اینجا

34:57.929 --> 35:02.350
خب کانرد، می‌تونی به ما بگی چطوری سرت این‌طوری شکافته شده؟

35:06.104 --> 35:09.231
بهمن ریخت روی سرم و فرار کردم

35:13.319 --> 35:14.779
اما دو نفر دیگه نتونستن

35:15.905 --> 35:17.865
دیوید بریجز و الکس لو

35:22.411 --> 35:31.210
احتمال خیلی خیلی کمی وجود داره که اون دو نفر موفق بشن
از توی اون یخ‌شکاف به بیرون خزیده باشن، ولی خب معلوم نیست

35:31.212 --> 35:32.338
آره

35:34.048 --> 35:35.049
...و این که

35:35.675 --> 35:36.926
و بدون آشکارساز

35:37.426 --> 35:40.721
فقط میشه امیدوار بود که دستکشی یا جای پایی از اونا پیدا کنیم

35:40.805 --> 35:41.848
آره

35:42.932 --> 35:43.975
نمی‌دونم-
آره-

35:54.152 --> 35:55.820
اونجا... همون جا که اون تیکه‌ها پخش شده؟

35:55.903 --> 35:56.946
داشتن به اون طرف می‌دویدن؟

35:57.029 --> 35:58.573
یعنی اونا اونجان؟-
آره، همونجا-

35:58.656 --> 35:59.991
همون‌جا که اون تیکه‌ها پخش شده

36:13.921 --> 36:15.047
می‌شنوی؟

36:19.552 --> 36:20.887
ببین بازم داره بهمن میاد؟

36:21.470 --> 36:23.890
خیلی ناپایداره بچه‌ها‌-
وای خدا-

36:24.765 --> 36:27.185
هی، ما داریم این بالا چه کار می‌کنیم؟ دیوونگیه

36:28.978 --> 36:31.439
از همه جا داره بهمن می‌ریزه پایین

36:32.398 --> 36:35.151
فقط امیدوارم اون بچه‌ها زیاد درد نکشیده باشن

36:36.986 --> 36:40.072
...با شناختی که الکس داریم، منتظریم که، می‌دونی

36:41.115 --> 36:43.658
هر لحظه از اون بالا واسمون دست تکون بده

36:46.287 --> 36:47.788
...خیلی ترسناکه که

36:48.456 --> 36:52.042
بدونی دو تا از دوستات یه جایی اون بالا زیر برف دفن شدن

36:55.713 --> 36:58.966
یه حس درموندگی واقعی، می‌دونی
بعد از این که اتفاق افتاد

36:59.133 --> 37:02.803
فقط اینجا بایستیم و فقط فریاد بکشیم الکس، الکس

37:03.471 --> 37:07.141
...بعدش، یعنی... این سکوت مطلق ترسناک، هیچی

37:09.477 --> 37:11.187
...خب، این

37:21.989 --> 37:23.241
تو اون یکی چیه؟

37:24.659 --> 37:26.619
یه چیزایی شبیه همینا

37:34.335 --> 37:35.711
ممنون که نشونم دادی

37:37.380 --> 37:38.798
متاسفم

37:58.776 --> 37:59.986
صبح بود

38:04.156 --> 38:06.993
تازه تو و سم رو برده بودم مدرسه

38:08.744 --> 38:11.789
با آیزاک برگشته بودم خونه
فکر کنم توی کالسکه‌ش بود

38:18.170 --> 38:19.714
و بعد تلفن زنگ زد

38:20.256 --> 38:22.967
...اولش صدا خوب نمی‌اومد

38:23.050 --> 38:24.468
و فکر کردم الکسه

38:24.552 --> 38:27.138
هی می‌گفتم: الکس، الکس

38:27.221 --> 38:30.516
...اما بعد صدا خوب شد و تونستم صدای

38:30.599 --> 38:35.354
اندرو رو بشنوم که صداش به شدت می‌لرزید

38:35.438 --> 38:36.480
...بعد

38:37.648 --> 38:41.485
...اون بهم گفت که یه بهمن اومده و

38:42.903 --> 38:45.656
گفت: خیلی متاسفم، الکس زیر بهمن مدفون شده

38:47.825 --> 38:51.537
...من با جنیفر حرف زدم و گفتم

38:53.956 --> 38:55.124
اونا از دست رفتن

38:57.126 --> 39:00.046
هنوز خوب یادمه که کانرد هی می‌گفت، جنیفر، جنیفر، جنیفر

39:00.129 --> 39:01.213
...چون اون می‌گفت

39:02.340 --> 39:05.217
برو بالای کوه و برش گردون، برو پیداش کن

39:16.020 --> 39:21.400
اخبار ساعت شش

39:22.860 --> 39:26.197
جستجو برای یافتن کوهنورد الکس لو متوقف شد

39:26.280 --> 39:35.497
پیکر این کوهنورد افسانه‌ای در زیر بهمن کوهستان هیمالیا
باقی خواهد ماند. به احتمال فراوان این کوهنورد 40 ساله‌ی
اهل بوزمن و دیوید بریجز فیلمبردار جان خود را از دست داده‌اند

39:36.749 --> 39:38.751
همه‌ی ما در این سفر به شیشاپانگما

39:38.834 --> 39:40.836
به شدت متاثر هستیم

39:41.629 --> 39:43.172
دو نفر از بهترینها را از دست دادیم

39:43.547 --> 39:48.052
و به نوبه‌ی خود باید بگویم که الکس بهترین دوست من بود

39:48.177 --> 40:00.398
همگی ما با همسرش جنیفر و پسرانش مکس، سم و آیزاک همدردی عمیق خود را اعلام می‌کنیم

40:01.065 --> 40:03.401
کانراد، پایان مکالمه، ممنونم

40:28.592 --> 40:29.760
می‌دونستی که اونا مردن؟

40:33.597 --> 40:35.099
.آره. آره

40:36.142 --> 40:37.226
...آره، باید

40:38.060 --> 40:39.311
باید قبول می‌کردیم

40:55.953 --> 40:59.999
...توی یکی دو روز اول، همش به خودم امید می‌دادم

41:00.207 --> 41:04.003
که شاید توی یه یخ‌شکاف هست و خودشو از اون تو می‌کشه بیرون

41:07.214 --> 41:08.841
آخه اون سوپرمن بود

41:15.598 --> 41:20.853
...یادمه وقتی می‌رفتم رو ایوون خونه، چقدر وحشتناک بود

41:22.646 --> 41:24.982
این که رو تیتر خبرها باشی

41:25.900 --> 41:27.359
الکس لو درگذشت

41:28.569 --> 41:30.738
چون این‌جوری واقعی‌تر به نظر میاد

41:34.241 --> 41:36.243
آیزاک فقط سه سالش بود

41:37.203 --> 41:41.165
من پیش اون بیشتر گریه می‌کردم، چون فکر می‌کردم هنوز عقلش نمی‌رسه

41:41.957 --> 41:47.838
اما بعد اون اومد پیشم و گفت: مامان این‌قدر گریه نکن

41:48.047 --> 41:54.345
دیگه گریه نکن مامانی، چیزی نیست، می‌دونی اون فقط سه سالش بود

41:58.516 --> 42:02.436
آره، این سخت‌ترین... یعنی سخت‌ترین بخش ماجرا بود

42:02.520 --> 42:08.734
می‌دونی، من سعی می‌کردم جلوی شما بچه‌ها گریه نکنم، مثلن توی حموم گریه می‌کردم

42:09.985 --> 42:11.237
من رفته بودم توی اتاقش

42:11.320 --> 42:18.369
و داشتم لوازمشو مرتب و تمیز می‌کردم، بعد یه دفعه
یادم افتاد که دیگه قرار نیست هیچ‌وقت بابامو ببینم

42:19.537 --> 42:23.541
و فکر کنم واسه اولین بار بود که زدم زیر گریه

42:25.334 --> 42:26.585
یادته چه حسی داشتی؟

42:27.878 --> 42:29.171
آره، ترسیده بودم

42:31.590 --> 42:33.592
ناراحت، گیج

42:36.053 --> 42:38.138
یادمه یه بار سمی گفت

42:39.056 --> 42:45.812
اگه بدن بابا رو پیدا کنیم، می‌تونیم از روش یکی دیگه شبیه‌سازی کنیم که زنده بشه دوباره

43:17.219 --> 43:19.722
خیلی زود بعد از حادثه مراسم ختم برگزار شد

43:19.847 --> 43:24.268
یه کم زنگ گاومیش هیمالیا رو بزنیم از نمایشگاه اخیر

43:24.685 --> 43:26.312
در حدود یک هفته بعد

43:28.439 --> 43:31.400
یعنی دلم نمی‌خواست بیشتر صبر کنم

43:33.027 --> 43:35.404
اون به پسراش افتخار می‌کرد

43:36.655 --> 43:38.073
و به شدت اونا رو دوست داشت

43:39.116 --> 43:44.580
هر چند با پدر بودن و کوهنورد بودن هم‌زمان با خودش کلنجار می‌رفت

43:45.706 --> 43:48.584
همیشه به من می‌گفت که عشقش به خانواده

43:48.667 --> 43:51.920
بزرگترین چیز در زندگیشه و من هم به حرفش باور داشتم

43:57.009 --> 43:59.094
من اصلن یادم نیست

43:59.553 --> 44:02.139
فکر کنم این خاطره رو تو ذهنم کور کرده باشم

44:05.684 --> 44:07.436
به نظرت من فرق کرده بودم؟

44:09.730 --> 44:12.024
تو می‌رفتی روی پشت‌بوم می‌نشستی

44:12.483 --> 44:16.403
فکر کنم می‌رفتی اونجا که بشینی و گریه کنی و فکر کنی

44:20.824 --> 44:25.454
اما بعدش احساس کردی که دیگه تو باید مرد کوچیک خونه باشی

44:26.205 --> 44:29.124
یا خدا، یکی گرفتم-
بده من بگیرمش-

44:32.878 --> 44:35.547
...واسه همین بیشتر حواست به من بود

44:36.590 --> 44:38.467
و همین‌طور به برادرات

44:41.428 --> 44:44.390
و فکر کنم هنوزم منتظر بودی که پدرت برگرده

44:47.976 --> 44:49.812
امیدتو از دست نداده بودی

45:01.323 --> 45:02.533
...این

45:04.243 --> 45:06.370
نقاشی‌ایه که الکس واسه من کشیده

45:07.996 --> 45:10.666
واسه تولدم، وقتی رفته بود شیشاپانگما

45:11.792 --> 45:13.836
و از کمپ اصلی واسم فرستاده بود

45:14.044 --> 45:17.506
اما این بعد از ریزش بهمن به دستم رسید

45:18.799 --> 45:21.802
...واسه همین فکر کنم وقتی

45:23.303 --> 45:26.890
...این نامه ‌از اون به دستم رسید، فرض کردم

45:27.015 --> 45:29.435
که اونو بعد از مرگ احتمالیش برام فرستاده

45:29.518 --> 45:31.520
و یعنی می‌خواست به من بگه که هنوز زنده‌س

45:34.773 --> 45:37.151
...انگار منم با الکس

45:38.652 --> 45:39.695
منجمد شده بودم

45:45.784 --> 45:51.582
ریزش بهمن موجب مدفون و به احتمال فراوان مرگ الکس لوی
چهل ساله که از بهترین کوهنوردان جهان بود، شده است

45:51.665 --> 45:54.960
کوهنوردی مشهور و ستاره‌ای درخشان در جامعه‌ی کوهنوردی

45:55.169 --> 46:01.717
عکسی که مشاهده می‌کنید، الکس لو است که
در حال انتقال یک کوهنورد مجروح بر پشت خود است

46:02.009 --> 46:04.720
او چون مارکو پولو در خطه‌ی کوهستان یکه تازی می‌کرد

46:04.845 --> 46:07.347
تنها یک نفر از این دست افراد در هر صد سال ظهور می‌کنه

46:07.514 --> 46:09.683
لو متاهل بود و سه پسر داشت

46:11.481 --> 46:24.281

آخرین بازمانده
دوستش درگذشته، زندگیِ او چون نمايشی پر احساسات‌  است، شغلش در معرض خطر
بهای سنگین کانرد انکر بودن

46:15.481 --> 46:16.648
من باید جای اون می‌بودم

46:18.734 --> 46:20.527
عذاب مثل خوره به جون نجات‌یافته می‌افتاده

46:22.154 --> 46:24.281
...بدترین بخش اینه که آدم یه عالمه

46:26.116 --> 46:27.117
...یعنی کلی

46:28.452 --> 46:30.496
...افکار ناخوشایند به جونش می‌افته

46:32.164 --> 46:33.248
مثه چی؟

46:34.416 --> 46:38.128
به خودکشی فکر میکنی

46:39.713 --> 46:41.882
...می‌بینی خودت زنده موندی... در حالی که

46:43.175 --> 46:45.886
ارزش دیگران از تو بیشتر بوده

46:47.971 --> 46:49.056
...دیگران

46:50.432 --> 46:52.226
...اون... اون فردی که جونشو از دست داده

46:56.897 --> 47:03.362
احساس خیلی ناراحت‌کننده‌ایه
چون دیگه نمی‌تونه برای بچه‌هاش پدری کنه

47:07.741 --> 47:10.035
خب من چه کاری... می‌تونم برای الکس انجام بدم؟

47:10.118 --> 47:12.871
چه کاری باید براش انجام بدم و چه کاری می‌تونم انجام بدم؟

47:21.964 --> 47:23.090
...لوازمو گذاشتم توی

47:27.803 --> 47:29.346
...ماشین تویوتا

47:30.264 --> 47:32.516
و برای کریسمس اومدم به مونتانا

47:33.642 --> 47:35.686
برای کریسمس اومدم پیش شما

47:52.786 --> 47:56.790
کانرد که رسید جلوی در خونه رو خوب یادمه

48:00.335 --> 48:04.172
بهش نگاه می‌کردم و اون به سختی جلوی گریه‌شو گرفته بود

48:04.590 --> 48:08.594
وقتی دیدمش، بغلش کردم

48:08.677 --> 48:11.221
و اونم گفت می‌خوام شماها رو ببرم دیزنی‌لند

48:12.514 --> 48:15.684
الکس می‌خواست شما رو ببره اونجا و حالا من می‌خوام کنار شما باشم

48:35.704 --> 48:36.830
خیلی باحال بود

48:36.914 --> 48:39.708
باید بریم سوار اون یکی بشیم

48:45.047 --> 48:48.967
بودن در کنار اون، مثل این بود که در کنار الکس باشم

48:50.677 --> 48:53.972
یه احساس خوب و آرامش‌دهنده داشت

48:57.059 --> 48:58.352
مکس: تو از اون موقع چی یادته؟

49:00.020 --> 49:01.480
...من یادمه که

49:05.275 --> 49:09.446
بودن اون خیلی بهمون آرامش می‌داد
حس داشتن دوباره پدر و مادر با هم

49:15.494 --> 49:17.245
سم اومد پیشم و گفت

49:18.080 --> 49:19.456
تو بابای ما میشی؟

49:21.208 --> 49:23.585
خیلی خوب میشه بابامون بشی" و جنی هم چشماش گرد شده بود"

49:26.254 --> 49:28.173
...اما، آره، یعنی

49:31.176 --> 49:33.136
...من و جنی احتمالن

49:35.013 --> 49:36.682
...بهش فکر کرده بودیم، اما هیچ کدوم

49:37.349 --> 49:43.939
در اون موقع به زبون نیاورده بودیم

49:59.830 --> 50:02.082
هیچ وقت نمی‌دونی سرنوشت برات چی در نظر داره

50:09.006 --> 50:14.177
اول شما به رابطه‌ای فراتر از دوستی با مامان فکر کردی؟

50:17.681 --> 50:18.682
آره

50:20.684 --> 50:25.022
یادته کی بود که حسی عاشقانه بهش پیدا کردی؟

50:26.398 --> 50:27.399
آره

50:31.028 --> 50:33.280
...اون موقع که اومد اینجا بهمون سر بزنه

50:34.322 --> 50:39.202
می‌دونستیم که حس هردومون به هم در حال افزایشه

50:43.123 --> 50:45.292
ولی هیچ‌وقت در موردش حرف نزده بودیم

50:49.171 --> 50:50.547
شما تعجب کردی؟

50:53.633 --> 50:54.634
...نه

50:55.343 --> 50:57.345
فکر کنم هردومون می‌دونستیم که داره اتفاق می‌افته

50:58.221 --> 50:59.639
فقط منتظر بودیم که خودش اتفاق بیافته

51:02.768 --> 51:05.687
...به نظرم کششی بینمون در حال رخ دادن بود و ما

51:07.189 --> 51:11.399
اجازه دادیم جریانش ما رو با خودش همراه کنه

51:14.738 --> 51:16.948
...سه ماه بعد از بهمن

51:19.242 --> 51:20.994
عشق بین ما جوونه زد

51:26.249 --> 51:29.920
براتون باورپذیر نبود، درسته؟ با اونهمه خشم و اندوه؟

51:30.045 --> 51:32.964
فکر کنم همه‌ی این چیزا رو همه تجربه می‌کنن، درسته؟

51:33.507 --> 51:35.175
وقتی کسی که عاشقش هستی رو از دست میدی

51:36.426 --> 51:38.136
شکه شدن، وحشت کردن

51:39.304 --> 51:40.639
...نمی‌خوای باورش کنی، ولی خب

51:43.183 --> 51:44.935
...یه چیز نانوشته‌ای هست که

51:46.144 --> 51:47.813
...باید یه نفر

51:48.688 --> 51:51.817
یه کاری بکنه... برای کمک کنارت باشه

51:51.900 --> 51:53.777
...و شما هم تردید نمی‌کردی که تلفنـو برداری و

51:53.860 --> 51:56.822
بگی: کانرد، به کمک نیاز دارم

51:57.239 --> 52:00.909
تا همین حالا چندین بار کمک خواستم

52:01.868 --> 52:02.911
اونم همیشه اومده کمکمون

52:04.621 --> 52:08.291
این یه نامه از الکسه که وقتی روی دیواره بوده نوشته
جنی عزیزم

52:08.375 --> 52:11.419
گلهای کوچیک کوه‌های آلپ هر روز شکوفا می‌شن

52:11.503 --> 52:19.469
فکر می‌کنی بتونی یه جوری این گلها رو با عشقی که بینمون هست پیوند بدی و نقاشی کنی؟

52:20.887 --> 52:25.058
نامه رو این جوری امضا کرده: تا قیامت عاشقتم، الکس-
می‌دونم-

52:26.351 --> 52:28.019
هنوزم اون عشقو احساس می‌کنم

52:31.439 --> 52:37.112
بار سنگین اون وضعیت رو می‌تونی احساس کنی؟

52:37.195 --> 52:40.574
...اوه، نه، عشق بود، یعنی ما عاشق شده بودیم و

52:44.119 --> 52:45.370
...منظورم اینه که

52:46.580 --> 52:52.835
دیگه سبک سنگین کردن و در نظر گرفتن جوانب مثبت و منفی اهمیتی نداشت
ما عاشق هم شده بودیم

52:54.004 --> 52:56.214
یادمه یه بار دیدم که همدیگه رو بوس می‌کردین

52:57.507 --> 52:58.633
منم یادمه

52:59.634 --> 53:04.556
تو اولش از دست من ناراحت بودی. می‌گفتی: مامان
چطوری می‌تونی عاشق یکی دیگه بشی؟

53:06.099 --> 53:09.352
مثل برادرات زیاد با کانرد گرم نمی‌گرفتی

53:10.103 --> 53:12.105
همش می‌گفتی حالا این یعنی چی؟

53:12.189 --> 53:14.482
یعنی می‌گفتی اگه بابا برگرده چی؟

53:16.860 --> 53:19.696
سرسختانه قبول نمی‌کردی که اون دیگه مرده

53:22.032 --> 53:27.621
اما مکس به نوعی تایید عشق من به الکس بود

53:27.829 --> 53:32.792
...نمی‌خواستم اجازه بدم که درد نبودن او

53:35.045 --> 53:40.133
مانع باز کردن قلبم برای ابراز عشق به فرد دیگه‌ای بشه

53:42.135 --> 53:43.220
ارزشش رو داشت

53:44.512 --> 53:45.513
چرا؟

53:45.972 --> 53:47.182
چرا؟

53:47.265 --> 53:50.644
عاشق کسی بودن چه ارزشی داره؟-
...یعنی نمی‌تونم-

53:52.979 --> 53:54.773
...نمی‌تونم تصور کنم که

53:55.815 --> 53:59.486
...از اتفاقی به اون خُردکنندگی

54:00.946 --> 54:03.782
تونستی به اون سرعت عبور کنی

54:04.491 --> 54:07.202
...من سه تا بچه داشتم و

54:08.245 --> 54:11.122
و زندگی هم به سرعت در جریان بود

54:12.040 --> 54:14.209
در نتیجه باید تصمیم  می‌گرفتم

54:14.292 --> 54:17.878
و باید کاری می‌کردم و باید به سرعت هم انجام می‌شد

54:18.046 --> 54:20.465
مثل این که فرصتی برای تلف کردن نداشته باشی

54:21.925 --> 54:24.386
وقتی برای فکر کردن بیشتر نبود، مکس

54:25.220 --> 54:26.596
باید عمل می‌کردم

54:38.984 --> 54:41.319
بعد بهش گفتم که فقط من نیستم

54:41.403 --> 54:44.322
این سه تا پسر بچه هم به زودی عاشقت میشن

54:45.824 --> 54:47.200
اونم گفت تا آخرش هستم

54:50.036 --> 54:54.124
یک سال بعد از مرگ الکس اومد به شهر بوزمن  پیش ما

54:57.961 --> 55:03.174
حضور فیزیکی شما در اون خونه‌ای که قبلن متعلق به الکس بود چه احساس داشت؟

55:07.846 --> 55:09.014
...خب

55:10.015 --> 55:13.310
...منطقی بود، یعنی از روی اجبار نبود

55:14.269 --> 55:15.270
...یه جور

55:18.106 --> 55:19.149
...پیشرفت

55:20.442 --> 55:21.985
طبیعی

55:26.197 --> 55:29.492
یادمه انگار بدون هیچ فاصله‌ای از اون دوره عبور کردیم

55:30.243 --> 55:32.954
...و بعد هم که خب یه مدت کوتاه طول کشید تا

55:33.038 --> 55:37.208
...کانرد رو در شکل و شمایل پدرانه قبول کنیم

55:38.335 --> 55:39.627
...اما

55:40.628 --> 55:42.380
فکر کنم خیلی زود از اون مرحله گذشتیم

55:46.384 --> 55:48.428
به نظرت چرا اون‌قدر سریع اونو پذیرفتیم؟

55:50.597 --> 55:53.683
...توی خاطرات من این جور به نظر میاد که انگار

55:53.767 --> 55:57.562
یه کلید خاموش شد و یه کلید دیگه روشن

55:58.480 --> 56:00.190
می‌فهمی منظورم چیه؟-
آره-

56:02.692 --> 56:06.738
نمی‌دونم، فکر کردن بهش هم عجیبه

56:14.913 --> 56:17.665
تا حالا به این فکر کردی که الکس در این مورد چه فکری می‌کرد؟

56:19.959 --> 56:21.002
اوه آره

56:21.878 --> 56:25.757
بارها و بارها
...کلی در این مورد خواب دیدم

56:26.883 --> 56:29.386
که مثلن... الکس برگرده، می‌دونی؟

56:29.719 --> 56:32.972
یعنی واقعن یه دفعه پیداش بشه و من حیرون بهش بگم

56:33.390 --> 56:37.185
تو چرا اومدی؟ کانرد این‌جاست

56:37.394 --> 56:39.354
کانرد هم از این خوابها می‌دید

56:40.230 --> 56:41.689
آره

56:46.653 --> 56:47.654
من می‌خوام فیلم بگیرم

56:47.779 --> 56:48.905
جدی؟-
آره-

56:48.988 --> 56:49.989
الان کجاییم؟

56:51.616 --> 56:53.159
ایتالیا-
چرا اومدیم اینجا؟-

56:53.618 --> 56:55.537
واسه عروسی-
عروسی کی؟-

56:56.287 --> 56:58.081
تو و مامان-
عجب-

56:59.249 --> 57:04.003
من به چشم عروسی خودم و کانرد بهش نگاه نمی‌کردم، به نظرم عروسی ما و کانرد بود

57:05.004 --> 57:06.506
به همراه شما پسرا

57:08.258 --> 57:17.559
اینجا جمع شده‌ایم تا با سرور فراوان شاهد جشن ازدواج جنیفر لو و کانرد انکر باشیم

57:17.976 --> 57:19.644
پشت سرتون هم حرف و حدیث بود؟

57:20.603 --> 57:25.150
آره، عده‌ای بودن که بدگویی می‌کردن و چیزای زشتی می‌گفتن

57:26.067 --> 57:28.361
...کشیش: این مکان را جنی و کانرد

57:28.486 --> 57:31.406
...به عنوان مکان ازدواج خود انتخاب کردند

57:31.489 --> 57:35.743
...می‌گفتن خیلی زوده، الکس مثه برادرت بود

57:36.828 --> 57:40.498
...زندگیتون دووم نمیاره

57:42.459 --> 57:47.213
کانرد تو زمانی وارد زندگی من شدی که بی‌نهایت درمونده بودم

57:47.881 --> 57:49.841
و بهم نشون دادی که دوباره می‌تونم عاشق بشم

57:50.467 --> 57:53.553
عشق شما زودگذره، چرا می‌خوای بازم اونو بچه‌ها عذاب بکشن؟

57:54.721 --> 57:57.640
تو که به زودی اونا رو ترک می‌کنی

57:59.726 --> 58:01.227
...امروز به عنوان شوهر

58:02.395 --> 58:03.438
به زندگیت وارد می‌شم

58:04.397 --> 58:08.902
و به عنوان پدر برای پسرهات، به عنوان پدر برای پسرهای فوق‌العاده‌ی الکس

58:10.111 --> 58:12.447
به عنوان دوست و تا ابد عاشقت خواهم بود

58:14.991 --> 58:17.702
می‌گفتن قبل از مرگ الکس شما با هم سر و سری داشتین؟

58:17.785 --> 58:20.580
...می‌دونی، از این حرفای مزخرف پشت سرمون بود، اما

58:22.290 --> 58:23.583
مهم نیست

58:24.584 --> 58:28.046
به نام عشقی که بین شما وجود دارد، اکنون شما را زن و شوهر اعلام می‌کنم

58:37.680 --> 58:39.057
حس خوبی داشتم

58:40.850 --> 58:43.019
خیلی خوب، انگار معجزه شده باشه

58:43.102 --> 58:44.103
لبخند بزنین

58:44.187 --> 58:46.356
قیافه‌هاشونو ببین

58:48.566 --> 58:50.068
...به اقیانوس نگاه کردیم

58:52.362 --> 58:53.905
و یه زندگی تازه رو آغاز کردیم

58:56.991 --> 58:58.368
آفرین سم

58:59.327 --> 59:03.830
الکس این خانواده رو بنیان گذاشت و ما قراره به سرانجام برسونیمش

59:11.714 --> 59:13.591
عجب سدی ساختی مکس

59:13.758 --> 59:16.302
ماسه‌ی بهتر از این نتونستی پیدا کنی؟

59:19.264 --> 59:20.515
خوب خوابیدین بچه‌ها؟

59:32.277 --> 59:35.988
به نوعی میشه گفت که پایان کار مثل داستانهای افسانه‌ای بود

59:36.322 --> 59:38.741
از اون پایان‌هایی که مردم دوست دارن بشنون

59:40.076 --> 59:41.744
از اون پایان‌هایی که منم خوشم میاد

59:42.704 --> 59:45.999
هر چند دلم می‌خواست آخرش یه اژدها هم داشت که من سوارش می‌شدم

59:46.082 --> 59:49.085
و پرواز می‌کردم و می‌رفتم

59:57.302 --> 59:59.762
اول از همه من یه پای سیب درست می‌کنم

59:59.846 --> 01:00:01.139
و دو تا پای کدوحلوایی

01:00:01.598 --> 01:00:03.641
می‌تونیم یه برنامه‌ی آشپزی درست کنیم

01:00:03.725 --> 01:00:08.813
تو هم بشی یه مامان آشپز

01:00:11.107 --> 01:00:14.444
میشه موهای منو بگیری عقب عزیزم-
البته، باید می‌بستیشون-

01:00:14.527 --> 01:00:15.903
یادم رفت ببندم

01:00:16.487 --> 01:00:18.072
سرتو بده عقب-
باشه-

01:00:18.239 --> 01:00:21.409
بفرما، درست شد

01:00:34.505 --> 01:00:36.382
...اوایل اون می‌گفت

01:00:36.466 --> 01:00:39.469
من دیگه از خیر کوه و کوهستان گذشتم، دیگه برنمی‌گردم اونجا

01:00:40.011 --> 01:00:41.971
ارزششو نداره

01:00:43.890 --> 01:00:48.561
دردی که تو و خونوادت می‌کشین از همون به وجود اومده

01:00:51.356 --> 01:00:54.150
خب البته اون موقع اینو گفت

01:00:55.360 --> 01:00:56.903
...اما بعد

01:00:58.071 --> 01:01:02.158
مدت زیادی هم نشد که دوباره کوهستان اونو به سمت خودش کشید

01:01:10.833 --> 01:01:13.086
روحش اونجا تغذیه می‌شد

01:01:14.629 --> 01:01:16.297
منم اینو درک می‌کردم

01:01:23.638 --> 01:01:24.931
خیلی باحاله رفیق

01:01:25.556 --> 01:01:28.810
چه حسی داشتی که کانرد دوباره کوهنوردی می‌کرد؟

01:01:30.853 --> 01:01:35.400
...به این فکر می‌کردم که همون اتفاق الکس دوباره رخ بده، ولی

01:01:38.945 --> 01:01:42.281
خب اون نمی‌تونست به چیزی که عاشق انجام دادنشه پشت کنه

01:01:49.163 --> 01:01:51.207
می‌ترسیدی که ممکنه اونم جون خودشو از دست بده؟

01:01:53.000 --> 01:01:54.544
آره، صد در صد

01:01:55.920 --> 01:02:02.343
...خیلی وقتا به این فکر می‌کردم که ممکنه اون تو یه صعود بمیره و

01:02:03.845 --> 01:02:06.013
آره، چیز خوشایندی نیست که بهش فکر کنی

01:02:15.898 --> 01:02:17.442
یادته موقعی که ما رو به فرزندخوندگی قبول کرد؟

01:02:18.651 --> 01:02:19.694
آره

01:02:20.111 --> 01:02:22.447
من و آیزاک و مامان فامیلمون رو عوض کردیم

01:02:23.197 --> 01:02:26.367
اما تو فامیلی "لو" رو نگه داشتی

01:02:29.704 --> 01:02:32.415
ولی من نمی‌دونم چی شد، فقط یادمه که این طوری شد

01:02:35.293 --> 01:02:36.294
آره

01:02:37.420 --> 01:02:39.547
خودمم نمی‌دونم چرا اون‌طوری شد

01:02:48.556 --> 01:02:51.350
بهتر نیست یه کم اینا رو این‌ور اون‌ور کنیم که خوب بپزه؟

01:02:52.226 --> 01:02:54.520
آره-
حسابی آبدار شده-

01:02:55.438 --> 01:02:57.607
به الکس میگی بابا یا به کانرد؟

01:03:00.610 --> 01:03:02.320
من به کانرد میگم بابا

01:03:04.614 --> 01:03:06.824
وقتی در مورد الکس حرف می‌زنیم، من بهش میگم الکس

01:03:08.618 --> 01:03:10.620
کانرد تنها پدریه که من می‌شناسم

01:03:12.246 --> 01:03:13.915
اِ، سمی رو ببین-
آره-

01:03:14.499 --> 01:03:17.335
سمی انگار چهار سال توی یه کلاه زندگی کرده

01:03:17.418 --> 01:03:20.379
اصلن اون کلاه رو از سرش برنمی‌داشت
نگاه کن چیا نوشتن

01:03:20.630 --> 01:03:25.051
دوسِت دارم، فکر کنم تو خیلی خوبی، چون هممون رو دوست داری

01:03:25.176 --> 01:03:26.886
دوسِت دارم، سم

01:03:27.637 --> 01:03:30.556
از هر جهت یا به هر دلیل، کانرد پدر ما بود

01:03:32.809 --> 01:03:36.437
شاید برای تو کمتر از ما، چون تو چهار سال بیشتر از ما الکس رو می‌شناختی

01:03:36.896 --> 01:03:38.105
اینم مکس

01:03:38.815 --> 01:03:41.651
به نظرت کانرد از این مقایسه خبر داره؟

01:03:43.736 --> 01:03:44.737
آره

01:03:45.613 --> 01:03:48.533
می‌دونم که خبر داره، چون زیاد در موردش حرف زدیم

01:03:49.283 --> 01:03:52.620
...کانرد عزیز، ازت ممنونم که قبول کردی

01:03:52.703 --> 01:03:54.372
بابای پسرامون باشی

01:03:54.872 --> 01:03:56.582
تمام اون خاطرات عالی‌ای که با هم داشتیم

01:03:56.666 --> 01:03:59.585
تار و پود خانواده‌ی ما رو شکل داده و عشقی که با هم به اشتراک گذاشتیم

01:04:00.086 --> 01:04:02.588
ازت ممنونم، روز پدر مبارک، با عشق، جنی

01:04:08.678 --> 01:04:09.887
تو خودت بهترینی

01:04:10.012 --> 01:04:15.226
من تو خونه‌ی اون زندگی می‌کردم، با بیوه‌ی اون
عروسی کرده بودم و پسرای اون رو بزرگ می‌کردم

01:04:16.352 --> 01:04:18.437
مردم که منو می‌دیدن، بهم می‌گفتن الکس

01:04:18.521 --> 01:04:21.566
...انگار من تو سایه زندگی می‌کردم

01:04:23.568 --> 01:04:26.237
من تو سایه زندگی می‌کردم و بهترین کاری که ازم برمی‌اومد رو انجام می‌دادم

01:04:39.625 --> 01:04:40.751
تو پسر من هستی

01:04:42.169 --> 01:04:44.797
من خانواده‌ی دیگه‌ای ندارم، خانواده‌ی من اینه

01:04:49.844 --> 01:04:51.053
الکس مرده بود

01:04:52.513 --> 01:04:56.434
اون رفته بود. من می‌دونستم، چون خودم اونجا بودم

01:05:00.021 --> 01:05:01.564
ما شدیم یک خانواده

01:05:05.026 --> 01:05:06.527
...به یک دلیل قاطع

01:05:16.370 --> 01:05:19.080
این که می‌دونستیم الکس برنمی‌گرده

01:05:27.000 --> 01:05:34.080
هیمالیای تبت
آوریل 2016

01:05:35.765 --> 01:05:40.019
دیوید: در سال 2016، من در منطقه‌ی رخ جنوبی شیشاپانگما بودم

01:05:41.395 --> 01:05:45.024
روز زیبایی بود، آسمون آبی بود

01:05:45.232 --> 01:05:50.029
و در دوردست، می‌شد قله‌های شش، هفت هزار متری رو دید

01:05:50.112 --> 01:05:56.202
انگار به ردیف کنار هم بودن. می‌دونی، توی
کوهستان تمام رنگهایی که می‌بینی، طبیعی هستن
<i>دیوید گوتلر، کوهنورد</i>

01:05:56.202 --> 01:06:02.541
همه جا به رنگ سفید و سیاه و خاکستریه، رنگای سنگ
<i>دیوید گتلر، کوهنورد</i>

01:06:06.587 --> 01:06:09.840
...ولی اونجا یه نقطه‌ی رنگی

01:06:11.926 --> 01:06:13.219
روی برفا بود

01:06:13.386 --> 01:06:23.687
وقتی مدت زیادی توی اون محیط بوده باشی، همچین چیزی بی‌درنگ
توجه آدمو به خودش جلب می‌کنه، چون متعلق به اون محیط نیست

01:06:28.150 --> 01:06:32.780
من و کانرد داشتیم سالگرد ازدواجمون رو جشن می‌گرفتیم

01:06:35.783 --> 01:06:36.784
...و

01:06:38.077 --> 01:06:40.788
تلفن کانرد زنگ زد و دیوید گتلر بود

01:06:42.915 --> 01:06:47.420
از روی حالت چهره‌ش فهمیدم که خبر خیلی سختی بهش داده

01:06:49.547 --> 01:06:52.883
...بعدش، می‌دونی، تلفن رو قطع کرد و به من گفت

01:06:54.010 --> 01:06:58.973
دیوید گتلر بدنشون رو پیدا کرده، باید خودشون باشن

01:07:02.852 --> 01:07:05.688
شانزده سال پس از مدفون شدن در زیر بهمن

01:07:05.771 --> 01:07:10.026
پیکرهای کوهنورد آمریکایی الکس لو و فیلم‌بردار او دیوید بریجز

01:07:10.234 --> 01:07:12.278
در کوهستان‌های تبت پیدا شد

01:07:32.798 --> 01:07:34.759
در اون لحظه چی تو ذهنت می‌گذشت؟

01:07:37.678 --> 01:07:41.974
به نظرم انگار زنده شده باشه، یعنی انگار برگشته باشه

01:07:43.100 --> 01:07:44.143
آهان

01:08:04.413 --> 01:08:06.332
...یه حس دلهره و ترس داشتم

01:08:07.291 --> 01:08:11.629
از این که دیدن اون بعد از 17 سال چطوری خواهد بود؟

01:08:25.059 --> 01:08:29.105
با خیره‌کننده‌ترین مناظر احاطه شده بودیم

01:08:30.940 --> 01:08:36.529
از طرفی حس ناخوشایند دلیل بودنمون در این منطقه هم بود

01:08:57.049 --> 01:08:58.759
من به نوعی از تبت متنفر بودم

01:09:00.052 --> 01:09:01.762
اما حالا که از نزدیک اونجا رو می‌دیدم

01:09:05.182 --> 01:09:07.768
متوجه شدم که چرا الکس این بالاها رو دوست داشت

01:09:10.563 --> 01:09:15.818
دیگه از دست کوهستان عصبانی نبودم

01:09:47.000 --> 01:09:52.500
شیشاپانگما، کمپ اصلی، تبت

01:10:10.039 --> 01:10:11.373
...آره، به نظرم بریم بالا که

01:10:13.125 --> 01:10:16.879
یادت میاد از کدوم طرف اومدی پایین؟

01:10:16.962 --> 01:10:19.590
یا اون بالا موندی... قسمت بلندتر زمین؟

01:10:19.798 --> 01:10:22.593
انگار دوباره همه‌ی او قضایا اومده بود جلوی چشمم

01:10:25.221 --> 01:10:28.432
...عذابی که از زنده موندن خودم کشیده بودم

01:10:30.100 --> 01:10:33.969
چیزایی که از خودم می‌پرسیدم و شکی که به خودم داشتم

01:10:34.104 --> 01:10:36.190
چرا من زنده موندم و اونا مردن؟

01:10:39.318 --> 01:10:41.028
تمام او پرسشها برگشته بود

01:11:33.998 --> 01:11:35.416
چقدر مونده بهشون برسیم؟

01:11:37.209 --> 01:11:38.877
5.22کیلومتر-
باید راه بیافتیم-

01:11:39.712 --> 01:11:40.921
...ببین یه چیزی درست نیست

01:11:42.006 --> 01:11:44.008
یعنی اون طرف کوهستان اتفاق افتاده بود

01:11:44.091 --> 01:11:45.175
آره

01:11:46.135 --> 01:11:47.761
خیله خب، بهتره راه بیافتیم

01:11:48.846 --> 01:11:50.347
...من عقب موندم، چون

01:11:52.933 --> 01:11:55.978
...نمی‌دونستم... یعنی نمی‌دونستم که می‌تونم برم اون بالا

01:11:59.273 --> 01:12:01.734
و اونو ببینم

01:12:24.882 --> 01:12:26.800
اونا با اون برانکاردا اومدن پایین

01:12:27.634 --> 01:12:30.262
تو می‌دیدی که می‌اومدن پایین-
آره-

01:12:45.110 --> 01:12:46.779
سلام مکس-
سلام-

01:14:09.653 --> 01:14:11.113
برو جلو، آروم

01:14:22.833 --> 01:14:27.212
فقط می‌دونستیم بعد از این همه سال، اون توی اون کیسه‌ست

01:14:34.052 --> 01:14:38.807
آخه بعد از 17 سال، هنوز بدنشون تجزیه نشده بود

01:14:41.351 --> 01:14:42.853
جلیقه‌ش پاره شده

01:14:44.188 --> 01:14:45.689
علامت روی سینه‌شو ببین

01:14:46.940 --> 01:14:49.526
سرش این‌طوری پایین بود

01:14:50.736 --> 01:14:55.073
من از کلاسای بهمن‌شناسی می‌دونستم

01:14:55.157 --> 01:14:59.536
که این گرفتن وضعیت بهمنه، در نتیجه فهمیدم که

01:14:59.745 --> 01:15:04.625
احتمالن وقتی زیر بهمن دفن می‌شده، هنوز زنده بوده

01:15:04.708 --> 01:15:06.543
و بعد خفه شده

01:15:08.086 --> 01:15:09.838
احتمالن مرگش فوری نبوده

01:15:10.797 --> 01:15:13.050
شاید چند دقیقه طول کشیده

01:15:22.059 --> 01:15:27.648
ولی دیدم که حلقه‌ی ازدواجش به قلبش فشرده شده

01:15:37.616 --> 01:15:39.493
من بازوشو کشیدم جلو

01:15:42.037 --> 01:15:44.998
و حلقه رو از انگشتش درآوردم

01:15:49.294 --> 01:15:53.090
همون حلقه‌ای که سالها پیش خودم دستش کرده بودم

01:15:53.840 --> 01:15:56.134
و این برام سخت‌ترین کار بود

01:15:58.804 --> 01:16:00.847
اما می‌خواستم اون حلقه رو پیش خودم نگه دارم

01:16:03.350 --> 01:16:07.896
واسه همین حلقه رو دست خودم کردم و بعد دستشو گرفتم

01:16:09.106 --> 01:16:11.608
انگشتاش این‌جوری دور انگشتای من می‌پیچید

01:16:11.692 --> 01:16:15.028
اما بعد از اون 17 سال، انگشتاش کوچیک شده بود

01:16:15.821 --> 01:16:18.156
و شده بود اندازه‌ی انگشتای خودم

01:16:21.368 --> 01:16:26.498
...با این حال هنوزم دست خودش بود و من می‌تونستم دستمو

01:16:27.583 --> 01:16:31.753
توی دستش فشار بدم، درست مثل وقتی که زنده بود و با هم خداحافظی می‌کردیم

01:17:15.714 --> 01:17:27.392
آدم هرگز فکر نمی‌کنه که با جسد قهرمانش در چنان وضعیتی روبرو بشه، خیلی سخته

01:17:38.403 --> 01:17:44.534
اون ایده‌ی سوپرمن بودنش به نوعی برای من دیگه وجود نداشت

01:17:47.120 --> 01:17:48.664
اونم فقط یه آدم بود

01:18:36.169 --> 01:18:38.714
فکر نمی‌کنم چیزی توش باشه

01:18:38.797 --> 01:18:40.590
فکر کنم باشه، کارت حافظه داره

01:18:42.968 --> 01:18:44.761
بهتر نیست اول یه کم تمیزش کنی؟

01:18:45.220 --> 01:18:46.221
آره

01:18:50.684 --> 01:18:52.686
اسم و نشونیش رو روی همه چیز می‌نوشت

01:18:53.186 --> 01:18:55.939
کانرد هم همین کارو می‌کنه

01:18:57.149 --> 01:18:58.150
خب وقتی در حال سفر هستی

01:18:58.233 --> 01:18:59.860
باید مطمعن بشی وسایلت به دستت می‌رسه

01:18:59.943 --> 01:19:00.944
آره

01:19:01.820 --> 01:19:03.822
خب، وقتشه

01:19:04.448 --> 01:19:05.866
ایناهاش

01:19:07.117 --> 01:19:08.243
بارگذاری شد

01:19:13.123 --> 01:19:15.333
آه، مکس

01:19:17.127 --> 01:19:20.130
آره، همون کارت تولد، یادمه داشت اینو درست می‌کرد

01:19:21.423 --> 01:19:23.508
عجب، این آخرین کارش بوده

01:19:33.226 --> 01:19:34.644
اینجا قشنگ نیست؟

01:19:35.145 --> 01:19:36.354
صبح بخیر مکس

01:19:38.064 --> 01:19:41.359
این بالا توی چای‌خانه‌ی شرپاها دارم صبحانه می‌خورم

01:19:41.443 --> 01:19:43.779
اما دارم به تو فکر می‌کنم که توی خونه از خواب بیدار شدی

01:19:45.906 --> 01:19:48.366
و شاید داری با مامانت پنکیک یا وافل می‌خوری

01:19:51.077 --> 01:19:55.373
توی این روستا که اسمش نمچه بازار هست، کلی پسر هم سن و سال تو هست

01:19:57.501 --> 01:19:59.628
با جعبه‌های پلاستیکی سورتمه‌سواری می‌کنن

01:20:01.171 --> 01:20:03.924
بعد از صبحانه قراره به سمت اورست حرکت کنیم

01:20:06.426 --> 01:20:07.469
تو در چه حالی؟

01:20:10.889 --> 01:20:11.890
دلم برات تنگ شده

01:20:13.391 --> 01:20:16.144
خیلی دوسِت دارم. خیلی دوست دارم زودتر برگردم خونه

01:20:16.228 --> 01:20:18.271
که در کنارت باشم. امروز بهت خوش بگذره

01:20:19.231 --> 01:20:23.026
با عشق، بابا-
این یه نامه‌ست از سال 1993-

01:20:23.276 --> 01:20:25.403
دیشت ماه کامل بود و خیلی نورانی

01:20:25.487 --> 01:20:29.491
وقتی به ماه نگاه می‌کردم، به این فکر می‌کردم که چقدر دوسِت دارم

01:20:30.033 --> 01:20:34.871
و امیدوارم تو هم بتونی ببینی و بدونی که من چقدر دوسِت دارم

01:20:35.914 --> 01:20:38.667
اون قبلن یه آهنگی می‌خوند، یادته؟

01:20:38.750 --> 01:20:40.460
آره-
میتونی بخونی؟-

01:20:40.836 --> 01:20:45.173
من ماه رو می‌بینم و ماه هم منو می‌بینه
ماه کسی رو می‌بینه که من دوست دارم ببینمش

01:20:47.509 --> 01:20:50.178
واسه من این دیوانه‌وارترین بخش کل این ماجرا بود

01:20:50.262 --> 01:20:52.222
یعنی سر کشیدن به همه‌ی این چیزا

01:20:53.056 --> 01:20:57.060
می‌دونی کانرد بود که می‌خواست هر چیزی که از الکس باقی مونده رو نگه داریم

01:20:57.686 --> 01:21:01.398
کانرد تو همه‌ی این سالها خیلی بیشتر از من

01:21:01.982 --> 01:21:05.735
تلاش می‌کرد که این چیزها رو حفظ کنه

01:21:07.320 --> 01:21:08.697
این از طرف کانرده

01:21:12.993 --> 01:21:13.994
بده ببینم

01:21:16.413 --> 01:21:19.165
جنی عزیز، امیدوارم این نامه به تو روحیه بده

01:21:19.374 --> 01:21:20.542
...لحظه‌ای وجود نداره

01:21:22.335 --> 01:21:25.297
که من به شما چهار نفر فکر نکنم

01:21:26.047 --> 01:21:28.216
گاهی برای خودم هم سخته

01:21:28.592 --> 01:21:32.220
قبل از خواب گریه می‌کنم و بعد از بیداری دندونهام رو به هم می‌فشارم

01:21:32.304 --> 01:21:33.930
و افکار خیلی تاریکی در ذهنم وجود داره

01:21:34.848 --> 01:21:37.517
با این اندیشه که تو اونجا هستی نیرو می‌گیرم

01:21:37.642 --> 01:21:40.979
تو و پسرها کسانی هستین که من می‌خوام بهشون کمک کنم و مراقبتون باشم

01:21:41.396 --> 01:21:45.942
می‌خوام کنار پسرها باشم تا بزرگ بشن

01:21:47.444 --> 01:21:50.947
تا مرد بشن، این کاریه که امید دارم انجام بدم

01:21:53.033 --> 01:21:54.034
...این نامه رو

01:21:55.118 --> 01:21:57.996
در حدود یه ماه بعد از مرگ الکس نوشته

01:22:03.793 --> 01:22:05.295
و به قولش هم عمل کرد

01:22:24.564 --> 01:22:26.107
کمکم کرد درک کنم

01:22:31.780 --> 01:22:34.199
و این که بهش نشون بدم که

01:22:35.283 --> 01:22:36.493
ما هم چقدر دوسش داریم

01:22:41.748 --> 01:22:42.958
همین‌طور تو مامان

01:22:48.672 --> 01:22:50.840
نه، وایسا، این دست، این طوریه

01:22:51.716 --> 01:22:54.552
آره، دست تو هم مثه دست بابات بزرگتر از مال منه

01:23:05.772 --> 01:23:10.110
امیدوار بودم که تو هم قبول کنی

01:23:10.652 --> 01:23:13.238
که کسی رو از دست دادی

01:23:14.489 --> 01:23:16.408
ولی هنوز کسایی هستن که دوسشون داشته باشی

01:23:21.287 --> 01:23:22.998
الکس آدم خوشبختی بود

01:23:24.708 --> 01:23:27.293
که بهترین دوستش

01:23:28.586 --> 01:23:30.255
که خیلی دوسِش داشت

01:23:32.173 --> 01:23:33.550
عاشق من شده بود

01:23:36.052 --> 01:23:37.554
و عشق تک تک شماها

01:23:45.353 --> 01:23:47.313
اون واقعن آدم خوش‌شانسی بود

01:23:49.315 --> 01:23:53.028
ما با کانرد یه زندگی فوق‌العاده و پرماجرا داشتیم

01:23:53.987 --> 01:23:55.321
که خیلی خاص هم بود

01:23:58.283 --> 01:23:59.409
احساس می‌کنم که

01:24:00.452 --> 01:24:02.245
همیشه بین ما یه

01:24:07.083 --> 01:24:08.710
فاصله‌ای بوده

01:24:10.086 --> 01:24:12.464
یعنی نمی‌تونستم در مورد بعضی چیزا باهات صحبت کنم

01:24:12.547 --> 01:24:15.592
چون به نظرم خیلی ترسناک می‌رسید که مطرحش کنم

01:24:18.803 --> 01:24:21.765
چیزایی در مورد خانواده و چیزایی در مورد الکس

01:24:23.224 --> 01:24:28.063
آره، روزی نبوده که بگذره و ما به الکس فکر نکرده باشیم

01:24:28.146 --> 01:24:31.399
و یادآوری نکرده باشیم که کی بوده و چه کارایی کرده

01:24:32.650 --> 01:24:34.235
برات سخت بوده؟

01:24:34.652 --> 01:24:35.820
گاهی

01:24:37.489 --> 01:24:38.865
آره

01:24:39.783 --> 01:24:44.120
همین که من با اون مقایسه بشم و توی سایه زندگی کنم، برام خیلی سخت بود

01:24:44.245 --> 01:24:46.456
اون آدم فوق‌العاده‌ای بود، اما کامل هم نبود

01:24:46.956 --> 01:24:51.419
اما در بیشتر مواقع، وقتی کسی از دنیا میره، زیاد مورد توجه قرار می‌گیره

01:24:51.503 --> 01:24:55.090
و تبدیل به قهرمان میشه و بهش ترفیع درجه داده میشه

01:24:56.049 --> 01:24:58.468
...و هر بار که

01:24:58.551 --> 01:25:01.888
یعنی تو هم آرزو می‌کردی که اون‌جوری کشته می‌شدی؟

01:25:01.971 --> 01:25:04.390
...آره، واسه همین... واسه همین

01:25:07.268 --> 01:25:11.439
اون افکار رو توی سرم نگه داشتم تا بتونم خانواده‌م رو تامین کنم

01:25:14.025 --> 01:25:15.026
...ولی

01:25:15.235 --> 01:25:19.404
به خاطر کاری برای خانواده‌مون کردی، همه به تو به چشم یه قهرمان نگاه می‌کنن

01:25:19.614 --> 01:25:20.990
خودت چه احساسی داری؟

01:25:22.325 --> 01:25:23.535
...عجب

01:25:26.079 --> 01:25:30.624
من به خودم راحت نمی‌گیرم، واسه همین نباید اینو از من بپرسی

01:25:35.421 --> 01:25:39.842
...فکر کنم بهتر از اینم می‌تونستم عمل کنم و کارای دیگه‌ای هم بکنم.، اما

01:25:40.343 --> 01:25:43.555
...می‌دونی، سایه‌ی الکس همیشه دور و بر ما بوده، اما

01:25:44.430 --> 01:25:46.349
...اما واسه همه‌ی ما، تو مثل

01:25:49.644 --> 01:25:51.854
یعنی تو پدر ما بودی

01:25:55.775 --> 01:25:59.737
تو از هر چیزی که من بتونم تصور کنم، کارتو بهتر انجام دادی

01:26:02.365 --> 01:26:04.075
و به همین خاطر ما همه دوسِت داریم

01:26:16.462 --> 01:26:18.089
دوسِت دارم بابا-
منم دوسِت دارم مکس-

01:27:13.500 --> 01:27:18.500
قله‌ی الکس لو، 3057 متر
بوزمن، مونتانا

01:27:20.860 --> 01:27:22.028
خیله‌خب بچه‌ها

01:27:22.820 --> 01:27:27.575
این دقیقن خاکسترش نیست، ولی بخشی از استخووناشه

01:27:28.660 --> 01:27:30.954
هر کی یه کم ازشو بگیره تو مشتش

01:27:37.126 --> 01:27:40.129
الکس: هی رفیق، بهت خوش می‌گذره؟-
آره-

01:27:41.214 --> 01:27:42.924
این همه راه از تبت

01:27:44.467 --> 01:27:46.928
آوردیمت خونه رفیق-
بگیرش سم-

01:27:48.721 --> 01:27:50.098
الکس: باحال‌ترین بخش اسکی چیه؟

01:27:50.640 --> 01:27:52.475
پایین رفتن-
آره، همینه-

01:27:53.851 --> 01:27:55.395
و یاد و خاطره‌ت رو

01:27:56.145 --> 01:27:58.439
تا آخر عمرمون حفظ می‌کنیم

01:27:59.649 --> 01:28:01.401
چون اون هم بخشی از همه‌ی ماست

01:28:02.068 --> 01:28:03.194
کانرد: دمت گرم داداش-
الکس: کانرد-

01:28:03.278 --> 01:28:04.779
کانرد: از دیدنت خوشحالم رفیق

01:28:07.282 --> 01:28:08.866
دوسِت دارم الکس لو

01:28:49.000 --> 01:28:57.000
به یاد
الکس لو ، دیوید بریگز
و همه‌ی کسانی که جان خود را در کوهستان از دست داده‌اند

01:28:57.500 --> 01:29:00.000
کارگردان
مکس لو

01:29:01.500 --> 01:29:05.000
فیلم ادامه دارد

01:29:06.500 --> 01:29:22.000
ترجمه و تنظیم
محمد علیزاده عطار

01:29:29.000 --> 01:29:40.000
در سال 2019 ساختمان و تاسیساتی در مدرسه‌ی کوهنوردی خمبو در نپال
توسط جنیفر، کانرد و پسران الکس لو  و با همین نام، ساخته و راه‌اندازی شد

01:29:40.500 --> 01:29:42.835
خیلی عالی شده

01:29:51.000 --> 01:29:59.500
در طی 17 سال گذشته، در این مدرسه برنامه‌هایی برای آموزش و تمرین کوهنوردی ایمن‌تر به
شرپاهای نپالی بنیان گذاشته شده و همچنان ادامه دارد، شرپاهایی که همگی دوست‌دار الکس لو هستند

01:29:59.644 --> 01:30:02.013
از همه‌ی کسانی که امروز اینجا هستند ممنونم

01:30:02.313 --> 01:30:06.818
کسانی که کمک کردند تا این امکانات فوق‌العاده رو در اینجا راه‌اندازی کنیم

01:30:06.901 --> 01:30:10.571
تا کمک کنیم که افراد ایمن‌تر به کوهستان صعود کنن

01:30:15.159 --> 01:30:17.036
ما رویامون رو در اینجا ساختیم

01:30:19.036 --> 01:31:52.000
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
AvaMovie.in
