WEBVTT

00:00.150 --> 00:13.150
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏ .::   www.ZarFilm.CoM  ::.

01:44.498 --> 01:45.931
برادر

01:48.869 --> 01:50.636
"ارباب "بيوتريک

01:51.672 --> 01:54.307
اون به طور کشنده اي زخمي شده

01:55.709 --> 01:57.476
...برادر

01:57.478 --> 02:00.112
...الان تو يک پادشاهي

02:00.114 --> 02:02.581
...به خوبي حکومت کن

02:02.583 --> 02:04.950
همون طور که پدرمون آرزو مي کرد

02:08.121 --> 02:10.523
اريک ، برادر

02:14.528 --> 02:18.497
همه ي اِنسان ها داستاني براي گفتن در مورد زندگيشون دارن

02:19.666 --> 02:22.735
داستان من از روزي شروع ميشه که من مي ميرم

02:28.141 --> 02:30.910
در طبيعت اتفاقات نامنظم و بي قاعده اي وجود داره

02:30.912 --> 02:34.780
وقتي که خورشيد به رنگ قرمز مي سوزه
و ماه از مسير جلوي اون عبور ميکنه

02:34.782 --> 02:37.983
اين يک خورشيد گرفتگي خونين خواهد بود

02:37.985 --> 02:40.152
زماني که يک گذرگاه باز خواهد شد

02:40.154 --> 02:42.421
گذر گاهي بين بهشت ، زمين و جهنم

02:42.423 --> 02:46.459
که وايکينگ ها اسم هاشون رو "وال هالا" ، "ميت گارد" و "هِل هِيم" گذاشتند

02:46.461 --> 02:49.095
خدايان وايکينگ ها از عتيقه هاي مقدس به عنوان کليد استفاده کردند

02:49.097 --> 02:52.365
براي باز کردن گذرگاه ها
و براي حکومت بر انسان ها

03:08.181 --> 03:11.684
اما در اثر گذشت زمان
اين داستان مفقود و تبديل به افسانه شد

03:11.686 --> 03:13.986
انسان ها خدايان وايکينگ ها را رها کردند

03:13.988 --> 03:18.023
و خداي جديد مسيحي و پسرش را درآغوش گرفتند

03:18.025 --> 03:19.191
هنوز يک خدا

03:19.193 --> 03:21.460
خداي تُندر آسمان

03:21.462 --> 03:23.195
آن را فراموش نکرد

03:23.197 --> 03:25.464
او تصميم گرفت که به شکل انسانيش تبديل بشه

03:25.466 --> 03:26.799
و کليد هارو پيدا کنه

03:26.801 --> 03:30.503
و دوباره خدايي خدايان وايکينگ ها رو برقرار کنه
براي هميشه

04:03.570 --> 04:04.670
ها؟

04:04.672 --> 04:06.038
به خط

04:08.241 --> 04:10.576
يا عيسي

04:10.578 --> 04:12.278
اسکانديناوي ها

04:12.280 --> 04:13.979
اسکانديناوي ها

04:13.981 --> 04:17.283
اسکانديناوي ها

04:17.285 --> 04:20.786
زنگ اعلام خطرو بزن
زنگ اعلام خطرو بزن

04:31.265 --> 04:35.734
اسکانديناوي ها ، اسکانديناوي ها

04:35.736 --> 04:37.169
وايکينگ هاي اسکانديناويا

04:38.638 --> 04:39.872
اونا اومدن

04:39.874 --> 04:42.641
در رو ببند

04:44.245 --> 04:47.012
حمله

05:31.057 --> 05:33.826
هيچکس قبل از من به صومعه وارد نميشه

05:33.828 --> 05:35.294
بله ارباب

06:33.153 --> 06:36.221
خداوند شمشير ماست
ايمان سپر ماست

06:47.300 --> 06:49.101
صومعه کجاست ؟

06:49.103 --> 06:51.170
اين طرف ، ارباب

07:40.453 --> 07:43.389
از اينجا خارج شو
اينجا خانه ي خداست

07:43.391 --> 07:44.723
من يک خدا هستم

07:44.725 --> 07:47.159
اين کفر گويي است
ساکت

07:52.766 --> 07:54.767
من " تور " هستم

07:54.769 --> 07:58.504
"پسر "اودين" برادر "بالدور

07:58.506 --> 08:00.506
براي چيزي به اينجا اومدم که مال تو نيست

08:00.508 --> 08:04.376
نه براي تک خداي تو و نه براي پسرش

08:05.745 --> 08:07.312
گردنبند

08:07.314 --> 08:08.914
اين يک عتيقه ي مقدسه

08:08.916 --> 08:10.049
البته که هست

08:10.051 --> 08:12.351
اين گردنبند مريم مقدسه

08:27.834 --> 08:29.802
تو خدا نيستي

08:29.804 --> 08:32.104
خوني که ازت جاري ميشه به قرمزي خون يک انسانه

08:33.540 --> 08:35.374
احمق

08:35.376 --> 08:37.776
حتي خدايان هم بايد به درون يک جسم گوشتي ( انساني) سفر کنن

08:37.778 --> 08:39.778
در اينجا و اين قلمرو مرکزي

08:39.780 --> 08:43.182
مگه عيسيِ خودت رسوخ کرده نبود ؟
*تغيير شکل به يک انسان *

08:52.225 --> 08:54.326
ارباب ، ما حاضريم تا با جذر و مد دريا حرکت کنيم

08:54.328 --> 08:56.295
خوبه

08:56.297 --> 08:57.863
....اوهوم

08:57.865 --> 09:01.366
من بايد چيزي رو که حقيقتا آرزوشو ميکني بهت بدم

09:01.368 --> 09:03.969
تو را به خدايت نزديک تر کنم

11:14.234 --> 11:16.301
منو ببخش ، دوست قديمي

11:43.563 --> 11:46.064
کارتو ادامه بده

11:50.737 --> 11:52.638
"ارباب "فرِي

11:52.640 --> 11:54.740
نيازي به اين کار نيست دوست من

11:54.742 --> 11:56.608
بلند شو

11:58.444 --> 12:01.213
خدايا ، بوي گند اون خرس رو ميدي

12:01.215 --> 12:03.282
بهتره که بوي خونشو بدم که از خودمه

12:05.286 --> 12:07.419
اريک رَگزن

12:07.421 --> 12:10.422
"نجيب زاده ي "يامزبرگ

12:10.424 --> 12:12.658
يک شکارچي

12:12.660 --> 12:15.460
هيچ وقت علاقه مند به اون اسم نبودم

12:15.462 --> 12:19.097
بيشتر هم نوع هاي تو براي بدست آوردن چنين اسمي قتل عام ميکردن

12:26.239 --> 12:28.573
به سلامتي
به سلامتي

12:37.250 --> 12:39.518
...اريک

12:39.520 --> 12:42.454
يک دوره ي ده ساله تو اين جنگل ها

12:42.456 --> 12:45.023
چطوري از قوه ي هوش خودت اينجا حفاظت کردي ؟

12:45.025 --> 12:48.493
اگه اونجا مونده بودم زود تر از دست مي دادمش ، ارباب

12:48.495 --> 12:51.563
و تو پيش رفتي که  درجه اي از آرامش رو پيدا کني

12:51.565 --> 12:53.765
اين بالا با خرس ها و گرگ ها ؟

12:53.767 --> 12:56.134
بله اين کارو کرده اَم

12:56.136 --> 12:58.136
از اون موقع قلب من سنگيني ميکنه

12:58.138 --> 13:02.007
پس با گفتن چيزي که براش اومدي اينجا قضيه رو روشن کن

13:05.211 --> 13:08.780
برات خبر شروع جنگ رو آوردم

13:08.782 --> 13:12.117
تور به ميتگارد ( زمين ) برگشته

13:12.119 --> 13:15.754
و دور خودش پادشاه هاي شمالي فناپذير رو جمع کرده

13:15.756 --> 13:17.723
"در منطقه ي "تروندلاگ

13:17.725 --> 13:20.125
تو کل جهان غوغايي بر پا شده

13:25.064 --> 13:27.599
...من اونجا بودم ، اريک

13:29.102 --> 13:31.236
در اون نبرد پيش از زمان

13:31.238 --> 13:35.640
و ديده اَم که اگر غول هاي "يانتِن" دوباره ببازند دنيا چه خواهد شد
* يانتن يه قبيله بوده *

13:35.642 --> 13:39.544
من چنين چيزي دوباره نخواهم ديد

13:42.215 --> 13:43.815
تور اينجاست

13:43.817 --> 13:49.688
براي باز کردن دروازه هاي
(وال هالا ( بهشت ) ، ميتگارد ( زمين) و هِل هايم ( جهنم

13:49.690 --> 13:51.423
تو بايد متوقفش کني

13:51.425 --> 13:53.158
چطوري؟

13:53.160 --> 13:55.427
من يک انسانم

13:55.429 --> 13:57.629
من حريف يک خدا نميشم

13:57.631 --> 13:59.798
اما تو فقط يک انسان نيستي
تو خيلي از يک انسان بيشتري

14:02.102 --> 14:05.670
هيچ انسان معمولي اي به زندگي برنگشته

14:18.551 --> 14:20.719
خواهر من هديه ي زندگي رو به تو داد

14:20.721 --> 14:24.089
به خاطر عشقش به تو

14:25.792 --> 14:29.161
براي سال ها ، تو دنياي اونو با عشقت روشن ساختي

14:29.163 --> 14:30.862
عشق نهايي

14:30.864 --> 14:34.733
بين يک انسان و يک الهه

14:35.668 --> 14:37.002
اون تورو برگردوند

14:37.004 --> 14:40.572
چون نميتونست دنياي بدون تو رو تحمل کنه

14:40.574 --> 14:43.175
اون هرگز تقاضاي برگشت هيچ چيزي رو نکرد

14:43.177 --> 14:44.776
اريک؟

15:05.431 --> 15:06.898
فرِيا

15:06.900 --> 15:09.901
...زنده بمون

15:09.903 --> 15:12.270
...معشوقه ي من

15:14.807 --> 15:16.241
زنده بمون

15:16.243 --> 15:18.677
اريک تو الان يک مرده متحرکي
* مرده اي که به زندگي برگشته *

15:18.679 --> 15:21.780
...و فقط يک مرده متحرک

15:21.782 --> 15:24.416
ميتونه که از بهشت هل هايم ( بهشت ) بگذره و به ميتگارد ( زمين ) برگرده

15:24.418 --> 15:27.686
نه حتي يک خدا و نه حتي من

15:27.688 --> 15:30.188
نميتونيم وارد بشيم و برگرديم

15:30.190 --> 15:31.690
اما تو ميتوني

15:33.359 --> 15:36.394
در هل هايم ( بهشت ) يک شيپور طلا کاري شده هست

15:36.396 --> 15:39.297
حالا ، زماني که با اون شيپور تو صورت فعلي تور بدمي

15:39.299 --> 15:41.366
شکل انساني تور رو نابود خواهد کرد

15:41.368 --> 15:45.604
و اون رو به مکان ارواح ميفرسته ، جايي که بهش تعلق داره

15:47.840 --> 15:50.408
ميتوني انتخاب کني که درخواست منو رد کني

15:50.410 --> 15:53.678
ميتوني انجا بموني

15:53.680 --> 15:57.382
اما دروازه در زماني که خورشيد گرفتگي خونين شکل بگيره باز خواهد شد

15:57.384 --> 15:59.618
شيپور رو بدست بيار

15:59.620 --> 16:03.755
و راهتو به سمت استحکامات سنگي و داخل قلعه ي تروندهايم در پيش بگير

16:03.757 --> 16:08.393
شيپور رو در اونجا بزن و تور شکست خواهد خورد

16:11.764 --> 16:13.999
چيزي که ازم ميخواي غير ممکنه

16:14.001 --> 16:19.738
،اگر اين وظيفه ي ساده تري بود
انسان ضعيف تري رو براش انتخاب ميکردم

16:23.476 --> 16:25.710
ابتدا به "آزبِرگ" برو

16:25.712 --> 16:29.014
اونجا يک جادوگر به اسم "آلکويين" پيدا ميکني

16:29.016 --> 16:32.617
اون تورو به سمت دروازه هاي جهنم هدايت ميکنه

16:32.619 --> 16:35.220
باد از پشت بهت ميخوره ، وايکينگ
* مسير رو ميگه *

16:36.522 --> 16:39.191
اون بالا آسمان هاي پاکي هست

17:21.400 --> 17:23.401
اگه اونجا بايستي و نگاه کني

17:23.403 --> 17:26.638
ازت ميخوام زود بياي اينجا و دستي به ما بدي
* کمک کني *

17:32.478 --> 17:34.613
بايد ميدونستم که تويي

17:34.615 --> 17:37.415
بوي گند اون خرس لعنتي از مايل ها دورتر مياد

17:37.417 --> 17:39.618
خوب ، اينو قبلا هم بهم گفتن

17:39.620 --> 17:41.853
بايد بگم که ، خوشحالم که ميبينمت

17:41.855 --> 17:44.756
خوب لعنت به اون خرسه
چون تو هنوز پادشاه مني

17:44.758 --> 17:46.825
حتي اگر شبيه يه زاهد گوشه نشين باشي

17:46.827 --> 17:48.460
ديگه نيستم

17:50.830 --> 17:52.497
قايقتو لازم دارم

17:52.499 --> 17:54.899
خوب ميدونستم که با اسم با تواضعي صدات نکردم

17:54.901 --> 17:57.702
ببين اگه بخوام باهات رو راست باشم
بايد بگم اون قايق ديگه مال من نيست

17:57.704 --> 18:00.405
اون قايق الان مال يکي ديگه است

18:00.407 --> 18:02.607
اما من احساس خوبي دارم
ما ميتونيم يه چيز ديگه تهيه کنيم

18:03.809 --> 18:05.677
چيزي که ميخواهيم رو مجبوريم تو اوزبِرگ بدست بياريم

18:05.679 --> 18:07.345
اوزبِرگ؟

18:07.347 --> 18:09.014
اين راهيه که من در پيش دارم
"و بعدش به سمت "تروندِهايم

18:09.016 --> 18:11.516
خوب ، راه طولاني ايه
پس بهتره راه بيفتيم

18:11.518 --> 18:14.619
نه اِسوِن ، اين سفره منه
خطر ناکه

18:14.621 --> 18:16.821
...تو همسر داري ، خانواده و بچه داري

18:16.823 --> 18:20.058
آره ، و در درجه ي اول من يه وايکينگ هستم

18:20.060 --> 18:23.762
پس يه لحظه بهم وقت بده تا وسايلمو جمع کنم و خداحافظي کنم

18:23.764 --> 18:25.463
بر ميگردم

18:28.501 --> 18:30.769
ميدوني ، ده سال گذشت

18:32.071 --> 18:33.872
ده سال

18:38.477 --> 18:42.013
فکر ميکردم قبل از اين ده سال مياي اينجا و يه خودي به ما نشون ميدي

19:05.638 --> 19:09.107
هي رفيق ، ميتوني مارو سوار کني و تا اوزبرگ ببري ؟

19:09.109 --> 19:11.776
اوزبرگ؟ همه ميرن سمت شمال ، نه شرق

19:13.112 --> 19:14.746
پادشاهان "تروندلاگ" دارن نقره خرج ميکنن

19:14.748 --> 19:15.980
انگار يه معدن از اونو دارن

19:15.982 --> 19:19.084
چوب ، آهن ، مبارز

19:19.086 --> 19:21.186
هر چيزي که ميشه براي جنگ به شمال برد اونا ميخرن

19:21.188 --> 19:23.722
شما تو آزبرگ چي کار دارين ؟

19:23.724 --> 19:25.890
به تو هيچ ربطي نداره

19:27.126 --> 19:30.462
خوب ، ميتونين پول سفرتونو بدين؟

19:30.464 --> 19:33.131
آره ما ميتونيم با اين لباسا پولتو بديم

19:34.867 --> 19:37.969
اگه شما دختراي باکره اي بودين
لباساتونو به جاي کرايه ميگرفتم

19:37.971 --> 19:40.939
يالا
يه کمکي به من بدين

19:49.215 --> 19:52.917
کمک ، کمک ، کمک

19:54.554 --> 19:57.522
کمک
يه چيزي اين تو هست

19:57.524 --> 20:00.525
بهش توجه نکنين
اون فقط يک برده است

20:03.696 --> 20:04.863
...چه

20:04.865 --> 20:08.400
هه ، چه نوع آدمي اينطوري رنگش زرد ميشه؟

20:10.136 --> 20:12.203
شايد اون يه اسکانديناوياييه يا يک کوتوله

20:12.205 --> 20:14.105
ولي براي اِلف بودن خيلي بي ريخته

20:14.107 --> 20:16.541
لعنت به تو

20:19.512 --> 20:20.879
کافيه

20:22.882 --> 20:24.115
آزادش کن

20:24.117 --> 20:25.750
چي؟

20:27.219 --> 20:29.821
شنيدي چي گفتم، آزادش کن

20:56.615 --> 20:58.149
خودشه

21:19.972 --> 21:23.741
به اوزبرگ خوش اومدين

21:23.743 --> 21:27.245
فکر کردين ميتونين شلوغ کاري کنين و زنده بمونين

21:27.247 --> 21:29.814
همين حالا اسلحه هاتونو بزارين زمين

21:29.816 --> 21:31.950
و ممکنه زنده بمونين به خاطر پشيموني از اون کلماتي که گفتي

21:31.952 --> 21:35.920
زبون هاي باهوش زياد تو دهن نمي جنبن ، بکشيدشون

22:30.809 --> 22:34.546
شما منو آزاد  کرد، منم دينمو ادا کرد
مساوي شديم

22:39.318 --> 22:41.886
نگه داشتن اين مردک بايد کار خوبي باشه

22:41.888 --> 22:43.621
به ما ملحق ميشي ؟

22:45.124 --> 22:46.324
براي غذا

22:56.835 --> 22:58.836
من دنبال شاه کارل ريش قرمز ميگردم

22:58.838 --> 23:00.204
چي ميخواين ؟

23:00.206 --> 23:02.407
بهش بگين اريک رَگزن از يامزبرگ اينجاست
* رگزن : در جهت شفا بخشي نه گشت و کشتار *

23:02.409 --> 23:04.876
و مايله که مشاورشو ببينه

23:04.878 --> 23:07.011
آلکويين جادوگر

23:07.013 --> 23:08.813
مرد عجيبيه

23:08.815 --> 23:11.883
من هرگز  نفهميدم که واقعا تو سرش چي ميگذره

23:11.885 --> 23:15.186
خوب همونطور که ميبينين اون ديگه با ما نيست

23:15.188 --> 23:19.057
ميترسم يه چند ماهي دير اومده باشين

23:19.059 --> 23:22.427
هيچ کدوم از ما دلش زياد برا اون جادوگر تنک نميشه ،
من نبايد بهش فکر کنم

23:22.429 --> 23:24.128
چه اتفاقي افتاد ؟

23:24.130 --> 23:28.700
يه گروه مبارز ، مبارز هاي گيت بودن
* گيت يک قبيله از شمال آلمان بوده *

23:28.702 --> 23:31.369
براي داد و ستد اومدن و تعدادشون زياد نبود

23:31.371 --> 23:34.906
اون آخرين باري بود که ما آلکويين رو ديديم

23:34.908 --> 23:37.976
قبيله ي گيت اونو به گاتلند بردن

23:37.978 --> 23:39.877
بله ، گاتلند

23:39.879 --> 23:44.148
بايد اون پيش رهبرشون "هِفلار" برده باشن

23:44.150 --> 23:47.952
از او جايي که من فهميدم
اون زياد به ملاقات کننده ها علاقه نداره

23:47.954 --> 23:49.387
اگه ميدونين منظورم چيه

23:49.389 --> 23:54.459
به هر حال ، اگه واقعا تو پيدا کردن کاهن " آلکويين" صادق هستين

23:54.461 --> 23:56.928
پس به چند تا کشتي نياز دارين

23:56.930 --> 23:58.696
ما يک کشتي داريم

23:58.698 --> 24:01.299
خوب ، بعد از اون شما به افراد نياز دارين

24:01.301 --> 24:04.002
شما مجبورين که مسيرتون رو به سمت اونجا تغيير بدين

24:04.004 --> 24:07.271
آره ، بيا اينجا ، بيا اينجا

24:07.273 --> 24:09.440
ممنون ، عزيزم

24:09.442 --> 24:12.410
لذت بردن مثل هميشه

24:12.412 --> 24:14.879
خوب ، به هر حال

24:14.881 --> 24:17.749
بزار ببينم عصري براي کمک کردن به شما آقايون چيکار ميتونم بکنم

24:17.751 --> 24:20.818
در ضمن ، بياين يه مشروبي بخوريم ،مگه نه ؟

24:22.421 --> 24:24.288
آه

24:26.859 --> 24:29.861
ضمنا

24:29.863 --> 24:31.663
اين رفيقتون کيه ؟

24:32.965 --> 24:34.332
ما اونو پيداش کرديم

24:34.334 --> 24:37.068
فکر کنم يه الف باشه

24:37.070 --> 24:39.003
اما اون مثل نديمه هاي "اودين" ميجنگه

24:39.005 --> 24:41.939
يک الف ، شما اينو ميگين ، خوب

24:41.941 --> 24:44.008
يک حرومزاده ي بزرگه ، مگه نه ؟

24:45.411 --> 24:47.178
"يَنگ  فو سان"

24:49.982 --> 24:51.883
يَنگ ؟ اين اسمته ؟

24:54.019 --> 24:56.220
اريک

24:56.222 --> 24:57.388
اِسون

24:57.390 --> 24:59.924
کارل

24:59.926 --> 25:02.160
اريک

25:02.162 --> 25:05.329
اِش .. فِن
به اندازه کافي نزديگ گفتي

25:05.331 --> 25:07.465
يَنگ

25:07.467 --> 25:10.535
اسم کوچک عجيب
براي يک مرد کوچک عجيب

25:10.537 --> 25:12.970
اشفن

25:24.383 --> 25:26.050
دوستان

25:26.052 --> 25:28.186
دوستان

25:29.154 --> 25:31.322
خويشاوندان

25:31.324 --> 25:32.724
نجيب زادگان

25:34.159 --> 25:36.794
اربابان

25:36.796 --> 25:38.796
همه افراد خوبي هستن ، مگه نه ؟

25:40.934 --> 25:43.134
و بقيه شما حرومزاده ها

25:45.004 --> 25:47.038
خوب ، مهمون داريم

25:47.040 --> 25:51.042
مهماناني با شهرت و با آوازه اي ترسناک

25:51.044 --> 25:54.245
اريک رگزن خوش اومدي
* رگزن : در جهت شفا بخشي نه کشت و کشتار *

25:54.247 --> 25:57.448
زماني پادشاه همه ي يامزبگ بود

25:57.450 --> 26:00.852
اين همون اريکه

26:00.854 --> 26:04.322
کسي که  ارتش دانمارکي رو در جاتلند درهم شکست

26:06.960 --> 26:11.195
کسي که جنگ هاي بي شماري در "زي لند" انجام داد

26:11.197 --> 26:13.097
...و

26:13.099 --> 26:18.603
پشت به پشت بهترين دوستش ، اسون اِستاوِنگر

26:18.605 --> 26:22.039
از ظهر تا شب جنگيدن

26:23.442 --> 26:26.110
اريک رگزن

26:26.112 --> 26:30.014
خيلي ... مورد علاقه ي

26:30.016 --> 26:33.584
الهه ي بزرگ ، فريا

26:33.586 --> 26:36.587
که زماني که او در جنگ زخم خورده بود و به زمين افتاده بود

26:36.589 --> 26:41.092
او بُلـــــــــــند شد ، بُلـــــــــــند شد ، بُلـــــــــــند شد

26:41.094 --> 26:45.897
توسط اون الهه و .......... قدرت خدايي شفاعتش

26:51.303 --> 26:53.304
بيا برادر ، بيا

26:53.306 --> 26:55.306
بزار چهرتو ببينيم ، آقا

26:55.308 --> 26:58.910
اون چهره
که تا امشب

26:58.912 --> 27:02.313
ما اون رو با افسانه ها مي شناختيم

27:02.315 --> 27:05.149
آقا

27:09.988 --> 27:12.190
من امروز اينجا ايستادم

27:12.192 --> 27:16.294
براي خدايي که از من درخواست کرد که ترانه اي بنويسم

27:16.296 --> 27:18.529
براي خوندن توسط مردم
در سال هايي که پيش و روي زندگيشونه

27:18.531 --> 27:21.332
يک آهنگ غم انگيز ، ممکنه اينطوري بشه

27:21.334 --> 27:25.136
اين ترانه به يک سياحت به "هل هيم" (جهنم ) و برگشت از اون نياز داره

27:25.138 --> 27:26.671
هنوز ما وايکينگ هستيم

27:26.673 --> 27:30.374
شجاع و نترس از هيچ چيزي
اون جهنم ممکنه مارو به دردسر بندازه

27:30.376 --> 27:34.679
،پس هر مردي که اينجاست که ميخواد وايکينگ باشه
بياد جلو

27:34.681 --> 27:37.081
از من پيروي کنه

27:44.590 --> 27:46.991
دقيقا سخنراني الهام بخشي نبود

27:46.993 --> 27:48.292
ز نبودنم مدت زياديه که گذشته

27:48.294 --> 27:50.161
اين چيزيه که تو داري به من ميگي

27:50.163 --> 27:54.498
بايد خودمونو جِر بديم تا با قايق به گاتلند بريم

28:03.008 --> 28:05.509
من "اولاف" هستم ، پسر ريش قرمز

28:05.511 --> 28:07.144
خوش اومدي

28:07.146 --> 28:09.247
ومنم "گريگور" هستم ، يک ريش قرمز

28:09.596 --> 28:11.705
خوش اومدي

28:12.517 --> 28:14.452
کس ديگه اي نيست ؟

28:34.139 --> 28:36.007
"يومار"

28:36.009 --> 28:39.377
من يک شکارچي هستم
و کمان من اکنون براي شماست

28:39.379 --> 28:41.078
ممنون

28:43.081 --> 28:45.016
منو "هنريک" صدا مي کنن

28:46.652 --> 28:48.653
اونجا جنگي هم وجود خواهد داشت ؟

28:48.655 --> 28:50.121
وجود خواد داشت ، جَوون

28:50.123 --> 28:52.623
پس من با شما هستم

28:52.625 --> 28:54.292
فرصتي براي پيدا کردن طلا هست ؟

28:54.294 --> 28:56.761
به هيچ وجه

28:56.763 --> 29:00.998
خوب ، فکر کنم به اندازه کافي اينجا طلا ساختيم

29:01.000 --> 29:02.633
شما با آدم هاي پست قديمي مثل من هم معامله ميکنين ؟

29:02.635 --> 29:04.568
مي تونيم بکنيم

29:17.115 --> 29:19.216
!برنارد

29:19.218 --> 29:21.052
قاتل زن ها و بچه ها

29:30.295 --> 29:32.363
...دوباره ميپرسم

29:33.665 --> 29:36.233
مرد ديگه اي نبود ؟

29:52.818 --> 29:55.386
برينا"ي منصف"

29:55.388 --> 29:58.689
دختر " هيلدگارد"
خواننده ي باد

30:00.158 --> 30:02.226
اين يک ماموريت براي يک زن نيست

30:05.198 --> 30:07.598
ممنون ، برادران

30:12.738 --> 30:15.373
...به سلامتي مينوشيم ، به سلامتيه

30:15.375 --> 30:19.377
جلال و شکوه يک مرگ دليرانه

30:19.379 --> 30:22.446
و سپس به سلامتي عمارت قهرمانان ، به سلامتي

30:22.448 --> 30:25.116
به ســلامـــتي

30:29.588 --> 30:32.256
لطفا يکي از کشتي هاي منو بردار

30:32.258 --> 30:36.527
اين نه ... اين فقط يه سطله روي آب

30:36.529 --> 30:38.596
اين روي آب شناور ميمونه؟
نگران چي هستي ؟

30:38.598 --> 30:40.564
مَرده بهت قول يک مرگ خوب رو داد

30:40.566 --> 30:42.433
و روندنش به خوبي بقيه است

30:42.435 --> 30:44.668
اولاف درست ميگه ، ما بايد کشتي بزرگ پدرشو بگيريم

30:44.670 --> 30:47.471
نه ، تو اين کشتي نا شناخته حرکت ميکنيم

30:47.473 --> 30:50.508
اگه اميدوار باشيم اون راهو رد مي کنيم

31:02.254 --> 31:05.356
اسون ، بهت گفتم که اون زن نياد

31:05.358 --> 31:08.592
خوب ، نگراني من اينه که اون مجبوره بياد
چرا ؟

31:08.594 --> 31:11.595
گفت و گوي بين خودمون در باره ي قايق رو يادته ؟

31:11.597 --> 31:14.498
خوب ، اون صاحب جديدشه

31:14.500 --> 31:18.702
و ناخدا ي اون
شما کارکنان کشتي من هستين

31:18.704 --> 31:22.640
شما طبق دستوراتي که بهتون داده ميشه عمل ميکنين
مثل همه مرداي ديگه که اينجا اين کارو خواهند کرد

31:22.642 --> 31:26.410
اگه خوشتون نمياد
اميدوارم تا اونجا به خوبي شِنا کنين

31:36.642 --> 31:41.410
* تروندهايم *

31:45.831 --> 31:48.699
ارباب ، ما موفق شديم

31:48.701 --> 31:51.569
ما تا جنوب اسپانيا کمين کرده ايم

31:51.571 --> 31:52.937
سرتاسر درياي آنجل

31:52.939 --> 31:56.907
و پايين رودخانه هاشون
تا دهکده هاي پاريس

31:56.909 --> 31:59.643
اما هنوز خبري از شيپور "هل هايم" نيست

32:02.581 --> 32:07.918
هر کسي که اون شيپور رو بدست بياره
قدرت متوقف کردن منو بدست آورده

32:07.920 --> 32:10.955
ارباب ، درک نميکنم چطور

32:10.957 --> 32:13.824
مبارزان و کشتي هاي ما آماده هستن

32:13.826 --> 32:16.227
مسيحيت بر روي پاهاي ما دراز کشيده

32:16.229 --> 32:21.499
با شما ، خدايي که انسان را آفريد
هيچ چيزي نميتونه مارو متوقف کنه

32:22.734 --> 32:25.703
حتي يک خدا هم ميتونه متوقف بشه

32:40.986 --> 32:44.722
ميدونم که تو بردن من باخودت انتخابي نداشتي

32:44.724 --> 32:48.726
اما من ميگم اين باد به اين زوديا فروکش نخواهد کرد

32:48.728 --> 32:52.296
يه زن در مورد بادها و موج ها چي ميدونه؟

32:52.298 --> 32:54.865
...به اندازه ي همه کساني که مادرشون سر زايمان مردن

32:54.867 --> 32:56.967
...و پدراشون اونارو با خودشون به کشتي بردند

32:56.969 --> 33:00.638
با کشتي در درياهاي عظيم به سمت جزيره ي کوچک آنجل و "گرينلند" سفر کرده اَم

33:00.640 --> 33:04.475
و يک مسير در بين کوه هاي يخ درست کردم

33:04.477 --> 33:07.645
کشتي من غرق شده بود و من در جزيره ي بزرگ بودم

33:07.647 --> 33:12.349
وتقريبا از تشنگي مُردم
و از پيشروي در دريا متوقف شدم

33:12.351 --> 33:15.519
شايد سفر دريايي به هل هايم ( جهنم ) آسون تر از سفر به اونجا باشه

33:15.521 --> 33:17.655
تو هنوز هم ميتوني اشتباه کرده باشي

33:17.657 --> 33:20.591
من ميگام تا شب هنگام ،هممون در حال روندن قايق خواهيم بود
* باد آروم ميگيره *

33:20.593 --> 33:22.860
و من ميگم باد آروم نميگيره

33:48.954 --> 33:52.022
اوهوم

33:52.024 --> 33:56.961
"ما به گاتلند ميريم ، به خليج "اورگامِندر

33:56.963 --> 33:59.330
گرگ قرمز ، پنجاه نفر رو با خودت بيار

34:00.532 --> 34:03.567
تو
از استحکامات سنگي  محافظت کن

34:03.569 --> 34:05.636
جنگ شروع شده

34:17.716 --> 34:20.851
مي تونم احساس کنم
خون انسان هاي بد رو

34:20.853 --> 34:24.922
اين همون چيزيه که وقتي چند غريبه کنارت خوابيدن احساس مي کني

34:24.924 --> 34:28.892
ميتونم بوي گند يک خائن رو بين خودمون احساس کنم

34:49.581 --> 34:52.649
مَردا فقط خيلي احمقن که فکر ميکنن در مورد بادها خيلي مي دونن

34:54.886 --> 34:57.721
اريک ، اريک

35:02.494 --> 35:05.062
يه سرزمين ، چشماي الف هارو داري

35:10.001 --> 35:13.370
گاتلند ، رسيديم

36:01.086 --> 36:04.088
راه خيلي ساکتيه واسه من

36:05.423 --> 36:07.424
نزديک هم بمونين

36:59.511 --> 37:00.911
يکي رو کشتم

38:44.749 --> 38:46.617
"هنريک"

38:48.720 --> 38:50.654
(برو به هل هايم (جهنم

39:06.070 --> 39:08.739
رگزن

39:23.688 --> 39:25.222
"اريک"

39:37.669 --> 39:40.604
زندانش اون بالاست

39:52.350 --> 39:54.718
خدايا ، چه زنداني

39:56.421 --> 39:58.388
زنداني براي يک جادوگر زمين

39:58.390 --> 40:00.991
اونم بدون تماس با زمين
* زندانش رو هوا هستش نو روي سطح زمين *

40:00.993 --> 40:02.926
تو آلکويين هستي ؟

40:05.430 --> 40:08.131
هفلار" از قبيله ي گيت چيز ديگه اي بود"

40:08.133 --> 40:11.234
هيچ کدومشون با تقوا نبودن ، اکثرشون حيله گر بودن

40:11.236 --> 40:13.303
من بايد از شما بابت مرگش تشکر کنم

40:13.305 --> 40:16.406
نجيب زاده ي يامزبرگ

40:16.408 --> 40:18.375
در مورد من ميدوني جادوگر ؟

40:20.144 --> 40:24.147
من احتمال حضورتو در اينجا ديدم

40:24.149 --> 40:26.383
ميزاري بيام پايين ؟

40:26.385 --> 40:31.088
اگه قول بدي که منو به دروازه هاي هل هايم ( جهنم ) ببري آره

40:32.256 --> 40:34.891
هر مردي ممکنه که اون دروازه هارو پيدا کنه

40:34.893 --> 40:37.127
بالا خره پيدا مي کنه

40:37.129 --> 40:38.829
من در نظر دارم که برگردم

40:38.831 --> 40:42.399
از اونايي که از اون پل رد شدن هرگز کسي برنگشته

40:42.401 --> 40:44.434
نجيب زاده ي يامزبرگ

40:44.436 --> 40:46.870
مرده ها منو يکي از خودشون مي دونن

40:51.376 --> 40:53.810
آها

40:53.812 --> 40:57.247
"معشوقه ي فاني "فرِيا

40:57.249 --> 41:00.017
اين گفته هارو شنيدم ، اما باور نکردم

41:01.219 --> 41:03.787
من از صدا هاي زيادي ، چيز هاي زيادي ميشنوم

41:03.789 --> 41:06.256
اريک رگزن

41:06.258 --> 41:08.959
به من کمک مي کني ؟

41:08.961 --> 41:11.395
بهت راه رو نشون ميدم

41:11.397 --> 41:14.965
اون دروازه ها نزديک قلب هر مرديه که حقيقتا در جستجوي اوناس

41:21.139 --> 41:22.939
منو بيار پايين ، لطفا

41:22.941 --> 41:25.876
لطفا
لطفا بزار بيام پايين

41:59.143 --> 42:02.179
سرباز ها از شمال به اين جا ميان

42:02.181 --> 42:03.914
با تعداد زيادي اسب

42:03.916 --> 42:07.751
تو دشمنان قدرتمندي داري
اريک نجيب زاده

42:14.158 --> 42:17.461
بيا جادوگر ، زمان عليه ماست

43:47.018 --> 43:48.251
يک جادو گر اونجا نگهداري ميشده ، سرورم

43:48.253 --> 43:50.987
همون طوري که شما گفتين ، يک قفس آهني ، و مکاني بدون سقف

43:50.989 --> 43:52.989
خوبه

43:52.991 --> 43:55.592
حالا بايد ببينيم اون چيزي که شما فکر ميکردين هست يا نه

43:55.594 --> 43:57.194
اين بي چاره کيه ؟

43:59.297 --> 44:03.366
سر .... سر .... سرور من

44:03.368 --> 44:05.402
...يک کشتي مهاجم

44:05.404 --> 44:07.370
آدماي مارو کشت

44:07.372 --> 44:13.009
پادشاه بزرگ ما "هفلار" رو کشت

44:13.011 --> 44:15.645
کاهن رو برد

44:15.647 --> 44:17.948
کي کاهن رو برد ؟

44:17.950 --> 44:22.919
شنيدم که کاهن اون رو به اسمش صدا ميکنه

44:22.921 --> 44:26.590
اريک ، نجيب زاده ي يامزبرگ

44:26.592 --> 44:30.527
:هفلار" صداش کرد"

44:30.529 --> 44:32.295
"رگزن"

44:32.297 --> 44:36.433
"اريک رگزن"
اسم خوبيه

44:36.435 --> 44:38.134
اونو ميشناسين سرورم ؟

44:38.136 --> 44:40.470
ما به "تروندهايم" بر ميگرديم
کار ما اينجا تموم

44:40.472 --> 44:43.440
ارباب ، ما بايد حتما اونا رو تعقيب کنيم

44:43.442 --> 44:45.575
نه

44:45.577 --> 44:48.578
اون خودش مياد دنبالم

44:51.449 --> 44:53.550
چقدر جلو تريم ؟

44:53.552 --> 44:55.318
اوه ، هنوز زياد دور نشديم

44:59.090 --> 45:02.592
در هل هايم ( جهنم ) چيز هاي زيادي هست که بايد ازشون دوري کني

45:02.594 --> 45:05.962
اما يه چيزي هست که نميتوني ازش دوري کني

45:05.964 --> 45:09.232
در درواز ي هل هايم يک سگ شکاري عظيم دراز کشيده

45:09.234 --> 45:11.468
"که اسمش هست "گارم

45:11.470 --> 45:16.439
چشم نداره ، اما ميتونه با بو زنده ها و مرده ها رو تشخيص بده

45:16.441 --> 45:18.608
از اين يکي نميتوني فرار کني

45:25.716 --> 45:28.018
اونجاس

45:32.657 --> 45:34.324
چطوري برم اونجا؟

45:34.326 --> 45:36.192
يک مسافت طولاني رو در عمق زياد شنا کن

45:36.194 --> 45:39.129
جريان آب رو تا جايي که سرد و سردتر ميشه دنبال کن

45:39.131 --> 45:40.664
تا به عمق زياد برسي

45:40.666 --> 45:44.200
اونجا دروازه هارو مي بيني

45:44.202 --> 45:46.303
اريک ، در مورد کاري که ميکني مطمئني ؟
اين ديوونگيه

45:46.305 --> 45:48.305
بله ، معلومه که ديوونگيه

45:48.307 --> 45:50.373
اما شجاعت هم هست

45:51.542 --> 45:53.610
تو به "پيه" نياز داري
* پيه نهنگ که براي شمع سازي هم به کار ميره *

46:07.258 --> 46:09.092
ترسيدي ؟

46:10.795 --> 46:12.395
وحشت زده اَم

46:12.397 --> 46:13.730
بايدم باشي

46:16.133 --> 46:18.802
نميدونم که تو شجاع ترين مردي هستي که تا به حال ديدم

46:18.804 --> 46:21.071
يا احمق ترينشون

46:27.311 --> 46:30.447
اگه تا طلوع آفتاب بر نگشتم
بريد خونه

46:30.449 --> 46:32.515
فقط مطمئن باش که برميگردي

46:33.451 --> 46:34.751
اريک رفت ؟

46:34.753 --> 46:36.086
اريک ميره

46:36.088 --> 46:37.287
يَنگ نرفت ؟

46:37.289 --> 46:38.722
يَنگ نميره

46:40.191 --> 46:42.826
باد کامل با تو ، دوست من
* آرزوي موفقيت *

46:42.828 --> 46:45.161
اون بالا آسمان هاي پاکي هست

47:20.865 --> 47:22.799
مسافت زيادي رو در عمق زياد شنا کن

47:22.801 --> 47:25.702
جريان آب رو تا جايي که آب سرد و سرد تر ميشه دنبال کن

47:25.704 --> 47:27.370
تا به عمق زياد برسي

47:27.372 --> 47:29.506
اونجا دروازه هارو ميبيني

50:26.317 --> 50:27.984
!پدر

50:29.620 --> 50:32.555
...از همه ي شکنجه ها و عذاب هايي که اينجا هست

50:32.557 --> 50:36.726
هيچ کدوم منو بيش تر از ديدن تو در اينجا به درد نياورده

50:36.728 --> 50:39.529
من هميشه باور داشتم که تو در دست راست " اودين" خواهي ايستاد

50:40.965 --> 50:43.967
من تصويري از يک پادشاه بودم

50:43.969 --> 50:45.969
يک ترسو اونم از بدترين نوعش

50:47.071 --> 50:49.539
خيلي هراسان از زنده بودن

50:49.541 --> 50:53.076
در هاي بهشت هرگز به روي من باز نشد

50:53.078 --> 50:56.879
اينجا بوده اَم
اينجا رو بايد تحمل کنم

50:58.382 --> 51:00.483
از کجا مي دونستي که من اينجام؟

51:00.485 --> 51:03.019
زمزمه اي در گوشم

51:04.655 --> 51:08.091
اينجا ، جاييه براي عذاب

51:08.093 --> 51:11.628
مکاني براي تسويه حساب

51:11.630 --> 51:15.431
اريک ، تو پسر من نيستي

51:16.800 --> 51:17.934
دروغه

51:17.936 --> 51:20.069
ما مُرده ايم

51:20.071 --> 51:22.372
اينجا دروغ گفتن براي ما آسايش و راحتي نمياره

51:22.374 --> 51:25.708
صادقانه اَش اينه که تو پسر من نيستي

51:25.710 --> 51:27.744
مادرت هرگز اين قضيه رو نمي دونست

51:27.746 --> 51:30.680
اون در شکل و ظاهر من اومد
* مردي رو ميگه که با زنش نزديکي کرده *

51:30.682 --> 51:33.449
و مادرت فريب خورد

51:35.519 --> 51:38.721
تو پدر مني ، حالا چه تو باعث به وجود اومدن من شده باشي يا يکي ديگه

51:41.058 --> 51:43.660
چرا اينجا ؟

51:43.662 --> 51:45.628
من در جستجوي شيپور هل هايم ( جهنم ) هستم

51:45.630 --> 51:48.798
و بعدش؟

51:48.800 --> 51:50.900
بعدش بر ميگردم

51:50.902 --> 51:53.436
نه ، پسرم

51:53.438 --> 51:56.639
تو همينجا خواهي موند ، بين مرده ها و براي هميشه

51:56.641 --> 51:59.542
اما نه بدون مبارزه

51:59.544 --> 52:03.680
:تفاوت بين زنده و مرده اينه

52:03.682 --> 52:05.682
اميد

52:06.717 --> 52:09.052
به من کمک ميکني که پيداش کنم ؟

52:14.625 --> 52:17.694
تو اون شيپور رو در داخل دروازه ي ارواح پيدا ميکني

53:01.905 --> 53:03.873
زنده

53:10.180 --> 53:12.849
با ما بمون

53:17.688 --> 53:18.788
براي هميشه

53:31.201 --> 53:32.235
پدر ، حالا

53:35.607 --> 53:37.573
لعنتيا

53:37.575 --> 53:40.410
شما اون رو نخواهيد داشت

53:52.523 --> 53:55.224
شايد بهتره که بريم

53:55.226 --> 53:58.494
ما از هل هيم ( جهنم ) چي ميخوايم ؟

53:58.496 --> 54:02.265
...خودش گفت که : اگه تا طلوع خورشيد برنگشت

54:02.267 --> 54:04.500
آره ، مي دونم چي گفت

54:04.502 --> 54:06.669
اما کشتي در همين مسير مي مونه و تو هم همينطور

54:06.671 --> 54:10.473
من ميگم ميريم
کي با من موافقه ؟

54:12.042 --> 54:15.044
اون تمام شب رو اونجا بوده

54:15.046 --> 54:16.846
احتمالا تا حالا مرده

54:16.848 --> 54:19.282
ميخواي چند نفر ديگه از ما کشته بشن ؟

54:19.284 --> 54:20.817
ترسو

54:20.819 --> 54:23.853
عزت و افتخارت کجا رفته ؟

54:23.855 --> 54:27.723
تو قاتل زنان و بچه ها هستي

54:27.725 --> 54:31.060
تو درباره ي عزت و افتخار چي مي دوني ؟

54:31.062 --> 54:34.497
تمام عمرم ، يک کشاورز بودم

54:36.233 --> 54:40.136
اما اون مهاجما حمله کردن

54:40.138 --> 54:44.540
...خون همين آدماي ترسوي "گيت" که ديروز کشتيم

54:45.876 --> 54:48.277
مزرعه ي منو به آتيش کشيد

54:48.279 --> 54:51.147
همچنين خونه ي پدرمو

54:51.149 --> 54:55.218
همسرم و فرزندانمو کشتن

54:57.855 --> 54:59.789
از من يک آدم پوچ حکاکي کردن

54:59.791 --> 55:02.658
منو خالي از هر چيزي کردن

55:02.660 --> 55:05.728
بنابراين تنهاي چيزي که من آرزوشو دارم مرگيه که لايق من باشه

55:08.599 --> 55:11.601
پس من اون مهاجمين رو قتل عام کردم

55:11.603 --> 55:14.303
همشونو کشتم

55:14.305 --> 55:17.940
همسرانشونو قتل عام کردم

55:17.942 --> 55:20.109
فرزندانشونو کشتم

55:20.111 --> 55:23.813
خانه ها و کشتي هاشون رو به آتيش کشيدم

55:23.815 --> 55:25.982
و به جيغ کشيدن هاشون گوش دادم

55:25.984 --> 55:29.619
.در حالي که اونا شاهد پاک شدن تمام فرزندانشون از قلمرو مياني بودن

55:35.592 --> 55:38.694
هدف اونا اين بود که تمام دارايي من رو ازم بگيرن

55:38.696 --> 55:42.698
اما اونا نتونستن عزت و افتخار منو ازم بگيرن

55:42.700 --> 55:46.669
و من ترجيح ميدم که با افتخار بميرم
تا اين که مثل يک ترسو زنده بمونم

55:46.671 --> 55:50.306
حرف هايي که اون مرد زد مثل يک وايکينگ واقعي بود

55:52.175 --> 55:53.409
ما منتظر مي مونيم

55:53.411 --> 55:56.345
وايسا ، مراقب "گارم" باش
سگ شکاري هِل هايم

55:56.347 --> 55:58.147
اون دربان اينجاست

55:58.149 --> 56:01.350
من قبلا از اون دروازه گذشتم
اون به من اين اجازه رو داد که وارد شم

56:01.352 --> 56:05.221
فقط به اين دليل که گذاشت وارد شي
به اين معني نيست که به تو اجازه خروج هم خواد داد

56:18.269 --> 56:19.936
بدو

56:46.129 --> 56:49.365
نميتونيم تو دويدن ازش جلو بزنيم
اون بوي خونتو حس مي کنه

56:50.934 --> 56:52.368
برگرد

56:53.370 --> 56:54.637
برگرد پسر

57:00.377 --> 57:02.812
به خوبي به من فکر کن ، هميشه

57:06.216 --> 57:08.150
من اينجام

57:47.958 --> 57:49.892
به خوبي به من فکر کن

57:50.994 --> 57:52.194
هميشه

57:56.800 --> 57:59.902
هيچ چيزي مثل اوني نيست که هميشه به نظر ميرسه، عشق من

58:01.338 --> 58:04.807
براي متوقف کردن "تور" بايد شيپور رو تو صورتش بِدَمي

58:15.086 --> 58:16.252
برينا ، بلند شو

58:19.289 --> 58:21.257
اون اونجاس

58:30.888 --> 58:33.122
اريک ، اريک

58:33.470 --> 58:34.470
اريک ، برادر

58:34.057 --> 58:36.158
اريک
ها؟

58:34.472 --> 58:36.138
اريک ، برادر ، اريک

58:51.555 --> 58:53.823
!پس برگشتي

58:57.527 --> 58:59.929
حالت خوبه ؟

59:04.935 --> 59:07.403
اريک ، بشين و اينو بنوش

59:13.577 --> 59:15.478
من پدرمو ديدم

59:15.480 --> 59:17.880
نه ، تو هرگز نديدي

59:17.882 --> 59:21.050
چيزي که تو ديدي يک نوع روح در تصوير پدرت بوده

59:21.052 --> 59:23.352
نه ، خودش بود

59:23.354 --> 59:25.421
اون بهم گفت که من پسرش نبودم

59:25.423 --> 59:27.423
خوب ، اين نميتونه درست باشه ، ميتونه؟

59:27.425 --> 59:29.325
من با تو بزرگ شدم

59:29.327 --> 59:30.993
و قيافه ي تو رو مي شناسم
همچنين قيافه ي پدرتو

59:30.995 --> 59:33.262
و اون قطعا پدرته

59:33.264 --> 59:37.867
هيچ معني اي نداره
هيچ معني اي نداره

59:37.869 --> 59:42.138
اما تو چيزي رو که براش رفته بودي به دست آوردي

59:42.140 --> 59:44.306
تو اين کارو کردي

59:46.143 --> 59:49.178
...اگه فقط ميدونستم که اون چي بهم داده

59:49.180 --> 59:52.281
...کِي بهم داده
هديه زندگي

59:52.283 --> 59:56.418
زنده مي موندم ، اسون
قسم ميخورم که زنده ي موندم

59:56.420 --> 01:00:00.089
آره ، ولي اين داستان هنوز به پايان نرسيده ، رسيده ؟

01:00:00.091 --> 01:00:01.190
نه

01:00:01.192 --> 01:00:04.193
پس بزار يه چيزي بگم

01:00:04.195 --> 01:00:09.098
چيزي که خيلي خيلي وقت پيش بايد ميگفتم

01:00:09.100 --> 01:00:11.467
...من هرگز مرد شجاعي رو نديده بودم

01:00:11.469 --> 01:00:14.003
و اينکه خيلي هراسان باشه از چيزي که واقعا هست

01:00:14.005 --> 01:00:15.838
اريک ، به من گوش کن

01:00:17.240 --> 01:00:20.109
تو مرد بزرگي هستي

01:00:20.111 --> 01:00:24.647
تو متولد شدي تا مردم رو هدايت کني، به مردم انگيزه بدي

01:00:24.649 --> 01:00:27.383
،اما از زماني که من تو رو ميشناخته اَم
...همه ي کاري که تا حالا کردي

01:00:27.385 --> 01:00:30.319
اينه که سعي کردي ثابت کني که تو مثل آدم هاي ديگه هستي

01:00:30.321 --> 01:00:32.922
اما نيستي

01:00:36.059 --> 01:00:38.627
خوشحالم که مي بينمتون ، ارباب

01:00:38.629 --> 01:00:40.663
...من به برگشتتون شک کردم

01:00:40.665 --> 01:00:44.900
و تمام تلاشمو کردم که همه ي کارکنان رو جمع کنم و برگردونم به خونه

01:00:44.902 --> 01:00:46.535
ارباب

01:00:46.537 --> 01:00:50.105
وَريک" ، تو خيلي وحشت زده به نظر مي رسي"

01:00:50.107 --> 01:00:53.075
اغلب... بيشترين احتياط ، عاقلانه ترين کاره

01:00:53.077 --> 01:00:54.176
وريک" عاقل"

01:00:54.178 --> 01:00:57.213
اسم خوبيه براي يک وايکينگ

01:00:57.215 --> 01:00:58.380
خوش اومدي

01:01:03.019 --> 01:01:04.153
تصميمتو گرفتي؟

01:01:04.155 --> 01:01:05.187
در مورد چي ؟

01:01:05.189 --> 01:01:07.590
که من يک شجاع هستم يا يک احمق؟

01:01:07.592 --> 01:01:09.024
!هر دوش

01:01:17.434 --> 01:01:20.202
من بايد اين شيپور رو در صورت "تور" بِدَمَم

01:01:20.204 --> 01:01:22.972
بهم بگو چطوري اين کارو بکنم

01:01:22.974 --> 01:01:27.009
اون در "تروندهايم" و در استحکامات سنگي خواهد بود

01:01:27.011 --> 01:01:28.077
منتظر خورشيد گرفتگي خونين؟

01:01:28.079 --> 01:01:30.713
بله ، اما تو

01:01:30.715 --> 01:01:34.316
ارتش جمع شده ي "تروندلاگ" رو براي رو در رويي با اون خواهي داشت

01:01:34.318 --> 01:01:36.719
ما يک ارتش داريم

01:01:36.721 --> 01:01:39.355
زمان خيلي زيادي گذشته
* از زمان مردن و برگشتن اريک *

01:01:41.092 --> 01:01:43.626
فکر ميکني برادرانت از ديدنت خوشحال بشن ؟

01:01:43.628 --> 01:01:45.361
نه

01:01:45.363 --> 01:01:50.432
"خوب ، اريک رگزن حالا شده "اريک آزار دهنده ي جهنم

01:01:50.434 --> 01:01:53.235
اما داستان من خيلي از اونجا دورتره

01:01:53.237 --> 01:01:56.505
حالا من بايد به جايي که بيش از همه ازش وحشت دارم سفر کنم

01:01:56.507 --> 01:01:57.973
خونه

01:01:57.975 --> 01:02:01.410
"با اون شيپور و محافظت از ارباب "فرِي" و الهه "فِريا

01:02:01.412 --> 01:02:03.212
باور دارم که همه چي به خوبي پيش ميره

01:02:03.214 --> 01:02:05.481
و تمام "يامزبرگ" در کنارمن يک بار ديگر خواهند جنگيد

01:02:05.483 --> 01:02:07.583
اما هيچ چيزي من را آماده ي افشاي بزرگ ترين راز نکرده

01:02:07.585 --> 01:02:10.019
رازي که هنوز همراهمه

01:02:17.661 --> 01:02:20.996
اسون ، لنگرو بنداز

01:02:25.468 --> 01:02:27.603
نگاه کنين ، يامزبرگي ها

01:02:37.781 --> 01:02:40.482
اين درست به نظر نمي رسه

01:02:40.484 --> 01:02:42.584
هيچ کدوم از ما نبايد بره جلو

01:02:42.586 --> 01:02:45.621
من عقب واي ميستم ، اگه اين کار تو رو خوشحال ميکنه

01:02:45.623 --> 01:02:47.623
شايد بهتره تو "يَنگ" رو نگه داري

01:02:47.625 --> 01:02:49.391
اون مثل يه جايزه براي آدمايي ميمونه که برده نگه ميدارن

01:02:49.393 --> 01:02:52.027
اون با من در امانه

01:02:55.532 --> 01:02:57.399
يَنگ نبايد رفت ؟

01:02:59.469 --> 01:03:00.536
خوبه

01:03:00.538 --> 01:03:02.738
برينا ، تو عقب ميموني

01:03:02.740 --> 01:03:05.007
يه چشمت به آلکويين باشه

01:03:08.378 --> 01:03:11.213
سرتون به کار خودتون باشه ، اينجا دِژ يامزبرگه

01:03:11.215 --> 01:03:13.115
ما اينجا هيچ بازديد کننده اي رو تحمل نميکنيم

01:03:13.117 --> 01:03:14.717
شما اينجا هيچ بازديد کننده اي رو تحمل نمي کنين ؟

01:03:14.719 --> 01:03:19.121
حالا اگه اون بازديد کننده کسي باشه که
جسد بي هوشتونو از درياي زيلند بيرون کشيده باشه چي ؟

01:03:19.123 --> 01:03:21.824
اريک ، تويي؟

01:03:21.826 --> 01:03:23.425
خودمم

01:03:23.427 --> 01:03:25.828
به خونه خوش اومدين ارباب

01:03:25.830 --> 01:03:28.731
خوشحالم که مي بينمت ، دوست قديمي

01:03:28.733 --> 01:03:34.303
...ماه به سختي تو آسمون حرکت ميکنه وقتي که شمشير هاي ما
زمين رو با خون تعدادي حرومزاده ي ناچيز خيس نميکنه
* براي بوجود آمدن خورشيد گرفتگي خونين *

01:03:34.305 --> 01:03:36.638
ما الان فقط براي طلا مي جنگيم

01:03:36.640 --> 01:03:39.241
نه مثل روز هاي قديم

01:03:39.243 --> 01:03:42.778
ديگه عجله اي براي جنگ هاي بسيار سخت با شانسهاي نابرابرنميکنيم

01:03:42.780 --> 01:03:44.680
ديگه حمله ناگهاني نميکنيم

01:03:44.682 --> 01:03:46.515
پدرت چي ميگفت؟

01:03:46.517 --> 01:03:50.185
ميگفت سربازان مزدور يامزبرگ به سمت بالاترين پيشنهاد دهنده ميرن؟

01:04:15.378 --> 01:04:19.281
"تو ديگه تو اين عمارت از من سوال نخواهي کرد ، "يورگن

01:04:19.283 --> 01:04:21.450
...و اگه خوشت نمياد

01:04:21.452 --> 01:04:23.585
پس سهمتو پس بده و برو

01:04:23.587 --> 01:04:28.290
ارباب بيوتريک و فرمانده ي بزرگ يامزبرگ

01:04:28.292 --> 01:04:32.394
اريک رو معرفي ميکنم ، پسر آلفرد

01:04:37.834 --> 01:04:41.503
بزارين برادرم بياد جلو

01:04:46.843 --> 01:04:48.243
بيوتريک

01:04:48.245 --> 01:04:51.180
برادر
اريک

01:04:51.182 --> 01:04:54.883
هرگز فکر نميکردم که دوباره تو رو تو اين عمارت ببينم

01:04:54.885 --> 01:04:57.519
منم فکر نميکردم که هرگز به اينجا بيام

01:04:57.521 --> 01:05:01.323
اما حالا که اومدم

01:05:01.325 --> 01:05:02.724
احساس خوبي داره

01:05:02.726 --> 01:05:05.527
...اما من بايد بگم که

01:05:05.529 --> 01:05:07.663
مهمان نوازي تو يک ذزه هم باب ميل نيست

01:05:07.665 --> 01:05:10.365
تو حتي به ما پيشنهاد يک جُرعه آب رو هم ندادي

01:05:10.367 --> 01:05:12.367
چه برسه به چيز هاي سخت تر

01:05:12.369 --> 01:05:16.939
ما در اين عمارت براي جشن گرفتن و سوگواري کردن شراب مينوشيم

01:05:16.941 --> 01:05:20.509
دليل بودن شما در اينجا هيچکدوم از اينا نيست

01:05:21.878 --> 01:05:24.546
به ما هشدار دادن که شما مياين

01:05:24.548 --> 01:05:27.783
تو اومدي که تاج و تخت پدرمونو پس بگيري؟

01:05:27.785 --> 01:05:29.585
برادر ، نه

01:05:29.587 --> 01:05:33.455
پس ، يه نگاهي به دور و بَرت بنداز

01:05:35.391 --> 01:05:38.660
اين تجملات فقيرانه ي دوره ي پدرمونو مي بيني؟

01:05:40.330 --> 01:05:44.266
نه ... نه ، تو نميبيني

01:05:45.702 --> 01:05:50.205
از طرف امپراطوري روم شرقي
بيست هزار سکه ي طلا به من غرامت داده شده

01:05:50.207 --> 01:05:52.708
براي گروهي از مبارزان

01:05:53.977 --> 01:05:58.447
...آرتور از "آنجل" سي هزارتا سکه ي نقره به من ميده

01:05:58.449 --> 01:06:02.317
پس ممکنه من تاج و تختشو در امان نگه دارم

01:06:02.319 --> 01:06:06.255
براي من ،که  برادر کوچک تر و پست تر

01:06:06.257 --> 01:06:08.590
بر روي اين تخت پادشاهي مي شينم

01:06:08.445 --> 01:06:10.245
تو داري اشتباه ميکني برادر

01:06:08.592 --> 01:06:10.792
و حکومت ما ثروتمنده

01:06:10.794 --> 01:06:13.695
و حالا تو مياي

01:06:15.499 --> 01:06:17.332
من براي تاج گذاري بر نگشتم

01:06:17.334 --> 01:06:18.901
...در عوض ، خدا ازم خواست

01:06:18.903 --> 01:06:21.570
که در جنگي با شانس پيروزي غير ممکن قدم بگذارم

01:06:21.572 --> 01:06:23.872
با کي ؟
خدايي به نام تور

01:06:23.874 --> 01:06:26.441
تور؟

01:06:28.745 --> 01:06:30.746
...فقط براي اينکه از مرگ به زندگي برگشته

01:06:30.748 --> 01:06:34.449
فکر ميکنه ميتونه وارد جنگ با خداي تندر بشه

01:06:34.451 --> 01:06:37.386
من اومدم اينجا که ازت تقاضاي کمک کنم

01:06:37.388 --> 01:06:38.954
نه اينکه مورد تمسخر قرار بگيرم

01:06:38.956 --> 01:06:40.189
بريم

01:06:40.191 --> 01:06:44.493
نه ، برادر ، نميتونم بهت اجازه بدم بري

01:06:44.495 --> 01:06:49.831
يک گوش شنوا براي همه ي اونايي که سلطنت من رو تحقير ميکنن

01:06:49.833 --> 01:06:53.702
يک دست نشانده براي همه ي اونايي که ميخوان من رو سرنگون کنن ؟

01:06:53.704 --> 01:06:55.437
منو ببخش برادر

01:06:56.906 --> 01:06:58.140
ببرينشون

01:06:58.142 --> 01:07:02.611
اونارو بگردين و هر چيزي که پيدا کردين رو برام بيارين

01:07:08.785 --> 01:07:11.320
شرمنده
شرمنده ، شرمنده ، شرمنده

01:07:11.322 --> 01:07:14.289
چرا فقط چيزي که ارباب بيوتريک ميخواد رو بهش نميدي؟

01:07:14.291 --> 01:07:16.892
اونوقت ديگه ما مجبور نيستيم ايکارو باهات بکنيم

01:07:46.623 --> 01:07:49.958
يکي داره بهمون نزديک ميشه
و يکي از ما نيست

01:08:00.970 --> 01:08:04.473
شما دوستان ارباب من اريک هستين ؟

01:08:06.509 --> 01:08:07.609
هستيم

01:08:07.611 --> 01:08:11.113
پس بدونين ، بهش خيانت کردن

01:08:11.115 --> 01:08:13.415
اون و دوستاش تو زندان هستن

01:08:13.417 --> 01:08:15.784
من ممکنه که شما رو به پل ببرم

01:08:15.786 --> 01:08:19.755
اما با پيماني که بستم نميتونم روي برادرانم شمشير بلند کنم

01:08:19.757 --> 01:08:24.559
اما شما ممکنه اونو بيارين بيرون و به قايق برگردونين

01:08:21.512 --> 01:08:24.212
اريک يَنگ نياز داره؟
آره

01:08:24.561 --> 01:08:26.762
اريک به ما نياز داره

01:08:29.466 --> 01:08:32.100
اين آدماي يامزبرگ
آدمايي نيستن که فقط سرو صدا به راه بندازن ، دخترم

01:08:32.102 --> 01:08:33.802
اونا بهترين مبارزان روي زمين هستن

01:08:33.804 --> 01:08:37.039
خوبه ، آدماي خود بين راحت تر زمين ميخورن

01:08:54.390 --> 01:08:57.025
اگه از حياط رد بشيم ديده ميشيم

01:08:57.027 --> 01:09:00.429
من ناراحت نخواهم شد ، "يوريک" خوب

01:09:13.876 --> 01:09:14.943
آلکويين ، عجله کن

01:09:14.945 --> 01:09:18.413
برين ، وقتش که شد بهتون ملحق ميشم

01:09:53.182 --> 01:09:55.183
اين راه شمارو مستقيم به سمت زندان هدايت ميکنه

01:09:55.185 --> 01:09:57.452
دوستاتون اون پايين هستن

01:10:20.042 --> 01:10:24.179
پادشاه داره مارو ميفرسته به شمال براي مبادله ي يک برده

01:10:28.952 --> 01:10:31.019
شنيدي ؟
ساکت

01:11:51.634 --> 01:11:53.969
برينا ، خوبي ؟

01:11:53.971 --> 01:11:56.872
آره يَنگ خوبم ، تو چي ؟

01:11:56.874 --> 01:11:59.808
منم خوبم ، بيا

01:12:20.796 --> 01:12:23.064
دروازه رو باز کن
گائيدمت فاحشه

01:12:25.134 --> 01:12:27.702
درو باز کن ، درو باز کن

01:12:27.704 --> 01:12:29.671
هر چي شما بگين بانوي من

01:12:34.977 --> 01:12:36.311
سلام ، اين مرد کوچيکه است

01:12:36.313 --> 01:12:38.046
يَنگ خوبه ؟

01:12:38.048 --> 01:12:39.247
نه يَنگ ، تو شديدا عالي هستي

01:12:39.249 --> 01:12:40.248
اريک کجاس ؟

01:12:40.250 --> 01:12:41.983
سلول بقلي

01:12:58.834 --> 01:13:00.035
اوه

01:13:15.217 --> 01:13:19.854
يا چشمان نابيناي اودين
اونا با تو چي کار کردن؟

01:13:27.096 --> 01:13:30.165
برينا ، شيپور کجاس ؟

01:13:30.167 --> 01:13:31.933
دست آلکويين

01:13:31.935 --> 01:13:34.669
اون کجاس؟

01:13:59.795 --> 01:14:02.731
کاهن و شيپور ، کجان ؟

01:14:02.733 --> 01:14:04.699
خردشون کنيد

01:14:04.701 --> 01:14:07.869
اگه من جاي شما بودم بي حرکت ميشِستم ، ارباب

01:14:07.871 --> 01:14:10.038
مي بينين چطوري به برادرش خيانت ميکنه ؟

01:14:10.040 --> 01:14:13.108
ممکنه اون به همون شکل باهات رفتار نکنه

01:14:13.110 --> 01:14:16.678
تور" بهت چي پيشنهاد کرده که به من خيانت کني؟

01:14:18.114 --> 01:14:24.753
حکومت تمام جزيره هاي کوچک آنجل
و اونطور که من ميبينم مناسب منه

01:14:24.755 --> 01:14:26.454
ميبيني برادر ؟

01:14:26.456 --> 01:14:28.990
تو تنها کسي نيستي که يک خدا بهش چيزي رو توصيه ميکنه

01:14:28.992 --> 01:14:31.960
تو ميتوني جزيره هاي آنجل و تاج و تختتو برا خودت داشته باشي

01:14:31.962 --> 01:14:33.928
اما اينو بدون

01:14:33.930 --> 01:14:37.399
وقتي "تور" رو رام کردم
بر ميگردم ميام سراغ تو

01:14:37.401 --> 01:14:39.401
و باهم تسويه حساب مي کنيم

01:14:39.403 --> 01:14:44.172
اين تويي که نميفهمي ، برادر

01:14:44.174 --> 01:14:48.977
اون شيپور خودش به بالاترين درجه فرمان ميده
*برنده رو تايين مي کنه *

01:14:48.979 --> 01:14:51.913
بدون اون ، تو بي ارزشي

01:14:51.915 --> 01:14:54.249
شاه يامزبرگ

01:14:55.284 --> 01:14:57.752
اين چيزي بود که شما دنبالش بودين؟

01:14:57.754 --> 01:15:00.288
اِي خائن حرومزاده

01:15:02.258 --> 01:15:04.859
مال من ، مال من

01:15:04.861 --> 01:15:07.729
اين چيز خوبيه

01:15:10.032 --> 01:15:13.468
ميبيني برادر ، پيام خيلي ساده اي بود

01:15:13.470 --> 01:15:15.270
برادرت داره مياد

01:15:15.272 --> 01:15:18.973
و شيپور هل هايم ( جهنم ) رو هم داره

01:15:18.975 --> 01:15:22.277
شيپور رو بدست بيار ، اونو دستگير کن

01:15:22.279 --> 01:15:26.314
و با کمک دوستان خودت در اينجا اين کارو کرده اَم

01:15:29.018 --> 01:15:32.887
پس الان وقت تسويه حساب من با توئه

01:15:34.356 --> 01:15:35.557
ببرينش

01:15:35.559 --> 01:15:38.760
جوري که مناسبشه باهاش رفتار کنين
از يک شمشير استفاده کنين

01:15:41.363 --> 01:15:42.931
و بقيه رو از پرتگاه به پايين پرت کنين

01:15:45.234 --> 01:15:48.369
کاهن ، بيا ، با من چيزي بنوش

01:15:48.371 --> 01:15:50.905
فکر ميکردم که يک خائن بين ماست

01:15:50.907 --> 01:15:52.140
اون آلکويين جادوگره

01:15:52.142 --> 01:15:55.977
اون جونشو به ما بده کاره
چطور تونست اين کارو بکنه؟

01:15:55.979 --> 01:15:58.880
در برگشتنش براي طلا هاي بيوتريک

01:16:07.556 --> 01:16:09.891
سرورم ، ما با شما هستيم

01:16:09.893 --> 01:16:12.026
ما شما رو از اينجا مي بريم و به شما يک سرپناه ميديم

01:16:12.028 --> 01:16:13.528
همچنين ما گروه افرادمونو جمع ميکنيم

01:16:13.530 --> 01:16:15.096
"براي ملحق شدن به شما براي جنگ با "تروندلاگ

01:16:15.098 --> 01:16:16.865
اون فرمانده هاي ديگه چي ؟

01:16:16.867 --> 01:16:18.399
براي اونا ، اين کار عهد شکنيه

01:16:55.905 --> 01:16:58.339
به نظر ميرسه که صدمه ديده

01:17:00.276 --> 01:17:01.810
بزار کمکت کنم

01:17:06.982 --> 01:17:09.150
...اگه اين ماموريت بيش از اين ادامه پيدا کنه

01:17:09.152 --> 01:17:11.252
تعداد زيادي از شما باقي نخواهد ماند

01:17:12.221 --> 01:17:14.222
ما شيپور رو از دست داديم

01:17:14.224 --> 01:17:16.624
شانس عليه ما ايستاده

01:17:16.626 --> 01:17:20.428
ميتونيم بدون اون بجنگيم؟

01:17:20.430 --> 01:17:24.032
شيپور تنها چيزيه که ميتونه "تور" رو متوقف کنه

01:17:24.034 --> 01:17:27.836
شايد من اين حق رو ندارم
که از اين آدما بخوام که به اين ماموريت ادامه بدن

01:17:29.405 --> 01:17:30.939
يا تو

01:17:33.909 --> 01:17:38.947
ميدونم که گفتي از من چيزي بيش از يک مرد درخواست نميکني

01:17:38.949 --> 01:17:44.185
اما اگه من خواستم چيزي رو بهت بدم که
تنها يک زن ميتونه انجام بده چي ؟

01:17:49.425 --> 01:17:52.126
برينا

01:17:52.128 --> 01:17:56.231
من قلبم رو به يکي ديگه قول دادم ، خيلي سال پيش

01:18:06.275 --> 01:18:08.443
من در تعجبم که چطور عاشق چنين انسان احمقي بودم

01:18:08.445 --> 01:18:09.444
فرِيا

01:18:09.446 --> 01:18:11.613
نه

01:18:11.615 --> 01:18:14.682
اونجا بي حرکت بمون

01:18:14.684 --> 01:18:17.385
برنگرد

01:18:19.088 --> 01:18:22.423
ما الان از همديگه خيلي دور هستيم

01:18:22.425 --> 01:18:25.226
اما به اين وسيله من ميتونم حرف بزنم

01:18:36.071 --> 01:18:39.574
من خودم رو با خدايان مبادله کردم

01:18:39.576 --> 01:18:42.477
اينطوري ممکن بود دوباره زنده بموني

01:18:44.046 --> 01:18:48.116
اما زندگي تو با يک شرط بهت برگشت

01:18:48.118 --> 01:18:52.420
...که تو و من

01:18:52.422 --> 01:18:54.722
نتونيم دوباره عشق رو بين خودمون تجربه کنيم

01:18:54.724 --> 01:18:58.593
اما حد اقل تو زنده موندي

01:18:58.595 --> 01:19:02.997
ترجيح ميدم مرده باشم تا تمام عمرم رو بدون تو زندگي کنم

01:19:02.999 --> 01:19:04.699
تو بايد زندگي کني

01:19:22.451 --> 01:19:25.653
من تورو به زندگي برگردوندم

01:19:25.655 --> 01:19:29.557
به خاطر اين تو بايد زندگي کني

01:19:29.559 --> 01:19:32.226
نميتونيم ديگه باهم باشيم

01:19:32.228 --> 01:19:34.762
اريک

01:19:34.764 --> 01:19:37.498
زندگي در خاطراتت رو تموم کن

01:19:37.500 --> 01:19:41.102
...اگه يک مرد زندگي خودش رو با نگاه به عقب بگذرونه

01:19:41.104 --> 01:19:44.138
چيز هايي که در جلوش قرار داره و حقشه از دست ميده

01:19:44.140 --> 01:19:47.575
و حقي که جلوي منه چيه ؟

01:19:47.577 --> 01:19:49.310
اميد

01:19:51.113 --> 01:19:53.247
يک فرصت براي لذت بردن

01:19:53.249 --> 01:19:55.550
شادي

01:19:55.552 --> 01:19:58.152
فرصت براي يک چيز

01:19:58.154 --> 01:20:03.124
:فرصتي که انسان هاي فاني اون رو دارن که خدايان آرزوي اونو دارن

01:20:03.126 --> 01:20:05.560
عشق

01:20:05.562 --> 01:20:07.628
در اين که دوباره عاشق بشي هيچ شرمساري اي وجود نداره

01:20:10.165 --> 01:20:13.101
...براي اين زمان کمي که مونده ، تور رفته

01:20:13.103 --> 01:20:16.104
پس ، فردا براي حقت بجنگ

01:20:16.106 --> 01:20:18.172
بجنگ

01:20:18.174 --> 01:20:21.709
،اينطوري نام تو مانند صدايي که در آسمان پخش ميشه
بين همه ي اَدوار پخش خواهد شد

01:20:21.711 --> 01:20:24.178
،به عنوان اسمي سرشار از نيکي

01:20:24.180 --> 01:20:26.514
با ارزش

01:20:26.516 --> 01:20:28.383
و نور اميد

01:20:49.138 --> 01:20:51.739
من ... متاسفم

01:20:52.875 --> 01:20:55.209
قصد اين کارو نداشتم

01:20:56.211 --> 01:20:58.146
اگه منو انتخاب کني ، مال تو ميشم

01:21:00.382 --> 01:21:02.517
بهش فکر ميکنم ، ارباب

01:21:47.629 --> 01:21:49.664
ميدونستم که به صورت يک مرد نگاه ميکنه

01:21:49.666 --> 01:21:51.399
چه خواب شب خوب و شگفت انگيزي بود

01:21:51.401 --> 01:21:53.668
بيشتر شبيه شبي ميمونه که نخوابيدي

01:21:53.670 --> 01:21:55.736
اينم لشکر شما ، ارباب

01:22:11.420 --> 01:22:14.188
تو مردانت و يامزبرگ رو سربلند خواهي کرد

01:22:14.190 --> 01:22:16.390
اين يک مبارزه ي بزرگ خواهد بود

01:22:16.392 --> 01:22:18.693
در آينده ترانه هايي خواهند خواند درباره ي
تعداد کمي از مردان که براي مبارزه به "تروندهايم"رفتند

01:22:18.695 --> 01:22:21.896
و لشگر خدارو در هم شکستن

01:22:21.898 --> 01:22:25.399
آقايون ، قبل از اينکه "بيوتريک" به قضيه پي ببره ، اينجارو ترک ميکنيم

01:22:35.677 --> 01:22:37.678
مارو ببخشين ، اعلي حضرت

01:22:37.680 --> 01:22:40.248
ما خائناني در ميان خودمون داريم

01:22:43.418 --> 01:22:46.487
تعدادي از برادرانمون به سمت برادر شما رفته اند ، اعلي حضرت

01:23:01.904 --> 01:23:04.172
پادشاه مرده

01:23:07.276 --> 01:23:08.442
کاهن

01:23:19.821 --> 01:23:22.590
اونا چي هستن که بخوان با چند صد تا آدم اين کارو بکنن

01:23:22.592 --> 01:23:24.959
اونا آدماي يامزبرگي هستن

01:23:24.961 --> 01:23:28.296
کي ميدونه که اونا چي کار خواهند کرد؟

01:23:28.298 --> 01:23:30.498
زياد اهميت نمي دم

01:23:30.500 --> 01:23:31.999
فردا ، من بايد شيپور رو داشته باشم

01:23:32.001 --> 01:23:33.601
و هيچ لشکري نبايد در قلمرو مياني باشه

01:23:33.603 --> 01:23:35.069
که بتونه منو متوقف کنه

01:23:35.071 --> 01:23:40.575
دروازه هاي "وال هالا"(بهشت) ، "ميتگارد"(زمين) و
"هل هايم" (جهنم ) نوسانات گسترده اي ايجاد ميکنه

01:23:41.510 --> 01:23:44.879
ارباب ، اين نقشه چيه؟

01:23:44.881 --> 01:23:46.013
شما دارين چي ميگين؟

01:23:46.015 --> 01:23:47.882
...من بايد گذرگاه رو باز کنم

01:23:47.884 --> 01:23:50.585
براي باز کردن دروازه هاي بهشت و جهنم

01:23:50.587 --> 01:23:52.653
اين کار ويراني رو بر جهان ما آشکار ميکنه

01:23:55.324 --> 01:23:58.659
من کوچکترين ارزشي براي دنياي شما قائل نيستم

01:24:00.429 --> 01:24:03.464
هزاران نفر از افراد ما خواهند مرد

01:24:03.466 --> 01:24:07.668
اين مردم مزارع ما رو آباد ميکنن ، کشتي هامونو ميسازن

01:24:07.670 --> 01:24:10.538
قطعا شما نميتونيد نا آگاه باشين از ويراني اي که اين کار باعثش ميشه

01:24:10.540 --> 01:24:12.940
احمق ، معلومه که آگاهم

01:24:12.942 --> 01:24:16.077
فقط قطعه اي که من بر فراز دنيا دارم

01:24:16.079 --> 01:24:20.514
ميتونه خدايان مسيحيت رو براي هميشه نابود کنه

01:24:20.516 --> 01:24:23.050
اين درباره ي ماموريت وايکينگ هاي ما نيست

01:24:23.052 --> 01:24:25.353
يا گسترش دادن قلمرومون

01:24:25.355 --> 01:24:28.889
اين در مورد تو و خدايانه و در مورد مصرف انسان هاي فاني

01:24:28.891 --> 01:24:32.727
من چه اهميتي ميتونم به انسان هاي فاني بدم ؟
من يک خدا هستم

01:24:32.729 --> 01:24:34.629
ممکنه که شما اهميتي ندين ، ارباب

01:24:34.631 --> 01:24:38.566
اما من به شما اجازه نخواهم داد
که مارو به سمت نابودي خودمون هدايت کني

01:24:58.687 --> 01:25:00.855
يک چيز رو فراموش کردي

01:25:05.093 --> 01:25:07.662
...فقط اونايي که خون خدايان رو دارن

01:25:07.664 --> 01:25:09.697
ميتونن از اسلحه ي خدايان استفاده کنن

01:25:11.867 --> 01:25:14.869
...تو ، گرگ قرمز

01:25:14.871 --> 01:25:17.905
عذاب بکش از کمبود بينايي

01:25:17.907 --> 01:25:20.474
پادشاهان شمال ، افرادتونو آماده کنين

01:25:20.476 --> 01:25:23.544
جنگ براي قلمرو مياني در هنگام طلوع خورشيد آغاز ميشه

01:25:24.846 --> 01:25:26.547
فرمانده

01:25:28.684 --> 01:25:33.788
من اسم تو رو پادشاه "نوردلند" ميزارم
به جاي گرگ قرمز

01:26:55.470 --> 01:26:57.938
خيلي زيادن

01:26:59.474 --> 01:27:01.208
ديوار سپر افرادت بايد راست به چپ باشن

01:27:01.210 --> 01:27:03.077
و فشار کامل نيرو هامون رو به طرف چپ متمايل کن

01:27:03.079 --> 01:27:04.945
اينا براي زمانيه که ديوار شکسته

01:27:04.947 --> 01:27:06.814
و اگه خودمون شکستيمش چي؟
اونوقت فشار به سمت جلو ميره

01:27:06.816 --> 01:27:08.983
اگه "تور" قبل از اون خودشو نشون داد چي؟

01:27:08.985 --> 01:27:12.520
من اون رو به مبارزه دعوت ميکنم و تا مرگ ميجنگيم

01:27:18.894 --> 01:27:21.028
خورشيد گرفتگي

01:27:21.030 --> 01:27:23.097
به زودي شروع ميشه

01:27:24.232 --> 01:27:27.501
افراد ، ما براي شب اينجا اردو ميزنيم

01:27:50.592 --> 01:27:55.563
مردان "يامزبرگ" ، وايکينگ ها ، برادران

01:27:57.065 --> 01:27:59.266
در سراسر اين تپه ها ارتش شمال وجود داره

01:27:59.268 --> 01:28:01.302
بيش از هزار مرد قدرتمند

01:28:01.304 --> 01:28:04.738
اما ما کم هستيم
پنج به يک
* هر يه نفر از ما بايد 5 نفر رو حد اقل بکشه *

01:28:04.740 --> 01:28:07.741
...اگه شما بخواين نزد فرماندهانشون ميرم

01:28:07.743 --> 01:28:11.912
و تقاضاي يک روز تاخير براي جنگ رو ميکنم
تا دشمنامون بتونن افراد بيشتري رو جمع کنن

01:28:11.914 --> 01:28:14.949
اين طوري به نظر جوانمردانه مياد
* به ياراش ميگه اونا بيشتر هم باشن ما قوي تريم *

01:28:14.951 --> 01:28:17.651
بعضي از شماها منو مي شناسين

01:28:17.653 --> 01:28:20.087
بعضي از شما ها در کنار من خون ريختيد

01:28:22.591 --> 01:28:27.127
بعضي از شماها داستان هاي بلندي از پيروزي من در جنگ ها شنيده ايد

01:28:27.129 --> 01:28:30.764
از خدايان و الهه ها

01:28:30.766 --> 01:28:33.167
اين منم ، اريک از يامزبرگ

01:28:33.169 --> 01:28:35.236
و ترانه ي من هنوز به پايان نرسيده

01:28:37.339 --> 01:28:40.808
درجه ي يک مرد با تعداد پيروزي هاش تو جنگ ها سنجيده نميشه

01:28:40.810 --> 01:28:43.711
يا چند نفر رو با شمشيرش کشته ، يا چقدر طلا ذخيره کرده

01:28:43.713 --> 01:28:46.113
درجه ي يک مرد با شجاعتش سنجيده ميشه

01:28:46.115 --> 01:28:48.115
با از خود گذشتگيش براي خانواده اَش

01:28:48.117 --> 01:28:50.684
با رضايتش از  گرفتن تقديرش

01:28:50.686 --> 01:28:52.052
...اگه ما امروز نجنگيم

01:28:52.054 --> 01:28:53.854
نسل هاي بعدي در ترس و وحشت خواهند بود

01:28:53.856 --> 01:28:58.259
و خدايان ترس و وحشت دوران کهن رو بر روي انسان ها رها خواهند کرد

01:28:58.261 --> 01:29:01.729
امروز شما براي خودتون نمي جنگين

01:29:01.731 --> 01:29:04.798
...امروز

01:29:04.800 --> 01:29:11.005
...شما ميجنگين براي همسراتون ... پسراتون ... دختراتون

01:29:11.007 --> 01:29:14.074
...اگه قراره امروز بميرين

01:29:14.076 --> 01:29:19.880
با اون اعتقاد و ايماني بميرين که
در کنار برادرانتون سپر به سپر ايستادگي کردين

01:29:19.882 --> 01:29:22.283
و مثل يک واينکينگ بميرين

01:29:22.285 --> 01:29:24.285
با افتخار

01:29:25.253 --> 01:29:27.021
بياين

01:29:31.159 --> 01:29:32.626
!از من پيروي کنين

01:29:39.868 --> 01:29:41.802
حالا بيشتر شبيه يک پادشاهه

01:29:52.180 --> 01:29:56.083
اونا فرصت ايستادگي در برابر ارتش قدرتمند مارو ندارن

01:29:56.085 --> 01:29:57.685
موضع بگيريد

01:29:58.920 --> 01:30:01.021
به سمت ديوار

01:30:13.668 --> 01:30:16.036
آتش

01:30:16.038 --> 01:30:17.771
خودتونو پوشش بدين

01:30:23.979 --> 01:30:25.980
اولين موج ، از يک خط حمله ي جديد

01:30:44.766 --> 01:30:46.200
عقب نشيني کنيد

01:30:46.202 --> 01:30:47.701
عقب نشيني کنيد

01:32:20.862 --> 01:32:23.797
زود باشين حرومزاده ها ، زود باشين

01:34:33.695 --> 01:34:35.696
ما ديوار رو خراب کرديم فرمانده

01:34:35.698 --> 01:34:37.664
اما خيلي از افرادمونو از دست داديم

01:34:37.666 --> 01:34:41.301
بايد برنده ي اين جنگ باشيم
ما تا آخريش ميجنگيم

01:34:43.172 --> 01:34:44.972
يک فرمانده ي ديگه داره مياد

01:35:01.623 --> 01:35:03.523
ارباب ، برادرتون مرده

01:35:03.525 --> 01:35:06.627
ما قسم ميخوريم که در خدمت شما که يک نجيب زاده هستين باشيم

01:35:06.629 --> 01:35:09.630
بياين ، بياين به جنگ ملحق شيم

01:35:13.968 --> 01:35:15.702
اعلي حضرت
بگو ، مرد

01:35:15.704 --> 01:35:18.505
اونا سمت چپ رو تخريب کردن
اونا يکان هاشونو تقويت کردن

01:35:18.507 --> 01:35:20.140
سوار ميشيم

01:35:38.192 --> 01:35:39.526
"گرِگور"

01:36:07.655 --> 01:36:10.157
ما شکست خورديم
کي به "تور" اين قضيه رو ميگه؟

01:36:10.159 --> 01:36:11.758
که باهاش به جهنم بره

01:36:11.760 --> 01:36:15.162
من ميرم اونطرف تو کشتي هام
اگه شما ميخواين ، اينجا وايسين

01:36:15.164 --> 01:36:17.631
اگه ميتونيد خودتونو نجات بدين
شما وايکينگ نيستين

01:36:17.633 --> 01:36:21.034
"تو هم به جهنم ، پادشاه "نوردلند

01:36:21.036 --> 01:36:22.669
برگردين به سنگر

01:36:22.671 --> 01:36:25.272
عقب نشيني کنيد ، عقب نشيني کنيد

01:37:25.299 --> 01:37:28.068
هيچکس واسه ما نمونده که بکشيم
واسه من خوبه

01:37:30.304 --> 01:37:33.140
من به اينجا نيومدم که يک ناظر باشم

01:38:03.304 --> 01:38:05.372
من بهت اجازه اين کار رو نخواهم داد

01:38:12.480 --> 01:38:14.748
...خوب

01:38:14.750 --> 01:38:16.383
حالا چي ؟ اريک

01:38:16.385 --> 01:38:18.552
تو نميتوني منو متوقف کني

01:38:20.254 --> 01:38:23.156
تو اومدي اينجا فقط براي ديدن باز کردن درهاي جهنم توسط من ؟

01:38:23.158 --> 01:38:26.560
من ممکنه که شيپور رو نداشته باشم ،
اما ميبيني که در حال اجراي ماموريتم هستم؟

01:38:26.562 --> 01:38:31.164
"من اومدم که باهات رو در رو شم ، "تور
اگه بايد بميرم ، ميميرم

01:38:31.166 --> 01:38:32.699
آها ، بله

01:38:33.801 --> 01:38:35.469
شيپور

01:38:38.372 --> 01:38:40.474
با دميدن اين شيپور در اينجا

01:38:40.476 --> 01:38:42.843
فکر کردي که منو به بهشتي که ازش اومدم برگردوني

01:38:42.845 --> 01:38:44.778
سعيمو ميکنم

01:38:45.913 --> 01:38:49.249
تو نميتوني در مقابل من بِايستي ، پسرم

01:38:53.955 --> 01:38:56.490
پدرت حقيقتو نميدونست

01:38:56.492 --> 01:39:00.460
اون خودش بود که با مادرت ميخوابيد

01:39:00.462 --> 01:39:02.863
من به اين مهارت ها نيازي ندارم
* مهارت تغيير شکل براي خوابيدن با مادر اريک رو ميگه *

01:39:02.865 --> 01:39:06.233
مادرت يه فاحشه ي راضي به  شهوتراني هاي من بود

01:39:07.502 --> 01:39:09.970
...واقعا باور داشتي که

01:39:09.972 --> 01:39:12.839
...يک انسان فاني ميتونه بعد از مرگ بلند شه

01:39:12.841 --> 01:39:15.709
و ميتونه از جام "فري" بنوشه اونم بدون مردن؟

01:39:15.711 --> 01:39:17.844
ميتونه با الهه عشق بخوابه؟

01:39:17.846 --> 01:39:20.680
اونم بدون اينکه توسط شهوتش مجنون بشه؟

01:39:20.682 --> 01:39:23.917
خون خدايان در رگهاي توست

01:39:23.919 --> 01:39:27.287
خون من در رگ هاي توست

01:39:28.422 --> 01:39:30.257
تسليم من شو

01:39:30.259 --> 01:39:34.227
و باهم و با مُشتمون به تمام دنيا حکومت خواهيم کرد

01:39:34.229 --> 01:39:38.598
و بقيه خدايان رو از چهره ي زمين پاک خواهيم کرد
و تنها يک خدا و پسرش ميمونه

01:39:38.600 --> 01:39:42.002
من بهت اجازه نميدم که قلمرو مياني رو نابود کني

01:39:42.004 --> 01:39:43.436
پس بجنگ

01:42:20.795 --> 01:42:22.495
"نه "اريک

01:43:07.808 --> 01:43:10.777
اسلحه ي تو براي من ترسي نداره

01:43:10.779 --> 01:43:13.113
من خون خدايان رو تو وجودم دارم

01:43:14.081 --> 01:43:16.149
من خون خدايان رو دارم

01:44:10.738 --> 01:44:13.072
ميتونم شيپور "هل هايم" رو بردارم؟

01:44:16.177 --> 01:44:18.111
"ارباب "فري

01:44:22.817 --> 01:44:25.218
"نجيب زاده ي ناچيز "يامزبرگ

01:44:27.688 --> 01:44:32.258
تو ميتوني تا زماني که يخ بستن دريا تموم ميشه ، بِدَمي

01:44:32.260 --> 01:44:35.528
اما هدف از اين کار هرگز متوقف کردن "تور" نبود

01:44:35.530 --> 01:44:38.598
نه ، هدف چيز ديگه اي بود

01:44:38.600 --> 01:44:40.700
يک هدف بالاتر

01:44:41.769 --> 01:44:43.970
...اما تو گفتي
آره

01:44:43.972 --> 01:44:49.008
بهت گفتم که تنها يک مرده متحرک ميتونه وارد جهنم بشه

01:44:49.010 --> 01:44:50.844
...خدا بودن

01:44:50.846 --> 01:44:55.748
تور" و من هردومون به تو نياز داشتيم که اين شيپور رو به دست بياري"

01:44:55.750 --> 01:44:57.550
ميبيني،سه تا عتيقه ي مقدس لازمه

01:44:57.552 --> 01:45:00.653
براي باز کردن دروازه هاي بهشت و زمين و جهنم

01:45:02.156 --> 01:45:06.025
( گردنبند مريم مقدس از "ميتگارد" ( زمين

01:45:06.027 --> 01:45:10.797
( پُتک "تور" از "وال هالا" ( بهشت

01:45:10.799 --> 01:45:13.867
( و شيپور طلاکاري شده از "هل هايم" (جهنم

01:45:13.869 --> 01:45:15.735
احمق بدبخت

01:45:15.737 --> 01:45:19.239
شيپور کليد نهاييه

01:45:19.241 --> 01:45:21.674
و تو اونو برامون آوردي

01:45:22.710 --> 01:45:24.777
چرا داري اين کارو مي کني؟

01:45:24.779 --> 01:45:28.147
انسان ها ... نمک به حرومن
* ناسپاس *

01:45:28.149 --> 01:45:30.149
ما دوران هاي زيادي از تو محافظت کرديم

01:45:30.151 --> 01:45:33.620
بعد تو مارو رها ميکني و ميري سراغ خدايان جديد؟

01:45:33.622 --> 01:45:37.790
زمانش رسيده که انسان ها غرامت کارشونو بدن

01:45:43.330 --> 01:45:46.065
پسرم

01:45:46.067 --> 01:45:48.835
ما باهم ميتونستيم به دنيا حکومت کنيم

01:46:25.406 --> 01:46:27.006
شيپور داره خرد ميشه

01:46:27.008 --> 01:46:28.975
يه مشکلي هست

01:46:40.287 --> 01:46:42.689
چرا داره اين اتفاق ميفته؟

01:46:44.058 --> 01:46:45.959
چون اون شيپور قلابيه

01:46:45.961 --> 01:46:49.729
من يک شيپور قلابي به "بيوتريک" دادم

01:46:49.731 --> 01:46:51.831
من به چيزي که زمين به من گفت گوش کردم
* جادوگر زمينه *

01:47:07.147 --> 01:47:09.882
من از نقشه اَت آگاه بودم ، فرِي

01:47:09.884 --> 01:47:12.819
و فهميدم که به ما خيانت ميکني

01:47:17.291 --> 01:47:22.395
طبيعت هميشه داشتان يک خيانت کار رو بيان ميکنه

01:47:22.397 --> 01:47:23.863
...هيچ کدوم

01:47:23.865 --> 01:47:26.132
...نه خدا و نه يک فاني

01:47:26.134 --> 01:47:28.067
نبايد به زمين حکومت کنه

01:48:13.247 --> 01:48:14.947
برينا

01:48:19.520 --> 01:48:21.521
اين يک مرگ خوبه

01:48:21.523 --> 01:48:24.524
اين بايد من بودم که مي مردم

01:48:24.526 --> 01:48:27.794
...هيچکس سرنوشت خودشو انتخاب نميکنه

01:48:31.432 --> 01:48:35.802
...تو مسئول زندگي من نيستي

01:48:35.804 --> 01:48:38.204
...يا هيچ کس ديگه

01:48:38.206 --> 01:48:40.139
فقط مسئول زندگي خودت هستي

01:48:44.978 --> 01:48:46.112
من در آرامش هستم

01:48:49.316 --> 01:48:52.251
يک مرگ باشکوه خواهم داشت

01:48:55.355 --> 01:48:58.024
منو به دريا برگردون

01:49:33.060 --> 01:49:34.360
مشاهده کن ، "برينا" ي منصف

01:49:34.362 --> 01:49:37.497
مادرتو ميبيني که در بهشت فردوس منتظرته؟

01:49:37.499 --> 01:49:39.599
مشاهده کن ، "گرگور" نيرومند

01:49:39.601 --> 01:49:41.501
خويشاوندانمونو ميبيني؟

01:49:41.503 --> 01:49:43.469
مشاهده کن ، "وريک" عاقل

01:49:43.471 --> 01:49:45.605
ميبيني که بقيه عمرت در بهشت فردوس منتظرته؟

01:49:45.607 --> 01:49:47.974
مشاهده کن ، "برنارد" وايکينگ

01:49:47.976 --> 01:49:51.444
بهشت بَرين او ، افتخار و خانواده ي او هستن

01:49:55.382 --> 01:49:59.085
و دوستانم رو در اونجا ميبينم که
توسط اونايي که قبلا رفتن احاطه شدن

01:49:59.087 --> 01:50:04.257
براي وقتي که زمان رفتن من هم فرا برسه
با مسرت خاطر به اونها در بهشت ملحق خواهم شد

01:50:09.363 --> 01:50:13.266
اين چنين خدايان قديمي از قلمرو مياني ميگذرند

01:50:13.268 --> 01:50:16.369
انسان ها هم اکنون آزاد هستن که خدايان خودشون رو انتخاب کنن

01:50:16.371 --> 01:50:18.871
دوستانشون ، دشمنانشون

01:50:18.873 --> 01:50:21.174
من با اسم "اريک پسر تور" شناخته شدم

01:50:21.176 --> 01:50:24.944
من و مردانم محافظ عتيقه هاي مقدس شده ايم

01:50:24.946 --> 01:50:29.549
تعداد زيادي نيستن که از مجود ما با خبر باشن
...پس ترانه ي ما

01:50:29.551 --> 01:50:32.218
ترانه ي ما هنوز سروده نشده

01:50:37.551 --> 01:50:47.218
زرفيلم
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.
