WEBVTT

00:10.218 --> 00:15.223
وبسایت دوستی ها تقدیم میکند

00:18.226 --> 00:19.811
‫اسم من ویاران تومیکه.

00:24.983 --> 00:26.735
‫من همیشه از ثروتمندان دزدی کردم.

00:27.277 --> 00:28.862
‫از کارم پشیمون نیستم.

00:34.909 --> 00:38.830
‫اون فقط در محله‌های زیبای فرانسه کار می‌کنه.

00:44.711 --> 00:48.423
‫اون می‌تونه تا پشت بوم یه ساختمون بالا بره.

00:49.507 --> 00:51.634
‫دستگیر کردنش سخت بود.

00:53.178 --> 00:54.596
‫دست نیافتنی بود.

00:57.891 --> 01:01.811
‫اون می‌تونست از سقف به سقف دیگه‌ای بالا بره
‫و بپره روی ساختمان بغلی.

01:04.272 --> 01:05.315
‫اون واسه خودش افسانه‌ای بود.

01:06.399 --> 01:07.942
‫اسم مستعار من "مرد عنکبوتی"ـه.

01:08.860 --> 01:11.446
‫من یکی از بزرگ‌ترین سارقان پاریس هستم.

01:15.492 --> 01:18.411
‫اون دزد خیلی حرفه‌ای بود.

01:18.495 --> 01:19.579
‫من خواب بودم.

01:20.121 --> 01:21.539
‫ببخشیدا، ولی اون خیلی جربزه داشت.

01:22.123 --> 01:23.958
‫[پاریس، مِی سال 2010]

01:25.376 --> 01:27.253
‫[بزرگ‌ترین سرقت اثر هنری در تاریخ فرانسه]

01:27.462 --> 01:29.672
‫[تعریف شده توسط خود سارق]

01:30.298 --> 01:36.054
‫من 110 درصد جذب موزه شده بودم.

01:36.054 --> 01:38.389
‫[و کارآگاهان واقعی]

01:38.389 --> 01:39.682
‫خیلی بزرگ بود.

01:39.766 --> 01:41.893
‫بدون شک بزرگ‌ترین سرقت بود.

01:41.893 --> 01:44.604
‫[با بازتعریف نمایشی]

01:44.604 --> 01:48.149
‫موزه هنرهای مدرن بزرگ‌ترین سرقتم بود.

01:48.233 --> 01:50.860
<i>‫ سرقت تقریباً بی‌نقص بوده. </i>

01:51.111 --> 01:53.488
<i>‫ مردی که به اسم "مرد عنکبوتی" شناخته می‌شود... </i>

01:53.571 --> 01:56.116
<i>‫ توانسته پنج اثر شاهکار را بدزدد. </i>

01:56.116 --> 02:00.328
‫ارزش تقریبی اثرهای دزدیده شده
‫بیش از صد میلیون دلار اعلام شده.

02:00.620 --> 02:04.124
‫اون سرقت آخرین سرقتم بود.
‫پول هنگفتی به جیب می‌زدم.

02:04.207 --> 02:05.375
‫از پاریس می‌رفتم.

02:05.458 --> 02:08.419
‫با یکی آشنا می‌شدم و زندگی جدیدی رو شروع می‌کردم.

02:08.503 --> 02:10.255
‫می‌دونستم که همه‌چی رو تغییر میده.

02:22.267 --> 02:24.769
‫در آوریل سال 2010، داشتم با یه دلال عتیقه...

02:24.853 --> 02:26.104
‫به اسم کورز کار می‌کردم.

02:26.187 --> 02:29.065
‫اون خریدار مال دزدی‌ای بود که
‫چیزی که دزدیده بودم رو فروخت.

02:31.526 --> 02:34.112
‫کوروز یه لیست بلند از نقاش‌ها بهم داد...

02:34.195 --> 02:35.572
‫که می‌خواست نقاشی‌هاشون رو بدزدم.

02:36.781 --> 02:39.284
‫حدوداً 40 اسم تو لیست بود.

02:40.118 --> 02:41.828
‫رنوآر، دگا...

02:43.663 --> 02:44.873
‫کلود مونه،

02:46.457 --> 02:47.542
‫مودیلیانی.

02:48.710 --> 02:51.212
‫فقط همچین اسم‌های بزرگی تو لیست بود.

02:58.094 --> 03:03.057
‫من تو خیابان‌های پاریس گشتم
‫تا اینکه اثرهای تو لیست رو پیدا کردم.

03:12.442 --> 03:14.319
‫یه هفته گشتم،

03:14.402 --> 03:17.614
‫و یه شب، گذرم به موزه‌ هنرهای مدرن خورد.

03:20.742 --> 03:24.204
‫موزه هنرهای مدرن پاریس
‫یک موزه بزرگ بین‌المللی هست.

03:30.001 --> 03:32.503
‫اولا، در امتداد رود سن قرار داره،

03:32.587 --> 03:34.005
‫روبروی برج ایفل.

03:35.173 --> 03:39.052
‫معماریش بسیار قشنگ، قوی و ساده‌ست.

03:41.095 --> 03:43.723
‫ولی موزه هنرهای مدرن مکان خاصیه.

03:44.474 --> 03:46.142
‫مکان شیکی هست.

03:47.227 --> 03:51.272
‫یکی از موزه‌های بزرگ هنر مدرن
‫و معاصر در اروپاست.

03:54.400 --> 03:58.613
‫موزه‌ی شناخته شده‌ایه
‫چون تاریخ هنر قرن بیستم رو نشان میده.

03:58.696 --> 04:03.243
‫نشون میده که چطور هنر از سال 1900
‫تا به امروز توسعه یافته.

04:04.118 --> 04:06.204
‫بنابراین آثار هنری خیلی زیبا هستن.

04:06.829 --> 04:09.707
‫من مسئول تمام اتفاقات موزه بودم،

04:10.291 --> 04:12.669
‫ولی تا حالا سرقتی از اونجا رخ نداده بود.

04:23.179 --> 04:27.558
‫حقیقت داره که موزه هنرهای مدرن
‫موزه‌ی فوق‌العاده‌ایه.

04:28.851 --> 04:30.645
‫به شدت خوب ازش محافظت می‌شد.

04:30.728 --> 04:32.355
‫عملا غیرقابل نفوذ بود.

04:32.438 --> 04:34.440
‫به اندازه‌ی بانک ازش محافظت می‌شد.

04:37.902 --> 04:40.113
‫پرده‌ها بسته نشده بودن.

04:43.950 --> 04:46.536
‫بنابراین دیدم که نقاشی‌های بزرگی توش هست.

04:49.539 --> 04:53.084
‫اولین نقاشی‌ای که شناختم
‫اثر پیکاسو بود.

04:54.961 --> 04:56.421
‫نقاشی براک رو دیدم.

04:56.462 --> 04:59.048
‫و می‌دونستم که اگه بدزدمشون،
‫صدها هزار یورو گیرم میاد.

05:01.718 --> 05:05.263
‫بعد از زیرنظر گرفتن موزه، رفتم دیدن کوروز.

05:05.847 --> 05:07.307
‫رفتم تو مغازه‌اش.

05:08.433 --> 05:10.101
‫کوروز یه کلاهبرداره.

05:10.184 --> 05:12.770
‫مثل همه‌ی کلاهبردارها،
‫بیشتر دروغ میگن تا حرف حقیقت.

05:14.105 --> 05:16.024
‫واسه اون، کاملا واضح بود...

05:16.107 --> 05:19.319
‫که من باید تا جایی که می‌تونم
‫اثرهای بیشتری رو از توی موزه بردارم.

05:20.528 --> 05:24.240
‫به توافق رسیدیم که به ازای هر نقاشی
‫بهم 50 هزار یورو میده.

05:24.949 --> 05:26.492
‫واسه من، معامله‌ خوبی بود.

05:27.201 --> 05:28.578
‫نمی‌تونستم موفق نشم.

05:30.496 --> 05:33.541
‫یه دزد قبل از وارد عمل شدن
‫تحقیقاتش رو انجام میده.

05:37.253 --> 05:40.840
‫باید می‌فهمیدم که نگهبان‌ها
‫داخل موزه گشت می‌زنن یا بیرون.

05:41.799 --> 05:43.760
‫بیرون زیرنظرشون گرفتم.

05:45.053 --> 05:47.138
‫شبی دو بار تو پیاده‌روی بیرون گشت زدن.

05:47.221 --> 05:48.556
‫[موزه هنرهای مدرن پاریس]

05:48.639 --> 05:52.352
‫بین دو دور گشت زدن،
‫یه وقفه‌ زمانی دو ساعت و نیمی بود.

06:04.655 --> 06:08.159
‫یه شب، بغل پنجره پیک نیک گرفتم.

06:08.826 --> 06:10.578
‫وانمود کردم که یه آدم بی‌خانمان هستم.

06:11.245 --> 06:13.706
‫داشتم داخل موزه رو نگاه می‌کردم.

06:31.849 --> 06:33.935
‫وقتی دیدم که نگهبان داخل موزه بود،

06:34.018 --> 06:37.355
‫از خودم پرسیدم،
‫"چطور بدون اینکه سنسورها صدا بدن...

06:38.022 --> 06:40.066
‫نگهبان داره از بغل‌شون رد میشه"؟

06:41.692 --> 06:44.278
‫بعد متوجه شدم که آژیر کار نمی‌کنه.

06:45.029 --> 06:46.948
‫با خودم گفتم، "از پسش برمیام".

06:48.783 --> 06:50.993
‫باید متوجه باشین که نقاط ضعفی...

06:51.077 --> 06:53.663
‫که بهم اجازه میدن وارد مکان‌ها بشم
‫پنجره‌ها هستن.

06:55.581 --> 06:58.126
‫همونطور که تو سرقت‌های قبلی دیده بودم،

06:58.793 --> 07:02.547
‫متوجه شدم که پیچ‌ها توی چارچوب مدفون شدن.

07:04.590 --> 07:06.050
‫یه چاقوی کوچیک در آوردم...

07:09.303 --> 07:13.182
‫یه خط روی رنگ کشیدم
‫و پیچ‌های تو چارچوب رو پیدا کردم.

07:16.352 --> 07:19.856
‫بنابراین اگه پیچ‌ها رو باز می‌کردم،
‫می‌تونستم کل شیشه‌ی پنجره رو در بیارم.

07:23.609 --> 07:25.194
‫بنابراین اینطوری فهمیدم که...

07:25.278 --> 07:27.947
‫چارچوب‌های پنجره‌ی موزه هنرهای مدرن
‫چقدر ضعیف هستن.

07:29.907 --> 07:31.033
‫باورم نمی‌شد.

07:32.076 --> 07:33.202
‫یه معجزه بود.

07:34.787 --> 07:37.248
‫معجزه‌ای که از آسمون افتاده بود.

07:41.627 --> 07:44.672
‫از اون لحظه به بعد،
‫کل تمرکزم رو گذاشتم روی همین.

07:44.755 --> 07:48.301
‫فقط یه هدف می‌دیدم.
‫موزه، متوجهین؟

07:48.801 --> 07:49.635
‫همین و بس.

07:53.473 --> 07:57.185
‫همه لوازم لازم برای سرقت رو خریدم.

08:00.688 --> 08:01.814
‫[ژل پاک کننده‌ی رنگ]

08:01.898 --> 08:04.025
‫پاک کننده رنگ خریدم.

08:04.567 --> 08:06.027
‫چندتا پَدِ مکش خریدم.

08:08.821 --> 08:11.407
‫دوتا قیچی آهن‌بر داشتم، یه کوچیک و یه بزرگ.

08:24.670 --> 08:26.797
‫همه‌چیز برام آماده بود که کارم رو شروع کنم.

08:29.842 --> 08:32.094
‫[سال 1968]

08:40.102 --> 08:41.270
‫من در فرانسه به دنیا اومدم.

08:42.021 --> 08:46.150
‫اصلیت خانواده‌ام کرواتی-بوسنیایی هست.

08:49.612 --> 08:53.449
‫مادرم مریض بود، خیلی زجر کشید.
‫تصادف کرده بود.

08:53.533 --> 08:56.410
‫وقتی بچه بودم نمی‌تونست ازم مراقبت کنه.

08:59.830 --> 09:02.542
‫وقتی یه سالم بود، خونه‌ی والدینم رو ترک کردم.

09:03.834 --> 09:05.461
‫منو به بوسنی فرستادن.

09:07.672 --> 09:11.801
‫اونجا پیش خانواده‌ام زندگی کردم،
‫عمه و شوهر عمه‌ام ازم مراقبت کردن.

09:14.053 --> 09:17.223
‫من از بچگی دزد بودم.

09:18.307 --> 09:20.560
‫وقتی هشت سالم بود
‫شروع به دزدی کردن کردم.

09:21.352 --> 09:23.980
‫چیزِ جدی‌ای نبود
‫ولی دوست داشتم کارهای احمقانه انجام بدم.

09:26.941 --> 09:30.069
‫تا ده سالگی اونجا زندگی کردم.

09:32.863 --> 09:35.741
‫وقتی به پاریس برگشتم، 11 سالم بود.

09:39.370 --> 09:42.790
‫وقتی به پاریس رسیدم،
‫برگشتم پیش والدینم،

09:43.291 --> 09:44.625
‫خیلی خوب پیش نرفت.

09:45.501 --> 09:47.545
‫چون اونا همدیگه رو می‌زدن.

09:52.842 --> 09:54.510
‫پدرم آدم خشنی بود.

09:54.594 --> 09:58.222
‫یه خرده که تحریک می‌شد، منو می‌زد.

09:58.306 --> 10:00.850
‫دست از زدنم برنمی‌داشت.
‫من خشونت خانگی رو تجربه کردم.

10:02.935 --> 10:04.395
‫این تاثیر زیادی روی آدم می‌ذاره.

10:04.478 --> 10:05.479
‫الانم رو ببینین.

10:08.399 --> 10:10.359
‫من هیچی از والدینم یاد نگرفتم.

10:10.443 --> 10:11.402
‫هیچی.

10:12.320 --> 10:13.154
‫صفر.

10:13.237 --> 10:15.531
‫خودم خودم رو بزرگ کردم.
‫رسم روزگار همینه.

10:18.409 --> 10:21.037
‫من از بچگی تنها بودم.

10:21.954 --> 10:24.874
‫بعد از اون همه سال، احساس طرد شدگی می‌کردم.

10:25.958 --> 10:29.503
‫در نهایت دیگه نیازی به جامعه نداشتم.

10:31.005 --> 10:35.551
‫یه راست افتادم تو زندگی خلاف.

10:35.635 --> 10:36.510
‫بصورت کامل.

10:37.053 --> 10:39.972
‫اون موقع، پاریس بهشتی واسه دزدها بود.

10:45.728 --> 10:49.231
‫هرچی که گیرم میومد رو می‌دزدم.

10:49.315 --> 10:51.776
‫خوشبختانه همه‌چی خوب پیش رفت.

10:53.611 --> 10:55.237
‫پخش ماشین می‌دزدیدم.

10:56.197 --> 10:57.740
‫اون موقع خوب فروش می‌رفتن.

10:57.823 --> 10:59.867
‫هدفم پول در آوردن بود.

11:00.451 --> 11:02.953
‫از بچگی هدفم همین بود.

11:04.330 --> 11:07.333
‫یه مدت که گذشت، عاشق دزدی بودم.

11:07.875 --> 11:09.335
‫خیلی راحت پول در میاوردم.

11:12.463 --> 11:15.675
‫اون موقع، درگیری‌های چاقو‌کشی داشتم.

11:15.758 --> 11:18.928
‫خیلی‌ها رو لت و پار کردم.
‫دلیل موجهی هم داشتم.

11:19.011 --> 11:23.015
‫چون از لحاظ جسمانی قوی بودم،
‫همیشه برتری با من بود.

11:23.099 --> 11:24.809
‫هیچکس نمی‌تونه بهم زور بگه.

11:31.482 --> 11:33.442
‫کمی وحشی شدم.

11:33.526 --> 11:35.194
‫یه خرده حیوون بودم.

11:36.862 --> 11:39.615
‫تا 18 سالگی اینطوری بودم.

11:40.449 --> 11:43.452
‫و وقتی 18 سالم بود،
‫گفتم "هوف".

11:43.536 --> 11:46.038
‫گفتم، "هوف".
‫احساس آزادی کردم.

11:48.040 --> 11:49.959
‫تو 18 سالگی وارد ارتش شدم.

11:50.042 --> 11:52.336
‫ارتش نجاتم داد.

11:52.420 --> 11:53.671
‫سختی کشیدم،

11:56.257 --> 11:59.343
‫ولی از لحاظ کوه نوردی،
‫خیلی چیزها تو ارتش یاد گرفتم.

12:00.678 --> 12:02.054
‫یکی از بهترین‌ها بودم.

12:04.348 --> 12:09.019
‫وقتی خدمت سربازیم تموم شد،
‫بعد از اینکه رفتم پشیمون شدم.

12:09.687 --> 12:12.982
‫چون به فکر راحت پول در آوردن افتادم.

12:13.649 --> 12:15.276
‫دوباره برگشتم سر دزدی کردن.

12:17.278 --> 12:19.238
‫وقتی از ارتش رفتم،

12:19.321 --> 12:22.116
‫دیگه به جامعه برگشتن برام ممکن نبود.

12:22.950 --> 12:24.827
‫ولی یه دزد بودم...

12:24.910 --> 12:28.622
‫به خودم گفتم که باید استعدادهام رو بهتر کنم.

12:28.706 --> 12:29.665
‫حتی بهتر بشم.

12:30.416 --> 12:31.834
‫می‌خواستم پول زیادی به جیب بزنم.

12:34.128 --> 12:35.880
‫خیلی مکان‌ها رو بررسی کردم.

12:35.963 --> 12:40.217
‫خونه‌های شخصی.
‫افراد پولدار.

12:42.094 --> 12:45.181
‫اینجا محله‌ خیلی قشنگی بود.
‫اینجا خیابون فوش هست.

12:46.348 --> 12:51.812
‫به خاطر دزدی که بودم، این محله‌ی انتخابیم بود.

12:52.688 --> 12:56.567
‫مردم اینجا تو بالش‌شون پر از پوله.

12:57.818 --> 13:01.322
‫هرچی آپارتمان‌ها بالاتر باشن،
‫کمتر ازشون محافظت میشه.

13:02.531 --> 13:04.033
‫این خوبه.

13:04.116 --> 13:06.410
‫واسه بالا رفتن، می‌بینین؟
‫اینطوری.

13:10.706 --> 13:11.707
‫این خوبه.

13:16.754 --> 13:18.172
‫از نمای ساختمان بالا می‌رفتم.

13:23.135 --> 13:26.555
‫و بعضی وقت‌ها، بعضی روزها،
‫10 تا 15 طبقه بالا می‌رفتم.

13:26.639 --> 13:27.640
‫همینطوری با دست خالی.

13:30.226 --> 13:34.396
‫ترسناک بود. قلبم تند تند می‌زد.
‫سنگین نفس می‌کشیدم.

13:51.747 --> 13:53.207
‫من ریسک‌های بزرگی کردم.

13:53.791 --> 13:55.835
‫از ساختمون بالا می‌رفتم و از روی لبه راه می‌رفتم.

13:56.836 --> 13:58.212
‫مثل یه بند باز.

14:05.386 --> 14:07.555
‫همیشه هیجان آدرنالین وجودت رو می‌گیره.

14:18.899 --> 14:22.361
‫هر دفعه، دوباره هیجان آدرنالین بهم دست می‌داد.

14:22.444 --> 14:23.696
‫جالبه، عالیه.

14:32.621 --> 14:33.998
‫وقتی به پشت بوم می‌رسم...

14:36.584 --> 14:37.960
‫خارق العاده‌ست.

14:38.544 --> 14:40.462
‫تو همه‌چی رو می‌بینی، ولی کسی تو رو نمی‌بینه.

14:49.805 --> 14:51.557
‫من آپارتمان‌های زیادی رو بررسی کردم.

14:58.439 --> 15:02.818
‫اگه می‌تونستم از پنجره‌ای برم داخل،
‫یا به زور بازش کنم، این کارو می‌کردم.

15:04.194 --> 15:08.240
‫ترجیحا وقتی که آدم‌ها خونه باشن،
‫چون آژیرها خاموشن.

15:24.340 --> 15:28.218
‫وقتی یواشکی وارد خونه میشی،
‫تو فکری که کسی صدات رو شنیده یا نه.

15:32.181 --> 15:36.393
‫میرم سمت اتاق خواب تا ببینم که
‫طرف خوابیده یا نه.

15:38.729 --> 15:40.898
‫وقتی خوابیدن از بغلشون رد می‌شم.

15:44.276 --> 15:47.613
‫باید بلد باشی که وقتی داری تو وسایل‌شون می‌گردی
‫چطور بدون بیدار کردنشون...

15:47.696 --> 15:49.782
‫بغل‌شون راه بری.

16:01.126 --> 16:02.795
‫من تا حالا هیچوقت آسیب جسمانی‌ای
‫به کسی نرسوندم.

16:17.184 --> 16:19.937
‫میام اونجا تا ببینم که جایی پول قایم کردین یا نه.

16:21.188 --> 16:24.650
‫فرض می‌کردم که گاوصندوق پر از جواهرات داشته باشن.

16:30.656 --> 16:34.576
‫اگه من یه سارق‌ام و به خونه‌ات بیام،
‫شرمنده، ولی همینه که هست.

16:35.202 --> 16:37.955
‫بعضی‌ها بیشتر از بقیه دارن،

16:38.038 --> 16:41.750
‫پس منم تعارف ندارم.
‫همه‌ی ما دیدگاه متفاوتی داریم.

16:49.842 --> 16:53.345
‫چون من تو طبقه‌ی پنجم زندگی می‌کردم،
‫احساس امنیت می‌کردم.

16:53.429 --> 16:56.181
‫اون کلی وقت داشت که هرچی می‌خواست برداره.

16:56.265 --> 16:58.600
‫بنابراین اون از...

17:00.519 --> 17:01.687
‫بالکن آپارتمانم اومد داخل.

17:03.272 --> 17:05.399
‫من قبلا هیچوقت شب‌ها آژیر رو روشن نمی‌کردم.

17:15.325 --> 17:17.536
‫اون موقع، قیمتش سه میلیون فرانک بود.

17:17.619 --> 17:20.789
‫ولی حقیقتش، اون کمترین نگرانیم بود.

17:21.707 --> 17:22.916
‫من خوابیده بودم.

17:24.168 --> 17:26.920
‫شوکه کننده‌ست.
‫کاملا شوکه کننده‌ست.

17:27.004 --> 17:29.548
‫و حس خیلی عجیبی بهم دست داد.

17:30.924 --> 17:32.926
‫سرقت یه بی‌حرمتیه.

17:33.010 --> 17:36.638
‫بی‌حرمتیه.
‫و به شدت دردآوره.

17:36.722 --> 17:39.683
‫و بعدش که برمی‌گردی خونه،

17:39.767 --> 17:41.101
‫دیگه دلت نمی‌خواد برگردی،

17:41.185 --> 17:44.313
‫چون حس می‌کنی که همه‌چیز کثیفه
‫و بهشون دست درازی شده.

17:45.522 --> 17:48.692
‫علی‌رغم ارزش مادی‌ای که می‌برن،

17:48.776 --> 17:50.110
‫لکه‌ای از خودش به جا می‌ذاره.

17:50.194 --> 17:51.320
‫لکه‌ای...

17:51.862 --> 17:52.780
‫جا می‌مونه.

17:53.989 --> 17:56.366
‫بنابراین دزدی عواقبی داره.

17:56.450 --> 17:58.285
‫معلومه که عواقبی داره.

17:59.203 --> 18:02.122
‫من قربانی‌ها رو نمی‌شناسم.
‫علاقه‌ای به دونستنش ندارم.

18:02.206 --> 18:04.875
‫فقط می‌دونم که وقتی وارد خونه‌شون می‌شم...

18:04.958 --> 18:06.168
‫اصلا نمی‌خوام نزدیکم باشن.

18:08.796 --> 18:12.216
‫من از آدم‌های پولدار به خاطر پرمدعا بودن‌شون،
‫خوشم نمیاد.

18:13.467 --> 18:16.762
‫من طرز زندگی کردنشون رو دیدم.
‫دیدم که میلیونرها چطور زندگی می‌کنن.

18:18.180 --> 18:21.308
‫واسه این آدما پول هیچی نیست.
‫سرسام‌آوره.

18:21.391 --> 18:22.851
‫این خیلی ناعادلانه‌ست.

18:25.020 --> 18:30.150
‫می‌دونم که اونا مکار، فاسد و دغل‌باز هستن.

18:31.318 --> 18:34.154
‫آدمایی که نمی‌دونن بدون اینکه...

18:34.238 --> 18:38.700
‫با یه ماشین مازراتی، لامبورگینی یا فراری بیرون برن
‫چطور زندگی کنن،

18:38.784 --> 18:42.913
‫که تازه همش می‌خوان از یه چراغ قرمز
‫تا 300 متر اون طرف‌تر برن.

18:43.539 --> 18:46.667
‫مسخره‌ست. دنیا داره به کجا میرسه؟
‫سیستم دولتی مزخرفه.

18:48.877 --> 18:53.465
‫درواقع دزدها واسه اینکه احساس گناه نکنن
‫اینو می‌گن.

18:53.549 --> 18:56.468
‫فقط واسه اینه که کمتر احساس گناه کنن،

18:56.552 --> 18:59.721
‫ولی سرقت همیشه یکسان می‌مونه،
‫مزاحمتی در زندگی بقیه‌ست،

18:59.805 --> 19:01.974
‫همیشه هم دردناک می‌مونه.

19:03.684 --> 19:06.687
‫فرقی هم نداره که قربانی کی باشه.

19:12.192 --> 19:14.820
‫لذت دزدی راحت‌تر از کار کردن بود.

19:16.697 --> 19:18.282
‫راحت پول در میاوردم.

19:19.074 --> 19:20.826
‫تو 25 سالگی آدم موفقی بودم.

19:22.369 --> 19:25.455
‫عین یه رئیس زندگی می‌کردم، رئیس خودم.

19:26.248 --> 19:29.084
‫وقتی پول تپلی گیرم میاد، خرجش می‌کنم.

19:31.170 --> 19:32.713
‫به رستوران‌های گرون‌قیمت می‌رفتم.

19:35.299 --> 19:36.425
‫اغلب اوقات پول‌هام رو خرج چیزهای الکی می‌کردم.

19:37.467 --> 19:39.511
‫چرا پیش خانوم‌های غریبه می‌رفتم؟

19:39.595 --> 19:41.471
‫به خاطر این نیست که ذهنم ناجور باشه.

19:41.555 --> 19:44.391
‫چون از عشق می‌ترسیدم.

19:44.474 --> 19:46.518
‫من دوست دارم کارم رو رک انجام بدم.

19:48.312 --> 19:50.939
‫خارج از جامعه، اینطوری رفتار می‌کردم.

19:51.607 --> 19:53.734
‫قطعا پول زیادی خرج کردم.

19:54.318 --> 19:57.821
‫ولی به قول معروف، باد آورده را باد می‌برد.

20:01.158 --> 20:04.077
‫اون موقع، بین سال‌های 1997 و 2005،

20:04.161 --> 20:06.496
‫مردم دیگه جواهرات زیادی رو
‫تو خونه نگه نمی‌داشتن،

20:06.580 --> 20:08.874
‫دیگه پول زیادی تو خونه‌شون نداشتن.

20:10.459 --> 20:12.753
‫و من متوجه نقاشی‌های زیبایی شدم.

20:13.795 --> 20:17.674
‫می‌خواستم راجع‌بهشون یاد بگیرم،
‫تا بدونم که چقدر می‌ارزن،

20:17.758 --> 20:19.426
‫چیکار می‌تونم باهاشون بکنم.

20:20.510 --> 20:24.014
‫به هنر علاقه‌مند شدم.
‫از سبک امپرسیونیسم خوشم میومد.

20:25.182 --> 20:27.392
‫اثرهای هنری فوق‌العاده‌ای وجود داره.

20:27.976 --> 20:29.144
‫اصلا نمیشه ازشون کپی کرد.

20:30.771 --> 20:35.484
‫یه بار، سه‌تا نقاشی رنوآر دزدیدم
‫که چند میلیون قیمت داشتن.

20:36.568 --> 20:39.905
‫من از رنوآر خوشم میاد. از چیزی که نقاشی می‌کنه خوشم میاد.
‫عاشق کارش بودم.

20:40.405 --> 20:42.366
‫ولی به خاطرش چند سال زندانی شدم.

20:45.077 --> 20:48.747
‫در ژانویه‌ی سال 199، یکی بهمون گزارش داد.

20:49.289 --> 20:51.833
‫اونو گرفتیم و دستگیرش کردیم.

20:53.543 --> 20:57.339
‫در هر صورت، همین که ما...

20:57.422 --> 21:00.008
‫موقع دستگیری دستش رو گرفتیم،

21:00.092 --> 21:02.678
‫فهمیدیم که از لحاظ جسمانی هیولایی بود.

21:02.761 --> 21:06.807
‫تو صندوق عقبش نقاشی پیدا کردیم.
‫تازه نقاشی‌ رنوآر هم بود.

21:07.432 --> 21:11.812
‫چندتا نقاشی رنوآر، چون کالاهای زیادی پیدا کردیم.

21:11.895 --> 21:14.064
‫اون به کارش افتخار می‌کرد.

21:14.147 --> 21:17.150
‫می‌دونست که کارش رو خوب انجام داده،

21:17.234 --> 21:19.778
‫چون هرچی نباشه، خشونتی تو سرقتش به کار نرفته بود.

21:19.861 --> 21:23.407
‫و این واقعا فوق العاده‌ست.
‫نکته‌ی فوق العاده‌اش هم همینه.

21:23.782 --> 21:25.867
‫[مرد عنکبوتی به جرم سرقت 12 میلیون یورویی محکوم می‌شود]

21:25.951 --> 21:30.372
‫و بعدش با پوشش رسانه‌ها،
‫اون به "مرد عنکبوتی" تبدیل شد.

21:30.455 --> 21:32.165
‫[مرد عنکبوتی در تار عنکبوت گیر افتاد]

21:32.249 --> 21:35.627
‫اون توانایی معرکه‌ای در وارد ساختمان‌ها شدن داشت.

21:36.712 --> 21:38.714
‫ولی خب، یه خرده حیف هم هست.

21:38.797 --> 21:43.468
‫حیفه که همچین استعدادی داشته باشی
‫ولی خلافکار باشی.

21:43.552 --> 21:47.306
‫ولی پرونده بسته شد، همه‌چی حل شد
‫و اون یه راست رفت زندان.

21:49.850 --> 21:55.147
‫بین سال‌های 1994 و 2005،
‫چند باری از زندان آزاد شدم و دوباره سر از زندان در آوردم.

21:57.858 --> 22:01.778
‫هر بار که از زندان آزاد میشی،
‫چاره‌ای جزء دوباره شروع کردن نداری.

22:08.160 --> 22:09.995
‫قبل از سرقت از موزه،

22:10.078 --> 22:13.206
‫همیشه با بالا رفتن از سقف ساختمون‌ها
‫و باز کردن پنجره‌ها دزدی می‌کردم.

22:18.003 --> 22:22.716
‫و در نهایت، تجربه‌ی گذشته‌ام
‫نقش بزرگی در سرقت از موزه داشت.

22:30.766 --> 22:33.643
‫[سال 2010]

22:42.652 --> 22:47.324
‫در موزه هنرهای مدرن، ریسک زیادی وجود داشت.

22:52.371 --> 22:54.790
‫باید هر شب دو ساعت وقت می‌ذاشتم،

22:54.873 --> 22:57.501
‫چون نگهبان‌ تو در زمان خاصی میومد.

22:58.085 --> 23:01.088
‫هرچه زمان کمتری پای پنجره می‌گذروندم،
‫ریسکش کمتر بود.

23:05.342 --> 23:08.053
‫فکری به ذهنم رسید که یه پرده‌ی سرهمی آویزون کنم...

23:09.054 --> 23:12.224
‫تا دم پنجره دیده نشم.

23:16.978 --> 23:18.980
‫خیلی احتیاط می‌کردم.

23:19.064 --> 23:22.651
‫فقط نگران بودم که نگهبان رد بشه
‫و منو ببینه.

23:22.734 --> 23:24.444
‫از داخل می‌تونست منو ببینه.

23:27.447 --> 23:31.493
‫باید همه‌ی پیچ‌ها رو باز می‌کردم.
‫حدوداً 20تا پیچ بودن،

23:31.576 --> 23:38.208
‫بنابراین باز کردن و جدا کردنشون از چارچوب زمان برد.

23:42.045 --> 23:43.255
‫رنگ پاک‌کن رو زدم.

23:44.297 --> 23:47.509
‫وقتی رنگ پاک‌کن می‌زنی، به تدریج خشک میشه.

23:52.806 --> 23:53.890
‫انعطاف‌پذیر می‌شن.

23:53.974 --> 23:57.477
‫و با یه کاردک کوچیک می‌تونی سر پیچ‌ها رو لخت کنی.

24:03.525 --> 24:06.278
‫و با یه سنباده‌کش کوچیک...

24:09.531 --> 24:12.534
‫تونستم پیچ رو تمیز کنم.

24:20.667 --> 24:22.794
‫وقتی این تموم شد،

24:24.713 --> 24:25.922
‫روان کننده می‌زدم...

24:26.006 --> 24:28.717
‫چون پیچ‌ها مدت زیادی بسته شده بودن.

24:40.187 --> 24:41.480
‫این کار دقت زیادی می‌خواد.

24:42.063 --> 24:44.149
‫شیش شب طول کشید.

24:45.859 --> 24:50.322
‫باید سوراخ‌ها رو پر می‌کردم
‫تا بعد از رفتنم...

24:50.405 --> 24:52.115
‫کسی متوجه‌شون نشه.

24:53.909 --> 24:55.911
‫تو سوراخ‌ها خمیر مجسمه‌سازی می‌کردم.

25:02.042 --> 25:05.629
‫دوباره رنگشون می‌کردم، و فرداش که برمی‌گشتم،
‫رنگ‌شون رو پاک می‌کردم.

25:15.931 --> 25:17.891
‫چند شب همین کارو کردم.

25:34.032 --> 25:36.076
‫روز به روز هیجان بیشتری می‌گرفتم.

25:36.159 --> 25:38.578
‫روی آدرنالینم تمرکز کرده بودم.

25:46.503 --> 25:49.422
‫بعد از 6 شب، آخرین پیچ رو باز کردم.

25:53.385 --> 25:57.389
‫با خودم گفتم، "همه‌چی ردیفه. همه‌چی ردیفه".
‫روز انجام سرقت بود.

26:02.561 --> 26:05.855
‫قرار بود آخرین سرقتم باشه.
‫می‌خواستم دست بردارم و یه زندگی عادی داشته باشم.

26:08.567 --> 26:13.071
‫می‌خواستم یه قایق بادبانی بخرم.
‫بعد در نهایت می‌خواستم سفر کنم.

26:13.697 --> 26:15.448
‫دیگه نمی‌خواستم تو فرانسه بمونم.

26:15.532 --> 26:19.828
‫نمی‌خواستم به کثافت‌ها و عوضی‌هایی که
‫هرکاری دلشون می‌خواد می‌کنن، تکیه کنم.

26:21.955 --> 26:24.583
‫واسه من، موزه آخرین سرقت بزرگم بود.

26:24.666 --> 26:26.334
‫می‌خواستم پول قلمبه‌ای به جیب بزنم.

26:27.669 --> 26:31.798
‫که تا اون موقع حدوداً 18 سال زندانی کشیده بودم.

26:31.881 --> 26:34.509
‫این زندگیه؟
‫به این زندگی نمیگن.

26:34.593 --> 26:37.846
‫به این زندگی نمیگن.
‫بذارین برم ماهی‌ها رو ببینم.

26:37.929 --> 26:42.392
‫بذارین حیوون‌ها رو ببینم.
‫دریایی که می‌رقصه، می‌دونین؟

26:42.475 --> 26:44.102
‫هدفم همین بود.

26:50.567 --> 26:53.153
‫وقتی روز موعود رسید،

26:54.154 --> 26:56.531
‫ماشینم رو کنار رود سن پارک کردم.

27:08.335 --> 27:10.712
‫از خیابون رد شدم.

27:12.464 --> 27:14.090
‫سمت چپ و راست رو نگاه کردم،

27:14.174 --> 27:17.761
‫کسی دور و بر نبود،
‫هیچ خطر احتمالی‌ای وجود نداشت.

27:21.014 --> 27:23.016
‫من همیشه توی ذهنم گوش بزنگم.

27:36.071 --> 27:38.156
‫دوتا دیلم کوچیک داشتم...

27:38.239 --> 27:41.826
‫که تونستم باهاشون چارچوب پنجره رو باز کنم.

27:43.745 --> 27:46.748
‫بعدش نوبت شیشه‌ی پنجره بود.

27:49.626 --> 27:51.753
‫شیشه‌ی پنجره رو با پدهای مکش در آوردم.

27:55.674 --> 27:56.883
‫درش آوردم،

27:56.966 --> 28:02.180
‫و تونستم یواش کم کم جابه‌جاش کنم.

28:10.271 --> 28:13.400
‫یه نرده‌ی امنیتی بود که دورش زنجیر کشیده شده بود.

28:18.446 --> 28:20.240
‫عین یه صدای گلوله پاره شد.

28:21.408 --> 28:25.829
‫امکان داشت که نگهبان‌ها از داخل صداش رو بشنون.

28:28.039 --> 28:29.624
‫خیلی استرس داشتم.

28:32.210 --> 28:36.089
‫با خودم گفتم، "حالا باید برم داخل".

29:02.157 --> 29:08.413
‫با خودم گفتم، "عجب. خدایا شکرت، من تو بهشتم".

29:13.418 --> 29:15.170
‫هیجان آدرنالینی‌ای بهم دست داد.

29:17.213 --> 29:19.215
‫موهای تنم سیخ شده بود.

29:21.009 --> 29:23.303
‫سقف موزه بلند بود.
‫تقریبا ده متری ارتفاع داشت.

29:23.928 --> 29:27.015
‫خیره کننده بود.
‫حتی می‌تونستم صدای یه پشه رو هم بشنوم.

29:32.395 --> 29:35.148
‫پس می‌تونین تصور کنین که وقتی رفتم داخل...

29:35.231 --> 29:37.567
‫و اون همه آثار شاهکار رو جلوم دیدم
‫چه حسی بهم دست داده.

29:38.109 --> 29:40.361
‫یه خرده وضعیت دلهره‌آوریه.

29:44.866 --> 29:47.619
‫متوجه چندتا نقاشی‌ای که توی لیست بودن شدم.

29:49.913 --> 29:51.664
‫نقاشی فرنان لژه رو دیدم.

30:13.394 --> 30:16.272
‫درش آوردم و تو یه ناحیه‌ی سایه‌دار پیاده‌رو گذاشتمش...

30:16.356 --> 30:18.358
‫تا کسی نبینتش.

30:18.441 --> 30:20.693
‫بنابراین به دیوار تیکه‌اش دادم.

30:24.030 --> 30:27.742
‫بعد از اینکه نقاشی فرنان لژه رو بردم،
‫درها رو باز کردم.

30:30.286 --> 30:31.830
‫درها آهن‌ربایی بودن.

30:33.081 --> 30:36.417
‫با خودم گفتم، "خیلی سر و صدا می‌کنه، این خوب نیست".

30:36.501 --> 30:39.587
‫درحین حال، گوش بزنگ هم بودم.

30:55.436 --> 30:57.689
‫وقتی تو سالن دوم بودم،

30:57.772 --> 31:01.568
‫از سبک پاستورال نقاشی ماتیس کوچولو الهام گرفتم.

31:02.068 --> 31:03.278
‫خیلی زیبا بود.

31:04.112 --> 31:08.867
‫می‌دونستم که ممکنه به قیمت‌های کمر شکنی فروخته بشن.

31:14.664 --> 31:19.252
‫باید می‌بردمش، بنابراین بردمش.
‫نمی‌تونستم اینو خرابش کنم.

31:28.052 --> 31:30.638
‫و وقتی که نقاشی پیکاسو رو بغلش دیدم...

31:34.267 --> 31:36.269
‫با خودم گفتم که، "این یکی رو هم می‌برم".

31:44.736 --> 31:47.071
‫یه نقاشی براک هم بغلش بود.

31:53.870 --> 31:55.580
‫تو باز کردنش تردید هم نکردم.

32:04.005 --> 32:05.548
‫سه‌تا نقاشی رو زدم زیر بغل...

32:07.592 --> 32:08.927
‫و بردمشون بیرون.

32:19.187 --> 32:22.023
‫اون حمله‌ به سالن دوم بود.

32:30.657 --> 32:33.993
‫وقت مهمه.
‫باید تو فکر نگهبان‌ داخل باشی.

32:34.077 --> 32:36.287
‫نمی‌دونی که کجاست، موزه بزرگه.

32:55.181 --> 32:57.141
‫اتاق سوم بود که...

32:58.643 --> 33:01.187
‫نقاشی معروف مودیلیانی رو ازش دزدیدم.

33:02.897 --> 33:04.315
‫قطعا ارزش زیادی داره.

33:05.149 --> 33:06.192
‫باید می‌بردمش.

33:10.613 --> 33:15.493
‫دو تا سه نقاشی دیگه هم بود
‫که توی لیست بودن.

33:18.204 --> 33:20.873
‫ولی فکر کردم که یه صدایی شنیدم.

33:24.377 --> 33:27.505
‫همچین چیزی آدم رو دستپاچه می‌کنه، می‌دونی؟
‫بدجور هم دستپاچه‌ات می‌کنه.

33:27.588 --> 33:29.298
‫بله، معلومه که ترسیده بودم.

33:32.301 --> 33:35.555
‫اگه نگهبان منو ببینه و بیاد سمتم،

33:36.139 --> 33:38.891
‫اونوقت دیگه باید از دستش فرار کنم.

33:40.685 --> 33:41.853
‫بنابراین رفتم.

34:05.168 --> 34:08.046
‫با پنج‌تا نقاشی رفتم و همون بیرون قاب‌شون رو باز کردم.

34:16.095 --> 34:18.806
‫روی هر پنج‌تاشون کار کردم.

34:18.890 --> 34:21.225
‫باید سریع باشی.
‫هر ثانیه مهمه.

34:28.066 --> 34:31.861
‫تنها قسمت سختش رد شدن از خیابون بود،

34:31.944 --> 34:34.322
‫چون هر از گاهی یه ماشین رد می‌شد.

34:35.073 --> 34:38.493
‫و وقتی داری با خودت نقاشی‌های بزرگی حمل می‌کنی،

34:38.576 --> 34:41.204
‫به نظر مردم عجیب نیست که ببینن...

34:41.287 --> 34:45.458
‫یکی ساعت 4 و 5 صبح
‫تابلوی نقاشی دستشه؟

35:08.231 --> 35:11.859
‫با خودم گفتم، "چرا برنگردم؟
‫نیازی نیست دیگه دست برداری".

35:11.943 --> 35:13.653
‫"می‌تونی بیشتر از پنج‌تا نقاشی ببری".

35:19.033 --> 35:20.952
‫یه نردۀ حفاظ بود.

35:21.577 --> 35:23.287
‫ازش بالا رفتم...

35:24.372 --> 35:26.082
‫و شلوارکم پاره شد.

35:26.666 --> 35:28.084
‫کامل پاره شده بودن.

35:29.293 --> 35:32.338
‫و با خودم گفتم،
‫"همینایی که بردم دیگه کافیه".

35:34.132 --> 35:36.425
‫تصمیم گرفتم با پنج‌تا نقاشی برم.

35:36.968 --> 35:39.679
‫اگه شلوارکم پاره نمی‌شد،
‫قطعا نقاشی‌های بیشتری می‌دزدیدم.

35:45.476 --> 35:48.062
‫وقتی رفتم، از نظر خودم مأموریت با موفقیت به پایان رسیده بود.

35:48.146 --> 35:50.231
‫همه‌چی برام خوب پیش رفته بود.

35:50.314 --> 35:52.942
‫انگار نقاشی‌ها می‌خواستن از موزه فرار کنن...

35:53.860 --> 35:55.611
‫و دنبالم بیان.

35:57.822 --> 35:59.282
‫سرقت عالی‌ای بود.

36:01.534 --> 36:03.619
‫وقتی رفتم ساعت پنج صبح بود.

36:07.748 --> 36:10.626
‫یه ایست بازرسی بود.

36:14.088 --> 36:15.548
‫با خودم گفتم، "به فنا رفتم".

36:17.508 --> 36:20.094
‫یه نگاه خوب به من و ماشین انداخت.

36:21.220 --> 36:24.223
‫وقتی نزدیک‌تر شدم،
‫یارو فوراً با دست اشاره کرد که رد بشم.

36:24.307 --> 36:25.308
‫جلوم رو نگرفتن.

36:27.310 --> 36:28.644
‫یه معجزه بود.

36:40.656 --> 36:44.243
‫از اونجایی که خیابون خلوت بود،

36:44.327 --> 36:49.624
‫با خودم گفتم، "پارک می‌کنم
‫و صبر می‌کنم تا ترافیک شروع بشه".

36:53.294 --> 36:56.714
‫و یه ساعت داشتم نقاشی‌ها رو ستایش می‌کردم.

36:59.050 --> 37:02.178
‫نقاشی مودیلیانی رو گذاشتم جلوم.

37:02.261 --> 37:05.348
‫نقاشی فرنان لژه رو گذاشتم اونجا،
‫نقاشی براک رو گذاشتم اینجا.

37:05.431 --> 37:08.976
‫دراز کشیده بودم و نقاشی ماتیس جلوی روم بود.
‫داشتم بهش نگاه می‌کردم.

37:12.104 --> 37:16.651
‫وقتی شروع کردم به حساب کردن
‫قیمت نقاشی‌هایی که داشتم،

37:16.734 --> 37:18.694
‫فهمیدم که ارزش‌شون میلیون‌هاست.

37:19.195 --> 37:22.240
‫با خودم گفتم،
‫"من تا حالا همچین نقاشی‌هایی تو زندگیم نداشتم".

37:22.323 --> 37:23.699
‫الان دست منن...

37:24.242 --> 37:25.743
‫و زیبان.

37:25.826 --> 37:27.036
‫استثنائی هستن.

37:29.205 --> 37:32.083
‫اون موقع بود که فهمیدم چیکار کردم.

37:36.420 --> 37:40.925
‫یه ساعت و نیم اونجا موندم
‫بعد حرکت کردم.

37:42.551 --> 37:45.096
‫به مال خر کوروز زنگ زدم...

37:45.596 --> 37:49.100
‫تا تو یه پارکینگ زیرزمینی اون سمت شهر ببینمش.

37:57.358 --> 37:58.818
‫مدت زیادی منتظر موندم.

38:16.836 --> 38:19.171
‫کوروز هول کرده بود.

38:19.755 --> 38:22.300
‫و بعد از همه کارهایی که کرده بودم،
‫اونو آروم کردم.

38:23.092 --> 38:25.761
‫گفتم، "نگران نباش، همه‌چی مرتبه".

38:29.098 --> 38:30.599
‫وقتی صندوق رو باز کردم،

38:31.225 --> 38:33.185
‫اون گفت، "وای، همه‌چی اینجاست".

38:34.562 --> 38:36.939
‫این سرسام‌آوره. تو موفق شدی.

38:37.523 --> 38:39.775
‫باورم نمیشه.
‫اونوقت همش همینا رو برداشتی؟

38:49.535 --> 38:52.580
‫بهم گفت که تا چند روز دیگه پولت رو می‌گیری.

38:52.663 --> 38:54.623
‫هر نقاشی 50 هزارتا.

38:56.500 --> 38:59.628
‫پس کم و بیش 250 هزارتا گیرم میومد.

39:03.966 --> 39:05.468
‫واسه من دیگه...

39:06.552 --> 39:08.137
‫کار تموم شده بود.

39:08.220 --> 39:12.433
‫دیگه برام مشخص بود که بقیه‌ی کار با اونه.
‫هرکسی وظیفه‌ی خودش رو داره.

39:16.062 --> 39:17.563
‫بعدش رفتم خونه،

39:17.646 --> 39:20.691
‫چون شب قبلش نخوابیده بودم، خسته بودم.

39:22.401 --> 39:24.987
‫دو یا سه‌تا بطری نوشیدنی خریدم.

39:25.654 --> 39:28.824
‫تو 30 دقیقه یه بطری رو خوردم.

39:28.908 --> 39:30.785
‫آروم نشسته بودم.

39:30.868 --> 39:32.328
‫تلوزیون رو روشن کردم،

39:32.995 --> 39:35.164
‫و وقتی تلوزیون رو روشن کردم،
‫اصلا باورم نمی‌شد چی می‌دیدم.

39:35.831 --> 39:38.459
‫دزد یا دزدها اینجا بودن.

39:38.542 --> 39:40.419
‫نصف شب،

39:40.503 --> 39:43.214
‫این شیشه‌ی پنجره رو باز کردن،
‫قفل رو شکستن،

39:43.297 --> 39:44.507
‫و همین و بس.

39:46.634 --> 39:49.261
‫سرقت تو موزه هنرهای مدرن...

39:49.345 --> 39:51.931
‫مهم‌ترین سرقتی بود که روش کار کردم.

39:55.351 --> 39:59.397
‫وقتی به موزه رسیدم، همه یه خرده...

39:59.480 --> 40:02.942
‫به خاطر به سرقت رفتن پنج نقاشی شوکه شده بودن.
‫نه یه نقاشی، پنج‌تا.

40:03.776 --> 40:08.989
‫ارزش تخمینی نقاشی‌ها
‫حول و حوش 100 میلیون یورو بود،

40:09.073 --> 40:12.284
‫که بیانگر ضرر بزرگیه.

40:12.868 --> 40:16.288
‫تنها در پاریس سارقان پنج نقاشی رو به سرقت بردند.

40:16.372 --> 40:20.167
‫ارزش تخمینی نقاشی‌ها بیش از 100 میلیون دلار می‌باشد.

40:23.170 --> 40:25.214
‫همه شوکه بودن.

40:27.007 --> 40:28.926
‫همه...

40:30.177 --> 40:31.720
‫حیرت زده بودن.

40:33.806 --> 40:37.017
‫اتفاق باورنکردنی‌ای بود.

40:37.977 --> 40:39.687
‫در همچین مقیاسی، که اینقدر مهم بود.

40:41.105 --> 40:45.359
‫و قانون شکنی...
‫یعنی، دزدی یه عمل خشونت‌آمیزه.

40:46.360 --> 40:47.403
‫[پلیس قضایی فرانسه]

40:47.486 --> 40:52.199
‫باید اجازه بدیم که پلیس بفهمه
‫چطور همچین نقاشی‌های مهمی...

40:52.283 --> 40:53.909
‫به سرقت رفتن.

40:54.785 --> 40:58.122
‫و اجازه بدیم که واحد تحقیقات
‫مجرمان رو پیدا کنه...

40:58.789 --> 41:00.916
‫و نقاشی‌ها رو پس بگیریم.

41:01.000 --> 41:04.545
‫وقتی سرقت فوق العاده‌ای با موفقیت انجام میشه،

41:04.628 --> 41:06.964
‫همیشه یه حس باور نکردنی‌ای داره.

41:07.047 --> 41:08.132
‫وحشتناکه!

41:09.842 --> 41:10.759
‫وحشتناکه.

41:11.635 --> 41:13.596
‫آیا بوم نقاشی‌ها بریده شدن؟

41:13.679 --> 41:15.848
‫آیا بوم نقاشی‌ها بریده شدن، میشه لطفا بگین؟

41:17.433 --> 41:19.518
‫این کارو واسه نابود کردن‌شون انجام نداده بودن.

41:20.853 --> 41:22.062
‫عین یه قتل می‌مونه.

41:23.772 --> 41:25.774
‫اونا نقاشی‌های مهمی هستن.

41:26.525 --> 41:27.943
‫پنج اثر شاهکار!

41:29.695 --> 41:32.323
‫جدا از پول و ارزش‌شون،

41:32.406 --> 41:36.160
‫اونا اثرهای هنری منحصر به فردی هستن.

41:36.744 --> 41:38.996
‫اونا کمیاب و متعلق به میراث جهانی هستن.

41:39.079 --> 41:41.665
‫اونا شاهکارهای عالی‌ای برای دنیا هستن.

41:42.208 --> 41:43.959
‫متعلق به دنیان، پس...

41:44.043 --> 41:46.879
‫لطفا.
‫دارم بهشون میگم که بهشون دست نزنین،

41:46.879 --> 41:47.880
‫اونا رو پس بدین.

41:48.214 --> 41:51.926
‫امروز صبح غافلگیری بسیار ناخوشایند
‫در موزه هنرهای مدرن رخ داده.

41:52.009 --> 41:54.678
‫پنج نقاشی شاهکار، از جمله یک نقاشی پیکاسو و ماتیس،

41:54.762 --> 41:56.388
‫شبانه به سرقت رفتن.

41:57.765 --> 42:02.102
‫تو تمام شبکه‌ها خبرش بود.
‫من معروف شده بودم.

42:02.561 --> 42:05.356
‫یهو از یه شخص معمولی،
‫به یه شخص معروف تبدیل شده بودم.

42:06.440 --> 42:08.817
‫مثل صحنه‌ای از یه فیلم می‌مونه،

42:08.901 --> 42:12.321
‫که پلیس جرم‌شناسی دارن سعی می‌کنن
‫صحنه رو بازسازی کنن.

42:13.614 --> 42:17.493
‫اون موقع بود که فهمیدم
‫کل پلیس پاریس دنبال منن.

42:21.372 --> 42:22.873
‫تنها چیزی که بهمون روحیه میده...

42:22.957 --> 42:26.293
‫اینه که پلیس دست به کار شده و امیدواریم
‫وقتی سارقان رو دستگیر کردن،

42:26.377 --> 42:28.712
‫اونا بگن که نقاشی‌ها کجان...

42:28.796 --> 42:29.922
‫و بتونیم پس‌شون بگیریم.

42:30.005 --> 42:31.882
‫همه‌ی ما مدت زیادی تو همین فکر بودیم.

42:35.636 --> 42:38.013
‫کل نیروی پلیس درگیر بودن.

42:38.514 --> 42:42.560
‫ما پنج چارچوب و پشت نقاشی‌ها...

42:42.643 --> 42:45.521
‫که روی تراس بودن رو پیدا کرده بودیم.

42:47.690 --> 42:49.733
‫اون موقع ببود که یه خرده سردرگم شده بودم،

42:49.817 --> 42:54.738
‫چون متوجه شدم که ضعف‌های زیادی تو امنیت داره.

42:54.822 --> 42:58.784
‫بهم گفتن که سیستم آژیر کار نمی‌کنه.

42:58.867 --> 43:01.245
‫به مدت چند هفته خراب بوده.

43:01.328 --> 43:04.790
‫این خیلی‌ها رو اذیت کرده بود.

43:04.873 --> 43:08.586
‫به عنوان مدیر موزه، من مسئول امنیتش هستم.

43:08.669 --> 43:11.338
‫می‌دونستم که مشکلی وجود داشت.

43:12.131 --> 43:14.341
‫و...

43:15.050 --> 43:18.012
‫معتقد بودیم که کافی بود، ولی نبود.

43:18.095 --> 43:22.391
‫موزه باید امنیتش بهتر می‌بود،
‫ولی مشخصه که اینطور نبود.

43:22.975 --> 43:24.810
‫من مثل یه شیشه مربا بازش کردم.

43:24.893 --> 43:26.895
‫به همین سادگی بود.

43:27.479 --> 43:30.190
‫ولی تا اون موقع هیچوقت ازش دزدی نشده بود.

43:37.531 --> 43:40.951
‫ما با استفاده از گزارش پلیس نقشه‌ای ترسیم کردیم...

43:41.035 --> 43:45.247
‫تا سعی کنیم اثرانگشت یا دی‌ان‌ای پیدا کنیم.

43:45.331 --> 43:47.750
‫ولی امید زیادی بهش نداشتیم.

43:47.833 --> 43:50.502
‫فیلم دوربین امنیتی رو داشتیم.

43:53.547 --> 43:57.593
‫می‌تونستیم شکلی در فیلم ببینیم،
‫ولی کیفیتش خیلی بد بود.

44:01.263 --> 44:05.184
‫من سارق‌های خیلی ماهری رو می‌شناسم.

44:07.144 --> 44:11.148
‫با خودم گفتم، "اون خیلی جرات داره.
‫کی ممکنه همچین کاری کرده باشه"؟

44:25.329 --> 44:29.249
‫بصورت اتفاقی، تو فیلم دوربین امنیتی
‫تونستیم ببینیم که این شخص...

44:29.333 --> 44:31.752
‫چطور نقاشی مودیلیانی رو برده.

44:34.630 --> 44:38.467
‫امکاناتی نداشتیم که شناساییش کنیم...

44:38.550 --> 44:41.053
‫اصلا نمی‌دونیم که مَرده یا زن.

44:44.348 --> 44:45.683
‫مدرک زیادی نداریم.

44:45.766 --> 44:50.562
‫باید متوجه باشین که دزد یا دزدها
‫چیزی از خودشون به جا نذاشته بودن...

44:50.646 --> 44:54.650
‫که سرنخ‌هایی بهمون بده
‫تا ما رو بهشون برسونه.

44:54.733 --> 44:56.193
‫نه، هیچی نداشتیم.

44:56.276 --> 44:58.904
‫و باید قبول کنیم که هیچ اطلاعاتی نداریم.

45:04.993 --> 45:07.788
‫سرقت از موزه چهار تا پنج روز قبلش اتفاق افتاده بود.

45:08.288 --> 45:09.998
‫من منتظر پولم بودم.

45:10.541 --> 45:12.626
‫با فکر اینکه میلیونر شدم.

45:14.628 --> 45:17.005
‫قایق بادبانی برام صد هزار یورو آب می‌خورد.

45:18.173 --> 45:21.385
‫جلوتر تو اینترنت نگاه کردم
‫که چه جور قایق بادبانی‌ای می‌خوام، می‌دونین؟

45:21.468 --> 45:24.680
‫همه‌چی رو آماده کرده بودم.
‫می‌خواستم با قایقم از اینجا برم.

45:26.265 --> 45:27.808
‫رفتم دیدن کوروز.

45:28.684 --> 45:32.062
‫و تو مغازش یه جعبه‌ی کفش برام گذاشته بود.

45:35.065 --> 45:38.610
‫جعبه کفش رو بهم داد که پر از
‫اسکناس‌های پنجاه و صد یورویی بود.

45:43.866 --> 45:45.075
‫کل پول توش نبود.

45:45.868 --> 45:47.619
‫فقط بهم 40 هزار یورو داده بود.

45:48.162 --> 45:50.539
‫واقعا تعجب کرده بودم.
‫باورم نمی‌شد.

45:52.374 --> 45:53.625
‫اولش، تردید کردم.

45:54.460 --> 45:58.130
‫اون گفته بود که چند روز دیگه پولت رو می‌گیری.

45:58.213 --> 46:00.758
‫منم گفتم باشه، حرفت رو قبول می‌کنم.

46:00.841 --> 46:02.509
‫و جعبه رو قبول کردم.

46:03.343 --> 46:05.512
‫نگران بود که بهش صدمه برسونم.

46:06.430 --> 46:08.599
‫وقتی به یکی قول میدی،

46:09.224 --> 46:12.686
‫پولی که باید بدی رو بده،
‫اونوقت مشکلی پیش نمیاد و تموم میشه میره.

46:14.396 --> 46:17.566
‫وقتی مال‌خر تویی،
‫و مسئله همچین سرقت‌هایی باشه...

46:18.692 --> 46:20.402
‫نمی‌تونی با آدمایی مثل من
‫اینطوری رفتار کنی.

46:23.197 --> 46:26.366
‫ولی درسته که پول کمی هم بهم نداده بود.

46:27.659 --> 46:30.037
‫میری خوش می‌گذرونی،
‫پول رو خرج می‌کنی...

46:30.120 --> 46:32.289
‫مثل همه‌ی خلافکارها،
‫ما می‌دونیم که داریم چیکار می‌کنیم.

46:32.372 --> 46:35.417
‫من خوش گذروندم.
‫عشق می‌کردم.

46:37.252 --> 46:39.463
‫پول داشتم و اونطوری خرج می‌کردم.

46:40.047 --> 46:41.673
‫می‌تونستم یه مقدارش رو نگه دارم،

46:41.757 --> 46:44.510
‫ولی کوروز هنوزم پول زیادی بهم بدهکار بود.

46:46.136 --> 46:48.180
‫تو همه‌جور رستورانی غذا خوردم.

46:49.306 --> 46:52.559
‫حتی هر از گاهی آدمای بی‌خانمان
‫رو هم می‌بردم شام بخورن.

46:52.643 --> 46:53.894
‫گیوم بود...

46:57.564 --> 46:59.483
‫خب آره، اسم من گیومه.

47:00.234 --> 47:02.820
‫اون اغلب واسه نوشیدنی دعوتم می‌کرد.
‫بیشتر وقت‌ها...

47:02.903 --> 47:05.364
‫شام دعوتم می‌کرد.

47:05.447 --> 47:08.867
‫منو به رستوران‌های خیلی باکلاس می‌برد.

47:10.494 --> 47:12.246
‫ما خوب زندگی می‌کردیم.

47:12.830 --> 47:15.374
‫گیوم به نظر آدم خوبی میاد.

47:16.124 --> 47:17.501
‫من زیاد رفیق ندارم.

47:17.584 --> 47:20.712
‫بعضی وقت‌ها چون نمی‌دونم به کی اعتماد کنم
‫یا با کی حرف بزنم...

47:20.796 --> 47:21.713
‫با اون می‌گردم.

47:24.132 --> 47:26.260
‫فکر کنم همین که به حرف‌هاش گوش می‌دادم...

47:26.343 --> 47:29.221
‫یه خرده کمکش می‌کردم.

47:29.304 --> 47:30.889
‫قبلا خیلی به حرفاش گوش می‌کردم.

47:31.807 --> 47:33.976
‫اون اصلا زن و بچه‌ای نداشت.

47:34.059 --> 47:36.353
‫اون کسیه که با کسی صمیمی نمیشه...

47:36.436 --> 47:40.148
‫چون سبک زندگیش مردم رو
‫از خودش می‌رونه.

47:40.816 --> 47:43.902
‫اون نمی‌تونست مثل ما
‫هر روز...

47:43.986 --> 47:46.071
‫با آدما بصورت عادی ارتباط برقرار کنه.

47:47.239 --> 47:49.241
‫همینطورم طرز حرف زدنش.

47:49.324 --> 47:52.202
‫فکر کنم نمی‌ذاره که مثل بقیه باشه.

47:54.371 --> 47:56.623
‫یه شب، اون زیاد نوشیدنی خورده بود،

47:56.707 --> 47:59.209
‫و سرقت رو برام تعریف کرد.

47:59.293 --> 48:02.004
‫بهم گفت که اون پنج نقاشی رو از موزه دزدیده بود.

48:02.546 --> 48:04.965
‫"اون کار منه. من اون سرقت رو انجام دادم".

48:06.717 --> 48:10.387
‫اون از اونجور آدماییه که همچین چیزهایی رو بهت میگه.

48:11.430 --> 48:13.932
‫[اداره‌ی پلیس]

48:16.351 --> 48:19.605
‫چند ماه بعد از سرقت،

48:19.688 --> 48:20.981
‫همچنان اطلاعاتی نداشتیم.

48:24.276 --> 48:27.613
‫همه‌ی شواهد رو نداشتیم.
‫یه پرونده‌ی معمولی بود.

48:28.989 --> 48:31.575
‫همکارم لوران آلورولا اومد پیشم...

48:31.658 --> 48:33.285
‫تا اطلاعاتی بهم بده.

48:34.244 --> 48:37.623
‫بهم گفت از اونجایی که ویاران تومیک
‫دزد سرشناسی بود،

48:37.706 --> 48:39.625
‫درموردش تحقیق می‌کرده.

48:40.876 --> 48:45.631
‫من تو دهه‌ی نود شنیده بودم که ویاران تومیک...

48:45.714 --> 48:48.342
‫سارق فوق‌العاده‌ای هستش.

48:49.509 --> 48:52.262
‫می‌خواستم یه سر برم پیشش،
‫بفهمم کجاست،

48:52.346 --> 48:54.973
‫ببینم که به دزدی کردن ادامه داده یا نه.

48:55.057 --> 48:59.269
‫اصلا بدون اینکه فکر کنم
‫اون تو سرقت از موزه هنرهای مدرن دست داشته.

49:01.104 --> 49:06.193
‫تصمیم گرفتم که اونو زیر نظر بگیرم.

49:07.069 --> 49:10.072
‫تا موقع انجام جرمی مچش رو بگیرم.

49:10.155 --> 49:13.241
‫مخصوصا دستبرد یا سرقت از آپارتمان.

49:14.785 --> 49:17.913
‫24 ساعته اونو زیر نظر داشتیم.

49:18.705 --> 49:22.084
‫من چون هنوز فعالیت می‌کنم
‫چهره‌ام رو نشون نمیدم.

49:22.167 --> 49:25.462
‫در اصل برای محافظت از خانواده‌ام هست.

49:25.545 --> 49:29.383
‫من با کسایی که در جرایم سازمان‌یافته هستن...

49:29.466 --> 49:31.718
‫و شبکه‌های مجرمانه بزرگی دارن
‫معاشرت می‌کنم.

49:34.012 --> 49:37.057
‫طی چند ماه اول تحقیقات تومیک،

49:37.641 --> 49:39.643
‫نمی‌دونستیم که مال‌خرش کیه.

49:40.644 --> 49:43.188
‫خیلی مشتاق بودیم که بفهمیم مال‌خر کیه.

49:44.064 --> 49:49.528
‫سارقی که مثل تومیک سرشناسه
‫بی‌ برو برگرد یکی رو داره...

49:49.611 --> 49:51.571
‫که آثار هنری رو ازش می‌خره.

49:55.659 --> 49:59.162
‫خیلی زود فهمیدیم که با آدم‌های خیلی کمی صحبت می‌کرد.

49:59.746 --> 50:00.622
‫انگشت شمار.

50:02.708 --> 50:07.879
‫تونستیم تلفن‌های تومیک رو شنود کنیم.

50:09.172 --> 50:10.632
‫شماره‌ای رو شناسایی کردیم...

50:11.216 --> 50:13.260
‫که دفعات متعددی بهش زنگ زده بود.

50:13.802 --> 50:17.305
‫شماره‌ در منطقه‌ی هفتم شناسایی شد.

50:18.932 --> 50:23.020
‫منطقه‌ی هفتم، منطقه‌ی خیلی بورژوایی هست.
‫[منطقه‌ی سرمایه‌داران و کاسب‌کارها]

50:23.103 --> 50:25.105
‫شاید بورژواترین منطقه در پاریسه.

50:25.188 --> 50:27.232
‫گفتیم، "ممکنه که مال‌خر خونه‌اش اونجا باشه".

50:27.315 --> 50:30.819
‫گفتیم، "خودشه، همدستش رو پیدا کردیم.
‫بیاین تعقیبش کنیم".

50:38.702 --> 50:41.788
‫گیوم بود.
‫داشت غذای تو آشغالی‌ها رو می‌خورد.

50:43.915 --> 50:47.419
‫دلال عتقیه‌‌ای نبود که امیدوار بودیم
‫تو منطقه‌ی هفتم پیداش کنیم.

50:47.502 --> 50:48.879
‫ناامید شده بودیم.

50:49.713 --> 50:51.715
‫ولی اون شخص جالبی بود،

50:51.798 --> 50:54.509
‫چون تومیک با گیوم حرف می‌زد.

50:54.593 --> 50:58.555
‫گیوم ممکنه چیزهای زیادی درمورد فعالیت‌های مجرمانه‌ی تومیک بدونه،

50:58.638 --> 51:00.515
‫اصلا بدون اینکه خودش دخالتی داشته باشه.

51:05.103 --> 51:06.396
‫چطوری؟

51:06.480 --> 51:08.148
‫یه روز عصر، تومیک...

51:08.940 --> 51:10.859
‫به گیوم زنگ زد.

51:10.942 --> 51:12.694
<i>‫ یه قصر کوچیک، نه خیلی... </i>

51:12.778 --> 51:16.239
‫تو حال خودش نبود.
‫معلوم بود که تومیک تو حال خودش نبود.

51:16.323 --> 51:18.158
‫به سختی می‌شد متوجه حرف‌هاش بشی.

51:20.118 --> 51:23.747
‫نامفهوم حرف می‌زد،
‫ولی در اون گفتگو،

51:23.830 --> 51:29.044
‫تومیک پُز سارق موزه هنرهای مدرن بودن رو داد.

51:29.127 --> 51:30.087
‫ولی داره پُز میده.

51:31.421 --> 51:34.758
‫غیرممکنه!
‫ادعای مسئول دزدی بودن اون...

51:34.841 --> 51:38.470
‫عین این می‌مونه که من ادعا کنم
‫که ملکه‌ی انگلیسم.

51:38.553 --> 51:40.722
‫طرف اصلا تو حال خودش نیست.

51:43.058 --> 51:46.686
‫پس ما هم محتاط بودیم.

51:46.770 --> 51:49.689
‫تومیک چی داره میگه؟

51:51.358 --> 51:54.569
‫یکم جا خورده بودیم، حتی گیج شده بودیم،

51:54.653 --> 51:59.116
‫که نکنه تومیک مسئول این سرقت باشه.

51:59.199 --> 52:01.993
‫بهش نمی‌خوره که از موزه دزدی کنه.

52:02.077 --> 52:05.914
‫و بهش نمی‌خوره که همچین آثاری رو بفروشه.

52:05.997 --> 52:09.042
‫چون تومیک رو به خاطر دزدی کردنش
‫با بالا رفتن از ساختمون‌ها می‌شناختن.

52:09.126 --> 52:12.212
‫الکی که لقبش مرد عنکبوتی نیست.

52:12.295 --> 52:15.882
‫بنابراین دودل بودیم.

52:15.966 --> 52:17.843
‫چون تومیک نشئه بود،

52:17.926 --> 52:20.303
‫تصمیم گرفتیم که اعترافش رو جدی نگیریم.

52:23.598 --> 52:27.853
‫پس از اون لحظه به بعد،
‫تحقیقات‌مون رو روی تومیک متمرکز کردیم.

52:27.936 --> 52:31.523
‫ولی یادم میاد که اون از اول
‫مظنون ما نبود.

52:31.606 --> 52:34.651
‫اون آدمی نیست که همچین سرقتی انجام بده.

52:35.694 --> 52:38.113
‫کاملا شکاک شده بودم.

52:38.196 --> 52:40.574
‫سریع‌تر از همیشه حرکت می‌کردم.

52:41.491 --> 52:43.076
‫و تونستم گم‌شون کنم.

52:46.163 --> 52:49.541
‫اقدامات احتیاطی زیادی انجام می‌داد.
‫یه خرده شکاک بود.

52:50.083 --> 52:53.712
‫شاید از یه ساختمون بالا رفته بود.
‫نمی‌دونیم، ولی گمش کردیم.

52:54.296 --> 52:57.591
‫و راستش، بعد از 6 ماه
‫به بن‌ست خورده بودیم.

53:03.597 --> 53:06.016
‫هشت ماه بعد، چون آدم ولخرجی‌ بودم،

53:06.099 --> 53:08.143
‫باید بقیه‌ی پولم رو می‌گرفتم.

53:12.522 --> 53:14.941
‫فقط می‌خواستم پول سرقت از موزه رو بگیرم.

53:15.692 --> 53:17.777
‫ولی کوروز پول نمی‌داد.

53:19.738 --> 53:21.239
‫و وقتی برسم اونجا،

53:22.782 --> 53:26.536
‫چطور می‌تونم توضیح بدم که
‫این یارو چقدر دیوونه‌ست؟

53:26.620 --> 53:28.288
‫اون روانیه. زده به سرش.

53:29.289 --> 53:31.625
‫در شراکت آدم باید حرفه‌ای باشه.

53:32.334 --> 53:34.044
‫حداقل دیگه باید حرفه‌ای عمل کنه.

53:35.420 --> 53:38.340
‫چون ما دزدها عزت نفس داریم.

53:40.675 --> 53:42.135
‫خیلی رو مخم رفته بود.

53:42.219 --> 53:44.763
‫اون پروژه‌ام رو ازم گرفته بود.
‫همه‌چیز رو ازم گرفته بود.

53:44.846 --> 53:47.015
‫به همین راحتی، تموم شده بود.

53:54.856 --> 53:57.025
‫تمام این چیزها ذهنم رو بهم ریخته بود.

53:57.734 --> 53:59.444
‫از کوره در رفته بودم.

54:03.281 --> 54:07.077
‫خدایی می‌خواستم یه اسلحه بگیرم و بهش شلیک کنم.
‫بهش شلیک کنم بره.

54:13.208 --> 54:15.877
‫اینطوری می‌مُرد. کار سختی نیست.

54:15.961 --> 54:18.004
‫ماشه رو می‌کشی و تموم میشه میره.

54:18.088 --> 54:19.798
‫بنگ بنگ، تموم.

54:19.881 --> 54:23.009
‫یه گلوله به قلب یا سرش شلیک کنی،
‫بوم، تمومه کارش.

54:25.095 --> 54:27.305
‫و درنهایت می‌میره.
‫درسته.

54:31.184 --> 54:34.688
‫این کارو نکردم.
‫عقلم همچین اجازه‌ای نداد.

54:35.438 --> 54:38.149
‫اون موقع دیگه پول نداشتم.

54:38.233 --> 54:39.859
‫پول‌ها خرج شده بودن.

54:40.652 --> 54:43.446
‫وقتی پول تموم کردم، باید دوباره دزدی می‌کردم.

54:44.990 --> 54:50.620
‫باید بفهمین که مجبور بودم
‫واسه کوروز کار کنم.

54:50.704 --> 54:53.164
‫و اونم دیگه بهم کار می‌داد.

54:53.248 --> 54:56.084
‫چاره‌ دیگه‌ای نداشتم.

54:58.795 --> 55:00.046
‫همینه که هست.

55:05.260 --> 55:08.722
‫چند ماه بعد، تومیک رو زیر نظر گرفته بودیم

55:10.932 --> 55:15.228
‫اون رو تا یه عتیقه‌فروشی تعقیب کردیم.

55:19.524 --> 55:24.029
‫تومیک حدوداً ده دقیقه‌ای اونجا موند.
‫10 تا 15 دقیقه. بعد رفت.

55:26.489 --> 55:29.159
‫بعد از رفتن تومیک یه دقیقه هم طول نکشید،

55:29.951 --> 55:31.411
‫که کوروز از مغازه‌اش رفت.

55:35.373 --> 55:38.460
‫گفتیم، "اونا همدیگه رو می‌شناسن.
‫خوب هم همدیگه رو می‌شناسن".

55:38.543 --> 55:40.628
‫لحظه‌ مهمی بود.

55:42.547 --> 55:45.133
‫اون یارو کوروز برای پلیس شناخته شده نبود.

55:45.216 --> 55:47.677
‫گفتیم، "خب، از الان دیگه حواس‌مون بهش هست".

55:47.761 --> 55:49.179
‫زیر نظرش گرفتیم،

55:49.262 --> 55:52.849
‫و اون با بزرگ‌ترین خلافکارهای پاریس در ارتباط بود.

55:55.143 --> 55:57.645
‫و درواقع اونا سارق بودن.

55:58.980 --> 56:03.485
‫و دقیقا با نوع کار کوروز مطابقت داشت.

56:04.778 --> 56:07.113
‫اون یه عمارت داشت.

56:07.197 --> 56:10.158
‫یه ملک گرون قیمت در حومه شهر پاریس.

56:10.241 --> 56:11.493
‫خیلی شیک بود.

56:11.576 --> 56:13.995
‫اون تمام جوانب یه شخص بورژوا رو داشت.

56:17.624 --> 56:20.877
‫اون موقع، 50 تا 55 سالش بود.

56:20.960 --> 56:25.048
‫اون ظاهر آراسته و زندگی منظمی داشت،

56:25.131 --> 56:28.051
‫خانواده‌دوست بود،
‫آخر هفته‌ها به مراسم عشاء ربانی می‌رفت...

56:28.134 --> 56:33.223
‫هیچی نداشت که فکر کنی کار خلاف می‌کرد.

56:40.021 --> 56:45.235
‫بعد فهمیدیم که رابطه‌ی بین تومیک و کوروز...

56:45.318 --> 56:48.905
‫خیلی صمیمانه‌ست و مرتب همدیگه رو می‌بینن.

56:50.115 --> 56:55.286
‫به لطف زیر نظر گرفتن
‫و شنود کردن گوشیش...

56:55.370 --> 57:00.166
‫تونستیم بفهمیم که اون فقط یه مال‌خر داره،

57:00.250 --> 57:02.419
‫یه خریدار، ژان میشل کوروز.

57:04.045 --> 57:06.131
‫ما همچنین...

57:06.214 --> 57:09.300
‫یکی از آشنایان همیشگی ژان میشل کوروز
‫رو هم شناسایی کرده بودیم.

57:10.635 --> 57:12.762
‫مردی به اسم یوناتان بیرن.

57:14.514 --> 57:17.725
‫یوناتان بیرن شخصیت خیلی عجیبی داشت.

57:17.809 --> 57:20.478
‫در مرکز پاریس یه آپارتمان قشنگی داشت،

57:20.562 --> 57:22.772
‫همسرش شاغل بود، دوتا دختر داشت و این چیزها.

57:22.856 --> 57:25.775
‫سبک زندگی پولدارانه‌ای داشت...

57:25.859 --> 57:29.320
‫و این حس رو بهت القاء می‌کرد که
‫سبک زندگی خیلی حساب شده‌ای داره.

57:29.404 --> 57:31.906
‫اون صاحب یه تعمیرگاه ساعت لوکس بود.

57:34.242 --> 57:37.745
‫حقیقت اینه که بیرن با توجه به شغلش،

57:38.288 --> 57:42.542
‫توانایی ارائه کالای مسروقه و فروش‌شون رو داشت.

57:42.625 --> 57:46.129
‫و کوروز روی بیرن تاثیر می‌ذاشت.

57:46.212 --> 57:48.840
‫همونطور که روی تومیک تاثیر می‌ذاشت.

57:48.923 --> 57:52.051
‫پی بردیم که یه ارتباط سه نفره داریم.

57:52.135 --> 57:55.597
‫تومیک، ژان میشل کوروز و یوناتان بیرن.

58:01.227 --> 58:03.688
‫در شنود شنیدیم که کوروز داشت با بیرن حرف می‌زد،

58:03.771 --> 58:07.734
‫می‌گفت، "دوستم قراره چیزهای جالبی برامون بیاره".

58:08.401 --> 58:13.031
‫بنابراین مطمئن بودیم که تومیک
‫یه مکان‌هایی رو بررسی کرده و دست به کار شده.

58:13.114 --> 58:18.495
‫قطعا می‌دونستیم که اون سرقت‌های دیگه‌ای هم انجام داده.

58:18.578 --> 58:21.539
‫این زندگی روزمره‌ی اونه.
‫اینطوری خرجش رو در میاره.

58:21.623 --> 58:23.625
‫دلیلی نداره که دست برداره.

58:26.669 --> 58:29.255
‫بعدش، شب‌ها تعقیبش می‌کردیم...

58:29.339 --> 58:31.591
‫تا سعی کنیم موقع سرقت بگیریمش.

58:35.470 --> 58:39.307
‫خیلی پیچیده بود.
‫آخه ساعت دو یا سه بامداد، هیچکس نبود.

58:41.518 --> 58:42.727
‫بنابراین ما رو خسته کرد.

58:45.980 --> 58:47.440
‫خیلی استرس‌زا بود.

58:49.025 --> 58:52.362
‫تومیک خیلی اهل راه رفتنه.
‫خیلی آدم ورزشی‌ای هست.

58:53.738 --> 58:58.826
‫خوب یادمه که همین یه خرده بهمون هیجان داد.

59:00.954 --> 59:04.290
‫جلوی ویترین یه اسلحه‌فروشی وایساد.

59:05.208 --> 59:09.045
‫به یه کمان زنبورکی که چنگک داشت
‫چشمش رو گرفته بود.

59:14.551 --> 59:17.011
‫با خودمون فکر کردیم که داره دنبال
ابزار سرقت می‌گرده.

59:20.098 --> 59:22.141
‫داشت محله‌های بالاشهر رو بررسی می‌کرد.

59:22.225 --> 59:25.228
‫مرکز پمپیدو رو بررسی کرد.

59:28.147 --> 59:31.693
‫یه مدت اونجا موند.
‫فهمیدیم که داره احتمال...

59:31.776 --> 59:35.196
‫بالا رفتن ازش رو ارزیابی می‌کنه.

59:35.280 --> 59:38.449
‫اینطوری می‌خواستم این سرقت رو انجام بدم.

59:38.533 --> 59:40.702
‫می‌خواستم روی این سقف‌ها راه برم.

59:40.785 --> 59:43.913
‫می‌خواستم از اون طرفش بالا برم،
‫به پشت بوم اینجا برسم،

59:43.997 --> 59:46.499
‫با تجهیزات اینجا قرار بگیرم،

59:46.583 --> 59:50.128
‫تا بتونم چنگک رو به اون طرف شلیک کنم.

59:50.211 --> 59:52.297
‫می‌خواستم با یه طناب رد بشم.

59:53.506 --> 59:55.049
‫بوم، و خودم رو برسونم اون بالا.

59:56.384 --> 59:59.429
‫غیرمعمولی بود.
‫هیچکس سراغ سرقت از موزه نمیره.

59:59.512 --> 01:00:03.099
‫ما صرفا امیدوار بودیم که در حین ارتکاب جرم...

01:00:03.182 --> 01:00:04.350
‫در مرکز پمپیدو بگیریمش.

01:00:04.434 --> 01:00:07.729
‫خسته شده بودیم، می‌خواستیم به یه چیزی برسیم.

01:00:08.313 --> 01:00:10.440
‫سرقت فوق‌العاده‌ای می‌شد.

01:00:10.523 --> 01:00:14.402
‫واسه من، یه سرقت شاهکار می‌شد.

01:00:14.485 --> 01:00:17.697
‫شدنی بود، ولی وقت نداشتم.

01:00:18.489 --> 01:00:22.035
‫در نهایت، مسئله‌ای نیست.

01:00:22.619 --> 01:00:24.370
‫خوش به حال اونا شد،
‫و بد به حال من.

01:00:27.040 --> 01:00:31.878
‫در عین حال، از آپارتمان‌هایی دیدن کردم
‫که می‌تونستم ازشون دزدی کنم.

01:00:35.006 --> 01:00:37.884
‫در خیابان مونتن واقع در مثلث پاریس...

01:00:37.967 --> 01:00:41.220
‫خونه‌های زیادی چشمم رو گرفته بودن.

01:00:44.223 --> 01:00:46.476
‫اون مدام تو خیابون مونتن راه می‌رفت.

01:00:46.559 --> 01:00:49.020
‫اونجا هم محله خیلی خوبی در پاریس بود.

01:00:49.646 --> 01:00:53.149
‫اون وقتی راه میره، جلوش رو نگاه نمی‌کنه.
‫بالا رو نگاه می‌کنه.

01:00:58.988 --> 01:01:02.617
‫تو خیابان مونتن شروع به بررسی کردن مکان‌ها کرد.

01:01:02.700 --> 01:01:05.495
‫سر بررسی کردن مکان‌ها
‫زحمت زیادی به خودش می‌داد.

01:01:07.080 --> 01:01:08.998
‫می‌دونستیم که اون خیلی فعالیت داشت.

01:01:09.082 --> 01:01:12.043
‫می‌دونستیم که کالاهاش رو به کوروز پیشنهاد می‌داد.

01:01:14.337 --> 01:01:19.425
‫تو خیابون مونتن، یه مرد خیلی خرپول بود
‫که وارد خونه‌اش شدم.

01:01:19.509 --> 01:01:22.845
‫خیلی خرپول بود. فارژون.
‫آقای فارژون.

01:01:27.392 --> 01:01:31.020
‫تو ساختمان فارژون، باید مثل همیشه بالا می‌رفتم.

01:01:44.367 --> 01:01:48.579
‫یه نقاشی متزینگر رو دزدیدم.
‫یه نقاشی پیسارو رو دزدیدم.

01:01:53.584 --> 01:01:57.672
‫حدوداً 200 گرم جواهر و ده ساعت کلکسیونی دزدیدم.

01:01:58.631 --> 01:02:00.925
‫همه‌شون دو میلیون یورو ارزش داشتن.

01:02:20.695 --> 01:02:26.075
‫من ردیابی که روی ماشین تومیک
‫کار گذاشته شد رو دنبال کردم.

01:02:28.661 --> 01:02:31.831
‫منتظرش موندیم تا برگرده تو ماشین
‫تا ببینیم چیزی همراهش داره یا نه.

01:02:34.417 --> 01:02:38.755
‫وقتی برگشت خونه، اجازه‌ی دستگیر کردنش رو صادر کردم.

01:02:44.594 --> 01:02:47.805
‫بوم!
‫دو، سه‌تا افسر پلیس دورم رو گرفتن.

01:02:47.889 --> 01:02:51.642
‫تومیک گفتم، چی؟
‫خب، اومدیم دستگیرت کنیم.

01:02:53.936 --> 01:02:57.607
‫بهم گفتن که "امروز ما برنده شدیم".

01:02:57.690 --> 01:02:59.025
‫"شرمنده که باید اینو بهت بگم".

01:03:02.111 --> 01:03:04.781
‫اون مرد جوونیه که ویژگی‌های خاصی داره.

01:03:04.864 --> 01:03:06.824
‫محترمانه رفتار می‌کنه.

01:03:07.909 --> 01:03:10.620
‫آروم رفتار کرد. تعجب‌آور بود.

01:03:10.703 --> 01:03:13.623
‫نجابت خاصی در رفتارش وجود داره.

01:03:16.542 --> 01:03:19.837
‫از تومیک پرسیدیم که این چیه؟
‫چون کلی نقاشی دیدیم.

01:03:20.713 --> 01:03:23.591
‫این از کجا اومده؟
‫اون گفت، همین الان دزدیدمش.

01:03:23.674 --> 01:03:25.676
‫از یه ساختمون در خیابون مونتن.

01:03:26.177 --> 01:03:28.179
‫حتی اسم کسی که ازش دزدی کرده بود
‫رو هم بهمون گفت.

01:03:28.262 --> 01:03:29.806
‫غافلگیر کننده بود.

01:03:31.808 --> 01:03:35.186
‫اونا اجناسی که از خونه‌ی ژان پیر فارژون دزدیده بودم
‫رو پیدا کردن،

01:03:35.812 --> 01:03:38.481
‫و منو به اداره‌ی پلیس بردن.

01:03:40.733 --> 01:03:44.153
‫همیشه حس عجیبیه که ببینی آپارتمانت خالی شده.

01:03:44.237 --> 01:03:48.950
‫من خیلی خوش شانس بودم که همه‌چیزم رو پس گرفتم.
‫[ژان پیر فارژون]

01:03:51.994 --> 01:03:53.204
‫کوکو!

01:03:54.872 --> 01:03:58.459
‫واسه من، مهم‌ترین چیز این بود که
‫همه‌چیز رو پس بگیرم.

01:04:02.964 --> 01:04:05.591
‫نقاشی متزینگر دزدیده شده بود.

01:04:07.260 --> 01:04:10.847
‫نقاشی‌های ژان شارل بله هم همینطور.

01:04:11.848 --> 01:04:16.018
‫من همیشه اشیای زیبا رو دوست داشتم.
‫همیشه عاشق هنر بودم.

01:04:16.102 --> 01:04:18.437
‫چیزهایی که دارم همه‌جای خونه پخش هستن.

01:04:18.521 --> 01:04:21.107
‫واسه من اصلا قیمت‌شون مهم نیست.

01:04:21.190 --> 01:04:24.485
‫اونا مثل کفش یا شلوار لی می‌مونن.

01:04:24.569 --> 01:04:28.656
‫نمیگم که اونا اینقدر می‌ارزن...
‫اصلا نمی‌دونم قیمت‌شون چنده.

01:04:28.739 --> 01:04:31.534
‫و اگه هم ارزشی داشته باشن، برام مهم نیست.
‫برام مهم نیست.

01:04:31.617 --> 01:04:32.493
‫برام مهم نیست.

01:04:33.202 --> 01:04:37.540
‫با توجه به کاری که انجام میده،
‫اون یه هنرمند می‌مونه.

01:04:37.623 --> 01:04:38.624
‫استعداد داره.

01:04:38.708 --> 01:04:41.711
‫اون از ساختمون خیابون مونتن بالا رفت.

01:04:41.794 --> 01:04:43.087
‫از نماش بالا رفت.

01:04:43.170 --> 01:04:45.131
‫این باور نکردنیه.

01:04:45.214 --> 01:04:46.257
‫ولی انجامش داد.

01:04:46.924 --> 01:04:48.467
‫اون یه سارقه، همین.

01:04:48.551 --> 01:04:50.803
‫نه کسی رو می‌کشه.
‫نه به کسی صدمه می‌رسونه.

01:04:50.887 --> 01:04:53.180
‫چیزی که معرکه‌ست اینه که پلیس...

01:04:54.640 --> 01:04:56.058
‫با احترام راجع‌بهش حرف می‌زنه.

01:04:57.059 --> 01:05:00.062
‫اون این نقاشی رو دزدید.
‫نقاشی گالیان هستش.

01:05:00.146 --> 01:05:03.524
‫اون نقاش خیلی مهمیه.
‫هیچکس نمی‌شناستش.

01:05:03.608 --> 01:05:06.360
‫عصبانی شدم که دزدیده بودش.

01:05:07.528 --> 01:05:09.322
‫تومیک، اگه یه وقت برگشتی،

01:05:09.405 --> 01:05:11.908
‫هرچی خواستی بدزد، به جزء این یکی.

01:05:18.289 --> 01:05:20.625
‫تومیک دستگیر شد.

01:05:27.089 --> 01:05:28.549
‫ما کوروز رو دستگیر کردیم.

01:05:33.137 --> 01:05:35.890
‫اونو دستگیر کنیم چون اون تنها کسیه...

01:05:35.973 --> 01:05:39.727
‫که می‌تونست اجناس دزدی تومیک رو آب کنه.

01:05:41.270 --> 01:05:44.732
‫شخصیت نچسب و بد معاشرتی داشت.

01:05:44.815 --> 01:05:49.695
‫مثل آدم پولداری صحبت می‌کرد که
‫هیچ ارتباطی با جرایم نداره.

01:05:49.779 --> 01:05:52.657
‫اون عین یه آدم بیگناه رفتار کرد.

01:05:52.740 --> 01:05:56.911
‫اون ویژگی خاصی داره.
‫یه مال‌خر شناخته شده‌ست.

01:05:58.079 --> 01:06:01.165
‫سعی کردیم از زیر زبونش بکشیم،
‫ولی اصلا وا نمی‌داد.

01:06:01.248 --> 01:06:02.875
‫حقیقتش، همکاری نمی‌کرد.

01:06:03.626 --> 01:06:05.461
‫اون خیلی مغرور بود.

01:06:05.544 --> 01:06:08.255
‫وقتی دستگیرش کرده بودیم،
‫نمی‌خواست حرفی بزنه.

01:06:08.339 --> 01:06:09.632
‫"باهاتون حرف نمی‌زنم".

01:06:09.715 --> 01:06:11.634
‫"شما کی باشین".
‫همچین حرفایی می‌زد.

01:06:12.718 --> 01:06:15.221
‫در خصوص بحث موزه هنرهای مدرن،

01:06:15.304 --> 01:06:18.975
‫ما نمی‌دونیم که ژان میشل کوروز نقاشی‌ها
‫رو خریده یا نه.

01:06:20.643 --> 01:06:24.021
‫نمی‌دونیم که تومیک پنج نقاشی رو دزدیده یا نه.

01:06:26.357 --> 01:06:28.859
‫کسی که جلوم نشسته بود گفت،

01:06:28.943 --> 01:06:31.988
‫"می‌دونی که کوروز اینجاست؟
‫24 ساعت گذشته".

01:06:32.571 --> 01:06:33.864
‫"واقعا"؟ "آره".

01:06:33.948 --> 01:06:38.744
‫و تصمیم گرفتم با پلیس‌ها همکاری کنم
‫و خودم رو از دست کوروز آزاد کنم،

01:06:38.828 --> 01:06:40.329
‫بنابراین لوش دادم.

01:06:41.706 --> 01:06:45.251
‫خیلی از دستش عصبانی بودم.
‫اون بهم خیانت کرده بود.

01:06:45.334 --> 01:06:49.380
‫از 250 هزار یورو، فقط 40 هزار یورو
‫واسه سرقت از موزه بهم داده بود.

01:06:51.007 --> 01:06:54.093
‫اون عوضی یه دفعه همه‌چیز رو ازم گرفت.

01:06:54.176 --> 01:06:56.971
‫منو اسیر کرد.
‫من هنوزم اینجا در پاریس گیر افتادم.

01:06:57.054 --> 01:07:00.307
‫یادم میاد رویاش این بود که
‫یه قایق بادبانی بخره...

01:07:00.391 --> 01:07:02.184
‫و دور دنیا رو سفر کنه.

01:07:02.893 --> 01:07:06.313
‫شاید الکی اینو گفته بود،

01:07:06.397 --> 01:07:09.900
‫ولی می‌خواست به نحوی به کوروز صدمه بزنه،

01:07:09.984 --> 01:07:12.069
‫تا کمی انتقام بگیره.

01:07:13.529 --> 01:07:17.283
‫وقتی درمورد سرقت خیابون مونتن ازش بازجویی کردم،

01:07:17.867 --> 01:07:20.286
‫خیلی یهویی موقع بازجویی،

01:07:20.369 --> 01:07:21.746
‫موضوع رو عوض کرد.

01:07:23.164 --> 01:07:26.917
‫گفتم، "پوستری که اونجا زده رو می‌بینی"؟

01:07:28.419 --> 01:07:31.881
‫"من اون نقاشی‌ها رو توی دستم گرفته بودم".

01:07:32.923 --> 01:07:34.216
‫"من دزدیدمشون".

01:07:34.800 --> 01:07:38.137
‫جا خوردیم.

01:07:38.220 --> 01:07:40.347
‫حداقل چیزیه که می‌تونیم بگیم.
‫جا خوردیم.

01:07:40.973 --> 01:07:44.477
‫تعجبی نداره که اون مجرمه.
‫از قبلش بهش مشکوک شده بودیم.

01:07:45.061 --> 01:07:48.022
‫تعجب‌آوره که خیلی راحت بهش اعتراف کرد.

01:07:48.105 --> 01:07:52.526
‫باید اعتراف کنم که شانس آوردیم.
‫برنامه‌ای براش نداشتیم.

01:07:53.152 --> 01:07:57.490
‫ما سارق موزه رو دستگیر کرده بودیم.

01:07:58.199 --> 01:08:02.661
‫من سال‌های زیادی تو این شغل تجربه داشتم...

01:08:03.245 --> 01:08:05.498
‫و تا حالا همچین اتفاقی رخ نداده بود.

01:08:07.583 --> 01:08:12.088
‫وقتی تومیک بهمون اعتراف کرد،
‫مشخصه که معرکه بود.

01:08:12.588 --> 01:08:14.381
‫خب، چطور میشه توضیحش داد؟

01:08:14.965 --> 01:08:17.384
‫اون سرقت استثنایی‌ای مرتکب شده بود.

01:08:18.260 --> 01:08:21.013
‫همینطورم می‌خواست به خاطر کاری که کرده
‫شناخته بشه.

01:08:21.097 --> 01:08:25.893
‫تا همه ارزشش رو بدونن.
‫می‌خواست که ما بگیم، "تو واقعا...

01:08:26.894 --> 01:08:32.108
‫باریکلا. تو سارق فوق‌العاده‌ای هستی".
‫بفرما.

01:08:32.191 --> 01:08:35.111
‫به همچین چیزی نیاز داشت.
‫حالش رو خوب می‌کرد.

01:08:35.194 --> 01:08:37.279
‫حداقل ما که اینطوری متوجه شدیم.

01:08:37.363 --> 01:08:40.699
‫همین که من با پنج‌تا نقاشی از اونجا رفتم
‫خودش شاهکاری بود.

01:08:41.283 --> 01:08:42.368
‫شاهکاری بزرگ.

01:08:42.451 --> 01:08:45.955
‫به خاطر اتفاقی که واسه نقاشی‌ها افتاد معذرت می‌خوام.

01:08:46.038 --> 01:08:48.624
‫واقعا همچین انتظاری نداشتم.

01:08:52.002 --> 01:08:53.629
‫ما دوباره با کوروز صحبت کردیم.

01:08:54.130 --> 01:08:57.758
‫اون می‌دونه که مرکز طوفان قرار داره
‫و به راحتی نمی‌تونه ازش خلاص بشه.

01:08:59.093 --> 01:09:03.430
‫و کم کم، نظرش رو عوض کرد.

01:09:05.349 --> 01:09:07.726
‫بهمون گفت که نقاشی‌ها رو...

01:09:07.810 --> 01:09:10.813
‫به دست یوناتان بیرن سپرده،
‫تا یه مدت...

01:09:11.397 --> 01:09:12.565
‫نگهشون داره.

01:09:12.648 --> 01:09:15.192
‫اون موقع دیگه باید یوناتان بیرن رو دستگیر می‌کردیم.

01:09:23.951 --> 01:09:26.579
‫پیگیر پس گرفتن پنج نقاشی شدیم.

01:09:27.163 --> 01:09:28.539
‫می‌خواستیم پسشون بگیریم.

01:09:30.332 --> 01:09:34.253
‫ما فهمیدیم که یوناتان بیرن کلا عادت داره
‫که دروغ بگه.

01:09:34.336 --> 01:09:36.380
‫اصلا قادر به گفتن حقیقت نیست.

01:09:36.463 --> 01:09:40.134
‫با گفتن حقیقت مشکل داره، بنابراین همکاری نمی‌کرد.

01:09:40.217 --> 01:09:45.222
‫اصلا همکاری نمی‌کرد.
‫جزئیات دقیقی از...

01:09:45.306 --> 01:09:47.725
‫نقش خودش بهمون نمی‌گفت.
‫تقصیر رو گردن دیگران می‌نداخت.

01:09:52.104 --> 01:09:54.190
‫ولی در عین حال، بهمون توضیح داد که...

01:09:54.273 --> 01:09:56.942
‫به نقطه‌ای رسیده بود که
‫وحشت وجودش رو گرفته بود،

01:09:57.026 --> 01:09:59.403
‫نقاشی‌ها رو نابود کرده بود...

01:09:59.486 --> 01:10:02.323
‫و اونا رو توی آشغالی‌ ساختمونش انداخته بود.

01:10:09.079 --> 01:10:12.750
‫خبر هولناکی بود که فهمیدیم
‫نقاشی‌ها رو از بین برده.

01:10:12.833 --> 01:10:14.710
‫عین یه بمب اتمی کوچیک می‌مونه.

01:10:14.793 --> 01:10:16.170
‫مثل ترور کردن می‌مونه.

01:10:22.009 --> 01:10:26.805
‫ناراحت شدم که نقاشی‌ها رو نابود کرده.
‫دلم گرفت.

01:10:33.229 --> 01:10:35.564
‫من واقعا ناراحت بودم.
‫اون میراث ماست.

01:10:36.148 --> 01:10:39.109
‫نقاشی‌هایی به ارزش 120 میلیون یورو بود.

01:10:41.111 --> 01:10:43.155
‫و به خاطرش ناراحت بودم.

01:10:51.747 --> 01:10:52.957
‫چرا نابودشون کرده بود؟

01:10:53.540 --> 01:10:55.501
‫باور کردنش برام سخت بود.

01:10:55.584 --> 01:10:58.712
‫داستانش یه خرده عجیبه.
‫یه خرده عجیبه.

01:10:58.796 --> 01:11:00.297
‫همین برام عجیب بود.

01:11:00.381 --> 01:11:03.259
‫ما حرف بیرن رو باور نکردیم،
‫چون دوباره می‌گم،

01:11:03.342 --> 01:11:04.885
‫اون ذات دروغگویی داشت.

01:11:04.969 --> 01:11:09.056
‫واسه همینم حرفش رو باور نکردیم.
‫هنوزم حرفش رو باور نمی‌کنیم.

01:11:10.891 --> 01:11:14.979
‫مطمئنیم که بالاخره یه موقعی نقاشی‌ها پیدا می‌شن.

01:11:15.062 --> 01:11:17.064
‫ولی فعلا همچنان گم شدن.

01:11:19.650 --> 01:11:22.111
‫اون سرقت فوق‌العاده و جسورانه‌ای بود.

01:11:22.194 --> 01:11:25.447
‫بعد از یک سال و نیم، سه نفر دستگیر شدن.

01:11:25.531 --> 01:11:28.575
‫نقاشی‌ها از دست رفته‌ان.
‫شهرداری همچنان گوش بزنگ کرده.

01:11:30.577 --> 01:11:36.166
‫من ویاران رو قبل از دادگاهیش
‫زیر سایبان یه کافه دیدم.

01:11:38.585 --> 01:11:42.381
‫اون نیومده بود پیشم که دلم رو به دست بیاره
‫و این چیزها.

01:11:42.464 --> 01:11:44.216
‫همچین آدمی نبود.

01:11:44.300 --> 01:11:48.971
‫و شروع به صحبت کردن کردیم.
‫همینطوری زیر سایبان موندیم.

01:11:49.763 --> 01:11:52.850
‫اینطوری بود که باهم آشنا شدیم،
‫ولی من داستانش رو نمی‌دونستم.

01:11:53.559 --> 01:11:55.602
‫راجع‌بهش صحبت نکرده بودیم.

01:11:58.981 --> 01:12:01.817
‫در طی اون چند ماه، فقط چند بار در فیسبوک...

01:12:01.900 --> 01:12:03.027
‫حرف زده بودیم.

01:12:03.110 --> 01:12:04.778
‫دیگه ندیده بودمش.

01:12:04.862 --> 01:12:07.990
‫و یه روز قبل از دادگاهیش بود.

01:12:08.073 --> 01:12:10.784
‫یه روز عصر تو فیسبوک بهم پیام داد.

01:12:10.868 --> 01:12:13.495
‫"خب، من فردا دادگاهی دارم".

01:12:13.579 --> 01:12:16.957
‫اینطوری از دادگاهی ویاران تومیک...

01:12:17.624 --> 01:12:18.625
‫خبردار شدم.

01:12:19.168 --> 01:12:22.546
‫پشیمونی.
‫ویاران تومیک چند دقیقه قبل از دادگاهی...

01:12:22.629 --> 01:12:25.215
‫همچین چیزی از خودش نشون داد.

01:12:25.299 --> 01:12:29.178
‫و بعد دیدم که دارن درمورد دادگاهی مرد عنکبوتی حرف می‌زنن.

01:12:29.261 --> 01:12:33.098
‫من از کارهایی که در موزه کردم پشیمونم.

01:12:33.724 --> 01:12:34.850
‫از صمیم قلب معذرت می‌خوام.

01:12:34.933 --> 01:12:38.145
‫پس اون موقع یه خرده جا خورده بودم،

01:12:38.228 --> 01:12:40.564
‫ولی سرگرم هم شده بودم.

01:12:40.647 --> 01:12:42.649
‫سرگرم شده بودم.
‫این سرسام‌آوره.

01:12:42.733 --> 01:12:44.276
‫اون هیچوقت درموردش حرف نزده بود.

01:12:44.360 --> 01:12:47.654
‫موقع مصاحبه‌ها دیدمش.

01:12:47.738 --> 01:12:49.156
‫فوق العاده‌ست.

01:12:49.239 --> 01:12:51.950
‫وقتی یواشکی وارد مکان‌ها میشی
‫یه هیجان آدرنالینی بهت دست میده.

01:12:52.034 --> 01:12:53.952
‫این داستان دیوونگیه.

01:12:54.036 --> 01:12:58.040
‫به خودم گفتم،
‫"واقعا دلم می‌خواد بدونم که چه اتفاقی افتاده".

01:13:01.502 --> 01:13:04.296
‫در خصوص مال‌خری که گفته بود...

01:13:04.380 --> 01:13:08.967
‫از روی وحشت پنج نقاشی رو در آشغالی انداخته بود،
‫دفاعش قانع کننده نبود.

01:13:09.051 --> 01:13:12.471
‫بیرن به 6 سال زندانی محکوم شد.

01:13:13.138 --> 01:13:17.017
‫حکم شدید 7 سال زندانی
‫برای کسی که فرمان سرقت رو داده بود،

01:13:17.101 --> 01:13:19.144
‫یعنی دلال عتیقه‌جات بُریده شد،
‫که به گفته‌ی دادگاه...

01:13:19.228 --> 01:13:22.398
‫نقش اصلی‌ای رو در این سرقت خارق‌العاده داشته.

01:13:22.481 --> 01:13:24.608
‫کوروز به هفت سال حبس محکوم شد.

01:13:24.691 --> 01:13:28.404
‫دارایی‌هاش، خونه‌اش، ماشین‌ها رو مصادره کردن.

01:13:29.655 --> 01:13:31.990
‫خوشحال بودم که این کارو کردن.

01:13:32.074 --> 01:13:34.326
‫خوشحال بودم.
‫به خودم گفتم،

01:13:34.410 --> 01:13:36.453
‫"خب، حداقل اونم چیزی رو از دست میده".

01:13:37.454 --> 01:13:41.417
‫حالا بی‌حساب شدیم.
‫وقتی از زندان آزاد شدم نمیرم سروقتش.

01:13:41.500 --> 01:13:44.545
‫اگه برم سروقتش، عاقبت بدی در انتظارشه.

01:13:45.587 --> 01:13:49.508
‫می‌تونستم یه اسلحه بگیرم و کارش رو بسازم،
‫بکشمش. خیلی تر و تمیز.

01:13:51.635 --> 01:13:54.304
‫من به هشت سال حبس محکوم شدم.

01:13:56.014 --> 01:14:00.060
‫این ناراحتم کرد، چون می‌خواستم به طور کامل
‫سرقت رو کنار بذارم.

01:14:02.646 --> 01:14:05.732
‫حالا گیر افتادم...

01:14:05.816 --> 01:14:10.404
‫ناراحت بودم، چون بالاخره دیگه باید عوض بشی،

01:14:10.487 --> 01:14:13.907
‫و اون موقع...
‫واقعا ذهنم رو بهم ریخته بود.

01:14:17.453 --> 01:14:22.749
‫ناراحت شدم که به مدت هشت سال برگشت زندان.

01:14:22.833 --> 01:14:24.585
‫به نظر غیر قابل تصور میومد...

01:14:25.085 --> 01:14:28.589
‫ولی اون داشت همچین سختی‌ای رو می‌گذروند
‫و من باهاش دلسوزی می‌کردم.

01:14:30.090 --> 01:14:32.217
‫دلم برای وضعیت سختش می‌سوخت.

01:14:34.011 --> 01:14:38.515
‫بنابراین می‌خواستم بدونم که به کدوم زندان فرستاده میشه،
‫بدونم کجاست.

01:14:38.599 --> 01:14:41.268
‫تحقیقاتی انجام دادم.
‫با زندان‌ها تماس گرفتم...

01:14:41.351 --> 01:14:44.188
‫درخواست اجازه‌ی ملاقات کردم
‫تا در فرن ببینمش.

01:14:45.772 --> 01:14:50.319
‫از زمان صحبت‌مون در کافه
‫ندیده بودمش.

01:14:50.402 --> 01:14:53.363
‫در باز شد و دیگه نمی‌دونستم باید چی بگم.

01:14:53.947 --> 01:14:55.324
‫اونم نمی‌دونست چی بگه.

01:14:55.407 --> 01:14:57.493
‫ولی هنوزم دل‌انگیز بود.

01:15:00.662 --> 01:15:05.000
‫بنابراین زیاد واسه ملاقاتی اسمم رو نوشتم
‫و مرتب می‌رفتم دیدنش.

01:15:05.083 --> 01:15:08.003
‫حس خوبی داشت.
‫می‌دونستم که هفته‌ای یه بار می‌بینمش.

01:15:08.962 --> 01:15:12.049
‫و وقتی رفتم، دلم براش تنگ شد.

01:15:12.132 --> 01:15:13.842
‫احساس عمیقی داشتم.

01:15:15.219 --> 01:15:19.181
‫و میشه گفت که بعدش
‫احساسات عاشقانه‌ای بهمون دست داد.

01:15:21.725 --> 01:15:25.604
‫اون به کمکم اومد.
‫تو زندان اومد دیدنم.

01:15:25.687 --> 01:15:27.314
‫کسی به جزء اون نیومد.

01:15:28.106 --> 01:15:32.319
‫عشق رویدادی در زندگیه.
‫رویداد بزرگیه.

01:15:36.615 --> 01:15:39.326
‫[سال 2022]

01:15:40.285 --> 01:15:43.288
‫امروز، ویاران داره آزاد میشه.

01:15:43.372 --> 01:15:47.543
‫و می‌خوام در زندان منتظرش بمونم.

01:15:48.585 --> 01:15:52.047
‫راستش خیلی دلشوره دارم.

01:15:53.257 --> 01:15:54.466
‫ولی خوش‌بین هستم.

01:15:57.386 --> 01:16:01.223
‫[زندان لس وینیت]

01:16:03.141 --> 01:16:04.601
‫به مدت پنج سال،

01:16:04.685 --> 01:16:06.812
‫اونو به عنوان یه زندانی دیدم.

01:16:06.895 --> 01:16:08.355
‫خیلی هیجان‌زده بودم.

01:16:08.438 --> 01:16:14.194
‫چون خارج از اون عالم نمی‌شناختمش.

01:16:28.292 --> 01:16:30.752
‫وقتی بیرون دیدمش، باورم نمی‌شد.

01:16:32.296 --> 01:16:33.463
‫باورم نمی‌شد.

01:16:36.008 --> 01:16:37.551
‫راستش، هنوزم باورم نمیشه.

01:16:38.552 --> 01:16:40.512
‫معرکه‌ست که آزاد شدی.

01:16:40.596 --> 01:16:43.140
‫معرکه‌ست که آزاد شدی.

01:16:43.223 --> 01:16:45.475
‫- باورت میشه؟
‫- چی؟

01:16:45.559 --> 01:16:47.978
‫عجیبه. یه جوریه.

01:16:48.061 --> 01:16:50.439
‫واقعا هم همینطوره، مگه نه؟

01:16:50.522 --> 01:16:52.399
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت.

01:16:53.025 --> 01:16:55.652
‫مدت زیادی می‌گذره. من برنزه‌ام، متوجه شدی؟
‫پوستم نارنجی شده...

01:16:56.903 --> 01:16:58.572
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم.

01:16:58.655 --> 01:17:00.449
‫حالت خوبه، ردیفی؟

01:17:01.283 --> 01:17:02.784
‫لبخند مرد عنکبوتی.

01:17:03.994 --> 01:17:06.413
‫- دیدنش خیلی عالیه...
‫- می‌بینی؟

01:17:06.496 --> 01:17:09.666
‫- این جاده‌ایه...
‫- فضاهای باز به آدم ایده میدن.

01:17:11.251 --> 01:17:13.920
‫دلم می‌خواد که بغل ماشین بدو ام.

01:17:15.672 --> 01:17:17.549
‫خوشحالی که داری به دریا میری؟

01:17:17.633 --> 01:17:18.717
‫آره، قشنگه.

01:17:27.100 --> 01:17:30.145
‫به نظرم آزاد شدن برام خوبه.
‫خیلی حالم رو خوب می‌کنه.

01:17:30.729 --> 01:17:31.938
‫آرامش‌بخشه.

01:17:32.648 --> 01:17:34.024
‫اونجاست.

01:17:35.484 --> 01:17:37.736
‫همه چیزهایی که طبیعت بهمون میده.

01:17:37.819 --> 01:17:41.031
‫زیبا نیست؟
‫بفرما، قشنگه.

01:17:44.034 --> 01:17:48.497
‫بر اساس چیزی که ویاران
‫درمورد اون سرقت فوق‌العاده یادش میاد،

01:17:49.748 --> 01:17:52.542
‫اون به دستاوردش افتخار می‌کنه.

01:17:55.045 --> 01:18:00.258
‫خیلی دوست داره بگه که، "ایده‌ی انجام این کار
‫فقط از عهده‌ی من برمیومد".

01:18:00.342 --> 01:18:04.012
‫"فقط من می‌تونم این کارو انجام بدم".
‫این یه پذیرش هست.

01:18:04.096 --> 01:18:07.015
‫اون هم بهش نیاز داره.
‫پذیرش...

01:18:07.099 --> 01:18:09.851
‫تواناییش، پتانسیلش، کارهایی که ازش برمیاد.

01:18:09.935 --> 01:18:13.480
‫ولی داستان درکل...

01:18:14.106 --> 01:18:17.734
‫بهش قوت میده و برای اون...

01:18:17.818 --> 01:18:20.696
‫حرفه‌ی مرد عنکبوتیش خوب به پایان رسید.

01:18:23.448 --> 01:18:25.742
‫نقاشی‌ها کجان؟
‫خب...

01:18:25.826 --> 01:18:28.537
‫به گفته‌ی ویاران، امکان نداره که نابود شده باشن.

01:18:29.871 --> 01:18:32.040
‫بنابراین همش تو فکر اینه.

01:18:33.417 --> 01:18:37.170
‫خیلی دوست داره که داستانش رو
‫با پیدا کردن نقاشی‌ها تموم کنه.

01:18:38.547 --> 01:18:39.506
‫ختم کلام.

01:18:40.757 --> 01:18:42.467
‫مشکل بیرنه،

01:18:42.551 --> 01:18:44.469
‫که میگه نقاشی‌ها رو نابود کرده.

01:18:44.553 --> 01:18:47.222
‫من فکر نمی‌کنم که نابودشون کرده باشه.

01:18:47.305 --> 01:18:48.974
‫باید اینو از خودش بپرسین.

01:18:49.057 --> 01:18:51.059
‫نقاشی‌ها چی شدن؟

01:18:56.523 --> 01:18:58.817
‫من معتقدم که نابود نشدن.

01:19:00.694 --> 01:19:03.071
‫نمیشه نقاشی رو نابود کرد.

01:19:03.780 --> 01:19:06.575
‫نقاشی موزه‌ای!
‫مسئله نقاشی‌های معمولی نیست.

01:19:06.658 --> 01:19:10.245
‫آثار توی موزه‌ست! نابودشون کنی؟
‫اصلا غیرقابل تصوره.

01:19:10.328 --> 01:19:11.413
‫غیرقابل تصوره.

01:19:11.496 --> 01:19:12.372
‫اونا مخفی شدن.

01:19:15.459 --> 01:19:17.627
‫مطمئن باشین که دروغ بزرگیه.

01:19:17.711 --> 01:19:20.672
‫به نظرم کوروز یه جایی قایم‌شون کرده.

01:19:20.756 --> 01:19:24.843
‫اون آدما اموال دزدی‌شون رو نگه می‌دارن
‫و ده سال بعد دوباره درشون میارن،

01:19:24.926 --> 01:19:26.720
‫تو جاهای دیگه پیدا می‌شن،
‫در لندن،

01:19:26.803 --> 01:19:28.513
‫پاریس، برلین...

01:19:28.597 --> 01:19:31.683
‫شرق اروپا، یه جایی در ایتالیا.

01:19:33.518 --> 01:19:35.937
‫به نظرم پیدا کردنشون ممکنه.

01:19:36.563 --> 01:19:39.816
‫به نظرم قطعا در کلکسیون‌های شخصی هستن.

01:19:39.900 --> 01:19:43.487
‫متاسفانه تا الان نقاشی‌ها رو پیدا نکردیم.

01:19:43.570 --> 01:19:46.281
‫و این آزارمون میده...

01:19:46.364 --> 01:19:48.116
‫و کنار اومدن باهاش سخته.

01:19:50.202 --> 01:19:52.162
‫در سرار دنیا، اشیایی هستن که...

01:19:52.245 --> 01:19:54.331
‫فقط منتظر یه چیز هستن،

01:19:54.414 --> 01:19:55.999
‫که دوباره توی دید قرار بگیرن.

01:19:57.083 --> 01:20:01.838
‫و به نظرم این نقاشی‌ها یه روزی دوباره پیدا می‌شن.

01:20:02.464 --> 01:20:03.381
‫همین.

01:20:03.882 --> 01:20:04.883
‫نظرم همینه.

01:20:06.510 --> 01:20:09.387
‫من نمی‌تونم تصور کنم که نقاشی‌ها نابود شدن،

01:20:10.388 --> 01:20:12.641
‫پس یه جور خیالی در ذهنم دارم.

01:20:13.433 --> 01:20:14.434
‫اونا برمی‌گردن.

01:20:16.102 --> 01:20:18.438
‫خیلی منطقی نیست، ولی همینه که هست...

01:20:18.522 --> 01:20:20.524
‫همچین تاثیری روی من داره.

01:20:21.358 --> 01:20:22.359
‫سرسام‌آوره.

01:20:28.281 --> 01:20:30.909
‫- آقای کوروز؟
‫- سلام.

01:20:30.992 --> 01:20:32.410
‫من دارم راجع‌به...

01:20:32.494 --> 01:20:34.538
‫سرقت موزه هنرهای مدرن
‫مستندی می‌سازم.

01:20:34.621 --> 01:20:37.833
‫- نه نمی‌خوام، ممنون.
‫- نقاشی‌ها کجان؟

01:20:40.710 --> 01:20:43.630
‫- آقای کوروز.
‫- میشه لطفا تنهام بذارین؟

01:20:43.713 --> 01:20:45.382
‫میشه مزاحمم نشین؟

01:20:45.465 --> 01:20:47.843
‫- من دارم سوال می‌پرسم...
‫- چی...

01:20:47.926 --> 01:20:49.636
‫دارین تو خیابون مزاحمم می‌شین.

01:20:50.136 --> 01:20:51.513
‫به آزادیم احترام بذارین.

01:20:51.596 --> 01:20:53.181
‫باشه؟ من دِین‌ام رو ادا کردم.

01:20:53.265 --> 01:20:55.809
‫زندانیم رو کشیدم.
‫به هفت سال حبس محکوم شدم.

01:20:55.892 --> 01:20:58.562
‫حبس‌ام رو کشیدم، حالا در آرامش هستم.

01:20:58.645 --> 01:21:01.022
‫می‌خوام کسی مزاحمم نشه، باشه؟
‫متوجه هستین؟

01:21:01.565 --> 01:21:03.984
‫ممنون. گفتم ممنون.

01:21:04.067 --> 01:21:05.902
‫پس دیگه مزاحمم نشین، باشه؟

01:21:06.444 --> 01:21:08.071
‫دیگه حرفم رو تکرار نمی‌کنم.

01:21:08.154 --> 01:21:10.323
‫دیگه حرفم رو تکرار نمی‌کنم، باشه؟

01:21:10.407 --> 01:21:11.825
‫تا الان دو بار بهتون گفتم.

01:21:13.410 --> 01:21:16.830
‫متوجهی، آقا؟
‫سه بار.

01:21:17.539 --> 01:21:18.415
‫باشه؟

01:21:22.544 --> 01:21:25.338
‫- فقط یه سوال...
‫- می‌خوای بزنمت؟

01:21:25.422 --> 01:21:27.424
‫- اینکه...
‫- داری پرخاشگرانه عمل می‌کنی.

01:21:27.507 --> 01:21:28.884
‫می‌خوای بزنمت؟

01:21:28.967 --> 01:21:30.677
‫دیگه دلم می‌خواد این کارو کنم.

01:21:31.845 --> 01:21:33.305
‫اون عوضی...

01:21:35.015 --> 01:21:36.558
‫تو فکر کردی کی هستی؟

01:21:36.641 --> 01:21:37.851
‫تو یه احمق تمام عیاری.

01:21:38.435 --> 01:21:42.689
‫اون عین احمق‌ها رفتار می‌کنه.
‫عین دیوونه‌ها.

01:21:51.364 --> 01:21:55.368
‫حالا که می‌گین آزاد شده.
‫دوباره کارش رو شروع می‌کنه.

01:21:56.494 --> 01:21:58.747
‫من قفل‌ها رو عوض می‌کنم.
‫خدا رو چه دیدی.

01:22:02.667 --> 01:22:06.171
‫من و ویاران با همدیگه هستیم.
‫همدیگه رو دوست داریم.

01:22:07.213 --> 01:22:10.717
‫گذشته‌اش اذیتم نمی‌کنه.

01:22:11.384 --> 01:22:14.179
‫بخشی از زندگی اونه.

01:22:15.096 --> 01:22:16.932
‫من نگرانش نیستم.

01:22:20.518 --> 01:22:22.270
‫تابستان امسال بهم گفت،

01:22:22.354 --> 01:22:26.524
‫"می‌تونم از بالکن‌ها تا پشت بوم ساختمون بالا برم".
‫و همین کارو هم کرد.

01:22:27.692 --> 01:22:29.611
‫از بالکن‌ها بالا رفت.

01:22:30.362 --> 01:22:32.781
‫صد کیلو وزن، ده‌تا بارفیکس.
‫بدک نیست، ها؟

01:22:32.864 --> 01:22:34.282
‫55 سالم هم هست.

01:22:34.908 --> 01:22:37.285
‫دیدنش تاثیرگذار بود.

01:22:37.994 --> 01:22:42.374
‫نگفت که می‌خوام برم دزدی کنم.
‫همچین چیزی نبود. به خاطر هیجانش بود.

01:22:42.457 --> 01:22:45.251
‫تا بتونه بالا بره.

01:22:46.252 --> 01:22:48.630
‫این سوالیه که اغلب اوقات از خودم می‌پرسم.

01:22:48.713 --> 01:22:51.007
‫اون می‌تونه از اول شروع کنه؟

01:22:51.716 --> 01:22:53.176
‫هرچیزی ممکنه.

01:22:53.259 --> 01:22:57.681
‫اون هیجان بخشی از شخصیت اونه.

01:22:57.764 --> 01:23:00.141
‫اون نمیگه که غیرممکنه.

01:23:00.225 --> 01:23:03.937
‫امروز، من 55 سالمه.
‫هنوزم بازو‌های خوبی دارم.

01:23:04.020 --> 01:23:06.606
‫نمی‌تونم به خاطرش گِله کنم.

01:23:08.316 --> 01:23:10.235
‫بنابراین هنوزم از مرد عنکبوتی بودن خوشش میاد.

01:23:10.318 --> 01:23:14.197
‫همیشه دلش می‌خواد مرد عنکبوتی باشه،
‫حتی حالا که پیرمرد شده.

01:23:16.199 --> 01:23:21.204
www.Doostihaa.com
