WEBVTT

00:01.200 --> 00:16.200
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: mohadesehjfy ✧ vita ✧ Purella ✧ shi ✧ Heaven ✧ mahur ✧ haisi ✧ Mora ✧
✧ ادیت: Souppy ✧

00:24.220 --> 00:26.460
 ♪ببین چه بهایی رو با خونش پرداخت کرد♪ 

00:27.220 --> 00:29.220
 ♪و نیمی از عمرش، به دست سرنوشت زندانی♪ 

00:30.220 --> 00:32.700
 ♪ببین چطور با دست‌های خودش♪ 

00:32.820 --> 00:35.220
 ♪مه سرد یه زندگی حقیر رو از بین می‌بره♪ 

00:36.140 --> 00:38.060
 ♪تا ردای شکوه و جلال رو به تن کنه♪ 

00:38.180 --> 00:39.660
 ♪هر قدمش روی لبه‌ی تیغه‌ست♪ 

00:39.900 --> 00:41.620
 ♪به چشم این دنیا♪ 

00:41.820 --> 00:44.420
 ♪اون فقط یه پرنده‌ست یه گل یه اسباب‌بازی♪ 

00:44.620 --> 00:47.500
 ♪ولی با یه حرکت، ابرها رو کنار می‌زنه♪ 

00:47.980 --> 00:53.140
 ♪تا جایی که کل وجودش به دود تبدیل بشه♪ 

00:53.940 --> 00:56.380
 ♪یه بازی توی دل بازی دیگه و سرنوشتی فراتر از سرنوشت♪ 

00:56.740 --> 01:02.860
 ♪کی مهره رو حرکت می‌ده؟ کی گوش به فرمانه؟♪ 

01:04.460 --> 01:06.180
 ♪اون پشت این نقاب♪ 

01:06.260 --> 01:07.540
 ♪سرنوشت هر روحی رو به بازی می‌گیره♪ 

01:07.620 --> 01:10.620
 ♪هر دیدار و هر قدمش پر از خطره♪ 

01:10.700 --> 01:12.140
 ♪یه آتیش سرکش به پا می‌کنه♪ 

01:12.220 --> 01:13.620
 ♪زنجیرهای اسارت رو توی شعله‌ها خاکستر می‌کنه♪ 

01:13.660 --> 01:16.420
 ♪و گل‌های یخ‌زده رو به سرنوشتشون می‌رسونه♪ 

01:16.540 --> 01:17.980
 ♪فقط یه مهره رو برمی‌داره♪ 

01:18.020 --> 01:19.340
 ♪و پای همه‌ی زمین و آسمون شرط می‌بنده♪ 

01:19.420 --> 01:22.620
 ♪نقاب دروغین ریاکاری رو از بین می‌بره♪ 

01:22.900 --> 01:25.860
 ♪یه طوفان سهمگین به پا می‌کنه♪ 

01:25.940 --> 01:31.380
 ♪تماشا کنین که چطور رها می‌شه و دنیا رو به حیرت میندازه♪ 

01:34.000 --> 01:39.000
݊ ࿙࿙𝆹𝅥   سقوط نقاب  𝆹𝅥࿚࿚ ݊  

01:39.180 --> 01:42.000
ꕁ᪣ قسمت 4 ᪣ꕁ

01:42.550 --> 01:45.410
بانوی من، شما فقط چند روزه که ازدواج کردین

01:45.430 --> 01:46.990
اون‌ وقت خدمتکاری که باهاتون اومده بود مرده

01:46.990 --> 01:48.200
اگه کسی از حقیقت خبر نداشته باشه

01:48.480 --> 01:50.630
ممکنه شما رو مقصر مرگش بدونه

01:50.790 --> 01:52.910
حالا باید چیکار کنیم؟

01:54.710 --> 01:55.350
بانوی من

01:56.680 --> 01:57.790
اینجا چیکار می‌کنین، سرورم؟

01:57.790 --> 01:59.270
می‌تونستین از طریق من خبر بدین

01:59.450 --> 02:00.760
لازم نبود خودتون زحمت بکشین و بیاین

02:00.950 --> 02:02.200
یه چیز مهم یادم اومده

02:02.400 --> 02:03.320
که باید خودم بهش بگم

02:03.320 --> 02:04.630
بانوی من، سرورم اومدن

02:14.610 --> 02:15.560
همین الان در رو باز کنین

02:16.100 --> 02:17.060
نه -
بانوی من -

02:18.670 --> 02:20.000
نمی‌تونیم بذاریم اینجا بمیره

02:21.090 --> 02:23.950
!ببرش روی تخت و پرده‌ها رو بکش، زود باش

02:32.230 --> 02:33.000
سرورم

02:34.830 --> 02:36.880
سرورم، بانوی من داروشون رو خوردن

02:36.950 --> 02:38.160
و تازه خوابیدن

02:45.280 --> 02:46.510
باید باهاش حرف بزنم

02:47.560 --> 02:48.350
تنها بذارمون

02:49.670 --> 02:50.320
سرورم

02:50.560 --> 02:52.160
بانوی من دیشب
از شدت درد خیلی عذاب کشیدن

02:52.160 --> 02:53.280
تمام شب نتونستن بخوابن

02:53.670 --> 02:55.000
تازه همین الان خوابشون برده

02:55.670 --> 02:56.480
برو کنار

02:57.630 --> 02:59.490
!سرورم، سرورم

03:54.200 --> 03:56.200
سرورم، برای چی اومدین به دیدنم؟

04:01.280 --> 04:03.790
یه چیزی بود که یادم رفت بهت بگم

04:05.280 --> 04:06.200
چی؟

04:26.030 --> 04:28.680
ببخشید که قبلا پارچه‌ی ابریشمی
رو درست سر جاش نذاشتم

04:28.950 --> 04:30.270
و نزدیک بود شما رو بترسونم

04:30.390 --> 04:32.760
سرورم، بانوی من، من رو ببخشید

04:39.000 --> 04:39.880
مادربزرگ گفت

04:40.950 --> 04:41.950
خاندان وی پارچه‌های کمیاب زیادی

04:41.950 --> 04:43.320
از دربار بهت هدیه دادن

04:44.200 --> 04:45.390
که هیچ جای دیگه‌ای پیدا نمی‌شن

04:46.920 --> 04:48.000
می‌خوام خودم ببینمشون

04:58.590 --> 05:01.200
سرورم، همین الان کمد رو گشتن

05:01.270 --> 05:02.360
همه‌ چیز به‌ هم ریخته‌ست

05:02.800 --> 05:03.630
سرورم

05:04.630 --> 05:05.590
سرورم

05:07.590 --> 05:08.390
!بذار بگرده

05:14.070 --> 05:16.070
یه زمانی عاشقتون بودم، سرورم

05:16.390 --> 05:18.000
و از روی حماقت اشتباه کردم

05:19.010 --> 05:22.370
از اون موقع ازم بیزار شدین
و همیشه بهم شک داشتین

05:23.240 --> 05:24.390
من شما رو مردی می‌دونستم

05:24.830 --> 05:26.590
که همیشه پای حرفش می‌مونه

05:27.220 --> 05:29.330
به خودم قول دادم سر قولم
بمونم و رفتارم رو عوض کنم

05:30.710 --> 05:31.510
ولی شما، سرورم

05:31.920 --> 05:34.000
هنوز هم من رو یه دزد حقه‌باز می‌دونین

05:35.200 --> 05:36.950
دیگه نمی‌دونم به چی مشکوکین

05:37.590 --> 05:39.470
توی روز روشن سرزده میاین به اتاقم

05:39.760 --> 05:41.510
به من شک می‌کنین و همه ‌جا رو می‌گردین

05:41.680 --> 05:42.880
!ادامه بدین، هر چقدر می‌خواین بگردین

05:43.560 --> 05:45.120
به ‌هرحال، من فقط کسی‌ام که ازش متنفرین

05:45.120 --> 05:46.270
کسی که هیچ اهمیتی براتون نداره

05:47.470 --> 05:49.320
حتی ارزش احترام گذاشتن هم ندارم

05:54.470 --> 05:55.360
منظورم این نبود

05:58.880 --> 06:00.320
فقط کنجکاو شده بودم

06:00.680 --> 06:02.470
به خدمتکارم گفتم سند ازدواج رو پیدا کنه

06:03.000 --> 06:05.150
برای همین لباس‌های زیرم رو حسابی به‌ هم‌ریخته

06:05.590 --> 06:06.880
چون می‌ترسیدم بد به نظر بیاد، قایمش کردم

06:06.880 --> 06:07.590
برای همین چیزی نگفتم

06:09.360 --> 06:11.030
فقط سند ازدواج نیست

06:12.590 --> 06:14.360
طلسم‌های مخصوص شب زفاف هم هست

06:15.120 --> 06:15.950
اگه می‌خواین نگاه کنین

06:16.760 --> 06:18.320
پس همه‌ چیز رو خوب و دقیق ببینین

06:18.830 --> 06:19.950
اگه امروز خوب نگاه نکنین

06:19.950 --> 06:21.150
و فردا دوباره هوس کنین سرک بکشین

06:21.880 --> 06:23.360
!شاید دیگه نذارم پاتون رو توی اتاقم بذارین

06:27.300 --> 06:29.180
 ⎝پیوند فرخنده⎞ 

06:35.360 --> 06:36.200
...فکرش رو هم نمی‌کردم که تو

06:39.110 --> 06:40.150
یه بانو باید وقار خودش رو حفظ کنه

06:40.800 --> 06:42.710
الان وسط روزه، درست رفتار کن

06:43.090 --> 06:45.470
اگه یکی ببینتمون چی؟ آبروریزی می‌شه

06:47.830 --> 06:48.880
باشه، دیگه نگاه نمی‌کنم

06:51.680 --> 06:52.360
!وایسا

06:58.240 --> 06:59.030
...تو

06:59.120 --> 07:00.250
واقعا برای چی اومدی اینجا؟

07:03.510 --> 07:04.830
حتی وقتی تنها می‌خوابی

07:05.490 --> 07:07.440
باید درست و پوشیده لباس بپوشی

07:07.590 --> 07:09.590
اومدم در مورد گذشته‌ی خاندان لو بهت بگم

07:10.030 --> 07:11.330
تا جلوی مردم خودت رو لو ندی

07:11.800 --> 07:13.790
ولی الان وقت خوبی نیست
یه روز دیگه حرف می‌زنیم

07:26.360 --> 07:27.110
خوب بود

07:28.390 --> 07:29.150
سرورم

07:29.200 --> 07:31.000
مگه نگفتین می‌خواین در مورد
یه موضوع مهم بحث کنین؟

07:31.330 --> 07:32.880
چرا به محض اینکه رسیدین می‌خواین بریم؟

07:33.070 --> 07:34.320
بعد از اینکه این همه راه الکی اومدیم

07:34.320 --> 07:36.360
دایه میائو یه گوشتمالی حسابی بهم می‌ده

07:38.660 --> 07:39.540
 ⎝پیوند نیک⎞ 

07:40.710 --> 07:41.760
این چه سکه‌ایه؟

07:42.150 --> 07:43.270
چطور شده تا حالا یکی از اینا رو ندیدم؟

07:47.000 --> 07:47.880
نمی‌ری؟

07:49.270 --> 07:49.800
می‌رم

07:54.760 --> 07:55.920
بیاین، سرورم، بذارین کمکتون کنم

08:04.300 --> 08:07.020
 ⎝اقامتگاه فرماندار⎞ 

08:15.760 --> 08:17.000
امشب نوبت کاری توئه؟

08:17.200 --> 08:17.830
آره

08:18.440 --> 08:20.320
دایه وو از بعدازظهره که پیداش نیست

08:20.390 --> 08:21.510
بانوی من خیلی عصبانی‌ان

08:21.590 --> 08:22.830
دستور دادن فورا پیداش کنین

08:23.200 --> 08:23.800
اطاعت

08:27.470 --> 08:28.800
دایه وو معمولا زیادی مشروب می‌خوره

08:28.920 --> 08:30.920
و توی یه مکان خنک نزدیک باغ می‌خوابه

08:31.470 --> 08:32.560
همه‌ی خدمتکارهایی

08:32.560 --> 08:33.990
امشب نوبت کاریشونه رو بیدار کن

08:34.270 --> 08:36.530
همه‌ی سنگ‌ها، بوته‌ها و آلاچیق‌ها رو بگردین

08:36.530 --> 08:37.990
فانوس بردارین و همه‌ی گوشه کنارها رو بگردین

08:38.130 --> 08:40.080
آروم باشین، افراد حیاط جلویی رو خبردار نکنین

08:40.750 --> 08:42.280
اگه دایه میائو بفهمه

08:42.400 --> 08:43.920
حتما یکی تنبیه می‌شه

08:44.320 --> 08:45.160
چشم

09:01.300 --> 09:03.280
بانوی من، همه رو فرستادم برن

09:04.750 --> 09:06.590
بارها و بارها سعی کردم جلوتون رو بگیرم

09:06.590 --> 09:07.520
ولی شما گوش نمی‌دادین

09:08.750 --> 09:10.750
اگه باز هم اینجوری جونتون رو به خطر بندازین

09:10.990 --> 09:12.160
منم دیگه این موضوع رو راز نگه نمی‌دارم

09:12.160 --> 09:13.750
خودم همه چیز رو به بانوی بزرگ می‌گم

09:13.750 --> 09:15.070
و 40 ضربه‌ی شلاق رو به جون می‌خرم

09:15.560 --> 09:16.670
هر چیزی بهتر از اینه که

09:16.670 --> 09:17.890
 ⎝پیوند نیک⎞ 
هر روز توی ترس زندگی کنم

09:23.710 --> 09:24.520
!بذار ببینه

09:28.590 --> 09:29.710
حتما یه چیزی مشکل داره

09:30.680 --> 09:31.470
کمکم کن بلند شم

09:33.040 --> 09:33.950
کسی رو خبردار نکن

09:44.070 --> 09:44.710
سرورم

09:45.160 --> 09:46.750
اون شبیه بی تائو، خدمتکار بانوئه

09:47.160 --> 09:49.070
جنگل اون پشت همیشه خالیه

09:49.230 --> 09:51.070
خدمتکارها به ندرت می‌رن اونجا

09:51.870 --> 09:52.680
دنبالش برو

10:02.710 --> 10:03.590
همه چیز رو آوردی؟

10:03.590 --> 10:04.350
بله

10:25.340 --> 10:26.120
 ⎝اطلاعات تولد لو جو⎞ 

10:26.120 --> 10:29.110
واقعا جواب می‌ده؟

10:29.350 --> 10:30.560
توی زادگاه من

10:30.750 --> 10:33.290
وقتی یه ازدواج مشکلی داشته باشه

10:33.560 --> 10:35.680
فقط یه دسته موی زن لازمه

10:35.870 --> 10:37.950
دورش رو با هر دو طالع‌بینی تولد
گره بزنین و بسوزونینشون

10:38.350 --> 10:40.400
اینجوری سرنوشتتون همیشه به هم متصل می‌شه

10:40.400 --> 10:42.230
هیچی نمی‌تونه این پیوند رو از بین ببره

10:43.990 --> 10:45.070
خیالتون راحت باشه، بانوی من

10:45.130 --> 10:45.940
این آیین

10:45.940 --> 10:47.060
هیچوقت شکست نمی‌خوره

10:47.400 --> 10:50.380
شما و سرورم با هماهنگی کامل
با همدیگه زندگی می‌کنین

10:50.750 --> 10:51.750
عاشق و دلباخته‌ی هم می‌شین

11:04.470 --> 11:05.920
واقعا انقدر به من وفاداره؟

11:06.870 --> 11:08.440
هنوز تسلیم نشده

11:11.230 --> 11:12.040
نمی‌ری گم شی؟

11:12.750 --> 11:13.200
چرا

11:19.850 --> 11:21.560
بانو واقعا عاشقتونه

11:21.750 --> 11:23.260
در حدی که دست به دامن

11:23.260 --> 11:23.800
یه آیین عامینه‌ی قدیمی شده بود

11:24.640 --> 11:25.680
به نظر من

11:25.680 --> 11:26.920
اون موقع توی اقامتگاه شاهدخت

11:27.420 --> 11:29.520
شاید فقط برای یه لحظه عقلش رو از دست داده

11:30.440 --> 11:32.920
با توجه به اینکه چقدر عمیقا عاشق شماست

11:32.950 --> 11:34.320
شاید بتونین یه کم ببخشیدش

11:34.320 --> 11:35.350
می‌خوای زبونت رو از دست بدی؟

11:38.500 --> 11:40.020
عشق می‌تونه یه توجیه برای کشتن کسی باشه؟

11:40.710 --> 11:42.750
این نوع عشق، پیچیده و ترسناکه

11:43.520 --> 11:44.080
من نمی‌خوام کاری باهاش داشته باشم

11:49.990 --> 11:51.280
فردا به دایه میائو بگو

11:52.070 --> 11:53.280
شب‌ها محافظ‌های بیشتری بذاره

11:54.040 --> 11:55.230
تا اینجا و اونجا پرسه نزنه

11:56.640 --> 11:57.560
و سرما نخوره

11:58.440 --> 11:59.870
بعدش حتما ادعا می‌کنه
خاندان لو باهاش بدرفتار کردن

12:00.470 --> 12:01.040
اطاعت

12:19.440 --> 12:20.990
بانوی من، رفتن

12:21.920 --> 12:23.350
از کجا فهمیدین سرورم میان؟

12:23.750 --> 12:25.750
امروز صبح خیلی بهم مشکوک بود

12:26.400 --> 12:28.600
فقط محض احتیاط انجامش دادم
بیا دست به کار بشیم

12:59.590 --> 13:02.230
نگران نباشین، بانوی من، گوان جو بهم گفت

13:02.320 --> 13:04.870
یه خدمتکار یه بار با دایه دعوا کرد

13:04.870 --> 13:06.590
و از شدت عصبانیت، خودش رو انداخت توی چاه

13:06.830 --> 13:08.680
از اون موقع خدمتکارها رو
از اومدن به اینجا منع کردن

13:09.680 --> 13:11.320
دایه وو مصمم بود بهم آسیب بزنه

13:11.990 --> 13:14.480
ولی من باید گناهش رو لاپوشونی کنم
و از خاندان وی هم محافظت کنم

13:15.520 --> 13:16.920
وگرنه وقتی حقیقت فاش بشه

13:17.590 --> 13:18.710
منم مقصر شناخته می‌شم

13:19.750 --> 13:21.590
من بی‌احتیاط بودم و
همه‌ی این دردسرها رو درست کردم

13:21.920 --> 13:23.680
جونم رو به شما مدیونم، بانوی من

13:27.040 --> 13:28.280
تقصیر خودش بود

13:28.800 --> 13:30.160
تو نباید با اون بمیری

13:30.710 --> 13:32.110
بیا دیگه حرفش رو نزنیم

13:32.800 --> 13:33.990
کاری که ازت خواستم انجام بدی

13:34.680 --> 13:35.750
همه چیزش انجام شده؟

13:44.560 --> 13:46.110
فقط امیدوارم بتونیم
این قضیه رو مخفی کنیم

13:51.580 --> 13:55.500
 ⎝اقامتگاه فرماندار⎞ 

13:59.800 --> 14:01.220
جناب وارث، وقت شست و شو و لباس پوشیدنه

14:02.200 --> 14:02.990
من انجامش می‌دم

14:06.040 --> 14:06.710
سرورم

14:08.900 --> 14:13.260
 توی این جهان بی‌پایان چند بار سرگردان شدم♪

14:16.280 --> 14:17.990
بذارین توی شست و شو کمکتون کنم، سرورم

14:18.100 --> 14:20.620
 ♪بین کوه‌ها و جویبار‌ها پنهان شدم♪ 

14:21.380 --> 14:25.740
 ♪باز نمی‌تونم از جادوت فرار کنم♪ 

14:25.780 --> 14:30.860
 ♪با کمال میل، کنارت می‌مونم♪ 

14:33.830 --> 14:34.640
ممنونم

14:38.220 --> 14:43.460
 هزاران فکر توی سرم می‌چرخه♪
♪فقط آسمون و زمین از قلبم خبر دارن 

14:44.660 --> 14:50.380
 به نسیم خنک خیره می‌شم♪
♪سال‌های عمرم با تو درخشان می‌شن 

14:50.620 --> 14:55.700
 حتی میون برق شمشیر‌ها♪
♪ترسی به دلم راه پیدا نمی‌کنه 

14:55.700 --> 15:00.660
 ♪...تو مه بهاری بید مجنونی♪ 

15:04.040 --> 15:04.740
جناب وارث

15:04.800 --> 15:06.890
بانوی بزرگ و بانوی ارشد
اومدن اینجا شما رو ببینن

15:06.900 --> 15:12.580
 ♪چرا باید جای دیگه دنبال پناه بگردم؟♪ 

15:13.020 --> 15:16.140
 ♪وقتی کنارمی، همه چیز روبه‌راهه♪ 

15:16.160 --> 15:17.720
بانوی بزرگ، مادرشوهر

15:21.710 --> 15:22.400
جو آر

15:22.660 --> 15:24.740
امروز بهتری؟

15:26.070 --> 15:28.470
مادربزرگ، زخم‌هام کاملا خوب شدن

15:28.950 --> 15:29.560
ببینین

15:32.070 --> 15:32.870
...راستش

15:40.640 --> 15:42.230
مادربزرگ، بذارین کمکتون کنم بشینین

15:46.280 --> 15:47.470
همیشه قوی بودم

15:47.990 --> 15:49.440
بیشتر از یه ماهه که توی تختم

15:49.680 --> 15:50.870
دیگه نمی‌تونم همینجور دراز بکشم

15:51.640 --> 15:52.640
به علاوه، توی دربار

15:52.950 --> 15:54.470
وظایف فوری‌ای دارم
که باید بهشون عمل کنم

15:55.160 --> 15:56.130
هیچ کاری، هر چقدر هم که فوری باشه

15:56.340 --> 15:58.040
مهم‌تر از زندگیت نیست

15:58.160 --> 15:59.870
تا وقتی که طبیب سلطنتی جو

15:59.950 --> 16:00.830
شخصا سلامتت رو تایید نکنه

16:00.830 --> 16:02.850
هیچکدوم از همکارهای ارتشت

16:02.850 --> 16:04.640
نه حتی اون ژنرال جوان چی

16:04.640 --> 16:06.800
حق ندارن از این در وارد بشن

16:07.870 --> 16:10.280
جو آر، اون موقع، پدرت

16:10.830 --> 16:12.830
مادرت و همه‌ی ما رو پشت سرش رها کرد

16:13.400 --> 16:16.680
اگه الان اتفاقی برات بیفته

16:17.420 --> 16:20.530
دیگه هیچ دلیلی برای زندگی برام نمی‌مونه

16:21.150 --> 16:23.590
شاید بهتر باشه به جای اینکه
بقیه‌ی روزهای زندگیم رو

16:24.040 --> 16:25.680
توی غم و ناراحتی بگذرونم

16:25.990 --> 16:27.440
خودم رو حلق‌آویز کنم

16:28.230 --> 16:30.640
تا مجبور نباشم که شاهدش باشم

16:32.640 --> 16:35.040
سرنوشت تو رو به خاندانمون آورد

16:35.280 --> 16:36.680
تا همیشه با دل‌نگرانی و ترس زندگی کنی

16:36.950 --> 16:39.440
سرنوشت مادرت و من مثل همدیگه‌ست

16:39.830 --> 16:41.400
ولی اون رو ببین

16:41.750 --> 16:43.640
فقط چند روزه که اینجا بوده

16:44.110 --> 16:46.480
ولی برای تو خودش رو به آب و آتیش زده

16:46.640 --> 16:48.800
اگه یه ذره بهش اهمیت می‌دادی

16:49.040 --> 16:51.830
انقدر سنگدلانه حرف نمی‌زدی

16:55.800 --> 16:56.640
بانوی بزرگ

16:57.680 --> 16:59.830
دایه وو که همراه بانو اومده بود اینجا

16:59.830 --> 17:01.560
از دیروز گم شده

17:01.990 --> 17:03.870
همه‌ی خدمتکارهای حیاط رو فرستادیم دنبالش

17:03.920 --> 17:05.360
ولی باز هیچ ردی ازش نیست

17:05.680 --> 17:07.990
تازه اتاقش رو هم گشتم

17:08.200 --> 17:10.270
و متوجه شدم پول و همه‌ی
وسایل باارزشش هم نیستن

17:13.160 --> 17:14.030
بانوی بزرگ

17:15.270 --> 17:16.310
قبل از اینکه ازدواج کنم

17:16.920 --> 17:19.030
زن‌عموی بزرگم می‌ترسید برای
اداره‌ی خونه خیلی جوون باشم

17:19.950 --> 17:21.840
به خاطر همین یکی از
مورد اعتمادترین دایه‌هاش رو فرستاد

17:21.840 --> 17:22.640
که همراهم بیاد

17:23.200 --> 17:24.990
نتونستم درست کنترلش کنم

17:25.640 --> 17:26.990
و این اتفاق افتاد

17:28.270 --> 17:29.080
بانوی بزرگ -
بی تائو -

17:31.270 --> 17:32.080
بذار حرف بزنه

17:34.990 --> 17:36.640
بانوی من، چرا ازش دفاع می‌کنین؟

17:37.160 --> 17:39.160
اون بانو می‌دونست که از طرف
یکی از بزرگ‌های خاندان فرستاده شده

17:39.160 --> 17:40.950
و باز هیچ احترامی بهتون نذاشت

17:41.200 --> 17:43.440
کل روز رو مشروب می‌خورد
قمار می‌کرد، و از زیر کار در می‌رفت

17:43.440 --> 17:45.310
هر روز سوپ دونه‌ی نیلوفرتون رو می‌دزدید

17:45.750 --> 17:47.790
وقتی مچش رو گرفتم و سرزنشش کردم

17:47.790 --> 17:49.550
عصبانی شد و تهدید کرد که برمی‌گرده خونه

17:49.990 --> 17:52.160
دیروز روز مرخصی خدمتکارها بود

17:52.440 --> 17:54.200
به خاطر همین کلی از خدمتکارها
از در پشتی رفت و آمد کردن

17:54.270 --> 17:55.710
از قضا، مجوز رفت و آمدی که حیاطمون
برای رفت و آمد ازش استفاده می‌کنه هم

17:55.710 --> 17:56.920
گم شده بود

17:57.410 --> 17:58.440
...شاید وسط اون هرچ و مرج فرار کرده باشه -
بی تائو -

17:59.120 --> 18:00.990
دایه وو هیچوقت اینجوری
قوانین رو زیر پا نمی‌ذاره

18:01.310 --> 18:02.550
بی‌دلیل تهمت نزن

18:03.640 --> 18:05.310
چطور ممکنه این تقصیر تو باشه؟

18:05.550 --> 18:07.600
خدمتکارهای پیر و قدیمی توی خاندان‌های بزرگ

18:07.810 --> 18:10.920
به زیردست‌ها زور می‌گن و برای
بالادستی‌ها چاپلوسی می‌کنن

18:11.270 --> 18:12.990
اگه زیادی بهشون سخت بگیری

18:13.270 --> 18:14.680
از دستت دلخور می‌شن

18:14.920 --> 18:16.440
ولی اگه زیادی بهشون آسون بگیری

18:17.120 --> 18:20.360
بیشتر ازت سوءاستفاده می‌کنن

18:22.550 --> 18:23.640
اگه رفته، خب بذار بره

18:24.200 --> 18:26.400
فردا، به دایه میائو می‌گم

18:26.400 --> 18:28.900
چندتا خدمتکار واقعا خوب
و توانا رو برات انتخاب کنه

18:30.360 --> 18:31.440
ممنونم، بانوی بزرگ

18:32.640 --> 18:33.790
بهش که فکر می‌کنم

18:33.790 --> 18:35.920
واقعا تقصیر خودمه

18:36.200 --> 18:37.440
وقتی جناب وارث بیدار شدن

18:37.790 --> 18:40.600
دایه وو دوبار درخواست کرد که با
خبر خوب به اقامتگاه وی برگرده

18:41.040 --> 18:43.010
ولی من هر دو دفعه‌ ردش کردم

18:43.400 --> 18:45.040
اگه زودتر از بانوی بزرگ خواسته بودم

18:45.040 --> 18:46.330
و اجازه‌ی رفتنش رو گرفته بودم

18:46.360 --> 18:49.200
شاید بانوی من توی این همه
ناراحتی و عذاب نمی‌افتادن

18:51.170 --> 18:52.200
پس این اتفاقی بود که افتاده

18:54.030 --> 18:54.470
مادربزرگ

18:55.870 --> 18:57.950
طبق رسم، عروس و داماد باید روز سوم
به دیدن خانواده‌ی عروس برن

18:58.660 --> 19:00.270
ولی بیماری من این دیدار رو بارها عقب انداخته

19:00.580 --> 19:02.200
از وقتی همسرم وارد این خاندان شده

19:02.600 --> 19:04.160
برای مراقبت از من یه لحظه هم استراحت نکرده

19:04.750 --> 19:06.230
برای همین بالاخره حالم خوب شده

19:06.750 --> 19:08.030
حالا که بهبود پیدا کردم

19:08.500 --> 19:09.600
باید همسرم رو ببرم

19:09.760 --> 19:11.310
اقامتگاه ارباب چنگ‌ آن
تا به خانواده‌اش ادای احترام کنیم

19:11.890 --> 19:13.360
این وظیفه‌ی من به‌عنوان دامادشونه

19:14.920 --> 19:15.930
مدت‌هاست شنیدم

19:16.920 --> 19:20.030
که همسرم رو خود بانوی بزرگ وی بزرگ کرده

19:20.550 --> 19:21.880
خیلی به هم نزدیکن

19:22.440 --> 19:23.510
و وابستگی زیادی به هم دارن

19:24.560 --> 19:26.060
رائو آر دختر بسیار مهربون و وظیفه‌شناسیه

19:27.160 --> 19:28.230
مدت زیادیه که برنگشته خونه

19:28.920 --> 19:30.440
حتما دلش برای مادربزرگش تنگ شده

19:31.360 --> 19:32.550
و بی‌صبرانه می‌خواد خاندانش رو ببینه

19:32.990 --> 19:33.400
...من

19:45.840 --> 19:47.230
هر طور شما صلاح بدونین، سرورم

19:50.120 --> 19:53.840
معلومه که فقط دنبال یه بهونه‌ای تا از اینجا بری

19:54.750 --> 19:55.550
باشه، پس

19:56.030 --> 19:58.950
هفت روز دیگه به دیدن خاندان وی می‌رین

19:59.590 --> 20:02.640
به اقامتگاه خاندان وی خبر بدین

20:02.990 --> 20:03.790
جو آر

20:04.030 --> 20:06.470
با اینکه اجازه دادم از خونه بیرون بری

20:06.680 --> 20:08.710
نباید به خودت فشار بیاری

20:08.750 --> 20:10.680
سلامتی تو از همه‌ چیز مهم‌تره

20:11.640 --> 20:12.510
چشم، مادربزرگ

20:29.600 --> 20:31.790
مادربزرگ، این روزها انقدر نگران بودین

20:31.790 --> 20:33.310
که حسابی وزن کم کردین

20:33.710 --> 20:35.230
خیلی نگرانتون بودم

20:35.230 --> 20:37.160
برای همین خودم این شیرینی‌ها رو درست کردم

20:37.400 --> 20:38.440
و یه کم عسل هم بهشون زدم

20:38.610 --> 20:40.220
حسابی ترد و برشته شدن
امتحانشون کنین

20:52.840 --> 20:54.950
مشخصه که به فکرمی

20:56.200 --> 21:00.470
ولی چند روزه که از رائو آر خبری نداریم

21:00.750 --> 21:01.510
حتی نمی‌دونم

21:01.510 --> 21:04.270
وضعیت سلامتی همسرش، ارباب لو چطوره

21:05.200 --> 21:08.550
چطور می‌تونم نگران نباشم؟

21:09.160 --> 21:11.300
مادر، نگران نباشین

21:12.230 --> 21:14.270
درسته که ارباب لو سخت بیمارن

21:14.600 --> 21:15.840
ولی رائو آر ما

21:15.950 --> 21:18.120
همیشه خوش‌اقبال بوده

21:18.640 --> 21:21.360
یادتونه اون مروارید گمشده

21:21.400 --> 21:23.270
چطور دوباره به دستمون رسید؟

21:23.470 --> 21:24.840
هرچقدر هم بیماریش شدید باشه

21:24.920 --> 21:26.640
ازدواج با رائو آر بدشانسیش رو از بین می‌بره

21:27.160 --> 21:28.950
و حتما حالش خوب می‌شه

21:29.400 --> 21:32.600
خاندان لو هنوز خبری نفرستادن

21:33.230 --> 21:35.680
ولی شاید همین خودش نشونه‌ی خوبیه

21:35.930 --> 21:38.990
زن‌برادر، دیگه سعی نکنین مادر رو دلداری بدین

21:39.280 --> 21:42.270
همه‌ی طبیب‌های سلطنتی گفتن
دیگه امیدی به نجاتش نیست

21:42.680 --> 21:45.880
گفتن تا آخر این ماه هم دووم نمیاره

21:46.360 --> 21:47.880
امروز صبح که بیدار شدم

21:47.880 --> 21:48.840
پلک چشمم

21:48.840 --> 21:50.470
مدام می‌پرید

21:50.950 --> 21:52.400
حس می‌کنم خبر بد

21:52.990 --> 21:54.360
یکی دو روز دیگه می‌رسه

21:54.990 --> 21:57.440
بهتره همه خودمون رو آماده کنیم

21:57.950 --> 21:58.640
!خفه شو

21:59.200 --> 22:01.840
اگه این حرف نحست اتفاق بیفته

22:02.120 --> 22:04.310
و رائو آر من واقعا بیوه بشه

22:04.400 --> 22:06.680
!با جونت تاوانش رو می‌دی

22:08.770 --> 22:12.650
بانوی بزرگ! مژده بدین
!خبر فوق‌العاده‌ای براتون دارم

22:14.100 --> 22:16.840
!تبریک می‌گم، بانوی بزرگ
از خاندان لو خبر رسیده

22:16.840 --> 22:19.030
ارباب لو بالاخره خوب شدن

22:19.030 --> 22:20.790
به ‌زودی بانو رائو رو

22:20.790 --> 22:22.310
برای دیدار به عمارت میاره

22:23.160 --> 22:23.790
این حقیقت داره؟

22:23.990 --> 22:24.710
حقیقت داره

22:25.360 --> 22:26.080
چی گفتی؟

22:26.550 --> 22:27.940
!دوباره بگو -
!چه خبر خوبی -

22:27.940 --> 22:29.230
!زنده مونده! نجات پیدا کرده

22:29.230 --> 22:31.990
آسمون به ارباب لو رحم کرد
و از چنگ مرگ نجاتش داد

22:32.270 --> 22:33.750
!زنده‌ست

22:35.640 --> 22:38.230
!خوبه! عالیه! چه خبر خوبی

22:40.200 --> 22:41.230
تبریک می‌گم، مادر

22:41.510 --> 22:43.360
چرا یهو گرسنه‌ام شد؟

22:44.360 --> 22:45.440
!بمیر

22:45.440 --> 22:46.310
...بانو رائو

22:46.550 --> 22:47.750
!همه‌اتون باید بمیرین

22:48.680 --> 22:51.620
!چرا نمی‌میرین؟ همه‌اتون باید بمیرین

22:52.360 --> 22:53.400
!همه‌اتون باید بمیرین

22:53.660 --> 22:55.120
 ⎝سقوط شاخه‌ی یشم⎞ 

22:55.120 --> 22:56.510
!تک‌تکتون باید بمیرین

22:56.840 --> 22:58.710
!بمیرین! همه‌اتون بمیرین

23:00.710 --> 23:01.540
رائو آر

23:04.510 --> 23:05.360
حالت خوبه؟

23:05.880 --> 23:06.840
جاییت که آسیب ندیده؟

23:07.880 --> 23:08.360
!وای خدای من

23:10.640 --> 23:11.710
همه‌اتون برین بیرون

23:14.680 --> 23:15.270
چشم

23:18.710 --> 23:19.600
دستت رو ببین

23:20.080 --> 23:21.550
حتی اگه از دست یه خدمتکار عصبانی باشی

23:21.790 --> 23:23.510
نباید اینطوری به خودت آسیب بزنی

23:23.600 --> 23:24.030
عمه

23:25.030 --> 23:26.360
لو جو نمرده

23:27.120 --> 23:28.640
واقعا زنده‌ست

23:30.440 --> 23:31.840
چرا نمرده؟

23:32.470 --> 23:34.080
!قرار بود بمیره

23:35.200 --> 23:37.120
باید انقدر توی اون کثافت می‌موند تا

23:37.120 --> 23:38.310
!گوشت و استخونش می‌پوسید

23:40.080 --> 23:41.440
اگه زنده بمونه

23:41.510 --> 23:43.600
یعنی با زرنگ‌بازیم به خودم ضربه زدم

23:44.160 --> 23:46.380
و تمام ثروت و عزت همسرش بودن رو

23:46.380 --> 23:47.750
دو دستی تقدیم یکی دیگه کردم؟

23:49.840 --> 23:51.880
یه زن پست

23:53.750 --> 23:56.550
که خونه به خونه لگن مستراح خالی می‌کرد

23:56.950 --> 23:59.230
حالا یه ‌شبه

24:00.120 --> 24:03.880
همسر اصلی ارباب لو شده

24:07.360 --> 24:08.470
چه مسخره

24:10.270 --> 24:13.600
چرا؟ چرا؟ چرا؟

24:13.600 --> 24:15.120
!رائو آر، آروم باش

24:16.160 --> 24:17.790
می‌دونم چقدر احساس می‌کنی حقت خورده شده

24:17.950 --> 24:19.750
همه‌اش تقصیر لو جوئه

24:20.270 --> 24:21.680
قرار بود بمیره، ولی نمرد

24:21.680 --> 24:22.990
برای همین هم این بساط درست شد

24:23.230 --> 24:25.310
همین الان می‌رم پیش خاندان لو، تا بفهمن

24:25.680 --> 24:27.270
گوهر واقعی خاندان وی کیه

24:27.270 --> 24:28.710
!و کی باید همسر ارباب لو باشه

24:28.950 --> 24:30.230
!به هیچ وجه نباید این کار رو بکنی

24:30.880 --> 24:31.600
فکرش رو بکن

24:32.440 --> 24:34.080
وقتی لو جو حالش وخیم بود و داشت می‌مرد

24:34.440 --> 24:35.950
خاندان لو حتی به ملکه‌ی مادر هم خبر دادن

24:36.310 --> 24:38.680
عروس رو با کلی تشریفات
به خونه‌اشون بردن

24:39.080 --> 24:41.550
همه فکر می‌کنن شگون عروسی
یه مرد رو از مرگ نجات داده

24:41.550 --> 24:43.360
و از خوش‌قدم بودن اون تعریف می‌کنن

24:43.680 --> 24:46.080
اگه الان بری پیش خاندان لو

24:46.160 --> 24:48.270
می‌فهمن خاندان وی ما

24:48.360 --> 24:49.470
عروس رو عوض کرده

24:49.990 --> 24:51.750
و یه دختر فرودست رو به عقد وارثشون درآورده

24:51.750 --> 24:53.120
معلومه که از خشم آتیش می‌گیرن

24:53.920 --> 24:55.400
و دوتا خاندان دشمن خونی هم می‌شن

24:55.400 --> 24:57.080
این ازدواج هم دیگه به هم نمی‌خوره

24:57.950 --> 24:58.600
...حتی

24:59.640 --> 25:01.710
حتی اگه مادربزرگت حقیقت رو بفهمه

25:01.710 --> 25:03.230
می‌ترسم اون هم تو رو نبخشه

25:09.660 --> 25:11.000
عمه، یعنی می‌گین

25:11.600 --> 25:13.440
این خفت رو تحمل کنم

25:14.470 --> 25:17.270
و بذارم یکی دیگه
اسم و شوهرم رو ازم بگیره؟

25:18.710 --> 25:21.710
تا ابد توی این اقامتگاه چشمه‌ی آب گرم
مثل سایه قایم بشم؟

25:22.790 --> 25:24.310
!اگه اینجوریه، بمیرم بهتره

25:24.510 --> 25:25.230
!رائو آر

25:26.600 --> 25:27.680
آروم باش

25:28.360 --> 25:30.080
فکر همه جاش رو کردم

25:30.890 --> 25:33.330
همین الان وسایلت رو جمع کن

25:33.600 --> 25:34.880
مخفیانه با من برگرد اقامتگاه

25:35.790 --> 25:37.160
وقتی برای دیدن خانواده‌اش برگرده

25:37.640 --> 25:39.230
همه چیز رو آماده می‌کنم

25:41.790 --> 25:42.920
...منظورتون اینه

25:43.160 --> 25:44.990
وقتی اون خدمتکار پست برگرده

25:45.440 --> 25:47.230
همه چیز رو سر جاش برمی‌گردونم

25:47.230 --> 25:48.270
و این آشفته‌بازار رو جمع می‌کنم

25:48.640 --> 25:51.120
تو جای اصلیت رو
به عنوان همسر ارباب لو می‌گیری

25:54.710 --> 25:55.600
می‌دونستم

25:57.550 --> 25:59.360
عمه، شما همیشه بیشتر از همه هوام رو دارین

25:59.680 --> 26:01.640
می‌دونم چقدر سختی کشیدی

26:03.040 --> 26:05.750
بعدا خودم کمکت می‌کنم آماده بشی

26:17.220 --> 26:18.160
 ⎝اقامتگاه فرماندار⎞ 

26:18.160 --> 26:19.230
همسرت صبح زود رفت

26:19.230 --> 26:21.310
به بانوی بزرگ سر بزنه

26:21.790 --> 26:22.990
به گمونم

26:22.990 --> 26:24.950
برای چند تا سفارش آخر
یه کم بیشتر نگهش داشتن

26:25.290 --> 26:27.310
پس وقتی اومد، بهش اخم نکن

26:27.640 --> 26:29.730
مادر، اخم نمی‌کنم

26:31.030 --> 26:32.470
ارباب جوان، تازه حالتون خوب شده

26:32.660 --> 26:34.080
هنوز نباید بیرون برین

26:34.230 --> 26:34.880
بیرون که هستین

26:35.120 --> 26:36.570
نباید سرما بخورین یا باد بهتون بخوره

26:36.740 --> 26:38.270
توی مهمونی هم نباید شراب بخورین

26:38.950 --> 26:40.640
شراب، جریان خونتون رو تند می‌کنه

26:40.790 --> 26:42.200
و ممکنه به سلامتیتون آسیب جدی بزنه

26:42.270 --> 26:43.120
بسه

27:04.860 --> 27:07.980
 ⎝اقامتگاه فرماندار⎞ 

27:07.990 --> 27:09.710
بانوی بزرگ یه کم نگهم داشتن

27:09.880 --> 27:11.930
سرورم، مادرشوهر، ببخشید منتظر موندین

27:12.840 --> 27:13.470
رائو آر

27:13.880 --> 27:16.360
وقتی لو جو بیمار بود
خیلی ساده لباس می‌پوشیدی

27:16.450 --> 27:19.470
امروز خیلی شاد و آراسته شدی

27:19.470 --> 27:21.440
آدم از دیدنت دلش باز می‌شه

27:22.950 --> 27:23.710
دیگه معطل نکنیم

27:24.950 --> 27:25.790
بریم

27:32.030 --> 27:34.310
جو آر، تازه از اون بیماری سخت خوب شدی

27:34.310 --> 27:35.710
هنوز ضعف داری و بی‌جونی

27:36.030 --> 27:38.030
امروز سوار اسب نشو

27:39.360 --> 27:41.680
با همسرت سوار کالسکه شو

27:43.680 --> 27:44.470
لازم نیست

27:48.800 --> 27:49.840
...وای، قلبم

27:53.470 --> 27:54.600
حق با مادره

27:55.640 --> 27:56.840
هر طور شما بگین

27:58.360 --> 28:01.270
برین، زود برگردین

28:24.400 --> 28:25.440
ممنونم، سرورم

28:42.600 --> 28:43.790
مادر، زحمت بدرقه نکشین

28:44.080 --> 28:45.030
برگردین داخل

29:59.790 --> 30:01.920
<i>دست‌هاش پر از پینه و جای زخمه</i>

30:02.920 --> 30:04.550
<i>پس بگو چرا همیشه دستکش می‌پوشه</i>

30:10.510 --> 30:12.880
سرورم، راسته‌ی جواهرفروش‌ها
همین جلوئه

30:13.790 --> 30:15.950
خیلی خوب ازم مراقبت کردی و کنارم موندی

30:16.790 --> 30:17.990
می‌خوام برات جواهر بخرم

30:18.660 --> 30:19.880
قبلا نمی‌تونستم بیرون بیام

30:20.470 --> 30:21.650
امروز هر چی خواستی انتخاب کن

30:29.600 --> 30:32.650
سرورم، ببخشید که
زودتر به استقبالتون نیومدم

30:33.440 --> 30:34.850
بفرمایین داخل چای میل کنین

31:17.550 --> 31:18.160
بیا

31:18.790 --> 31:19.750
نمی‌تونم قبولش کنم

31:20.030 --> 31:20.750
بپوشش

31:22.990 --> 31:24.840
یه فالگیر گفت توی عناصر پنج‌گانه‌ام
آب کمه

31:24.920 --> 31:25.840
طلا هم آب به وجود میاره

31:26.030 --> 31:27.440
پس باید بیشتر طلا بندازم

31:28.500 --> 31:30.240
قبلا از این چیزهای پرزرق ‌و برق
خوشم نمیومد

31:31.160 --> 31:33.120
ولی الان می‌خوام بخت و اقبالم رو
با سرورم شریک بشم

31:33.400 --> 31:35.230
برای همین از الان به بعد باید
طلا و جواهرات بیشتری بندازم

31:36.200 --> 31:38.990
بی تائو، تو هر روز به من خدمت می‌کنی

31:39.710 --> 31:41.750
طلا انداختن برای تو هم خوش‌یمنی میاره

31:43.400 --> 31:44.080
شنیدین؟

31:44.270 --> 31:45.800
بهترین جواهراتتون رو برای بانوی من بیارین

31:46.000 --> 31:48.120
چشم، بانوی من می‌تونن
هر چیزی رو که دوست دارن انتخاب کنن

31:48.510 --> 31:50.680
هر چی طلا سنگین‌تر باشه، برکتش هم بیشتره

31:51.030 --> 31:52.370
برای سلامتی سرورم

31:52.590 --> 31:53.950
مجبورم این بار سنگین رو به دوش بکشم

31:57.550 --> 31:58.400
بیا درباره‌ی کار صحبت کنیم

32:01.880 --> 32:04.200
خیلی خب، خیلی خب، بیا کار رو شروع کنیم

32:08.880 --> 32:10.840
بانو وی رائو واقعا بانمکه

32:11.310 --> 32:12.840
من رفتار و حرکات

32:12.840 --> 32:13.600
و طرز حرف زدنش رو زیر نظر گرفتم

32:13.920 --> 32:15.400
اصلا اون خلق‌وخوی تند و بداخلاقی‌ای که
درباره‌اش شنیده بودم رو نداره

32:15.400 --> 32:16.440
انگار یه آدم دیگه‌ست

32:18.550 --> 32:19.990
چطوره زن‌برادر جدید رو دعوت کنی؟

32:20.230 --> 32:21.400
دلم می‌خواد ببینمش

32:23.920 --> 32:24.990
اول کار

32:30.230 --> 32:31.790
اون روز، دقیقا بعد از اینکه

32:31.790 --> 32:32.880
سر شیاهو شیان، مرزبان چپ وو دو
از هوتا رو قطع کردیم

32:33.550 --> 32:34.750
ارتشمون به سختی تونست پیروز بشه

32:35.360 --> 32:36.470
ولی شب حمله‌ی غافلگیرانه‌ام

32:37.230 --> 32:38.550
نقشه چطور لو رفت؟

32:40.640 --> 32:41.640
چیزی دستگیرت شد؟

32:42.160 --> 32:43.310
...تو شک داری که

32:45.230 --> 32:46.710
نه، امکان نداره

32:47.030 --> 32:48.440
به جز ما

32:48.440 --> 32:49.160
فقط تعداد کمی از افراد ارتش

32:49.160 --> 32:50.600
از حمله‌ی غافلگیرانه خبر داشتن

32:51.200 --> 32:52.640
یا ناظرهای مورداعتماد عالیجناب بودن

32:52.880 --> 32:54.550
یا ژنرال‌های کارکشته و باتجربه توی میدون جنگ

32:55.390 --> 32:57.640
فکر می‌کنی مخفیانه با هوتا همدست شدن

32:57.640 --> 32:58.950
و اطلاعات حیاتی نظامی رو لو دادن؟

32:59.360 --> 33:00.230
چطور ممکنه؟

33:01.230 --> 33:03.990
لو جو، بیش از حد شکاک شدی

33:04.270 --> 33:05.750
واقعا زیادی شکاکم

33:06.440 --> 33:08.120
یا کسی مخفیانه به دشمن کمک می‌کنه؟

33:10.230 --> 33:11.550
فقط یه راه برای فهمیدنش هست

33:11.920 --> 33:12.600
چه راهی؟

33:16.620 --> 33:18.680
امروز با خانواده‌ی همسرم
یه دیدار رسمی و باتشریفات دارم

33:19.200 --> 33:21.440
به زودی همه‌ی پایتخت می‌فهمن که هنوز زنده‌ام

33:22.880 --> 33:24.310
فقط یه شایعه پخش کن

33:25.230 --> 33:26.120
که من

33:26.950 --> 33:28.950
یه نامه‌ی محرمانه از اردوگاه دشمن به دست آوردم

33:47.310 --> 33:48.790
سرورم، برای دعا کردن
به درگاه آسمان و طلب سلامتی شما

33:49.680 --> 33:50.710
چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

33:51.420 --> 33:52.550
چقدر پرزرق و برق

34:01.270 --> 34:01.710
...تو

34:04.510 --> 34:05.600
چیکار داری می‌کنی؟

34:06.550 --> 34:08.640
همه‌ی اینا رو بادقت انتخاب کردم

34:10.350 --> 34:12.040
اینا توی موهام خیلی قشنگ می‌شن

34:13.480 --> 34:14.710
این یکی رو نگه می‌داریم

34:33.600 --> 34:36.710
انتخاب فوق‌العاده‌ایه، سرورم، این سنجاق موی طلایی
با ظرافت و هنرمندی بی‌نظیری ساخته شده

34:37.430 --> 34:39.000
خیلی کمیابه

34:39.000 --> 34:41.080
توی تمام شهر دیگه مثلش رو پیدا نمی‌کنین

34:41.390 --> 34:44.000
<i>می‌خواستم چندتاشون رو برای آینده و
استفاده‌ی خودم نگه دارم</i>

34:44.560 --> 34:45.710
<i>حالا همه‌ی نقشه‌هام نقش بر آب شد</i>

34:46.310 --> 34:47.230
چه خسیس

34:51.120 --> 34:53.600
بقیه رو به عمارت فرماندار بفرستین

34:55.230 --> 34:55.600
چشم

34:55.960 --> 34:56.310
چشم

34:56.430 --> 34:57.230
هنوز وایسادی؟

35:04.160 --> 35:04.960
بانوی من

35:09.750 --> 35:11.480
خدانگهدار، بانوی من

35:23.040 --> 35:24.210
مگه هنوز اون سرویس گردنبند طلا

35:24.210 --> 35:25.710
که با یاقوت کبود تزئین شده بود رو نداریم؟

35:26.710 --> 35:27.680
اون رو هم براش بفرستین

35:28.830 --> 35:30.080
چشم، چشم

35:30.560 --> 35:31.310
خیلی سنگینه

35:31.830 --> 35:33.910
امیدوارم گردن ظریفش رو نشکنه

35:34.820 --> 35:40.700
 ⎝عمارت ارباب چنگ آن⎞ 

35:45.870 --> 35:47.080
الان، مهم اینه که به خونه برگشتی

35:49.430 --> 35:50.960
همین برامون کافیه

35:59.390 --> 36:01.520
رائو آر عزیزم برگشته خونه

36:02.680 --> 36:04.600
خیلی خوشحالم برگشتی

36:06.310 --> 36:07.640
از وقتی ازدواج کردی

36:08.000 --> 36:09.680
مادربزرگت هر روز دلتنگته

36:10.680 --> 36:12.390
بعضی وقت‌ها
وقتی کسی حواسش نیست گریه می‌کنه

36:12.870 --> 36:16.080
این اواخر بیناییش هم ضعیف شده

36:16.520 --> 36:17.960
برای همین دارو می‌خوره

36:19.000 --> 36:21.000
من نوه‌ی خوبی نبودم، نگرانتون کردم

36:21.200 --> 36:24.350
رائو آر، بلند شو، خواهش می‌‌کنم، بلند شو

36:26.480 --> 36:27.830
مادر -
...رائو آر -

36:28.430 --> 36:30.230
اول بذارین کمکتون کنم بشینین

36:30.390 --> 36:31.640
ناراحت نباشین

36:32.960 --> 36:33.790
بیاین، آروم

36:44.310 --> 36:45.230
مادر

36:45.790 --> 36:47.520
امروز، روز شادیه

36:47.830 --> 36:49.270
و مهمون‌های ارجمندی‌ هم اینجان

36:49.910 --> 36:51.870
واقعا نباید گریه کنین

36:53.350 --> 36:54.390
ما همه یه خانواده‌ایم

36:54.680 --> 36:55.910
لازم نیست انقدر تعارف و تشریفات به خرج بدین

36:57.480 --> 36:58.230
از الان به بعد

36:58.430 --> 37:00.430
همسرم رو مرتب برای دیدنتون به اینجا میارم

37:01.160 --> 37:02.390
امیدوارم از اینکه

37:02.520 --> 37:03.560
انقدر ما رو اینجا می‌بینین ناراحت نشین

37:04.080 --> 37:06.680
اگه چند روزی هم بمونین بیشتر خوشحال می‌شم

37:08.080 --> 37:10.910
عمارت های تاتگ همیشه به روی شما بازه

37:11.430 --> 37:12.910
تمام وسایل داخلش

37:13.200 --> 37:14.750
دقیقا همونطور که بودن باقی موندن

37:14.910 --> 37:17.960
هر روز با دقت تمیز می‌شدن

37:27.940 --> 37:30.100
 ⎝عمارت ارکیده⎞ 

37:41.640 --> 37:42.270
بانوی بزرگ

37:42.640 --> 37:44.560
 ⎝اتاق نیلوفر آبی⎞ 
ارباب لو رو به تالار جلویی دعوت کردن

37:44.960 --> 37:45.870
همه‌ی مهمون‌ها رسیدن

37:51.160 --> 37:53.830
ارباب لو، حالتون خوب نیست؟

37:55.120 --> 37:56.480
وقتی اومدیم، حس خوبی داشتم

37:56.520 --> 37:58.480
ولی قبلش با رائو آر به کوچه‌ی جواهرفروش‌ها رفتم

38:00.390 --> 38:01.560
شاید بیش از حد به خودم فشار آوردم

38:02.120 --> 38:03.270
مطمئنم چیز جدی‌ای نیست

38:05.160 --> 38:07.750
رائو آر، بیا اینجا، بیا

38:09.520 --> 38:10.080
بیا

38:12.830 --> 38:15.390
اون تازه از یه بیماری سخت جون سالم به در برده

38:15.430 --> 38:17.960
نباید مجبورش می‌کردی این همه راه بیاد

38:18.480 --> 38:20.200
این همه رفت و آمد

38:20.200 --> 38:22.310
حتما خسته‌اش کرده

38:22.310 --> 38:25.680
کسی که داره از یه بیماری طولانی مدت
بهبود پیدا می‌کنه، نباید زیاد صحبت کنه

38:26.000 --> 38:27.350
وگرنه نیروش تحلیل می‌ره

38:27.830 --> 38:30.480
و من می‌ترسم که بعضی از مهمون‌های بی‌فکر

38:30.870 --> 38:32.390
حتی ممکنه برای نوشیدن تحت فشارش قرار بدن

38:33.270 --> 38:35.960
از ضیافت صرف‌نظر کنین

38:36.430 --> 38:39.790
به جاش، توی اتاق رائو آر استراحت کنین

38:40.120 --> 38:40.910
اینطوری

38:41.160 --> 38:44.270
من هم می‌تونم وقت بیشتری رو
باهاش بگذرونم و صحبت کنم

38:44.680 --> 38:46.000
یه کم احساس خستگی می‌کنم

38:47.310 --> 38:48.710
بانوی بزرگ وی، از توجهتون ممنونم

38:49.600 --> 38:50.460
خوبه، خوبه

38:51.510 --> 38:53.080
ارباب لو رو به اتاق رائو آر ببر

38:53.360 --> 38:56.200
مطمئن شو که ازش خوب مراقبت می‌شه

39:03.120 --> 39:03.910
مادربزرگ

39:04.830 --> 39:05.390
یه لیوان چایی بخورین

39:10.230 --> 39:11.270
من بی‌احتیاطی کردم

39:11.430 --> 39:13.000
اشکالی نداره -
چرا انقدر بی‌احتیاطی؟ -

39:13.080 --> 39:14.310
همیشه انقدر دست و پا چلفتی‌ای

39:17.430 --> 39:19.600
زود باشین، بذارین ببینم، خودتون رو سوزوندین؟

39:19.930 --> 39:22.690
نه، من خوبم

39:23.790 --> 39:26.600
رائو آر، همسر وارث یه خاندان بودن، آسون نیست

39:26.910 --> 39:30.120
از حالا به بعد باید با عزت نفس بیشتری رفتار کنی

39:30.120 --> 39:33.480
بیا بریم داخل و تمیزت کنیم

39:35.120 --> 39:38.080
مادر، چرا من باهاتون نیام؟

39:39.640 --> 39:42.270
می‌خوام خصوصی با رائو آر صحبت کنم

39:42.560 --> 39:44.480
مجبوری بیای و مزاحممون بشی؟

39:45.390 --> 39:46.200
برو پی کارت

39:46.560 --> 39:47.120
بیا

39:49.000 --> 39:49.790
رائو آر

39:51.750 --> 39:53.230
خیلی مراقب مادربزرگ باش

39:54.830 --> 39:55.640
چشم

39:56.000 --> 39:57.830
رائو آر، بیا دیگه

40:05.390 --> 40:07.910
بالاخره اون از یه خانواده‌ی خیلی معمولی میاد

40:08.830 --> 40:11.680
ببین چقدر ترسوئه

40:12.230 --> 40:14.680
اون هیچوقت جرات نداره جلوت وایسه

40:15.000 --> 40:16.200
...ولی تو

40:17.710 --> 40:19.310
اگه آرامشت رو از دست بدی

40:19.680 --> 40:21.790
فقط خودت رو لو می‌دی

40:22.310 --> 40:23.740
زن‌برادر، لازم نیست بیشتر از این حرف بزنین

40:24.390 --> 40:25.830
من می‌دونم چیکار می‌کنم

40:28.420 --> 40:32.420
 ⎝اتاق ارکیده⎞ 

40:36.640 --> 40:38.200
اینجا اتاق بانو رائو آره

40:45.200 --> 40:46.390
دوست دارم یه مدت تنها استراحت کنم

40:47.680 --> 40:48.520
همه‌اتون می‌تونین برین

41:11.430 --> 41:12.520
<i>...این عطر</i>

41:21.120 --> 41:22.080
همه‌اتون می‌تونین برین

41:35.120 --> 41:37.960
مادربزرگ، چیزی هست که بخواین بهم بگین؟

41:45.680 --> 41:46.960
بازش کن و ببین

41:49.960 --> 41:52.560
اینا زمین‌های کشاورزی و اسناد مالکیتن

41:53.020 --> 41:56.700
پدرت سال‌ها قبل ترکت کرد

41:57.200 --> 41:58.370
اینا بیشتر از دوازده‌تا غرفه

41:58.690 --> 42:00.710
 ⎝سند⎞ 
توی خیابون‌های نزدیک دروازه‌ی آن شانگ

42:00.710 --> 42:02.640
و دروازه‌ی هان گوانگه

42:02.830 --> 42:03.830
چیزهای بیشتری هم هست

42:04.040 --> 42:05.120
در طول این سال‌ها

42:05.120 --> 42:07.560
من مخصوصا یه مقدار پول برات پس‌انداز کردم

42:08.870 --> 42:10.120
همه‌اشون رو یه جای امن نگه دار

42:15.910 --> 42:17.120
من جهیزیه‌ام رو از قبل گرفتم

42:17.270 --> 42:19.830
لطفا اینا رو برای خودتون نگه دارین

42:20.120 --> 42:24.160
بچه‌ی احمق، همه می‌دونن جهیزیه‌ات چیه

42:24.430 --> 42:26.390
تو نمی‌تونی آزادانه ازش استفاده کنی

42:27.910 --> 42:31.270
مادرشوهرت به‌ندرت امور اقامتگاه رو اداره می‌کنه

42:31.680 --> 42:34.480
و شاخه‌ی دوم، اقامتگاه فرماندار رو اداره می‌کنه

42:34.680 --> 42:37.790
پس اونا ناچارن تا حدی روت کنترل داشته باشن

42:38.230 --> 42:39.560
با همه‌ی اینا

42:40.270 --> 42:41.750
می‌تونی زندگی خودت رو بکنی

42:42.230 --> 42:45.310
بدون اینکه برای همه چیز به شوهرت وابسته باشی

42:45.560 --> 42:49.230
یا اینکه از خانواده پول هر چیزی رو بخوای

42:49.910 --> 42:52.910
هر طور که دوست داری می‌تونی خرجش کنی

42:53.520 --> 42:55.960
آزادی خیلی بیشتری داری

42:56.520 --> 42:57.680
رائو آر

42:59.200 --> 43:01.640
من تو رو مجبور به این ازدواج کردم
تا جونش رو نجات بدم

43:02.430 --> 43:04.960
من واقعا در حقت ظلم

43:05.480 --> 43:06.870
و ستم کردم

43:07.080 --> 43:09.160
پسرم که خیلی جوون مرد

43:09.710 --> 43:10.790
تو

43:11.680 --> 43:16.600
تنها بچه‌‌ی منی که توی این دنیا برام مونده

43:23.120 --> 43:25.230
بانو رائو، زمین سرده

43:25.640 --> 43:29.270
رائو آر، بلند شو، لطفا، بلند شو

43:29.870 --> 43:31.000
کف اتاق سرده

43:49.710 --> 43:50.350
...تو

44:08.960 --> 44:09.750
مادر

44:16.540 --> 44:19.600
 ⎝اتاق نیلوفر آبی⎞ 

44:19.720 --> 44:22.310
مادر، شما و نوه‌اتون

44:22.310 --> 44:24.310
چه رازی داشتین که باید فاش می‌کردین

44:24.310 --> 44:25.870
ولی لازم بود اون رو ازمون پنهون کنین؟

44:26.120 --> 44:28.270
یاد برادرت افتادم

44:28.390 --> 44:30.350
یه بار یه آویز یشم بهم داد

44:30.750 --> 44:32.080
همین الان توی انباری مونده بود

44:32.080 --> 44:33.790
این همه سال ازش استفاده نشد

44:34.160 --> 44:36.750
پس اون رو به وی رائو دادم

44:37.230 --> 44:39.270
تا یه یادگاری ازش داشته باشه

44:39.710 --> 44:41.270
حتی به اون هم حسادت می‌کنی؟

44:42.230 --> 44:44.160
خیر سرت قراره خواهر بزرگ‌ترش باشی

44:46.090 --> 44:47.790
رائو آر، ببین

44:48.770 --> 44:51.560
مادربزرگت واقعا دوستت داره

44:58.870 --> 44:59.680
رائو آر

45:00.270 --> 45:01.200
خواهرت

45:01.200 --> 45:02.520
خیلی پشیمونه

45:02.750 --> 45:05.120
که همیشه قبل از ازدواجت باهات دعوا می‌کرد

45:05.780 --> 45:07.790
بیشتر وقت‌ها می‌گه که بدون تو

45:08.160 --> 45:10.080
خونه خیلی ساکته

45:10.270 --> 45:11.770
وقتی شنید داری برمی‌گردی خونه

45:12.050 --> 45:14.120
خودش شخصا

45:14.230 --> 45:15.430
یه هدیه برای تو و شوهرت آماده کرد

45:17.160 --> 45:19.120
این مرواریدها رو خودش بند کرد

45:19.390 --> 45:20.560
ارزش زیادی ندارن

45:21.000 --> 45:23.270
ولی نشونه‌ی محبت خواهرانه‌ست

45:23.640 --> 45:27.390
متاسفانه اون چند روزه که سرما خورده

45:27.790 --> 45:29.310
و نمی تونست خودش این هدی رو بده بهت

45:29.310 --> 45:31.560
خیلی از این بابت ناراحت بود

45:32.430 --> 45:33.600
ممنونم زن‌عمو

45:33.600 --> 45:35.160
شما دوتا

45:35.160 --> 45:36.710
از بچگی با هم دعوا می‌کردین

45:37.230 --> 45:38.560
فقط چند روز از هم دور بودین

45:38.960 --> 45:41.000
و اون دختر لجباز نرم شده

45:41.560 --> 45:42.390
چان آر

45:42.390 --> 45:44.160
همیشه مغرور بوده

45:44.390 --> 45:46.390
کم پیش میاد که خودش قدم اول رو برداره

45:47.000 --> 45:47.910
واقعا باید

45:48.000 --> 45:49.910
بری توی عمارت ارکیده ببینیش

45:50.640 --> 45:53.850
اینطوری نشون می‌دی که بینتون کدورتی نیست

46:09.870 --> 46:10.680
مادربزرگ

46:11.480 --> 46:13.310
دیدن اینکه شما دخترعموها با هم کنار میاین

46:14.660 --> 46:17.910
خیالم رو راحت می‌کنه، برو

46:20.650 --> 46:23.480
بعدش برمی‌گردم و پیشتون می‌مونم

46:50.270 --> 46:51.560
سلام، بانو رائو

46:52.270 --> 46:54.350
بی تائو، چون‌ یان خبر داده

46:54.350 --> 46:56.200
که ارباب لو می‌گه بالش چینی خیلی سفته

46:56.310 --> 46:57.200
و بالش یشمی خیلی سرده

46:57.430 --> 46:59.520
بانوی من یه بالش ابریشمی پر از مروارید داشتن

46:59.520 --> 47:00.750
چون‌ یان همه‌ جا رو گشت ولی پیداش نکرد

47:00.790 --> 47:02.480
قبلا تو بودی که این چیزها رو نگه می‌داشتی

47:02.480 --> 47:04.230
برای همین خواستن که بی تائو برن کمکشون

47:05.040 --> 47:06.120
برو یه نگاهی بنداز

47:07.040 --> 47:07.830
زود برگرد

47:09.790 --> 47:10.160
چشم

47:20.520 --> 47:21.390
بانوی من

47:21.640 --> 47:23.830
بانو چان از شنیدن اینکه دارین میاین
خیلی خوشحال شد

47:23.830 --> 47:25.560
مخصوصا من رو فرستادن اینجا که به دیدنتون بیام

47:26.870 --> 47:27.680
از این طرف، لطفا

47:54.420 --> 47:57.820
 ⎝کتابخانه⎞ 

47:58.600 --> 48:01.000
بانو چان داخل منتظرن، بفرمایین

48:03.350 --> 48:05.230
مگه خواهر سومم توی عمارت ارکیده منتظر نبود؟

48:05.680 --> 48:06.870
پس چرا اومده اینجا؟

48:07.200 --> 48:08.790
بانو چان همیشه عاشق کتاب بودن

48:09.000 --> 48:10.520
حتی وقتی مریضن، کتاب رو زمین نمی‌ذارن

48:10.640 --> 48:12.040
یادتون نیست، بانوی من؟

48:12.230 --> 48:13.870
داخل که برین می‌بینینشون

48:21.750 --> 48:22.960
چرا من رو حبس کردین؟

48:23.480 --> 48:26.670
!در رو باز کنین! باز کنین! در رو باز کنین

48:26.830 --> 48:28.120
!این در رو باز کنین

48:29.200 --> 48:31.200
!در رو باز کنین! باز کنین

48:37.560 --> 48:40.680
!در رو باز کنین! بذارین برم بیرون

48:41.600 --> 48:42.870
!در رو باز کنین

48:42.870 --> 48:45.040
احمق، فقط باید می‌بستیش

48:45.230 --> 48:46.680
و بی‌سروصدا جات رو باهاش عوض می‌کردی

48:46.710 --> 48:48.200
اینطوری هیچکس نمی‌فهمید

48:48.430 --> 48:51.160
ولی تو باید حتما سر و صدا راه بندازی

48:51.390 --> 48:52.900
می‌خوای توجه همه رو جلب کنی؟

48:52.900 --> 48:53.990
 ⎝کتابخانه⎞ 
!در رو باز کن

48:54.040 --> 48:55.650
کتابخونه خلوته -
یکی کمک کنه -

48:55.650 --> 48:56.910
اینجا زیاد آتیش‌سوزی پیش میاد

48:57.540 --> 48:58.630
اگه یه خدمتکار بسوزه و بمیره

48:58.630 --> 48:59.560
برای هیچکس عجیب نیست

49:00.570 --> 49:02.070
عمه، شما من رو بهتر از همه می‌شناسین

49:02.600 --> 49:04.430
من همیشه لجباز و بی‌رحم بودم

49:04.750 --> 49:06.600
اون فقط یه زن پست خدمتکاره

49:07.160 --> 49:08.820
چطور جرات کرده چیزی که مال منه رو بگیره؟

49:10.080 --> 49:10.710
!در رو باز کنین

49:10.710 --> 49:12.370
می‌خوام بدون حتی یه قبر بمیره

49:13.680 --> 49:14.600
همین الان انجامش بده

49:16.080 --> 49:16.790
اون رو بده من

49:27.310 --> 49:28.520
!در رو باز کنین

49:30.560 --> 49:31.910
!در رو باز کنین

49:40.830 --> 49:41.790
!کمک

49:43.560 --> 49:44.480
!کمک

49:45.310 --> 49:46.480
!کمک

49:46.870 --> 49:48.750
!کمک

49:50.600 --> 49:52.060
!یه نفر کمک کنه

49:52.560 --> 49:55.790
!کسی هست؟ کمک

49:56.350 --> 49:58.200
!کمک

50:26.420 --> 50:31.980
 ♪نور شمع یهو پنجره رو به سردی می‌کشونه♪ 

50:33.020 --> 50:39.380
 ♪سایه‌ی کی توی دل یکی دیگه موج میندازه؟♪ 

50:40.380 --> 50:46.460
 ♪اون آه آرومه ولی مثل طبل توی گوشم می‌پیچه♪ 

50:47.660 --> 50:54.220
 ♪و دنیای دور و برمون رو توی سکوتی عجیب فرو می‌بره♪ 

50:55.180 --> 51:00.900
 ♪عادت کردم توی سرمای این دنیا قدم بزنم♪ 

51:02.180 --> 51:08.220
 ♪سایه‌های شکسته‌ی پشت این همه شکوه رو دیدم♪ 

51:09.460 --> 51:15.540
 ♪ولی تو مثل باد، آرامش چشم‌هام رو به هم می‌زنی♪ 

51:16.740 --> 51:23.620
 ♪تا این بازیِ محک زدن همدیگه، دیگه برنده و بازنده‌ای نداشته باشه♪ 

51:23.900 --> 51:31.100
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که یادم می‌ره چطور نفس بکشم♪ 

51:32.020 --> 51:39.020
 ♪نگاهت مثل آتیش لرزونطه که رازهای منو می‌سوزونه♪ 

51:39.340 --> 51:44.100
 ♪اون تیزی و جسارتی که پشت ضعفم پنهون کردم♪ 

51:44.820 --> 51:52.860
 ♪با نزدیک شدنت از هم می‌پاشه♪ 

51:52.940 --> 52:01.060
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که صدای رها شدن ضربان قلبم رو می‌شنوم♪ 

52:01.140 --> 52:07.900
 ♪توی این لحظه کی نقشه‌اش رو باخت و کی نفسش بند اومد♪ 

52:08.420 --> 52:13.900
 ♪حتی اگه هنوز هم دستم بهت نرسه♪ 
