WEBVTT

00:00.000 --> 00:15.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Souppy ✧ Moon ✧ Azad ✧ narges ✧ bunny ✧ vita ✧

00:23.020 --> 00:25.260
♪ببین چه بهایی رو با خونش پرداخت کرد♪

00:26.020 --> 00:28.020
♪و نیمی از عمرش، به دست سرنوشت زندانی♪

00:29.020 --> 00:31.500
♪ببین چطور با دست‌های خودش♪

00:31.620 --> 00:34.020
♪مه سرد یه زندگی حقیر رو از بین می‌بره♪

00:34.940 --> 00:36.860
♪تا ردای شکوه و جلال رو به تن کنه♪

00:36.980 --> 00:38.460
♪هر قدمش روی لبه‌ی تیغه‌ست♪

00:38.700 --> 00:40.420
♪به چشم این دنیا♪

00:40.620 --> 00:43.220
♪اون فقط یه پرنده‌ست یه گل یه اسباب‌بازی♪

00:43.420 --> 00:46.300
♪ولی با یه حرکت، ابرها رو کنار می‌زنه♪

00:46.780 --> 00:51.940
♪تا جایی که کل وجودش به دود تبدیل بشه♪

00:52.740 --> 00:55.180
♪یه بازی توی دل بازی دیگه و سرنوشتی فراتر از سرنوشت♪

00:55.540 --> 01:01.660
♪کی مهره رو حرکت می‌ده؟ کی گوش به فرمانه؟♪

01:03.260 --> 01:04.980
♪اون پشت این نقاب♪

01:05.060 --> 01:06.340
♪سرنوشت هر روحی رو به بازی می‌گیره♪

01:06.420 --> 01:09.420
♪هر دیدار و هر قدمش پر از خطره♪

01:09.500 --> 01:10.940
♪یه آتیش سرکش به پا می‌کنه♪

01:11.020 --> 01:12.420
♪زنجیرهای اسارت رو توی شعله‌ها خاکستر می‌کنه♪

01:12.460 --> 01:15.220
♪و گل‌های یخ‌زده رو به سرنوشتشون می‌رسونه♪

01:15.340 --> 01:16.780
♪فقط یه مهره رو برمی‌داره♪

01:16.820 --> 01:18.140
♪و پای همه‌ی زمین و آسمون شرط می‌بنده♪

01:18.220 --> 01:21.420
♪نقاب دروغین ریاکاری رو از بین می‌بره♪

01:21.700 --> 01:24.660
♪یه طوفان سهمگین به پا می‌کنه♪

01:24.740 --> 01:30.180
♪تماشا کنین که چطور رها می‌شه و دنیا رو به حیرت میندازه♪

01:36.680 --> 01:37.980
݊ ࿙࿙𝆹𝅥   سقوط نقاب  𝆹𝅥࿚࿚ ݊  

01:37.980 --> 01:40.980
ꕁ᪣ قسمت 5 ᪣ꕁ

01:48.790 --> 01:50.200
!کمک

01:50.350 --> 01:52.200
!کمک

01:53.400 --> 01:55.040
!یکی کمک کنه

01:55.260 --> 01:57.200
!کسی اونجا نیست؟ کمک

02:01.310 --> 02:03.510
!آتیش رو خاموش کنین -
!کمک -

02:03.510 --> 02:03.870
!عجله کنین

02:03.870 --> 02:05.130
!کمک

02:05.130 --> 02:06.360
!آتیش رو خاموش کنین -
!کمک -

02:06.360 --> 02:07.030
!عجله کنین

02:09.360 --> 02:11.560
!زود باشین! عجله کنین

02:11.960 --> 02:13.590
!آتیش رو خاموش کنین

02:13.590 --> 02:14.280
!عجله کنین

02:15.170 --> 02:15.860
زود باشین -
!بجنبین -

02:16.080 --> 02:16.680
!عجله کنین

02:17.870 --> 02:19.080
!از این طرف! زود باشین

02:19.340 --> 02:20.070
مادربزرگ

02:20.180 --> 02:20.790
...این

02:20.910 --> 02:22.630
اگه هنوز من رو مادربزرگ خودت می‌دونی

02:22.820 --> 02:24.050
همین الان دهنت رو ببند

02:24.840 --> 02:26.910
!عجله کنین! اون قفل رو بشکنین

02:27.220 --> 02:28.520
!بیارینش بیرون

02:37.650 --> 02:38.280
!از این طرف

02:43.050 --> 02:43.460
!عجله کنین

02:44.520 --> 02:45.910
چرا دوتا بانو رائو اینجان؟

02:48.080 --> 02:49.050
همه‌اتون می‌تونین برین

02:59.080 --> 03:00.240
خودم می‌خواستم همین رو بهتون بگم، مادربزرگ

03:01.520 --> 03:02.860
من نادون و لجباز بودم

03:03.490 --> 03:05.190
قبل از عروسی سعی کردم به زندگیم پایان بدم

03:05.520 --> 03:06.590
ولی عمه هنگ‌ ئه دلش به حالم سوخت

03:07.120 --> 03:08.680
می‌ترسید اگه مجبورم کنه با خاندان لو وصلت کنم

03:08.680 --> 03:09.840
آخرش فقط یه فاجعه به بار بیاد

03:10.190 --> 03:12.800
برای همین با زحمت زیاد
این زن رو پیدا کرد تا جای من بره

03:13.080 --> 03:14.680
قرار بود فقط موقتی باشه

03:15.080 --> 03:16.710
ولی عمه هنگ‌ ئه مدام سعی کرد قانعم کنه

03:16.710 --> 03:17.800
و بهم فهموند که چه چیزهایی در خطره

03:17.910 --> 03:19.360
اون موقع بود که فهمیدم چه اشتباه بزرگی کردم

03:19.590 --> 03:20.960
از ته دل پشیمون شدم

03:21.120 --> 03:23.080
مدت‌ها بود می‌خواستم به
اقامتگاه فرماندار برم و طلب بخشش کنم

03:26.130 --> 03:27.860
مادر، سرزنشش نکنین

03:28.120 --> 03:30.010
تقصیر من بود، نذاشتم بره

03:30.470 --> 03:32.030
ارباب لو هنوز بیمار بودن

03:32.030 --> 03:33.400
و خاندان لو هم درگیر آشوب بود

03:33.760 --> 03:35.410
اگه حقیقت رو می‌فهمیدن

03:35.910 --> 03:36.910
به‌ جای اینکه برای ارباب لو خوش‌یمنی بیاریم

03:36.910 --> 03:38.150
ممکن بود همه‌مون جونمون رو از دست بدیم

03:38.710 --> 03:40.920
اون‌وقت گناه بزرگی مرتکب می‌شدیم، مادر

03:41.280 --> 03:43.080
وقتی شنیدیم حال ارباب لو خوب شده

03:43.710 --> 03:45.080
از خوشحالی سر از پا نمی‌شناختم

03:45.520 --> 03:46.430
قصد داشتم

03:46.560 --> 03:48.710
توی این دیدار مخفیانه جامون رو عوض کنیم

03:48.750 --> 03:49.910
ولی این زن

03:50.720 --> 03:52.090
چشمش دنبال ثروت و مقام خاندان لو بود

03:52.400 --> 03:54.680
بعدش تهدید کرد که همه‌ چیز رو به همه می‌گه

03:54.800 --> 03:57.120
چاره‌ای نداشتم جز اینکه زندانیش کنم

03:57.500 --> 04:00.280
از شدت خشم و تحقیر شروع کرد به تهمت زدن

04:00.280 --> 04:02.680
!و تهدید کرد که آبروی خاندان وی رو می‌بره

04:04.360 --> 04:06.150
...من ترسیدم، برای همین

04:06.840 --> 04:10.630
مادربزرگ، اشتباه کردم، اشتباه کردم

04:10.630 --> 04:12.000
!همه‌ی حرف‌هاش دروغه

04:13.280 --> 04:14.240
یه دختر یتیم

04:14.590 --> 04:16.360
حق نداره یه بانوی اشراف‌زاده رو تهدید کنه

04:16.680 --> 04:18.830
!شما آشکارا می‌خواستین من رو زنده‌زنده بسوزونین

04:34.920 --> 04:35.720
مادر

04:39.000 --> 04:42.000
پای جون یه نفر وسط بود، چطور جرات کردی؟

04:45.190 --> 04:46.360
تو هم از این ماجرا خبر داشتی؟

04:47.750 --> 04:50.250
جراتش رو نداشتم بهتون بگم

04:50.920 --> 04:55.560
باشه، پس همه‌اتون دست به یکی کردین و
این بازی رو راه انداختین

04:56.750 --> 04:59.560
و فقط من بودم که از همه‌ چیز بی‌خبر موندم

04:59.800 --> 05:00.800
شماها

05:01.310 --> 05:03.560
اصلا ذره‌ای برام احترام قائلین؟

05:05.060 --> 05:06.960
مادر، ما یه خانواده‌ایم

05:07.190 --> 05:08.630
هر چقدر هم که اشتباه کرده باشیم

05:08.800 --> 05:11.390
سرنوشت همه‌امون به هم گره خورده
اگه یکی زمین بخوره، همه آسیب می‌بینیم

05:11.800 --> 05:14.780
ارباب لو همین الان اینجان

05:15.160 --> 05:16.720
اگه حتی یه کلمه از این ماجرا رو بشنون

05:16.720 --> 05:18.750
دردسر بزرگی درست می‌شه

05:19.190 --> 05:20.870
برای حفظ آبروی صدساله‌ی خاندان وی

05:20.870 --> 05:23.270
نباید بذاریم این راز فاش بشه

05:31.720 --> 05:34.270
درسته، آبروی خاندان وی از همه‌ چیز مهم‌تره

05:34.270 --> 05:37.430
مادر، بعدا هر مجازاتی خواستین برام در نظر بگیرین

05:37.860 --> 05:39.830
ولی این زن نباید زنده بمونه

05:39.870 --> 05:41.390
زنده نگه داشتنش فقط دردسر درست می‌کنه

05:43.600 --> 05:45.670
مادر، شما زیادی دل‌رحمین و
نمی‌تونین این کار رو بکنین

05:46.390 --> 05:48.630
پس بذارین من به جاتون انجامش بدم

05:50.040 --> 05:53.510
!مادربزرگ! تو رو خدا! نجاتم بدین
!خواهش می‌کنم

06:08.430 --> 06:09.950
!همین الان ببرینش بیرون

06:21.190 --> 06:22.070
!سرورم

06:22.720 --> 06:23.630
!سرورم

06:23.850 --> 06:25.920
چرا اتقدر هول کردی؟ رائو آر کجاست؟

06:28.510 --> 06:30.800
بانو توی باغ یهو سرشون گیج رفت

06:31.510 --> 06:32.750
تنهایی نمی‌تونستم نگهشون دارم

06:32.750 --> 06:33.920
برای همین سریع برگشتم تا کمک بیارم

06:38.720 --> 06:39.530
!بانوی بزرگ

06:42.680 --> 06:43.390
بانوی بزرگ

06:44.720 --> 06:46.160
من فقط یه دختر یتیم و بی‌پناهم

06:46.560 --> 06:47.920
نه خانواده‌ای دارم، نه قدرتی و نه مقامی

06:48.270 --> 06:49.480
خاندان وی پنجاه‌هزار سکه بهم دادن

06:49.720 --> 06:51.000
تا برای خوش‌یمنی با ارباب لو ازدواج کنم

06:51.310 --> 06:53.070
و تا آخر عمر به‌ جای بانو رائو بیوه بمونم

06:54.430 --> 06:55.430
قرارمون این بود

06:55.920 --> 06:57.510
که از اون به بعد
سرنوشت زندگی من رو تعیین کنه

06:57.720 --> 06:59.160
و خاندان وی هم دخالتی نکنه

06:59.510 --> 07:02.180
ولی ارباب لو زنده موندن

07:02.720 --> 07:04.360
برای همین نظرشون عوض شد

07:05.190 --> 07:06.400
گولم زدن تا به اینجا بیام

07:06.440 --> 07:07.870
و سعی کردن من رو بکشن تا ساکتم کنن

07:08.680 --> 07:11.720
بانوی بزرگ، من و بانو رائو شبیه همیم

07:12.070 --> 07:13.800
ولی هیکل و اخلاقمون خیلی با هم فرق داره

07:13.800 --> 07:14.760
⎝کتابخانه⎠

07:14.760 --> 07:16.510
ارباب لو خیلی تیزبینن

07:16.880 --> 07:18.480
من و ایشون ازدواج کردیم

07:18.750 --> 07:20.550
شب و روزمون رو با هم گذروندیم

07:20.830 --> 07:22.120
چطور ممکنه متوجه تفاوتمون نشن؟

07:22.830 --> 07:25.310
تو... تو باهاش هم‌بستر شدی؟

07:25.680 --> 07:26.630
!محاله

07:27.040 --> 07:28.390
لو جو تازه از یه بیماری سخت
جون سالم به در برده

07:28.560 --> 07:30.680
همسر فرماندار هر چقدر هم عجله داشته باشه

07:31.040 --> 07:32.600
مگه می‌ذاره نوه‌اش

07:32.600 --> 07:33.560
انقدر زود با یه زن هم‌بستر بشه؟

07:34.040 --> 07:35.680
برای نجات خودش

07:35.680 --> 07:37.430
!هر دروغ شاخ‌داری رو به زبون میاره

07:37.430 --> 07:39.430
!باورش نکنین! باورش نکنین

07:41.240 --> 07:43.070
عروس و داماد تازه ازدواج کردن
و همیشه کنار همن

07:43.070 --> 07:45.360
از این به بعد هم مثل زن و شوهر
کنار هم زندگی می‌کنیم

07:46.000 --> 07:47.720
...اینکه چندتا خال روی بدنم دارم

07:48.390 --> 07:49.950
چطور ممکنه شوهرم ازشون خبر نداشته باشه؟

07:52.720 --> 07:53.830
!بی‌حیا

07:55.720 --> 07:58.190
مادربزرگ، اون جای من رو
گرفت و نفش بانو وی رائو رو بازی کرد

07:58.190 --> 07:59.560
و همسر ارباب لو شد

07:59.560 --> 08:02.390
پس من چی؟ قراره کی باشم؟

08:03.390 --> 08:06.480
دیگه حتی نمی‌تونم پیش مردم سرم رو بالا بگیرم

08:08.070 --> 08:09.800
شما همیشه من رو
از همه بیشتر دوست داشتین

08:10.370 --> 08:11.810
واقعا می‌تونین تحمل کنین

08:11.810 --> 08:13.870
که زندگیم نابود بشه، مادربزرگ؟

08:15.000 --> 08:16.070
اشتباه کردم

08:16.190 --> 08:17.120
می‌دونم اشتباه کردم

08:17.120 --> 08:18.360
دیگه نمی‌خوام اون بمیره

08:18.510 --> 08:20.870
فقط می‌خوام جایگاهم رو پس بگیرم

08:21.240 --> 08:22.680
اگه لو جو واقعا از ماجرا باخبر بشه

08:23.160 --> 08:24.480
خودم می‌رم و اعتراف می‌کنم

08:24.800 --> 08:26.720
زانو می‌زنم و از خاندان لو طلب بخشش می‌کنم

08:26.720 --> 08:28.510
اونا یه خاندان اصیل و پر افتخارن

08:28.720 --> 08:30.000
واقعا ترجیح می‌دن

08:30.000 --> 08:30.920
زنی رو که لگن ادرار خالی می‌کرد رو

08:30.920 --> 08:32.080
به من ترجیح بدن؟

08:33.550 --> 08:35.670
اون فقط از شوهرش نگذشت

08:36.610 --> 08:39.840
حتی اسمی رو هم که پدر خودش
بهش داده بود، واگذار کرد

08:39.960 --> 08:42.890
رائو آر باید از این به بعد چطور زندگی کنه، مادر؟

08:44.670 --> 08:47.040
مادر، شما همیشه رائو آر رو
از همه چیز عزیزتر می‌دونستین

08:47.360 --> 08:49.840
هجده ساله که نازش رو کشیدین

08:50.150 --> 08:51.440
واقعا می‌تونین تحمل کنین

08:51.750 --> 08:53.360
که تا آخر عمرش قایم بشه

08:53.720 --> 08:55.670
و دیگه نتونه سرش رو جلوی کسی بلند کنه؟

09:14.510 --> 09:16.840
وقتی این نقشه رو کشیدی، ذره‌ای نترسیدی

09:18.080 --> 09:19.240
وقتی هم خواستی ساکتم کنی

09:19.270 --> 09:21.550
حتی یه لحظه هم تردید نکردی

09:22.120 --> 09:23.440
از اول تا آخر

09:23.840 --> 09:26.040
هیچ احترامی برای بانوی بزرگ قائل نشدی

09:26.510 --> 09:28.000
بانوی بزرگ، شما خوب و بد رو
از هم تشخیص می‌دین

09:28.320 --> 09:30.030
خودتون به خوبی می‌دونین حق با کیه

09:30.630 --> 09:32.030
من فقط یه یتیمم که ازتون می‌خوام

09:32.550 --> 09:35.870
در حقم عدالت رو اجرا کنین

09:41.390 --> 09:44.320
...شما... همگی... این

09:44.600 --> 09:46.550
!بانوی بزرگ! بانوی بزرگ

09:47.150 --> 09:48.720
به دلایلی، ارباب لو

09:48.720 --> 09:50.360
دارن مستقیم میان سمت باغ پشتی

09:51.870 --> 09:54.600
مادربزرگ، خواهش می‌کنم
همین یه خواسته‌ی رائو آر رو برآورده کنین

09:54.910 --> 09:56.360
از این به بعد، هر چی بگین اطاعت می‌کنم

09:56.360 --> 09:57.360
و دیگه هیچوقت نافرمانی نمی‌کنم

09:57.710 --> 09:59.140
با تمام وجود به شوهرم خدمت می‌کنم

09:59.190 --> 10:00.840
و همسر شایسته‌ای برای
اقامتگاه فرماندار می‌شم

10:01.320 --> 10:03.390
دیگه هیچوقت باعث نگرانی
یا ناامیدیتون نمی‌شم

10:04.000 --> 10:07.140
مادر، برادرم از آسمون شاهد ماجراست

10:07.770 --> 10:09.240
اون داره می‌بینه

10:09.280 --> 10:10.640
که خاندان وی

10:10.670 --> 10:12.760
با دختر خودش چه رفتاری می‌کنه

10:13.720 --> 10:15.670
سوگندی رو که خوردین فراموش کردین؟

10:15.760 --> 10:18.440
قسم خوردین ازش محافظت کنین
عزیزش بدونینش و نازش رو بکشین

10:18.910 --> 10:21.390
و نذارین ذره‌ای بهش ظلم بشه

10:21.390 --> 10:22.390
...مادر

10:32.000 --> 10:33.870
مادر، زودتر تصمیم بگیرین

10:34.270 --> 10:36.320
دیگه نمی‌تونیم بیشتر از این معطل کنیم

10:46.270 --> 10:46.910
ببرینش

11:01.630 --> 11:02.360
ارباب

11:02.360 --> 11:04.320
ارباب، همه‌ی مهمون‌ها برای دیدنتون اومدن

11:04.320 --> 11:05.240
رسیدگی به بقیه آسونه

11:05.240 --> 11:07.240
ولی اشراف‌زاده‌ها حسابی دردسر درست کردن

11:07.320 --> 11:08.480
لطفا به تالار پذیرایی تشریف بیارین

11:08.480 --> 11:09.390
تا ارباب رو به نجات بدین

11:09.390 --> 11:10.440
الان نمی‌تونم بیام

11:10.760 --> 11:11.730
از طرف من از اربابت عذرخواهی کن

11:11.790 --> 11:12.460
اگه نیاین

11:12.460 --> 11:14.000
نمی‌دونم باید بهشون چی بگم

11:15.910 --> 11:17.550
!ارباب لو! ارباب لو

11:17.870 --> 11:18.630
!سرورم

11:18.750 --> 11:20.270
انگار داره می‌ره سمت کتابخونه

11:35.320 --> 11:35.910
چی شده؟

11:36.510 --> 11:38.240
همین الان سرم حسابی گیج رفت

11:39.360 --> 11:40.790
رفتم به یه درخت تکیه بدم

11:41.360 --> 11:43.080
که یه مار سبز کوچولو دیدم

11:43.960 --> 11:45.200
الان دیگه حالم خوبه

11:46.910 --> 11:48.480
می‌برمت عمارت ها تانگ -
نه -

11:51.840 --> 11:52.670
نمیام

11:53.720 --> 11:54.960
مادربزرگ بیشتر از همه به من اهمیت می‌ده

11:55.630 --> 11:56.910
نمی‌خوام نگرانش کنم

11:59.630 --> 12:00.790
من اول برمی‌گردم

12:03.320 --> 12:05.200
بی تائو، بیا کمکم کن

12:15.870 --> 12:16.600
سرورم

12:19.790 --> 12:20.910
به بانوی بزرگ وی بگو

12:21.390 --> 12:22.450
حالم خوب نیست

12:22.450 --> 12:23.480
و برای استراحت به اقامتگاه فرماندار برگشتم

12:24.130 --> 12:24.950
یه روز دیگه به دیدنشون میام

12:25.270 --> 12:25.790
چشم

12:30.030 --> 12:30.480
بریم

12:34.630 --> 12:35.600
!ولم کن

12:36.320 --> 12:37.270
!ولم کن

12:38.200 --> 12:39.040
!ولم کن -
!بانو رائو -

12:39.390 --> 12:40.630
!بانو رائو، آروم باشین

12:40.630 --> 12:41.720
!ولم کن -
!بانو رائو -

12:44.030 --> 12:44.790
!ولم کن

12:47.840 --> 12:48.750
همه‌اتون می‌تونین برین

12:48.750 --> 12:49.440
رائو آر

12:51.550 --> 12:53.240
زود باشین، بازش کنین

12:57.720 --> 12:58.960
رائو آر -
!تو مادربزرگ من نیستی -

12:59.030 --> 13:00.030
داری چیکار می‌کنی؟

13:00.360 --> 13:01.550
...تمام این سال‌ها -
!رائو آر -

13:01.550 --> 13:03.550
همیشه می‌گفتی من رو
!از همه بیشتر دوست داری

13:03.720 --> 13:05.610
!دروغ بود! همه‌اش دروغ بود -
!رائو آر -

13:05.690 --> 13:07.670
آروم باش -
اگه واقعا دوستم داشتین -

13:07.670 --> 13:09.070
نمی‌ذاشتین یه شیاد

13:09.070 --> 13:10.030
جای من رو بگیره

13:10.030 --> 13:12.150
!و بعد برگردین نوه‌ی خودتون رو زندانی کنین

13:12.150 --> 13:12.610
رائو آر

13:12.610 --> 13:14.670
چطور می‌تونین انقدر بی‌رحم باشین؟

13:17.670 --> 13:18.360
ببرینش

13:22.630 --> 13:23.320
صبر کنین

13:27.960 --> 13:29.320
کاریه که شده و دیگه نمی‌شه کاریش کرد

13:30.440 --> 13:31.440
این سرنوشته

13:32.440 --> 13:35.630
هر کسی که اون روز مراسم عروسی رو به ‌جا آورده

13:36.750 --> 13:38.240
همون دختریه

13:39.200 --> 13:40.790
که از عمارت وی عروس شده

13:41.870 --> 13:43.720
و نوه‌ی خود منه

13:45.440 --> 13:46.320
اگه شخص دیگه‌ای

13:46.630 --> 13:47.910
جرات کنه حرف دیگه‌ای بزنه

13:49.550 --> 13:51.600
از خاندان وی طرد می‌شه

13:51.840 --> 13:53.670
!مادر -
!مادربزرگ -

13:53.960 --> 13:55.510
!مادربزرگ -
!مادر -

13:58.790 --> 14:00.960
وی رائو آر، به سر و وضعت برس

14:01.840 --> 14:03.320
برو پیش شوهرت

14:11.000 --> 14:12.120
بانوی بزرگ، هیچوقت

14:16.270 --> 14:17.480
لطف بزرگتون رو فراموش نمی‌کنم

14:25.510 --> 14:26.960
لطفا سنجاق‌سر طلایی رو پس بده

14:40.200 --> 14:40.870
رائو آر

14:41.240 --> 14:43.750
چطور می‌تونی با مادربزرگت
اینطوری حرف بزنی؟

14:44.840 --> 14:45.940
مگه دروغ می‌گم؟

14:48.510 --> 14:49.600
تمام این سال‌ها

14:50.960 --> 14:53.000
فقط چون از مادرم متنفر بودین

14:53.440 --> 14:55.120
من رو مثل یه زندانی حبس کردین

14:55.550 --> 14:58.120
متنفر بودین از اینکه بلافاصله
بعد از مرگ پدرم دوباره ازدواج کرد

14:58.240 --> 14:59.240
به خاطر شما

15:00.080 --> 15:01.790
تا وقتی بزرگ شدم نتونستم مادرم رو ببینم

15:01.870 --> 15:03.480
یا هیچ ارتباطی با خانواده‌اش داشته باشم

15:03.840 --> 15:05.510
دردونه‌ی عزیزتون بودم؟

15:05.870 --> 15:08.600
من هیچی جز یه توله‌سگی
که نگهش می‌داشتین، نبودم

15:11.840 --> 15:13.550
لابد ازم متنفرین، نه؟

15:14.320 --> 15:16.750
حتی نگاه کردن به من هم عذابتون می‌ده، درسته؟

15:17.440 --> 15:20.360
با این حال مجبور بودین بزرگم کنین
و بهم خوبی کنین

15:20.440 --> 15:21.750
وگرنه شرمنده‌ی

15:21.750 --> 15:23.030
پسر ناکامتون می‌شدین

15:23.320 --> 15:24.750
رائو آر، بسه دیگه

15:24.750 --> 15:26.600
می‌ترسین مردم بهتون بگن سنگدل

15:26.600 --> 15:27.200
رائو آر

15:28.670 --> 15:30.080
می‌ترسین پشت سرتون لعن و نفرینتون کنن

15:30.080 --> 15:32.210
!همه‌اش الکیه، شما حیل دهن‌بینین

15:32.390 --> 15:33.120
!تمومش کن

15:34.750 --> 15:35.600
!مادر

15:37.720 --> 15:39.080
خواهش می‌کنم، بس کنین

15:39.080 --> 15:40.600
رائو آر، حالت خوبه؟

15:44.550 --> 15:45.390
بس کن

15:49.550 --> 15:52.270
دست روی نقطه‌ی ضعفتون گذاشتم، نه؟

15:53.440 --> 15:54.750
طرف یه غریبه رو گرفتین

15:54.960 --> 15:56.390
تا به نوه‌ی خودتون پشت کنین

15:57.120 --> 15:59.910
پدرم با دیدن این وضع تنش توی گور می‌لرزه

16:01.510 --> 16:02.720
نفرینتون می‌کنم

16:03.600 --> 16:04.550
!ازتون متنفرم

16:04.550 --> 16:05.270
!رائو آر

16:05.510 --> 16:07.120
می‌شه زبون به دهن بگیری؟

16:07.120 --> 16:08.240
!کافیه

16:08.440 --> 16:10.670
!انقدر دل مادربزرگت رو نشکن

16:13.750 --> 16:14.390
مادر

16:15.440 --> 16:17.270
لطفا به دل نگیرین
که حس می‌کنه بهش خیانت شده

16:17.750 --> 16:19.270
ولی من هم سر در نمیارم

16:20.200 --> 16:22.120
چرا باید همچین کاری بکنین؟

16:23.510 --> 16:25.630
بیش از حد لوست کردم

16:26.670 --> 16:27.510
انقدر بهت رو دادم

16:27.510 --> 16:29.510
که حد و حدود خودت رو فراموش کردی

16:29.910 --> 16:32.390
هی بهش می‌گی زنیکه‌ی لجن‌کش

16:33.030 --> 16:34.240
...ولی حقیقت اینه

16:34.750 --> 16:36.030
که تو از نظر زرنگی و باهوشی

16:36.510 --> 16:38.150
حتی به گرد پای اون هم نمی‌رسی

16:39.510 --> 16:41.550
می‌دونی توی این اتاق

16:41.870 --> 16:43.480
به من چی گفت؟

16:44.980 --> 16:49.280
رائو آر، پاشو
خواهش می‌کنم پاشو، زمین سرده

17:11.440 --> 17:12.270
...تو

17:13.640 --> 17:14.350
...تو

17:15.400 --> 17:17.510
من واقعا بانو وی رائو نیستم

17:18.270 --> 17:19.280
اسم من آ چوئه

17:20.690 --> 17:21.670
فقط یه خدمتکارم

17:22.030 --> 17:23.160
که توی کوچه ‌پس‌کوچه‌های شهر لگن خالی می‌کنه

17:23.640 --> 17:24.640
اونا پیدام کردن

17:25.080 --> 17:27.660
تا به جای بانو رائو، عروس خاندان لو بشم

17:31.550 --> 17:33.810
یه... یه عروس جایگزین؟

17:34.740 --> 17:36.160
چطور تونستن

17:36.160 --> 17:38.000
همچین کار بی‌ملاحظه‌ای بکنن؟

17:39.200 --> 17:42.000
...مسخره‌ست، واقعا مسخره‌ست

17:42.000 --> 17:44.070
بانوی بزرگ، لطفا خودتون رو ناراحت نکنین

17:44.480 --> 17:45.680
من از یه خانواده‌ی فقیر و سطح پایینم

17:45.680 --> 17:47.000
آدم مهمی نیستم

17:47.400 --> 17:48.920
ولی حتی پست‌ترین موجودات هم
دو دستی به زندگی چنگ می‌زنن

17:49.030 --> 17:50.550
من فقط می‌خوام زنده بمونم

17:53.270 --> 17:54.070
بانوی بزرگ

17:57.680 --> 17:58.720
وصلت بین خاندان‌ها

17:59.460 --> 18:00.560
به فرمان ملکه‌ی مادر صورت گرفته

18:02.000 --> 18:03.510
اگه این راز فاش بشه

18:04.110 --> 18:05.520
خاندان فرماندار یینگ و ارباب چنگ ‌آن

18:05.520 --> 18:06.830
دشمن خونی هم می‌شن

18:07.310 --> 18:08.960
خاندان وی هم به جرم فریب دادن
عالیجناب محکوم می‌شن

18:08.960 --> 18:09.880
و این جرمیه که هیچوقت بخشیده نمی‌شه

18:11.030 --> 18:12.480
اگه نمی‌خواین کل خاندان اعدام بشن

18:13.640 --> 18:15.960
این راز باید به گور بره

18:16.640 --> 18:18.000
نباید حتی یه کلمه‌اش به بیرون درز کنه

18:20.590 --> 18:22.110
برای همین جسارت کردم

18:23.160 --> 18:25.550
و برای حفظ جون خودم یه برگ برنده جور کردم

18:26.830 --> 18:28.640
برگ برنده؟

18:29.310 --> 18:30.720
من یه دستمال ابریشمی رو

18:31.480 --> 18:33.000
بین وسایل ارباب لو قایم کردم

18:34.640 --> 18:36.030
که توش با جزئیات کامل توضیح داده شده

18:36.750 --> 18:38.160
چطور عروس جایگزین شدم

18:39.480 --> 18:40.440
اگه اون امروز

18:41.330 --> 18:43.200
توی عمارت وی بمیره

18:43.510 --> 18:45.110
اقامتگاه فرماندار فردا آدم می‌فرسته

18:45.110 --> 18:47.350
تا بازخواستمون کنن

18:47.350 --> 18:50.000
فرستادن یه خدمتکار پست
به عنوان عروس جایگزین

18:50.000 --> 18:52.510
توهین به خاندان لو

18:52.510 --> 18:55.640
!و جسارت بزرگی در حق خاندان سلطنتیه

18:56.270 --> 18:59.960
کل اعضای این خاندان همراه با تو کشته می‌شن

19:00.240 --> 19:03.070
!میان سر وقتمون و تا تهش رو در میارن

19:05.550 --> 19:07.110
!در موردش اشتباه فکر می‌کردم

19:07.790 --> 19:09.000
اون زنیکه‌ی بدذات

19:09.310 --> 19:11.310
خیلی مکارتر از چیزیه که فکرش رو می‌کردم

19:11.400 --> 19:12.110
!بسه

19:12.790 --> 19:15.550
انقدر به رفتارهای بی‌ملاحظه‌اش پر و بال دادی

19:16.240 --> 19:20.030
!که نزدیک بود کل خاندانت رو به کشتن بدی

19:20.440 --> 19:23.550
حالا دلت خنک شد؟

19:26.200 --> 19:27.000
مادر

19:28.160 --> 19:30.030
اون دهنش قرصه و این راز رو برملا نمی‌کنه، مگه نه؟

19:30.640 --> 19:32.750
اون دختر باهوشیه

19:33.070 --> 19:34.590
و اینکه اون قاطعانه عمل می‌کنه

19:35.830 --> 19:37.680
مگه خدمتکارها همین رو نگفتن؟

19:38.290 --> 19:41.910
اون حتی تونست لو جو رو هم فریب بده

19:42.920 --> 19:45.310
تا زمانی که اون رو زیاد تحت فشار نذارین

19:46.550 --> 19:49.000
اون جون خودش رو به خطر نمیندازه

19:50.110 --> 19:51.790
مادربزرگ شما فقط به فکر خاندانین

19:52.480 --> 19:53.750
ولی آینده‌ی من چی می‌شه؟

19:54.310 --> 19:56.270
فقط یه دونه

19:57.160 --> 19:58.590
بانو وی رائو می‌تونه وجود داشته باشه

19:59.200 --> 20:01.790
و اون همسر اصلی اقامتگاه فرمانداره

20:05.750 --> 20:08.510
چیزی که با دست‌های خودت باعث شدی از دست بره

20:09.270 --> 20:13.830
فقط مقامت به عنوان دختر عزیز خاندان وی نبود

20:14.160 --> 20:15.920
تو یه شوهر قدرتمند و عالی‌رتبه‌ رو هم

20:16.240 --> 20:19.680
از دست دادی

20:19.680 --> 20:22.070
تو حتی تمام ثروت و افتخاری رو

20:22.400 --> 20:24.680
که می‌تونستی تا آخر عمرت
!ازش لذت ببری رو هم از دست دادی

20:34.000 --> 20:35.880
این سرنوشته

20:36.550 --> 20:38.790
سرنوشت

20:39.790 --> 20:41.550
نمی‌خوام قبولش کنم

20:42.270 --> 20:44.680
ولی چاره‌‌ی دیگه‌ای ندارم

20:44.960 --> 20:46.480
...و تو

20:48.270 --> 20:49.480
...تو

20:51.880 --> 20:54.760
!مادر، لطفا رحم کن

20:55.070 --> 20:57.700
لطفا یه راهی برای
!ادامه‌ی زندگی نوه‌ی خودت پیدا کن

20:57.700 --> 20:58.500
!مادر

21:01.170 --> 21:03.600
می‌تونیم بگیم اون از یی جو اومده

21:03.960 --> 21:05.920
از خاندان مادری بانوی بزرگه

21:06.150 --> 21:08.440
چون اون خیلی شبیه بانو رائوئه

21:08.920 --> 21:10.990
باعث آرامش خاطر بانوی بزرگ شده

21:11.300 --> 21:14.530
بنابراین بانوی بزرگ اون رو
به عنوان نوه‌ی افتخاریشون قبول کردن

21:15.050 --> 21:16.510
تا وقتی که بتونیم خدمتکارها رو کنترل کنیم

21:16.550 --> 21:19.650
نباید هیچ مشکلی پیش بیاد

21:23.640 --> 21:24.920
من عقلم رو از دست داده بودم

21:25.400 --> 21:26.920
و چیزهایی گفتم که شما رو ناراحت کرد، مادربزرگ

21:27.510 --> 21:28.550
اشتباه کردم

21:29.030 --> 21:30.480
!می‌دونم که اشتباه کردم

21:31.070 --> 21:33.270
!واقعا می‌دونم که اشتباه کردم

21:35.200 --> 21:37.480
!مادر! مادر

21:38.070 --> 21:38.830
مادر

21:40.200 --> 21:42.960
هیچوقت درسی رو که امروز یاد گرفتی
فراموش نکن

21:43.510 --> 21:46.240
توی اتاقت بمون و درباره‌ی کاری که کردی فکر کن

21:46.750 --> 21:49.510
دیگه هم دردسر درست نکن

21:54.070 --> 21:55.830
... مادر

22:07.220 --> 22:10.070
 ⎝اقامتگاه فرماندار⎞ 

22:10.070 --> 22:10.960
همه‌اتون می‌تونین برین

22:16.830 --> 22:17.920
چرا دیگه عود نمی‌سوزونی؟

22:20.360 --> 22:21.460
قبل از اینکه ازدواج کنیم

22:22.130 --> 22:23.550
توی اتاقت از عودسوز استفاده می‌کردی

22:23.930 --> 22:24.960
و حتی باهاش لباس‌هات رو معطر می‌کردی

22:25.590 --> 22:26.230
شنیدم که

22:26.460 --> 22:28.590
حتی یه محفظه عود مخصوص تختت هم ساخته بودی

22:28.800 --> 22:30.680
و تا وقتی که تختت کاملا معطر نمی‌شد
نمی‌خوابیدی

22:34.270 --> 22:35.440
با این حال از وقتی که با خاندان ما وصلت کردی

22:36.680 --> 22:38.160
ندیدم حتی یه بار هم ازش استفاده کنی

22:39.350 --> 22:40.480
<i>اون مشکوک شده</i>

22:41.440 --> 22:42.880
توی خاندان خودم خیلی سخت‌پسند بودم

22:43.200 --> 22:44.510
و هیچوقت به چیز کم قانع نمی‌شدم

22:45.200 --> 22:46.270
ولی حالا که ازدواج کردم

22:46.720 --> 22:48.070
و شما هم که بیمار بودین

22:48.640 --> 22:51.070
چطور می‌تونستم به آرایش
عطر یا عود اهمیتی بدم؟

22:51.480 --> 22:54.720
به علاوه، عود معمولا حاوی گیاه‌های داروییه

22:54.920 --> 22:56.680
می‌‌ترسیدم که مانع بهبودیتون بشه

22:56.880 --> 22:58.160
برای همین دیگه ازش استفاده نکردم

22:59.350 --> 23:00.310
دستت بهتر شده؟

23:01.930 --> 23:04.590
طبیب سلطنتی جائو
واقعا معجزه کرد، خیلی بهتره

23:06.350 --> 23:07.270
چی جونگ کای

23:12.310 --> 23:13.760
اون دومین پسر مرزبان پینگ شیه

23:15.110 --> 23:16.320
ما همیشه خیلی بهم نزدیک بودیم

23:16.760 --> 23:17.720
اون شنیده که من بهتر شدم

23:18.180 --> 23:19.350
می‌خواد به خاطر من یه ضیافتی رو ترتیب بده

23:19.960 --> 23:21.010
من خیلی احساس خستگی می‌کنم

23:22.200 --> 23:23.480
حوصله‌ی این تشریفات رو ندارم

23:25.670 --> 23:27.110
از طرف من یه نامه‌ بنویس و
ازش عذرخواهی کن

24:12.240 --> 24:12.830
چی شده؟

24:14.310 --> 24:15.550
مطمئن نیستم که

24:16.480 --> 24:18.870
ارباب چی چه منصبی داره و چطور باید خطابشون کنم

24:21.500 --> 24:22.750
اون ژنرال نینگ شوئه

24:24.030 --> 24:25.640
ولی وقتی به هم نامه می‌نویسیم

24:25.750 --> 24:26.860
اون رو با اسم ادبیش خطاب می‌کنم

24:27.870 --> 24:28.680
شون چین

24:31.240 --> 24:31.920
ادامه بده

24:47.610 --> 24:48.680
ارباب

24:52.270 --> 24:55.270
ارباب، بانوی بزرگ شنیدن که شما برگشتین

24:55.310 --> 24:56.510
می‌خوان که فورا شما رو ببینن

25:02.920 --> 25:03.680
عجله‌ای نیست

25:17.380 --> 25:19.980
 ⎝شون⎞ 

25:22.110 --> 25:23.440
<i>با توجه به دست خطی که ازش دیده بودم</i>

25:23.790 --> 25:25.150
<i>اون باید آدم تندخو</i>

25:25.150 --> 25:26.500
<i>کوته فکر و عجولی باشه</i>

25:26.500 --> 25:27.220
 ⎝شون چین⎞ 

25:27.220 --> 25:28.890
<i>ضربه‌های قلمش حالا نرم‌تر شدن</i>

25:29.300 --> 25:30.480
<i>و یه کم قدرت کمتری دارن</i>

25:30.480 --> 25:31.480
<i>شبیهه ولی نه کاملا</i>

25:32.740 --> 25:34.290
<i>ولی دست راستش هم از قبل آسیب دیده</i>

25:36.830 --> 25:37.640
ارباب

25:38.640 --> 25:41.280
تو بانوی نجیب‌زاده‌ای هستی که
توی رفاه بزرگ شدی

25:43.200 --> 25:44.340
چرا دست‌هایت پینه بستن

25:46.750 --> 25:48.180
و این همه زخم روشون هست؟

25:51.120 --> 25:52.440
چرا جواب نمی‌دی؟

25:57.350 --> 25:59.590
چه رازی رو داری از من پنهان می‌کنی؟

26:05.400 --> 26:06.680
اگه هنوز چیزی هست که داری پنهان می‌کنی

26:08.960 --> 26:10.270
نمی‌بخشمت

26:20.310 --> 26:21.640
چرا انقدر بهم فشار میارین؟

26:22.240 --> 26:23.880
مگه از پیشینه‌ی خانوادگی من خبر ندارین؟

26:25.680 --> 26:27.790
خاندان پدری من، تنها خانواده‌ی من نیستن

26:29.440 --> 26:31.350
خاندان مادریم هم هستن
که توی چشم بقیه حقیر شمرده می‌شن

26:33.070 --> 26:33.960
مادربزرگ مادریم

26:34.480 --> 26:36.270
بانو شو آنه، دایه‌ی سابق عالیجناب

26:36.790 --> 26:37.920
...مادر خودم

26:40.160 --> 26:40.790
...اون

26:45.350 --> 26:47.240
مادربزرگ دوست نداره که من خانواده‌ی مادریم رو ببینم

26:49.240 --> 26:50.240
ولی بانو شو آن

26:50.790 --> 26:52.270
مادربزرگ مادری منه

26:52.270 --> 26:53.720
چطور ممکنه که بهش نزدیک نباشم؟

26:54.750 --> 26:56.200
اون به عنوان یه دختر روستایی به دنیا اومده

26:56.640 --> 26:58.480
و هر چند وقت یه بار دلتنگ خونه می‌شد

26:59.350 --> 27:00.880
عالیجناب، خارج از پایتخت

27:01.400 --> 27:02.750
بهش زمین دادن

27:03.880 --> 27:05.220
با نزدیک شدن به عروسیم

27:05.680 --> 27:07.030
نمی‌دونستم که دیگه کی می‌تونم ببینمش

27:07.830 --> 27:09.790
برای همین گاهی اوقات
دور از چشم مادربزرگ به دیدنش می‌رفتم

27:10.460 --> 27:13.070
بهش کمک می‌کردم که
کرم ابریشم پرورش بده و پارچه ببافه

27:13.810 --> 27:15.610
گاهی اوقات حتی توی
کارهای مزرعه هم بهش کمک می‌کردم

27:16.550 --> 27:17.880
...ولی این زخم‌ها

27:21.750 --> 27:23.030
فقط داشتم فصولی می‌کردم

27:24.640 --> 27:25.070
...تو

27:36.110 --> 27:37.880
بانو می‌دونستن که نمی‌تونین خوب بخوابین

27:37.880 --> 27:40.030
برای همین این گیاه‌ها رو خودشون خشک کردن

27:40.200 --> 27:42.270
و این بالش طبی رو با دست براتون دوختن

27:42.400 --> 27:44.390
برای همین دست‌های بانوی من

27:44.390 --> 27:46.160
این‌ همه زخم برداشت

27:46.200 --> 27:46.750
همینجا وایسا

27:48.110 --> 27:49.480
چیز دیگه‌ای هم لازم دارین، سرورم؟

27:52.680 --> 27:53.070
بی‌خیال

27:54.200 --> 27:54.830
بذارش همینجا

27:56.220 --> 27:57.110
این گیاه‌های دارویی باید هر سه‌روز یه بار

27:57.110 --> 27:58.110
دوباره خشک بشن

27:58.550 --> 27:59.830
بعد از اینکه عوضشون کردم، برشون گردون

28:10.550 --> 28:11.510
یه سبد بامبو برام بیار

28:43.270 --> 28:45.270
<i>ذات واقعی آدم‌ها عوض نمی‌شه</i>

28:45.550 --> 28:47.000
<i>مهم نیست این زن چقدر زیبا باشه</i>

28:47.000 --> 28:48.070
<i>یا چقدر خوب پنهان‌کاری کنه</i>

28:48.680 --> 28:49.720
<i>هیچوقت فراموش نکن</i>

28:49.720 --> 28:51.550
<i>وقتی آدم می‌کشت</i>
<i>چقدر بی‌رحم و سنگدل بود</i>

28:52.480 --> 28:54.790
<i>گول هیولایی رو نخور که
پشت ظاهر زیباش پنهان شده</i>

29:00.160 --> 29:02.070
وقتی ارباب مشغول مطالعه‌‌ان، مزاحمشون نشین

29:28.250 --> 29:30.820
بی تائو، ممنون که ارباب لو رو آوردی

29:31.330 --> 29:32.310
من رو از یه مخمصه نجات دادی

29:32.740 --> 29:34.160
این زیرکی خودتون بود، بانوی من

29:34.160 --> 29:35.800
که شما رو سالم از اقامتگاه وی بیرون آورد

29:36.450 --> 29:38.430
حتی به اون زخم قدیمی روی دستِ

29:38.430 --> 29:39.550
بانوی چهارم هم فکر کردین

29:49.400 --> 29:50.880
یه چیز مهم دارم که باید نشونت بدم

30:02.510 --> 30:03.110
...این

30:05.090 --> 30:06.920
این قرارداد بردگی منه

30:06.920 --> 30:07.900
 ⎝قرارداد بردگی⎞ 

30:08.480 --> 30:09.440
وقتی توی اتاق بودم

30:10.270 --> 30:12.030
همه‌ چیز رو به بانوی بزرگ وی گفتم

30:12.880 --> 30:15.550
برای اینکه آرومم کنه، پرسید چی می‌خوام

30:16.400 --> 30:17.590
برای همین منم این رو ازشون خواستم

30:18.070 --> 30:19.160
ارباب‌ها از این قراردادها استفاده می‌کنن

30:19.160 --> 30:21.200
تا خدمتکارها رو تحت کنترل خودشون نگه دارن

30:23.060 --> 30:26.090
بانوی من، واقعا حاضرین این رو به من بدین؟

30:50.480 --> 30:51.350
بفرما

30:52.270 --> 30:53.960
دیگه هیچکس نمی‌تونه با این قرارداد کنترلت کنه

31:00.510 --> 31:01.160
بلند شو

31:08.740 --> 31:10.660
 ⎝جزئیات جایگزینی⎞ 

31:12.680 --> 31:14.400
بانوی من، خوندن بلدین؟

31:15.200 --> 31:17.200
توی عمارت ما از هر قشری زندگی می‌کردن

31:17.880 --> 31:19.680
قصه‌گوهای باسواد بودن

31:20.160 --> 31:21.510
فاحشه‌های پیر

31:22.070 --> 31:23.350
و صیغه‌ها و پسرهای نامشروعی که

31:24.000 --> 31:25.510
بعد از مرگ صاحبخونه بیرون انداخته شدن

31:25.750 --> 31:26.920
یکی‌ یکی ازشون خواهش می‌کردم

31:27.880 --> 31:30.110
همیشه یکی پیدا می‌شد که دلش بسوزه
و یه چیزهایی یادم بده

31:30.640 --> 31:33.030
بدون قلم و مرکب، با شاخه‌ی روی شن می‌نوشتم

31:33.510 --> 31:35.400
بعد از ده سال، بیشتر نوشته‌ها رو می‌تونستم بخونم

31:36.720 --> 31:37.720
برای اینکه کسی نفهمه

31:39.030 --> 31:41.440
از قبل تمرین کرده بودم
دست‌خط بانوی چهارم رو تقلید کنم

31:42.060 --> 31:45.070
با همه‌ی اینا، بانوی من، بالاخره موفق شدین

31:46.240 --> 31:47.030
دختر احمق

31:50.640 --> 31:52.270
حتی اگه بانوی بزرگ وی اجازه بده بمونم

31:53.960 --> 31:55.070
بانوی چهارم وی

31:56.200 --> 31:57.350
از این ماجرا نمی‌‌گذره

31:58.480 --> 32:00.270
لو جو از من متنفره

32:00.830 --> 32:02.270
و خاندان لو هم یه خاندان قدرتمندیه

32:02.270 --> 32:03.160
که همه‌ جا چشم و گوش داره

32:04.160 --> 32:05.680
اگه یه حرکت اشتباه کنم

32:06.110 --> 32:07.640
و کسی دستم رو بخونه

32:08.920 --> 32:10.440
اولین کسی‌ام که سرش رو از دست می‌ده

32:11.200 --> 32:12.790
پس چیکار می‌کنین، بانوی من؟

32:19.350 --> 32:20.480
هر چیزی که بشه

32:23.110 --> 32:24.640
باید جایگاهم رو

32:26.110 --> 32:27.240
توی خاندان لو محکم کنم

32:42.240 --> 32:42.920
بانوی من

32:49.720 --> 32:52.480
به نظر می‌رسه تونستی اعتمادش رو جلب کنی

32:53.160 --> 32:55.480
سریع‌ترین راه برای جلب اعتماد کسی

32:55.880 --> 32:57.310
اینه که باهاش رازی رو شریک بشی

32:57.310 --> 32:58.550
که هیچکدومتون نمی‌تونین فاشش کنین

32:59.110 --> 33:00.720
...فقط حیف که دایه وو

33:01.720 --> 33:03.030
چرا باید برای

33:03.240 --> 33:04.830
یه احمق دل بسوزونی؟

33:06.070 --> 33:07.200
تو این کار رو

33:07.200 --> 33:08.640
خیلی خوب انجام دادی

33:09.310 --> 33:10.830
بعدش باید چیکار کنم؟

33:11.840 --> 33:13.140
لطفا راهنماییم کنین، بانوی من

33:14.790 --> 33:17.200
فقط آروم کنارش بمون

33:17.640 --> 33:19.590
و هیچ کاری نکن

33:20.680 --> 33:22.270
وقتی بهت نیاز داشتم

33:22.720 --> 33:24.440
خودم ترتیبش رو می‌دم

33:27.070 --> 33:28.200
هر چیزی که بشه

33:28.920 --> 33:30.350
کمکتون می‌کنم

33:44.440 --> 33:45.790
همه‌ چیز رو فهمیدم

33:45.960 --> 33:47.590
بانوی بزرگ توی جویدن مشکل دارن

33:47.590 --> 33:48.510
و عاشق گل اسمانتوس طلایی‌ان

33:49.510 --> 33:51.270
این کیک‌های اسمانتوسی که درست کردین

33:51.270 --> 33:52.880
قطعا خوشحالشون می‌کنه

33:58.070 --> 33:58.750
زن‌برادر

33:59.480 --> 34:00.400
تو هم عقلت رو از دست دادی؟

34:00.790 --> 34:02.350
چرا به اون زن بی‌رحم تعظیم می‌کنی؟

34:06.640 --> 34:07.350
چیه؟

34:07.960 --> 34:09.840
دیوونه شدی، دخترعمو؟

34:10.150 --> 34:11.440
!چطور جرات می‌کنی به من توهین کنی

34:11.800 --> 34:12.920
یه بانوی اشراف‌زاده

34:13.110 --> 34:14.590
که حتی به زن‌برادر بزرگ‌ترش هم سلام نمی‌کنه

34:15.280 --> 34:17.070
ولی جلوی خودش بهش می‌گه زن بی‌رحم؟

34:18.630 --> 34:19.840
یا یهو دیوونه شدی

34:19.840 --> 34:21.030
یا هیچکس ادب رو یادت نداده

34:21.880 --> 34:23.590
دخترعموی دوم کاملا باادب به نظر می‌رسه

34:24.070 --> 34:25.620
پس مشکل از خودته

34:26.270 --> 34:29.270
تو جادوگر بی‌رحم! ظاهرت قشنگه

34:29.270 --> 34:30.510
!ولی تا مغز استخون پوسیدی

34:30.960 --> 34:33.000
به زیبایی و استعداد خواهر هوا لو حسادت می‌کردی

34:33.000 --> 34:34.110
برای همین هلش دادی پایین

34:34.280 --> 34:35.590
!و نزدیک بود بکشیش

34:36.440 --> 34:37.630
همینطور داد بزن

34:37.760 --> 34:39.710
و من می‌رم به مادربزرگ و زن‌عموی ارشد می‌گم

34:40.630 --> 34:43.550
اون‌ وقت ببینیم چطور می‌خوای توی خاندان لو دووم بیاری

34:44.280 --> 34:45.920
خواهر، لطفا بس کن

34:47.110 --> 34:49.360
من چرا باید بی‌دلیل هلش بدم؟

34:49.510 --> 34:52.230
مگه نه اینکه که خواهر هوا لو
به پسرعموی ما علاقه داشت؟

34:52.230 --> 34:54.230
پس حسودی کردی و از روی کینه خواستی بکشیش؟

34:55.800 --> 34:57.440
پس بانو شیه

34:57.510 --> 34:58.840
به شوهر من علاقه داره

34:59.150 --> 35:00.000
!وی رائو

35:01.710 --> 35:02.370
!زن‌برادر

35:02.400 --> 35:02.880
!بانوی من -
!وی رائو -

35:03.160 --> 35:04.020
!ولم کن -
!زن‌برادر -

35:04.180 --> 35:05.230
!وی رائو، ولم کن

35:11.510 --> 35:12.360
!وی رائو

35:16.030 --> 35:16.640
!مواظب باش

35:25.070 --> 35:25.650
لو چانگ‌ نینگ

35:27.000 --> 35:27.810
رفتارت شرم‌آوره

35:28.400 --> 35:29.660
!برو قوانین خاندان رو صد بار بنویس

35:30.280 --> 35:31.120
!برادر

35:31.630 --> 35:33.230
هنوز هم داری از اون زن بی‌رحم دفاع می‌کنی؟

35:33.320 --> 35:34.960
!اون واضحا سعی داشت به
خواهر شیه آسیب بزنه

35:35.070 --> 35:36.320
دارم به خاطر بی‌احترامی

35:36.320 --> 35:37.190
و فراموش کردن جایگاهت مجازاتت می‌کنم

35:37.960 --> 35:39.510
برو دو ساعت توی تالار اجدادی زانو بزن

35:39.670 --> 35:40.480
!برادر

35:40.590 --> 35:41.800
هر کسی جرات کنه براش وساطت کنه

35:42.370 --> 35:43.260
!می‌تونه با خودش زانو بزنه

35:45.760 --> 35:48.710
!عوضی مکار

35:49.090 --> 35:50.320
!دیر یا زود، ذات واقعیت رو فاش می‌کنم

36:00.950 --> 36:01.730
دنبال چی می‌گردی؟

36:03.440 --> 36:04.960
دنبال دم روباهیت

36:04.960 --> 36:05.630
شون چین

36:06.590 --> 36:08.030
این مسخره‌بازی‌ها رو تموم کن

36:08.880 --> 36:09.840
مگه نمی‌خواستی در مورد یه موضع مهم حرف بزنیم؟

36:10.710 --> 36:11.400
بیا اینجا

36:13.880 --> 36:15.280
ما همه با هم خانواده‌ایم
نیازی نیست همسرت کنارمون نباشه

36:15.880 --> 36:16.800
زن‌برادر، بیا پیشمون

36:31.840 --> 36:32.960
همه‌ی اینا برای منه؟

36:33.320 --> 36:34.710
همه‌اش رو دیروز توی غرفه انتخاب کردم

36:35.360 --> 36:36.320
گفتم بیارنشون

36:37.670 --> 36:38.710
ممنونم، سرورم

36:40.590 --> 36:42.230
و از شما هم ممنونم، ژنرال چی

36:42.230 --> 36:43.030
که خودت آوردیشون

36:58.190 --> 36:59.230
به همه چیز رسیدگی شده؟

37:00.070 --> 37:00.760
نگران نباش

37:01.800 --> 37:03.030
من به لطف مراقب‌های فداکارانه‌ی همسرم

37:03.710 --> 37:05.190
خیلی سریع خوب شدم

37:07.360 --> 37:08.630
جشنواره‌ی چی شی دو روز دیگه‌ست

37:09.190 --> 37:10.280
خیابون‌ها شلوغ می‌شن

37:11.710 --> 37:12.630
می‌برمت بیرون

37:16.920 --> 37:18.480
مادربزرگ این دستور رو دادن
نمی‌تونم سرپیچی کنم

37:19.920 --> 37:20.920
تو هم باید آماده شی

37:22.070 --> 37:24.320
خوشحالم که به این موضوع اهمیت می‌دین
سرورم

37:31.710 --> 37:33.510
!باید بمیرن! همه‌اشون باید بمیرن

37:39.960 --> 37:40.510
!رائو آر

37:42.000 --> 37:42.590
!رائو آر

37:43.280 --> 37:44.070
بذار ببینم

37:44.510 --> 37:45.590
به خودت آسیب زدی؟

37:46.030 --> 37:48.000
عمه هنگ ئه، باید کمکم کنین

37:49.230 --> 37:49.960
می‌خوای

37:50.590 --> 37:51.670
ببرمت بیرون؟

37:52.440 --> 37:53.440
چه نقشه‌ای داری؟

37:55.320 --> 37:56.030
مادربزرگ فکر می‌کنه

37:56.030 --> 37:57.000
اگه من رو زندانی کنه

37:57.000 --> 37:58.320
نمی‌تونم هیچکاری کنم؟

37:59.510 --> 38:01.030
مگه اینکه اون عوضی

38:02.630 --> 38:04.510
برای همیشه توی اقامتگاه فرماندار قایم بشه

38:05.550 --> 38:06.670
همون لحظه‌ای که پاش رو بذاره بیرون

38:08.800 --> 38:10.360
برش می‌گردونم

38:12.120 --> 38:13.490
!به همون جایی که ازش اومده

38:18.340 --> 38:21.900
 ⎝هفتمین روز از ماه هفتم⎞ 

38:34.000 --> 38:35.110
این عروسک شبیه لو جو نیست؟

38:35.360 --> 38:36.070
شبیه خودته

38:41.360 --> 38:42.280
این منطقه رو خوب می‌شناسم

38:43.510 --> 38:44.480
اون هنرمند آتیش‌باز

38:44.800 --> 38:45.920
حتی یه سر سوزن هم به اندازه‌ی من خوب نیست

38:50.590 --> 38:52.150
جلوتر یه غرفه‌ست که
شیرینی‌های مخصوص جشنواره رو داره

38:53.190 --> 38:54.800
بانو، یه نگاهی بکنین، کدوم یکی رو دوست دارین؟

38:54.800 --> 38:56.000
براتون بسته‌بندی می‌کنم

38:56.150 --> 38:57.190
خیلی تازه به نظر می‌رسن

38:57.440 --> 38:58.630
همه‌اشون امروز درست شدن

38:59.190 --> 39:00.510
این یکی و این یکی

39:00.800 --> 39:01.440
البته

39:03.960 --> 39:04.880
بفرمایین، بانو

39:05.670 --> 39:07.000
امشب، بذار برات آرزوی خوشبختی کنم

39:07.400 --> 39:08.760
امیدوارم که این شیرینی‌های مخصوص جشنواره

39:08.760 --> 39:10.320
برات هوش و مهارت بیشتری به ارمغان بیارن

39:11.800 --> 39:12.920
ممنون، ژنرال چی

39:14.920 --> 39:15.920
چرا انقدر معطل می‌کنی؟

39:16.440 --> 39:17.440
نمی‌خوای سوزن خوش‌یمنی رو بندازی؟

39:18.480 --> 39:19.150
همین جلوئه

39:22.230 --> 39:23.710
شو چنگ، مگه کار مهمی نداشتی؟

39:24.110 --> 39:24.990
برو انجامش بده

39:29.760 --> 39:30.560
حواست بهش باشه

39:39.320 --> 39:40.390
بیاین یه نگاهی بندازین

39:40.710 --> 39:42.150
شیرینی‌های تازه‌ی مخصوص جشنواره دارم

39:42.520 --> 39:44.420
بیاین یه نگاهی بندازین -
تو اصلا وی رائو نیستی -

39:51.340 --> 39:53.080
لو جو توی 13 سالگی رفت جنگ

39:53.280 --> 39:55.030
اون اصلا چجوری می‌تونه
زن‌ها رو از هم تشخیص بده؟

39:56.110 --> 39:58.400
ولی من با 15 یا 16تا دخترخاله بزرگ شدم

39:59.280 --> 40:01.190
راحت می‌تونم عیب‌ها رو ببینم

40:08.070 --> 40:09.000
گوش می‌دم

40:09.670 --> 40:11.320
یه زیباروی لوس مثل اون، پوست سفیدی داره

40:11.760 --> 40:12.400
...ولی تو

40:14.350 --> 40:15.470
چشم‌هات ممکنه زیبا باشن

40:15.470 --> 40:16.720
ولی رنگ پوستت لوت می‌ده

40:17.330 --> 40:19.270
وی رائوی واقعی ابروهای کمانی و
چشم‌های نافذ

40:19.270 --> 40:20.670
و چهره‌ی یه آدم مغرور و خودسر رو داره

40:21.190 --> 40:23.070
چشم‌های تو سرزنده و تیزن

40:23.280 --> 40:24.800
و چهره‌ی یه آدم زیرک و حیله‌گر رو داری

40:25.230 --> 40:27.190
وی رائوی واقعی با ظرافت و وقار حرکت می‌کنه

40:27.510 --> 40:29.070
ولی قدم‌های تو محکم و استوارن

40:30.360 --> 40:32.280
واضحه که همون آدم نیستی

41:03.710 --> 41:05.110
پس به دست من نگاه کن

41:05.320 --> 41:06.670
چه فرقی با دست اون داره؟

41:11.470 --> 41:12.190
چیکار می‌کنی؟

41:12.480 --> 41:14.560
شوهرم تو رو یه دوست قابل‌اعتماد می‌دونه

41:14.560 --> 41:15.360
یه برادر قسم‌خورده

41:15.710 --> 41:16.960
ولی وقتی اون نیست

41:16.960 --> 41:18.150
جرات می‌کنی با همسرش انقدر
!بی‌ادبانه حرف بزنی

41:18.400 --> 41:20.150
فقط تو نیستی که می‌تونی
چهره‌ی افراد رو بخونی

41:20.800 --> 41:21.880
!منم می‌تونم

41:23.760 --> 41:25.190
چشم‌های تو گود و توخالیه

41:25.190 --> 41:26.110
ابروهات کج و چشم‌هات هم هرز می‌ره

41:26.150 --> 41:27.840
!چهره‌ی یه آدم هرزه‌ی گرسنه رو داری

41:28.440 --> 41:30.880
پس تو یه عوضی بی‌شرمی

41:31.280 --> 41:33.230
به محض اینکه یه بانوی زیبا ببینی تبدیل
به یه آدم دو رو و بی‌وفا می‌شی

41:33.230 --> 41:34.030
!خیلی بی‌شرمی

41:34.110 --> 41:35.230
چطور جرات می‌کنی

41:35.230 --> 41:37.310
به اندام زن‌برادرت نگاه کنی؟ شرم و حیا نداری؟

41:37.920 --> 41:39.400
حتی جرات می‌کنی با زن‌برادرت لاس بزنی؟

41:39.400 --> 41:40.210
!خیلی بی‌حیایی

41:40.710 --> 41:42.710
چرت و پرته! من خیلی جذابم

41:42.710 --> 41:43.590
کجای ابروها و چشمم کجه؟

41:44.070 --> 41:44.480
...تو

41:45.630 --> 41:47.440
!کمک! یکی توی خیابون شرقی به قتل رسیده

41:47.670 --> 41:49.550
!یه قتل اتفاق افتاده! به مقامات خبر بدین

41:50.360 --> 41:51.230
همونطور که انتظار می‌رفت

41:52.030 --> 41:53.840
ارباب لو زخمی شده، باید کمکش کنم

41:54.510 --> 41:55.800
از بانو رائو محافظت کن

42:51.230 --> 42:52.590
!عقب‌نشینی کنین! زود باشین

42:57.760 --> 42:58.880
به اندازه‌ی کافی منتظرت موندم

42:59.150 --> 43:00.150
فکر می‌کنی کجا می‌ری؟

43:05.400 --> 43:06.110
کجاست؟

43:06.670 --> 43:07.840
مگه نگفتم حواست بهش باشه؟

43:11.510 --> 43:12.030
اون طرف رو بگردین

43:20.710 --> 43:22.070
بانوی من، اونا رفتن

43:29.440 --> 43:30.320
چی جونگ کای

43:29.440 --> 43:30.320
چی جونگ‌ کای هم

43:30.350 --> 43:31.510
فقط مایه‌ی دردسره

43:32.440 --> 43:33.890
موقع سر و کله زدن باهاش

43:34.440 --> 43:35.550
باید حتی بیشتر حواسم رو جمع کنم

43:36.090 --> 43:37.380
!بیاین تماشا کنین

43:38.060 --> 43:39.300
!فانوس‌های آرزوی شناور

43:39.800 --> 43:40.670
بانوی من، نگاه کنین

43:40.800 --> 43:42.480
اون‌ طرف دارن با فانوس‌ها آرزو می‌کنن

43:42.800 --> 43:43.460
!بیاین تماشا کنین

43:45.510 --> 43:47.280
!فانوس‌های آرزوی شناور! بیاین ببینین

43:48.280 --> 43:50.280
!عالیه -
!محشره -

43:52.100 --> 43:54.290
!عالیه -
!محشره -

43:54.440 --> 43:56.190
!عالیه -
!محشره -

44:07.840 --> 44:08.620
<i> آسمان‌</i>

44:09.280 --> 44:11.880
<i>لطفا مادرم و هونگ‌ شیان رو در امان نگه دار</i>

44:12.030 --> 44:12.530
!برین کنار

44:12.840 --> 44:13.470
!از سر راه گم شین

44:14.440 --> 44:14.920
!برین کنار

44:15.360 --> 44:15.880
!بانوی من

44:16.110 --> 44:17.080
!همه‌ی کسایی که اون پایینین، برین پی کارتون

44:19.190 --> 44:19.920
!برین کنار

44:24.030 --> 44:24.670
!گم شین

44:25.510 --> 44:26.280
!همین الان، برین کنار

44:28.630 --> 44:30.780
!بانو رائو، بانو رائو

44:30.880 --> 44:32.200
!نمی‌تونین این کار رو بکنین -
!چطور جرات کردی بهم خیانت کنی -

44:32.230 --> 44:32.790
!بی تائو

44:36.710 --> 44:38.150
!این زنیکه‌ی بدذات رو بگیرین

44:51.540 --> 44:53.130
مگه تو خیلی باهوش نبودی؟

44:53.550 --> 44:55.030
مگه همیشه یه کلکی توی آستینت نداشتی؟

44:55.510 --> 44:57.000
حتی سر مادربزرگم رو هم
گول مالیدی تا باورت کنه

44:57.070 --> 44:58.070
و من رو زندانی کنی

44:58.400 --> 44:59.670
فکر کردی می‌تونی جای من رو بگیری

44:59.670 --> 45:01.110
و بشی عروس اقامتگاه فرماندار؟

45:01.590 --> 45:03.150
!مگه توی خواب ببینی

45:04.320 --> 45:06.880
اگه لو جو بفهمه زنی که گرفته

45:06.880 --> 45:08.670
هیچی جز یه زنیکه‌ی لجن‌کش

45:08.670 --> 45:10.110
کثیف و نجس نبوده

45:10.110 --> 45:11.800
!از شدت چندش بالا میاره و می‌میره

45:12.230 --> 45:13.840
!دختر فریبکاری که جای یکی دیگه رو می‌دزده

45:14.510 --> 45:16.040
تو پست و حقیر آفریده شدی

45:16.190 --> 45:17.320
باید حد و مرزت رو می‌شناختی

45:17.320 --> 45:18.880
!و تمام عمرت توی همون لجن‌زار می‌موندی

45:19.280 --> 45:21.620
خواستی به زندگی‌ای دست‌درازی کنی که مال تو نبود

45:21.800 --> 45:23.480
!این هم مجازات کارته

45:23.880 --> 45:26.480
!بمیر! فقط بمیر

45:43.440 --> 45:44.030
نفس نمی‌کشه

46:12.820 --> 46:15.540
 ♪ببین چه بهایی رو با خونش پرداخت کرد♪ 

46:15.700 --> 46:18.500
 ♪و نیمی از عمرش، به دست سرنوشت زندانی♪ 

46:18.580 --> 46:20.820
 ♪ببین چطور با دست‌های خودش♪ 

46:21.140 --> 46:24.020
 ♪مه سرد یه زندگی حقیر رو از بین می‌بره♪ 

46:24.500 --> 46:26.380
 ♪تا ردای شکوه و جلال رو به تن کنه♪ 

46:26.420 --> 46:28.060
 ♪هر قدمش روی لبه‌ی تیغه‌ست♪ 

46:28.220 --> 46:29.980
 ♪به چشم این دنیا♪ 

46:29.980 --> 46:32.500
 ♪اون فقط یه پرنده‌ست یه گل یه اسباب‌بازی♪ 

46:32.860 --> 46:35.940
 ♪ولی با یه حرکت، ابرها رو کنار می‌زنه♪ 

46:36.340 --> 46:40.620
 ♪تا جایی که کل وجودش به دود تبدیل بشه♪ 

46:41.860 --> 46:44.620
 ♪یه بازی توی دل بازی دیگه و سرنوشتی فراتر از سرنوشت♪ 

46:44.820 --> 46:49.740
 ♪کی مهره رو حرکت می‌ده؟ کی گوش به فرمانه؟♪ 

46:49.760 --> 46:50.910
نگاه کنین! اون‌ طرف چه خبر شده؟

46:52.470 --> 46:53.860
یکی افتاده توی آب؟

46:54.960 --> 46:56.020
!بانو رائو

46:56.450 --> 46:57.280
!عجله کنین! یالا

46:57.770 --> 46:58.250
!زود باشین

46:58.860 --> 47:00.340
 ♪یه آتیش سرکش به پا می‌کنه♪ 

47:00.500 --> 47:01.900
 ♪زنجیرهای اسارت رو توی شعله‌ها خاکستر می‌کنه♪ 

47:02.110 --> 47:02.550
!اون ‌طرف

47:03.230 --> 47:03.690
!زود باشین

47:04.900 --> 47:05.660
!یکی نجاتش بده

47:05.800 --> 47:07.330
!تو یه اشراف‌زاده‌ای! تو خیلی مهمی

47:07.710 --> 47:09.400
آسمان این ‌همه بهت لطف داده

47:09.440 --> 47:10.590
!ولی خودت همه‌اش رو به باد دادی

47:10.710 --> 47:11.960
حالا که گذشته
دوباره می‌خوای پسشون بگیری؟

47:12.190 --> 47:13.400
!نمی‌تونی هم خدا رو بخوای هم خرما رو

47:13.880 --> 47:14.880
می‌خوای ببینی کی می‌بره؟

47:15.190 --> 47:17.400
منی که از توی لجن و بدبختی جنگیدم و بالا اومدم

47:17.590 --> 47:19.190
یا تویی که لای پر قو بزرگ شدی؟

47:19.630 --> 47:20.920
!ببینیم کدوممون جون سخت‌تره

47:28.140 --> 47:30.140
 ♪دل‌ها سرد می‌شن و تیغ‌ها سردتر♪ 

47:30.220 --> 47:33.580
 ♪یه بازی توی دل بازی دیگه و سرنوشتی فراتر از سرنوشت♪ 

47:35.000 --> 47:37.650
!کمک! یکی کمک کنه

47:38.030 --> 47:38.670
!بانوی من -
!لب رودخونه -

47:39.320 --> 47:40.380
!سرورم -
!یکی کمک کنه -

47:40.380 --> 47:41.870
!سرورم -
!دارن یکی رو می‌کشن -

47:42.530 --> 47:43.330
!سرورم

47:44.260 --> 47:45.720
!کمک! سرورم

47:46.190 --> 47:47.220
!بانوی من

47:49.650 --> 47:50.500
حتی یه کلمه هم حرف نمی‌زنی

47:50.670 --> 47:52.450
اگه بفهمه، جفتمون مردیم

47:53.620 --> 47:56.540
♪مثل یه آتیش سرکش توی دشت و صحرا شعله می‌کشه♪

47:56.860 --> 47:59.850
♪در کنار هم از این جهانِ♪

47:59.850 --> 48:04.300
♪باشکوه و دلپذیر محافظت می‌کنیم♪

48:05.100 --> 48:06.700
 ♪اون پشت این نقابه♪ 

48:07.070 --> 48:07.840
!بیا اینجا

48:08.030 --> 48:09.230
دستت می‌رسه؟

48:11.060 --> 48:12.540
 ♪یه آتیش سرکش به پا می‌کنه♪ 

48:12.700 --> 48:13.980
 ♪زنجیرهای اسارت رو توی شعله‌ها خاکستر می‌کنه♪ 

48:16.230 --> 48:16.630
!بجنب

48:17.140 --> 48:18.460
 ♪فقط یه مهره رو برمی‌داره♪ 

48:18.480 --> 48:19.280
بانوی من

48:21.510 --> 48:22.670
چی شده؟

48:24.710 --> 48:26.960
بـ... بانوی من داشتن اینجا فانوس آرزو
می‌فرستادن و دعا می‌کردن

48:26.960 --> 48:28.140
که دزدها بهشون حمله کردن

48:28.320 --> 48:29.630
به دزدیدن طلاها و اشیای
با ارزششون هم راضی نشدن

48:29.630 --> 48:30.800
می‌خواستن خود بانو رو هم بدزدن

48:30.800 --> 48:31.880
ولی تا شنیدن شما دارین تشریف میارین

48:31.880 --> 48:33.280
ترسیدن و پا به فرار گذاشتن

48:33.480 --> 48:34.620
به نگهبان‌های شهر بگین
وجب ‌به ‌وجب شهر رو بگردن

48:35.220 --> 48:36.130
اول برگردیم

48:36.810 --> 48:38.410
هنوز زخمی‌ای، بذار کمکت کنم

48:39.630 --> 48:40.440
!راه رو باز کنین

48:50.280 --> 48:51.550
!برین کنار! راه رو باز کنین

49:25.300 --> 49:30.860
 ♪نور شمع یهو پنجره رو به سردی می‌کشونه♪ 

49:31.900 --> 49:38.260
 ♪سایه‌ی کی توی دل یکی دیگه موج میندازه؟♪ 

49:39.260 --> 49:45.340
 ♪اون آه آرومه ولی مثل طبل توی گوشم می‌پیچه♪ 

49:46.540 --> 49:53.100
 ♪و دنیای دور و برمون رو توی سکوتی عجیب فرو می‌بره♪ 

49:54.060 --> 49:59.780
 ♪عادت کردم توی سرمای این دنیا قدم بزنم♪ 

50:01.060 --> 50:07.100
 ♪سایه‌های شکسته‌ی پشت این همه شکوه رو دیدم♪ 

50:08.340 --> 50:14.420
 ♪ولی تو مثل باد، آرامش چشم‌هام رو به هم می‌زنی♪ 

50:15.620 --> 50:22.500
 ♪تا این بازیِ محک زدن همدیگه، دیگه برنده و بازنده‌ای نداشته باشه♪ 

50:22.780 --> 50:29.980
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که یادم می‌ره چطور نفس بکشم♪ 

50:30.900 --> 50:37.900
 ♪نگاهت مثل آتیش لرزونطه که رازهای منو می‌سوزونه♪ 

50:38.220 --> 50:42.980
 ♪اون تیزی و جسارتی که پشت ضعفم پنهون کردم♪ 

50:43.700 --> 50:51.740
 ♪با نزدیک شدنت از هم می‌پاشه♪ 

50:51.820 --> 50:59.940
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که صدای رها شدن ضربان قلبم رو می‌شنوم♪ 

51:00.020 --> 51:06.780
 ♪توی این لحظه کی نقشه‌اش رو باخت و کی نفسش بند اومد♪ 

51:07.300 --> 51:12.780
 ♪حتی اگه هنوز هم دستم بهت نرسه♪ 
