WEBVTT

00:00.000 --> 00:15.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Kento ✧ mahur ✧ Azadeh ✧ haisi ✧ Delara ✧ MahSHid ✧ Silvia ✧

00:23.020 --> 00:25.260
 ♪ببین چه بهایی رو با خونش پرداخت کرد♪ 

00:26.020 --> 00:28.020
 ♪و نیمی از عمرش، به دست سرنوشت زندانی♪ 

00:29.020 --> 00:31.500
 ♪ببین چطور با دست‌های خودش♪ 

00:31.620 --> 00:34.020
 ♪مه سرد یه زندگی حقیر رو از بین می‌بره♪ 

00:34.940 --> 00:36.860
 ♪تا ردای شکوه و جلال رو به تن کنه♪ 

00:36.980 --> 00:38.460
 ♪هر قدمش روی لبه‌ی تیغه‌ست♪ 

00:38.700 --> 00:40.420
 ♪به چشم این دنیا♪ 

00:40.620 --> 00:43.220
 ♪اون فقط یه پرنده‌ست یه گل یه اسباب‌بازی♪ 

00:43.420 --> 00:46.300
 ♪ولی با یه حرکت، ابرها رو کنار می‌زنه♪ 

00:46.780 --> 00:51.940
 ♪تا جایی که کل وجودش به دود تبدیل بشه♪ 

00:52.740 --> 00:55.180
 ♪یه بازی توی دل بازی دیگه و سرنوشتی فراتر از سرنوشت♪ 

00:55.540 --> 01:01.660
 ♪کی مهره رو حرکت می‌ده؟ کی گوش به فرمانه؟♪ 

01:03.260 --> 01:04.980
 ♪اون پشت این نقاب♪ 

01:05.060 --> 01:06.340
 ♪سرنوشت هر روحی رو به بازی می‌گیره♪ 

01:06.420 --> 01:09.420
 ♪هر دیدار و هر قدمش پر از خطره♪ 

01:09.500 --> 01:10.940
 ♪یه آتیش سرکش به پا می‌کنه♪ 

01:11.020 --> 01:12.420
 ♪زنجیرهای اسارت رو توی شعله‌ها خاکستر می‌کنه♪ 

01:12.460 --> 01:15.220
 ♪و گل‌های یخ‌زده رو به سرنوشتشون می‌رسونه♪ 

01:15.340 --> 01:16.780
 ♪فقط یه مهره رو برمی‌داره♪ 

01:16.820 --> 01:18.140
 ♪و پای همه‌ی زمین و آسمون شرط می‌بنده♪ 

01:18.220 --> 01:21.420
 ♪نقاب دروغین ریاکاری رو از بین می‌بره♪ 

01:21.700 --> 01:24.660
 ♪یه طوفان سهمگین به پا می‌کنه♪ 

01:24.740 --> 01:30.180
 ♪تماشا کنین که چطور رها می‌شه و دنیا رو به حیرت میندازه♪ 

01:36.680 --> 01:37.980
݊ ࿙࿙𝆹𝅥   سقوط نقاب  𝆹𝅥࿚࿚ ݊  

01:37.980 --> 01:40.980
ꕁ᪣ قسمت 6 ᪣ꕁ

01:56.040 --> 01:56.840
...زخمتون

01:58.930 --> 02:00.200
باقیش رو به تو می‌سپارم

02:00.400 --> 02:01.480
خیالتون راحت باشه، سرورم

02:01.760 --> 02:03.590
من خوب از بانو مراقبت می‌کنم

02:10.960 --> 02:12.560
آب گرم به زودی آماده می‌شه

02:12.680 --> 02:15.150
لطفا اول یه کم سوپ زنجبیل بخورین
تا سرما نخورین، بانو

02:18.400 --> 02:19.680
بی تائو هم ترسیده بود

02:19.910 --> 02:20.960
نمی‌دونم زخمی شده یا نه

02:21.280 --> 02:22.400
می‌دونم

02:22.520 --> 02:24.310
قبلا بهشون گفتم زخم‌هاش رو بررسی کنه

02:24.310 --> 02:25.360
حمام کنه و لباسش رو عوض کنه

02:25.520 --> 02:26.680
وقتی تمیز شد

02:26.870 --> 02:28.310
می‌گم بیاد دیدنتون

02:33.460 --> 02:35.520
سرورم امشب کار مهمی دارن؟

02:37.680 --> 02:38.470
...خب

02:39.960 --> 02:41.240
نباید فضولی می‌کردم

02:45.520 --> 02:46.080
حالش چطوره؟

02:47.220 --> 02:47.780
بریم سر اصل مطلب

02:49.220 --> 02:50.160
همونطور که انتظار داشتی

02:50.670 --> 02:52.310
فرستادن قاتل‌ها فقط یه حواس‌پرتی بود

02:52.780 --> 02:53.870
که عمدا ما رو معطل کنه

02:54.470 --> 02:56.030
اون قاتل‌ها با رشوه‌های سنگین از طریق

02:56.120 --> 02:57.410
چندتا واسطه استخدام شده بودن

02:58.960 --> 03:00.590
و هیچکدومشون نمی‌دونن پشت ماجرا کیه

03:04.280 --> 03:05.120
سرورم

03:05.400 --> 03:07.680
جوانگ چی، خدمتکاری که امشب
مسئول جارو کردن تالار سونگ‌ یوئه بود

03:07.870 --> 03:09.520
از غیبت ارباب و خدمتکارها استفاده کرد

03:09.560 --> 03:11.030
و یواشکی رفت داخل اتاق مطالعه که دزدی کنه

03:11.470 --> 03:12.800
امنیت اتاق مطالعه ضعیف بود

03:13.030 --> 03:14.430
و تونست نامه‌ی محرمانه رو بدزده

03:14.660 --> 03:16.240
الان داره به سمت خیابون گوانگ‌ جی می‌ره

03:18.080 --> 03:19.910
این فرصت خوبیه که ببینیم

03:20.910 --> 03:21.960
ارباب این موش صحرایی واقعا کیه

03:24.380 --> 03:27.540
 ⎝اقامتگاه مرزبان شی تینگ⎞ 

03:29.700 --> 03:33.420
 ❲هان لیائو، وارث مرزبان شی تینگ❳ 

03:33.930 --> 03:34.630
ارباب

03:35.520 --> 03:36.520
لطفا یه نگاه بندازین، ارباب

03:37.430 --> 03:38.280
لو جو محتاط بود

03:38.280 --> 03:39.770
نامه‌ی محرمانه زیر کاشی زمین پنهان شده بود

03:40.100 --> 03:41.970
تونستم وقتی غافل بود بدزدش

03:42.190 --> 03:43.750
و عجله کنم بیارمش خدمتتون

03:44.680 --> 03:47.000
من شش‌سال پیش تو رو به عنوان مهره کاشتم

03:47.470 --> 03:50.630
با این حال نتونستی حتی به
اتاق‌ مطالعه‌ی تالار سونگ‌ یوئه برسی

03:55.080 --> 03:57.910
امروز بالاخره ثابت کردی که به درد می‌خوری

03:58.190 --> 03:59.530
بله، ارباب

04:11.120 --> 04:12.910
خودت ببین این چیه

04:18.430 --> 04:19.680
ای خائن، تو از سفره‌ی اربابت تغذیه می‌کنی"

04:19.870 --> 04:21.120
"پس باید بهش وفادار باشی

04:21.120 --> 04:21.470
...اون

04:21.830 --> 04:24.590
چطور تونستی با بیگانه‌ها"
تبانی کنی و باعث مشکل بشی؟

04:24.880 --> 04:26.720
خیانت تو غیرقابل بخششه

04:27.160 --> 04:28.560
گردنت رو بشور

04:28.830 --> 04:30.800
"چون حتما سر نحست رو می‌برم

04:30.800 --> 04:31.390
ارباب

04:33.430 --> 04:34.630
من رو ببخشید، ارباب

04:34.950 --> 04:35.950
...ارباب، من

04:35.950 --> 04:37.360
...نمی‌دونستم که داخلش

04:37.360 --> 04:37.870
...این

04:38.190 --> 04:38.750
ارباب

04:38.920 --> 04:40.120
لو جو یه گروه رو رهبری کرد
و دروازه‌ی اصلی رو محاصره کرد

04:41.040 --> 04:41.800
لو جو؟

04:43.120 --> 04:43.720
ارباب

04:44.160 --> 04:45.390
من رو ببخشید، جناب

04:45.510 --> 04:46.600
...من هیچی نمی‌دونستم

04:46.600 --> 04:47.270
!احمق

04:48.360 --> 04:49.870
توی تله‌اش افتادیم

05:05.270 --> 05:07.040
الان از نیمه شب گذشته

05:07.720 --> 05:10.040
می‌تونم بپرسم چه چیزی باعث شده

05:10.360 --> 05:11.720
این ساعت از شب اینجا باشین، ارباب لو؟

05:12.040 --> 05:14.560
 ❲جائو بای، جائو سونگ❳ 
ببخشید مزاحم شدم، ارباب هان

05:15.070 --> 05:16.510
یه خدمتکار داخل اقامتگاه من

05:16.680 --> 05:18.270
یه گنجینه دزدید و فرار کرد

05:18.510 --> 05:21.070
خیلی از شاهدها دیدن که به عمارت شما فرار کرد

05:21.390 --> 05:22.950
لطفا من رو همراهی کنین

05:23.960 --> 05:26.410
و اجازه بدین این دزد بی‌پروا رو بگیرم

05:28.390 --> 05:30.800
ارباب لو، شما واضح دارین می‌گین

05:31.120 --> 05:33.270
که می‌خواین اقامتگاه من رو بگردین

05:36.000 --> 05:38.190
اگه من اصرار کنم که رد کنم چی؟

05:38.630 --> 05:41.630
چیز دزدیده شده یه خنجر
دسته یشمی هدیه‌ی امپراتور فقیده

05:42.160 --> 05:44.020
دزد به خیانت بزرگی محکومه

05:44.920 --> 05:47.750
پناه دادن بهش هم به عنوان
خیانت برابر مجازات می‌شه

05:48.430 --> 05:49.950
ارباب هان، شما همیشه محتاط بودین

05:50.600 --> 05:52.120
چرا باید کار احمقانه‌ای بکنین؟

05:58.390 --> 05:59.390
ارباب لو

06:00.720 --> 06:01.510
از این طرف، لطفا

06:15.070 --> 06:15.830
چه خبره؟

06:16.270 --> 06:17.240
سریع جداشون کنین

06:51.480 --> 06:53.070
نکنه این همون دزدی باشه

06:53.070 --> 06:54.800
که دنبالش بودین، ارباب لو؟

06:55.310 --> 06:56.510
من حدود

06:56.830 --> 06:59.070
بیست‌تا سگ شکاری درنده
توی این عمارت نگه می‌دارم

06:59.560 --> 07:00.800
این دزد کور بدشانسی آورد

07:01.160 --> 07:02.390
که یهو اومد داخل

07:02.560 --> 07:04.120
و غذای نیمه‌شبشون شد

07:04.830 --> 07:06.190
می‌ترسم

07:06.390 --> 07:07.480
بی‌خود اومده باشین، ارباب لو

07:08.510 --> 07:09.870
بیاین کمک

07:10.750 --> 07:12.430
بگردین ببینین این دزد

07:12.630 --> 07:14.360
چیز ارزشمندی همراهش داره

07:15.120 --> 07:15.800
جائو سونگ

07:34.720 --> 07:36.600
ارباب هان، چه سگ‌های خوبی تربیت کردین

07:37.040 --> 07:38.720
حتی یه نفر هم زنده نموند

07:38.830 --> 07:40.310
سگ‌های من

07:40.510 --> 07:41.800
همیشه با گوشت خام تغذیه شدن

07:42.000 --> 07:43.310
درندگیشون

07:43.750 --> 07:45.360
دست کمی از گرگ‌های وحشی نداره

07:46.920 --> 07:48.510
چطوره چند نفر دیگه بفرستیم

07:48.870 --> 07:49.680
تا کمکت کنن

07:49.680 --> 07:51.830
و مسیر فرار دزد رو زیر و رو کنن

07:52.070 --> 07:54.480
تا ببینن گنج رو کجا انداخته؟

07:54.800 --> 07:56.720
دیگه آب نشده بره توی زمین که، مگه نه؟

07:58.830 --> 08:01.720
داره دیر می‌شه، نیازی نیست خودت رو به زحمت بندازی، ارباب هان

08:02.390 --> 08:03.510
خودم رسیدگی می‌کنم

08:08.680 --> 08:09.920
تا دیدار بعد

08:13.560 --> 08:14.040
بریم

08:19.000 --> 08:20.600
سفر به سلامت، ارباب لو

08:21.160 --> 08:22.480
ببخشید که بدرقه‌اتون نمی‌کنم

08:24.720 --> 08:25.950
به لطف نقشه‌ی هوشمندانه‌ی شما، ارباب

08:26.360 --> 08:27.190
اون لو

08:27.560 --> 08:28.480
هیچ شاهدی پیدا نکرد

08:28.480 --> 08:29.870
!این اوج حماقته

08:30.830 --> 08:32.320
حالا که مطمئنه کار منه

08:32.960 --> 08:34.960
این کینه و دشمنی مرگبار تا ابد ادامه پیدا می‌کنه

08:35.550 --> 08:37.150
دیگه شاهد می‌خواد چیکار؟

08:37.360 --> 08:38.200
حق با شماست، ارباب

08:40.440 --> 08:41.080
ارباب

08:41.510 --> 08:43.510
یه راز مهمی رو باید بهتون بگم

08:43.670 --> 08:45.480
من دو بار یواشکی رفتم اتاق مطالعه

08:45.480 --> 08:46.960
بار اول، نامه‌ی محرمانه رو پیدا نکردم

08:46.960 --> 08:47.960
ولی زیر بالش

08:48.080 --> 08:49.240
یه دستمال مربعی پیدا کردم

08:49.550 --> 08:50.790
چون ترسیدم شک کنه

08:50.840 --> 08:51.840
جرات نکردم برش دارم

08:51.840 --> 08:53.960
دوباره گذاشتم سر جاش، ارباب

08:54.200 --> 08:55.670
چه رازی

08:56.150 --> 08:57.870
می‌تونه زندگیت رو نجات بده؟

08:58.960 --> 09:00.670
چقدر خنده‌دار که لو جو

09:00.670 --> 09:02.320
اومده با من شاخ‌به‌شاخ بشه

09:03.480 --> 09:05.870
در حالی که از آشوبی که توی خونه‌ی خودش برپا شده خبر نداره

09:06.670 --> 09:08.790
شاید اون زن تقلبیش

09:09.550 --> 09:11.480
هنوز بتونه به دردم بخوره

09:14.020 --> 09:15.440
 ⎝شیان جوانگ⎞ 

09:15.440 --> 09:16.910
!مادربزرگ مادری

09:18.200 --> 09:19.750
!مادربزرگ مادری

09:20.150 --> 09:23.360
!منم، رائو آر، مادربزرگ مادری

09:23.960 --> 09:25.870
می‌دونی اینجا عمارت کیه؟ -
مادربزرگ -

09:25.870 --> 09:26.840
چطور جرات می‌کنی نصفه‌شبی ایجاد مزاحمت کنی؟

09:29.900 --> 09:31.150
⎨ هو جوئه، پسر ارشد خاندان هو⎬ 

09:31.150 --> 09:31.750
رائو آر

09:53.030 --> 09:55.550
اگه لو جو می‌دونست زنی که باهاش ازدواج کرده

09:55.750 --> 09:57.290
یه زن کثیف، پست

09:57.290 --> 09:58.750
و گندیده‌ست که کارش جمع کردن فضولات توی شبه

09:58.750 --> 10:00.270
از شدت نفرت دق می‌کنه

10:15.390 --> 10:16.980
بیا، این سوپ زنجبیل رو بخور

10:20.270 --> 10:22.510
مادربزرگ بی‌رحمه و به من محل نمی‌ذاره

10:23.870 --> 10:26.120
فقط مادربزرگ مادریمه که ازم دفاع می‌کنه

10:26.270 --> 10:27.200
صداش کن بیاد اینجا

10:27.200 --> 10:28.440
!بهش بگو بیاد

10:28.960 --> 10:30.270
مادربزرگ مادری برای ادای احترام به اجدادمون رفتن

10:30.480 --> 10:32.550
پدر و مادرم هم همراهش رفتن

10:32.840 --> 10:33.790
رفت و برگشتشون

10:34.030 --> 10:35.600
حداقل یه ماه طول می‌کشه

10:37.870 --> 10:39.320
می‌ترسم قبل از اینکه برگرده

10:39.910 --> 10:42.200
!اون زن بدجنس من رو از پا در بیاره

10:45.390 --> 10:46.440
همه‌اتون، مرخصین

10:52.750 --> 10:56.790
اون جایگاه من رو دزدید و دروغ رو به واقعیت تبدیل کرد

10:57.510 --> 10:59.750
دیگه هیچ راهی برام نمونده

11:00.270 --> 11:01.870
چیکار باید بکنم؟

11:03.670 --> 11:05.150
من برای تجارت همه جا سفر کردم

11:05.540 --> 11:07.550
و با هزار جور آدم حقه‌باز سر و کله زدم

11:08.460 --> 11:09.460
لازم نیست مزاحم مادربزرگ بشیم

11:09.890 --> 11:10.960
همه چیز رو به من بسپار

11:11.600 --> 11:13.480
حقت رو ازش می‌گیرم

11:19.270 --> 11:20.080
واقعا؟

11:30.080 --> 11:30.600
خیالت راحت

11:32.630 --> 11:33.670
اول، بگو ببینم

11:33.870 --> 11:35.630
اون زن دقیقا چه گذشته‌ای داره؟

11:57.120 --> 11:58.240
چی شده، بانوی من؟

12:02.720 --> 12:04.390
...بانوی من، چیکار دارین

12:04.510 --> 12:05.440
برو مطبخ

12:05.440 --> 12:06.480
و سریع یه مرغ بگیر

12:08.320 --> 12:08.910
عجله کن

12:09.750 --> 12:10.440
باشه

12:25.320 --> 12:27.270
بانوی من، دارین چیکار می‌کنین؟

12:37.270 --> 12:38.960
خروس با دمیدن سپیده سه بار می‌خونه

12:39.360 --> 12:41.000
بانگ اولش توی ساعت سه شبه

12:41.380 --> 12:42.840
بانگ سومش توی ساعت پنج شبه

12:43.360 --> 12:44.790
وقت زیادی نداریم

12:45.030 --> 12:46.390
قبل از روشن شدن کامل هوا

12:46.750 --> 12:48.030
باید یه آدم کاملا مطمئن پیدا کنیم

12:48.200 --> 12:49.150
که این بسته رو

12:49.440 --> 12:50.440
به یه جای مشخص بفرستیم

12:50.960 --> 12:53.120
خانواده‌ی مادرخونده‌ام هم جزو خدمتکار‌های جهیزیه‌ی خاندان وی هستن

12:53.360 --> 12:54.390
برادرخونده‌ام، لیانگ سای

12:54.390 --> 12:55.790
از بچگی روی کولم بزرگ شده

12:55.910 --> 12:56.960
و بیشتر از همه به حرفم گوش می‌ده

12:57.390 --> 12:58.720
خیالتون راحت، می‌شه بهش اعتماد کرد

13:23.030 --> 13:23.720
کیه؟

13:26.600 --> 13:27.480
این چیه؟

13:28.150 --> 13:29.390
این چطور سر از اینجا در آورد؟

13:32.030 --> 13:33.030
سریع -
این چیه؟ -

13:39.840 --> 13:41.440
!وای خدای من، طلائه

13:41.910 --> 13:43.240
آره، طلاست

13:43.240 --> 13:43.790
صدات رو بیار پایین

13:43.870 --> 13:44.510
طلائه

13:44.510 --> 13:45.960
ساکت باش

13:46.120 --> 13:47.610
بالاخره خدا به ما رحم کرد

13:47.720 --> 13:49.550
و یه چیزی نصیب ما فقیر بیچاره‌ها کرد -
چقدر طلا -

13:49.570 --> 13:51.440
روی پارچه‌ی دورش خونه

13:51.440 --> 13:52.910
حتما یه راهزن

13:53.150 --> 13:54.630
گنج یه خانواده‌ی ثروتمند رو دزدیده

13:54.750 --> 13:55.750
و وقتی دنبالش می‌کردن

13:55.750 --> 13:57.000
از ترس این رو اینجا انداخته

13:57.120 --> 13:59.200
راهزن حتما بعدا برمی‌گرده دنبالش

13:59.840 --> 14:01.030
و ما رو هم می‌کشه تا ساکتمون کنه

14:02.200 --> 14:02.790
درسته

14:03.150 --> 14:04.670
حتی اگه راهزن برنگرده

14:04.720 --> 14:06.840
باز برامون دردسر قانونی می‌تراشه

14:07.000 --> 14:07.960
نباید بهش دست بزنیم

14:08.150 --> 14:09.080
قطعا نباید دست بزنیم

14:09.080 --> 14:10.080
چیکار باید بکنیم؟

14:11.510 --> 14:12.440
به من گوش کنین

14:12.440 --> 14:14.720
طلاها رو برمی‌داریم و هر کدوم یه طرفی می‌ریم

14:14.840 --> 14:15.600
اینطوری دیگه

14:15.600 --> 14:17.000
نمی‌تونن ردی از ما پیدا کنن

14:20.360 --> 14:21.480
سرش دعوا نکنین

14:21.960 --> 14:22.670
مال منه

14:22.910 --> 14:23.630
مال منه

14:31.960 --> 14:32.480
بگردین

14:43.390 --> 14:44.030
سرورم

14:44.200 --> 14:45.320
با عجله اینجا رو ترک کردن

14:45.320 --> 14:46.600
حتی مرغ‌دونی رو هم خالی کردن

14:46.670 --> 14:47.790
و هیچی جا نذاشتن

14:49.010 --> 14:50.580
یه قدم ازشون عقب افتادیم، بریم

15:04.550 --> 15:06.480
وای نه، چرا دوباره برگشتن؟

15:12.000 --> 15:13.390
نزدیک بود

15:13.390 --> 15:15.320
تو رو فراموش کنم

15:18.150 --> 15:19.030
چیکار می‌کنین؟

15:19.510 --> 15:21.390
من هیچ کار اشتباهی نکردم

15:21.630 --> 15:23.480
چرا بی‌دلیل مردم رو بازداشت می‌کنین؟

15:23.790 --> 15:25.240
آروم، با ملایمت

15:26.790 --> 15:28.790
لیانگ سای گفت دوتا گروه بودن که رفتن

15:29.000 --> 15:31.750
گروه اول رو شناخت، از خاندان هو بودن

15:32.200 --> 15:34.870
مادر واقعی بانو رائو
دومین دختر خاندان جو بود

15:35.080 --> 15:36.840
بانو شو آن هم یه دختر بزرگ داشت

15:37.000 --> 15:38.910
که اولین ازدواجش با مرد نامناسبی بود

15:39.120 --> 15:40.790
و دوباره با خاندان ثروتمند هو ازدواج کرد

15:41.270 --> 15:43.960
هو جوئه پسر بزرگ خاندان هوئه‌ست

15:44.270 --> 15:45.120
پس پسرخاله‌ی اول بانو رائو

15:45.120 --> 15:47.080
به حساب میاد

15:48.270 --> 15:49.480
گروه دیگه چی؟

15:51.600 --> 15:53.030
لیانگ‌ سای بی‌سر‌و‌صدا دنبالشون رفت

15:53.390 --> 15:55.670
و فهمید اونا بانو لیو رو

15:55.670 --> 15:57.390
به در پشتی اقامتگاه مرزبان شی‌ تینگ بردن

15:57.440 --> 15:59.200
از طریق ارتباطاتش پرس‌وجو کرد

15:59.200 --> 16:01.390
و فهمید بانو لیو گردنبند مروارید تقلبی فروخته

16:01.510 --> 16:03.910
و صیغه‌ی محبوب مرزبان بزرگ رو رنجونده

16:03.910 --> 16:05.200
به شما ربطی نداره

16:06.870 --> 16:08.360
...اقامتگاه مرزبان شی‌ تینگ

16:10.480 --> 16:11.720
دایه میائو دیشب گفت

16:12.080 --> 16:13.200
که لو جو کار داشت

16:13.550 --> 16:14.600
و گوان جو هم گفت

16:14.910 --> 16:16.360
که توی اقامتگاه دنبال یه جاسوس می‌گشتن

16:16.720 --> 16:17.960
الان نمی‌تونیم نگران همه‌ی این چیزها باشیم

16:18.200 --> 16:19.550
ضیافت الان مهمه

16:19.750 --> 16:20.200
بیاین

16:25.440 --> 16:26.720
وقتی جام رو می‌گیرین

16:26.720 --> 16:28.390
دست رو زیادی دراز کردن، ظرافتتون رو خراب می‌کنه

16:28.600 --> 16:29.790
یه کم عقب بکشین

16:35.870 --> 16:37.960
بانو رائو توی نواختن سه و شنگ عالیه

16:38.320 --> 16:39.440
حیف

16:39.440 --> 16:41.510
که بانوی بزرگ می‌گه آواز و رقص کار سبکیه

16:41.600 --> 16:43.030
و نمی‌ذاره زیاد بهشون نزدیک بشه

16:43.440 --> 16:44.510
راستش

16:44.670 --> 16:46.550
مادر واقعی بانو رائو هم

16:46.550 --> 16:48.630
اون موقع یه زیباروی رقصنده‌ بود

16:49.240 --> 16:50.360
...جاسوس

16:51.550 --> 16:53.270
...اقامتگاه مرزبان شی‌ تینگ

16:55.270 --> 16:56.390
...عمارت

16:59.910 --> 17:00.550
بی تائو

17:00.870 --> 17:02.080
دوباره با جزییات

17:02.240 --> 17:03.870
درباره‌ی پیشینه‌ی اقامتگاه مرزبان شی‌ تینگ

17:04.160 --> 17:05.830
و ارتباطش با اقامتگاه فرماندار بهم بگو

17:06.270 --> 17:07.350
شنیدم

17:07.350 --> 17:09.350
هان لیائو، وارث مرزبان شی‌ تینگ

17:09.750 --> 17:11.510
دشمن قسم‌خورده‌ی ارباب لوئه

17:14.440 --> 17:15.160
بانو

17:15.160 --> 17:16.160
سرورم اومدن

17:19.880 --> 17:20.680
سرورم

17:21.960 --> 17:22.320
در رو باز کن

17:28.960 --> 17:30.680
دیشب افتادم توی آب و سرما خوردم

17:31.680 --> 17:32.920
و تازه دارو خوردم و دراز کشیدم

17:33.480 --> 17:34.350
از افتادن توی آب ترسیدی

17:34.640 --> 17:36.400
اگه نادیده بگیرمت، مادربزرگ سرزنشم می‌کنه

17:36.680 --> 17:38.880
یه نگاه میندازم که خوب باشی، بعد می‌رم
در رو باز کن

17:39.350 --> 17:41.030
خیلی مریضم و حال لباس پوشیدن ندارم

17:41.550 --> 17:42.960
و نمی‌خوام کسی رو ببینم

17:44.000 --> 17:45.510
لطفا منو ببخش، سرورم

17:52.000 --> 17:53.110
پس خوب استراحت کن

18:01.590 --> 18:04.070
چرا سرورم رو ندیدین، بانوی جوان؟

18:04.830 --> 18:06.310
اگه توی همه‌ چیز تسلیمش بشم

18:07.030 --> 18:08.590
بیشتر از قبل تحقیرم می‌کنه

18:08.920 --> 18:09.880
به علاوه

18:10.000 --> 18:11.200
کارهای مهم‌تری دارم

18:11.590 --> 18:12.410
و نمی‌تونم بهش بپردازم

18:26.880 --> 18:29.170
"یه بانوی جوان"

18:29.930 --> 18:31.640
آخرین حرف رو واضح نمی‌تونم بخونم

18:32.640 --> 18:34.200
حتی متوجه نشده بودم

18:34.400 --> 18:35.440
که اینجا حروفی هست

18:36.400 --> 18:37.480
"یه بانوی جوان"

18:38.790 --> 18:41.030
یعنی دخترهایی که قدشون کمتر از شش چی هست

18:41.790 --> 18:43.310
بیشترشون از شش‌ سالگی

18:43.590 --> 18:46.270
تو کارگاه‌های دولتی یا خصوصی شروع به کار می‌کردن

18:48.920 --> 18:50.880
مخفیانه اسمشون رو زیر جام‌های بی‌اهمیت
حک می‌کردن

18:51.070 --> 18:54.270
احمقانه امیدوار بودن مثل استادکارهای حرفه‌ای

18:54.440 --> 18:56.440
اسم در کنن و خانواده‌اشون رو سیر کنن

18:59.920 --> 19:01.480
ولی این فقط یه خیال خام بود

19:03.480 --> 19:04.750
چطور ممکنه اشراف‌زاده‌ها

19:04.880 --> 19:06.240
همچین حرکت ناچیزی رو ببینن؟

19:12.590 --> 19:13.270
بی تائو

19:15.270 --> 19:16.640
الان همه جا خطر در کمینه

19:18.070 --> 19:19.640
و همه جون من رو می‌خوان

19:20.110 --> 19:21.310
برای حفظ امنیتم

19:22.920 --> 19:24.200
باید یه راهی پیدا کنم

19:26.200 --> 19:28.270
که کل پایتخت من رو بشناسن

19:31.350 --> 19:33.030
و فقط من رو به رسمیت بشناسن

19:38.900 --> 19:39.550
چی؟

19:40.880 --> 19:42.640
می‌خوای تولد مادرم رو برگزار کنی؟

19:43.270 --> 19:44.350
نمی‌شه

19:45.240 --> 19:46.030
چرا نه؟

19:46.440 --> 19:48.930
این محبت و فداکاری عروس نوه‌ست

19:49.830 --> 19:51.350
چرا اشکال داشته باشه؟

19:53.830 --> 19:55.550
منظورش اینه که

19:55.960 --> 19:58.110
برگزاری ضیافت تولد با مهمون‌های زیاد

19:58.110 --> 19:59.270
که خانواده‌های اشرافی جمع می‌شن

19:59.310 --> 20:01.310
چیزی نیست که سبک گرفته بشه

20:01.680 --> 20:02.510
سال‌های قبل

20:02.510 --> 20:04.750
من و خواهرشوهرم با هم برگزارش می‌کردیم

20:04.750 --> 20:06.750
و به سختی می‌تونستیم بدون خطا از پسش بربیایم

20:07.510 --> 20:08.720
امسال، خود فرماندار

20:08.720 --> 20:10.350
مخصوصا پیغام داد

20:10.720 --> 20:13.160
که باید باشکوه و شاد

20:13.160 --> 20:14.440
و پرجنب‌وجوش و آبرومند باشه

20:16.310 --> 20:18.440
رائو تازه ازدواج کرده

20:18.640 --> 20:20.030
جوونه و زود تحت فشار قرار می‌گیره

20:20.400 --> 20:22.590
اگه جایی کم کاری کنه

20:23.110 --> 20:24.440
یا نتونه جمع رو کنترل کنه

20:25.200 --> 20:27.830
و مردم بیرون شروع کنن به حرف و حدیث درست کردن

20:27.880 --> 20:30.310
این به محبت و فداکاریش آسیب نمی‌زنه؟

20:30.310 --> 20:31.110
دقیقا

20:33.510 --> 20:36.750
رائو، تو جوون و بی‌تجربه‌ای

20:37.310 --> 20:38.480
این مراسم تولد

20:38.480 --> 20:39.750
مسخره نیست

20:39.750 --> 20:41.160
و بازی بچه‌گونه نیست

20:42.920 --> 20:44.640
باید چند سال دیگه تجربه کسب کنی

20:44.720 --> 20:45.960
تا بتونی مسئولیت بگیری

20:47.440 --> 20:49.110
می‌دونم هوای منو دارین، مادر

20:49.720 --> 20:51.830
اما وقتی اقامتگاه لو قبلا درهاش رو بست

20:52.030 --> 20:54.110
کلی شایعه‌ی بی‌اساس بیرون پخش شد

20:54.720 --> 20:56.510
بعضی‌ها می‌گن شوهرم شدیدا زخمیه

20:57.510 --> 20:59.880
و خانواده‌ی لو از این به بعد افول می‌کنه

21:00.750 --> 21:02.590
بعضی‌ها می‌گن، عروس جدید، زشته

21:02.590 --> 21:04.000
و جرات نمی‌کنه مهمون‌ها رو ببینه

21:04.000 --> 21:04.400
...این

21:04.400 --> 21:05.830
و کسایی که نیت بدی دارن

21:06.160 --> 21:07.200
شایعه ساختن

21:07.750 --> 21:09.240
که شوهرم توی خط مقدم شکست خورده

21:09.240 --> 21:10.240
و لطف عالیجناب رو از دست داده

21:11.070 --> 21:12.350
...همه جور شایعه‌ی غیرقابل تحمل

21:12.640 --> 21:14.790
دقیقا برای همینه که فرماندار
یه مراسم باشکوه می‌خواد

21:15.720 --> 21:17.830
واقعا همچنین چیزی صحت داره؟

21:18.030 --> 21:20.270
این شایعات حتی به گوش من هم رسیده

21:20.350 --> 21:22.680
پس من هم موافقم که رائو باید پا پیش بذاره و ظاهر بشه

21:22.920 --> 21:24.550
ضیافت تولد رو طبق سنت

21:24.550 --> 21:26.550
و با راهنمایی دو خواهرشوهرش برگزار کنین

21:26.640 --> 21:28.550
و از این فرصت استفاده کنین تا از مهمون‌ها دیدن کنه

21:28.720 --> 21:30.790
اینطوری اون شایعات بی‌اساس و شرم‌آور تموم می‌شه

21:32.640 --> 21:33.350
...ولی

21:33.350 --> 21:34.640
ولی چی؟

21:35.160 --> 21:36.750
تو یه بزرگتری

21:36.750 --> 21:38.310
وقتی ازت خواستن که راهنماییش کنی

21:38.550 --> 21:40.720
هنوز داری اینجا بهونه میاری

21:40.720 --> 21:42.070
...مادر -
خفه شو -

21:45.000 --> 21:46.160
گوش دادن به مادر توی همه چی

21:46.480 --> 21:47.480
هیچوقت اشتباه نیست

21:49.790 --> 21:51.790
رائو، پس

21:52.110 --> 21:53.830
همونطور که گفتی عمل می‌کنیم

21:55.960 --> 21:57.270
تو

21:57.510 --> 21:58.960
واقعا خیلی عجولی

21:59.310 --> 22:00.110
از کجا می‌دونی

22:00.110 --> 22:02.110
که تدارک دیدن یه ضیافت تولد چه سختی‌هایی داره؟

22:03.830 --> 22:06.550
اونموقع که برای اولین بار با ازدواج به این خانواده ملحق شدم

22:07.000 --> 22:09.310
من هم ساده‌لوح و مغرور بودم

22:09.960 --> 22:13.030
پشت سرم، توطئه‌های زیادی رو تحمل کردم

22:13.270 --> 22:14.160
کلمات نمی‌تونن سختیش رو

22:14.160 --> 22:15.440
توصیف کنن

22:16.510 --> 22:17.240
وان نیانگ

22:17.310 --> 22:17.720
رائو

22:17.720 --> 22:18.640
عمه‌ی چهارم

22:20.440 --> 22:22.680
توی سال‌های قبل، روال برگزاری جشن تولد مادربزرگ چطوری بود؟

22:22.880 --> 22:25.550
من هنوز باید با شما، مادر و عمه‌ی چهارم، مشورت کنم

22:25.590 --> 22:27.240
اینا صرفا روش‌هایی منسوخ

22:27.240 --> 22:28.590
و سنت‌هایی نانوشته‌ان

22:28.960 --> 22:31.040
بخش سختش، آوردن ایده‌های جدید بهشه

22:31.890 --> 22:33.070
بیا همینطور که راه می‌ریم حرف بزنیم

22:35.590 --> 22:35.950
بیا

22:42.720 --> 22:43.160
بیا

22:45.680 --> 22:47.480
فکر می‌کردم راحت می‌شه باهاش کنار اومد

22:47.640 --> 22:49.350
هیچوقت انتظار نداشتم که اون توی میزبانی ضیافت

22:49.750 --> 22:51.640
بی‌سروصدا همه‌ی توجه‌ها رو به خودش جلب کنه

22:52.400 --> 22:53.240
خانواده وی

22:53.920 --> 22:55.350
خیلی‌وقت پیش یه زن روباه‌صفت به دنیا آوردن

22:55.640 --> 22:57.480
اونا هیچوقت یه خانواده آبرومند نبودن

22:57.640 --> 22:59.200
بانوی بزرگ اصلا گوش نمی‌داد

22:59.400 --> 23:02.790
دیر یا زود، اون دردسر درست می‌کنه و آبروی خانواده‌امون رو می‌بره

23:03.030 --> 23:04.920
چرا به خاطر یه بانوی جوان عصبانی می‌شی؟

23:05.440 --> 23:06.440
مادرشوهرش

23:06.440 --> 23:08.270
به خاطر نادونیش مایه‌ی تمسخر و خنده شد

23:08.270 --> 23:10.750
تا سال‌ها بعدش، جرأت نکرد مدیریت خونه رو به عهده بگیره

23:11.070 --> 23:13.270
حالا که خودش اصرار داره سرش رو به سنگ بکوبه

23:13.680 --> 23:15.270
آخرش آبروی خانواده‌ی پسره رو می‌بره

23:15.790 --> 23:17.240
متوقف کردنش غیرضروری بود

23:19.070 --> 23:20.270
واقعا

23:20.640 --> 23:22.440
از نحوه‌ی نشستن مهمون‌های مرد و زن گرفته

23:22.440 --> 23:24.480
تا ارزن لازم برای آش خیریه‌ی بانوی بزرگ‌

23:25.680 --> 23:27.590
و حتی آداب و ممنوعیت‌های خاص هر خانواده

23:27.640 --> 23:29.670
کدوم یکی از اینا می‌تونه بدون نظارتت پیش بره؟

23:30.160 --> 23:32.070
مادرشوهر فروتنش

23:32.480 --> 23:34.070
یه هشدار واضحه

23:34.480 --> 23:35.480
فقط ببین

23:36.350 --> 23:37.640
وقتی یه بار خیلی خودش رو مسخره کنه

23:37.830 --> 23:40.110
اون مطمئنا به زانو میفته و ازت التماس می‌کنه

23:41.480 --> 23:42.270
تو

23:45.510 --> 23:46.880
فورا جلوی مادربزرگ زانو بزن

23:47.350 --> 23:48.590
بگو که جوون و احمق بودی

23:48.640 --> 23:49.920
نسنجیده قبول کردی و حالا پشیمونی

23:50.480 --> 23:51.720
وقتی به یه بزرگ‌تر قول دادم

23:51.720 --> 23:52.920
چطوری می‌تونم راحت زیر قولم بزنم؟

23:53.240 --> 23:55.200
تو با عجله همچین وظیفه‌ی مهمی رو قبول کردی

23:55.400 --> 23:57.550
اگه خوب انجام بشه، عمه به خاطر آموزشت اعتبار می‌گیره

23:57.680 --> 23:58.550
اگه خوب انجام نشه

23:59.070 --> 24:00.830
این ثابت می‌کند که نادون و بی‌کفایتی

24:01.310 --> 24:03.310
زیر نگاه تیزبین همه

24:04.440 --> 24:05.830
تو هیچوقت بهتر نمی‌شی

24:06.350 --> 24:07.270
...مادر اینجوری بود چون

24:10.270 --> 24:12.830
اگه نمی‌ری، من به جات حرف می‌زنم

24:13.160 --> 24:14.070
مادربزرگ گفت

24:15.350 --> 24:16.550
که چه خوب از آب دربیاد چه نیاد

24:17.310 --> 24:18.640
این نشون دهنده‌ی احترام فرزندیمه

24:19.030 --> 24:21.240
با راهنمایی‌های مادر و عمه‌ی چهارمم،

24:21.400 --> 24:22.510
...و کمکت بهم

24:22.510 --> 24:24.000
من کی گفتم کمکت می‌کنم؟

24:28.000 --> 24:29.640
من به به این خانواده تعلق دارم

24:30.560 --> 24:32.850
هر افتخار یا ننگی مربوط به همین خانواده‌ست

24:34.830 --> 24:37.000
دلت میاد من رو درمونده ول کنی

24:37.350 --> 24:38.640
و مایه‌ی خنده و تمسخر بقیه بکنی؟

24:43.790 --> 24:45.640
لطفا به همه دستور بدین

24:45.920 --> 24:46.920
از امروز

24:47.160 --> 24:48.550
همه‌ی کارکنان خانواده

24:48.920 --> 24:50.160
در اختیار منن

24:52.550 --> 24:53.880
تو جسور

24:54.350 --> 24:55.400
و سرسختم

24:58.510 --> 25:01.070
سرورم، چیزی که شده، دیگه شده

25:01.790 --> 25:02.920
نمی‌شه تغییر کنه

25:16.070 --> 25:17.350
 ⎝سالن سونگ یو⎞ 
این چیدمان

25:17.350 --> 25:18.790
تالار و باغ برای روزِ ضیافته

25:18.790 --> 25:20.350
لطفا بررسیش کن، بانوی جوان

25:20.550 --> 25:21.510
بانوی جوان

25:21.830 --> 25:23.270
بانوی بزرگ قصد دارن

25:23.270 --> 25:24.830
چندتا میز اضافی توی باغ بچینن

25:25.110 --> 25:27.440
تا فقط اعضای نزدیک خاندان و فامیل رو دعوت کنن

25:27.830 --> 25:29.200
خانواده جو پیغام فرستادن

25:29.310 --> 25:31.070
که بانوی جو بزرگ زمین خورده

25:31.240 --> 25:33.510
و توی حرکت‌کردن مشکل داره و به جمع‌های پرهیاهو نمیاد

25:33.750 --> 25:36.270
خانواده‌ی رن عذرخواهی کردن و گفتند ارباب رن

25:36.400 --> 25:37.960
به‌زودی توی چینگ جو کارش رو شروع می‌کنه

25:38.310 --> 25:40.000
خونه‌شون بهم‌ریخته‌ست

25:40.000 --> 25:41.270
پس همه نمی‌تونن بیان

25:41.400 --> 25:43.160
بعضی از فامیل از مسیر زیاد گِله کردن

25:43.160 --> 25:44.590
و خواستن براشون ارابه ببرین

25:44.790 --> 25:46.000
بقیه مسن‌ان

25:46.000 --> 25:47.240
و برای اومدن زیادی مغرورانه رفتار می‌کنن

25:47.310 --> 25:51.000
بانوی بزرگ هر سال به مناسبت روز تولدش، حیوانات اسیر رو آزاد می‌کنه

25:51.170 --> 25:53.160
علاوه بر ماهی‌ها و پرنده‌ها

25:53.160 --> 25:54.720
دیگه چی لازمه آماده شه؟

25:54.960 --> 25:57.310
فوریه، چطوری می‌تونیم مضطرب نباشیم؟

25:58.560 --> 25:59.380
چیکار باید بکنیم؟

26:06.440 --> 26:09.030
جایی که مشروب چیولوبای مورد علاقه فرماندار توش درست می‌شد، دچار یه فاجعه شده

26:09.310 --> 26:10.720
لان شنگ یا زی هونگ هوا یینگ

26:10.720 --> 26:11.720
کدوم یکی باید جایگزینش شه؟

26:11.720 --> 26:12.440
عمه

26:12.790 --> 26:14.240
رائو بارها و بارها ازتون دعوت کرده

26:14.310 --> 26:16.200
حتما می‌خواد توانایی‌هاش رو نشون بده

26:16.200 --> 26:17.550
باید بری داخل و یه نگاهی بندازی

26:18.720 --> 26:19.830
بانوی اول رسید

26:19.830 --> 26:20.790
اول من

26:29.160 --> 26:29.960
مادر

26:31.680 --> 26:33.000
منتظرت بودم

26:40.680 --> 26:41.480
رائو

26:41.830 --> 26:43.640
اومدیم تا ببینیم چطوری خونه رو اداره می‌کنی

26:43.960 --> 26:45.160
عمه اصلا

26:45.640 --> 26:47.240
به اینجور صحنه‌ها عادت نداره

26:48.030 --> 26:49.880
بهتره کاری نکنیم که احساس ناراحتی کنه

26:50.550 --> 26:51.350
مادر

26:51.440 --> 26:53.310
تازه چند روز پیش با خاندان فرماندار وصلت کردم

26:53.350 --> 26:54.640
مگه چقدر تجربه دارم؟

26:55.720 --> 26:57.510
تصمیم‌گیری‌هام رو به شما می‌سپرم

26:58.110 --> 26:59.030
با اینجا نشستن

26:59.640 --> 27:00.790
همه‌ی حمایتتون رو بهم نشون می‌دین

27:03.350 --> 27:05.240
از اثاثیه‌ی داخل تالار یه فهرست درست کن

27:05.720 --> 27:08.070
و با بانو چینگ تونگ توی
حیاط بانوی بزرگ بررسیش کن

27:08.350 --> 27:10.350
برای کم و زیاد یا کردن چیزی
مستقیم از خودش بپرس

27:10.550 --> 27:11.510
فقط ازش بپرس

27:11.510 --> 27:12.110
بله

27:12.240 --> 27:13.940
خاندان‌های جو و رن با همدیگه فامیلن

27:14.200 --> 27:15.720
به عنوان یه تازه‌وارد، نمی‌تونم تصمیمی بگيرم

27:16.110 --> 27:17.310
فردا، حدود ساعت 6:15 صبح

27:17.310 --> 27:18.640
به تالار وان شیانگ می‌رم

27:18.880 --> 27:20.310
و جواب‌های هر دو خاندان رو
جلوی هر دوتا زن‌عموم

27:20.440 --> 27:22.590
به بانوی بزرگ گزارش می‌دم

27:22.750 --> 27:25.030
یه فهرست از همه‌ی فامیل‌هایی
که قرار نیست بیان درست کن

27:25.110 --> 27:27.010
و همه‌‌اشون رو بهش گزارش می‌دم

27:27.400 --> 27:28.960
نیازی نیست به خودت زحمت بدی

27:29.510 --> 27:30.080
بله

27:30.920 --> 27:33.680
برای پول خرج کردن، لباس دوختن

27:34.270 --> 27:35.680
پرنده پرورش دادن، به ماهی‌ها غذا دادن

27:36.160 --> 27:39.160
به گیاه‌های باغ رسیدگی کردن
و رسیدگی به خوراکی و نوشیدنی

27:41.310 --> 27:42.240
فکر کردم

27:42.400 --> 27:44.550
همه‌اتون توی کارهاتون‌ خبره باشین

27:45.030 --> 27:47.170
و بدون هیچ ایرادی
همه چیز رو منظم انجام می‌دین

27:48.510 --> 27:50.640
حتی می‌خواستم دو نفر
که کاربلد هستن رو انتخاب کنم

27:50.640 --> 27:51.920
و به بانوی بزرگ گزارش بدم

27:51.920 --> 27:53.680
تا اونا رو به سرخدمتکار‌ ترفیع بده

27:54.200 --> 27:55.400
انتظار نداشتم

27:55.960 --> 27:57.640
که همه‌اتون انقدر ناکارآمد باشین

27:58.160 --> 28:00.830
برای هر کار کوچیکی
از سرپرستتون سوال می‌پرسین

28:01.240 --> 28:02.720
اگه این کار رو از قصد انجام نمی‌دین

28:03.000 --> 28:04.480
اصلا به درد این کار نمی‌خورین

28:04.680 --> 28:06.680
اگه می‌خواستم مثل وقتی که خونه‌ام، تند رفتار کنم

28:06.830 --> 28:08.200
بدون هیچ سوالی

28:08.200 --> 28:09.400
اخراجتون می‌کردم

28:11.830 --> 28:15.240
با این حال، زمان زیادی از اینجا بودنم نمی‌گذره

28:15.960 --> 28:18.160
برای همین با شخصیت‌هاتون آشنایی ندارم

28:18.830 --> 28:20.200
نمی‌دونم که به کی ترفیع بدم

28:20.270 --> 28:21.480
و کی رو اخراج کنم

28:21.920 --> 28:24.680
پس، لطفا تصمیم بگیرین،‌ مادر

28:25.240 --> 28:26.030
من؟

28:27.030 --> 28:27.830
دایه میائو

28:28.680 --> 28:29.680
نگران نباشین، بانو

28:30.550 --> 28:33.440
خانواده‌ی من سه نسله‌
که به این خاندان خدمت می‌کنه

28:33.440 --> 28:36.200
من از همه بهتر اخلاق و
توانایی‌های خدمتکارها رو می‌شناسم

28:36.550 --> 28:38.960
چه وفادار باشن چه خائن
چه صادق باشن چه حقه‌باز

28:39.070 --> 28:41.160
هیچکس نمی‌تونه از چشم من پنهون بمونه

28:42.920 --> 28:45.920
عمه، مگه شما از همه بیشتر
از همچین صحنه‌هایی نمی‌ترسین؟

28:46.200 --> 28:46.880
...چرا

28:47.030 --> 28:47.400
...ما

28:47.750 --> 28:49.550
مادر، مادرِ وارث

28:50.070 --> 28:52.720
و بانوی اولِ قانونی اقامتگاه فرماندارن

28:53.270 --> 28:54.880
شما فقط همینجا بشینین و اوضاع رو اداره کنین

28:55.000 --> 28:56.640
دایه میائو وظایف رو تقسیم می‌کنه

28:57.310 --> 28:58.960
اگه کسی جرات کنه توی کارش کوتاهی کنه

28:59.400 --> 29:00.640
تظاهر به اطاعت کنه

29:00.790 --> 29:02.030
یا عمدا دردسر درست کنه

29:03.030 --> 29:04.960
فقط به جائو سونگ بگین
بیرون بکشدش و شلاقش بزنه

29:05.790 --> 29:08.200
ارباب لو گفته نمی‌تونه یه عمارت رو اداره کنه

29:08.200 --> 29:09.160
ولی می‌تونه یه ارتش رو فرماندهی کنه

29:09.960 --> 29:12.960
بعد از بیست ضربه شلاق نظامی
که گوشت تنشون رو پاره کنه

29:13.160 --> 29:15.070
همه‌اشون بی‌چون‌ و چرا اطاعت می‌کنن

29:19.400 --> 29:21.200
پس، امتحانش می‌کنم

29:22.830 --> 29:23.640
عمه

29:23.790 --> 29:25.920
حالا که دخترداییم این رو گفته

29:26.590 --> 29:28.880
منم می‌مونم و کمک می‌کنم

29:31.590 --> 29:33.440
جائو سونگ، تو بمون کمک کن

29:34.550 --> 29:35.550
جائو بای، دنبالم بیا

29:36.160 --> 29:37.270
دستورات مهمی دارم

29:38.300 --> 29:39.030
بله -
بله -

29:54.590 --> 29:56.480
همه‌اشون رو بیارین جلو

29:58.240 --> 29:59.480
یکی یکی

30:11.350 --> 30:12.200
چندتا گرفتی؟

30:13.350 --> 30:14.440
هنوز هم از چیزی که من گرفتم کمتره

30:15.070 --> 30:15.640
اینجا

30:16.960 --> 30:18.030
نذار فرار کنه

30:21.030 --> 30:21.750
یواش

30:23.510 --> 30:24.270
گرفتمش

30:26.110 --> 30:27.200
بعد از اینکه بانو وی رائو داخل آب افتاد

30:27.200 --> 30:28.270
چند بار آدم فرستادم تا ازت خبر بگیرن

30:28.580 --> 30:29.860
چرا جوابم رو ندادی؟

30:30.240 --> 30:31.830
اون شب، نگهبان‌های شهر بازار رو گشتن

30:32.070 --> 30:33.270
اما هیچ راهزن یا تبهکار بزرگی پیدا نکردن

30:33.400 --> 30:35.310
هر چند چند تا دزد خرده‌پا رو گرفتن

30:36.200 --> 30:37.590
از بانو وی رائو دقیق پرسیدی

30:37.960 --> 30:39.510
اون دزد واقعا چه شکلی بوده؟

30:40.640 --> 30:41.790
بانو وی رائو دیگه چیه"؟"

30:42.640 --> 30:44.030
طبق آداب و رسوم، باید بهش بگی زن‌برادر

30:47.750 --> 30:49.550
آروم‌تر، همه‌اشون دارن فرار می‌کنن

30:54.110 --> 30:55.000
الان، باید

30:55.000 --> 30:56.350
سرگرم تدارک دیدن ضیافت تولد بانوی بزرگ باشین

30:56.790 --> 30:58.510
ولی وقت دارین اینجا دنبال پروانه بگردین

30:59.700 --> 31:01.440
قبلا بی‌دلیل بهتون شک کردم
اشتباه از من بود

31:02.220 --> 31:03.570
امیدوارم من رو ببخشین، بانو وی رائو

31:04.640 --> 31:06.830
ژنرال چی، اشتباهات شما فقط
به همین یکی ختم نمی‌شن

31:07.310 --> 31:08.590
پروانه‌ام رو فراری دادین

31:14.750 --> 31:15.720
گرفتینش؟

31:18.480 --> 31:19.310
ممنونم، سرورم

31:22.510 --> 31:23.440
داری چیکار می‌کنی؟

31:24.110 --> 31:25.880
چندتا پروانه گرفتم

31:26.030 --> 31:27.550
که توی تالار تولد رهاشون کنم

31:28.200 --> 31:30.270
تا دور چراغ‌ها پرواز کنن و روی گل‌ها بشینن

31:30.680 --> 31:32.110
تازه براشون خربزه‌های شیرین آماده می‌کنیم

31:32.270 --> 31:33.590
تا روشون بشینن

31:33.590 --> 31:35.920
به امید نسلی پربار

31:35.920 --> 31:37.440
و خوشبختی‌ای که سال به سال بیشتر بشه

31:38.200 --> 31:39.920
بانو وی رائو، واقعا خوب بلدین
دل مردم رو به دست بیارین

31:40.310 --> 31:42.200
وقتی زمانش برسه و تالار پر از گل بشه
و پروانه‌ها به این‌ طرف و اون‌ طرف پرواز کنن

31:42.200 --> 31:43.830
بانوی بزرگ از خوشحالی سر از پا نمی‌شناسه

31:44.880 --> 31:47.240
اینکه بخوای توی ضیافت تولد بزرگ‌ترها
خودنمایی کنی، با هدف اصلی جشن در تضاده

31:48.110 --> 31:49.640
بهتره روی کارهای مهم و عملی تمرکز کنی

31:49.920 --> 31:51.510
باغ پر از ندیمه‌ست

31:51.830 --> 31:52.750
سرورم

31:52.920 --> 31:54.510
چرا فقط من رو می‌بینین؟

31:57.000 --> 31:58.720
وقتی همه گل به موهاشون زده باشن

31:59.170 --> 32:01.520
نمایش گل‌ها دیگه چیز خاصی نیست

32:02.790 --> 32:05.400
در عوض، بین اون همه زن

32:05.680 --> 32:07.830
کسی که ساده‌تر از بقیه لباس
پوشیده باشه بیشتر به چشم میاد

32:08.440 --> 32:10.750
اگه برای ضیافت تولد همون
روال همیشگی رو پیش بگیری

32:11.070 --> 32:12.830
هر چقدر هم که همه‌ چیز درست و بی‌نقص باشه

32:13.030 --> 32:14.590
باز هم فقط یه جشن معمولی و بی‌اشکال می‌شه

32:14.720 --> 32:16.160
اگه می‌خوای همه تحسینت کنن

32:16.160 --> 32:17.240
و مهمون‌ها احساس راحتی کنن

32:17.400 --> 32:19.160
باید یه کم خلاقیت به خرج بدی

32:19.550 --> 32:21.200
و چندتا موضوع جذاب
و سرگرم‌کننده هم اضافه کنی

32:21.750 --> 32:23.590
چرا کمکم نمی‌کنین چندتا پروانه بگیریم، سرورم؟

32:25.590 --> 32:26.640
خودت بگیر

32:27.270 --> 32:28.120
برای این کار وقت ندارم

32:28.900 --> 32:30.540
برای جبران اشتباهم، کمکتون می‌کنم

32:31.940 --> 32:32.830
تو هم وقت نداری

32:33.110 --> 32:33.830
دارم

32:33.830 --> 32:34.350
جیه ده

32:34.650 --> 32:35.000
...نکن

32:35.000 --> 32:36.290
چندتا خذمتکار دیگه هم بفرست کمک کنن -
من آزادم -

32:36.290 --> 32:36.830
چشم

32:36.830 --> 32:38.590
واقعا وقت دارم، آروم‌تر

32:39.110 --> 32:40.790
چقدر خشن رفتار میکنی -
به سلامت، سرورم -

32:40.790 --> 32:41.360
آخ، درد گرفت

32:50.160 --> 32:52.590
زودتر برگیرینشون، هر کس بیشتر از همه بگیره پاداش خوبی داره

32:53.070 --> 32:54.110
چشم -
چشم -

32:58.680 --> 33:00.880
مادر، وقتی داشتم میومدم

33:00.880 --> 33:02.590
برادر دومم رو توی میدون تمرین رزمی دیدم

33:02.640 --> 33:03.830
بیشتر از دوازده‌تا نگهبان رو

33:04.000 --> 33:05.830
حسابی کتک زده بود

33:05.830 --> 33:08.000
مطمئنا توی آینده ژنرال قدرتمندی می‌شه

33:08.000 --> 33:10.400
به نظرم پدربزرگ روز به روز بیشتر بهش اهمیت می‌ده

33:10.400 --> 33:12.590
حتی یه استاد رزمی جدید هم براش انتخاب کرده

33:12.640 --> 33:15.400
با اینکه می‌گن بین هیچکس فرقی نمی‌ذارن

33:15.590 --> 33:18.000
و همه‌ی نوه‌هاشون رو به یه اندازه دوست دارن

33:18.400 --> 33:21.160
ته دلشون

33:21.160 --> 33:22.480
کاملا معلومه که

33:22.680 --> 33:25.920
فقط نوه‌ی ارشد فرد موردعلاقه‌اشونه

33:26.570 --> 33:29.080
بقیه هم انگار سیاه لشکرن

33:34.550 --> 33:35.510
مادر، نه

33:36.070 --> 33:36.920
اگه این مهره رو حرکت بدین

33:37.160 --> 33:38.440
بازی می‌بازین

33:38.590 --> 33:40.110
تماشاچی بازی باید ساکت باشه

33:42.590 --> 33:43.350
بانوی دوم

33:43.750 --> 33:45.310
بانوی جوان خدمتکارهای ارشد رو با خودشون بردن

33:45.310 --> 33:46.440
تا همه جا دنبال پروانه بگردن

33:46.440 --> 33:48.030
می‌گن برای جشن تولد بانوی بزرگه

33:49.400 --> 33:51.720
عجب عروس جسوریه

33:51.960 --> 33:54.960
هر کاری دلش بخواد می‌کنه و ملاحظه‌ای هم نداره

33:55.830 --> 33:58.000
کی می‌دونه پشت سرمون چه نقشه‌ای توی سرشه؟

33:58.160 --> 34:00.640
مادر، نذارین زیاد به خودش مغرور بشه

34:00.750 --> 34:02.270
بالاخره هنوز خیلی جوونه

34:02.750 --> 34:05.200
فقط عجله داره قدرتش رو به رخ بکشه
و همه چیز رو به اسم خودش تموم کنه

34:06.440 --> 34:07.920
این همه عجله برای چیه؟

34:08.440 --> 34:10.070
درختی که از همه بلندتره زودتر تبر می‌خوره

34:10.510 --> 34:12.070
دیر یا زود، درس عبرتش رو می‌گیره

34:20.440 --> 34:22.070
بانوی من، شما حتی این کار رو هم بلدین؟

34:23.360 --> 34:25.360
اینا رو قبلا توی کارگاه یاد گرفتم

34:25.960 --> 34:27.800
کارهایی که یه زمانی ازشون بدم میومد

34:31.230 --> 34:32.190
تو که نمی‌دونی

34:33.150 --> 34:36.000
از 5 سالگی توی کارگاه ساخت وسایل لاکی
به اجبار کار می‌کردم

34:37.400 --> 34:39.360
بخار لاک خام باعث شده بود تموم بدنم پر از تاول بشه

34:39.360 --> 34:40.420
 ❲چوی جوان❳ 

34:42.280 --> 34:44.670
ده سالگی، لباس پسرونه پوشیدم تا توی کار تولید زغال مشغول بشم -
زود باش -

34:45.000 --> 34:47.440
یه بار هم به خاطر رانش زمین نزدیک بود کشته بشم -
دست‌دست نکنین -

34:47.920 --> 34:48.670
!بجنب

34:49.590 --> 34:50.480
!عقب نمون

34:51.590 --> 34:52.670
!زود باش

34:53.710 --> 34:54.280
بلند شو

34:57.000 --> 34:57.480
بجنب

34:58.440 --> 34:59.880
وقتی که دیگه تحمل اون همه سختی ور نداشتم

35:01.070 --> 35:02.280
اکثرا خواب می‌دیدم

35:03.150 --> 35:05.880
که پدر و مادر واقعیم ثروتمندن

35:07.320 --> 35:08.480
و یه روزی بالاخره

35:09.840 --> 35:11.550
میان و من رو از اون جهنم نجات می‌دن

35:15.550 --> 35:16.670
مسخره نیست؟

35:19.150 --> 35:20.400
همیشه خیال‌بافی می‌کردم

35:21.150 --> 35:22.710
که اگه یه روز به خونه برگردم

35:23.230 --> 35:24.800
چطوری دل بزرگ‌ترهای خاندان رو به دست بیارم

35:25.590 --> 35:26.920
و برای خودم اسم و رسمی پیدا کنم

35:29.760 --> 35:31.000
اما بعدها تازه فهمیدم

35:34.320 --> 35:35.630
که قرار نیست کسی نجاتم بده

35:37.230 --> 35:38.030
پدرم

35:38.880 --> 35:40.480
فقط یه قمارباز بود

35:41.550 --> 35:43.000
مادرم هم سل داشت

35:43.480 --> 35:44.280
و من

35:45.630 --> 35:47.320
از همون اول توی لجن به دنیا اومده بودم

35:48.150 --> 35:49.480
اگه با تموم وجودم نمی‌جنگیدم

35:52.440 --> 35:54.000
هر لحظه بیشتر فرو می‌رفتم

35:55.800 --> 35:56.920
تا جایی که به عمق اون منجلاب می‌رسیدم

36:25.590 --> 36:26.800
شاپرک‌ها مثل پروانه‌ها نیستن

36:27.630 --> 36:29.070
بال خوش نقش و نگاری ندارن

36:29.840 --> 36:31.070
اما شاخک‌هاشون

36:31.590 --> 36:32.820
مثل شلاق‌های سوارکاری محکمه

36:34.700 --> 36:36.440
انگار برای طی کردن راه‌های طولانی به دنیا اومدن

36:37.000 --> 36:37.880
دقیقا

36:41.040 --> 36:42.280
توی قمار زندگی

36:43.960 --> 36:46.280
بقیه ثروت و خانواده‌ای دارن که پشتشون باشه

36:46.760 --> 36:48.000
اما من فقط خودم رو دارم

36:49.110 --> 36:50.840
پس جونم رو می‌ذارم وسط

36:52.930 --> 36:54.280
تا ببینم آخرش دست خالی می‌مونم

36:56.480 --> 36:58.260
یا همه چیز رو یک‌جا می‌برم

36:59.880 --> 37:01.150
از طرف من ارباب لو رو دعوت کن

37:02.400 --> 37:03.700
...بانوی من، نکنه قصد دارین

37:06.070 --> 37:07.000
جسارتم رو ببخشید

37:07.480 --> 37:09.190
اما ارباب لو نمونه‌ی کامل یه مرد با اصوله

37:09.440 --> 37:11.100
توی همه چیز به رسم‌های قدیمی پایبنده

37:11.440 --> 37:12.440
گوان جو می‌گفت

37:12.630 --> 37:14.760
برنامه‌ی روزانه و رژیم غذاییشون سال‌هاست تغییری نکرده

37:15.000 --> 37:16.920
اگه یه غذای جدید براشون بذارن دستور می‌دن برش گردونن

37:17.760 --> 37:20.840
معمولا هم از کارهای تازه یا سرگرمی‌های بچگونه بی‌زارن

37:21.110 --> 37:22.480
بعید می‌دونم قبول کنن

37:22.590 --> 37:23.670
حرفت منطقیه

37:25.280 --> 37:26.840
باید یه راهی پیدا کنم

37:28.800 --> 37:30.480
که چاره‌ای جز قبول کردن براش باقی نذاره

37:30.980 --> 37:33.820
 ♪یه طوفان سهمگین به پا می‌کنه♪ 

37:33.900 --> 37:39.780
 ♪تماشا کنین که چطور رها می‌شه و دنیا رو به حیرت میندازه♪ 

37:48.140 --> 37:50.180
 ♪دل‌ها سرد می‌شن و تیغه‌ها سردتر♪ 

37:50.220 --> 37:53.580
 ♪...بازی‌ای توی بازی دیگه که منتظر می‌مونه♪ 

37:54.510 --> 37:55.320
سرورم

37:56.620 --> 38:00.420
 ♪اون جسارت به چالش کشیدن سرنوشت رو داره♪ 

38:26.480 --> 38:27.710
ببخشید که منتظرتون گذاشتم، سرورم

38:30.920 --> 38:32.230
حالا که پروانه‌ها رو گرفتی دست از این کارها بردار

38:33.030 --> 38:35.400
اگه به خاطر کارهای عجیبت رسم و رسوم رو زیر پا بذاری

38:36.230 --> 38:37.550
دیر یا زود برای خودت دردسر درست می‌کنی

38:38.110 --> 38:39.280
ازتون خواستم تشریف بیارین

38:39.550 --> 38:41.190
چون از بانو چینگ تونگ شنیدم که

38:41.630 --> 38:43.230
بانوی بزرگ اغلب شب‌ها دچار وحشت می‌شن

38:43.230 --> 38:44.280
و نمی‌تونن خواب راحتی داشته باشن

38:44.590 --> 38:45.550
خودم در جریانم

38:46.360 --> 38:47.440
بعد از معاینه

38:47.840 --> 38:49.150
طبیب‌های دربار گفتن که بیماری خاصی نیست

38:50.030 --> 38:51.320
فقط با بالا رفتن سن

38:51.960 --> 38:53.630
خواب آدم سبک‌تر می‌شه و شب‌ها راحت از خواب می‌پره

38:55.030 --> 38:57.230
من چیزی دارم که می‌تونه کمک کنه راحت بخوابن

38:58.700 --> 38:59.870
اما به کمک شما نیاز دارم، سرورم

39:01.320 --> 39:02.360
چه کاری از دستت برمیاد؟

39:05.210 --> 39:05.620
از این طرف، لطفا

39:09.510 --> 39:10.400
کار احمقانه‌ای نکن

39:10.960 --> 39:12.150
قصد جسارت ندارم

39:13.190 --> 39:15.070
وقتی ببینین خودتون متوجه می‌شین، سرورم

39:38.510 --> 39:39.480
این کاغذ طراحیه

39:40.920 --> 39:43.730
ببینین، اگه یه پوشش هم بالاش بذاریم

39:44.150 --> 39:45.840
و چهار طرفش رو با نخ ماهیگیری به هم بدوزیم

39:46.360 --> 39:47.760
یه پرده‌ی کاغذی برای دور تخت درست می‌شه

39:48.280 --> 39:49.360
فکر کردم

39:49.480 --> 39:51.480
چهار گوشه‌اش هم گلدون‌های دیواری طرح نیلوفر آویزون کنیم

39:51.510 --> 39:52.960
همراه با نور ماه و بوی نیلوفر

39:53.440 --> 39:55.510
انگار توی دل یه برکه‌ی نیلوفر قدم می‌زدی

39:56.280 --> 39:57.440
بعد با خودم فکر کردم

39:58.550 --> 40:01.710
این پرده‌ی کاغذی تخت زیادی ساده و دلگیره

40:02.230 --> 40:04.510
گل‌ها هر چقدر هم قشنگ باشن، عمر کوتاهی دارن

40:05.030 --> 40:06.760
و شاید فقط دل بزرگ‌ترها رو غمگین کنن

40:07.630 --> 40:08.920
پس بهتره نقش گل‌ها رو روشون نقاشی کنیم

40:10.110 --> 40:12.550
راستش بیشتر دوست داشتم از پرده‌ی ابریشمی استفاده کنم

40:13.440 --> 40:14.230
کناره‌هاش هم

40:14.360 --> 40:17.280
متون مقدس با خط جوان گلدوزی کنم، تا صداقتم رو بیشتر نشون بدم

40:18.280 --> 40:20.150
اما گلدوزیم تعریفی نداره

40:20.480 --> 40:23.280
روزی فقط دو سه‌تا کلمه می‌تونم بدوزم

40:23.360 --> 40:24.960
نمی‌تونستم به موقع به ضیافت تولد برسونمش

40:28.190 --> 40:30.550
بانوی بزرگ نقاشی‌های گل و پرنده‌ی شما رو خیلی دوست دارن

40:31.880 --> 40:33.480
برای همین ازتون خواستم کمکم کنین

41:03.740 --> 41:08.140
♪ توی این جهان بی‌پایان، چند بار آواره و سرگردون شدم ♪

41:08.820 --> 41:13.180
♪ تا تموم دلتنگی‌هام تبدیل به شعر بشن ♪

41:13.820 --> 41:16.220
♪ توی دل کوه‌ها و رودخونه‌ها پنهان شدم ♪

41:16.220 --> 41:20.580
♪ اما باز هم نتونستم از افسون تو فرار کنم ♪

41:21.220 --> 41:26.300
♪ با دل و جون، کنار تو می‌مونم ♪

41:28.220 --> 41:32.620
♪ تو همون ماه محوی که پشت ابرها پنهون شده ♪

41:33.660 --> 41:35.170
♪ هزارتا فکر و خیال توی سرمه ♪

41:35.170 --> 41:38.940
♪ فقط آسمون و زمین از دل من خبر دارن ♪

41:39.420 --> 41:42.040
♪به نسیم خنک چشم می‌دوزم♪

41:42.050 --> 41:45.140
♪ با تو، سال‌های زندگیم درخشان می‌شن ♪

41:45.380 --> 41:50.540
♪ ...حتی وسط برق شمشیرها هم، ذره‌ای ترس به دلم راه نمی‌دم ♪

41:52.150 --> 41:54.960
نیلوفرها قشنگن، اما درست مثل خودتون

41:55.190 --> 41:56.360
سرد و بی‌روح‌ان

41:57.590 --> 41:58.800
و ذره‌ای سرزندگی ندارن

41:59.760 --> 42:02.710
تزئینات تالار وان ‌شیانگ طراحی خاص و منحصربه‌فردی دارن

42:03.590 --> 42:05.920
و علاقه‌ی ملکه‌ی مادر به طبیعت رو نشون می‌دن

42:08.360 --> 42:09.550
...به نظر من

42:23.800 --> 42:26.630
اگه دوتا خط به برگ‌ها اضافه کنی، یه ملخ می‌شه

42:28.960 --> 42:30.440
سنجاقک در حال پرواز

42:32.480 --> 42:33.550
نشون‌دهنده‌ی زندگیه

42:37.580 --> 42:42.100
♪ توی این جهان بی‌پایان، چند بار آواره و سرگردون شدم ♪

42:42.460 --> 42:46.900
♪ تا تموم دلتنگی‌هام تبدیل به شعر بشن ♪

42:46.900 --> 42:49.380
♪ توی دل کوه‌ها و رودخونه‌ها پنهان شدم ♪

42:50.020 --> 42:54.540
♪ اما باز هم نتونستم از افسون تو فرار کنم ♪

42:54.540 --> 42:59.660
♪ با دل و جون، کنار تو می‌مونم ♪

43:01.780 --> 43:06.180
♪ ...تو همون ماه محوی که پشت ابرها پنهون شده ♪

43:06.880 --> 43:07.710
وی رائو

43:08.590 --> 43:10.070
قول و قرارمون رو فراموش نکن

43:13.400 --> 43:14.840
واقعا پشیمونم

43:16.670 --> 43:18.360
که اون پیمان یه ‌ساله رو بستم

43:22.280 --> 43:23.760
می‌خوام

43:27.280 --> 43:29.800
از هر نظر همسر واقعی ولیعهد باشم

43:29.820 --> 43:30.970
♪ آستین‌هات توی نسیم به رقص درمیان ♪

43:30.970 --> 43:35.500
♪ توی این سرمای ناتموم، تو هنوز کنارمی ♪

43:35.540 --> 43:38.320
♪ رویاهای قدیمی کم‌ کم با بارون محو می‌شن ♪

43:38.320 --> 43:41.620
 ♪چرا باید جای دیگه دنبال پناه بگردم؟♪ 

43:41.980 --> 43:46.340
 ♪...وقتی کنارمی، همه چیز روبه‌راهه♪ 

43:46.360 --> 43:47.320
خوابش رو ببینی

43:48.230 --> 43:49.190
دست نزن

43:50.280 --> 43:51.670
پرده‌ی کاغذیم رو خراب نکن

43:52.920 --> 43:54.510
حتی اگه با حرف از وظیفه‌ی فرزندی تحت فشارم بذاری

43:55.360 --> 43:56.000
من هیچوقت

43:56.000 --> 43:57.480
با شوهر یه زن حیله‌گر نمی‌شم

43:59.840 --> 44:01.320
ارباب وقتی حتی امتحانش نکردین

44:05.840 --> 44:07.070
از کجا می‌دونین خوب نیست؟

44:09.100 --> 44:14.540
♪ ما دوتا پرستوییم که کنار صخره‌ها اوج می‌گیریم ♪

44:14.620 --> 44:15.760
♪ توی پستی‌وبلندی‌های زندگی ♪

44:15.760 --> 44:20.340
♪ با هم از پس هر سختی‌ای برمیایم ♪

44:20.580 --> 44:22.900
♪ اگه دلم به عشقت وفادار بمونه ♪

44:22.900 --> 44:26.660
♪ تو هم هیچوقت ازم رو برنگردون ♪

44:26.900 --> 44:31.740
♪ تا وقتی تو کنارمی، همه‌ چیز روبه‌راهه ♪

44:34.100 --> 44:36.980
♪ اگه دلم به عشقت وفادار بمونه ♪

44:36.980 --> 44:40.340
♪ تو هم هیچوقت ازم رو برنگردون ♪

44:43.480 --> 44:44.920
توی عودسوز چی ریختی؟

44:47.190 --> 44:48.920
فقط یه چیز کوچیک برای بهتر شدن حال‌وهوا

44:54.070 --> 44:55.670
که فضای اتاق رو خوشبو کنه

44:57.230 --> 44:58.480
ارباب خوشتون میاد؟

45:13.590 --> 45:15.190
ارباب اگه شک دارین که توش دارو ریختم

45:15.190 --> 45:16.510
خودتون بررسیش کن

45:17.000 --> 45:18.440
فقط برای یه کم عود آرامش‌بخش

45:18.550 --> 45:19.920
هدیه‌ی تولدم رو خراب کردی

45:22.230 --> 45:23.440
فقط یه پرده‌ی کاغذیه

45:24.630 --> 45:25.800
یکی دیگه درست می‌کنیم

45:26.440 --> 45:28.710
تمام کاغذهای بزرگ انبار رو آوردیم

45:29.190 --> 45:30.760
حالا از کجا به این زودی کاغذ پیدا کنیم؟

45:32.440 --> 45:33.630
اصلا خجالت نمی‌کشی

45:36.280 --> 45:37.710
برای اینکه با این پرده جور در بیاد

45:39.030 --> 45:41.320
همه‌ جا دنبال پرزهای پنبه برای تشک گشتم

45:41.800 --> 45:43.000
بخار دادم و خشکشون کردم

45:43.630 --> 45:45.030
شب و روز زحمت کشیدم

45:45.510 --> 45:47.960
و به خاطر پرزهای معلق توی هوا دو شب سرفه‌ می‌کردم

45:48.480 --> 45:50.960
حالا پرده از بین رفته و همه‌ی زحمتم به باد رفته

45:51.960 --> 45:53.800
منم یه دختر پاک و بی‌گناهم

45:54.800 --> 45:56.710
اگه بانوی بزرگ ازم خواهش نکرده بودن

45:57.510 --> 45:59.280
که آشتی کنیم و با هم کنار بیایم

45:59.630 --> 46:00.880
و آدم نفرستاده بودن که مراقبمون باشن

46:01.510 --> 46:03.150
چرا باید خودم رو بهت تحمیل می‌کردم

46:03.510 --> 46:05.710
و آخرش هم بی‌شرم خطاب می‌شدم؟

46:07.590 --> 46:08.870
می‌شه یه هدیه‌ی تولد دیگه پیدا کرد

46:09.470 --> 46:10.510
اما قول و قرارها باید سر جاشون بمونن

46:11.800 --> 46:13.190
قرار گذاشتیم فقط یه سال زن و شوهر باشیم

46:13.710 --> 46:14.660
و این قرار عوض نمی‌شه

46:15.800 --> 46:17.070
دیگه خیال‌بافی نکن

46:18.480 --> 46:19.830
چون امشب دستور مادربزرگ بود

46:22.550 --> 46:23.580
سرزنشت نمی‌کنم

46:30.960 --> 46:32.110
مگه چیزهای دیگه‌ای هم آماده نکرده بودی؟

46:32.880 --> 46:33.980
می‌گم برات درستش کنن

46:38.800 --> 46:40.320
این کار از عهده‌ی هر صنعتگر معمولی‌ای برنمیاد

46:40.320 --> 46:42.190
بهترین استادکارای شانگ ‌فانگ رو پیدا می‌کنم برات

46:42.320 --> 46:43.590
فقط می‌ترسم خیلی گرون بشه

46:44.480 --> 46:46.320
سر و صدا به پا کنه و توجه همه رو جلب کنه

46:46.480 --> 46:48.000
و برخلاف اصول شما باشه

46:49.670 --> 46:50.880
قبل از تولد مادربزرگ

46:51.280 --> 46:52.320
همه‌‌اشون رو آماده می‌کنم و تحویل می‌دم

47:15.920 --> 47:16.710
سرورم

47:27.760 --> 47:29.070
پس با این همه زحمتی که کشیدی

47:29.760 --> 47:31.110
از همون اول هدفت همین بود

47:43.280 --> 47:44.360
بهترین استادکارها رو پیدا کنین

47:44.710 --> 47:45.960
و قبل از تولد تمومش کنین

47:47.540 --> 47:49.170
حتی یه اگه روز تاخیر هم داشته باشین، باید جواب پس بدین

47:53.800 --> 47:54.550
به چی می‌خندی؟

48:12.670 --> 48:13.510
برو بیرون

49:26.700 --> 49:32.260
 ♪نور شمع یهو پنجره رو به سردی می‌کشونه♪ 

49:33.300 --> 49:39.660
 ♪سایه‌ی کی توی دل یکی دیگه موج میندازه؟♪ 

49:40.660 --> 49:46.740
 ♪اون آه آرومه ولی مثل طبل توی گوشم می‌پیچه♪ 

49:47.940 --> 49:54.500
 ♪و دنیای دور و برمون رو توی سکوتی عجیب فرو می‌بره♪ 

49:55.460 --> 50:01.180
 ♪عادت کردم توی سرمای این دنیا قدم بزنم♪ 

50:02.460 --> 50:08.500
 ♪سایه‌های شکسته‌ی پشت این همه شکوه رو دیدم♪ 

50:09.740 --> 50:15.820
 ♪ولی تو مثل باد، آرامش چشم‌هام رو به هم می‌زنی♪ 

50:17.020 --> 50:23.900
 ♪تا این بازیِ محک زدن همدیگه، دیگه برنده و بازنده‌ای نداشته باشه♪ 

50:24.180 --> 50:31.380
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که یادم می‌ره چطور نفس بکشم♪ 

50:32.300 --> 50:39.300
 ♪نگاهت مثل آتیش لرزونطه که رازهای منو می‌سوزونه♪ 

50:39.620 --> 50:44.380
 ♪اون تیزی و جسارتی که پشت ضعفم پنهون کردم♪ 

50:45.100 --> 50:53.140
 ♪با نزدیک شدنت از هم می‌پاشه♪ 

50:53.220 --> 51:01.340
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که صدای رها شدن ضربان قلبم رو می‌شنوم♪ 

51:01.420 --> 51:08.180
 ♪توی این لحظه کی نقشه‌اش رو باخت و کی نفسش بند اومد♪ 

51:08.700 --> 51:14.180
 ♪حتی اگه هنوز هم دستم بهت نرسه♪ 
