WEBVTT

00:00.000 --> 00:15.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Kento ✧ MahSHid ✧ mahur ✧ Azadeh ✧ Silvia ✧ lastpart ✧

00:24.220 --> 00:26.460
 ♪ببین چه بهایی رو با خونش پرداخت کرد♪ 

00:27.220 --> 00:29.220
 ♪و نیمی از عمرش، به دست سرنوشت زندانی شد♪ 

00:30.220 --> 00:32.700
 ♪ببین چطور با دست‌های خودش♪ 

00:32.820 --> 00:35.220
 ♪مه سرد یه زندگی حقیر رو از بین می‌بره♪ 

00:36.140 --> 00:38.060
 ♪تا ردای شکوه و جلال رو به تن کنه♪ 

00:38.180 --> 00:39.660
 ♪هر قدمش روی لبه‌ی تیغه‌ست♪ 

00:39.900 --> 00:41.620
 ♪به چشم این دنیا♪ 

00:41.820 --> 00:44.420
 ♪اون فقط یه پرنده‌ست یه گل یه اسباب‌بازی♪ 

00:44.620 --> 00:47.500
 ♪ولی با یه حرکت، ابرها رو کنار می‌زنه♪ 

00:47.980 --> 00:53.140
 ♪تا جایی که کل وجودش به دود تبدیل بشه♪ 

00:53.940 --> 00:56.380
 ♪یه بازی توی دل بازی دیگه و سرنوشتی فراتر از سرنوشت♪ 

00:56.740 --> 01:02.860
 ♪کی مهره رو حرکت می‌ده؟ کی گوش به فرمانه؟♪ 

01:04.460 --> 01:06.180
 ♪اون پشت این نقاب♪ 

01:06.260 --> 01:07.540
 ♪سرنوشت هر روحی رو به بازی می‌گیره♪ 

01:07.620 --> 01:10.620
 ♪هر دیدار و هر قدمش پر از خطره♪ 

01:10.700 --> 01:12.140
 ♪یه آتیش سرکش به پا می‌کنه♪ 

01:12.220 --> 01:13.620
 ♪زنجیرهای اسارت رو توی شعله‌ها خاکستر می‌کنه♪ 

01:13.660 --> 01:16.420
 ♪و گل‌های یخ‌زده رو به سرنوشتشون می‌رسونه♪ 

01:16.540 --> 01:17.980
 ♪فقط یه مهره رو برمی‌داره♪ 

01:18.020 --> 01:19.340
 ♪و پای همه‌ی زمین و آسمون شرط می‌بنده♪ 

01:19.420 --> 01:22.620
 ♪نقاب دروغین ریاکاری رو از بین می‌بره♪ 

01:22.900 --> 01:25.860
 ♪یه طوفان سهمگین به پا می‌کنه♪ 

01:25.940 --> 01:31.380
 ♪تماشا کنین که چطور رها می‌شه و دنیا رو به حیرت میندازه♪ 

01:37.880 --> 01:39.180
݊ ࿙࿙𝆹𝅥   سقوط نقاب  𝆹𝅥࿚࿚ ݊  

01:39.180 --> 01:42.180
ꕁ᪣ قسمت 14 ᪣ꕁ

01:42.760 --> 01:43.040
...نه

01:43.510 --> 01:44.710
چیکار می‌کنین؟

01:45.240 --> 01:46.350
خیلی سال پیش بود

01:46.600 --> 01:47.840
واقعا چیزی نیست که ارزش دیدن داشته باشه

01:47.910 --> 01:48.790
چرا اصرار می‌کنین؟

01:50.400 --> 01:50.840
اون

01:50.910 --> 01:51.680
قبلا اینجا

01:51.680 --> 01:52.630
کار می‌کرد

01:56.680 --> 01:58.120
بچه‌ها، اگه خسته‌این استراحت کنین

01:58.400 --> 01:58.960
راحت باشین

02:00.400 --> 02:01.760
اگه من بهش رحم نمی‌کردم

02:01.880 --> 02:03.550
کی یه بچه رو پناه می‌داد؟

02:03.790 --> 02:04.790
به زور می‌تونست کاری بکنه

02:04.880 --> 02:06.550
و کلی از  غذای من رو هدر داد

02:06.880 --> 02:07.880
وقتی اینجا زندگی می‌کرد

02:07.880 --> 02:09.670
شکم سیر و لباس گرم داشت

02:09.670 --> 02:10.910
اینجا حالش خوب بود

02:11.000 --> 02:11.630
...برای ما

02:12.320 --> 02:13.040
!خواهش می‌کنم، نکن

02:13.160 --> 02:15.390
خاندان لیو به خسیس بودن معروفن

02:15.790 --> 02:17.910
بچه‌های نیمه‌بالغ رو استخدام می‌کنی
تا توی حقوق صرفه‌جویی کنی

02:18.600 --> 02:19.600
انتظار داری اینا رو باور کنم؟

02:20.160 --> 02:21.200
اگه هنوز حقیقت رو نمی‌گی

02:22.070 --> 02:24.070
وقتی از یکی دیگه بفهممش

02:24.070 --> 02:25.600
تاندون‌های دستت رو قطع می‌کنم

02:26.390 --> 02:28.230
رحم کن، حقیقت اینه

02:28.950 --> 02:31.000
که اون فقط یه سال اینجا کار کرد

02:31.440 --> 02:32.160
معمولا

02:32.600 --> 02:33.910
همونجا می‌خوابید

02:40.070 --> 02:41.720
به یه بچه‌ی هشت ساله ظلم کردی

02:42.280 --> 02:43.440
اصلا انسانی؟

02:43.510 --> 02:45.070
اگه بهش پناه نمی‌دادم

02:45.200 --> 02:46.350
اون بچه‌ی پوست و استخون

02:46.440 --> 02:48.070
!توی یه قبر پر از علف هرز دفن می‌شد

02:48.440 --> 02:49.670
!باید ازم تشکر کنه

02:50.280 --> 02:51.760
اگه باور نمی‌کنی، نشونت می‌دم

02:52.070 --> 02:52.600
!راه بیفت

02:56.560 --> 02:57.230
...ممنون، سرور

03:02.000 --> 03:03.040
ممنون، عزیزم

03:15.200 --> 03:16.760
بانوی من، واقعا

03:16.880 --> 03:18.630
می‌تونستین بگین انبار رو بازرسی کنن

03:18.630 --> 03:20.000
چرا خودتون پایین می‌رین؟

03:20.910 --> 03:22.040
آواره‌ها سزاوار ترحمن

03:23.390 --> 03:25.160
ولی خیلی‌هاشون هم تنبل و حیله‌گرن

03:25.760 --> 03:28.320
این انبار غذای کل زمستون رو نگه می‌داره

03:28.880 --> 03:30.480
باید خودم بررسی کنم -
دارم میام -

03:33.230 --> 03:34.510
همه‌ی اینا فقط برای زنده موندن؟

03:35.440 --> 03:36.670
چرا خودت رو انقدر به زحمت میندازی؟

03:38.280 --> 03:39.040
...من قبلا بهتون قول دادم

03:40.000 --> 03:41.880
نمی‌تونم کاملا بهتون تکیه کنم
که ازم محافظت کنین

03:43.910 --> 03:45.950
نمی‌تونین هر لحظه کنارم باشین

03:46.950 --> 03:47.670
علاوه بر این

03:48.880 --> 03:49.950
زمستون‌ها به شدت سرده

03:51.670 --> 03:53.230
هر سال آدم‌ها از سرما می‌میرن

03:53.910 --> 03:55.510
نمی‌دونین گرسنگی و سرما یعنی چی

03:56.160 --> 03:57.040
مراقب باش، آروم بیا

03:57.040 --> 03:58.320
یه کیک گندم بیشتر که ذخیره بشه

04:00.160 --> 04:01.630
یعنی یه جون بیشتر می‌تونه نجات پیدا کنه

04:10.280 --> 04:11.390
زیاد به من بها ندین

04:12.390 --> 04:13.510
این آدم‌ها

04:14.000 --> 04:15.350
پایه و اساس جایگاه منن

04:17.590 --> 04:18.200
بیاین

04:18.710 --> 04:19.800
می‌برمتون بالای کوه

04:20.240 --> 04:21.470
تله‌ی ژنرال چی

04:21.680 --> 04:22.800
یه گراز وحشی گرفته

04:27.470 --> 04:28.320
آروم

04:39.920 --> 04:40.320
بریم

04:40.800 --> 04:41.630
بریم بالای کوه

04:43.070 --> 04:44.000
راهزن

04:44.680 --> 04:45.590
من یه راهزنم

04:46.510 --> 04:47.560
و تو تنها کسی هستی که می‌دزدم

04:48.590 --> 04:49.070
!بریم

04:51.240 --> 04:53.030
!بانوی من

04:53.100 --> 04:54.560
 ⎝شین جوانگ⎞ 

04:54.560 --> 04:55.830
پدر قماربازش

04:56.150 --> 04:57.590
باید بدهیش رو می‌داد

04:58.320 --> 05:00.320
پس اون رو از کارگاه ساخت وسایل لاکی
که داخلش شاگردی می‌کرد بیرون آورد

05:00.680 --> 05:01.920
و به اون خانواده تحویلش داد

05:02.070 --> 05:03.320
پسر پانزده ساله‌اشون

05:03.320 --> 05:04.510
تازه مرده بود

05:04.590 --> 05:05.950
و دنبال جنازه‌ی یه دختر جوون بودن

05:06.200 --> 05:07.360
که با پسرشون دفن کنن

05:07.630 --> 05:09.390
چطور کسی می‌تونه انقدر بی‌رحم باشه

05:09.830 --> 05:11.150
که همچین کار ظالمانه‌ای بکنه؟

05:11.560 --> 05:12.510
بعدش چه بلایی سرش اومد؟

05:19.880 --> 05:20.920
!اونجا -
!نه -

05:21.000 --> 05:21.760
نه!

05:22.030 --> 05:23.320
!من رو نکش -
هنوز سعی می‌کنی فرار کنی؟ -

05:23.830 --> 05:24.830
!نه

05:30.000 --> 05:31.070
توی سن کم

05:32.000 --> 05:33.270
بدون اینکه صدایی دربیاره

05:33.920 --> 05:35.630
درد رو تحمل کرد

05:37.800 --> 05:38.630
خودش رو به مردن زد

05:39.000 --> 05:40.030
و همه رو گول زد

05:53.030 --> 05:54.270
مردم کارگاه می‌گفتن

05:54.680 --> 05:56.150
که حتی توی اوج زمستون

05:56.630 --> 05:57.950
چو فقط یه پیرهن نازک بی‌آستر می‌پوشید

05:58.760 --> 06:00.270
دست و پاهاش

06:00.800 --> 06:02.320
با ترک‌های خونی باز شده بود

06:03.000 --> 06:05.030
خوب می‌شد، بعد دوباره ترک می‌خورد

06:06.680 --> 06:07.800
اون کوچیک‌ترین بود

06:08.000 --> 06:09.590
ولی از خروس‌خون تا نیمه‌شب کار می‌کرد

06:10.150 --> 06:11.880
و همیشه کمترین حقوق رو می‌گرفت

06:13.360 --> 06:14.470
چون صاحب‌کار می‌دونست

06:14.950 --> 06:16.920
اون جای دیگه‌ای برای رفتن نداره

06:18.560 --> 06:19.950
همه صداش می‌کردن لال کوچولو

06:20.630 --> 06:21.830
وقتی اولین بار به کارگاه اومد

06:22.560 --> 06:23.760
به زور می‌تونست حرف بزنه

06:25.200 --> 06:26.440
چرا نمی‌تونست حرف بزنه؟

06:26.830 --> 06:28.120
از ترس ساکت شده بود

06:28.440 --> 06:29.680
ولی بعد از اینکه به سختی از مرگ فرار کرد

06:29.830 --> 06:31.240
و یه سال رو توی کارگاه گذروند

06:31.510 --> 06:33.240
پدر واقعیش، لای گن، دوباره پیداش کرد

06:34.120 --> 06:35.360
مردم بهش گفتن فرار کن

06:36.070 --> 06:37.270
ولی باز هم برگشت

06:37.760 --> 06:40.390
چرا باید برمی‌گشت؟

06:41.070 --> 06:41.830
گفت

06:42.200 --> 06:43.760
مادرش مریض روی تخته

06:44.590 --> 06:45.950
اگه برنمی‌گشت کار کنه

06:46.920 --> 06:48.360
خواهر کوچیکش هم فروخته می‌شد

06:52.440 --> 06:54.070
خاله‌ات واقعا باید

06:54.590 --> 06:56.440
اینجا باشه و اینا رو بشنوه

06:57.710 --> 06:58.630
شما مردم

07:00.200 --> 07:02.120
این دختر بیچاره رو مجبور به همه‌ی اینا کردین

07:02.150 --> 07:03.950
تاوان کاری که کردین رو می‌دین

07:07.150 --> 07:08.510
همه‌ی چیزی که پیدا کردی همینه؟

07:09.120 --> 07:10.270
چیز دیگه‌ای هم پیدا کردی؟

07:12.240 --> 07:13.240
سال‌های زیادی گذشته

07:13.360 --> 07:14.760
سرنخ‌ها زیادی هست که باید دنبالشون بگردیم

07:16.200 --> 07:18.270
اما چندتا سرنخ درباره‌ی کسایی پیدا کردم

07:18.760 --> 07:19.920
که توی اون خونه‌ی مشترک باهاش زندگی می‌کردن

07:21.320 --> 07:23.200
عجله کن، باید هر چه زودتر پیداش کنی

07:24.120 --> 07:24.760
مادربزرگ

07:25.320 --> 07:26.760
هر چقدر هم که دلسوزی کنه، باز هم یه غریبه‌ست

07:27.360 --> 07:28.270
چرا

07:28.320 --> 07:30.390
چرا انقدر درباره‌ی گذشته‌ی آ چو کنجکاوی

07:31.030 --> 07:32.270
من قبلا همه چیز رو بررسی کردم

07:32.830 --> 07:35.070
بانو چیائو حتی وقتی باردار بود هم کار می‌کرد

07:35.390 --> 07:36.950
و هر روز کنار رودخونه لباس می‌شست

07:37.880 --> 07:39.590
همسایه‌ها با چشم خودشون دیدن که اون بچه

07:39.590 --> 07:40.560
به دنیا اومده و بزرگ شده

07:41.630 --> 07:43.390
هم اطلاعات خانوادگیش درسته و هم سنش مطابقت داره

07:43.560 --> 07:45.240
مادربزرگ، به چی شک داری؟

07:45.470 --> 07:46.830
راستش خودمم نمی‌دونم

07:47.320 --> 07:49.800
فقط نمی‌تونم از شر این دلشوره خلاص بشم

07:51.070 --> 07:52.070
به تحقیق ادامه بده

07:52.150 --> 07:53.240
عجله کن و بیشتر درباره‌اش تحقیق کن

07:53.240 --> 07:53.630
چشم

07:54.120 --> 07:55.830
باز هم درباره‌اش تحقیق می‌کنم

07:55.830 --> 07:56.240
برو

08:03.680 --> 08:04.880
این رو برای چی می‌خوای؟

08:05.360 --> 08:06.830
عمه هنگ ئه، سوال نپرس

08:07.120 --> 08:08.240
فقط بده‌اش به من

08:09.200 --> 08:09.920
...جون دای

08:09.920 --> 08:11.270
!من جون دای تو نیستم

08:11.830 --> 08:12.880
من وی رائو‌ام

08:14.030 --> 08:16.760
پدرم قهرمانی بود که توی میدون جنگ جونش رو از دست داد

08:17.150 --> 08:17.920
مادرم هم

08:18.320 --> 08:20.630
بانو لی، محبوب‌ترین همسر اعلی‌حضرته

08:21.120 --> 08:23.560
!من اصیل‌ترین بانوی جوان پایتختم

08:36.950 --> 08:38.160
نگران نباش، عمه هنگ ئه

08:40.640 --> 08:42.200
فقط برای احتیاط

08:57.020 --> 09:00.780
 ⎝آشپزخانه⎞ 

09:04.640 --> 09:06.590
اون سوپ جینسینگ برای مادربزرگه؟

09:06.590 --> 09:07.280
بله

09:08.040 --> 09:08.870
از اینجا به بعد خودم می‌برمش

09:15.830 --> 09:17.230
دیگه اینجا کاری باهات ندارم

09:17.320 --> 09:18.280
برو

09:18.440 --> 09:19.560
طبق قوانین خاندان

09:19.560 --> 09:21.710
باید از غذای بانوی بزرگ خاندان مراقبت ویژه‌ای بشه

09:21.950 --> 09:23.680
حتی یه لحظه هم نمی‌تونم چشم از غذاشون بردارم

09:25.580 --> 09:28.420
 ⎝آشپزخانه⎞ 

09:33.710 --> 09:35.560
مادربزرگ، این اواخر اشتهای چندانی نداشتین

09:35.990 --> 09:37.560
و مدام از خستگی و بی‌حالی شکایت میکنین

09:38.230 --> 09:40.640
این سوپ جینسینگ رو باید قبل از غذا بخورین

09:40.640 --> 09:41.590
تا بیشترین تاثیر رو داشته باشه

09:42.160 --> 09:45.070
اگه بعد از غذا بخورین، تاثیرش خیلی کمتر می‌شه

09:54.640 --> 09:55.280
پسرخاله؟

09:55.520 --> 09:57.830
هو جوئه، داری چیکار می‌کنی؟

09:58.110 --> 09:59.680
آشپزخانه همیشه پر از دود زغاله

10:00.160 --> 10:01.950
تو هم که همیشه ازش متنفر بودی و حتی پات رو اونجا نمی‌ذاشتی

10:02.320 --> 10:03.560
اما امروز، خودت شخصا

10:03.800 --> 10:05.440
برای مادربزرگ سوپ جینسینگ درست کردی

10:05.870 --> 10:07.280
چی شده؟

10:23.990 --> 10:26.100
چه اشکالی داره اگه برای مادربزرگم کاری بکنم؟

10:27.320 --> 10:28.040
مادربزرگ

10:28.800 --> 10:30.350
دیگه اینجا نمی‌مونم که باعث ناراحتی کسی بشم

10:30.560 --> 10:31.400
با اجازه‌اتون می‌رم

10:31.640 --> 10:32.440
...بچه‌ام

10:33.350 --> 10:33.950
!خواهر

10:38.560 --> 10:39.400
...مادربزرگ

10:39.800 --> 10:41.800
اون فقط می‌خواست یه کار خوب بکنه

10:41.800 --> 10:42.990
وقتی دید

10:43.280 --> 10:46.680
که اشتهام کم شده و مدام سرفه می‌کنم

10:46.680 --> 10:49.470
به خدمتکارها گفت یه سوپ جینسینگ مقوی برام درست کنن

10:49.640 --> 10:52.070
بهش شیره‌ی بامبو و آب زنجبیل هم اضافه کنن

10:52.110 --> 10:53.470
نیتش فقط خیر بود

10:53.520 --> 10:55.070
چرا اقندر بهش شک داری؟

10:55.350 --> 10:56.710
...مادربزرگ، من فقط

10:56.710 --> 10:58.710
هر روز مشغول تحقیق درباره‌ی گذشته‌ی آ چویی

10:59.160 --> 11:00.870
و برای همینه که به همه چیز شک می‌کنی، مگه نه؟

11:03.590 --> 11:04.640
با این حال

11:04.640 --> 11:05.920
وقتی هیچ مدرکی نداری

11:07.350 --> 11:09.070
نباید شک و تردیدت رو اینطوری نشون بدی

11:10.400 --> 11:11.470
من اشتباه کردم

11:12.040 --> 11:13.160
الان می‌رم ازش غذرخواهی می‌کنم

11:18.230 --> 11:19.920
بالاخره هنوز جوونه

11:20.750 --> 11:21.920
نمی‌تونه احساساتش رو کنترل کنه

11:34.440 --> 11:35.230
ارباب جوان

11:41.470 --> 11:41.830
!خواهر

11:42.520 --> 11:42.950
!خواهر

11:43.040 --> 11:43.520
درای چیکار می‌کنی؟

11:43.920 --> 11:44.400
!خواهر

11:44.680 --> 11:45.280
!بندازش

11:45.280 --> 11:46.200
!ولم کن -
!بده‌اش به من -

11:46.560 --> 11:47.110
!بده ببینم

11:47.110 --> 11:48.280
!ولم کن -
!بندازش -

11:49.470 --> 11:51.070
چرا برات مهمه که چه بلایی سرم میاد؟

11:52.320 --> 11:53.710
رائو آر، معذرت می‌خوام

11:53.920 --> 11:55.590
رفتی درباره‌ی گذشته‌ی آ چو تحقیق کنی

11:56.350 --> 11:59.110
تا ببینی چقدر بدبخت و بیچاره بوده

11:59.320 --> 12:00.710
!معلومه که دیگه دلت به حالش سوخته

12:01.230 --> 12:01.870
درسته

12:02.710 --> 12:04.640
اونی که جای من رو دزدیه شده یه آدم مظلوم

12:05.870 --> 12:08.800
اون‌وقت من که همه چیزم رو از دست دادم شدم آدم بدجنس داستان

12:09.870 --> 12:10.710
اینطور نیست

12:10.710 --> 12:12.320
فقط چون سرکشم

12:12.470 --> 12:13.470
اخلاق تندی دارم

12:14.040 --> 12:16.640
و مثل اون حیله‌گر و حسابگر نیستم

12:17.990 --> 12:19.440
همه از من بدشون میاد

12:20.230 --> 12:21.280
و پشت سرم بد می‌گن

12:21.680 --> 12:23.680
حتی وقتی می‌خوام برای مادربزرگ کاری کنم

12:23.920 --> 12:25.830
بهم شک می‌کنی و از من بازجویی می‌کنی

12:26.520 --> 12:28.920
من بیشتر از هر کسی مادربزرگ رو دوست دارم

12:28.920 --> 12:30.400
چطور ممکنه بهش آسیبی برسونم؟

12:32.830 --> 12:34.520
هر کاری که می‌کنم اشتباهه

12:35.470 --> 12:37.040
پس فقط بذار بمیرم

12:37.710 --> 12:39.110
!تا دیگه مجبور نباشین ریختم رو ببینین

12:40.070 --> 12:40.830
خواهر

12:41.710 --> 12:42.950
یه لحظه عقلم رو از دست دادم

12:43.160 --> 12:44.520
نمی‌دونم چی به سرم اومده بود

12:45.520 --> 12:47.070
حتی خودمم نمی‌دونم

12:47.230 --> 12:48.640
که چرا همچین فکری به ذهنم رسید

12:49.320 --> 12:50.990
از وقتی خدمتکار چانگ مرده

12:52.560 --> 12:54.110
شاید به زبون نیاورده باشی

12:55.230 --> 12:56.870
ولی تموم این مدت بهم شک داشتی

12:57.640 --> 12:59.800
اون پیرزن، یه آدم بد ذات بود

12:59.800 --> 13:01.470
چطور تونستی حرفش رو باور کنی؟

13:02.160 --> 13:03.990
فکر کردی من مادربزرگ رو مسموم کردم، مگه نه؟

13:05.680 --> 13:06.320
آره

13:07.870 --> 13:09.470
درسته که زیر بالشتم سم قایم کرده بودم

13:10.280 --> 13:12.070
ولی اون سم رو برای خودم نگه داشتم

13:13.070 --> 13:14.920
ترجیح می‌دم به زندگیم پایان بدم

13:15.950 --> 13:18.470
!تا اینکه همه‌ی کسایی که دوستشون دارم ازم متنفر باشن

13:18.640 --> 13:20.800
!خواهر

13:21.110 --> 13:22.200
!بس کن، خواهر

13:22.470 --> 13:23.040
!خواهر

13:27.640 --> 13:28.830
!برین طبیب رو خبر کنین

13:29.200 --> 13:30.200
!زود باشین

13:31.830 --> 13:32.470
خواهر

13:33.320 --> 13:34.230
من رو ببخش

13:34.520 --> 13:35.560
اشتباه کردم

13:36.750 --> 13:38.350
از این به بعد، هر چیزی بگی باور می‌کنم

13:38.920 --> 13:40.400
و دیگه هیچوقت بی‌دلیل بهت شک نمی‌کنم

13:42.830 --> 13:43.680
!خواهر

13:46.750 --> 13:47.920
!یکی بیاد اینجا

13:48.710 --> 13:50.520
!زود بیاین

13:50.520 --> 13:52.580
 ⎝قصر جائو یانگ⎞ 

14:09.590 --> 14:10.520
همگی، برین بیرون

14:16.110 --> 14:17.750
گفتی رائو قصد داشته خودکشی کنه؟

14:17.870 --> 14:19.040
لطفا دستپاچه نشین، بانوی من

14:19.160 --> 14:21.110
خوشبختانه، ارباب هو به موقع جلوشون رو گرفتن

14:21.160 --> 14:22.400
مقدار خیلی کمی سم خورده

14:22.750 --> 14:24.520
برای خنثی کردن سم هم
بهشون جوشونده‌ی شیرین‌بیان و لوبیا دادن

14:24.590 --> 14:25.950
به اندام‌های داخلیشون آسیبی نرسیده

14:40.200 --> 14:41.280
بانوی من، لطفا آروم باشین

14:41.920 --> 14:43.950
همه‌اش تقصیر منه

14:45.320 --> 14:47.520
رائو این همه سختی کشیده

14:48.950 --> 14:50.870
ولی من باز هم بهش گفتم خودش رو پنهون کنه و منتظر بمونه

14:52.640 --> 14:54.470
دختر اشراف‌زاده‌ی یه خاندان بزرگ

14:55.280 --> 14:57.950
...مجبور شده مخفیانه زندگی کنه

14:59.950 --> 15:02.320
حتما از من، مادر خودش دلخوره

15:03.710 --> 15:04.800
بانو چیائو کجان؟

15:05.200 --> 15:06.350
این همه وقته دنبالش می‌گردین

15:06.520 --> 15:08.040
هنوز پیداش نکردین؟

15:08.640 --> 15:09.950
بانوی من

15:09.990 --> 15:11.110
ما تمام

15:11.230 --> 15:12.830
استان‌ها و شهرستان‌های اطراف پایتخت رو گشتیم

15:13.280 --> 15:15.750
ما دیوان طبابت سلطنتی و درمانگاه‌های محلی رو هم بررسی کردیم

15:15.800 --> 15:17.440
ولی تازه امروز صبح خبری به دستمون رسید

15:17.440 --> 15:18.440
دو سال پیش

15:18.640 --> 15:21.070
طبیب سلطنتی وانگ جونگ لو از دیوان طبابت سلطنتی بازنشسته شد

15:21.470 --> 15:23.280
تخصصش درمان بیماری‌های تحلیل‌برنده‌ی بدن بود

15:25.040 --> 15:26.110
الان کجاست؟

15:26.520 --> 15:27.320
شهرستان یونگ

15:28.070 --> 15:30.200
اگه لازمه کل شهرستان یونگ رو زیر و رو کنین

15:30.560 --> 15:32.280
بانو چیائو و دخترش رو پیدا کنین

15:32.800 --> 15:33.590
چشم

15:42.230 --> 15:42.800
این رو بگیر

15:43.350 --> 15:44.830
و بده به رائو آر

15:44.990 --> 15:45.870
بهش بگو

15:46.070 --> 15:48.440
من هیچوقت قولی که بهش دادم رو فراموش نکردم

15:49.590 --> 15:51.400
بهش بگو فعلا فقط به فکر خوب شدنش باشه

15:53.110 --> 15:54.830
وقتی انقدر حالش خوب شد که تونست از تخت بلند بشه

15:55.950 --> 15:57.520
خودم کاری می‌کنم

15:58.200 --> 15:59.640
حقش رو بگیره

16:12.320 --> 16:13.950
<i>آ چو، ای آ چو</i>

16:14.470 --> 16:16.990
<i>کاری کردی که مثل یه سگ ولگرد بشم</i>

16:16.990 --> 16:18.350
<i>و دم تکون بدم و التماس بخشش کنم</i>

16:19.110 --> 16:21.070
<i>حتی اگه به دنیای مردگان هم برم</i>

16:21.560 --> 16:23.800
<i>تنها نمی‌رم</i>

16:24.950 --> 16:27.750
<i>تو رو هم با خودم به جهنم می‌کشم</i>

16:32.400 --> 16:32.980
خطا رفت

16:33.710 --> 16:35.160
تیراندازی با کمان تمرین زیاد می‌خواد

16:35.920 --> 16:36.520
عجله نکن

16:37.750 --> 16:38.130
بیا

16:52.560 --> 16:54.040
من همیشه توی سرباز‌خونه‌ام

16:54.400 --> 16:55.830
آدم خشنی‌ام و زیاد اهل تشریفات نیستم

16:57.680 --> 16:58.640
اگه از حد و حدودم فراتر رفتم

16:59.560 --> 17:00.590
لطفا م رو ببخشین، بانوی من

17:01.320 --> 17:02.230
این روزها ارتش خیلی گرفتار کاره

17:03.160 --> 17:04.800
برای همین شاید مدتی نتونم بیام

17:05.160 --> 17:06.200
اگه می‌خواین تیراندازی یاد بگیرین

17:06.230 --> 17:07.640
یه تیرانداز زن می‌شناسم

17:07.920 --> 17:09.790
ازش می‌خوام به جای من بهتون آمورش بده، اینطوری مناسب‌تره

17:10.080 --> 17:11.270
ممنونم، ژنرال

17:11.270 --> 17:12.310
من هم همین فکر رو می‌کردم

17:14.470 --> 17:15.990
بیا ببین آموزش‌ها چطور پیش می‌ره

17:16.440 --> 17:17.840
بالاخره دارن یه سر و سامونی می‌گیرن

17:24.270 --> 17:24.990
حالتون خوبه؟

17:24.990 --> 17:25.600
!این چه وضعشه

17:25.920 --> 17:27.230
این بچه‌ی کیه انقدر بی‌تربیته؟

17:27.710 --> 17:29.160
!میدون تمرین جای دویدن و بازی کردن نیست

17:30.160 --> 17:31.920
!ما رو ببخشین، بانوی من

17:32.030 --> 17:33.400
بی‌ملاحضه‌ی احمق

17:34.920 --> 17:35.510
بانوی من

17:36.030 --> 17:38.160
شوهرش موقع شکار توی کوهستان پاش شکسته

17:38.550 --> 17:39.880
خانواده‌اش هم دیگه راهی برای درآمد نداشتن

17:40.080 --> 17:42.310
برای همین گذاشتیم اینجا بمونه و لباس‌های عمارت رو بشوره

17:42.550 --> 17:43.880
!زودباش معذرت‌خواهی کن

17:44.120 --> 17:45.160
من رو ببخشین، بانوی من

17:45.600 --> 17:46.840
اینجا توی میدون تمرین پر از سلاح‌های تیز روی زمینه

17:47.200 --> 17:48.080
باید حواستون به بچه باشه

17:48.080 --> 17:49.440
نذار این‌ور اون‌ور بدوئه و بلایی سرش بیاد

17:49.680 --> 17:50.310
بی تائو

17:52.310 --> 17:52.880
یه کم از اینا امتحان کن

18:05.440 --> 18:07.470
شما خیلی بزرگوارین، بانوی من

18:07.640 --> 18:08.750
این لطف خیلی بزرگی در حقشونه

18:08.750 --> 18:09.950
!زودباشین، به بانو تعظیم کنین

18:10.310 --> 18:10.950
نیازی نیست

18:13.230 --> 18:14.270
...این دوتا بچه

18:15.120 --> 18:16.710
وای، دوقلو‌ هستن

18:17.120 --> 18:18.120
چه جفت شیرینی

18:19.360 --> 18:20.120
نترسین

18:20.640 --> 18:21.680
این یه هدیه از طرف بانوی جوانه

18:21.750 --> 18:22.600
قبولش کنین

18:24.990 --> 18:26.130
بیا، بگیرش

18:28.950 --> 18:30.400
زودباش -
عجله کن، بیا بریم -

18:30.440 --> 18:31.990
دیگه این طرف‌ها پیداتون نشه

18:33.160 --> 18:33.920
ژنرال چی

18:36.680 --> 18:37.510
توی این دنیا

18:37.990 --> 18:39.600
مگه می‌شه دو نفر انقدر شبیه هم باشن؟

18:39.710 --> 18:41.360
زن‌هایی که دوقلو باردارن

18:41.840 --> 18:42.990
اغلب بچه‌هاشون رو موقعی که توی رحمن از دست می‌دن

18:42.990 --> 18:43.990
بعضی وقت‌ها خودشون هم با بچه‌ها می‌میرن

18:44.840 --> 18:45.880
برای همین دوقلوها کمیابن

18:46.360 --> 18:47.950
کمیابن، ولی غیرممکن هم نیستن

18:48.400 --> 18:49.840
اون دوتا که الان دیدیم دوقلو بودن، مگه نه؟

18:49.880 --> 18:50.880
اگه دوقلو نباشن چی؟

18:51.550 --> 18:52.990
اگه دو نفر نه فامیل باشن و نه ارتباطی با هم داشته باشن

18:53.400 --> 18:54.750
ولی اتفاقی انقدر شبیه هم باشن

18:55.160 --> 18:56.550
یعنی سرنوشت داره باهاشون بازی می‌کنه

18:56.550 --> 18:57.640
یه تصادف محضه

18:58.510 --> 18:59.310
سرنوشت؟

19:02.120 --> 19:03.600
مگه سرنوشت می‌تونه همچین تصادفی رو رقم بزنه؟

19:06.120 --> 19:07.510
دو غریبه‌ی کاملا بی‌ارتباط

19:08.400 --> 19:09.750
...که هیچ نسبت خونی‌ای هم با هم ندارن

19:13.200 --> 19:14.160
چطور ممکنه انقدر شبیه هم باشن؟

19:16.790 --> 19:17.630
چرا؟

19:21.030 --> 19:21.510
بانوی من

19:22.080 --> 19:24.400
یکی از خدمتکارهای بانو لی داره به سمت شهرستان یونگ می‌ره

19:32.230 --> 19:33.030
ژنرال چی

19:33.440 --> 19:34.790
به سربازهایی که آموزش می‌دادین نیاز دارم

19:36.160 --> 19:37.310
فقط چند روزه که آموزش دیدن

19:37.600 --> 19:39.880
شاید ظاهرشون منظم باشه، ولی پر از ضعف و ایرادن

19:40.200 --> 19:41.990
جلوی یه ارتش کارآزموده

19:41.990 --> 19:43.360
به‌ راحتی شکست می‌خورن

19:43.360 --> 19:44.470
و حتی فرصت مقاومت هم پیدا نمی‌کنن

19:44.880 --> 19:45.600
اگه سرباز لازم دارین

19:46.360 --> 19:47.400
چند نفر دیگه بهتون می‌دم

19:47.550 --> 19:49.440
نه، نمی‌تونم از سربازهای شما

19:50.470 --> 19:51.620
یا خاندان لو استفاده کنم

19:53.270 --> 19:54.120
تازه

19:54.880 --> 19:56.510
تا توی زمین نری، کشاورزی یاد نمی‌گیری

19:58.120 --> 19:59.750
تمرین کردن توی میدون آموزش چه فایده‌ای داره؟

20:00.840 --> 20:01.760
باید تجربه‌ی واقعی به دست بیارن

20:12.640 --> 20:13.050
!مادر

20:18.950 --> 20:20.600
!لطفا !بهم رحم کنین

20:20.680 --> 20:22.440
من... من همه‌ی بدهی‌های قمارم رو پرداخت کردم

20:22.440 --> 20:23.470
!حتی یه سکه هم بدهکار نیستم

20:23.650 --> 20:24.340
ژنرال

20:24.470 --> 20:25.310
اینجا چه خبره؟

20:27.550 --> 20:28.200
مادر

20:28.510 --> 20:29.080
هونگ شیان

20:29.310 --> 20:30.550
ای پسره‌ی بی‌عرضه

20:30.840 --> 20:32.080
کارت شده فقط عرق‌خوری و قمار

20:32.120 --> 20:33.360
!حالا ببین، چه بلایی سرمون آوردی

20:33.640 --> 20:34.510
!همه‌اشون رو ببرین

20:35.080 --> 20:35.880
!من بی‌گناهم

20:36.200 --> 20:36.990
!من بی‌گناهم

20:37.990 --> 20:39.030
!من بی‌گناهم

20:45.230 --> 20:46.470
شماها کی هستین؟

20:46.680 --> 20:47.920
چرا دارین ما رو می‌برین؟

20:47.920 --> 20:48.640
ساکت باشین

20:48.950 --> 20:50.710
آروم بگیرین و دردسر درست نکنین

20:55.470 --> 20:56.270
معاون ژنرال جائو

20:56.510 --> 20:58.440
!دل‌پیچه گرفتم، باید برم دستشویی

20:58.880 --> 20:59.920
من هم همینطور

21:00.200 --> 21:00.880
!من هم دیگه نمی‌تونم تحمل کنم

21:00.880 --> 21:01.550
چه خبرتونه؟

21:01.790 --> 21:02.680
!خودتون رو جمع‌وجور کنین

21:02.790 --> 21:04.440
حتما کار همون چای‌فروشی‌ایه که از کنارش رد شدیم

21:04.550 --> 21:06.360
یکی توی چای چیزی ریخته

21:06.510 --> 21:06.990
چی؟

21:19.550 --> 21:21.710
!یکی به کالسکه حمله کرده !نگهبان‌ها !نگهبان‌ها

21:32.230 --> 21:33.230
همه‌اشون رو گرفتیم

21:36.990 --> 21:37.470
!من رو نکشین

21:37.470 --> 21:38.600
!من رو نکشین !خواهش می‌کنم

21:38.600 --> 21:39.840
!من رو نکشین -
مادر، هونگ شیان -

21:41.710 --> 21:42.710
آ چو؟

21:42.950 --> 21:43.680
مادر

21:43.790 --> 21:45.360
!آ چو اومده نجاتمون بده

21:45.400 --> 21:47.200
بانو، همه‌اشون رو بیهوش کردم

21:47.360 --> 21:48.920
کارم خوب نبود؟ -
پایین بمون -

21:48.950 --> 21:49.710
بیشترین اعتبار مال توئه

21:51.160 --> 21:53.230
برای این پیروزی، همه‌ی افراد من

21:53.710 --> 21:55.990
صد سکه و یه طاقه ابریشم می‌گیرن

21:56.160 --> 21:59.230
از این به بعد، به هر وعده‌ی غذایی
!یه دو برنج اعلا و یه بشقاب گوشت اضافه می‌شه

21:59.790 --> 22:01.360
!درود بر بانو

22:01.550 --> 22:03.160
!درود بر بانو

22:03.270 --> 22:04.880
!درود بر بانو

22:05.120 --> 22:06.600
!درود بر بانو

22:09.550 --> 22:11.550
طبیب وانگ واقعا کارهای شگفت‌انگیزی می‌کنه

22:11.840 --> 22:13.230
خیلی بهتر به نظر می‌رسین، مادر

22:13.880 --> 22:14.640
آ چو

22:15.440 --> 22:16.440
الان که بهت نگاه می‌کنم

22:16.680 --> 22:18.160
به سختی می‌شناسمت

22:23.160 --> 22:24.550
اینجا غذای خوب زیاد هست

22:24.840 --> 22:26.270
چطور دوتامون همه‌اش رو تموم کنیم؟

22:26.750 --> 22:28.600
چرا برادر و خواهرت رو

22:29.400 --> 22:30.680
صدا نمی‌زنی که کل خانواده با هم باشن؟

22:31.120 --> 22:33.750
انقدر ترسیدن که نصفه جون شدن و پر از خاکن

22:33.950 --> 22:35.030
حالشون خیلی بده

22:35.640 --> 22:37.360
به یکی گفتم اونا رو ببره بشوره

22:38.360 --> 22:39.640
و براشون غذا آماده می‌کنن

22:39.920 --> 22:41.470
برادرت عاشق نوشیدنه

22:42.030 --> 22:43.270
یکی باید حواسش بهش باشه

22:43.790 --> 22:45.230
و هونگ‌ شیان هم از ترس جونش به لبش کرده

22:45.600 --> 22:46.600
بهتره برم سراغشون

22:46.600 --> 22:47.920
این همه وقت همدیگه رو ندیدیم

22:48.200 --> 22:49.750
ولی حتی نگفتین دلتون برام تنگ شده

22:49.990 --> 22:51.640
فقط از هونگ‌ شیان و رون‌ شنگ حرف می‌زنین

22:51.920 --> 22:53.080
دارین تبعیض قائل می‌شین

22:53.470 --> 22:55.160
فقط اون دوتا براتون مهمن؟

22:55.600 --> 22:57.080
من چی، دخترتون؟

22:59.550 --> 23:01.310
هر روز بهت فکر می‌کنم

23:02.200 --> 23:03.710
ولی از سه‌تا بچه‌ام

23:04.120 --> 23:05.640
تو بزرگترینی

23:05.880 --> 23:07.200
تو باهوش و عاقلی

23:07.470 --> 23:08.990
پس کمترین نگرانی رو برات دارم

23:09.550 --> 23:10.880
اون دوتا فرق دارن

23:10.880 --> 23:12.360
همین که ازشون غافل بشم، دردسر درست می‌کنن

23:12.360 --> 23:14.310
این عمارت این همه آدم داره

23:15.270 --> 23:16.400
...فقط می‌ترسم

23:17.400 --> 23:19.200
می‌ترسم که برات دردسر درست کنن

23:23.400 --> 23:24.120
واقعا؟

23:28.750 --> 23:29.640
دخترم

23:30.510 --> 23:31.790
خیلی وقته ندیدمت

23:32.270 --> 23:34.200
خیلی عوض شدی

23:35.470 --> 23:36.600
چطور عوض شدم؟

23:37.120 --> 23:38.640
نمی‌تونم دقیقا بگم

23:39.160 --> 23:40.360
باابهت‌تر

23:41.270 --> 23:42.400
و ترسناک‌تر شدی

23:42.920 --> 23:44.160
و طرز حرف زدن و رفتارت

23:44.160 --> 23:45.840
اصلا مثل قبل نیست

23:46.310 --> 23:48.030
من فقط یه پیرزن فقیرم

23:48.270 --> 23:50.160
حتی من هم الان یه کم ازت می‌ترسم

23:51.270 --> 23:52.920
به سختی می‌شناسمت

23:53.790 --> 23:55.310
مهم نیست چقدر عوض بشم

23:56.200 --> 23:57.550
من همیشه دختر شما می‌مونم

24:04.310 --> 24:04.790
...این

24:05.550 --> 24:07.200
مهمون دیگه‌ای هم به ما ملحق می‌شه؟

24:09.880 --> 24:12.400
یه آشنای قدیمی می‌خواد شما رو ببینه

24:14.400 --> 24:15.710
رژه‌ی بزرگ نظامی هر سه سال یه بار برگزار می‌شه

24:15.710 --> 24:17.680
همه‌ی ارتش‌ها تلاش می‌کنن
که جلوی عالیجناب بدرخشن

24:17.880 --> 24:19.200
فردا صبح زود تمرین دارین

24:19.270 --> 24:20.680
گفتین توی سربازخونه می‌مونین

24:20.680 --> 24:22.120
ولی باز هم با عجله برگشتین

24:23.550 --> 24:25.470
می‌ترسین بانو فرار کنه؟

24:27.440 --> 24:29.680
بی‌موقع حرف زدم، باید تنبیه بشم

24:29.840 --> 24:30.790
اون زن کیه؟

24:39.270 --> 24:40.230
برو بفهم

24:41.080 --> 24:42.600
که بانو امشب کی رو دعوت کرده

24:42.790 --> 24:43.400
چشم

24:55.550 --> 24:57.920
خیلی وقته گذشته، امیدوارم حالتون خوب بوده باشه

24:57.990 --> 24:59.950
به حضور بانو سلام می‌کنم

25:04.440 --> 25:06.270
چطور می‌تونم بذارم بانو برام شراب بریزه؟

25:07.710 --> 25:09.600
این افتخار خیلی زیادی برامه

25:10.790 --> 25:11.990
هیچوقت کاری که برام کردی رو فراموش نمی‌کنم

25:12.640 --> 25:14.470
وقتی هان لیائو عمدا دردسر درست کرد

25:15.230 --> 25:17.030
اگه زیرکانه عمل نمی‌کردی
و کمکم نمی‌کردی، دایه لیو

25:17.400 --> 25:18.790
چطور می‌تونستم هر چی امروز دارم رو داشته باشم؟

25:19.230 --> 25:21.550
بعدش، برای اینکه از دردسر دور بمونی

25:22.030 --> 25:24.310
مجبور شدی مدام از اینجا به اونجا قایم بشی

25:24.680 --> 25:26.510
همیشه از این بابت احساس گناه کردم

25:27.360 --> 25:29.160
باید خیلی وقت پیش به سلامتیت می‌نوشیدم

25:30.920 --> 25:32.120
به سلامتی تو، دایه لیو

25:36.360 --> 25:38.400
خرگوش زیرک هم سه‌تا لونه داره، نه؟

25:38.790 --> 25:41.470
با همه‌ی پولی که بهم دادین
هر چند وقت یه بار عوض کردن مخفیگاهم

25:41.600 --> 25:42.470
چیز مهمی نیست

25:42.790 --> 25:44.550
اگه خودتون شخصا نمیومدین

25:44.750 --> 25:46.270
من روم نمی‌شد خودم رو نشون بدم

25:47.030 --> 25:48.270
از اول می‌دونستم

25:48.270 --> 25:49.680
که سرنوشتتون چیزهای بزرگ‌تره

25:50.440 --> 25:51.510
پس همه‌ی تلاشم

25:51.680 --> 25:53.120
برای مخفی کردنتون هدر نرفت

25:53.920 --> 25:55.790
شما می‌دونین چطور لطف رو جبران کنین

25:56.030 --> 25:57.790
!بیا، یه کاسه‌ی دیگه بنوشیم

26:02.790 --> 26:03.640
<i>وی رائو</i>

26:04.360 --> 26:06.160
<i>دقیقا چه نقشه‌ای داری؟</i>

26:06.990 --> 26:07.990
بذارین یه بار دیگه به سلامتیتون بنوشم

26:10.160 --> 26:10.600
بفرما

26:18.790 --> 26:20.160
فقط به خودت نگاه کن

26:20.160 --> 26:22.880
چقدر باوقار و ظریف

26:24.470 --> 26:25.510
خواهر جوئه

26:25.510 --> 26:27.120
با دختری مثل این

26:27.230 --> 26:29.080
!یه عمر زندگی راحت داری

26:29.880 --> 26:31.750
زیادی مشروب خوردی و داری چرت و پرت می‌گی

26:31.990 --> 26:33.600
اگه یکی بشنوه چی؟

26:34.080 --> 26:35.460
باید یکی کمکش کنه بره بخوابه

26:35.760 --> 26:37.700
فردا می‌تونیم یه هدیه‌ی سخاوتمندانه
آماده کنیم که ازش تشکر کنیم

26:39.310 --> 26:40.080
عجله‌ای نیست

26:40.840 --> 26:41.990
اینجا غریبه‌ای نیست

26:43.120 --> 26:45.160
مشکلی داره که یه کم بیشتر حرف بزنیم؟

26:47.840 --> 26:48.750
وقتی بچه بودم

26:49.030 --> 26:50.790
پدرم زیاد من رو می‌زد و سرزنش می‌کرد

26:51.440 --> 26:53.120
فکر می‌کردم هشت سالگی رو نمی‌بینم

26:54.440 --> 26:56.080
کی فکر می‌کرد تا اینجا بیام؟

26:56.880 --> 26:58.160
فقط نشون می‌ده که هیچکس

27:00.230 --> 27:01.710
نمی‌تونه پیش‌بینی کنه زندگی چی براش داره

27:04.120 --> 27:05.270
دقیقا

27:05.600 --> 27:07.120
اون پدر بی‌رحمت

27:07.270 --> 27:08.790
تو رو توی کوه رها کرد

27:08.950 --> 27:11.030
فکر می‌کرد گرگ‌ها می‌برنت

27:11.680 --> 27:13.550
از بلاى بزرگ جون سالم به در ببر"

27:13.550 --> 27:15.230
"روزهای بهتر میاد

27:15.470 --> 27:17.230
این حرف برای تو محقق شد

27:20.200 --> 27:21.160
واقعا همچین چیزی شده؟

27:22.200 --> 27:22.950
چطور من هیچوقت نمی‌دونستم؟

27:23.400 --> 27:25.790
تو فقط دو سالت بود

27:26.270 --> 27:27.400
چطور یادت میومد؟

27:27.990 --> 27:29.470
اون حروم‌زاده

27:29.640 --> 27:30.950
توی قمار پول از دست داد

27:31.950 --> 27:33.440
و تقصیر تو انداخت که براش بدشانسی آوردی

27:33.710 --> 27:34.880
وقتی حواسم نبود

27:35.120 --> 27:37.410
دزدکی برد و رهات کرد

27:39.470 --> 27:41.440
سرورم، آروم باشین

27:41.440 --> 27:42.950
اون شب، مادرت

27:43.030 --> 27:44.230
از شستن لباس‌ها برگشت

27:44.230 --> 27:45.710
وقتی پیدات نکرد

27:45.710 --> 27:47.550
دیوونه شد

27:47.640 --> 27:49.880
به حرف هیچکس گوش نداد

27:50.160 --> 27:53.470
و تنهایی دوید توی کوه‌ها که پیدات کنه

27:54.270 --> 27:55.030
!آ چو

27:55.790 --> 27:56.710
!آ چو

27:59.440 --> 28:00.360
!آ چو

28:01.790 --> 28:02.550
!آ چو

28:06.360 --> 28:07.270
!آ چو

28:07.950 --> 28:08.880
!برو گمشو

28:10.990 --> 28:11.750
...آ چو

28:24.270 --> 28:25.990
توی کل این دنیا

28:26.470 --> 28:28.120
فقط یه مادر

28:28.120 --> 28:32.080
جرات می‌کنه برای بچه‌اش با گرگ‌ها بجنگه

28:32.510 --> 28:35.270
وقتی مادرت روز بعد از کوه پایین اومد

28:35.360 --> 28:36.920
کل بدنش

28:36.920 --> 28:38.790
پر از زخم بود

28:39.550 --> 28:42.950
حتی یه گرگ یه تیکه از گوشت اینجا رو کند

28:43.790 --> 28:46.990
اما اون محکم بغلت کرده بود و حاضر نبود ولت کنه

28:47.270 --> 28:48.400
هیچکس

28:48.710 --> 28:51.160
نمی‌تونست شما دوتا رو از هم جدا کنه

28:51.510 --> 28:55.680
تا آخر عمرم اون صحنه رو فراموش نمی‌کنم

29:14.030 --> 29:15.790
پس این زخم‌های روی دستتون

29:17.680 --> 29:19.160
همه‌‌اشون به خاطر من بودن

29:20.470 --> 29:22.270
فکر می‌کردم براتون مهم نیستم

29:22.880 --> 29:23.790
فکر می‌کردم دوستم ندارین

29:24.600 --> 29:26.270
شما همه‌ی این کارها رو به خاطر من کردین

29:27.680 --> 29:29.310
چرا هیچوقت بهم نگفتین؟

29:33.680 --> 29:35.750
من ضعیف بودم و نتونستم ازت محافظت کنم

29:36.360 --> 29:38.120
همه‌ا‌ش تقصیر من بود

29:40.230 --> 29:41.640
من گناهکارم

29:45.160 --> 29:47.080
من رو ببخش، بچه‌‌ام

29:47.710 --> 29:49.920
من باعث شدم این همه سختی بکشی

29:50.920 --> 29:52.880
و بار سنگین این خاندان رو روی دوشت گذاشتم

29:53.710 --> 29:55.990
حتی حالا هم به خاطر من برات دردسر درست شده

29:57.510 --> 29:59.640
دلم از این بابت خون می‌شه

30:06.080 --> 30:07.550
که چرا هیچوقت بهم نگفتی

30:08.470 --> 30:10.600
توی دلت چقدر عذاب می‌کشی؟

30:13.230 --> 30:14.640
من هیچوقت چیز زیادی نخواستم

30:15.990 --> 30:18.080
همین چیزهایی که بهم دادین همیشه برام کافی بوده

30:21.230 --> 30:22.640
دایه لیو، زیادی نوشیدین

30:23.310 --> 30:25.120
بذارین من شما رو ببرم استراحت کنین

30:25.400 --> 30:28.230
شما مادر و دختر خوب با هم حرف بزنین

30:28.920 --> 30:29.790
!چه شراب خوبی

30:30.360 --> 30:33.200
...یه گرگ یه تیکه از گوشتش رو کند

30:36.880 --> 30:37.510
مادر

30:38.840 --> 30:40.030
هونگ‌ شیان گفت دلش برام تنگ شده

30:41.080 --> 30:43.230
من اون رو به اتاق غربی حیاط بردم

30:44.550 --> 30:45.990
چرا شما هم به اونجا نقل مکان نمی‌کنین؟

30:46.400 --> 30:48.360
چند روزه توی راه بودم، خسته‌ام

30:49.120 --> 30:50.920
حوصله‌ی جابه‌جا شدن ندارم

30:51.550 --> 30:53.310
همین اتاق کاملا خوبه

30:54.120 --> 30:56.600
شما خواهرها هم باید یه کم با هم وقت بگذرونین

31:02.840 --> 31:04.030
هر طور شما بگین، مادر

31:24.100 --> 31:29.220
♪هر نسیمی توی این دنیا، یه حس یکسان داره♪

31:31.380 --> 31:38.900
♪...اما وقتی تو از کنارم می‌گذری، باد شکل می‌گیره♪

31:39.440 --> 31:40.550
عزیزم، برگشتی؟

31:42.310 --> 31:43.600
چرا چشم‌هات قرمزه؟

31:45.950 --> 31:47.400
ارباب شام خوردین؟

31:47.880 --> 31:49.120
به یکی می‌گم براتون آماده کنه

31:50.640 --> 31:51.710
زحمت نکش

31:52.080 --> 31:53.600
عالیجناب موثع شکار زمستانی، قراره به ارتش سر بزنن

31:55.840 --> 31:57.160
هنوز کلی کار توی سربازخونه مونده

31:57.750 --> 31:59.160
چندتا وسیله جمع می‌کنم و می‌رم

32:00.030 --> 32:02.030
پس من وسایلتون رو جمع می‌کنم

32:07.470 --> 32:09.600
بیا، این رو بپوش، شب‌ها هوا سرده

32:14.840 --> 32:16.200
جائو سونگ و جائو بای رو اینجا می‌ذارم

32:16.360 --> 32:17.790
هر کاری داشتی بهشون بگو

32:19.920 --> 32:20.880
فهمیدم

32:22.680 --> 32:23.710
زودتر استراحت کن

32:33.840 --> 32:35.470
از حرف‌هایی که توی اتاق زد

32:36.310 --> 32:38.790
به نظر میاد به اصل و نسب خودش شک کرده

32:41.160 --> 32:42.230
ارباب... ارباب من

32:42.400 --> 32:43.950
مگه قرار نبود امشب همین جا بمونین؟

32:43.950 --> 32:45.200
چرا یهو نظرتون عوض شد؟

32:46.310 --> 32:47.510
یکی از خاندان وی رو برام پیدا کن

32:47.750 --> 32:49.510
توی اقامتگاه ارباب چنگ ‌آن دنبال کی می‌گردین؟

32:50.550 --> 32:52.600
نه، نه اقامتگاه ارباب چنگ ‌آن

32:52.790 --> 32:53.790
برو وزارت عدلیه

32:54.840 --> 32:55.920
خودم شخصا می‌رم اونجا

32:57.270 --> 32:58.840
!ارباب

32:58.840 --> 33:00.640
برای چی می‌خواین برین وزارت عدلیه، ارباب؟

33:02.990 --> 33:04.030
من واقعا احمق بودم

33:06.400 --> 33:08.270
چطور تونستم به مادر خودم شک کنم؟

33:13.230 --> 33:14.680
اگه مادر واقعیم نبود

33:16.990 --> 33:19.160
چرا باید برای نجات جونم با گرگ‌ها می‌جنگید؟

33:22.270 --> 33:23.640
واقعا احمق بودم

33:25.030 --> 33:25.920
بانو

33:26.710 --> 33:28.160
اتاق پرورش کرم ابریشم آماده شده

33:28.470 --> 33:29.950
هر وقت فرصت داشتین، می‌تونین ازش بازدید کنین

33:30.510 --> 33:33.440
شما گفتین که نیروها رو به سه دسته تقسیم کنیم

33:33.840 --> 33:36.230
و حقوق و غذای هر دسته متفاوت باشه

33:36.990 --> 33:38.750
جناب فنگ مقرراتش رو آماده کرده

33:38.790 --> 33:40.840
بعد از تایید شما، اعلامش می‌کنیم

33:41.200 --> 33:42.490
نهال درخت‌های میوه هم رسیدن

33:42.790 --> 33:44.230
دیگه داره دیر می‌شه

33:45.510 --> 33:47.030
فردا کلی کار داریم

33:48.400 --> 33:49.950
بهتره زودتر بخوابیم

33:50.880 --> 33:53.200
آره، دیگه دیره

33:58.200 --> 33:59.400
وقت خوابه

34:09.080 --> 34:10.960
!اوه، نه! آتیش گرفته

34:10.960 --> 34:12.560
!آتیش -
!آتیش -

34:12.560 --> 34:14.270
!خاموشش کنین -
!وای، نه -

34:14.270 --> 34:17.600
!آتیش رو خاموش کنین -
!زود باشین -

34:17.600 --> 34:18.600
!کمک

34:18.600 --> 34:19.680
!عجله کنین

34:20.000 --> 34:22.200
!بانو رو نجات بدین! زود باشین

34:23.270 --> 34:24.430
!کمک

34:24.870 --> 34:26.350
!بانو هنوز داخلن

34:26.350 --> 34:28.230
!اتاق بانو آتیش گرفته -
!کمک -

34:28.230 --> 34:29.160
!یکی کمک کنه

34:29.160 --> 34:29.830
!هونگ‌ شیان

34:30.000 --> 34:30.910
!آتیش رو خاموش کنین

34:31.350 --> 34:33.120
!هونگ‌ شیان -
!بانو هنوز داخلن -

34:34.230 --> 34:35.230
!آتیش

34:36.230 --> 34:38.790
!آتیش -
!آتیش -

34:38.790 --> 34:40.200
!آب بیشتری بیارین

34:40.430 --> 34:42.230
!زود باشین -
!کمک -

34:42.450 --> 34:43.730
!هونگ‌ شیان

34:44.560 --> 34:45.270
!هونگ‌ شیان

34:45.270 --> 34:46.120
!عجله کنین

34:46.230 --> 34:46.960
!هونگ‌ شیان

34:47.230 --> 34:48.120
!آب رسید

34:48.710 --> 34:49.830
!آب رو بیارین

34:51.160 --> 34:51.870
!هونگ‌ شیان

34:51.870 --> 34:53.390
!نجاتشون بدین -
!زود باشین -

34:54.040 --> 34:55.120
!عجله کنین -
!هونگ‌ شیان -

34:56.390 --> 34:57.200
!زود باشین

34:57.600 --> 34:58.910
!نجاتشون بدین

34:59.480 --> 35:00.350
!یکی کمک کنه

35:00.350 --> 35:01.310
!آب رسید

35:01.310 --> 35:02.480
!نجاتشون بدید

35:03.200 --> 35:04.310
!آتیش

35:05.560 --> 35:07.390
!اینجا آتیش گرفته

35:07.960 --> 35:09.270
!آب بیشتری بیارین

35:09.520 --> 35:10.350
!عجله کنین

35:10.390 --> 35:11.710
!آب بیشتری بیارین

35:14.080 --> 35:15.390
!زود باشین

35:28.640 --> 35:30.000
یادت رفته

35:32.000 --> 35:33.640
که یه دختر دیگه هم داری؟

35:47.350 --> 35:48.830
من دخترت نیستم

35:51.430 --> 35:52.750
پس من کی‌ام؟

35:57.040 --> 35:58.570
من کی‌ام؟

36:08.870 --> 36:09.960
اون ندیمه‌ی احمق

36:10.270 --> 36:12.120
موقع نگهبانی شبانه، اتفاقی شمعدون رو انداخت

36:12.430 --> 36:13.600
خوشبختانه خواهرم حواسش بود

36:13.600 --> 36:14.830
وگرنه فاجعه به بار میومد

36:15.310 --> 36:16.910
همه‌‌اشون از ترس این‌ور و اون‌ور می‌دویدن

36:16.910 --> 36:18.270
با اون وضع چطور می‌تونستن آتیش رو خاموش کنن؟

36:18.270 --> 36:19.640
فقط دست‌وپاگیر بودن

36:20.600 --> 36:22.000
باید حسابی ادبشون کنی

36:22.000 --> 36:23.230
به این راحتی ازشون نگذری

36:23.480 --> 36:24.830
خواهرت رو اذیت نکن

36:25.480 --> 36:26.200
سرش شلوغه

36:27.040 --> 36:27.710
مادر

36:28.080 --> 36:29.600
خواهرم گفت حالا که اومدیم پایتخت

36:29.600 --> 36:30.830
دیگه نمی‌ذاره بریم

36:31.080 --> 36:32.960
از این به بعد توی همین عمارت زندگی می‌کنیم

36:33.160 --> 36:35.600
گفت برام یه استاد خوب هم پیدا می‌کنه

36:35.600 --> 36:37.000
که ساز و رقص رو یادم بده

36:37.350 --> 36:39.230
دیگه مجبور نیستیم از اینجا به اونجا فرار کنیم

36:39.230 --> 36:40.680
یا با ترس و نگرانی زندگی کنیم

36:40.910 --> 36:42.790
قبلا همیشه دلم می‌خواست رقص یاد بگیرم

36:43.200 --> 36:44.750
ولی هیچوقت پول شهریه‌ا‌ش رو نداشتیم

36:45.230 --> 36:45.790
...حالا خواهر می‌تونه

36:45.790 --> 36:46.430
!بسه

36:47.640 --> 36:48.640
دیگه حرف نزن

36:53.120 --> 36:55.600
مادر خسته‌ست، تو هم برو استراحت کن

37:11.790 --> 37:12.640
آ چو

37:14.640 --> 37:16.560
امیدوارم انقدر بی‌رحم نباشی

37:17.230 --> 37:18.580
که وقتی حقیقت تولدت رو فهمیدی

37:19.560 --> 37:21.040
ازمون انتقام بگیری

37:21.960 --> 37:23.390
فقط من مقصر بودم

37:23.980 --> 37:25.600
هونگ شیان و رون شنگ هیچ ربطی بهش ندارن

37:25.760 --> 37:27.160
لطفا ولشون کن، باشه؟

37:32.080 --> 37:33.120
من بی‌رحمم؟

37:37.480 --> 37:39.120
چون تو سل داشتی

37:40.270 --> 37:41.080
من توی شیش سالگیم

37:42.080 --> 37:43.830
شاگرد کارگاه ساخت وسایل لاکی شدم

37:45.270 --> 37:47.910
بعدش پدرم من رو به ازدواج با یه روح فروخت

37:48.960 --> 37:50.350
به سختی از مهلکه جون سالم به در بردم

37:50.790 --> 37:52.310
ولی بازم برگشتم

37:53.640 --> 37:54.830
ترسیده بودم

37:56.120 --> 37:57.830
می‌ترسیدم که اگه تنها فرار کنم

37:59.870 --> 38:01.160
تو کتک می‌خوری

38:02.200 --> 38:03.480
و برادر و خواهرم فروخته می‌شدن

38:04.640 --> 38:06.430
من خودم تا مغز استخون کار کردم

38:08.560 --> 38:10.120
ترجیح می‌دم پوست درخت رو بجوم

38:10.120 --> 38:11.350
یا از بدن خودم گوشت جدا کنم

38:13.750 --> 38:15.710
ولی هیچوقت اجازه ندم هیچکدومتون گرسنه بمونه

38:17.080 --> 38:18.160
ولی تو چیکار کردی مادر؟

38:18.600 --> 38:20.790
تو دیدی که کتکم زدن و فروختنم

38:21.520 --> 38:22.680
باهام مثل یه حیوون رفتار کردن

38:22.680 --> 38:24.680
و شبانه‌روز رنج کشیدم

38:24.680 --> 38:27.640
ولی بازم، تو حتی یه کلمه از حقیقت رو بهم نگفتی

38:33.710 --> 38:35.200
تو فقط بهم گفتی که سرنوشتم رو قبول کنم

38:38.120 --> 38:39.710
اینکه توی فقر به دنیا اومدم

38:39.710 --> 38:41.430
و محکوم به یه زندگی پر از رنج و عذابم

38:42.830 --> 38:44.040
گفتی باید تحملش کنم

38:44.430 --> 38:46.830
و با چرب‌زبونی کاری کردی خودم رو فدای بچه‌های خودت کنم

38:46.830 --> 38:47.860
و حالا

38:51.560 --> 38:53.640
داری بهم می‌گی بی‌رحم؟

38:59.350 --> 39:01.520
آ چو، نباید اون حرف رو می‌زدم

39:01.750 --> 39:04.200
اشتباه کردم، لطفا من رو ببخش

39:05.040 --> 39:07.200
اگه حتی کوچیک‌ترین احساس گناهی داری

39:08.790 --> 39:10.310
حقیقت رو بهم بگو

39:22.910 --> 39:23.830
اون شب

39:24.870 --> 39:26.560
من گرگ‌ها رو فراری دادم

39:28.600 --> 39:30.230
ولی بچه‌ام

39:30.710 --> 39:32.390
قبلا از سرما یخ زده بود

39:33.710 --> 39:36.000
اون رو توی کوه دفن کردم

40:06.160 --> 40:08.000
...آ چوی من، من

40:12.870 --> 40:13.680
آ چو

40:15.200 --> 40:15.710
آ چو

40:16.040 --> 40:16.480
آ چو

40:17.080 --> 40:17.640
گریه نکن

40:18.230 --> 40:18.710
گریه نکن

40:19.200 --> 40:21.000
بعدش تو رو پیدا کردم

40:44.830 --> 40:46.870
لباس‌هام رو درآوردم و توشون پیچیدمت

40:49.050 --> 40:51.640
بعد نیمه‌شب با تو یواشکی به خونه اومدم

40:53.560 --> 40:55.080
چطوری کسی متوجه نشد؟

40:56.070 --> 40:58.000
برای یه خانواده‌ی فقیر، بچه‌ی دوساله

40:58.960 --> 41:00.600
فرقی با یه سگ یا گربه نداره و زیاد بهش توجه نمی‌شه

41:01.560 --> 41:03.790
حتی پدر خودشون هم دو بار بهشون نگاه نمی‌کنه

41:04.270 --> 41:06.000
چه برسه به غریبه‌ها

41:07.600 --> 41:09.640
گفتم تو دختر خودمی

41:10.480 --> 41:12.080
و هیچکس هیچوقت زیر سوال نبردش

41:14.520 --> 41:16.040
پس لباس‌هایی که تنم بود

41:17.080 --> 41:18.430
و یادگاری‌های که همراهم بود، کجان؟

41:27.270 --> 41:28.350
بی تائو

41:29.870 --> 41:31.480
رون شنگ کاملا مست بود

41:32.230 --> 41:33.790
وقتی آتیش‌سوزی شد هم بیدار نشد

41:35.710 --> 41:37.350
برو ببین اگه بیداره یا نه

41:37.600 --> 41:38.120
بله

41:38.560 --> 41:39.080
نه

41:39.480 --> 41:40.160
لطفا این کار رو نکن!

41:42.520 --> 41:43.640
من بهت می‌گم

41:44.160 --> 41:46.270
اونا زیر بخاری خونه‌ی قدیمیمون پنهون شدن

41:48.080 --> 41:48.870
آ چو

41:49.600 --> 41:51.080
من به تو دروغ گفتم

41:51.270 --> 41:52.680
ولی اگه تو رو از اون کوه پایین نیاورده بودم

41:52.680 --> 41:54.480
از سرما یخ زده بودی و مرده بودی

41:55.640 --> 41:57.520
چون نجاتت دادم

41:58.310 --> 42:00.000
لطفا به برادر و خواهرت رحم کن

42:01.080 --> 42:02.400
اگه لازمه، سرزنشم کن

42:02.400 --> 42:04.690
ازم متنفر شو، همه‌ی کینه‌هات رو سر من خالی کن

42:04.720 --> 42:06.480
اونا هیچ چی درباره‌اش نمی‌دونن

42:06.830 --> 42:10.040
لطفا ازشون بگذر، التماست می‌کنم

42:14.160 --> 42:14.960
آ چو

42:16.430 --> 42:17.480
اون شب

42:17.870 --> 42:19.640
دخترم رو از دست دادم

42:20.230 --> 42:22.710
و پدر و مادرت تو رو توی کوهستان ول کردن

42:23.640 --> 42:25.270
اونا بودن که کنارت گذاشتن

42:26.120 --> 42:28.710
سرنوشت تو این بود که دختر من بشی

42:29.480 --> 42:31.870
آره، اونموقع‌ها خودخواه بودم

42:32.270 --> 42:33.870
تو رو وادار کردم

42:34.160 --> 42:35.340
سختی‌های پی‌درپی رو تحمل کنی

42:35.340 --> 42:36.750
می‌دونم اشتباه کردم

42:37.640 --> 42:39.230
از این به بعد، همه‌امون می‌تونیم با هم بمونیم

42:40.040 --> 42:42.000
هزار بار برات جبران می‌کنم

42:42.000 --> 42:42.830
باشه؟

42:48.710 --> 42:49.520
مادر

42:52.000 --> 42:54.340
بیشتر از ده ساله که دارم لطفِ نجات جونم رو

42:54.340 --> 42:55.460
بهت جبران می‌کنم

42:56.710 --> 42:58.560
هنوزم کافی نیست؟

43:05.160 --> 43:07.750
!آ چو

43:10.200 --> 43:12.080
من هیچوقت آ چوی تو نبودم

43:31.000 --> 43:31.710
سرورم

43:32.000 --> 43:33.600
بانو همه رو مرخص کردن

43:33.600 --> 43:34.680
یه ساعته

43:34.710 --> 43:36.000
اون داخل تنهان

43:38.600 --> 43:39.560
در رو بشکن

43:41.430 --> 43:42.310
...ولی

43:42.870 --> 43:43.350
بازش کن

43:44.480 --> 43:45.080
چشم

44:07.100 --> 44:09.940
 ♪دروغ‌های این دنیا رو دیدم♪ 

44:10.540 --> 44:14.020
 ♪و یاد گرفتم تیزیِ خودم رو پنهون کنم♪ 

44:14.900 --> 44:18.340
 ♪قدم‌به‌قدم نقشه می‌کشم، قدم‌به‌قدم می‌جنگم♪ 

44:18.340 --> 44:21.020
 ♪تا همه‌چیز رو با امید عوض کنم♪ 

44:21.040 --> 44:22.260
چرا هنوز تردید داری؟

44:26.160 --> 44:27.040
من از قبل

44:27.870 --> 44:28.640
هر چیزی که باید بدونم رو، می‌دونم

44:30.390 --> 44:31.540
حالا که تصمیمت رو گرفتی

44:32.480 --> 44:33.490
باید تا تهش بری

44:36.080 --> 44:36.710
تو باید

44:38.200 --> 44:39.620
قاطع‌تر باشی

44:46.470 --> 44:52.140
 ♪هیچوقت کوتاه نمیام، تا آسمون صاف بشه، دست از تلاش نمی‌کشم♪ 

45:13.820 --> 45:16.660
 ♪از دلِ این هیاهو سر بلند می‌کنم♪ 

45:17.340 --> 45:20.820
 ♪و نمی‌ذارم قلبم خاموش بشه♪ 

45:21.580 --> 45:25.060
 ♪توی راه آواز می‌خونم و عطرم رو همه‌جا پخش می‌کنم♪ 

45:25.380 --> 45:28.060
 ♪رو به‌سوی سرزمین‌های دور♪ 

45:29.420 --> 45:32.180
 ♪بین دشت‌های یخ‌زده ایستادم♪ 

45:32.900 --> 45:36.380
 ♪ریشه‌هام زمین رو می‌شکافن♪ 

45:37.300 --> 45:40.260
 ♪ راه‌های زیادی به‌سوی بهار باز می‌کنن، شاخه‌هام رو به خورشیده♪ 

45:40.460 --> 45:43.260
 ♪هر جا که راهی باشه، می‌رم♪ 

45:44.700 --> 45:51.860
 ♪چرا بذارم این باتلاق گیرم بندازه؟ چرا باید تسلیم سرنوشت بشم؟♪ 

45:52.460 --> 45:59.620
 ♪با سختی‌های زندگی می‌جنگم و توی دلِ تاریکی لبخند می‌زنم♪ 

46:00.180 --> 46:07.340
 ♪ آن‌سوی راه سرد، علف سبز می‌شه و کنار خزه‌ها قد می‌کشه♪ 

46:08.780 --> 46:14.380
 ♪هیچوقت کوتاه نمیام، تا آسمون صاف بشه، دست از تلاش نمی‌کشم♪ 

46:16.300 --> 46:23.460
 ♪چرا بذارم این باتلاق گیرم بندازه؟ چرا باید تسلیم سرنوشت بشم؟♪ 

46:24.020 --> 46:31.220
 ♪با سختی‌های زندگی می‌جنگم و توی دلِ تاریکی لبخند می‌زنم♪ 

46:32.100 --> 46:34.540
 ⎝عمر طولانی، برکت بی‌پایان⎞ 

46:35.430 --> 46:36.230
یکی هست

46:38.960 --> 46:39.990
که می‌خوام ببینیش

46:39.990 --> 46:50.030
 ♪هیچوقت کوتاه نمیام، تا آسمون صاف بشه، دست از تلاش نمی‌کشم♪ 

47:18.540 --> 47:24.100
 ♪نور شمع یهو پنجره رو به سردی می‌کشونه♪ 

47:25.140 --> 47:31.500
 ♪سایه‌ی کی توی دل یکی دیگه موج میندازه؟♪ 

47:32.500 --> 47:38.580
 ♪اون آه آرومه ولی مثل طبل توی گوشم می‌پیچه♪ 

47:39.780 --> 47:46.340
 ♪و دنیای دور و برمون رو توی سکوتی عجیب فرو می‌بره♪ 

47:47.300 --> 47:53.020
 ♪عادت کردم توی سرمای این دنیا قدم بزنم♪ 

47:54.300 --> 48:00.340
 ♪سایه‌های شکسته‌ی پشت این همه شکوه رو دیدم♪ 

48:01.580 --> 48:07.660
 ♪ولی تو مثل باد، آرامش چشم‌هام رو به هم می‌زنی♪ 

48:08.860 --> 48:15.740
 ♪تا این بازیِ محک زدن همدیگه، دیگه برنده و بازنده‌ای نداشته باشه♪ 

48:16.020 --> 48:23.220
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که یادم می‌ره چطور نفس بکشم♪ 

48:24.140 --> 48:31.140
 ♪نگاهت مثل آتیش لرزونطه که رازهای منو می‌سوزونه♪ 

48:31.460 --> 48:36.220
 ♪اون تیزی و جسارتی که پشت ضعفم پنهون کردم♪ 

48:36.940 --> 48:44.980
 ♪با نزدیک شدنت از هم می‌پاشه♪ 

48:45.060 --> 48:53.180
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که صدای رها شدن ضربان قلبم رو می‌شنوم♪ 

48:53.260 --> 49:00.020
 ♪توی این لحظه کی نقشه‌اش رو باخت و کی نفسش بند اومد♪ 

49:00.540 --> 49:06.020
 ♪حتی اگه هنوز هم دستم بهت نرسه♪ 
