WEBVTT

00:00.000 --> 00:15.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Souppy ✧ Purella ✧ Fatemeh ✧ Azad ✧ vita ✧ shi shi ✧ Azadeh ✧ Delara ✧ Kento ✧ haisi ✧

00:24.220 --> 00:26.460
 ♪ببین چه بهایی رو با خونش پرداخت کرد♪ 

00:27.220 --> 00:29.220
 ♪و نیمی از عمرش، به دست سرنوشت زندانی شد♪ 

00:30.220 --> 00:32.700
 ♪ببین چطور با دست‌های خودش♪ 

00:32.820 --> 00:35.220
 ♪مه سرد یه زندگی حقیر رو از بین می‌بره♪ 

00:36.140 --> 00:38.060
 ♪تا ردای شکوه و جلال رو به تن کنه♪ 

00:38.180 --> 00:39.660
 ♪هر قدمش روی لبه‌ی تیغه‌ست♪ 

00:39.900 --> 00:41.620
 ♪به چشم این دنیا♪ 

00:41.820 --> 00:44.420
 ♪اون فقط یه پرنده‌ست یه گل یه اسباب‌بازی♪ 

00:44.620 --> 00:47.500
 ♪ولی با یه حرکت، ابرها رو کنار می‌زنه♪ 

00:47.980 --> 00:53.140
 ♪تا جایی که کل وجودش به دود تبدیل بشه♪ 

00:53.940 --> 00:56.380
 ♪یه بازی توی دل بازی دیگه و سرنوشتی فراتر از سرنوشت♪ 

00:56.740 --> 01:02.860
 ♪کی مهره رو حرکت می‌ده؟ کی گوش به فرمانه؟♪ 

01:04.460 --> 01:06.180
 ♪اون پشت این نقاب♪ 

01:06.260 --> 01:07.540
 ♪سرنوشت هر روحی رو به بازی می‌گیره♪ 

01:07.620 --> 01:10.620
 ♪هر دیدار و هر قدمش پر از خطره♪ 

01:10.700 --> 01:12.140
 ♪یه آتیش سرکش به پا می‌کنه♪ 

01:12.220 --> 01:13.620
 ♪زنجیرهای اسارت رو توی شعله‌ها خاکستر می‌کنه♪ 

01:13.660 --> 01:16.420
 ♪و گل‌های یخ‌زده رو به سرنوشتشون می‌رسونه♪ 

01:16.540 --> 01:17.980
 ♪فقط یه مهره رو برمی‌داره♪ 

01:18.020 --> 01:19.340
 ♪و پای همه‌ی زمین و آسمون شرط می‌بنده♪ 

01:19.420 --> 01:22.620
 ♪نقاب دروغین ریاکاری رو از بین می‌بره♪ 

01:22.900 --> 01:25.860
 ♪یه طوفان سهمگین به پا می‌کنه♪ 

01:25.940 --> 01:31.380
 ♪تماشا کنین که چطور رها می‌شه و دنیا رو به حیرت میندازه♪ 

01:37.880 --> 01:39.180
݊ ࿙࿙𝆹𝅥   سقوط نقاب  𝆹𝅥࿚࿚ ݊  

01:39.180 --> 01:42.180
ꕁ᪣ قسمت 16 ᪣ꕁ

01:42.630 --> 01:43.360
آ چو

01:45.060 --> 01:46.630
حرف دیگه‌ای داری؟

01:47.600 --> 01:48.880
حرفی برای گفتن ندارم

01:51.910 --> 01:52.630
!نگهبان‌ها

01:53.600 --> 01:54.040
...ببرینش

01:54.040 --> 01:54.840
!صبر کنین

02:09.790 --> 02:10.510
!پسرخاله

02:11.480 --> 02:12.760
مادربزرگ هنوز بیماره

02:12.760 --> 02:14.390
چطور جرات می‌کنی مزاحمش بشی؟

02:14.950 --> 02:16.630
اتفاق خیلی مهمی توی خونه افتاده

02:17.000 --> 02:18.070
اگه اون اینجا نباشه

02:18.440 --> 02:19.600
ممکنه اوضاع بدتر بشه

02:20.350 --> 02:21.760
چاره‌ای نداشتم جز اینکه بیماریش رو نادیده بگیرم

02:23.480 --> 02:25.480
هنوز چیزی درباره‌ی این ماجرا مشخص نشده

02:25.480 --> 02:27.760
چرا انقدر عجله دارین که یکی رو مقصر جلوه بدین؟

02:29.720 --> 02:30.600
بانو شو آن

02:30.830 --> 02:32.560
اون قفل طول عمر رو جعل کرده

02:32.880 --> 02:34.070
شاهد حرفش رو پس گرفته

02:34.440 --> 02:35.670
رشوه هم که جلوی چشممونه

02:36.040 --> 02:37.230
مجازات فریب دادن امپراتور

02:37.230 --> 02:38.720
صد بار مرگه

02:38.910 --> 02:40.320
می‌خواین ازش دفاع کنین؟

02:40.510 --> 02:42.630
قضاوت درباره‌ی یه پرونده‌ی قدیمی سخته

02:42.950 --> 02:45.720
ولی این به معنی غیرممکن بودنش نیست

02:46.510 --> 02:48.110
حرفش درست بود

02:48.510 --> 02:50.280
قفل طول عمر جعلی بود

02:50.350 --> 02:50.950
ولی

02:51.160 --> 02:54.720
لباس‌ها و کفش‌ها و جوراب‌ها واقعی بودن

02:55.200 --> 02:56.320
گذشته از این

02:56.320 --> 02:58.630
با اینکه دایه و نگهبان مردن

02:59.000 --> 03:00.950
هنوز ممکنه به خاطر ساکت کردنشون
کشته شده باشن

03:01.320 --> 03:03.670
تا وقتی شکی وجود داره، باید تحقیق کنیم

03:04.200 --> 03:06.630
حقیقت باید روشن بشه

03:07.950 --> 03:08.720
مادر

03:08.720 --> 03:10.110
نمی‌خوام باهات حرف بزنم

03:11.880 --> 03:13.630
به خودتون نگاه کنین

03:14.280 --> 03:15.350
تک‌تک شماها

03:15.720 --> 03:17.760
خیلی مشتاقین

03:18.600 --> 03:20.350
که نابودیش رو ببینین

03:20.350 --> 03:22.280
دقیقا چه نقشه‌ای دارین؟

03:22.720 --> 03:23.670
!مادربزرگ

03:24.110 --> 03:25.830
!اون عنوان و هویتم رو ازم گرفته

03:25.830 --> 03:27.280
داره من رو به بن‌بست می‌کشونه

03:28.160 --> 03:28.910
مادر

03:29.280 --> 03:30.160
گوش کن

03:30.350 --> 03:32.040
مادربزرگ حتما انقدر پیر و فراموش‌کار شده

03:32.200 --> 03:33.560
که همچین حرف‌هایی می‌زنه

03:37.280 --> 03:38.350
بانوی بزرگ وی

03:39.040 --> 03:40.200
شاید قضاوت اونا درست نباشه

03:40.720 --> 03:42.440
ولی تو که عاقلی

03:42.790 --> 03:45.480
چطور می‌تونی
توی این نمایش مسخره شرکت کنی؟

03:45.910 --> 03:46.760
می‌خوای

03:46.830 --> 03:50.200
حرف یه آدم بی‌ثبات و بی‌وفا

03:50.630 --> 03:53.110
و چند رشته سکه بی‌ارزش رو قبول کنی

03:53.320 --> 03:55.910
و همینطوری حکم گناهکاریش رو بدی؟

03:56.110 --> 03:57.630
اون تنها بازمانده

03:58.160 --> 03:59.420
و تنها یادگار

03:59.420 --> 04:02.110
پسر عزیزته

04:02.890 --> 04:05.510
نمی‌خوای قبل از هر حکمی، حسابی تحقیق کنی

04:05.730 --> 04:08.880
تا روح وی جین به آرامش برسه؟

04:11.110 --> 04:11.830
نگاه کنین

04:12.880 --> 04:15.200
اون مثل گل لطیفه

04:15.350 --> 04:16.830
چطور دلتون میاد؟

04:16.830 --> 04:19.470
بانوی بزرگ، چطور دلت میاد
باهاش این کار رو بکنی؟

04:21.120 --> 04:22.680
دلم نمیاد این کار رو بکنم

04:24.590 --> 04:26.240
واقعا نمی‌تونم خودم رو راضی کنم

04:27.470 --> 04:29.680
ولی مدرک هست

04:29.880 --> 04:31.470
به این می‌گی مدرک؟

04:31.470 --> 04:32.590
می‌تونه امروز یه چیزی جعل کنه

04:32.590 --> 04:34.200
و فردا هم می‌تونن
یه چیز دیگه جعل کنن

04:34.510 --> 04:35.710
مدرک جون نداره

04:35.950 --> 04:37.950
ولی اون یه آدم زنده‌ست

04:40.150 --> 04:41.360
نباید کشته بشه

04:42.000 --> 04:43.120
هیچکس بهش دست نمی‌زنه

04:50.470 --> 04:51.320
نگهبان‌ها

04:52.390 --> 04:53.880
همین الان ببرینش

04:54.630 --> 04:55.920
وقتی کاملا این رو بررسی کردم

04:56.590 --> 04:57.630
تصمیم می‌گیرم

04:58.070 --> 04:59.070
!مادربزرگ

04:59.320 --> 05:00.030
!بانو شو آن

05:00.360 --> 05:01.680
اون از عنوان بانوی اشراف‌زاده‌اش استفاده کرد

05:01.800 --> 05:02.880
که نیرو

05:02.920 --> 05:04.320
و حمایت جمع کنه

05:04.680 --> 05:06.030
الان 500تا سرباز داره

05:06.320 --> 05:08.510
اگه قبل از اینکه
زیادی قدرتمند بشه حمله نکنین

05:08.830 --> 05:10.760
توی آینده
فرصت دیگه‌ای پیدا نمی‌کنین

05:11.200 --> 05:12.590
یه غریبه

05:12.590 --> 05:14.200
هیچ حقی نداره
که تصمیمم رو زیر سوال ببره

05:16.560 --> 05:17.560
هو جوئه، برو

05:18.000 --> 05:18.510
بله

05:21.830 --> 05:22.470
بانوی من

05:23.360 --> 05:24.320
چاره‌ای جز
توی زحمت انداختنون ندارم

05:25.150 --> 05:25.920
این طرف

06:10.950 --> 06:12.200
این قضیه جدیه

06:12.200 --> 06:13.590
چیزی درز‌ کنه دردسر می‌شه

06:13.830 --> 06:17.150
همگی، لطفا به عنوان مهمون اینجا بمونین

06:17.470 --> 06:20.120
و اجازه بدین به عنوان
میزبان بهتون خوش‌آمد بگم

06:32.710 --> 06:33.680
!بهم خیانت کردی

06:38.920 --> 06:40.320
فقط یه چیزی ازت می‌پرسم

06:42.510 --> 06:44.470
مادربزرگ فقط سرما خورده بود

06:45.590 --> 06:46.880
پس چرا اون عود

06:46.880 --> 06:48.270
قوی آرام‌بخش رو روشن کردی؟

06:48.630 --> 06:50.440
طبیب بارها تاکید کرده بود

06:51.240 --> 06:53.200
که باید توی تخت بمونه و استراحت کنه

06:53.270 --> 06:54.360
داروها

06:54.360 --> 06:56.950
و عودهایی که استفاده شد
همه طبق نسخه بودن

06:57.320 --> 06:58.680
چجوری اون هم تقصیر منه؟

06:58.820 --> 07:00.660
امیدوارم که راستش رو بگی

07:01.320 --> 07:02.510
...واقعا می‌ترسم -
دروغگو -

07:03.070 --> 07:05.470
همیشه می‌گفتی هر کاری
که می‌کنی به خاطر صلاح منه

07:06.000 --> 07:07.830
گفتی هر کاری برام می‌کنی

07:08.950 --> 07:10.150
همه‌اش دروغ بود

07:13.200 --> 07:15.150
خسته‌ام، می‌تونی بری

07:15.150 --> 07:17.070
از چیزهای زیادی خبر دارم

07:18.970 --> 07:22.360
ولی خودم رو به کوری زدم
خودت رو به احمقیت زدم

07:23.120 --> 07:24.630
هی هوات رو داشتم

07:24.950 --> 07:27.000
ولی هیچوقت اجازه نمی‌دادم
به مادربزرگ آسیب برسونی

07:27.590 --> 07:29.320
این خلاف انسانیته

07:29.760 --> 07:32.710
الان خودتی و خودت

07:38.680 --> 07:41.560
بی‌عرضه و ریاکار

07:43.200 --> 07:44.560
می‌دونستم نمی‌شه بهش اعتماد کرد

07:45.390 --> 07:46.630
همه‌اشون دروغگو‌ان

07:47.200 --> 07:48.000
رائو آر

07:51.000 --> 07:52.320
زن‌عموی ارشد، چرا اینجایین؟

07:57.360 --> 07:59.470
لطفا بشینین
می‌گم براتون آب توت بیارن

08:00.630 --> 08:01.710
لازم نیست

08:02.710 --> 08:04.470
فقط یه کم نگرانتم

08:04.950 --> 08:08.400
حالا می‌خوای چیکار کنی؟

08:09.830 --> 08:11.360
اون عوضی رو دستگیر کردن

08:11.680 --> 08:13.200
کشتنش آسون می‌شه

08:13.560 --> 08:15.200
اصلا نگران چی هستین، زن‌عموی ارشد؟

08:16.510 --> 08:17.830
بچه‌ی ساده‌لوح

08:18.240 --> 08:21.070
با اینکه دستگیر شده

08:21.560 --> 08:22.760
وقتی خبرها

08:23.200 --> 08:25.030
به عمارت فرماندار برسه

08:25.320 --> 08:26.390
لو جو

08:27.030 --> 08:29.030
به این آسونی‌ها پا پس نمی‌کشه

08:29.270 --> 08:31.440
تا وقتی مادرم هست
هیچوقت هیچ کاری نمی‌کنه

08:32.560 --> 08:34.680
فکر نکن چوت صرفا مدرک داری

08:34.830 --> 08:36.800
خیالت می‌تونه راحت باشه

08:37.110 --> 08:40.200
دهن آدم، به علاوه‌ی خوردن

08:40.800 --> 08:42.590
می‌تونه به دیگران هم تهمت بزنه

08:43.160 --> 08:47.680
آدم می‌تونه توی یه چشم
به هم زدن حرفش رو تغییر بده

08:48.560 --> 08:51.320
یادت نره، اون بانویی نیست

08:51.440 --> 08:53.920
که بشه راحت بهش زور گفت

08:54.920 --> 08:57.320
اون بانوی اشراف‌زاده وو آنه

08:58.440 --> 09:00.440
پناهنده‌ها دوستش دارن

09:08.520 --> 09:09.560
فقط وایسا و ببین

09:10.680 --> 09:13.560
اگه تا سپیده‌دم برنگشته باشه

09:14.070 --> 09:16.400
یکی پناهنده‌ها رو جمع می‌کنه

09:16.640 --> 09:18.200
که یه آشوبی به پا کنه

09:18.990 --> 09:20.110
وقتی زمانش برسه

09:20.680 --> 09:23.160
حتی بانو لی علیرغم میل باطنیش

09:24.870 --> 09:27.070
چاره‌ای جز آزاد کردنش پیدا نمی‌کنه

09:31.040 --> 09:33.110
واقعا نباید عنوان اشراف‌زاده رو
بهش می‌دادن

09:33.520 --> 09:34.830
چه دردسریه

09:36.350 --> 09:38.560
باید چیکار‌ کنیم، زن‌عموی ارشد؟

09:43.590 --> 09:45.440
اگه دردسر رو از ریشه حل نکنی

09:46.440 --> 09:48.830
فقط دردسرهای بزرگ‌تری درست می‌کنه

10:01.140 --> 10:04.100
 ⎝شیان جوانگ⎞ 

10:04.710 --> 10:05.870
فو آر

10:07.400 --> 10:09.590
تو از بچگی باهوش بودی و همیشه فکر و نظر
خودت رو داشتی

10:10.200 --> 10:12.590
من هم هیچوقت توی کارهات دخالت نکردم

10:12.710 --> 10:13.710
اما این بار

10:14.520 --> 10:16.640
واقعا خیلی عجولانه و بدون فکر تصمیم گرفتی

10:17.110 --> 10:18.040
مادر

10:18.710 --> 10:20.320
مدرک و شواهد محکمی وجود داشت

10:20.710 --> 10:22.590
اون دختر حتی خودش هم حرفی برای گفتن نداشت

10:23.040 --> 10:26.110
اما شما مدام ازش دفاع کردین

10:26.760 --> 10:28.500
و بارها و بارها طرفش رو گرفتین و ازش حمایت کردین

10:28.950 --> 10:30.830
نمی‌ترسین با این کار دل رائو آر رو بشکنین

10:31.320 --> 10:33.760
و رابطه‌اتون رو باهاش خراب کنین؟

10:33.940 --> 10:35.110
من از هیچ چیزی نمی‌ترسم

10:37.110 --> 10:38.560
فقط می‌ترسم که تو، دخترم

10:38.870 --> 10:40.640
بعدا از این کارت پشیمون بشی

10:43.040 --> 10:45.920
مادر فکر می‌کنین آ چو همون وی رائوی واقعیه؟

10:46.440 --> 10:48.950
من توی عمرم آدم‌های زیادی دیدم

10:49.590 --> 10:52.160
وی رائویی که توی عمارت ارباب چنگ آن بزرگ شده

10:52.160 --> 10:53.400
از همون اول

10:53.400 --> 10:54.920
ذاتی شرور و بی‌رحمی داشته

10:54.920 --> 10:57.520
اون نه به تو شباهت داره، نه به وی جین

10:58.400 --> 10:59.680
همه‌اش تقصیر منه

11:01.230 --> 11:03.160
اون فقط به این خاطر اینطوری شده

11:03.800 --> 11:06.040
که مادری نداشته که مدام راهنمایی و نصیحتش کنه

11:06.750 --> 11:08.470
من سال‌های زیادی توی قصر زندگی کردم

11:09.280 --> 11:11.160
و رابطه‌ی نزدیکی هم با دخترم نداشتم

11:12.290 --> 11:14.950
اما مادربزرگ و عموش توی عمارت وی بودن

11:15.350 --> 11:17.280
خدمتکارها هم همیشه دور و برش بودن و بهش
رسیدگی می‌کردن

11:17.400 --> 11:19.040
محاله که هیچکدوم متوجه نشده باشن اون عوض شده

11:19.540 --> 11:20.870
شما گفتین اون به من شباهتی نداره

11:22.070 --> 11:24.870
پس یعنی آ چو بیشتر به دختر واقعی خودم شباهت داره؟

11:25.440 --> 11:26.410
به تو شباهت داره

11:27.730 --> 11:29.110
اما در عین حال، با تو فرق هم داره

11:30.160 --> 11:31.350
مادر، با شنیدن این حرف‌هاتون

11:31.350 --> 11:33.090
بیشتر گیج می‌شم

11:33.280 --> 11:36.110
اون قاطع و بااعتمادبه‌نفسه

11:37.350 --> 11:40.350
جاه‌طلبی و سیاستش هم درست شبیه توئه

11:41.230 --> 11:44.590
اما از تو باهوش‌تر و مهربون‌تره

11:45.040 --> 11:46.440
و بیشتر از تو به فکر بقیه‌ست

11:46.590 --> 11:49.680
این ویژگی‌ها رو از پدرش، وی جین، به ارث برده

11:53.350 --> 11:54.230
مادر

11:55.070 --> 11:56.470
انقدر مطمئنین؟

11:57.350 --> 12:01.070
تنهایی با اون دختر ملاقات کن

12:01.230 --> 12:03.710
بذار فقط خودتون دوتا با هم مفصل حرف بزنین

12:05.350 --> 12:06.200
مادر

12:07.680 --> 12:08.680
...بذارین

12:10.350 --> 12:11.800
بذارین یه کم بهش فکر کنم

12:12.160 --> 12:14.110
آخه برای چی انقدر دودلی؟

12:14.350 --> 12:17.440
چرا مدام از رو به رو شدن با این موضوع طفره
می‌ری و دور خودت می‌چرخی؟

12:17.640 --> 12:19.470
اینکه از یه دختر بچه بترسی

12:19.470 --> 12:20.440
اصلا توی شأن تو نیست، مگه نه؟

12:20.560 --> 12:22.470
این رفتار اصلا به تو نمیاد

12:47.110 --> 12:47.590
کیه؟

12:47.990 --> 12:48.470
!جناب وارث

12:51.830 --> 12:53.280
جناب وارث،  برای بانوی اشراف‌زاده وو آن اتفاقی افتاده

12:53.470 --> 12:54.870
وقتی شما عالیجناب رو همراهی می‌کردین

12:54.870 --> 12:55.990
بانو لی اون رو گروگان گرفت

12:56.920 --> 12:58.280
مگه مدارک رو ندادین؟

12:58.640 --> 12:59.440
همه‌ چیز رو بهشون گفتیم

12:59.440 --> 13:00.560
اما هیچکس حاضر نیست حرفمون رو باور کنه

13:00.950 --> 13:02.520
اون گفت قفل طول عمر تقلبیه

13:02.520 --> 13:04.350
اون حیوون، لو لون، هم جلوی همه زیر حرفش زد

13:04.350 --> 13:05.640
و بانوی اشراف‌زاده وو آن رو توی موقعیت بدی قرار داد

13:05.750 --> 13:07.950
بانو شو آن سعی کرد جلوشون رو بگیره، اما
می‌ترسم تلاشش بی‌فایده باشه

13:08.400 --> 13:09.350
فردا سپیده‌دم

13:09.350 --> 13:10.710
بانوی اشراف‌زاده وو آن رو اعدام می‌کنن

13:13.230 --> 13:13.640
جائو بای

13:13.640 --> 13:13.920
بله

13:14.230 --> 13:15.200
افراد رو جمع کن و به شیان‌ جوانگ برو

13:15.350 --> 13:15.950
جائو سونگ

13:16.280 --> 13:17.160
ارتش رو به اردوگاه برگردون

13:17.160 --> 13:17.590
چشم

13:25.070 --> 13:26.230
<i>وی رائو، منتظرم بمون</i>

13:26.800 --> 13:27.590
<i>تا برگردم</i>

14:03.350 --> 14:04.750
اینجا رو حسابی نگهبانی می‌دن

14:05.280 --> 14:06.320
چطور تونستی بیای تو؟

14:06.400 --> 14:08.200
من عزیزترین دختر بانو لی‌ام

14:08.680 --> 14:10.200
فکر کردی نگهبان‌های سلطنتی می‌تونن جلوم رو بگیرن؟

14:24.040 --> 14:26.200
قرارداد خدمتش رو سوزوندن

14:28.350 --> 14:30.830
اما هنوز پدر و مادر و خواهر و برادرهاش دست منن

14:31.680 --> 14:34.040
بالاخره اونا نزدیک‌ترین آدم‌های زندگیش هستن

14:34.040 --> 14:36.870
مطمئنم نمی‌تونه جون اونا رو نادیده بگیره

14:37.470 --> 14:39.350
و به تو وفادار بمونه

14:41.640 --> 14:43.110
این که کاملا طبیعیه

14:44.640 --> 14:46.280
تو هم باید یه کم باهاش راه بیای

14:48.110 --> 14:49.170
مگه نه، بی تائو؟

14:53.830 --> 14:56.050
وای، انقدر حرف زدم که یادم رفت

14:56.870 --> 14:59.100
حتما گرسنه‌ای، بیا اول غذا بخوریم

15:10.400 --> 15:13.070
چیه؟ می‌ترسی توی غذات سم ریخته باشم؟

15:43.320 --> 15:44.950
فکر نکن فقط تویی که بدبختی کشیدی

15:46.280 --> 15:47.070
درسته

15:48.800 --> 15:50.440
قبول دارم که توی ناز و نعمت بزرگ شدم

15:52.200 --> 15:53.710
اما مادربزرگ دیگه پیر شده

15:53.950 --> 15:54.920
نمی‌تونه اونطور که باید ازم مراقبت کنه

15:56.040 --> 15:57.870
خدمتکارها هم به آدم‌های قدرتمند چاپلوسی
می‌کردن و به ضعیف‌ترها از بالا نگاه می‌کردن

15:58.470 --> 16:00.320
چون پدر و مادری نداشتم
که بهشون تکیه کنم، بهم زور می‌گفتن

16:00.920 --> 16:02.350
مدام یه راهی پیدا می‌کردن

16:02.350 --> 16:04.280
که وسایلم رو ازم بگیرن

16:05.990 --> 16:08.320
و جیب خودشون رو پر کنن

16:15.110 --> 16:16.520
این رو فقط به تو می‌گم

16:16.870 --> 16:18.230
یکی به اسم دایه لو بود

16:18.810 --> 16:21.350
که وقتی مریض بودم بهم غذای کمتری می‌داد

16:21.750 --> 16:23.350
به مادربزرگم می‌گفت

16:23.350 --> 16:25.040
برای اینکه خوب بشم باید کمتر غذا بخورم

16:25.990 --> 16:27.280
وقتی خوب شدم

16:28.110 --> 16:30.990
کشوندمش سمت برکه‌ی توی باغ

16:34.400 --> 16:35.950
بعد هم هلش دادم توی برکه

16:39.590 --> 16:41.320
چرا داری اینا رو به من می‌گی؟

16:43.950 --> 16:45.950
می‌دونم که از مادر متنفری

16:46.280 --> 16:47.520
منم ازش متنفرم

16:49.830 --> 16:52.110
من رو توی عمارت تنها گذاشت

16:53.590 --> 16:55.950
خیلی تنها بودم و می‌ترسیدم

16:56.280 --> 16:58.560
همه طرف خواهر سوم رو می‌گرفتن
و بهم زور می‌گفتن

16:59.350 --> 17:00.520
من هم ساکت نمی‌شینم

17:01.200 --> 17:02.950
تمام اونایی که بهم زور گفتن
و حقم رو بالا کشیدن

17:02.950 --> 17:04.400
باید تقاص پس بدن

17:05.950 --> 17:09.880
تا حالا این چیزها رو
به هیچکس نگفته بودم

17:10.440 --> 17:12.360
چون اونا درکم نمی‌کنن

17:17.080 --> 17:17.990
ولی تو درک می‌کنی

17:18.840 --> 17:20.120
تو می‌فهمی

17:21.030 --> 17:21.920
به هر حال

17:23.510 --> 17:25.160
روزگار به تو بیشتر از من سخت گرفته

17:26.550 --> 17:29.270
تک‌وتنهایی و هیچکس رو نداری
که بهش تکیه کنی

17:29.270 --> 17:30.710
هیچکس هیچوقت دوستت نداشته

17:31.310 --> 17:33.990
نتیجه دیگه مشخص شده
و هویت‌هامون هم تایید شده

17:34.790 --> 17:36.750
واقعا نیازی ندارم بکشمت

17:37.360 --> 17:38.750
تا وقتی که بهم قول بدی

17:39.270 --> 17:41.440
از پایتخت بری و دیگه هیچوقت برنگردی

17:42.270 --> 17:43.880
می‌تونم به مادر التماس کنم

17:44.470 --> 17:45.510
که از جونت بگذره

17:48.950 --> 17:49.750
بی‌ تائو

18:16.790 --> 18:19.680
این ظرف دوحفره‌ایه

18:20.270 --> 18:22.080
 ⎝شیان جوانگ⎞ 
یه ساز و کار مخفی توش داره

18:22.750 --> 18:26.080
که می‌تونه کمک کنه رائو آر به خواسته‌اش برسه

18:29.080 --> 18:30.840
خودت می‌دونی باید چیکار کنی

18:40.990 --> 18:41.840
!احمق

18:43.640 --> 18:44.950
حتی از پس همچین کار ساده‌ای هم برنمیای؟

18:51.550 --> 18:52.550
تو کار اشتباهی نمی‌کنی

18:54.510 --> 18:56.160
هرکسی باید به فکر خودش باشه

19:09.680 --> 19:11.250
این تو نیستی

19:12.230 --> 19:13.470
که سرنوشت من رو رقم می‌زنه

19:16.710 --> 19:17.680
عذاب وجدان نداشته باش

19:23.980 --> 19:26.700
 ♪ببین چه بهایی رو با خونش پرداخت کرد♪ 

19:26.860 --> 19:29.700
 ♪و نیمی از عمرش، به دست سرنوشت زندانی شد♪ 

19:29.700 --> 19:31.710
 ♪ببین چطور با دست‌های خودش♪ 

19:31.710 --> 19:32.750
مطمئنی؟

19:34.030 --> 19:36.200
تا وقتی بهم قول بدی، کاری به کارت ندارم

19:37.540 --> 19:39.220
 ♪هر قدمش روی لبه‌ی تیغه‌ست♪ 

19:39.380 --> 19:41.180
 ♪به چشم این دنیا♪ 

19:41.180 --> 19:43.660
 ♪اون فقط یه پرنده‌ست یه گل یه اسباب‌بازی♪ 

19:44.080 --> 19:45.400
بذار این جام شراب عهد بین ما باشه

19:46.680 --> 19:47.490
قبوله

19:47.490 --> 19:51.820
 ♪تا جایی که کل وجودش به دود تبدیل بشه♪ 

19:53.020 --> 19:55.820
 ♪یه بازی توی دل بازی دیگه و سرنوشتی فراتر از سرنوشت♪ 

19:55.940 --> 20:01.820
 ♪کی مهره رو حرکت می‌ده؟ کی گوش به فرمانه؟♪ 

20:04.020 --> 20:05.700
 ♪اون پشت این نقاب♪ 

20:05.780 --> 20:07.300
 ♪سرنوشت هر روحی رو به بازی می‌گیره♪ 

20:07.300 --> 20:09.540
 ♪هر دیدار و هر قدمش پر از خطره♪ 

20:09.980 --> 20:11.540
 ♪یه آتیش سرکش به پا می‌کنه♪ 

20:11.620 --> 20:13.060
 ♪زنجیرهای اسارت رو توی شعله‌ها خاکستر می‌کنه♪ 

20:13.140 --> 20:16.020
 ♪و گل‌های یخ‌زده رو به سرنوشتشون می‌رسونه♪ 

20:16.100 --> 20:17.500
 ♪فقط یه مهره رو برمی‌داره♪ 

20:17.620 --> 20:18.900
 ♪و پای همه‌ی زمین و آسمون شرط می‌بنده♪ 

20:19.270 --> 20:21.470
تا حالا کسی به احمقی تو ندیده بودم

20:22.790 --> 20:24.010
با دو کلمه حرف من

20:24.010 --> 20:25.640
چشم‌بسته بهم اعتماد کردی

20:26.990 --> 20:28.390
می‌دونی چی خوردی؟

20:28.390 --> 20:30.120
!شراب سمی بود

20:33.790 --> 20:35.840
!احمق

20:53.580 --> 20:57.900
 ⎝شیان جوانگ⎞ 

21:03.360 --> 21:05.270
به فرمان سلطنتی عمارت بسته شده

21:05.270 --> 21:06.940
هیچکس بدون احضارشدن حق ورود به اینجا رو نداره

21:07.120 --> 21:08.990
سرورم، لطفا برامون دردسر درست نکنین

21:09.550 --> 21:11.030
اگه اصرار داشته باشم برم تو چی؟

21:25.790 --> 21:26.570
!رائو آر

21:27.950 --> 21:28.510
!رائو آر

21:28.640 --> 21:29.400
!رائو آر

21:29.790 --> 21:31.120
!رائو آر، بیدار شو

21:31.120 --> 21:32.030
!من رو نترسون، رائو آر

21:32.030 --> 21:32.950
!رائو آر

21:33.940 --> 21:36.180
!چطور این جوری... رائو آر

21:36.550 --> 21:37.950
من رو نترسون

21:38.120 --> 21:38.990
!رائو آر

21:43.160 --> 21:44.270
...رائو آر

21:47.440 --> 21:49.270
!قاتل

21:49.360 --> 21:50.790
!رائو آر رو بهم پس بده

21:50.950 --> 21:52.840
!رائو آر رو بهم برگردون

21:52.840 --> 21:55.400
نه، بانو وی رائو می‌خواست
بانوی اشراف‌زاده وو آن رو مسموم کنه

21:55.710 --> 21:57.230
اما یه جای کار اشتباه پیش رفت

21:57.230 --> 21:59.120
آخرش خودش به جاشون شراب سمی رو خورد

21:59.120 --> 22:00.470
بانوی اشراف‌زاده وو آن
هیچ ربطی به این ماجرا ندارن

22:00.710 --> 22:02.710
بانو وی رائو کسی بود که شراب سمی رو آورد

22:02.710 --> 22:04.030
می‌تونین خود شراب رو بررسی کنین

22:04.600 --> 22:06.440
!خدمتکار خائن

22:06.680 --> 22:08.120
!به بدترین شکل می‌میری

22:12.750 --> 22:13.640
!بانو لی

22:13.920 --> 22:14.790
!بانو لی

22:15.440 --> 22:16.790
!بانو لی

22:17.990 --> 22:19.750
من عمه‌ی رائو آرم

22:20.400 --> 22:22.440
دیدن مرگ غم‌انگیز رائو آر

22:22.710 --> 22:24.600
من رو داغون می‌کنه

22:24.840 --> 22:27.640
چه برسه به شما، که مادر واقعیشی

22:27.640 --> 22:28.470
بانو لی

22:28.750 --> 22:30.270
باید انتقامش رو بگیری

22:30.360 --> 22:32.840
!این زن رو بکش، بکشش

22:57.680 --> 22:59.200
تو این کار رو کردی؟

23:00.840 --> 23:03.080
!بله، اون بود

23:03.080 --> 23:04.600
!اون این کار رو کرد، بانو لی

23:05.160 --> 23:06.950
چرا تردید کردی؟

23:06.950 --> 23:08.840
!همین الان بکشش

23:09.120 --> 23:10.470
من این کار رو کردم

23:11.990 --> 23:13.600
اون سعی داشت با شراب سمی من رو بکشه

23:14.230 --> 23:16.750
من فقط تلافی کردم

23:17.790 --> 23:19.120
من این کار رو کردم

23:19.790 --> 23:20.750
...تو

23:21.400 --> 23:22.400
...تو

23:24.030 --> 23:26.160
بانوی اشراف‌زاده وو آن، این به شما ربطی نداره

23:26.160 --> 23:27.750
چطور تونستین اعتراف کنین؟

23:30.470 --> 23:32.360
برای 16 سال اذیت شدم

23:33.790 --> 23:35.440
یه مسیر طولانی

23:36.510 --> 23:37.790
خیلی طولانی رو تنهایی رفتم

23:39.750 --> 23:41.920
خیلی رنج کشیدم

23:43.600 --> 23:45.750
فکر می‌کردم بالاخره مادرم رو پیدا کردم

23:46.270 --> 23:48.920
و همه چیز برام خوب پیش می‌ره

23:48.920 --> 23:50.840
دیگه هیچکس بهم زور نمی‌گه

23:52.400 --> 23:54.310
ولی مادرم سعی کرد من رو بکشه

23:58.120 --> 23:59.400
نمی‌خوای من رو بکشی؟

24:01.030 --> 24:02.400
!همین الان انجامش بده

24:11.790 --> 24:13.510
انجامش بده، بانو لی

24:14.080 --> 24:16.030
التماس می‌کنم اون رو بکش

24:16.680 --> 24:18.270
!انجامش بده، بانو لی

24:20.270 --> 24:22.990
!زود باش، بانو لی

24:25.120 --> 24:27.760
!بذار من انجامش بدم! من می‌کشمت

24:27.760 --> 24:28.920
!جلوش رو بگیرین

24:52.030 --> 24:53.440
شماها دارین چیکار می‌کنین؟

24:54.470 --> 24:56.550
قلب ندارین؟

24:57.790 --> 24:59.680
چرا نکشتیش؟

24:59.840 --> 25:02.200
چرا اون رو نکشتی؟

25:04.120 --> 25:06.790
!بکشینش

25:08.200 --> 25:08.840
!دخترخاله

25:09.360 --> 25:10.080
!دخترخاله

25:10.920 --> 25:11.510
!دخترخاله

25:11.790 --> 25:12.400
!دخترخاله

25:13.850 --> 25:14.750
!دخترخاله

25:15.310 --> 25:16.030
...این

25:16.950 --> 25:19.030
چطوری این اتفاق افتاد؟

25:19.840 --> 25:20.720
چطور به همچین اتفاق غم‌انگیزی افتاد

25:20.720 --> 25:22.840
که کسی توش برنده نیست؟

25:24.270 --> 25:26.680
!همه‌اتون قاطی کردین! دیوونه شدین

25:27.470 --> 25:28.470
!بانو لی

25:29.120 --> 25:31.550
نکنه می‌خوای

25:32.510 --> 25:34.640
مرگ غم‌انگیز رائو آر رو ببینی

25:34.640 --> 25:37.160
و انتقامش رو نگیری؟

25:37.750 --> 25:40.920
نمی‌خوای این زن رو بکشی؟

25:46.230 --> 25:47.710
چه خبره؟

25:48.880 --> 25:49.640
لو جو

25:50.080 --> 25:51.790
می‌خوای چیکار کنی؟

25:54.230 --> 25:55.400
اینجا جای حرف زدن نیست

25:56.080 --> 25:57.440
توی تالار صحبت می‌کنیم

26:02.950 --> 26:03.600
بیارینش اینجا

26:03.620 --> 26:09.380
 ⎝ابرهای تیره، دریاهای گرگ‌ومیش⎞ 

26:15.080 --> 26:15.950
می‌شناسیش؟

26:16.840 --> 26:17.990
این معاون رئیس راهزن‌هاست

26:17.990 --> 26:19.640
بیست ساله که کوهستان جنوبی رو
پر از ترس و وحشت کرده

26:19.990 --> 26:21.990
یه قاتل بی‌رحم که از هیچی نمی‌ترسه

26:22.640 --> 26:23.990
از تاجرها دزدی می‌کنن

26:24.600 --> 26:26.270
ولی دربار سلطنتی نمی‌تونه بگیرتشون

26:26.710 --> 26:27.550
پاداش دستگیریشون

26:27.950 --> 26:29.510
تمام سال روی دروازه‌های قلعه بوده

26:30.030 --> 26:31.270
اون سری که یه کم پیش دیدیم

26:31.510 --> 26:32.790
مال رئیسشون، فو شانه

26:33.400 --> 26:34.200
...و در مورد این

26:35.470 --> 26:36.120
تو هو

26:37.160 --> 26:38.270
شونزده سال پیش

26:38.600 --> 26:40.230
گفتی یه مرد با طلا به بالای کوهستان اومد

26:41.080 --> 26:42.840
و شما رو استخدام کرد که یکی رو بکشین

26:44.840 --> 26:46.640
همه‌ی خدمتکارهای محبوب خاندان وی اینجان

26:46.640 --> 26:47.710
کدومشون بود

26:50.710 --> 26:51.600
که استخدامتون کرد؟

27:10.120 --> 27:10.640
!اون

27:11.360 --> 27:13.230
یادمه اون مرد یه خال نزدیک چونه‌اش داشت

27:14.030 --> 27:15.510
خودشه، مطمئنم

27:15.920 --> 27:17.550
به ما پول داد که یه مرد و یه زن رو بکشیم

27:26.120 --> 27:26.750
حرف بزن

27:27.640 --> 27:29.230
آدم‌هایی که کشتی چه شکلی بودن؟

27:30.160 --> 27:31.600
مال خیلی سال پیش بوده

27:31.840 --> 27:32.710
یادم نمیاد

27:34.200 --> 27:36.310
اون مرد موقع راه رفتن می‌لنگید

27:36.510 --> 27:37.790
فکر کنم معلول بود

27:38.400 --> 27:39.640
اما اون زن

27:39.990 --> 27:41.120
ظریف و لطیف بود

27:41.310 --> 27:43.080
لهجه‌ی یینگ ‌چوانی داشت

27:44.080 --> 27:45.550
لهجه‌ی یینگ‌ چوانی؟

27:47.470 --> 27:49.600
بانو لیو، دایه‌ی رائو آر توی اون زمان

27:49.840 --> 27:51.200
اهل یینگ‌ چوان بود

27:52.120 --> 27:53.840
نگهبان‌ها، رائو آر رو گم کردن

27:54.030 --> 27:55.680
و برای مجازات 40 ضربه شلاق خوردن

27:55.840 --> 27:58.440
برای همین همه‌اشون به‌سختی راه می‌رفتن

27:59.360 --> 28:00.310
ببرینش بیرون

28:09.310 --> 28:09.920
حرف بزن

28:20.710 --> 28:21.920
اگه حقیقت رو نگی

28:22.790 --> 28:24.270
دفعه‌ی بعد سرت رو از دست می‌دی

28:25.120 --> 28:26.360
مهم نیست چقدر ثروتمندی

28:26.990 --> 28:28.310
انقدر زنده نمی‌مونی که از ثروتت لذت ببری

28:28.950 --> 28:30.600
!کار بانو هنگ ئه بود

28:30.600 --> 28:33.310
اون مجبورم کرد آدم استخدام کنم

28:33.990 --> 28:35.230
چه چرت‌وپرتی داری می‌گی؟

28:35.510 --> 28:36.790
!الکی تهمت نزن

28:36.790 --> 28:37.920
!من این کار رو نکردم

28:38.600 --> 28:39.950
!کار من نبود

28:40.120 --> 28:42.470
مطمئنم لو لون رو خریدن

28:42.890 --> 28:44.840
لو جو به هر قیمتی می‌خواد

28:44.990 --> 28:46.640
این قاتل رو نجات بده

28:46.950 --> 28:48.080
کار من نبود

28:48.400 --> 28:49.270
!بانو لی

28:49.270 --> 28:51.360
!بانو لی، من این کار رو نکردم

28:51.360 --> 28:53.030
!کار من نبود، باورم کنین

28:53.710 --> 28:54.880
کار تو نبود؟

28:55.200 --> 28:56.130
نه، نبود

28:56.440 --> 28:57.470
جراتش رو ندارم

28:57.470 --> 28:58.080
جراتش رو ندارم

28:58.080 --> 28:58.750
!پست‌فطرت

29:00.200 --> 29:01.200
!هنگ ئه

29:01.550 --> 29:03.200
دقیقا چه غلطی کردی؟

29:04.640 --> 29:05.680
مگه برادرت

29:05.990 --> 29:07.440
چه بدی‌ای در حقت کرده بود

29:07.440 --> 29:08.840
که انقدر ازش کینه به دل گرفتی

29:09.440 --> 29:12.200
و وجدانت رو زیر پا گذاشتی؟

29:12.200 --> 29:13.510
!یه چیزی بگو

29:16.950 --> 29:17.680
لو لون

29:18.950 --> 29:20.840
اون‌موقع که وی رائو رو دزدیدن

29:22.120 --> 29:24.030
واقعا وی هنگ ئه پشت این ماجرا بود؟

29:24.360 --> 29:26.840
بانو هنگ ئه به دایه رشوه داد

29:26.840 --> 29:28.920
و بچه رو دزدید

29:29.270 --> 29:31.400
همسرم از این ماجرا باخبر شد

29:31.440 --> 29:32.950
می‌خواست با این راز ازش اخاذی کنه

29:32.950 --> 29:34.550
و یه پولی به جیب بزنه

29:34.550 --> 29:36.750
اما بانو هنگ ئه از اون زرنگ‌تر بود

29:36.790 --> 29:37.950
فهمید که همسرم

29:37.950 --> 29:40.200
قبلا حساب‌های مالی رو دست‌کاری کرده

29:40.200 --> 29:42.120
و با همون راز از خودمون اخاذی کرد

29:42.640 --> 29:43.550
مجبورمون کرد

29:44.270 --> 29:46.400
از وجود بانوی چهارم خلاص بشیم

29:47.640 --> 29:48.640
چطور؟

29:49.310 --> 29:49.920
ازمون خواست

29:50.920 --> 29:52.400
اون رو زنده‌زنده توی آب آهک بندازیم

30:10.360 --> 30:11.950
نمی‌تونی این کار رو بکنی؟

30:12.080 --> 30:13.600
خودم انجامش می‌دم

30:19.990 --> 30:21.160
!بچه رو بده به من

30:27.440 --> 30:28.400
!چقدر گستاخ

30:30.640 --> 30:33.200
من و همسرم هر دو طمع‌کار بودیم

30:33.510 --> 30:36.080
اما هیچوقت قصد آسیب زدن به کسی رو نداشتیم

30:36.700 --> 30:37.940
انداختن یه بچه

30:38.190 --> 30:39.950
توی آب آهک داغ

30:39.950 --> 30:42.360
کاریه که حتی یه حیوان درنده هم نمی‌کنه

30:42.360 --> 30:43.510
اما اگه این کار رو نمی‌کردیم

30:43.680 --> 30:45.470
نمی‌تونستیم به بانو هنگ ئه جواب بدیم

30:45.510 --> 30:47.920
چاره‌ای نداشتم جز اینکه بی‌رحم باشم

30:48.200 --> 30:49.710
و شبانه بچه رو توی کوه رها کنم

30:50.030 --> 30:51.160
بعدش رفتم پرورشگاه

30:51.160 --> 30:53.270
و جسد بچه‌ای رو که
بر اثر بیماری مرده بود پیدا کردم

30:53.270 --> 30:54.210
تا به بانو هنگ ئه تحویل بدم

30:54.210 --> 30:55.080
!خفه شو

30:56.880 --> 30:58.750
خب چه فرقی کرد حالا که خودت انجامش ندادی؟

30:59.750 --> 31:01.880
اگه اون شب من به کوه نرفته بودم

31:02.310 --> 31:04.790
بچه از سرما یخ می‌زد و می‌مرد

31:06.230 --> 31:08.710
بعدها

31:09.640 --> 31:11.920
بانو هنگ ئه دختری رو با خودش آورد

31:12.230 --> 31:13.120
و گفت اون

31:13.120 --> 31:15.030
بانوی چهارم از عمارت فرمانداره

31:15.400 --> 31:18.400
اینکه اون دختر رو از کجا پیدا کرده بود رو

31:18.680 --> 31:20.640
واقعا نمی‌دونم

31:21.360 --> 31:22.470
واقعا نمی‌دونم

31:28.470 --> 31:29.160
!همگی

31:29.920 --> 31:31.230
بقیه‌ی ماجرا رو دیگه می‌شه حدس زد

31:31.640 --> 31:32.550
وی رائو و جون دای

31:32.880 --> 31:34.160
واقعا خیلی شبیه هم‌ هستن

31:34.790 --> 31:36.440
همچین تصادفی توی این دنیا ممکن نیست

31:37.680 --> 31:38.880
ولی وی هنگ ئه

31:39.160 --> 31:40.640
که با جون دای مثل بچه‌ی خودش رفتار می‌کرد

31:40.950 --> 31:42.840
و برای جون دای از کشتن با شمشیر دریغ نکرد

31:43.470 --> 31:44.840
کی جز مادر واقعی جون دای

31:46.550 --> 31:48.230
می‌تونه همچین کاری بکنه؟

31:53.030 --> 31:54.200
بانوی بزرگ وی

31:54.680 --> 31:56.920
وی هنگ‌ ئه دختر توئه

31:57.160 --> 31:58.230
باید بدونی

31:58.230 --> 32:00.470
که اصل و نسب جون دای چیه

32:01.550 --> 32:02.680
اون بچه؟

32:05.640 --> 32:07.640
اون حروم‌زاده؟

32:09.950 --> 32:12.440
تو به دنیا آوردیش؟

32:13.640 --> 32:17.270
بله، من به دنیا آوردمش

32:18.840 --> 32:22.200
خودت رو سرزنش کن که تبعیض قائل شدی

32:22.750 --> 32:24.600
برادرت عاشق جو فو شد

32:24.880 --> 32:26.710
و تو اجازه دادی ازدواج اولش رو رد کنه
و با یکی دیگه ازدواج کنه

32:26.920 --> 32:29.200
ولی من عاشق سون لانگ شدم

32:29.200 --> 32:30.470
و قبول کردم با اون ازدواج کنم

32:30.710 --> 32:32.950
ولی تو گفتی اون فقط یه محقق فقیره

32:32.950 --> 32:35.160
مجبورم کردی برم خونه‌ی اجدادی توی حاشیه‌ی شهر

32:35.440 --> 32:37.360
که سقطش کنم

32:38.270 --> 32:39.030
من هیچوقت این کار رو نمی‌کردم

32:39.680 --> 32:41.600
هر کاری تونستم کردم

32:41.600 --> 32:43.230
که زنده‌ نگه‌اش دارم

32:43.790 --> 32:45.270
خودت بودی

32:45.600 --> 32:47.990
که این راه رو انتخاب کردی

32:48.640 --> 32:49.750
از اول

32:50.160 --> 32:52.440
به اون مرد بی‌وفا

32:52.440 --> 32:54.080
یه فرصت دادم

32:54.440 --> 32:55.790
ولی اون گفت

32:55.880 --> 32:59.360
که ترجیح می‌ده پول رو بگیره تا تو رو

33:00.080 --> 33:01.750
تو

33:02.030 --> 33:05.600
ای آدم بی‌آبرو و بی‌اخلاق

33:06.030 --> 33:08.470
جرات کردی این بچه‌ی حقیر رو

33:08.470 --> 33:11.120
دوباره بیاری توی خونه

33:11.120 --> 33:14.120
چرا نباید این کارو می‌کردم؟

33:15.230 --> 33:18.680
وقتی وی رائو به دنیا اومد
کل خاندان جشن گرفتن

33:18.680 --> 33:20.080
دختر من چی؟

33:20.080 --> 33:21.840
بچه‌ی حقیر

33:21.840 --> 33:25.080
توی روستای دورافتاده قایم شدم

33:25.200 --> 33:27.230
حتی جرات نکردم قابله خبر کنم

33:27.550 --> 33:29.400
وقتی جون دای به دنیا اومد

33:29.600 --> 33:30.710
مجبور شدم

33:30.950 --> 33:33.360
خودم بند نافش رو با دندون ببرم

33:33.950 --> 33:36.080
خیلی به بچه‌ام ظلم شد

33:37.030 --> 33:38.440
!بهم بگو چرا

33:38.440 --> 33:40.470
چطور تونستی اینقدر بی‌انصاف باشی؟

33:40.470 --> 33:42.930
!قبول نمی‌کنم! تحملش نمی‌کنم

33:49.400 --> 33:50.640
پس تو وی رائو رو بردی

33:51.360 --> 33:52.750
و حتی سعی کردی بکشیش

33:53.950 --> 33:55.640
اون برادرزادته

33:56.400 --> 33:58.030
اون تنها بچه‌ی برادرته

33:58.990 --> 34:00.510
اگه ذره‌ای انسانیت داشتی

34:01.120 --> 34:02.710
چنین کار بی‌رحمانه‌ای نمی‌کردی

34:04.270 --> 34:05.550
ارباب لو

34:06.510 --> 34:07.880
تو با مقام اشرافی به دنیا اومدی

34:07.880 --> 34:10.350
تو با فضیلت و درستکاری، خوش به حالت

34:10.750 --> 34:13.080
جون دای من به اندازه‌ی تو خوش‌شانس نیست

34:13.390 --> 34:15.910
اون به عنوان وارث عمارت فرماندار به دنیا نیومد

34:16.040 --> 34:17.790
فاخته

34:18.310 --> 34:19.960
تخمش رو

34:19.960 --> 34:21.910
توی لونه‌ی پرنده‌ی دیگه می‌ذاره که نسلش حفظ بشه

34:22.480 --> 34:24.200
اگه من این کار رو نمی‌کردم

34:24.480 --> 34:26.000
جون دای برای همیشه

34:26.000 --> 34:27.560
توی روستا می‌موند

34:28.160 --> 34:31.520
و یه دختر حروم‌زاده‌ی حقیر می‌شد

34:32.160 --> 34:33.790
بدون مقام اشرافی

34:34.080 --> 34:35.870
و حمایت خاندان

34:36.000 --> 34:38.120
آینده‌ای براش نبود

34:38.390 --> 34:40.390
به خاطر بچه‌ی خودم

34:40.480 --> 34:42.350
به چیز دیگه‌ای اهمیت ندادم

34:44.080 --> 34:44.870
...راستش

34:45.960 --> 34:47.960
راستش، من از اول

34:47.960 --> 34:50.640
قصد نداشتم رائو رو بکشم

34:51.710 --> 34:54.000
اگه کسی باید سرزنش بشه

34:54.600 --> 34:57.250
تقصیر توئه، جو فو

34:59.160 --> 35:00.200
من؟

35:01.230 --> 35:02.230
از اول

35:02.870 --> 35:05.120
می‌خواستم رائو رو بفرستم
که یکی دیگه بزرگش کنه

35:05.880 --> 35:08.310
ولی تو نمی‌ذاشتی بره

35:08.560 --> 35:10.520
دستور دادی ارتش سلطنتی کل شهر رو بگردن

35:10.680 --> 35:12.430
و از همه بازجویی کنن که پیداش کنن

35:12.750 --> 35:14.710
اگه دایه رو نمی‌ترسوندی

35:14.870 --> 35:16.430
اون وحشت نمی‌کرد

35:16.430 --> 35:18.600
و التماس نمی‌کرد که بذارم برگرده زادگاهش

35:19.080 --> 35:20.870
من هیچوقت انقدر بی‌رحم نمی‌شدم

35:20.870 --> 35:22.520
تا آدم بگیرم که رائو رو بکشه

35:22.600 --> 35:23.390
وی هنگ ئه

35:24.390 --> 35:26.710
همه چیز تقصیر توئه

35:26.790 --> 35:28.350
و هنوز می‌خوای تقصیر رو بندازی گردن یکی دیگه؟

35:29.040 --> 35:31.120
!ای حیوون

35:31.750 --> 35:33.430
!تو واقعا یه حیوونی

35:34.640 --> 35:37.040
من چه گناهی کردم که دختری

35:37.040 --> 35:39.160
به این خودخواهی

35:39.680 --> 35:41.870
و بی‌رحمی نصیبم شده؟

35:43.080 --> 35:46.640
اولش ازت گذشتم

35:47.080 --> 35:51.390
ولی آخرش همین کارم باعث
شد به نوه‌‌ام آسیب برسه

35:56.040 --> 35:57.200
رائو آر

35:59.200 --> 36:02.120
من در حقت کوتاهی کردم

36:03.430 --> 36:04.680
خیلی خجالت‌زده‌ام

36:05.350 --> 36:08.350
دیگه روم نمی‌شه توی چشم‌هات نگاه کنم

36:10.160 --> 36:14.020
مادر، آروم باشین، مادر

36:14.600 --> 36:16.200
بالاخره این هنگ‌ ئه بود

36:16.200 --> 36:19.080
که به خاطر خودخواهی خودش، بی‌گدار به آب زد

36:19.910 --> 36:21.560
تقصیر شما نیست

36:22.040 --> 36:25.750
احتمالا عشق بیش از حدش به دخترش

36:26.000 --> 36:27.430
باعث شده بود درست فکر نکنه

36:28.270 --> 36:29.390
مادر

36:29.680 --> 36:30.520
بانوی بزرگ وی

36:31.080 --> 36:32.750
ببخشید که رک می‌گم

36:33.520 --> 36:35.270
اگه واقعا نوه‌اتون براتون مهم بود

36:36.480 --> 36:38.000
هیچوقت نمی‌ذاشتین بدزدنش

36:38.830 --> 36:40.790
هیچوقت هم اون رو با
وی رائوی قلابی اشتباه نمی‌گرفتین

36:41.560 --> 36:43.960
بالاخره یه بدل هیچوقت
نمی‌تونه جای یه آدم واقعی رو بگیره

36:44.640 --> 36:47.350
شاید واقعا هیچکس توی عمارت ارباب چنگ‌ آن

36:48.080 --> 36:49.750
از ته دل بهش اهمیت نداده باشه

36:50.790 --> 36:52.350
اونا زمین تا آسمون با هم فرق دارن

36:52.640 --> 36:54.640
اخلاقشون اصلا شبیه هم نیست

36:55.600 --> 36:57.080
من حتی یه بار هم

36:57.080 --> 36:58.040
توی شناختنش اشتباه نکردم

36:58.710 --> 37:00.480
شمایی که از گوشت و خون خودشین

37:01.430 --> 37:03.430
چطور می‌تونین انقدر کوته‌فکر باشین؟

37:05.520 --> 37:06.960
اشتباه از من بود

37:07.230 --> 37:12.040
از شدت غم از دست دادن پسرم

37:12.480 --> 37:15.120
غرق غصه شده بودم و از رائو غافل شدم

37:19.160 --> 37:20.000
بی تائو

37:20.680 --> 37:22.430
اون موقع کسی که بهت گفت
قفل طول عمر رو عوض کنی

37:24.310 --> 37:25.960
واقعا وی هنگ‌ ئه بود؟

37:27.830 --> 37:29.160
قفل طول عمر دیگه چیه؟

37:31.200 --> 37:33.560
من هیچوقت چیزی به اسم
قفل طول عمر رو عوض نکردم

37:35.040 --> 37:36.080
همگی

37:36.640 --> 37:38.910
هنوز برای جشن گرفتن زوده

37:40.310 --> 37:41.120
ا‌ون موقع

37:41.560 --> 37:43.230
برف می‌بارید

37:43.830 --> 37:46.710
بچه رو روی تپه‌ی متروکه‌ی
پشت عمارت رها کرده بودن

37:47.600 --> 37:49.830
شاید از سرما یخ زده و مرده باشه

37:49.830 --> 37:52.040
شاید اون بچه اصلا زنده نمونده باشه

37:52.640 --> 37:54.000
جون دای قلابیه

37:54.310 --> 37:56.520
این زن هم شاید واقعا
همون آدمی نباشه که ادعا می‌کنه

37:56.830 --> 37:58.640
هیچ مدرکی نداره

37:58.640 --> 38:00.790
!اون فقط یه شیاده

38:01.910 --> 38:02.600
سرورم

38:03.310 --> 38:05.120
نباید به زن بی‌رحمی

38:05.230 --> 38:06.560
مثل اون رحم کنیم

38:07.160 --> 38:07.910
نگران نباش

38:08.830 --> 38:09.790
خودم راه‌هایی دارم

38:09.960 --> 38:11.080
که مجبورش کنم حقیقت رو بگه

38:13.160 --> 38:14.560
سرورم، اگه مجازاتش کنین

38:15.640 --> 38:17.270
مردم فکر می‌کنن دارم از
قدرتم سوءاستفاده می‌کنم

38:18.230 --> 38:19.310
تو همسرمی

38:19.680 --> 38:21.230
حاضرم اختیار و نفوذم رو در اختیارت بذارم

38:22.430 --> 38:23.680
ببینیم کی جرات می‌کنه با من دربیفته

38:25.710 --> 38:26.960
اصلا کی جرات می‌کنه اعتراض کنه؟

38:30.350 --> 38:31.270
یه چیزی هم هست

38:31.270 --> 38:32.520
که می‌خوام از زن‌عمو یو فنگ بپرسم

38:35.910 --> 38:38.040
چرا به جون دای دستور دادین من رو مسموم کنه؟

38:39.820 --> 38:43.360
و چرا آخر سر خودتون جون دای رو کشتین؟

38:44.680 --> 38:45.640
چی گفتی؟

38:58.200 --> 39:00.120
من سعی کردم با سم جون دای رو بکشم؟

39:01.270 --> 39:03.230
این حرف‌ها از کجا اومده؟

39:03.560 --> 39:04.830
عمه هنگ‌ ئه با ازدواج از خاندان رفت

39:05.350 --> 39:07.080
و دیگه قدرتی برای کنترل خاندان وی نداشت

39:07.790 --> 39:09.520
خریدن یه دایه و یکی از نگهبان‌ها کار سختی نبود

39:09.710 --> 39:11.910
ولی وارد کردن جون دای به
عمارت کار خیلی سختی بود

39:12.430 --> 39:14.790
مادربزرگ بعد از مرگ پسرش
نمی‌تونست درست تصمیم بگیره

39:15.480 --> 39:17.000
تمام روز روی تختش دراز کشیده بود

39:17.640 --> 39:18.350
اون موقع تمام عمارت وی

39:19.230 --> 39:21.230
تحت کنترل شما بود، عمه یو فنگ

39:21.500 --> 39:22.960
اگه اون یه بدل رو وارد عمارت کرده بود

39:23.430 --> 39:25.960
شما که بانوی عمارت
وی بودین، چطور متوجه نشدین؟

39:30.830 --> 39:31.870
خدمتکارهای نزدیک زیادی

39:31.870 --> 39:33.270
توی حیاط شما بودن

39:33.520 --> 39:34.830
یعنی همه‌اشون کور بودن

39:35.350 --> 39:36.560
و نتونستن کسی رو بشناسن؟

39:37.600 --> 39:38.560
...مگه اینکه

39:39.310 --> 39:40.040
بانوی بزرگ وی

39:40.310 --> 39:42.040
بعد از اون ماجرا، تمام خدمتکارهای اتاق وی رائو

39:42.560 --> 39:43.910
عوض شده باشن

39:44.120 --> 39:44.750
درست می‌گم؟

39:54.080 --> 39:55.310
بانو لی

39:55.640 --> 39:56.600
اون موقع، محبت عالیجناب به یه نفر

39:56.600 --> 39:58.960
شامل حال بقیه هم می‌شد
و ایشون از شدت خشم خیلی عصبانی شدن

39:59.200 --> 40:01.540
خاندان وی رو به خاطر مراقبت نکردن
درست از وی رائو سرزنش کردن

40:01.870 --> 40:03.640
نزدیک بود عنوان اشراف‌زادگیمون رو هم از دست بدیم

40:04.200 --> 40:05.430
همه‌ی خدمتکارها رو

40:05.430 --> 40:07.230
سپر بلا کرد

40:07.230 --> 40:09.270
یا به جاهای دور فروخته شدن

40:09.560 --> 40:11.640
یا به اقامتگاه تبعید شدن

40:12.310 --> 40:13.640
وقتی جون‌ دای برگشت

40:13.870 --> 40:14.910
کسایی که بهش خدمت می‌کردن

40:14.910 --> 40:17.640
توسط بانوی بزرگ

40:17.640 --> 40:20.200
آموزش دیدن تا دیگه اشتباهی پیش نیاد

40:20.750 --> 40:23.040
وگرنه توضیح دادن به دربار سلطنتی سخت می‌شد

40:23.310 --> 40:25.270
تعویض همه‌ی خدمتکارهای قبلی بدون دلیل

40:25.960 --> 40:27.520
واضحه که یه نقشه‌ای زیر سر داشتی

40:32.480 --> 40:33.000
عمه هه‌ ئه

40:33.520 --> 40:35.600
فقط من و جون‌ دای داخل اتاق بودیم

40:36.080 --> 40:37.080
چرا باید کاری

40:37.080 --> 40:38.200
به این احمقانه‌ای بکنم که علنی مسمومش کنم؟

40:38.520 --> 40:39.600
خوب فکر کنین

40:40.270 --> 40:41.000
کی بود

40:41.000 --> 40:42.910
که به جون‌ دای گفت با شراب زهرآلود بیاد اتاق من؟

40:44.040 --> 40:44.710
و کی بود

40:45.390 --> 40:47.430
که می‌خواست من و جون‌ دای به هم آسیب بزنیم؟

40:48.160 --> 40:48.790
اون شخص

40:49.680 --> 40:51.600
ظاهرا می‌خواست شما و جون‌ دای رو
از گرفتاریتون خلاص کنه

40:51.870 --> 40:52.640
ولی در حقیقت

40:52.870 --> 40:55.310
داره قدم به قدم به سمت پرتگاه هلتون می‌ده

40:56.680 --> 40:57.520
گو یو فنگ

40:59.870 --> 41:01.310
تو بودی؟

41:02.350 --> 41:04.120
تو بودی که جون‌ دای رو تحریک کردی

41:04.960 --> 41:06.310
که وی رائو رو مسموم کنه؟

41:07.040 --> 41:09.160
تو بودی که دخترم رو کشتی

41:13.390 --> 41:14.640
!می‌کشمت

41:14.750 --> 41:16.750
!می‌کشمت، گو یو فنگ

41:16.750 --> 41:17.830
!دخترم رو برگردون

41:17.830 --> 41:19.200
!دخترم رو برگردون

41:19.200 --> 41:21.390
!ولم کن

41:21.520 --> 41:23.390
!دخترم رو برگردون

41:23.390 --> 41:24.020
بانو گو

41:24.430 --> 41:26.560
از دعوای وی رائو و جون‌ دای

41:27.160 --> 41:28.430
چه سودی می‌برین؟

41:29.520 --> 41:31.350
جون‌ دای باهاتون چیکار کرد

41:31.790 --> 41:33.350
که می‌خواستین بکشینش؟

41:34.480 --> 41:36.160
اگه وی رائو با سم کشته می‌شد

41:36.870 --> 41:38.080
بانو لی وقتی در آینده

41:39.040 --> 41:40.350
حقیقت رو می‌فهمید

41:40.790 --> 41:41.910
کاملا دل شکسته می‌شد

41:42.830 --> 41:44.080
اگه به جاش جون‌ دای کشته می‌شد

41:45.200 --> 41:46.270
وی رائو

41:46.390 --> 41:48.390
به دست مادر خودش می‌مرد

41:49.600 --> 41:51.310
بانو لی قبل از کشتنش، دختر خودش رو رها کرد

41:52.000 --> 41:53.830
دیگه نمی‌تونست توی دنیا روی خودش رو نشون بده

41:54.710 --> 41:57.150
رفتار صیغه‌های سلطنتی زیر نظر دقیق مردمه

41:58.270 --> 41:59.870
جایگاه و قدرتی که داره

42:00.080 --> 42:01.230
تمومش از بین می‌ره

42:02.960 --> 42:04.040
اول دختر رو بکش

42:04.960 --> 42:05.910
بعد مادر رو از سر راه بردار

42:06.870 --> 42:09.200
من توی میدان جنگ نقشه‌های زیادی دیدم

42:09.640 --> 42:11.000
ولی هیچوقت همچین

42:11.270 --> 42:14.270
نقشه‌ی روانی شومی ندیدم

42:20.120 --> 42:21.270
گو یو فنگ

42:22.680 --> 42:25.600
تو قصد کشتن جون‌ دای

42:27.480 --> 42:28.830
یا وی رائو رو نداشتی

42:32.560 --> 42:34.480
کاری که می‌خواستی بکنی

42:35.350 --> 42:37.600
نابود کردن روح من بود

42:59.310 --> 43:00.390
چقدر باهوشی

43:03.790 --> 43:05.310
پس بذار ازت بپرسم

43:06.750 --> 43:08.080
چطور فهمیدی

43:09.000 --> 43:10.790
که می‌خواستم جون‌ دای رو مسموم کنم

43:11.480 --> 43:12.790
نه تو رو؟

43:13.480 --> 43:15.270
چون به بی تائو گفتی شراب رو بریزه

43:16.160 --> 43:17.640
اون هر روز کنارم بوده

43:18.120 --> 43:19.270
ممکنه بهم خیانت کنه

43:20.430 --> 43:21.870
ولی مهربونه

43:22.910 --> 43:24.080
و هیچوقت من رو نمی‌کشه

43:28.200 --> 43:31.480
بانوی من، ناامیدتون کردم

43:32.390 --> 43:34.830
قفل طول عمر رو عوض کردم

43:35.830 --> 43:38.350
وقتی به عمارت وی می‌رفتین این کار رو کردم

43:43.600 --> 43:45.870
مطمئنم قفل طول عمر واقعی

43:46.120 --> 43:48.310
دست دایه جنگ

43:48.310 --> 43:49.910
توی اتاق بانو گوئه

43:52.160 --> 43:52.960
اتاقش رو بگردین

43:56.080 --> 43:57.350
گو یو فنگ

43:58.310 --> 44:01.040
!سزاوار مرگ دردناکی هستی

44:01.200 --> 44:04.200
تموم این مدت داشتی ازم استفاده می‌کردی

44:04.750 --> 44:07.520
وقتی داشتم از خاندان چانگ اخاذی می‌کردم

44:08.350 --> 44:11.120
اون عمدا هجوم آورد و نقشه‌ام رو خراب کرد

44:11.310 --> 44:13.680
مجبور شدم زانو بزنم و بهش التماس کنم

44:13.870 --> 44:16.870
خیلی از دارایی‌هام رو تسلیم کرده بودم

44:18.040 --> 44:20.830
قبل از اینکه قول بده کمکم کنه مخفی نگهش دارم

44:21.640 --> 44:25.270
پس همه‌ی اینا بخشی از نقشه‌ی تو بود

44:25.640 --> 44:28.350
من، وی رائوی بیچاره

44:28.350 --> 44:29.350
و جون‌ دای

44:29.350 --> 44:31.870
همه‌امون داخل تله‌ی تو زندگی می‌کردیم

44:33.120 --> 44:34.560
تو و دخترت

44:35.910 --> 44:37.640
یکیتون خودخواه و طماعه

44:38.480 --> 44:40.310
و اون یکی مغرور و گستاخه

44:41.520 --> 44:43.390
خودت رو سرزنش کن

44:47.680 --> 44:49.830
راستش بهت حسودیم می‌شه

44:50.750 --> 44:53.790
دختری که هیچوقت بزرگش نکردی و
بهش چیزی یاد ندادی

44:54.910 --> 44:56.390
خیلی باهوش از آب دراومده

44:56.790 --> 44:58.230
حتی برات

44:58.640 --> 45:01.040
یه داماد قهرمان پیدا کرده

45:01.160 --> 45:04.200
که حاضره براش
بزرگ‌ترین خطر دنیا رو به جون بخره

45:05.600 --> 45:08.230
جرات کرد برای همراهی ارباب
فرمان امپراتور رو زیر پا بذاره

45:09.230 --> 45:10.310
و ارباب هم به خاطرش

45:10.830 --> 45:13.040
یه مخفیگاه کامل راهزن‌ها رو نابود کرد

45:19.390 --> 45:22.040
اگه فقط یه ذره دیرتر می‌رسید

45:23.430 --> 45:25.960
فقط یه ذره

45:27.390 --> 45:29.350
دخترت حتما به دست خودت کشته می‌شد

45:29.520 --> 45:31.960
با این ذات سنگدلت

45:32.710 --> 45:33.640
واقعا حیفه

45:34.560 --> 45:36.790
واقعا حیفه

45:39.160 --> 45:41.790
!تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم

45:49.270 --> 45:50.870
چرا انقدر ازش متنفرین؟

45:52.200 --> 45:54.640
چرا از مادرت نمی‌پرسی

45:54.910 --> 45:56.680
چه کارهایی کرده؟

45:57.120 --> 45:57.750
خفه شو

45:58.160 --> 45:59.310
نباید بذاری گوش‌هات

45:59.390 --> 46:00.910
با حرف‌های یه زن دیوونه آلوده بشن

46:01.080 --> 46:02.080
دهنش رو ببندین

46:02.350 --> 46:03.640
نذارین مزخرف بگه

46:03.640 --> 46:04.230
چیه؟

46:04.640 --> 46:05.430
می‌ترسی؟

46:06.160 --> 46:07.960
می‌ترسی کارهای زشت دخترت رو فاش کنم

46:07.960 --> 46:09.830
و آبروش رو

46:09.830 --> 46:11.520
جلوی این همه آدم ببرم؟

46:12.200 --> 46:15.230
همه توی دنیا می‌دونن

46:15.480 --> 46:18.080
زنی که شوهر و دخترش رو رها کرده چه جور آدمیه

46:18.790 --> 46:22.310
وی رائو دیر یا زود چهر‌ه‌ی واقعی اون رو می‌بینه

46:23.910 --> 46:25.830
!خفه شو

46:25.830 --> 46:27.310
!اون نمی‌تونه حقیقت رو از همه پنهون کنه

46:28.200 --> 46:29.570
چی رو نمی‌تونم قبول کنم؟

46:30.600 --> 46:32.050
من از حرف مردم نمی‌ترسم

46:32.790 --> 46:33.640
گو یو فنگ

46:34.500 --> 46:37.120
انقدر ازم متنفر بود که انتقام گرفتی

46:37.560 --> 46:39.040
مگه دلیلش چیزی جز

46:39.040 --> 46:40.640
قول ازدواجت با وی جین بود؟

46:41.600 --> 46:43.790
خودش با میل خودش
از اون ازدواج گذشت تا با من ازدواج کنه

46:44.230 --> 46:45.790
تقصیر اون مرد بود

46:46.430 --> 46:48.870
ولی تو کینه‌ات رو سر من خالی کردی

46:50.960 --> 46:52.230
همه‌اش تقصیر خودمه

46:53.200 --> 46:56.200
اون‌موقع دلم به حالت سوخت

46:56.270 --> 46:58.270
و اجازه دادم وارد خاندان وی بشی

46:59.560 --> 47:02.430
فکر می‌کردم می‌تونم جونت رو نجات بدم

47:02.640 --> 47:05.350
و نذارم بقیه پشت سرت بد بگن

47:06.310 --> 47:08.040
ولی فکرش رو هم نمی‌کردم

47:08.520 --> 47:11.680
که به جاش از من کینه به دل بگیری

47:13.750 --> 47:15.480
جونم رو نجات بدی؟

47:16.870 --> 47:18.910
!تو کل زندگی من رو نابود کردی

47:20.350 --> 47:21.430
فکر کردی

47:21.640 --> 47:23.710
همه دلشون می‌خواست با پسر بزرگ بی‌خاصیت و

47:23.710 --> 47:25.120
منحرفت ازدواج کنن؟

47:25.800 --> 47:28.960
با یه نگاه دیگه بهش حالم به هم می‌خوره

47:30.350 --> 47:32.910
یادت نره، این خاندان شما بود که

47:33.080 --> 47:35.710
زیر قولش زد و نامزدی من رو به هم زد

47:35.710 --> 47:38.580
تو هم پیر و خرفت شده بودی و
اجازه دادی جو فو وارد خاندان بشه

47:38.580 --> 47:40.560
همه‌ی اتفاقات امروز از همونجا شروع شد

47:44.400 --> 47:45.650
اگه از کسی کینه داری

47:45.960 --> 47:47.600
بیا سراغ خودم

47:50.230 --> 47:53.640
چرا به بچه‌های بی‌گناه آسیب می‌زنی؟

47:53.640 --> 47:54.350
جو فو

47:55.390 --> 47:56.200
تو باهوشی

47:58.270 --> 47:59.310
سرد و بی‌رحمی

48:00.870 --> 48:02.560
و تشنه‌ی قدرتی

48:03.870 --> 48:05.870
فکر می‌کنی از همه بالاتری

48:07.080 --> 48:08.350
و هیچکس حریفت نیست

48:09.430 --> 48:11.960
بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف یه زن

48:12.080 --> 48:13.350
بچه‌هاشن

48:13.350 --> 48:15.000
بالاخره تو هم مادری

48:15.160 --> 48:16.870
اگه دخترت بمیره

48:18.350 --> 48:19.270
درد می‌کشی

48:20.480 --> 48:21.480
اگه فقط یه ذره بی‌احتیاطی می‌کردی

48:22.310 --> 48:24.350
دخترت به دست خودت کشته می‌شد

48:24.870 --> 48:26.000
اون درد

48:26.710 --> 48:28.870
دردیه که قلب و استخون‌هات رو می‌شکونه

48:29.000 --> 48:30.600
انقدر طاقت‌فرساست که آرزوی مرگ می‌کنی

48:31.000 --> 48:33.520
همه‌ی انتقام‌های دیگه در برابرش هیچن

48:34.640 --> 48:36.910
من تا این حد پست نمی‌شم

48:41.310 --> 48:42.230
!نگهبان‌ها

48:43.830 --> 48:45.080
!ببرینش

49:50.230 --> 49:51.830
بانو لی دخترش رو بیش از حد دوست داره

49:52.830 --> 49:54.120
برای همین فریبش دادن

49:55.520 --> 49:56.640
با این حال

49:57.480 --> 49:59.520
بانو لی نتونست خودش رو راضی کنه
که اون کار رو انجام بده

50:01.120 --> 50:02.640
تو همیشه

50:03.040 --> 50:05.230
دختر عزیز و دوست‌داشتنی اون بودی

50:07.120 --> 50:07.960
واقعا؟

50:20.830 --> 50:21.560
مینگ‌ جو

50:22.520 --> 50:23.040
نه

50:24.640 --> 50:25.390
رائو آر

50:27.190 --> 50:28.820
من مادرتم

50:28.940 --> 50:29.540
...مادر

50:31.520 --> 50:32.790
مادر

50:35.000 --> 50:37.600
چرا مادرم اونموقع من رو نشناخت؟

50:39.560 --> 50:40.600
اگه ممکن بود

50:43.000 --> 50:45.430
ترجیح می‌دادم هیچوقت به دنیام نمی‌آوردی

50:50.390 --> 50:51.120
رائو آر

50:54.000 --> 50:55.120
!رائو

50:55.900 --> 50:59.560
 ⎝تالار گوان یون⎞ 

50:59.560 --> 51:00.680
!رائو آر

51:02.080 --> 51:03.200
!رائو آر

51:07.750 --> 51:09.230
!رائو آر

51:12.200 --> 51:13.680
!رائو آر

51:18.270 --> 51:19.640
سعی کن بهش یه کم فضا بدی

51:22.480 --> 51:23.560
!خودت رو جمع و جور کن

51:24.350 --> 51:25.350
به لو جو گوش کن

51:26.750 --> 51:27.310
خیلی خب

51:27.680 --> 51:29.960
بهش یه کم فضا می‌دم

51:30.600 --> 51:31.830
زود برو و همراهیش کن

51:32.120 --> 51:34.000
سالم برش گردون

51:34.000 --> 51:34.750
باشه؟

51:40.310 --> 51:41.480
چرا انجامش دادی

51:42.520 --> 51:43.750
وقتی می‌دونستی این اتفاق میفته؟

51:44.260 --> 51:51.660
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که صدای رها شدن ضربان قلبم رو می‌شنوم♪ 

51:52.140 --> 51:59.540
 ♪توی این لحظه کی نقشه‌اش رو باخت و کی نفسش بند اومد♪ 

51:59.860 --> 52:04.820
 ♪حتی اگه هنوز هم دستم بهت نرسه♪ 

52:05.020 --> 52:11.610
 ♪حداقل الان فقط یه وجب بینمون فاصله هست♪ 

52:11.680 --> 52:12.640
!مادر

52:12.680 --> 52:13.680
!ای بی‌مصرف -
!بس کن -

52:13.910 --> 52:14.390
!گمشو

52:16.400 --> 52:17.680
!ای موجود مریضِ بدبخت

52:17.710 --> 52:19.390
!مادر

52:28.780 --> 52:32.220
 ♪سنجاق‌سرِ طلایی می‌افته و خوابِ یکی رو به هم می‌زنه♪ 

52:32.460 --> 52:35.900
 ♪بین عقب‌کشیدن و جلو رفتن، تسلیمِ همین لحظه می‌شیم♪ 

52:36.140 --> 52:39.580
 ♪نگو دروغه، نپرس راسته یا نه♪ 

52:39.580 --> 52:46.620
 ♪وقتی شمع خاموش بشه، تو می‌مونی؟♪ 

52:47.660 --> 52:53.220
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که یادم می‌ره چطور نفس بکشم♪ 

52:53.230 --> 52:54.000
کجا داری می‌ری؟

52:56.830 --> 52:57.680
از چی می‌ترسی؟

52:59.480 --> 53:00.600
می‌ترسی که خودکشی کنم؟

53:03.870 --> 53:04.680
نمی‌کنم

53:05.480 --> 53:07.270
حتی اگه همه ازم متنفر باشن

53:07.790 --> 53:08.640
و ولم کنن

53:10.000 --> 53:11.430
من هنوزم خودم رو نمی‌کشم

53:12.830 --> 53:13.790
باهام برگرد

53:13.790 --> 53:14.520
!نه

53:16.080 --> 53:17.270
من به شیان جوانگ برنمی‌گردم

53:17.710 --> 53:19.480
برمی‌گردم سر جای خودم

53:20.200 --> 53:21.600
تو حتی نمی‌دونی کجا می‌ری

53:22.120 --> 53:23.480
وقتی خورشید بیاد بالا، دیگه نمی‌تونی برگردی

53:24.000 --> 53:25.010
دست از سرم بردار

53:25.010 --> 53:26.600
!ولم کن -
!اونجا می‌برمت -

53:27.600 --> 53:29.710
!ولم کن

53:29.960 --> 53:31.640
!ولم کن

53:37.350 --> 53:38.710
!ارباب لو

53:41.230 --> 53:43.350
چرا هنوز انقدر احمقی؟

53:44.600 --> 53:45.960
من هیچوقت عاشقت نبودم

53:46.230 --> 53:47.270
حتی یه روز هم نه

53:47.350 --> 53:48.750
یه ساعت، یا یه دقیقه هم نه

53:48.750 --> 53:50.230
!من همیشه ازت استفاده کردم

53:53.030 --> 53:55.430
تو دقیقا برام مثل هان لیائو و چی جونگ کای‌ای

53:56.200 --> 53:57.960
تو فقط یه پله برای پیشرفتمی

53:58.870 --> 54:00.390
دقیقا می‌دونستی وارد چه ماجرایی می‌شی

54:00.790 --> 54:02.270
ولی بازم با سر توی دلش زدی

54:03.430 --> 54:04.480
پس تو یه احمقی

54:05.520 --> 54:07.120
اگه ذره‌ای عزت‌نفس داری

54:08.430 --> 54:10.000
باید دست از چسبیدن بهم برداری

54:33.560 --> 54:34.600
داری چیکار می‌کنی؟

54:36.390 --> 54:37.830
می‌دونستم زن سرد و بی‌احساسی‌ای

54:38.640 --> 54:39.600
تو هیچوقت نمی‌تونی من رو فراری بدی

54:41.040 --> 54:42.120
مهم نیست چی می‌گی

54:42.600 --> 54:44.040
امشب برت می‌گردونم

54:44.790 --> 54:45.160
می‌ریم خونه

54:45.160 --> 54:46.120
!ولم کن

54:46.870 --> 54:48.040
!ولم کن

55:15.020 --> 55:20.580
 ♪نور شمع یهو پنجره رو به سردی می‌کشونه♪ 

55:21.620 --> 55:27.980
 ♪سایه‌ی کی توی دل یکی دیگه موج میندازه؟♪ 

55:28.980 --> 55:35.060
 ♪اون آه آرومه ولی مثل طبل توی گوشم می‌پیچه♪ 

55:36.260 --> 55:42.820
 ♪و دنیای دور و برمون رو توی سکوتی عجیب فرو می‌بره♪ 

55:43.780 --> 55:49.500
 ♪عادت کردم توی سرمای این دنیا قدم بزنم♪ 

55:50.780 --> 55:56.820
 ♪سایه‌های شکسته‌ی پشت این همه شکوه رو دیدم♪ 

55:58.060 --> 56:04.140
 ♪ولی تو مثل باد، آرامش چشم‌هام رو به هم می‌زنی♪ 

56:05.340 --> 56:12.220
 ♪تا این بازیِ محک زدن همدیگه، دیگه برنده و بازنده‌ای نداشته باشه♪ 

56:12.500 --> 56:19.700
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که یادم می‌ره چطور نفس بکشم♪ 

56:20.620 --> 56:27.620
 ♪نگاهت مثل آتیش لرزونطه که رازهای منو می‌سوزونه♪ 

56:27.940 --> 56:32.700
 ♪اون تیزی و جسارتی که پشت ضعفم پنهون کردم♪ 

56:33.420 --> 56:41.460
 ♪با نزدیک شدنت از هم می‌پاشه♪ 

56:41.540 --> 56:49.660
 ♪انقدر به هم نزدیکیم که صدای رها شدن ضربان قلبم رو می‌شنوم♪ 

56:49.740 --> 56:56.500
 ♪توی این لحظه کی نقشه‌اش رو باخت و کی نفسش بند اومد♪ 

56:57.020 --> 57:02.500
 ♪حتی اگه هنوز هم دستم بهت نرسه♪ 
