WEBVTT

00:00.301 --> 00:33.237
آوا مووي - مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال
AvaMovie.in

00:35.301 --> 00:39.237
نور زمستاني

01:37.431 --> 01:41.526
خداوند قلبهاي ما را تعالي بخشد

01:42.602 --> 01:46.435
نان را برداشت و پس از شکرگذاري , آن را تقسيم کرد

01:46.539 --> 01:48.529
و همچنان که به حواريون خود مي داد , گفت

01:49.208 --> 01:54.201
بگيريد و بخوريد , اين جسم من است که به شما داده ميشود

01:55.281 --> 01:57.271
در يادبود من اين کار را انجام دهيد

01:59.418 --> 02:02.682
جام را برداشت و پس از شکرگذاري به ديگران داد

02:03.222 --> 02:06.987
و گفت : همه از اين بنوشيد

02:08.293 --> 02:10.817
زيرا اين خون من است , به نوعي ديگر

02:10.929 --> 02:14.455
که براي شما وبسياري ديگر ريخته مي شود
تا گناهان شما بخشيده شود

02:15.767 --> 02:19.395
در يادبود من , ماداميکه از آن مي نوشيد , اينگونه رفتار کنيد

02:20.171 --> 02:25.733
اينک بياييد با يکديگر نيايش کنيم , همانگونه که مسيح به ما آموخته

02:29.414 --> 02:33.042
اي پدر ما که در آسماني , نام تو مقدس باد

02:34.219 --> 02:39.178
پادشاهي تو در آسمان , بر زمين نيز روا خواهد شد

02:40.457 --> 02:44.552
روزي ما را عطا کن و گناهان ما را ببخش

02:44.662 --> 02:47.960
همانگونه که آناني را که به ما خطا کرده اند , مي بخشيم

02:49.366 --> 02:52.823
ما را از وسوسه دور نگه دار , و ما را از شيطان رهايي ده

02:53.470 --> 02:58.771
آرامش خداوند از آن شما باد

03:01.345 --> 03:02.538
آمين

03:13.122 --> 03:15.885
آرامش خداوند از آن شما باد

03:15.992 --> 03:21.952
اي بره خدا

03:23.066 --> 03:29.026
که گناهان دنيا را مي زدايي

03:34.343 --> 03:40.303
بر ما رحم کن

03:45.487 --> 03:51.447
اي سرور ما

03:52.060 --> 03:58.020
تو که گناهان جهان را مي زدايي

04:03.704 --> 04:09.664
دعاهايمان را بپذير

04:14.882 --> 04:20.842
اي فرزند پدر

04:22.056 --> 04:26.788
تو که مي زدايي از جهان

04:26.894 --> 04:32.854
گناهان را

04:34.267 --> 04:38.498
رحمت را بر ما ارزاني کن

04:38.605 --> 04:44.565
ما را تبرک کن

04:53.653 --> 04:56.519
دستهايتان را بلند کنيد و دعا کنيد

05:45.103 --> 05:47.570
جسم سرور ما عيسي مسيح , که ارزاني تو شده

05:54.812 --> 05:56.904
جسم سرور ما عيسي مسيح , که ارزاني تو شده

07:02.777 --> 07:04.767
خون مسيح که براي تو ريخته شده

07:21.062 --> 07:23.495
خون مسيح که براي تو ريخته شده

08:24.623 --> 08:29.423
فيض و آرامش سرور ما عيسي مسيح , با شمايان باد
آمين

08:29.527 --> 08:31.619
برويد در آرامش خداوندي

08:43.008 --> 08:44.269
ممنون

09:05.362 --> 09:06.919
بياييد دعا کنيم

09:07.932 --> 09:13.460
تو را شکر مي گذاريم , اي پدر متعال
بواسطه پسر تو عيسي مسيح

09:14.471 --> 09:18.839
براي سعادت و يکدلي که بين ما برقرار گشته است

09:19.742 --> 09:24.178
به درگاهت نيايش مي کنيم
تا خاطره مسيح را بر زمين زنده نگه داريم

09:24.714 --> 09:29.150
باشد که از نماز بزرگ تو در آسمان بهره مند شويم

09:39.662 --> 09:41.652
سپاسها و نيايشها را نثار سرورمان سازيد

09:41.764 --> 09:48.396
سپاسها و نيايشها نثار سرورمان باد

09:48.503 --> 09:52.632
هاله لويا

10:09.891 --> 10:14.589
قلبت را در برابر خداوند به خضوع وادار
تا از رحمت او برخوردار شوي

10:15.529 --> 10:18.190
خداوند به تو برکت مي دهد و از تو مراقبت مي کند

10:19.433 --> 10:22.162
خداوند نور سيمايش را بر تو مي تاباند

10:22.670 --> 10:24.330
و بر تو رئوف است

10:25.573 --> 10:28.132
خداوند رو به سوي تو مي کند

10:28.242 --> 10:30.607
و به تو آرامش مي بخشد

10:31.312 --> 10:34.212
به نام پدر , پسر

10:35.049 --> 10:37.209
روح القدس

10:38.219 --> 10:39.480
آمين

11:06.012 --> 11:13.315
پس ستايشت مي کنم اي خداي من

11:13.419 --> 11:20.688
دستم را در دستت بگير

11:20.793 --> 11:28.198
رهنمونم کن به مهرباني

11:28.600 --> 11:36.028
به سرزمين خدايي

11:36.141 --> 11:43.171
و آنگاه که اندوه ها خاتمه يافتند

11:43.281 --> 11:49.879
و راه من به پايان رسيده

11:50.721 --> 11:58.388
تو روحم را به خانه خواهي برد

11:58.496 --> 12:04.456
اي سرور من , به سرايي از آن خودت

12:57.953 --> 13:00.147
مرا به خانه ببر

14:08.287 --> 14:10.777
سرحال نيستي -
احتياج به استراحت دارم -

14:11.591 --> 14:15.253
نميتوني از برامس بخواي مراسم ساعت سه رو تقبل کنه ؟

14:15.361 --> 14:17.988
اون رفته بيرون تا با اتوموبيل تازه اش کمي دور بزنه

14:19.632 --> 14:22.532
يه جور آنفلونزا گرفتي -
بدتر از همه اين گلو درده -

14:25.104 --> 14:26.536
توماس

14:28.107 --> 14:30.700
آخرش چطور شد ؟ -
چي ؟ -

14:31.377 --> 14:33.936
تونستي خدمتکار پيدا کني ؟ -
نه -

14:35.013 --> 14:37.640
مي دوني که مدت زيادي نمي توني از خودت مراقبت کني

14:37.749 --> 14:39.648
پنج ساله که دارم اين کار رو مي کنم

14:42.454 --> 14:45.047
چرا از مارتا لوندنبرگ کمک نمي خواي ؟

14:46.458 --> 14:48.152
اون ديگه بهتر از اين چيزي نمي خواد

14:50.562 --> 14:52.552
اصلا خودم ازش مي خوام

14:52.664 --> 14:54.028
نه , ممنون

14:56.735 --> 14:59.202
سلام , پاستور اريکسون -
سلام آقاي فروويک -

15:00.005 --> 15:02.598
سلام , آرونسون -
سلام آلگوت -

15:03.741 --> 15:07.039
حالتون چطوره ؟ -
براي موعظه ممنونم -

15:08.479 --> 15:10.537
کار خاصي داشتين ؟

15:10.648 --> 15:13.047
نه , فکر کردم شايد با من کاري داشته باشيد

15:15.185 --> 15:17.049
البته يه چيز ديگه هم بود

15:17.354 --> 15:19.446
مي تونم چند کلمه با شما حرف بزنم , پدر ؟

15:19.556 --> 15:21.420
من بايد ساعت سه در فراستناس باشم

15:21.859 --> 15:23.689
وقت دارين منو ببينين ؟

15:23.794 --> 15:25.590
بعد از مراسم , حتما

15:25.696 --> 15:28.789
براي گرم کردن کليسا يک ساعت قبل اونجام

15:32.135 --> 15:34.193
همين سرودها خونده ميشه , ديگه ؟

15:38.341 --> 15:40.570
مثل اينکه زياد حالتون خوب نيست

15:40.677 --> 15:42.268
سرماي مختصري خوردم

15:42.378 --> 15:45.107
از اين هواست خود من

15:45.214 --> 15:46.237
درسته

15:57.560 --> 16:00.119
اون حقوق بازنشستگي شو از راه آهن مي گيره

16:00.228 --> 16:04.220
از اعانات کيسا هم يه چيزي بهش مي رسه

16:15.110 --> 16:16.599
يه نفر مي خواد تو رو ببينه

16:17.446 --> 16:20.312
خانم پرسون , بايد با شما صحبت کنم

16:25.587 --> 16:27.520
بايد با شما حرف بزنم , پدر

16:29.757 --> 16:32.122
بله , البته

16:32.493 --> 16:35.757
امروز عصر بهت زنگ مي زنم , شايد چيزي خواستي

16:35.863 --> 16:37.557
ممنونم , نيازي نيست

16:37.665 --> 16:39.256
لطفا بنشينيد

16:43.504 --> 16:46.768
خداحافظ , آقا و خانم پرسون

16:56.916 --> 16:58.382
انگار مي خواستين با من صحبت کنين

16:59.686 --> 17:00.652
بله

17:01.788 --> 17:03.846
هر چند کاملا هم اينطور نيست

17:04.491 --> 17:06.685
راستش اين يوناس بود که

17:09.329 --> 17:12.559
گر چه اون هم هيچي نميگه

17:13.466 --> 17:18.334
امروز صبح تصميم گرفتم بيام به کليسا و با شما حرف بزنم

17:21.074 --> 17:24.065
اوضاع ما آشفته است

17:25.477 --> 17:27.671
من , اونقدر آشفته نيستم

17:27.780 --> 17:30.043
اما يوناس هست

17:32.384 --> 17:34.408
ميشه باهاش صحبت کنين ؟

17:34.520 --> 17:36.248
البته

17:40.259 --> 17:43.284
خيلي وقته اين موضوع آزارتون ميده ؟

17:50.402 --> 17:55.429
از بهار گذشته , يوناس در مورد چيني ها
يه چيزهايي تو روزنامه خونده بود

17:56.574 --> 17:59.940
نوشته بود , چيني ها پرورش مي يابند تا نفرت بورزند

18:01.145 --> 18:05.604
اين فقط يک مشکل مقطعي است
تا چيني ها به بمب اتم دست پيدا کنند

18:05.716 --> 18:09.515
آنها چيزي ندارند که از دست بدهند
مقاله اينطور نوشته بود

18:12.156 --> 18:14.851
من خيلي هم نگران نيستم

18:16.494 --> 18:19.291
شايد به خاطر اين باشه که تخيل زيادي ندارم

18:19.630 --> 18:24.965
اما يوناس نميتونه به اين موضوع فکر نکنه

18:26.069 --> 18:28.093
البته نتونستم بهش زياد کمکي کنم

18:28.972 --> 18:31.804
ما سه تا بچه داريم , و يکي هم تو راهه

18:35.312 --> 18:36.403
درسته

18:39.216 --> 18:41.183
همه ما ترستهاي مشابهي داريم

18:42.486 --> 18:43.884
تا اندازه اي

18:46.156 --> 18:47.816
ما بايد به خدا ايمان داشته باشيم

19:21.689 --> 19:23.679
ما زندگي روزمره خودمون رو مي کنيم

19:23.791 --> 19:26.384
اونوقت چند تا خبر وحشتناک
به زور خودشون رو وارد دنياي آسوده ما مي کنند

19:27.695 --> 19:31.653
اين بيش از توان ماست , و خدا اينقدر از ما دور شده

19:32.500 --> 19:34.091
درسته

19:35.537 --> 19:37.663
احساس نااميدي مي کنم

19:37.939 --> 19:39.701
نميدونم ديگه بايد چي بگم

19:41.009 --> 19:42.669
اضطراب شما را مي فهمم

19:44.612 --> 19:46.078
اما زندگي در جريانه

19:46.180 --> 19:48.044
چرا بايد به زندگي ادامه بديم ؟

19:54.488 --> 19:57.513
شما حالتون خوب نيست , منم نبايد اينجا بشينم و حرف بزنم

19:57.624 --> 20:01.559
گذشته از اين , ما قدرت انجام کاري رو نداريم -
بيا درباره اش حرف بزنيم -

20:01.662 --> 20:03.026
امکان نداره

20:04.298 --> 20:07.494
منو ببر خونه و خودت برگرد

20:07.868 --> 20:09.858
شما و پدر بايد تنها صحبت کنين

20:09.970 --> 20:11.493
کي مي تونين برگردين ؟

20:11.605 --> 20:15.165
ده دقيقه طول مي کشه به خونه برسيم -
پس بيست دقيقه ديگه مي بينمتون -

20:15.942 --> 20:18.102
به پدر قول بده که بر مي گردي

20:20.446 --> 20:22.037
خيلي خوب , قول مي دم

20:22.381 --> 20:24.211
ماشينتون بيرون پارک شده ؟

20:24.317 --> 20:25.749
بله , اون گوشه

20:25.851 --> 20:29.752
من منتظر مي مونم

20:31.057 --> 20:32.819
من کاري مي کنم که برگرده

20:34.327 --> 20:35.884
منتظر شما هستم

20:41.567 --> 20:43.397
همينجا منتظر مي مونم

21:41.592 --> 21:43.456
چه تصوير مضحکي

21:47.063 --> 21:48.427
اوه , تو هستي

21:49.532 --> 21:51.294
بيا يه چيز گرم برات آوردم

21:51.401 --> 21:53.493
راستش يه خورده قهوه با خودم آوردم

22:01.844 --> 22:04.778
من منتظر يه نفرم که مي خواد باهام حرف بزنه

22:05.415 --> 22:07.575
نگران نباش , زياد نمي مونم

22:14.156 --> 22:16.646
هوا بدجوري سرد شده

22:23.699 --> 22:26.132
طفلکي توماس

22:28.437 --> 22:31.269
توماس , چي شده ؟
از نظر تو هيچي -

22:31.373 --> 22:33.363
با اين حال بهم بگو

22:34.843 --> 22:36.503
سکوت خدا

22:37.145 --> 22:38.771
سکوت خدا؟

22:40.514 --> 22:42.037
سکوت خدا

22:46.153 --> 22:51.089
يوناس پرسون و زنش اينجا بودند , کلي پرت و پلا گفتم

22:52.460 --> 22:54.984
اما حس مي کنم هنوز هر چي ميگم درسته

22:57.264 --> 22:59.231
چه بايد بکنم

22:59.667 --> 23:02.829
طفلکي توماس

23:02.937 --> 23:07.168
به يه براندي و يه خواب خوب احتياج داري , خيلي تب داري

23:07.708 --> 23:09.538
چرا براي مراسم اومدي ؟

23:10.677 --> 23:12.769
بايد يک مجلس بي ريا باشه , درسته ؟

23:13.680 --> 23:15.670
نامه منو خوندي ؟

23:15.782 --> 23:18.682
نه , وقت نداشتم

23:18.785 --> 23:20.217
واقعا مايوس کننده اي

23:20.520 --> 23:23.113
نامه کي به دستت رسيد ؟ -
ديروز , الان هم روي ميزمه -

23:25.291 --> 23:28.726
بعدا بخونش , وقتي حس مي کني مايل به خوندنش هستي

23:40.339 --> 23:42.772
يکشنبه اي در اعماق دره اشکها

23:43.242 --> 23:44.970
حالم زياد خوب نيست

23:45.244 --> 23:47.336
مي خواي دواي دردتو بگم ؟ -
آره , لطفا -

23:47.446 --> 23:49.276
اونوقت مجبور ميشي با من ازدواج کني

23:49.381 --> 23:50.472
اوه ؟

23:50.582 --> 23:52.412
بايد با من ازدواج کني

23:52.518 --> 23:53.984
چرا ؟

23:54.419 --> 23:57.285
اونوقت مجبور نيستم خيلي از اينجا دور باشم

23:57.389 --> 23:59.583
چرا مجبوري از اينجا دور باشي ؟

23:59.691 --> 24:02.591
تا وقتي که کارم موقتيه , اونها مي تونن منو جابجا کنند

24:02.694 --> 24:04.456
جاهاي خيلي دور از تو

24:05.530 --> 24:07.258
بالاخره يه کاري مي کنيم

24:08.800 --> 24:09.925
آره , خودم مي دونم

24:11.169 --> 24:13.432
تو نمي توني با من ازدواج کني , چون دوستم نداري

24:15.907 --> 24:17.373
بايد برم

24:17.775 --> 24:23.644
آنت اما اينجاست و مي خواد کيک درست کنه

24:24.015 --> 24:24.981
مارتا

24:25.082 --> 24:26.275
بله , توماس

24:26.384 --> 24:28.977
چي ميشه اگه آقاي پرسون برنگرده ؟

24:29.086 --> 24:33.681
بعدش تو مي توني استراحت کني و نامه منو بخوني

24:33.791 --> 24:35.257
متوجه نيستي

24:35.358 --> 24:36.915
اين هم قهوه

24:39.796 --> 24:41.194
حالا چي ؟

24:41.298 --> 24:44.994
طفلکي توماس

24:45.669 --> 24:48.034
فقط ميام اينجا و مزاحمت ميشم -
خب , خوش اومدي -

24:50.640 --> 24:52.937
بعضي وقتها غير قابل تحمل ميشي

24:53.043 --> 24:56.341
سکوت خدا , خدا حرف نمي زنه

24:56.580 --> 24:59.013
خدا هيچوقت حرف نزده , چو خدا وجود نداره

24:59.115 --> 25:00.911
به همين سادگي

25:04.286 --> 25:05.946
حالا تو هم آنفلونزا مي گيري

25:07.256 --> 25:10.281
خوبه , يک هديه از طرف تو

25:12.828 --> 25:15.295
مي خواي اينجا بمونم ؟ -
نه , لازم نيست -

25:18.067 --> 25:20.193
هنوز خيلي چيزها رو بايد ياد بگيري

25:21.270 --> 25:23.169
همون چيزهايي که به شاگردت ياد ميدي

25:23.272 --> 25:25.136
بايد عاشق بودن رو ياد بگيري

25:25.441 --> 25:27.271
و تو مي توني بهم ياد بدي ؟

25:31.013 --> 25:32.536
نه , نمي تونم

25:34.249 --> 25:36.739
در توان من نيست

26:01.208 --> 26:03.004
اون بايد بياد

27:54.385 --> 27:55.749
عشق من

28:31.286 --> 28:33.947
صحبت کردن با يکديگر بسيار سخت است

28:35.090 --> 28:37.284
هر دوي ما کمرو هستيم

28:37.993 --> 28:40.620
و من هم خيلي راحت به کنايه زدن مي افتم

28:41.263 --> 28:42.957
اين است که برايت نامه مي نويسم

28:43.899 --> 28:46.924
چيز مهمي را مي خواهم به تو بگويم

28:49.971 --> 28:51.995
تابستان گذشته يادت هست

28:52.306 --> 28:55.138
وقتي هر دو دستم اگزما داشت

28:56.811 --> 29:00.746
يکروز عصر د رکليسا بوديم
و گلهاي محراب را تزئين مي کرديم

29:01.315 --> 29:03.214
قرار بود مراسم تنفيذ برگزار شود

29:05.252 --> 29:07.617
يادت هست چه ساعات مشقت باري را مي گذراندم

29:07.721 --> 29:11.713
هر دو دستم باند پيچي شده بود و خارش داشت
طوري که نمي تونستم بخوابم

29:12.593 --> 29:16.756
پوستم ورم کرده بود , و کف دستهايم عين زخم باز بود

29:19.033 --> 29:23.162
آنجا ايستاده بوديم و سرگرم گلهاي مينا
و گندم يا هر چي اسمشان هست , بوديم

29:24.104 --> 29:26.003
حسابي آزرده بودم

29:27.474 --> 29:31.000
ناگهان احساس خشمي نسبت به تو پيدا کردم

29:31.478 --> 29:35.641
درباره تاثير دعا پرسيدم

29:37.584 --> 29:39.813
پاسخ تو مثبت بود

29:40.720 --> 29:43.654
با زشتي از تو پرسيدم آيا براي دستهايم دعا کرده اي

29:44.090 --> 29:47.820
گفتي نه , چون به ياد اين موضوع نبوده اي

29:49.262 --> 29:53.357
بدجور احساساتي شدم , پيشنهاد کردم که گهگاه برايم دعا کني

29:54.600 --> 29:56.464
عجيب بود , اما موافقت کردي

29:57.536 --> 30:00.504
اين کار تو بيشتر ديوانه ام کرد , پانسمانها را پاره کردم

30:01.540 --> 30:03.268
حتما يادت هست

30:06.178 --> 30:09.943
زخمهاي باز تاثير ناخوشايندي روي تو گذاشت

30:10.883 --> 30:12.577
نمي توانستي دعا کني

30:13.385 --> 30:15.375
چون اين وضعيت واقعا منزجر کننده بود

30:19.624 --> 30:21.989
حال پس از آن اتفاق , تو را درک ميکنم

30:23.327 --> 30:25.817
اما تو هرگز درکم نکردي

30:29.267 --> 30:31.860
مدتي بود که داشتيم با هم زندگي ميکرديم

30:33.304 --> 30:34.964
دو سالي مي شد

30:37.375 --> 30:40.673
اين با هم بودن , سرمايه کوچکي بود در محبتهاي متقابلمان
براي مسلط شدن بر اين رابطه عاري از عشق

30:41.312 --> 30:43.040
نوازشهاي ما

30:44.448 --> 30:48.213
و در تلاشهاي خام دستانه مان براي مسلط شدن بر اين رابطه

30:53.723 --> 30:59.183
وقتي اگزما به پوست سر و پيشاني سرايت کرد

31:01.097 --> 31:03.860
متوجه شدم داري از من دوري مي کني

31:04.901 --> 31:06.868
مرا ناخوشايند يافتي

31:08.572 --> 31:11.597
هر چند نمي خواستي مرا برنجاني

31:14.978 --> 31:17.775
بعد بيماري به دستها و پاهايم سرايت کرد

31:19.982 --> 31:22.176
و رابطه مان خاتمه يافت

31:25.554 --> 31:27.783
برايم ضربه هولناکي بود

31:29.525 --> 31:31.719
تنش دردناکي در اعصابم

31:34.129 --> 31:36.255
ما يکديگر را دوست نداشتيم

31:37.066 --> 31:41.832
واقعيتي که ديگر نمي توانستيم از آن بگريزيم يا بر آن چشم فرو بنديم

31:50.144 --> 31:51.405
توماس

31:53.548 --> 31:55.777
هرگز به عقيده تو ايمان نداشتم

31:58.419 --> 32:03.651
هيچگاه به عذاب وسوسه مذهبي دچار نشده ام

32:04.559 --> 32:08.119
خانواده من غير مسيحي بودند , اما سرشار از مهرباني و گرما

32:08.229 --> 32:10.025
با هم بودن و لذت بردن

32:10.865 --> 32:15.233
خدا و مسيح , جز بصورت خيالاتي مبهم , برايم وجود خارجي نداشته اند

32:16.870 --> 32:21.602
وقتي خواستم با ايمانت آشنا شوم , به نظرم چيز گنگي آمد

32:22.843 --> 32:26.141
به طرز بي رحمانه اي لبريز از احساسات بدوي آدمي بود

32:28.682 --> 32:31.912
بويژه يک مورد را نمي توانستم درک کنم

32:33.253 --> 32:37.518
بي تفاوتي عجيب در برابر انجيلها و عيسي مسيح

32:44.864 --> 32:48.629
حالا بگذار از يک نوع دعا کردن عجيب برايت حرف بزنم

32:49.368 --> 32:51.358
اگر سرحال باشي

32:52.638 --> 32:55.367
البته شخصا اعتقادي به ارتباط از راه دور ندارم

32:55.875 --> 32:57.865
زندگي به اندازه کافي پيچيده است

32:58.344 --> 33:00.937
عقل سليم ما به اندازه کافي از مهملات روانشناسي
و زيست شناسي انباشته شده است

33:07.620 --> 33:10.588
يادت هست چطور مي خواستي براي دستهاي من دعا کني

33:10.955 --> 33:13.514
اما با اين انزجار ضربه خاموشي به تو وارد آمده بود

33:14.092 --> 33:16.082
هر چند که بعدا انکار کردي

33:17.929 --> 33:21.091
هنوز ديوانه وار مي خواستم بيشتر خشمگينت سازم

33:22.300 --> 33:24.096
آرام باش

33:25.437 --> 33:28.837
نمي توانستي برايم دعا کني , خود به تنهائي اين کار را کردم

33:34.579 --> 33:39.038
خدايا , چرا مرا اينقدر تلخ , هراسان و ناراضي آفريدي ؟

33:39.149 --> 33:41.309
چقدر تلخ , چقدر هراسان ؟

33:42.286 --> 33:44.776
چرا بايد بفهمم , که اينقدر رنجورم ؟

33:45.422 --> 33:48.879
چرا در جهنمي از بي عاطفگي قرار دارم ؟

33:51.762 --> 33:54.559
اگر در رنج کشيدنم هدفي است , به من بگو

33:54.932 --> 33:57.331
آنوقت بي هيچ شکايتي دردم را تحمل خواهم کرد

33:58.335 --> 33:59.858
من قوي هستم

34:00.437 --> 34:04.736
تو , جسما و روحا قدرت وحشتناکي به من دادي

34:06.477 --> 34:09.502
اما هدفي عطايم نکردي تا با قدرتم انجام دهم

34:13.583 --> 34:15.607
معنايي به زندگيم ببخش

34:16.419 --> 34:18.750
آنوقت بنده تو خواهم شد

34:20.089 --> 34:23.148
پاييز امسال دريافتم دعايم مستجاب شده است

34:25.094 --> 34:27.687
براي روشن شدن ذهنم دعا کردم و موفق هم شدم

34:29.165 --> 34:31.223
دريافته ام که دوستت دارم

34:33.436 --> 34:35.801
دعا کردم قدرتم را بتوانم براي تکليف خاصي بکار بندم

34:36.304 --> 34:37.964
و به آن نيز رسيدم

34:38.507 --> 34:40.269
آن تکليف , تو هستي

34:44.279 --> 34:47.907
چنين افکاري مي تواند ار مخيله يک معلم مدرسه بگذرد

34:48.016 --> 34:51.212
در غروبي تيره و دلگير , صداي آشناي زنگ تلفني هم به گوش نمي رسد

34:59.394 --> 35:03.124
به هر حال از جان و دل سپاسگذارم که سبب عشقم نسبت به تو شد

35:03.632 --> 35:05.622
نمي دانم بايد چکار کنم

35:07.001 --> 35:11.027
اينقدر درمانده شدم که حتي به فکر دعاي ديگري هم افتاده ام

35:12.406 --> 35:16.136
اما , هنوز قدري از عزت نفس و نجابت در من باقي مانده است

35:22.950 --> 35:24.746
توماس عزيزترينم

35:27.488 --> 35:29.614
نامه بسيار طولاني شده

35:33.127 --> 35:35.788
اما اکنون چيزي را نوشته ام , که جرات گفتنش را ندارم

35:36.429 --> 35:38.328
حتي آن زمان که در آغوشم هستي

35:42.035 --> 35:43.558
دوستت دارم

35:45.738 --> 35:47.364
و براي تو زندگي مي کنم

35:49.008 --> 35:50.998
مرا درياب و از آن خود کن

35:52.579 --> 35:56.446
در زير غرور بيهوده من ,
و در حال و هواي وابستگي

35:57.083 --> 35:58.640
من فقط يک آرزو دارم

36:00.386 --> 36:02.353
که بتوانم براي کس ديگري زندگي کنم

36:04.056 --> 36:05.920
شايد همه اش يک اشتباه وحشتناک باشد

36:12.431 --> 36:13.988
وقتيکه به تو مي انديشم

36:14.099 --> 36:16.532
نمي فهمم چنين امري چگونه قرار است اتفاق بيافتد

36:17.503 --> 36:19.129
شايد همه اش يک اشتباه باشد

36:22.107 --> 36:26.304
عزيزترينم , به من بگو که اشتباه نيست

37:14.124 --> 37:17.889
خوشحالم که اومدين , هر چند خيلي طول کشيد

37:18.495 --> 37:19.961
ببخشيد که دير کردم

37:20.063 --> 37:22.394
نه منظورم اين نبود , قصد گله نداشتم

37:23.233 --> 37:27.362
لطفا کتتون رو در بيارين
دو تا فنجان قهوه داغ دارم

37:27.470 --> 37:28.868
نه , ممنون

37:37.746 --> 37:40.339
اين موقع سال با اين هوا نميشه تو دريا صيد طولاني کرد

37:41.050 --> 37:44.075
واقعا نميشه , فقط يه صيد مختصر

37:44.753 --> 37:46.344
کار زيادي تو ساحل دارين ؟

37:46.455 --> 37:51.187
دارم يه قايق تازه مي سازم , اون طرف تو راسته تورن اشتروم

37:51.293 --> 37:53.192
جاي محشريه

37:53.295 --> 37:55.524
من هم دادم قايق رو اونجا بسازند

37:55.631 --> 37:57.393
تو راسته تورن اشتروم

38:00.401 --> 38:02.391
مشکل مالي دارين ؟

38:03.771 --> 38:06.705
براي اين بايد منو ببخشين , اما اين چيزها مي تونه آدم رو به سمت نااميدي بکشونه

38:06.808 --> 38:09.207
درسته

38:12.880 --> 38:15.780
چند وقته شما درگير اين فکر شدين که به زندگيتون خاتمه بدين ؟

38:16.818 --> 38:18.648
مطمئن نيستم

38:20.221 --> 38:21.653
خيلي وقته

38:23.024 --> 38:24.991
تا حالا با يک دکتر مشورت کردي ؟

38:25.226 --> 38:27.489
منظورم اينه که از نظر سلامتي خوبيد ؟

38:27.594 --> 38:29.060
تا جايي که مي دونم آره

38:29.863 --> 38:32.126
غير معمول نيست که

38:36.169 --> 38:38.762
روابط شما و همسرتون خوب پيش ميره ؟

38:38.872 --> 38:42.329
کارين خيلي خوبه

38:44.911 --> 38:47.140
پس همش بر مي گرده به قضيه چيني ها

38:53.487 --> 38:55.249
يوناس , گوش کن

38:55.354 --> 38:57.184
مي خوام باهات رک باشم

38:59.659 --> 39:01.819
مي دوني که همسر من چهار ساله که مرده

39:03.529 --> 39:05.223
دوستش داشتم

39:06.532 --> 39:08.158
اون موقع آخر زندگيم بود

39:09.001 --> 39:10.797
از مرگ واهمه اي ندارم

39:10.936 --> 39:13.563
و کوچکترين دليلي براي ادامه زندگي ندارم

39:14.840 --> 39:15.999
من جا موندم

39:18.010 --> 39:21.604
نه براي شخص خودم , مي تونستم مفيد باشم

39:25.316 --> 39:26.907
يه وقتي روياهاي بزرگي داشتم

39:27.552 --> 39:29.712
مي خواستم از خودم نشاني روي زمين باقي بگذارم

39:30.622 --> 39:32.646
مي دوني , آدم وقتي جوونه چه فکرهايي تو سرشه

39:33.892 --> 39:36.121
از شرارت يا ظلم چيزي نمي دونستم

39:36.528 --> 39:39.121
وقتي کشيش شدم , عين يک بچه معصوم بودم

39:41.599 --> 39:44.726
اونوقت همه چيز يک دفعه اتفاق افتاد

39:46.171 --> 39:48.661
يه مدت کشش ملوانها در ليسبون بودم

39:49.607 --> 39:51.733
در زمان جنگ داخلي اسپانيا

39:52.276 --> 39:53.970
يه جاي مناسب تو خط مقدم جبهه داشتيم

39:55.145 --> 39:57.237
از قبول واقعيت سر باز زدم

39:58.549 --> 40:02.541
من و خدايم در يک دنيا زندگي مي کرديم
يک دنياي مخصوص و منظم

40:13.697 --> 40:15.596
مي فهمي

40:15.699 --> 40:17.563
من به خوبي يک کشيش نيستم

40:18.068 --> 40:21.730
يک خداي پدر گونه , بي نهايت شخصي و غير محتمل

40:21.838 --> 40:23.771
خدايي که نوع بشر رو دوست داره

40:23.873 --> 40:25.430
البته بيش از همه , من رو

40:29.378 --> 40:32.312
مي فهمي يوناس
از آدم پوشالي اي مثل من چه کشيش بدي به وجود مي آيد ؟

40:33.983 --> 40:38.214
از آدم مفلوک , مضطرب و بيماري مثل من

40:40.790 --> 40:44.589
مي توني دعاهاي منو به درگاه خدا , تصور کني

40:45.061 --> 40:47.654
به دعاهاي من , پاسخهاي پر مهر و نعمات دلگرم کننده  مي داد

40:49.297 --> 40:52.697
هر وقت از دريچه واقعيت با خدا روبرو شدم
اون رو نفرت آور ديدم

40:54.069 --> 40:56.866
زشت و نفرت آور به نظرم مي آمد

40:57.739 --> 41:00.298
يک خداي عنکبوتي , يک هيولا

41:03.311 --> 41:05.904
براي همين از زندگيم دورش کردم

41:06.648 --> 41:08.979
در اعماق تاريکي و تنهايي وجودم , حبسش کردم

41:11.253 --> 41:13.482
تنها کسي که خدا رو نشونش دادم زنم بود

41:15.090 --> 41:18.923
اون پشتم وايستاد و کمکم کرد

41:20.761 --> 41:22.387
جلوي هر روزني رو گرفت

41:24.131 --> 41:25.290
روياهاي ما

41:26.500 --> 41:27.932
بهتره که راه بيفتم

41:29.670 --> 41:31.034
نه , نرو

41:31.138 --> 41:33.662
بايد بفهمي چرا اين حرفها رو راجع به خودم به تو مي زنم

41:33.941 --> 41:38.707
مي خوام بدوني اين آدمي که روبروي تو نشسته
چه آدم ضعيف و بدبختيه

41:38.813 --> 41:42.248
بايد الان راه بيفتم وگرنه کارين نگران ميشه

41:42.583 --> 41:44.277
يک کم ديگه هم بمونين , لطفا

41:48.288 --> 41:50.380
حالا بيا آروم و قشنگ با هم حرف بزنيم

41:54.060 --> 41:56.994
منو ببخش حرفام داشت گيج کننده مي شد

41:57.831 --> 42:00.355
اما همه اينها يکدفعه منو آزار ميده

42:09.075 --> 42:12.475
اگر خدايي نبود

42:13.813 --> 42:15.871
چه فرقي مي کنه ؟

42:19.384 --> 42:21.374
زندگي قابل درک ميشه

42:22.087 --> 42:23.576
چه آسايشي

42:25.591 --> 42:27.820
و مرگ مثل پايان يک زندگي آشکار ميشه

42:28.527 --> 42:31.017
فساد جسم و روح

42:32.831 --> 42:35.890
ظلم , تنهايي و ترس

42:37.569 --> 42:40.503
همه چيزشون پديدار و آشکار ميشه

42:41.840 --> 42:44.831
غير قابل درکه , پس نيازي به توضيح نداره

42:49.814 --> 42:51.542
خالقي وجود نداره

42:54.452 --> 42:56.043
تحملي براي زندگي نيست

42:59.457 --> 43:01.014
بي تدبير

43:45.301 --> 43:46.665
... خدا

43:49.004 --> 43:50.971
چرا منو ترک کردي ؟

45:18.224 --> 45:19.850
حالا من آزادم

45:21.494 --> 45:22.983
ديگه آزاد شدم

45:37.342 --> 45:40.333
اين اميد زودگذر رو دارم

45:41.112 --> 45:46.515
که همه چيز تغيير خواهد کرد , روياها , دورغها و توهمات

46:15.612 --> 46:17.203
بايد آماده باشم

46:18.348 --> 46:20.372
مراسم فروستناس ساعت سه شروع ميشه

46:20.651 --> 46:22.413
باهات ميام

46:22.686 --> 46:23.777
نه

46:28.992 --> 46:33.553
ديدم ماشين پدر هنوز اينجاست , براي همين اومدم

46:35.064 --> 46:37.930
پسرهاي فردريکسون پيداش کردن

46:39.335 --> 46:41.199
درست پائين تپه

46:43.039 --> 46:45.029
يوناس پرسون

46:45.708 --> 46:49.234
با اسلحه به شقيقه اش شليک کرده

46:50.646 --> 46:54.046
رئيس پليس همين الان رسيده

46:54.150 --> 46:56.515
پسرها دارن براش گزارش ميدن

46:57.086 --> 47:01.613
توي راه اونها رو ديدم , خيلي وحشت کرده بودند

49:05.509 --> 49:10.969
ميشه لطفا مواظب جسد باشين تا وان برسه ؟

49:11.983 --> 49:13.472
خداحافظ , باهام تماس بگير

52:36.680 --> 52:38.078
خداحافظ توماس

52:38.182 --> 52:40.979
توي همين هفته ازت خبر مي گيرم -
آسپيرين داري ؟ -

52:41.084 --> 52:43.574
البته , شربت سرماخوردگي هم هست -
حتما چيز خوبيه -

52:43.687 --> 52:45.017
بيا بريم

52:45.122 --> 52:47.089
مگه عمه ات اونجا نيست ؟

52:47.390 --> 52:50.825
مي توني توکلاس منتظر بموني , يه دقيقه هم طول نمي کشه

53:48.716 --> 53:50.205
سلام -
روزبخير -

53:50.317 --> 53:52.978
تو پسر کي هستي ؟ -
پسر استراند -

53:53.087 --> 53:54.986
چند سالته ؟ -
ده -

53:55.422 --> 53:58.948
يکشنبه اينجا چکار مي کني ؟
توي ميزم چيزي جا گذاشتم -

53:59.827 --> 54:02.124
اسم سگه چيه ؟ -
جيم -

54:06.467 --> 54:07.626
مال خودته ؟

54:07.735 --> 54:08.860
نه

54:10.371 --> 54:13.134
پس مال برادر بزرگته , همون که امسال قراره تنفيذ بشه

54:13.239 --> 54:14.671
بله

54:15.441 --> 54:16.964
تو هم مي خواي به اين کلاسهاي ديني بياي ؟

54:17.076 --> 54:18.474
نه

54:19.846 --> 54:21.142
چرا نمي خواي ؟

54:22.181 --> 54:23.306
نمي دونم

54:24.717 --> 54:26.809
برادرت فکر مي کنه کلاسها خسته کننده است ؟

54:26.920 --> 54:28.477
نمي دونم

54:30.924 --> 54:32.413
خب , خدانگهدار

54:33.626 --> 54:34.887
خداحافظ

54:38.331 --> 54:41.197
عصر بخير يوهان , اينجا چکار مي کني ؟

54:41.300 --> 54:43.494
يه چيزي تو ميزم جا گذاشتم

54:43.936 --> 54:45.664
برادرت چطوره ؟

54:45.771 --> 54:49.171
خيلي بهتره , جمعه از رختخواب اومد بيرون

54:49.274 --> 54:51.935
وسط هفته ديگه به مدرسه بر مي گرده

54:52.044 --> 54:53.943
خب , سلام من رو به قوم و خويشها برسون

54:54.179 --> 54:55.736
خدانگهدار

55:10.795 --> 55:14.059
مواظب باش داغه , براي غرغره کردنه

55:14.765 --> 55:17.995
اين قرصها رو ميندازي توش تا حل بشه

55:18.603 --> 55:21.162
اينها رو از عمه گرفتم , ميگه خيلي محشرن

55:21.672 --> 55:22.968
نه , ممنون

55:23.274 --> 55:27.403
عمه هميشه از گلودرد مي ناله و اين واقعا بهش کمک مي کنه

55:32.950 --> 55:37.045
ميل خودته , آسپيرين هم هست

55:38.088 --> 55:41.523
يه ليوان آب مي خواي ؟ -
احتياجي نيست -

55:46.963 --> 55:48.862
چقدر رفتارت خصمانه است

55:51.101 --> 55:52.465
گاهي اوقات

55:54.671 --> 55:58.902
بعضي وقتها به نظرم مياد ازم متنفري

56:06.349 --> 56:11.115
اگر بخواي ميتوني همشو برداري
عمه يه داروخانه کامل با خودش داره

56:17.326 --> 56:19.850
نمي تونم باهات به فورستناس بيام ؟

56:20.896 --> 56:22.954
مجبورم اول پيش خانواده پرسون برم

56:23.065 --> 56:24.656
مي تونم تو ماشين منتظر بمونم

56:25.200 --> 56:27.667
ولي عمه ات کيک پخته

56:30.506 --> 56:32.439
دلم ميخواد به حال خودم باشم

56:43.251 --> 56:44.774
مي خواي از شر من خلاص بشي ؟

56:44.886 --> 56:47.445
نه , دوباره شروع نکن

56:47.555 --> 56:49.215
نمي تونم تحمل کنم

56:49.323 --> 56:51.449
چرا مي خواي از شر من خلاص بشي ؟

56:52.794 --> 56:56.251
توماس عزيزم , داري پير مي شي

56:56.831 --> 57:00.596
تو از زندگيت , و بيشتر از همه از خودت دلگيري

57:01.102 --> 57:04.832
و اين من هستم که خودم رو در آغوشت ميندازم

57:13.313 --> 57:15.872
يا مجبورت مي کنم ؟ -
داوري مي کني -

57:16.683 --> 57:20.209
تو غرق روياهاي خودتي , در مورد اونها حرفي ندارم

57:20.454 --> 57:22.648
هر چند که گاهي هم تحقيرشون کردم

57:22.923 --> 57:24.685
مي تونستم مهربونتر باشم

57:26.159 --> 57:28.922
اين حرفها پيش پا افتاده است -
نه , نيستند -

57:29.029 --> 57:30.928
بد شانسي آوردي

57:31.298 --> 57:34.789
من آدم سلطه جويي هستم , نگو دروغ ميگم

57:34.900 --> 57:37.163
ميشه يه لحظه به من گوش کني ؟

57:37.436 --> 57:39.630
متاسفم , همش من حرف زدم

57:44.076 --> 57:46.475
از اين همه اراجيف احساس حقارت مي کنم

57:52.985 --> 57:55.885
يه وقتي هيچکي به اونچه کشيش فکر مي کرد , علاقه اي نداشت

57:57.223 --> 58:00.214
کشيش فقط يه عضو ضروري بود

58:01.193 --> 58:03.626
هر چند هيچکس به درستي نمي دانست که او به چه دردي مي خورد

58:04.963 --> 58:07.260
اونوقت بود که شايعه ها در مورد من و تو شروع شد

58:07.365 --> 58:09.924
زمزمه هاي وحشتناک

58:11.035 --> 58:12.899
يعني دليل واقعي تو همينه ؟

58:14.939 --> 58:17.065
نيازي نيست اينقدر حقير بشي

58:18.743 --> 58:20.141
پس با من ازدواج کن

58:25.450 --> 58:26.677
نه

58:27.285 --> 58:30.913
خيلي سخته که آدم به انگيزه باطني اش اقرار کنه

58:31.021 --> 58:33.147
آره , سخته

58:33.524 --> 58:37.152
تو نمي توني , منو به زور از خودت دور کني

58:37.895 --> 58:40.727
چطور مي توني چشمهاتو ببندي ؟

58:40.831 --> 58:42.991
عصبي نشو

58:43.100 --> 58:46.000
هر وقت مي بيني گريه مي کنم , اينو بهم مي گي

58:47.738 --> 58:50.205
البته , يک کم عصبي هستم

58:50.307 --> 58:53.139
خونسرد باش
نذار عمه ات باخبر بشه

58:53.243 --> 58:56.370
دست خودم نيست که اشکهام سرازير ميشن

58:56.814 --> 59:00.874
حرف بزن , هنوز مي تونم  هر کلمشو گوش کنم

59:14.397 --> 59:17.229
فکر مي کردم دليل خوبي آوردم

59:18.901 --> 59:21.027
منظورم اون چيزهايي بود که درباره آبروي يک کشيش گفتم

59:21.137 --> 59:23.366
اما تو قبول نکردي

59:24.841 --> 59:26.774
بهت حق ميدم

59:27.176 --> 59:28.972
به هر حال دليلم دروغ بود

59:30.178 --> 59:32.475
دليل واقعي

59:33.615 --> 59:35.673
اينه که من تو رو نمي خوام

59:43.024 --> 59:44.684
شنيدي چي گفتم ؟

59:48.396 --> 59:49.862
بله

59:50.799 --> 59:52.356
البته که مي شنوم

59:59.607 --> 01:00:01.506
من از دلسوزيهاي عاشقانه تو خسته شده ام

01:00:03.010 --> 01:00:04.374
ايراد گرفتن هايت

01:00:05.512 --> 01:00:07.172
از نصيحتهايت

01:00:08.949 --> 01:00:11.576
از شمعدانهاي کوچولو و روميزي هايت

01:00:13.621 --> 01:00:15.986
ديگه از نزديک بيني ات بيزارم

01:00:17.324 --> 01:00:19.188
از دستهاي بي ريختت

01:00:21.028 --> 01:00:22.722
از دلشوره هات

01:00:23.998 --> 01:00:26.557
از اداهاي محبوبانه ات

01:00:29.869 --> 01:00:33.827
تو مجبورم مي کني خودمو گرفتار وضعيت جسمي ات کنم

01:00:34.841 --> 01:00:36.501
وضع خراب معده ات

01:00:36.976 --> 01:00:38.499
اگزماهات

01:00:39.178 --> 01:00:40.974
قاعدگي هات

01:00:41.614 --> 01:00:43.080
اون چهره يخ زده ات

01:00:48.421 --> 01:00:53.357
بايد براي هميشه از شر اين ها خلاص بشم

01:00:56.161 --> 01:00:57.923
من مريضم و از دست همه چيز خسته ام

01:00:59.831 --> 01:01:01.525
از هر چيز که به تو مربوط ميشه

01:01:04.403 --> 01:01:06.927
چرا اينو قبلا بهم نگفتي ؟

01:01:07.773 --> 01:01:09.899
به خاطر تربيتم

01:01:11.743 --> 01:01:15.644
به من ياد دادند که زنها موجودات والا تباري هستند

01:01:16.882 --> 01:01:18.473
مخلوقاتي قابل تحسين

01:01:18.583 --> 01:01:20.607
شهيداني معصوم

01:01:23.854 --> 01:01:25.218
و همسرت ؟

01:01:25.323 --> 01:01:26.755
دوستش داشتم

01:01:27.591 --> 01:01:30.184
مي شنوي ؟ دوستش داشتم

01:01:32.163 --> 01:01:34.790
و تو رو دوست ندارم , چون زنم رو دوست دارم

01:01:35.666 --> 01:01:37.895
وقتي اون مرد , من هم مردم

01:01:38.002 --> 01:01:41.061
برام فرقي نمي کرد زندگي چطور بگذره

01:01:45.643 --> 01:01:47.405
مي فهمي چي دارم ميگم ؟

01:01:48.446 --> 01:01:51.937
دوستش داشتم
اون همه چيز بود که تو هيچوقت نمي توني باشي

01:01:52.048 --> 01:01:53.810
ولي سعي مي کني باشي

01:01:55.185 --> 01:01:57.675
اداي اونو در مياري , فقط يه تقليد زشت و مسخره است

01:02:01.324 --> 01:02:02.950
من اصلا اونو نمي شناختم

01:02:12.702 --> 01:02:14.259
بهتره که برم

01:02:16.506 --> 01:02:19.338
تا بيشتر مزخرف نگفتم

01:02:20.709 --> 01:02:23.006
بيشتر از اين هم ميشه ؟

01:02:40.896 --> 01:02:42.692
چشمهاتو اونجوري نمال

01:02:45.667 --> 01:02:46.894
ببخشيد

01:02:52.640 --> 01:02:54.106
مي بيني , من طاقتشو دارم

01:02:55.410 --> 01:02:56.876
مي تونم تحمل کنم

01:02:58.212 --> 01:03:01.180
بدون عينک نمي تونم خوب ببينمت

01:03:04.919 --> 01:03:07.011
کاملا ناواضحي

01:03:08.322 --> 01:03:10.812
و صورتت عين يه لکه سفيده

01:03:12.794 --> 01:03:14.988
در واقع , تو واقعي نيستي

01:03:21.334 --> 01:03:25.633
مي فهمم , من عاقلانه عمل نکردم

01:03:26.373 --> 01:03:28.533
از ابتدا

01:03:29.242 --> 01:03:32.540
مجبورم الان برم , بايد با خانم پرسون حرف بزنم

01:03:34.081 --> 01:03:35.843
هر وقت كه ازت متنفر مي شدم

01:03:36.583 --> 01:03:39.517
سعي مي كردم اين نفرت رو به ترحم تبديل كنم

01:03:40.887 --> 01:03:42.649
نه ، تو نمي توني خودتو اداره كني

01:03:43.423 --> 01:03:45.617
توماس عزيزم ، تو از پا در مياي

01:03:47.660 --> 01:03:49.923
و هيچ چيز نمي تونه نجاتت بده

01:03:52.231 --> 01:03:54.221
به كلي از زندگي بيزار مي شي

01:03:55.734 --> 01:03:58.600
چرا ساكت نمي شي ؟
نميشه راحتم بذاري ؟

01:03:59.071 --> 01:04:00.799
اصلا چرا خفه نمي شي

01:04:33.204 --> 01:04:34.636
دلت مي خواد با من بياي ؟

01:04:35.607 --> 01:04:37.471
راستي ، واقعا ؟

01:04:38.610 --> 01:04:41.134
يا اين هم فقط يه جور ترسه

01:04:42.247 --> 01:04:45.579
هر طور مايلي فكر كن ، اما ازت مي پرسم كه مياي يا  نه

01:04:47.718 --> 01:04:50.413
البته كه ميام

01:04:50.988 --> 01:04:52.921
حق انتخاب كه ندارم ، دارم ؟

01:04:59.329 --> 01:05:04.197
عمه جان ، من ساعت شش بر مي گردم

01:05:05.269 --> 01:05:08.965
بايد خواب باشه ، مجبورم برم بالا تا مطمئن بشم

01:06:59.479 --> 01:07:01.503
شوهر شما مرده ، خانم پرسون

01:07:02.315 --> 01:07:06.614
با ماشين به درمانگه بردنش ، اما نتونستند كاري بكنند

01:07:07.019 --> 01:07:08.451
اون خودشو با تير زده بود

01:07:47.258 --> 01:07:48.952
پس ديگه تنها شدم

01:07:51.228 --> 01:07:52.990
دلتون مي خواد از انجيل يه چيزي با هم بخونيم ؟

01:07:54.065 --> 01:07:55.224
نه

01:07:56.434 --> 01:07:57.900
نه ، ممنون

01:08:03.940 --> 01:08:05.930
من بچه ها رو در جريان مي ذارم

01:08:14.951 --> 01:08:18.408
من تمام عصر خونه هستم
اگر كاري هست كه بتونم انجام بدم ، خوشخال ميشم

01:08:18.521 --> 01:08:23.822
توي همين هفته ميام پيشتون
بايد درباره مراسم تشييع جنازه با شما مشورت كنم

01:08:25.462 --> 01:08:29.488
من باهاش حرف زدم
اما كار مهمي نتونستم براش انجام بدم

01:08:30.467 --> 01:08:32.764
پدر ، مطمئنم اونچه در توانتون بود رو انجام دادين

01:09:56.149 --> 01:09:58.616
اين روياي والدينم بود كه من كشيش بشم

01:11:28.971 --> 01:11:30.403
سلام

01:11:30.506 --> 01:11:33.872
ايندفعه ناقوسها بيست ثانيه بيشتر زنگ زدند

01:11:33.976 --> 01:11:38.844
من شمعهاي محراب رو تازه عوض كردم

01:11:39.215 --> 01:11:42.411
من معمولا زنگ رو ميزنم و شمعها رو روشن مي كنم

01:11:42.518 --> 01:11:44.485
و سروقت بر ميگردم و كليد ناقوسها رو خاموش مي كنم

01:11:44.754 --> 01:11:48.052
امروز حسابي افتضاح كردم ، يه اشتباه قابل تاسف

01:11:48.891 --> 01:11:51.916
شمعها تازه بودند و مشكل روشن مي شدند

01:11:52.028 --> 01:11:53.858
احتمالا مربوط به كارخانه سازنده اش هست

01:11:53.962 --> 01:11:56.862
همينطور هم تن رنجور من

01:11:56.965 --> 01:12:00.627
كه براي انجام دادن ساده ترين كارها وقت زيادي تلف مي كنه

01:12:01.102 --> 01:12:03.160
اشتباه من همين يك مورده

01:12:03.471 --> 01:12:07.497
قبل از اينكه ناقوسها به صدا در بيان
ميذارم كليسا تو يه حالت نيمه تاريك قرار بگيره

01:12:08.343 --> 01:12:11.778
چراغهاي برق قبل از شروع مراسم
روح احترام ما رو نسبت به خدا خدشه دار مي كنند

01:12:12.547 --> 01:12:14.980
درست نميگم ، دوشيزه لوندبرگ ؟

01:12:19.187 --> 01:12:21.154
مي خواي با من حرف بزني

01:12:21.256 --> 01:12:24.918
بله ، در مورد يك  كار ضروري

01:12:28.596 --> 01:12:33.191
يك بار وقتي از دردهام
كه شبها نمي ذاشت بخوابم براتون شكايت مي كردم

01:12:34.068 --> 01:12:36.467
به من پيشنهاد كردين يه چيزي بخونم

01:12:36.770 --> 01:12:37.793
يادم هست

01:12:37.905 --> 01:12:40.031
تا ديگه به دردم فكر نكنم

01:12:41.008 --> 01:12:43.475
با انجيل شروع كردم

01:12:44.812 --> 01:12:47.644
جدا كه اون كلمات ، زبانم لال ، يه قرص خواب آور واقعي اند

01:12:48.582 --> 01:12:50.515
البته گاهگاهي

01:12:53.653 --> 01:12:56.746
حالا به مصايب مسيح رسيدم

01:12:57.156 --> 01:12:59.521
واين قسمت چيزي بهم داد تا درباره اش فكر كنم

01:12:59.959 --> 01:13:05.191
بعد گفتم بهتره چند كلمه با پدر اريكسون صحبت كنم

01:13:06.666 --> 01:13:08.428
احساس مي كنم مجبورم

01:13:09.535 --> 01:13:12.970
مصايب مسيح ، رنج او

01:13:14.340 --> 01:13:18.639
اشتباهه اگر فكر كنيم رنجهاي مسيح همين بوده ، درسته ؟

01:13:19.811 --> 01:13:21.277
منظورت چيه ؟

01:13:21.780 --> 01:13:25.146
ما بيشتر به شكنجه هاي جسماني فكر مي كنيم

01:13:25.684 --> 01:13:28.117
اين عذاب نمي تونسته اونقدرها هم سخت باشه

01:13:28.220 --> 01:13:31.154
البته حمل بر خودبيني نشه

01:13:31.256 --> 01:13:33.120
البته منو مي بخشين ، جسارته

01:13:33.225 --> 01:13:38.161
همونقدر كه مسيح رنج جسمي برده ، من هم جسما رنج كشيده ام

01:13:39.598 --> 01:13:42.395
گذشته از اينها ، رنجهاي مسيح تقريبا مختصر بود

01:13:42.968 --> 01:13:45.561
حدودا چهار ساعت طول كشيد يا بيشتر ؟

01:13:48.739 --> 01:13:53.175
فكر مي كنم پشت اين رنج جسماني
مسيح درد بسيار بزرگتري داشته است

01:13:55.479 --> 01:13:57.742
ممكنه ، به نحوي همشو اشتباه فهميده باشم

01:13:59.583 --> 01:14:02.483
اما پدر ، جيتسماني رو مجسم كنيد

01:14:03.421 --> 01:14:05.820
و حواريون رو ، همه در خوابند

01:14:06.457 --> 01:14:11.484
اونها چيزي نفهميده بودند ، نه شام آخر و نه هيچ چيز ديگر

01:14:13.230 --> 01:14:16.198
و اونوقت كه مامورهاي قانون رسيدند ، همشون فرار كردند

01:14:16.466 --> 01:14:19.332
اون هم از پطرس ، كه انكارش كرد

01:14:20.637 --> 01:14:24.732
مسيح سه سال تمام داشت براي حواريون صحبت مي كرد

01:14:26.009 --> 01:14:28.602
همه اين سالها رو با هم زندگي كرده بودند

01:14:29.079 --> 01:14:31.808
ولي منظور اون رو نفهميده بودند

01:14:34.150 --> 01:14:37.243
همشون تركش كردند ومسيح تنها موند

01:14:37.987 --> 01:14:40.011
تنهاي تنها

01:14:42.092 --> 01:14:44.685
اين بايد رنج وحشتناكي باشه

01:14:45.260 --> 01:14:47.989
درك اين نكته كه هيچكس دركت نكرده

01:14:49.832 --> 01:14:53.323
تنها شدن اون هم وقتي كه آدم نياز به كسي داره تا بهش تكيه كنه

01:14:55.270 --> 01:14:57.669
يه رنج وحشتناكه

01:15:04.513 --> 01:15:07.003
با اين وجود تنها شدن بدترين چيز نبود

01:15:09.451 --> 01:15:12.146
وقتي مسيح روي صليب به ميخ كشيده شد

01:15:12.254 --> 01:15:16.383
و همونجا با دردش رها شد ، با همه وجودش فرياد كشيد

01:15:17.158 --> 01:15:19.284
خدايا ، خداي من

01:15:19.761 --> 01:15:22.661
چرا رهايم كردي ؟

01:15:24.031 --> 01:15:26.965
و اون با صداي بلند گريه مي كرد

01:15:28.569 --> 01:15:31.799
فكر مي كرد كه پدر آسمانيش اون رو رها كرده

01:15:33.174 --> 01:15:36.370
باور كرد هر چيزي كه تا الان موعظه كرده ، دروغي بيش نبوده

01:15:38.679 --> 01:15:43.581
يعني چند لحظه قبل از مرگ ، دچار شك عميقي شده بود

01:15:45.685 --> 01:15:49.780
اين بايد وحشتناكترين رنج زندگيش بوده باشد ؟

01:15:52.025 --> 01:15:54.219
سكوت خدا

01:15:56.463 --> 01:15:57.793
بله

01:16:09.643 --> 01:16:13.009
امروز مراسم نداريم ، هيچكس نمياد حتي يك روح

01:16:14.113 --> 01:16:15.602
البته تو به حساب نمياي

01:16:15.781 --> 01:16:18.840
چطور بگم ، تو به اين آغل گوسفند وابسته اي

01:16:21.287 --> 01:16:22.844
بنابراين ، چطور كارهاتو انجام مي دي ؟

01:16:25.057 --> 01:16:29.789
اين كشيشي كه تو دنبالش هستي ، ارزش زيادي نداره

01:16:29.895 --> 01:16:31.452
انكار نكن

01:16:31.664 --> 01:16:33.995
توي سراشيبي افتادي و داري همه چيز رو با خودت مي بري

01:16:36.335 --> 01:16:39.735
مارتا ، براي خودت مي گم

01:16:40.338 --> 01:16:43.568
تو كه مي توني حركت كني
پس هر چه زودتر خودتو بيرون بكش

01:16:44.375 --> 01:16:47.901
در ميتسوندا و فراستناس ، همه چيز در چنگال مرگ و تباهيه

01:16:48.413 --> 01:16:49.970
به من نگاه  كن ، به عنوان مثال

01:16:52.517 --> 01:16:55.974
اون روزها رو به ياد بيار
توي اون عمارت قديمي كنسرت ارگ داشتم

01:16:56.221 --> 01:16:58.120
من يه گروه كر واقعي داشتم

01:16:58.289 --> 01:17:00.085
كنسرت مي دادم

01:17:01.993 --> 01:17:04.017
اين هم چيزهايي كه توماس بهشون رسيد

01:17:05.063 --> 01:17:07.223
مردم در حقيقت به كليسا توجه مي كنند

01:17:08.732 --> 01:17:11.723
ولي جدا مرگ زنش پايان كار توماس بود

01:17:13.937 --> 01:17:15.961
برات جالبه ، مگه نه ؟

01:17:18.775 --> 01:17:20.173
اون زن

01:17:21.278 --> 01:17:24.440
توماس هم كه اطلاعاتش راجع به طبيعت بشر
به اندازه اطلاعاتش در مورد گالشهاي كهنه منه

01:17:24.748 --> 01:17:27.443
اون چشمهاش فقط به زنش بود

01:17:28.018 --> 01:17:30.042
براي زنش زندگي مي كرد

01:17:33.357 --> 01:17:37.156
عين مجنون عاشق بود

01:17:39.161 --> 01:17:41.424
خدا ، عشق است

01:17:41.530 --> 01:17:43.292
و عشق خداست

01:17:44.133 --> 01:17:47.363
عشق گواهي بر وجود خداست

01:17:47.470 --> 01:17:51.667
عشق به مانند يك واقعيت در دنياي ، زنان و مردان جاريست

01:17:52.675 --> 01:17:54.665
مي فهمي ، با زبون كشيشها هم آشنام

01:17:55.111 --> 01:17:58.307
آخه من براي تراوشات ذهني جناب كشيش ، شنونده دقيقي هستم

01:18:00.549 --> 01:18:03.176
خداحافظ اي كبوتر پير

01:18:07.322 --> 01:18:09.312
تا جايي كه مي توني دور شو

01:18:23.505 --> 01:18:27.565
سلام ، اي مسلول پير خس خسي
خيال دست دادن ندارم چون نمي خوام آنفلونزا بگيرم

01:18:28.510 --> 01:18:30.272
از مراسم چه خبر ؟

01:18:30.378 --> 01:18:31.810
حالم زياد خوب نيست

01:18:31.913 --> 01:18:33.504
مي بينم

01:18:33.615 --> 01:18:36.777
فلورانس نايتينگل اون بيرون نشسته و منتظره تا ازت پرستاري كنه

01:18:37.851 --> 01:18:41.718
من كه شخصا چرت بعد از ظهر رو بيشتر ترجيح مي دم

01:18:42.122 --> 01:18:44.885
امروز عصر تو لژ فراماسونري اجراي آهنگ دارم

01:18:45.459 --> 01:18:46.948
خب ، نظر آلگوت چيه ؟

01:18:47.061 --> 01:18:48.118
هيچ چي

01:18:48.228 --> 01:18:50.127
بايد بدونم

01:18:50.664 --> 01:18:52.858
ميرم بالا ، تو جايگاه ارگ

01:18:52.967 --> 01:18:55.560
وقتي ناقوسها وايستادن ، آلگوت مي تونه بهم اشاره كنه

01:19:00.174 --> 01:19:01.162
خب ؟

01:19:03.077 --> 01:19:05.601
فقط دوشيزه لوندبرگ اونجا نشسته

01:19:06.079 --> 01:19:08.137
خب ، البته نبايد گفت فقط

01:19:09.148 --> 01:19:11.081
الان وقتشه ناقوس شروع مراسم رو به صدا در بياريم

01:19:11.184 --> 01:19:14.016
مردم وقتي اين صدا رو مي شنون يه تكوني به خودشون ميدن

01:19:39.478 --> 01:19:41.638
كاش مي تونستم از اين پوچي بيرونش بيارم

01:19:42.781 --> 01:19:45.613
كاش شهامت ابراز محبت نسبت به هم را داشتيم

01:19:49.354 --> 01:19:52.117
كاش مي تونستيم به حقيقت ايمان بياوريم

01:19:53.525 --> 01:19:55.583
كاش مي تونستيم ايمان بياوريم

01:20:12.109 --> 01:20:14.576
پس مراسم برقراره ؟

01:21:19.441 --> 01:21:24.639
مقدس است ، مقدس است ، مقدس است ، خداوند قادر متعال

01:21:26.548 --> 01:21:29.710
تمامي زمين آكنده از جلال اوست

01:23:07.295 --> 01:28:10.458
آوا مووي - مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال
AvaMovie.in
