WEBVTT

00:00.116 --> 00:15.116
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Zara ✧

00:58.317 --> 01:01.069
ꙿ‧☙ ⧛در چنـگ اسـارت⧚ ❧‧ꙿ

01:01.069 --> 01:03.053
ꙿ⧛قسمت پونزدهم⧚ꙿ

01:03.533 --> 01:07.085
<i>⧛نه گوری برای سوگواری‎ نه جایی برای تعلق⧚</i>

01:08.755 --> 01:09.255
بانو

01:14.955 --> 01:15.834
راحت حرفت رو بزن‌

01:18.955 --> 01:22.194
همونطور که دستور دادین
اون اسکلت رو به خوبی بررسی کردم

01:22.955 --> 01:25.515
طبق طول و سن استخوان

01:26.115 --> 01:29.274
به احتمال زیاد
مال ارباب جوان سوم باشن

01:33.155 --> 01:33.955
فهمیدم‌

01:35.634 --> 01:39.395
فکر کنم برادر بزرگ شک کرده
که من اون جسد رو دزدیدم‎

01:39.955 --> 01:42.675
برای همین آدم فرستاده
تا تمام حرکاتمون رو زیر نظر بگیرن‌

01:43.315 --> 01:44.354
می‌خواین من...‌‌‌؟

01:44.434 --> 01:45.035
نیازی نیست‌

01:45.595 --> 01:47.834
اگه می‌خوان مراقبتمون باشن
بذار این کار رو بکنن

01:48.714 --> 01:49.515
اما

01:50.994 --> 01:53.115
اگه اون جسد واقعا جائو شی باشه‌‌‌

01:56.515 --> 01:58.115
اون ناعادلانه مرده‎

01:59.354 --> 02:00.914
و من حتی نمی‌تونم براش مراسم یادبود بگیرم

02:04.714 --> 02:05.395
بانو

02:05.554 --> 02:08.795
اما برادر بزرگ
احتمالا به زودی وارد عمل می‌شه‌

02:09.154 --> 02:12.635
یه جسد
زیر دیوار معبد یون یا پیدا شده‌

02:14.154 --> 02:17.475
کیسه‌ی معطری که کنارش بوده
احتمالا متعلق به برادر بزرگه‌

02:20.594 --> 02:22.594
در مورد اون جسد تحقیق کن‌

02:25.554 --> 02:26.754
اگه تشخیصم درست باشه‎

02:27.834 --> 02:28.874
اون باید‌‌‌

02:32.915 --> 02:33.874
‌طبیب چین باشه‌‌‌

02:35.515 --> 02:38.195
صاحب می‌خونه‌ی زویی شیان‎
و طبیب چین‌

02:38.635 --> 02:40.395
این مرگ‌های پشت سر هم

02:41.395 --> 02:43.115
همگی درست قبل از رسیدن ما اتفاق افتادن‌

02:43.195 --> 02:45.154
ممکنه تصادفی نباشن‌

02:45.994 --> 02:48.714
یعنی مشکوکین که یه جاسوس کنار همسرتونه؟

02:48.874 --> 02:49.374
تیان لان

02:50.675 --> 02:52.195
باشه باشه
دیگه چیزی نمی‌گم

02:52.635 --> 02:54.714
فقط برام سواله که کی می‌تونه باشه‌

02:55.754 --> 02:59.314
نکنه اون محافظی که اسمش چینگه باشه؟

03:00.834 --> 03:03.314
من تا الان بیشتر این عمارت رو
بررسی کردم‌

03:03.554 --> 03:06.355
به جز اتاق رئیس پیر خاندان
و اون برج بلند بالای کوه‌

03:06.515 --> 03:07.915
جرات نکردم بی‌گدار به آب بزنم و نزدیکشون بشم‌

03:14.635 --> 03:15.515
چی پیدا کردی؟

03:17.314 --> 03:18.274
چیز خاصی نبود‌

03:18.635 --> 03:21.195
گو چائو شنگ هیچ فرقی
با یه تاجر معمولی نداره‌

03:22.115 --> 03:24.594
گو ‌‌شوان جی گیاه‌های سمی زیادی
توی حیاطش پرورش می‌ده‌

03:24.994 --> 03:29.235
تموم روز یا گیاه‌هاش رو بررسی می‌کنه
یا توی می‌خونه‌ی زویی شیان می‌رقصه

03:29.795 --> 03:32.754
در مورد گو ون شوانگ هم
اون از بقیه ساده‌تره

03:33.034 --> 03:34.834
اتاقش خالیه و هیچی توش نیست

03:36.034 --> 03:38.075
هر روز دیوونه‌وار
هنرهای رزمی تمرین می‌کنه

03:38.955 --> 03:39.994
مهارت‌هاش فوق‌العاده‌ست‌

03:40.355 --> 03:43.235
فاصله‌ام رو حفظ کردم تا متوجه حضورم نشه‌

03:44.635 --> 03:48.195
‎ راستی در مورد اون داروی
صاحب می‌خونه‌ی زویی شیان‎

03:48.355 --> 03:51.274
شما پادزهرش رو دادین به من
اما خودتون هم استنشاقش کردین‌

03:51.834 --> 03:53.314
چطوری اثرش رو خنثی کردین؟

03:56.075 --> 03:57.274
حواست به اون آدم باشه

03:57.754 --> 04:00.395
گو چائو شنگ
عمارت فو فنگ رو زیر نظر گرفته‌

04:00.834 --> 04:02.994
فقط برای مسائل مهم
باهام ارتباط داشته باش‌

04:04.434 --> 04:04.955
اطاعت

04:23.194 --> 04:23.715
کی اونجاست؟

04:41.965 --> 04:49.581
(ذهن وسیع، اراده‌ی ابدی)

04:58.634 --> 04:59.754
چرا داری می‌نوشی؟

05:02.915 --> 05:03.994
کجا می‌ری؟

05:05.475 --> 05:06.754
‌‌خواهر شوان جی دعوتم کرده‌

05:10.434 --> 05:14.355
امشب هوا سرده
‌ زودتر بخواب‌

06:09.229 --> 06:10.699
بی‌گناه اما شکار شده)
محاصره شده توسط گرگ‌ها
(نمی‌تونم براش سوگواری کنم

06:10.699 --> 06:11.634
(آرامش؟ یه رویاست، من به کجا تعلق دارم؟)

06:11.634 --> 06:13.475
<i>‌چرا سرنوشت ما رو بازیچه‌ی خودش کرده؟‌‌</i>

06:15.874 --> 06:19.874
<i>‌وقتی فهمیدم
برادر خودم هنوز زنده‌ست‎‌‌</i>

06:21.235 --> 06:23.475
<i>‌خبر مرگ تو رو شنیدم‌‌‌</i>

06:24.194 --> 06:26.915
<i>‌وقتی فکر کردم عشق رو پیدا کردم‎‌‌</i>

06:28.434 --> 06:30.035
<i>‌فهمیدم که اون‌‌‌‌‌</i>

06:31.595 --> 06:35.434
<i>‌نه گوری برای سوگواری‎
نه جایی برای تعلق‌‌‌</i>

06:45.394 --> 06:49.115
حضور من مانع از این می‌شه
که اون برای تو سوگواری کنه‌

07:03.821 --> 07:07.751
بی‌گناه اما شکار شده)
محاصره شده توسط گرگ‌ها
(نمی‌تونم براش سوگواری کنم

07:07.751 --> 07:10.509
(آرامش؟ یه رویاست، من به کجا تعلق دارم؟)

07:10.893 --> 07:13.197
(آرامگاه تیان جی لیان یی)

07:19.235 --> 07:19.735
استاد‌

07:24.314 --> 07:26.194
دیگه چیزی ندارم که بهت یاد بدم‌

07:26.954 --> 07:29.074
لازم نیست من رو استاد صدا کنی‌

07:30.074 --> 07:34.275
حالا، من فقط یه نگهبان مقبره‌ام

07:35.235 --> 07:37.514
اگه یک روز استادم باشی
تا آخر عمر، پدرمی

07:41.035 --> 07:44.035
بیخیال،‌ استعدادت فوق‌العاده‌ست‌

07:44.675 --> 07:47.035
من تموم دانشم رو بهت منتقل کردم‌

07:47.475 --> 07:50.314
فرقه‌ی تیان جی جانشین خودش رو داره‌

07:51.475 --> 07:54.595
اما از پدرت کینه به دل نگیر‌

07:56.074 --> 07:59.235
جایگاه و موقعیتش
ناگزیر دستش رو می‌بنده و  محدودش می‌کنه‌

08:02.915 --> 08:04.235
چطور می‌تونم ازش کینه به دل بگیرم؟

08:05.355 --> 08:07.514
چند وقته که از ته دل نخندیدی؟

08:09.634 --> 08:13.035
لیان یی به همراه برادرت
توی اون ترور کشته شد‌

08:16.194 --> 08:19.754
اگه اون زنده می‌موند‎
تو اینطوری نمی‌شدی
‌

08:21.554 --> 08:24.074
هر چند پدرت رو به خاطر مرگ لیان یی
سرزنش می‌کردم و مقصر می‌دونستم

08:25.275 --> 08:29.475
پدرت با وجود تمام مخالفت‌ها‎
تو رو ولیعهد کرد تا ازت محافظت کنه‎

08:30.595 --> 08:34.154
که در عوض بدتر از قبل
تو رو به خطر انداخت‌

08:36.034 --> 08:40.754
برای همین برای محافظت از تو، وانمود می‌کرد
بهت بی توجهه و باهات سرد بود‌

08:46.355 --> 08:49.075
این قبر جدید برای چیه؟

08:49.994 --> 08:54.555
توی فرقه‌ی ما، همسرها
توی مرگ و زندگی باهامون شریکن

08:56.274 --> 08:59.595
کی می‌دونه چند سال دیگه
به عنوان نگهبان مقبره زنده می‌مونم؟

09:01.674 --> 09:02.475
استاد‌

09:04.994 --> 09:05.994
تو باید بری‌

09:07.715 --> 09:10.394
توی زندگی‎
درست و غلط چیه؟

09:12.754 --> 09:16.034
حقیقت و توهم در هم آمیخته‌ان‌

09:17.555 --> 09:19.674
فقط زمانی که جرات کنی باور داشته باشی
می‌تونی واقعا ببینی‌

09:20.514 --> 09:23.394
صبر نکن تا حسرت وجودت رو فرا بگیره‌

09:25.805 --> 09:29.197
(آرامگاه یین سی)

09:36.394 --> 09:39.674
<i>بدون اینکه چهره‌ات رو دیده باشم
بهت دل بستم</i>

09:41.595 --> 09:45.874
<i>زیر کهکشان
رشته‌ای ما رو به یک زندگی پیوند داده</i>

09:47.994 --> 09:51.914
<i>از هم جداییم
اما یادت همیشه با منه</i>

09:53.835 --> 09:58.115
<i>شب‌ها مدام رویای تو رو می‌بینم
اما حتی سایه‌ات هم از من دوره</i>

10:00.394 --> 10:05.154
<i>سرنوشت پر پیچ و خم
ما رو به دو سوی جهان برده</i>

10:06.674 --> 10:11.154
<i>‌اما عشق برادرانه‌ی ما
بر سراسر جهان می‌تابه‌‌‌</i>

10:13.715 --> 10:19.154
<i>‌کجای دنیای مردگان
برادرم رو پیدا می‌کنم؟‌‌</i>

10:20.514 --> 10:28.595
<i>ستاره‌ها چشمک می‌زنن و
اشک‌هام سرازیر می‌شن</i>

10:40.260 --> 10:56.950
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

10:58.754 --> 11:01.994
امروز برای چی اومدی اینجا، زن برادر؟

11:03.754 --> 11:06.075
تو چند روزه مدام ازم
می‌خوای همدیگه رو ببینیم، مگه نه؟

11:06.674 --> 11:09.874
اما چرا اومدی این چای‌خونه؟

11:10.634 --> 11:11.134
بله‌

11:11.634 --> 11:14.514
داشتم برای مراسم بازگشایی
می‌خونه‌ی زویی شیان برنامه‌ریزی می‌کردم‎

11:14.914 --> 11:16.914
که همونجا هم اعلام کنم مالکش عوض شده

11:17.315 --> 11:20.754
چون می‌خواستم رقبام رو بشناسم‎
اول اومدم به این چای‌خونه‌ی نزدیکم سر بزنم‌

11:21.475 --> 11:23.315
می‌تونی توی این کار کمکم کنی؟

11:25.274 --> 11:30.394
قصد دارم اون روز یه رقص اجرا کنم‌
می‌تونی یه کم راهنماییم کنی؟

11:31.914 --> 11:34.994
مهارت من خیلی معمولیه
به پای تو نمی‌رسم، خواهر

11:35.754 --> 11:39.754
کی گفته؟ رقصت توی سو جو
همه رو انگشت به دهن کرد‌

11:39.955 --> 11:42.394
نمی‌دونم امروز سعادت تماشا کردنش رو
دارم یا نه؟

11:43.754 --> 11:47.955
حتی مسائل کوچیک توی یه جای کوچیکی
مثل سو جو هم از چشمت دور نمی‌مونه‌

11:48.274 --> 11:50.794
همیشه من رو غافلگیر می‌کنی‌

11:51.355 --> 11:52.715
فقط اتفاقی از اونجا رد می‌شدم‌

11:53.195 --> 11:55.394
متوجه شدم اون می‌خونه شلوغه‎
برای همین یه نگاهی انداختم‌

11:56.154 --> 12:00.835
اما ژنرال شن هم اتفاقی
!اونجا بود‌، چه تصادفی‌

12:06.514 --> 12:08.634
هنوز هم نگران منی؟

12:08.955 --> 12:10.835
چرا نگران خودت نیستی؟

12:11.435 --> 12:11.935
من؟

12:13.595 --> 12:14.555
چرا؟

12:15.034 --> 12:18.274
نکنه نگرانی ناشیانه برقصم و
بین مردم آبروم بره؟

12:18.955 --> 12:21.075
رقص تو، قطعا خیلی ظریف و زیباست

12:21.315 --> 12:25.034
اما الان که مالک می‌خونه‌ی زویی شیان یهویی
عوض شده، یه کم عجیب به نظر میاد

12:25.914 --> 12:28.235
مالک قبلی به طرز مشکوکی مرده‌

12:28.794 --> 12:30.595
مرگ اون هیچ ربطی به من نداره‌

12:30.674 --> 12:32.435
این یه معامله‌ی قانونیه‌

12:33.394 --> 12:34.274
معلومه

12:34.794 --> 12:38.555
اما کشتی خاندان
همین الانش هم داره غرق می‌شه‌

12:39.274 --> 12:41.994
و تو می‌خوای درست همین الان
یه مراسم بزرگ بگیری‌

12:42.514 --> 12:44.715
اگه می‌خوای آدم‌های خاصی رو گیر بندازی

12:45.195 --> 12:47.235
همین گفتگوی امروزمون
به اندازه‌ی کافیه‌

12:49.595 --> 12:51.235
حرفت رو یادم می‌مونه

12:51.514 --> 12:55.115
هر چند تعجب کردم که حاضر شدی
اینطوری بهم هشدار بدی

12:56.674 --> 12:59.075
مگه خودت هم بهم یه هدیه ارزشمند ندادی؟

13:00.195 --> 13:01.794
من هیچ هدیه‌ی بزرگی ندارم‌

13:01.874 --> 13:04.674
اگه اینجا چیزی هست
که دلت می‌خواد‎

13:04.794 --> 13:06.075
می‌تونی راحت برش داری‌

13:07.674 --> 13:10.154
خنجری که به کسی داده می‌شه
یه هدیه صادقانه برای محافظته؟

13:10.994 --> 13:12.475
یا یه نقشه‌ی پنهانیه؟

13:13.754 --> 13:16.595
بستگی داره کی ازش استفاده می‌کنه‌

13:17.835 --> 13:20.634
منظورت از کسی که ازش استفاده می‌کنه
خودتی؟

13:21.475 --> 13:22.514
یا من؟

13:24.914 --> 13:28.034
فکر می‌کنی فرق بین یه قاتل
و یه جاسوس چیه، خواهر؟

13:31.514 --> 13:34.115
یه قاتل به سلاح نیاز داره‌
ولی یه جاسوس نه‌

13:34.914 --> 13:37.435
سلاح هویت جاسوس رو فاش می‌کنه‌

13:38.154 --> 13:39.315
برای یه جاسوس‎

13:39.914 --> 13:42.874
همه چیز توی دنیا‎
...حتی سلاح حریفش‎

13:44.315 --> 13:46.274
می‌تونه به نفعش استفاده بشه‌

13:49.355 --> 13:52.315
دیر شده
من دیگه می‌رم‌

14:19.634 --> 14:22.674
‌بین من و تو‎
آیا صداقت و دوستی وجود داره
‌‌

14:23.514 --> 14:25.154
‌یا یه نقشه‌ی پنهان؟‌‌

15:17.514 --> 15:18.315
بانو

15:25.355 --> 15:27.514
آدم‌های کمی این شعر رو می‌شناسن‌

15:28.435 --> 15:29.955
یه شاعر،‌ سال‌ها پیش

15:30.514 --> 15:32.514
برای یه دوست قدیمی‌ این شعر رو نوشته

15:33.874 --> 15:36.115
هیچ حرفی از مرگ
یا جدایی گفته نشده‎

15:37.115 --> 15:39.154
اما هر مصرعش پر از منظره‌های زیبا و

15:39.514 --> 15:40.674
شراب ناب‎

15:41.874 --> 15:43.394
و دلتنگی کسیه که دیگه نیست

15:46.394 --> 15:47.754
خیلی با ملاحظه‌ای

16:08.754 --> 16:10.514
ارباب جوان بزرگ کسی رو اینجا فرستاده؟

16:11.355 --> 16:12.154
نه‌

16:14.514 --> 16:16.715
بیشتر از چیزی که انتظار داشتم صبوره‌

16:17.475 --> 16:20.955
همونطور که چند روز پیش دستور دادین‎
من مخفیانه تعقیبش می‌کردم‌

16:21.315 --> 16:24.794
بعد از اینکه رئیس خاندان بهش اجاره‌ی ورود ندادن
مخفیانه رفت عمارت شوان جی

16:25.274 --> 16:27.435
اما گو شوان وو هم‌‌‌

16:28.874 --> 16:32.674
مطمئن بودین امروز حتما میاد
به خاطر اینکه مقامات

16:33.034 --> 16:35.115
قراره رد کیسه‌ی معطر رو بزنن و
برسن به اون؟

16:35.955 --> 16:38.355
اگه بخواد از
عمارت ‌‌شوان جی استفاده کنه‌‌‌

16:38.715 --> 16:40.914
امروز، با ‌‌خواهر شوان جی صحبت کردم‌

16:41.235 --> 16:42.514
اون عمدا اشاره کرد

16:43.195 --> 16:46.754
که یه بار  توی سو جو، رقصیدن من
برای ژنرال شن رو دیده‌

16:49.154 --> 16:51.034
اون ماموریت محرمانه بود

16:53.794 --> 16:55.634
فقط من و تو ازش خبر داشتیم‌

16:57.154 --> 16:59.154
بانو؛ ماموریت‌های فرقه‌ی بهشت
کاملا محرمانه‌ان

16:59.154 --> 17:02.555
من اصلا به هیچ کس چیزی نمی‌گم
و به هیچ وجه اطلاعات رو لو نمی‌دم

17:06.234 --> 17:09.394
بلند شو‌؛ من کاملا بهت اعتماد دارم‌

17:35.634 --> 17:38.995
چند روز پیش دزدکی ‎ قاتل‌ها
وارد عمارت فو فنگ شدن‌

17:39.355 --> 17:42.755
تو هم وقتی با قاتل‌ها درگیر شدی
توی تله افتادی و بیهوش شدی

17:43.434 --> 17:44.234
گفتی

17:45.755 --> 17:46.954
یه چیز غیرعادی شنیدی‌

17:48.194 --> 17:51.315
بله، اون موقع
ذهنم آشفته بود

17:51.914 --> 17:54.755
اما حین مبارزه‎
انگار یه چیز غیرعادی شنیدم‌

17:55.154 --> 17:58.954
انگار یه نفر
داشت مخفیانه کمک می‌کرد‌

18:01.075 --> 18:01.874
فهمیدم‌

18:06.874 --> 18:10.234
بانوی جوان، امروز چند نفر از دفتر حکومتی
اومدن درباره‌ی جسدی که گم شده سوال بپرسن

18:10.315 --> 18:12.995
ارباب جوان بزرگ ازتون می‌خوان
برین اونجا و به چندتا سوال جواب بدین‌

18:23.075 --> 18:23.874
فهمیدم‌

18:40.714 --> 18:43.234
تو اینجا بمون
من زود برمی‌گردم‌

19:07.914 --> 19:08.835
جرمت رو می‌دونی؟

19:12.194 --> 19:14.194
بستگی داره
من رو به چی متهم کنی‌

19:15.474 --> 19:18.595
اون جسد ‌بی‌صاحب
از دفتر حکومتی؛ الان کجاست؟

19:19.515 --> 19:22.275
وقتی کسی ادعای مالیکتش رو نکرده‎
من از کجا بدونم؟

19:24.555 --> 19:25.674
بذار جور دیگه‌ای بگم‌

19:26.555 --> 19:29.154
محافظت امروز کجا بود؟

19:30.234 --> 19:31.035
امروز؟

19:32.674 --> 19:34.315
برای عطاری بار جدید از گیاه‌های دارویی
اومده بود

19:34.755 --> 19:36.474
برای همین فرستادمش
تا موجودی‌ها رو حساب کنه‌

19:36.874 --> 19:38.355
اگه حالت خوش نیست

19:38.835 --> 19:42.954
می‌تونم بگم فردا یه کم داروی تقویتی
برات بیاره‌

19:45.035 --> 19:45.835
موجودی‌ها رو حساب کنه؟

20:12.954 --> 20:13.795
چی شده؟

20:14.275 --> 20:14.874
یو لو کجاست؟

20:15.474 --> 20:17.874
افراد ارباب جوان بزرگ، با خودشون بردنش
نیت خوبی پشت کارش نیست

20:17.995 --> 20:20.035
ممکنه به ارباب جائو شی ربط داشته باشه‌

20:22.479 --> 20:43.942
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Zara ✧

20:55.949 --> 21:01.012
♪بیدها با نسیم غروب به رقص در میان♪

21:01.549 --> 21:06.870
♪کوچه‌های قدیمی رازهای زمان رو نگه داشتن♪

21:07.437 --> 21:14.065
♪سنگ‌فرش‌ها رد زندگی رو به دوش می‌کشن♪

21:14.065 --> 21:18.829
♪گلبرگ‌های ریخته، دلتنگی بی‌پایان♪

21:18.829 --> 21:21.165
♪حسرت هنوز توی اعماق قلبم مونده♪

21:21.165 --> 21:27.865
♪سیم‌های ساز از غم جدایی می‌نالن♪

21:27.865 --> 21:34.637
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

21:34.637 --> 21:41.773
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

21:41.773 --> 21:46.157
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

21:46.157 --> 21:48.781
♪هر خطش یه فکر رو توی خودش جا داده♪

21:48.781 --> 21:55.415
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

21:55.415 --> 22:01.965
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

22:01.965 --> 22:09.089
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

22:09.179 --> 22:13.549
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

22:13.549 --> 22:16.257
♪هر خطش یه فکر رو توی خودش جا داده♪

22:16.257 --> 22:22.157
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

22:22.797 --> 22:28.785
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪
