WEBVTT

00:00.116 --> 00:20.116
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Zara ✧

00:58.097 --> 01:01.073
ꙿ‧☙ ⧛در چنـگ اسـارت⧚ ❧‧ꙿ

01:01.073 --> 01:03.043
ꙿ⧛قسمت هفدهم⧚ꙿ

01:03.043 --> 01:07.065
<i>⧛دیگه به هیچکس اعتمادی نیست⧚</i>

01:10.834 --> 01:13.505
معبد یون یا برای خیرین
یه ضیافت گیاه‌خواری ترتیب دیده

01:13.907 --> 01:15.875
قبل از ضیافت، گو جائو شی رو دیدم‌

01:16.395 --> 01:19.914
تا حیاط پشتی دنبالش رفتم
ولی گم شدم‌

01:20.434 --> 01:21.675
وقتی راه رو پیدا کردم

01:22.155 --> 01:25.474
دیدم اون آدم‌ها دور
جسد و اون کیسه‌ی معطر جمع شدن‌

01:26.515 --> 01:28.634
اینا نشون‌دهنده‌ی
حسن نیت خاندان ماست‌

01:28.994 --> 01:31.235
اگه چیزی نیاز داشتین
لطفا حتما بگین‌

01:31.634 --> 01:33.515
خاندان ما همه ‌جوره کمک می‌کنه‌

01:34.434 --> 01:37.274
ارباب جوان بزرگ، ضیافت
داره شروع می‌شه؛‌ بهتره بریم‌

01:40.875 --> 01:43.235
(معبد یون یا)
<i>برادر سوم؟ اون اینجا چیکار می‌کنه؟</i>

01:45.675 --> 01:46.595
چرا یه جسد اینجاست؟

01:46.595 --> 01:47.675
نگاه نکنید! برین عقب‌

01:47.675 --> 01:49.194
آره، اون هم درست وسط معبد‌

01:54.595 --> 01:55.675
چرا یه جسد اینجاست؟

01:55.675 --> 01:56.675
!همه نگاه کنین

01:57.554 --> 01:58.994
!یکی مرده -
!یکی مرده -

02:01.354 --> 02:02.795
نگاه نکنین؛ برید عقب‌

02:13.115 --> 02:14.874
پس قرار بود توی

02:15.554 --> 02:19.475
ضیافت معبد باشی، ولی به
یکی برخوردی که شبیه جائو شی بود‌

02:19.915 --> 02:21.274
اون گو جائو شی بود‌

02:23.475 --> 02:25.874
جائو شی کل روز پیش من بود‌

02:26.355 --> 02:30.594
اگه اشتباه نکرده باشی، شاید
یکی عمدا این تله رو گذاشته‌

03:05.875 --> 03:08.435
همسر شاهدخت دنبال نقاش‌هایی می‌گرده)
(که شکوفه‌ی آلو بکشن 

03:11.355 --> 03:14.154
مگه خود تو این تله رو نذاشتی؟

03:15.314 --> 03:16.754
منظورت چیه؟

03:17.714 --> 03:21.874
مگه شما دو تا نقشه نکشیدین
تا منو بکشونین توی این تله تا کنترلم کنین؟

03:23.515 --> 03:26.434
اگه می‌خواستیم کنترلت کنیم
چرا باید این ‌همه دردسر به خودمون می‌دادیم؟

03:26.675 --> 03:27.175
تو‌‌‌

03:27.594 --> 03:29.675
فکر می‌کردی قاتلی که
اجیر کردی موفق شده

03:30.195 --> 03:32.434
تا اینکه بعدا فهمیدی
لنگ یان شکست خورده‌

03:32.915 --> 03:35.515
برای همین می‌خواستی
وان نیانگ رو بکشی تا ساکتش کنی‌

03:35.834 --> 03:37.195
من حتی الان هم می‌خوام کمکت کنم‌

03:37.675 --> 03:40.874
چرا بهم نمی‌گی چطور
به فکر اجیر کردن لنگ یان افتادی؟

03:41.834 --> 03:44.635
کی بهت گفت جائو شی برادرت نیست؟

03:45.154 --> 03:47.355
و کی طبیب لی رو بهت معرفی کرد؟

03:47.955 --> 03:50.475
من واقعا به جونت اهمیتی نمی‌دادم‌

03:50.714 --> 03:53.314
اما اونی که پشت پرده قایم شده
مدام داره همه‌ چیز رو به هم می‌ریزه‌

03:53.795 --> 03:58.075
اگه شما بیفتین به جون هم
اون احتمالا برنده‌ی واقعی می‌شه‌

03:58.834 --> 04:01.355
<i>محقق ارشد، ژنرال شن</i>

04:01.915 --> 04:04.795
<i>ولیعهد یین جو، خاندان گو</i>

04:05.515 --> 04:09.154
<i>عمارت شوان جی؛ همه‌اشون پاشون وسطه</i>

04:16.235 --> 04:19.434
سال‌هاست که غرفه‌های ما رو
با دقت مدیریت می‌کنی‌

04:19.874 --> 04:22.355
اینکه می‌خوای رئیس
خاندان بشی؛ قابل درکه‌

04:22.994 --> 04:24.235
ولی خاندان یه پیکره‌

04:24.715 --> 04:28.155
کاری که تو کردی هیچ فرقی با
بریدن دست و پای خودت نداره‌

04:28.754 --> 04:33.035
حتی اگه رئیس خاندان هم می‌شدی
می‌تونستی واقعا اون جایگاه رو حفظ کنی؟

04:33.835 --> 04:35.634
ولی یه کم برام جالبه‌

04:35.835 --> 04:38.754
چرا باورت شد
جائو شی برادرت نیست؟

04:42.355 --> 04:43.314
کسی بهم نگفت‌

04:45.155 --> 04:46.035
اون روزی که

04:46.675 --> 04:49.874
رفتم درآمد غرفه‌ها رو به پدر
گزارش بدم، اتفاقی شنیدمش‌

04:51.275 --> 04:53.275
ارباب، ماموریت شکست خورد‌

04:54.035 --> 04:59.675
طبیب چین منطقه‌ی مو بی رو
خیلی خوب می‌شناسه و فرار کرد‌

05:00.554 --> 05:04.035
ولی گفت ماجرای ارباب سوم رو
با خودش به گور می‌بره

05:04.235 --> 05:05.715
نه فقط برای حفظ آبروی خاندان ما

05:05.715 --> 05:08.035
بلکه برای محافظت از
آخرین خون برادرش‌

05:10.554 --> 05:14.035
به خاطر همین بود که شوان وو
می‌خواست بهت وفادار بمونه؟

05:15.115 --> 05:17.634
معلومه که نه‌، اونا منو پیدا نکردن‌

05:19.155 --> 05:22.754
شنیدم پدر می‌خواست تو رو به عنوان
ارباب عمارت شوان جی به عقد جائو شی دربیاره‌

05:24.634 --> 05:26.259
اونجا بود که فهمیدم

05:28.019 --> 05:30.194
می‌خواد خاندان رو بسپاره
دست یه غریبه‌

05:31.355 --> 05:33.795
برای همین رفتم پیش گو شوان وو‌

05:34.915 --> 05:37.035
اون نمی‌دونست که من
اون روز حرف‌هاشون رو شنیدم‌

05:37.915 --> 05:39.514
خواهر شوان جی رفته
که درباره‌ی سموم مطالعه کنه‌

05:39.915 --> 05:41.155
برادر چهارم توی کار هنرهای رزمیه‌

05:41.994 --> 05:43.554
هیچکدومشون به کارهای خانواده اهمیت نمی‌دن‌

05:45.475 --> 05:46.915
اون می‌دونه چی به نفعشه‌

05:47.634 --> 05:50.675
می‌دونست فقط من می‌تونم کمکتش کنم
عمارت شوان جی رو پس بگیره

05:51.115 --> 05:53.915
برای همین تصمیم گرفت تسلیم من بشه‌

05:54.994 --> 05:56.554
منظورت از "تسلیمت بشه" چیه؟

05:57.835 --> 06:01.314
بی‌فایده اونجا وایسادن
وقتی برات تله گذاشتن؟

06:01.554 --> 06:02.054
تو‌‌‌

06:03.835 --> 06:04.634
برادر بزرگ

06:07.115 --> 06:08.994
به این موضوع خوب فکر کن‌

06:09.874 --> 06:14.035
به هر حال، من فعلا تنها کسی
توی این خاندانم که باور داره

06:14.355 --> 06:16.275
برات تله گذاشتن‌

06:17.115 --> 06:20.434
متاسفانه شوان وو از همون اول
داشته ازت استفاده می‌کرده‌

06:21.915 --> 06:23.835
چیزهایی که شنیدی

06:23.994 --> 06:27.235
احتمالا همون چیزهایی بوده که
اون می‌خواسته بشنوی‌

06:27.874 --> 06:30.915
طبیب چین منطقه‌ی مو بی رو
خیلی خوب می‌شناسه  ‌

06:31.235 --> 06:32.035
و فرار کرد‌

06:32.155 --> 06:33.155
ولی گفت

06:35.754 --> 06:37.835
ماجرای ارباب سوم رو
با خودش به گور می‌بره

06:38.802 --> 06:40.482
نه فقط برای حفظ آبروی خاندان ما

06:40.595 --> 06:42.675
بلکه برای محافظت از
آخرین خون برادرش‌

06:44.915 --> 06:45.554
کی اونجاست؟

06:48.954 --> 06:50.675
فقط باده‌

07:00.475 --> 07:01.795
نگران نباش‌

07:02.155 --> 07:05.954
توی تجارت، دوراندیشی و قضاوت تو
بین همه‌امون بی‌نظیره‌

07:06.355 --> 07:09.035
ولی تخصص عمارت ‌شوان جی توی
خوندن رازها و ذهن‌هاست‌

07:09.915 --> 07:11.595
گو شوان وو فقط می‌دونست

07:12.314 --> 07:14.035
نقطه ‌ضعفت چیه، و ازش استفاده کرد‌

07:27.275 --> 07:28.514
!بیا بیرون

07:34.514 --> 07:35.275
!نگهبان‌ها

07:38.715 --> 07:39.275
!بگیرینشون

07:39.634 --> 07:40.355
اطاعت -
اطاعت -

07:54.074 --> 07:57.835
طبیب لی رو آوردم، چون بعد از
شنیدن چندتا موسیقی سرما خوردم‌

07:58.394 --> 08:01.194
اینکه ببرمش پیش برادر سوم
یه فکر یهویی بود

08:01.394 --> 08:03.754
به یه دلیل نیاز داشتم تا درباره‌ی اون
آویز یشمی اطلاعات گیر بیارم‌

08:05.394 --> 08:07.235
لنگ یان یه قاتل معروف بود‌

08:07.795 --> 08:11.434
به عمارت ‌شوان جی اعتماد نداشتم
برای همین مخفیانه رفتم پیشش‌

08:12.754 --> 08:14.954
ولی چون شکست لنگ یان
هیچ عواقبی نداشت‌‌‌

08:15.235 --> 08:16.634
ولی لنگ یان مرده‌

08:16.835 --> 08:17.835
کار من نبود‌

08:20.074 --> 08:24.235
ولی فهمیدم ‌شوان جی بعد از
اون ماجرا رفته خونه‌ی لنگ یان

08:25.954 --> 08:27.634
و وان نیانگ رو آورده
به کارگاه نی چانگ‌

08:34.675 --> 08:35.835
(قرارداد کاری)

08:35.835 --> 08:36.874
این قرارداد کاریشه‌

08:37.595 --> 08:40.754
تاریخی که به کارگاه اومده
یه روز بعد از قتل لنگ یانه‌

08:41.475 --> 08:43.754
حتما توش دست داره‌

08:48.115 --> 08:50.874
از قبل حدس زده بودی که
اون لنگ یان رو کشته، نه؟

08:51.034 --> 08:52.475
اون به وان نیانگ دستور داده
این کار رو بکنه‌

08:52.514 --> 08:54.355
برای همین آوردتش کارگاه نی چانگ‌

08:57.115 --> 08:58.994
فقط همین‌ها رو پیدا کردی؟

08:59.435 --> 09:01.715
من جلوی قاتل‌هایی که فرستاده بودی
تا وان نیانگ رو بکشن رو گرفتم‌

09:01.955 --> 09:03.195
دیگه امتحانی در کار نیست، برادر بزرگ

09:04.514 --> 09:07.595
فقط هیچوقت انتظار نداشتم از
محافظین عمارت ‌شوان جی استفاده کنی‌

09:08.195 --> 09:11.034
نترسیدی رئیس خاندان اینو بفهمه؟

09:14.595 --> 09:16.154
ممنون از صداقتی که امروز به خرج دادی

09:16.634 --> 09:20.034
اگه چیز دیگه‌ای یادت اومد
بیا پیشم توی عمارت فو فنگ‌

09:20.914 --> 09:23.754
داره دیر می‌شه
‌ زود بخواب‌

09:24.034 --> 09:24.835
صبر کن‌

09:26.674 --> 09:29.075
حالا که فهمیدی ‌شوان جی
رفته خونه‌ی لنگ یان

09:29.475 --> 09:30.874
حدس می‌زنم از قبل بهش شک کرده بودی‌

09:32.235 --> 09:36.274
ولی می‌دونستی یه ماه پیش
مخفیانه برگشته تا برادر سوم رو ببینه؟

09:51.235 --> 09:53.715
بانو، دارین می‌رین
حیاط بانو شوان جی؟

10:04.355 --> 10:05.154
هنوز نه‌

10:06.475 --> 10:08.754
مدت‌هاست بهش شک دارین

10:09.195 --> 10:13.195
و مدرکی پیدا کردین که
گیاهای گم‌شده رو بهش ربط می‌ده‌

10:13.315 --> 10:16.274
ولی چرا تمرکزتون رو
عوض کردین و گذاشتین روی ارباب چائو شنگ؟

10:17.435 --> 10:20.754
فکر می‌کنی چرا رئیس خاندان
منو کشوند توی این بازی

10:21.674 --> 10:22.794
و گذاشت با جائو شی ازدواج کنم؟

10:24.355 --> 10:29.355
برای اینکه از ازدواجتون برای محکم کردن
رابطه‌ی عمارت و خاندان گو استفاده کنه؟

10:30.235 --> 10:30.794
هم آره

10:31.634 --> 10:32.555
هم نه‌

10:33.994 --> 10:37.355
چه ‌خواهر شوان جی واقعا
با من متحد شده باشه

10:37.874 --> 10:39.235
چه فقط بخواد دردسرش رو بندازه گردن من

10:41.274 --> 10:44.835
حتی اگه همه ‌چیز به اون ختم بشه

10:45.315 --> 10:47.754
فکر می‌کنی رئیس خاندان
اول با کی برخورد می‌کنه؟

10:48.355 --> 10:50.435
اون یا من، غریبه‌ی خانواده؟

10:51.874 --> 10:56.914
منظورتون اینه که شاید مدت‌هاست
بوی خیانت رو توی خانواده حس کرده؟

10:57.754 --> 11:00.674
من اون نامه‌ی محرمانه‌ای که
خانواده‌ی گو رو درگیر می‌کرد، گرفتم‌

11:07.195 --> 11:10.115
برادر بزرگ اون شایعاتی رو
شنید که علیه جائو شی تحریک می‌کردن‌

11:10.475 --> 11:11.754
و ون شوانگ هم با همین روبه‌رو شد‌

11:13.754 --> 11:16.154
ولی نمی‌تونستم درکش کنم‌

11:16.794 --> 11:18.555
حتی با وجود عمارت ‌شوان جی
به عنوان اهرم فشار

11:18.994 --> 11:23.394
چرا با وجود این‌ همه وارث گو
باید بذاره من قدرت رو دست بگیرم؟

11:24.195 --> 11:26.994
بعدا، باید از شوهرم تشکر کنم

11:27.914 --> 11:29.715
به خاطر حرفی که یه بار بهم زد‌

11:30.955 --> 11:33.115
به جای اینکه صبر کنیم
تا نیت بقیه رو قضاوت کنیم

11:33.955 --> 11:35.595
چرا یه راه برای خوبی براشون نذاریم؟

11:36.034 --> 11:37.754
مدت زیادی بهش فکر کردم‌

11:39.394 --> 11:44.674
اگه رئیس خاندان این موضوع رو
به هر کدوم از اونا می‌سپرد

11:45.274 --> 11:47.355
احتمالا به صلح ختم نمی‌شد‌

11:47.955 --> 11:50.835
دقیقا چون غریبه‌ام، حد و مرز دارم‌

11:52.195 --> 11:54.674
بعد از یه عمر خونریزی
رئیس خاندان حالا داره ضعیف می‌شه‌

11:55.874 --> 12:00.195
احتمالا نمی‌تونه مسائل خانوادگی رو
با یه درست و غلط ساده قضاوت کنه‌

12:01.394 --> 12:04.034
پس اولویت من
پیدا کردن مقصر نیست

12:04.115 --> 12:07.195
بلکه پیدا کردن یه متحدیه
که بتونم کاملا کنترلش کنم‌

12:08.115 --> 12:12.634
خانم ‌شوان جی و ارباب ون شوانگ
باهاتون صلح نکردن؟

12:13.475 --> 12:18.195
من یکی رو می‌خوام که
بتونم کاملا کنترلش کنم‌

12:24.955 --> 12:25.994
چی شده؟

12:26.274 --> 12:28.874
یه دزد وارد اتاق ارباب شده‌
به دستورشون داریم می‌گردیم‌

12:29.195 --> 12:31.715
بانوی جوان، آدم مشکوکی ندیدین؟

12:32.994 --> 12:36.835
همین الان دیدم یه نفر
یواشکی رفت اون سمت‌

12:37.274 --> 12:40.095
!اونجا... حیاط بانو ‌شوان جیه‌؛ برین

12:54.034 --> 12:57.075
شب تاریک و سرده‌
نباید شوهرم منتظر بمونه‌

12:58.115 --> 12:59.115
بیا برگردیم‌

13:00.514 --> 13:01.075
چشم‌

13:04.739 --> 13:19.907
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

13:24.315 --> 13:25.394
<i> یه ماموریت بهشت؟ </i>

13:26.075 --> 13:28.235
<i> چطور یه ماموریت بهشت دیگه پیدا شد؟ </i>

13:29.874 --> 13:30.914
آ لو توی خطره‌

13:54.034 --> 13:57.634
فکر می‌کردم تو
این ماموریت بهشت رو انجام می‌دی‌

13:57.914 --> 14:01.235
(بهشت)
ولی ارباب عمارت من رو انتخاب کرد‌

14:04.034 --> 14:07.835
برات آرزوی موفقیت توی ماموریت
و بازگشت امن دارم‌

14:09.595 --> 14:11.715
واقعا امیدواری سالم برگردم؟

14:12.514 --> 14:17.139
ولی شایعات می‌گن رئیس خاندان
یه ارباب عمارت جدید تعیین می‌کنه‌

14:17.139 --> 14:17.914
من و تو‌‌‌

14:19.595 --> 14:25.115
نه، هر سه‌تای ما می‌تونیم
ارباب عمارت بعدی بشیم‌

14:26.075 --> 14:26.874
شوان چینگ‌

14:31.075 --> 14:33.835
ماموریت‌های بهشت در خدمت پسر آسمون‌ها هستن‌

14:34.914 --> 14:38.394
ما همه به عالیجناب خدمت می‌کنیم‌
نیازی نیست بین خودمون خط بکشیم‌

14:40.874 --> 14:43.835
دیروقته‌
زود بخواب‌

15:02.394 --> 15:05.634
چرا رئیس خاندان ماموریت
بهشت رو داده به گو شوان وو؟

15:06.634 --> 15:09.955
ارباب -‌
ماموری که فرستادیم جیانگ‌نان برگشته؟ -

15:10.955 --> 15:11.634
هنوز نه‌

15:12.514 --> 15:16.034
پس فردا راه بیفت و به جای من برو‌

15:21.435 --> 15:24.355
می‌دونم اعتماد کردن به بقیه براتون سخته‌

15:25.034 --> 15:26.794
ولی شما جونم رو نجات دادین‌

15:27.555 --> 15:29.514
من هیچ‌وقت بهتون خیانت نمی‌کنم‌

15:30.394 --> 15:33.555
فرستادن من توی این وضعیت
یعنی شما هنوز‌‌‌

15:34.475 --> 15:35.595
تو واقعا

15:43.235 --> 15:44.195
"نجاتت دادم‌"

15:45.874 --> 15:49.394
ولی این بستگی به این داره
که واقعا نجاتت داده باشم یا نه‌

15:51.874 --> 15:55.195
این اولین ماموریتت توی واحد شوان بود‌

15:55.955 --> 15:58.931
واقعا فکر می‌کنی اتفاقی بود

15:58.931 --> 16:01.235
که من اونجا بودم
و تو رو در حال مرگ برگردوندم؟

16:01.674 --> 16:02.274
نه‌

16:03.315 --> 16:06.394
مثل همونی که رئیس خاندان
توی ماموریت بهشت من بهت داد‌

16:07.075 --> 16:08.874
توی اولین ماموریت زمینت

16:09.235 --> 16:12.514
وظیفه‌ی من این بود که
اگه شکست خوردی یا لو رفتی

16:12.874 --> 16:13.955
‌بکشمت

16:15.115 --> 16:16.235
ماموریتت موفقیت‌آمیز بود‌

16:17.595 --> 16:19.674
برای همین برگردوندمت‌

16:20.355 --> 16:23.955
ولی وقتی من ماموریت بهشتم رو گرفتم
اون همون وظیفه رو به تو داد‌

16:24.555 --> 16:28.315
تو رد کردی و از اون فرصت استفاده کردی
تا محافظ مرگ من بشی‌

16:29.435 --> 16:30.435
چرا؟

16:32.355 --> 16:34.115
بانو، من‌‌‌

16:34.115 --> 16:35.394
فردا صبح راه بیفت‌

17:09.075 --> 17:12.915
(ذهن وسیع، اراده‌ی ابدی)

17:28.995 --> 17:29.634
ممنون‌

17:36.234 --> 17:38.315
تصمیم گرفتی چی ازم بپرسی؟

17:46.275 --> 17:48.474
انگار هنوز نگرفتی‌

17:49.555 --> 17:50.275
ولی‌‌‌

17:51.515 --> 17:53.434
من یه سوال ازت دارم‌

17:55.634 --> 17:56.595
بپرس‌

17:58.394 --> 17:59.555
چرا شب‌ها یواشکی می‌رفتی

18:01.194 --> 18:03.234
توی عمارت جان چونِ رئیس؟

18:05.234 --> 18:08.315
و چرا اومدی به این عمارت؟

18:09.995 --> 18:12.634
مگه تو من رو نیاوردی اینجا؟

18:31.474 --> 18:32.835
حالا، عمارت ‌شوان جی‌‌‌

18:49.515 --> 18:50.515
کجا داره می‌ره؟

18:52.795 --> 18:54.394
سوالت اینه؟

19:08.954 --> 19:10.194
زیاد سریع ننوش

19:25.954 --> 19:27.755
شوان چینگ خیلی بااستعداده

19:28.515 --> 19:29.434
ولی ذاتش

19:30.515 --> 19:31.674
زیادی سفت و سخته‌

19:32.835 --> 19:33.954
جاش اینجا نیست‌

19:36.035 --> 19:39.194
مگه اون تنها کسی نیست که بهش اعتماد داری؟

19:45.394 --> 19:46.194
اعتماد؟

19:49.315 --> 19:50.515
از بچگی

19:51.555 --> 19:53.234
توی عمارت ‌شوان جی بودم‌

19:54.434 --> 19:56.595
اولین درسی که بهمون دادن این بود که

19:57.154 --> 19:59.315
هیچوقت به هیچکس اعتماد نکنیم‌

20:00.817 --> 20:14.058
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Zara ✧

20:37.425 --> 20:42.488
♪بیدها با نسیم غروب به رقص در میان♪

20:43.025 --> 20:48.346
♪کوچه‌های قدیمی رازهای زمان رو نگه داشتن♪

20:48.913 --> 20:55.541
♪سنگ‌فرش‌ها رد زندگی رو به دوش می‌کشن♪

20:55.541 --> 21:00.305
♪گلبرگ‌های ریخته، دلتنگی بی‌پایان♪

21:00.305 --> 21:02.641
♪حسرت هنوز توی اعماق قلبم مونده♪

21:02.641 --> 21:09.341
♪سیم‌های ساز از غم جدایی می‌نالن♪

21:09.341 --> 21:16.113
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

21:16.113 --> 21:23.249
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

21:23.249 --> 21:27.633
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

21:27.633 --> 21:30.257
♪هر خطش یه فکر رو توی خودش جا داده♪

21:30.257 --> 21:36.891
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

21:36.891 --> 21:43.441
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

21:43.441 --> 21:50.565
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

21:50.655 --> 21:55.025
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

21:55.025 --> 21:57.733
♪هر خطش یه فکر رو توی خودش جا داده♪

21:57.733 --> 22:03.633
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

22:04.273 --> 22:10.261
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪
