WEBVTT

00:00.116 --> 00:20.116
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Zara ✧

00:58.161 --> 01:01.137
ꙿ‧☙ ⧛در چنـگ اسـارت⧚ ❧‧ꙿ

01:01.137 --> 01:03.107
ꙿ⧛قسمت هجدهم⧚ꙿ

01:03.107 --> 01:07.129
<i>⧛تا حالا واقعا بهم اهمیت دادی؟⧚</i>

01:14.274 --> 01:15.074
اعتماد؟

01:18.115 --> 01:19.515
از بچگی

01:20.434 --> 01:21.955
توی عمارت شوان جی بودم

01:23.354 --> 01:25.474
اولین درسی که بهمون دادن این بود که

01:26.074 --> 01:27.875
هیچوقت به هیچکس اعتماد نکنیم

01:33.755 --> 01:34.994
وقتی 8 سالم بود

01:35.994 --> 01:38.634
نون بخارپزی که برنده شده بودم رو
با یه بچه‌ی دیگه نصف کردم

01:40.074 --> 01:43.354
این جای زخم مال وقتیه
که می‌خواست نصفه‌ی خودمم بدزده

01:48.235 --> 01:49.434
وقتی 12 سالم بود

01:50.595 --> 01:53.955
شریک ماموریتم بهم چاقو زد

01:55.235 --> 01:57.235
اونم بعد از اینکه سپر بلاش شدم

02:09.075 --> 02:11.554
این زخم مال زمانیه که یه ماموریت بهشت
که خیلی از رتبه‌ی من بالاتر بود، قبول کردم

02:12.795 --> 02:14.434
که توش مجبور شدم

02:15.714 --> 02:18.355
توی نیم ساعت
با کل واحد زمین بجنگم

02:22.195 --> 02:24.355
یه نفر بعد از تسلیم شدن
بهم حمله کرد

02:30.434 --> 02:31.314
و اینجا

02:34.635 --> 02:36.034
اینجا عمارت شوان جیه

02:37.075 --> 02:38.554
نمی‌دونم کی‌ام

02:39.355 --> 02:42.355
یا اصلا خانواده‌ی زنده‌ای دارم یا نه

02:44.034 --> 02:45.235
اگه هنوز زنده‌ان

02:47.274 --> 02:49.154
چرا من رو فرستادن عمارت شوان جی؟

02:50.554 --> 02:51.955
آدم‌های قابل اعتماد؟

02:56.434 --> 02:58.195
حتی خانواده هم اینجوری بهت خیانت می‌کنه

03:01.115 --> 03:04.154
فکر می‌کنی باید به کی اعتماد کنم؟

03:05.314 --> 03:06.554
به کی می‌تونم اعتماد کنم؟

03:11.795 --> 03:12.594
تو چی؟

03:17.994 --> 03:19.754
تا حالا واقعا بهم اهمیت دادی؟

03:41.907 --> 03:46.970
♪بیدها با نسیم غروب به رقص در میان♪

03:48.723 --> 03:54.593
♪رویاهای قدیمی، مثل شعری آهنگین به جریان در میان♪

03:55.635 --> 03:58.687
♪خاطرات مثل سال‌های گذرا رد می‌شن♪

03:58.687 --> 04:01.798
♪اتفاقات گذشته ما رو گیج و سردرگم کرده♪

04:01.798 --> 04:08.962
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

04:09.363 --> 04:14.684
♪کوچه‌های قدیمی رازهای زمان رو نگه داشتن♪

04:15.251 --> 04:21.879
♪سنگ‌فرش‌ها رد زندگی رو به دوش می‌کشن♪

04:22.314 --> 04:23.035
تو مستی

04:26.643 --> 04:28.979
♪حسرت هنوز توی اعماق قلبم مونده♪

04:28.979 --> 04:35.679
♪سیم‌های ساز از غم جدایی می‌نالن♪

04:35.679 --> 04:42.451
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

04:42.451 --> 04:49.587
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

04:49.587 --> 04:53.971
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

04:54.514 --> 04:55.115
نرو

04:56.595 --> 05:03.229
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

05:18.099 --> 05:23.420
♪کوچه‌های قدیمی رازهای زمان رو نگه داشتن♪

05:23.987 --> 05:30.615
♪سنگ‌فرش‌ها رد زندگی رو به دوش می‌کشن♪

05:30.615 --> 05:35.251
♪گلبرگ‌های ریخته، دلتنگی بی‌پایان♪

05:35.251 --> 05:37.715
♪حسرت هنوز توی اعماق قلبم مونده♪

05:37.715 --> 05:44.155
♪سیم‌های ساز از غم جدایی می‌نالن♪

05:44.155 --> 05:44.754
نمی‌رم

05:44.754 --> 05:51.187
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

05:51.187 --> 05:57.939
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

05:57.939 --> 06:02.707
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

06:02.707 --> 06:05.171
♪هر خطش یه فکر رو توی خودش جا داده♪

06:05.171 --> 06:11.965
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

06:11.965 --> 06:18.515
♪هیچی جز مشتی خاطره باقی نمونده♪

06:23.275 --> 06:23.874
پدر

06:24.514 --> 06:26.754
دو تا ماموریت بهشت انقدر پشت سر هم

06:27.235 --> 06:28.554
نمی‌تونه تصادفی باشه

06:29.595 --> 06:32.835
می‌تونم با یو لو برم
تا خیالم از موفقیتش راحت بشه؟

06:35.954 --> 06:37.394
کی گفته

06:38.194 --> 06:40.035
اون این ماموریت رو قبول می‌کنه؟

06:41.475 --> 06:42.115
پدر

06:42.795 --> 06:43.795
مگه نگفتین

06:44.434 --> 06:45.475
... اون و برادر سوم

06:47.835 --> 06:49.634
از اونجایی که اون ممکنه ارباب عمارت بشه

06:49.994 --> 06:52.314
نباید ماموریت‌های بهشت رو انجام بده؟

06:53.394 --> 06:55.634
چندتا نامزد برای ارباب عمارت شدن هست

06:57.514 --> 06:59.394
فقط اون تنها نیست

07:15.671 --> 07:25.571
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

07:28.835 --> 07:29.634
تو چی؟

07:33.138 --> 07:34.946
تا حالا واقعا بهم اهمیت دادی؟

07:43.595 --> 07:44.475
نرو

07:48.155 --> 07:48.954
نمی‌رم

08:17.915 --> 08:18.415
ارباب

08:18.795 --> 08:20.355
چرا اون محافظش رو فرستاد بره؟

08:21.115 --> 08:23.074
مگه الان دست‌تنها نیست؟

08:24.634 --> 08:28.554
یعنی هیچوقت به شوان چینگ اعتماد نداشته؟

08:30.155 --> 08:33.115
شوان چینگ به نظر خنگ میومد

08:33.435 --> 08:35.115
ولی خیلی وفادار بود

08:37.355 --> 08:38.514
بحث بی‌اعتمادی نیست

08:38.914 --> 08:41.435
برای اون، شوان چینگ نماد مسیریه

08:42.715 --> 08:45.955
که می‌تونست بره؛ ولی نرفت

08:46.715 --> 08:47.874
شاید ولش کرد بره

08:48.075 --> 08:50.794
تا ببینه کسی که از اون زندگی فرار کنه

08:51.115 --> 08:52.874
چه آخر و عاقبتی داره

08:54.235 --> 08:55.394
نصفه‌شب راه افتاد

08:55.394 --> 08:57.794
رفت به سمت اون
آدرس املاک جیانگ نان که شما گذاشتین

08:58.075 --> 08:59.034
می‌خواین من...؟

08:59.994 --> 09:02.435
نه، تو یه کار مهم‌تر داری

09:02.754 --> 09:05.715
تحقیقات همسرم
مدام به بن‌بست می‌خوره

09:06.235 --> 09:07.955
انگار دشمنش نفوذ زیادی داره

09:08.195 --> 09:10.115
برگرد کاخ
و حسابی تحقیق کن

09:11.514 --> 09:13.514
درباره‌ی ماموریت بهشت؟

09:15.235 --> 09:15.735
آره

09:22.867 --> 09:25.043
(می‌خونه‌ی زویی شیان)

09:32.835 --> 09:34.195
چی شد امروز اومدی اینجا؟

09:34.235 --> 09:35.674
یه کم شیرینی درست کردم

09:35.715 --> 09:36.595
بیا ببرمت

09:36.835 --> 09:37.634
نیازی نیست

09:37.874 --> 09:40.475
امروز یه کار فوری
باهات دارم

09:42.195 --> 09:44.914
اخیرا دفتر حساب عطاری رو
بررسی کردم

09:45.683 --> 09:46.547
(دفتر حساب)

09:48.914 --> 09:49.715
فهمیدم

09:50.754 --> 09:53.794
هر ماه یه سری گیاه دارویی
غیبشون می‌زنه

09:54.475 --> 09:55.634
بعد از تحقیق فهمیدم

09:55.994 --> 09:59.195
ردشون مستقیم می‌رسه به تو

09:59.715 --> 10:03.674
جالبه که وقتی این گیاهان با هم ترکیب بشن
یه ماده‌ی سمی می‌سازن

10:04.835 --> 10:07.195
مصرف طولانی‌مدتش می‌تونه کشنده باشه

10:08.955 --> 10:12.874
اتفاقا سپردم به یه نفر
گیاه‌ها رو بررسی کنه

10:14.595 --> 10:16.115
و دیدم علائمش

10:18.154 --> 10:20.075
با وضعیت رئیس خاندان می‌خونه

10:21.715 --> 10:22.394
چی؟

10:23.315 --> 10:27.315
یعنی داری می‌گی پدر مسموم شده؟

10:28.115 --> 10:28.914
دقیقا

10:30.394 --> 10:31.435
بیماری پدر

10:33.075 --> 10:35.154
نه، سم پدر چه ربطی به من داره؟

10:35.394 --> 10:37.794
همه توی خاندان گو
می‌دونن من تخصصم توی سمومه

10:38.435 --> 10:42.274
معلومه؛ یکی می‌خواد برام پاپوش بدوزه

10:42.994 --> 10:48.235
واسه همینه که همه‌جا رو دنبال
طبیب چین می‌گشتی؟

10:52.274 --> 10:53.754
چقدر به فکر بودی

10:54.034 --> 10:56.794
بیشتر از همه‌امون به فکر بودی

10:58.394 --> 11:00.955
خواهر دوم، اگه چیزی برای پنهان کردن نداری

11:01.514 --> 11:02.115
شاید

11:02.914 --> 11:05.075
بهتر باشه بهم نشون بدی توی آستینت چیه

11:08.475 --> 11:10.475
هیچی از چشم تو دور نمی‌مونه، زن برادر

11:10.794 --> 11:11.555
ولی

11:13.034 --> 11:14.955
سم خنده‌ی دنیای زیرین من خیلی سمیه

11:15.235 --> 11:16.994
مراقب باش اتفاقی بهت آسیب نزنه

11:20.555 --> 11:24.235
کل خاندان می‌دونن
من روی سموم مطالعه می‌کنم

11:24.394 --> 11:25.475
در مورد گیاهان دارویی هم

11:26.355 --> 11:29.475
چرا به جاش از برادر سوم نمی‌پرسی؟

11:30.955 --> 11:32.674
می‌خواستم از جائو شی بپرسم

11:33.435 --> 11:34.514
...ولی

11:41.435 --> 11:45.154
شنیده بود من یه زمانی
همیشه یه دستبند دستم بوده

11:45.994 --> 11:48.874
واسه همین مدلش رو پرسید و یه نفر رو فرستاد
تا شبیهش رو پیدا کنه

11:49.634 --> 11:53.595
بعدش فهمید
دستبندم یه سنگ عنبر داشته

11:54.874 --> 11:56.115
که از نان جینگ بوده

11:59.034 --> 12:00.394
اگه درست یادم باشه

12:01.595 --> 12:03.874
اون موقع تو اونجا بودی

12:04.514 --> 12:06.154
و داشتی طبابت و سم‌شناسی می‌خوندی

12:08.195 --> 12:09.634
هیچوقت فکرش رو هم نمی‌کرد

12:10.835 --> 12:12.754
کسی که سنگ عنبر رو آورده

12:13.595 --> 12:14.195
من باشم

12:17.344 --> 12:27.444
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

12:32.475 --> 12:33.195
خواهر دوم

12:38.475 --> 12:39.715
بازم داری تنهایی شطرنج بازی می‌کنی؟

12:40.955 --> 12:43.195
مگه نگفتی
دو ماه دیگه برمی‌گردی؟

12:58.595 --> 13:00.994
این یه بازی تک‌نفره نیست

13:01.634 --> 13:02.475
این مسابقه

13:03.754 --> 13:04.674
هنوز تموم نشده

13:06.475 --> 13:08.034
مسئله مربوط به معشوقه‌اته؟

13:20.794 --> 13:21.634
این چیه؟

13:22.475 --> 13:24.994
مگه در به در
دنبال سنگ عنبر اعلا نمی‌گشتی؟

13:37.435 --> 13:39.715
خواهر دوم، احتیاجی نبود که

13:40.274 --> 13:42.874
خودت شخصا بیای تحویل بدیش

13:43.715 --> 13:48.555
کنجکاوم اون زنی که اینجوری
دلت رو برده رو ببینم

13:49.274 --> 13:51.034
شنیدم پدر برات ازدواج ترتیب داده

13:51.315 --> 13:54.435
اگه بخوای، می‌تونم کمکت کنم
از این ازدواج فرار کنی

13:54.955 --> 13:56.555
تا عشق واقعیت رو پیدا کنی

13:56.674 --> 13:57.274
خواهر دوم

13:58.154 --> 13:58.955
حتما داری شوخی می‌کنی

14:00.435 --> 14:01.634
کاملا جدی‌ام

14:02.274 --> 14:05.715
برای من، این خانواده فقط یه خونه‌ست

14:06.034 --> 14:06.914
ولی تو فرق داری

14:08.315 --> 14:12.595
ده سال پیش، هیچکس توی این خانواده
نفهمید من داشتم موقع ساختن سم، می‌مردم

14:12.874 --> 14:14.674
فقط تو فهمیدی و نجاتم دادی

14:20.235 --> 14:21.235
خواهر دوم

14:23.674 --> 14:24.475
خواهر دوم

14:25.754 --> 14:26.555
خواهر دوم

14:29.274 --> 14:31.154
خواهر دوم

14:41.195 --> 14:45.115
!خواهر دوم، خوب می‌شی

14:50.674 --> 14:54.075
برای من، تو تنها خانواده‌امی

14:55.794 --> 14:57.475
اگه کسی بهت آسیب بزنه

14:58.075 --> 15:02.235
کاری می‌کنم تاوان سنگینی بده
مهم نیست کی باشه

15:04.355 --> 15:07.154
پدر همچین هم کاملا غیرمنطقی نیست

15:08.274 --> 15:11.075
فقط نمی‌دونه
چطور با ما ارتباط برقرار کنه

15:12.115 --> 15:13.914
....برادر بزرگ و برادر چهارم

15:13.994 --> 15:16.674
برادر سوم، تو هنوز خیلی ساده‌ای

15:17.315 --> 15:20.394
پدر به بهونه سلامتیت
تو رو توی این عمارت فو فنگ نگه داشته

15:20.794 --> 15:22.914
کی می‌دونه، شاید برای حفظ جایگاه خودشه؟

15:24.595 --> 15:28.115
همه می‌دونن مادرت
عمارت شوان جی رو تاسیس کرده

15:28.994 --> 15:31.634
این ازدواج اجباری ساده نیست

15:32.914 --> 15:34.955
برادر بزرگ همیشه طمع
مقام ریاست خانواده رو داره

15:35.274 --> 15:37.274
حالا که می‌دونه
داری ازدواج می‌کنی

15:38.154 --> 15:39.794
بی‌خیال این قضیه نمی‌شه

15:41.674 --> 15:43.874
به علاوه، شنیدم

15:44.154 --> 15:47.475
برادر چهارم با نامزدت خیلی صمیمیه

15:50.555 --> 15:51.435
اگه اون

15:53.115 --> 15:55.075
و ون شوانگ واقعا عاشق هم باشن

15:55.355 --> 15:57.274
من کسی نیستم که از هم جداشون کنم

15:58.034 --> 15:59.274
...تو واقعا

15:59.874 --> 16:03.315
همیشه به جای اینکه به فکر خودت باشی
به فکر بقیه‌ای

16:16.154 --> 16:17.235
حق با توئه، خواهر

16:18.154 --> 16:20.914
وقتی برگشت، مستقیم از خودش می‌پرسم

16:21.715 --> 16:23.355
اگه واقعا ون شوانگ رو ترجیح می‌ده

16:24.235 --> 16:27.914
این ازدواج رو رد می‌کنم
حتی اگه به قیمت مخالفت با پدر باشه

16:28.994 --> 16:31.154
....ولی خودت چی؟ مگه

16:31.154 --> 16:31.754
عیبی نداره

16:32.994 --> 16:34.075
بهش عادت کردم

16:34.794 --> 16:36.715
حالا که خودم توی این قفس گیر افتادم

16:37.475 --> 16:40.315
چرا اون رو هم بکشم توش؟

16:51.075 --> 16:54.315
از همون اول می‌دونستم
اون مرد جائو شی نیست

17:01.674 --> 17:04.154
ولی مگه وقتی دیدم تو هم
داری مخفیانه تحقیق می‌کنی

17:04.355 --> 17:06.755
چیزهایی که فهمیده بودم رو بهت نگفتم؟

17:07.355 --> 17:09.035
اون فقط امتحانت بود

17:09.674 --> 17:10.914
و عمدا من رو کشوندی

17:11.515 --> 17:12.914
که درباره‌ی برادر چائو شنگ تحقیق کنم

17:13.275 --> 17:16.835
اگه می‌دونستی، چرا بازم با من همراه شدی
و در مورد برادر بزرگ تحقیق کردی؟

17:17.434 --> 17:21.355
یا شاید هم من یه بهونه‌ی خوب دستت دادم
تا در موردش تحقیق کنی؟

17:36.315 --> 17:37.835
بهم نمی‌گی؟ باشه

17:38.755 --> 17:40.394
به هر حال، ناامیدم نکردی

17:40.874 --> 17:44.474
تو به جز من تنها کسی هستی
که براش مهمه برادر سوم کجاست

17:45.555 --> 17:49.035
اولش می‌خواستم
اون اسکلت رو از دفتر حکومتی بدزدم

17:49.154 --> 17:50.755
ولی یه نفر زودتر از من این کارو کرد

17:51.714 --> 17:54.194
اون دزده تو بودی، مگه نه؟

17:57.115 --> 17:58.355
واقعا...؟

17:58.595 --> 18:02.954
چه بوده باشه چه نه
بالاخره حقیقت معلوم می‌شه

18:04.035 --> 18:06.954
اما در مورد سمی
که رئیس خاندان خورده

18:07.115 --> 18:10.234
خواهر دوم، هنوزم بهت مشکوکم

18:10.714 --> 18:12.075
چه اهمیتی داره که کار کی بوده؟

18:12.315 --> 18:16.315
فکر می‌کنی خودش توی جریان قتل جائو شی
بی‌گناهه؟

18:16.914 --> 18:19.755
با اینکه از بلبشوی خانواده‌امون خبر داشت
بازم ازت خواست با جائو شی ازدواج کنی

18:20.154 --> 18:24.035
بعد از مرگ جائو شی هم
ماموریت بهشت بعدی رو داد به گو شوان وو

18:24.275 --> 18:28.995
شاید هیچوقت نمی‌خواست عمارت
یا خاندان رو به شما دوتا بسپاره

18:31.914 --> 18:35.194
رئیس خاندان هیچوقت به کسی اعتماد نمی‌کنه

18:49.275 --> 18:49.954
آ لو

18:51.194 --> 18:54.795
شنیدم پدر
ماموریت بهشت رو داده به شوان وو

18:55.835 --> 18:59.315
ماموریت‌های بهشت همیشه می‌رسه
به ارباب‌های عمارت یا جانشین‌هاشون

18:59.995 --> 19:01.315
چطور تونست بدتش به شوان وو؟

19:01.995 --> 19:05.835
شوان وو مال واحد شوانه
صلاحیت نامزدی ارباب عمارت رو داره

19:06.355 --> 19:08.275
دفعه‌ی پیش، تو یه ماموریت
بالاتر از رتبه‌ات رو قبول کردی

19:08.595 --> 19:10.714
و پدر بهت قول مقام ارباب عمارت رو داد

19:11.474 --> 19:13.474
رئیس خاندان دلایل خودشون رو دارن

19:14.315 --> 19:15.515
دلیل و منطق برام مهم نیست

19:16.234 --> 19:19.434
اگه پدر اصرار داره شوان وو
ماموریت رو انجام بده، من می‌رم می‌کشمش

19:19.835 --> 19:20.795
ارباب چهارم

19:21.714 --> 19:23.075
بی‌گدار به آب نزن

19:24.315 --> 19:25.555
بی‌گدار به آب نزنم؟

19:27.154 --> 19:29.954
خودت خوب می‌دونی این بی‌گدار به آب زدن نیست

19:30.634 --> 19:33.315
آ لو، اگه چیزی می‌خوای

19:33.555 --> 19:34.795
برات به دستش میارم

19:36.515 --> 19:39.634
هر کسی که سر راهت باشه رو برات حذف می‌کنم

19:40.315 --> 19:42.755
هر چی برادر سوم بهت می‌ده
منم می‌تونم بهت بدم

19:43.154 --> 19:45.755
کاری که اون نمی‌تونه بکنه رو
من به جاش می‌کنم

19:47.474 --> 19:48.075
عزیزم

20:05.434 --> 20:07.714
باد شب سرده
سرما نخوری

20:13.154 --> 20:14.154
تو هم همینطور؛ برادر سوم

20:18.355 --> 20:19.234
برادر سوم

20:22.954 --> 20:25.595
تموم کاری که می‌تونی براش بکنی، همینه

20:27.154 --> 20:28.394
برادر سوم، باید بدونی

20:29.035 --> 20:31.075
پدر زد زیر قولی که قبلا داده بود

20:31.634 --> 20:34.874
می‌خواست بعد از ازدواج شما
مقام ریاست رو بده به یو لو

20:36.394 --> 20:37.634
دیگه چی می‌تونی بهش بدی؟

20:38.674 --> 20:42.954
من روی حرف پدر حرف می‌زنم و
عمارت شوان جی رو براش پس می‌گیرم

20:43.595 --> 20:44.154
و تو چی؟

20:47.355 --> 20:49.154
صداقتت قابل تحسینهف برادر چهارم

20:49.394 --> 20:52.275
ولی تا حالا واقعا ازش پرسیدی
خودش دلش چی می‌خواد؟

20:56.106 --> 21:16.106
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Zara ✧

21:28.017 --> 21:33.080
♪بیدها با نسیم غروب به رقص در میان♪

21:33.617 --> 21:38.938
♪کوچه‌های قدیمی رازهای زمان رو نگه داشتن♪

21:39.505 --> 21:46.133
♪سنگ‌فرش‌ها رد زندگی رو به دوش می‌کشن♪

21:46.133 --> 21:50.897
♪گلبرگ‌های ریخته، دلتنگی بی‌پایان♪

21:50.897 --> 21:53.233
♪حسرت هنوز توی اعماق قلبم مونده♪

21:53.233 --> 21:59.933
♪سیم‌های ساز از غم جدایی می‌نالن♪

21:59.933 --> 22:06.705
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

22:06.705 --> 22:13.841
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

22:13.841 --> 22:18.225
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

22:18.225 --> 22:20.849
♪هر خطش یه فکر رو توی خودش جا داده♪

22:20.849 --> 22:27.483
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

22:27.483 --> 22:34.033
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

22:34.033 --> 22:41.157
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

22:41.247 --> 22:45.617
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

22:45.617 --> 22:48.325
♪هر خطش یه فکر رو توی خودش جا داده♪

22:48.325 --> 22:54.225
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

22:54.865 --> 23:00.853
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪
