WEBVTT

00:00.116 --> 00:20.216
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Zara ✧

00:58.161 --> 01:01.137
ꙿ‧☙ ⧛در چنـگ اسـارت⧚ ❧‧ꙿ

01:01.137 --> 01:03.107
ꙿ⧛قسمت بیست‌ویکم⧚ꙿ

01:03.107 --> 01:07.129
<i>⧛ابرها کنار می‌رن؛ حقیقت برملا می‌شه⧚</i>

01:07.714 --> 01:09.115
اگه حدسم درست باشه

01:09.595 --> 01:10.474
همه‌ی اینا

01:11.235 --> 01:13.755
نقشه‌ی رئیس خاندان بوده

01:22.914 --> 01:23.634
ارباب

01:23.634 --> 01:26.554
این وقت شب کجا رفته بودی؟

01:28.074 --> 01:31.474
توی جریان جسد معبد، پای ارباب جوان بزرگ
وسط بود رفتم قضیه رو جمع‌وجور کنم

01:34.395 --> 01:36.315
پس چطور پیش رفت؟

01:37.035 --> 01:38.795
کیسه رو با یکی که شبیهش بود عوض کردم

01:39.515 --> 01:41.675
مقامات دیگه نمی‌تونن رد این قضیه رو
به ارباب جوان بزرگ بزنن

01:42.035 --> 01:44.994
زود قاتل واقعی رو پیدا می‌کنم تا
اسم ارباب جوان بزرگ پاک بشه

01:46.434 --> 01:50.515
یو لو، حقیقت قتل‌عام خاندان چین یو هنگ
پیش منه

01:51.875 --> 01:53.194
نه توی عمارت شوان ‌جی

01:53.875 --> 01:56.955
می‌تونم از نفوذت به عمارت چشم‌پوشی کنم

01:57.875 --> 01:59.554
اگه حقیقت رو می‌خوای

02:00.595 --> 02:03.795
وقتی کسی که پشت‌پرده‌ی این ماجراست
رو پیدا کردی؛ بیا سراغ من

02:04.755 --> 02:05.675
اون نامه‌ی مخفی

02:06.474 --> 02:07.595
کار شما بود؟

02:07.634 --> 02:09.675
نه، منم یه نامه‌ی مخفی گرفتم

02:11.075 --> 02:12.795
<i>برای یو لو اتفاقی افتاده</i>

02:13.034 --> 02:14.515
<i> از یه نامه‌ی مخفی فهمیده </i>

02:14.795 --> 02:18.395
<i> اون چین شیانگ، دختر چین یو هنگه
تنها بازمانده‌ی قتل‌عام خاندان چین</i>

02:18.915 --> 02:23.355
<i>و اینکه شما هم توی اون قتل‌عام
دست داشتین</i>

02:25.235 --> 02:28.154
<i> توی نامه نوشته بود
یه نامه‌ی مخفی به دستت رسیده </i>

02:28.314 --> 02:31.955
و فهمیدی من توی قتل‌عام خاندان چین
دست داشتم

02:40.915 --> 02:42.355
دیشب؛ از هم جدا افتادیم

02:42.594 --> 02:44.115
بعدش نتونستم پیدات کنم

02:48.195 --> 02:49.795
ممنون که اسمم رو پاک کردی

02:50.274 --> 02:50.955
خواهش می‌کنم

02:54.714 --> 02:56.235
کار دیگه‌ای هم هست؟

02:57.235 --> 02:59.395
کجا می‌ری؟

03:01.355 --> 03:04.675
به دستور ارباب عمارت می‌رم درباره‌ی
ناپدید شدن شوان‌ وو تحقیق کنم

03:07.795 --> 03:09.314
دیشب منظورت رو فهمیدم

03:09.754 --> 03:11.034
اگه می‌خوای آتیش‌بازی ببینی

03:11.395 --> 03:13.154
وقتی از تحقیق برگشتی

03:13.154 --> 03:13.654
عزیزم

03:38.594 --> 03:40.314
عزیزم، زود برگرد

03:42.635 --> 03:45.994
طول نمی‌کشه، خوب مراقب خودت باش

03:50.754 --> 03:53.274
چه رئیس خاندان پشت‌پرده باشه، چه نباشه

03:53.714 --> 03:55.434
فعلا آزمونش رو قبول شدی

03:58.915 --> 04:01.395
من همین‌جا توی عمارت فو فنگ
منتظرت می‌مونم

04:24.954 --> 04:27.835
وقتی برگردم، روز عروسیمونه

04:28.715 --> 04:31.394
باید حسابی آماده بشی

04:55.155 --> 04:58.235
<i>اگه می‌خوای بدونی کی برات پاپوش دوخته</i>

04:58.394 --> 05:00.394
<i> امشب برو عمارت فو فنگ </i>

05:00.994 --> 05:05.475
<i> اون‌وقت همه ‌چیز معلوم می‌شه </i>

05:08.019 --> 05:10.739
(عمارت فو فنگ)

05:24.874 --> 05:26.235
چرا زن برادر امروز اینجا نیست؟

05:27.675 --> 05:29.514
پدر فرستادش دنبال یه کاری

05:43.035 --> 05:44.194
برای پیدا کردن شوان ‌وو؟

05:44.754 --> 05:46.994
می‌خواستم درباره‌ی جزئیات عروسی
باهاش حرف بزنم

05:47.314 --> 05:49.275
چرا پدر تازه الان فرستادتش دنبال کار؟

05:52.434 --> 05:54.795
اشکالی نداره، وقتی برگشت

05:54.835 --> 05:56.754
بهش می‌گم اومده بودی دنبالش

05:59.235 --> 06:01.035
خیلی خونسردی، برادر سوم

06:01.115 --> 06:02.994
اگه شوان ‌وو موفق شده بود

06:03.475 --> 06:05.754
شانس یو لو برای ارباب عمارت شدن
ضربه می‌خورد

06:06.434 --> 06:09.675
نمی‌خوای کاری براش بکنی؟

06:11.874 --> 06:13.874
فکر می‌کنی باید چی کار کنم؟

06:35.835 --> 06:39.194
اگه دوستش داری، براش بجنگ

06:39.275 --> 06:40.715
و کمکش کن عمارت رو به دست بیاره

06:43.035 --> 06:47.475
واقعا فکر می‌کنی عمارت چیزیه که
یو لو از ته دل می‌خواد؟

06:47.874 --> 06:49.634
با اینکه همه‌امون از خاندان گو هستیم

06:49.754 --> 06:51.994
اما توی این سال‌ها
هیچ رابطه‌ی واقعی‌ای باهاش نداشتی

06:52.434 --> 06:56.194
اون حاضره برای جایگاه ارباب عمارت
با غریبه‌ای مثل تو ازدواج کنه

06:56.514 --> 06:59.035
همین نشون نمی‌ده اون جایگاه چقدر براش مهمه؟

07:06.155 --> 07:08.915
و تو، هیچ کاری نکردی

07:09.194 --> 07:10.954
پس چرا فقط چون پدر گفته

07:10.954 --> 07:12.954
همه‌ چیز باید گیر تو بیاد؟

07:15.595 --> 07:16.675
تو کی...؟

07:30.355 --> 07:31.715
این خنده‌ی دنیای زیرینه

07:39.035 --> 07:42.235
نه، نمی‌ذارم با خنده
راهی دنیای زیرین بشی

07:42.434 --> 07:44.627
این خیلی از اون قوی‌تره

07:44.627 --> 07:46.115
پادزهر نداره

07:46.355 --> 07:48.754
با درد وحشتناکی می‌کشتت

07:49.355 --> 07:52.035
توی تک‌تک سلول‌های بدنت نفوذ می‌کنه

07:52.475 --> 07:54.434
و کاری می‌کنه با زجر بمیری

07:56.634 --> 07:57.595
تو دقیقا کی هستی؟

07:58.194 --> 07:59.475
چطور برگشتی؟

08:02.355 --> 08:04.275
مهم نیست چند بار زنده بشی

08:04.795 --> 08:06.475
یه بار کشتمت

08:06.835 --> 08:08.634
بار دوم هم می‌تونم بکشمت

08:14.874 --> 08:15.994
بار دوم؟

08:16.835 --> 08:20.675
آره، قبلی رو من کشتم

08:22.115 --> 08:23.514
پس کار تو بود

08:24.434 --> 08:25.434
گودال گرگ‌ها

08:29.155 --> 08:29.655
آره

08:30.155 --> 08:30.994
کار من بود

08:40.315 --> 08:41.794
این دیگه چیه؟

08:43.754 --> 08:44.475
به‌ دردت نمی‌خوره

08:44.595 --> 08:45.595
برای همسرمه

08:48.154 --> 08:49.754
همسر؟ تو لیاقتش رو نداری

08:50.115 --> 08:52.034
افراد! بندازینش توی گودال گرگ‌ها

09:03.553 --> 09:13.653
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

09:19.514 --> 09:21.115
انداختمش توی گودال گرگ‌ها

09:21.394 --> 09:23.914
و با چشم‌های خودم دیدم گرگ‌ها
بدنش رو تیکه‌پاره کردن

09:24.994 --> 09:26.715
مهم نیست کدومتون واقعیه

09:27.435 --> 09:29.235
یا چندتا گو جائو شی وجود داره

09:29.835 --> 09:32.435
همه‌اشون رو تا نفر آخر از بین می‌برم

09:32.914 --> 09:35.634
شما خواهر و برادرین
چرا باید انقدر بی‌رحم باشی؟

09:45.075 --> 09:45.794
...چطوری

09:46.195 --> 09:47.315
چطور برگشتم؟

09:48.555 --> 09:53.235
حیف شد، من اصلا نرفته بودم
منتظر بودم خودت رو لو بدی

10:00.514 --> 10:01.634
تو مسموم نشده بودی

10:03.195 --> 10:03.835
معلومه که نه

10:20.674 --> 10:22.115
اگه دلت نرم شده بود

10:22.195 --> 10:23.955
و این فقط داروی خواب‌آور بود

10:24.274 --> 10:26.595
هنوز می‌شد همه ‌چیز رو درست کرد

10:27.994 --> 10:30.435
ولی حیف که هیچ پشیمونی‌ای نشون ندادی

10:30.754 --> 10:34.475
فقط روز به روز بدتر شدی -
برادر خودت رو انداختی توی گورال گرگ‌ها -

10:34.754 --> 10:35.874
و مرگش رو تماشا کردی

10:36.555 --> 10:38.955
بعدا وقتی فهمیدی برادر بزرگ
هم قاتل اجیر کرده بوده

10:39.394 --> 10:42.195
نقشه کشیدی اون قاتل رو بکشی و
همه‌ چیز رو بندازی گردن اون

10:42.475 --> 10:43.394
بدبختانه

10:43.754 --> 10:46.435
نمی‌دونستی موقع اجیر کردن قاتل دیده شده

10:46.874 --> 10:48.355
و کل حقیقت رو شده

11:00.754 --> 11:02.475
فکرش رو هم نمی‌کردم برای اینکه
همه ‌چیز رو گردن من بندازی

11:02.794 --> 11:04.955
تا این حد پیش بری و پست بشی

11:10.034 --> 11:10.555
بگیرینش

11:42.674 --> 11:44.274
سمی که توی بدنمه از طرف اونه

11:44.435 --> 11:45.914
بازم می‌خوای ازش محافظت کنی؟

12:04.034 --> 12:06.674
حتی الان هم، نمی‌خوای برگردی؟

12:07.355 --> 12:08.034
ون‌ شوانگ

12:17.835 --> 12:20.674
تو... از کی؟

12:21.034 --> 12:22.154
خیلی وقت پیش

12:23.435 --> 12:25.267
از وقتی ازت خواستم طبیب چین رو پیدا کنی

12:25.267 --> 12:27.123
<i> ولی توی جشن فانوس بهم حمله کردن </i>

12:28.154 --> 12:30.634
برادر سوم کی پیداش شد؟

12:32.075 --> 12:32.874
دو روز پیش

12:36.914 --> 12:39.595
به اسم خواهر دوم
کشونده شدم عمارت زویی ‌شیان

12:40.075 --> 12:41.154
ولی بعدا که فکرش رو کردم

12:41.355 --> 12:44.235
اولین کسی که دم در دیدم، تو بودی

12:44.754 --> 12:45.355
آ لو

12:47.115 --> 12:48.715
خودش دعوتمون کرده اینجا و ولمون کرده؟

12:48.715 --> 12:49.274
دقیقا

12:53.475 --> 12:54.794
نمی‌خواستم باور کنم

12:55.075 --> 12:55.634
ولی

12:56.555 --> 12:59.754
اون دستبند باعث شد واقعا بهت شک کنم

13:10.355 --> 13:11.394
تحقیق کن

13:11.514 --> 13:13.595
ببین روزی که به ارباب جوان سوم حمله شد

13:15.115 --> 13:17.514
دقیقا کجا بوده

13:17.874 --> 13:21.274
دستبند من سال‌ها پیش شکسته بود

13:21.754 --> 13:24.355
وقتی یه جدیدش رو بهم دادی، برام عجیب بود

13:25.394 --> 13:28.115
فکر کردم شاید فقط اتفاقی توی مو بی دیدیش

13:28.394 --> 13:31.394
و اون ماجرای قدیمی یادت اومده

13:32.955 --> 13:35.555
تا وقتی دستبندی رو دیدم که
کنار جائو شی پیدا شده بود

13:36.355 --> 13:37.874
تو مخفیانه زودتر برگشتی

13:38.235 --> 13:42.195
و قتل رو انداختی گردن راهزن‌هایی که
ولیعهد، یین جو رو کشته بودن

13:42.874 --> 13:44.435
تا رد خودت رو بپوشونی

13:45.154 --> 13:46.154
ولی همون جا متوقف نشدی

13:46.555 --> 13:50.914
بعد از اینکه فهمیدی برادر بزرگ
قاتل اجیر کرده، اون قاتل رو کشتی

13:51.034 --> 13:52.914
تا مرگ جائو شی رو لاپوشونی کنی

13:53.595 --> 13:56.355
چون مطمئن نبودی واقعا مرده یا نه

13:56.874 --> 13:59.874
حتی به بعضی‌ها رشوه دادی تا به اسم
بررسی جسدش، پوشش درست کنی

14:01.754 --> 14:05.715
تا خودت با لباس گداها قاطی بشی و
جسد رو بررسی کنی

14:21.514 --> 14:24.595
برای این کار، حتی از کشتن اون آدم‌ها هم
دریغ نکردی

14:24.874 --> 14:26.034
ولی نمی‌دونستی

14:26.634 --> 14:29.715
همین زرنگ‌بازی‌هات تو رو لو داد

14:31.955 --> 14:34.195
چرا امروز این‌همه آدم اینجان؟

14:37.634 --> 14:38.274
راستی

14:38.595 --> 14:42.195
تو با سم خنده‌ی دنیای زیرین خواهر دوم
لنگ یان رو کشتی

14:42.754 --> 14:43.955
رئیس خاندان رو مسموم کردی

14:44.355 --> 14:47.715
و حالا هم خودت رو شبیه خواهر دوم کردی
تا دوباره سراغ جائو شی بری

14:48.154 --> 14:50.115
چرا اینطوری شدی؟

14:59.573 --> 15:09.573
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

15:17.315 --> 15:20.914
ولی چرا طبیب چین و صاحب
می‌خونه‌ی زویی ‌شیان رو کشتی؟

15:21.674 --> 15:26.154
فقط چون گفتم امیدوارم طبیب چین بتونه
جائو شی رو درمان کنه؟

15:41.715 --> 15:42.215
نه

15:43.075 --> 15:44.914
تو می‌دونستی اون نامه‌ی مخفی به دستم رسیده

15:45.034 --> 15:47.794
و می‌دونستی به خاندان گو شک می‌کنم

15:50.555 --> 15:52.355
برای همین کشتیشون

15:52.754 --> 15:54.555
همه‌ی این کارها رو برای تو کردم

15:57.355 --> 15:58.754
اون چه برتری‌ای نسبت به من داره؟

15:58.754 --> 16:02.154
!عالیه -
!عالیه -

16:02.154 --> 16:03.115
!دوباره

16:03.115 --> 16:04.394
!عالیه -
!عالیه -

16:15.595 --> 16:18.595
فقط چون تو به مبارزه علاقه داشتی
من حریف تمرینیت شدم

16:19.874 --> 16:21.274
به خاطر تو، دنبال فانوس گشتم

16:22.555 --> 16:24.394
برای جایگاه رئیس خاندان جنگیدم

16:26.034 --> 16:29.075
حتی به همه‌ی دنیا خیانت کردم

16:33.115 --> 16:34.475
این دستبند رو می‌بینی؟

16:39.154 --> 16:42.034
ده ساله که هر روز می‌پوشمش

16:44.674 --> 16:46.914
هرچی بخوای می‌تونم بهت بدم

16:47.555 --> 16:48.634
ولی تو چی؟

16:50.075 --> 16:52.315
حتی یه نگاه هم بهم نمیندازی

16:53.355 --> 16:54.955
چرا؟

17:06.555 --> 17:08.595
من هیچوقت هیچکدوم از اینا رو نخواستم

17:09.874 --> 17:11.474
صداقتت قابل تحسینه

17:12.075 --> 17:15.075
ولی تاحالا از خودش پرسیدی
واقعا دلش چی می‌خواد؟

17:15.995 --> 17:18.555
من شمشیری رو می‌خوام که توی دست خودم باشه

17:19.234 --> 17:21.154
نه قدرتی که از یکی دیگه قرض گرفته باشم

17:23.914 --> 17:25.275
تو به ماموریت‌های بهشت عمارت

17:27.874 --> 17:29.194
ربطی داری؟

17:30.154 --> 17:33.194
مسمومیت رئیس خاندان کار تو بود؟

17:33.355 --> 17:36.194
چه ربطی به گو شوان ‌وو داری؟

17:38.954 --> 17:39.914
کار من نبود

17:41.035 --> 17:43.874
من پدر رو مسموم نکردم

17:46.674 --> 17:49.194
کی بهت دستور داد همه‌ی این کارها رو بکنی؟

17:54.154 --> 17:55.595
اگه نگم

17:57.075 --> 17:58.474
اون ‌وقت می‌تونی

17:59.835 --> 18:03.275
تا ابد، هیچ‌ وقت من رو فراموش نکنی؟

18:23.115 --> 18:25.595
قضیه‌ی ماموریت بهشت حل شد

18:26.315 --> 18:27.595
پشت‌پرده‌ی همه‌چیز

18:34.755 --> 18:36.634
خواجه‌ی ارشد هه، بفرمایین

18:38.755 --> 18:39.515
!گمشین

18:40.474 --> 18:41.874
خودم راه می‌رم

18:59.275 --> 19:00.979
تو از کجا تحقیقات از اون خبر داری؟

19:01.755 --> 19:02.355
نه

19:03.555 --> 19:04.474
تو هنرهای رزمی بلدی

19:05.234 --> 19:06.275
تو برادر سوم نیستی

19:08.075 --> 19:09.194
تو دقیقا کی هستی؟

19:39.154 --> 19:43.035
شکوه دیروز، امروز دیگه رفته

19:44.355 --> 19:48.714
رویای قدرت توی ابرها ناپدید شد

19:50.474 --> 19:54.355
با تمام وجود خدمت کردم

19:56.515 --> 20:00.835
ولی حالا؛ فقط موندم تا منتظر مرگ باشم

20:01.315 --> 20:05.315
زنجیرهای سرد، سایه‌ای تنها انداختن

20:08.035 --> 20:13.035
آفتاب غروب آخرین نورش رو از پنجره می‌تابه

20:16.194 --> 20:20.154
سردی دنیا رو چشیدم

20:20.474 --> 20:25.595
بهشت پایان راه من رو تعیین می‌کنه

20:27.351 --> 20:47.451
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Zara ✧

21:01.457 --> 21:06.520
♪بیدها با نسیم غروب به رقص در میان♪

21:07.057 --> 21:12.378
♪کوچه‌های قدیمی رازهای زمان رو نگه داشتن♪

21:12.945 --> 21:19.573
♪سنگ‌فرش‌ها رد زندگی رو به دوش می‌کشن♪

21:19.573 --> 21:24.337
♪گلبرگ‌های ریخته، دلتنگی بی‌پایان♪

21:24.337 --> 21:26.673
♪حسرت هنوز توی اعماق قلبم مونده♪

21:26.673 --> 21:33.373
♪سیم‌های ساز از غم جدایی می‌نالن♪

21:33.373 --> 21:40.145
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

21:40.145 --> 21:47.281
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

21:47.281 --> 21:51.665
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

21:51.665 --> 21:54.289
♪هر خطش یه فکر رو توی خودش جا داده♪

21:54.289 --> 22:00.923
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

22:00.923 --> 22:07.473
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

22:07.473 --> 22:14.597
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

22:14.687 --> 22:19.057
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

22:19.057 --> 22:21.765
♪هر خطش یه فکر رو توی خودش جا داده♪

22:21.765 --> 22:27.665
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

22:28.305 --> 22:34.293
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪
