WEBVTT

00:00.116 --> 00:20.116
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Zara ✧

00:58.131 --> 01:01.107
ꙿ‧☙ ⧛در چنـگ اسـارت⧚ ❧‧ꙿ

01:01.107 --> 01:03.077
ꙿ⧛قسمت بیست و چهارم⧚ꙿ

01:03.853 --> 01:06.797
<i>⧛در کنار هم⧚</i>

01:07.117 --> 01:09.837
(فضیلت آسمان و زمین)

01:10.003 --> 01:11.475
(نشان ارباب عمارت)

01:11.955 --> 01:15.395
نگهبان‌های مرگ عمارت شوان جی
بی‌چون‌وچرا فقط از این نشان اطاعت می‌کنن

01:15.914 --> 01:20.115
اگه یه روزی این نشان
دست آدم نادرستی بیفته

01:21.074 --> 01:22.115
یعنی ما باید

01:22.115 --> 01:25.274
بشیم تیغه‌ای توی دستش
برای کشتن آدم‌های وفادار و درستکار؟

01:26.755 --> 01:29.474
ولی الان، توی دست توئه

01:32.515 --> 01:33.955
از امروز

01:34.434 --> 01:38.554
تو ارباب عمارت شوان جی هستی

01:39.834 --> 01:41.595
درود، ارباب عمارت -
درود، ارباب عمارت -

01:41.714 --> 01:43.434
درود، ارباب عمارت -
درود، ارباب عمارت -

01:43.595 --> 01:45.115
درود، ارباب عمارت -
درود، ارباب عمارت -

01:50.354 --> 01:53.755
منم درست مثل همه‌ی شما
توی همین عمارت بزرگ شدم

01:54.554 --> 01:55.955
نمی‌دونم کی‌ام

01:56.714 --> 01:59.714
نمی‌دونم هدف پشت هر مأموریت چیه

02:00.474 --> 02:02.554
یا فردا قراره کجا برم

02:03.235 --> 02:06.194
ما فقط چرخ‌دنده‌هایی هستیم
که توی یه مسیر از پیش تعیین‌شده می‌چرخیم

02:07.395 --> 02:09.594
و تیغه‌هایی
توی دست هر کسی که از راه رسید

02:10.395 --> 02:12.075
بی‌شمار بار از خودم پرسیدم

02:13.034 --> 02:14.355
واقعا دنبال چی‌ام؟

02:14.795 --> 02:17.274
آزادی؟ قدرت؟

02:18.714 --> 02:21.274
نه، هیچکدوم

02:44.834 --> 02:49.115
می‌خوام بفهمم دارم توی چه راهی قدم می‌ذارم

02:49.754 --> 02:51.594
راه خودم رو پیدا کنم

02:52.754 --> 02:55.754
خودم انتخاب کنم و برای خودم زندگی کنم

02:57.834 --> 03:01.075
حتی اگه مجبور باشم این مسیر رو تنها برم

03:02.314 --> 03:06.115
امیدوارم تک‌تک شما هم
راه خودتون رو پیدا کنین

03:29.554 --> 03:30.475
تو نمردی؟

03:32.355 --> 03:35.355
فکر کردی باید توی جنگل بامبوی
بیرون شهر می‌مردم

03:35.714 --> 03:38.154
یا توی عروسی چند روز پیش؟

03:39.955 --> 03:41.115
پس کار تو بود

03:42.475 --> 03:45.874
بعد از این همه سال مراقبتی که ازم کردی

03:46.355 --> 03:47.714
چجوری باید جبرانش کنم؟

03:48.195 --> 03:53.395
حیف که شمشیرها رحم سرشون نمی‌شه
پس بیخودی مقاومت نکن

03:54.235 --> 03:56.274
تو با دو بار مرگ ساختگی منو فریب دادی

03:59.154 --> 04:00.554
واقعا فکر کردی

04:00.554 --> 04:03.675
تغییر قیافه و عوض کردن صدا
می‌تونه عمارت شوان جی رو گول بزنه؟

04:04.915 --> 04:06.274
برای نقشه‌ات

04:07.515 --> 04:09.075
حتی صورت اون بدبخت رو هم از ریخت انداختی

04:10.235 --> 04:13.274
یا فکر کردی بعد از مرگ خواجه‌ی ارشد هه

04:13.274 --> 04:15.554
دیگه کسی بهت شک نمی‌کنه؟

04:17.074 --> 04:20.554
خواجه‌ی ارشد هه سال‌ها با نهایت احتیاط
به پدر خدمت کرده بود

04:21.074 --> 04:23.634
هیچکس هیچوقت نفهمید اون با مادرت

04:23.994 --> 04:25.355
....یا صدر اعظم راست

04:26.994 --> 04:29.595
یا بهتر بگم، همون پدربزرگت
چه رابطه‌ی نزدیکی داشته

04:31.035 --> 04:35.634
اون حتی تونل‌های مخفی
برای موش‌های پیغام‌بر رو هم از بین برده بود

04:36.715 --> 04:39.754
حیف که حتی بی‌نقص‌ترین نقشه‌ها هم
یه ایرادی دارن

04:39.994 --> 04:42.434
مأموریت بهشت قبل از برگشتن موش صادر شد

04:42.475 --> 04:43.835
و باعث شد فاجعه از کنار گوشمون رد بشه

04:58.035 --> 04:59.434
فقط یه موشه، همین

05:03.554 --> 05:05.915
ماموریت‌های بهشت عمارت
خیلی محرمانه‌ان

05:06.475 --> 05:08.874
ولی نمی‌تونن با سحر و جادو
توی عمارت سایه ظاهر بشن

05:09.434 --> 05:10.074
تو می‌تونی

05:10.554 --> 05:13.035
تحقیق رو از لوله‌های فاضلاب پایتخت شروع کنی

05:21.514 --> 05:26.235
موش پیغام‌بر ما رو به عمارت
صدر اعظم راست رسوند

05:26.835 --> 05:29.434
چه گو ون ‌شوانگ، چه خواجه‌ی ارشد هه

05:29.954 --> 05:32.795
چه صدراعظم راست
همه‌اشون خوب ازت محافظت می‌کردن

05:33.675 --> 05:37.155
و چون هیچ مدرکی علیهت نداشتم
فقط می‌تونستم یه قدم عقب بکشم

05:38.595 --> 05:39.754
تا بتونم گیرت بندازم

05:45.468 --> 05:54.468
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

05:55.035 --> 05:56.675
آخرش باز هم برنده منم

05:57.795 --> 06:01.514
بی‌فایده‌ست
افرادم نزدیک اون مرتیکه کمین کردن

06:01.715 --> 06:02.795
آتیش‌بازی هم علامت شروعه

06:03.475 --> 06:08.514
اگه جونش برات ارزش داره
همین الان ولم کن

06:13.314 --> 06:14.915
برادر عزیزم

06:15.235 --> 06:17.554
چرا انقدر نگران جون اون احمقی؟

06:18.235 --> 06:20.475
باید به اندازه‌ی من ازش متنفر باشی

06:20.675 --> 06:23.275
مرگ مادرت
باعث شد سال‌ها عذاب بکشی

06:24.194 --> 06:28.035
تو این همه مدت کنار زده شدی
همه‌اش فقط به‌خاطر بی‌عرضگی اون بود

06:29.675 --> 06:31.514
اگه امروز من با اون بمیرم

06:31.915 --> 06:33.475
حتی اگه تو هم به تاج و تخت سلطنت برسی

06:34.275 --> 06:37.394
می‌خوای جلوی حرف مردم رو چجوری بگیری؟

06:40.595 --> 06:43.954
راست می‌گی
جون اون اصلا برام مهم نیست

06:44.954 --> 06:47.035
امروز؛ می‌تونم زنده بذارمت

06:47.915 --> 06:51.715
پدر نتونست درست و حسابی تربیتت کنه
ولی منم نمی‌تونم جاش رو بگیرم

06:52.634 --> 06:57.155
برای همین می‌فرستمت مقبره‌های سلطنتی
که همدم مادرت باشی

06:58.074 --> 06:58.994
جراتش رو داری؟

07:00.954 --> 07:01.835
چرا نداشته باشم؟

07:02.235 --> 07:02.994
ببرینش

07:06.275 --> 07:07.355
من هنوز نباختم

07:09.394 --> 07:10.394
هنوز نباختم

07:10.475 --> 07:12.475
...اعلی‌حضرت، درمورد عالیجناب

07:16.035 --> 07:18.115
بعضی از کلمات؛ بعضی از کارها

07:19.355 --> 07:22.275
وقتی از دست برن، باعث حسرت ابدی می‌شن

07:23.475 --> 07:26.235
توی زندگی، چی واقعیه و چی دروغ؟

07:26.554 --> 07:30.155
صبر نکن تا حسرت
همه ‌چیزت رو ببلعه

07:54.874 --> 07:55.915
!عالیجناب، مواظب باشین

07:55.915 --> 07:56.994
!نگهبان‌ها! ازم محافظت کنین

07:58.715 --> 07:59.835
!یکی کمک کنه

07:59.835 --> 08:00.994
!قاتل

08:02.235 --> 08:05.235
!کمک! یکی کمک کنه

08:10.835 --> 08:12.355
!از عالیجناب محافظت کنین

08:12.994 --> 08:13.514
!نگهبان‌ها

08:13.514 --> 08:14.434
!بگیرینشون

08:32.435 --> 08:33.034
!مواظب باش

08:50.315 --> 08:51.235
!مواظب باش

09:55.514 --> 09:57.195
بی‌خودی خودتو خسته نکن

09:57.595 --> 09:59.274
خودم بهتر می‌دونم بدنم

10:01.994 --> 10:03.394
چه وضعیه

10:10.955 --> 10:15.034
قبلا، سم باقی‌ مونده کامل
از بدنم پاک نشده بود

10:15.674 --> 10:19.555
الان هم با یه سلاح مخفی مسموم شدم
دیگه کارم تمومه

10:20.874 --> 10:24.075
تو خیلی شبیه مادرتی

10:26.435 --> 10:29.794
مادرت، یون‌ سویی

10:30.315 --> 10:32.835
بهترین زن دنیا بود

10:32.874 --> 10:35.435
اون به‌ تنهایی عمارت شوان جی رو ساخت

10:35.475 --> 10:36.914
درود، ارباب عمارت -
درود، ارباب عمارت -

10:37.355 --> 10:42.394
از همون لحظه، دلم رو بهش باختم

10:46.315 --> 10:49.514
فقط حیف که اون
عاشق چین یو هنگ شد

10:50.595 --> 10:54.154
ولی چین یو هنگ
به‌خاطر خاندانش با یه نفر دیگه ازدواج کرد

10:54.674 --> 10:57.075
بعد از این که یون‌ سویی باهاش قطع رابطه کرد

10:57.994 --> 10:59.355
فهمید

11:01.154 --> 11:02.874
که از قبل تو رو حامله بوده

11:03.435 --> 11:05.154
دلش شکسته بود

11:05.274 --> 11:08.315
من می‌خواستم همسرم بشه

11:09.835 --> 11:12.914
هیچوقت فکر نمی‌کردم
ازدواج ما

11:13.315 --> 11:16.274
باعث بشه چین یو هنگ
از درون روانی بشه

11:16.835 --> 11:18.514
اون عقلش رو از دست داد

11:19.235 --> 11:21.715
و کل خانواده‌اش رو قتل‌عام کرد

11:21.715 --> 11:23.053
(عمارت صدراعظم چپ)

11:23.914 --> 11:25.994
وقتی به عمارتش رسیدم

11:26.754 --> 11:31.514
همه‌جا غرق خون بود
و فقط خودش زنده مونده بود

11:36.955 --> 11:38.315
کار من بود

11:40.475 --> 11:41.874
من کشتمش

11:43.715 --> 11:48.075
آره، من واقعا پدرت رو کشتم

11:49.754 --> 11:53.355
بعدها، لیان یی
بعد از ورود به کاخ، براش حادثه‌ای پیش اومد

11:54.994 --> 11:56.754
من نتونستم نجاتش بدم

11:57.994 --> 12:02.514
فقط تونستم اون بچه‌ای رو
که آدم‌کش‌ها برده بودن، پس بگیرم

12:03.075 --> 12:07.235
اون بچه گو جائو شی بود

12:10.914 --> 12:14.394
اون موقع یون‌ سویی
تازه تو رو به دنیا آورده بود

12:15.955 --> 12:17.835
ما فهمیده بودیم توی کاخ خبرهایی هست

12:18.475 --> 12:20.715
برای محافظت از بچه‌ی لیان یی

12:21.715 --> 12:24.514
مجبور شد بر خلاف خواسته‌اش
تو رو توی عمارت شوان جی بذاره

12:24.994 --> 12:26.674
بعد هم بچه‌ی لیان یی رو

12:27.914 --> 12:29.994
به اسم بچه‌ی خودش

12:30.794 --> 12:32.514
با خودش به خاندانمون برگردوند

12:35.355 --> 12:39.475
فکر کردیم که مخفیانه درباره‌اش تحقیق کنیم

12:40.075 --> 12:43.835
ولی قوانین محرمانه‌ی عمارت

12:44.874 --> 12:49.154
و به خاطر پنهون کاری کاخ
که اجازه‌ی درز اخبار رو نمی‌داد

12:49.674 --> 12:51.634
باعث شد یون‌ سویی که رفته بود تحقیق کنه

12:52.994 --> 12:54.195
...آخرش

12:59.955 --> 13:02.075
اتفاقی که براش افتاد تقصیر من بود

13:19.917 --> 13:22.765
(تالار هان جانگ)

13:23.914 --> 13:25.154
بذارین اتفاق دیروز

13:26.274 --> 13:28.715
پایان همه‌ی این سال‌ها حساب بشه

13:30.154 --> 13:32.034
عمارت شوان جی خوب ازم محافظت کرده

13:32.595 --> 13:34.874
من به گو جیانگ، پس از مرگش
لقب مرزبان یانگ ‌آن رو می‌دم

13:35.115 --> 13:38.435
پسر ارشد خاندان گو
می‌تونه این لقب رو نسل‌به‌نسل به ارث ببره

13:42.595 --> 13:43.634
ممنونم؛ عالیجناب

13:46.154 --> 13:50.274
هیچوقت فکر نمی‌کردم یین هوان
این همه سال در حال نقشه کشیدن بوده باشه

13:50.835 --> 13:53.674
حالا که خودش
رابطه‌ی خونیمون رو کنار گذاشته

13:54.394 --> 13:56.475
منم تظاهر می‌کنم
از اول همچین پسری نداشتم

13:58.274 --> 14:01.555
اون و صدراعظم راست رو
تحویل دیوان عدالت بدین تا مجازات بشن

14:02.034 --> 14:03.394
اطاعت، عالیجناب

14:06.634 --> 14:10.034
جو آر، چیزی هست به‌عنوان پاداش بخوای؟

14:13.997 --> 14:18.914
(تالار هان جانگ)

14:18.914 --> 14:20.355
مطمئنی

14:21.315 --> 14:22.914
خوب بهش فکر کردی؟

14:23.435 --> 14:24.034
بله

14:28.394 --> 14:30.634
هر چی بخوای، می‌تونم بهت بدم

14:31.835 --> 14:34.835
ولی اجازه نمی‌دم با اون ازدواج کنی

14:40.634 --> 14:41.794
کجا می‌ری؟

14:43.994 --> 14:46.435
کارهای این‌جا دیگه تموم شده

14:46.595 --> 14:49.274
سازماندهی عمارت شوان جی توی جیانگ نان
به هم ریخته

14:49.835 --> 14:50.595
می‌رم یه نگاهی بندازم

14:51.034 --> 14:54.235
امروز باهامون نیومدی کاخ
یعنی از قبل حدس زده بودی؟

14:54.994 --> 14:56.315
هویتش رو می‌دونستی

14:57.394 --> 15:02.315
بعدتر، لیانیی براش حادثه‌ای پیش اومد
و من نتونستم نجاتش بدم

15:02.754 --> 15:07.195
فقط تونستم اون بچه‌ای رو
که آدم‌کش‌ها برده بودن، پس بگیرم

15:07.715 --> 15:11.315
اون بچه گو جائو شی بود

15:12.274 --> 15:14.115
حالا که دیگه می‌دونیم جائو شی کیه

15:14.435 --> 15:16.274
حدس زدن هویت اون هم سخت نیست

15:18.835 --> 15:20.514
هیچی از چشم تو پنهون نمی‌مونه

15:21.595 --> 15:23.994
صحنه‌ی اون عروسی رو هم
شما دوتا با هم چیده بودین

15:24.274 --> 15:25.555
تو می‌دونستی نمرده

15:26.026 --> 15:28.986
یا نکنه چون هویت واقعیش رو
ازت پنهون کرده بود و بهت دروغ گفته بود

15:29.555 --> 15:30.235
اون کار رو کردی؟

15:31.034 --> 15:34.315
همه ‌چیز خیلی سریع اتفاق افتاد
منم خواستم همراهی کنم

15:34.835 --> 15:37.674
و با یه خنجر تقلبی
مرگش رو ساختگی نشون بدم

15:38.274 --> 15:40.115
ولی یه خنجر تقلبی تاشو کافی نبود

15:40.674 --> 15:44.075
اگه از زخمش خون نمیومد
همه ‌چیز لو می‌رفت

15:44.835 --> 15:47.914
برای همین فکر کردم
کف دست خودم رو ببرم و حواس‌ها رو پرت کنم

15:49.874 --> 15:50.874
...ولی اون

15:55.796 --> 16:05.796
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

16:11.034 --> 16:14.634
مدام به خودم می‌گفتم
اون منظورم رو فهمیده

16:15.874 --> 16:17.355
ولی من زخمی نشدم

16:27.075 --> 16:28.115
و مطمئن نبودم

16:28.874 --> 16:31.115
که اون نگین روی خنجر رو فشار داده یا نه

16:32.034 --> 16:33.835
شاید این فقط نگرانیه که
قضاوتت رو به‌هم زده

16:34.595 --> 16:36.274
الان همه ‌چیز برگشته سر جای خودش

16:36.874 --> 16:37.555
این خوبه

16:37.835 --> 16:40.715
پدر، چرا باید با این ازدواج مخالفت کنین؟

16:40.874 --> 16:44.034
اون موقع مگه شما و مادر
برخلاف نظر همه کنار هم واینسادین؟

16:44.034 --> 16:45.595
حتی برادرش رو هم ژنرال کردین

16:45.914 --> 16:48.235
ولی آخرش نتونستم ازش محافظت کنم

16:56.835 --> 16:59.355
اگه واقعا می‌خوای
جلوی همه وایسی و باهاش ازدواج کنی

16:59.994 --> 17:02.514
باید خوب فکر کنی
که می‌تونی تا آخر عمر ازش محافظت کنی یا نه

17:07.275 --> 17:09.515
ولی مگه شما دوتا
مراسم عروسی رو انجام ندادین؟

17:10.755 --> 17:14.035
برادر بزرگ، هر حرفی رو به زبون نیار
اون فقط یه راه‌حل موقتی بود

17:14.275 --> 17:16.595
...هر چی نباشه، اون ولیعهده، و من

17:17.394 --> 17:19.115
الان، من دیگه مرزبان یانگ ‌آنم

17:19.954 --> 17:21.515
اگه بخوای وارد کاخ بشی

17:21.755 --> 17:23.555
من محکم و بی‌تردید پشتت وایمیسم

17:24.035 --> 17:26.275
مگه تو همون کسی نیستی
که از دردسر بدش میومد؟

17:27.075 --> 17:30.795
حتی حاضر بودی همه‌ی اموالت رو بفروشی
پس چرا این لقب رو قبول کردی؟

17:33.355 --> 17:34.515
اگه جیانگ‌ نان رو انتخاب کنی

17:34.914 --> 17:36.075
من همه‌ی غرفه‌های اینجا رو می‌فروشم

17:36.075 --> 17:37.634
و باهات میام

17:39.355 --> 17:44.954
ولی اگه تصمیم بگیری وارد کاخ بشی
من تا ابد پشت و پناهت می‌مونم
(بابت همه‌ی فحش‌هایی که بهت دادم عذرخواهم)

17:46.714 --> 17:48.234
پس همه‌ی اون روزهای باهم بودنمون

17:48.474 --> 17:51.315
از نظر تو فقط یه "راه‌حل موقتی" بود، عزیزم؟

17:54.035 --> 17:54.595
برادر بزرگ

18:06.874 --> 18:10.115
با اینکه آدم مهمی نیستم
ولی حداقل یه جاهایی تا حدی بهت کمک کردم

18:10.714 --> 18:12.115
قبلا بهم قول داده بودی

18:12.315 --> 18:16.115
که هر سوال یا درخواستی داشتم
راحت باهات مطرح کنم

18:17.394 --> 18:17.954
آره

18:20.035 --> 18:22.234
توی خونه‌ی ما
یه سری مسائل پیچیده هست

18:22.595 --> 18:25.115
می‌تونی کمکم کنی؟

18:26.234 --> 18:27.035
چی شده؟

18:29.075 --> 18:30.355
من یکی رو دوست دارم

18:31.194 --> 18:34.474
ولی اون دروغ گفت
و گفت عاشق برادر بزرگ‌ترمه

18:35.075 --> 18:38.194
این قضیه خیلی آزارم می‌ده
حتی خواب رو از چشم‌هام گرفته

18:40.795 --> 18:42.275
برادر بزرگ این رو بهت گفت؟

18:45.194 --> 18:47.874
اون روز، درست سر موقع رسیدی

18:48.394 --> 18:49.275
...اما گو جیانگ

18:50.634 --> 18:53.995
رئیس خاندان حس می‌کرد
دیگه لیاقت برگشتن به فرقه‌اش رو نداره

18:54.355 --> 18:57.755
من و برارد بزرگ تصمیم گرفتیم
جسدش رو به فرقه‌ی تیان جی برگردونیم

18:59.275 --> 19:01.515
در مورد این که چرا اون روز به کاخ نفوذ کردم

19:01.835 --> 19:04.355
مگه تو نگفته بودی هفت روز بعد اقدام کنیم؟

19:06.075 --> 19:08.075
برف و یخبندان کی برمی‌گردن؟

19:09.795 --> 19:11.035
امیدوارم وقتی که روح‌ها برگردن

19:12.515 --> 19:13.714
دوباره همدیگه رو ببینیم

19:18.194 --> 19:22.315
بهت گفته بودم اگه دوباره جایی برم
تاریخ برگشتم رو بهت می‌گم

19:25.595 --> 19:27.914
اگه دوباره بخوام سفر دوری برم
تاریخ برگشتنم رو بهت می‌گم

19:29.555 --> 19:30.355
!عالیه -
!عالیه -

19:30.634 --> 19:32.115
چه قشنگه

19:47.434 --> 19:50.555
واقعا خوش‌شانس بودم که توی این زندگی
کسی به باهوشی تو رو پیدا کردم

19:53.634 --> 19:56.434
اگه نتونم این زندگی رو با تو بگذرونم
حسرتش تا ابد به دلم می‌مونه

19:59.394 --> 20:02.755
ما هنوز یه بازی نیمه‌تموم
توی عمارت فو فنگ داریم

20:03.315 --> 20:05.755
و من هنوز فن‌هایی رو که یادم دادی
کامل یاد نگرفتم

20:07.075 --> 20:09.939
حالا که کارهای خانواده‌ی تو
با عروسی تموم شد

20:10.707 --> 20:13.874
بذار کارهای خانواده‌ی من هم
با همون عروسی شروع بشه

20:15.874 --> 20:17.515
خانواده‌ی من یه کم پیچیده‌ست

20:17.835 --> 20:21.035
بعد از عروسی
همه‌ چیز رو برات می‌گم

20:21.555 --> 20:22.714
نظرت چیه؟

20:23.995 --> 20:25.954
من می‌خوام تا آخر عمر ازش محافظت کنم

20:26.474 --> 20:28.474
ولی اون کسی نیست
که لازم باشه من ازش محافظت کنم

20:28.755 --> 20:31.315
اون کسیه که انقدر قوی هست
که شونه‌به‌شونه‌ی من بایسته

20:34.315 --> 20:36.995
پس، حاضری کمکم کنی؟

20:40.429 --> 20:44.723
♪قلبم با نگاه اول تو رو شناخت♪

20:44.748 --> 20:46.305
(بالاخرههه)

20:46.330 --> 20:51.781
♪می‌خوام وسط طوفان، محکم به این عشق بچسبم♪

20:53.549 --> 20:58.804
♪لحظه‌های دزدکی ما خیلی زود می‌گذرن♪

20:59.340 --> 21:05.953
♪طاقت انتظار کشیدن برای شکوفایی این عشق رو ندارم♪

21:07.644 --> 21:09.884
♪کیه که فقط یه رهگذر نیست؟♪

21:09.884 --> 21:12.604
♪و تو تنها عشق کی هستی؟♪

21:12.886 --> 21:14.236
♪و چه کسی ♪

21:14.550 --> 21:15.980
♪قلب چه کسی رو شکست؟♪

21:16.150 --> 21:18.576
♪ولی بازم جدایی سخته♪

21:19.542 --> 21:22.755
♪توی خلأ درد گرفتارم♪

21:22.940 --> 21:25.724
♪می‌ذارم اشک‌هام دیوونه‌وار بریزن♪

21:26.070 --> 21:28.444
♪تازه اونموقع می‌فهمم دست‌هات♪

21:28.444 --> 21:32.275
♪نخ روحم رو نگه داشته♪

21:33.086 --> 21:37.538
 ☾♥ممنون از اینکه با نگاه قشنگتون ما رو تا پایان این سریال خوشگل همراهی کردین♥☽

21:37.997 --> 21:41.997
(پایان)

21:42.022 --> 22:02.022
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Zara ✧

22:03.981 --> 22:09.044
♪بیدها با نسیم غروب به رقص در میان♪

22:09.421 --> 22:14.742
♪کوچه‌های قدیمی رازهای زمان رو نگه داشتن♪

22:15.309 --> 22:21.937
♪سنگ‌فرش‌ها رد زندگی رو به دوش می‌کشن♪

22:21.937 --> 22:26.701
♪گلبرگ‌های ریخته، دلتنگی بی‌پایان♪

22:26.701 --> 22:29.037
♪حسرت هنوز توی اعماق قلبم مونده♪

22:29.037 --> 22:35.737
♪سیم‌های ساز از غم جدایی می‌نالن♪

22:35.737 --> 22:42.509
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

22:42.509 --> 22:49.645
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

22:49.645 --> 22:54.029
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

22:54.029 --> 22:56.653
♪هر خطش یه فکر رو توی خودش جا داده♪

22:56.653 --> 23:03.287
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

23:03.287 --> 23:09.837
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪

23:09.837 --> 23:16.961
♪عشق و محبتم به تو مونده و فراموش نمی‌شه♪

23:17.051 --> 23:21.421
♪دست‌نوشته‌های جوهری خاطره‌ها رو صدا می‌زنن♪

23:21.421 --> 23:24.129
♪هر خطش یه فکر رو توی خودش جا داده♪

23:24.129 --> 23:30.029
♪شکوه مثل خواب محو می‌شه♪

23:30.669 --> 23:36.657
♪قصه‌های گذشته توی روحم جا خوش کردن♪
