WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: TINA ✧ سارا ✧ Sahel ✧  
✧ ادیت : Vanilla ✧

00:30.970 --> 00:33.250
•◦𓏲ּ𝄢قلبم مال توست𓏲ּ𝄢◦•

00:33.270 --> 00:36.210
❀࿔˙ॱᐧ.˳قسمت یازدهم: میوه‌ی تلخ نیمه اهریمن.⋅ೃ❀ᮬ࿔

00:41.520 --> 00:42.920
...این

00:55.720 --> 00:58.400
فکر کردی پنهون کردن هاله‌ات

00:59.020 --> 01:00.550
می‌تونه من رو گول بزنه؟

01:01.300 --> 01:02.760
نگرانیت بهت خیانت می‌کنه و لوت می‌ده

01:02.860 --> 01:05.180
گربه کوچولو، راستش رو به من بگو

01:10.850 --> 01:12.750
ارباب، دیگه لازم نیست حاشیه برین

01:12.750 --> 01:13.870
من کشتمشون

01:17.270 --> 01:19.530
مدت‌ها بود که می‌خواستم اون سه نفر رو بکشم

01:19.530 --> 01:21.970
هر روز توی انجمن زورگویی می‌کردن

01:21.970 --> 01:22.850
فقط لی مائو نبود

01:22.880 --> 01:23.940
دیگه کی مونده که توی این انجمن

01:23.940 --> 01:25.539
از دستشون اذیت نشده باشه؟

01:25.640 --> 01:27.870
وانگ رن جیه می‌خواست آزمون‌های سلطنتی
رو با بالاترین نمره‌ها قبول بشه

01:27.870 --> 01:28.930
اگه واقعا نمره‌ی ممتاز میاورد

01:29.760 --> 01:31.560
و یه روزی به مقام رسمی تبدیل می‌شد

01:31.560 --> 01:33.560
اون‌ وقت دیگه واقعا عدالت معنی‌ای نداشت

01:35.640 --> 01:36.509
کسی اهمیت نداد

01:36.870 --> 01:37.640
پس خودم دست به کار شدم

01:39.560 --> 01:40.560
با جزئیات به من بگو

01:40.840 --> 01:42.700
چطور اون سه نفر رو کشتی

01:42.789 --> 01:45.120
و جنازه‌هاشون رو کجا قایم کردی؟

01:45.590 --> 01:47.120
صبر کردم حسابی مست بشن

01:47.120 --> 01:48.050
بعد خفه‌‌اشون کردم

01:48.420 --> 01:50.140
بعد هر دو بازوشون رو از تنشون جدا کردم

01:51.200 --> 01:52.940
و جنازه‌هاشون رو از تیرک سقف آویزون کردم

01:52.940 --> 01:54.979
بازوهاشون رو کجا قایم کردی؟

02:06.040 --> 02:07.840
همه‌ جا رو با دقت بگردین

02:07.840 --> 02:09.360
هیچ جزئیاتی از قلم نیفته

02:09.360 --> 02:10.130
فقط لی مائو نبود

02:10.130 --> 02:11.300
دیگه کی مونده که توی این انجمن

02:11.330 --> 02:12.930
از دستشون اذیت نشده باشه؟

02:13.240 --> 02:15.010
وانگ رن جیه می‌خواست امتحانات سلطنتی
رو با بالاترین نمره‌ها قبول بشه

02:15.010 --> 02:16.170
اگه واقعا نمره‌ی ممتاز میاورد

02:16.710 --> 02:18.110
و یه روزی به مقام رسمی تبدیل می‌شد

02:18.110 --> 02:20.300
اون‌ وقت دیگه واقعا عدالت معنی‌ای نداشت

02:21.920 --> 02:22.650
!پیداشون کردیم

02:25.520 --> 02:27.630
ارباب شش‌تا بازوی انسان
از داخل چاه بیرون آوردیم

02:27.630 --> 02:29.560
جای بریدگی‌ها کاملا با جنازه‌ها مطابقت داره

03:05.240 --> 03:08.840
بازوهای قطع‌شده‌ی وانگ رن‌ جیه و اون دو نفر پیدا شده

03:12.080 --> 03:14.150
تا کی می‌خوای سکوت کنی؟

03:25.360 --> 03:28.000
ارباب، وانگ رن‌ جیه رو من کشتم

03:29.630 --> 03:30.490
تو کشتیش؟

03:30.800 --> 03:31.150
بله

03:32.520 --> 03:32.850
خیلی خب

03:33.900 --> 03:35.160
پس با جزییات بهم بگو

03:35.750 --> 03:37.750
بازوهای قطع‌شده رو کجا قایم کردی؟

03:38.280 --> 03:39.280
انداختمشون دور

03:39.910 --> 03:41.310
کجا انداختیشون؟

03:41.630 --> 03:43.160
انداختمشون دور

03:47.070 --> 03:47.930
تو نمی‌دونی

03:48.910 --> 03:51.510
چون اصلا تو کسی نبودی که بازوها رو مخفی کرد

03:52.079 --> 03:53.340
ولی یه نفر دیگه می‌دونه

03:53.870 --> 03:55.329
آ جی قبلا به همه چیز اعتراف کرده

03:56.030 --> 03:58.160
اون بازوها رو توی چاه خشک انداخته بود

04:00.310 --> 04:01.470
الان دیگه

04:01.950 --> 04:03.280
دروغ گفتن هیچ فایده‌ای نداره

04:03.960 --> 04:05.310
خوب فکر کن

04:05.750 --> 04:08.150
اون شب چی دیدی

04:11.010 --> 04:13.360
و داری چی رو پنهون می‌کنی؟

04:19.940 --> 04:22.300
اون شب، من واقعا به انجمن برگشته بودم

04:23.050 --> 04:26.110
می‌خواستم چند تا کتاب بردارم
و برم معبد مخروبه درس بخونم

04:27.800 --> 04:29.630
!رحم کنین

04:29.870 --> 04:31.040
!اشتباه کردیم

04:31.040 --> 04:32.480
!دیگه هیچوقت تکرارش نمی‌کنیم

04:32.480 --> 04:34.140
حرفی که امروز زدین یادتون بمونه

04:35.320 --> 04:36.440
اگه یه بار دیگه بفهمم

04:37.640 --> 04:40.440
حتی یه تار مو از لی مائو کم کردین

04:40.960 --> 04:41.960
برمی‌گردم

04:42.700 --> 04:43.920
و این دست‌هایی رو که فقط بلدن

04:43.920 --> 04:46.560
به ضعیف‌تر از خودشون زور بگن رو از جا می‌کنم

04:46.740 --> 04:47.810
!ما اشتباه کردیم

04:47.840 --> 04:51.770
کاری می‌کنم تا شما هم مزه‌ی قطع شدن
دست و پا رو بچشین

04:52.280 --> 04:53.280
!رحم کن

05:00.750 --> 05:01.310
آ جی

05:06.380 --> 05:07.970
یه نگاه به خودت بنداز

05:09.310 --> 05:10.510
نه شبیه انسانی

05:11.560 --> 05:12.430
و نه شبیه اهریمن

05:13.870 --> 05:16.160
لیاقت همینه که زیر پای همه له بشی

05:16.160 --> 05:16.890
اگه جای تو بودم

05:17.560 --> 05:20.820
همون اول سرم رو به دروازه‌ی انجمن می‌کوبیدم
و خودم رو می‌کشتم

05:21.620 --> 05:24.020
بهتر از این بود که مادرت تو رو این‌جوری ببینه

05:24.020 --> 05:27.210
حداقل دیگه شب و روز غصه‌ات رو نمی‌خورد

05:28.440 --> 05:29.510
آ جی، آ جی

05:29.630 --> 05:30.070
...من

05:32.750 --> 05:33.190
...آ جی

05:34.800 --> 05:35.510
التماس می‌کنم

05:36.510 --> 05:38.370
لطفا برو و به مادرم بگو

05:38.670 --> 05:39.770
که دارم درس‌هام رو مرور می‌کنم

05:39.770 --> 05:40.300
!گمشو

05:40.890 --> 05:43.290
در مورد مادرت، خودت برو جلوی
!پاش زانو بزن و توضیح بده

05:44.070 --> 05:44.720
می‌دونم

05:45.360 --> 05:47.090
آ جی فقط از دست من ناامید شده بود

05:47.430 --> 05:49.490
به خاطر همین بود که اون حرف‌های تند رو گفت

05:50.000 --> 05:50.659
اون شب

05:52.540 --> 05:54.000
ذهنم حسابی درگیر و آشفته بود

05:54.870 --> 05:56.730
دیگه حوصله‌ی درس خوندن نداشتم

05:57.400 --> 05:58.530
برای همین شراب خریدم

05:59.260 --> 06:00.920
و رفتم به معبد مخروبه

06:01.830 --> 06:03.560
بعد از اون هم دیگه از اونجا بیرون نرفتم

06:04.680 --> 06:06.480
تا صبح که برای رفتن به انجمن راه افتادم

06:07.540 --> 06:08.870
ولی زود رسیدم

06:09.430 --> 06:10.830
یه کم خسته بودم

06:13.820 --> 06:15.880
برای همین بیرون انجمن خوابم برد

06:22.950 --> 06:26.120
رابطه‌ات با آ جی خوب بود؟

06:27.130 --> 06:29.540
آ جی همیشه درونگرا بود

06:31.190 --> 06:33.070
و با همه‌ی آدم‌های انجمن

06:33.720 --> 06:35.380
رابطه‌ی سردی داشت

06:35.560 --> 06:36.720
من و اون هم

06:37.950 --> 06:39.750
تقریبا هیچوقت با هم حرف نمی‌زدیم

06:41.510 --> 06:42.310
فقط

06:44.820 --> 06:47.090
وقتی وانگ رن‌ جیه پام رو شکسته بود

06:47.800 --> 06:49.530
ازش خواستم که یه پیغامی رو از طرفم

06:49.830 --> 06:50.630
به خانواده‌ام برسونه

06:53.080 --> 06:54.159
بعد از اون هم

06:55.470 --> 06:57.150
فقط دو بار با هم حرف زدیم

06:57.710 --> 06:58.950
کی باهاش ملاقات کردی؟

07:00.710 --> 07:02.240
یه زمانی بین ساعت 7 تا 8 شب

07:06.450 --> 07:08.570
چیز دیگه‌ای هم هست که بخوای بگی؟

07:13.980 --> 07:15.640
وقتی داشتم می‌رفتم سمت معبد مخروبه

07:17.480 --> 07:20.080
توی راه به یه محقق برخوردم

07:21.950 --> 07:23.550
ازم یه کاسه شراب خواست

07:24.340 --> 07:26.400
منم دعوتش کردم باهام بیاد معبد

07:27.720 --> 07:29.960
چهره‌ی اون شخص یادت مونده؟

07:30.520 --> 07:32.380
راستش اصلا قیافه‌‌اش یادم نمیاد

07:33.020 --> 07:34.100
فقط یادمه

07:35.390 --> 07:36.830
لباس سفید تنش بود

07:38.200 --> 07:39.360
زیر نور ماه

07:40.600 --> 07:42.040
انگار می‌درخشید

07:46.159 --> 07:46.920
پس

07:47.330 --> 07:48.170
اون می‌تونه شهادت بده که

07:48.210 --> 07:50.750
تمام اون مدت تو، توی معبد بودی؟

07:50.750 --> 07:51.190
بله

07:51.680 --> 07:52.740
حتما می‌تونه

07:53.360 --> 07:55.550
اون روز با هم شراب خوردیم

07:56.430 --> 07:57.070
...بعدش

07:57.800 --> 07:59.070
بعدش من مست شدم

07:59.840 --> 08:01.440
اون هم همونجا توی معبد موند و استراحت کرد

08:02.240 --> 08:03.100
با بودنش اونجا توی معبد

08:03.440 --> 08:06.640
حتما می‌تونه ثابت کنه که تمام شب توی معبد بودم

08:07.430 --> 08:08.190
در این صورت

08:08.750 --> 08:11.150
خوب به ظاهرش فکر کن

08:11.310 --> 08:12.360
و تصویرش رو بکش

08:12.950 --> 08:13.920
وقتی پیداش کنیم

08:14.360 --> 08:16.220
دیگه از اتهام تبرئه می‌شی

08:20.720 --> 08:21.190
ارباب

08:22.920 --> 08:25.070
تمام تلاشم رو می‌کنم

08:25.600 --> 08:26.360
اما ارباب

08:27.430 --> 08:28.950
یه درخواست دیگه‌ای هم دارم

08:29.630 --> 08:31.160
می‌شه برین خونه‌ام

08:31.310 --> 08:33.750
و به مادرم بگین من سالمم؟

08:34.909 --> 08:35.440
باشه

08:41.030 --> 08:43.030
ارباب بای چرا اول برنمی‌گردی
به دفتر حکومتی شهرستان

08:43.030 --> 08:44.720
و از آ جی کامل بازجویی نمی‌کنی؟

08:44.720 --> 08:47.550
من به‌ جای تو می‌رم و مطمئن می‌شم
مادر روح ببر

08:47.550 --> 08:48.750
خیالش راحت بشه

08:49.150 --> 08:49.630
نه

08:51.270 --> 08:52.080
چرا نه؟

08:52.910 --> 08:54.910
ارباب فو فنگ، حالتون خوب به نظر نمی‌رسه

08:55.360 --> 08:57.360
نیروی معنویتون احتمالا
هنوز کامل برنگشته

08:57.360 --> 08:59.630
بهتره همیشه کنارتون بمونم

09:03.360 --> 09:06.440
ارباب بای واقعا قلب یه درمانگر رو داره

09:09.270 --> 09:11.930
یه سری سوال دارم
که حضوری از عمه لی بپرسم

09:12.510 --> 09:15.000
در ضمن، یه چیز دیگه هم هست
که نمی‌فهمم

09:15.000 --> 09:17.750
آدم‌ها و اهریمن‌ها قرن‌هاست کنار هم
توی گذرگاه یین و یانگ زندگی می‌کنن

09:17.750 --> 09:18.630
اینجا اهریمن‌ها

09:18.960 --> 09:21.390
همیشه توسط آدم‌ها تحقیر می‌شن؟

09:23.480 --> 09:24.940
لی مائو تحقیر می‌شه

09:25.260 --> 09:26.660
نه به خاطر اینکه اهریمنه

09:27.250 --> 09:29.920
بلکه چون نیمه اهریمنه

09:31.000 --> 09:34.400
دنیای آدم‌ها به قبیله‌ها و فامیلی‌ها اهمیت می‌ده

09:34.820 --> 09:37.820
ولی اهریمن‌ها به خون و ریشه احترام می‌ذارن

09:38.760 --> 09:41.520
وسط این دوتا گیر افتادن

09:42.280 --> 09:43.420
نیمه اهریمن‌ها قدرت اهریمنی خیلی ضعیفی

09:43.420 --> 09:44.750
برای محافظت از خودشون دارن

09:44.870 --> 09:47.630
و از آدم‌ها هم حساس‌ترن

09:48.000 --> 09:50.150
برای همین کتاب‌های قدیمی

09:51.040 --> 09:52.570
یه ممنوعیت توی گذرگاه یین و یانگ ثبت کردن

09:52.920 --> 09:55.590
که ازدواج بین آدم‌ها و اهریمن‌ها رو ممنوع می‌کرد

09:55.590 --> 09:58.040
قانون شاید جلوی کارها رو بگیره

09:58.750 --> 10:00.610
اما چطوری می‌تونه قلب رو محدود کنه؟

10:02.000 --> 10:03.870
اما این عشق صادقانه

10:04.610 --> 10:06.540
آخرش فقط میوه‌ی تلخ می‌ده

10:06.560 --> 10:08.360
که بچه باید تنهایی تحملش کنه

10:09.820 --> 10:13.150
پس لی مائو همون میوه‌ی تلخه

10:26.890 --> 10:27.840
عمه لی

10:57.080 --> 10:58.000
عمه لی

10:59.000 --> 11:04.000
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

11:18.540 --> 11:21.660
هیچ نشونه‌ای از درگیری
نه توی حیاط نه داخل خونه نیست

11:22.450 --> 11:24.480
و قفل هم شکسته نشده

11:24.920 --> 11:27.030
به نظر میاد یه آشنا اومده بوده

11:27.030 --> 11:29.030
و بانو لی خودش در رو باز کرده

11:31.360 --> 11:32.090
ارباب فو فنگ

11:32.690 --> 11:33.480
اگه اینطوره

11:34.000 --> 11:35.790
از انجمن تا عمارت لی

11:35.790 --> 11:37.790
حداقل چقدر طول می‌کشه؟

11:37.790 --> 11:39.050
برای یه انسان معمولی

11:39.240 --> 11:40.630
اگه از خیابون غربی بره

11:40.630 --> 11:42.630
و از کوچه‌ها برای دور زدن بازار استفاده کنه

11:42.630 --> 11:44.160
حداقل یک ساعت طول می‌کشه

11:44.160 --> 11:45.070
برای یه اهریمن

11:45.840 --> 11:47.170
حتی سریع‌تر هم می‌شه

11:49.430 --> 11:51.860
زمان مرگ عمه لی

11:52.720 --> 11:55.630
بین ساعت 10 تا 11 دیشب بوده

11:56.480 --> 11:59.280
تقریبا هم‌زمان با وانگ رن جیه و بقیه

11:59.790 --> 12:01.960
بعد از حمله به انجمن

12:02.240 --> 12:03.490
قاتل اصلا توقف نکرده

12:03.490 --> 12:04.870
مستقیم رفته سمت مقصد

12:04.870 --> 12:06.730
تقریبا بدون اینکه حتی وایسه نفس بگیره

12:19.100 --> 12:19.530
شیائو هو

12:20.360 --> 12:20.910
ارباب

12:23.420 --> 12:23.940
ارباب

12:24.240 --> 12:27.770
ثبت خانوار دقیق لی مائو به دست اومده

12:33.320 --> 12:33.870
لی مائو

12:34.290 --> 12:35.500
نیمه‌انسان و نیمه‌ اهریمن

12:35.500 --> 12:36.960
توی گذرگاه یین و یانگ ثبت شده

12:36.960 --> 12:38.020
مادرش، لی یون

12:38.280 --> 12:40.600
یه رخت‌شور محلی توی گذرگاه یین و یانگ بود

12:40.600 --> 12:42.930
پدرش، مائو دا، یه روح ببر

12:43.270 --> 12:45.230
قبلا یه اجراکننده‌ی خیابونی بود

12:45.400 --> 12:47.100
ربوده شد و به عمارت یه تاجر ثروتمند برده شد

12:47.100 --> 12:50.010
و مجبورش کردن برای سرگرمی، نمایش
قطع کردن اعضای بدن رو اجرا کنه

12:50.010 --> 12:53.290
در نهایت بعد از ضیافتی که توش 9 بار زخمیش کردن مرد

12:53.920 --> 12:56.450
و جسدش توی بیابون رها شد

12:57.450 --> 12:58.020
ارباب

13:01.080 --> 13:01.840
ارباب فو فنگ

13:02.240 --> 13:02.790
ارباب

13:03.200 --> 13:05.630
عمه جانگ دیشب شاهد بوده

13:05.930 --> 13:07.390
که لی مائو به خونه برگشته

13:08.590 --> 13:09.850
در پاسخ به جناب فرماندار

13:10.200 --> 13:12.270
دیشب بلند شدم برم لگن رو خالی کنم

13:12.270 --> 13:14.730
و واضح دیدم لی مائو در می‌زد

13:14.750 --> 13:15.150
کی؟

13:15.510 --> 13:17.310
من توی شیفت دوم نگهبانی بیدار شدم

13:17.600 --> 13:20.060
دقیقا همون لحظه که نگهبان شب
از جلوی در خونه‌ام رد شد

13:20.080 --> 13:22.010
یعنی می‌شه 9:45 شب، درسته؟

13:22.440 --> 13:23.840
مطمئنی خود لی مائو بود؟

13:24.320 --> 13:26.720
لباس انجمن چیو زی رو پوشیده بود

13:27.080 --> 13:29.010
دیگه کی می‌تونست باشه؟

13:33.410 --> 13:34.790
دستش قطع‌ شده بود؟

13:34.790 --> 13:37.000
به اون توجه نکردم

13:38.330 --> 13:39.390
اگه هر دو دستش سالم بوده

13:40.680 --> 13:41.940
پس منطقی نیست

14:15.910 --> 14:16.670
ارباب‌های من

14:17.240 --> 14:19.640
پیامم رو به مادرم رسوندین؟

14:22.030 --> 14:23.920
بهش گفتیم داری توی پرونده کمک می‌کنی

14:23.920 --> 14:24.820
و همه چی خوبه

14:24.820 --> 14:26.420
پس لازم نیست نگران باشه

14:30.240 --> 14:30.720
خوبه

14:32.750 --> 14:33.270
لی مائو

14:34.310 --> 14:36.390
تو خیلی وقت‌ها توی انجمن
تا دیروقت مطالعه می‌کنی

14:36.680 --> 14:39.600
پس مادرت باید در رو برات باز بذاره، درسته؟

14:39.600 --> 14:40.200
بله

14:41.030 --> 14:41.860
مادرم

14:42.330 --> 14:44.860
هر شب در رو برای من باز می‌ذاره

14:46.730 --> 14:48.130
تو هم پسر باوفایی هستی

14:48.270 --> 14:49.730
فکر کنم وقتی برمی‌گردی

14:49.900 --> 14:51.430
با صدای بلند در نمی‌زنی

14:51.810 --> 14:54.010
که مبادا استراحتش رو به هم بزنی، درسته؟

14:54.020 --> 14:56.640
مادرم روزها سخت لباس می‌شوره

14:56.640 --> 14:57.720
جرات ندارم بیدارش کنم

14:58.580 --> 15:00.850
برای همین همیشه بی‌صدا می‌رم داخل

15:09.670 --> 15:10.400
ارباب فو فنگ

15:12.550 --> 15:14.440
وقتی نقاشی لی مائو تموم شد

15:14.440 --> 15:17.100
لطفا فورا به دفتر حکومتی شهرستان بفرستینش

15:18.540 --> 15:20.740
ارباب بای، می‌بینم دیگه کاملا عادت کردی

15:21.390 --> 15:22.590
راحت بهم دستور بدی

15:23.080 --> 15:24.280
لطفا، ارباب فو فنگ

15:24.870 --> 15:25.610
پرونده فوریه

15:25.610 --> 15:29.210
باید فوری برگردم دفتر حکومتی
شهرستان و از آ جی بازجویی کنم

15:36.870 --> 15:38.130
ارباب، چی شده؟

15:38.320 --> 15:39.780
به نیروی معنوی نیاز دارین؟

15:40.540 --> 15:41.800
با این تب بالا

15:42.120 --> 15:44.250
خودت اصلا متوجهش نشدی؟

15:48.080 --> 15:49.840
خیلی وقته مریض نشدم

15:49.840 --> 15:50.900
اصلا نمی‌دونستم

15:51.800 --> 15:53.080
بعد از اینکه بازجویی آ جی رو تموم کنم

15:53.080 --> 15:54.480
دارو می‌خورم

16:00.730 --> 16:01.900
...این... این چیه

16:02.600 --> 16:03.660
یه ذره جادوی کوچیک

16:04.240 --> 16:06.270
موقتا بیماریت رو سرکوب می‌کنه

16:06.270 --> 16:07.930
ولی فقط نصف روز دووم داره

16:08.440 --> 16:11.170
...اگه بعد از کار امشب استراحت نکنی

16:12.440 --> 16:13.440
چی می‌شه؟

16:14.300 --> 16:15.830
اونوقت فقط مریض می‌مونی

16:19.670 --> 16:20.730
ممنونم، ارباب

16:25.370 --> 16:25.830
ارباب

16:26.440 --> 16:27.840
اون جادویی که الان انجام دادین

16:27.850 --> 16:29.010
می‌‌تونین دوباره انجامش بدین؟

16:29.290 --> 16:31.620
اگه یه روز دووم داشت خیلی خوب می‌شد

16:34.910 --> 16:36.510
اونوقت همونجا می‌میری

16:37.080 --> 16:37.810
خوبه؟

16:39.910 --> 16:41.320
نه، نه، نه

16:42.270 --> 16:43.330
ممنونم، ارباب

16:54.670 --> 16:55.240
ارباب

16:56.210 --> 16:59.070
این اواخر روز و شب باهاش بودین

16:59.750 --> 17:01.320
بالاخره یه مقدار نیروی معنوی برای پرورش قلبتون

17:01.320 --> 17:02.580
جمع کرده بودین

17:02.630 --> 17:03.270
و حالا

17:03.990 --> 17:06.119
همه‌اش رو یه جا بهش پس دادین

17:10.599 --> 17:12.599
فقط یه مشت علف به یه اسب بارکش اضافه کردن

17:12.750 --> 17:14.150
که داره کار می‌کنه

17:14.829 --> 17:16.020
اگه سریع‌تر بدوه

17:16.930 --> 17:18.660
پرونده هم زودتر حل می‌شه

17:19.310 --> 17:20.000
برای من

17:20.510 --> 17:21.920
و برای گذرگاه یین و یانگ

17:21.920 --> 17:22.920
این اتفاق خوبیه

17:43.410 --> 17:45.370
11آ جی، اون شب بین ساعت 9 تا

17:45.880 --> 17:48.340
بعد از اینکه وانگ رن جیه و بقیه رو کشتی

17:48.340 --> 17:49.420
کجا رفتی؟

17:54.070 --> 17:55.530
به خونه‌ی لی مائو رفتی

18:12.790 --> 18:13.520
کیه؟

18:13.880 --> 18:14.480
عمه لی

18:14.830 --> 18:16.000
منم، آ جی

18:18.310 --> 18:19.240
...لی مائو

18:20.000 --> 18:21.650
داشت توی انجمن درس می‌خوند

18:21.650 --> 18:23.200
دیر وقت شد، برای همین همونجا موند

18:23.200 --> 18:24.400
ازم خواست بهتون بگم

18:24.460 --> 18:25.300
نگران نباشین

18:25.880 --> 18:26.550
فهمیدم

18:27.240 --> 18:28.770
ممنون که زحمت کشیدی

18:30.000 --> 18:30.680
...من

18:35.160 --> 18:36.400
طبق گفته‌ی لی مائو

18:36.680 --> 18:38.470
شما دوتا به ندرت با هم حرف می‌زدین

18:38.750 --> 18:40.960
در مجموع فقط چند کلمه

18:41.650 --> 18:43.040
چرا باید تا این حد

18:43.130 --> 18:44.370
براش پیش بری؟

18:44.820 --> 18:46.080
پیغام رسوندن

18:46.110 --> 18:46.790
و حتی

18:47.440 --> 18:48.480
آدم کشتن؟

18:49.750 --> 18:50.950
به خاطر خاله لی

18:54.070 --> 18:55.270
اون نجات‌دهنده‌ی منه

18:57.330 --> 18:57.960
اون موقع

18:59.480 --> 19:02.410
من فقط یه بچه‌ گربه‌ی ولگرد کم‌هوش بودم

19:02.960 --> 19:04.490
یه بچه‌ گربه‌ی به این لاغری

19:04.550 --> 19:05.880
چطور می‌تونه زمستون رو دووم بیاره؟

19:06.760 --> 19:08.000
گرسنه‌ای؟

19:08.510 --> 19:10.440
مادرت قبل از اینکه یادت بده

19:10.440 --> 19:11.240
موش بگیری رفت؟

19:14.270 --> 19:15.930
ارباب حیوانات خونگی رو دوست نداره

19:16.680 --> 19:17.680
من هم

19:18.090 --> 19:19.330
خونه‌ای از خودم ندارم

19:24.790 --> 19:26.720
اون سال یه مشت قلدر من رو گرفتن

19:27.400 --> 19:28.600
یه طناب دورم بستن

19:29.090 --> 19:31.220
و برای تفریح کنار رودخونه می‌کشیدنم

19:32.720 --> 19:33.650
خاله لی بود

19:34.180 --> 19:35.840
اون موقع هنوز ازدواج نکرده بود

19:36.370 --> 19:38.280
فقط یه دختر ظریف و ریزنقش بود

19:38.990 --> 19:40.720
دوید جلو تا باهاشون بحث کنه

19:41.110 --> 19:42.310
و منو ازشون پس گرفت

19:44.160 --> 19:45.420
زخم‌هام رو بست

19:47.270 --> 19:48.200
و بهم غذا داد

19:49.030 --> 19:50.760
از ترس اینکه خانواده‌اش زیادی فقیر باشن

19:50.840 --> 19:51.770
و نتونن خوب ازم نگهداری کنن

19:52.510 --> 19:53.510
از بقیه خواهش کرد

19:53.850 --> 19:55.760
من رو به یه خانواده‌ی ثروتمند بسپارن

19:57.000 --> 19:58.800
اینکه تا امروز زنده موندم

19:59.400 --> 20:00.550
شکل انسانی پیدا کردم

20:00.550 --> 20:01.880
و خوندن و نوشتن یاد گرفتم

20:01.880 --> 20:04.540
همه‌اش به خاطر مهربونی
خاله لی توی اون روزهاست

20:04.680 --> 20:05.480
اون دفعه

20:05.960 --> 20:06.960
لی مائو ازم خواست

20:07.350 --> 20:08.880
پیغامی به خانواده‌اش برسونم

20:08.880 --> 20:10.010
می‌شه بپرسم شما کی هستین؟

20:10.480 --> 20:12.340
توی همون نگاه اول شناختمش

20:12.390 --> 20:13.570
طی این سی سال

20:13.570 --> 20:14.530
خیلی پیر شده بود

20:14.530 --> 20:15.720
اما مطمئنم خودش بود

20:15.720 --> 20:16.650
اشتباه نمی‌کنم

20:17.000 --> 20:17.880
من آ جی هستم

20:29.400 --> 20:30.070
پس

20:31.000 --> 20:32.400
تو قاتل نیستی

20:33.110 --> 20:34.200
تمام کارهایی که کردی

20:34.470 --> 20:36.800
فقط برای این بود که تقصیرها
رو به جای لی مائو گردن بگیری

20:37.330 --> 20:39.810
و محبت خاله لی رو جبران کنی

20:42.790 --> 20:44.790
ارباب، درباره‌ی چی حرف می‌زنین؟

20:45.030 --> 20:46.240
من اونا رو کشتم

20:47.070 --> 20:49.070
منظورتون از گردن گرفتن تقصیر چیه؟

20:53.100 --> 20:54.230
این برداشت من

20:54.330 --> 20:56.410
از اتفاقات اون شبه

20:57.440 --> 20:59.040
یواشکی وارد انجمن شدی

20:59.270 --> 21:01.830
و به وانگ رن جیه
و اون دو نفر دیگه درس دادی

21:01.830 --> 21:03.310
به این امید که بترسونیشون

21:03.890 --> 21:05.850
تا دیگه لی مائو رو اذیت نکنن

21:07.440 --> 21:08.110
بعدش

21:08.510 --> 21:10.920
بیرون انجمن با لی مائو روبه‌رو شدی

21:11.680 --> 21:13.240
با تندی باهاش حرف زدی

21:13.440 --> 21:14.880
به نظر می‌رسید داری تحقیرش می‌کنی

21:14.880 --> 21:17.790
اما در واقع از این ناراحت بودی
که از خودش دفاع نمی‌کنه

21:17.790 --> 21:19.720
امیدوار بودی این باعث بشه

21:19.720 --> 21:21.090
بلند بشه و از خودش محافظت کنه

21:21.090 --> 21:23.760
اما آخرش طاقت نیاوردی

21:24.270 --> 21:27.110
و باز هم به جاش رفتی
تا خیال خاله لی رو راحت کنی

21:27.750 --> 21:29.160
اما هیچوقت انتظار نداشتی

21:29.700 --> 21:31.750
بعد از مرگ وانگ رن جیه
و بقیه

21:31.750 --> 21:32.550
فکر کنی

21:32.920 --> 21:34.920
لی مائو تحت تاثیر حرف‌های تو

21:34.920 --> 21:36.380
مرتکب اشتباه بزرگی شده

21:36.920 --> 21:39.310
برای همین اتهام قتل رو

21:39.590 --> 21:40.790
به گردن گرفتی

21:43.750 --> 21:44.950
اگه من نکشته بودمشون

21:45.750 --> 21:46.550
از کجا می‌دونستم

21:46.550 --> 21:48.620
اون شش دست بریده
توی چاه خشک پنهان شده‌؟

21:48.620 --> 21:50.550
این مدرک انکارناپذیر نیست؟

21:53.920 --> 21:54.680
اهریمن‌های گربه

21:55.400 --> 21:57.330
ذاتا بویایی خیلی قوی‌ای دارن

21:57.590 --> 21:59.650
بوی تازه‌ی خون از داخل چاه

22:00.270 --> 22:02.400
به راحتی برای تو قابل تشخیص بود

22:02.860 --> 22:05.260
این ثابت نمی‌کنه که تو قاتلی

22:07.030 --> 22:07.680
من

22:08.480 --> 22:09.790
کسی هستم که اونا رو کشت

22:09.790 --> 22:10.240
باشه

22:10.680 --> 22:11.880
پس خاله لی چی؟

22:12.350 --> 22:13.800
همون زنی که بهت محبت کرد

22:13.800 --> 22:15.270
و یه زندگی تازه بهت داد

22:15.710 --> 22:16.920
واقعا انقدر سنگدل بودی

22:16.920 --> 22:18.780
که با دست‌های خودت بکشیش؟

22:30.640 --> 22:31.440
خاله لی؟

22:33.200 --> 22:33.720
...اون

22:36.310 --> 22:37.200
کشته شده؟

22:43.270 --> 22:43.590
آ جی

22:44.240 --> 22:44.970
اول بلند شو

22:48.240 --> 22:48.680
آ جی

22:50.200 --> 22:50.930
به حرفم گوش کن

22:51.630 --> 22:52.630
من مطمئن شدم

22:53.270 --> 22:54.960
که لی مائو قطعا قاتل نیست

22:54.960 --> 22:57.360
هیچ راهی نداره
که مادر خودش رو کشته باشه

22:58.030 --> 22:59.760
شما دوتا به جای هم تقصیرها رو گردن گرفتین

23:00.050 --> 23:01.780
صداقتت جای اشتباهی خرج شد

23:02.350 --> 23:03.240
و در عوض

23:03.240 --> 23:04.640
پیدا کردن قاتل واقعی رو به تاخیر انداخت

23:05.450 --> 23:07.000
الان باید قوی باشی

23:07.830 --> 23:08.830
خوب فکر کن

23:09.160 --> 23:10.160
خوب فکر کن

23:10.610 --> 23:13.090
جزئیات یا اتفاق عجیب دیگه‌ای هست

23:13.090 --> 23:14.490
که یادت رفته باشه؟

23:16.720 --> 23:17.650
اتفاق عجیب؟

23:18.900 --> 23:19.930
اگه

23:20.110 --> 23:22.370
بخوام بگم چیزی عجیب بود

23:24.090 --> 23:26.030
بعد از اینکه اون روز پیغام رو رسوندم

23:26.030 --> 23:27.240
یه نفر رو دیدم

23:29.120 --> 23:29.780
اون شخص

23:30.650 --> 23:31.850
لباس سفید پوشیده بود

23:32.640 --> 23:33.900
ظاهرش شبیه محقق‌ها بود

23:34.510 --> 23:36.040
و یه هاله‌ی خیلی عجیب داشت

23:36.550 --> 23:38.200
موقع رفتن به معبد مخروبه

23:38.200 --> 23:39.920
به یه محقق برخوردم

23:40.160 --> 23:41.550
لباس سفید پوشیده بود

23:43.320 --> 23:44.510
زیر نور ماه

23:45.750 --> 23:47.080
انگار از خودش نور ساطع می‌کرد

23:47.510 --> 23:48.560
یه محقق سفیدپوش

23:53.000 --> 24:07.560
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: TINA ✧ سارا ✧ Sahel ✧  
✧ ادیت : Vanilla ✧
