WEBVTT

00:00.115 --> 00:15.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: ghoruob ✧Tima ✧ Vanilla ✧
✧ ادیت: snowman✧

01:31.315 --> 01:37.035
𓂃‧₊*ماجراجویی جان جائو*₊‧𓂃

01:37.305 --> 01:40.011
『قسمت 4』

01:58.615 --> 02:00.986
[بندر شی چیائو]

02:27.148 --> 02:28.448
رئیس قلعه‌ی جونگ

02:28.448 --> 02:30.215
اومدی نمایش تماشا کنی؟

02:30.215 --> 02:32.881
با ضربه‌ی درنای رو به آسمان جان جائو فلج شدم

02:32.881 --> 02:34.348
نمی‌تونم حتی یه عضله‌ام هم تکون بدم

02:34.348 --> 02:35.448
پس گارد شوئه وی چی؟

02:35.448 --> 02:38.281
گارد شوئه وی یه قانون دارن
هیچوقت آدم بی‌گناه نمی‌کشن

02:38.281 --> 02:41.215
برای مکتب شیو لو هم این قانون رو نمی‌شکنیم

02:41.215 --> 02:42.581
برای مکتب شیو لو؟

02:42.581 --> 02:44.414
!این برای اهداف بزرگ اربابمونه

02:44.414 --> 02:47.155
پس نشان فرمان ارباب رو نشونم بدین

02:47.155 --> 02:48.835
چی؟

02:51.081 --> 02:52.615
باشه

02:52.615 --> 02:54.881
الان دیگه دستم اومد قضیه چیه

02:54.881 --> 02:57.014
فقط می‌خواین بدون اینکه حتی
انگشتتون رو تکون بدین سودش رو ببرین

02:57.014 --> 02:58.248
من دخالت نکردم

02:58.248 --> 03:00.414
پس لازم نیست که شما افتخارتون رو
با من تقسیم کنین

03:00.414 --> 03:01.681
حالا

03:01.681 --> 03:04.947
همه‌ی اعتبارش مال شماست

05:24.035 --> 05:26.214
حتی به همدستت هم رحم نمی‌کنی

05:26.214 --> 05:29.214
آدم‌های فرقه‌ی یون‌ یینگ فقط یه‌ کم مهارت‌ چابکی بلدن
شلوغش می‌کنن ولی به درد نمی‌خوره

05:29.214 --> 05:30.548
اونا هیچوقت به جایی نمی‌رسن

05:30.548 --> 05:32.181
اون به خاطر من مرد

05:32.181 --> 05:35.651
برای اون این یه مرگ شرافتمندانه بود

05:36.695 --> 05:38.335
تکون نخور -
!پدر، مادر -

05:38.335 --> 05:41.241
!خواهش می‌کنم، پسرم رو نجات بدین -
!برادرم رو نجات بدین -

05:41.241 --> 05:42.541
یه قدم دیگه برداری

05:42.541 --> 05:45.091
گردنش رو می‌شکنم

05:50.515 --> 05:54.155
!التماس می‌کنم، پسرم رو نجات بدین

05:55.308 --> 05:57.341
نگران نباش

05:57.341 --> 05:59.712
حتما نجاتش می‌دم

06:12.641 --> 06:13.941
جان جائو

06:13.941 --> 06:15.908
ضربه‌ی درنای رو به آسمان
می‌تونه کمکت کنه از اینجا بری

06:15.908 --> 06:17.808
ولی اگه ازش برای نجات اون بچه استفاده کنی

06:17.808 --> 06:20.374
می‌ترسم دیگه هیچوقت نتونی از این بندر رد بشی

06:20.374 --> 06:21.575
ظهر

06:21.575 --> 06:24.141
سم توی بدنت شعله‌ور می‌شه

06:24.141 --> 06:26.841
بدون درنای رو به آسمان که ازت محافظت کنه

06:26.841 --> 06:28.041
مرگ

06:28.041 --> 06:30.495
به سراغت میاد

06:50.208 --> 06:51.541
خودم می‌دونستم

06:51.541 --> 06:53.908
تو جرأت نداری منو بکشی

06:53.908 --> 06:56.775
دلاور جنوبی وارد دربار شده

06:56.775 --> 06:58.141
هم مقام داری هم پول

06:58.141 --> 07:00.908
ولی زنجیر قانون رو انداختی دور گردن خودت

07:00.908 --> 07:03.565
به نظرت مسخره نیست؟

07:04.341 --> 07:06.975
خودت رو به جوانمردی می‌زنی

07:06.975 --> 07:09.108
ولی حتی جرأت نداری

07:09.108 --> 07:12.375
منو بکشی و عدالت رو برقرار کنی

07:14.174 --> 07:17.208
اگه لیو هونگ‌ یی می‌دید تو اینجوری هستی

07:17.208 --> 07:20.408
فکر کنم اون هم از این بزدلیت دلخور می‌شد

07:20.408 --> 07:23.641
من با بیشتر از ده جور سم مکتب
شیو لو مسمومش کردم

07:23.641 --> 07:26.441
هیچکدومشون سریع نمی‌کشنش

07:26.441 --> 07:30.008
ولی کم‌کم اندام‌های داخلیش رو ذوب می‌کنن

07:30.008 --> 07:31.908
از درون شروع می‌کنه به پوسیدن

07:31.908 --> 07:35.274
تا وقتی که تبدیل به یه حوضچه‌ی خون بشه

08:01.641 --> 08:04.141
فرقه‌ی یون‌ یینگ

08:04.141 --> 08:07.608
چشم‌هاش رو هیچوقت به روی افراد شرور نمی‌بنده

08:07.608 --> 08:10.041
من مو دائو رو کشتم

08:10.041 --> 08:11.696
روح استادم

08:11.696 --> 08:17.696
بالاخره می‌تونه آروم بگیره

09:29.975 --> 09:31.708
<i>از اون خونه‌ی کشاورزی جلوتر که رد بشی</i>

09:31.708 --> 09:33.374
<i>به بندر شی‌ چیائو می‌رسی </i>

09:33.374 --> 09:34.741
<i>وقتی از اون رودخونه رد بشی</i>

09:34.741 --> 09:37.241
<i>دیگه از سلطه‌ی شیانگ‌ جو خارج می‌شی</i>

09:37.241 --> 09:38.774
<i>بیست لی دیگه</i>

09:38.774 --> 09:40.308
<i>تو رو می‌رسونه به شهر یین‌ چنگ</i>

09:40.308 --> 09:42.441
<i>جایی که ارتش گوانگ‌ هوا مستقره</i>

09:42.441 --> 09:44.508
<i>فرماندهشون، منگ کوی، دوست منه</i>

09:44.508 --> 09:47.341
<i>اون آدم می‌فرسته که منو تا شمال همراهی کنن</i>

09:47.341 --> 09:49.041
<i>با یه اسب تندرو</i>

09:49.041 --> 09:50.575
<i>می‌تونم توی کمتر از دو روز</i>

09:50.575 --> 09:52.947
<i>به پایتخت برسم</i>

10:02.608 --> 10:03.632
گرفتینش؟

10:03.632 --> 10:05.381
بله، گرفتیمش

10:40.741 --> 10:42.841
خوب گشتیش؟

10:42.841 --> 10:45.374
اون وسیله پیش جان جائو نیست

10:45.374 --> 10:47.908
آدم‌هام رو فرستادم دنبال همراهش بگردن

10:47.908 --> 10:49.241
صبر کن بیدار بشه

10:49.241 --> 10:51.774
بعد مجبورش کن بگه همراهش کجاست

10:51.774 --> 10:54.141
می‌خواین جان جائو رو وادار به حرف زدن کنین؟

10:54.141 --> 10:57.241
خیلی خیالاتی شدین

10:57.241 --> 10:58.508
رئیس قلعه‌ جونگ

10:58.508 --> 10:59.908
به‌ جای این‌ که اینجا بشینی

10:59.908 --> 11:01.508
و منتظر بیدار شدنش باشی

11:01.508 --> 11:03.208
چرا از مغزت استفاده نمی‌کنی

11:03.208 --> 11:05.708
و نمی‌ری یه سرنخ پیدا کنی؟

11:05.708 --> 11:09.374
از وقتی جان جائو دستگیر شده
همه‌ی گذرگاه‌ها رو شدیدتر زیر نظر دارن

11:09.374 --> 11:11.374
هنوز هیچ ردی از همراهش نیست

11:11.374 --> 11:13.241
غیر از این‌ که صبر کنیم حرف بزنه

11:13.241 --> 11:14.841
دیگه چه کاری می‌تونیم بکنیم؟

11:14.841 --> 11:16.108
فرمانده شائو

11:16.108 --> 11:18.808
ممکنه نشونم بدین چطوری؟

11:25.241 --> 11:27.741
جان جائو رو کجا پیدا کردین؟

11:27.741 --> 11:30.241
آدم‌هام جان جائو و همراهش رو

11:30.241 --> 11:31.901
توی جاده‌ی کوهستانی بندر شی‌ چیائو دیدن

11:31.901 --> 11:37.875
بعدتر، من پیداش کردم که توی یه انبار متروکه
نزدیک بندر قایم شده بود

11:37.875 --> 11:40.008
همراه جان جائو

11:40.008 --> 11:41.374
چه شکلی بود؟

11:41.374 --> 11:43.822
وی فنگ -
بله -

11:47.308 --> 11:49.031
به فرمانده شائو گزارش بده

11:49.031 --> 11:51.008
همراه جان جائو

11:51.008 --> 11:52.008
چه شکلی بود؟

11:52.008 --> 11:53.175
چشم

11:53.175 --> 11:54.441
فرمانده شائو

11:54.441 --> 11:57.008
یه مرد جوون حدودا 18، 19 ساله بود

11:57.008 --> 11:58.241
خیلی خوش‌تیپ بود

11:58.241 --> 11:59.641
و هنرهای رزمیش هم خیلی خوب بود

11:59.641 --> 12:00.941
تقریبا هیچ حرکتی نکرد

12:00.941 --> 12:03.308
قبل از این‌ که بتونیم تلافی کنیم، کارمون رو ساخت

12:03.308 --> 12:05.308
سلاحش خیلی عجیب بود

12:05.308 --> 12:06.341
کاملا سیاه بود

12:06.341 --> 12:08.391
شبیه شمشیر چهار لبه بود

12:16.374 --> 12:17.941
فرمانده شائو

12:17.941 --> 12:20.308
ارباب گفته باید زنده دستگیرش کنیم

12:20.308 --> 12:22.341
اگه می‌خوای جان جائو رو بکشی

12:22.341 --> 12:25.400
خودت برو به ارباب گزارش بده

12:35.774 --> 12:38.341
گرفتن جان جائو توی بندر خیلی سخت بود

12:38.341 --> 12:39.774
وقتی جونگ شیونگ اونجا وایساده بود
و هیچ کاری نکرد

12:39.774 --> 12:41.141
تلفات زیادی دادیم

12:41.141 --> 12:42.641
حتی مو دائو هم مرد

12:42.641 --> 12:43.642
دارم فکر می‌کنم

12:43.642 --> 12:45.641
نکنه جونگ شیونگ عمدا داره وقت کشی می‌کنه

12:45.641 --> 12:47.824
نمی‌خواد دنبال اون همراه بره

12:48.774 --> 12:51.241
جونگ شیونگ خیلی خودش رو دست بالا می‌گیره

12:51.241 --> 12:52.408
غیر از ارباب

12:52.408 --> 12:54.641
به ندرت به کسی احترام می‌ذاره

12:54.641 --> 12:57.841
اینجوری کشونده شدن به بندر

12:57.841 --> 12:59.408
اون هم جلوی این همه آدم

12:59.408 --> 13:00.841
و اینکه نتونه حتی یه انگشتش رو تکون بده

13:00.841 --> 13:02.841
حتما خیلی باعث خجالتش شده

13:02.841 --> 13:05.341
اگه الان همراه جان جائو رو از دست بده

13:05.341 --> 13:07.308
دیگه نمی‌تونه جواب پس بده

13:07.308 --> 13:09.801
...پس، فرمانده، منظورتون اینه

13:14.408 --> 13:16.575
نه این‌ که نخواد دنبالشون بگرده

13:16.575 --> 13:18.408
اون هم مثل تو کندذهنه

13:18.408 --> 13:20.838
هیچکدومتون نمی‌دونین باید کجا برین

13:31.308 --> 13:34.175
جونگ شیونگ چه احمقیه

13:34.175 --> 13:37.008
همراه جان جائو واضحا توی توی انبار بوده

13:37.008 --> 13:40.367
با این حال، گذاشت درست جلوی چشمش فرار کنن

13:41.341 --> 13:44.008
همراه جان جائو واقعا مهارت چابکی خیلی خوبی داره

13:44.008 --> 13:46.108
وگرنه ردپاها انقدر سبک نبودن

13:46.108 --> 13:47.808
ولی به رد پاها نگاه کنین

13:47.808 --> 13:50.541
یکی عمیقه، اون یکی سبکه

13:50.541 --> 13:52.874
شاید پاش زخمی شده باشه

13:59.541 --> 14:02.408
شاید همین الان هم از شیانگ‌ جو خارج شده باشه

14:02.408 --> 14:03.508
این غیر ممکنه

14:03.508 --> 14:05.975
همه‌ی راه‌های خروج از شیانگ‌ جو رو بستیم

14:05.975 --> 14:08.708
حتی اگه بال هم داشته باشه، نمی‌تونه فرار بکنه

14:08.708 --> 14:11.941
ما قبل از نبرد همه‌ی مسیرها رو بسته بودیم

14:11.941 --> 14:13.641
اما بعد از دستگیری جان جائو

14:13.641 --> 14:15.941
یه جا رو از قلم انداختیم

14:15.941 --> 14:17.041
بندر شی‌ چیائو

14:17.041 --> 14:19.641
جان جائو، جونگ شیونگ رو دست انداخت

14:19.641 --> 14:21.408
جان جائو از قبل همه‌ی اینا رو می‌دونست

14:21.408 --> 14:24.975
وقتی جونگ شیونگ فهمید
نامه پیش اون نیست

14:24.975 --> 14:26.908
فکر کرد نبرد ناامیدانه توی بندر شی‌ چیائو

14:26.908 --> 14:29.408
فقط برای خریدن زمانه

14:29.408 --> 14:30.841
تا همراهش فرصت پیدا کنه

14:30.841 --> 14:33.608
با نامه فرار بکنه

14:33.608 --> 14:35.308
جان جائو زرنگه

14:35.308 --> 14:38.308
این رو بهش می‌دم

14:38.308 --> 14:41.941
با این‌ که شدیدا زخمی شده و کاملا تنهاست

14:41.941 --> 14:43.641
باز هم برای مقابله با

14:43.641 --> 14:45.308
جونگ شیونگ و بقیه کافیه

14:45.308 --> 14:48.175
حالا معلوم شد چرا لیو هونگ‌ یی دنبالش می‌گشت

14:48.175 --> 14:50.041
فقط حیف

14:50.041 --> 14:51.941
که من فرصت روبه‌رو شدن

14:51.941 --> 14:55.074
با همچین آدم قدرتمندی رو نخواهم داشت

15:00.141 --> 15:02.841
پس می‌دونیم پای همراهش زخمیه

15:02.841 --> 15:05.041
تعقیب کردن کورکورانه‌ی یه جوون تنها

15:05.041 --> 15:07.175
مثل اینه که توی انبار کاه

15:07.175 --> 15:08.975
دنبال یه سوزن بگردیم

15:08.975 --> 15:10.841
نه، اینطور نیست

15:10.841 --> 15:12.308
یادت رفته؟

15:12.308 --> 15:16.008
اون آدم سلاحی همراهش داره
که توی این دنیا کمیابه

15:16.008 --> 15:18.789
همین الانش هم می‌دونین اون کیه؟

15:20.308 --> 15:22.041
فکر می‌کنی

15:22.041 --> 15:24.374
جان جائو بدون عسلِ لینگ‌ لونگ

15:24.374 --> 15:25.441
از عمارت لینگ‌ لونگ

15:25.441 --> 15:27.235
هنوز هم نفس می‌کشید؟

15:27.235 --> 15:29.675
...پس یعنی

15:30.408 --> 15:31.808
می‌ریم سمت بندر شی‌ چیائو

15:31.808 --> 15:34.040
از رودخونه رد بشین و تعقیب رو ادامه بدین

15:35.741 --> 15:37.175
بریم

15:53.541 --> 15:54.774
گم شده؟

15:54.774 --> 15:57.041
دیروز با هم دعوا کردیم

15:57.041 --> 15:58.541
تا غروب، هیچکس نتونست پیداش بکنه

15:58.541 --> 16:00.841
می‌دونست امروز برای آوردن هدایای نامزدی میایم

16:00.841 --> 16:02.808
نکنه عمدا از عروسی فرار کرده؟

16:02.808 --> 16:04.874
〔هو تیان شینگ، رئیس عمارت لینگ لونگ〕
....خب

16:07.920 --> 16:09.538
فکر می‌کردم چیزی که بین ما بود

16:09.538 --> 16:12.941
...با هم بزرگ شدیم
هیچ پیوندی به پامون نمی‌رسید

16:12.941 --> 16:16.208
یعنی اون هم همچین حسی نداره؟

16:16.208 --> 16:18.114
برادرزاده، زیادی بهش فکر نکن

16:18.114 --> 16:21.155
من فقط لینگ‌ لونگ رو سرزنش کردم، همین

16:21.155 --> 16:23.435
احتمالا رفته پیش اقوامش بمونه

16:23.435 --> 16:25.875
تاریخ عروسی رو عقب نمیندازیم

16:49.008 --> 16:50.728
مواظب باشین

16:59.408 --> 17:01.141
ارباب جوان، چایتون سرد شده

17:01.141 --> 17:03.308
بذارین یه دونه جدید و داغش رو براتون بیارم -
نیاز نیست -

17:03.308 --> 17:05.308
چطوری می‌تونم برم شهر یین چنگ؟

17:05.308 --> 17:06.808
شهر یین چنگ؟

17:06.808 --> 17:08.441
برین بیرون و مستقیم برین به سمت غرب

17:08.441 --> 17:09.608
بیست مایل که برین می‌رسین

17:09.608 --> 17:11.608
ولی ببینین، هوا تقریبا تاریک شده

17:11.608 --> 17:12.975
اگه انقدر دیر برین

17:12.975 --> 17:15.707
اقامتگاه پیدا نمی‌کنین

17:16.541 --> 17:17.574
فهمیدم

17:17.574 --> 17:18.590
ممنونم

17:18.590 --> 17:20.658
ممنونم

17:45.808 --> 17:47.745
همگی، برین بیرون

17:53.339 --> 17:54.507
شماها هم برین

17:54.507 --> 17:56.061
اطاعت

18:04.741 --> 18:06.510
لینگ لونگ

18:07.508 --> 18:10.141
حتی اگه با عموی ارشد هو هم بحث کرده باشی

18:10.141 --> 18:12.774
نباید از خونه فرار می‌کردی

18:12.774 --> 18:14.808
می‌دونی چقدر نگران بودم؟

18:14.808 --> 18:18.341
انگار پدرم حقیقت رو بهت نگفته

18:18.341 --> 18:19.908
به خاطر اینکه باهاش بحثم شد

18:19.908 --> 18:21.641
از خونه نزدم بیرون

18:21.641 --> 18:24.364
فقط نمی‌خوام باهات ازدواج کنم

18:25.341 --> 18:27.114
لینگ لونگ

18:58.655 --> 19:02.037
〔هو لینگ لونگ، بانوی جوان عمارت لینگ لونگ〕

19:22.324 --> 19:24.079
ولم کن

19:24.715 --> 19:26.574
بدون اینکه چیزی بگی این همه روز غیب شده بودی

19:26.574 --> 19:28.241
عموی ارشد هو خیلی نگرانه

19:28.241 --> 19:29.635
قبلا هم گفتم

19:29.635 --> 19:30.978
اگه مجبورم کنه ازدواج کنم اینجا نمی‌مونم

19:30.978 --> 19:32.041
فقط حرفم رو باور نکرد

19:32.041 --> 19:33.741
اگه نمی‌خواستی انقدر زود باهام ازدواج کنی

19:33.741 --> 19:35.208
می‌تونستی بهم بگی

19:35.208 --> 19:37.441
به حاکم شیانگ یانگ می‌گم
برای چند ماه بندازنش عقب

19:37.441 --> 19:38.908
چرا اینکار رو می‌کنی؟

19:38.908 --> 19:40.375
برای آخرین بار می‌گم

19:40.375 --> 19:42.674
نمی‌خوام باهات ازدواج کنم

19:44.808 --> 19:47.108
چه بخوای باهام ازدواج کنی و چه نخوای

19:47.108 --> 19:48.741
باید باهام برگردی

19:48.741 --> 19:51.341
می‌تونیم جلوی پدرت با حرف حلش کنیم

19:51.341 --> 19:53.524
با حرف حلش کنیم؟

19:55.341 --> 19:56.774
به خاطر حل کردن قضیه‌ی ازدواجمون

19:56.774 --> 19:58.574
مجبورم می‌کنی برگردم

19:58.574 --> 20:01.185
یا به خاطر چیزی که دستمه؟

20:02.408 --> 20:04.908
چون نگرانت بودم اومدم اینجا

20:04.908 --> 20:07.558
چرا داری دنبال جان جائو می‌گردی؟

20:10.508 --> 20:13.041
بهم دستور دادن بگیرمش

20:13.041 --> 20:15.541
وظیفه‌ام انجام دستوراته

20:15.541 --> 20:18.941
لینگ لونگ، جوونی کورت کرده
و نمی‌بینی مرد‌ها واقعا چی هستن

20:18.941 --> 20:21.574
چطوری می‌تونی به مَردی که فقط
چند روزه می‌شناسیش اعتماد کنی؟

20:21.574 --> 20:23.975
فکر نمی‌کنی خیلی خطرناک باشه؟

20:23.975 --> 20:27.008
حتما گول عنوان دلاور جنوبیش رو خوردی

20:27.008 --> 20:29.941
و عاشق نمایش ریاکارانه‌اش شدی

20:29.941 --> 20:33.241
تازه، از کجا می‌دونی اون واقعا جان جائوئه؟

20:33.241 --> 20:35.341
خودت خیلی خوب می‌دونی

20:35.341 --> 20:37.975
که اون جان جائو هست یا نه

20:37.975 --> 20:39.708
چیزی که توی این چند روز تجربه کردم

20:39.708 --> 20:42.375
بیشتر از تجربه‌ایه که ده سال
توی عمارت به دست میارم

20:42.375 --> 20:44.660
می‌تونم تشخیص بدم کی ریاکاره

20:44.660 --> 20:46.555
لینگ لونگ

20:46.555 --> 20:48.655
خیلی خب

20:48.655 --> 20:50.508
توی بحث کردن استعداد ندارم، لینگ لونگ

20:50.508 --> 20:53.168
بیا فرض کنیم جان جائو آدم خوبیه

20:53.168 --> 20:55.041
به نیازمندها کمک می‌کنه، ببخشید

20:55.041 --> 20:57.855
نباید کورکورانه از دستورات اطاعت می‌کردم

20:57.855 --> 20:59.757
معذرت می‌خوام

21:00.721 --> 21:02.654
ولی به این فکر کردی؟

21:02.654 --> 21:05.115
آدم‌هایی مثل مو دائو آدم‌های خوبی نیستن

21:05.115 --> 21:07.815
اگه قرار باشه جان جائو زیر شکنجه بمیره

21:07.815 --> 21:10.821
مهم نیست چقدر ناعدالتی
و ظلم وجود داشته باشه

21:10.821 --> 21:14.021
اصلا نمی‌تونه اونا رو ببینه
چه برسه به اینکه کاری بکنه

21:14.021 --> 21:16.188
شاید جان جائو داره به دستور یکی دیگه عمل می‌کنه

21:16.188 --> 21:18.121
فقط به خاطر درخواست یه دوست

21:18.121 --> 21:19.688
ممکنه به دست

21:19.688 --> 21:20.915
یه عده بمیره

21:20.915 --> 21:23.155
خطرش خیلی بالا نیست؟

21:29.255 --> 21:30.755
اگه قبلا بود

21:30.755 --> 21:33.321
حتما فکر می‌کردم که درست می‌گی

21:33.321 --> 21:35.255
این وسیله دقیقا چیه؟

21:35.255 --> 21:38.246
اینکه آیا با افراد شرور هم‌دست شدی و بهش ظلم کردی

21:39.108 --> 21:42.455
وقتی دربار مدرک رو ببینه می‌فهمه

21:42.455 --> 21:44.221
چرا انقدر عجله داری؟

21:44.221 --> 21:47.177
چرا با این همه سر و صدا دنبالشی؟

21:48.288 --> 21:51.795
می‌دونم برای چیزی که دستمه اومدی اینجا

21:51.795 --> 21:53.888
بعد از این همه سال نقابت هنوز نیفتاده؟

21:53.888 --> 21:56.321
!خیلی گستاخی -
بیشتر از این نمی‌تونی نقش بازی کنی؟ -

21:56.321 --> 21:58.021
پس بهتره خوب فکر کنی

21:58.021 --> 21:59.288
اگه بهم بی‌احترامی کنی

21:59.288 --> 22:01.321
چشم لینگ لونگ رو به دست میاری؟

22:01.321 --> 22:03.625
چه چرت و پرتی داری می‌گی؟

22:03.625 --> 22:05.525
می‌خوام باهات ازدواج کنم
چون ما برای همدیگه ساخته شدیم

22:05.525 --> 22:06.808
این چه ربطی به چشم لینگ لونگ داره؟

22:06.808 --> 22:08.808
همه می‌دونن که جهیزیه‌ی خاندان هو

22:08.808 --> 22:12.375
شامل چشم لینگ لونگ و گنجینه‌ی باارزش خاندانه

22:12.375 --> 22:15.108
مگه همین دلیلی نبود که برای نامزدی عجله کردی؟

22:15.108 --> 22:16.975
فقط اعتراف کن، خجالت نداره که

22:16.975 --> 22:18.908
هو لینگ لونگ

22:18.908 --> 22:21.141
برای آخرین بار یه فرصت دیگه بهت می‌دم

22:21.141 --> 22:24.295
به اندازه‌ی کافی برای تو
و عمارت لینگ لونگ احترام قائل شدم

22:24.295 --> 22:26.295
حالا، باهام برگرد

22:26.295 --> 22:27.774
و من هم تظاهر می کنم که اتفاقی نیفتاده

22:27.774 --> 22:29.041
اگه رد کنم چی؟

22:29.041 --> 22:30.375
نمی‌تونی از دستم

22:30.375 --> 22:32.675
فرار کنی

22:33.115 --> 22:38.115
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

22:53.035 --> 22:55.208
اون رو بده بهم و بیا با هم برگردیم -
هرگز -

22:55.208 --> 22:57.708
فقط دو روز گذشته و حاضری جونت رو براش بدی؟

22:57.708 --> 22:59.755
بهش علاقه‌مند شدی؟

22:59.755 --> 23:01.175
مزخرف نگو

23:01.175 --> 23:02.608
هیچی بینمون نیست

23:02.608 --> 23:04.175
اونطوری بهتره

23:04.175 --> 23:07.641
تکنیک درنای رو به آسمانش
تکنیک مخفی خاندان دینگه

23:07.641 --> 23:10.375
اون قطعا دینگ جائو نیست

23:10.375 --> 23:13.175
پس حتما داماد آینده‌ی خاندان دینگه

23:13.175 --> 23:16.008
مسخره‌بازی درنیار

23:16.008 --> 23:18.508
حالا که نمی‌خوای بدیش بهم

23:18.508 --> 23:21.328
مجبورم به زور ازت بگیرم

23:33.815 --> 23:35.988
〔بای یو تانگ، موش‌ صحراییِ جین مائو〕

23:35.988 --> 23:37.688
عذر می‌خوام

23:37.688 --> 23:39.288
از دستم لیز خورد

23:39.288 --> 23:41.488
شما ادامه بدین

23:41.488 --> 23:42.921
به چی داری می‌خندی؟

23:42.921 --> 23:44.105
می‌خندم چون

23:44.105 --> 23:45.455
یه مرد بزرگسال و یه بانو

23:45.455 --> 23:48.021
که هیکل و قدرتشون اصلا قابل مقایسه نیست
دارن بحث می‌کنن

23:48.021 --> 23:49.288
و هنوز دارین تقلا می‌کنین

23:49.288 --> 23:50.888
خنده‌دار نیست؟

23:50.888 --> 23:52.255
از کِی داری نگاه می‌کنی؟

23:52.255 --> 23:54.188
از اولش داشتم اینجا آلو می‌خوردم

23:54.188 --> 23:55.654
این شماها بودین که یهو پیداتون شد

23:55.654 --> 23:58.021
داد و فریاد می‌کردین، ناسزا می‌گفتین، دعوا می‌کردین

23:58.021 --> 23:59.965
این یه مسئله‌ی خانوادگی خصوصیه

23:59.965 --> 24:01.631
ببخشید که مزاحمت شدیم

24:01.631 --> 24:03.095
عذر می‌خوام

24:03.095 --> 24:05.538
چرت و پرت نگو

24:06.195 --> 24:07.688
اون فقط یه آدم حقیره

24:07.688 --> 24:09.088
من هیچ ارتباطی باهاش ندارم

24:09.088 --> 24:11.088
می‌دونم

24:11.088 --> 24:13.654
اتفاقی همه چی رو شنیدم

24:13.654 --> 24:15.121
این دفعه هدفش

24:15.121 --> 24:16.455
این نیست که مجبورت کنه ازدواج کنی

24:16.455 --> 24:18.921
به خاطر چیزیه که دستته

24:18.921 --> 24:22.288
بهتره دخالت نکنی

24:22.288 --> 24:25.488
به خاطر یه غریبه روم شمشیر می‌کِشی؟

24:25.488 --> 24:26.721
کار احمقانه‌ایه

24:26.721 --> 24:28.221
فکر کنم براتون سوءتفاهم شده

24:28.221 --> 24:29.521
نگفتم دخالت می‌کنم

24:29.521 --> 24:31.612
نمی‌خوای نجاتش بدی؟

24:33.088 --> 24:34.588
چرا باید نجاتش بدم؟

24:34.588 --> 24:36.388
هنرهای رزمیش خیلی بهتر از مال توئه

24:36.388 --> 24:37.935
به راحتی می‌زنتت زمین

24:37.935 --> 24:39.824
نیازی به کمک من نیست

24:47.321 --> 24:48.421
بانو

24:48.421 --> 24:49.635
مهارتت عالیه

24:49.635 --> 24:50.921
چطوره که نمی‌تونی شکستش بدی؟

24:50.921 --> 24:52.578
منطقی نیست

24:52.578 --> 24:54.188
لطفا مسخره‌ام نکنین

24:54.188 --> 24:55.455
حریفش نمی‌شم

24:55.455 --> 24:56.455
از چی می‌ترسی؟

24:56.455 --> 25:00.155
با یه راهنمایی کوچیک از طرف من
می‌تونی شکستش بدی

25:00.155 --> 25:02.425
برام سواله که صبر

25:02.425 --> 25:03.755
و شهامت باختن رو دارین یا نه

25:03.755 --> 25:06.388
من به خوبی با هنرهای رزمیش آشنایی دارم

25:06.388 --> 25:08.854
اگه می‌خوای راهنماییش کنی

25:08.854 --> 25:10.705
خب انجامش بده

25:13.621 --> 25:14.854
دقیقا چی می‌خوای؟

25:14.854 --> 25:16.021
دیگه چه کاری از دستم برمیاد؟

25:16.021 --> 25:17.421
حقه‌اش رو بلد نیستی

25:17.421 --> 25:19.567
بذار راه درست رو بهت نشون بدم

25:22.375 --> 25:24.688
ولی من حریفش نمی‌شم

25:24.688 --> 25:27.521
از بچگی بارها رقابت کردیم
من هیچوقت برنده نشدم

25:27.521 --> 25:28.821
اونا فقط تمرین بودن

25:28.821 --> 25:30.835
حالا جنگ سر مرگ و زندگیه

25:30.835 --> 25:32.785
البته که اگه فقط به بردن فکر کنی برنده نمی‌شی

25:32.785 --> 25:34.275
چیزی که باید بهش فکر کنی

25:34.275 --> 25:36.475
اینه که چطوری بُکشیش

25:38.688 --> 25:41.073
حالا پام صدمه دیده
احتمال کشتنش برام حتی کمتر شده

25:41.073 --> 25:43.015
بی‌خیال، زخم پات رو فراموش کن

25:43.015 --> 25:44.288
باید از کل قدرتت استفاده کنی

25:44.288 --> 25:46.488
تا با ترس خودت بجنگی

25:46.488 --> 25:48.221
کار سلاح‌ها کشتنه

25:48.221 --> 25:50.515
هر بار که سلاحت رو بیرون میاری
با قصد کشتن بیرونش بیار

25:50.515 --> 25:52.525
تا وقتی دشمنت نمرده تسلیم نشو

25:52.525 --> 25:53.821
تازه

25:53.821 --> 25:56.075
یه سلاح الهی بی‌نظیر دستته

25:56.075 --> 25:58.654
خیلی شمشیر خوبیه

25:58.654 --> 26:01.435
شمشیرش حریف شمشیرت نمی‌شه

26:01.435 --> 26:03.875
پس دیگه از چی می‌ترسی؟

26:18.221 --> 26:19.221
خیلی وقته که گذشته

26:19.221 --> 26:21.055
فرمانده شائو هنوز برنگشتن

26:21.055 --> 26:22.678
یعنی گرفتن یه دختر جوون انقدر سخته؟

26:22.678 --> 26:25.288
عجب احمقی هستی

26:25.288 --> 26:29.055
اون نامزد فرمانده شائوئه

26:29.055 --> 26:30.821
مگه می‌تونه باهاش خشن رفتار کنه؟

26:30.821 --> 26:33.654
باید حرف‌های قشنگ بهش بزنه

26:33.654 --> 26:34.821
تا برگرده

26:34.821 --> 26:37.688
چطوره که... بریم و یه نگاهی بندازیم؟

26:37.688 --> 26:39.854
دیوونه شدی؟ اگه الان بری

26:39.854 --> 26:41.654
و مزاحمشون بشی

26:41.654 --> 26:43.654
کله‌ی پوکت رو له می‌کنه

26:43.654 --> 26:45.588
بهتره خوب بهش فکر کنی

26:45.588 --> 26:47.795
این بار دیگه ذره‌ای رحم نمی‌کنم

26:47.795 --> 26:49.021
چه تصادفی

26:49.021 --> 26:51.361
منم دیگه رحم نمی‌کنم

27:08.788 --> 27:09.854
همینه

27:09.854 --> 27:11.355
این شد مهارت واقعی تو

27:11.355 --> 27:12.974
لینگ لونگ، جدی‌ای؟

27:12.974 --> 27:15.055
همین الان گفتم دیگه رحم نمی‌کنم

27:15.055 --> 27:17.580
این تو بودی که من رو دست کم گرفتی

27:19.951 --> 27:21.250
داره چرت و پرت می‌گه

27:21.250 --> 27:23.213
نیازی نیست ازش بترسی

27:56.654 --> 28:00.405
به نظر میاد طرف اشتباهی رو گرفتی

28:10.488 --> 28:12.715
مگه نگفتی دخالت نمی‌کنی؟

28:12.715 --> 28:15.188
داری زیر حرفت می‌زنی؟

28:15.188 --> 28:17.521
راستش یه نفر بهم سپرده

28:17.521 --> 28:20.351
که این بانو رو برسونم پایتخت

28:20.351 --> 28:21.558
منظورت جان جائوئه؟

28:21.558 --> 28:22.888
دقیقا

28:22.888 --> 28:25.121
بعد از اینکه زخمی شد، با کبوتر برام پیغام فرستاد

28:25.121 --> 28:26.388
ازم خواست بیام

28:26.388 --> 28:27.815
...پس تو

28:27.815 --> 28:29.255
مگه خودت نگفتی؟

28:29.255 --> 28:31.921
ضربه‌ی درنای رو به آسمان جان جائو
تکنیک مخفی خاندان دینگه

28:31.921 --> 28:33.688
دوقلوهای دینگ؟

28:33.688 --> 28:36.388
درسته، من دینگ جائو هوی هستم

28:36.388 --> 28:39.654
برادرم، دینگ جائو لان، و بقیه هم دارن میان این طرف

28:39.654 --> 28:41.135
همونطور که گفتی

28:41.135 --> 28:42.888
جان جائو داماد خاندان دینگه

28:42.888 --> 28:44.188
اگه اتفاقی براش بیفته

28:44.188 --> 28:46.688
خاندان دینگ دست روی دست نمی‌ذاره

28:46.688 --> 28:49.121
مطمئنم ضربه‌ی درنای رو به آسمان جان جائو رو دیدی

28:49.121 --> 28:50.188
خوب آموزش دیده

28:50.188 --> 28:51.721
توی این مهارت، با برادرم برابری می‌کنه

28:51.721 --> 28:53.021
اما من

28:53.021 --> 28:54.321
یه کم ازشون ضعیف‌ترم

28:54.321 --> 28:56.001
اما برای این که چند لحظه معطلت کنم کافیه

28:56.001 --> 28:57.088
وقتی برادرم برسه

28:57.088 --> 28:59.271
تو هم می‌تونی خودت رو با اون بسنجی

29:33.521 --> 29:34.654
چطور بود؟

29:34.654 --> 29:36.021
ضربه‌ی درنای رو به آسمان من

29:36.021 --> 29:37.740
بد نبود، نه؟

29:41.621 --> 29:43.145
تو واقعا دوست جان جائویی؟

29:43.145 --> 29:45.115
می‌دونم که می‌خوای جان جائو رو نجات بدی

29:45.115 --> 29:48.088
اما فکر کنم افراد ولگرد این مرد به زودی بیان

29:48.088 --> 29:49.588
باید یه نقشه بکشیم

29:49.588 --> 29:51.721
علاوه بر این، پات زخمیه

29:51.721 --> 29:53.115
نمی‌تونیم زیاد اینجا بمونیم

29:53.115 --> 29:55.315
بیا اول بریم

29:56.588 --> 29:58.573
عجیبه

29:59.321 --> 30:01.719
اونا کجان؟

30:27.188 --> 30:29.295
این تیکه از لباس فرمانده شائو پاره شده

30:29.295 --> 30:32.098
فردا طلوع آفتاب، گروگان‌ها رو تبادل می‌کنیم]
[غار لو سی، روستای جیانگ جیا

30:32.888 --> 30:34.955
لعنتی، فرمانده شائو رو بردن

30:34.955 --> 30:37.155
بریم -
!بریم -

31:05.488 --> 31:07.721
این گیاه‌های دارویی رو روی زخمت بذار

31:07.721 --> 31:10.727
برای درد، و برای اینکه زودتر خوب بشی

31:11.488 --> 31:13.294
ممنونم

31:14.088 --> 31:15.275
طبابت هم بلدی؟

31:15.275 --> 31:16.654
آدمی که همیشه توی راهه

31:16.654 --> 31:19.654
باید بدونه چطوری زخم‌های ساده رو درمان کنه

31:19.654 --> 31:22.681
پات دیگه اجازه نمی‌ده دوباره اینجوری بجنگی

31:22.681 --> 31:25.681
اگه می‌خوای نجاتش بدی، باید سریع‌تر باشی

31:25.681 --> 31:27.781
نگفتی برادرت داره میاد؟

31:27.781 --> 31:29.415
چند تا آدم با خودش میاره؟

31:29.415 --> 31:30.614
دروغ گفتم

31:30.614 --> 31:31.748
باور کردی؟

31:31.748 --> 31:33.781
پس هر چی گفتی دروغ بود؟

31:33.781 --> 31:35.381
بیشترش درست بود

31:35.381 --> 31:37.348
مثلا اینکه تو می‌تونی شکستش بدی

31:37.348 --> 31:38.881
اون بخشش درست بود

31:38.881 --> 31:40.311
واضح بود که من باختم

31:40.311 --> 31:41.675
اون بخشش درست نیست

31:41.675 --> 31:44.015
اون نبرد تموم نشده

31:44.015 --> 31:45.095
بعد این نبرد

31:45.095 --> 31:47.248
ترست از اون رو شکستی

31:47.248 --> 31:48.974
شکست دادنش فقط یه مسئله‌ی زمانه

31:48.974 --> 31:50.181
علاوه بر این

31:50.181 --> 31:52.348
اون بالاترین حد توانش بود

31:52.348 --> 31:55.171
فکر نکنم دیگه بیشتر از این پیشرفت کنه

31:57.181 --> 31:59.348
گفتی دینگ جائو هوی هستی

31:59.348 --> 32:00.648
این درسته؟

32:00.648 --> 32:02.081
البته که درسته

32:02.081 --> 32:03.581
خاندان جان و ما نسل‌هاست
که خون مشترک داریم

32:03.581 --> 32:05.181
من و جان جائو با هم بزرگ شدیم

32:05.181 --> 32:07.448
اون و خواهرم بچگیشون نامزد بودن

32:07.448 --> 32:10.535
پدرم حتی تکنیک مخفی خاندان دینگ رو بهش یاد داد

32:10.535 --> 32:12.255
هر چند هنوز ازدواج نکردن

32:12.255 --> 32:14.215
اما اون شوهرخواهر آینده‌ی منه

32:14.215 --> 32:15.681
هر چی بخوای راجع بهش بدونی

32:15.681 --> 32:18.120
جوابش پیش منه

32:25.502 --> 32:28.925
[گروگان‌ها رو تبادل می‌کنیم، روستای جیانگ جیا]

32:34.781 --> 32:37.348
!رئیس قلعه جونگ، یه چیزی بگو

32:39.448 --> 32:40.481
فرمانده شائو

32:40.481 --> 32:42.048
یه قهرمان بی‌نظیر

32:42.048 --> 32:44.081
توسط یه بانوی جوان اسیر شده؟

32:44.081 --> 32:46.215
اصلا امکان نداره

32:46.215 --> 32:48.415
این که معلومه از لباسش کنده شده

32:48.415 --> 32:49.448
دیگه چه شکی مونده؟

32:49.448 --> 32:51.075
ما گوشه به گوشه‌ی بندر رو گشتیم

32:51.075 --> 32:52.748
هیچ نشونی ازشون نیست

32:52.748 --> 32:55.248
دیگه چی می‌تونه باشه؟

32:55.248 --> 32:58.648
برای گرفتن جان جائو خونمون رو دادیم

32:58.648 --> 33:00.215
نمی‌تونیم بذاریم بره

33:00.215 --> 33:02.181
ارباب اکیدا دستور داده

33:02.181 --> 33:04.614
جان جائو نباید از شیانگ جو بیرون بره

33:04.614 --> 33:06.948
ارباب برای فرمانده شائو ارزش قائله

33:06.948 --> 33:09.547
نمی‌ذاره بمیره

33:12.181 --> 33:14.381
پس برای ارباب پیغام بفرست

33:14.381 --> 33:17.135
صبر می‌کنیم دستور برسه بعد اقدام کنیم

33:17.135 --> 33:18.736
گروگان‌گیرها گفتن تبادل

33:18.736 --> 33:19.948
موقع طلوع آفتابه

33:19.948 --> 33:21.048
اگه الان پیغام بفرستیم

33:21.048 --> 33:22.448
کی جواب می‌رسه؟

33:22.448 --> 33:23.555
داری از عمد این کار رو می‌کنی

33:23.555 --> 33:25.595
جون فرمانده شائو مهمه

33:25.595 --> 33:28.875
اما مگه دستورات ارباب مهم نیست؟

33:33.115 --> 33:35.115
تو اینجا چیکار می‌کنی؟

33:35.945 --> 33:38.275
ارباب فکر کرد آدم کم دارین

33:38.275 --> 33:40.595
برای همین من رو فرستاد کمک کنم

33:42.691 --> 33:46.195
فکر می‌کردم همین که جان جائو رو بگیریم

33:46.195 --> 33:49.691
دیگه تمومه

33:49.691 --> 33:53.547
اما فقط با یه حرکت، شائو جی زو
رو گرفتن، حالا راه رو گم کردین

33:53.547 --> 33:54.881
خب، جناب جی هوا

33:54.881 --> 33:56.181
تو چه نقشه‌ی درخشانی داری؟

33:56.181 --> 33:57.635
چرا به ما نمی‌گی

33:57.635 --> 34:00.475
و ما رو راهنمایی کنی تا بدونیم کجا بریم؟

34:00.475 --> 34:03.281
اگه توی شهرستان یی ‌چنگ، جان جائو رو گرفته بودین

34:03.281 --> 34:05.718
الان این همه دردسر داشتیم؟

34:05.718 --> 34:07.181
حتی اگه آسمون به زمین بیاد

34:07.181 --> 34:10.048
من نباید بیشتر از همه نگران باشم، مگه نه؟

34:10.048 --> 34:12.104
اگه اون چیزی که دست جان جائوئه

34:12.104 --> 34:14.144
به دربار برسه

34:14.144 --> 34:18.255
اون موقع دیگه آسمون واقعا میاد زمین

34:18.255 --> 34:21.328
اگه اون نقشه‌ی چند ساله‌ی ارباب رو به هم بزنه

34:21.328 --> 34:23.268
همه‌ی ما اینجا

34:23.268 --> 34:25.434
باهاش خاک می‌شیم

34:28.255 --> 34:29.548
ارباب جی

34:29.548 --> 34:31.684
هر چی توی ذهنت هست بگو

34:31.684 --> 34:33.675
تا وقتی فرمانده شائو نجات پیدا کنه

34:33.675 --> 34:35.064
بقیه رو نمی‌دونم

34:35.064 --> 34:37.448
اما افراد اداره‌ی ایالتی در اختیار تو هستن

34:37.448 --> 34:38.848
توی نبرد بندر شی‌ چیائو

34:38.848 --> 34:41.495
رئیس قلعه جونگ، برای گرفتن دلاور جنوبی

34:41.495 --> 34:43.874
خودت رو خسته کردی

34:43.874 --> 34:45.548
این دفعه

34:45.548 --> 34:47.214
تو باید اینجا بمونی

34:47.214 --> 34:53.138
می‌تونی نصف گادر شوئه وی رو برداری
که با من و فنگ شائو بیان؟

35:22.475 --> 35:24.755
چطور شد؟ فرد مشکوکی دیدین؟

35:24.755 --> 35:26.051
اصلا

35:26.051 --> 35:28.088
جای اشتباهی رو گشتیم؟

35:28.655 --> 35:29.975
نمی‌تونه اشتباه باشه

35:29.975 --> 35:33.348
تکه‌پارچه می‌گه تبادل توی روستای جیانگ جیاست

35:33.348 --> 35:35.474
کنار رودخونه رو بگردین

35:35.474 --> 35:37.148
آره، بریم کنار رودخونه رو بگردیم

35:37.148 --> 35:38.772
باشه

35:55.981 --> 35:57.035
یه قایق اونجاست

35:57.035 --> 35:58.875
برو یه نگاه بنداز

36:06.678 --> 36:08.461
!فرمانده شائو

36:11.238 --> 36:13.055
!این یه تله‌ست! برگردین

36:13.055 --> 36:14.788
!برگردین

36:20.095 --> 36:21.535
جونگ شیونگ کجاست؟

36:21.535 --> 36:23.601
!جونگ شیونگ

36:23.601 --> 36:25.888
!کمکم کنین! زود باشین

36:31.134 --> 36:33.046
مواظب باش

36:34.534 --> 36:37.730
چه خبر شده؟ اینجا چی شده؟

37:13.835 --> 37:15.458
با وجود این همه آدم که مواظبشن

37:15.458 --> 37:18.134
باید کار خیلی بزرگی کرده باشه

38:02.901 --> 38:04.882
!برادر جان

38:06.534 --> 38:07.965
!برادر جان

38:27.268 --> 38:30.007
برو، من پشت سرتون میام

38:58.503 --> 39:00.186
[یان لینگ]

39:50.335 --> 39:51.901
من جان جائو رو با خودم می‌برم

39:51.901 --> 39:53.775
اگه عاقل باشی خودت رو خسته نمی‌کنی

39:53.775 --> 39:55.782
تسلیم شو

40:23.001 --> 40:24.735
مطمئنی 2 تا بودن؟

40:24.735 --> 40:25.861
یکی لباس سفید پوشیده بود

40:25.861 --> 40:27.968
آره، اون یکی

40:27.968 --> 40:29.601
سلاح خیلی قدرتمندی داشت

40:29.601 --> 40:31.201
اون یین ‌یانگ آن بود

40:31.201 --> 40:32.368
فرمانده شائو

40:32.368 --> 40:33.935
چرا زودتر نگفتی

40:33.935 --> 40:36.568
که کمکی جان جائو از عمارت لینگ لونگه؟

40:36.568 --> 40:38.755
مگه تو باهاشون نامزد نکردی؟

40:38.755 --> 40:40.618
چرا دارن به یه غریبه کمک می‌کنن؟

40:40.618 --> 40:43.001
لینگ لونگ سرش رو یه آدم شرور گرم کرده

40:43.001 --> 40:46.468
تعجبی نداره که دفعات قبل موفق نشدین

40:46.468 --> 40:48.001
ممکنه

40:48.001 --> 40:52.068
همون نامزدی با لینگ لونگ باعث شد دست نگه داری؟

40:52.068 --> 40:55.068
اون رو اشتباه حساب کردم

40:55.068 --> 40:56.741
اما اونا چطور فهمیدن

40:56.741 --> 40:58.935
که جان جائو اینجاست؟

40:58.935 --> 41:00.334
رئیس جونگ

41:00.334 --> 41:02.201
بعد از اینکه ما رفتیم

41:02.201 --> 41:04.534
همه‌ی گارد شوئه وی رو جمع کردی؟

41:04.534 --> 41:06.268
معلومه

41:06.268 --> 41:08.101
جان جائو که دستگیر شده بود

41:08.101 --> 41:10.691
چرا برادرهام هنوز باز هم اونجا بمونن؟

41:14.068 --> 41:16.401
اونا گارد شوئه وی رو دنبال کردن

41:16.401 --> 41:19.268
خب این مرد جوان سفیدپوش دقیقا کیه؟

41:19.268 --> 41:21.768
خیلی جوونه، اما انقدر جسور و باهوش

41:21.768 --> 41:23.768
اولین باری که دیدمش

41:23.768 --> 41:25.868
گفت دینگ جائو هوی‌ـه

41:25.868 --> 41:27.935
دینگ جائو هوی؟ -
محاله -

41:27.935 --> 41:29.768
قبلا باهاش جنگیدم

41:29.768 --> 41:32.068
سبک هنرهای رزمی خاندان دینگ نیست

41:32.068 --> 41:34.368
حتما دروغ می‌گه

41:34.368 --> 41:35.968
هنرهای رزمی این مرد عالیه

41:35.968 --> 41:37.868
و حرکاتش خیلی عجیبه

41:37.868 --> 41:40.068
نمی‌تونم بگم مهارتش متعلق به کدوم فرقه‌ست

41:40.068 --> 41:41.468
مهارت چابکیش عالیه

41:41.468 --> 41:44.335
حتی با خاندان هو برابری می‌کنه

41:50.935 --> 41:52.568
حالا کجا داریم می‌ریم؟

41:52.568 --> 41:54.301
بندر شی ‌چیائو؟

41:54.301 --> 41:56.735
سعی کنیم قبل از اینکه برسن بهمون، از رود رد بشیم

41:56.735 --> 41:59.935
اونا سوار بهترین اسب‌های سلطنتی‌ان

41:59.935 --> 42:01.568
ما یه گاری داریم

42:01.568 --> 42:03.268
و یه مرد زخمی

42:03.268 --> 42:04.901
چطور می‌تونیم ازشون جلو بزنیم؟

42:04.901 --> 42:06.301
علاوه بر این

42:06.301 --> 42:07.668
فکر نمی‌کنم اون مرد توی گاری

42:07.668 --> 42:10.370
بتونه این سفر سخت رو تحمل کنه

42:23.001 --> 42:24.701
تنفسش خیلی ضعیفه

42:24.701 --> 42:26.820
با یه مرده فرقی نداره

42:42.168 --> 42:44.047
چی بهش خوروندی؟

42:44.047 --> 42:45.901
عسل لینگ لونگ

42:45.901 --> 42:47.268
جونش رو نجات نمی‌ده

42:47.268 --> 42:49.401
فقط یه کم دردش رو کم می‌کنه

42:49.401 --> 42:51.001
بی‌فایده‌ست

42:51.001 --> 42:53.735
اون سم اولین نگاه تا مغز استخونش نفوذ کرده

42:53.735 --> 42:55.754
پس باید چیکار کنیم؟

42:57.534 --> 42:59.906
به نظر میاد خیلی نگرانشی

43:00.801 --> 43:02.756
کمکم کن

43:02.756 --> 44:02.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: ghoruob ✧Tima ✧ Vanilla ✧
✧ ادیت: snowman✧
