WEBVTT

00:00.115 --> 00:15.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه:Stella ✧ سارا ✧Violet ✧ Tima ✧
✧ ادیت: snowman✧

01:31.315 --> 01:37.035
𓂃‧₊*ماجراجویی جان جائو*₊‧𓂃

01:37.075 --> 01:40.081
『قسمت 5 』

01:41.275 --> 01:43.115
چی بهش خوروندی؟

01:43.115 --> 01:45.071
عسل لینگ‌ لونگ

01:45.071 --> 01:46.471
شاید جونش رو نجات نده

01:46.471 --> 01:48.508
اما حداقل دردش رو کم می‌کنه

01:48.508 --> 01:50.108
این به چه دردی می‌خوره؟

01:50.108 --> 01:52.841
سم اولین نگاه دیگه به مغز استخوانش رسیده

01:52.841 --> 01:55.031
پس باید چیکار کنیم؟

01:56.641 --> 01:58.835
انقدر نگرانشی؟

01:59.915 --> 02:02.178
یه کم کمکم کن

02:22.541 --> 02:25.241
زنجیر آهنی رو یه درجه براش تنگ‌تر کردم

02:25.241 --> 02:27.515
دو روز دیگه براش وقت خریدم

02:27.515 --> 02:29.641
شاید هنوز شانسی باشه

02:29.641 --> 02:30.715
می‌تونی نجاتش بدی؟

02:30.715 --> 02:32.841
انقدر توانمند نیستم

02:32.841 --> 02:35.515
نمی‌تونم سم رو خنثی کنم، اما می‌دونم کی می‌تونه

02:35.515 --> 02:37.698
کی؟ -
خاندان جین -

02:38.420 --> 02:40.235
منظورت همون خاندان جین توی شهر تان‌ شیه که

02:40.235 --> 02:42.775
سر کاشت ده هزار درخت زردآلو با
دونگ فنگ چشم و هم‌چشمی داره؟

02:46.108 --> 02:48.631
بریم خاندان جین -
تو هم میای؟ -

02:49.541 --> 02:50.875
اشتباه برداشت نکن

02:50.875 --> 02:52.275
برام مهم نیست

02:52.275 --> 02:55.208
فقط شنیدم اون چیزی که بهت داده خیلی مهمه

02:55.208 --> 02:59.408
برای همچین چیز مهمی، هر لحظه‌ی اضافه
توی راه یعنی خطر بیشتر

02:59.408 --> 03:01.875
ضمن اینکه کی می‌دونه وقتی بیدار بشه

03:01.875 --> 03:04.455
و تو رو کنار خودش ببینه چه فکری می‌کنه

03:06.541 --> 03:08.308
این چه نگاهیه؟

03:08.308 --> 03:11.755
بهم اعتماد نداری؟ مگه من به
شوهرخواهر خودم آسیب می‌زنم؟

03:17.408 --> 03:20.035
باشه، پس از هم جدا می‌شیم

03:20.035 --> 03:21.275
من وسیله رو می‌برم به پایتخت

03:21.275 --> 03:22.355
تو هم اون رو ببر خاندان جین

03:22.355 --> 03:24.638
خیالم راحت نمی‌شه که بذارم تنها بری پایتخت

03:25.541 --> 03:27.815
بذار یه فکری بکنم

03:36.521 --> 03:37.635
فرمانده شائو

03:37.635 --> 03:39.436
همه‌ی درمانگاه‌ها تا شعاع پنج مایلی رو گشتیم

03:39.436 --> 03:41.341
هیچ نشونه‌ای از جان جائو و بقیه نیست

03:41.341 --> 03:44.875
اما همین الان یه کالسکه‌ی مشکوک رو متوقف کردیم

03:54.908 --> 03:56.541
این کالسکه مال شماست؟

03:56.541 --> 03:59.178
نه، به خاطر یه کار فوری داریم می‌ریم خونه

03:59.178 --> 04:00.875
با یه گاری الاغ شروع کردیم

04:00.875 --> 04:02.425
اما توی راه افراد خوش‌برخوردی رو دیدیم

04:02.425 --> 04:04.875
اونا کالسکه‌ی اسبشون رو با گاری الاغ ما عوض کردن

04:04.875 --> 04:06.915
به خاطر همین زود رسیدیم به بندر

04:06.915 --> 04:08.275
چه شکلی بودن؟

04:08.275 --> 04:09.808
یکی لباس سفید پوشیده بود

04:09.808 --> 04:12.408
و یه مرد جوان با لباس آبی کنارش بود

04:12.408 --> 04:14.395
آه، راستی، یکی دیگه هم توی کالسکه خوابیده بود

04:14.395 --> 04:16.758
رنگش پریده بود، به نظر بیمار میومد

04:16.758 --> 04:18.908
...اما گفتن کار ما از کار اونا فوری‌تره

04:18.908 --> 04:20.108
کدوم طرفی رفتن؟

04:20.108 --> 04:23.308
اونا... گفتن دشمن داره تعقیبشون می‌کنه

04:23.308 --> 04:26.175
پس باید توی کوهستان قایم بشن

04:31.541 --> 04:32.975
ادامه بده و بگرد

04:33.541 --> 04:35.408
هر چقدر می‌خوای کوهستان رو بگرد

04:35.408 --> 04:37.074
کلی کار داری

04:38.074 --> 04:40.208
هو شیائو می واقعا احمقه

04:40.208 --> 04:42.741
همینطوری جونش رو داده دست من

04:42.741 --> 04:45.195
مگه نه، الاغه؟

04:49.235 --> 04:51.761
[شهر تان‌ شی]

05:04.041 --> 05:05.595
ارباب جوان، ندویین

05:05.595 --> 05:07.715
شیطنت نکنین، بریم

05:07.715 --> 05:10.915
سوار شین -
بریم -

05:12.141 --> 05:13.641
مواظب باشین، ارباب جوان

05:13.641 --> 05:15.715
مواظب باشین

05:17.875 --> 05:19.508
!بادبادک چقدر رفته بالا

05:19.508 --> 05:22.595
می‌تونم ببرمش بالاتر

05:30.841 --> 05:33.341
!چه سوراخ گنده‌ای

05:33.341 --> 05:35.508
زود باش، بذار یه نگاه بندازم

05:35.508 --> 05:37.605
این رو بگیر

05:40.841 --> 05:42.041
بادبادکتون شکسته؟

05:42.041 --> 05:44.235
بذارین براتون درستش کنم

05:46.408 --> 05:47.508
تو کی هستی؟

05:47.508 --> 05:49.208
از ارباب جوانمون دور شو

05:49.208 --> 05:51.615
!هوس مردن کردی

05:54.641 --> 05:57.141
یه پیغام به اربابت برسون

06:12.475 --> 06:17.341
〔جین جن پینگ، ارباب خاندان جین〕

06:17.341 --> 06:19.475
!ارباب

06:19.475 --> 06:21.341
!ارباب! یه اتفاق فاجعه افتاده

06:21.341 --> 06:24.408
〔شو آن، پیشکار خاندان جین〕
!دو ارباب جوان رو دزدیدن

06:25.408 --> 06:26.608
چی؟

06:26.608 --> 06:29.641
اون مرد فو زی رو بست و
دو تا ارباب جوان رو قایم کرد

06:29.641 --> 06:31.241
و من رو فرستاد که پیغام بدم

06:31.241 --> 06:32.608
چه شکلیه؟

06:32.608 --> 06:33.641
قبلا دیدیش؟

06:33.641 --> 06:35.074
مردیه که معلومه هنرهای رزمی بلده

06:35.074 --> 06:37.741
همینطور گفت اگه کمک نکنین و فقط وایستین

06:37.741 --> 06:39.608
دیگه هرگز پسرهاتون رو نمی‌بینین

06:39.608 --> 06:42.141
ممکنه یکی از بیمارهایی باشه که اومده پیش ما؟

06:42.141 --> 06:44.275
〔جانگ، بیوه‌ی عموی چهارم، خاندان جین〕
...وایستین و کمک نکنین

06:44.275 --> 06:48.841
جن پینگ، امروز به پرونده‌ی سختی
برخورد کردی و ردش کردی؟

06:48.841 --> 06:51.955
نه -
!ارباب! ارباب -

06:51.955 --> 06:53.541
زود باشین یه نگاه بندازین

06:53.541 --> 06:55.274
یه گاری الاغ رسید به دروازه

06:55.274 --> 06:58.408
یه مردی روشه، یه دریای خون کنارشه

06:58.408 --> 07:00.441
ارباب جین اینجاست

07:01.441 --> 07:02.608
!به این خون نگاه کنین

07:02.608 --> 07:04.274
!چه فاجعه‌ای

07:04.274 --> 07:06.741
با این همه خون، چطور هنوز نفس می‌کشه؟

07:06.741 --> 07:08.308
واقعا

07:08.308 --> 07:10.241
اگه فورا مداوا نشه

07:10.241 --> 07:13.075
احتمالا زنده نمی‌مونه

07:27.841 --> 07:29.975
خون مرغه؟

07:31.178 --> 07:32.395
چرا دست به کار نمی‌شه؟

07:32.395 --> 07:34.375
چرا نجاتش نمی‌ده؟

07:37.835 --> 07:41.535
بذار ببینم قضیه از چه قراره

07:50.635 --> 07:53.535
می‌ترسم کار از کار گذشته باشه

07:56.208 --> 07:57.641
چطور شد که داره می‌ره؟

07:57.641 --> 07:58.641
!ارباب جین

07:58.641 --> 08:00.541
می‌خواین این وضعیت رو نادیده بگیرین؟

08:00.541 --> 08:04.008
با این همه خون‌ریزی
احتمالا نجات دادن این مرد سخته

08:04.008 --> 08:07.941
ارباب جین! می‌ترسین اگه نتونین
درمانش کنین، آبروی خاندان بره؟

08:07.941 --> 08:09.741
!دقیقا -
یعنی دارین به یه وضعیت خطرناک بی‌توجهی می‌کنین -

08:09.741 --> 08:11.875
چطور می‌تونه اینطور باشه؟

08:11.875 --> 08:13.741
واقعا -
کمک کنین ببریمش داخل -

08:13.741 --> 08:15.355
بله، قربان

08:15.355 --> 08:18.108
!زود باشین، ببرینش داخل

08:18.108 --> 08:19.641
همه لطفا متفرق بشین

08:19.641 --> 08:23.985
چطور ممکنه که خاندان جین ما بتونه
بشینه و تماشا کنه یکی داره می‌میره؟

08:41.195 --> 08:44.008
برگرد و این رو به جین جن‌ پینگ بگو

08:45.008 --> 08:49.955
اول، اون مردی که فرستادم باید حتما درمان بشه

08:51.075 --> 08:53.595
البته، می‌دونم مهارت طبابتش خیلی تعریفی نداره

08:53.595 --> 08:55.241
و شاید دیگه به آخر خط رسیده باشه

08:55.241 --> 09:00.435
ولی می‌دونم قرص سوگواریتون
می‌تونه مرده رو هم زنده کنه

09:03.241 --> 09:05.674
دوم، بعد از نجات اون مرد

09:05.674 --> 09:09.875
نیمه‌ شب، می‌خوام کالسکه بیاری
و اون رو تا بیرون همراهی کنی

09:09.875 --> 09:12.875
کالسکه رو توی جاده‌ی اصلی خروجی شهر نگه‌ دار

09:12.875 --> 09:15.435
بعدش همون لحظه برو

09:16.808 --> 09:19.141
سوم، این قضیه رو به مقامات گزارش نکن

09:19.141 --> 09:20.905
هیچ کلک دیگه‌ای هم سوار نکن

09:20.905 --> 09:24.355
همه‌ی کارها و رفتار خاندانتون زیر نظرمه

09:24.355 --> 09:28.335
شک داری؟ می‌تونی بذاری خودش امتحان کنه

09:29.475 --> 09:34.735
اگه حتی یکی از این سه شرط رو انجام ندی

09:36.108 --> 09:40.108
اون دوتا ارباب جوان خاندانت
جونشون رو از دست می‌دن

09:40.108 --> 09:42.198
فهمیدی؟

09:43.908 --> 09:45.735
گمشو

09:48.475 --> 09:50.355
صبر کن

09:53.441 --> 09:55.108
بعد از 100 قدم چشم‌هات رو باز کن

09:55.108 --> 09:57.315
و وقتی باز کردی دیگه برنگرد که نگاه کنی

09:57.315 --> 09:59.329
...وگرنه

10:04.708 --> 10:06.541
وگرنه، یکی دیگه میاد دنبالت

10:06.541 --> 10:08.608
سطح هنرهای رزمی اون از من هم بالاتره

10:08.608 --> 10:12.755
اگه بفهمه اون مردی که فرستادم نجات پیدا نکرده

10:12.755 --> 10:15.214
...با اون خلق‌ و خویی که داره

10:15.214 --> 10:18.701
ممکنه کل خاندانتون جونشون رو از دست بدن

10:18.701 --> 10:20.155
فهمیدم، چشم‌هام رو باز نمی‌کنم

10:20.155 --> 10:22.108
بعد از 100 قدم بازشون می‌کنم

10:22.108 --> 10:24.138
بعد از 100 قدم

10:24.715 --> 10:27.608
!چشم‌هام رو باز نکردم! ن...ن...نمی‌کنم

10:27.608 --> 10:29.608
!به چپ

10:30.608 --> 10:32.341
زود باش، زمان منتظر کسی نمی‌مونه

10:32.341 --> 10:35.855
باشه، باشه، چشم‌هام رو باز نمی‌کنم

10:38.241 --> 10:40.475
چی بازی می‌کنین؟

10:52.241 --> 10:55.008
این مرد نه تنها از کف دست بزرگواری ضربه خورده

10:56.008 --> 10:58.941
بلکه با اولین نگاه
مکتب شیو لو هم مسموم شده

10:58.941 --> 11:03.241
الان، سم تا مغزش نفوذ کرده
دیگه راه نجاتی نداره

11:03.241 --> 11:08.441
شنیدم اولین نگاه
از چندتا سم خیلی قوی ساخته می‌شه

11:08.441 --> 11:11.308
این سم‌ها کنار هم زندگی می‌کنن و به هم وابسته‌ان

11:11.308 --> 11:14.008
خوردن یه پادزهر تکی هیچ فایده‌ای نداره

11:14.008 --> 11:17.395
اگه چندتا پادزهر با هم بخوری
احتمالا اثر همدیگه رو خنثی می‌کنن

11:17.395 --> 11:19.378
یا حتی یه سم جدید می‌سازن

11:19.378 --> 11:21.215
فقط بدترش می‌کنه

11:21.215 --> 11:25.108
می‌شد از ریشه‌ی آسمانی غار ماه استفاده کنیم
و باهاش نقاط طب سوزنیش رو باز کنیم

11:25.108 --> 11:27.341
و سم رو از طریق خونش بیرون بکشیم

11:27.341 --> 11:29.841
ولی چون خیلی وقته مسموم شده

11:29.841 --> 11:32.755
سم به اندام‌ها و مغزش رسیده

11:32.755 --> 11:35.875
اگه وسط کار نتونه سوزن‌ها رو تحمل کنه

11:35.875 --> 11:38.555
و باعث بشه نیروی حیاتیش بهم بریزه
و سم فورا به قلبش حمله کنه

11:38.555 --> 11:40.561
اونوقت دیگه هیچ کاری از دستمون برنمیاد

11:40.561 --> 11:42.515
همسر برادر چهارم

11:42.515 --> 11:46.075
نجات دادن جون آدم‌ها انقدرها ساده نیست

11:46.075 --> 11:48.595
می‌دونی این کیه؟

11:51.075 --> 11:54.674
از روی لباس‌هاش، به نظر میاد
آدمیه که هنرهای رزمی بلده

11:54.674 --> 11:57.075
اون جان جائوئه

11:58.315 --> 12:00.241
از فرمانداری کای‌ فنگ

12:01.241 --> 12:03.715
از کجا فهمیدی؟

12:10.075 --> 12:12.035
ما نمی‌تونیم این مرد رو نجات بدیم

12:13.035 --> 12:17.941
ولی به عنوان طبیب
وظیفه‌امونه جون آدم در حال مرگ رو نجات بدیم

12:18.941 --> 12:23.335
ضمن این‌ که، جون دوتا بچه‌هات
توی دست یه نفر دیگه‌ست

12:24.274 --> 12:26.208
در بدترین حالت، به مقامات گزارش می‌دم

12:26.208 --> 12:28.815
بچه‌هام رو وسط روز روشن دزدیدن

12:29.441 --> 12:32.795
بعید می‌دونم مأمورها
به همین راحتی ماجرا رو سرسری بگیرن

12:32.795 --> 12:36.127
!ارباب! ارباب

12:36.127 --> 12:37.595
!لطفا ارباب جوان رو نجات بدین

12:37.595 --> 12:39.715
آدم‌ربا من رو با یه پیغام فرستاده

12:39.715 --> 12:42.808
تا قبل از نیمه‌ شب امشب
باید اون مردی که آورده اینجا رو نجات بدین

12:42.808 --> 12:46.875
و منم باید کالسکه رو ببرم
تا اون رو از شهر بیرون ببرم

12:46.875 --> 12:49.208
...همینطور گفت... گفت

12:49.208 --> 12:50.408
دیگه چی گفت؟

12:50.408 --> 12:52.435
گفت
حق ندارین به مقامات گزارش بدین"

12:52.435 --> 12:54.035
...وگرنه

12:54.035 --> 12:56.408
"هر دوتا ارباب جوان رو می‌کشم

12:56.408 --> 12:58.541
چه وقاحتی

12:58.541 --> 13:01.795
من بیمار رو درمان می‌کنم که نجاتش بدم
ولی تضمینی برای موفقیت نیست

13:01.795 --> 13:03.995
ضمن این‌ که سم تا مغزش رسیده

13:03.995 --> 13:05.235
حتی اگه بخوام نجاتش بدم

13:05.235 --> 13:07.595
!باید به اذن پادشاه جهنم باشه

13:07.595 --> 13:10.115
آدم‌ربا همچنین گفت

13:10.115 --> 13:14.274
"مهم نیست اگه مهارت طبابت اربابت معمولی باشه"

13:14.274 --> 13:19.391
گفت هنوز قرص سوگواری
اجدادی خاندان جین رو دارین

13:23.268 --> 13:24.975
قرص سوگواری؟

13:25.568 --> 13:27.815
این چیزی بود که بهت گفت؟ -
بله -

13:34.368 --> 13:35.435
می‌تونی بری

13:35.435 --> 13:37.455
بله، قربان

13:41.268 --> 13:43.268
...قرص سوگواری اجدادی خاندان جین

13:43.268 --> 13:45.168
آدم‌ربا از کجا ازش خبر داشت؟

13:45.168 --> 13:47.668
هم کینه‌ی خاندان جین رو به دل داره

13:47.668 --> 13:50.601
هم از قرص سوگواری خبر داره

13:50.601 --> 13:52.168
این آدم که خودش رو نشون نداده

13:52.168 --> 13:55.001
ولی انقدر دقیق داره خاندان ما رو بازی می‌ده

13:55.001 --> 13:56.001
همسر برادر چهارم

13:56.001 --> 13:58.815
غیر از اون کی می‌تونه باشه؟

14:00.701 --> 14:05.535
...اون اتفاقی که 15 سال پیش افتاد
یادتون که نرفته، مگه نه؟

14:07.401 --> 14:10.235
پونزده سال پیش؟

14:11.115 --> 14:17.075
[خاندان جین]

14:42.568 --> 14:44.268
زود باش و برو

14:44.268 --> 14:45.668
رئیس گفته

14:45.668 --> 14:48.568
اون هیچوقت قرص سوگواری رو بهت نمی‌ده

14:48.568 --> 14:51.195
بی‌خیال اون فکر شو

14:52.301 --> 14:55.701
هر چقدر هم اینجا زانو بزنی فایده‌ای نداره

14:56.701 --> 14:58.911
!پس هر طور می‌خوای زانو بزن

15:25.201 --> 15:26.978
اگه واقعا خودش باشه

15:26.978 --> 15:29.234
!پس حتما برای انتقام برگشته

15:29.234 --> 15:31.035
حتی اگه امروز جان جائو رو نجات بدیم

15:31.035 --> 15:32.995
!ول‌ کن ماجرا نمی‌شه

15:32.995 --> 15:35.098
درخواست دیگه‌ای نکرده

15:35.098 --> 15:37.155
لزوما یعنی برای انتقام نیومده

15:37.155 --> 15:41.955
اگه رئیسِ ارشد بفهمه
ما یواشکی از قرص سوگواری استفاده کردیم

15:41.955 --> 15:44.627
دوران ریاست من به‌ عنوان رئیس خاندان

15:44.627 --> 15:47.278
تموم می‌شه

15:48.115 --> 15:53.115
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

16:00.501 --> 16:05.368
اجداد جین قرص سوگواری رو ساختن
تا جون آدم‌ها رو نشون بدن

16:05.368 --> 16:07.348
تا وقتی که بتونیم جون یکی رو نجات بدیم

16:07.348 --> 16:09.838
...هر کسی که بخواد باشه

16:10.438 --> 16:13.798
به قرص سوگواری خیانت نکردیم

16:17.275 --> 16:20.276
اگه یه ارشد اصرار داشت که سرزنشمون کنه

16:21.355 --> 16:23.968
فقط بگو تصمیم من بود

16:24.968 --> 16:26.715
بیا با هم بریم قرص رو پیدا کنیم

16:26.715 --> 16:29.695
!وایسا! همسر برادر چهارم

17:36.235 --> 17:39.168
فرمول ساخت قرص سوگواری رو قبلا از بین بردن

17:40.568 --> 17:42.401
این آخریشه که مونده

17:43.401 --> 17:46.915
هیچوقت انتظار نداشتم برای یه غریبه استفاده بشه

17:46.915 --> 17:48.815
بریم

20:08.801 --> 20:11.115
!ارباب! ارباب

20:11.115 --> 20:12.715
چطور پیش رفت؟

20:12.715 --> 20:14.201
دقیقا کاری که گفت رو کردم

20:14.201 --> 20:17.235
کالسکه رو هدایت کردم و بردمشون خارج از شهر

20:17.235 --> 20:19.955
پس... بچه‌ها چی؟

20:19.955 --> 20:21.125
بچه کجاست؟

20:21.125 --> 20:23.168
هم کالسکه و هم اون شخص رو رسوندم بهش

20:23.168 --> 20:24.768
زد زیر قولش؟

20:24.768 --> 20:27.715
...من -
!چیه؟ زود باش بگرد -

20:27.715 --> 20:29.875
!همین الان برو -
اطاعت، ارباب -

20:29.875 --> 20:31.895
بریم

20:41.434 --> 20:44.175
!پدر -
!پدر -

20:44.175 --> 20:46.501
!هی! برگشتین

20:47.501 --> 20:49.095
!خدا رو شکر

20:50.001 --> 20:51.901
بگین ببینم، صدمه دیدین؟

20:51.901 --> 20:53.468
نه -
نه -

20:53.468 --> 20:55.468
کسی که دزدیدتون چه شکلی بود؟

20:55.468 --> 20:56.901
کسی ما رو ندزدید

20:56.901 --> 20:58.701
یه عمویی بود که سفید پوشیده بود

20:58.701 --> 21:00.468
ما رو برد کنار رودخونه بازی کنیم

21:00.468 --> 21:01.875
بهمون غذاهای خوشمزه داد

21:01.875 --> 21:05.255
حتی باهامون نبرد با گیاهان دارویی هم انجام داد

21:09.301 --> 21:11.301
...همسر برادر چهارم

21:11.301 --> 21:14.655
کی به جز اون می‌تونه نبرد گیاهان دارویی بازی کنه؟

21:16.075 --> 21:19.715
حتی اگه خودش باشه
به بچه‌ها آسیبی نزده

21:19.715 --> 21:22.862
بیا فقط بی‌خیالش بشیم

21:24.368 --> 21:26.275
بیاین، بریم یه چیز خوب بخوریم

21:26.275 --> 21:28.035
!بریم -
!برو -

21:28.768 --> 21:31.435
!برو -
!برو -

22:27.368 --> 22:28.875
بیدار شدی

22:28.875 --> 22:30.501
می‌شه بپرسم شما کی هستین؟

22:30.501 --> 22:33.235
فعلا که ناجیتم

22:33.235 --> 22:36.075
در آینده هم، کی خبر داره؟

22:53.227 --> 22:56.391
...می‌شه بپرسم -
می‌دونم چی می‌خوای بپرسی -

22:56.391 --> 22:58.235
هو لینگ لونگ حالش خوبه

22:58.235 --> 23:02.168
احتمالا اون وسیله رو از شیانگ جو برده

23:02.168 --> 23:03.315
درسته

23:03.315 --> 23:06.210
ما نجاتت دادیم و سم رو خنثی کردیم

23:11.101 --> 23:13.368
ممنون که زندگیم رو نجات دادین

23:13.368 --> 23:16.201
می‌شه بپرسم، شما دوست برادر هو هستین؟

23:16.201 --> 23:18.158
برادر هو؟

23:18.158 --> 23:20.475
اون از اولش هم یه بانوی جوان بود

23:20.475 --> 23:24.135
این همه باهاش سفر کردی و نفهمیدی؟

23:35.868 --> 23:37.368
خیلی سریع اومدن

23:37.368 --> 23:38.634
از فرقه‌ی تانگن

23:38.634 --> 23:40.801
برات به این دعوا رسیدی می‌کنم

23:40.801 --> 23:43.368
نمی‌تونم بذارم دوباره به خاطر این چند نفر آسیب ببینی

23:43.368 --> 23:47.401
وگرنه
کی می‌تونم باهات عادلانه بجنگم؟

23:48.868 --> 23:50.935
شمشیرت رو بهم قرض بده

24:23.805 --> 24:25.435
عجب کف دست پودان قدرتمندی

24:25.435 --> 24:26.955
واقعا هیچ ضعفی نداره

24:26.955 --> 24:29.325
سبک هنرهای رزمیت عجیبه

24:29.325 --> 24:30.555
تو کی هستی؟

24:30.555 --> 24:33.655
تا جایی که برنده بشم برام کافیه

25:18.201 --> 25:19.801
!گمشین

25:29.068 --> 25:30.168
چیکار داری می‌کنی

25:30.168 --> 25:32.315
من تازه جونت و از جهنم نجات دادم

25:32.315 --> 25:33.617
و می‌خوای زحماتم هدر بره؟

25:33.617 --> 25:35.301
می‌خواستم یکی رو بگیرم و ازش بازجویی کنم

25:35.301 --> 25:36.835
که چرا فرقه‌ی تانگ دنبالمه

25:36.835 --> 25:40.331
نگرانم که به بانو هو یه ضربه‌ی مرگبار بزنن

25:40.331 --> 25:41.355
نگران نباش

25:41.355 --> 25:43.634
اون مسیری که شما دوتا
برنامه‌ریزی کرده بودین رو نرفت

25:43.634 --> 25:45.801
مخفیانه از مسیر زمینی رفت

25:45.801 --> 25:49.075
تازه، سر اونایی که توی کوهستان
دنبالم می‌کردن رو هم شیره مالیدم

25:49.075 --> 25:50.715
قطعا نمی‌تونن بگیرنش

25:51.715 --> 25:54.736
ممنون که به بانو هو کمک کردی

25:55.475 --> 25:57.938
با اینکه می‌تونه اون وسیله رو برسونه

25:57.938 --> 26:01.135
ولی باز هم یه حرکت اشتباه انجام داد

26:03.701 --> 26:06.568
تو رو مستقیم فرستاد سمت من

26:06.568 --> 26:09.955
هر لحظه می‌تونم جونت رو بگیرم

26:16.434 --> 26:18.235
تو احتمالا دوستی نه دشمن

26:18.235 --> 26:21.001
وگرنه کمکم نمی‌کردی که جلوی فرقه‌ی تانگ وایسم

26:22.001 --> 26:23.168
جالبه

26:23.168 --> 26:24.595
شایستگیش رو داری که رقیبم بشی

26:24.595 --> 26:27.495
سفر طولانیم برای پیدا کردنت الکی نبوده

26:35.201 --> 26:38.115
کافیه، برگرد داخل کالسکه و استراحت کن

26:38.115 --> 26:39.334
با این حال

26:39.334 --> 26:40.675
وقتی حالت خوب شد

26:40.675 --> 26:43.665
باید دوباره رقابت کنیم

27:24.368 --> 27:25.675
با این

27:25.675 --> 27:28.168
هر وقت هر دشمنی که بیاد می‌فهمیم

27:28.168 --> 27:30.875
امشب می‌تونیم راحت بخوابیم

27:34.668 --> 27:36.355
واقعا که راحت به نظر میای

27:36.355 --> 27:38.725
واقعا من رو به چشم یه کالسکه‌چی
یا خدمتکار می‌بینی؟

27:38.725 --> 27:41.065
نمی‌ترسی بکشمت؟

27:42.035 --> 27:43.968
اگه واقعا می‌خواستی من رو بُکشی

27:43.968 --> 27:46.758
به خودت زحمت نمی‌دادی که نجاتم بدی

27:48.771 --> 27:50.638
مگه نشنیدی؟

27:50.638 --> 27:52.395
وقتی گربه شکارش رو می‌گیره

27:52.395 --> 27:54.315
اول باهاش بازی می‌کنه

27:54.315 --> 27:56.835
بعد از اینکه به اندازه‌ی کافی شکنجه‌اش کرد
کامل می‌خورتش

27:56.835 --> 27:59.828
یه لحظه نجاتت می‌دم
ولی لحظه‌ی بعد تهدیدت می‌کنم که می‌کشمت

27:59.828 --> 28:03.138
فقط اینکه زود کشتنت حوصله سر بره

28:03.915 --> 28:06.775
هی، گوش می‌دی؟

28:08.368 --> 28:10.315
دارم می‌شنوم

28:15.101 --> 28:17.434
مگه لقبت گربه‌ی کثیف نیست؟

28:17.434 --> 28:19.568
همچنین دست راست ارباب بائو محسوب می‌شی

28:19.568 --> 28:23.835
پس، می‌تونی حدس بزنی که کی‌ام؟

28:25.235 --> 28:29.068
همچنین انگار از لقب گربه‌ی سلطنتی هم راضی نیستی

28:30.068 --> 28:32.415
خیلی باهوشی

28:33.978 --> 28:36.915
داری اشاره می‌کنی که من آدم کینه‌ای هستم

28:36.915 --> 28:38.575
آره؟

28:39.195 --> 28:42.951
تو بودی که سم اولین نگاه رو
توی بدنم خنثی کردی؟

28:42.951 --> 28:44.235
نه

28:44.835 --> 28:48.458
تنها کسی که می‌تونه این سم قوی رو
توی بدن من درمان کنه و همین نزدیکی هم هست

28:48.458 --> 28:51.495
خاندان جین از شهر تان شیه

28:56.601 --> 29:00.118
من خیلی شدید مسموم شده بودم
و تازه جراحات داخلی و خارجی هم داشتم

29:00.118 --> 29:02.035
خاندان جین به مقامات گزارش ندادن

29:02.035 --> 29:03.661
و نترسیدن که اعتبارشون خراب بشه

29:03.661 --> 29:07.325
به احتمال زیاد تو و خاندان جین
باید یه ارتباطاتی با هم داشته باشین

29:08.235 --> 29:09.668
اشتباه حدس زدی

29:09.668 --> 29:12.858
من هیچ ربطی بهشون ندارم

29:21.434 --> 29:23.068
نزدیک‌تر به اجاق بشین

29:23.068 --> 29:25.634
توی دل طبیعت که عطاری پیدا نمی‌شه

29:25.634 --> 29:27.868
به زور تونستم سه‌تا گیاه دارویی جمع کنم

29:27.868 --> 29:31.115
سوزوندنشون روی آتیش یه فایده‌هایی داره

29:37.868 --> 29:39.905
ارتباط با اونا رو انکار می‌کنی

29:39.905 --> 29:41.315
ولی توی طبابت خیلی ماهری

29:41.315 --> 29:44.315
گفتم هیچ ربطی بهشون ندارم و حرفم جدیه

29:45.051 --> 29:46.578
یه لحظه جونت رو نجات می‌دن

29:46.578 --> 29:48.675
لحظه‌ی بعد فرقه‌ی تانگ رو
می‌فرستن تا شکارت کنن

29:48.675 --> 29:50.275
یه همچین خاندان خوب و محترمی

29:50.275 --> 29:52.751
خیلی از سطح من بالاترن

29:56.275 --> 29:57.462
چیه؟

29:57.462 --> 29:59.471
حرفم رو باور نمی‌کنی؟

30:01.168 --> 30:03.068
اگه خاندان جین بهشون آمار نمی‌داد

30:03.068 --> 30:07.295
فکر می‌کنی فرقه‌ی تانگ
چطوری جات رو پیدا کرد؟

30:13.968 --> 30:16.835
این تکنیک‌های آماده کردن ماهیت خیلی ماهرانه‌ست

30:16.835 --> 30:18.901
کنار آب زندگی می‌کنی؟

30:19.901 --> 30:21.468
آره

30:21.468 --> 30:24.575
پس هنوز نمی‌دونی من کی‌ام؟

30:27.868 --> 30:29.001
گربه‌ی سلطنتی که می‌گن همینه

30:29.001 --> 30:31.035
انتظار نداشتم بفهمی

30:31.814 --> 30:33.235
...اسم من

30:33.235 --> 30:34.501
جین مائو شوئه

30:34.501 --> 30:36.675
برات آشنا نیست؟

30:37.701 --> 30:38.998
خیلی شرمنده‌ام

30:38.998 --> 30:40.035
چطور ممکنه؟

30:40.035 --> 30:42.075
!خودت رو به خنگی نزن

30:43.068 --> 30:44.475
فقط صبر کن

30:45.068 --> 30:48.295
!حالت که خوب شد یه دست حسابی می‌زنمت

30:56.595 --> 30:57.635
همینجا بمون

30:57.635 --> 30:59.615
می‌رم یه نگاهی بندازم

32:21.600 --> 32:23.021
سی مینگ

32:23.795 --> 32:28.502
〔سی مینگ〕
من توی وظیفه‌ای که ارباب
بهم محول کرده بود شکست خوردم

32:32.515 --> 32:34.429
بازش کن و ببین

32:37.468 --> 32:42.795
ارباب خودشون مستقیم به من دستور دادن
که این رو به دستت برسونم

32:47.268 --> 32:51.345
برش دار و امتحانش کن، ببین به دستت می‌شینه یا نه

32:51.345 --> 32:53.875
این شمشیر توی کارگاه آهنگری اونا ساخته شده

32:53.875 --> 32:57.005
و برای ساختنش از تکنیک آهنگری سرد استفاده کردن

32:57.005 --> 32:59.345
تمام ناخالصی‌های آهن از بین رفته

32:59.345 --> 33:01.468
برای همین به شکل عجیبی تیزه

33:01.468 --> 33:06.355
ژنرال‌های ما فقط می‌تونن قدرتش رو
توی میدون نبرد تجربه کنن

33:06.355 --> 33:08.395
این کلی می‌ارزه

33:08.395 --> 33:12.168
اونا یه راه خیلی طولانی رو اومدن
تا فقط همین یه دونه رو بفرستن

33:12.168 --> 33:16.745
ارباب بهم دستور دادن که این رو
به عنوان هدیه بهت بدم

33:17.701 --> 33:19.555
ارباب می‌دونن

33:19.555 --> 33:21.701
این ماموریت برات سخت و طاقت فرسا بوده

33:21.701 --> 33:23.395
و زخمی شدی

33:23.395 --> 33:25.295
برای همین به صورت ویژه بهم گفتن که

33:25.295 --> 33:29.504
یه مقدار داروی زخم‌های سطحی برات آماده کنم

33:30.311 --> 33:31.711
بگیرش

33:32.315 --> 33:34.901
...می‌فهمی

33:34.901 --> 33:37.625
نیت پشت این کار چیه؟

33:41.595 --> 33:43.155
می‌دونستم میای

33:43.155 --> 33:45.435
یه کم چای عالی برات دم کردم

33:45.435 --> 33:47.605
بیا اینجا

34:06.195 --> 34:08.801
از لطف ارباب سپاسگزارم

34:08.801 --> 34:11.601
ولی توی وظیفه‌ام شکست خوردم

34:12.671 --> 34:14.755
من لیاقت این رو ندارم

34:14.755 --> 34:18.275
نیازی نیست ناامید بشی

34:18.275 --> 34:21.031
...با استعدادی که تو داری

34:21.031 --> 34:25.875
مطمئنم تا الان یه نقشه‌ی جدید کشیدی

34:29.474 --> 34:31.515
با توجه به زمان‌بندی

34:31.515 --> 34:34.305
اون وسیله دیگه از شیانگ جو خارج شده

34:35.035 --> 34:36.548
چیز مهمیه

34:36.548 --> 34:39.091
ولی نمی‌شه از اون شخص جداش کرد

34:39.091 --> 34:41.075
اگه جان جائو بمیره

34:41.075 --> 34:43.275
اونوقت اون وسیله هم بی‌فایده می‌شه

34:44.141 --> 34:46.315
حتی اگه به پایتخت فرستاده بشه

34:46.315 --> 34:48.698
هیچ شاهدی برای شهادت دادن وجود نداره

34:50.731 --> 34:52.441
بیا، این رو امتحان کن

34:52.441 --> 34:55.295
چای تازه‌ی امساله

35:03.722 --> 35:05.967
من حتما وفاداری فرمانده شائو رو

35:05.967 --> 35:08.781
به ارباب انتقال می‌دم

35:08.781 --> 35:10.613
ولی اون کارهای کشت و کشتار

35:10.613 --> 35:13.908
و زدن به دل میدون نبرد رو

35:13.908 --> 35:17.141
بذار جی هوا و بقیه جونشون رو
براش به خطر بندازن

35:17.141 --> 35:20.841
ارباب برنامه‌های دیگه‌ای برای من دارن؟

35:20.841 --> 35:22.258
دقیقا

35:22.938 --> 35:25.008
ارباب این بار تو رو

35:25.008 --> 35:29.955
برای یه کار مهم‌تر که خودت
باید انجامش بدی برگردوندن

35:29.955 --> 35:35.441
باید برای این کار یه نقشه‌ی جایگزین داشته باشیم

36:07.595 --> 36:10.262
چقدر از نیروت برگشته؟

36:12.115 --> 36:13.831
با چند روز استراحت بیشتر

36:13.831 --> 36:16.041
باید برسم به 7 یا 8 درصد

36:16.041 --> 36:19.265
اون موقع می‌تونم باهات مبارزه کنم

36:19.845 --> 36:21.074
منظورت چیه؟

36:21.074 --> 36:23.474
مبارزه فقط با 7 یا 8 درصد توان؟

36:23.474 --> 36:25.641
داری من رو دست کم می‌گیری؟

36:34.841 --> 36:37.108
اون چیزی که با خودت می‌بری دقیقا چیه

36:37.108 --> 36:42.474
که باعث شده شیانگ جو مقامات رو بسیج کنه
و هر دو طرف بیفتن دنبالت؟

36:43.515 --> 36:45.908
چرا این رو می‌پرسی؟

36:45.908 --> 36:48.041
کنجکاوم

36:49.091 --> 36:50.841
من که از قبل می‌خواستم باهات بجنگم

36:50.841 --> 36:53.875
و حالا هم بی‌دلیل دارم جونم رو
برای تو و هو لینگ لونگ به خطر میندازم

36:53.875 --> 36:55.995
حتی نمی‌تونم بپرسم؟

37:01.291 --> 37:03.641
...بهتره که -
بهتره که ندونم -

37:03.641 --> 37:05.275
می‌دونستم این رو می‌گی

37:05.275 --> 37:06.595
انقدر پنهان‌کاری نکن

37:06.595 --> 37:09.464
حتی اگه نگی هم خودم تا حد زیادی حدس زدم

37:10.065 --> 37:12.441
...حتما یه چیزیه

37:12.441 --> 37:15.395
که می‌تونه مقامات شیانگ جو
و دنیا رو زیر و رو کنه

37:15.395 --> 37:18.841
و حتی باعث آشوب توی دربار سونگ بزرگ بشه

37:18.841 --> 37:20.141
درست می‌گم؟

37:20.141 --> 37:21.608
!حدس زدمش

37:21.608 --> 37:24.874
برای همچین چیزی، گذشتن از مرگ و زندگی

37:24.874 --> 37:27.495
واقعا نمی‌ارزه

37:28.875 --> 37:31.187
چرا اینطوری نگاهم می‌کنی؟ مگه اشتباه می‌گم؟

37:31.187 --> 37:32.755
سرنوشت دربار باید به اونایی که

37:32.755 --> 37:35.075
توی تالار جین لوانن سپرده بشه

37:35.075 --> 37:36.498
تو چرا انقدر برات مهمه؟

37:36.498 --> 37:39.941
یا اینکه دلاور جنوبی جان جائو
اونطور که بقیه می‌گن

37:39.941 --> 37:41.315
وقتی وارد دربار شدی

37:41.315 --> 37:44.608
فقط دنبال اسم و رسم و ثروت افتادی

37:44.608 --> 37:47.660
حتی حاضر می‌شی جون خودت رو هم ول کنی؟

37:47.660 --> 37:49.435
من برای اسم و رسم و ثروت

37:49.435 --> 37:51.711
وارد دربار نشدم

37:52.275 --> 37:54.835
من اون وسیله رو دارم می‌برم پایتخت

37:54.835 --> 37:57.124
نه فقط برای دربار

37:57.124 --> 37:59.591
بلکه به خاطر دوستم هم هست

37:59.591 --> 38:01.555
دوستت؟

38:01.555 --> 38:03.398
...اون وسیله

38:03.398 --> 38:06.124
قبل از اینکه بمیره به من سپرده شد

38:07.531 --> 38:10.795
چطور می‌تونم به اعتمادش خیانت کنم؟

38:11.875 --> 38:14.175
برای امانت یه دوست

38:15.108 --> 38:18.015
واقعا حاضر می‌شی جونت رو به خطر بندازی؟

38:19.355 --> 38:21.795
تو هم احتمالا دوست‌هایی داری که براشون

38:21.795 --> 38:24.651
فقط با یه کلمه جونت رو به خطر بندازی

38:31.208 --> 38:32.978
البته که دارم

38:33.875 --> 38:35.735
بگیر بخواب

39:24.841 --> 39:26.208
داری چیکار می‌کنی؟

39:26.208 --> 39:28.341
چرا دنبالم می‌کنی؟

39:28.341 --> 39:31.341
تو... دینگ جائو هوی هستی؟

39:32.341 --> 39:33.508
خودمم

39:33.508 --> 39:35.755
پس درسته

39:39.308 --> 39:41.208
ارباب دینگ، لطفا

39:41.208 --> 39:43.508
چطور بدون هیچ دلیلی یه نفر رو می‌زنین؟

39:43.508 --> 39:47.008
بانو هو من رو فرستادن تا مخصوصا پیداتون کنم

39:47.008 --> 39:48.835
لباس سفید، چهره‌ی خوش‌تیپ

39:48.835 --> 39:51.275
توی همون لحظه‌ی اول شناختمتون

39:51.275 --> 39:53.008
من خدمتکار ارباب جانم

39:53.008 --> 39:55.508
اسمم مینگ جو آره

39:55.508 --> 39:57.741
〔مینگ جو آر〕
ارباب دینگ، ممنون که ارباب جوانم رو نجات دادین

39:57.741 --> 39:59.275
که اینطور

39:59.275 --> 40:00.395
راستش

40:00.395 --> 40:02.715
من و جان جائو سال‌هاست همدیگه رو می‌شناسیم

40:02.715 --> 40:05.628
اگه به مشکل بخوره، حتما کمکش می‌کنم

40:05.628 --> 40:07.455
بانو هو کجاست؟
رسیده شهر یین چنگ؟

40:07.455 --> 40:08.488
بله

40:08.488 --> 40:10.715
توی شهر یین چنگ با من و جائو جی آر

40:10.715 --> 40:12.005
و همینطور شاهزاده برخورد کردن

40:12.005 --> 40:13.955
توی شهر یین چنگ یه شب استراحت کردن

40:13.955 --> 40:16.447
و امروز صبح با شاهزاده به سمت پایتخت رفتن

40:16.447 --> 40:17.475
ارباب دینگ

40:17.475 --> 40:19.308
ارباب جوانم کجان؟

40:19.308 --> 40:21.108
توی خونه‌ی خرابه سمت شرق

40:21.108 --> 40:22.395
تو زودتر برو مراقبش باش

40:22.395 --> 40:24.075
یه کار فوری دارم، یه کم دیگه برمی‌گردم

40:24.075 --> 40:25.955
باشه

40:38.841 --> 40:40.855
!ارباب جوان

40:42.741 --> 40:44.508
!ارباب جوان

40:45.508 --> 40:47.475
!ارباب جوان

40:48.741 --> 40:50.815
نابغه کوچولو

40:52.635 --> 40:55.315
بیا، یه کم آب بخور

41:00.474 --> 41:03.441
من فقط پرسیدم بانو هو سالمه یا نه

41:03.441 --> 41:05.941
تو هم مثل لوبیاهایی که از ظرف بیرون می‌ریزن

41:05.941 --> 41:09.841
نیم ساعت کامل از ماجراهات با
جائو جی آر توی شهر یین چنگ تعریف کردی

41:09.841 --> 41:11.341
توی شهر بیان جینگ نموندی

41:11.341 --> 41:13.441
که اینجا فقط با جائو جی آر ول بگردی؟

41:13.441 --> 41:14.811
اینطور نیست

41:14.811 --> 41:17.035
جائو جی آر فقط شاهزاده رو
توی سفرهاشون همراهی می‌کرد

41:17.035 --> 41:18.515
و اتفاقی با بانو هو روبه‌رو شد

41:18.515 --> 41:20.558
من در واقع اومده بودم دنبال شما، ارباب جوان

41:20.558 --> 41:21.808
ارباب بائو دستور دادن

41:21.808 --> 41:23.708
یه موضوع فوری هست که باید رسیدگی کنین

41:23.708 --> 41:24.995
چی شده؟

41:24.995 --> 41:27.408
!همه‌اش زیر سر اون موش صحرایی جین ‌مائوی لعنتیه

41:27.408 --> 41:29.608
اولش، رفته بود اقامتگاهتون دنبالتون بگرده

41:29.608 --> 41:30.766
وقتی دید اونجا نیستین

41:30.766 --> 41:32.441
فکر کرد دارین ازش فرار می‌کنین

41:32.441 --> 41:34.275
برای همین رفت فرمانداری کای فنگ و دردسر درست کرد

41:34.275 --> 41:36.541
بعد از اینکه وانگ چائو و ما هان سرزنشش
کردن و انداختنش بیرون

41:36.541 --> 41:37.841
کینه به دل گرفت

41:37.841 --> 41:39.908
!بعدش واقعا مهر رسمی ارباب بائو رو دزدید

41:39.908 --> 41:40.935
مهر رسمی رو دزدید؟

41:40.935 --> 41:42.441
همه‌اش به خاطر اون لقبه

41:42.441 --> 41:44.474
واقعا بی‌شرمه

41:44.474 --> 41:46.875
لقب گربه‌ی سلطنتی رو خود امپراتور اعطا کردن

41:46.875 --> 41:49.075
اون پنج‌تا موش انقدر عصبانی‌ان؟

41:49.075 --> 41:50.114
اگه می‌خوان اعتراض کنن

41:50.114 --> 41:51.541
باید برن پیش امپراتور

41:51.541 --> 41:52.641
ولی جراتش رو دارن؟

41:52.641 --> 41:55.235
مهر رو دزدیده و یه نامه گذاشته
که می‌خواد باهاتون مبارزه کنه

41:55.235 --> 41:57.155
اگه شما برنده بشین، مهر رسمی رو پس می‌ده

41:57.155 --> 41:59.841
!اون موش صحرایی لعنتی
اصلا جایگاهش رو نمی‌شناسه

41:59.841 --> 42:02.008
چطور جرات کرده مهر رسمی ارباب بائو رو شرط بذاره؟

42:02.008 --> 42:03.195
توی راهت به اینجا

42:03.195 --> 42:05.141
یه مرد با لباس سفید دیدی؟

42:05.141 --> 42:07.124
منظورتون ارباب دینگه؟

42:07.124 --> 42:09.581
!دیدمش، حتی بهم لگد زد

42:09.581 --> 42:12.275
ببینین، جای پاش هنوز مونده

42:12.275 --> 42:13.715
گفت یه کار فوری داره

42:13.715 --> 42:16.144
و گفت برگردم پیشتون تا ازتون مراقبت کنم

42:33.555 --> 42:35.298
...اون بای یو تانگ

42:35.298 --> 42:36.941
مثل جن یهو غیب می‌شه

42:36.941 --> 42:38.474
ارباب جوان، چی گفتین؟

42:38.474 --> 42:40.074
اون بای یو تانگه؟

42:40.074 --> 42:42.108
!اون موش صحرایی لعنتی، بای یو تانگ

42:42.108 --> 42:44.641
پس چرا انقدر باهاش وقت گذروندین؟

42:44.641 --> 42:46.135
اون جونم رو نجات داد

42:47.108 --> 42:49.955
فکر کردم فقط می‌خواد توی
هنرهای رزمی من رو به چالش بکشه

42:49.955 --> 42:52.675
برای همین هویتش رو لو ندادم

42:52.675 --> 42:55.841
اصلا فکر نمی‌کردم واقعا مهر رسمی رو بدزده

42:55.841 --> 42:58.555
حتما لحظه‌ی آخر ترسیده

42:58.555 --> 43:02.075
فکر کرده نمی‌تونه شما رو شکست بده و فرار کرده

43:02.075 --> 43:03.741
باید بریم جزیره‌ی شیان کونگ

43:03.741 --> 43:07.375
الان رفتن به جزیره‌ی شیان کونگ
به معنی افتادن توی تله‌ست

43:07.375 --> 44:15.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه:Stella ✧ سارا ✧Violet ✧ Tima ✧
✧ ادیت: snowman✧
