WEBVTT

00:00.000 --> 00:15.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Mehrbanoo ✧ Violet ✧ Stella ✧ Vanilla ✧
✧ ادیت: snowman✧

01:32.469 --> 01:36.945
𓂃‧₊*ماجراجویی جان جائو*₊‧𓂃

01:37.040 --> 01:39.964
『قسمت 20』

01:40.563 --> 01:41.808
شوهر عمه به خاطر مریضی مرد؟

01:42.203 --> 01:44.705
چجوریه که هیچکس توی
دنیای هنرهای رزمی ازش حرفی نزده؟

01:45.123 --> 01:46.123
بیماری؟

01:47.963 --> 01:49.608
انقدرها هم خوش‌شانس نبود

01:50.843 --> 01:52.819
زندگی توی دنیای هنرهای رزمی پر از جنگ و کشتاره

01:52.843 --> 01:54.380
همیشه با اضطراب زندگی می‌کنی

01:54.883 --> 01:56.528
یه روز، جون یکی رو می‌گیری

01:56.763 --> 01:59.609
روز بعد، یکی میاد سراغ کشتن خودت

02:00.080 --> 02:01.567
شوهر عمه‌ام به قتل رسید؟

02:02.042 --> 02:03.065
نمی‌دونم

02:03.802 --> 02:05.025
چند وقت پیش

02:05.403 --> 02:07.169
عمارت شنگ یون مورد حمله قرار گرفت

02:08.202 --> 02:10.248
چند‌تا رزمی‌کار ماهر وارد عمارت شدن

02:10.362 --> 02:11.562
و همه رو قتل‌عام کردن

02:11.642 --> 02:12.665
اونا اسیرش کردن

02:13.523 --> 02:16.026
بعدش دیگه هیچ خبری ازش نشد

02:16.523 --> 02:19.288
وقتی پسرم، سی یوان و افرادش جسد رو پیدا کردن

02:20.322 --> 02:22.499
چند روزی بود که توی یه دره، همینطور رها شده بود

02:22.523 --> 02:24.129
فهمیدن قاتل کی بوده؟

02:24.442 --> 02:26.369
سی یوان نمی‌خواست من نگران بشم

02:27.082 --> 02:28.265
فقط گفت

02:28.843 --> 02:30.928
که توی سرش نقشه‌ی انتقام داره

02:32.722 --> 02:34.369
ولی من نگرانشم

02:34.722 --> 02:37.562
انتقام فقط خونریزی بیشتری به همراه داره
و جونش رو به خطر میندازه

02:39.163 --> 02:40.265
دیگه کافیه

02:40.883 --> 02:41.883
لطفا، بشین

02:48.040 --> 02:50.647
همین الان دیدم از خونه‌ی بغلی اومدی بیرون

02:51.363 --> 02:52.688
اونجا داشتی چیکار می‌کردی؟

02:52.842 --> 02:54.283
اون خونه‌ی قدیمی دوستمه

02:54.430 --> 02:55.670
داشتیم به یه سری کار رسیدگی می‌کردیم

02:57.762 --> 03:00.248
اگه جایی برای موندن نداری

03:00.762 --> 03:02.705
چرا نمیای پیش من بمونی؟

03:03.643 --> 03:05.888
نه، ممنون، از لطفتون متشکرم، عمه

03:15.163 --> 03:17.163
گفت جنگل سوی شی توی کوهستان پشتی، درسته؟

03:17.402 --> 03:18.402
بله

03:18.643 --> 03:19.866
درست شنیدم

03:20.803 --> 03:21.803
!ارباب

03:22.443 --> 03:24.625
!ارباب، باید فورا بیاین

03:25.202 --> 03:28.328
!ارباب، جلوی تالار چینگ هوی غوغا به پا شده

03:28.643 --> 03:31.809
!جین شوئه ون... برگشته و برای مسابقات سو ون ثبت‌نام کرده

03:32.762 --> 03:33.762
چی؟

03:33.963 --> 03:35.803
وقتی پیشکار شو اسم رو توی فهرست دید

03:35.883 --> 03:37.083
رنگ از صورتش پرید

03:37.163 --> 03:39.683
با اون غریبه‌ها جر و بحث کردن و دعوا بالا گرفت

03:39.749 --> 03:42.395
حالا، دور تالار چینگ هوی کلی آدم جمع شدن

03:43.083 --> 03:45.163
وای نه، گولم زدن

03:47.243 --> 03:49.406
می‌گه اسمش جین شوئه ونه

03:49.682 --> 03:51.529
ارباب جوان نهم خاندان جین

03:51.803 --> 03:55.363
عجیبه، من که هیچوقت همچین اسمی توی خاندان جین نشنیدم

03:55.562 --> 03:57.522
منم نشنیدم -
مگه نه؟ -

03:57.602 --> 04:01.943
برای دونستن اون پرونده هنوز
زیادی جوونین، همچین کسی وجود داشت

04:02.083 --> 04:04.400
سال‌ها پیش مرتکب جرمی شد و توی زندان مُرد

04:04.842 --> 04:07.098
توی زندان مُرد؟ -
بیشتر از ده ساله که مُرده -

04:07.122 --> 04:08.409
چی؟ مُرده؟

04:09.083 --> 04:10.378
پس اونی که اونجا زانو زده، کیه؟

04:10.402 --> 04:11.522
حالا یادم اومد

04:11.602 --> 04:14.363
پدربزرگم خیلی وقت پیش بهم گفت
که اون پرونده مشکوک بود

04:14.562 --> 04:16.808
احتمالا جین شوئه ون بی‌گناه بوده

04:17.243 --> 04:19.482
شنیدم اون موقع اصلا پرونده رو
درست و حسابی بررسی نکردن

04:19.562 --> 04:21.019
ولی خاندان جین کاری نکرد تا بهش کمکی کنه

04:21.043 --> 04:23.883
اینطوری بود که اون ارباب جوان نهم خاندان جین
آخرش به خاطر بیماری توی زندان مُرد

04:24.323 --> 04:25.522
این حقیقت داره؟

04:25.602 --> 04:26.602
آره

04:26.720 --> 04:31.200
همیشه گفتم، این خانواده‌های بزرگ با عمارت‌های بزرگ
چیز خوبی ازشون در نمیاد

04:31.402 --> 04:33.682
دقیقا -
درسته، اصلا خوب نیستن -

04:34.243 --> 04:35.899
پس چرا ارباب خاندان جین پیداش نشد؟

04:35.923 --> 04:37.328
قایم شده؟

04:37.880 --> 04:39.845
خاندان جین احساس گناه می‌کنن؟

04:40.243 --> 04:42.922
شنیدم به محض اینکه اسم جین شوئه ون رو نوشتن

04:43.002 --> 04:44.608
پیشکار پیر تقریبا از حال رفته

04:45.923 --> 04:46.923
!مزخرفه

04:47.763 --> 04:49.400
!می‌زنم دهنت رو سرویس می‌کنم

04:50.923 --> 04:52.169
پدربزرگ

04:54.602 --> 04:56.802
با این سن و سال، واقعا نباید اینجوری بدوئین

04:56.882 --> 04:58.082
آروم‌تر

04:58.162 --> 04:59.162
!ولم کن

04:59.602 --> 05:01.048
فکر می‌کنی من نمی‌بینمش؟

05:02.363 --> 05:03.849
!همه‌اتون با همدیگه هم‌دستین

05:04.722 --> 05:05.746
!برین کنار! برین کنار

05:12.483 --> 05:13.483
ارباب سوم

05:14.002 --> 05:16.123
!اون ولگرد دردسرساز برگشته

05:16.203 --> 05:17.203
پدربزرگ شو

05:18.043 --> 05:19.648
حالا که می‌دونی کیه

05:20.043 --> 05:23.048
چرا جلوی غریبه‌ها، الکی باهاش بحث می‌کنی
و وقت تلف می‌کنی؟

05:24.803 --> 05:26.443
هر کی اینجا کاری نداره، بره

05:26.882 --> 05:30.402
!جمع کنین برین، برین! همه بیرون

05:32.363 --> 05:33.363
!برین بیرون

05:34.108 --> 05:36.149
!می‌ری یا نه؟ بیرون

05:36.562 --> 05:38.720
این درخت قشنگه -
واقعا قشنگه -

05:38.803 --> 05:39.803
!بیرون

05:41.682 --> 05:43.363
...ارباب -
پدربزرگ شو -

05:43.923 --> 05:44.945
تنهامون بذار

06:05.683 --> 06:08.248
اربابِ خاندان شدن واقعا آدم رو عوض می‌کنه

06:09.282 --> 06:10.688
حالا چه برو و بیایی راه انداختی

06:11.402 --> 06:14.563
یادمه اون موقع، جرات نداشتی به بقیه دستور بدی

06:14.643 --> 06:16.488
قبلا خیلی مودب و آروم رفتار می‌کردی

06:17.123 --> 06:19.402
چی شده؟ دیگه نقش بازی نمی‌کنی؟

06:19.883 --> 06:21.248
پس واقعا خودتی

06:22.123 --> 06:23.145
ارباب جوان هفدهم

06:24.282 --> 06:25.385
زنده‌ای

06:26.802 --> 06:28.048
انگار

06:28.402 --> 06:31.329
حتی بعد از غرق شدن کشتی، آدم فرستادی دنبالم

06:31.963 --> 06:33.683
ترسیدی نمُرده باشم، مگه نه؟

06:34.643 --> 06:36.769
سال‌ها هیچ خبری ازت نبود

06:37.523 --> 06:40.124
همین که برگشتی، نوادگان خاندانمون رو دزدیدی

06:40.148 --> 06:42.228
و مجبورم کردی از گنجینه‌ی ارزشمند
خاندانمون استفاده کنم

06:43.320 --> 06:44.401
خیلی خبیثی

06:44.496 --> 06:45.981
به پای تو که نمی‌رسم

06:49.760 --> 06:51.207
ظاهرا داری مردم رو نجات می‌دی

06:51.422 --> 06:53.622
ولی یواشکی با فرقه‌ی تانگ دست به یکی
می‌کنی تا بهشون آسیب برسونی

06:54.083 --> 06:55.849
ارباب خاندان جین، خیلی کاربلدی

06:58.402 --> 07:00.625
آروم باش، من هیچ مدرکی ندارم

07:01.003 --> 07:02.329
فقط خواستم بترسونمت

07:02.602 --> 07:05.568
همین که برگشتی، این همه جنجال به پا کردی

07:06.963 --> 07:08.025
چی می‌خوای؟

07:08.120 --> 07:10.023
کسی بهت نگفت چی می‌خواستم؟

07:10.643 --> 07:12.688
البته که برای مسابقات سو ون اومدم

07:17.242 --> 07:18.889
تو ده سالگی از خونه رفتی

07:19.123 --> 07:21.563
مهارت‌های طبابتت مدت‌هاست از یادت رفته

07:21.680 --> 07:24.120
چی باعث شده فکر کنی می‌تونی
توی مسابقات سو ون شرکت کنی؟

07:24.362 --> 07:25.969
درسته که زیاد بهشون بی‌توجهی کردم

07:26.402 --> 07:27.883
ولی نهایتش فقط خودم رو ضایع می‌کنم

07:27.963 --> 07:29.202
به تو چه ربطی داره؟

07:29.282 --> 07:31.089
داری از اسم اون استفاده می‌کنی

07:31.842 --> 07:33.769
داری از اسم خاندان جین استفاده می‌کنی

07:36.203 --> 07:39.282
عمدا اومدی اینجا که آبرومون رو ببری، مگه نه؟

07:39.683 --> 07:40.683
آره

07:40.802 --> 07:44.409
دقیقا برای این اومدم که خاندان جین رو خجالت‌زده کنم
و براتون دردسر درست کنم

07:48.722 --> 07:51.202
پس یا توی مسابقات سو ون آبروی
خاندان جین رو می‌برم

07:51.282 --> 07:54.010
یا پادزهر سم یه مو تیان رو بهم می‌دی

07:54.182 --> 07:55.366
انتخاب با خودته

07:57.282 --> 07:58.282
سم یه مو تیان؟

07:59.042 --> 08:00.145
داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

08:00.763 --> 08:02.048
من هیچوقت حتی اسمش رو هم نشنیدم

08:02.362 --> 08:03.465
نقش بازی نکن

08:03.922 --> 08:06.910
ازت می‌خوام پادزهر رو بهم بدی، نه اینکه بسازیش

08:07.242 --> 08:08.649
حدس بزن چرا اینو گفتم

08:13.203 --> 08:14.203
جان جائو

08:16.083 --> 08:17.329
بیا بیرون، جان جائو

08:18.123 --> 08:21.209
حتما جان جائو بهت گفته این کار رو کنی

08:21.922 --> 08:22.922
درسته؟

08:23.763 --> 08:25.089
من حتی یه بار جونش رو نجات دادم

08:25.683 --> 08:27.289
و اینطوری برام جبران می‌کنه

08:30.003 --> 08:31.683
من خودم اومدم اینجا

08:31.763 --> 08:33.338
چه ربطی به جان جائو داره؟

08:33.362 --> 08:35.523
و دیگه نگو که جونش رو نجات دادی

08:35.802 --> 08:36.945
من مطمئنم

08:37.362 --> 08:40.649
اون کسی که با قرص سوگواری جون جان جائو رو
نجات داد تو نبودی، زن‌عموی چهارم بود

08:41.242 --> 08:42.969
دیگه نگو کار تو بوده

08:43.203 --> 08:44.842
جان جائو مودب و درستکاره

08:44.922 --> 08:48.079
با خودش هدیه آورده تا بره
دیدن زن‌عموی چهارمم

08:48.222 --> 08:50.027
نمی‌تونی بهش ایراد بگیری

08:53.162 --> 08:54.162
اوه، ارباب سوم

08:54.643 --> 08:56.008
واقعا که خیلی خنگی

08:56.922 --> 09:00.488
دو بار فریب حقه‌ی بیرون کشیدن مار از لونه رو خوردی

09:17.963 --> 09:19.368
ارباب جوان هفدهم

09:21.842 --> 09:22.842
زن‌عموی چهارم

09:27.242 --> 09:28.688
ارباب جوان هفدهم

09:29.602 --> 09:32.643
وقتی جان جائو درباره‌ات بهم گفت، باورم نشد

09:34.123 --> 09:36.008
فکر کردم

09:38.282 --> 09:39.529
که 15 سال پیش مُردی

09:42.162 --> 09:43.346
دیگه گذشته‌ها گذشته

09:44.162 --> 09:45.162
ببین؟

09:45.643 --> 09:46.643
قوی و سالمم

09:47.963 --> 09:48.963
آره

09:49.722 --> 09:51.248
خیلی بزرگ شدی

09:51.563 --> 09:53.128
آسمان بالاخره رحم کرد

09:53.842 --> 09:55.729
و یه بچه‌ی بیچاره مثل تو رو نجات داد

09:56.922 --> 09:59.522
فقط همینجا واینستا، باهام بیا داخل

09:59.602 --> 10:00.602
باشه

10:01.213 --> 10:02.242
صبر کن

10:03.162 --> 10:04.346
هنوز نمی‌تونی بری

10:11.083 --> 10:13.369
انقدر سرت شلوغ بود و سعی داشتی
آبروی خاندان جین رو حفظ کنی

10:13.842 --> 10:16.202
که فراموش کردی بپرسی
چرا من اینجا زانو زدم، مگه نه؟

10:16.803 --> 10:18.156
دلایل برگشتنم این بار اینه که

10:18.180 --> 10:20.580
اول، هویت خودم رو به عنوان
عضوی از خاندان جین پس بگیرم

10:20.683 --> 10:23.226
دوم، از عموی پنجم بابت

10:23.440 --> 10:25.120
دزدیدن نوادگان خاندان جین عذرخواهی کنم

10:26.043 --> 10:27.225
می‌دونستم

10:27.443 --> 10:29.698
که قضیه‌ی قرص سوگواری مصرف‌شده رو

10:29.722 --> 10:31.009
حتما کامل پنهون می‌کنی

10:31.283 --> 10:33.963
وگرنه به عنوان ارباب خاندان جین
آبروت رو از دست می‌دادی

10:34.568 --> 10:36.192
عموی پنجم از ماجرا خبر داره

10:36.320 --> 10:40.079
دستور داده قبل از اینکه بری پیشش
دو ساعت اینجا زانو بزنی

10:44.443 --> 10:45.443
زن‌عموی چهارم

10:46.002 --> 10:47.482
عموی پنجم خیلی منصفه

10:47.842 --> 10:49.360
من مجازاتم رو قبول کردم

10:49.522 --> 10:51.289
پس طبیعتا، اون هم باید قبول کنه

10:52.602 --> 10:53.602
بیاین

11:00.323 --> 11:03.928
اون پیشکار پیر احتمالا قبلا می‌خواست
این رو بهت یادآوری کنه

11:04.882 --> 11:05.882
خیلی حیف شد

11:06.283 --> 11:08.009
نذاشتی حرفش رو تموم کنه

11:10.683 --> 11:12.289
خیلی بدشانسی

11:12.600 --> 11:13.600
داره بارون می‌گیره

11:24.640 --> 11:27.000
[پانزده سال پیش]

11:42.522 --> 11:43.626
دیگه زانو نزن

11:44.122 --> 11:45.442
هر کاری می‌تونستی، انجام دادی

11:47.403 --> 11:48.728
هنوز فقط یه بچه‌ای

11:50.443 --> 11:51.626
این قضیه واقعا برات سخت شده

11:53.122 --> 11:54.649
اگه برادرم بمیره

11:55.283 --> 11:56.609
دیگه خانواده‌ای ندارم

12:01.722 --> 12:03.249
تا وقتی من اینجام

12:04.323 --> 12:05.609
اینجا خونه‌ی خودته

12:07.923 --> 12:08.923
بیا

12:14.403 --> 12:15.465
توی کل خاندان جین

12:15.762 --> 12:17.962
فقط شما بودین که واقعا باهام مهربون بودین

12:18.043 --> 12:20.163
هنوز گذشته رو یادمه

12:20.443 --> 12:22.208
بعد از اتفاق غرق شدن کشتی اون سال

12:22.443 --> 12:24.163
خاندان جین افرادی رو فرستاد که دنبالت بگردن

12:24.588 --> 12:25.731
...گفتن که تو

12:27.880 --> 12:30.443
همه‌اش تقصیر خاندان جینه که دوباره دنبالت نگشتن

12:30.524 --> 12:32.370
ولت کردن خودت تنها توی این دنیا دست و پا بزنی

12:33.522 --> 12:36.048
این همه سال حتما خیلی سختی کشیدی

12:36.762 --> 12:37.762
اشکالی نداره

12:38.122 --> 12:40.506
توی دنیای هنرهای رزمی گشتم و کلی مهارت یاد گرفتم

12:42.403 --> 12:43.403
زن‌عموی چهارم

12:43.842 --> 12:46.522
این بار برگشتم چون از
خاندان جین یه خواهشی دارم

12:48.683 --> 12:50.323
جان جائو راجع بهش بهم گفته

12:50.404 --> 12:52.681
به سمی که اونا باهاش مسموم شدن

12:53.003 --> 12:54.041
یه مو تیان می‌گن

12:54.122 --> 12:55.345
در مورد این سم چیزی شنیدین؟

12:56.563 --> 12:57.563
...خب

12:59.403 --> 13:00.848
شاید شنیده باشم

13:02.163 --> 13:03.409
درست یادم نمیاد

13:04.283 --> 13:05.529
واقعا مطمئن نیستم

13:07.242 --> 13:09.585
اون کشمکشی که قبلا با ارباب سوم داشتی

13:10.163 --> 13:11.489
هم سر همین بود؟

13:13.443 --> 13:15.529
درسته که ارباب سوم طبیب خیلی ماهریه

13:15.803 --> 13:17.609
ولی یه خدای نازل شده از آسمان نیست

13:17.803 --> 13:19.649
بعضی وقت‌ها کاری از دستش برنمیاد

13:20.563 --> 13:21.786
اگه کمک نکرده

13:22.043 --> 13:24.169
شاید واقعا کاری از دستش بر نمیاد

13:24.563 --> 13:25.563
نه

13:25.722 --> 13:27.249
حتما می‌تونه این سم رو درمان کنه

13:27.882 --> 13:29.208
چرا انقدر مطمئنی؟

13:38.323 --> 13:41.026
نمی‌تونم وارد جزئیاتش بشم

13:41.880 --> 13:43.659
اما خیلی فوری پادزهر رو لازم دارم
تا آدم‌ها رو نجات بدم

13:43.683 --> 13:45.043
لطفا بیشتر فکر کنین

13:50.323 --> 13:51.848
من فقط یه بانوی خانه‌دارم

13:52.803 --> 13:54.649
فکر نکنم کاری از دستم بربیاد

13:55.882 --> 13:57.409
سعی می‌کنم دوباره با ارباب سوم حرف بزنم

13:58.283 --> 13:59.529
راجع به یه مو تیان هم

14:00.320 --> 14:01.686
باید یه نگاهی بهش بندازم

14:02.203 --> 14:04.369
هر چی نباشه منم از یه خانواده‌ی طبیبم

14:05.722 --> 14:06.722
...زن‌عموی چهارم

14:07.403 --> 14:08.465
داره دیر می‌شه

14:09.203 --> 14:10.923
می‌رم به مطبخ بگم شام رو آماده کنن

14:11.203 --> 14:13.289
امشب شام اینجا بمونین

14:13.968 --> 14:14.968
زن‌عموی چهارم

14:15.602 --> 14:17.042
می‌خوام توی عمارت جین بمونم

14:21.362 --> 14:22.362
باشه

14:22.722 --> 14:24.985
حالا که برگشتی، چند روز بمون

14:26.722 --> 14:28.728
این اتاق قبلا محل مطالعه‌ی عموی چهارمت بود

14:29.043 --> 14:31.465
بعد اینکه از دنیا رفت، خالی موند

14:32.122 --> 14:34.328
هنوز درباره‌ی این اتاق من حرف آخر رو می‌زنم

14:34.440 --> 14:35.807
با خیال راحت توی این اتاق بمون

14:48.362 --> 14:50.643
بذار اونا خودشون رو جای خدمتکارهات بزنن
و باهات بمونن

14:51.522 --> 14:53.968
خیلی باهوشن

14:54.522 --> 14:55.842
امشب بذار یه گشتی بزنن

14:56.882 --> 14:58.242
یه سری اطلاعاتی جمع کنن

15:18.960 --> 15:22.840
〔عموی پنجم، ارباب ارشد خاندان جین〕

15:25.362 --> 15:26.362
بیا داخل

15:31.923 --> 15:32.923
ارباب سوم

15:34.803 --> 15:35.803
بلند شین

15:57.963 --> 15:58.963
عموی پنجم

15:59.400 --> 16:02.840
تو برای نجات جون یه نفر از
قرص سوگواری استفاده کردی

16:03.002 --> 16:04.082
به خاطر این کار سرزنشت نمی‌کنم

16:05.203 --> 16:07.603
ولی اینکه از من پنهونش کردی

16:07.683 --> 16:09.568
و ارشدهای خاندان رو هم بی‌خبر گذاشتی

16:09.842 --> 16:10.842
خودش تنبیه داره

16:11.443 --> 16:12.443
تنبیه رو قبول می‌کنم

16:13.482 --> 16:15.922
ارباب جوان هفدهم گفت
با فرقه‌ی تانگ تبانی کردی

16:16.522 --> 16:18.282
حرفی در دفاع از خودت داری؟

16:21.002 --> 16:22.146
فرقه‌ی تانگ؟

16:23.043 --> 16:24.723
!فقط داره مزخرف می‌گه

16:24.803 --> 16:26.649
مگه نمی‌بینین؟

16:27.283 --> 16:28.386
این بار که برگشته

16:28.923 --> 16:31.546
تنها هدفش انتقام گرفتن از ماست

16:36.000 --> 16:37.183
تهش هر چی بگیم

16:37.842 --> 16:41.489
بعد اون حادثه‌ی کشتی واقعا
تلاشی نکردیم که پیداش کنیم

16:42.203 --> 16:43.386
طبیعیه

16:44.683 --> 16:45.968
که دلش پر باشه

16:46.362 --> 16:49.745
اگه فقط از دست من ناراحت باشه
که اونجا رهاش کردم

16:50.642 --> 16:52.649
حاضرم عذرخواهی کنم و جبران کنم

16:53.163 --> 16:55.373
اما واضحا داره اتهام بی‌اساس می‌زنه

16:55.602 --> 16:56.842
بدون مدرک داره بهم تهمت می‌زنه

16:57.002 --> 16:59.282
اونایی هم که باهاشون اومدن
هیچکدومشون آدم درستی نیستن

16:59.362 --> 17:00.465
همه‌اشون با هم همدستن

17:00.762 --> 17:02.243
دست از دنبال کردنم برنمی‌دارن

17:02.323 --> 17:04.208
چرا گیر دادن به تو؟

17:04.683 --> 17:05.683
ارباب سوم

17:05.960 --> 17:09.443
ممکنه واقعا کار بدی کرده باشی؟

17:14.242 --> 17:15.242
عموی پنجم

17:16.755 --> 17:18.291
من تمام عمرم رو صرف درمان و نجات مردم کردم

17:18.315 --> 17:19.912
چطور ممکنه کار بدی کرده باشم؟

17:20.803 --> 17:23.283
اگه ترجیح می‌دین به غریبه‌ها اعتماد کنین تا من

17:24.803 --> 17:26.369
دیگه حرفی ندارم

17:27.482 --> 17:29.923
ممنون از هر دوتون که برای نوشیدن دعوتمون کردین

17:30.203 --> 17:32.620
بفرمایین، خجالت نکشین
ما فقط عاسق دوست پیدا کردنیم

17:32.840 --> 17:34.803
!به سلامتی! بیشتر بنوشین

17:38.602 --> 17:40.218
یه کم بیشتر، چیز خوبیه، بزنین توی رگ

17:40.242 --> 17:41.786
بفرمایین، بیشتر بنوشین

18:02.563 --> 18:05.728
!یه نگاه به خودتون بندازین، مست و سرخ شدین

18:07.122 --> 18:08.489
فقط چند پیاله نوشیدین

18:08.842 --> 18:10.402
و همینجوری دارین می‌گین و می‌خندین

18:10.602 --> 18:13.328
دیگه نمی‌خواین اینجا کار کنین؟

18:13.683 --> 18:16.409
!فردا همه‌اتون از عمارت گمشین بیرون

18:16.722 --> 18:17.722
!برین گمشین

18:25.522 --> 18:27.448
شما دو تا شیطون

18:28.163 --> 18:30.083
هنوز اینجایین؟

18:30.163 --> 18:32.162
بانوی چهارم دعوتمون کرد برای شام بمونیم

18:32.242 --> 18:34.683
آره، حتی به برادر بای گفت شب رو هم بمونه

18:35.760 --> 18:38.680
پدربزرگ، فقط واینستا؛ بیا بشین

18:38.762 --> 18:41.298
همه رو انداختی بیرون، ولی هنوز کلی غذا مونده

18:41.322 --> 18:43.086
بیا پیشمون بشین، خجالتی نباش

18:53.802 --> 18:55.288
از چی انقدر خوشحالین؟

18:55.802 --> 18:57.129
چند تا خبر به دستمون رسیده

18:57.400 --> 18:59.176
خدمتکارها گفتن جین جن پینگ یه عادتی داره

18:59.200 --> 19:01.016
طرز ساخت پادزهرها رو می‌نویسه و نگه می‌داره

19:01.040 --> 19:02.920
اما قبل اینکه مجبورشون کنیم بگن
کجا قایمشون کرده

19:02.960 --> 19:04.819
جین جن پینگ و پیشکار پیر اومدن

19:04.843 --> 19:06.300
اون پیرمرد کیه؟

19:06.480 --> 19:07.681
لباس خدمتکاری پوشیده

19:07.843 --> 19:09.569
اما جوری رفتار می‌کنه انگار خودش صاحب‌خونه‌ست

19:09.722 --> 19:12.191
همین که شروع به حرف زدن کرد، همه از سر میز پریدن

19:12.215 --> 19:14.215
شو آن، سه نسله که به این خاندان خدمت می‌کنه

19:14.256 --> 19:16.056
حتی جین جن پینگ هم باید با احترام باهاش حرف بزنه

19:16.080 --> 19:17.280
کی جرات داره بهش بگه بالای چشمت ابروئه؟

19:17.362 --> 19:18.506
ما

19:18.642 --> 19:19.923
ارباب بای، نگران نباش

19:20.123 --> 19:22.083
مسئله‌ی پادزهر رو بذارین به عهده‌ی ما

19:22.163 --> 19:23.163
براتون پیداش می‌کنیم

19:23.403 --> 19:24.403
باشه

19:25.002 --> 19:27.448
فردا دوباره می‌ریم کوچه‌ی هوای هوا

19:32.643 --> 19:34.569
اینجا همون جاییه که اون دختره کشته شد

19:35.403 --> 19:38.248
بعد از اینکه برادرت دستگیر شد تا حالا اینجا اومدی؟

19:40.963 --> 19:41.963
نه

19:43.762 --> 19:45.288
تو اون‌موقع فقط ده سالت بود

19:45.843 --> 19:47.563
فکر کنم زیادی ترسیدی که بری داخل

19:47.720 --> 19:49.640
از احضار تا صدور حکم

19:49.762 --> 19:51.282
شیانگ سای مسئول همه چیز بود

19:51.443 --> 19:53.282
پس چیزهای زیادی رو نمی‌دونم

19:53.363 --> 19:56.089
یادته قبل و بعد از موقعی که
قتل اتفاق افتاد اوضاع چطور بود؟

19:56.722 --> 19:59.322
مامورهای دفتر حکومتی چه مدرکی داشتن
که برادرت رو دستگیر کردن؟

19:59.762 --> 20:01.448
یادمه روز قبل از قتل

20:01.802 --> 20:04.018
شیانگ سای من رو برد به شهرستان کناری
که یه سری فامیل‌ها رو ببینیم

20:04.042 --> 20:05.738
تا ظهر روز بعدش نتونستیم برگردیم خونه

20:05.762 --> 20:08.562
همین که رسیدیم شنیدم توی
خونه‌ی کناری یه نفر کشته شده

20:09.163 --> 20:10.163
عقب وایسین

20:11.240 --> 20:12.240
عقب وایسین

20:12.643 --> 20:13.843
اینجا چه خبره؟

20:13.923 --> 20:15.465
چرا این همه مامور دفتر حکومتی اینجاست؟

20:15.802 --> 20:16.945
یه نفر مرده

20:17.403 --> 20:19.803
اون دختره که توی این خونه زندگی می‌کرد
دیشب کشته شد

20:20.123 --> 20:21.146
خیلی وحشتناک مرده

20:21.843 --> 20:23.643
برین کنار، بذارین رد بشیم

20:32.203 --> 20:34.505
بچه‌ها نباید اجساد رو ببینن

20:34.755 --> 20:35.778
شگون نداره

20:36.363 --> 20:38.403
عموی چهارم قبلا گذاشته بود کالبدشکافی رو ببینم

20:38.683 --> 20:41.442
حتی بهم یاد داد اعضای بدن رو تشخیص بدم، نمی‌ترسم

20:41.522 --> 20:44.163
کاش برادرت نصف این شجاعت رو داشت

20:45.082 --> 20:46.563
آفتاب وسط آسمونه

20:46.643 --> 20:47.643
و هنوز بیدار نشده

20:48.200 --> 20:50.200
حتما دیشب بازم مست کرده

20:50.802 --> 20:53.106
مسابقات سو ون چند روز دیگه‌ست

20:53.443 --> 20:55.419
به جای اینکه متون طبابت و
دستورالعمل‌ها رو مرور کنه

20:55.443 --> 20:56.728
فقط داره ول می‌چرخه

21:33.923 --> 21:37.203
هنوز خوابی؟ پاشو

21:38.203 --> 21:41.123
چی شده؟ چرا انقدر کثیفی؟ سریع خودت رو تمیز کن

21:41.683 --> 21:43.563
دعوا... دعوا کردی؟

21:43.643 --> 21:44.723
چرا انقدر خونیه؟

21:44.802 --> 21:45.802
دعوا نکردم

21:47.082 --> 21:48.323
فقط یه زخم کوچیکه

21:48.403 --> 21:50.049
کوچیکه؟ این همه خونه

21:50.840 --> 21:51.840
ردای بیرونیت کجاست؟

21:53.282 --> 21:54.282
ردای بیرونیم؟

21:56.322 --> 21:59.522
توی اتاق مطالعه گذاشتمش، خیلی کثیف شده بود

21:59.603 --> 22:00.963
می‌تونی بندازیش دور

22:01.683 --> 22:02.883
هنوز می‌گی دعوا نکردی؟

22:02.923 --> 22:04.809
!ببین، همه‌جات خط خطیه

22:05.280 --> 22:06.778
این بار دختر کی رو اذیت کردی؟

22:06.802 --> 22:09.099
بالاخره به کسی برخوردی که نباید دور و برش می‌پلکیدی؟

22:09.123 --> 22:11.889
می‌شه انقدر من رو آدم کثیفی نشون ندی؟

22:14.522 --> 22:16.443
یه چیز خوب می‌خوام نشونتون بدم

22:16.640 --> 22:19.480
!در رو باز کنین! بازش کنین -
کجا گذاشتمش؟ -

22:27.603 --> 22:29.208
دیشب کسی خونه‌اتون بوده؟

22:37.883 --> 22:39.448
این زخم‌ها از کجاست؟

22:41.722 --> 22:44.248
دیشب موقع جمع کردن گیاه دارویی زخمی شدم

22:44.482 --> 22:46.329
نصفه شب رفته بودی گیاه دارویی بچینی؟

22:46.960 --> 22:48.102
کی رو خر گیر آوردی؟

22:48.683 --> 22:50.939
دیشب تو بودی که دختر همسایه رو کشتی؟

22:50.963 --> 22:51.963
چی؟

22:52.242 --> 22:54.906
دختر همسایه؟ -
خنگ بازی درنیار! تو کشتیش؟ -

22:55.203 --> 22:57.242
قربان، حتما اشتباه شده

22:57.322 --> 22:59.265
ارباب جوان ما هیچوقت آدم نمی‌کشه

23:00.843 --> 23:03.243
سلاح قتل رو همراه لباس‌های خونی پیدا کردیم

23:04.042 --> 23:05.146
اینجا چه خبره؟

23:05.520 --> 23:06.680
...این مال منه

23:07.240 --> 23:09.400
این... به چه جرمی دارین دستگیرش می‌‌کنین؟

23:09.522 --> 23:10.682
!نمی‌‌تونین همینطوری ببرینش

23:10.762 --> 23:11.762
...شماها

23:13.883 --> 23:15.283
!شما نمی‌‌تونین منو دستگیر کنین

23:15.363 --> 23:17.163
مدرکی هم دارین؟

23:26.123 --> 23:27.123
!برادر

23:38.163 --> 23:39.528
حکم نهایی پرونده

23:40.363 --> 23:43.443
این بود که برادرم به اون بانوی جوان چشم داشته
و سعی کرده بهش تجاوز کنه

23:43.883 --> 23:45.448
اون بانوی جوان با تمام توان مقاومت می‌‌کنه

23:45.883 --> 23:47.443
و برادرم تصادفی می‌‌کشتش

23:47.940 --> 23:50.649
اون و بانوی جوان قبلا هم برخوردی با هم داشتن؟

23:52.082 --> 23:53.963
فقط چند بار دیدم که با هم حرف می‌زدن

23:54.443 --> 23:56.169
اما شو آن شهادت داد که

23:56.603 --> 23:58.722
چندین بار دیده که برادرم اذیتش می‌کرده

23:59.042 --> 24:00.288
راست می‌‌گفت؟

24:01.403 --> 24:02.849
اون بانوی جوان خیلی زیبا بود

24:03.403 --> 24:05.523
قبلا دیده بودم برادرم با لحن دلبرانه صحبت می‌کرد

24:05.603 --> 24:06.785
سعی می‌‌کرد بهش نزدیک بشه

24:08.040 --> 24:09.040
حفظش کن

24:18.562 --> 24:19.562
بانوی جوان

24:19.923 --> 24:22.329
تازه از بیرون شهر برگشتی، درسته؟

24:23.683 --> 24:24.683
چطور فهمیدی؟

24:29.562 --> 24:31.688
یه گل لابه‌لای موهات گیر کرده

24:32.042 --> 24:33.778
این نوع گل رو می‌‌شه به عنوان دارو استفاده کرد

24:33.802 --> 24:35.532
فقط هم توی کوهستان‌های بیرون شهر رشد می‌‌کنه

24:35.556 --> 24:36.556
طبابت بلدی؟

24:37.443 --> 24:41.082
معلومه، من 16 سالم بود که مریض درمان می‌‌کردم

24:41.883 --> 24:43.728
می‌‌بینم که هر روز از اینجا رد می‌‌شی

24:43.923 --> 24:45.169
همیشه هم پریشونی

24:45.883 --> 24:47.483
چی انقدر ذهنت رو درگیر کرده؟

24:50.042 --> 24:52.523
بانوی جوان، اگه توی دردسری باید به من بگی

24:52.603 --> 24:54.538
همسایه‌ها باید به هم کمک کنن
نیازی به خجالت کشیدن نیست

24:54.562 --> 24:55.809
...اگه چیزی لازم داشتی

24:57.403 --> 24:58.586
فقط به من بگو

24:59.603 --> 25:01.488
مشخصه که دوست نداره باهات حرف بزنه

25:01.883 --> 25:03.528
بی‌خیال شو دیگه

25:04.522 --> 25:06.448
نمی‌‌بینی چقدر پریشونه؟

25:06.603 --> 25:08.379
حتما داره با چیز سختی دست و پنجه نرم می‌کنه

25:08.403 --> 25:10.513
تازه‌اشم، ما همسایه‌ایم

25:10.736 --> 25:12.056
اون یه بانوی جوانه که تنها زندگی می‌‌کنه

25:12.482 --> 25:13.682
نباید یه کم نگرانی نشون بدم؟

25:13.963 --> 25:16.169
و اگه قیافه‌ی زشتی داشت

25:16.363 --> 25:17.809
بازم انقدر مشتاق بودی؟

25:18.276 --> 25:20.962
مرد زشت توی این دنیا زیاد داریم
اما بانوی زشتی وجود نداره

25:21.282 --> 25:22.923
بچه‌ای مثل تو چی می‌‌دونه؟

25:23.843 --> 25:25.163
نمودارهای طب سوزنیت رو حفظ کن

25:25.760 --> 25:27.626
این سریع‌ترین راه یادگیریه

25:30.363 --> 25:33.008
اما این به تنهایی به این معنی نیست
که کسی رو می‌‌کشه

25:33.643 --> 25:35.683
برادر جان، نظرت چیه؟

25:37.683 --> 25:40.203
گفتی که سلاح قتل، یعنی یه خنجر رو
توی خونه‌اتون پیدا کردن

25:41.363 --> 25:43.000
اگه برادرت واقعا مست بوده

25:43.125 --> 25:44.619
و در اثر مستی دختر همسایه رو کشته

25:44.643 --> 25:47.369
پس باز هم می‌دونسته
که سلاح قتل رو ببره قایم کنه

25:47.683 --> 25:50.083
که مشخصه انقدر هم مست نبوده
که نفهمه چیکار کرده

25:50.322 --> 25:52.724
اگه اینطور می‌بوده، باید سریعا خون رو تمیز می‌‌کرده

25:52.748 --> 25:54.588
و سلاح و لباس‌های خونی رو دور مینداخته

25:54.802 --> 25:57.329
نه اینکه فقط روی تخت دراز بکشه و راحت بخوابه

25:58.683 --> 26:00.745
آره، حالا که فکر می‌‌کنم

26:01.203 --> 26:02.723
جزئیات مشکوک خیلی زیادی وجود داشت

26:03.603 --> 26:04.928
...با این حال اون موقع، من

26:05.000 --> 26:10.000
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

26:17.403 --> 26:19.426
این اتاق داخلی همون اتاق مطالعه‌ست؟

27:05.522 --> 27:07.823
برادر بای، این کتاب عنوان نداره

27:08.042 --> 27:09.419
ممکنه دفترچه‌ی یادداشت برادرت باشه؟

27:09.443 --> 27:10.443
!نخونش

27:11.002 --> 27:12.002
چرا؟

27:24.963 --> 27:25.963
...خب

27:26.082 --> 27:27.186
بیرون منتظرتون می‌‌مونم

27:33.082 --> 27:35.442
چطور ممکنه همچین کتابی
اینطوری در معرض دید رها بشه؟

27:35.522 --> 27:37.409
برادرم چندتا کتاب مثل این داشت

27:37.643 --> 27:39.419
!من از کجا بدونم؟ من که ولش نکردم اونجا

27:39.443 --> 27:40.443
صدات رو بیار پایین

27:40.775 --> 27:41.953
بانوی جوان هو ممکنه صدات رو بشنوه

27:42.040 --> 27:44.826
با اون شنوایی‌ای که اون داره
!حتی اگه پچ‌پچ هم کنم صدام رو می‌‌شنوه

27:44.826 --> 27:46.000
(به نظرم بهتره شما گوش‌هات رو بگیری فرزندم)

29:00.708 --> 29:01.970
اینجا خیلی خون ریخته

29:02.802 --> 29:04.849
اون بانوی جوان حتما با درد وحشتناکی مرده

29:06.002 --> 29:07.370
مقامات گفتن که آثاری از

29:07.394 --> 29:08.819
بخور بیهوش‌کننده بیرون اتاق پیدا کردن

29:08.843 --> 29:11.763
گفتن اون بانوی جوان وسط کار بیدار شده
و با تمام توان مقاومت کرده

29:11.923 --> 29:14.323
بعد برادرم انقدر با چاقو بهش زده
تا اینکه غرق در خون شده

29:19.203 --> 29:20.803
توی دنیای هنرهای رزمی متجاوزهایی که

29:20.867 --> 29:22.329
از بخور بیهوش‌کننده استفاده می‌کنن
به ندرت اشتباه می‌کنن

29:24.123 --> 29:25.728
توی خاندان تو همه طبابت بلدن

29:25.963 --> 29:27.403
پس چطور ممکنه اشتباه کرده باشه؟

29:32.082 --> 29:34.482
!ارباب جان

29:35.322 --> 29:37.443
الان با من برگردین، باید به مینگ جو آر کمک کنیم

29:40.242 --> 29:42.609
شماها فقط چند ساله توی این عمارتین

29:42.843 --> 29:43.962
اگه به خاطر من نبود

29:44.042 --> 29:46.208
یعنی چهره‌ی واقعی اون دوتا برادر رو می‌‌شناختین؟

29:46.603 --> 29:50.008
برادر بزرگ‌ترش قتل انجام داده

29:50.963 --> 29:53.409
قبلا یه خدمتکار به اسم آ می توی عمارت بود

29:53.802 --> 29:56.545
جین شوئه ون هر وقت می‌‌دیدش دنبالش می‌‌کرد

29:56.643 --> 29:58.419
یه لحظه بهش می‌‌گفت
"دلبری که می‌‌تونه پادشاهی‌ها رو غرق کنه"

29:58.443 --> 30:00.099
لحظه‌ی بعد با الهه‌های بهشتی مقایسه‌‌اش می‌‌کرد

30:00.123 --> 30:03.586
یه جوری تحسینش می‌‌کرد که
انگار بانوی آسمانی از کاخ ماه بود

30:03.802 --> 30:05.603
آ می نمی‌‌خواست هیچ کاری باهاش داشته باشه

30:05.683 --> 30:08.402
اون حتی سعی کرد بهش
دست‌درازی کنه و موهاش رو لمس کنه

30:08.482 --> 30:10.409
بعد از اینکه بهش دست زد، دستش رو بو می‌‌کرد

30:12.643 --> 30:14.003
آ می حسابی ترسیده بود

30:14.082 --> 30:16.169
چند ماه بعد، کارش رو ول کرد و رفت خونه

30:16.883 --> 30:18.528
اون همچین آدمی بود

30:18.802 --> 30:21.248
چطور ممکنه مقامات در حقش ظلم کرده باشن؟

30:21.562 --> 30:23.042
و حالا هم برادر کوچیک‌ترش

30:23.562 --> 30:25.202
فقط یه ولگرد از دنیای هنرهای رزمیه

30:25.282 --> 30:26.426
چه کاری ازش برنمیاد؟

30:26.683 --> 30:28.483
اون قادر به انجام هر کار وحشتناکیه

30:30.722 --> 30:32.213
به اون پسر خدمتکارش نگاه کن

30:32.280 --> 30:35.365
یه حرومزاده‌ی کوچولوی موذی که دزدی و تقلب می‌کنه

30:38.082 --> 30:39.323
!چطور جرات می‌کنی به من زل بزنی

30:39.403 --> 30:41.500
!چشم‌هات رو درمیارم

30:44.082 --> 30:45.082
!ارباب جوان

30:47.163 --> 30:49.522
این چیه؟ دارین چیکار می‌کنین؟

30:53.242 --> 30:54.773
حالت خوبه؟ صدمه دیدی؟

30:54.840 --> 30:56.720
نگران نباشین ارباب جوان، حتی یه خراش هم برنداشتم

30:56.883 --> 30:59.282
اون پیری برام پاپوش دوخت، من چیزی ندزدیدم

30:59.403 --> 31:00.545
پاپوش دوختم؟

31:00.883 --> 31:03.323
مچت رو موقع انجام کار گرفتم
بازم جرات می‌کنی انکار کنی؟

31:03.403 --> 31:04.928
گفتی مچش رو گرفتی

31:05.282 --> 31:07.386
پس وسیله‌ی دزدیده شده کجاست؟ پیداش کردی؟

31:08.082 --> 31:11.123
داشت دور و بر کتابخونه پرسه می‌زد

31:11.203 --> 31:12.939
!کامل مشخص بود می‌خواد یواشکی بره داخل و یه چیزی بدزده

31:12.963 --> 31:15.496
اما من داخل نرفتم -
حالا که اصرار داری چیزی دزدیده -

31:15.520 --> 31:17.840
پس بیا بریم پیش مقامات
و این قضیه رو درست حل کنیم

31:18.082 --> 31:20.218
می‌دونی که مجازات تهمت زدن دروغین
شلاق خوردنه

31:20.242 --> 31:21.242
...تو

31:23.722 --> 31:25.288
تو دستم رو زخمی کردی

31:26.002 --> 31:27.025
!درد می‌کنه

31:27.160 --> 31:29.216
نمی‌تونم تکونش بدم
دیگه حوصله‌ی بحث کردن با تو رو ندارم

31:29.240 --> 31:31.698
ارباب جوان، جین جن پینگ خیلی وقته توی اون اتاقه

31:31.722 --> 31:33.802
یه چیزی درست نیست، باید بریم بهش سر بزنیم

31:36.002 --> 31:37.002
کجا دارین می‌رین؟

31:37.683 --> 31:39.528
چیه، بازم کتک می‌خوای؟

31:40.883 --> 31:43.688
باشه، باشه، فقط صبر کنین

31:45.322 --> 31:47.322
!تمومش کنین! همه گمشین

31:48.403 --> 31:50.688
از این به بعد، هیچکدومتون
حق نزدیک شدن به تالار جو جینگ رو ندارین

31:51.082 --> 31:53.083
و اگه کسی جرات کنه باهاشون حرف بزنه

31:53.163 --> 31:54.720
!پاهاش رو قلم می‌کنم

32:12.722 --> 32:15.248
تو اون جنجال بزرگ رو
جلوی تالار چینگ‌ هوی راه انداختی

32:15.843 --> 32:18.208
و حالا همه توی عمارت من دارن مدام غیبت می‌کنن

32:19.002 --> 32:21.889
برای همین از پدربزرگ شو خواستم
چندتا داستان براشون تعریف کنه

32:22.322 --> 32:23.688
تا همه بدونن

32:24.242 --> 32:26.293
که جین شوئه ون واقعا چه جور آدمی بوده

32:26.468 --> 32:28.229
حالا که شأن و منزلت خودت رو دور انداختی

32:28.320 --> 32:29.440
پس هر چقدر می‌خوای اینجا بمون

32:30.002 --> 32:31.002
به گشتن ادامه بده

32:31.242 --> 32:32.569
دنبال همون چیزی بگرد که برای پیدا کردنش اومدی

32:39.923 --> 32:41.856
همین الان داشتم یه سری

32:42.055 --> 32:44.666
نسخه‌های قدیمی که یه گوشه
خاک می‌خوردن رو مرتب می‌کردم

32:46.203 --> 32:48.569
اون موقع بود که یاد مریضی افتادم
که یه بار درمانش کردم

32:49.722 --> 32:51.609
اونم از دنیای هنرهای رزمی بود

32:51.923 --> 32:53.883
و اونم با سم یه مو تیان مسموم شده بود

32:54.643 --> 32:56.053
کاملا یادمه

32:56.195 --> 32:57.395
در طول تمام روز

32:57.480 --> 33:00.983
بیشتر از یک ساعت هوشیار نبود

33:01.722 --> 33:06.186
بقیه‌ی زمان‌ها، توی توهمات بی‌پایان گیر افتاده بود

33:06.963 --> 33:09.129
در نهایت، در حالی که اون توهمات نابودش کرده بودن

33:09.683 --> 33:10.866
به زندگی خودش پایان داد

33:14.603 --> 33:15.919
خیلی دیر تحت درمان قرار گرفت

33:16.000 --> 33:17.360
دارو دیگه نمی‌تونست نجاتش بده

33:17.643 --> 33:19.369
اینطوری بود که به اون حال و روز افتاد

33:21.163 --> 33:23.800
اون دوتا برادر قسم‌خورده‌ات هم که
قرار نیست به سرنوشت اون دچار بشن، نه؟

33:24.155 --> 33:25.475
چند وقته که مسموم شدن؟

33:25.843 --> 33:27.025
!پادزهر رو بده

33:27.522 --> 33:28.522
اگه منو بکشی

33:28.963 --> 33:32.049
برادران قسم‌خورده‌ات رو به کام مرگ می‌فرستی

33:32.843 --> 33:34.129
دقیقا مثل 15 سال پیش

33:34.562 --> 33:37.443
وقتی که خودت شخصا مهر تایید
به سرنوشت برادرت زدی

33:41.722 --> 33:45.008
تا حالا چند بار اونا رو بردی به اون خونه‌ی قدیمی

33:46.163 --> 33:47.448
هنوز چیزی پیدا نکردی؟

33:50.883 --> 33:53.208
استخوان‌های برادرت خیلی وقته
که تبدیل به خاکستر شدن

33:54.482 --> 33:56.202
تازه الان به فکر برگردوندن حکمش افتادی؟

33:56.242 --> 33:57.849
برای این کار یه کم دیر نیست؟

34:00.843 --> 34:03.253
اون موقع از زمان بازجویی تا حکم نهایی

34:03.376 --> 34:04.901
حتی یک بار هم پیدات نشد

34:05.522 --> 34:08.169
من می‌گم تو حتی زودتر از قاضی

34:08.522 --> 34:11.089
برادرت رو به مرگ محکوم کردی

34:15.282 --> 34:16.939
واقعا نمی‌شه آدم‌ها رو از روی ظاهر قضاوت کرد

34:16.963 --> 34:19.106
ببین با یه بانوی جوان و نجیب چیکار کرد

34:19.282 --> 34:22.499
حتی مردن توی زندان هم برای تسکین این خشم کافی نبود

34:22.580 --> 34:24.339
به نظر نمیاد برادر کوچیک‌تره هم آدم خوبی باشه

34:24.363 --> 34:26.160
شرط می‌بندم اونم لنگه‌ی برادرشه

34:26.241 --> 34:28.320
قطعا همینطوره -
دقیقا -

34:28.403 --> 34:29.403
!منحرف

34:29.522 --> 34:31.443
!بزنینش

34:32.643 --> 34:34.162
!بزنینش -
!خیلی خب، کافیه -

34:34.242 --> 34:36.402
!هی، هی! دارین چیکار می‌کنین؟ برین عقب! برین

34:36.482 --> 34:38.883
!یالا، از اینجا برین

34:49.603 --> 34:52.968
کارهای مراسم خاکسپاری برادرت دیگه تقریبا انجام شده

34:54.722 --> 34:56.540
دادم یه نفر یه دادخواست تنظیم کنه

34:56.668 --> 34:57.908
ببین به نظرت خوبه یا نه

34:58.363 --> 35:00.083
می‌خواستم در این مورد از خاندان جین بپرسم

35:00.880 --> 35:02.927
اما تک‌تکشون ازم دوری کردن

35:03.363 --> 35:06.923
لعنت به همه‌اشون، دیگه ذره‌ای
به پیوندهای خانوادگی اهمیت نمی‌دن

35:10.000 --> 35:11.767
حتما دارم پیر و خرفت می‌شم

35:11.848 --> 35:13.071
تو هنوز خیلی جوونی

35:13.802 --> 35:15.522
چطور ممکنه بتونی همه‌ی اینا رو درک کنی؟

35:16.322 --> 35:18.719
یکی دو روز دیگه راه میفتیم

35:19.216 --> 35:21.056
و توی دفتر حکومتی تقاضای تجدید نظر می‌دیم

35:24.002 --> 35:25.002
نمی‌خوای بیای؟

35:26.123 --> 35:27.889
باور نداری که ارباب جوان نهم به ناحق متهم شده؟

35:29.002 --> 35:30.722
شاید ارباب نهم خوش‌نام نبوده باشه

35:30.963 --> 35:32.809
اما عمرا بتونه

35:32.963 --> 35:34.528
همچین کار کثیفی انجام بده

35:48.723 --> 35:50.509
تو حتی به برادر خودت هم باور نداشتی

35:50.615 --> 35:52.135
چرا بقیه‌امون باید بهش اعتماد کنیم؟

35:52.600 --> 35:54.043
حالا می‌خوای خاندان جین رو محاکمه کنی؟

35:54.067 --> 35:55.187
فکر کردی واقعا از پسش برمیای؟

35:55.923 --> 35:58.443
کسی که بیشترین بدهی رو به جین شوئه ون داشت

35:59.002 --> 36:00.002
هیچکس نبود جز خودت

36:00.923 --> 36:01.946
جین یوئه ون

36:02.723 --> 36:04.299
اگه واقعا بی‌عدالتی شده باشه

36:04.323 --> 36:06.643
اونایی که در حق برادرش ظلم کردن

36:06.723 --> 36:08.859
قاتل اصلی و اون مقامات فاسدی بودن که
یه آدم بی‌گناه رو محکوم کردن

36:08.883 --> 36:11.169
نمی‌تونین یه بچه‌ی ده‌ ساله رو مقصر بدونین

36:11.250 --> 36:14.769
پس حالا سن کمش شده بهونه‌ای برای تبرئه‌اش؟

36:15.122 --> 36:17.946
هنوز اون بچه‌ی ده‌ ساله رو یادمه که

36:18.040 --> 36:20.241
بیرون دروازه‌های اقامتگاه جین زانو زده بود

36:20.322 --> 36:22.608
و زیر بارون سیل‌آسا برای قرص سوگواری التماس می‌کرد

36:24.202 --> 36:25.644
برام سخته باور کنم

36:25.668 --> 36:27.379
که واقعا نگران جون برادرش بوده

36:27.403 --> 36:29.848
اون موقعی که جین شوئه ون داشت می‌مرد

36:30.923 --> 36:33.323
احتمالا فقط می‌خواسته
انگشت اتهام رو از خودش دور کنه

36:33.363 --> 36:34.425
همه‌اش نمایش بود

36:35.002 --> 36:37.408
و به خاطر همون، ترحم همسر برادر چهارم رو خرید

36:37.803 --> 36:39.403
می‌خواست توی اقامتگاهش نگهش داره

36:39.642 --> 36:40.666
تا خودش بزرگش کنه

36:42.000 --> 36:44.640
بای یو تانگ، عجب سیاست زیرکانه‌ای
یه تیر و دو نشون

36:44.682 --> 36:45.682
!خفه‌ شو

36:46.642 --> 36:47.865
یه کلمه‌ی دیگه بگی

36:48.323 --> 36:50.009
!به خاطر برادر بای یه درس حسابی بهت می‌دم

36:54.363 --> 36:55.888
می‌خواین باهاش دوست باشین؟

36:57.763 --> 36:58.763
واقعا لیاقتش رو داره؟

36:58.883 --> 37:00.853
آدمی که حتی به برادر خودش اعتماد نداشت

37:01.061 --> 37:02.508
هیچوقت می‌تونه دوست واقعیتون باشه؟

37:11.600 --> 37:12.926
می‌خوام تنها باشم

37:36.963 --> 37:38.248
بباین بریم پیش بانوی چهارم

37:41.522 --> 37:42.762
شما اول برگردین مسافرخونه

37:47.162 --> 37:48.162
بانوی چهارم

37:48.323 --> 37:51.084
خبری از پادزهر یه مو تیان نشد؟

37:54.122 --> 37:56.848
می‌ترسم از دستم کار بیشتری برای کمک برنیاد

37:57.883 --> 38:01.002
شنیدم ارباب جوان هفدهم و ارباب سوم
امروز دوباره بدجور دعوا کردن

38:01.376 --> 38:02.616
سعی می‌کنم دوباره باهاش حرف بزنم

38:02.723 --> 38:03.723
بانوی چهارم

38:03.883 --> 38:05.449
چیزی که برادر بای نیاز داره پادزهره

38:05.763 --> 38:07.009
نه حرف‌های دلگرم‌کننده

38:11.323 --> 38:13.129
شما یه بار جون برادر جان رو نجات دادین

38:13.682 --> 38:15.374
و برادر بای هم همیشه بابت مهربونی و مراقبت‌هاتون

38:15.454 --> 38:17.214
موقع بچگیش ممنون بوده

38:18.522 --> 38:21.082
اونا نمی‌تونن تند باهاتون حرف بزنن، ولی من می‌تونم

38:22.522 --> 38:23.848
بعد از اون ماجرای غرق شدن کشتی

38:24.522 --> 38:26.728
چرا خاندان جین دیگه دنبال برادر بای نگشتن؟

38:27.202 --> 38:29.283
به خاطر این نبوده که همه‌اتون
امیدوار بودین همونجا بمیره؟

38:29.522 --> 38:31.785
نه، البته که نه

38:32.243 --> 38:33.813
چه عمدی، چه غیرعمدی

38:33.988 --> 38:35.948
خاندان جین ولش کردن تا سرگردون و آواره بشه

38:36.040 --> 38:37.367
بابت این بهش بدهکارین

38:38.482 --> 38:41.002
نباید هر کاری از دستتون برمیاد بکنین تا جبرانش کنین؟

38:48.002 --> 38:49.408
وقتی برادر بای اومد دم در خونه‌اتون

38:50.122 --> 38:51.893
اصلا درخواست غیرمنطقی‌ای نکرد

38:52.060 --> 38:54.808
فقط خواست خاندان جین جون
برادران قسم‌خورده‌اش رو نجات بدن

38:55.642 --> 38:58.225
جین جن‌ پینگ پادزهر رو داره
ولی حاضر نیست نجاتشون بده

38:58.803 --> 39:01.649
و ارشدهای خاندان جین هم دارن
چشمشون رو روی این قضیه می‌بندن

39:02.323 --> 39:04.208
خاندان طبابت معتبری مثل شما

39:04.602 --> 39:06.848
همیشه با آدم‌هایی که جونشون وسطه
اینطوری رفتار می‌کنه؟

39:07.883 --> 39:09.523
یا فقط به خاطر اینه که اسمش بای یو تانگه؟

39:11.682 --> 39:14.529
شما یه بار پرسیدین که بای یو تانگ
اون بیرون خیلی سختی کشیده یا نه

39:15.323 --> 39:17.803
اون هم بهتون گفت گذشته‌ها، گذشته

39:18.642 --> 39:20.049
ولی هیچوقت به این فکر کردین

39:20.482 --> 39:23.265
که یه بچه‌ی ده‌ ساله که تنها
توی دنیای هنرهای رزمی ول می‌چرخیده

39:23.763 --> 39:25.609
برای زنده موندن باید چه چیزهایی رو تحمل کرده باشه؟

39:26.482 --> 39:29.288
اون هیچوقت از این چیزها حرف نزد
چون نمی‌خواست ناراحتتون کنه

39:29.520 --> 39:31.058
برای برادرهای قسم‌خورده‌اش داره از نگرانی دق می‌کنه

39:31.082 --> 39:33.353
با این‌ حال حتی بهتون فشار نیاورد که پادزهر رو بدین

39:33.561 --> 39:35.881
چون نمی‌خواست شما رو توی موقعیت سختی بذاره

39:35.923 --> 39:36.923
...من

39:49.976 --> 39:51.616
چرا هی همینطور اطراف رو نگاه می‌کنی؟

39:53.880 --> 39:56.560
پیشکار شو گفته بای یو تانگ می‌تونه
قاتل و آتیش‌زن باشه

39:56.640 --> 39:57.640
و هر کاری ازش برمیاد

39:57.803 --> 39:59.953
شما هم که انقدر جلوی همه تحقیرش کردین

40:00.080 --> 40:02.841
پس یه آدم مثل اون نباید کمین کنه و تلافی کنه؟

40:03.122 --> 40:06.208
با این حال، باز هم همچین جاده‌ی دورافتاده‌ای
رو برای درمان خونگی انتخاب کردین

40:08.042 --> 40:09.728
الان روز روشنه

40:10.482 --> 40:12.368
اگه جرأت داره بیاد، خب بیاد

40:13.723 --> 40:15.883
اتفاقا اگه نیاد، از نظر من خیلی هم حقیرتره

40:16.803 --> 40:18.203
مگه دنبال پادزهر نیست؟

40:18.283 --> 40:20.688
مگه نمی‌خواد به‌ خاطر جین شوئه ون
از خاندان جین انتقام بگیره؟

40:21.122 --> 40:22.122
بذار بیاد

40:22.323 --> 40:24.825
!الکی فقط زر زر نکن و نقش بازی نکن

41:07.363 --> 41:08.363
ارباب

41:09.055 --> 41:10.055
مُردم از خستگی

41:10.562 --> 41:11.848
چرا انقدر تند راه می‌رفتین؟

41:14.763 --> 41:17.283
باشه، باشه، قصد کشتنش رو نداشتم

41:17.363 --> 41:19.203
من جین جن‌ پینگ رو خوب می‌شناسم

41:19.283 --> 41:21.683
اون نسخه‌هایی که توی کتابخونه‌ست حاصل تمام عمرشه

41:21.763 --> 41:23.009
محاله واقعا آتیششون بزنه

41:23.443 --> 41:26.220
من دارم دنبالش می‌رم تا ببینم قدم بعدیش چیه

41:26.422 --> 41:27.869
و دستورالعملی که قایم کرده رو پیدا کنم

41:28.723 --> 41:29.969
ولی اصلا به این فکر کردی

41:30.682 --> 41:33.466
شاید فقط گذاشتن دنبالشون کنی
چون از قبل برات تله گذاشته بودن؟

41:34.082 --> 41:35.980
من اون آدم‌ها رو دیدم که دنبالمون میومدن

41:36.140 --> 41:38.340
...اعضای فرقه‌ی تانگ -
حریف تو نمی‌شدن -

41:39.682 --> 41:41.848
خیلی خب، وقتت رو دیگه برای جین جن‌ پینگ تلف نکن

41:42.723 --> 41:44.602
ما طرز ساخت پادزهر رو گرفتیم

41:48.923 --> 41:50.522
یکی رو فرستادم که

41:50.600 --> 41:52.706
یه نسخه از طرز ساخت رو سریعا
به جزیره‌ی شیان‌ کونگ برسونه

41:52.880 --> 41:54.096
این طرز ساخت رو از کجا آوردی؟

41:54.120 --> 41:55.200
بانوی چهارم بهمون داد

41:55.443 --> 41:57.666
بابت این قضیه باید از بانوی جوان هو تشکر کنی

41:58.122 --> 41:59.609
اون زن‌عموی چهارم رو راضی کرد؟

42:01.923 --> 42:03.696
وقتی بانوی چهارم کسی رو فرستاد
تا دستورالعمل رو بهمون بده

42:03.720 --> 42:06.216
گفت خودش بعد از خوندن
کتاب‌های قدیمی پیداش کرده

42:06.240 --> 42:08.320
مدعی بود هیچ ربطی به جین جن‌ پینگ نداره

42:09.082 --> 42:11.728
در آخر، باز هم داره ازش محافظت می‌کنه

42:12.202 --> 42:14.409
بی‌خیال، مهم اینه که دستورالعمل رو گرفتیم

42:14.433 --> 42:15.939
باید سریع برم از بانو هو تشکر کنم

42:15.963 --> 42:16.963
فقط اون نه

42:17.082 --> 42:19.963
مینگ‌ جو آر هنوز بابت تهمت‌هایی
که قبلا بهش زدن ناراحته

42:20.363 --> 42:23.420
یادت نرفته که قول دادی براش تلافی کنی، مگه نه؟

42:23.553 --> 42:24.736
چرا زودتر بهم نگفتی؟

42:24.760 --> 42:26.479
لااقل می‌تونستم یه چیزی براش بگیرم

42:26.560 --> 42:27.640
الان دارم دست‌خالی می‌رم

42:27.843 --> 42:28.843
دیگه کار از کار گذشته

42:28.963 --> 42:30.963
مینگ‌ جو آر از وقتی بچه بوده کنارم بوده

42:31.082 --> 42:33.529
تا حالا ندیده بودم اینطوری تحقیر بشه

42:34.162 --> 42:35.162
زود برو یه سر بهش بزن

42:35.642 --> 42:36.642
با من بیا

42:44.082 --> 42:45.082
ماهی کبابی؟

42:46.154 --> 42:47.640
چه دماغ تیزی داری

42:49.466 --> 42:53.120
موش سفید، بیا اینجا
این ماهی مال توئه، خودت کبابش کن

42:53.585 --> 42:54.585
!چه بساطی

43:03.883 --> 43:06.728
خواهر، دقیقا چطوری
زن‌‌عموی چهارمم رو راضی کردی؟

43:06.728 --> 44:06.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Mehrbanoo ✧ Violet ✧ Stella ✧ Vanilla ✧
✧ ادیت: snowman✧
