WEBVTT

00:00.000 --> 00:15.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Vanilla ✧ Stella ✧ Mehrbanoo ✧ سارا ✧
✧ ادیت: snowman✧

01:32.448 --> 01:36.944
𓂃‧₊*ماجراجویی جان جائو*₊‧𓂃

01:37.040 --> 01:40.017
『قسمت 22』

01:41.273 --> 01:42.376
امروز

01:42.774 --> 01:44.360
رفتیم سراغ اون دو‌تا مامور اداره‌ی حکومتی

01:44.473 --> 01:46.533
که 15 سال پیش مسئول پرونده‌ی کوچه‌ی هوای هوا بودن

01:47.113 --> 01:49.295
یکیشون غیبش زده

01:50.673 --> 01:51.816
و اون یکی هم کشته شده

01:53.753 --> 01:56.759
پس این پرونده صددرصد یه جای کارش می‌لنگه

01:57.593 --> 01:59.878
حرف جین شوئه ون درباره‌ی
چیدن گیاهان دارویی توی شب

02:00.192 --> 02:01.255
خیلی مسخره به نظر می‌رسه

02:02.113 --> 02:03.439
اما اگه داشت دروغ می‌گفت

02:03.873 --> 02:06.718
چرا یه دروغ باورپذیرتر سر هم نکرد؟

02:12.793 --> 02:13.793
تو که از طبابت سر درمیاری

02:14.233 --> 02:17.598
واقعا گیاه دارویی‌ای می‌شناسی
که حتما باید شب چیده بشه؟

02:27.233 --> 02:29.598
حواست به خبرهای مربوط به
دو‌تا برادرهای قسم‌خورده‌ام باشه

02:30.193 --> 02:32.039
وقتی سم بدنشون خنثی بشه

02:32.913 --> 02:34.633
بلافاصله برمی‌گردم جزیره‌ی شیان کونگ

02:45.912 --> 02:49.038
فردا باهام بیا کوهستان تا دنبال سرنخ بگردیم

03:04.593 --> 03:05.593
ارباب جوان

03:08.360 --> 03:09.543
خواهر هو رفت

03:10.312 --> 03:11.639
برادر بای برنگشت مسافرخونه

03:11.912 --> 03:13.632
چون می‌خواست از خواهر هو دوری کنه، درسته؟

03:14.233 --> 03:16.376
کی فکرش رو می‌کرد اون زودتر بره

03:16.832 --> 03:19.598
ارباب جوان، به نظرتون با برادرش رفت خونه؟

03:20.000 --> 03:22.520
مینگ جو آر، برو بخواب، منتظر من نمون

03:35.312 --> 03:37.392
تو شمشیر افسانه‌ای یین یانگ آن رو داری

03:37.472 --> 03:39.728
مهارت چابکیت هم که معرکه‌ست

03:39.752 --> 03:42.368
تازه، مهارت جهان خاموش
در محدوده‌ی شنوایی رو هم که داری

03:42.392 --> 03:44.713
تو باید از عمارت لینگ لونگ باشی

03:44.793 --> 03:46.519
خوش‌سلیقه‌ای

03:46.793 --> 03:49.032
اسمم هو شیائو دی هست

03:49.112 --> 03:51.136
حالا که تصمیم گرفتم این مسیر رو باهات بیام

03:51.233 --> 03:53.393
پس آماده بودم که بخشی از بار روی دوشت رو بردارم

03:53.473 --> 03:54.758
اگه این رو بگیری

03:56.112 --> 03:57.335
ممکنه برات دردسر بشه

03:59.793 --> 04:01.433
می‌برمش، نگران نباش

04:01.560 --> 04:03.360
مطمئن می‌شم که صحیح و سالم به پایتخت برسه

04:31.272 --> 04:33.038
این پرونده پای آدم‌های زیادی رو وسط کشیده

04:33.272 --> 04:34.559
اگه بیشتر ادامه بدیم

04:35.272 --> 04:36.598
فقط خطرش بیشتر می‌شه

04:38.033 --> 04:41.119
...اگه با من بیای -
برادر جان، منظورم این بود -

04:41.913 --> 04:43.433
هر چقدر هم اوضاع سخت بشه

04:44.000 --> 04:45.940
من تا پایان این تحقیقات کنارتم

05:01.633 --> 05:03.753
دیگه کمتر از دو روز تا خونه فاصله داریم

05:03.953 --> 05:05.095
یه نامه فرستادم

05:05.392 --> 05:07.392
که اتاقت رو قشنگ آماده کنن

05:07.712 --> 05:09.513
و تمام غذاهای مورد علاقه‌ات رو بپزن

05:10.073 --> 05:11.439
اینکه قبول کردم باهات برگردم

05:11.992 --> 05:14.272
به خاطر اینه که می‌خوام خودم
حقیقت رو درباره‌ی عمه بفهمم

05:15.633 --> 05:17.655
ولی می‌ترسم پدر حقیقت رو بهم نگه

05:28.392 --> 05:29.392
برادر

05:30.392 --> 05:33.273
تو که بهم دروغ نمی‌گی، مگه نه؟

05:33.672 --> 05:34.672
چی می‌خوای بدونی؟

05:35.112 --> 05:37.289
چرا پدر اون موقع، قبل از اینکه حتی حکمی صادر بشه

05:37.313 --> 05:39.142
انقدر عجله داشت که جسد عمه رو بیاره خونه؟

05:39.166 --> 05:41.615
برای اینکه عمه بتونه هر چه زودتر آرامش بگیره

05:42.313 --> 05:44.478
هیچکدومتون برای محاکمه توی شهر تان شی موندین؟

05:45.073 --> 05:46.593
اصلا پدر تا حالا صحنه‌ی جرم رو دیده؟

05:46.633 --> 05:48.233
مدارک اون موقع خیلی محکم بود

05:48.272 --> 05:49.638
جین شوئه ون قاتل بود

05:50.272 --> 05:51.552
دقیقا به چی شک داری؟

05:56.513 --> 06:00.097
جسد عمه کمتر از یه روز بعد از اینکه آوردنش، دفن شد

06:00.640 --> 06:02.535
اون موقع، گفتن از طاعون می‌ترسیدن

06:02.559 --> 06:03.839
...ولی حالا که بهش فکر می‌کنم

06:05.953 --> 06:08.433
پدر از طاعون نمی‌ترسید
از شایعات می‌ترسید

06:09.472 --> 06:11.392
...از اینکه آبروش بره -
لینگ لونگ -

06:12.392 --> 06:14.495
هر کاری که پدر کرد، به خاطر تو و من

06:15.193 --> 06:16.438
و عمارت لینگ لونگ بود

06:17.232 --> 06:18.703
اگه حرفش پخش می‌شد که دختر ارشد

06:18.727 --> 06:20.167
عمارت لینگ لونگ به قتل رسیده

06:20.272 --> 06:21.272
فکرش رو بکن

06:21.592 --> 06:24.152
خاندان ما تو دنیای هنرهای رزمی
مضحکه‌ی خاص و عام نمی‌شد؟

08:05.553 --> 08:07.319
سی مینگ، دارین عریضه می‌نویسین؟

08:11.513 --> 08:13.199
خبری از پایتخت رسید

08:13.673 --> 08:16.719
دادگاه پرونده‌ی عمارت جونگ شیائو شروع شده

08:17.313 --> 08:18.639
به هر حال

08:19.032 --> 08:21.319
این پرونده توی حوزه‌ی قضایی شیانگ جو اتفاق افتاده

08:21.873 --> 08:23.678
پس نوشتن عریضه برای اعتراف به قصور

08:24.113 --> 08:25.839
کاملا ضروریه

08:31.993 --> 08:34.839
چی شده که انقدر خوشحالی؟

08:40.152 --> 08:41.152
لینگ لونگ

08:42.040 --> 08:44.720
راهیِ عمارت لینگ لونگ شده

08:45.993 --> 08:47.312
این یعنی

08:47.392 --> 08:49.678
مقدمات ازدواج می‌تونه طبق برنامه پیش بره

08:49.953 --> 08:51.753
و به کارهای ارباب هم لطمه‌ای نمی‌زنه

08:53.592 --> 08:55.053
خبری از جان جائو نشد؟

08:55.240 --> 08:56.263
داره چیکار می‌کنه؟

08:56.633 --> 08:58.118
هنوز داره روی اون پرونده تحقیق می‌کنه

08:59.272 --> 09:00.598
همه چیز رو هماهنگ کردم

09:01.032 --> 09:02.832
بهش اجازه نمی‌دن اسناد پرونده رو بررسی کنه

09:03.513 --> 09:06.459
تازه، خودتون شخصا مسئول
رسیدگی به اون پرونده بودین

09:06.731 --> 09:09.298
اسناد باید بی‌نقص باشن

09:12.832 --> 09:17.079
توی این دنیا چیزی به اسم بی‌نقص وجود نداره

09:18.152 --> 09:20.896
شاید از نظر بقیه مو لای درز اون اسناد نره

09:21.193 --> 09:22.478
...ولی جان جائو

09:26.232 --> 09:27.232
باشه

09:28.392 --> 09:29.392
فهمیدم

09:30.673 --> 09:31.695
حواسم بهش هست

09:32.953 --> 09:33.953
واقعا ندیدمش

09:35.553 --> 09:36.553
ارباب جوان

09:37.433 --> 09:40.113
خدمتکارها گفتن از وقتی دروازه‌ها باز شده، اصلا ندیدنش

09:40.472 --> 09:42.673
احتمالا قبل از طلوع از دیوار پریده و رفته

09:43.553 --> 09:45.336
داره از دست ما فرار می‌کنه، مگه نه؟

09:46.113 --> 09:47.192
حالا که اون نیست

09:47.272 --> 09:49.159
ما که هیچی از طبابت سر درنمیاریم

09:49.553 --> 09:50.913
ما که نمی‌تونیم بانوی چهارم رو بکشونیم کوهستان

09:50.939 --> 09:52.649
تا باهامون گیاهان دارویی جمع کنه

09:52.673 --> 09:54.113
اول بیاین بریم کوهستان

09:54.392 --> 09:55.759
شاید یه سری سرنخ پیدا کردیم

09:56.673 --> 09:57.673
ارباب جوان

09:57.832 --> 10:00.478
واقعا الان حل کردن این پرونده از همه چیز مهم‌تره؟

10:01.272 --> 10:02.893
نباید اول بریم دنبال خواهر هو؟

10:03.092 --> 10:04.332
هنوز هم ممکنه بهش برسیم

10:08.753 --> 10:10.353
اگه بخوایم خواهر هوی تو برگرده

10:10.673 --> 10:12.713
پس، باید حقیقت پشت این پرونده رو برملا کنیم

10:31.360 --> 10:35.240
با این، دیگه تمام مریضی‌هات از بین می‌ره

10:35.313 --> 10:36.673
و دیگه هیچوقت سراغت نمیان

10:36.832 --> 10:38.712
واقعا؟ -
البته -

10:38.872 --> 10:41.800
من خودم رفتم پیش تک‌تک خدایانی
که می‌شناختم، دعا کردم

10:42.025 --> 10:45.953
و ازشون خواستم که تا ابد مراقبت باشن و سالم بمونی

10:46.033 --> 10:47.272
خودت چی؟

10:47.352 --> 10:50.152
منم می‌خوام تو همیشه صحیح و سالم باشین

10:50.232 --> 10:51.792
و دیگه هیچوقت مریض نشی

10:51.872 --> 10:54.198
باشه، پس بیا قول بدیم

10:54.553 --> 10:57.512
وقتی بزرگ شدی، تو هم باید یکی از اینا برام بگیری

10:57.592 --> 10:58.958
یه چیزی که تا ابد در امان نگهم داره

11:01.592 --> 11:03.313
از این یکی هم بزرگ‌تر می‌شه

11:03.393 --> 11:04.879
از مال تو هم بزرگ‌تر

11:08.273 --> 11:09.273
<i>عمه</i>

11:10.433 --> 11:12.438
<i>چرا از نظر پدر</i>

11:12.913 --> 11:15.918
<i>شهرت عمارت لینگ لونگ از جون تو مهم‌تره؟</i>

11:18.193 --> 11:19.999
<i>مرگت پُر از ابهام بود</i>

11:21.472 --> 11:24.038
<i>ولی اونا خیلی عجله داشتن که
تو رو از خاطره‌ها پاک کنن</i>

11:26.673 --> 11:28.239
<i>نمی‌خوام برگردم خونه</i>

11:29.153 --> 11:31.718
<i>ولی از مواجه شدن با خاطرات
مرگ ناراحت‌کننده‌ات هم می‌ترسم</i>

11:32.073 --> 11:33.918
<i>می‌ترسم طاقتش رو نداشته باشم</i>

11:37.232 --> 11:39.038
<i>یعنی من انقدر ضعیفم؟</i>

11:40.592 --> 11:41.958
<i>تو انقدر وحشتناک مُردی</i>

11:43.232 --> 11:46.879
<i>ولی من حتی جرات ندارم خودم قاتلت رو پیدا کنم</i>

12:13.553 --> 12:15.896
ارباب جان، یه ایده دارم

12:16.352 --> 12:18.432
بهتر نیست شب بیایم اینجا؟

12:18.512 --> 12:20.249
اگه اون گیاهان دارویی که فقط
شب شکوفا می‌شن رو پیدا کنیم

12:20.273 --> 12:21.552
شاید یه سرنخ درست‌وحسابی گیرمون بیاد

12:21.632 --> 12:23.672
و بفهمیم جین شوئه ون چه گیاه دارویی‌ای رو جمع می‌کرده

12:23.752 --> 12:25.328
همینجوری توی روز اومدن هم
به اندازه‌ی کافی خسته‌کننده‌ست

12:25.352 --> 12:26.752
و می‌خوای شب هم برگردیم؟

12:27.320 --> 12:28.679
اینجا وسط این کوهستان دورافتاده

12:28.818 --> 12:30.698
کی می‌دونه ببر و گرگ داره یا نه؟

12:30.793 --> 12:32.833
ارباب جوان، من تشنه‌امه و خیلی گرسنه‌امه

12:32.913 --> 12:34.159
واقعا دیگه نمی‌تونم راه برم

12:42.832 --> 12:43.935
من می‌رم جلوتر رو بررسی کنم

13:44.725 --> 13:47.086
...ارباب جوان

13:48.720 --> 13:50.125
ی... یکی اینجاست

14:01.232 --> 14:02.256
راهتون رو گم کردین، نه؟

14:03.073 --> 14:04.678
بذارین اول این چوب‌ها رو خرد کنم

14:05.345 --> 14:06.536
بعد راه درست رو بهتون نشون می‌دم

14:06.560 --> 14:08.464
برادر، ما گم نشدیم

14:09.039 --> 14:10.479
فقط می‌خواستیم ازتون یه چیزی بپرسیم

14:10.712 --> 14:11.712
بفرمایین

14:12.752 --> 14:15.152
شما همینجا توی این کوهستان زندگی می‌کنین؟

14:15.232 --> 14:17.438
من اهل روستای خاندان جیانگم، بیرون کوهستان

14:18.393 --> 14:19.678
برای اینکه شکار برام راحت‌تر باشه

14:20.232 --> 14:22.718
اینجا یه کلبه‌ی کوچیک برای خودم ساختم

14:23.393 --> 14:25.073
هر تابستون و پاییز

14:25.153 --> 14:26.409
وقتی کوهستان پُر از شکار می‌شه

14:26.433 --> 14:28.753
یه مدت اینجا می‌مونم

14:31.073 --> 14:32.438
چند وقته اینجا زندگی می‌کنین؟

14:33.832 --> 14:35.399
خیلی وقته

14:35.712 --> 14:37.838
باید بیشتر از 20 سال باشه

14:41.673 --> 14:42.776
پونزده سال پیش

14:43.512 --> 14:45.718
حوالی جشنواره‌ی چونگ یانگ

14:46.553 --> 14:49.314
یه مرد جوون رو دیدین که برای
جمع کردن گیاهان دارویی وارد کوهستان بشه؟

14:49.512 --> 14:51.975
حدودا بیست سالش بوده، شبیه یه محقق بوده

14:52.632 --> 14:53.918
قضیه مال خیلی سال پیشه

14:54.673 --> 14:55.999
درست یادم نمیاد

14:58.712 --> 14:59.999
لطفا یه کم فکر کنین

15:00.712 --> 15:03.335
اغلب افرادی که گیاهان دارویی
می‌چینن، سپیده‌دم می‌رن کوهستان

15:03.673 --> 15:05.695
کمتر کسی موقع غروب می‌ره، درسته؟

15:06.193 --> 15:07.193
درسته

15:07.393 --> 15:10.296
من خیلی‌ها رو دیدم که برای
چیدن گیاهان دارویی میان اینجا

15:10.360 --> 15:11.965
همه‌اشون صبح زود می‌رن و زود هم برمی‌گردن

15:12.352 --> 15:14.575
کی غروب می‌ره کوهستان؟

15:15.073 --> 15:17.999
اون موقع، طاعون همه جا رو گرفته بود

15:18.112 --> 15:21.873
به غیر از آدم‌هایی مثل من که اگه
خونه می‌موندیم نونمون قطع می‌شد

15:21.953 --> 15:23.239
کی جرات می‌کرد بیاد بیرون؟

15:24.400 --> 15:26.992
البته واقعا چندتا عاشق بی‌پروا هم بودن

15:27.073 --> 15:29.153
که جرات می‌کردن یواشکی برن به کوهستان

15:29.273 --> 15:31.815
چه بارون بود چه آفتاب، هیچی جلوشون رو نمی‌گرفت

15:41.112 --> 15:43.352
پشت اون آبشار یه غار دیدم

15:43.512 --> 15:45.079
انگار یه نفر قبلا اونجا زندگی می‌کرده

15:45.352 --> 15:46.352
اونا کی بودن؟

15:46.632 --> 15:49.519
بهتون توصیه می‌کنم اصلا نزدیک اون غار نرین

15:50.352 --> 15:54.536
اون موقع، مقامات همه‌ی بیمارهای بدحال رو
توی اون غار حبس می‌کردن

15:55.232 --> 15:58.313
بعدا، گفتن که اونجا رو سوزوندن و ضدعفونی کردن

15:58.393 --> 16:01.479
ولی کی می‌دونه واقعا درست تمیزش کرده بودن یا نه؟

16:02.073 --> 16:04.479
اگه اون بیماری بهتون سرایت کنه

16:04.832 --> 16:06.159
می‌میرین

16:08.512 --> 16:10.193
دیگه داره دیر می‌شه

16:10.273 --> 16:12.078
بهتره زودتر از کوهستان برین پایین

16:13.073 --> 16:14.073
ممنون

16:22.712 --> 16:24.433
ارباب جوان، روز طولانی‌ای بود

16:24.712 --> 16:26.038
بیاین، یه چیزی بخورین

16:31.073 --> 16:32.480
اومدیم توی کوهستان

16:32.673 --> 16:33.958
اما هیچی پیدا نکردیم

16:34.273 --> 16:36.975
خیلی خوب می‌شد اگه برادر بای
و خواهر هو هم اینجا بودن

16:40.992 --> 16:43.080
هی، انقدر ناامید نباشین

16:43.472 --> 16:45.129
فقط به خاطر اینکه شکارچی هیچوقت
جین شوئه ون رو ندیده

16:45.153 --> 16:47.198
معنیش این نیست که اون هیچوقت به کوهستان نیومده

16:50.872 --> 16:51.896
راستش، دیشب

16:52.352 --> 16:53.838
یه سرنخ دیگه پیدا کردم

16:54.153 --> 16:56.040
اما اینکه واقعا یه نقص توی این پرونده باشه یا نه رو

16:56.212 --> 16:58.553
باید از بای یو تانگ بپرسم

16:59.472 --> 17:02.832
پس منتظر چی هستیم؟ بیا همین الان
!بریم برادر بای رو پیدا کنیم، زود باش

17:03.712 --> 17:05.815
!عجله کنین، ارباب جوان -
!ارباب جان، عجله کنین -

17:07.153 --> 17:08.153
مراقب باشین

17:09.193 --> 17:11.400
برادر بای کجا می‌تونه باشه؟

17:11.553 --> 17:13.993
نمی‌تونه زیاد دور شده باشه، به گشتن ادامه می‌دیم

17:14.073 --> 17:15.552
جناب‌ها، بالاخره برگشتین

17:15.632 --> 17:18.206
اون بانوی جوانی که باهاتون هم‌سفر بود
این رو اینجا گذاشت

17:18.333 --> 17:19.573
و ازم خواست به شما بدمش

17:35.112 --> 17:36.112
!لینگ لونگ

17:54.472 --> 17:55.472
لینگ لونگ

18:00.220 --> 18:01.232
لینگ لونگ

18:02.153 --> 18:03.798
نباید تو رو قاطی این ماجرا می‌کردم

18:04.433 --> 18:07.119
اون موقع، هو شیائو دی وقتی که
جان ری فی رو نجات داد

18:07.472 --> 18:08.713
هیچ ترسی نشون نداد

18:08.793 --> 18:10.119
من اون رو هیچوقت فراموش نمی‌کنم

18:10.872 --> 18:13.318
و حالا، به تصمیمت احترام می‌ذارم

18:15.472 --> 18:16.472
تو باید بری

18:16.992 --> 18:18.055
همه‌ی اینا رو پشت سر بذار

18:18.553 --> 18:19.626
نگران نباش

18:19.806 --> 18:22.438
من عدالت رو برای عمه‌ات و
جین شوئه ون برقرار می‌کنم

18:26.232 --> 18:27.232
برو

18:28.352 --> 18:29.575
من تصمیمم رو گرفتم

18:30.712 --> 18:32.038
این پرونده‌ی عمه‌‌امه

18:33.033 --> 18:34.798
خودم باید حقیقت رو کشف کنم

18:35.793 --> 18:38.999
برادر جان، تو نباید این بار رو تنهایی به دوش بکشی

18:42.113 --> 18:43.113
من تصمیمم رو گرفتم

18:44.312 --> 18:47.319
می‌خوام بمونم و همراهتون
به تحقیقات پرونده ادامه بدم

18:56.792 --> 18:58.632
دیشب اومدم توی این اتاق

18:58.712 --> 18:59.935
و متوجه‌ یه چیز عجیب شدم

19:01.232 --> 19:02.232
نگاه کن

19:02.873 --> 19:04.673
این وسایل با اینکه پر از خاکن

19:05.032 --> 19:06.359
ولی هیچ نشونه‌ای از کهنگی ندارن

19:06.792 --> 19:09.518
حدس می‌زنم یکی بعد از قتل اونا رو عوض کرده

19:11.752 --> 19:14.672
...همینطور، دیشب رفتم به خونه‌ی قدیمی خاندان جین

19:14.752 --> 19:17.133
‌...ارباب جوان، برادر بای رو پیدا کردیم، اون

19:17.880 --> 19:19.413
!خواهر هو، برگشتی

19:19.879 --> 19:20.879
...خواهر هو

19:20.960 --> 19:22.022
برای برادر بای چه اتفاقی افتاده؟

19:22.193 --> 19:23.933
هی سعی کردیم راضیش کنیم

19:24.046 --> 19:25.526
اما قبول نکرد باهامون برگرده

19:25.607 --> 19:27.053
تنهایی رفت سمت رودخونه

19:29.072 --> 19:30.096
برو بهش سر بزن

19:32.113 --> 19:33.113
باشه

19:33.633 --> 19:35.707
همینجا منتظرم بمونین، می‌رم ببینمش

19:48.113 --> 19:49.113
عمو شیانگ سای

19:52.433 --> 19:55.238
یادمه قدیم‌ها بیشتر از همه عاشق شراب تالار لیو که بودی

19:57.600 --> 19:59.205
اما بعد از اینکه خانواده نابود شد

20:01.032 --> 20:02.278
دیگه به ندرت می‌نوشیدی

20:05.193 --> 20:06.839
امروز، یه بطری آوردم

20:08.593 --> 20:09.713
بیا با هم یه نوشیدنی بخوریم

20:28.472 --> 20:29.472
عمو شیانگ سای

20:29.953 --> 20:31.136
پشیمونی؟

20:34.712 --> 20:36.873
پشیمونی که جونت رو به خاطر ما فدا کردی؟

20:38.072 --> 20:41.879
پشیمونی که قبل از مرگت یه قاتل رو باور داشتی؟

20:52.720 --> 20:54.920
عمو شیانگ سای تا روزی که مرد باور داشت

20:54.986 --> 20:56.559
جین شوئه ون بی‌گناهه

20:59.673 --> 21:00.673
بی‌گناه؟

21:04.113 --> 21:06.353
پس اعتراف جین شوئه ون رو چطور توضیح می‌دی؟

21:06.552 --> 21:08.399
اون دست‌خط کاملا مال خودش بود

21:14.113 --> 21:15.879
هیچ زخمی روی بدنش نبود

21:17.032 --> 21:19.998
نمی‌تونن با شکنجه ازش اعتراف گرفته باشن

21:21.873 --> 21:23.599
گاهی اوقات، امید واهی

21:24.593 --> 21:25.879
بیشتر از همه به آدم صدمه می‌زنه

21:26.673 --> 21:27.816
پونزده ساله

21:30.913 --> 21:32.136
دیگه جرات ندارم قمار کنم

21:39.393 --> 21:41.518
اگه می‌خوای حقیقت پشت اون اعتراف رو بدونی

21:42.512 --> 21:43.695
پس در موردش تحقیق کن

21:45.153 --> 21:47.495
اگه تو پرونده‌ی برادرت رو بررسی نکنی

21:47.673 --> 21:49.238
هیچکس دیگه‌ای نمی‌تونه حقیقت رو دو دستی بهت بده

21:50.193 --> 21:52.495
پونزده سال پیش، تو هنوز بچه بودی

21:52.913 --> 21:54.975
اون سرزنشت نمی‌کنه که اون موقع باورش نداشتی

21:55.472 --> 21:56.839
اما الان دیگه بزرگ شدی

21:57.512 --> 21:59.072
این پرونده کاملا پر از سواله

21:59.472 --> 22:02.152
با این حال تو حاضر نیستی گوش بدی
حاضر نیستی باور کنی، حاضر نیستی تحقیق کنی

22:02.472 --> 22:04.599
چطور اون می‌تونه فرصتی برای
پاک کردن اسمش داشته باشه؟

22:05.953 --> 22:07.399
...بعضی وقت‌ها با خودم فکر می‌کنم

22:09.232 --> 22:11.792
خیلی بهتر می‌شد اگه اصلا پامون رو
توی شهر تان شی نمی‌ذاشتیم

22:12.833 --> 22:14.735
حداقل اون موقع، می‌تونستم هنوز به امیدم چنگ بزنم

22:15.633 --> 22:17.159
حداقل می‌تونستم هنوز باور داشته باشم

22:17.552 --> 22:19.438
که اون همون آدمیه که فکر می‌کردم

22:20.593 --> 22:21.735
بی‌گناهه

22:23.353 --> 22:25.079
‌‌‌...الان حتی همون امید

22:27.153 --> 22:28.153
از بین رفته

22:28.153 --> 22:33.000
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

22:40.272 --> 22:41.495
...اون احساس رو

22:43.353 --> 22:44.576
منم درکش می‌کنم

22:45.552 --> 22:46.839
برای 15 سال

22:47.232 --> 22:50.119
ترجیح می‌دادی هر روز توی
مه ندونستن حقیقت زندگی کنی

22:50.633 --> 22:52.238
تا اینکه بفهمی واقعا چی شده

22:52.992 --> 22:54.438
چون می‌ترسیدی

22:54.792 --> 22:57.073
وقتی مطمئن بشی جین شوئه ون قاتل واقعی نبوده

22:58.673 --> 23:00.159
احساس گناهت حتی بیشتر بشه

23:01.153 --> 23:02.153
مگه نه؟

23:05.673 --> 23:08.758
و حالا، می‌ترسی اگه نتونی پرونده رو برگردونی

23:09.072 --> 23:10.872
دیگه هیچوقت نتونی توی روی لینگ لونگ نگاه کنی

23:11.512 --> 23:12.512
برای همینه که

23:13.353 --> 23:15.319
انتخاب کردی که فرار کنی و برگردی به جزیره‌ی شیان کونگ

23:16.552 --> 23:17.552
بای یو تانگ

23:18.113 --> 23:19.998
تو 15 ساله که داری فرار می‌کنی

23:20.353 --> 23:21.879
واقعا می‌خوای به فرار کردن ادامه بدی؟

23:23.712 --> 23:25.359
فقط دوتا حقیقت ممکنه وجود داشته باشه

23:26.393 --> 23:28.159
اگه جین شوئه ون واقعا قاتل بوده

23:29.153 --> 23:31.393
پس یه راهی پیدا کن تا برای لینگ لونگ جبران کنی

23:32.072 --> 23:33.718
این دینیه که برادرت به جا گذاشته

23:34.193 --> 23:35.599
اما اگه اون قاتل نبوده

23:36.833 --> 23:39.393
پس برو جلوی لوح یادبودش زانو بزن
و به اشتباهت اعتراف کن

23:39.472 --> 23:41.560
چه پشیمونی باشه چه احساس گناه

23:41.792 --> 23:43.272
این باریه که خودت باید به دوش بکشی

23:43.433 --> 23:45.198
هیچکس نمی‌تونه توی این مورد بهت کمک کنه

23:46.312 --> 23:47.559
فقط خودت می‌تونی به خودت کمک کنی

23:57.992 --> 23:59.136
چه رو به جلو حرکت کنی

24:00.393 --> 24:01.879
چه به فرار کردن ادامه بدی

24:03.153 --> 24:04.176
انتخاب با خودته

24:09.280 --> 24:10.280
اوه، راستی

24:13.472 --> 24:14.495
لینگ لونگ برگشت

25:02.353 --> 25:04.039
شیائو بای، دیگه نوشتن رو تموم کن

25:04.232 --> 25:07.552
ببین، این بادبادک رو خودم برات درست کردم
قشنگه، نه؟

25:07.633 --> 25:10.278
نه، اول باید رونویسی این متن رو تموم کنم

25:10.712 --> 25:13.166
تازه، این دیگه چه جور بادبادکیه؟

25:13.247 --> 25:14.806
من یه عقاب می‌خواستم

25:14.992 --> 25:16.033
نه یه بانوی زیبا

25:16.113 --> 25:18.616
تا حالا توی کوهستان عقاب‌ها رو ندیدی؟

25:19.633 --> 25:21.159
یه بانوی زیبا چشه مگه؟

25:21.272 --> 25:22.998
ببین چقدر قشنگ کشیدمش

25:24.353 --> 25:27.958
شبیه چیو چان از عمارت فنگ لای نیست؟

25:29.840 --> 25:31.160
من یه مردم

25:31.385 --> 25:34.559
اگه یه همچین بادبادکی هوا کنم، همه بهم می‌خندن

25:37.032 --> 25:38.136
شیائو بای

25:39.153 --> 25:40.255
بای کوچولو

25:40.433 --> 25:43.119
خیلی زحمت کشیدم تا اینو با دست درست کردم

25:43.833 --> 25:45.159
من دیگه بزرگ شدم

25:45.400 --> 25:46.908
دیگه منو با اسم بچگیم صدا نزن

25:46.932 --> 25:48.337
مگه چه ایرادی داره اینطوری صدات کنم؟

25:48.800 --> 25:51.160
وقتی کوچولو بودی، خیلی سفید و تپلی بودی

25:51.241 --> 25:53.161
درست مثل یه گلوله‌ی‌ برف گرد و کوچولو

25:53.353 --> 25:55.079
اینکه بهت می‌گم شیائو بای
فقط نشون می‌ده که چقدر دوستت دارم

25:57.353 --> 25:58.998
بی‌خیال، شیائو بای، دلم رو نشکن و یه نگاه بهش بنداز

26:01.153 --> 26:02.438
همه‌‌اش تقصیر توئه

26:03.120 --> 26:05.007
حالا کل این صفحه رو الکی رونویسی کردم

26:08.633 --> 26:10.288
این دست‌خطت رو بذاری جلوی آفتاب راه می‌ره که

26:10.312 --> 26:11.312
کی بهت یاد داده؟

26:11.433 --> 26:12.758
خب، قطعا که تو نبودی

26:14.593 --> 26:15.593
بیا اینجا

26:15.992 --> 26:17.096
حالا خودم یادت می‌دم

26:28.393 --> 26:29.718
موقع درست کردن بادبادک دستت رو بریدی؟

26:30.433 --> 26:31.958
نباید اول ببندیش؟

26:32.433 --> 26:34.839
شیائو بای، اگه واقعا برات مهمم

26:35.072 --> 26:38.478
چرا این بادبادک خوشگل رو هوا نمی‌کنی؟

26:41.272 --> 26:42.758
باشه، باشه

26:43.072 --> 26:47.433
فردا برات یه بادبادک عقابی درست می‌کنم، باشه؟

26:47.873 --> 26:49.513
بیا، بذار اول نوشتن یادت بدم

26:50.633 --> 26:52.889
از این به بعد، هر روز با هم تمرین خوش‌نویسی می‌کنیم

26:52.913 --> 26:55.559
قول می‌دم تا دو سال دیگه
دست‌خطت درست و حسابی بشه

26:57.232 --> 26:58.232
در آینده

26:58.913 --> 27:00.313
فقط خوش‌نویسی یادت نمی‌دم

27:01.433 --> 27:02.993
چیزهای خوب دیگه‌ای هم برات دارم

27:03.673 --> 27:05.593
وقتی که مسابقات سو ون رو تموم کنم

27:05.712 --> 27:08.353
دیگه لازم نیست با من انقدر سختی بکشی

27:09.633 --> 27:10.816
باورت نمی‌کنم

27:54.353 --> 27:55.353
ارباب جوان

27:55.593 --> 27:56.593
برادر جان

27:57.312 --> 27:59.833
حق با تو بود، وسایل اینجا از چوب سرو کوهیه

27:59.913 --> 28:02.473
عمه‌ام هر وقت به چوب سرو کوهی دست می‌زد
تنش کهیر می‌زد

28:02.573 --> 28:03.716
رد شمشیر هم پیدا کردم

28:15.512 --> 28:17.352
ضربات شمشیر خیلی روون و طبیعیه

28:17.752 --> 28:19.752
هر کسی شمشیر زده قطعا استاد بوده

28:20.792 --> 28:22.238
جین شوئه ون فقط یه محقق بوده

28:22.552 --> 28:24.112
اون نمی‌تونسته همچین اثری از خودش باقی بذاره

28:24.393 --> 28:26.159
عمه‌ام هم اون موقع فقط 20 سالش بود

28:26.353 --> 28:28.473
اون هم امکان نداشت به این سطح رسیده باشه

28:28.752 --> 28:31.215
یعنی وقتی قتل اتفاق افتاده

28:31.913 --> 28:33.438
نفر سومی هم اینجا بوده

28:43.760 --> 28:45.609
باید هر چه زودتر اسناد رو گیر بیاریم

28:45.633 --> 28:48.540
و ببینیم این رد شمشیرها توشون ثبت شده یا نه

28:48.673 --> 28:51.192
ولی اداره‌ی حکومتی اسناد رو مهر و موم کرده

28:51.272 --> 28:52.512
اصلا نمی‌ذارن ببینیمشون

28:53.032 --> 28:54.232
اگه قرار نیست بهمون بدنشون

28:55.433 --> 28:56.958
پس فقط یه راه باقی می‌مونه

28:58.113 --> 28:59.879
توی شرایط اضطراری، کارهای اضطراری لازمه

29:00.913 --> 29:03.839
اگه بیشتر صبر کنیم، شاید اداره‌ی حکومتی
اسناد رو کلا نابود کنه

29:07.593 --> 29:09.639
چرا ارباب جوان هنوز برنگشته؟

29:09.873 --> 29:11.419
بهتر نبود این کارهای دزدکی رو

29:11.639 --> 29:12.964
بدیم موش سفید انجام بده؟

29:13.393 --> 29:14.416
این پرونده

29:14.673 --> 29:17.775
!ارباب جوان و مهربون ما رو به چه روزی انداخته

29:18.593 --> 29:20.039
انقدر نگران نباش

29:20.312 --> 29:23.159
تا حالا شده اربابت کاری رو شروع کنه
و به سرانجام نرسونه؟

29:23.712 --> 29:25.553
!آتیش

29:25.633 --> 29:27.238
!یکی کمک کنه

29:29.312 --> 29:31.039
ارباب جان خیلی شجاعه

29:31.633 --> 29:33.639
حتما آتیش رو به راه انداخته که حواس‌ها رو پرت کنه

29:33.913 --> 29:35.799
فکر کنم موفق هم شده

29:38.312 --> 29:39.312
ارباب جوان

29:40.113 --> 29:42.913
پیداش کردین؟ -
اول باید از اینجا بریم بیرون -

29:44.792 --> 29:46.432
فقط برای اینکه یه پرونده رو از بین ببرن

29:46.520 --> 29:48.101
کل بایگانی رو آتیش زدن

29:48.125 --> 29:49.531
این دیگه کاملا قانون‌ شکنیه

29:49.979 --> 29:51.936
عمدا طوری صحنه‌سازی کردن
که انگار یه حادثه بوده

29:51.960 --> 29:53.567
حتی اگه باهاشون روبه‌رو بشیم

29:54.172 --> 29:55.395
هیچوقت گردن نمی‌گیرنش

29:56.193 --> 29:57.438
این خیلی غیرقابل تحمله

29:57.673 --> 30:00.553
این مقامات فاسد فقط برای
همچین کارهایی مغزشون رو به کار میندازن

30:20.433 --> 30:21.433
خواهر هو

30:21.712 --> 30:23.935
اگه برادرم واقعا قاتل بوده باشه

30:24.153 --> 30:27.079
هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم تا این دین رو ادا کنم

30:27.712 --> 30:28.712
...اما در حال حاضر

30:30.792 --> 30:32.113
من قصد ندارم کارش رو توجیه کنم

30:32.200 --> 30:34.560
فقط این که واقعا جزئیات مشکوکی پیدا کردیم

30:36.752 --> 30:39.879
می‌خوام با همه‌اتون همکاری کنم
تا این ابهامات رو برطرف کنیم

30:40.153 --> 30:42.540
فقط با پیدا کردن حقیقت می‌تونیم
بذاریم مردگان با آرامش بخوابن

30:42.793 --> 30:45.353
و زنده‌ها هم با خیال راحت به زندگیشون ادامه بدن

30:47.913 --> 30:49.136
منم همین حس رو دارم

31:00.193 --> 31:01.215
چی پیدا کردی؟

31:23.953 --> 31:27.673
ایـ... اینا پرونده‌ها و مدارک مربوط
به پرونده‌ی جین شوئه ون هستن

31:28.512 --> 31:30.633
این کله خرابیت بالاخره یه بار به کارت اومد

31:31.400 --> 31:33.000
این بار، یه قدم از من جلوتر بودی

31:33.080 --> 31:34.222
و زودتر از سی مینگ اقدام کردی

31:40.153 --> 31:41.153
...این

31:41.472 --> 31:43.712
وقتی اعتراف‌نامه رو دیدم، کاملا از کوره در رفتم

31:43.792 --> 31:45.512
...از روی هیجان یه کاری کردم و

31:46.472 --> 31:48.152
ولی سعی کردم تا جایی که
می‌تونستم دوباره سر همش کنم

31:49.153 --> 31:51.693
متوجه چیز مشکوکی توی اعتراف‌نامه شدی؟

31:51.953 --> 31:54.940
محتوای اعتراف‌نامه رو واقعا برادرم نوشته

31:55.272 --> 31:57.952
اما امضا، زیر اثر انگشت، دست‌خط اون نیست

32:00.712 --> 32:03.288
برادرم همیشه می‌گفت دست‌خط هر آدم
شخصیتش رو نشون می‌ده

32:03.312 --> 32:05.569
حتی قلم‌هاش باید با ابهت و باوقار نوشته می‌شد

32:05.593 --> 32:07.229
برای همین وقتی حرف "جین" رو می‌نوشت

32:07.253 --> 32:09.493
ضربات قلمش همیشه بلند و روان بود

32:10.072 --> 32:12.528
انقدر عجله داشتم که مینگ جو آر
و جائو جی آر پیدات کنن

32:12.552 --> 32:13.952
چون می‌خواستم

32:14.113 --> 32:15.399
به اسم "جین یوئه ون" نگاه کنی

32:15.752 --> 32:17.119
و تشخیص بدی واقعا کی نوشته‌اتش

32:17.673 --> 32:18.998
کاملا متفاوته

32:19.232 --> 32:21.033
"مخصوصا حروف "جین" و "ون

32:21.113 --> 32:24.079
آره، ضربات قلم کاملا فرق داره

32:35.593 --> 32:36.593
جناب قاضی

32:36.953 --> 32:40.039
من شو آن پیشکار اقامتگاه جین هستم

32:41.059 --> 32:43.219
اغلب توی مسیرم به سمت عطاری تیان‌ چنگ

32:43.300 --> 32:44.753
از کوچه‌ی هوای هوا رد می‌شم

32:44.833 --> 32:48.438
بارها دیدم که جین شوئه ون داشت
اون بانوی جوانی که همسایه‌اش بود رو اذیت می‌کرد

32:49.193 --> 32:51.998
خیلی بی‌ادبانه باهاش حرف می‌زد
و هی دست‌درازی می‌کرد

32:52.433 --> 32:54.952
اون دختر بارها و بارها نادیده‌اش گرفت

32:55.032 --> 32:56.559
ولی اون دست‌بردار نبود

32:57.353 --> 32:58.432
!من اذیتش نمی‌کردم

32:58.512 --> 32:59.768
قبول دارم که وقتی زن زیبایی می‌بینم

32:59.792 --> 33:01.008
اختیارم رو از دست می‌دم

33:01.032 --> 33:02.688
و شاید حرف‌هام یه کمی از حد گذشته باشه

33:02.712 --> 33:04.958
ولی هیچوقت قصد بدی نسبت به بانو هو نداشتم

33:05.472 --> 33:07.632
فقط فکر کردم ناراحته و می‌خواستم کمکش کنم

33:07.673 --> 33:09.409
هیچوقت قصد نداشتم که ازش سواستفاده کنم

33:09.433 --> 33:10.616
چه راحت حرف می‌زنی

33:11.032 --> 33:14.472
همه توی این شهر می‌دونن
که ذاتا آدم هوس‌بازی هستی

33:14.552 --> 33:16.559
و همیشه وقتت رو توی فاحشه خونه‌ها تلف می‌کنی

33:17.032 --> 33:18.033
جین شوئه ون

33:18.113 --> 33:21.553
می‌دونستم دیر یا زود کار دست خودت می‌دی

33:21.633 --> 33:23.119
گیریم که نیت بدی هم داشتم

33:23.633 --> 33:25.033
معنیش این نیست که کسی رو می‌کشم

33:26.113 --> 33:28.039
اینکه کشتیش یا نه رو نمی‌دونم

33:28.512 --> 33:30.251
ولی شکی نیست که نسبت به اون دختر همسایه

33:30.275 --> 33:31.958
نیت ناپاکی داشتی

33:34.153 --> 33:35.153
جناب قاضی

33:35.433 --> 33:37.472
چرا برادر کوچیک‌تر جین شوئه ون رو احضار نمی‌کنین

33:37.552 --> 33:39.113
تا ببینیم اون چی می‌گه؟

33:39.193 --> 33:41.313
نه، اون رو اینجا نیارین

33:41.393 --> 33:43.552
اون فقط یه بچه‌ست، می‌ترسه

33:43.953 --> 33:45.136
اون شب

33:45.800 --> 33:47.766
داشتم می‌رفتم با لینگ لونگ حرف بزنم

33:48.512 --> 33:49.656
ولی وسط راه

33:50.512 --> 33:52.753
دیدم که ارباب جوان جین وارد خونه شد

33:52.833 --> 33:56.039
قبلش هم چند بار دیده بودم
لینگ لونگ داشت باهاش حرف می‌زد

33:56.433 --> 33:57.839
قبلا به لینگ لونگ هشدار داده بودم

33:58.193 --> 34:00.672
که جین شوئه ون خوش‌نام نیست

34:00.752 --> 34:03.238
ولی اون باز هم ازش دفاع می‌کرد

34:04.433 --> 34:07.639
فکر کردم بینشون چیزی هست

34:08.113 --> 34:09.478
برای همین نخواستم دخالت کنم

34:09.992 --> 34:10.992
به جاش برگشتم خونه

34:11.593 --> 34:12.735
قرار بود فرداش

34:13.953 --> 34:15.958
در موردش ازش بپرسم

34:17.712 --> 34:18.896
اما وقتی صبح شد

34:20.433 --> 34:21.833
اون خبر وحشتناک رو شنیدم

34:21.913 --> 34:24.728
!من رو اشتباه گرفتی
من هیچوقت وارد اون عمارت همسایه نشدم

34:24.752 --> 34:26.353
اون شب اصلا خونه نبودم

34:26.433 --> 34:27.952
فقط صبح روز بعدش برگشتم

34:28.032 --> 34:29.176
هیچ اشتباهی در کار نیست

34:29.720 --> 34:31.127
چطور ممکنه تو رو با کس دیگه‌ای اشتباه بگیرم؟

34:32.153 --> 34:34.958
دوتا خدمتکارهام اون موقع پیشم بودن

34:36.193 --> 34:37.718
اونا هم تو رو دیدن

34:39.752 --> 34:41.159
ما قشنگ دیدیم

34:41.272 --> 34:43.599
کسی که اون شب اونجا بود
قطعا همین ارباب جوان بود

34:44.000 --> 34:45.102
!دارین دروغ می‌گین

34:45.378 --> 34:46.744
حتما با یکی دیگه اشتباه گرفتین

34:46.913 --> 34:48.113
اون روز، از شهر زده بودم بیرون

34:48.200 --> 34:50.094
که قبل تاریک شدن هوا برم
دره‌ی فی هوا گیاه دارویی جمع کنم

34:50.118 --> 34:51.838
کل شب رو توی کوهستان موندم

34:52.712 --> 34:56.432
درسته! وقتی توی کوهستان
از کنار عمارت چون شین رد می‌شدم

34:56.512 --> 34:58.872
به تانگ جی، رئیس دوم فرقه‌ی تانگ، برخوردم

34:58.953 --> 35:01.513
دیدم توی عمارت داشت با
یه بانوی شوهردار حرف می‌زد

35:01.593 --> 35:02.952
حتی با هم حرف هم زدیم

35:03.032 --> 35:05.085
من برای شرکت توی مسابقات سو ون که توی
عمارت خاندان جین توی شهر تان شی برگزار می‌شد

35:05.165 --> 35:07.593
اومدم شیانگ یانگ

35:07.673 --> 35:09.993
طی این ده روزی که اینجام
حتی یه بار هم از شهر خارج نشدم

35:10.353 --> 35:11.918
من هیچوقت به دره‌ی فی هوا نرفتم

35:12.312 --> 35:15.313
هیچ بانوی سفیدپوشی هم ندیدم

35:15.393 --> 35:16.393
!داری دروغ می‌گی

35:16.792 --> 35:18.073
!تو واضح منو دیدی

35:18.153 --> 35:19.376
بانویی که داشتی باهاش حرف می‌زدی

35:19.712 --> 35:20.992
لباس سفید تنش بود

35:21.072 --> 35:22.678
و یه کلاه نقاب‌دار سفید هم سرش بود

35:23.353 --> 35:26.159
من هیچوقت با خانواد‌ه‌ام سفر نمی‌کنم

35:26.552 --> 35:28.198
توی شیانگ یانگ هم هیچ فامیلی ندارم

35:28.873 --> 35:31.718
چرا باید یواشکی با یه بانو قرار بذارم؟

35:32.353 --> 35:33.774
حتی اگه قرار بود کسی رو ببینم

35:33.798 --> 35:35.409
چرا یه جای خلوت‌تر انتخاب نکردم؟

35:35.433 --> 35:38.198
چرا باید تا اون ناکجاآباد برم که ببینمش؟

35:38.833 --> 35:39.833
جین شوئه‌ ون

35:40.633 --> 35:45.096
من و تو فقط سه سال پیش توی
مسابقات سو ون یه دیدار کوتاه داشتیم

35:45.793 --> 35:48.335
ممکنه منو با یکی دیگه اشتباه گرفته ‌باشی؟

35:49.393 --> 35:51.959
ولی اون روز واضح بهم سلام دادی

35:53.353 --> 35:54.353
...شماها

35:54.873 --> 35:57.072
چرا همه دارین دروغ می‌گین؟

35:57.152 --> 35:58.639
چرا می‌خواین برام پاپوش درست کنین؟

35:59.753 --> 36:02.838
حرف‌های این سه شاهد واقعا
مدرک محکمی حساب نمی‌شه

36:03.433 --> 36:05.432
شو آن همیشه نسبت به برادرت پیش‌داوری داشت

36:05.559 --> 36:07.277
پس عجیب نیست که بدبینانه قضاوت کرده باشه

36:07.301 --> 36:08.914
در مورد بانو جیائو و اون دو خدمتکار هم

36:09.166 --> 36:10.976
ممکنه واقعا یکی دیگه رو اشتباه گرفته باشن

36:11.000 --> 36:12.840
بالاخره، اون شب هم تاریک بود هم بارونی

36:13.112 --> 36:16.278
شاید کسی که دیدن، قاتل واقعی بوده
که خودش رو جای برادرت جا زده بود

36:16.873 --> 36:17.920
و حتی اگه تانگ جی انکار کرده باشه

36:18.000 --> 36:19.909
که جین شوئه‌ ون برای
جمع کردن گیاه رفته بود کوهستان

36:19.933 --> 36:22.596
بازم ثابت نمی‌کنه که اون قاتل بوده

36:23.672 --> 36:24.672
دقیقا

36:24.753 --> 36:27.793
اگه همون شب از نگهبان سر وظیفه یا از نگهبان‌های

36:27.873 --> 36:29.278
دروازه‌ی شهر سوال می‌کردن

36:29.793 --> 36:32.753
نمی‌فهمیدن برادرت کل شب بیرون بوده یا نه؟

36:33.192 --> 36:36.072
ولی هیچکدومش توی اسناد پرونده ثبت نشده

36:36.152 --> 36:38.775
اینکه اصلا ثبت نشده یا عمدا از بین برده شده

36:39.512 --> 36:40.512
جفتش ممکنه

36:41.112 --> 36:43.016
تا جایی که من می‌فهمم، قاضی حکم رو

36:43.040 --> 36:44.920
بیشتر بر اساس سلاح قتل و لباس‌های خونی صادر کرده

36:45.393 --> 36:47.753
به اضافه‌ی زخم‌های روی بازو و شونه‌ی برادرت

36:47.872 --> 36:49.336
اگرچه که گفته توی کوهستان موقع

36:49.360 --> 36:51.448
جمع کردن گیاه‌های دارویی عقاب زخمیش کرده

36:51.472 --> 36:53.678
ولی اون توضیح زیادی عجیب بوده

36:54.313 --> 36:55.639
برای همین قاضی ردش کرد

36:57.192 --> 36:58.632
بیاین به مدارک فیزیکی نگاه کنیم

36:59.552 --> 37:01.413
غیر از اون خنجری که دیدین

37:01.600 --> 37:03.560
اینم لباس خونی همون موقع‌ست

37:18.353 --> 37:20.999
این خراش‌ها شبیه زخم‌هایی نیستن
که آدم ایجاد کرده باشه

37:22.953 --> 37:25.639
توی پرونده هم هیچ اشاره‌ای به رد شمشیر نشده

37:26.313 --> 37:28.473
انگار یکی عمدا پنهونشون کرده باشه

37:28.672 --> 37:29.672
رد شمشیر؟

37:29.913 --> 37:30.913
کدوم رد شمشیر؟

37:33.072 --> 37:35.793
ما توی خونه‌ی عمه‌ام دیواری پیدا کردیم
که پر از رد شمشیر بود

37:35.873 --> 37:37.393
اون ردها کار یه شمشیرزن حرفه‌ای بود

37:39.032 --> 37:42.198
انگار قاضی شیانگ یانگ اون زمان خیلی زرنگ بوده

37:43.512 --> 37:45.552
اگه رد شمشیر توی اسناد ذکر شده بود

37:45.793 --> 37:47.136
با اون ادعا تناقض پیدا می‌کرد

37:47.160 --> 37:49.280
که جین شوئه‌ ون عمه‌ات رو با خنجر کشته

37:49.713 --> 37:51.278
برای همین کلا حذفش کردن

37:53.873 --> 37:57.032
راستش، رد کردن شهادت شو آن نباید سخت باشه

37:58.032 --> 38:00.215
فقط باید دوباره از بانو جیائو بازجویی کنیم

38:01.112 --> 38:03.889
اما در مورد تانگ جی، احتمالا
دیگه چیزی از دهنش درنمیاد

38:03.913 --> 38:06.815
الان، احتمالا اون هم دیگه به شیائو تانگ اعتماد نداره

38:14.000 --> 38:15.000
مینگ جو آر

38:15.499 --> 38:18.639
یادتونه اون شکارچی چی بهمون گفت؟

38:23.472 --> 38:25.999
البته واقعا چندتا عاشق بی‌پروا بودن

38:26.353 --> 38:28.793
که جرات می‌کردن یواشکی برن توی کوهستان

38:29.433 --> 38:30.873
بارون یا آفتاب هم جلوشون رو نمی‌گرفت

38:31.672 --> 38:32.672
اگه

38:34.192 --> 38:36.238
شوخی نکرده باشه چی؟

38:37.992 --> 38:39.512
اون زوج جوونی که شکارچی گفت

38:39.642 --> 38:41.402
ممکنه همونایی باشن که جین شوئه ‌ون دیده ‌بود؟

38:41.913 --> 38:43.238
تانگ جی و اون بانوی سفیدپوش؟

38:44.353 --> 38:46.758
باید دوباره بریم سراغ اون شکارچی

38:50.913 --> 38:54.559
قبلا چند بار اون مرد و بانو رو با هم دیده بودم

38:55.433 --> 38:59.152
یواشکی توی عمارت اون
دره‌ی کوهستانی همدیگه رو می‌دیدن

38:59.913 --> 39:02.392
اون دوتا واقعا انگار از جونشون سیر شده بودن

39:02.472 --> 39:04.176
اون موقع، همه‌ی مریض‌های بدحال

39:04.256 --> 39:05.959
به کوهستان فرستاده می‌شدن

39:06.592 --> 39:10.072
حتی خودم هم داشتم وسایلم رو
جمع می‌کردم که از کوهستان پایین برم

39:10.152 --> 39:12.959
ولی اون دوتا باز هم جرات می‌کردن بیان اینجا

39:33.992 --> 39:35.398
اون مرد چه شکلی بود؟

39:36.592 --> 39:38.398
این همه سال گذشته

39:38.512 --> 39:39.592
دیگه یادم نمیاد

39:39.672 --> 39:42.039
اون بانو چی؟ چیزی ازش یادت میاد؟

39:42.992 --> 39:45.718
از اون، یه چیزهایی یادمه

39:45.992 --> 39:48.855
هر بار که میومد، نقاب داشت

39:49.873 --> 39:51.313
هیچوقت صورتش رو درست ندیدم

39:51.393 --> 39:53.278
ولی از طرز لباس پوشیدنش معلوم بود

39:53.672 --> 39:55.312
باید از یه خانواده‌ی ثروتمند باشه

39:56.072 --> 39:57.519
اگه هیچوقت صورتش رو ندیدی

39:57.793 --> 40:00.639
پس از کجا مطمئنی هر بار همون بانو بوده؟

40:00.833 --> 40:04.678
چون هر بار که میومد، همون لباس سفید رو می‌پوشید

40:05.472 --> 40:08.592
لبه‌ی لباسش نقش گلبرگ‌های گلدوزی‌شده داشت

40:08.753 --> 40:11.113
مثل شکوفه‌هایی که توی دره‌ کوهستان پخش شده باشن

40:11.472 --> 40:13.919
هر بار که اون مرد رو می‌دید

40:14.152 --> 40:15.599
دقیقا همون لباس تنش بود

40:15.992 --> 40:18.919
اگه اون نبود، پس دیگه کی می‌تونست باشه؟

40:22.273 --> 40:23.639
زمین‌های اینجا خیلی خاصه

40:24.152 --> 40:27.313
هر بهار، کل دره و اطرافش پر از گل می‌شه

40:27.393 --> 40:29.369
اواخر بهار هم، معمولا بادهای شدیدی می‌وزه

40:29.393 --> 40:32.198
شکوفه‌های ریخته با باد بلند می‌شن
و کل آسمون رو پر می‌کنن

40:32.592 --> 40:34.512
برای همین اسم اینجا رو گذاشتن دره‌ی فی هوا

40:34.552 --> 40:37.273
غیر از فصل بهار که مردم برای دیدن منظره میان اینجا

40:37.353 --> 40:38.608
تقریبا هیچکس سراغ اینجا نمیاد

40:38.632 --> 40:40.632
واقعا جای مناسبی برای قرارهای مخفیانه‌ست

40:41.393 --> 40:44.016
تانگ جی حتما نمی‌خواسته
رابطه‌اش رو توی دادگاه اعتراف کنه

40:44.233 --> 40:46.599
برای همین اصرار داشت که هیچوقت برادرم رو ندیده

40:46.873 --> 40:49.576
احتمالا حساب کرده بود اینجا دورافتاده و خالیه

40:49.793 --> 40:51.073
تا وقتی همه چیز رو انکار می‌کرد

40:51.313 --> 40:52.496
هیچکس هم نمی‌تونست لوش بده

40:53.552 --> 40:56.198
اون بانو به احتمال زیاد اهل خود شیانگ یانگ بوده

40:56.672 --> 40:59.633
حتما قبلا این منظره‌ی شکوفه‌های معلق
اواخر بهار رو دیده بوده

40:59.713 --> 41:01.433
برای همین اون طرح رو گلدوزی کرده

41:01.873 --> 41:02.873
اگه پیداش کنیم

41:03.072 --> 41:05.718
دروغ تانگ جی خود‌به‌خود لو می‌ره

41:05.953 --> 41:08.233
ولی غیر از اینکه می‌دونیم سفید پوشیده بوده

41:08.313 --> 41:09.488
هیچ چیز دیگه‌ای درباره‌اش نمی‌دونیم

41:09.512 --> 41:10.806
چطوری باید پیداش کنیم؟

41:11.592 --> 41:13.798
اون شکارچی گفت 15 ساله پیداش نشده

41:14.192 --> 41:15.712
اگه واقعا مریضی گرفته باشه چی؟

41:16.313 --> 41:17.496
هنوز ناامید نشو

41:17.753 --> 41:19.959
طرح گلدوزی لباس خودش یه سرنخه

41:20.552 --> 41:23.079
بیا برگردیم و از غرفه‌های گلدوزی پرس‌وجو کنیم

41:28.072 --> 41:30.552
و اگه بتونیم اون گیاهی که برادرم اون
موقع جمع کرده بود رو شناسایی کنیم

41:30.632 --> 41:32.718
اون هم ثابت می‌کنه از خودش داستان درنیاورده بوده

41:33.472 --> 41:34.793
بیا برگردیم خونه‌ی قدیمی

41:34.960 --> 41:37.088
و کتاب‌های طبابتی که برادرت می‌خوند رو نگاه کنیم

41:37.112 --> 41:40.496
شاید یه گیاه پیدا کنیم که واقعا
فقط شب‌ها بشه جمعش کرد

42:13.913 --> 42:16.033
ارباب جوان، این کتاب‌های طبابت رو
هنوز می‌شه نجات داد

42:45.472 --> 42:46.496
چی رو قایم کردی؟

42:47.592 --> 42:49.318
...دوباره داشتی به

42:49.632 --> 42:50.919
اون چیزها نگاه می‌کردی؟

42:51.072 --> 42:53.048
برای سن و سالت زیادی واردی

42:53.072 --> 42:55.592
کی می‌خوای درست و حسابی
تکنیک‌های سوزنت رو تمرین کنی؟

42:55.632 --> 42:57.432
مسابقات سو ون نزدیکه

42:57.512 --> 43:00.519
کل فرقه میان تماشا

43:00.753 --> 43:02.193
آبروریزی نکن

43:02.273 --> 43:03.273
شیائو بای

43:03.393 --> 43:07.039
من توی مسابقات سو ون مقام اول رو میارم

43:07.039 --> 44:07.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Vanilla ✧ Stella ✧ Mehrbanoo ✧ سارا ✧
✧ ادیت: snowman✧
